WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.051 --> 00:13.021
‫.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

00:56.461 --> 00:59.621
‫♪ اون ته اقیانوس، مرده و رها شده ♪

00:59.781 --> 01:03.261
‫♪ جایی که معصومیت
‫لای شعله ‌ها دفن شده

01:03.421 --> 01:06.821
‫♪ میلیون ‌ها فرسخ دور از خونه،
‫دارم میرم جلو

01:06.981 --> 01:09.221
‫♪ تا مغز استخونم یخ زده

01:09.381 --> 01:12.461
‫♪ یه سربازم که تک و تنهاست

01:12.621 --> 01:18.101
‫♪ راهو بلد نیستم،
‫دارم از کوه رسوایی میرم بالا

01:18.261 --> 01:19.561
‫[ اغواگری ]
‫قسمت ششم

01:21.821 --> 01:25.581
‫♪ واسه جنگ و تقدیر آماده‌ام ♪

01:27.661 --> 01:28.494
‫بیا تو.

01:35.381 --> 01:37.430
‫همین الان دیدم
‫یه جوون خیلی خوش‌ تیپ رفت بیرون.

01:38.541 --> 01:41.500
‫خوشحالم میبینم هنوز اون شادابی
‫و جذابیتت رو حفظ کردی.

01:43.621 --> 01:44.987
‫نامه ‌ام به دستت رسید؟

01:46.381 --> 01:47.214
‫بله، رسید.

01:47.341 --> 01:52.581
‫فردا واسه ملاقات با شاه
‫درباره موضوع تو، میرم ورسای.

01:52.741 --> 01:54.595
‫البته همراه با ژرکورت عزیزت.

01:57.421 --> 01:59.301
‫عزیزم، همش فیلمه.

02:02.741 --> 02:04.507
‫ژرکورت و کستله همین الانم اجازه

02:04.531 --> 02:06.781
‫شاه رو گرفتن که هر
‫کاری دلشون خواست بکنن.

02:08.101 --> 02:10.660
‫لقب و دار و ندارت رو ازت میگیرن.

02:11.341 --> 02:14.414
‫زیاد به نمایشی که
‫تهش رو میدونم علاقه ندارم.

02:15.541 --> 02:17.297
‫معلومه که نمایش مزخرفی میشه.

02:18.301 --> 02:20.818
‫حتی اگه تو این بازی،
‫نقش شاهد غافلگیرکننده

02:20.901 --> 02:23.621
‫و آدم خائن رو یه ستاره‌ آینده‌دار
‫خیلی عالی بازی کنه.

02:25.181 --> 02:28.941
‫کمکت میکنم.
‫دلم میخواد. لازمش داری.

02:29.581 --> 02:30.414
‫یه مقدار پول.

02:30.861 --> 02:34.061
‫خب، پس ته این دوستی قشنگمون رسید
‫به یه مشت پول نقد.

02:38.100 --> 02:42.141
‫باید بهم اعتماد کنی.
‫هر چه سریعتر، برو لندن.

02:43.181 --> 02:45.501
‫- آخه چرا نه؟
‫- میرم ورسای.

02:46.821 --> 02:50.181
‫- امکان نداره.
‫- باید از خودم دفاع کنم.

02:50.341 --> 02:53.707
‫همیشه اینقدر آینده‌ نگر بودی که حتی
‫فکر شرط بستن علیه منم به سرت نزنه.

02:53.901 --> 02:56.221
‫- پس همین فرمون رو برو جلو.
‫- فقط الان برو.

02:56.381 --> 02:58.301
‫سریع راهی لندن شو.

02:58.461 --> 03:00.363
‫دوستای خوبی دارم که میتونن کمکت کنن.

03:03.261 --> 03:05.181
‫لیدی ایزابل.

03:10.421 --> 03:12.421
‫خب، شاید این برای
‫شروع زندگی جدیدت کافی باشه.

03:17.581 --> 03:19.421
‫- تا کی تنها؟
‫- این یه کادوئه.

03:21.061 --> 03:24.021
‫- دیگه یه زن آزادی.
‫- مرسی.

03:28.181 --> 03:29.261
‫خانم.

03:45.701 --> 03:46.861
‫آخ، بدجوری گشنمه.

04:01.061 --> 04:04.621
‫مادام دُ ولانژ اینجاست خانم.
‫یه مأمور اجرا هم همراهشه.

04:04.781 --> 04:07.421
‫- خیلی خب. بگو بیان تو.
‫- آخه...

04:08.261 --> 04:10.341
‫اونا نخواستن که
‫شما حضور داشته باشین.

04:17.581 --> 04:20.100
‫- روز بخیر.
‫- خانم.

04:21.621 --> 04:25.181
‫نمیخواستم موقع
‫شام خوردن مزاحمتون بشم.

04:25.341 --> 04:28.021
‫مادام مارکیز، اگه اجازه بدین.

04:30.981 --> 04:33.461
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- صورت‌ برداری از اموال.

04:34.541 --> 04:36.901
‫خودت میدونی چقدر برادرم رو دوست داشتم.

04:37.061 --> 04:40.141
‫خونه ‌اش هنوزم
‫یه جورایی یادآور روحش هست.

04:40.301 --> 04:43.261
‫حتما درک میکنی که نمیتونم بذارم
‫دار و ندارش رو غارت کنی،

04:43.421 --> 04:46.781
‫اونم قبل از اینکه برای همیشه
‫جایگاه و لقبت رو از دست بدی.

04:46.941 --> 04:51.661
‫من مارکیز دُ مرتی هستم،
‫و مارکیز دُ مرتی هم میمیرم.

04:51.821 --> 04:52.992
‫تو همیشه یه هرزه بودی.

04:53.541 --> 04:56.221
‫همین‌ جوری زندگی کردی،
‫همین‌ جوری هم میمیری.

04:57.141 --> 05:01.181
‫سسیل بیچاره‌ من، اون دختر پاک و ساده‌ ام،
‫چطور تونست اینقدر گول تو رو بخوره؟

05:01.781 --> 05:04.981
‫پادرمیونی کنت دُ ژرکورت
‫پیش پادشاه خوبمون،

05:05.141 --> 05:07.061
‫کمک میکنه که حقیقت برملا بشه.

05:07.221 --> 05:10.941
‫هیچوقت واقعا همسر برادر من نبودی،
‫مادام مارکیز.

05:11.101 --> 05:16.181
‫فقط از اعتماد یه پیرمرد که
‫زیادی باهات خوب بود سوءاستفاده کردی.

05:16.341 --> 05:18.821
‫برادرت یه آدم هیز و کثیف بود،

05:18.981 --> 05:21.741
‫که انگار فکر میکرد من یه تیکه گوشتم.

05:21.901 --> 05:23.999
‫من ازدواج کردم و وجب به وجب
‫اینجا رو خودم ردیف کردم،

05:24.141 --> 05:27.701
‫حتی همون ظرفایی که خدمتکارهای عزیزت
‫توش میشاشن. همه ‌اش مال منه.

05:34.781 --> 05:35.781
‫احمق بیچاره.

05:43.061 --> 05:43.894
‫ادامه بدین.

05:58.061 --> 06:00.541
‫خانم.

06:03.821 --> 06:07.501
‫فقط میخواستم خداحافظی کنم.
‫شنیدم داری میری ورسای.

06:07.661 --> 06:11.021
‫میخوای خداحافظی کنی
‫و شاید هم یه گپی درباره سسیل بزنی؟

06:11.181 --> 06:14.181
‫اون نه پیش مامانشه
‫و نه پیش مارکیز دُ مرتی،

06:14.341 --> 06:15.621
‫که اونم اصلا منو راه نمیده.

06:16.581 --> 06:18.781
‫اگه خبری داری که کجاست...

06:18.941 --> 06:20.181
‫افسوس.

06:21.981 --> 06:24.901
‫شرمنده ‌ام. کاری از دستم برنمیاد.

06:28.021 --> 06:30.221
‫داره داغونم میکنه.
‫نمیفهمم چی شده.

06:32.101 --> 06:35.141
‫بهم گفتن مارکیز دُ مرتی
‫این اواخر به مشکل خورده.

06:35.301 --> 06:38.821
‫میخواستم کمکش کنم.
‫ولی خودش خواست راه دیگه ‌ای رو بره.

06:41.861 --> 06:42.981
‫مثل تو.

06:44.901 --> 06:47.301
‫الان یه طعم تلخی روی زبونمه.

06:50.221 --> 06:51.701
‫فکر میکردم اونم مثل منه.

06:55.421 --> 06:57.541
‫ولی ایزابل یه جور دیگه‌ هست.

06:57.701 --> 07:00.091
‫پر از خشمه، تا کسی رو نکشه، خودش نمیمیره.

07:03.381 --> 07:05.701
‫انگار یه پرده‌ غم روی صورتته.

07:09.421 --> 07:14.261
‫- برو پسر جون. برو دیگه.
‫- بهت اجازه نمیدم.

07:14.421 --> 07:17.781
‫- اجازه نمیدی؟
‫- آره، اجازه نمیدم.

07:17.941 --> 07:21.821
‫نمیذارم خودت رو اونجوری که
‫من تحسینت کردم، تحسین نکنی.

07:22.621 --> 07:23.781
‫به خودت نگاه کن.

07:32.541 --> 07:35.941
‫این زن، واسه پشیمونی ساخته نشده.

07:43.221 --> 07:46.861
‫اگه سسیل الان میشنید
‫داری اینقدر آزادانه حرف میزنی،

07:47.981 --> 07:49.981
‫میگفت که بهت افتخار میکنه.

08:20.901 --> 08:23.061
‫منو ببخش. معذرت میخوام خانم.

08:25.341 --> 08:27.261
‫- خانم، به نظرم شما خیلی...
‫- دیگه کافیه.

08:34.021 --> 08:36.861
‫خانم، متأسفم. همه‌ی فکرم پیش سسیله.

08:37.021 --> 08:38.700
‫خب، اون تو خونه‌ من نیست.

08:40.901 --> 08:42.381
‫ولی شما میدونید کجاست.

08:42.621 --> 08:45.181
‫چیزی نیست که من درباره برادرزاده ‌ام ندونم.

08:56.141 --> 08:56.974
‫برو بیرون.

09:30.861 --> 09:32.910
‫برو کالسکه ‌ام رو حاضر کن.
‫میخوام برم بیرون.

09:33.701 --> 09:34.621
‫چشم خانم.

09:42.461 --> 09:44.658
‫ویکنت عزیزم،
‫دارم از پا درمیام. باید میدیدمت.

09:44.741 --> 09:47.301
‫ازت خواهش میکنم، با من بیا ورسای. ویکنت.

09:48.581 --> 09:51.458
‫امیدوارم بهم خرده نگیری که نتونستم جلوی

09:51.541 --> 09:52.381
‫وسوسه‌ی دیدنت رو بگیرم.

09:52.541 --> 09:56.461
‫ویکنت عزیزم، امیدوارم حالت خوب باشه.
‫اوضاع خیلی خطرناکه.

09:56.621 --> 09:59.461
‫میترسم بدبخت بشم، تحقیر بشم، نابود بشم.

09:59.621 --> 10:05.901
‫ویکنت عزیز، زندگیم تو دستای توئه.
‫آه، اگه میشد باهام بیای

10:06.061 --> 10:07.061
‫به ورسای.

10:09.661 --> 10:12.261
‫فقط با بودن توئه که
‫صدام به جایی میرسه.

10:33.941 --> 10:35.981
‫- سلام، سسیل.
‫- خانم.

10:46.221 --> 10:48.621
‫یه گفتگوی افتضاحی با عمه ‌ات داشتم.

10:48.781 --> 10:51.541
‫- بله، شنیدم. - حق با اونه.

10:52.501 --> 10:54.581
‫توی ورسای، دست تنها،
‫من هیچی نیستم.

10:58.821 --> 11:00.221
‫باهام بیا.

11:00.381 --> 11:02.341
‫دارم کل ثروت و جایگاهم رو از دست میدم.

11:02.501 --> 11:05.501
‫بمیرم بهتره تا اینکه
‫تو رو آواره‌ خیابون ببینم.

11:05.661 --> 11:06.594
‫پس چی؟ ازم دفاع میکنی؟

11:06.618 --> 11:09.141
‫من؟ واسه بقای خودم و بهترین
‫دوستام، التماس شاه رو بکنم؟

11:09.301 --> 11:10.813
‫و از اونور آبروم رو بدم؟

11:11.541 --> 11:15.061
‫نه، اگه قراره به قیمت آبروم تموم بشه،
‫نمیتونم کمکت کنم.

11:15.221 --> 11:17.861
‫یه مرد، یه ویکنت، اونم با این قدرت بیان.

11:19.141 --> 11:21.298
‫خوب میدونی چطوری اونجا
‫صدات رو به گوش بقیه برسونی.

11:21.381 --> 11:22.214
‫نه.

11:22.981 --> 11:25.781
‫شانس آوردم که یه مرد
‫و یه ویکنت به دنیا اومدم.

11:25.941 --> 11:28.818
‫برادرزاده‌ یه عمه‌ فوق ‌العاده
‫که مثل فرشته مراقبمه.

11:28.901 --> 11:30.261
‫پس جون من در امانه.

11:31.621 --> 11:34.101
‫اعتراف میکنم که وضعیت تو خیلی حساس‌تره.

11:37.781 --> 11:41.461
‫خیلی دلم میخواد کمک کنم،
‫ ولی آخه چطوری؟

11:49.621 --> 11:52.381
‫تو رو میشناسم ویکنت.
‫حالا که تنهاییم،

11:52.541 --> 11:55.224
‫بیا این بازی‌ها رو تموم کنیم
‫و فقط بگو چی میخوای.

11:55.341 --> 11:56.301
‫تو رو.

11:58.141 --> 12:01.061
‫دستت رو. همه‌چیز رو.

12:05.821 --> 12:09.421
‫خنده‌داره، ولی واقیعت اینه که
‫نجات ما دست کلیساست.

12:10.221 --> 12:12.758
‫یا دقیقتر بگم،
‫رفیق من، کاردینال کلیسا.

12:12.901 --> 12:14.141
‫اون بهم نه نمیگه.

12:15.221 --> 12:19.141
‫اون قدرت اینو داره که ما رو به عقد هم دربیاره،
‫و اینجوری پیوند قبلی باطل میشه.

12:20.181 --> 12:22.141
‫حتی شاه هم نمیتونه باهاش مخالفت کنه.

12:23.021 --> 12:25.850
‫لابد منو میبخشی اگه
‫واسه خواستگاری جلوت زانو نمیزنم.

12:25.981 --> 12:27.861
‫جفتمون میدونیم که
‫همین الانم قبول کردی.

12:34.421 --> 12:36.261
‫پس یعنی باز هم منو میخوای؟

12:40.541 --> 12:43.061
‫این یه پایان مناسب واسه داستانمونه.

12:43.981 --> 12:48.141
‫راستش، شروع کردم به نوشتنش.
‫خوشحال میشم نظرت رو بدونم.

12:59.381 --> 13:02.501
‫پس این ورژن توئه؟
‫حاضره با کسی ازدواج کنه که

13:02.661 --> 13:05.421
‫فکر میکنه بی ‌نقص و فوق ‌العاده هست؟

13:05.581 --> 13:09.261
‫قهرمان داستانمون میگه اونقدر عاشقه
‫که ممکنه از شدت وجد بمیره.

13:09.421 --> 13:13.541
‫یکم ساختگیه. ادبیات باید یه سری
‫جنبه ‌های زندگی رو پررنگتر کنه،

13:13.701 --> 13:16.042
‫تا معنی‌ دارتر بشن.

13:17.181 --> 13:19.101
‫مواظب باش!

13:19.261 --> 13:20.221
‫والمون.

13:25.221 --> 13:27.058
‫شوالیه، تمومش کن. ازت خواهش میکنم.

13:27.141 --> 13:29.981
‫دیدن اینکه اینجوری میری کمکش،
‫مصمم‌ ترم میکنه.

13:30.141 --> 13:33.021
‫اسلحه رو بده به من. شوالیه.

13:34.341 --> 13:36.738
‫نمیدونم نقش شما تو سقوط من چیه خانم، اما...

13:36.821 --> 13:38.821
‫اگه قراره کسی تقاص پس بده، اون منم.

13:40.301 --> 13:43.461
‫من لوسیل رو تشویق کردم این کار رو بکنه
‫تا مثلا تربیتش کامل بشه.

13:44.421 --> 13:46.141
‫و حالا اون دیگه یه زن آزاده.

13:46.901 --> 13:50.861
‫اون هیچ چیزی واسه شرمندگی نداره.
‫مخصوصا جلوی تو.

14:01.461 --> 14:02.981
‫بزن.

14:07.061 --> 14:08.661
‫یالا، بزن دیگه.

14:10.301 --> 14:11.134
‫بکش ماشه رو!

14:13.581 --> 14:15.701
‫- ایزابل.
‫- تفنگ رو بده به من.

14:15.861 --> 14:17.181
‫نه، مادمازل.

14:21.861 --> 14:25.261
‫سسیل، من عاشقتم.
‫این تنها چیزیه که دارم.

14:27.821 --> 14:29.301
‫اولین بار که دیدمت،

14:30.861 --> 14:33.658
‫فکر میکردم دوست داشتنت
‫یعنی همین‌ جوری که هستی قبول کردنت،

14:33.741 --> 14:35.261
‫نه اونجوری که تو رویاهامه.

14:36.381 --> 14:40.541
‫نه اینکه روت مالکیت داشته باشم،
‫بلکه فقط همراهت باشم.

14:42.661 --> 14:45.661
‫اینکه مال هیچکس نباشی
‫و منم از این حالم راضی باشم.

14:46.381 --> 14:48.101
‫که یاد بگیرم مثل تو آزاد باشم.

14:49.181 --> 14:51.101
‫اونوقت شاید تو هم بتونی
‫یه ذره بیشتر دوسم داشته باشی.

14:53.541 --> 14:54.501
‫اما نه.

14:55.821 --> 14:57.581
‫باید اعتراض کنم، مادمازل.

14:58.381 --> 15:02.018
‫عقلم میگه اینجوری فکر کنم،
‫ولی کل وجودم میگه

15:02.101 --> 15:03.701
‫مدل عشق من نرمال و درسته.

15:03.861 --> 15:05.941
‫سالم و قشنگه.

15:13.141 --> 15:15.461
‫پس اگه اینطوریه،
‫چرا باید اینقدر احساس تنهایی کنم؟

15:24.221 --> 15:25.381
‫شوالیه؟

16:00.341 --> 16:03.621
‫- یعنی دانسنی با اون عشق و شورش حق داره؟
‫- اون دلقک رو میگی؟

16:03.781 --> 16:07.138
‫اون دلقک الان پیش زنیه که
‫دوسش داره و اونم عاشقشه.

16:09.901 --> 16:13.421
‫- واقعا اینقدر میترسی؟
‫- ترس از چی؟

16:17.141 --> 16:18.861
‫اصلا به حرفم گوش ندادی.

16:23.141 --> 16:24.061
‫بیخیال.

16:42.141 --> 16:44.581
‫اینم از همه‌ چی. همه ‌اش مال تو.

16:47.981 --> 16:49.381
‫تمام ماسک‌هام رو میدم بهت.

16:53.621 --> 16:54.781
‫این چیه؟

16:54.941 --> 16:56.301
‫بخونش، لطفا.

16:57.221 --> 16:58.701
‫نمیخوام چیزی رو قایم کنم.

17:01.821 --> 17:04.421
‫الان دیگه همه ‌اش مال توئه.
‫تنهات میذارم باهاشون.

17:10.340 --> 17:13.501
‫داری ازم میخوای باور کنم
‫که یه آدم دیگه شدی؟

17:17.181 --> 17:18.898
‫من از اغوا کردن زن‌های

17:18.981 --> 17:20.981
‫قدرتمندترین مردهای مملکت لذت میبردم.

17:21.821 --> 17:24.701
‫توی این نوشته‌ها اونقدری هست که
‫اگه بخوای، سر به نیستم کنی.

17:25.901 --> 17:31.661
‫از بی ‌کله بودنم جا خوردی؟
‫میبینی، منو کردی یه دلقک.

17:33.261 --> 17:35.103
‫این دقیقا همون نقشیه
‫که وقتی تازه اومده بودی

17:35.127 --> 17:36.968
‫به کارگاه من،
‫داشتی بازی میکردی.

17:37.541 --> 17:40.175
‫واقعا متوجه نشدی چقدر عوض شدم؟

17:40.541 --> 17:42.421
‫اینکه تو بهم انگیزه دادی عوض بشم؟

17:55.341 --> 17:56.861
‫داری چیکار میکنی؟

17:57.981 --> 17:59.941
‫دارم سعی میکنم دلت رو گرم کنم.

18:15.141 --> 18:16.301
‫هنوز دیر نشده.

18:20.821 --> 18:24.341
‫اما تو هم باید باور کنی که
‫منم میتونم یه آدم جدید باشم.

18:57.661 --> 18:58.741
‫پیشم بمون.

19:02.461 --> 19:03.381
‫و باهام ازدواج کن.

20:56.101 --> 20:57.421
‫سسیل.

21:02.421 --> 21:03.501
‫خوبی؟

21:10.501 --> 21:12.461
‫بین تو و والمون چی گذشت؟

21:15.261 --> 21:18.181
‫- ازت خواهش میکنم، بگو.
‫- دانسنی، لطفا.

21:18.781 --> 21:20.581
‫بهم دروغ نگو. حقیقت رو میخوام.

21:22.061 --> 21:23.817
‫باهش خوابیدی، اما چند بار؟

21:25.181 --> 21:26.301
‫بگو چند بار.

22:40.301 --> 22:41.134
‫ممنونم.

24:17.981 --> 24:19.103
‫عمه‌ی عزیزم،

24:20.661 --> 24:25.061
‫بازی داره به تهش میرسه،
‫و اونی که برنده میشه منم.

24:27.501 --> 24:31.701
‫ایزابل امشب میاد پیشم.
‫فردا هم باهام ازدواج میکنه.

24:35.341 --> 24:36.941
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداره.

24:41.381 --> 24:42.781
‫ایزابل باخته.

24:43.461 --> 24:45.461
‫و همین لازم بود تا ما خوشبخت بشیم.

24:47.501 --> 24:48.581
‫تا نجاتش بدم.

24:49.741 --> 24:51.609
‫تا بالاخره بتونم اون
‫حرفای ساده ‌ای رو

24:51.633 --> 24:53.501
‫که اینقدر تو دلم نگه
‫داشته بودم، بهش بگم.

24:54.461 --> 24:55.381
‫دوسش دارم.

25:03.421 --> 25:05.781
‫عاشقشم.

25:21.461 --> 25:23.501
‫میبینم که باز هم
‫قرعه‌ بد به نام من افتاد.

25:29.021 --> 25:30.101
‫منظورت چیه؟

25:31.581 --> 25:32.421
‫این نامه.

25:33.501 --> 25:37.541
‫اینو واسه من نوشتی یا واسه عمه ‌ات؟
‫که اون بخونه یا من؟

25:37.701 --> 25:42.061
‫اونوقت ازدواج تضمین ‌شده‌تر بود،
‫که از هر لحاظ

25:43.501 --> 25:45.301
‫میشد کامل ‌ترین پیروزی تو.

25:48.101 --> 25:50.301
‫میدونستی. میدونستی که میام سراغت.

25:52.341 --> 25:54.981
‫میدونستی که بهت احتیاج پیدا میکنم.

25:55.781 --> 25:59.581
‫ضربه آخر رو آماده کرده بودی.
‫خب معلومه، خیلی هم منطقیه.

26:02.901 --> 26:04.381
‫من از تو یه هیولا ساختم.

26:15.461 --> 26:17.141
‫باید برم، رفیق.

26:21.141 --> 26:22.861
‫باید برم ورسای.

26:52.061 --> 26:55.981
‫والمون عزیزم. والمون بزرگم.
‫همیشگی من.

26:59.581 --> 27:03.381
‫تا قبل از این، ورسای رو فقط
‫توی یه سری طرح‌ های کمرنگ دیده بودم.

27:03.541 --> 27:05.701
‫اما به خودم اجازه ندادم موقع رسیدن،
‫احساساتی بشم.

27:27.101 --> 27:29.381
‫تو و عمه ‌ات بدترین چیزها رو
‫بهم وعده داده بودین.

27:31.941 --> 27:35.981
‫اوضاع ناامیدکننده بود.
‫گستاخی من هم بدترش کرده بود.

27:36.141 --> 27:37.501
‫اما من هیچ ترسی نداشتم.

27:56.421 --> 27:59.341
‫شاید داشتم از آخرین قدم‌هام
‫به عنوان یه زن آزاد لذت میبردم.

28:09.021 --> 28:12.061
‫اما جرئت کردم و توی چشم‌های
‫بزرگترین پادشاه‌ ها نگاه کردم.

28:17.101 --> 28:18.461
‫اعلی ‌حضرت.

28:27.501 --> 28:31.301
‫داشتم میرفتم پای چوبه‌ دار،
‫از سرنوشتم مطمئن بودم.

28:32.781 --> 28:36.541
‫اما مردی که روبروی خودم دیدم،
‫فقط یه مرد بود مثل بقیه مردا.

28:41.061 --> 28:42.301
‫عمه ‌ات اونجا بود،

28:42.901 --> 28:46.341
‫داشت یه نقش شوم بازی میکرد
‫که اصلا بهش نمی ا‌ومد.

28:49.341 --> 28:51.821
‫همونی که بهم یاد داده بود
‫هیچوقت سفره دلم رو باز نکنم.

29:00.861 --> 29:03.021
‫بدون اون، من اینی که هستم نمیشدم.

29:12.061 --> 29:17.101
‫توی این مجلس رقص شیادهای بزرگ،
‫من کاملا با محیط جور بودم.

29:29.301 --> 29:35.781
‫و شاید برای آخرین بار،
‫لباس مارکیز دُ مرتی رو تنم کردم.

29:35.981 --> 29:39.581
‫همسر فداکار یه جنگجوی بزرگ
‫که در خدمت مملکت بود،

29:39.741 --> 29:42.863
‫و نفوذش تا اون سر
‫ اقیانوس اطلس میرسید.

30:09.861 --> 30:13.227
‫خانم، من یه سری فضیلت ‌ها توی شما میبینم
‫که واسم خیلی ملموسن.

30:14.661 --> 30:18.861
‫شجاعت، که اگه نداشتی جرئت نمیکردی
‫این همه راه تا اینجا بیای.

30:19.021 --> 30:22.301
‫تا ورسای. و شور و شوق.

30:23.381 --> 30:27.941
‫یه نیروی خالص که اگه در خدمت
‫یه هدف درست باشه، نجیبه.

30:29.221 --> 30:34.541
‫طنین ‌انداز میشه و بعد الهام ‌بخش.
‫حتی غمگین‌ ترین روح‌ ها رو هم بیدار میکنه.

30:36.701 --> 30:40.261
‫و البته، از همه مهمتر.

30:47.381 --> 30:50.221
‫من توی شما زیباترین صفت رو حس میکنم.

30:56.861 --> 30:58.541
‫صداقت.

31:01.821 --> 31:05.741
‫ممنون که اومدی پیشم. مادام مارکیز.

31:05.901 --> 31:07.341
‫ایزابل دُ مرتی.

31:31.821 --> 31:34.341
‫عشق من، دلم میخواد اینجا بنویسم

31:34.501 --> 31:38.061
‫که اون لحظه،
‫فهمیدم واسه این مملکت حیاتی شدم،

31:38.261 --> 31:41.781
‫فهمیدم که با متقاعد کردن شاه،
‫لقبم رو نجات دادم تا منو هم ‌ردیف

31:41.941 --> 31:44.701
‫وزراش و مجری اراده‌ اش بدونه.

31:50.821 --> 31:56.221
‫اما چیزی که توی چشمای این مرد دیدم،
‫پادشاهی که فقط به لطف خدا شاه بود،

31:57.541 --> 31:59.821
‫واسم خیلی آشناتر به نظر میرسید.

32:04.061 --> 32:08.301
‫شاه باشی یا برده،
‫همه‌ مردا جلوی میل و هوس برابرن.

32:10.661 --> 32:13.781
‫روز بعدش، یه پیشکار اومد
‫تا واسم توضیح بده،

32:13.941 --> 32:17.341
‫با جزئیات دقیق و خیلی وسواسی،

32:17.501 --> 32:19.501
‫نقشی رو که از این به بعد
‫قراره داشته باشم.

32:22.941 --> 32:27.621
‫به عنوان اولین محرم اسرار اعلی ‌حضرت،
‫باید همه‌چیز رو درباره ‌اش یاد بگیرم.

32:29.261 --> 32:32.061
‫تمام عادت ‌های کوچیکش
‫و اشتهاهای بزرگش رو.

32:37.021 --> 32:38.821
‫پادشاه دیگه حوصله ‌اش سر نخواهد رفت.

32:48.421 --> 32:49.254
‫عشق من.

32:52.341 --> 32:56.581
‫نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم و مدام
‫به اون شبی که با هم گذروندیم فکر نکنم.

35:51.421 --> 35:55.341
‫عشق من، دلم میخواد
‫اینم بهت بگم که چقدر دلتنگتم.

35:56.341 --> 35:59.821
‫اما فقط میتونم این کلمه‌ها رو
‫توی این نامه‌ هایی تکرار کنم

35:59.981 --> 36:01.741
‫که تو هیچوقت نمیخونیشون.

36:01.901 --> 36:03.941
‫من با خودم عهد بستم که صادق باشم.

36:29.221 --> 36:33.101
‫و حقیقت اینه که مرگ تو همونقدر
‫که داغونم میکنه، راضیم هم میکنه.

36:34.101 --> 36:36.501
‫چون حالا دیگه
‫هیچوقت بهم خیانت نمیکنی.

36:40.101 --> 36:43.901
‫♪ شنیدم یه آکورد مخفی وجود داشت

36:44.061 --> 36:47.301
‫♪ که داوود مینواخت
‫و خدا خوشش می ‌اومد

36:47.461 --> 36:52.301
‫♪ اما تو که واقعا به موسیقی
‫ اهمیت نمیدی، میدی؟

36:54.221 --> 36:57.661
‫♪ و اینجوری پیش میره: چهارم، پنجم

36:57.821 --> 37:01.221
‫♪ سقوط مینور و اوج ماژور

37:01.381 --> 37:06.821
‫♪ پادشاه سردرگم
‫داره سرود هللویا میسازه

37:07.781 --> 37:11.221
‫♪ هللویا ♪

37:11.381 --> 37:14.821
‫♪ هللویا ♪

37:14.981 --> 37:18.101
‫♪ هللویا ♪

37:18.261 --> 37:24.901
‫♪ هللویا ♪

37:29.741 --> 37:33.261
‫♪ ایمانت قوی بود، اما مدرک میخواستی

37:33.421 --> 37:36.421
‫♪ اونو دیدی که داشت
‫روی پشت ‌بام حموم میکرد

37:36.581 --> 37:42.021
‫♪ زیباییش زیر نور ماه تو رو از پا درآورد

37:43.821 --> 37:50.661
‫♪ اون تو رو به صندلی آشپزخونه‌اش بست،
‫تختت رو شکست، موهات رو چید

37:50.821 --> 37:56.901
‫♪ و از روی لب ‌های تو
‫فریاد هللویا رو بیرون کشید

37:57.061 --> 38:00.541
‫♪ هللویا ♪

38:00.701 --> 38:04.141
‫♪ هللویا ♪

38:04.301 --> 38:07.741
‫♪ هللویا ♪

38:07.901 --> 38:14.781
‫♪ هللویا ♪

38:19.821 --> 38:22.621
‫♪ خب عزیزم، من قبلا هم اینجا بودم

38:22.781 --> 38:26.061
‫♪ این اتاق رو دیدم و توی این طبقه راه رفتم

38:26.221 --> 38:32.181
‫♪ میدونی، من قبل از اینکه تو رو بشناسم،
‫تنها زندگی میکردم

38:33.501 --> 38:37.261
‫♪ و پرچمت رو روی طاق مرمرین دیدم

38:37.421 --> 38:40.381
‫♪ و عشق یه رژه پیروزی نیست

38:40.541 --> 38:46.341
‫♪ یه هللویای سرد و درهم‌شکسته هست

38:47.181 --> 38:51.021
‫عشق من، شاید بالاخره
‫من از جفتمون بدجنستر شدم.

38:52.741 --> 38:53.861
‫و این بهم میسازه.

38:55.141 --> 38:58.021
‫چون بهم اون قدرتی رو میده که
‫واسه زنده موندن لازم دارم.

38:58.181 --> 39:01.421
‫♪ هللویا ♪

39:01.581 --> 39:02.781
‫واسه همیشه بی ‌رحم.

39:06.821 --> 39:08.261
‫و واسه همیشه نفوذناپذیر.

39:09.421 --> 39:13.021
‫♪ خب، یه زمانی بود که میذاشتی بدونم

39:13.181 --> 39:16.181
‫♪ اون زیر واقعا چه خبره ♪

39:16.341 --> 39:21.581
‫♪ ولی الان دیگه اون رو
‫بهم نشون نمیدی، مگه نه؟

39:23.581 --> 39:27.101
برگردان به پارسی: مرتضی راکی

39:27.261 --> 39:30.501
‫♪ و اون کبوتر مقدس هم باهامون بود ♪

39:30.661 --> 39:35.821
‫♪ و هر نفسی که میکشیدیم
‫♪ فریاد هللویا بود

39:36.821 --> 39:39.541
‫♪ هللویا ♪

39:40.341 --> 39:43.501
‫♪ هللویا ♪

39:43.661 --> 39:46.941
‫♪ هللویا ♪

39:47.101 --> 39:54.021
‫♪ هللویا ♪

39:54.051 --> 39:59.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

39:59.051 --> 40:07.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
