WEBVTT

00:05.394 --> 00:15.394
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:17.827 --> 00:25.372
‫« سند من »

00:28.028 --> 00:32.775
‫« قسمت بیست‌ویکم: روایتی از فرجام‌های نیکو »

00:50.071 --> 00:52.114
‫نباید می‌ذاشتم بره

00:53.240 --> 00:55.784
‫نباید به قلمروی پریان برمی‌گشتم

00:55.785 --> 01:00.622
‫باید من هم باهاش می‌رفتم.
‫من نباید الان این‌جا باشم

01:00.623 --> 01:01.956
‫متیو

01:01.957 --> 01:04.627
‫چرا باید این‌جا باشم وقتی
‫ اون دیگه نیست؟

01:06.545 --> 01:07.713
‫لوسین

01:10.758 --> 01:13.511
‫- اربابمون منو فرستاد تا...
‫- اون اربابِ ما نیست

01:15.638 --> 01:18.766
‫اون می‌خواد بدونه که مهمون‌هامون
‫ چه موقع می‌رسن

01:22.186 --> 01:23.812
‫هر لحظه ممکنه بیان داخل

01:23.813 --> 01:25.898
‫خوبـه، پس کسی
‫ متوجه نبودِ من نمیشه

01:27.024 --> 01:28.817
‫توی خاکسپاری شرکت نمی‌کنی؟

01:28.818 --> 01:30.485
‫باید باهاش خداحافظی کنی، متیو

01:30.486 --> 01:31.779
‫خداحافظ

01:34.865 --> 01:37.118
‫خودش برمی‌گرده

01:38.119 --> 01:40.329
‫دنیل چطوره؟ یا...

01:41.455 --> 01:43.790
‫باید دنیل صداش کنیم دیگه؟
‫چی باید بهش بگیم؟

01:43.791 --> 01:47.461
‫به نظرم « ارباب » یا
‫ « اعلیحضرت » خوب باشه

01:48.504 --> 01:50.421
‫- حالش خوبـه؟
‫- به نظر که خوب میاد

01:50.422 --> 01:54.218
‫با توجه به این که تا دیروز یه بچه بود
‫و الان شده رؤیای خاندانِ جاودانه

01:55.469 --> 01:57.346
‫اون اتاقمو بهم پس داد

01:58.347 --> 01:59.223
‫جدی؟

01:59.807 --> 02:02.225
‫من هم اتاقمو پس گرفتم،
‫دست‌نخورده بود، عین قبلش

02:02.226 --> 02:04.894
‫چطور ممکنـه؟ اون که
‫ تازه باهاتون آشنا شده

02:04.895 --> 02:07.398
‫فکر کنم یکم شبیه خودم باشه

02:08.357 --> 02:09.691
‫چطور مگه؟

02:09.692 --> 02:12.902
‫با توجه به چیزی که از زندگیِ
‫ کورینتیان اول یادمـه میگم

02:12.903 --> 02:15.905
‫- کجاست؟
‫- دنبال کی می‌گردی؟

02:15.906 --> 02:17.742
‫شاهزاده کوچولوتون رو میگم.
‫کجاست؟

02:17.742 --> 02:19.742
‫حتماً رو تختش لم داده و
‫هیچ‌کاری نمی‌کنه

02:19.743 --> 02:21.452
‫قابیل، اون نمی‌خواد کسی
‫ مزاحمش بشه

02:21.453 --> 02:24.206
‫حالا می‌بینیم

02:30.379 --> 02:33.716
‫سرورم، من درخواست ملاقات دارم

02:34.216 --> 02:37.010
‫تو... قابیل هستی

02:37.011 --> 02:41.181
‫بله و این، قرارداد من با رؤیای قبلیـه

02:41.182 --> 02:43.016
‫قابیل، قراردادت با منـه

02:43.017 --> 02:45.143
‫من، رؤیا، از خاندان جاودان هستم

02:45.144 --> 02:47.188
‫طرف قرارداد تو، منم

02:48.314 --> 02:49.315
‫خیلی هم عالی

02:50.107 --> 02:53.359
‫توی حکمِ من قید شده که
‫من بخشی از یک گروه دو نفره‌ام

02:53.360 --> 02:55.737
‫هابیل و قابیل

02:55.738 --> 02:57.739
‫راز‌ها و اسرار

02:57.740 --> 03:02.661
‫من اصرار دارم... نه، من تقاضا می‌کنم
‫ که برادرم رو به زندگی برگردونید

03:03.996 --> 03:08.209
‫وگرنه دست به یک اقدامِ
‫ فوری و قاطع می‌زنم

03:09.084 --> 03:10.169
‫قابیل....

03:15.132 --> 03:18.468
‫تهدید کردنِ من عاقبت خوبی نداره

03:18.469 --> 03:20.803
‫چه استنباط شده باشه چه نباشه

03:20.804 --> 03:24.350
‫با صمیمیت بیش از حد هم
‫ میونه‌ خوبی ندارم

03:26.852 --> 03:28.229
‫معذرت می‌خوام، قربان

03:29.980 --> 03:31.273
‫اما، لطفاً

03:31.857 --> 03:32.816
‫برادرم

03:37.529 --> 03:38.948
‫برام توصیفش کن

03:40.866 --> 03:44.286
‫خب... اون به اندازه‌ی من جذاب نیست

03:45.371 --> 03:49.165
‫راستش، یه احمق به تمام معناست و
‫فقط بلده گریه و زاری کنه

03:49.166 --> 03:50.500
‫تیپش هم اصلاً خوب نیست

03:50.501 --> 03:57.507
‫و همیشه... به طور عجیبی
‫ بوی آب کلم میده

04:03.097 --> 04:04.139
‫متشکرم، قابیل

04:34.086 --> 04:35.671
‫گلدی!

04:36.922 --> 04:40.550
‫برادر! فکر می‌کردم کارم دیگه تمومـه

04:40.551 --> 04:43.387
‫چرند نگو، لـرد مورفیوس تو رو
‫عین روز اولت برگردوند این‌جا

04:44.221 --> 04:45.555
‫« لـرد مورفیوس »

04:45.556 --> 04:47.391
‫من لیاقت اون اسم رو ندارم

04:48.309 --> 04:50.935
‫من رؤیا هستم، از خاندان جاودان.
‫ همین کافیـه

04:50.936 --> 04:52.187
‫هابیل؟

04:54.773 --> 04:56.399
‫- تو برگشتی
‫- آره

04:56.400 --> 04:58.068
‫به لطف ایشون

04:58.652 --> 05:01.905
‫نمی‌خواد چاپلوسی کنی.
‫بیا، نباید واسه خاکسپاری دیر کنیم

05:02.614 --> 05:03.656
‫خاکسپاری کیـه؟ نکنه واسه خودمـه؟

05:03.657 --> 05:05.533
‫خاکسپاری مورفیوسـه

05:05.534 --> 05:06.493
‫بیا

05:07.411 --> 05:08.537
‫ممنونم

05:13.375 --> 05:14.626
‫شما هابیل رو برگردوندید

05:16.128 --> 05:17.171
‫آره

05:20.215 --> 05:23.092
‫- کورینتیان گفت می‌خواستید منو ببینید
‫- درستـه

05:23.093 --> 05:24.761
‫درمورد مهمون‌هامون،

05:24.762 --> 05:28.182
‫چیزی نمونده تا برسن، من
‫ آماده‌ام ازشون استقبال کنم

05:29.892 --> 05:33.020
‫من هم باید توی خاکسپاری شرکت کنم؟

05:34.396 --> 05:36.147
‫طبق چیزی که توی کتاب اومده،

05:36.148 --> 05:39.068
‫ممکنـه خانواده تا بعد از
‫خاکسپاری، از شما استقبال نکنن

05:39.735 --> 05:40.611
‫فهمیدم

05:41.236 --> 05:43.196
‫نگهبان‌ها توی جایگاه خودشون می‌مونن،

05:43.197 --> 05:46.283
‫و بقیه میرن توی سالن اصلی

05:47.076 --> 05:49.411
‫مگر این که شما چیزی
‫ لازم داشته باشید

05:53.957 --> 05:59.380
‫این چیزها برای من خیلی عجیبـه،
‫اونقدر با این عالم آشنایی ندارم

06:00.297 --> 06:06.553
‫امشب برای اولین بار، خواهر و برادرهام رو
‫ می‌بینم و واقعاً از این اتفاق می‌ترسم

06:09.098 --> 06:13.060
‫امیدوارم بتونم امشب روی تو حساب کنم

06:14.561 --> 06:15.687
‫من؟

06:16.271 --> 06:17.980
‫مگه تو مشاور لـرد مورفیوس نبودی؟

06:17.981 --> 06:20.818
‫آره، هروقت به من نیاز داشتن
‫ کنارشون بودم، اما...

06:23.028 --> 06:24.738
‫اما من لـرد مورفیوس نیستم

06:28.158 --> 06:29.451
‫فقط این که...

06:31.245 --> 06:36.542
‫چون ایشون دلیلی بودن که من به
‫ این‌جا اومدم و همین‌جا هم موندم...

06:38.127 --> 06:40.921
‫گفتم شاید بهتر باشه که
‫دیگه من هم از این‌جا برم

06:43.215 --> 06:44.049
‫عجب

06:45.342 --> 06:49.721
‫البته نه به این زودی‌ها، نه تا قبل از
‫ این‌که یه جایگزین مناسب پیدا بشه

06:52.808 --> 06:54.725
‫ببخشید که وسط حرفتمون می‌پرم، قربان

06:54.726 --> 06:56.311
‫مهمانانمون رسیدن

06:57.521 --> 06:59.064
‫باید برم به استقبالشون

07:00.190 --> 07:01.649
‫اگر شما کاری با من ندارید

07:01.650 --> 07:05.696
‫نه، بعید می‌دونم در نبودت
‫ مشکلی پیش بیاد

07:07.114 --> 07:08.657
‫برو به سلامت

07:44.318 --> 07:45.444
‫سلام

07:45.944 --> 07:47.154
‫سلام

07:48.113 --> 07:50.364
‫- اومدم چون تو...
‫- خوشحالم که اومدی

07:50.365 --> 07:52.868
‫ببخشید

07:53.827 --> 07:54.828
‫اول تو بگو

07:55.996 --> 07:57.163
‫این‌جا کجاست؟

07:57.164 --> 07:58.999
‫این‌جا کاخـه

07:59.500 --> 08:01.210
‫مراسم یادبودی طبقه‌ی بالاست

08:02.461 --> 08:03.712
‫پس اون واقعاً مرده

08:05.297 --> 08:06.464
‫آره

08:06.465 --> 08:07.633
‫متأسفم

08:08.342 --> 08:11.094
‫میشه بپرسم که...

08:12.179 --> 08:13.180
‫کی مرده؟

08:13.764 --> 08:16.099
‫لـرد مورفیوس. پادشاه رؤیا

08:18.685 --> 08:20.103
‫نه

08:23.148 --> 08:25.024
‫این یه رؤیاست دیگه، درستـه؟

08:25.025 --> 08:26.400
‫این...

08:26.401 --> 08:27.486
‫این یه کابوسـه

08:28.320 --> 08:29.571
‫این واقعاً یه رؤیاست

08:30.531 --> 08:33.492
‫خاکسپاری پادشاه رؤیاست دیگه،
‫مراسمش هم توی رؤیا برگزار میشه

08:34.785 --> 08:36.578
‫این آدم‌ها چی؟

08:37.162 --> 08:38.789
‫رؤیا پردازان و مهمانان

08:39.414 --> 08:40.874
‫اهل شادی و سوگوار

08:41.625 --> 08:44.086
‫نمیشه که مرده باشه... اون...

08:46.588 --> 08:47.673
‫اون دوست منـه

08:50.509 --> 08:52.219
‫تو هاب گدلینگی؟

08:55.889 --> 08:57.182
‫تو لوسینی؟

09:00.686 --> 09:02.020
تعریفتو شنیده بودم

09:03.355 --> 09:05.482
‫من هم خیلی از تو شنیده بودم

09:09.945 --> 09:11.280
‫واقعاً مرده؟

09:13.657 --> 09:15.826
‫اگه اون مرده، پس اون یکی کیـه؟

09:19.496 --> 09:21.832
‫اون رؤیا از خاندان جاودانـه

09:22.958 --> 09:24.543
‫اما اون...

09:25.961 --> 09:27.212
‫رؤیایی که من می‌شناختم نیست

09:28.797 --> 09:29.715
‫نه

09:30.215 --> 09:31.341
‫نیست

09:38.515 --> 09:39.808
‫قایم شدی من نبینمت؟

09:45.606 --> 09:47.065
‫من بخاطر تو نیومدم

09:48.025 --> 09:49.943
‫می‌دونم

09:54.114 --> 09:55.866
‫اما می‌دونستی که من این‌جام

09:59.369 --> 10:00.954
‫یکی از دوستای من مرده

10:02.581 --> 10:04.291
‫مگه اون دوست تو هم بود؟

10:05.751 --> 10:09.171
‫فکر کنم ابراز علاقه به یه نفر،
‫بعد از مرگش راحت‌تر باشه

10:11.131 --> 10:13.717
‫تو هم خیلی دوستش داشتی، نه؟

10:16.553 --> 10:18.639
‫می‌دونی، این دفعه یه‌کم متفاوت بود

10:19.806 --> 10:21.265
‫وقتی منو ساخت

10:21.266 --> 10:22.601
‫پس من هم متفاوتم

10:23.518 --> 10:25.437
‫اما الان که دیگه رفته

10:27.356 --> 10:28.649
‫من تنها موندم

10:32.152 --> 10:33.570
‫همه‌مون تنها موندیم

10:34.780 --> 10:36.280
‫شاید حق با توئـه

10:36.281 --> 10:38.700
‫اما وقتی اون این‌جا بود
‫ احساس تنهایی نمی‌کردم

10:39.660 --> 10:41.161
‫مثل وقتی که با تو بودم

10:44.748 --> 10:46.166
‫اینا همش احساساتـه

10:47.584 --> 10:48.919
‫احساسات عوض میشن

10:52.121 --> 11:02.121
‫« ترجمه از نـیـک و محیا مبین مقدم »

11:03.066 --> 11:13.066
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

13:26.451 --> 13:27.536
‫رز واکر

13:28.495 --> 13:29.538
‫تورو یادمـه

13:30.330 --> 13:31.748
‫وای یا خدا

13:32.791 --> 13:34.542
‫مشکلی پیش اومده؟

13:34.543 --> 13:35.836
‫چیزی نشده

13:37.712 --> 13:40.297
‫اون کورینتیانی نیست که قبلاً دیدی

13:40.298 --> 13:41.967
‫اون یه کورینتیان جدیده

13:42.551 --> 13:43.510
‫خیلی هم خوش برخورده

13:44.302 --> 13:45.929
‫بابت اتفاقی که افتاد متأسفم

13:46.805 --> 13:49.307
‫الان خیلی حضور ذهن ندارم اما...

13:50.892 --> 13:53.562
‫آخرین بار خیلی بهمون
‫ خوش گذشت، مگه نه؟

13:55.647 --> 13:58.399
‫من می‌برمش توی سالن اصلی

13:58.400 --> 14:01.485
‫دنبالم بیاید، مراسم به زودی شروع میشه

14:01.486 --> 14:02.654
‫ممنونم

14:11.496 --> 14:13.331
‫جوانا کنستانتین

14:15.959 --> 14:17.126
‫سلام، هتی

14:17.127 --> 14:18.420
‫حالت چطوره؟

14:19.296 --> 14:21.630
‫خب راستشو بخوای،

14:21.631 --> 14:24.091
‫نمی‌دونستم درستـه که
‫ بیام تو مراسم یا نه

14:24.092 --> 14:25.092
‫چرا نیای؟

14:25.093 --> 14:26.803
‫مورفیوس که خیلی دوستت داشت

14:27.470 --> 14:28.805
‫همون‌قدر که بقیه رو دوست داشت

14:29.598 --> 14:32.434
‫بعید می‌دونم این اواخر هم
‫ همین‌جوری بوده باشه

14:33.810 --> 14:35.562
‫موجودِ بیچاره

14:37.314 --> 14:38.690
‫تو تنها اومدی؟

14:44.404 --> 14:45.488
‫آره

14:46.406 --> 14:47.949
‫بیا بریم داخل بشینیم

15:32.410 --> 15:35.497
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

15:36.790 --> 15:38.959
‫من رؤیا از خاندان جاودانم

15:39.793 --> 15:41.169
‫نه بابا

15:42.003 --> 15:43.630
‫چجوری این‌جوری شد؟

15:45.298 --> 15:46.841
‫خودم هم نمی‌دونم

15:48.009 --> 15:50.178
‫امیدوار بودم تو بتونی بهم بگی

15:53.181 --> 15:56.184
‫جهت اطلاعت میگم که

15:57.435 --> 15:59.980
‫نمایندگان قلمروی پرویان رسیدن

16:05.735 --> 16:07.736
‫ممکنه تیتانیا تورو برگردونه اون‌جا؟

16:07.737 --> 16:12.158
‫شاید هم خودت بخاطر مرگِ
‫ لـرد مورفیوس می‌خوای برگردی

16:12.701 --> 16:14.327
‫نه، چرا باید همچین کاری کنم؟

16:15.161 --> 16:17.162
‫یعنی میگی اوضاع با حضورِ
‫ رؤیای جدید، تغییر می‌کنه؟

16:17.163 --> 16:20.040
‫قطعاً همین‌طوره

16:20.041 --> 16:21.459
‫ولی تو این‌جایی، پس خوبـه

16:22.293 --> 16:23.294
‫خواهر

16:26.297 --> 16:29.467
‫قیافه‌ات دقیقاً همون‌طوریـه که
‫ تصور می‌کردم

16:30.719 --> 16:32.512
‫ولی خوشحالم که نمردی

16:33.304 --> 16:35.514
‫سلام، لوسین. تسلیت میگم

16:35.515 --> 16:37.642
‫متشکرم، لـرد کلوراکان

16:38.435 --> 16:39.977
‫من تنهاتون می‌ذارم

16:39.978 --> 16:42.312
‫- لوسین
‫- بذار بره، بگو ببینم

16:42.313 --> 16:43.773
‫رؤیای جدید چطوره؟

16:44.482 --> 16:45.483
‫خوشگلـه؟

16:46.526 --> 16:48.653
‫اون یه بچه‌ست توی بدن یه بزرگسال

16:49.362 --> 16:51.155
‫این حرف درمورد من هم صدق می‌کنه

16:51.156 --> 16:52.740
‫کدومشونـه؟

16:52.741 --> 16:55.617
‫تا بعد از مراسم حق نداره بیاد پیشمون

16:55.618 --> 16:58.329
‫خوش به حالش والا،
‫مراسمای خاکسپاری خیلی دلگیرن

16:58.913 --> 17:02.125
‫- شاید چون یه نفر مُرده؟
‫- آره فکر کنم دلیلش همینـه

17:03.376 --> 17:06.963
‫تیتانیا چیزی درمورد برگشتنِ
‫ من به قلمروی پریان نگفته؟

17:07.464 --> 17:08.590
‫نه، هیچی نگفته

17:09.174 --> 17:12.385
‫احتمالاً می‌دونه که اصلاً از
‫قلمروی پریان و خودش،

17:13.219 --> 17:14.262
‫خوشت نمیاد

17:15.722 --> 17:19.017
‫بهت تبریک میگم، خواهر.
‫تو به آرزوت رسیدی

17:19.768 --> 17:21.853
‫الان دیگه قلمروی رؤیاها خونه‌ی توئـه

17:23.521 --> 17:25.148
‫حتی الان که لـرد مورفیوس دیگه نیست

17:29.069 --> 17:31.070
‫این‌جا شراب سرو نمی‌کنن؟

17:31.071 --> 17:32.655
‫تارامیس کجاست؟

17:55.178 --> 17:57.222
‫منو ببخشید، خانم

18:01.518 --> 18:03.143
‫به چی زل زدید؟

18:03.144 --> 18:05.312
‫به تو. فکر می‌کردیم تو مُردی

18:05.313 --> 18:08.065
‫آره خب، اون زنده‌ام کرد

18:08.066 --> 18:10.276
‫- کی؟
‫- همین اعلیحضرت

18:10.777 --> 18:11.777
‫منظورت دنیلـه؟

18:11.778 --> 18:14.197
‫فکر نکنم دیگه اسمش دنیل باشه

18:14.781 --> 18:16.323
‫داره همه رو زنده می‌کنه؟

18:16.324 --> 18:18.034
‫باید بری از خودش بپرسی

18:50.733 --> 18:53.069
‫میشه بگی داری چیکار می‌کنی؟

18:54.070 --> 18:56.990
‫دارم خوبت می‌کنم.
‫تورو به زندگی برمی‌گردونم

18:58.116 --> 18:59.159
‫چرا خب؟

19:01.202 --> 19:02.412
‫می‌پرسی چرا؟

19:03.037 --> 19:05.080
‫من مُردم

19:05.081 --> 19:09.836
‫من تو شرایطی که برای خودم
‫ خیلی ناخوشایند بود، کشته شدم

19:10.420 --> 19:12.297
‫من واقعاً مُردم

19:12.797 --> 19:15.758
‫پس اگر دلیل خوبی برای
‫ برگردوندن من نداری...

19:16.259 --> 19:17.802
‫تو باغ جاوادنه‌ی شادی هستی

19:18.595 --> 19:23.265
‫همیشه بخش جدایی‌ناپذیری از
‫ قلمروی رؤیاها بودی

19:23.266 --> 19:24.684
‫نه، این‌طور نیست

19:26.561 --> 19:29.563
‫من اولش فقط یه ایده
‫ توی ذهنِ رؤیای قبلی بودم

19:29.564 --> 19:33.650
‫به مرور زمان این فکر توی
‫ تخیل مردم ریشه کرد

19:33.651 --> 19:36.905
‫هر فکری که شما دارید هم
‫ از این به بعد همین میشه

19:40.783 --> 19:42.243
‫مشکل این‌جاست که

19:43.828 --> 19:45.163
‫من هیچ فکری ندارم

19:46.080 --> 19:51.586
‫اصلاً نمی‌دونم چطور سر از این‌جا در آوردم
‫ و حتی نمی‌دونم باید چیکار کنم

19:52.837 --> 19:56.425
‫تنها چیزی که توی سرمـه
‫خاطراتِ رؤیای قبلیـه،

19:56.425 --> 19:58.425
‫مثل این‌که تو خیلی بهش کمک می‌کردی

19:58.426 --> 20:00.928
‫من همیشه خیلی رک حرفمو می‌زدم

20:00.929 --> 20:03.765
‫فکر نکنم اونقدرا بهش کمک کرده باشم

20:05.058 --> 20:06.516
‫میشه به من کمک کنی؟

20:06.517 --> 20:08.895
‫من حتی دیگه به خودم هم
‫نمی‌تونم کمک کنم

20:09.395 --> 20:11.188
‫من مُردم

20:11.189 --> 20:12.440
‫درستـه

20:14.192 --> 20:15.401
‫اما نیازه که زنده بشی

20:18.071 --> 20:20.823
‫کاملاً می‌فهمم که چی بهم پیشنهاد می‌کنی

20:22.492 --> 20:23.992
‫اما چرا اومدی سراغ من؟

20:23.993 --> 20:26.579
‫چرا مورفیوسو زنده نمی‌کنی؟

20:27.497 --> 20:31.083
‫به نظرت می‌تونم؟
‫یعنی می‌تونم اونو هم زنده کنم؟

20:31.084 --> 20:33.835
‫پسرم، مگه نمی‌بینی؟

20:33.836 --> 20:36.213
‫اگر تونستی ما رو برگردونی

20:36.214 --> 20:41.344
‫پس دیگه مرگ و زندگی‌ِ ما معنایی نداره

20:43.596 --> 20:46.266
‫راستشو بخوای نمی‌فهمم چی میگی

20:48.059 --> 20:54.565
‫لـرد مورفیوس بخاطر عشق جونشو
‫ از دست داد، بخاطر پسرش و قلمروش

20:55.525 --> 20:59.320
‫تا تو بتونی رؤیایی باشی
‫ که خودش نتونست باشه

21:00.196 --> 21:04.241
‫و اگه تو اونو برگردونی دیگه
‫فداکاریش و داستانش

21:04.242 --> 21:07.203
‫برای همه بی‌ارزش میشه

21:08.663 --> 21:11.207
‫درستـه، فهمیدم

21:12.709 --> 21:14.377
‫فکر کنم که... فهمیدم

21:15.044 --> 21:17.422
‫فهمیدنش زمان می‌بره

21:21.718 --> 21:22.719
‫خیلی‌خب

21:24.178 --> 21:25.388
‫ممنون، گیلبرت

21:26.139 --> 21:28.682
‫معذرت می‌خوام که مزاحمت شدم

21:28.683 --> 21:33.603
‫دیدی؟ لـرد مورفیوس هیچوقت
‫ حاضر نبود عذرخواهی کنه

21:33.604 --> 21:37.358
‫تو خودت همین‌طوری یه رؤیای جدیدی

21:57.962 --> 22:00.798
‫همین؟ فقط همینا بودن؟

22:01.716 --> 22:05.261
‫- تقریباً
‫- دیگه کیا موندن که هنوز نیومدن؟

22:06.346 --> 22:07.513
‫خانواده‌اش

22:20.943 --> 22:22.362
‫سلام به همگی

22:25.114 --> 22:26.366
‫من اومدم

22:27.533 --> 22:28.534
‫خودم تنها

22:29.494 --> 22:30.702
‫بدون هیچکس دیگه‌ای

22:30.703 --> 22:31.953
‫من هم هستم

22:31.954 --> 22:32.997
‫و بارناباس

22:33.581 --> 22:35.165
‫سلام

22:35.166 --> 22:37.918
‫فکر می‌کردم ویرانی هم این‌جا باشه

22:37.919 --> 22:39.253
‫فکر می‌کردم اون هم میاد

22:39.962 --> 22:41.005
‫مثل این‌که نمیاد

22:42.006 --> 22:43.340
‫شاید یهویی اومد

22:43.341 --> 22:46.511
‫من جای ویرانی بودم نمی‌اومدم

22:47.762 --> 22:50.640
‫راستش یه‌کم غافلگیر
‫ شدم دیدم تو این‌جایی

22:51.349 --> 22:53.059
‫چرا؟

22:53.768 --> 22:58.314
‫یه بار قسم خوردی که رؤیا رو وادار می‌کنی
‫ تا به خونواده‌ آسیب بزنه، یادتـه؟

22:58.898 --> 23:01.859
‫- یادمـه
‫- این تقصیر تو نبود

23:03.653 --> 23:04.695
‫درستـه

23:06.697 --> 23:08.032
‫اما چیزی بود که می‌خواستم

23:09.158 --> 23:10.575
‫الان خوشحالی؟

23:10.576 --> 23:12.203
‫فکر می‌کنی خوشحالم

23:13.204 --> 23:14.205
‫اما...

23:18.251 --> 23:19.585
‫نیستم

23:26.467 --> 23:27.510
‫سلام، متیو

23:28.845 --> 23:31.389
‫فکر می‌کردم عین رئیسا
‫ همیشه مشکی می‌پوشی

23:33.474 --> 23:34.475
‫امروز نپوشیدم

23:34.976 --> 23:36.810
‫قبلاً تو و جنون رو دیدم

23:36.811 --> 23:39.729
‫و شما باید... بذار ببینم

23:39.730 --> 23:42.357
‫سرنوشت، آرزو، یأس

23:42.358 --> 23:44.484
‫و سگ؟

23:44.485 --> 23:46.945
‫اسمم بارناباسـه

23:46.946 --> 23:48.406
‫اون با منـه

23:48.990 --> 23:50.533
‫یعنی... من با اونم

23:54.203 --> 23:56.705
‫خداروشکر، همه‌تون اینجایید

23:56.706 --> 23:59.875
‫راستش، نه هممون

23:59.876 --> 24:04.296
‫نه. متأسفم. تسلیت میگم

24:04.297 --> 24:08.384
‫لوسین، تو و برادرمون
‫خیلی صمیمی بودید

24:09.886 --> 24:11.345
‫میشه توی مراسم یادبود سخنرانی کنی؟

24:12.763 --> 24:15.433
‫باعث افتخارمـه، ممنون. حتماً

24:17.435 --> 24:20.854
‫و تو، متیو. تو اون‌جا سخنرانی می‌کنی؟

24:20.855 --> 24:23.190
‫من گفتنی‌ها رو گفتم

24:23.191 --> 24:24.733
‫به خودش هم گفتم

24:24.734 --> 24:28.112
‫این برای تو نیست متیو.
‫برای اون هم نیست

24:28.821 --> 24:29.822
‫این برای مائـه

24:31.073 --> 24:32.158
‫منظورت چیـه؟

24:33.326 --> 24:34.744
‫اون برادرمون بود

24:35.328 --> 24:39.707
‫اما... من اصلاً شناختی ازش نداشتم

24:40.791 --> 24:43.044
‫دوست دارم از زبونِ کسایی
‫ که می‌شناختنش ازش بشنوم

24:44.295 --> 24:45.379
‫و همچنین از زبون پرنده‌ها

24:49.133 --> 24:51.302
‫حداقل میشه فقط توی مراسم باشی؟

24:52.011 --> 24:56.182
‫میام، اما... تو باید به
‫جای جفتمون حرف بزنی

25:31.634 --> 25:32.927
‫پارچه‌ی کفن رو آوردی؟

25:33.970 --> 25:35.096
‫آره

25:36.931 --> 25:39.183
‫ببر بندازش روی
‫ جایگاهی که مشخص کردن

27:20.368 --> 27:22.702
‫بهتون کمک کنم جا
‫واسه‌ی نشستن پیدا کنید؟

27:22.703 --> 27:24.288
‫اون با منـه، مشکلی نیست

27:25.039 --> 27:26.165
‫دنیل اینجاست؟

27:27.208 --> 27:31.504
‫اون توی مراسم نمیاد،
‫اما بله، توی کاخـه

27:32.880 --> 27:34.173
‫از این طرف، عزیزم

27:55.903 --> 27:57.779
‫من فرزند ارشدم

27:57.780 --> 27:59.907
‫شروع صحبت با منـه

28:02.910 --> 28:04.244
‫برادرم

28:04.245 --> 28:07.748
‫وظایفش رو به بهترین نحو انجام داد

28:08.833 --> 28:12.253
‫تا جایی که می‌تونست
‫به تعهداتش عمل کرد

28:14.422 --> 28:16.215
‫الان دیگه بین ما نیست

28:18.801 --> 28:21.053
‫ما این‌جا جمع شدیم تا

28:21.637 --> 28:23.097
‫به یادش باشیم

28:24.306 --> 28:26.016
‫بهش ادای احترام کنیم

28:27.560 --> 28:29.770
‫و در نهایت...

28:31.939 --> 28:33.107
‫این‌جاییم تا فراموشش کنیم

28:51.459 --> 28:54.127
‫یک نفر به ملاقاتتون اومده، سرورم

28:54.128 --> 28:55.796
‫متشکرم، وایورن

28:57.423 --> 28:58.799
‫روز بخیر، جناب

28:59.967 --> 29:02.011
‫فکر کنم مراسم شروع شده باشه

29:04.805 --> 29:06.640
‫من واسه اون مراسم نیومدم، رفیق

29:07.224 --> 29:11.020
‫فقط دارم از قلمروت
‫رد میشم تا به مقصدم برسم

29:12.271 --> 29:14.523
‫اشکالی نداره تا بارون
‫ بند بیاد، این‌جا بمونم؟

29:15.733 --> 29:19.069
‫نه، مشکلی نیست. بفرما تو

29:20.780 --> 29:21.989
‫اما، قربان...

29:22.907 --> 29:25.283
‫اون بی‌خطره، وایورن

29:25.284 --> 29:26.619
‫می‌تونه بیاد داخل

29:55.523 --> 29:59.902
‫- عجب جاییـه...
‫- آره، می‌دونم

30:02.822 --> 30:04.156
‫تاحالا نیومده بودی؟

30:06.742 --> 30:08.786
‫تاحالا کسی دعوتم نکرده که بیام

30:12.206 --> 30:13.415
‫منو می‌شناسی؟

30:14.792 --> 30:16.043
‫فکر کنم

30:17.336 --> 30:19.046
‫تو برادر منی

30:20.214 --> 30:21.423
‫یه جورایی

30:23.384 --> 30:24.343
‫بیا

30:25.427 --> 30:26.762
‫بیا بقیه‌اشو ببین

30:41.068 --> 30:42.736
‫من و برادر مرحومم...

30:44.530 --> 30:46.198
‫اگر نسبتی باهم نداشتیم...

30:48.117 --> 30:50.744
‫هیچوقت همدیگه رو نمی‌شناختیم

30:51.829 --> 30:54.832
‫و زندگی هر دوی ما
‫ خیلی بهتر می‌گذشت

30:56.584 --> 30:57.751
‫اما...

30:59.628 --> 31:01.046
‫ما خانواده بودیم

31:02.715 --> 31:06.260
‫و... حداقل چیزی که می‌تونم بگم،

31:07.011 --> 31:08.012
‫اینـه که از بدشانسیمون بود

31:11.181 --> 31:12.600
‫برای رؤیا،

31:14.310 --> 31:19.231
‫من همیشه اونی بودم که سعی می‌کرد
‫ توجه برادر بزرگترشو جلب کنه

31:21.400 --> 31:22.735
‫و برای من،

31:23.611 --> 31:25.529
‫اون مغرور و...

31:27.364 --> 31:28.741
‫قضاوت‌گر و

31:30.784 --> 31:32.119
‫بی‌احساس بود

31:35.247 --> 31:39.585
‫اون همه‌ی این صفاتو داشت...

31:42.463 --> 31:43.505
‫اما...

31:46.008 --> 31:47.051
‫من هم همین‌طور بودم

31:49.803 --> 31:53.098
‫همه‌ی شما همین‌طور بودید

31:56.018 --> 31:57.937
‫اما الان ما این‌جاییم

32:00.356 --> 32:01.899
‫و اون مُرده

32:07.738 --> 32:12.034
‫اون هیچوقت یاد نگرفت چطوری
‫ درست از خودش محافظت کنه

32:15.454 --> 32:16.830
‫و من...

32:20.960 --> 32:25.047
‫من دلم برای عصبانی کردنش

32:27.925 --> 32:29.510
‫خیلی تنگ میشه

32:35.349 --> 32:37.226
‫همین

32:43.983 --> 32:45.567
‫قرار نبود بیام این‌جا

32:46.860 --> 32:49.029
‫اما با خودم گفتم مگه چی میشه

32:50.114 --> 32:52.449
‫سر راه این‌جا وایمیسم و
‫ یه‌کم نصیحتت می‌کنم

32:53.534 --> 32:56.244
‫تو که قبلاً به نصیحتام گوش نمی‌دادی

32:56.245 --> 32:59.790
‫اما گفتم شاید یه‌کم عوض شده باشی

33:00.833 --> 33:02.334
‫من که خیلی عوض شدم

33:03.127 --> 33:04.378
‫خیلی یهویی عوض ‌شدم

33:06.630 --> 33:08.257
‫تاحالا کسی بهت گفته که...

33:10.509 --> 33:11.885
‫برای چی این‌جایی؟

33:12.761 --> 33:18.976
‫من یه ملاقات کوتاه با
‫لـرد مورفیوس داشتم

33:20.102 --> 33:21.487
...درست قبل از اینکه

33:22.111 --> 33:23.397
ما رو ترک کنه

33:27.151 --> 33:28.902
بهت چی گفت؟

33:30.195 --> 33:34.283
گفت من تنها کودک انسانی هستم که
در سرزمین رویا، به وجود اومده

33:35.200 --> 33:37.244
،گفت روزی می‌رسه که این سرزمین
مال من میشه

33:38.912 --> 33:40.789
ولی اون روز
خیلی زود از راه رسید

33:41.957 --> 33:43.250
برای هردونفرمون
خیلی زود بود

33:48.130 --> 33:50.257
من هیچوقت نخواستم
این اتفاقات بیفته

33:51.467 --> 33:52.593
نه

33:53.761 --> 33:55.596
ولی هیچکدوممون نمی‌خوایم، مگه نه؟

33:56.555 --> 33:57.806
وقتی متولد میشیم

33:59.808 --> 34:02.019
،باید همینطور که پیش میریم
مسیر زندگی رو پیدا کنیم

34:06.857 --> 34:08.942
ولی اینو بهم داد

34:13.030 --> 34:14.156
قدرتش

34:15.574 --> 34:16.950
خاطراتش

34:18.035 --> 34:19.328
...نه، اون

34:21.580 --> 34:22.873
اون فقط یک ابزاره

34:23.457 --> 34:24.958
برای اینکه کمکت کنه
تمرکز کنی

34:26.668 --> 34:28.796
هرچیزی که ممکنه بهش
...نیاز پیدا کنی

34:30.380 --> 34:31.381
اینجا داری

34:32.758 --> 34:34.426
خودم که همچین حسی ندارم

34:36.553 --> 34:38.055
احساست رو درک می‌کنم

34:41.517 --> 34:45.604
مدت‌ها قبل، من و خواهر بزرگتر
به ستاره‌ها نگاه می‌کردیم

34:47.523 --> 34:50.400
بهش گفتم حس می‌کنم
چقدر کوچک و بی‌اهمیتم

34:51.819 --> 34:53.529
گفتم کاش دانسته‌های بیشتری داشتم

34:55.280 --> 34:56.615
:اونم گفت

34:57.866 --> 35:01.194
،هرچیزی که سرنوشت می‌دونه و حتی بیشتر»
«همه می‌تونن بدونن

35:01.870 --> 35:04.248
گفت:«ما نه تنها می‌تونیم
،همه‌چیر رو بدونیم

35:05.582 --> 35:06.750
«بلکه همه‌چیز رو می‌دونیم

35:07.709 --> 35:10.655
...فقط به خودمون میگیم نمی‌دونیم تا»

35:11.679 --> 35:13.590
«بتونم تحمل کنیم

35:17.136 --> 35:19.721
این داستان رو برای لرد مورفیوس
تعریف کردی؟

35:22.432 --> 35:25.394
،از وقتی من رفتم
دیگه باهم حرف نزدیم

35:28.522 --> 35:29.982
پس دلت براش تنگ میشه؟

35:33.861 --> 35:35.070
تنگ شده

35:37.281 --> 35:38.448
قرن‌هاست که دلتنگم

35:41.285 --> 35:44.204
رویا، دومین برادریه که از دست دادم

35:46.582 --> 35:48.083
و واقعاً درد داره

35:50.085 --> 35:51.962
او زاده امید بود

35:52.921 --> 35:54.672
چرا که رویا، همون امیده

35:54.673 --> 35:57.801
و انعکاسی از امید

36:00.304 --> 36:02.598
و من زاده یأس هستم

36:04.725 --> 36:07.186
گاهی اوقات به اولین یأس
فکر می‌کنم

36:08.604 --> 36:09.897
همونی که قبل از من بود

36:12.357 --> 36:16.695
،احتمالاً صدهزار ساله کسی جز من
بهش فکر نکرده

36:19.698 --> 36:20.949
...به یک چشم بهم زدن

36:23.076 --> 36:24.411
فراموش شد

36:26.371 --> 36:27.789
شما هم فراموش خواهید کرد

36:31.752 --> 36:32.794
،مرگ

36:33.754 --> 36:34.880
،یا زندگی

36:36.715 --> 36:38.759
اون رو از ذهن شما
پاک خواهد کرد

36:40.385 --> 36:41.470
می‌دونم

36:46.391 --> 36:48.018
،ولی من
اونو به خاطر خواهم داشت

36:48.042 --> 36:58.042
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

37:02.282 --> 37:03.784
قشنگ بود

37:05.494 --> 37:06.536
حالا نوبت توئه

37:07.287 --> 37:08.497
من راحتم

37:09.539 --> 37:14.169
،خواهرم، به اینجای مراسم که می‌رسیم
باید حرف بزنی

37:14.753 --> 37:16.755
اوه. چی بگم؟

37:18.840 --> 37:19.967
میشه منم ببینم؟

37:21.510 --> 37:23.678
ولی من حرفی ندارم

37:23.679 --> 37:25.097
از کی تاحالا حرفات تموم شده؟

37:25.889 --> 37:27.435
برو دیگه

37:27.459 --> 37:29.225
لازم نیست زیاد طولانی باشه

37:29.226 --> 37:30.352
من همین‌جا هستم

37:32.437 --> 37:33.563
باشه

37:56.670 --> 37:58.422
اون داداش بزرگه‌ من بود

38:02.342 --> 38:03.468
واقعاً بود

38:09.766 --> 38:11.183
همیشه یه‌ذره ازش می‌ترسیدم

38:11.184 --> 38:13.436
هرچند درنهایت، فکر کنم
ترسناک نبود

38:13.437 --> 38:14.478
البته شایدم بود

38:14.479 --> 38:16.939
ولی فکر کنم خوشش میومد
مردم «فکر کنن» ترسناکه

38:16.940 --> 38:20.277
چون اینطوری زیاد حرف نمی‌زدن و
زیاد سوال نمی‌پرسیدن

38:24.614 --> 38:29.369
قبلاً فکر می‌کردم علتش اینه که
همه ما رو احمق فرض می‌کرد

38:31.079 --> 38:35.709
الان فکر کنم خوشش نمیومد
...سوال‌ پیچ بشه چون

38:36.460 --> 38:38.378
چون جواب سوالاتشون رو نمی‌دونست

38:44.926 --> 38:46.136
خب، می‌دونست

38:47.429 --> 38:49.389
ولی دوست نداشت بدونه

38:56.897 --> 38:58.211
...فکر کنم

38:58.535 --> 39:00.475
اون همیشه ترسیده بود

39:03.487 --> 39:04.571
...منم

39:05.781 --> 39:09.451
انقدر ازش می‌ترسیدم که
نفهمیدم اونم ترسیده

39:11.745 --> 39:14.831
...و اگه می‌دونستم هردومون ترسیدیم

39:20.045 --> 39:22.422
حرفای زیادی برای گفتن داشتیم

39:25.759 --> 39:27.469
که البته اونم اصلاً خوشش نمیومد

39:35.143 --> 39:36.978
ولی دیگه ازش نمی‌ترسم

39:41.358 --> 39:43.568
درعوض، یکم واسش ناراحتم

39:53.078 --> 39:54.496
خب، همین بود

40:22.774 --> 40:24.734
نمی‌خوام فراموشش کنم

40:29.698 --> 40:31.575
می‌دونم باید این کار رو بکنیم

40:34.202 --> 40:37.080
،می‌دونم به جز چند نفر
...بقیه ما فراموشش خواهیم کرد. ولی

40:39.374 --> 40:40.500
من فراموش نمی‌کنم

40:42.002 --> 40:43.128
نمی‌تونم

40:47.424 --> 40:49.009
اون بخشی از وجود من بود

40:52.554 --> 40:53.597
عذر می‌خوام

40:56.349 --> 40:58.435
اون بخشی از وجود همه ما بود

41:06.943 --> 41:08.403
،گاهی اوقات
بهترین بخشِ وجودمون

41:12.032 --> 41:13.909
گاهی وقتا هم بخش کابوس‌وارش

41:15.076 --> 41:17.454
،وقتی که ما بیشتر ار هر زمانی
بیشترینِ خودمون هستیم

41:18.580 --> 41:20.499
در خواب و درحال رویا دیدن

41:22.334 --> 41:23.844
...شنیدم میگن

41:24.268 --> 41:28.223
انسان باید تغییر کنه یا بمیره

41:32.427 --> 41:34.054
ولی اون تغییر کرد

41:34.846 --> 41:36.681
من دیدم که تغییر کرد

41:37.224 --> 41:38.850
همتون دیدید

41:41.978 --> 41:44.563
،ولی درنهایت
...شاید در مقداری که

41:44.564 --> 41:47.108
،می‌تونست به خودش اجازه تغییر بده
محدودیت داشت

41:51.404 --> 41:53.698
،حالا مرگش
همه ما رو تغییر میده

42:15.971 --> 42:16.972
برادر

42:20.100 --> 42:22.143
بهم نگفتی چی در انتظارمه

42:24.020 --> 42:25.230
چیزهای زیادی

42:26.898 --> 42:32.404
ولی به نظرم کمک‌کننده‌ست یادت بمونه که
سکه یک‌رو وجود نداره

42:37.450 --> 42:39.702
خواهر ما، به زندگی معنا میده

42:39.703 --> 42:43.248
.یأس، به امید معنا میده
آرزو، به نفرت معنا میده

42:43.915 --> 42:45.584
سرنوشت، به آزادی معنا میده

42:47.210 --> 42:48.837
من به چه چیزی معنا میدم؟

42:52.799 --> 42:55.385
شاید به واقعیت

42:57.721 --> 43:00.681
،اگه روزی خیلی بهت فشار اومد
می‌تونی همه اینا رو ول کنی بری

43:00.682 --> 43:02.158
،حتی بدون تو
همه‌چی ادامه پیدا می‌کنه

43:03.101 --> 43:04.268
برم کجا؟

43:04.269 --> 43:07.188
بیا بیرون و با من
روی ستاره‌ها قدم بردار

43:08.148 --> 43:11.492
،واقعاً حیرت انگیزه که اگه تلاشتو بکنی
چه دردسرهایی می‌تونی واسه خودت درست کنی

43:12.569 --> 43:16.323
و اینم حیرت‌انگیزه که
...فقط کافیه فرض کنی

43:16.823 --> 43:19.199
که در نهایت همه‌چیز به نحوی
...ختم به خیر میشه

43:19.200 --> 43:20.619
تا از دردسر نجات پیدا کنی

43:23.371 --> 43:24.868
،اگه این حقیقت داره

43:25.092 --> 43:27.500
پس تمایلی ندارم
الان از اینجا برم

43:28.001 --> 43:29.836
ممنونم که بهم مشورت دادی، برادر

43:33.632 --> 43:35.634
به زودی بقیه رو می‌بینی

43:36.926 --> 43:38.720
اونقدری که می‌ترسی، سخت نیست

43:41.931 --> 43:43.892
بهشون بگم تو رو دیدم؟

43:45.852 --> 43:48.772
.بهتره نگی
ناسلامتی من لکه ننگ خانواده‌ام

43:49.648 --> 43:51.191
بسیارخب

43:53.318 --> 43:55.236
یه روزی مایه افتخار من خواهی شد

43:57.113 --> 43:58.531
بازم می‌بینمت؟

43:59.491 --> 44:01.409
من که بعید نمی‌دونم

44:14.047 --> 44:17.342
برادرم خودش رو وقفِ وظایفش کرده بود

44:18.176 --> 44:21.846
حتی شاید بعضی‌ها بگن
کل فکر و ذکرش همین بود

44:23.598 --> 44:24.933
،ولی در خلوت

44:26.393 --> 44:29.437
،وقتی من و اون تنها بودیم

44:32.982 --> 44:35.151
...اعتراف کرد در آرزوی هدفیه

44:35.902 --> 44:38.488
فراتر از وظایف عملکردیش

44:41.991 --> 44:44.493
می‌گفت هرچند که اون
،شاهزاده قصه‌هاست

44:44.494 --> 44:46.496
خودش هیچ داستانی نداره

44:49.791 --> 44:52.627
که البته مزخرف گفته

44:56.965 --> 44:58.758
داستان اون دیگه تموم شده

45:02.679 --> 45:05.473
ولی هر داستانی روزی به پایان می‌رسه

45:09.519 --> 45:11.813
تا داستان جدیدی بتونه آغاز بشه

45:15.608 --> 45:17.736
...پس اگه دلتنگ برادرم شدید

45:20.989 --> 45:22.991
...اگه نمی‌‌خواید فراموشش کنید

45:26.327 --> 45:27.579
داستانش رو تعریف کنید

45:30.206 --> 45:32.125
،بگذارید داستان اون
الهام بخشِ داستان شما باشه

45:34.502 --> 45:36.421
همه دوست دارن داستان‌های خوب بشنون

45:38.798 --> 45:40.216
می‌دونم برادرم که دوست داشت

47:17.856 --> 47:19.232
عیبی نداره بیام پیشت؟

47:23.945 --> 47:25.113
سلام، هاب

47:31.953 --> 47:33.371
اومدم باهات حرف بزنم

47:34.622 --> 47:36.499
فکر کردم اینو به تو بدهکارم

47:37.166 --> 47:38.751
یا شاید به اون

47:40.295 --> 47:42.297
می‌خوای بفهمی همه‌چی تموم شده یا نه؟

47:44.841 --> 47:46.634
می‌خوای بدونی آماده‌ام
دست از کار بکشم؟

47:49.345 --> 47:50.680
تصمیمش با خودته

48:02.108 --> 48:06.112
فرض کن همه‌چی رو بذارم کنار

48:08.615 --> 48:09.908
اونوقت چی میشه؟

48:13.286 --> 48:14.454
خودت می‌فهمی

48:15.955 --> 48:17.040
اگه آماده باشی

48:24.213 --> 48:27.425
ششصدو پنجاه سال گذشته

48:30.553 --> 48:31.804
چیزی نیست که ندیده باشم

48:33.932 --> 48:35.144
همه کار کردم

48:35.368 --> 48:36.780
همه‌چی شنیدم

48:37.105 --> 48:38.853
همه احساسات رو تجربه کردم

48:43.024 --> 48:48.529
،یه دفعه می‌بینم در مراسم ترحیمِ شاه رویا
دارم با مرگ گپ می‌زنم

48:50.365 --> 48:52.450
آدم هیچوقت نمی‌دونه
چی پیش میاد

48:56.412 --> 48:57.580
پس، نه

49:00.625 --> 49:02.710
...از پیشنهادت ممنونم، ولی

49:04.963 --> 49:06.296
من آماده نیستم بمیرم

49:06.297 --> 49:07.632
امروز نه

49:12.762 --> 49:14.764
.شایدم هیچوقت آماده نباشم
ایرادی نداره؟

49:16.140 --> 49:18.225
این قراریه که با برادرم گذاشتی

49:18.226 --> 49:21.354
آره، تو هم سر همین باهاش شرط بستی

49:23.272 --> 49:25.316
،آخرین باری که دیدمش
اینو بهم گفت

49:29.404 --> 49:31.447
چه حیف اینجا نیست که
ببینه برنده شدم

50:04.480 --> 50:06.024
چرا هنوز اینجایی؟

50:07.650 --> 50:09.277
دنبال تو می‌گردم

50:10.528 --> 50:13.906
خوشم نمیاد تصور کنم
اینجا تنهایی

50:14.907 --> 50:16.242
بدون مورفیوس

50:20.329 --> 50:23.082
نباید بذاریم تو هم به راه
اولین کورینتیان کشیده بشی، نه؟

50:27.837 --> 50:29.297
خب چطوری میشه؟

50:30.673 --> 50:32.467
فقط توی رویا همدیگه رو می‌بینیم؟

50:34.177 --> 50:36.928
چطور مگه؟
وقتی بیداری یکی دیگه رو می‌بینی؟

50:36.929 --> 50:38.431
.نمی‌دونم
شاید

50:40.767 --> 50:43.019
،تو از اینکه من کابوسم
ناراحت نیستی؟

50:45.271 --> 50:47.857
،با هر مردی قرار گذاشتم
کابوس بود

50:49.400 --> 50:50.860
بیشتر زن‌ها هم همینطور

51:08.086 --> 51:10.671
خب الان چی میشه؟

51:12.840 --> 51:16.886
بعضی‌هامون خودمون رو به
رویا از خاندان جاودان، معرفی می‌کنیم

51:17.887 --> 51:19.763
بقیه هم به جهان بیداری برمی‌گردن

51:19.764 --> 51:22.474
اون بچه، رویا از خاندان جاودان نیست

51:22.475 --> 51:24.309
ولی هست، متیو

51:24.310 --> 51:25.811
من که مشکلی باهاش ندارم

51:25.812 --> 51:28.730
.منم دشمنی باهاش ندارم
فقط میگم اون رئیس نیست

51:28.731 --> 51:29.649
نه

51:30.942 --> 51:33.194
خب تو می‌مونی یا میری؟

51:34.153 --> 51:35.655
واقعاً می‌خوای از اینجا بری؟

51:36.322 --> 51:37.948
جای من کنار اون بود

51:37.949 --> 51:39.450
...می‌دونم، ولی

51:41.327 --> 51:42.829
...ولی اگه بری

51:44.288 --> 51:45.373
میشه منم باهات بیام؟

51:46.290 --> 51:48.793
البته -
من چی؟ -

51:49.293 --> 51:50.837
حتماً

51:51.587 --> 51:53.840
.بیاید همه پیش هم بمونیم
درسته، مروین؟

51:56.050 --> 51:57.718
من یه‌جورایی از این پسره خوشم میاد

52:01.639 --> 52:02.682
رز؟

52:04.267 --> 52:05.393
همه‌چی مرتبه؟

52:05.977 --> 52:07.477
لیتا رو پیدا نمی‌کنم

52:07.478 --> 52:08.813
تو ندیدیش؟

52:21.409 --> 52:23.536
عصر به خیر، هیپولیتا هال

52:34.714 --> 52:35.715
دنیل؟

52:36.299 --> 52:37.300
نه

52:43.014 --> 52:44.770
...بدن فانی دنیل

52:45.394 --> 52:46.859
سوزانده شد

52:48.227 --> 52:51.647
،قسمتی که فانی نبود
تغییرشکل پیدا کرد

52:53.191 --> 52:56.777
،همون وقتی که تو
شاه رویا رو به کام مرگ فرستادی

52:57.862 --> 52:59.404
فکر می‌کردم تو رو کشته

52:59.405 --> 53:01.282
برای همین خواستی انتقام بگیری

53:03.159 --> 53:04.660
الان می‌خوای منو بکشی؟

53:06.370 --> 53:11.082
من فقط برای محافظت از سرزمین رویا
اجازه دارم جون کسی رو بگیرم

53:11.083 --> 53:13.586
،ولی می‌تونم هر مجازاتی دوست دارم
تعیین کنم

53:14.962 --> 53:16.338
به خاطر خودت این کار رو کردم

53:16.339 --> 53:18.048
و تاابد پسرت رو از دست دادی

53:18.049 --> 53:19.716
من پسرم رو از دست ندادم

53:19.717 --> 53:21.802
اونو ازم گرفتن

53:22.887 --> 53:25.514
شوهرم رو ازم گرفتن

53:26.891 --> 53:29.560
زندگیم رو ازم گرفتن

53:32.647 --> 53:33.648
چرا؟

53:36.108 --> 53:37.318
مگه من چی کار کردم؟

54:02.593 --> 54:03.594
هیچی

54:08.057 --> 54:09.475
تو کاری نکرده بودی

54:12.019 --> 54:13.437
همونطور که منم کاری نکرده بودم

54:16.732 --> 54:19.026
...ولی گاهی اوقات، زندگی

54:20.695 --> 54:22.530
،و مرگ
...تاثیری روی ما می‌ذارن که

54:23.406 --> 54:27.827
هیچ ربطی به انتخاب‌های گذشته‌مون نداره

54:30.079 --> 54:33.791
اینطوریه که داستان‌ها متولد میشن

54:36.419 --> 54:39.255
تا چیزهایی رو توجیه کنن که
قابل توجیه نیست

54:42.341 --> 54:45.386
،توی این داستان‌ها
خودمون رو سرزنش می‌کنیم

54:46.721 --> 54:49.056
،یا بیشتر از اون
دیگران را سرزنش می‌کنیم

54:50.850 --> 54:52.518
به دنبال انتقام هستیم

54:55.313 --> 54:58.274
ولی انتقام، یک جاده بی‌انتهاست

55:02.111 --> 55:03.988
دلیلی نداره بترسی

55:07.658 --> 55:09.160
به اندازه کافی رنج کشیدی

55:10.119 --> 55:11.537
اونم بدون هیچ دلیلی

55:13.456 --> 55:15.791
،به این خاطر
ازت تقاضای بخشش می‌کنم

55:19.962 --> 55:21.672
من فقط می‌خوام پسرم برگرده

55:26.010 --> 55:27.136
تو پسرت رو داری

55:29.221 --> 55:32.558
،هروقت بهم نیاز داشتی
من درکنارت هستم

55:33.976 --> 55:35.561
منم بهت نیاز پیدا می‌کنم

55:53.954 --> 55:56.707
،از این به بعد
هیچکس بهت آسیب نخواهد زد

55:58.125 --> 55:59.418
در آرامش برو

56:00.211 --> 56:01.629
زندگیت رو بکن

56:03.130 --> 56:05.966
منو در رویاهات خواهی دید

56:31.784 --> 56:32.868
کار خوبی کردی

56:37.123 --> 56:38.541
مراسم چطور بود؟

56:39.834 --> 56:41.419
کاش خودت اونجا بودی

56:42.461 --> 56:44.212
همون بهتر که نبودم

56:44.213 --> 56:46.715
دلیلی نمی‌بینم
به خودم یادآوری کنم

56:47.925 --> 56:51.512
،هرچی نباشه
من من هستم

56:52.513 --> 56:54.014
می‌دونم خودت هستی

56:55.808 --> 56:57.518
ولی آیا اون هم هستی؟

57:02.106 --> 57:05.484
،من از آغاز زمان
وجود داشتم

57:07.236 --> 57:08.529
و من تازه متولد شدم

57:10.739 --> 57:15.661
،تمام ضمیر ناخودآگاه جمعی
در من وجود داره

57:17.872 --> 57:20.249
و اصلاً نمی‌دونم دارم چی کار می‌کنم

57:25.421 --> 57:28.757
تو اولین عضو خاندان جاودان هستی که
انسان هم هست

57:30.885 --> 57:34.388
،و همون قسمت
...همون قسمت دنیل وجودت

57:35.097 --> 57:37.391
همونه که تفاوت زیادی ایجاد می‌کنه

57:39.435 --> 57:41.526
،و قرار هم نیست تنهایی کار کنی

57:42.050 --> 57:44.290
اگه هنوزم کتابدار لازم داری

57:46.317 --> 57:48.152
من نخست‌وزیر می‌خوام

57:50.613 --> 57:53.115
ممنون

57:56.202 --> 57:58.829
،وقتی خانواده آماده باشن ببیننت
بهت اطلاع میدم

58:07.171 --> 58:09.923
...قبل از اینکه برم، میشه معرفی کنم

58:09.924 --> 58:11.258
سلام، هاب گدلینگ

58:16.013 --> 58:17.139
منو می‌شناسی؟

58:18.015 --> 58:20.243
...تاحالا همدیگه رو ندیدیم، ولی

58:20.467 --> 58:21.468
بله

58:22.102 --> 58:23.103
می‌شناسمت

58:24.104 --> 58:26.941
تو شخص پیشین من رو
به ویلیام شکسپیر معرفی کردی

58:28.025 --> 58:34.323
نه، نه. با یه بازیگر بنجل
به اسم ویل شکسبرد آشناش کردم

58:35.533 --> 58:37.826
رویا بود که اونو به شکسپیر تبدیل کرد

58:38.702 --> 58:40.371
ولی هیچوقت دلیلش رو بهم نگفت

58:42.289 --> 58:46.168
چه دلیلی داره که شاه رویا، دو نمایشنامه
به یک انسان فانی سفارش بده؟

58:51.632 --> 58:54.134
شکسپیر هم همین سوال رو ازش پرسید

58:54.927 --> 58:56.262
...حالا می‌خواهم»

58:57.638 --> 58:59.974
ارواح را به فرمان درآورم

59:00.849 --> 59:02.393
هنر را به افسونگری وادارم

59:04.311 --> 59:06.605
و پایان من، نومیدی است

59:07.898 --> 59:10.359
مگر اینکه با دعایی
...خلاصی یابم

59:11.402 --> 59:15.864
چنان نافذ که رحمت ایزدی را
«در خود بشکند

59:23.080 --> 59:24.540
تموم شد؟

59:26.083 --> 59:27.166
بله

59:27.167 --> 59:29.587
پس دیگه بی‌حساب شدیم، ویل شکسپیر

59:31.338 --> 59:34.258
حالا فقط مونده ازت تشکر کنم

59:35.718 --> 59:37.636
،و برای زندگی پیش‌روت
برات آرزوی موفقیت کنم

59:38.220 --> 59:39.464
قربان

59:40.988 --> 59:44.042
فکر می‌کنم لیاقتم بیشتر از این باشه

59:44.518 --> 59:48.022
،مدت زیادی از عمرم
در خدمت شما بودم

59:49.023 --> 59:54.862
هیچ استادی بدون صرف حداقل
...یک جام شراب در عمارت اربابی خود

59:55.362 --> 59:56.697
شاگردش رو آزاد نمی‌کنه

59:59.992 --> 01:00:01.827
قربان، این خواست شماست؟

01:00:02.995 --> 01:00:03.996
بله قربان

01:00:06.540 --> 01:00:07.625
که اینطور

01:00:10.127 --> 01:00:12.171
...پس در منزل من

01:00:15.883 --> 01:00:17.301
شرابی خواهیم نوشید

01:00:22.097 --> 01:00:23.182
قربان

01:00:26.644 --> 01:00:27.686
دارم خواب می‌بینم؟

01:00:32.149 --> 01:00:33.150
بدون شک

01:00:33.651 --> 01:00:37.071
ازتون تشکر می‌کنم که
...این کار رو کردید، ولی

01:00:40.449 --> 01:00:41.784
چرا این نمایشنامه؟

01:00:42.368 --> 01:00:44.577
...چرا یک تراژدی نخواستید

01:00:44.578 --> 01:00:48.373
داستان قهرمانی نجیب
با نقصی مصیبت‌بار؟

01:00:48.374 --> 01:00:51.460
داستانی با پایانی باوقار می‌خواستم

01:00:54.963 --> 01:00:57.508
نمایشی درمورد دوکی که
...کتاب‌هاش رو غرق می‌کنه

01:00:58.509 --> 01:00:59.927
عصاش رو می‌شکنه

01:01:01.387 --> 01:01:03.013
و خونه‌ش رو ترک می‌کنه

01:01:06.100 --> 01:01:08.227
داستان شعبده‌بازی که مرد میشه

01:01:12.189 --> 01:01:14.483
،داستان مردی که به جادو و شعبده
پشت می‌کنه

01:01:16.235 --> 01:01:17.236
ولی چرا؟

01:01:19.029 --> 01:01:20.989
...چون برخلافِ پروسپروی تو
(شخصیت‌ نمایشنامه)

01:01:23.659 --> 01:01:25.160
من هرگز جزیره خودم رو ترک نخواهم کرد

01:01:27.746 --> 01:01:29.415
توی جزیره زندگی می‌کنید؟

01:01:31.083 --> 01:01:32.209
خودم یک جزیره هستم

01:01:34.962 --> 01:01:36.672
خب، این می‌تونه تغییر کنه

01:01:38.632 --> 01:01:40.134
همه انسان‌ها می‌تونن تغییر کنن

01:01:45.389 --> 01:01:46.849
من انسان نیستم

01:01:52.229 --> 01:01:53.856
و من تغییر نمی‌کنم

01:02:12.040 --> 01:02:13.709
نشون میده هنوز
خیلی چیزها رو نمی‌دونسته

01:02:18.672 --> 01:02:19.965
اون تغییر کرد

01:02:22.134 --> 01:02:24.553
فقط کافی بود جزیره‌ش رو ترک کنه

01:02:25.512 --> 01:02:27.765
سرورم

01:02:31.101 --> 01:02:33.020
وقت دیدار با خانواده‌ست

01:02:36.190 --> 01:02:38.900
.نگران نباش
هیچی نمیشه

01:02:38.901 --> 01:02:41.236
خودت اونا رو دیدی؟

01:02:42.154 --> 01:02:45.032
خب، خواهر بزرگترت که
باهام خوب رفتار می‌کرد

01:02:45.908 --> 01:02:47.910
عاشقت میشه

01:02:48.994 --> 01:02:50.329
بهت میگم چی کار کنیم

01:02:50.829 --> 01:02:54.458
صد سال دیگه، اگه حوصله داشتی
،مشروب بخوریم و قضیه رو تعریف کنی

01:02:55.542 --> 01:02:57.503
یه حسی بهم میگه
من هنوز هستم

01:03:01.089 --> 01:03:03.424
،توی اتاق غذاخوری خصوصی شما
منتظرتون هستن

01:03:03.425 --> 01:03:06.136
با تارامیس درمورد غذا صحبت کردم

01:03:06.929 --> 01:03:10.264
...هرچند انتظار ندارم کسی چیزی بخوره

01:03:10.265 --> 01:03:13.810
،ولی اگه توی صحبت
...مکث‌های معذب‌کننده‌ای پیش اومد

01:03:13.811 --> 01:03:17.104
حداقل اینطوری بهانه دارید
با دست‌هاتون بازی کنید

01:03:17.105 --> 01:03:19.733
...و با شناختی که از خانوادتون دارم

01:03:20.526 --> 01:03:24.238
،مکث‌های معذب‌کننده
تازه قسمت‌های خوب مکالمه‌ست

01:03:25.030 --> 01:03:26.114
...یا

01:03:28.700 --> 01:03:31.495
شاید این دفعه واقعاً خوشتون بیاد

01:03:36.041 --> 01:03:37.209
!اومدش

01:03:39.320 --> 01:03:41.863
چقدر دوست‌داشتنی هستی -
به خانواده خوش اومدی، برادر -

01:03:41.864 --> 01:03:44.241
خیلی زیادیم، نه؟ -
خوشحالم بالاخره می‌بینمت -

01:03:44.242 --> 01:03:47.077
سگ دوست داری؟ -
باهمدیگه کلی تفریح می‌کنیم -

01:03:47.078 --> 01:03:49.913
نگاهش کن، یأس

01:03:49.914 --> 01:03:52.916
بهش نخند، آرزو -
همه‌چی درست میشه -

01:03:52.917 --> 01:03:55.503
.لطفاً بشین روی صندلی
بیا توی جمع

01:03:59.424 --> 01:04:01.092
بیا، بشین کنار من

01:04:01.116 --> 01:04:03.116
« این قسمت پس از تیتراژ ادامه دارد »

01:04:10.351 --> 01:04:13.019
<i>هزاران خیال</i>

01:04:13.020 --> 01:04:15.772
<i>و ملاحظه</i>

01:04:15.773 --> 01:04:17.275
<i>برای تو</i>

01:04:17.942 --> 01:04:20.193
<i>عزیزم</i>

01:04:20.194 --> 01:04:24.781
<i>هرچند می‌دونم
نمی‌تونیم بهم نزدیک باشیم</i>

01:04:24.782 --> 01:04:28.911
<i>،بیشتر از همه
به تو فکر می‌کنم</i>

01:04:29.787 --> 01:04:33.331
<i>از ابدیت می‌گذرم</i>

01:04:33.332 --> 01:04:39.379
<i>تا «تو اونجایی»رو تبدیل کنم به
«اینجا کنار منی»</i>

01:04:39.380 --> 01:04:41.798
<i>هر طوفانی، بارانش تموم میشه</i>

01:04:41.799 --> 01:04:44.176
<i>،می‌دونم به وقتش
...روزی می‌رسه که</i>

01:04:44.177 --> 01:04:45.927
<i>کنار همدیگه خواهیم بود</i>

01:04:45.928 --> 01:04:51.309
<i>دنیا دوباره کامل میشه</i>

01:04:57.398 --> 01:05:01.819
<i>اوه</i>

01:05:04.906 --> 01:05:08.825
<i>...پس چطور می‌تونم نشونت بدم</i>

01:05:08.826 --> 01:05:12.955
<i>منظورت چیه؟</i>

01:05:13.456 --> 01:05:14.831
<i>در این لحظه</i>

01:05:14.832 --> 01:05:16.833
<i>...ما چیزی نداریم</i>

01:05:16.834 --> 01:05:21.422
<i>به جز خاطرات</i>

01:05:21.923 --> 01:05:25.634
<i>...فقط باعث شده عشق</i>

01:05:25.635 --> 01:05:29.472
<i>برام شفاف‌تر بشه</i>

01:05:49.718 --> 01:05:52.429
پس تموم شد؟

01:05:53.214 --> 01:05:54.313
بله

01:05:54.337 --> 01:05:55.758
چی درست کردیم؟

01:05:56.517 --> 01:05:57.767
آخرش چی شد؟

01:05:57.768 --> 01:05:59.394
مثل همیشه شد

01:05:59.495 --> 01:06:02.957
،یه مشت نخ
یکم بافتتنی و دوخت و دوز

01:06:03.449 --> 01:06:05.701
،هنوز یه چیزهایی ناتموم مونده
ولی طبیعیه

01:06:06.610 --> 01:06:08.778
همیشه همین داستانه

01:06:08.879 --> 01:06:11.422
...هر چیزی که اول تصمیم بگیری

01:06:11.723 --> 01:06:16.402
،ببافی یا بدوزی یا بریسی

01:06:16.403 --> 01:06:19.330
،اگه به اندازه کافی طولش بدی

01:06:19.331 --> 01:06:21.658
همیشه تهش می‌رسی به کفن

01:06:22.468 --> 01:06:24.344
همونطور که به اون زن جوان گفتم

01:06:24.545 --> 01:06:25.795
هیپولیتا هال؟

01:06:25.896 --> 01:06:28.856
،بهش گفتم
:گفتم

01:06:28.857 --> 01:06:32.569
،کار خودت رو کردی»
«الانم پاش وایستا

01:06:35.331 --> 01:06:38.605
،الانم بیسکوییت فلورنتین دارم

01:06:38.629 --> 01:06:41.728
،کلوچه طالع‌بینی
و بیسکوییت دریایی

01:06:41.729 --> 01:06:44.063
هرکس چی می‌خواد؟ -
من کلوچه طالع‌بینی برمی‌دارم -

01:06:44.164 --> 01:06:45.874
فلورنتین رو بده من

01:06:45.898 --> 01:06:53.898
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:06:54.200 --> 01:06:55.326
خب، چی نوشته؟

01:06:56.352 --> 01:06:59.730
خب، من که به این نمیگم
پیشگوییِ درست‌حسابی

01:07:00.197 --> 01:07:01.949
شاید تو بتونی ازش سر دربیاری

01:07:05.252 --> 01:07:07.254
،گل‌هایی که صبح چیده می‌شوند

01:07:07.680 --> 01:07:09.931
عصرها شکوفه می‌کنند

01:07:10.232 --> 01:07:12.651
،و باز هم
شبانه پژمرده می‌شوند

01:07:14.036 --> 01:07:15.662
،وقتی دیگه نباشم
تو می‌تونی جای من باشی

01:07:16.063 --> 01:07:19.066
شعرش وزن و قافیه هم نداره

01:07:20.568 --> 01:07:22.277
بیشتر شبیه شعاره تا پیشگویی

01:07:22.278 --> 01:07:24.363
خب حداقل پند اخلاقی نبود

01:07:24.387 --> 01:07:26.990
پند اخلاقی از شروع داستان هم بدتره

01:07:26.991 --> 01:07:29.885
من واسه این چیزها وقت ندارم

01:07:29.909 --> 01:07:31.454
اصلاً وقت ندارم

01:07:36.158 --> 01:07:37.159
اینم از این

01:07:38.169 --> 01:07:39.879
،خوب یا بد

01:07:41.756 --> 01:07:42.757
دیگه تموم شد

01:07:42.781 --> 01:07:49.781
‫« ترجمه از نــیــک و محیا مبین مقدم »

01:07:49.805 --> 01:07:56.805
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
