WEBVTT

00:00.981 --> 00:06.011
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.011 --> 00:11.011
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.011 --> 00:16.981
‫مترجم: «محمدعلی sm »

00:17.581 --> 00:25.541
‫« سندمن »

00:27.711 --> 00:30.761
‫« قسمت ۲۰: زنده‌باد شاه »

00:31.131 --> 00:32.131
‫قابیل!

00:33.011 --> 00:35.011
‫قابیل! مهمون داریم!

00:38.011 --> 00:42.351
‫به خانه‌ی اسرار و خانه‌ی رازها خوش اومدید

00:42.351 --> 00:43.601
‫اسم من هابیلـه

00:45.061 --> 00:48.151
‫می‌شناسیمت هابیل، تو پسر حوایی

00:48.151 --> 00:49.861
‫هابیل، برادر قابیل

00:50.691 --> 00:53.151
‫امروز برای آخرین بار می‌میری

00:56.491 --> 00:58.531
‫اما... تو نباید من رو بکشی!

00:58.531 --> 01:00.781
‫تو من رو دوست نداری!
‫اصلاً من رو نمی‌شناسی!

01:12.591 --> 01:15.911
‫شمشیر رو در بیار، هیپولیتا هال

01:16.771 --> 01:17.986
‫یالا

01:18.011 --> 01:19.891
‫لازمت میشه عشقم

01:24.391 --> 01:27.351
‫حالا... شمشیر رو بردار

01:28.441 --> 01:29.851
‫همینـه

01:35.151 --> 01:37.071
‫پیش به سوی هدف بعدی، قندعسلم

01:46.761 --> 01:49.171
‫تو این مِه هیچی نمیشه دید

01:51.211 --> 01:53.961
‫بیا برگردیم قلعه، مِرو.
اینجا جون‌مون تو خطره

01:53.961 --> 01:56.841
‫فکر کردی داخل قلعه توی خطر نیست؟

01:57.341 --> 01:59.181
‫وسط جنگیم پرنده کوچولو

02:06.241 --> 02:09.041
‫هی! می‌تونیم ببینیم‌تون

02:09.041 --> 02:10.691
‫سلاح‌هاتون رو بذارید زمین

02:10.691 --> 02:13.901
‫بی‌دردسر خودتون رو تسلیم کنید تا
‫هیچ‌کسی آسیب نبینه

02:15.281 --> 02:17.941
‫تو دیگه چه موجودی هستی؟

02:17.941 --> 02:21.411
‫خانم‌ها، من بدترین کابوس‌تونم

02:21.411 --> 02:23.031
‫من یه کدو تنبل تفنگ به دستم

02:49.431 --> 02:50.941
‫مِرو!

03:05.161 --> 03:07.161
ببینید خواهران

03:07.753 --> 03:09.423
‫کلاغ رؤیاست

03:09.661 --> 03:11.871
رؤیا خیلی بدش میاد بکشیمش

03:12.831 --> 03:15.001
‫آره، همینطوره

03:15.791 --> 03:19.211
‫زود بیا داخل. مهربانان از دروازه‌ها رد شدن

03:19.211 --> 03:20.421
‫نگهبان‌ها بهم گفتن

03:20.421 --> 03:21.881
‫- حال بچه خوبه؟
‫- چیزیش نیست

03:21.881 --> 03:23.761
‫آره، اما این وضعیت دَوومی نداره

03:23.761 --> 03:26.181
‫هابیل و گیلبرت رو کشتن

03:26.181 --> 03:28.391
‫درها رو چفت می‌کنم!

03:29.561 --> 03:31.021
‫متیو!

03:38.021 --> 03:39.071
‫حالت خوبـه؟

03:39.071 --> 03:40.441
‫مِرو رو زدن

03:40.980 --> 03:45.015
‫مِرو رو کشتن و حالا دنبال منن.
‫هرلحظه ممکنه برسن اینجا

03:45.040 --> 03:47.411
‫فکر می‌کردم نمی‌تونن پاشون رو
‫توی سرزمین رؤیا بذارن

03:47.411 --> 03:49.831
‫اون تا موقعی بود که مورفیوس ابنجا حضور داشت

03:52.911 --> 03:53.921
‫مگه رفته؟

03:56.041 --> 03:57.041
‫این‌طور که پیداست

03:57.921 --> 03:59.441
‫اوم...

03:59.441 --> 04:01.591
‫کجا رفته؟

04:01.591 --> 04:02.761
‫نمی‌دونم

04:09.561 --> 04:10.641
‫ببخشید رؤیا

04:11.221 --> 04:14.501
‫فقط واسه این آوردمت اینجا که چون
‫فکر می‌کردم اینجا در امانی

04:14.771 --> 04:17.861
‫خیلی کم پیش میاد که نیت و
‫نتیجه‌ی کارهامون یکسان باشن

04:18.941 --> 04:21.531
‫حالا هم کینه‌ورزان وارد قلمروم شدن

04:22.241 --> 04:24.701
‫پس باید اینجا بمونید ارباب

04:24.701 --> 04:25.911
‫نمی‌تونم

04:26.741 --> 04:28.891
‫اما من به شما مدیونم، بانو نولا

04:29.781 --> 04:32.951
‫تنها خواسته‌م اینـه که از اینجا برید و از
‫سرزمین رؤیا دفاع کنید،

04:32.951 --> 04:35.607
‫به امید این که روزی دوباره
‫همگی در کنار هم باشیم

04:39.621 --> 04:42.491
‫این از معدود آرزوهاییـه که
‫نمی‌تونم برآورده‌ش کنم

04:43.551 --> 04:47.141
‫اگه کسی قادر به انجام کارهای غیرممکن باشه،
‫اون شخص شمایید قربان

04:50.351 --> 04:52.931
‫حالا هم برید لطفاً. این آرزوی منـه

05:18.791 --> 05:22.051
‫خانم‌ها، این قلعه رو ترک کنید

05:27.301 --> 05:30.011
‫ما نگهبانان قصریم

05:30.981 --> 05:34.681
‫و ما رسالت‌مون رو انجام میدیم

05:43.781 --> 05:45.821
‫قصد ندارید اینجا رو ترک کنید؟

05:46.361 --> 05:48.821
‫شیردال، تو دیگه پیر شدی

05:49.201 --> 05:53.041
‫استخون‌های بدنت دیگه خشک و پوک شدن

05:54.701 --> 05:59.387
‫در برابر گذر زمان و سرنوشت تسلیم شو

06:11.011 --> 06:12.141
‫بسه

06:59.736 --> 07:01.263
‫می‌تونید بیاید داخل

07:12.201 --> 07:13.951
‫تنها باهاشون صحبت می‌کنم

07:13.951 --> 07:15.951
‫توی محفل سلطنتی، جاتون امنـه

07:15.951 --> 07:18.201
‫به محض این که رفتن، میام پیش‌تون

07:18.831 --> 07:21.541
‫ما قصدی برای ترک اینجا نداریم

07:29.661 --> 07:32.511
‫تو از قلمروت رفتی، شاه رؤیا

07:33.131 --> 07:35.435
‫این قلعه دیگه مال ماست و

07:35.460 --> 07:37.757
‫هرکاری بخوایم، باهاش می‌کنیم

07:38.431 --> 07:42.061
‫تو و همراهانت دیگه اینجا در امان نیستید

07:43.641 --> 07:44.771
‫سلام لیتا هال

07:45.441 --> 07:47.861
‫ما لیتا هال نیستیم

07:47.861 --> 07:50.821
‫ما بیشتر از لیتا هالیم

07:50.821 --> 07:52.951
‫به نگهبان دروازه‌م‌ آسیب زدی

07:53.571 --> 07:56.241
‫تو پسرم رو کشتی

07:56.241 --> 07:57.951
‫فریب خوردی...

07:59.581 --> 08:03.161
‫توسط همون کسانی که ازت استفاده کردن تا
‫به خواسته‌ی خودشون برسن

08:18.321 --> 08:19.421
‫دنیل؟

08:21.681 --> 08:23.851
‫اون دنیل نیست

08:23.851 --> 08:26.191
‫دیگه نیست

08:27.271 --> 08:29.161
‫بذار برم

08:29.161 --> 08:30.401
‫خواهش می‌کنم

08:30.401 --> 08:33.531
‫کارمون هنوز تموم نشده عزیزم

08:33.531 --> 08:34.991
‫اون بچه‌مـه

08:35.767 --> 08:36.788
‫دنیلـه

08:36.813 --> 08:39.023
‫تا حدودی آره

08:39.381 --> 08:40.911
‫اون نمرده

08:40.911 --> 08:43.581
‫نه، نمرده

08:43.581 --> 08:45.751
‫اما دیگه زنده هم نیست

08:46.461 --> 08:47.921
‫متوجه نمیشم

08:53.381 --> 08:55.721
‫به‌خاطر اینـه که داری رؤیا می‌بینی

08:56.221 --> 09:00.051
‫وقتشـه چشمات رو باز کنی لیتا هال

09:09.421 --> 09:11.361
‫الان وقت عقب‌نشینی نیست

09:11.361 --> 09:13.321
‫باید برگردی

09:13.321 --> 09:15.651
‫نباید بذاری حواست رو پرت کنه

09:15.651 --> 09:17.721
‫نباید فراموش کنی واسه چی اومدی اینجا

09:17.721 --> 09:20.451
‫باید کاری که شروع کردی رو تموم کنی

09:20.451 --> 09:22.461
‫اما پسر من...

09:22.461 --> 09:24.371
‫زنده‌ست

09:24.371 --> 09:26.081
‫پیش رؤیاست

09:26.081 --> 09:27.581
‫باید نجاتش بدیم

09:27.581 --> 09:29.541
‫کار ما نجات دادن نیست،‌ دختر جوان

09:29.541 --> 09:32.591
‫پسر تو دیگه مال شاه رؤیا شده

09:33.091 --> 09:35.171
‫همیشه مال اون بوده

09:36.591 --> 09:38.631
‫مگه رؤیا این رو بهت نگفته؟

09:38.631 --> 09:40.841
‫که یه روز میاد سراغ دنیل؟

09:40.851 --> 09:42.891
‫اون پسر خودش رو کشته و

09:43.361 --> 09:46.121
‫بعدش هم پسر تو رو برده

09:46.771 --> 09:48.891
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونی بهش برسی

09:49.401 --> 09:52.521
‫تنها چیزی که الان می‌تونی
بهش برسی، انتقامـه

09:54.151 --> 09:55.152
‫اما...

09:55.177 --> 09:58.903
‫یه بار بهت گفتیم. دوباره تکرارش نمی‌کنیم

09:59.216 --> 10:01.596
‫کار ما نجات دادن نیست

10:01.621 --> 10:03.031
‫کار ما انتقام‌گیریـه

10:09.021 --> 10:10.541
‫مهربانان رفتن؟

10:10.541 --> 10:13.751
‫تونستم واسه چند لحظه لیتا هال رو
‫از چنگ‌شون در بیارم

10:14.591 --> 10:16.341
‫فعلاً عقب‌نشینی کردن

10:18.301 --> 10:19.681
‫اما برمی‌گردن

10:21.891 --> 10:23.551
‫کجا دارید میرید؟

10:24.891 --> 10:27.851
‫میرم به هیپولیتا هال کمک کنم

10:28.431 --> 10:29.505
‫چطوری؟

10:29.530 --> 10:31.116
‫خودت دیدی

10:31.141 --> 10:34.571
‫اون به این جنبه از مهربانان قدرت می‌بخشه

10:34.821 --> 10:37.471
‫اون که نباشه، حملات‌شون رو متوقف می‌کنن،

10:37.491 --> 10:40.001
‫تا زمانی که فرد دیگه‌ای خواستار مرگ من باشه

10:40.611 --> 10:42.031
‫ببخشید قربان

10:42.531 --> 10:45.031
‫منظورتون از «کمک کردن به اون» چیه؟

10:45.031 --> 10:46.951
‫برای نجات قلمرو...

10:47.911 --> 10:49.961
‫برای نجات تک تک شما...

10:52.171 --> 10:55.061
‫هرچیزی که سرزمین رؤیا رو تهدید می‌کنه،
‫باید از بین بره

11:17.531 --> 11:20.071
‫یه حسی بهم می‌گفت اینجا پیدات میشه

11:21.901 --> 11:24.121
‫اگه دلت خواست، واست چایی درست می‌کنم

11:25.451 --> 11:28.621
‫اومدم تا به غائله‌ی هیپولیتا هال خاتمه بدم

11:34.291 --> 11:35.631
‫منظورت اینه که بکشیش؟

11:37.461 --> 11:40.421
‫تا الان خسارات زیادی به قلمروم وارد کرده

11:41.341 --> 11:42.631
‫انتخاب زیادی ندارم

11:43.431 --> 11:45.751
‫انتخاب‌هات از اونی که فکر می‌کنی کمتره

11:49.471 --> 11:50.681
‫که اینطور

11:52.851 --> 11:54.811
‫به‌گمونم این کاردستی خودت باشه

11:55.981 --> 11:57.811
‫این‌جور کارها رو باید درست انجام بدم

11:58.401 --> 12:00.341
‫واسه چی این کار رو کردی هنریتا؟

12:00.341 --> 12:03.061
‫از روی خصومت شخصی نبود، ارباب

12:03.571 --> 12:06.241
‫خیلی وقت پیش با «اون سه‌نفر»
‫یه معامله‌ای کردم

12:06.951 --> 12:09.331
‫بعضی‌وقتا یه کارهایی واسه‌شون می‌کنم

12:09.331 --> 12:11.541
‫اونا هم اجازه میدن بیشتر زنده بمونم

12:12.461 --> 12:15.641
‫فکر کردی چطوری تونستم ۲۸۱ سال عمر کنم؟

12:16.631 --> 12:18.711
‫اونا سود می‌کنن. من هم سود می‌کنم

12:19.421 --> 12:21.011
‫اما تو سود نمی‌کنی

12:24.881 --> 12:26.221
‫هنوز هم می‌تونم بکشمش

12:27.721 --> 12:30.221
‫راه‌های زیادی برای گرفتن جون یه آدم هست

12:31.771 --> 12:34.391
‫می‌تونم بدون شکستن طلسم این کار رو بکنم

12:34.391 --> 12:35.481
‫شاید

12:35.481 --> 12:38.861
‫اما اون نبود که تو رو به
این وضع انداخت، مگه نه؟

12:39.521 --> 12:41.111
‫خودت این بلا رو سرت خودت آوردی

12:44.001 --> 12:46.281
‫خنده‌داره، مگه نه؟

12:46.281 --> 12:48.031
‫همه‌مون الان اینجاییم،

12:48.031 --> 12:51.731
‫دقیقاً تو یه زمان و دقیقاً به یه دلیل

12:53.001 --> 12:54.541
‫اون‌وقت به چه دلیلی؟

12:54.981 --> 12:57.781
‫همه‌مون یه فرزندی رو از دست دادیم، مگه نه؟

13:01.421 --> 13:03.091
‫خب...

13:03.091 --> 13:04.801
‫تو بچه‌ی اون رو ازش گرفتی، مگ نه؟

13:08.341 --> 13:10.351
‫به‌گمونم می‌تونی بکشیش

13:10.351 --> 13:11.431
‫اما خب...

13:12.221 --> 13:14.811
‫تو هیچوقت ذاتاً یه قاتل نبودی

13:16.021 --> 13:17.941
‫البته از زمانی که من می‌شناختمت

13:20.401 --> 13:23.281
‫پسره هم خیلی به دردت نمی‌خوره، مگه نه؟

13:24.111 --> 13:26.571
‫وقتی که بفهمـه تو مامانش رو کشتی

13:28.071 --> 13:29.661
‫مطمئنی چایی نمی‌خوای؟

13:31.701 --> 13:33.241
‫کتری سرد شده

13:33.741 --> 13:36.041
‫دوباره زودی داغ میشه

13:50.591 --> 13:53.431
‫کلوراکان، تنهایی؟

13:53.431 --> 13:56.431
‫متاسفانه بله

13:56.557 --> 13:58.839
‫من و تو کسایی میشیم که از

13:58.864 --> 14:01.156
‫آخرین شراب صورتگر لذت می‌برند

14:02.821 --> 14:04.731
‫- من دارم میرم
‫- نولا...

14:04.731 --> 14:08.241
‫ممنون میشم این افسون رو برداری و
‫چهره‌ی خودم رو بهم برگردونی

14:08.741 --> 14:10.081
‫این کار رو نمی‌کنم

14:10.491 --> 14:11.531
‫کلوراکان

14:11.531 --> 14:13.451
‫اگه بری سرزمین رؤیا، می‌میری

14:13.451 --> 14:15.581
‫این رو می‌فهمی دیگه؟

14:18.701 --> 14:22.381
‫اگه هم تو بمیری، چه بلایی سر من میاد؟

14:23.631 --> 14:25.801
‫منظورت چیه؟ تو که چیزیت نمیشه

14:26.421 --> 14:28.551
‫فکر کردی تو قلمروی پریان
‫من به تخم کسی هستم؟

14:29.761 --> 14:32.781
‫فکر کردی براشون مهمـه که زیادی
‫مشروب بخورم یا شب‌ها دیر بخوابم یا

14:32.781 --> 14:35.391
‫تو بدترین زمان ممکن، با
‫آدم اشتباهی سکس کنم؟ نه

14:35.801 --> 14:39.081
‫چون این رو ازم می‌خوان.
‫می‌خوان قصه‌ بشنون

14:40.441 --> 14:42.901
‫اگه سرگرم‌کننده نباشم، هیچی نیستم

14:45.901 --> 14:48.081
‫اما من برای اونا، چیزی جز این نیستم

14:49.901 --> 14:53.281
‫برای تو، من خونواده‌تم

14:54.441 --> 14:56.501
‫و تو مال منی

14:58.041 --> 15:00.211
‫اگه بری، تنها میشم

15:02.001 --> 15:03.791
‫می‌دونی که من تحمل تنهایی رو ندارم

15:07.251 --> 15:08.801
‫می‌تونی باهام بیای

15:10.631 --> 15:11.761
‫می‌تونم

15:12.761 --> 15:13.841
‫می‌تونم

15:14.641 --> 15:15.761
‫به‌گمونم

15:16.261 --> 15:18.721
‫اما اینطوری جفت‌مون تو
‫سرزمین رؤیا می‌میریم و بعد...

15:20.141 --> 15:23.881
‫بعد دیگه کسی توی قلمروی پریان
‫نمی‌مونه تا شگفتی تو رو به یاد بیاره

15:30.441 --> 15:32.281
‫حتی بدون افسونت

15:32.281 --> 15:33.451
‫ممنون

15:34.111 --> 15:36.371
‫من لطفی بهت نکردم

15:47.341 --> 15:48.841
‫مراقب خودت باش

16:11.651 --> 16:13.201
‫ردی از هاپو پیدا نکردی؟

16:14.661 --> 16:15.861
‫خیلی بد شد

16:15.861 --> 16:17.621
‫اصلاً نمی‌دونم کجا رفته

16:17.621 --> 16:19.831
‫شاید هم من بودم که یه جایی رفتم و

16:19.831 --> 16:21.751
‫بارناباس الان دنبالمـه

16:22.251 --> 16:24.161
‫اون معمولاً‌ حواس‌جمع‌تر از منـه،

16:24.161 --> 16:27.781
‫البته به‌جز وقتایی که کسی توپی پرت کنه یا
‫غذایی رو دور و برش ببینه

16:32.161 --> 16:34.181
‫گلدی؟

16:35.091 --> 16:37.921
‫دوست ندارم معذبت کنم اما

16:37.921 --> 16:39.801
‫فکر کنم همه بهت زل زدن

16:39.811 --> 16:42.681
‫انگار تاحالا هیچوقت یه بچه آب‌پران ندیدن

16:47.771 --> 16:49.901
‫بس کن. بیا دیگه

16:53.081 --> 16:55.821
مشکلی که نداری؟

16:55.821 --> 16:58.491
‫خوبـه. حالا دیگه هیچ‌کدوم‌مون تو دید نیستیم

17:05.721 --> 17:09.781
‫تصمیمم برای کنار گذاشتن لیتا هال
به جایی نرسید

17:11.211 --> 17:14.081
‫می‌خوام تا بانوان کینه‌ورز به
‫افراد بیشتری آسیب نزدن،

17:14.081 --> 17:16.031
‫جلوشون وایسم

17:16.051 --> 17:18.801
‫منظورتون چیه که جلوشون وایمیسید؟

17:19.601 --> 17:21.641
‫یعنی باید از پیش‌تون برم

17:22.221 --> 17:23.271
‫کجا میرید؟

17:23.851 --> 17:26.141
‫به دورترین لبه‌ی سرزمین رؤیا

17:26.891 --> 17:29.101
‫بعدش که رسیدید اونجا چی‌کار می‌کنید؟

17:31.611 --> 17:33.361
‫کاری که لازمـه رو می‌کنم

17:37.611 --> 17:40.531
‫برای همین منظور، با دنیل حرف زدم

17:40.531 --> 17:42.831
‫چطوری؟ بچه‌هه که حرف زدن بلد نیست

17:42.831 --> 17:44.951
‫با این‌ وجود با همدیگه حرف زدیم

17:45.701 --> 17:48.871
‫تو مدتی که نیستم، سنگ عقاب از
‫همه‌تون مراقبت می‌کنه

17:49.501 --> 17:51.241
‫پس برمی‌گردی؟

17:52.711 --> 17:54.921
‫باید برای هر احتمالی آماده باشم

17:56.361 --> 17:58.581
‫پس این یه خداحافظیـه

18:08.811 --> 18:10.191
‫نه

18:11.111 --> 18:12.731
‫این فرصتیـه که

18:13.481 --> 18:14.941
‫من بتونم...

18:19.151 --> 18:20.241
‫...ازتون تشکر کنم

18:23.491 --> 18:24.491
‫بابت همه‌چیز

18:28.121 --> 18:29.411
‫برای همیشه

18:36.841 --> 18:38.341
‫فراموش‌تون نمی‌کنم

18:41.891 --> 18:45.311
‫اما من رو ببخشید چون مجبورم
‫همه‌تون رو از اینجا بیرون کنم

18:49.181 --> 18:51.301
‫و ببرم‌تون یه جای امن

19:27.221 --> 19:29.041
‫متیو؟

19:29.771 --> 19:31.231
‫من که تو رو بیرون کردم

19:31.731 --> 19:33.851
‫نمی‌تونی به این راحتی‌ها از شر من خلاص شی

19:37.021 --> 19:38.651
‫راستش رو بگو رئیس

19:41.701 --> 19:44.361
‫واقعاً انتظاری داری بتونی برگردی؟

19:50.331 --> 19:51.331
‫نه

19:52.751 --> 19:56.081
‫اگه من باهات بیام، می‌تونم برگردم؟

19:57.961 --> 19:58.961
‫بعید بدونم

19:59.961 --> 20:01.421
‫همین فکر رو می‌کردم

20:02.091 --> 20:04.551
‫پس بریم کار رو تموم کنیم

20:33.661 --> 20:35.211
‫همینجاست، آره

20:36.171 --> 20:37.381
‫همینجاست

20:56.521 --> 20:58.061
‫خانم‌ها!

21:01.691 --> 21:03.101
‫من اومدم

21:06.701 --> 21:09.281
‫وقتشـه یه بار برای همیشه
این مسئله رو حل کنیم

21:48.031 --> 21:49.741
‫ما اینجاییم، ارباب رؤیا

21:51.521 --> 21:58.521
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:02.631 --> 22:04.211
‫این چی‌کار می‌کنه؟

22:04.711 --> 22:07.631
‫امیدوار بودم بتونم باهاش
لرد مورفیوس رو ببینم

22:07.631 --> 22:10.161
‫حالا هرجایی که هست اما...

22:10.161 --> 22:12.981
‫انگار برای من کار نمی‌کنه

22:14.931 --> 22:17.601
‫باهاش قصر رو بازسازی کرد،

22:17.601 --> 22:20.811
‫بعد از این که از جهان بیداری برگشت

22:21.731 --> 22:23.481
‫مِرو عصبانی بود

22:24.271 --> 22:26.901
‫تازه اونجا رو تعمیر کرده بود

22:27.611 --> 22:29.151
‫دلم برای مِرو تنگ میشه

22:29.151 --> 22:30.861
‫همین الانش دلم برای هابیل تنگ شده

22:31.621 --> 22:32.741
‫کودن

22:40.461 --> 22:42.671
‫به‌گمونم هیچ‌کس دلش برای من
‫تنگ نشده بود که...

22:42.671 --> 22:44.461
‫حتی برای یه ثانیه. ازت متنفر بودیم

22:44.461 --> 22:46.091
‫دروغ میگه

22:46.091 --> 22:47.591
‫من ازت متنفر بودم

22:48.171 --> 22:50.471
‫هابیل خیلی ازت خوشش می‌اومد اما...

22:50.471 --> 22:51.801
‫هابیل از همه خوشش می‌اومد

22:55.431 --> 22:56.921
‫اون دلش برات تنگ شده بود

22:57.431 --> 22:58.481
‫جداً؟

22:59.061 --> 23:03.271
‫فکر کنم اون‌موقع که فرار کردی و رفتی به
‫جهان بیداری،‌ دلش رو شکوندی

23:03.271 --> 23:05.361
‫به‌گمونم خودم همچین قصدی داشتم

23:09.781 --> 23:11.281
‫اون برمی‌گرده

23:12.071 --> 23:13.781
‫همیشه برمی‌گرده

23:13.781 --> 23:15.371
‫اگه برنگشت چی؟

23:18.791 --> 23:21.581
‫اینطوری دنیل رؤیای جدیدِ
‫خاندان جاودان میشه

23:22.881 --> 23:25.681
‫دنیل که نوزاده. حتی حرف هم نمی‌‌تونه بزنه

23:29.971 --> 23:31.301
‫خدای من

23:38.141 --> 23:39.311
‫نگاش کن

23:43.771 --> 23:47.361
‫سلام رفیق کوچولو.
این رو بده من، باشه؟

23:47.361 --> 23:49.441
‫یه چیز دیگه پیدا می‌کنیم که
‫باهاش بازی کنی

23:55.161 --> 23:56.161
‫سلام

23:59.581 --> 24:00.831
‫تو باید دنیل باشی

24:00.831 --> 24:02.461
‫نزدیکش نشو

24:03.421 --> 24:05.041
‫تو کورینتیانی،‌ مگه نه؟

24:05.711 --> 24:07.041
‫همون جدیده

24:07.041 --> 24:08.501
‫من خواهر اربابتم

24:08.501 --> 24:10.211
‫می‌شناسمت

24:11.211 --> 24:13.841
‫- اگه بخوای بهش دست بزنی...
‫ - به‌خاطر شماها نیومدم اینجا

24:15.431 --> 24:16.551
‫رؤیا کجاست؟

24:17.681 --> 24:20.311
‫رفته پیش بانوان، خانم

24:23.891 --> 24:25.311
‫ممنون لوسین

24:28.651 --> 24:30.071
‫حالا که اینطور شد...

24:32.611 --> 24:33.651
‫منتظر می‌مونم

24:40.966 --> 24:44.997
‫پس اومدی باهامون معامله کنی

24:45.711 --> 24:47.131
‫آره

24:53.721 --> 24:55.801
‫باید از قلمروی من برید

24:57.551 --> 25:01.641
‫و دیگه نباید کسایی رو که
‫تحت حفاظت من هستن، اذیت کنید

25:05.311 --> 25:07.771
‫ما کاری که باید بکنیم رو می‌کنیم

25:08.121 --> 25:10.111
‫خب ارباب رؤیا؟

25:10.111 --> 25:13.571
‫و تا زمانی که ماموریت‌مون رو
‫انجام ندادیم، نمی‌تونیم بریم

25:14.061 --> 25:18.241
‫حتی الان هم تجسم‌مون بیرون قلعه‌ته و

25:18.241 --> 25:20.831
‫داره دنیات رو از بین می‌بره

25:55.191 --> 25:57.201
‫اگه باهاتون مبارزه کنم چی؟

25:57.931 --> 25:59.641
‫چطوری می‌خوای با ما مبارزه کنی؟

25:59.641 --> 26:01.241
‫اصلاً دستت به ما نمی‌رسه

26:01.241 --> 26:03.951
‫دستات به خون پسرت آلوده‌ست

26:09.421 --> 26:11.041
‫پس دیگه چاره‌ای نمی‌مونه

26:12.244 --> 26:14.064
‫هیچوقت هم چاره‌ای نبوده عزیزم

26:17.117 --> 26:19.867
‫به کمتر از این راضی نمیشید، آره؟

26:21.851 --> 26:23.261
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

26:24.011 --> 26:26.391
‫کمتر از چی؟ درخواست‌شون چیه؟

26:36.111 --> 26:37.111
‫متیو

26:37.941 --> 26:39.491
‫یه ماموریت برات دارم

26:39.491 --> 26:42.201
‫حرفش هم نزن. من از پیشت نمیرم

26:42.781 --> 26:45.241
‫این آخرین درخواستیـه که ازت می‌کنم

26:46.661 --> 26:48.481
‫می‌خوای روم رو زمین بزنی؟

26:49.121 --> 26:50.731
‫چی می‌خوای؟

26:50.751 --> 26:52.461
‫برگرد به قلعه

26:54.131 --> 26:55.671
‫خواهرم میاد اونجا

26:57.381 --> 26:59.131
‫ازش بخوا که بیاد اینجا پیش من

27:01.278 --> 27:02.278
‫خواهش می‌کنم

27:03.170 --> 27:04.920
‫بعدش چی؟

27:06.351 --> 27:07.931
‫همونجا پیش بقیه منتظر بمون

27:08.431 --> 27:10.231
‫یعنی نمی‌تونم برگردم؟

27:12.101 --> 27:13.441
‫متاسفانه نه

27:17.191 --> 27:20.491
‫پس هروقت برگشتی قلعه می‌بینمت

27:30.041 --> 27:31.331
‫خدانگهدار، دوست من

28:31.811 --> 28:35.061
‫اشکالی نداره دنیل.
‫همه‌چی درست میشه

28:35.061 --> 28:36.641
‫تو از کجا می‌دونی؟

28:36.641 --> 28:38.731
‫خب دیگه بدتر از این که نمیشه، میشه؟

28:38.731 --> 28:40.021
‫بالاخره اومدی

28:40.021 --> 28:43.031
‫متیو! کجا بودی؟

28:44.321 --> 28:45.461
‫پیش اون بودم

28:45.461 --> 28:47.281
‫- کجاس؟
‫- حالش خوبه؟

28:47.281 --> 28:49.621
‫پیش مهربانانـه

28:52.411 --> 28:53.581
‫سلام متیو

28:54.081 --> 28:57.001
‫گفت بری پیشش

29:21.321 --> 29:22.481
‫بانو نولا

29:24.861 --> 29:26.031
‫علياحضرت‌

29:30.241 --> 29:31.661
‫دارم میرم

29:32.161 --> 29:35.197
‫یا بذارید برم، یا زندانیم کنید یا
من رو بکشید ‫اما

29:35.222 --> 29:38.360
من دیگه یه لحظه هم اینجا نمی‌مونم

29:38.631 --> 29:40.501
‫ارزشی برای زندگیت قائل نیستی؟

29:42.131 --> 29:43.761
‫زندگی من تو سرزمین رؤیاست

29:45.551 --> 29:46.631
‫با اون؟

29:48.181 --> 29:49.591
‫چه با اون و چه بدون اون

29:52.221 --> 29:54.601
‫و چه شما اجازه بدید و چه ندید

29:58.481 --> 30:01.311
‫نمی‌ذارم وارد نبرد بشی...

30:03.651 --> 30:05.471
‫بدون شمشیر

30:16.081 --> 30:17.081
‫مچکرم بانوی من

30:19.401 --> 30:21.241
‫زودتر برو

30:48.491 --> 30:49.951
‫چی‌کار می‌کنی؟

30:50.531 --> 30:51.781
‫منتظر تو بودم

30:57.161 --> 30:58.161
‫خب...

31:01.371 --> 31:02.381
‫خب...

31:06.251 --> 31:08.301
‫راستش نگرانت شدم

31:10.511 --> 31:14.221
‫آخرین باری که این بحث رو کردیم
‫یه قرص نون پرت کردی سمتم

31:14.221 --> 31:17.061
‫یادمـه

31:18.981 --> 31:20.601
‫می‌خوای سرم داد بزنی؟

31:25.481 --> 31:27.571
‫واسه این کار یه ذره دیر شده، برادر کوچیکم

31:31.491 --> 31:33.361
‫البته این رو میگم که...

31:34.201 --> 31:36.881
‫من نسبت به هرکس دیگه‌ای
مدت بیشتریـه که تو رو می‌شناسم

31:39.001 --> 31:42.921
‫قبلاً خیلی بیشتر از این سقوط کرده بودی و

31:42.921 --> 31:44.831
‫با این‌حال برگشتی

31:48.551 --> 31:50.051
‫الان چرا برنمی‌گردی؟

31:55.351 --> 31:56.761
‫من پسرم رو کشتم

32:01.231 --> 32:02.231
‫دوبار

32:06.521 --> 32:08.651
‫یه بار وقتی که کمکش نکردم و...

32:13.701 --> 32:15.241
‫یه بار هم وقتی کمکش کردم

32:17.911 --> 32:21.201
‫می‌دونستم داشتم چی‌کار می‌کردم.
‫می‌دونستم کارم چه تاوانی داشت و...

32:27.841 --> 32:29.921
‫سرزمین رؤیا دیگه مثل سابق نیست

32:32.761 --> 32:34.341
‫من هم دیگه مثل سابق نیستم

32:37.801 --> 32:40.311
‫با این‌حال یه تعهداتی دارم اما

32:40.683 --> 32:45.143
‫حتی آزادی سرزمین رؤیا هم
می‌تونه یه‌جور زندان باشه

32:49.821 --> 32:51.231
‫می‌تونستی بری

32:53.031 --> 32:54.321
‫ویرانی که رفت

32:55.611 --> 32:57.441
‫تو هم می‌تونستی همین کار رو بکنی

33:00.201 --> 33:01.291
‫نه

33:03.201 --> 33:04.461
‫نمی‌تونستم

33:09.841 --> 33:11.001
‫نه

33:12.381 --> 33:14.171
‫نمی‌تونستی، مگه نه؟

33:19.221 --> 33:21.811
‫حسش می‌کنی، شاه رؤیا؟

33:22.931 --> 33:24.771
‫ریشه‌های سرزمین رؤیا رو؟

33:25.351 --> 33:27.271
‫داریم سرزمینت رو نابود می‌کنیم

33:44.911 --> 33:47.581
‫واسه این که جلومون رو بگیری
‫حاضری چی‌کار کنی؟

33:47.581 --> 33:49.081
‫اصلاً چی‌کار می‌تونی بکنی؟

33:49.791 --> 33:51.791
‫بسه!

33:51.791 --> 33:55.171
‫دیگه تحملم تموم شد

33:55.671 --> 33:59.431
‫ما فقط داریم وظیفه‌مون رو انجام میدیم بانو

33:59.431 --> 34:00.931
‫دست از سرمون بردارید

34:01.971 --> 34:04.971
‫این بین من و برادرمـه

34:13.271 --> 34:14.281
‫خب؟

34:16.281 --> 34:17.991
‫حالا تو رو چی‌کارت کنیم؟

34:20.701 --> 34:22.281
‫مگه کار دیگه‌ای هم میشه کرد؟

34:25.411 --> 34:27.291
‫دارن سرزمین رؤیا رو نابود می‌کنن

34:31.081 --> 34:33.501
‫نمی‌ذارم کس دیگه‌ای آزار ببینه

34:34.751 --> 34:37.091
‫کاری که من کردم، تاوانی داشت

34:42.471 --> 34:43.721
‫که باید پسش بدم

34:48.431 --> 34:49.521
‫تو راست می‌گفتی

34:58.031 --> 34:59.821
‫مثل سابق نیستی

35:01.361 --> 35:02.491
‫عوض شدی

35:04.451 --> 35:06.581
‫من خسته‌م، خواهر

35:11.001 --> 35:12.501
‫خیلی خسته‌م

35:14.791 --> 35:17.341
‫وقتش رسیده، ارباب رؤیا

35:43.321 --> 35:44.491
‫آماده‌ای؟

35:58.131 --> 35:59.551
‫پس دستم رو بگیر

36:48.511 --> 36:49.511
‫گلدی؟

36:55.731 --> 36:56.811
‫رفت که

37:28.931 --> 37:30.851
‫خیلی‌خب، معطلش نکنید

37:30.851 --> 37:32.721
‫تو خونه مهمون داریم

37:34.641 --> 37:37.231
‫کجا با این عجله؟ برگرد ببینم!

37:42.941 --> 37:44.111
‫پس اینجایی

37:44.111 --> 37:47.531
‫برناباس! کجا بودی؟ فکر کردم گم شدی

37:47.531 --> 37:49.321
‫دنبالت می‌گشتم

37:49.321 --> 37:51.661
‫من هم همینطور.
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم

37:51.661 --> 37:53.871
‫تا وقتی که زنده‌م، دیگه هیچوقت،

37:53.871 --> 37:57.501
‫حتی واسه یه میلی ثانیه هم
‫نمی‌ذارم از چشمم دور بشی

37:57.501 --> 37:58.831
‫دوهفته شده بود

37:59.501 --> 38:00.581
‫واقعاً؟

38:00.581 --> 38:02.501
‫نزدیک بود از گشنگی بمیرم

38:02.501 --> 38:05.261
‫تا این که این زن مهربون دلش به حالم سوخت

38:05.881 --> 38:07.721
‫سلام بانوی من

38:07.721 --> 38:10.051
‫نمی‌دونستم این سگ بارنی مال شماست

38:11.051 --> 38:14.721
‫باید به‌خاطر این که مراقبش بودی
برات یه هدیه بگیرم

38:14.721 --> 38:17.616
قصر دوست داری یا زر و زیور یا

38:17.641 --> 38:19.596
‫قورباغه‌هایی که تبدیل به شاهزاده میشن؟

38:19.621 --> 38:20.821
‫نه

38:20.821 --> 38:22.061
‫با این‌حال ممنون

38:22.061 --> 38:23.431
‫مطمئنی؟ واسه چی؟

38:24.321 --> 38:26.901
‫کمک گرفتن از امثال شما کار خطرناکیـه

38:27.401 --> 38:31.281
‫ممکنه هربار که دهنم رو باز می‌کنم

38:31.281 --> 38:33.081
‫ازش گلبرگ و سکه مسی بریزه بیرون

38:33.141 --> 38:36.771
‫بعدش هم، من که یه‌جورایی
‫مال خود شمام، مگه نه؟

38:37.501 --> 38:38.621
‫یه‌جورایی

38:40.171 --> 38:41.251
‫و این که...

38:42.751 --> 38:44.631
‫بابت برادرتون خیلی ناراحت شدم

38:48.471 --> 38:50.221
‫ممنونم. من هم همینطور

38:57.311 --> 39:00.101
‫کدوم برادرت رو می‌گفت؟
‫ویرانی؟

39:00.601 --> 39:02.271
‫نه. رؤیا

39:03.191 --> 39:05.441
‫- اون رو که یادت میاد؟ دیده بودیش
‫- آره

39:05.441 --> 39:06.781
‫چش شده؟

39:07.361 --> 39:08.691
‫رفته

39:08.691 --> 39:10.451
‫دیگه تو ذهنم نیست

39:11.071 --> 39:13.161
‫مطمئنم می‌تونه از پس خودش بر بیاد

39:13.871 --> 39:14.871
‫نه

39:17.041 --> 39:18.081
‫نمی‌تونه

39:20.041 --> 39:22.041
‫یالا دیگه. افسارم رو بگیر

39:22.881 --> 39:24.291
‫بریم خونه

39:26.001 --> 39:27.631
‫باشه

39:54.121 --> 39:57.241
‫بیدار شدی. فکر می‌کردم چندساعت دیگه جا داری

39:58.451 --> 40:00.791
‫مدت زیادی رو اونجا بودی، مگه نه؟

40:02.251 --> 40:03.791
‫واست چایی درست می‌کنم

40:07.841 --> 40:09.001
‫چی‌شده؟

40:10.971 --> 40:12.721
‫به چیزی که می‌خواستی رسیدی

40:15.761 --> 40:17.221
‫اون مُرده، مگه نه؟

40:18.511 --> 40:19.521
‫کی؟

40:30.821 --> 40:32.031
‫مورفیوس...

40:33.651 --> 40:35.031
‫شاه رؤیا

40:36.491 --> 40:39.581
‫اما... دنیل چی میشه؟

40:40.491 --> 40:43.331
‫خب، دیگه نمیشه دنیل رو برگردوند، میشه؟

40:44.921 --> 40:46.581
‫اون هم بعد از کاری که کردی

40:48.881 --> 40:50.301
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟

40:52.301 --> 40:53.471
‫اون کجاست؟

41:11.571 --> 41:14.861
‫- خورشید اومده بیرون
‫- لرزه‌ها هم تموم شدن

41:15.651 --> 41:17.111
‫اما این چه معنی‌ای داره؟

41:18.321 --> 41:20.831
‫یعنی مهربانان رفتن

41:23.911 --> 41:25.661
‫پس رؤیا چی؟

41:26.461 --> 41:28.331
‫من اینجام کورینتیان

41:34.341 --> 41:35.341
‫دنیل؟

41:36.131 --> 41:38.161
‫نه

41:38.161 --> 41:40.041
‫دیگه نه

41:40.041 --> 41:46.981
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

41:46.981 --> 41:50.231
<i>‫دور تا دور من</i>

41:50.231 --> 41:53.441
<i>‫تاریکی گرد می‌آید</i>

41:53.441 --> 41:59.491
<i>‫چون خورشیدی که روزی می‌درخشید، می‌رود</i>

41:59.991 --> 42:06.371
<i>‫باید این جهان را از هم بگشاییم</i>

42:06.371 --> 42:09.461
<i>‫تو می‌توانی من باشی</i>

42:09.461 --> 42:12.591
<i>‫زمانی که می‌روم</i>

42:47.911 --> 42:50.961
<i>‫زمانی که دیگر نیستم</i>

42:50.961 --> 42:53.251
<i>‫به هنگام غروب</i>

42:53.251 --> 42:56.051
<i>‫می‌توانی من باشی</i>

42:56.051 --> 43:03.101
<i>‫زمانی که دیگر نیستم</i>

43:07.681 --> 43:12.481
<i>‫زمانی که دیگر نیستم</i>

43:14.551 --> 43:21.551
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

43:21.551 --> 43:28.551
‫مترجم: «محمدعلی sm »
