WEBVTT

00:00.221 --> 00:07.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:07.051 --> 00:11.021
‫.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

01:19.181 --> 01:22.141
‫♪ عمیق در اقیانوس مُرده و دور انداخته‌ شده ♪

01:22.301 --> 01:26.181
‫♪ رنسانسم داره در آتیش میسوزه ♪

01:26.341 --> 01:29.621
‫♪ یه میلیون مایل دور از خونه دارم جلو میرم ♪

01:29.781 --> 01:35.421
‫♪ تا استخون یخ زدم من یه سرباز تنهام ♪

01:35.581 --> 01:39.500
‫♪ راهو نمیدونم ولی آماده جنگم ♪

01:39.661 --> 01:41.381
‫♪ و سرنوشت ♪

01:43.705 --> 01:46.105
‫[ اغواگری ]

01:59.701 --> 02:01.781
‫- گلخونه پرتقال؟
‫- نه.

02:01.941 --> 02:04.341
‫ایزابل دیر نمیکنه. نگران نباش.

02:09.021 --> 02:09.854
‫اومد.

02:26.741 --> 02:29.341
‫چه ابهتی. چه جذابیتی.

02:41.941 --> 02:45.404
‫خودم این افتخارو داشتم
‫که عروسیمو با ژاک ارو جشن بگیرم.

02:45.941 --> 02:48.621
‫یه روز قشنگ تو ماه مِی،
‫و واقعا یه برکت بود.

02:49.301 --> 02:53.100
‫خب، امیدوارم مارکو زود برگرده پیشمون.

02:53.701 --> 02:55.621
‫بیاید عروسی رو زودتر راه بندازیم.

02:55.821 --> 03:00.181
‫دلم میخواست مادام مارکیز
‫اینجا بود و با هم حرف میزدیم، ولی...

03:00.341 --> 03:02.381
‫چرا همین‌جا منتظر نمیمونیم؟

03:04.341 --> 03:07.561
‫خانوم ‌ها نشون دادید که این‌ جا جای شادی و...

03:08.581 --> 03:09.461
‫جشنه.

03:36.341 --> 03:37.174
‫مادام...

03:47.021 --> 03:47.997
‫ممکن نیست.

03:49.141 --> 03:51.501
‫صورتت انگار ماسکی از درده.

03:53.541 --> 03:55.021
‫خب چرا نمیذاری اون بشنوه؟

03:58.061 --> 04:00.381
‫هیچ بدبختی‌ ای در دنیا براش غریبه نیست.

04:02.461 --> 04:05.581
‫و هیچ روحی از عشقش دور نیست.

04:15.781 --> 04:16.805
‫ایزابل؟

04:45.221 --> 04:48.141
‫«بعد کلام خداوند به من رسید که...»

04:49.301 --> 04:51.594
‫«قبل از اینکه در شکم شکلت بدم، شناختمت.»

04:52.180 --> 04:54.741
‫«و قبل از اینکه به دنیا بیای، تقدیست کردم.»

04:57.941 --> 05:00.221
‫فکر میکردم چاره دیگه ‌ای ندارم.

05:02.221 --> 05:03.061
‫گم شدم.

05:05.021 --> 05:06.501
‫کامل گم شدم.

05:08.181 --> 05:09.541
‫با یه مرد ازدواج کردم که...

05:10.541 --> 05:13.741
‫یه مرد وحشی که عشق یه زن براش

05:13.901 --> 05:17.221
‫فقط یه آینه شوم و کثیفه.

05:18.661 --> 05:21.581
‫آینه اون عظمتی که در قدرت متوسطش
‫تصور میکنه.

05:24.821 --> 05:26.061
‫مرد نیست، یه هیولاست.

05:30.541 --> 05:33.541
‫هیچی ازش نمیخوام. هیچی.

05:35.021 --> 05:36.421
‫نه بچه پسر، نه دختر.

05:38.541 --> 05:43.301
‫وقتی این بچه تصمیم گرفت تو من بمونه، من...

05:44.821 --> 05:45.941
‫تمومش کردم.

05:51.941 --> 05:53.941
‫پس هر کاری لازم بود کردم.

05:56.621 --> 06:01.301
‫آیا اجازه دادی اون بچه بیگناه،
‫تا وقتی نفس میکشید تعمید بگیره؟

06:02.701 --> 06:04.861
‫نه. مگه چطور میتونستم؟

06:05.861 --> 06:08.541
‫گناهت اونقدر سنگینه که از دست من خارجه،

06:08.701 --> 06:10.457
‫من فقط یه شبان ساده مسیح هستم، مادام.

06:11.661 --> 06:13.901
‫نمیتونم برات بخشش بیارم.

06:14.541 --> 06:15.821
‫نه نه، خواهش میکنم پدر.

06:17.661 --> 06:18.661
‫اسمتون چیه مادام؟

06:21.461 --> 06:23.861
‫و اسم شوهرتون، اگه محبت کنید.

06:26.221 --> 06:27.221
‫اسمتون، مادام.

07:02.181 --> 07:03.061
‫کجا بودی؟

07:05.421 --> 07:06.254
‫ایزابل.

07:11.741 --> 07:14.221
‫- خودتو جمع کن.
‫- دیگه بهم گفتی.

07:15.381 --> 07:18.981
‫یه مرده دیگه مرده هست،
‫دیگه نباید بهش فکرش باشم.

07:20.141 --> 07:21.421
‫ولی نمیتونم.

07:23.941 --> 07:25.421
‫الان بیشتر از همیشه بهت نیاز دارم.

07:26.621 --> 07:28.670
‫میدونی که باید امشب برگردم پاریس.

07:28.821 --> 07:30.661
‫بگو چیکار کنم، لطفاً.

07:32.701 --> 07:35.628
‫ژرکور میخواد عروسیشو
‫در همین خونه قشنگت برگزار کنه.

07:36.221 --> 07:38.741
‫مادام دو ولانژ خیلی خوشحاله، یعنی

07:38.901 --> 07:40.621
‫تو هیچ جوره نمیتونی مخالفت کنی.

07:47.901 --> 07:50.861
‫خب، مهمونی دیشبت که
‫خیلی موفق بود، نه؟

07:52.061 --> 07:54.781
‫- همه پاریس دارن دربارش حرفش میزنن.
‫- مهمونی ما؟

08:00.941 --> 08:04.301
‫کنت دو ژرکور با سسیل ازدواج میکنه،
‫با رضایت تو یا بی رضایت.

08:05.101 --> 08:09.941
‫ولی همین ازدواج میتونه باعث بشه
‫یه سری چیزا، کینه ‌ها رو فراموش کنه

08:10.581 --> 08:14.141
‫و قراردادهای جدید بسته بشه.

08:14.301 --> 08:15.423
‫و قلمروشو محکم کنه.

08:16.701 --> 08:18.978
‫باید بهش یه فرصت بدی آبروش حفظ بشه.

08:19.061 --> 08:21.549
‫چجوری؟ برم جلوی پاش زانو بزنم؟

08:22.301 --> 08:23.461
‫چاره ‌ای نداریم.

08:26.661 --> 08:27.494
‫ایزابل.

08:29.461 --> 08:31.381
‫میبینم داری خودتو گم میکنی.

08:32.501 --> 08:35.141
‫و چیزی که من میبینم، خیلی زود همه میبینن.

08:39.221 --> 08:42.060
‫ژرکور جمعه برای ناهار میاد اینجا.

08:43.700 --> 08:45.261
‫منم برمیگردم کنارت باشم.

08:45.781 --> 08:47.061
‫نترس.

09:18.461 --> 09:21.461
‫اینو باید شخصاً به ویکونت دو والمون برسونم.

09:21.621 --> 09:23.541
‫- خودم میرسونم.
‫- قربان، لطفاً.

09:25.741 --> 09:27.497
‫باید شخصاً بهش بدم.

09:28.701 --> 09:29.534
‫بفرمایید تو.

09:30.661 --> 09:32.301
‫برو جلو.

09:39.181 --> 09:41.501
‫دوستم قسم میخوره میخونتش.

09:50.301 --> 09:52.338
‫تو این دنیای غمگین هنوز یکی به یادمه.

09:52.421 --> 09:55.141
‫- اوه.
‫- فقط شیطون یادش مونده.

09:59.021 --> 10:00.261
‫از عمه ات هست.

10:00.421 --> 10:02.101
‫خب لطفا بخون چی نوشته.

10:04.861 --> 10:09.301
‫ایزابل بهت نیاز داره

10:10.181 --> 10:13.901
‫ما رو ببخش چنان که ما هم

10:14.061 --> 10:15.501
‫اونایی رو که به ما بدی کردن میبخشیم

10:15.661 --> 10:18.661
‫ما رو به وسوسه نکشان،
‫بلکه از شر نجاتمون بده...

10:23.101 --> 10:24.741
‫- آمین.
‫- سلام مارکیز.

10:31.421 --> 10:32.861
‫نقشت حتما راحته.

10:34.221 --> 10:35.054
‫نقشم؟

10:35.621 --> 10:37.116
‫همونی که طبیعت بهت داده

10:37.140 --> 10:39.621
‫و باعث میشه از یه سری
‫جرم خاص در امان باشی.

10:39.781 --> 10:40.808
‫کدوم جرم ‌ها، مادام؟

10:41.621 --> 10:42.938
‫تو فقط از خودت دفاع کردی.

10:43.861 --> 10:46.021
‫زندگی میخواستی، پس انتخاب کردی زنده بمونی.

10:46.181 --> 10:48.941
‫زود زندگی به خاطر
‫اعتقادت بهش بهت جایزه میده.

10:49.101 --> 10:51.301
‫- اوه خفه شو.
‫- نظم و انضباط، ایزابل جون.

10:51.461 --> 10:53.621
‫باید محکم بمونی.

10:54.341 --> 10:57.061
‫عمه نتونست درسشو بهت یاد بده؟

10:57.221 --> 11:00.581
‫- یه بار خفه نمیشی؟
‫- آره، وقتی تصمیم بگیری خوب بشی.

11:00.741 --> 11:02.501
‫چون دیگه وقتش داره تموم میشه.

11:03.701 --> 11:06.301
‫شنیدم ژرکور میخواد همین ‌جا ازدواج کنه.

11:07.221 --> 11:08.501
‫تحریک حال به ‌هم ‌زن.

11:08.661 --> 11:11.818
‫یه توهین واضح از یه مردی که
‫همیشه دشمناشو له کرده.

11:11.901 --> 11:15.061
‫- مادام دو روزموند چیز دیگه‌ای میگه.
‫- منم شوکه شدم.

11:15.781 --> 11:17.701
‫شماها که با هم نیستید؟

11:17.861 --> 11:20.341
‫دوستش دارم، ولی برای تو میترسم، مادام.

11:21.021 --> 11:23.661
‫تو نمیبخشی. شاید هیچوقت نبخشیدی.

11:23.821 --> 11:26.301
‫حتی خودتم، ولی ژرکور رو باید ببخشی.

11:26.461 --> 11:30.861
‫فقط چاپلوسی میکنه که نزدیکت بشه
‫و بزنتت و وقتی سسیل رو گرفت

11:31.021 --> 11:35.181
‫از قدرت جدیدش سو استفاده میکنه
‫که کاملا تحقیرت کنه.

11:36.781 --> 11:39.541
‫پس مادام دو روزموند
‫یهو اینقدر ساده‌لوح شده؟

11:39.701 --> 11:42.181
‫ساده‌لوح نه، ولی محتاط. مراقب.

11:42.341 --> 11:46.501
‫عمه ام دیگه فکر نمیکنه.

11:46.661 --> 11:47.588
‫مهارت قدیمی رو داره که مردا رو کنترل کنه

11:48.021 --> 11:52.261
‫تو دنیای شکارچی ما،
‫کوچکترین ضعف بو میده، ندیدی؟

11:52.541 --> 11:56.181
‫اگه به ژرکور کمک کنی، خیلی خطرناکه، مادام.

11:56.341 --> 12:00.261
‫- چی پیشنهاد میدی؟
‫- ازدواج رو بگیریم و خرابش کنیم.

12:10.141 --> 12:12.461
‫سسیل و شوالیه عاشق همن.

12:13.221 --> 12:16.831
‫هر دو اونقدر خنگن که به پاکی
‫یه عشق غیرممکن اعتقاد دارن.

12:17.941 --> 12:21.821
‫ایده ‌آل عشقشون تسلیمه،
‫یه وفاداری مسخره به دنیایی که

12:21.981 --> 12:23.014
‫عشق رو قی میکنه.

12:32.141 --> 12:35.861
‫جوونن و پر از ولعن، همینو باید فشار بدیم.

12:38.301 --> 12:41.472
‫میگی پاکی عزیز سسیل بیچاره رو ازش بگیریم؟

12:43.221 --> 12:44.501
‫عجب ابتکاری.

12:47.501 --> 12:50.477
‫فکر میکنی ویکونت، کار بهتری نداری؟

12:51.221 --> 12:53.938
‫جز اینکه نقشه بکشی
‫دوشیزه ‌ها رو از باکرگی بندازی؟

12:54.021 --> 12:58.421
‫نه، ولی تو این موقعیت و با این ولع واضحش

12:58.581 --> 13:00.581
‫- به شوالیه...
‫- ادامه بده.

13:00.741 --> 13:03.581
‫این مأموریت منه.
‫اعتماد سسیل رو جلب کنم.

13:03.741 --> 13:07.741
‫باهاش از موسیقی حرف بزنم، بعد آروم آروم...

13:08.541 --> 13:09.701
‫معلم موسیقیش بشم.

13:12.181 --> 13:14.218
‫نشونش بدم که احساسش منو تکون میده،

13:14.301 --> 13:16.021
‫و اونم حرفشو میزنه.

13:16.181 --> 13:19.901
‫ تو خودت بهتر میدونی که عشق.
‫همیشه با حرف شروع میشه

13:23.941 --> 13:27.221
‫هر چی به عشق صدا بدیم،
‫بیشتر رشد میکنه.

13:28.141 --> 13:30.581
‫عالیه. ماموریت تو...

13:30.741 --> 13:34.501
‫من اعتماد دانسنی رو
‫از راه موسیقی به دست میارم.

13:36.461 --> 13:37.501
‫و اینکه چقدر خوبه

13:39.661 --> 13:40.588
‫شاگرد داشتن...

13:43.221 --> 13:44.541
‫از سردرگمیش تحت تأثیر قرار بگیر.

13:47.501 --> 13:49.541
‫عشق بالاخره یه زبونه.

13:49.701 --> 13:52.501
‫هر چی بیشتر بهش صدا بدیم، بیشتر رشد میکنه.

13:59.861 --> 14:02.301
‫- و آخرش میریزه بیرون.
‫- شب بخیر، مادام.

14:02.461 --> 14:04.120
‫منم شب خوشی براتون آرزو میکنم.

14:20.821 --> 14:21.781
‫بیا.

15:35.501 --> 15:36.741
‫آه...

15:36.901 --> 15:38.821
‫آه...

16:52.941 --> 16:55.061
‫- مادام.
‫- تازه شوالیه دانسنی رو دیدم

16:55.221 --> 16:56.501
‫که از اینجا در رفت

16:59.101 --> 16:59.941
‫مادمازل.

17:01.461 --> 17:03.754
‫میتونی باهام حرف بزنی.
‫من دوستتم.

17:06.541 --> 17:09.261
‫کنت دو ژرکور میگه نیستی.

17:09.421 --> 17:11.421
‫- خب چرا؟
‫- نمیتونم جواب بدم، مادام.

17:11.541 --> 17:13.021
‫محرمانه بود.

17:14.581 --> 17:15.414
‫میفهمم.

17:17.901 --> 17:18.925
‫بذار حدس بزنم.

17:20.541 --> 17:21.981
‫فکر میکنه من حسودم.

17:24.701 --> 17:27.628
‫مادمازل، دوستی بین زن‌ ها
‫برام از همه چیز مهم تره.

17:28.701 --> 17:30.141
‫حتی از هر مردی.

17:38.941 --> 17:40.581
‫اینجا چی شده؟

17:40.741 --> 17:43.261
‫مهمونی، نوکر داریم برای این کارا.

17:43.421 --> 17:44.301
‫خوبم، مرسی.

17:50.781 --> 17:52.537
‫خیلی بانمکی مادمازل.

17:53.621 --> 17:57.261
‫واقعا کی میتونه
‫به یه آقا ایراد بگیره که نتونسته

17:57.421 --> 17:58.254
‫شهوتشو کنترل کنه.

18:05.581 --> 18:07.381
‫ما هم که پشیمونیم...

18:15.981 --> 18:17.741
‫میرم بخوابم فرشته کوچولو.

19:01.341 --> 19:02.941
‫دوست من، کجا بودی؟

19:04.061 --> 19:07.341
‫- باید تنها باشم.
‫- سباستین، نگرانتم.

19:09.061 --> 19:11.661
‫منتظر خبر بودم، ولی هیچی نفرستادی.

19:11.821 --> 19:13.821
‫حق داری، باید معذرت بخوام.

19:13.981 --> 19:15.741
‫خیلی بداخلاق بودم باهات.

19:16.341 --> 19:18.821
‫تو باغ تویلری با چند تا باواریایی بودم.

19:18.981 --> 19:19.821
‫بگو ببینم.

19:21.061 --> 19:22.701
‫سه تا دخترعمه. وحشتناک.

19:23.421 --> 19:26.141
‫کاملاً طعمه.

19:26.301 --> 19:29.621
‫میخواستمشون، ولی جادوگرن.

19:40.981 --> 19:43.381
‫با مارکیز دو مرتوی بودم.

19:43.541 --> 19:44.374
‫چی؟

19:47.941 --> 19:49.421
‫الان بیشتر از همیشه عاشقشم.

19:50.981 --> 19:53.661
‫- زیادی به خودم مطمئن بودم.
‫- هیچوقت کافی نیستیم.

19:54.741 --> 19:57.621
‫- میترسم دیگه نتونم برگردونمش.
‫- ویکونت، بسه!

19:58.261 --> 20:00.581
‫- چیه؟
‫- اون زن سمه.

20:01.941 --> 20:04.021
‫تو رو وادار میکنه دروغ بگی و بد بگی.

20:08.181 --> 20:10.941
‫ بهت دروغ میگم چون فقط

20:11.101 --> 20:12.101
‫همین لیاقت داری، احمق

20:14.101 --> 20:16.199
‫بگو ببینم، چون خیلی برات مهمه.

20:17.301 --> 20:20.325
‫وقتی از این دخترای هرزه حرف میزنم
‫چی باعث میشه میلرزی؟

20:21.541 --> 20:22.381
‫ما رو تصور میکنی؟

20:22.541 --> 20:25.941
‫- یا فقط منو؟
‫- متوجه نمیشم چی میگی

20:26.101 --> 20:28.021
‫- منظورم اینه
‫- بسه

20:31.741 --> 20:32.661
‫دیوونه شدی.

20:33.941 --> 20:36.221
‫تو زیادی مالکیت میخوای عزیزم.

21:07.581 --> 21:10.261
‫پس شوالیه دانسنی هم میاد؟

21:11.301 --> 21:15.061
‫مادام دو ولانژ اصرار داره سسیل.

21:15.221 --> 21:16.381
‫بعد غذا برای ژرکور کنسرت بذاره

21:18.581 --> 21:20.341
‫دانسنی باید تا حالا رسیده باشه.

21:23.741 --> 21:25.261
‫چه چیزت فرق کرده؟

21:28.061 --> 21:32.621
‫برادرزادم خوب همراهت بوده؟

21:34.461 --> 21:35.294
‫آره.

21:39.141 --> 21:42.021
‫- آماده‌ای براش؟
‫- آره

21:57.381 --> 22:00.741
‫کنت عزیز ژرکور، دوباره اینجایید، چه لذتی.

22:08.821 --> 22:10.675
‫خبر از مارکو دارین؟

22:11.101 --> 22:13.861
‫سپاهش داره کنار میسی‌ سی ‌پی پیش میره.

22:14.541 --> 22:17.341
‫ بهم گفت مردم بومی با احترام و دوستی

22:17.501 --> 22:18.901
‫از فرانسوی‌ ها استقبال میکنن

22:19.061 --> 22:21.661
‫و یه مدت دیگه فرانسه جدید قدیمی میشه

22:21.821 --> 22:25.141
‫- و آمریکا کامل مال ما میشه.
‫- مرد فوق ‌العاده‌ایی هست

22:25.301 --> 22:27.301
‫ببخشید اگه مزاحمت نباشه

22:28.061 --> 22:31.181
‫مدتهاست میخوام یه چیزی ازتون بپرسم.

22:31.341 --> 22:33.661
‫شما دو تا چجوری همدیگه رو میشناسید؟

22:36.981 --> 22:40.741
‫فکر کنم خودم تو موقعیتم که جواب بدم.

22:40.901 --> 22:43.021
‫من این دو تا رو به هم معرفی کردم.

22:45.301 --> 22:47.261
‫تئاتر اپرا نبود؟

22:52.821 --> 22:54.141
‫اشتباه گرفتی مادام.

22:55.661 --> 22:56.494
‫مگه نه؟

22:56.581 --> 22:59.501
‫مارکیز عزیزم،

23:00.661 --> 23:02.101
‫خیلی زود من و تو یه پیوند ناگسستنی داریم

23:02.981 --> 23:03.941
‫پیوند خانوادگی

23:05.101 --> 23:06.541
‫شوهرتون غایبه

23:07.781 --> 23:10.701
‫متأسفانه من دیگه اصلا فرصت نمیکنم
‫شوهرتون رو بشناسم

23:10.861 --> 23:15.141
‫خیلی خوب میدونم چه مسئولیت سنگینی
‫از همون لحظه ‌ای روی دوشمه که

23:15.301 --> 23:17.008
‫به لطف ازدواج...

23:18.621 --> 23:21.499
‫باید خودمو وقف خدمت به منافع همه‌مون کنم

23:22.301 --> 23:26.221
‫به همین خاطر فکر میکنم
‫باید با هم کاملا رو راست باشیم

23:26.381 --> 23:27.405
‫اشتباه میکنم مارکیز؟

23:28.821 --> 23:30.901
‫نه، بهتر از این نمیشد گفت

23:31.061 --> 23:34.578
‫جزئیات مهم نیست، فقط اصل مطلب رو میگم

23:34.661 --> 23:36.701
‫قبل از اینکه ایزابل بشه
‫اون چیزی که الان هست

23:38.101 --> 23:43.141
‫یه زن ساده بود،
‫نه پولی داشت نه اسم و رسمی

23:44.341 --> 23:47.421
‫از یه شهرستان اومده بود پاریس
‫دنبال بخت و اقبالش

23:48.381 --> 23:50.941
‫- پس راسته؟
‫- بامزه‌ست نه؟

23:52.981 --> 23:56.741
‫ایزابل با حمایت خانم دو رزموند
‫که همین‌ جا تشریف دارن

23:56.901 --> 23:59.141
‫تونست بیاد مهمونی خونه من

23:59.821 --> 24:03.541
‫و این جوون پررو انگار
‫مصمم بود کل مهمونی رو

24:03.701 --> 24:04.661
‫با مهر خودش خراب کنه

24:05.501 --> 24:09.261
‫من که صاحبخونه بودم، طبیعتاً طعمه اصلی بودم

24:09.421 --> 24:12.301
‫و اونم با هر ترفندی که بلد بود...

24:13.221 --> 24:14.701
‫البته مشروع...

24:16.061 --> 24:20.621
‫سعی کرد چشم و دل منو ببره،
‫حتی اگه لازم بود زیاده‌ روی کنه

24:23.421 --> 24:24.981
‫انگار تعجب کردین خانم

24:25.541 --> 24:27.821
‫خودم هم همون لحظه همین حس رو داشتم

24:27.981 --> 24:30.261
‫تعجب و یه جورایی ناراحتی

24:31.741 --> 24:33.461
‫فکر کنم یه کم خسته‌ ام

24:33.621 --> 24:36.341
‫خانم، ما رو از حضورتون محروم نکنین

24:39.061 --> 24:43.621
‫مطمئنم سسیل جوونمون اینجا کاملا درک میکنه

24:44.461 --> 24:46.221
‫اون شب ایزابل...

24:47.021 --> 24:49.381
‫زیر نگاه‌های پر از شهوت همه بود

24:49.541 --> 24:51.421
‫و برای اینکه ترسشو بهتر قایم کنه

24:52.341 --> 24:56.741
‫مارکیز آیندمون غریزی رفت
‫سراغ نقش یه آدم بدجنس و حسابگر

24:56.901 --> 24:59.661
‫یه زنی که از هیچی و هیچکس نمیترسه

25:00.861 --> 25:03.501
‫به‌ خصوص از مردا و هوس ‌هاشون

25:07.061 --> 25:11.301
‫خانم، به هیچ وجه قصد قضاوت کردن
‫ اون آدمی که اون موقع بودین رو ندارم

25:11.461 --> 25:13.861
‫تموم عمرم مدافع زن‌ها بودم

25:14.021 --> 25:17.421
‫همینه که اگه اولین برخوردمون

25:20.741 --> 25:24.261
‫براتون یه خاطره بد بمونه خودمو نمیبخشم

25:24.421 --> 25:25.821
‫اگه باعث شدم فکر کنین

25:27.621 --> 25:30.978
‫شما فقط یه زن حسابگرین که از جذابیتش

25:31.061 --> 25:35.021
‫برای فاسد کردن و گند زدن
‫به بقیه استفاده میکنه

25:35.181 --> 25:38.261
‫امروز باید خیلی فروتنانه ازتون عذرخواهی کنم

25:39.661 --> 25:43.781
‫ایزابل دو مرتوی، منو میبخشین؟

25:55.621 --> 25:59.381
‫- شوالیه دانسنی قربان
‫- خانم ‌ها، آقایون

25:59.541 --> 26:00.501
‫آها

26:01.421 --> 26:02.397
‫داشتیم نگران میشدیم

26:03.421 --> 26:04.254
‫ببخشید دیگه

26:05.261 --> 26:08.301
‫میخوام کنت دو ژرکور آقا رو بهتون معرفی کنم

26:08.461 --> 26:10.541
‫- آقا
‫- بفرمایین بشینین

26:49.181 --> 26:52.059
‫و فکر کردی باید بهش دست بدم؟

27:01.941 --> 27:04.261
‫باید زود حالشو بگیریم

27:05.061 --> 27:07.381
‫هرچند میترسم اول تو رو زنده زنده بخوره

27:08.021 --> 27:10.261
‫برادرزاد‌ت هم همین عقیده رو داره

27:13.861 --> 27:15.324
‫دیگه چی پیشنهاد میکنه؟

27:17.861 --> 27:19.541
‫باید جلوی ازدواج رو بگیریم

27:20.541 --> 27:23.661
‫- و سسیل رو بندازیم تو بغل دانسنی
‫- تو تختش

27:25.061 --> 27:27.661
‫که انگار تو همین الان شروع کردی

27:30.661 --> 27:33.741
‫اشتباه کردم، والمون درست میگفت

27:45.141 --> 27:46.421
‫عالیه

27:53.981 --> 27:55.301
‫شوالیه؟

28:00.941 --> 28:01.781
‫سسیل!

28:03.901 --> 28:05.778
‫این بچه‌بازی‌ ها چیه؟

28:05.861 --> 28:07.741
‫خیلی متأسفم کنت آقا

28:08.581 --> 28:11.581
‫حسابشو به من واگذار کنین درستش میکنم

28:20.701 --> 28:23.301
‫فوری ویکونت دو والمون رو حاضر کنین

28:23.461 --> 28:24.294
‫چشم خانم

28:26.221 --> 28:27.221
‫ولانژ رو گرفتم

28:31.501 --> 28:32.672
‫خانم، چی شده؟

28:32.781 --> 28:34.440
‫نمیدونم

28:38.061 --> 28:39.858
‫اسب‌تون آماده‌ست آقا

28:39.941 --> 28:42.965
‫- شام خونه نیستم
‫- چشم آقا

30:06.261 --> 30:09.781
‫خانم دو ولانژ امشب داره با دخترش حرف میزنه

30:09.941 --> 30:12.821
‫دوست دارم ببینم ژرکور
‫از درد داره رو زمین میخزه

30:13.541 --> 30:15.421
‫- میدونستم
‫- چی رو میدونستی؟

30:15.581 --> 30:18.221
‫تنفر، چیز فوق ‌العاده ‌ای نیست؟

30:19.021 --> 30:23.501
‫چند روز پیش انقدر بیحال و نیمه‌جون بودی،
‫حالا ببین چطور شدی

30:23.661 --> 30:24.941
‫آدمو زشت میکنه

30:28.101 --> 30:29.662
‫تازه خودت عکسشو ثابت کردی

30:34.261 --> 30:36.378
‫خانم دو ولانژ و دخترش

30:36.461 --> 30:38.381
‫غرق اشک شدن

30:39.221 --> 30:41.021
‫یه لحظه احساسی خیلی بزرگ

30:42.021 --> 30:44.421
‫- خب دیگه گذاشت سسیل با دانسنی ازدواج کنه؟
‫- آره

30:45.141 --> 30:46.541
‫قصدش اینه

30:46.701 --> 30:50.821
‫خانم دو ولانژ دختر خوشحال میخواد،
‫حتی اگه فقیر باشه

30:50.981 --> 30:52.541
‫و فکر میکنه خودش باید انتخاب کنه
‫با کی ازدواج کنه

30:52.701 --> 30:54.847
‫- عالیه
‫- خیلی خوب عمل کردی

30:56.021 --> 30:59.861
‫ژرکور به یه نوازنده بی ‌پول لگد زد،
‫داره به کل پاریس خبر میده

31:00.021 --> 31:02.261
‫نه

31:02.421 --> 31:04.541
‫- کافی نیست
‫- ببخشید؟

31:04.701 --> 31:05.621
‫نباید همین باشه

31:05.781 --> 31:08.301
‫بعد از همه گندی که این مرد تو دنیا زده؟

31:08.461 --> 31:11.341
‫ولی بیشتر از چیزی مسخرش میکنن
‫که فکرشو میکردیم

31:11.501 --> 31:12.334
‫ناامیدم کردی

31:13.181 --> 31:14.901
‫اصلاً جاه ‌طلبی نداری

31:16.781 --> 31:20.661
‫ژرکور تنها قربانی احساساتی بودن سسیله

31:21.981 --> 31:23.501
‫وضعیت غم ‌انگیزه ولی کلیشه‌ ای

31:25.381 --> 31:27.021
‫میخوام ببینم داره درد میکشه

31:28.981 --> 31:32.835
‫- کنت باید بفهمه کار کی بوده
‫- فکر میکنی چی میشه؟

31:33.861 --> 31:36.495
‫اینکه یهو از مردای مثل ژرکور متنفر بشم؟

31:37.381 --> 31:39.741
‫تنفر ساده ارضام نمیکنه خانم

31:40.861 --> 31:43.981
‫- من جنگ میخوام
‫- پیروز نمیشی

31:44.141 --> 31:45.781
‫من فقط لذتمو میخوام ببرم

31:50.021 --> 31:55.501
‫چون هر چی بیشتر تو تحقیر
‫و خشم بسوزه خوشحال ترم

32:00.941 --> 32:02.421
‫من واقعاً تو جنگم خانم

32:04.821 --> 32:07.845
‫ولی گول نخور، هدفم ژرکوره
‫که یه نمونه درست کنم

32:09.461 --> 32:13.301
‫علنی تنبیهش میکنم تا
‫همه مردا بترسن بهم آسیب بزنن

32:14.421 --> 32:16.541
‫فقط ترس میتونه مطمئن منو محافظت کنه

32:21.821 --> 32:23.221
‫و این ترس ایزابل...

32:24.861 --> 32:25.694
‫چیه؟

32:26.901 --> 32:29.661
‫تو تنهایی در مقابل همه این مردا؟

32:29.821 --> 32:32.894
‫مگه تا حالا ثابت نکردم
‫چقدر احترام و تحسینت میکنم؟

32:34.181 --> 32:35.901
‫حرفاتو میشنوم

32:36.981 --> 32:38.054
‫تعادل قدرت

32:39.261 --> 32:42.621
‫حفظ ظاهر برای اینکه پشت پرده کار کنیم

32:42.781 --> 32:44.781
‫همه اینا تا حالا محافظتت کردن، میدونم

32:45.661 --> 32:46.741
‫ولی تنهایی

32:49.101 --> 32:50.272
‫حالا با همیم

32:51.261 --> 32:52.941
‫میخوام ترس سمت ما باشه

32:54.901 --> 32:58.341
‫به همین خاطر میخوام
‫پیروزی مو امضا کنم، پیروزی ما خانم

33:01.341 --> 33:04.073
‫ژرکور باید همه خشم منو حس کنه،
‫باید بسوزونتش

33:05.781 --> 33:07.861
‫و کل پاریس تماشا کنه

33:09.381 --> 33:12.701
‫بعدش یه شایعه خوب جعل‌ شده
‫و پخش ‌شده توسط همه‌مون

33:13.541 --> 33:15.181
‫بقیه کارو انجام میده

33:18.021 --> 33:21.701
‫- حرفاتو شنیدم خانم
‫- اول باید جلوی اینو بگیریم که سسیل عزیزمون

33:21.861 --> 33:23.978
‫ازدواجش با ژرکور رو به هم بزنه

33:24.061 --> 33:26.181
‫- چرا؟
‫- چون هنوز بهش نیاز داریم

33:27.701 --> 33:29.698
‫کار توئه خانم که سسیل رو متقاعد کنی

33:29.781 --> 33:32.181
‫انتخاب مادرش فقط یه ترفنده

33:33.261 --> 33:38.061
‫اگه اعتراف کنه عاشق اونیه که هست
‫به شدت تنبیه میشه

33:41.221 --> 33:42.861
‫خودت کلماتو انتخاب کن

33:48.901 --> 33:50.341
‫همه‌ شو میسپارم به تو

33:50.501 --> 33:52.981
‫هر چقدر عسل لازم دونی بریز

34:13.861 --> 34:19.461
‫مادمازل، مادرتون بهم اعتماد کردن
‫و گفتن میخوان براتون تله بذارن

34:19.621 --> 34:22.781
‫من نمیتونم همراهی کنم

34:23.700 --> 34:27.220
‫بهت پیشنهاد میکنه
‫با هر کی خودت بخوای ازدواج کنی

34:29.101 --> 34:31.901
‫اگه اون موقع شوالیه دانسنی رو انتخاب کنی

34:33.180 --> 34:36.180
‫تنبیهت میکنه و جلوشو میگیره

34:36.781 --> 34:39.260
‫و کاری میکنه که شوالیه نابود بشه

34:56.021 --> 34:59.441
‫اگه تصمیم بگیری با شوالیه ازدواج کنی...

34:59.501 --> 35:01.321
‫به سسیل بگو اگه دانسنی رو انتخاب کنه

35:02.581 --> 35:05.701
‫میفرستنش بدترین صومعه مملکت

35:06.861 --> 35:09.741
‫و شوالیه رو نابود میکنن

35:10.381 --> 35:13.381
‫از دنیا و کار موسیقی تبعیدش میکنن

35:22.021 --> 35:24.314
‫میخوام با کنت دو ژرکور ازدواج کنم

35:27.421 --> 35:28.461
‫بعدش چی؟

35:30.261 --> 35:31.822
‫راه ‌حل اینجاست

35:34.381 --> 35:35.308
‫مردا اینقدر شکننده هستن

35:35.461 --> 35:37.861
‫اینقدر نگرانن که کیرشون

35:38.021 --> 35:39.621
‫کم یا زیاد باشه

35:39.781 --> 35:42.781
‫ولی کلا بلد نیستن
‫درست و حسابی ازش استفاده کنن

35:43.661 --> 35:45.141
‫مطمئنم خودت میدونی

35:45.301 --> 35:48.541
‫ولی من فرصت داشتم با مال ژرکور آشنا بشم

35:48.701 --> 35:51.141
‫- خب؟
‫- بذار بگم همه مردا نگران اندازن

35:51.301 --> 35:54.381
‫ولی برای ژرکور بیشتر مسئله هندسیه

35:55.541 --> 35:59.341
‫تصور کن یه دربازکن پیچی، تقریبا همونه

36:01.821 --> 36:05.333
‫برای این مرد

36:07.581 --> 36:08.996
‫نگرانی معمولی میشه عذاب واقعی

36:09.901 --> 36:12.981
‫عذابی که با علاقه ا‌ش
‫به باکره ‌ها قایمش میکنه...

36:15.901 --> 36:18.661
‫کنت دو ژرکور

36:19.541 --> 36:21.701
‫...که طبیعتاً چیزی برای مقایسه ندارن

36:21.861 --> 36:24.381
‫در عوض

36:29.581 --> 36:30.541
‫مطمئنم که شوالیه دانسنیمون...

36:31.701 --> 36:34.221
‫بیا دنبالم ویکونت

36:41.341 --> 36:42.268
‫تحقیر جوونی دانسنی هنوز مونده

36:42.981 --> 36:45.181
‫پس باید سسیل رو راضی کنیم

36:46.021 --> 36:49.661
‫که برای برگردوندن اعتماد به نفسش

36:50.421 --> 36:53.541
‫بهش بگه اولین تجربه‌ شون
‫چقدر فوق ‌العاده بوده

36:54.341 --> 36:56.261
‫با جادوی جوهر روی کاغذ

37:04.741 --> 37:10.181
‫مثل یه شعر ستایش برای کیر پادشاهیش

37:12.341 --> 37:16.301
‫- سخته، نمیدونم چی بگم
‫- یه تصویر؟

37:16.461 --> 37:18.821
‫یه تشبیه؟ یه خط شعر؟

37:24.661 --> 37:28.581
‫من میگم مثل سبزیجات نه؟

37:28.741 --> 37:31.061
‫خیار، کدو

37:33.021 --> 37:35.181
‫- نه حسم میوه‌ هست
‫- باشه

37:36.461 --> 37:40.221
‫یه میوه عجیب و غریب که
‫تو این دنیا نیست، افسانه‌ای و خدایی

37:41.061 --> 37:42.181
‫قلم دستت بگیر

37:47.901 --> 37:48.898
‫شوالیه عشق من، دارم برات مینویسم

37:48.981 --> 37:50.898
‫چون تحمل ناراحتی تو رو ندارم

37:50.981 --> 37:54.218
‫باید یه راهی پیدا کنیم نامه ا‌ش
‫به دست کنت دو ژرکور برسه

37:54.301 --> 37:57.301
‫میتونیم یه نوکر بی‌وجدان تصور کنیم

37:57.461 --> 37:59.141
‫که نامه رو بهش می‌فروشه

38:26.941 --> 38:30.021
‫برای ژرکور این نامه میشه آینه سوزان

38:30.181 --> 38:31.498
‫بزرگترین ننگ خصوصیش

38:32.901 --> 38:35.421
‫بعدش فقط کافیه پخشش کنیم

38:36.581 --> 38:40.021
‫- ویکونت؟
‫- یه خائن اینو میبره برای ژرکور

38:40.181 --> 38:42.421
‫چرا تصور نکنیم قبلاً به منم نشون داده؟

38:42.581 --> 38:46.181
‫منم فقط کافیه تو جاهایی که
‫عاشق شایعه‌ هستن پخشش کنم، یعنی همه جا

38:46.341 --> 38:47.741
‫یه نوکر مرموز

38:47.901 --> 38:49.661
‫که همون نامه رو به دو دشمن سرشناس میرسونه

38:50.741 --> 38:53.141
‫- زیادی پیچیده هست؟
‫- آره

38:53.301 --> 38:55.341
‫نامحتمله و دور از ذهن

38:55.501 --> 38:57.661
‫دقیقاً به همین خاطر ژرکور باور میکنه

38:57.821 --> 39:00.845
‫قربانی یه نقشه مخفی شده

39:00.941 --> 39:02.261
‫دقیقاً همین پیچیدگی فوق ‌العاده

39:02.421 --> 39:06.372
‫امضای خودته خانم

39:12.941 --> 39:17.341
‫خانم، متأسفانه مجبورم ازدواجم با دخترتون

39:17.501 --> 39:20.741
‫خانم سسیل دو ولانژ رو لغو کنم

39:20.901 --> 39:22.738
‫باور کنین با ناراحتی عمیق
‫این تصمیم رو گرفتم

39:22.821 --> 39:25.781
‫با احترام، کنت دو ژرکور

39:26.421 --> 39:29.301
‫ولی چرا ژرکور؟

39:30.421 --> 39:31.254
‫ازدواج؟

39:44.701 --> 39:47.101
‫قرار داد ازدواج

39:54.581 --> 39:57.901
‫میخوای شهادت بدی این بوکایو در واقع

39:58.061 --> 39:59.183
‫ویکونت دو والمونه؟

40:01.501 --> 40:02.981
‫برادرت، دوستت؟

40:03.141 --> 40:06.214
‫آماده‌ ام وظایفمو برای
‫کمک به تاج و کلیسا انجام بدم

40:06.301 --> 40:09.181
‫- به هر شکلی که...
‫- آره البته، ولی چرا؟

40:09.341 --> 40:10.804
‫یعنی تو اینو چی میاری؟

40:12.581 --> 40:14.941
‫من ضعیف و شکسته بودم

40:15.101 --> 40:18.781
‫والمون باید تاوان خیانت
‫و هتک حرمت یکی از زیباترین

40:18.941 --> 40:21.061
‫- مقدسات رو بده
‫ - آها آها

40:21.221 --> 40:23.341
‫والمون و مرتوی

40:24.941 --> 40:25.861
‫آره معلومه

40:31.181 --> 40:35.341
‫یه زن از این جایگاه،
‫یه فاحشه کثیف شهرستان

40:35.501 --> 40:36.964
‫با لباس‌ های مارکیز

40:38.181 --> 40:39.401
‫این مدرک ننگینه

40:40.861 --> 40:43.690
‫و کاملاً مشخصه که داره دو شوهری زندگی میکنه

40:44.301 --> 40:47.461
‫برای مارکیز دو مرتوی خیلی شرم ‌آوره

40:47.621 --> 40:49.061
‫قهرمان آمریکا

40:49.781 --> 40:52.261
‫که مدام خوبیشو پایمال کردن

40:53.941 --> 40:58.181
‫فردا میرم پیش قاضی تورول که خیلی سخت‌گیره

40:58.341 --> 40:59.941
‫میفهمه و اقدام میکنه

41:00.101 --> 41:02.341
‫ایزابل دو مرتوی بی ‌چیز میشه

41:03.141 --> 41:07.621
‫عنوان و شأنشو از دست میده

41:12.381 --> 41:14.283
‫مسئولیتت سنگینه آقا

41:19.581 --> 41:20.414
‫قسم میخورم

41:21.461 --> 41:23.101
‫ایزابل میدونست داره چی کار میکنه

41:24.501 --> 41:25.334
‫همینه

41:29.021 --> 41:30.631
‫تو بغل والمون...

41:32.061 --> 41:32.894
‫میخندید

41:34.421 --> 41:35.421
‫میخندید؟

41:36.261 --> 41:39.381
‫- به قانون شریف مملکت
‫- معلومه

41:40.181 --> 41:41.341
‫به اخلاق خوب

41:42.541 --> 41:43.374
‫حتماً

41:44.461 --> 41:46.851
‫و به دنیایی که پادشاه عزیزمون فرمانرواییشه

41:47.101 --> 41:47.934
‫آره آره

41:50.181 --> 41:51.301
‫به خدا میخندید

41:52.461 --> 41:55.661
‫به خدا میخندید و قیافه شیطون رو داشت

41:56.461 --> 42:00.021
برگردان به پارسی: مرتضی راکی

42:00.051 --> 42:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:05.051 --> 42:13.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
