WEBVTT

00:05.901 --> 00:09.581
‫مارکیز عزیزم، شیرین و کوچولوی من...

00:09.821 --> 00:11.781
‫خبر برادرزاده‌ام رو میخوای،

00:12.021 --> 00:15.101
‫یا بهتر بگم خبر شرط ‌بندی خودت رو.

00:16.421 --> 00:19.581
‫چون مادام دُ تورول
‫جواب نامه‌ هاش رو نداده بود،

00:19.821 --> 00:22.181
‫والمان تصمیم گرفت
‫باهاش تصادفی رو به‌ رو بشه،

00:22.421 --> 00:24.661
‫با یه اتفاقی که از همه عجیبتر بود،

00:24.901 --> 00:27.581
‫- توی مغازه دالبر اِ کانتینی.
‫- اوه، خودشه.

00:29.221 --> 00:33.981
‫نقشه کشیده بود یکی از اون اعلام
‫عشق ‌های آتیشیش رو یواشکی انجام بده.

00:34.221 --> 00:35.621
‫ببخشید.

00:39.461 --> 00:42.101
‫- اما طعمه ‌اش فرار کرده بود.
‫- معذرت میخوام.

00:42.341 --> 00:44.941
‫- قبل از اینکه دهنش رو باز کنه.
‫- مادام؟

00:45.181 --> 00:49.101
‫شایعه شکست‌ هاش توی پاریس پیچیده،

00:49.341 --> 00:50.901
‫و دشمن ‌هاش رو خوشحال کرده،

00:51.141 --> 00:55.901
‫و میترسم اعتبارش
‫بعد از این دیگه دووم نیاره.

00:56.141 --> 00:57.781
‫حتماً خیلی خوشحالی.

00:58.021 --> 01:00.341
‫تورول مقاومت میکنه.

01:00.581 --> 01:02.581
‫پیروزی مال توئه.

01:02.821 --> 01:06.141
‫و به زودی، ویکانت مغرورمون چاره‌ای نداره

01:06.381 --> 01:09.541
‫جز اینکه به شکست اعتراف کنه.

01:13.021 --> 01:14.261
‫سسیل!

01:14.501 --> 01:16.261
‫نمیخواستم وسط حرفتون بیام.

01:16.501 --> 01:19.181
‫بازم خبر بد از والمان بیچاره.

01:23.621 --> 01:26.861
‫- خیلی خوشحال به‌نظر میای.
‫- باید حتی خوشحال ترم باشم.

01:28.861 --> 01:32.821
‫غرور تورول تحمل ‌ناپذیره، و در عین حال...

01:33.060 --> 01:35.941
‫- میخوای والمان موفق بشه؟
‫- بله، به شرط خودم.

01:36.181 --> 01:37.621
‫به نظرت ازش خوشش میاد؟

01:39.541 --> 01:42.741
‫این زن از مردها خوشش میاد.

01:44.701 --> 01:46.341
‫من خودم درستش میکنم.

01:47.021 --> 01:54.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:54.051 --> 01:57.021
‫.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

02:28.981 --> 02:30.741
‫مارکیز.

02:30.981 --> 02:33.221
‫عجب تصادف فوق ‌العاده‌ای.

02:34.581 --> 02:38.341
‫باید باهاتون حرف بزنم،
‫ و میترسیدم دعوتم رو رد کنین.

02:38.581 --> 02:41.861
‫قبلاً هم به خونه ‌تون اومدم.

02:42.100 --> 02:43.941
‫داشتم نگاهتون میکردم.

02:44.181 --> 02:48.061
‫- فکر میکردم حرفاتون از ته دله.
‫- همینطور بود.

02:48.301 --> 02:50.381
‫من به اندازه شما سرسپرده نیستم، مادام.

02:50.621 --> 02:53.741
‫اما تربیت خاصی داشتم

02:53.981 --> 02:55.541
‫و خدا...

02:56.741 --> 03:00.621
‫خدا برای من یه شریک
‫گاه ‌به‌ گاه باقی میمونه.

03:00.861 --> 03:05.101
‫خب، مادام، میتونم روی حضور شما
‫کنار خودم حساب کنم؟

03:05.341 --> 03:08.036
‫این لطف رو در حق من بکنین،
‫و من چیزی رو بهتون میدم که

03:08.060 --> 03:09.501
‫همیشه از شوهرتون دریغ کردم.

03:09.741 --> 03:11.341
‫چی؟

03:14.901 --> 03:16.741
‫اعترافم رو!

03:57.861 --> 04:00.761
‫[ اغواگری ]
‫قسمت پنجم

04:38.861 --> 04:41.141
‫اضافه کنم که والمان،

04:41.381 --> 04:43.661
‫بدون اینکه بخواد خودنمایی کنه،

04:43.685 --> 04:46.301
‫همیشه نسبت به افراد کم ‌بضاعت
‫بینهایت دست و دل ‌باز بوده.

04:48.381 --> 04:50.701
‫دارم حوصله ‌تون رو سر میبرم، مادام؟

04:50.941 --> 04:52.461
‫برعکس...

04:52.701 --> 04:57.941
‫اما از اونجایی که تنها هستیم،
‫بین خودمون، فکر کردم...

04:59.341 --> 05:02.021
‫قراره از بقیه خوبی‌ هاش بگین.

05:03.621 --> 05:05.901
‫آیا واقعاً بهترین عاشق دنیاست؟

05:08.141 --> 05:10.341
‫فکر نمیکردم بتونم شما رو شوکه کنم!

05:10.581 --> 05:12.581
‫امیدوارم ناراحت نشید.

05:14.261 --> 05:16.221
‫دارم یاد میگیرم چطور بازی شما رو انجام بدم.

05:16.461 --> 05:18.141
‫بازی من؟

05:24.781 --> 05:26.919
‫آیا این همون روشی نیست که شما

05:26.943 --> 05:29.021
‫و بقیه دوستاتون برای
‫زندگی انتخاب کردین؟

05:29.261 --> 05:30.661
‫با بازی کردن.

05:30.901 --> 05:34.261
‫اما این بازی یه حد و حدودی داره.

05:35.661 --> 05:38.261
‫و حتی میشه گفت یه قانون هم داره.

05:38.501 --> 05:41.021
‫فقط یه قانون، و تنها یه قانون.

05:41.261 --> 05:42.741
‫بفرمایید.

05:47.821 --> 05:50.461
‫اعتراف به شکست.

05:52.981 --> 05:55.941
‫اما شکستی از یه نوع خیلی لذت ‌بخش،

05:56.180 --> 05:59.101
‫چون کلش در مورد تسلیم شدن
‫در برابر خواسته خودتونه.

05:59.341 --> 06:01.541
‫از اونجایی که فکر میکنین

06:01.781 --> 06:05.421
‫مقاومت در برابر دوستتون
‫والمان براتون سخته...

06:05.661 --> 06:08.621
‫شما آخرین خط دفاع خدا در برابر فساد هستین.

06:08.861 --> 06:11.501
‫همیشه پاکدامن، مادام دُ تورول.

06:12.581 --> 06:13.941
‫ممکنه یه روزی،

06:14.181 --> 06:17.381
‫از بازی کردن نقش این شخصیت نجیب خسته بشین؟

06:17.621 --> 06:22.781
‫و آیا شما از به سر گذاشتن این تاج،
‫شاهزاده هرزه، خسته نشدین؟

06:23.021 --> 06:27.541
‫- مقام من چندتا لذت داره.
‫- من حرفتون رو باور نمیکنم، مارکیز.

06:27.781 --> 06:31.581
‫- شما لذت رو باور ندارین.
‫- من قدرت رو باور ندارم.

06:31.821 --> 06:35.661
‫زیبایی شما یه سلاح مهیب، اما زودگذره.

06:35.901 --> 06:39.141
‫شاید چندتا نبرد رو ببرین،
‫ ولی جنگ رو میبازین.

06:41.180 --> 06:45.741
‫خیلی خوشحالم! ما در مورد
‫چیزای مهم با هم هم ‌عقیده‌ایم.

06:45.981 --> 06:48.741
‫یه جنگ پنهانی در جریانه.

06:48.981 --> 06:54.101
‫شما یه قدیس، من یه فاحشه.
‫ما زره و نقابمون رو به یک دلیل می ‌پوشیم،

06:54.341 --> 06:55.861
‫که مردا رو بهتر بازی بدیم.

06:56.101 --> 06:58.461
‫این یه دید نسبتاً ناامیدکننده به بشریته.

06:58.701 --> 07:00.821
‫برعکس، اشتباه میکنین.

07:01.061 --> 07:07.181
‫من دوران خودم رو دوست دارم،
‫قبولش میکنم و میخوام کاملاً فتحش کنم.

07:08.621 --> 07:10.301
‫اما انتظار چی رو دارین؟

07:11.421 --> 07:13.981
‫از دست دادن ایمانم
‫منو مستقیماً میرسونه به والمان؟

07:21.541 --> 07:24.101
‫شما از اون آدم ‌هایی هستین که...

07:25.661 --> 07:30.261
‫دیوانه ‌وار نیاز به دوست داشتن
‫و دوست داشته شدن دارن.

07:30.501 --> 07:33.221
‫و اگه شوهرتون دیگه براتون کافی نیست،

07:33.461 --> 07:37.581
‫والمان میدونه چطور شما رو تصاحب کنه
‫و کیستی ‌تون رو نشون بده...

07:40.781 --> 07:43.901
‫شما خودتون رو خیلی
‫بیشتر از خدا دوست دارین، مادام.

07:44.141 --> 07:49.261
‫و به تجربه‌ های ممنوعه نیاز دارین.

07:49.501 --> 07:53.341
‫من قبل از اینکه اینی که الان هستم بشم،
‫مثل شما بودم.

07:54.541 --> 07:57.781
‫و بهتون میگم، فقط تسلیم شدن
‫در برابر خواسته‌ هاتون

07:58.021 --> 08:00.301
‫کلید وجود خودتون رو بهتون میده.

08:04.621 --> 08:05.861
‫ببخشید.

08:08.181 --> 08:11.181
‫جوابم به سؤالتون یه کم طولانی شد.

08:13.661 --> 08:15.341
‫سؤال من؟

08:15.581 --> 08:18.181
‫آیا والمان بهترین عاشق دنیاست؟

08:24.181 --> 08:27.461
‫موسیو لُ کنت دُ ژرکورت ، مادام.

08:31.421 --> 08:34.461
‫- مادام.
‫- چه سورپرایز شیرینی، کنت عزیز.

08:38.781 --> 08:40.901
‫- من به اسم صلح اومدم.
‫- صلح؟

08:42.341 --> 08:44.261
‫یه آشتی هرزگی.

08:48.821 --> 08:51.329
‫از این بحث و جدل‌ هامون خسته شدم

08:51.353 --> 08:53.861
‫و دلم برای اون موقع‌ هایی که هنوز
‫دوست بودیم تنگ شده.

08:54.101 --> 08:56.101
‫شما دیگه پیشم نمیاین،

08:56.341 --> 08:59.541
‫و خونه ‌ام بدون شما خیلی خالیه.

08:59.781 --> 09:01.461
‫چه اغراقی.

09:03.621 --> 09:05.461
‫اما ادامه بدین. خیلی لذت‌ بخشه.

09:09.421 --> 09:12.181
‫میدونین همه توی ورسای چی میگن؟

09:13.581 --> 09:17.981
‫- که پادشاه حوصله‌ اش سر رفته.
‫- جدی؟ چه غم ‌انگیز.

09:18.221 --> 09:23.301
‫شایعه شده که دلش میخواد
‫کاخ رو ترک کنه و به شهر بره.

09:24.461 --> 09:26.541
‫اما من تنهایی نمیتونم کاری از پیش ببرم.

09:41.221 --> 09:43.261
‫به کمکتون احتیاج دارم.

09:49.541 --> 09:52.221
‫بذارین مثل قبل در خدمتتون باشم.

09:54.061 --> 09:56.941
‫مگه کارهای بزرگی نکردیم؟
‫پاریس زیر پامون بود.

09:59.341 --> 10:04.981
‫دوست دارم یادتون بیاد که کی بودیم،
‫شما کی بودین.

10:07.061 --> 10:10.621
‫هیچ آدم قدرتمندی نبود که رازهاش رو ندونیم.

10:10.861 --> 10:12.581
‫شما برای همیشه اون رو خراب کردین.

10:12.821 --> 10:15.901
‫نه. هنوزم وقت هست.

10:19.781 --> 10:22.701
‫ای کاش میتونستیم
‫روزهای طلایی پاریس رو برگردونیم.

10:24.941 --> 10:26.181
‫آره.

10:34.421 --> 10:35.901
‫با این حال...

10:39.061 --> 10:42.541
‫باید مطمئن بشم که تعهدتون
‫به آشتی هرزگی از ته دله.

10:44.021 --> 10:49.621
‫نمیتونم فقط حرفتون رو قبول کنم.
‫به یه حرکت، یا بهتر بگم یه فداکاری نیاز دارم.

10:51.941 --> 10:55.061
‫اون شاگرد کوچولوتون،
‫مارکیز دُ مرتوی رو فراموش کنین.

10:55.301 --> 10:58.421
‫مردم از تکبر و سلطه‌ گریش خسته شدن.

10:59.701 --> 11:03.421
‫اگه ازش جدا نشین، نمیتونم کمکتون کنم.

11:03.661 --> 11:05.701
‫تمام چیزی که از من میخواستین همین بود.

11:12.301 --> 11:14.901
‫ایزابل برای من مثل یه دختره!

11:20.821 --> 11:22.341
‫اون نمیتونه برنده بشه.

11:24.181 --> 11:25.981
‫نفرت دیوانه ‌اش کرده.

11:26.221 --> 11:28.781
‫به زودی کارهای زشتش توی دربار فاش میشه.

11:29.021 --> 11:32.541
‫اگه همین الان جلوش رو نگیریم،
‫آخرش میافته دست

11:32.781 --> 11:34.461
‫اون متعصب ‌های ورسای.

11:34.701 --> 11:38.101
‫از اون به عنوان فرصتی
‫برای حمله به ما استفاده میکنن.

11:42.901 --> 11:45.101
‫و این پایان ماجراست، مادام.

11:48.541 --> 11:52.381
‫پایان آزادی که اینقدر پرشور براش جنگیدیم.

11:56.421 --> 12:00.381
‫- حیله‌گر.
‫- چی؟

12:00.621 --> 12:01.861
‫شنیدین چی گفتم!

12:02.101 --> 12:04.741
‫چطور جرئت میکنین
‫با من در مورد آزادی حرف بزنین!

12:04.981 --> 12:07.821
‫حس میکنین، نه؟ ورق برگشته.

12:08.061 --> 12:12.381
‫هر بار که سعی کردین بهش آسیب بزنین،
‫ایزابل شما رو تحقیر کرده.

12:12.621 --> 12:16.541
‫- به زودی برای همیشه شکستتون میده...
‫- دیگه کافیه!

12:16.781 --> 12:18.741
‫چطور جرئت میکنین؟

12:18.981 --> 12:22.381
‫دارم وقت و زحمت میذارم
‫با احترام باهاتون صحبت کنم.

12:22.621 --> 12:25.061
‫کاری نکنین که آزارتون بدم.

12:28.061 --> 12:31.941
‫نه! نه! نه!

12:46.701 --> 12:50.181
‫بوی شما، پوست شما...

12:50.421 --> 12:55.621
‫فقط یه راه برای صلح هست.

13:00.101 --> 13:01.341
‫بیا تو!

13:03.621 --> 13:06.821
‫کالسکه شما آماده ‌اس، مادام.

13:07.061 --> 13:09.621
‫بسیار خب. کارم با موسیو لُ کنت تموم شد.

13:09.861 --> 13:11.581
‫مادام.

13:41.701 --> 13:44.821
‫موسیو لُ شوالیه دُ دانسنی یادتون هست؟

13:47.501 --> 13:49.621
‫نامزد جوان مادمازل دُ ولانژ.

13:49.861 --> 13:54.461
‫نامزد؟ هنوز هیچی رسمی نیست.
‫ این بچه بیچاره حتی ساز خودش رو هم نداره

13:54.701 --> 13:57.181
‫و باید برای یه آزمون آماده بشه.

13:57.421 --> 13:59.581
‫یادم رفته بود دعوتش کردم
‫امشب اینجا تمرین کنه.

13:59.821 --> 14:04.061
‫امیدوارم ناراحت نشین.

14:04.301 --> 14:06.581
‫ممنون.

14:10.421 --> 14:12.181
‫ممنون.

15:14.501 --> 15:19.981
‫من خسته ‌ام، میرم بخوابم،
‫اما لطفاً شما بمونین.

15:24.701 --> 15:26.341
‫منم دارم میرم بالا.

15:42.821 --> 15:44.061
‫شب بخیر، مادام.

15:57.901 --> 15:59.341
‫ازش خوشتون میاد؟

15:59.581 --> 16:03.581
‫مادام، من فقط به خاطر دوستی
‫قبول کردم امشب بیام اینجا.

16:03.821 --> 16:05.821
‫چه دوستی؟

16:06.061 --> 16:09.661
‫ما شریک هستیم، شوالیه عزیز.

16:09.901 --> 16:12.221
‫از روز اول اینطوری بوده.

16:12.461 --> 16:14.541
‫شما به پول احتیاج دارین
‫و من به جذابیت شما.

16:18.661 --> 16:21.221
‫شما مهمترین چیز رو فراموش میکنین،
‫ از وقتی همدیگه رو دیدیم،

16:21.461 --> 16:24.741
‫- سسیل وارد زندگی من شده
‫- سسیل؟ آره، میدونم.

16:29.381 --> 16:34.341
‫از فردا، دوباره لذت عاشق شدن
‫تا سرحد مرگ رو باهاش خواهید داشت.

16:34.581 --> 16:39.861
‫مطمئن باشین، میتونین روی من
‫به عنوان شریک و دوستتون حساب کنین.

16:40.101 --> 16:42.181
‫اما در مورد امشب...

16:52.461 --> 16:55.661
‫شما در خونه مادام دُ تورول رو میزنین.

16:55.901 --> 16:58.101
‫شک ‌هاتون رو توضیح میدین.

16:58.341 --> 17:02.461
‫و اون حس عمیق سردرگمی ‌ای که
‫توی شما به وجود میاره.

17:03.861 --> 17:07.541
‫چقدر از خودتون متنفرین
‫که سسیل رو فراموش میکنین.

17:10.860 --> 17:12.741
‫اجازه بدین باهاتون صحبت کنه،

17:13.901 --> 17:16.701
‫براتون توضیح بده که باید به خدا رو بیارین

17:16.941 --> 17:18.821
‫یا یه همچین چیزای بچه‌ گانه‌ای.

17:20.501 --> 17:25.100
‫به حرفاش گوش کنین، دوباره و دوباره...

17:26.181 --> 17:27.661
‫برای یه مدت طولانی...

17:29.741 --> 17:34.701
‫فقط خودتون باشین. عالی.

17:37.181 --> 17:39.941
‫تا وقتی توی اتاقش هستین،
‫هر چیزی ممکنه.

17:40.181 --> 17:43.741
‫و من باور دارم که قبل از سحر،
‫اون مال شما میشه.

17:45.861 --> 17:50.061
‫یادتون باشه، شوالیه، با کمک به من،
‫دارین به سسیل کمک میکنین.

17:52.541 --> 17:57.221
‫بدون من، سسیل الان زن ژرکورت بود.

17:59.661 --> 18:02.821
‫شما از روی قلب پاکتون عمل کردین. ممنونم.

18:03.061 --> 18:07.061
‫من مثل همیشه عمل کردم، چون مجبور بودم.

18:10.741 --> 18:13.221
‫یالا. این زن یه لذت واقعیه،

18:13.461 --> 18:16.661
‫و من میتونستم یه لطف
‫خیلی کمتر لذت ‌بخش بخوام.

18:20.141 --> 18:21.501
‫یالا!

19:00.341 --> 19:03.581
‫نه، مادام، ترجیح میدم سسیل رو
‫از دست بدم تا بهش خیانت کنم.

19:03.821 --> 19:05.501
‫هر جور دوست دارین عمل کنین.

19:27.741 --> 19:29.621
‫مارکیز عزیزم،

19:29.861 --> 19:33.221
‫سکوت شما بدترین ترس ‌های من رو تأیید میکنه.

19:34.621 --> 19:38.421
‫من باور داشتم شما عاشقین،
‫ اما اشتباه میکردم.

19:38.661 --> 19:43.661
‫شما اسیر مهلک ‌ترین سَم،
‫یعنی غرور هستین.

19:43.901 --> 19:45.981
‫تنها تمرکز شما باید روی ژرکورت باشه.

19:46.221 --> 19:48.585
‫باید دفاع شما رو آماده کنیم،

19:48.609 --> 19:51.381
‫با این حال شما توجهتون رو
‫روی تورول هدر میدین،

19:51.621 --> 19:53.941
‫کسی که اصلاً اهمیتی نداره.

19:55.261 --> 19:59.581
‫همه‌اش برای غروره، از روی خودنمایی،
‫شما دارین بازی میکنین، مادام،

19:59.821 --> 20:01.861
‫وقتی که باید بجنگین.

20:03.261 --> 20:06.901
‫نه شما دیگه اوضاع دستتونه،
‫نه والمان،

20:07.141 --> 20:10.861
‫هر دوتون رو میبینم که توی
‫ همون هزارتویی که ساختین، گم شدین.

20:40.301 --> 20:41.541
‫مادام.

20:46.101 --> 20:47.901
‫حال شما چطوره؟

20:50.741 --> 20:52.581
‫دیگه نمیخوام بازی کنم.

20:55.861 --> 20:57.501
‫شما بردین.

20:58.981 --> 21:01.101
‫و اشکالی نداره.

21:01.341 --> 21:03.301
‫شما رو نمیشناسم.

21:07.061 --> 21:10.261
‫والمان با من شرط بست
‫که میتونه شما رو اغوا کنه.

21:13.381 --> 21:15.581
‫و خود من جایزه این شرط ‌بندی هستم.

21:15.821 --> 21:18.341
‫نمیفهمم.

21:23.901 --> 21:28.741
‫پس اگه اون من رو میخواد،
‫به خاطر اینه که عاشق شماست.

21:30.061 --> 21:34.701
‫عاشق من؟ واقعاً اینقدر کور هستین؟

21:34.941 --> 21:39.421
‫اون هیچوقت عاشق من نبود.
‫ولی عاشق شماست.

21:39.661 --> 21:41.821
‫عادلانه نیست، ولی قضیه اینه.

21:43.501 --> 21:45.421
‫فکر میکنین هرزگی فقط یه بازیه؟

21:47.341 --> 21:51.141
‫برای والمان اینطور نیست. دیگه نه.

21:54.021 --> 22:00.901
‫فلسفه زندگیش تبدیل شد
‫به زندان و جهنمش.

22:03.021 --> 22:06.501
‫از دنیا قایم شده،
‫شرمنده از چیزی که الان هست،

22:06.741 --> 22:09.541
‫یعنی ضعیف و عاشق.

22:10.781 --> 22:13.701
‫پس اون این شرط‌ بندی
‫مسخره رو به راه انداخت...

22:14.981 --> 22:17.501
‫فقط برای اینکه حس‌ هاش رو قایم کنه.

22:23.621 --> 22:26.981
‫شاید انتخاب کنین که عاشقش نشین، مادام،

22:27.221 --> 22:32.101
‫اما لطفاً، تظاهر نکنین که نمیبینین.

22:53.181 --> 22:57.621
‫روزموند عزیزم، فرشته نجاتم،
‫فراموش کرده بودم،

22:57.861 --> 23:01.821
‫هنر دستکاری احساسات بدون استفاده درست
‫از حقیقت، هیچی نیست.

23:02.061 --> 23:04.101
‫میدونم دارم چیکار میکنم.

23:04.341 --> 23:07.181
‫به همین خاطر ریسک کردم و به مادام دُ تورول

23:07.421 --> 23:09.741
‫در مورد شرط‌ بندی خودم و برادرزاد‌تون گفتم.

23:13.861 --> 23:17.741
‫اینطوری تونستم اون
‫توهم دیوونه‌ وار رو بهش منتقل کنم،

23:17.981 --> 23:21.501
‫بدون اون، اون برای همیشه
‫تسخیرناپذیر میموند...

23:22.741 --> 23:25.701
‫عشق مطلق والمان بهش.

23:29.901 --> 23:31.461
‫وقتی از خونه ‌اش میاد بیرون،

23:31.701 --> 23:34.141
‫چشماش فقط به چیزای دلپذیر میخوره.

23:34.381 --> 23:38.981
‫وقتی میاد تو، چیزایی رو پیدا میکنه
‫ که حتی شیرین ترن.

23:39.221 --> 23:42.621
‫همه جا چیزی رو میبینه که
‫قلبش رو خوشحال میکنه،

23:42.861 --> 23:46.501
‫و این روح، که نسبت
‫به خودخواهی اینقدر بی ‌تفاوته...

23:48.141 --> 23:52.141
‫اما برای اینکه قبول کنه چیزی بشه
‫که برای اون ساخته شده،

23:52.381 --> 23:54.901
‫اون، مثل خیلی‌ های دیگه
‫که آدم ‌های معمولی هستن،

23:55.141 --> 23:57.381
‫نیاز داشت باور کنه که دوستش دارن.

23:57.621 --> 24:00.101
‫من از یه زن پیروز استقبال کردم.

24:00.341 --> 24:03.421
‫و یه زن بی ‌کس و گمراه رو راهی کردم،

24:03.661 --> 24:06.221
‫که ویروس وحشتناک ترس از دست دادن خود

24:06.461 --> 24:09.421
‫وجودش رو گرفته بود.

24:24.981 --> 24:26.301
‫خوشحالم که دوباره میبینمتون.

24:27.381 --> 24:31.141
‫شنیدم که دانسنی شما رو نگران کرده.

24:31.381 --> 24:33.701
‫خیلی دوستش دارم.

24:33.941 --> 24:35.701
‫مادمازل سسیل دُ ولانژ.

24:41.221 --> 24:42.461
‫فراموشش کن.

24:46.221 --> 24:49.101
‫- ببخشید؟
‫- اون شوالیه شما.

24:50.701 --> 24:52.141
‫فراموشش کن.

24:54.661 --> 24:59.421
‫بدنت رو بهش بده یا هر وقت
‫دلت خواست ازش استفاده کن.

25:01.101 --> 25:03.821
‫ولی نذار حتی یه ثانیه دیگه
‫ذهنت رو مشغول کنه.

25:04.981 --> 25:07.101
‫دانسنی یه پسربچه هست.

25:08.781 --> 25:10.021
‫در حالی که شما...

25:14.741 --> 25:16.661
‫شما یه زنی.

25:17.901 --> 25:20.101
‫مادمازل سسیل دُ ولانژ.

25:26.021 --> 25:28.861
‫خیلی دوست دارم، مادام.

25:29.101 --> 25:32.581
‫ای کاش راهی بود که
‫نشون بدم چقدر سپاسگزارم.

25:32.821 --> 25:34.901
‫شاید یه روزی.

25:53.981 --> 25:55.301
‫خب؟

25:57.981 --> 26:00.461
‫نفرتش نسبت بهت
‫شبیه هیچی نیست که من دیدم.

26:00.701 --> 26:04.141
‫ژرکورت؟ اهمیت نمیدم.

26:04.381 --> 26:06.221
‫اون اصلاً میتونه چیکار کنه؟

26:06.461 --> 26:11.381
‫باور کن، اون میتونه سرت رو از پادشاه بخواد.

26:11.621 --> 26:13.221
‫ایزابل.

26:14.981 --> 26:17.741
‫اولین کاری که فردا میکنی
‫اینه که به شوهرت نامه بنویسی.

26:17.981 --> 26:22.301
‫بهش بگو که چقدر دلت براش تنگ شده
‫ و التماسش کن زود برگرده.

26:22.541 --> 26:24.061
‫بهش احتیاج داری.

26:24.301 --> 26:28.341
‫- یا بهتر بگم، به حمایتش.
‫- اگه برگرده، من همه چیز رو میبازم.

26:28.581 --> 26:32.861
‫تبعیدت کوتاه خواهد بود.
‫و آیندت رو تضمین میکنه.

26:35.581 --> 26:39.021
‫آینده من یا آینده شما، مادام؟

26:39.261 --> 26:41.541
‫من اجازه ندارم از خودم محافظت کنم؟

26:42.741 --> 26:45.021
‫من به سنی رسیدم که دلم صلح میخواد.

26:45.261 --> 26:48.941
‫من خیلی وقت برای اعتبارم جنگیدم
‫که حالا نابود بشه.

26:49.181 --> 26:51.141
‫صدای خودتون رو نمیشنوین؟

26:53.101 --> 26:57.141
‫این مزخرفه.
‫شما از من میخواین آزادیم رو فدا کنم

26:57.381 --> 26:58.861
‫فقط به خاطر ترس از دست دادن آزادی خودتون!

26:59.101 --> 27:01.821
‫مگه این تعریف اصلی بزدلی نیست؟

27:03.541 --> 27:07.581
‫من دیگه شما رو نمیشناسم.
‫شما اولین نفر بودین.

27:07.821 --> 27:09.741
‫فلسفه الان نجاتمون نمیده!

27:09.981 --> 27:12.301
‫هیچوقت از آزادیم دست نمیکشم. میشنوین؟

27:14.061 --> 27:15.461
‫هیچوقت!

27:59.181 --> 28:00.621
‫مادام.

28:06.061 --> 28:07.301
‫لطفاً.

28:07.541 --> 28:09.541
‫ایزابل همه ‌اش رو بهم گفت.

28:12.901 --> 28:14.501
‫در مورد شرط‌ بندی شما.

28:20.461 --> 28:22.581
‫دیگه هیچی رو از شما قایم نمیکنم.

29:15.021 --> 29:17.261
‫احترامات من، مادام لا مارکیز.

29:22.741 --> 29:25.021
‫در غم شما شریک هستیم، مادام.

29:25.261 --> 29:27.301
‫تمام هنگ در غم شما شریکه.

29:28.461 --> 29:32.261
‫شوهر باشکوه شما
‫برای همه ما یه الگو و نور بود.

29:32.501 --> 29:34.141
‫چی شد؟

29:36.181 --> 29:40.341
‫تا لحظه آخر، شوهر باشکوه شما باید...

29:40.581 --> 29:43.141
‫یه الگو و نور برای همه ما میبود.

29:44.701 --> 29:45.941
‫چطور فوت کرد؟

29:47.981 --> 29:52.621
‫درست توی اون دوره قبل از اون درگیری‌ های
‫وحشتناک و شدید،

29:52.861 --> 29:54.541
‫که نیروهای دشمن جمع شدن

29:54.781 --> 29:58.221
‫کنار سواحل لیوینگستون،
‫بعد از اینکه نقشه‌ جنگی رو چیده بودیم،

29:58.461 --> 30:00.581
‫که با وجود کمتر بودن تعدادمون،

30:00.821 --> 30:03.701
‫کمکمون کرد جلوی حمله‌
‫بریتانیایی ‌ها رو بگیریم.

30:31.501 --> 30:32.781
‫آماده‌ سازی؟

30:34.821 --> 30:39.941
‫خانم، شوهر شما برای همه‌ ما
‫یه الگو و یه روشنایی بود.

30:55.861 --> 30:57.421
‫برید سراغ خانم دُ روزموند.

31:29.861 --> 31:34.821
‫این نقاشی رو از دیوار بردارید،
‫و بذارید یه جای دیگه.

31:36.021 --> 31:37.501
‫درد و غمم خیلی زیاده.

31:37.741 --> 31:40.981
‫- شاید به مرور زمان...
‫- بله، خانم.

31:57.141 --> 32:00.301
‫خانم، خوشحالم که دوباره شما رو میبینم.

32:02.661 --> 32:04.781
‫تازه در مورد شوهرتون شنیدم.

32:06.021 --> 32:08.894
‫تنها دلخوشیم اینه که
‫بدونم ایشون برای همه‌ مون

32:08.918 --> 32:10.701
‫یه الگو و یه روشنایی بودن.

32:10.941 --> 32:12.861
‫البته.

32:17.741 --> 32:21.421
‫منو مجبور نکن که بخوام
‫برای این آدم پست عزاداری الکی کنم.

32:26.541 --> 32:28.541
‫بذار خوب نگاهت کنم.

32:33.741 --> 32:36.741
‫موفقیت خیلی بهت میاد.

32:36.981 --> 32:39.061
‫برام ازش تعریف کن.

32:41.741 --> 32:44.501
‫دیشب، وقتی اون تازه پاشو
‫توی خونم گذاشته بود،

32:44.741 --> 32:46.861
‫اونقدر برای چشیدن مزه‌
‫پیروزیم عجله داشتم،

32:47.101 --> 32:49.901
‫اونقدر میترسیدم که از دستم دربره،

32:50.141 --> 32:54.461
‫که طعمم رو سریع، توی چند لقمه
‫کوتاه و حریصانه قورت دادم.

32:54.701 --> 32:58.181
‫از عجله‌ ام پشیمون شدم، مطمئن بودم
‫که بعد از تموم شدن اون لذت،

32:58.421 --> 33:00.821
‫شرم دامن خانم قدیسه‌ دُ تورول رو میگیره

33:01.061 --> 33:02.661
‫و برای همیشه غیبش میزنه.

33:04.581 --> 33:06.541
‫ولی اینطوری نشد.

33:06.781 --> 33:10.261
‫آتش توی اتاقم روشن موند،
‫در حالی که ساعت‌ ها توی شب میگذشت.

33:10.501 --> 33:13.061
‫همین چند ساعت پیش هنوز
‫توی بغل من بود.

33:13.301 --> 33:18.621
‫انگار خانم دُ تورول رو برای عشق ‌ورزی
‫در تمام ابدیت ساختن.

33:22.461 --> 33:23.941
‫پس عاشقش شدی؟

33:24.181 --> 33:28.261
‫اون شب، عین یه شیطان عاشقش بودم.
‫هیچوقتم از فکر کردن به شما دست نکشیدم.

33:28.501 --> 33:31.181
‫اونجا بودی، همه جا، تمام مدت.

34:21.941 --> 34:24.260
‫چه خبره، خانم؟

34:29.381 --> 34:31.260
‫تموم نشده.

34:38.021 --> 34:41.901
‫و به همین دلیله، خانم،
‫که این شب دیگه هرگز نباید تکرار بشه.

34:42.141 --> 34:44.740
‫بهترین ‌ها رو براتون آرزو میکنم.

34:44.981 --> 34:46.981
‫شما لیاقتش رو دارید.

34:48.461 --> 34:51.581
‫من همیشه این خاطره رو نگه میدارم.

34:51.821 --> 34:54.700
‫نه. نه، ویکونت.

34:54.941 --> 34:58.021
‫این داستان خاطرات ابدی چیه.

34:58.261 --> 35:00.701
‫طفلی، احتمالاً امیدش رو نگه میداره.

35:00.941 --> 35:03.621
‫نه، باید کارش رو یکسره کنی.

35:04.941 --> 35:07.261
‫متقاعدش کردم که عاشق شدی.
‫تقصیر منه.

35:07.501 --> 35:10.741
‫چی بگم؟ اون به اون
‫چرت و پرت‌ ها خیلی نیاز داشت.

35:10.981 --> 35:14.101
‫بنویس. بنویس!

35:17.621 --> 35:22.621
‫چیزی که توی تو دوست داشتم،
‫پاکیت بود.

35:25.221 --> 35:26.701
‫تو ناامیدم کردی.

35:29.341 --> 35:31.101
‫خداحافظ.

35:31.341 --> 35:34.301
‫باید قبول کنی. تو فقط به خاطر
‫مقاومت کردنش عاشقش بودی.

35:36.541 --> 35:38.541
‫پس بنویس.

35:42.261 --> 35:45.261
‫خیلی خب. امضا کن.

35:56.581 --> 35:59.301
‫این نامه رو بفرست
‫برای خانم دُ تورول.

36:04.741 --> 36:07.861
‫- لباساتو دربیار.
‫- چته تو؟

36:08.101 --> 36:10.821
‫میخوام اول یه مدت طولانی
‫نگاهت کنم.

36:11.061 --> 36:15.261
‫میخوام به بدنت نگاه کنم...
‫قبل از اینکه ارضا شدنت رو ببینم.

36:18.741 --> 36:21.621
‫مطمئناً، ما دیگه از اون شرط‌ بندی
‫کوچیک مسخره عبور کردیم.

36:24.381 --> 36:28.621
‫اگه من برده بودم، میرفتی خودتو
‫توی یه صومعه حبس میکردی؟

36:28.861 --> 36:31.981
‫به هر حال، خانم، شما باختین.
‫من بردم.

36:34.381 --> 36:37.101
‫شما نبردید. و من نباختم.

36:37.341 --> 36:40.021
‫اونی که خانم دُ تورول رو فتح کرد، منم.

36:41.221 --> 36:43.941
‫بهتون خوش گذشت، مگه نه؟

36:44.181 --> 36:47.421
‫خب، خیلی خوشحالم که اینو میشنوم.

36:47.661 --> 36:49.661
‫شما دوست منید.

36:49.901 --> 36:55.461
‫من هر کاری بتونم، برای کمک دوباره
‫به شما انجام میدم، هر چقدر هم که باشه.

36:55.701 --> 36:58.701
‫شما قول دادین، خانم. شرافت ندارید؟

36:58.941 --> 37:00.181
‫قول من؟

37:01.701 --> 37:07.461
‫گذشته به من یاد داده که از
‫کلمات و قول ‌ها بترسم.

37:10.901 --> 37:12.501
‫پس همه‌اش به خاطر انتقام بود؟

37:15.701 --> 37:19.181
‫بعد از همه‌ این چیزهایی
‫که با هم پشت سر گذاشتیم...

37:22.861 --> 37:24.981
‫همه ‌اش برای این بود؟

37:27.221 --> 37:31.661
‫این تحقیر. این بی ‌رحمی.

37:37.581 --> 37:39.301
‫باورم نمیشه.

37:49.261 --> 37:52.021
‫شما عین خانم دُ تورول بیچاره‌اید.

37:54.621 --> 37:58.781
‫به یه چیز باور میکنید، بعد به
‫یه چیز دیگه، بعد دوباره به یه چیز دیگه.

38:01.141 --> 38:04.021
‫ته دلتون، یه خیال‌ پردازید.

38:04.261 --> 38:07.861
‫ول کن سَبَستیَن. یه بازی ساده بود.

38:08.101 --> 38:09.341
‫باید بری پیداش کنی.

38:09.581 --> 38:12.941
‫مگه اینکه میترسی به خاطر نامه ‌ات،
‫هیچوقت نمیبخشدت.

38:43.061 --> 38:46.261
‫توی این آخرین بیداری،
‫وحشت من اونقدر زیاد بود

38:46.501 --> 38:49.421
‫که موقع بیدار شدن نتونستم
‫از پسش بربیام.

38:49.661 --> 38:53.581
‫خودمو از تخت پرت کردم پایین،
‫بدون اینکه بدونم دارم چیکار میکنم.

38:53.821 --> 38:56.141
‫شروع کردم به پرسه زدن توی اتاق،

38:56.381 --> 38:59.141
‫ترسیده عین یه بچه توی تاریکی شب،

38:59.381 --> 39:01.701
‫فکر میکردم که اشباح
‫دورم رو گرفتن،

39:01.941 --> 39:05.181
‫و گوش‌ هام هنوز با اون صدای
‫ناله‌ دار به صدا درمیومد

39:05.421 --> 39:09.821
‫که هیچوقت بدون هیجان
‫نشنیده‌ بودمش.

39:10.061 --> 39:12.701
‫وقتی گرگ و میش شروع کرد
‫به روشن کردن اشیا،

39:12.941 --> 39:16.461
‫فقط اون ‌ها رو تغییر داد تا به
‫تصورات آشفته‌ من بیان.

39:18.221 --> 39:22.421
‫ترسم دو برابر شد
‫و عقلم رو از دست دادم.

39:22.661 --> 39:25.581
‫بعد از اینکه به سختی در اتاقم رو پیدا کردم،

39:25.821 --> 39:28.381
‫از اتاقم فرار کردم...

39:58.661 --> 40:00.141
‫لطفاً بفرمایید داخل.

40:02.701 --> 40:05.301
‫مارشال کاستلت رو میشناسید؟

40:05.541 --> 40:08.101
‫- خانم.
‫- آقا.

40:08.341 --> 40:13.301
‫دوست من قراره به شورای
‫عدالت پادشاه ارتقا پیدا کنه.

40:13.541 --> 40:15.541
‫من خیلی به شما مدیونم، آقا.

40:17.861 --> 40:20.501
‫همون‌طور که میدونید، پادشاهی
‫فرانسه، انگلستان نیست.

40:20.741 --> 40:24.501
‫قدرت همیشه به نظر میاد که
‫در نهایت دست پادشاهه.

40:25.821 --> 40:29.181
‫خبر پیروزی ویکونت دُ والمان
‫با خانم دُ تورول

40:29.421 --> 40:31.541
‫تا ورسای هم پیچیده،

40:31.781 --> 40:34.421
‫و متعصبای مذهبی از کوره در رفتن،

40:34.661 --> 40:37.741
‫و اونقدر سر و صدا میکنن
‫که آرامش پادشاه رو به هم میزنن.

40:39.381 --> 40:42.141
‫والمان باید علنی تنبیه بشه.

40:42.381 --> 40:47.421
‫- برادرزاده‌ من هیچ ایرادی نداره.
‫- البته، ویکونت زرنگه.

40:47.661 --> 40:50.181
‫تمام تلاشش رو کرد که همه‌
‫گندکاری‌ هاش رو بپوشونه،

40:50.421 --> 40:54.301
‫و دهن شاهدها رو ببنده،
‫ولی این بار فرق میکنه.

40:55.781 --> 40:57.461
‫- دارید دروغ میگید.
‫- نه، خانم.

40:57.701 --> 41:01.061
‫متأسفانه این قضیه به شما هم
‫ربط پیدا میکنه.

41:01.301 --> 41:05.101
‫ازدواج بین ویکونت
‫و ایزابل داسونویل،

41:05.341 --> 41:07.061
‫که شد مارکیز دُ مرتوی.

41:09.381 --> 41:11.581
‫پرونده‌ این موضوع رو
‫قاضی دُ تورول رسیدگی کرده.

41:11.821 --> 41:13.922
‫باید بهتون هشدار بدم، خانم،

41:13.946 --> 41:16.341
‫ما مدرک داریم که مستقیماً
‫شما رو مجرم نشون میده.

41:16.581 --> 41:19.181
‫اما اگه قبول کنید که
‫با دادگاه صحبت کنید،

41:19.421 --> 41:22.061
‫مطمئن میشم که هیچ عواقبی
‫براتون نداشته باشه.

41:24.381 --> 41:26.581
‫ولی اگه نکنید،

41:26.821 --> 41:30.301
‫تحقیر و تبعید میشید.
‫در مورد برادرزاده‌تون...

41:33.021 --> 41:34.581
‫آقا.

41:35.741 --> 41:39.061
‫به خاطر دوستی قدیمیمون...

41:39.301 --> 41:40.701
‫نگران نباشید.

41:40.941 --> 41:46.621
‫ما میتونیم یه محاکمه‌ خیلی ساده
‫و بی ‌سروصدا ترتیب بدیم که...

41:47.941 --> 41:52.021
‫برادرزاده‌ شما با یه دردی از این ماجرا
‫بیرون بیاد که بتونه از پسش بربیاد،

41:52.261 --> 41:55.181
‫مثلاً چند ماه بره زندان

41:55.421 --> 41:57.861
‫که اونجا هم همه کار میکنن
‫تا راحت باشه

41:58.101 --> 42:00.341
‫و امکاناتش در حد مقامش باشه.

42:01.581 --> 42:04.381
‫در عین حال، ثابت میشه که ایزابل،

42:04.621 --> 42:10.341
‫بعد از ازدواج با مارکیز دُ مرتوی،
‫دو همسری کرده و مقصره،

42:10.581 --> 42:14.781
‫و این ازدواج اصیل چیزی
‫جز یه فریب نبوده.

42:15.021 --> 42:19.501
‫ایزابل عنوان
‫و تمام دارایی‌ هاش رو از دست میده.

42:25.741 --> 42:29.821
‫حداقل میتونیم خوشحال باشیم که
‫مارکیز دُ مرتوی بیچاره

42:30.061 --> 42:32.741
‫دیگه نمیتونه شاهد این سقوط باشه.

42:32.981 --> 42:36.461
‫از من میخواید که به برادرزادم
‫و دوست عزیزم خیانت کنم.

42:38.501 --> 42:40.901
‫من از شما چیزی نمیخوام.

42:43.061 --> 42:45.501
‫چیزی که اینجا بهتون پیشنهاد میدیم...

42:50.061 --> 42:53.181
‫اعتبار دوست عزیزتون رو فدا کنید.

42:53.421 --> 42:57.981
‫زنی که تا همین چند ماه پیش
‫حتی نمیشناختید.

43:01.221 --> 43:02.741
‫برای یک هدف واحد...

43:03.941 --> 43:08.621
‫که هم موقعیت خودتون رو نجات بدید
‫و هم زندگی برادرزاد‌تون رو.

43:37.141 --> 43:38.541
‫اسم اسبت چیه؟

43:38.781 --> 43:40.501
‫- سزار.
‫- خیلی خوشگله.

43:48.861 --> 43:51.501
‫سسیل عزیزم، چقدر خوشگلی.

44:05.701 --> 44:07.301
‫ایزابل؟

44:36.461 --> 44:38.781
‫خانم لا مارکیز منو فرستاده.

44:39.461 --> 44:43.021
برگردان به پارسی: مرتضی راکی

44:43.051 --> 44:48.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:48.051 --> 44:58.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
