WEBVTT

00:01.021 --> 00:09.998
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.022 --> 00:17.598
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:17.622 --> 00:22.622
‫« سندمن »

00:22.646 --> 00:28.217
‫« ترجمه از سینا صداقت و نهـال »
‫.:: SinCities & iredprincess ::.

00:28.241 --> 00:31.962
‫« قسمت نوزدهم: مهربانان »

00:29.633 --> 00:30.634
‫بفرما

00:33.304 --> 00:34.847
‫اوه، ممنون، سرورم

00:39.143 --> 00:40.269
‫ولی من کی هستم؟

00:40.770 --> 00:43.564
‫تو کورینتیان هستی

00:44.565 --> 00:45.941
‫کورینتیان

00:47.276 --> 00:49.652
‫ولی کورینتیان اول که نیستم، نه؟

00:49.653 --> 00:51.321
‫تو دومی هستی

00:51.322 --> 00:52.947
‫برای اولی چه اتفاقی افتاد؟

00:52.948 --> 00:54.950
‫اون ناامیدم کرد

00:55.785 --> 00:56.826
‫تو ناامیدم نمی‌کنی

00:56.827 --> 00:58.703
‫سرورم، چطور می‌تونید مطمئن باشید؟

00:58.704 --> 01:01.664
‫تو لوسین هستی. تو رو یادمـه

01:01.665 --> 01:04.542
‫- چشم‌های قشنگی داری، لوسین
‫- رئیس!

01:04.543 --> 01:05.585
تو هم متیو هستی

01:05.586 --> 01:06.795
‫قربان

01:06.796 --> 01:08.379
‫حرفِ اشتباهی زدم؟

01:08.380 --> 01:10.256
‫بله، همه‌ چی

01:10.257 --> 01:13.426
‫کورینتیانِ جدید هیچ شباهتی به قبلی نداره

01:13.427 --> 01:15.637
‫پس چرا ما رو یادشـه؟

01:15.638 --> 01:19.558
‫چون جزئی از کورینتیانِ اول رو توی ذاتش داره

01:20.059 --> 01:21.477
‫من بخشی ازش رو حفظ کردم

01:22.311 --> 01:23.937
‫پس اون نمی‌تونسته کاملاً بد باشه

01:23.938 --> 01:25.981
‫اون بهترین مخلوقم بود

01:26.899 --> 01:28.733
‫ولی گاهی اوقات رؤیاها بد میشن

01:28.734 --> 01:30.610
‫پس چرا اون رو برگردوندید؟

01:30.611 --> 01:32.612
‫برای انجام کاری که من ازش عاجزم

01:32.613 --> 01:35.448
‫چون من نمی‌تونم سرزمینِ رؤیا رو
‫بدون به خطر انداختنش ترک کنم

01:35.449 --> 01:40.328
‫تو دنیل هال رو توی دنیای بیداری پیدا می‌کنی
‫و به اینجا میاری

01:40.329 --> 01:42.872
‫از اعتمادتون بهم ممنونم، سرورم، ولی...

01:42.873 --> 01:44.332
‫تنها نمیری

01:44.333 --> 01:46.835
‫امیدوارم انتظار نداشته باشید
‫من ازش مراقبت کنم

01:46.836 --> 01:49.420
‫- چنین انتظاری ندارم
‫- اوه. پس لوسین؟

01:49.421 --> 01:51.089
‫- نه. ممنون
‫- نه

01:51.090 --> 01:52.258
‫پس کی؟

01:53.676 --> 01:55.261
‫به هیچ وجه من‌الوجوه

01:55.970 --> 01:57.888
‫من با یه قاتل زنجیره‌ای همکاری نمی‌کنم

01:58.389 --> 01:59.597
‫من یه قاتل زنجیره‌ای هستم؟

01:59.598 --> 02:00.807
‫نیستی

02:00.808 --> 02:03.476
‫این یه کورینتیان کاملاً متفاوته

02:03.477 --> 02:05.937
‫پس اون آدم‌ها رو نمی‌کشه
‫و تخمِ چشم‌هاشون رو نمی‌خوره؟

02:05.938 --> 02:07.397
‫من همچین کاری می‌کنم؟

02:07.398 --> 02:10.191
‫کورینتیان هیچوقت قرار نبود
‫رؤیای دلگرم‌کننده‌ای باشه

02:10.192 --> 02:13.403
‫پس درک می‌کنی چرا دلگرم نشدم

02:13.404 --> 02:14.738
‫ولی اون قدرتمنده

02:16.031 --> 02:16.949
‫و نترسـه

02:17.449 --> 02:19.993
‫- خوش‌فکره
‫- پس به نظر میاد دیگه به من نیازی نداری

02:19.994 --> 02:24.081
‫همچنین اون در اصل یه نوزاده

02:25.916 --> 02:27.877
‫کسی رو لازم داره که راهنمایی‌اش کنه

02:28.544 --> 02:29.920
‫کسی که ازش یاد بگیره

02:31.589 --> 02:33.674
‫فکر می‌کنی من تأثیر خوبی روش میذارم؟

02:39.096 --> 02:40.973
‫شاید این بهت دلگرمی بده

02:42.516 --> 02:44.185
‫این یه سنگِ عقابه

02:44.894 --> 02:48.230
‫یکی از 12 تایی که مدت‌ها قبل
‫با قدرتم پُرشون کردم

02:50.608 --> 02:51.941
‫اگه یه وقت تهدیدت کرد...

02:51.942 --> 02:52.943
‫که نمی‌کنم

02:53.694 --> 02:56.488
‫این سنگ بهت قدرت میده
‫که از هستی ساقطش کنی

02:58.490 --> 03:00.450
‫ببین، اودین لوکی رو انداخته زندان

03:00.451 --> 03:01.827
‫چرا نمیذاری خودِ اودین پیداش کنه؟

03:03.370 --> 03:06.790
‫چون اودین فکر می‌کنه
‫لوکی هنوز توی زندانـه

03:07.291 --> 03:10.168
‫و ترجیح میدم از این خیال باطل درش نیارم

03:10.169 --> 03:11.253
‫چرا؟

03:11.921 --> 03:13.964
‫تو که لوکی رو آزاد نکردی

03:15.758 --> 03:16.758
‫مگه نه؟

03:16.759 --> 03:19.260
‫این ربطی به تحقیقاتت نداره

03:19.261 --> 03:21.554
‫این دیگه تحقیقاتِ من نیست

03:21.555 --> 03:23.723
‫تو پرونده رو سپردی دستِ کورینتیان

03:23.724 --> 03:26.894
‫پس من از این کابوس بیدار میشم. ممنون

03:31.607 --> 03:34.777
‫می‌دونی، به نظرم من و تو
‫شروع بدی باهم داشتیم

03:38.989 --> 03:40.865
‫و به نظرم تو هنوزم داری بد پیش میری

03:40.866 --> 03:42.533
‫و من اینجا پیاده میشم

03:42.534 --> 03:44.119
‫دنبالم نیا

03:44.828 --> 03:47.664
‫می‌دونی، اگه من کاری که
‫لرد مورفیوس بهم میگه رو انجام ندم،

03:47.665 --> 03:50.334
‫اون وقت هیچ فرقی
‫با کورینتیان اول ندارم، مگه نه؟

03:51.543 --> 03:53.004
‫تو بهم اعتماد نداری. می‌فهمم

03:53.028 --> 03:54.944
‫یعنی، خودمم بودم به خودم اعتماد نمی‌کردم

03:55.839 --> 03:57.750
‫در واقع، اگه جای تو بودم،

03:57.774 --> 03:59.844
‫نمیذاشتم از جلوی چشمت دور شم

04:01.053 --> 04:03.054
‫از کجا بدونم من رو نمی‌کشی؟

04:03.055 --> 04:04.847
‫می‌تونی روی قولم حساب کنی،

04:04.848 --> 04:08.727
‫یا چون تازه داریم باهم آشنا می‌شیم،

04:09.603 --> 04:11.021
‫می‌تونی این رو بندازی گردنت

04:11.522 --> 04:14.692
‫به محض این که چیزی بگم یا کاری بکنم
‫که ازش خوشت نیاد، می‌تونی راحت...

04:14.716 --> 04:16.360
‫از هستی ساقطم کنی

04:19.571 --> 04:21.239
‫تو از اینجا نمیری، مگه نه؟

04:21.240 --> 04:25.910
‫تا وقتی دنیل رو پیدا نکنیم، نه.
‫برای همین من رو برگردونده.

04:25.911 --> 04:27.453
‫تا بتونم دنیل رو پیدا کنم

04:27.454 --> 04:29.163
‫و از تو محافظت کنم

04:29.164 --> 04:31.458
‫و از خانواده‌ات

04:32.543 --> 04:34.420
‫خانواده‌ام؟

04:35.546 --> 04:37.714
‫رؤیا چیزی در موردم بهت نگفته، مگه نه؟

04:37.715 --> 04:41.593
‫نه، راستش نه. فقط فرض می‌کنم
‫یه شوهر داشته باشی؟

04:42.678 --> 04:43.804
‫دوست‌پسر؟

04:45.139 --> 04:46.390
‫دوست‌دختر؟

04:47.182 --> 04:48.225
‫اون رو بده به من

04:49.476 --> 04:50.727
‫برو اون طرف بشین

04:50.728 --> 04:52.104
‫چشم، خانم

05:00.571 --> 05:03.364
‫متأسفم که مجبور شدید
‫اون عکس رو ببینید، خانم هال

05:03.365 --> 05:05.867
‫فقط بدونید که هرکی این کارو با پسرتون کرده

05:05.868 --> 05:08.412
‫به سزای اعمالش می‌رسه

05:09.455 --> 05:13.584
‫ببخشید، ولی از کجا می‌دونید ‫این دنیلـه؟

05:14.752 --> 05:16.419
‫یکی از کفش‌هاش رو پیدا کردیم

05:16.420 --> 05:17.713
‫همون که توی عکسـه

05:19.840 --> 05:21.759
کجا برده بودنش؟
‫کجا پیداش کردید؟

05:22.426 --> 05:25.887
‫یه اردوگاه توی منطقه

05:25.888 --> 05:27.431
‫نزدیکِ آسایشگاه؟

05:28.223 --> 05:30.768
‫من اینجا آسایشگاهی نمی‌شناسم. کجاست؟

05:31.435 --> 05:33.269
‫متأسفانه اجازه ندارم بگم

05:33.270 --> 05:35.271
‫تحقیقات هنوز در جریانـه

05:35.272 --> 05:37.440
‫قطعاً می‌تونید به مادرِ بچه بگید

05:37.441 --> 05:38.984
‫لزومی نداره

05:41.278 --> 05:43.864
‫ممنون، کارآگاه. می‌تونید برید

05:44.365 --> 05:45.574
‫باشه

05:48.077 --> 05:49.495
‫شما هم همینطور، خانم شور

05:50.079 --> 05:51.287
‫خانم

05:51.288 --> 05:53.456
‫من خودم برمی‌گردم خونه

05:53.457 --> 05:55.250
‫تسلیت میگم، خانم

06:04.218 --> 06:07.428
‫شرمنده، ولی یه جای کار می‌لنگه

06:07.429 --> 06:09.180
حرفش در مورد اردوگاه اشتباهـه

06:09.181 --> 06:11.058
‫مشکلی برامون پیش نمیاد، خانم شور

06:11.600 --> 06:14.520
‫البته. اگه کارم داشتید بهم زنگ بزنید

06:25.989 --> 06:28.158
‫الان فقط نیاز دارم تنها باشم

06:28.951 --> 06:31.370
‫باشه

06:33.664 --> 06:35.124
‫توی خونه می‌بینمت؟

07:24.339 --> 07:25.340
‫قربان؟

07:26.049 --> 07:26.883
‫می‌تونم کمک کنم؟

07:26.884 --> 07:29.553
‫فقط دنبال کتابی برای خوندن می‌گردم

07:30.053 --> 07:33.599
‫چون اینجا گیر افتادم
‫و هیچ کارِ دیگه‌ای برای انجام دادن نیست

07:34.766 --> 07:37.393
‫راستش یه سری کار هست
‫که نیاز به انجام دادن دارن

07:37.394 --> 07:38.520
‫مثلاً؟

07:39.646 --> 07:43.107
‫یه اختلاف جاری بین شوالیه‌ی ابرها
‫و هیئت سیاسی وجود داره

07:43.108 --> 07:45.485
‫که نیاز به میانجی‌گری داره

07:45.486 --> 07:49.071
‫باید فهرستی از جزایر صخره‌ای تهیه کنیم،

07:49.072 --> 07:51.199
‫و بازرسی کامل قلمروها

07:51.200 --> 07:54.285
‫از سواحل دریای شب تا دریاچه‌ی سحر

07:54.286 --> 07:55.913
‫برای شروع

07:59.374 --> 08:01.417
‫می‌دونم این براتون آزاردهنده‌ست

08:01.418 --> 08:03.170
‫این که نمی‌تونم از اینجا برم بیرون؟

08:03.670 --> 08:05.214
‫این که به اوضاع مسلط نیستید

08:06.381 --> 08:10.343
‫ولی تنها چیزی که مهمـه اینـه که
‫خونه‌اید و در امان هستید

08:10.344 --> 08:11.762
‫من اینجا در امان نیستم

08:12.262 --> 08:13.388
‫مخفی شدم

08:16.433 --> 08:18.727
‫مسیری که توش قرار دارم
‫به مرگم ختم میشه

08:19.394 --> 08:21.021
‫فقط دیر و زود داره

08:22.397 --> 08:25.275
‫جوری این حرف رو می‌زنید که
‫انگار در این مورد انتخابی ندارید

08:26.652 --> 08:27.653
‫ندارم

08:28.320 --> 08:29.321
‫دارید

08:30.531 --> 08:33.658
‫همون انتخابی که بقیه‌مون که جاودان نیستیم

08:33.659 --> 08:36.995
‫مجبوریم هر لحظه از هر روز بکنیم

08:38.205 --> 08:39.456
چیـه اون‌وقت؟

08:43.544 --> 08:46.338
‫زمانی که براتون مونده
‫شاید محدود باشه،

08:46.362 --> 08:48.883
‫ولی می‌تونید انتخاب کنید
‫چطور صرفش کنید

08:52.219 --> 08:56.514
‫من تعدادی دفترِ رؤیا دارم
‫که به توجه‌تون نیاز دارن،

08:56.515 --> 09:00.394
‫همچنین پیمان‌ها و معاهداتی که
‫به بازبینی و امضاتون نیاز دارن

09:01.186 --> 09:02.479
‫شاید بعداً بهشون رسیدگی کنم

09:04.439 --> 09:05.816
‫کجا تشریف می‌برید؟

09:07.943 --> 09:12.573
‫میرم یه اختلاف جاری بین شوالیه‌ی ابرها
‫و هیئت سیاسی رو حل و فصل کنم

09:13.323 --> 09:14.324
‫برای شروع

09:53.196 --> 09:54.364
‫کلورکان!

09:55.657 --> 09:56.658
‫کلور...

10:15.177 --> 10:16.178
‫کلورکان!

10:18.055 --> 10:19.388
‫سلام، خواهر

10:19.389 --> 10:21.015
‫می‌ترسیدم خواب باشی

10:21.016 --> 10:24.269
‫خواب باشم؟ وقتِ چاییـه.
‫نباید ملکه رو منتظر بذاریم.

10:24.770 --> 10:27.563
‫بعدش، این افسون رو برمی‌داری
‫و چهره‌ام رو بهم پس میدی؟

10:27.564 --> 10:31.275
‫عزیزم، قلمروی پریان که یه مکانـه،
‫ولی من دوست دارم یه نگرش در نظرش بگیرم،

10:31.276 --> 10:33.819
‫طبق آداب معاشرتِ خاصی اداره میشه

10:33.820 --> 10:34.779
‫طبق سنت

10:34.780 --> 10:37.698
‫و سنت اینه که افراد حاضر در دربار ملکه

10:37.699 --> 10:41.161
‫تمام مدت افسون به چهره داشته باشن

10:42.871 --> 10:45.165
‫تو هیچوقت من رو بدون افسون ندیدی

10:45.666 --> 10:47.667
‫واقعاً؟ حتی وقتی که بچه بودیم؟

10:47.668 --> 10:49.294
‫من هیچوقت بچه نبودم

10:50.003 --> 10:53.547
‫حالا، بریم برای چایی به ملکه ملحق شیم؟

10:53.548 --> 10:55.884
‫که امیدوارم منظورش ازش مشروب باشه

10:56.885 --> 10:59.261
‫فکر می‌کنی
فرمانده محافظان اوبرون هم اونجا باشه؟

10:59.262 --> 11:02.390
‫کی، منتون؟ بهش علاقه داری؟
‫من باهاش بودم. فوق‌العاده‌ست.

11:02.391 --> 11:05.935
‫نه، ولی می‌خوام وقتی که زمانش رسید
‫به سرزمینِ رؤیا نیرو بفرسته

11:05.936 --> 11:08.730
‫ماجرای تو و شاه رؤیا چیه؟

11:09.272 --> 11:10.357
‫اتفاقی بینتون افتاد؟

11:11.274 --> 11:12.650
‫- نه
‫- واقعاً؟

11:12.651 --> 11:13.735
‫نه

11:14.861 --> 11:19.073
‫خب، گردنبندی رو بهت داده
‫که چشمِ تیتانیا دنبالشـه

11:19.074 --> 11:21.409
‫اگه باهوش بودی،
‫اون رو بهش می‌دادی

11:21.410 --> 11:22.702
‫نمی‌تونم

11:22.703 --> 11:25.664
‫این فقط یه گردنبند معمولی نیست.
‫یه نعمتـه.

11:26.373 --> 11:28.457
‫خوشگلـه، ولی بعید می‌دونم نعمت باشه

11:28.458 --> 11:31.128
‫نه. اگه سنگ رو توی دستم بگیرم
‫و لرد مورفیوس رو صدا کنم،

11:31.152 --> 11:32.880
‫اون رو میاره پیشم

11:33.255 --> 11:34.964
‫و اون یه نعمت بهم میده

11:34.965 --> 11:38.135
‫بهتره قبل از این که دستِ مهربانان
‫بهش برسه آبش کنی

11:38.802 --> 11:44.266
‫حالا، بریم منتون رو پیدا کنیم
‫و از افسونمون استفاده‌ی مفید کنیم؟

12:10.792 --> 12:12.169
‫سلام، خانم شور

12:14.171 --> 12:15.588
‫می‌بینم که مثل سایه دنبالمی

12:15.589 --> 12:18.675
‫فقط برای این که دیشب
‫من مسئول مراقبت از دنیل بودم

12:19.176 --> 12:21.428
‫و هنوزم در قبالش احساس مسئولیت می‌کنم

12:24.681 --> 12:26.224
‫بریم یه جایی باهم صحبت کنیم؟

12:28.769 --> 12:29.811
‫خصوصی

12:57.380 --> 12:59.174
‫من هیچ دردسری درست نمی‌کنم

12:59.966 --> 13:01.550
‫پس چطوره تفنگ رو کنار بذاری؟

13:01.551 --> 13:03.428
‫چون من تفنگی دستم نیست

13:10.101 --> 13:11.144
‫تو کی هستی؟

13:11.645 --> 13:13.730
‫شما مذهبی هستی، خانم شور؟

13:14.773 --> 13:16.148
‫به خدا اعتقاد داری؟

13:16.149 --> 13:18.359
‫- البته
‫- به خدایان چطور؟

13:18.360 --> 13:20.861
‫کثرتِ قدرت‌ها و قلمروها

13:20.862 --> 13:23.072
‫این چه ربطی به دنیل داره؟

13:23.073 --> 13:25.033
کاملاً به دنیل مربوط میشه

13:25.617 --> 13:27.536
‫می‌دونی چی مردم رو به سمتِ مذهب سوق میده؟

13:28.787 --> 13:31.121
‫میل به دونستن این که همه چی
‫چطور قراره تموم بشه

13:31.122 --> 13:37.545
‫و تراژدیِ شما، خانم شور، اینـه که
‫با وجود تمام توجه و نیتِ خیرت

13:37.546 --> 13:40.215
‫هیچوقت نمی‌دونستی هدف از این کارها چیـه

13:40.715 --> 13:42.843
‫تو بچه رو دزدیدی، مگه نه؟

13:43.760 --> 13:44.761
‫آره

13:45.804 --> 13:47.848
‫چرا؟ بهم بگو

13:48.348 --> 13:50.058
‫حداقل انقدر بهم مدیونی

13:50.809 --> 13:52.686
‫چون من لوکی هستم

13:53.520 --> 13:56.773
‫خدای آتش و حیله‌گری

13:58.525 --> 13:59.484
‫و نفرت

14:04.823 --> 14:08.451
‫و من زیر دِین هیچکس نمی‌مونم

14:26.761 --> 14:30.056
‫می‌دونی، خب، یه سگی بود

14:30.849 --> 14:32.892
‫اون سگِ خیلی باهوشی بود

14:32.893 --> 14:34.311
‫چیزهایی مثل این می‌گفت که...

14:34.895 --> 14:35.896
‫آم...

14:36.563 --> 14:38.480
‫«من بی‌نهایت احساس راحتیِ بیشتری می‌کنم

14:38.481 --> 14:42.318
‫اگه قبول کنی جاذبه رو یه قانون در نظر بگیری
‫نه تعدادی گزینه‌ی پیشنهادی»

14:42.319 --> 14:45.362
‫این یه توصیه‌ی خیلی منطقیـه

14:45.363 --> 14:48.073
‫اون خیلی منطقیـه.
‫در واقع خیلی شبیه توئـه.

14:48.074 --> 14:49.784
‫فقط پشمالوتره، ولی باهوشـه

14:50.452 --> 14:51.702
‫حالا رفته

14:51.703 --> 14:53.329
‫نمی‌دونم کجا پیداش کنم

14:53.330 --> 14:54.747
‫واسه همین یه مأموریت دیگه می‌خوام

14:54.748 --> 14:56.625
‫بارِ آخری که مأموریت داشتم،
‫تو بهمون گفتی کجا بریم

14:56.649 --> 14:57.768
‫و حرفت درست بود.
‫پس گفتم از تو بپرسم.

14:57.792 --> 15:00.669
‫ولی خب آخرین باری که دیدمت
‫خیلی از دستت عصبانی شدم

15:00.670 --> 15:03.882
‫امیدوار بودم تا الان فراموشش کرده باشی.
‫مثل من.

15:04.549 --> 15:06.175
‫من هیچ کینه‌ای به دل نمی‌گیرم

15:06.176 --> 15:08.345
‫من همه چی رو همونطور که هست می‌بینم

15:09.304 --> 15:11.221
‫چطور می‌تونم کینه‌ای به دل بگیرم؟

15:11.222 --> 15:14.183
‫تو واقعاً خیلی مهربون‌تر
‫از اونی هستی که یادم میاد

15:14.184 --> 15:16.436
‫ولی باید درکم کنی، خواهر

15:17.228 --> 15:20.565
‫رویدادها به طور جداگانه و منفرد رُخ نمیدن

15:21.066 --> 15:24.903
‫هر چیزی هم که ارزشِ جستجو داشته باشه...
‫بهایی داره

15:25.570 --> 15:27.446
‫می‌دونی، اگه سگه اینجا بود،

15:27.447 --> 15:30.824
‫می‌تونست حرفی رو که الان زدی
‫جوری بهم توضیح بده که بفهمم

15:30.825 --> 15:32.409
‫فکر می‌کنی کجا رفته؟

15:32.410 --> 15:36.455
‫خواهر، تو برای مشورت پیشم اومدی
‫و من بهت مشورت میدم

15:36.456 --> 15:37.874
‫خوبه. لطفاً این کارو بکن

15:38.500 --> 15:41.252
‫اگه دنبال سگت بگردی، پیداش می‌کنی

15:41.878 --> 15:43.587
‫عالیـه. ممنون، سرنوشت

15:43.588 --> 15:48.843
‫ولی اگه سگت رو پیدا کنی،
‫چیزهای دیگه هم پیدا می‌کنی.

15:50.053 --> 15:51.637
‫انتخاب با خودتـه

15:51.638 --> 15:53.139
‫می‌فهمی؟

15:56.810 --> 15:58.228
‫فکر می‌کنی باید رؤیا رو ببرم؟

15:58.252 --> 16:00.414
‫دفعه‌ی پیش که رفتم مأموریت،
‫رؤیا رو هم بردم

16:00.438 --> 16:01.648
‫فکر می‌کنی باید ازش بپرسم؟

16:01.672 --> 16:03.672
‫بعد از اتفاقی که برای اورفیوس افتاد،
‫خیلی غمگینـه

16:04.609 --> 16:05.734
‫یا می‌تونم برم سراغش،

16:05.735 --> 16:09.571
‫حداقل سعی کنم خوشحالش کنم
‫و حواسش رو از مهربانان پرت کنم

16:09.572 --> 16:11.573
‫همونطور که گفتم، تصمیم با خودتـه

16:11.574 --> 16:14.159
‫- ولی پیشنهاد می‌کنم بهش اجازه بدی...
‫- کمکت ضرری براش نداره...

16:14.160 --> 16:17.080
‫- خودش به تنهایی با مشکلاتش کنار بیاد
‫- و شاید بتونه مفید هم باشه

16:19.457 --> 16:20.875
‫چطور این کارو کردی؟

16:21.626 --> 16:23.293
‫می‌تونی این کارو بهم یاد بدی؟

16:23.294 --> 16:25.547
‫خوشحال میشم بتونم همزمان
‫بیشتر از یه چیز بگم

16:37.225 --> 16:39.351
‫به‌به. تشریف آوردید

16:39.352 --> 16:41.729
‫امیدوار بودم بیاید

16:41.730 --> 16:43.398
‫حالتون خوبـه، قربان؟

16:45.984 --> 16:47.318
‫مثل همیشه‌ام

16:47.819 --> 16:50.113
‫خب، می‌دونم این حقیقت نداره

16:51.823 --> 16:53.907
‫لوسین ماجرای دنیل رو بهم گفت

16:53.908 --> 16:57.037
‫و این که خودتون رو اینجا حبس کردید

16:58.413 --> 16:59.496
‫واقعاً؟

16:59.497 --> 17:00.748
هدف، ‫غیبت نبود

17:00.749 --> 17:02.542
‫بلکه نگرانتونیم

17:03.752 --> 17:08.380
‫آسمان‌های سرزمینِ رؤیا خاکستری و ماتم‌بارن

17:08.381 --> 17:10.507
‫حتی اینجا، توی وجود من

17:10.508 --> 17:14.054
‫اندک آفتابی که می‌بینیم ضعیف و کم‌نوره

17:15.013 --> 17:17.432
‫بعد از مرگِ پسرتون

17:21.352 --> 17:23.645
‫قصد ندارم از پسرم حرف بزنم

17:23.646 --> 17:24.731
‫نه

17:25.607 --> 17:28.735
‫نه. قرن‌ها، شما...

17:29.402 --> 17:31.196
‫شما از اورفیوس حرف نمی‌زدید

17:33.114 --> 17:34.407
‫یا از ملکه نادا

17:34.991 --> 17:36.033
‫یا از ویرانی

17:36.034 --> 17:37.743
‫الان هم نمی‌خوام ازشون حرف بزنم

17:37.744 --> 17:39.329
‫نه، این عوض نشده

17:40.455 --> 17:43.917
‫اما بقیه‌ی ویژگی‌هاتون عوض شده

17:45.752 --> 17:48.213
‫شما برای نادا تا جهنم رفتید

17:48.922 --> 17:52.007
‫به خاطر برادرتون به دنیای بیداری رفتید

17:52.008 --> 17:54.677
‫رفتید با پسرتون آشتی کردید

17:56.971 --> 17:58.598
‫من پسرم رو کشتم

17:59.182 --> 18:01.183
‫شما جونتون رو فدای پسرتون کردید

18:01.184 --> 18:04.145
‫یا اقلاً آزادی‌تون رو به خاطرش فدا کردید

18:05.105 --> 18:08.900
‫هیچ ابراز عشقی بزرگ‌تر از این نیست

18:10.693 --> 18:12.070
‫قبل از این،

18:12.862 --> 18:15.573
‫شما همیشه تابع وظایفتون بودید

18:16.074 --> 18:18.367
‫می‌تونستید توی همون مسیر بمونید

18:18.368 --> 18:20.745
‫می‌تونستید مثل قبل ادامه بدید

18:21.704 --> 18:22.705
‫ولی...

18:24.541 --> 18:25.708
‫تغییر کردید

18:30.463 --> 18:33.133
‫و وقتی یکی از جاودان‌ها تغییر می‌کنه...

18:34.217 --> 18:35.135
‫خب،

18:36.511 --> 18:39.222
‫این همه چی رو تغییر میده

18:57.115 --> 18:58.783
‫ببین چه گوش‌های قشنگی داری

19:00.326 --> 19:02.661
‫ازت خوشم میاد. ازت خوشم میاد

19:02.662 --> 19:04.372
آره

19:10.253 --> 19:12.922
‫خب... چی گرفتی؟

19:13.965 --> 19:15.717
‫یه سری پیشکش

19:16.593 --> 19:17.969
‫بیا، این رو نگه دار

19:19.596 --> 19:20.722
‫آم...

19:21.931 --> 19:22.932
‫سیگار؟

19:23.683 --> 19:25.893
‫برای لوکی، خدای آتش

19:25.894 --> 19:29.272
‫و طبق چیزهایی که از
‫اسطوره‌شناسی نورس یادمـه،

19:30.273 --> 19:31.690
‫اودین نوشیدنی دوست داره

19:31.691 --> 19:34.234
‫اوه. صبر کن. لرد مورفیوس گفت
‫سراغ اودین نریم

19:34.235 --> 19:37.029
‫بهم اعتماد کن،
‫اگه می‌خوایم لوکی رو پیدا کنیم،

19:37.030 --> 19:39.031
‫به اودین نیاز داریم

19:39.032 --> 19:41.533
‫- پدرِ همگان، خدای آسیر
‫- هی، چیکار می‌کنی؟

19:41.534 --> 19:43.785
‫- با این پیشکشِ ناچیز احضارت می‌کنیم
‫- هی. بس کن

19:43.786 --> 19:44.746
‫- هی
‫- هی

19:47.749 --> 19:48.916
‫چرا این کارو کردی؟

19:48.917 --> 19:50.334
‫چون رؤیا بهمون گفت این کارو نکنیم

19:50.335 --> 19:53.629
‫حق با رؤیاست. تو اصلاً شبیه کورینتیان اول نیستی.
‫تو یه قطب‌نمای اخلاقی هستی، لامصب!

19:53.630 --> 19:55.672
‫کورینتیان قبلی خودش رو از هستی ساقط کرد

19:55.673 --> 19:59.259
‫و اگه لوکی رو پیدا نکنیم،
‫رؤیا از هستی ساقط میشه.

19:59.260 --> 20:01.930
‫پس به جای اودین،
‫لوکی رو احضار کن. بیا.

20:05.308 --> 20:07.059
‫- می‌دونم طلسم مکان‌یابی انجام بدم
‫- آره

20:07.060 --> 20:09.854
‫ولی لوکی خدای آتشـه.
‫پیدا کردنش غیرممکنـه.

20:13.858 --> 20:16.110
‫ولی اونا پشت سرشون
‫خاکستر به جا میذارن

20:19.948 --> 20:21.366
‫ای کسانی که از لوکی فریب خوردید،

20:21.390 --> 20:23.869
‫از لوکی آسیب دیدید و دروغ شنیدید،
‫به دستش دزدیده و سوزونده شدید،

20:23.893 --> 20:25.662
‫ما رو به اون برسونید.
‫راه رو نشونمون بدید.

20:28.623 --> 20:30.959
‫دیدی، برای همین باید اودین رو پیدا کنیم

20:35.421 --> 20:37.589
‫بفرما. دیدی؟ نیازی به اودین نداریم

20:37.590 --> 20:39.300
‫تو رو داریم

20:41.261 --> 20:43.346
‫بیا بریم. قبل از این که خاموش شه

21:22.927 --> 21:24.679
‫بابتِ پسرت متأسفم

21:27.515 --> 21:28.850
سه‌تن من رو فرستادن

21:29.434 --> 21:32.103
‫سه‌بانو. مهربانان

21:33.396 --> 21:35.023
‫اونا دیشب به دیدنت اومدن

21:36.482 --> 21:38.401
‫اونا نمی‌تونن پسرت رو برگردونن

21:39.861 --> 21:42.822
‫ولی می‌تونن مسببانش رو مجازات کنن

21:44.866 --> 21:47.118
‫یالا. من می‌برمت پیششون

22:28.910 --> 22:29.952
‫اون...

22:32.246 --> 22:33.373
‫اون دنیلـه؟

22:35.792 --> 22:37.085
‫دنیل بود

22:39.379 --> 22:40.755
‫تو چیکار کردی؟

22:41.547 --> 22:43.757
‫توی یونان باستان،

22:43.758 --> 22:45.385
‫الهه دیمیتر

22:45.885 --> 22:50.723
‫شاهزاده‌ی نوزاد دموفون رو توی آتیش گذاشت
‫تا انسانیتش رو بسوزونه

22:52.558 --> 22:53.976
‫و اون رو تبدیل به خدا کنه

22:58.231 --> 23:01.025
‫دنیل حالا یه ارباب رؤیای درست و حسابی شده

23:01.901 --> 23:04.987
‫و درست به اندازه‌ی مورفیوس قدرتمنده،

23:05.905 --> 23:07.240
چه‌بسا بیشتر

23:11.035 --> 23:13.287
‫پس تو هیچوقت قصد نداشتی بکشیش

23:13.788 --> 23:16.958
‫خب، اگه آتیش جواب نمی‌داد،
‫اون مُرده بود، مگه نه؟

23:18.459 --> 23:19.709
‫می‌تونستی بهم بگی

23:19.710 --> 23:22.504
‫که می‌خواستم بچه رو بسوزونم؟
‫اصلاً بهم اجازه می‌دادی؟

23:22.505 --> 23:25.591
خدا می‌دونه، چون بهم دروغ گفتی
‫و بعدش چیزخورم کردی

23:27.802 --> 23:30.805
‫عزیزم، از دستم عصبانی نباش

23:31.556 --> 23:33.932
‫تو یه چُرت زدی. دنیل هم خوبـه

23:33.933 --> 23:36.393
‫و به لطف ایفای نقشم
‫به عنوان کارآگاه پینکرتون،

23:36.394 --> 23:39.230
‫مادرِ دنیل فکر می‌کنه
‫رؤیا دنیل رو کشته

23:40.273 --> 23:43.191
‫زیاد طول نمی‌کشه که مادره
‫لطفش رو جبران کنه و

23:43.192 --> 23:45.194
من آزاد بشم

23:47.405 --> 23:48.948
‫پس میذارم به کارت برسی

23:50.658 --> 23:52.117
‫پاک، نرو

23:52.118 --> 23:53.327
‫بیا در موردش حرف بزنیم

23:54.370 --> 23:56.497
‫بیا یه نوشیدنی بخوریم

24:06.966 --> 24:08.050
‫اون برمی‌گرده

24:21.814 --> 24:23.441
‫فکر می‌کنی لوکی این کارو کرده؟

24:24.734 --> 24:26.401
‫فقط یه راه برای فهمیدنش هست

24:26.402 --> 24:27.611
‫چه راهی؟

24:27.612 --> 24:28.863
‫از جنازه می‌پرسیم

24:29.989 --> 24:32.617
‫من یه طلسم دارم که مُردها رو به حرف میاره

24:33.117 --> 24:35.536
‫نگران نباش. من ردیفش می‌کنم

24:36.329 --> 24:40.373
‫هی! اون گفت تو اصلاً شبیه
‫کورینتیان اول نیستی

24:40.374 --> 24:43.543
‫کورینتیان اول آدم‌ها رو می‌کشت
‫و تخمِ چشم‌هاشون رو می‌خورد

24:43.544 --> 24:44.754
‫این یکی قبلاً مُرده

24:46.964 --> 24:48.423
‫تو واقعاً یه کابوسی

24:48.424 --> 24:50.259
‫و غیب‌بینم

24:57.433 --> 25:00.520
‫سلام، خانم شور.
‫می‌بینم که مثل سایه دنبالمی.

25:04.440 --> 25:05.358
‫خوبی؟

25:10.655 --> 25:12.031
‫فهمیدم لوکی کجاست

25:19.747 --> 25:21.916
‫خانم شور تا همینجا بیشتر نتونست بیاد

25:23.417 --> 25:24.710
‫طفلکی خانم شور

25:25.378 --> 25:28.004
‫در عرض یه روز، هم زنده‌زنده سوزوندنش،
‫هم چشم‌هاشو نوش‌جان کردن

25:28.005 --> 25:30.174
والا خوش‌وخرّم زندگیشو کرد

25:30.800 --> 25:32.801
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- از چشم‌هاش

25:32.802 --> 25:34.512
چشم آدمی خبر می‌دهد از سرّ درون

25:35.012 --> 25:38.057
‫- مثلاً همین چشم‌های خودت...
‫- چشم‌های من جاشون خوبـه، مرسی

25:43.229 --> 25:45.689
‫باید بفهمیم توی کدوم اتاق‌ها هستن

25:45.690 --> 25:49.944
‫آره، گمونم باید یه اتاق بگیریم و
‫وانمود کنیم زن‌وشوهریم

25:51.195 --> 25:52.405
‫تو برو لابی رو بِپا

25:53.281 --> 25:54.365
‫یا که مشروب‌فروشی

25:55.199 --> 25:56.283
‫یه نوشیدنی مهمونِ من؟

25:56.284 --> 25:58.785
‫به‌ نظرم بهتره هر کدوممون یه طرف رو بگردیم

25:58.786 --> 26:01.664
‫- من مخالفم
‫- به خاطر دنیل

26:02.415 --> 26:05.084
‫- صحیح
‫- اینجوری زودتر به نتیجه می‌رسیم

26:09.255 --> 26:10.256
‫صحیح

26:18.139 --> 26:19.432
‫یالا دیگه

26:29.483 --> 26:30.734
‫خب، بچه‌ها

26:30.735 --> 26:32.028
‫برید تو رخت‌خواب‌تون

26:33.988 --> 26:36.032
‫قبل اینکه شروع کنیم،
‫کتری رو بذارم جوش بیاد؟

26:37.575 --> 26:38.618
‫نه، ممنون

26:39.660 --> 26:41.078
‫روی تخت بشین

26:42.246 --> 26:44.832
‫تمیزه. سگ‌ها پاشونو روی اون تخت نمیذارن

26:52.423 --> 26:55.009
‫یکی از وسایل شخصیت رو لازم دارم

27:08.564 --> 27:10.232
‫وای، چه قشنگـه

27:18.908 --> 27:20.618
‫چیکار می‌کنی؟

27:22.036 --> 27:23.870
‫حلقه‌ی محافظتـه

27:23.871 --> 27:25.790
‫محافظت در برابر چی؟

27:26.540 --> 27:29.627
‫هر کی که بخواد چپ نگاهت کنه

27:31.253 --> 27:32.880
‫کی می‌خواد این کارو بکنه؟

27:34.215 --> 27:35.216
‫هیچکس

27:36.175 --> 27:38.552
‫البته وقتی کارم تموم بشه

27:48.854 --> 27:50.481
‫اینجا جای کسیـه؟

27:51.774 --> 27:54.568
‫- یا واسه کسی جا گرفتی؟
‫- آره، ولی...

27:55.986 --> 27:58.655
‫تا حالا که نیومده،
‫پس دیگه هم نمیاد

27:58.656 --> 28:00.658
‫- ویسکی، لطفاً
‫- الساعه

28:01.534 --> 28:04.077
‫حالا اگه اومد، من پا میشم

28:04.078 --> 28:06.454
‫نه تو رو خدا. مطمئنم
‫معاشرت با شما دل‌نشین‌تره

28:06.455 --> 28:08.289
‫چی بگم والا

28:08.290 --> 28:09.917
‫شکسته‌نفسی می‌کنه

28:14.338 --> 28:16.674
‫شما دوتا همدیگه رو می‌شناسید؟

28:17.174 --> 28:18.300
‫نه خیلی

28:19.301 --> 28:20.469
‫تازه عروس‌ودامادیم

28:21.220 --> 28:23.806
‫هنوز خیلی چیزها هست که
‫از هم نمی‌دونیم

28:24.473 --> 28:27.768
‫به عنوان مثال، من بچه می‌خوام

28:29.186 --> 28:34.358
‫ولی من دودلم.
‫شما چی؟ بچه داری؟

28:36.527 --> 28:38.571
‫خب، داشتم

28:39.864 --> 28:40.864
‫واسه چند صباحی

28:40.865 --> 28:44.993
‫الان دیگه حضانتش با همسر سابقمـه

28:44.994 --> 28:47.246
‫- الان کجان؟
‫- طبقه‌ی بالا

28:48.247 --> 28:49.539
‫تازه از هم جدا شدیم

28:49.540 --> 28:50.708
‫آخی!

28:51.208 --> 28:52.960
‫- متأسفم
‫- نباش

28:53.878 --> 28:56.296
‫عشقی در کار نبود،
‫اگه همچین چیزی وجود داشته باشه

28:56.297 --> 28:59.133
‫معلومـه که وجود داره

28:59.842 --> 29:01.760
‫انگار دلت پیششـه ها

29:01.761 --> 29:03.094
‫تبریک میگم

29:03.095 --> 29:06.766
‫- تازه داریم با هم آشنا می‌شیم
‫- دلیل نمیشه که عشقی در کار نباشه

29:07.516 --> 29:10.852
‫واقعیتش، به‌نظرم
‫دوست‌داشتنِ یه غریبه راحت‌تره

29:10.853 --> 29:12.772
‫این که دیگه عشق نیست، هوسـه

29:13.272 --> 29:16.317
‫یعنی فقط اگه تا ابد دووم بیاره، عشقـه؟

29:17.485 --> 29:20.863
‫این ابدیتـه که وجود نداره.
‫عشق تنها دلیلِ اینجابودنمونـه.

29:22.948 --> 29:26.452
چقدر خوردنِ چشم این‌واون مفیده و نمی‌دونستم

29:27.787 --> 29:29.996
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم؟

29:29.997 --> 29:31.165
‫شوخیت گرفته؟

29:32.333 --> 29:37.253
‫آها، پس کورینتیان اولی رو می‌شناختی.
‫من جدیدم.

29:37.254 --> 29:41.675
‫بعضی از خاطراتش باهام مونده،
‫اما انگار همش نیست

29:42.885 --> 29:44.470
‫خب، چه حیف

29:45.971 --> 29:47.598
‫خدا دوستت داره ها

29:50.559 --> 29:51.894
‫حالا هر کی که هستی

29:52.770 --> 29:54.230
‫جوانا کنستانتین

29:55.940 --> 29:57.608
‫اسمت رو شنیدم

29:58.108 --> 29:59.735
‫همون ساحره‌ی معروف

30:00.236 --> 30:01.946
‫حالا نه تا این حد

30:02.613 --> 30:04.489
‫چرا اتفاقاً، حرف نداره

30:04.490 --> 30:06.533
‫از طرف رؤیا اومدید دیگه؟

30:06.534 --> 30:08.327
‫آره

30:08.869 --> 30:13.873
‫خب که چی؟ لابد توی یه ستاره‌ی پنج‌پر از
‫نمک مارگاریتا گیرم انداختید؟

30:13.874 --> 30:14.959
‫نه

30:15.751 --> 30:17.419
‫حرکت بعدیت چیـه حالا؟

30:19.547 --> 30:21.632
‫اینکه سراغِ لوکی و دنیل رو بگیرم

30:30.641 --> 30:32.225
‫اتاق ۴۰۵۹

30:32.226 --> 30:35.062
‫- به همین راحتی؟
‫- لوکیـه دیگه، حقشـه

30:36.021 --> 30:38.398
‫- حالا، با اجازه‌تون رفع زحمت می‌کنم
‫- کجا تشریف می‌بری؟

30:38.399 --> 30:40.191
‫برمی‌گردم قلمروی پریان

30:40.192 --> 30:45.948
‫اگه با خانم به جایی نرسیدید،
‫بیا پیش خودم

30:48.284 --> 30:50.286
خیلی خوش‌شانسی ها

31:40.586 --> 31:41.587
‫سلام

31:43.339 --> 31:45.340
‫انگار سرت شلوغـه. مزاحمم؟

31:45.341 --> 31:46.550
‫باشه بعداً میام

31:47.843 --> 31:48.844
‫خواهرجان

31:57.478 --> 31:59.688
چی شد یادی از ما کردی؟

32:02.316 --> 32:03.984
‫دنبال سگم می‌گردم

32:05.694 --> 32:08.238
‫یادت میادش؟
‫روزی که برادرمون رفت، گرفتمش

32:08.864 --> 32:10.198
‫کمکم می‌کنی دنبالش بگردم؟

32:10.199 --> 32:14.411
‫دفعه‌ی قبلی که رفتیم دنبال برادرمون،
‫خیلی خوش گذشت

32:15.120 --> 32:15.995
‫خوش گذشت؟

32:15.996 --> 32:17.246
‫نگذشت؟

32:17.247 --> 32:21.126
‫این نوبه نمی‌تونم سرزمین رؤیاها رو ترک کنم

32:22.211 --> 32:23.586
‫مسئولیت‌های زیادی روی دوشمـه

32:23.587 --> 32:25.547
‫چقدر مسئولیت‌مسئولیت می‌کنی

32:26.799 --> 32:28.633
‫تا حالا شده به مفهومش فکر کنی؟

32:28.634 --> 32:31.386
‫وقتی میگم مسئولیت؛
‫منظورم اون حوزه از هستیـه که

32:31.387 --> 32:35.474
‫سرِ سوزنی روش نفوذ و کنترل دارم

32:35.975 --> 32:39.436
‫یعنی قلمرو و عملِ رؤیادیدن

32:40.688 --> 32:42.356
‫خیلی فراتر از این حرف‌هاست

32:43.315 --> 32:45.150
‫هر کُنش ما پژواکی به همراه میاره

32:46.610 --> 32:50.989
‫فرض کن، مثلاً،
‫سر نبشِ یه خیابون ایستادیم و

32:50.990 --> 32:52.908
‫یه صاعقه توی آسمون رو تحسین می‌کنیم

32:53.826 --> 32:55.618
‫خب، تا قرن‌ها بعد از اون،

32:55.619 --> 32:59.998
‫مردم و موجودات دیگه درست همونجا می‌ایستن و
‫به بالا نگاه می‌کنن

32:59.999 --> 33:02.542
‫حتی نمی‌دونن هدف‌شون از
‫این کار چیـه

33:02.543 --> 33:04.752
‫شاید بعضی‌هاشون
‫شبح یه صاعقه رو ببینن

33:04.753 --> 33:06.964
‫حتی ممکنه بعضی‌ها رو به کام مرگ بکشونه

33:08.340 --> 33:09.341
‫می‌فهمی؟

33:11.593 --> 33:14.513
‫دارم سعی‌ام رو می‌کنم

33:16.348 --> 33:19.517
‫بودونبودِ ما کائنات رو
‫دستخوش تغییر می‌کنه

33:19.518 --> 33:21.227
‫این یعنی مسئولیت

33:21.228 --> 33:23.939
‫- منظورت تعریفشـه؟
‫- نه، اصلاً

33:25.274 --> 33:27.693
‫مردم فکر می‌کنن من چیزی حالیم نیست،
‫اما حالیمـه

33:28.736 --> 33:31.405
‫هیچکدوم‌مون به اندازه‌ی من،
‫نسبت به ما شناخت نداره، فقط...

33:32.322 --> 33:33.907
‫نمی‌دونم سگم کجاست

33:37.786 --> 33:39.705
‫با سرنوشت حرف زدم

33:40.789 --> 33:43.958
‫گفت ضرر نداره بیام دیدنت

33:43.959 --> 33:46.128
‫البته این هم گفت که
‫اصلاً سمتت نیام

33:47.463 --> 33:50.924
‫خب، جفتش رو گفت. دوتا بودن

33:54.303 --> 33:55.928
‫دوتا سرنوشت؟

33:55.929 --> 33:59.224
‫دیگه که داشتم می‌رفتم،
‫یه‌عالمه شده بودن

33:59.725 --> 34:02.643
‫هر کدوم یه‌وَری می‌رفتن و
‫با خودشون حرف می‌زدن

34:02.644 --> 34:05.064
‫من هم دیگه حسابی حوصله‌ام سر رفت و
‫اومدم اینجا

34:07.024 --> 34:08.901
‫- رؤیا، خوبی تو؟
‫- آره

34:10.778 --> 34:11.944
‫چطور مگه؟

34:11.945 --> 34:15.532
‫انگار... خوشحالی

34:17.910 --> 34:21.622
‫خب... گمونم همینطوره

34:22.915 --> 34:27.961
‫ببین، هر چی ‫سرنوشت بیشتر باشه، یعنی

34:29.046 --> 34:30.672
‫بی‌شمار نتیجه و پیامد هم وجود داره

34:31.799 --> 34:33.759
‫باز حوصله‌ام سر رفت

34:35.344 --> 34:36.470
‫خواهر من

34:37.846 --> 34:39.139
‫بذر امید رو تو دلم کاشتی

34:40.557 --> 34:42.309
‫حالا بذار برات جبران کنم

34:44.144 --> 34:45.145
‫جنون‌خانم

34:45.854 --> 34:48.023
‫ایشون گُلدیـه

34:49.566 --> 34:51.068
‫سلام، گلدی

34:52.653 --> 34:56.656
‫گلدی، لطف می‌کنی
‫خواهرم رو توی مأموریتش

34:56.657 --> 34:58.617
‫برای پیدا کردن سگ‌کوچولوش همراهی کنی؟

34:59.952 --> 35:02.830
‫به هابیل و قابیل هم خبر میدم

35:04.665 --> 35:06.082
‫گلدی، وایسا

35:06.083 --> 35:07.167
‫صبر کن من هم بیام

35:10.546 --> 35:13.632
‫رؤیا، مطمئنی نمی‌خوای باهام بیای؟

35:17.136 --> 35:18.137
‫آره

35:19.763 --> 35:21.598
‫ولی مرسی که بهم سر زدی

35:27.354 --> 35:28.355
‫کاری نکردم

35:30.524 --> 35:31.525
‫خب...

35:33.735 --> 35:35.820
‫خداحافظ، رؤیا

35:35.821 --> 35:37.739
‫امیدوارم به‌زودی ببینمت

35:41.535 --> 35:42.828
‫یحتمل می‌بینی

36:14.443 --> 36:15.402
‫این هم از این

36:15.986 --> 36:17.446
‫فعلاً دیگه کاری از دستم ساخته نیست

36:19.156 --> 36:22.784
‫برو در پناهِ الهه‌ی چهارراه‌ها، دختر

36:54.149 --> 36:56.610
‫وایسا، شاید تله باشه

36:57.361 --> 36:59.237
‫- دلواپسی بلایی سرم بیاد؟
‫- نخیر

36:59.238 --> 37:01.906
‫- دلواپسم باعث شی خودم چیزیم بشه
‫- من هم نمی‌خوام اینجوری بشه

37:01.907 --> 37:04.952
‫شاید بهتره اول من برم تو.
‫نمی‌تونه بلایی سرم بیاره.

37:05.452 --> 37:06.453
‫بعید می‌دونم

37:07.663 --> 37:08.621
‫خیلی‌خب

37:08.622 --> 37:10.540
‫تو حواسشو پرت کن. من بچه رو برمی‌دارم

37:12.668 --> 37:13.501
‫چیـه؟

37:13.502 --> 37:15.337
‫می‌بینی دوتایی کسی جلودارمون نیست؟

37:16.088 --> 37:17.005
‫برو

37:21.134 --> 37:23.428
‫- کورینتیان
‫- سرورم

37:24.263 --> 37:25.681
‫سربلند بیرون اومدی...

37:27.224 --> 37:30.352
‫از تموم آزمون‌هایی که
‫برای سنجش وفاداریت سر راهت گذاشتم

37:31.812 --> 37:33.730
‫حالا می‌تونی برگردی سرزمین رؤیاها و

37:34.481 --> 37:36.107
‫پاداشت رو بگیری

37:36.108 --> 37:37.276
اون نیست

37:38.735 --> 37:41.445
‫لوکیـه. گولِ این جونورِ دگرپیکر رو نخور

37:41.446 --> 37:44.156
‫اگه فکر می‌کنی من کسی‌ام غیرِ خودم،
‫پس نادونی بیش نیستی

37:44.157 --> 37:45.951
‫صداش که شبیه خودشـه

37:46.785 --> 37:48.161
‫اگه اون باشه،

37:48.662 --> 37:51.665
‫پس لرد مورفیوس مشکلی نداره
‫برم یه سر به بچه بزنم

37:52.332 --> 37:53.333
‫صد البته

38:20.819 --> 38:22.612
‫راست گفتی! رؤیا نیست!

38:28.035 --> 38:29.535
‫کورینتیان، وایسا

38:29.536 --> 38:30.661
‫چطور جرئت می‌کنی؟

38:30.662 --> 38:32.873
‫- از کجا می‌دونی خودش نیست؟
‫- از چشم‌هاش

38:33.457 --> 38:35.042
چشم آدمی خبر می‌دهد از سرّ درون

38:35.917 --> 38:37.044
‫کورینتیان

38:38.086 --> 38:39.420
‫داره دردم میاد

38:39.421 --> 38:41.088
‫یا خدا

38:41.089 --> 38:44.217
‫دیدی؟ هیچوقت خودتو دست‌کم نگیر

38:45.886 --> 38:48.179
‫چطور می‌تونی با خودت
‫همچین کاری کنی؟

38:48.180 --> 38:52.017
‫بیخیال بابا، در موردِ خودم که
‫دیگه نمی‌تونی گولم بزنی

38:56.188 --> 38:59.565
‫اگه منو بکُشی و چشم‌هام رو بخوری،
‫تا ابد وِل‌کُنت نیستم

38:59.566 --> 39:01.776
‫بسـه!

39:01.777 --> 39:04.278
‫اودین، برادرِ هم‌خونم!

39:04.279 --> 39:05.946
‫خادمینِ رؤیا من رو

39:05.947 --> 39:07.823
‫از جهان زیرین ربودن تا
‫سر از اسرار تو در بیارن،

39:07.824 --> 39:09.617
‫ولی من لام تا کام حرف نزدم

39:09.618 --> 39:13.205
‫همین خادمین رؤیا منو احضار کردن، لوکی

39:14.456 --> 39:17.333
‫با ناگواراترین شهدآبی که به عمرم خوردم

39:17.334 --> 39:18.627
‫به بزرگی خودتون ببخشید

39:21.004 --> 39:22.046
‫می‌تونم بکُشمش؟

39:22.047 --> 39:27.009
‫توی زندانش هزار بار آرزوی مرگ می‌کنه

39:27.010 --> 39:31.222
‫می‌دونستید زنِ ثور
‫روی ران پاش یه ماه‌گرفتگی

39:31.223 --> 39:32.515
‫شبیه سِندان داره؟

39:32.516 --> 39:34.017
‫نمی‌دونستم

39:34.643 --> 39:36.894
‫تو از کجا خبر داری؟

39:36.895 --> 39:39.898
‫خودش گذاشت براش بلیسم

39:43.610 --> 39:47.655
‫به شاه رؤیا بگید
‫با اینکه لوکی رو آزاد کرده،

39:47.656 --> 39:49.908
‫اما کینه‌وکدورتی بین ما نیست

39:50.992 --> 39:54.704
‫بذارید با آرامش‌خاطر... توی گور بخوابه

40:21.523 --> 40:22.524
کسی نیست؟

40:23.608 --> 40:24.943
‫بیا تو، خواهر

40:28.613 --> 40:30.115
‫بیا، این از نوشیدنی داغ من

40:31.074 --> 40:32.784
‫می‌دونستیم دوباره سر راهمون قرار می‌گیری

40:34.077 --> 40:35.996
‫خیلی طول کشید تا بیاد اینجا

40:37.372 --> 40:39.082
‫کینه‌ورزان شمایید؟

40:39.791 --> 40:41.125
‫کینه‌ورزان ماییم؟

40:41.126 --> 40:43.127
‫چه اسم زشتی

40:43.128 --> 40:46.673
‫از اون لقب‌هاست که به ما زن‌ها میدن،
‫بلکه ما رو سر جامون بنشونن

40:48.425 --> 40:51.260
به ما می‌خوره کینه بوَرزیم آخه؟

40:51.261 --> 40:53.012
‫ما آزارمون به یه مورچه هم نمی‌رسه

40:53.013 --> 40:54.638
‫از اذیت‌وآزار فراری‌ایم

40:54.639 --> 40:59.811
‫مگه اینکه دلیل خوبی برای آزارواذیت
‫داشته باشیم

41:02.105 --> 41:04.191
‫شاه رؤیا پسرم رو کُشته

41:05.025 --> 41:06.609
‫همین بس نیست؟

41:06.610 --> 41:08.235
‫نه متأسفانه

41:08.236 --> 41:10.988
‫ببین، ما فقط می‌تونیم
‫انتقام خون‌بها رو بگیریم و بس

41:10.989 --> 41:12.365
‫خون‌بهاست دیگه

41:13.450 --> 41:15.535
‫خونِ تو، نه خونِ اون

41:16.870 --> 41:21.958
‫حتی اگه پسرت رو هم کُشته باشه،
‫کاری از دست ما بر نمیاد

41:25.170 --> 41:28.048
‫اگه پسر خودش رو کُشته بود،
‫قضیه فرق می‌کرد

41:32.969 --> 41:33.970
‫که اینطور

41:37.182 --> 41:38.183
‫دخترم

41:42.646 --> 41:44.564
‫پسرِ خودش رو هم کُشته

41:48.276 --> 41:50.278
‫یعنی حاضرید بکُشیدش؟

41:54.533 --> 41:55.575
‫نه

41:56.451 --> 42:00.205
‫ولی اگه اجازه بدی،
‫می‌تونیم راهنماییت کنیم

42:00.705 --> 42:01.748
‫هدایتت کنیم

42:03.750 --> 42:05.335
‫متحولت کنیم

42:06.044 --> 42:10.548
‫تا خودت شاه رؤیاها رو
به کام مرگ بکشونی

42:10.549 --> 42:12.133
‫چطوره؟

42:14.678 --> 42:17.013
‫حاضری، فسقلی؟

42:19.766 --> 42:22.394
‫آره، می‌خوایم بریم سرزمین رؤیاها

42:26.314 --> 42:28.233
‫به مامانش قول دادم برش گردونم

42:29.359 --> 42:30.359
‫ولی مگه رؤیا نگفت...

42:30.360 --> 42:32.153
‫خودم می‌دونم رؤیا چی گفت

42:32.737 --> 42:35.031
‫ولی این بچه که دیگه دنیل نیست

42:36.533 --> 42:38.993
‫اصلاً دیگه آدمیزاد نیست

42:38.994 --> 42:40.286
‫یه رؤیاست

42:40.287 --> 42:42.162
‫خودِ رؤیاست

42:42.163 --> 42:44.624
‫یا یه روزی میشه

42:45.208 --> 42:48.169
‫دنیل... دیگه پیش ما نیست

42:49.421 --> 42:51.506
‫جواب مامانش رو چی بدم؟

42:56.886 --> 43:00.181
‫خیلی‌خب، برش می‌گردونیم پیش مامانش

43:00.682 --> 43:01.683
‫مامان‌جونش

43:04.477 --> 43:06.104
‫حاضری از دستور رؤیا سرپیچی کنی؟

43:07.022 --> 43:09.524
‫آره، اگه به چشم تو کار درستی باشه

43:15.280 --> 43:18.366
‫به نظرم بهتره برش گردونی سرزمین رؤیاها

43:19.701 --> 43:20.827
‫دنیل

43:24.039 --> 43:27.876
‫کورینتیان نمیذاره آب تو دلت تکون بخوره

43:29.544 --> 43:31.546
‫با قبلیه زمین تا آسمون فرق داره

43:34.674 --> 43:35.759
‫با ما بیا

43:43.892 --> 43:46.477
‫به نفع جفت‌مونـه که نیام

43:46.478 --> 43:48.396
‫خب، باشه پیش خودت

43:50.231 --> 43:51.232
‫اگه نگهش دارم،

43:52.817 --> 43:55.028
‫اون‌وقت چی قراره از تو
‫در مقابل من محافظت کنه؟

43:56.655 --> 43:59.199
‫آدم‌های دوروبرِ من همیشه یه‌چیزیشون میشه

44:00.033 --> 44:02.327
‫من که آدمیزاد نیستم. نمی‌تونی بهم آسیب بزنی

44:03.870 --> 44:07.082
‫لابد رؤیا یه چیزی می‌دونسته که
‫ما رو گذاشته کنار هم

44:10.877 --> 44:12.253
‫می‌تونم دوباره ببینمت؟

44:17.008 --> 44:18.885
‫بعید می‌دونم فکر خوبی باشه

44:23.473 --> 44:25.225
‫حتی توی خواب‌ورؤیات؟

44:27.310 --> 44:29.145
‫توی رؤیا که کسی چیزیش نمیشه

44:31.398 --> 44:33.400
‫ولی اون‌موقع بیدارشدن دردناک میشه

44:56.923 --> 44:57.966
‫کلوراکان!

44:58.466 --> 44:59.883
‫بیا تو، خواهر!

44:59.884 --> 45:02.803
‫خیلی نامردی که من رو با منتون تنها گذاشتی

45:02.804 --> 45:05.264
‫هیچ‌جوره راضی نمیشه
‫نیرو بفرسته سرزمین رؤیاها،

45:05.265 --> 45:07.641
‫ولی دم‌به‌دقیقه پیِ خبرچینیـه

45:07.642 --> 45:10.811
‫اگه گفتی کی بعدِ ۳۰۰ سال
‫برگشته قلمروی پریان؟

45:10.812 --> 45:12.439
زحمت نکش

45:14.190 --> 45:16.109
‫خیال کردی کی به منتون گفته؟

45:18.570 --> 45:21.238
‫آب رفته زیر پوستت، بانو نولا

45:21.239 --> 45:25.117
‫سلام، رابین گودفلو.
‫به لطفِ برادرمـه.

45:25.118 --> 45:28.203
‫ظاهراً لرد مورفیوس خواهرم رو
‫بدون افسونش می‌پسنده

45:28.204 --> 45:33.168
‫آره، برادرت داشت می‌گفت که دیگه
‫شدی خادم سرزمین رؤیاها

45:34.043 --> 45:36.129
‫نظرت در مورد لرد مورفیوس فقید چیـه؟

45:36.880 --> 45:38.338
‫منظورت چیـه؟

45:38.339 --> 45:40.340
‫تازه از قلمرو فانی‌ها برگشتم،

45:40.341 --> 45:45.387
‫دیدم یکی از همکارهای سابقم موفق شده
‫کینه‌ورزان رو علیه‌اش بِشورونه

45:45.388 --> 45:46.472
‫چی؟

45:46.473 --> 45:49.434
والا این آتیشیـه که خودِ شاه رؤیا
توی زندگی خودش ‫انداخته

45:50.018 --> 45:51.602
‫لرد مورفیوس خبر داره؟

45:51.603 --> 45:55.023
‫اگه نداشته باشه هم به‌زودی خبردار میشه

45:56.816 --> 45:58.651
‫- باید بهش هشدار بدم
‫- چطوری؟

45:59.486 --> 46:00.986
گردنبندم

46:00.987 --> 46:02.155
‫آخ...

46:03.573 --> 46:05.116
‫ببخشید، خواهر

46:06.034 --> 46:12.665
‫موقع صرف چایی، ناخواسته به ملکه گفتم
‫نعمتیـه از طرف صورتگر رؤیاها

46:15.001 --> 46:23.001
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:23.802 --> 46:25.803
‫از کجا معلوم؟ شاید اون گردنبند رو ندزدیده

46:25.804 --> 46:29.097
‫مطمئنم تا گفتی می‌تونه لرد مورفیوس رو
‫احضار کنه، با جادو کِش رفتش

46:29.098 --> 46:30.349
‫یحتمل تو هم فقط بِر و بِر تماشا کردی

46:30.350 --> 46:33.685
‫- گمونم اون لحظه داشتم دنبال پاک می‌گشتم
‫- پس قبول داری که دزدیدتش؟

46:33.686 --> 46:36.730
‫اگه خودت گردنبند رو دودستی تقدیمش می‌کردی،
‫کار به اینجاها نمی‌کشید

46:36.731 --> 46:38.732
‫می‌بینی؟ قِلق خاندان سلطنتی اینطوریـه

46:38.733 --> 46:42.277
‫هر وقت چیزی خواستی،
‫درخواست نکن، بلکه پیشکش کن

46:42.278 --> 46:43.321
‫کلوراکان؟

46:43.822 --> 46:45.572
‫بانوی من

46:45.573 --> 46:48.451
‫نولا، تازه می‌خواستم بفرستم دنبالت

46:50.119 --> 46:52.539
‫فکر کنم اینو توی تالار نشیمنم جا گذاشتی

46:54.916 --> 46:56.459
‫مال خودتـه دیگه؟

46:57.794 --> 46:59.087
‫انگار مال توئـه

47:01.297 --> 47:02.257
‫دیدی گفتم؟

47:03.842 --> 47:05.133
‫بله، بانوی من

47:05.134 --> 47:06.426
‫مال من بود

47:06.427 --> 47:08.721
‫دوست دارم پیش خودتون بمونه

47:10.807 --> 47:12.433
‫ممنونم، نولا

47:13.518 --> 47:16.395
‫در ازای اینکه اجازه بدید
‫فی‌الفور برگردم سرزمین رؤیاها

47:16.396 --> 47:17.313
‫خواهر

47:18.481 --> 47:19.731
‫نمی‌فهمم

47:19.732 --> 47:21.900
‫همین الان پاک بهمون گفت که قراره مهربانان

47:21.901 --> 47:23.861
‫به سرزمین رؤیاها هجوم ببرن

47:23.862 --> 47:25.822
‫من می‌خوام برگردم پیش لرد مورفیوس و
‫بهش هشدار بدم

47:30.660 --> 47:32.411
‫ولی نیازی نیست تا اونجا بری

47:32.412 --> 47:34.955
‫کلوراکان گفته با این گردنبند میشه
‫ارباب رؤیاها رو احضار کرد

47:34.956 --> 47:38.542
‫- درست میگم، کلوراکان؟
‫- به نظرم کِشوندنِ لرد مورفیوس به...

47:38.543 --> 47:40.377
‫ای صورتگر رؤیاها،
‫تو را به سوی خود می‌خوانیم

47:40.378 --> 47:42.714
‫آیا می‌آیی؟
‫امری‌ست بسیار فوری‌

47:54.726 --> 47:57.102
‫در حقم جفا کردی، نولا

47:57.103 --> 47:59.146
‫من احضارت کردم، رؤیا

47:59.147 --> 48:00.564
‫عذرخواهم، سرورم

48:00.565 --> 48:02.150
‫من دیگه سرورت نیستم

48:02.817 --> 48:03.985
‫خیر، قربان

48:04.485 --> 48:06.194
‫ولی پاک برگشته قلمروی پریان و

48:06.195 --> 48:08.740
‫خبر آورده که مهربانان دارن میان سر وقتِ شما

48:12.493 --> 48:15.078
‫باید فوراً اینجا رو ترک کنم

48:15.079 --> 48:16.830
‫نمیشه. نابودت می‌کنن

48:16.831 --> 48:19.250
‫توی سرزمین رؤیاها،
‫زور و زیان معنایی نداره

48:19.876 --> 48:23.171
‫اما، سرورم،
‫شما توی سرزمین رؤیاها نیستید

48:24.047 --> 48:25.048
‫نه

48:27.967 --> 48:29.093
‫نیستم

48:31.346 --> 48:34.348
‫تقدیر، آن‌گونه که باید، رقم می‌خورد

48:34.349 --> 48:36.475
‫علت و معلول در هم می‌آمیزند

48:36.476 --> 48:39.938
‫با وقوع این رویدادها،
‫سرنوشت‌های ضدونقیض...

48:40.438 --> 48:42.522
‫ریشه‌کَن می‌گردند

48:42.523 --> 48:45.317
‫سرنوشت‌ها ریشه‌کَن می‌گردند

48:45.318 --> 48:48.070
‫ریشه‌کَن می‌گردند

48:48.071 --> 48:49.155
‫بسیارخب

48:51.157 --> 48:53.910
‫سرنوشت، آن‌گونه که باید، رقم می‌خورد

49:04.629 --> 49:06.254
‫روز عالی متعالی

49:06.255 --> 49:09.133
‫باغ جاودانه‌ی شادی ما رو منّور فرمودید...

49:10.468 --> 49:12.261
لایتا هال، شمایید؟

49:13.388 --> 49:16.223
‫شرمنده دیر به جا آوردم‌تون

49:16.224 --> 49:18.141
‫منم، گیلبرت

49:18.142 --> 49:20.310
‫دیگه لایتا هالی در کار نیست

49:20.311 --> 49:22.854
‫ما رو می‌شناسی، باغ جاودانه‌ی شادی؟

49:22.855 --> 49:25.149
‫می‌دونی چه کارهایی ازمون برمیاد؟

49:26.192 --> 49:30.195
‫فکر می‌کنم بدونم کی هستید، بانوان مهربان

49:30.196 --> 49:32.656
‫ضمن اینکه، شنیدم چه کارهایی ازتون برمیاد و

49:32.657 --> 49:34.409
‫چه کارهایی که ازتون برنمیاد

49:34.993 --> 49:38.662
‫ورود شما به این قلمرو،
‫به هنگام حضور اربابم، قدغنـه

49:38.663 --> 49:41.081
‫توصیه می‌کنم اینجا رو ترک کنید و

49:41.082 --> 49:44.167
‫لایتا هال رو به حال خودش رها کنید

49:44.168 --> 49:46.545
‫همگی به خواستِ لایتا هال اومدیم اینجا

49:46.546 --> 49:48.547
‫فقط داریم انجام‌وظیفه می‌کنیم

49:48.548 --> 49:50.133
‫ارباب جنابعالی هم

49:51.134 --> 49:52.760
‫اینجا حضور نداره

49:56.823 --> 50:06.823
‫« ترجمه از سینا صداقت و نهـال »
‫.:: SinCities & iredprincess ::.

50:08.432 --> 50:18.432
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:32.627 --> 50:42.627
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
