WEBVTT

00:00.075 --> 00:10.975
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

00:12.999 --> 00:24.999
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی

00:25.023 --> 00:31.023
‫«قسمت هفتم: خانه‌ی عروسکی»

00:38.747 --> 00:40.040
‫این‌ها رو فراموش نکن

00:42.803 --> 00:45.603
‫سال 2015
‫کیپ کندی، فلوریدا

00:45.628 --> 00:46.628
‫ممنون رفیق

00:49.007 --> 00:53.511
‫- میشه کفشاتو بپوشی؟
‫- فاصله‌ی نیوجرسی و فلوریدا چقدره؟

00:54.471 --> 00:56.556
‫با ماشین دو روز، اما...

00:57.474 --> 01:00.143
‫- الان یهویی می‌خوای...
‫- اون پسرمه

01:01.102 --> 01:02.520
‫اون دلش نمی‌خواد ما بریم

01:04.814 --> 01:06.107
‫می‌دونم

01:08.777 --> 01:09.903
‫حالت خوبه؟

01:10.862 --> 01:11.862
‫آره

01:13.740 --> 01:14.741
‫اما...

01:16.534 --> 01:20.497
‫من و بابات داشتیم
‫با هم صحبت می‌کردیم، و...

01:21.581 --> 01:26.628
‫بنظرمون شاید بهتر باشه
‫ اول من و رز بریم همه چی رو آماده کنیم

01:26.711 --> 01:28.963
‫و بعد تو رو بیاریم نیو برانزویک

01:30.173 --> 01:31.173
‫چی؟

01:33.218 --> 01:34.260
‫نمی‌تونیم همینطوری ولش کنیم

01:34.344 --> 01:36.763
‫قرار نیست با شما بیام؟

01:36.846 --> 01:38.640
‫این‌دفعه نه، عزیزدلم

01:38.723 --> 01:40.100
‫بابا قول داده بود

01:41.059 --> 01:42.310
‫نظرش عوض شده

01:44.896 --> 01:46.606
‫گفت دلش حسابی برات تنگ میشه

01:46.689 --> 01:48.316
‫میرم باهاش حرف بزنم

01:48.399 --> 01:49.399
‫رز

01:51.736 --> 01:53.571
‫حوصله‌ی حرف زدن با کسیو نداره

01:53.655 --> 01:56.157
‫این‌کارش از روی لجه

01:56.241 --> 01:57.909
‫پس حضانت مشترک چی شد؟

01:58.660 --> 02:01.538
‫نمی‌تونم بدون اجازه‌ی بابات جد رو ببرم

02:03.665 --> 02:07.710
‫با برادرت خداحافظی کن و برو
‫ توی ماشین منتظرم بمون، باشه؟

02:16.719 --> 02:17.804
‫دوستت دارم، جِدی

02:17.887 --> 02:19.764
‫منم با خودت ببر

02:24.352 --> 02:25.937
‫خیلی‌خب، بیا وسایلت رو دربیاریم، عزیزم

02:28.106 --> 02:29.899
‫رز، خواهش می‌کنم

02:29.983 --> 02:31.151
‫شرمنده

02:34.821 --> 02:37.991
‫- رز! رز!
‫- جد، چیزی نیست. چیزی نیست عزیزم

02:43.830 --> 02:45.331
‫صدامو می‌شنوی، خواهرم؟

02:52.338 --> 02:55.133
‫باهام صحبت می‌کنی، ملکه‌ی یأس؟

02:56.843 --> 02:59.429
‫من همیشه آماده‌ام
‫که به حرفات گوش بدم، مِیل

03:01.306 --> 03:02.599
‫خبرهایی برات دارم

03:05.310 --> 03:06.352
‫خبرهای واقعی؟

03:08.229 --> 03:10.064
‫ویرانی برگشته؟

03:10.148 --> 03:11.357
‫چی؟

03:12.567 --> 03:14.861
‫اوه، اونو میگی؟

03:14.944 --> 03:16.613
‫نه، نه، هنوزم خبری ازش نیست

03:17.780 --> 03:20.033
‫منظورم رویاست

03:22.785 --> 03:24.412
‫تونسته خودشو آزاد کنه

03:26.039 --> 03:29.292
‫می‌خوای دوباره با دسیسه‌هات
‫ اون رو توی تله بندازی؟

03:31.836 --> 03:34.672
‫این صد سال اخیر بقدر کافی زجر نکشیده؟

03:34.756 --> 03:36.090
‫اصولا باید اینطور باشه

03:36.174 --> 03:40.261
‫ولی اون هنوزم مثل همیشه
‫ ازخودراضی و خودبزرگ‌بینه

03:42.305 --> 03:45.225
‫بنظرت این بازی‌های
‫کوچولوی ما اون رو عوض می‌کنه؟

03:47.310 --> 03:49.020
‫این‌ها بازی نیستن، خواهر دوقلوی من

03:49.646 --> 03:54.317
‫رویا هنوزم جوری رفتار می‌کنه
‫که انگار قلمروش از ما بهتره

03:55.485 --> 04:00.949
‫وقتشه یاد بگیره که رویاها
‫فقط بازتابی از میل و یاس هستن

04:03.117 --> 04:07.413
‫نقشه جدیدت هرچی که هست، جواب نمیده

04:08.164 --> 04:10.583
‫نه دفعه قبل جواب داد نه دفعه قبلش

04:11.417 --> 04:12.710
‫قضیه‌ی نادا یه اشتباه بود

04:13.628 --> 04:15.713
‫و رودریک بورجس یه حواس‌پرتی بود

04:17.090 --> 04:22.345
‫ولی اوضاع عوض شده، عشق من، خواهر دوقلوی من

04:25.181 --> 04:27.308
‫یه مقلب رویا پیدا شده

04:27.392 --> 04:33.439
‫اولین مقلب بعد از این همه مدت... و یه زنه

04:40.446 --> 04:42.991
‫- پس باید صبر کنیم؟
‫- لازم نیست صبر کنیم

04:44.242 --> 04:46.494
‫اون دختر روحشم خبر نداره که چیه

04:46.577 --> 04:50.498
‫ولی همین الانشم داره کاری که
‫یه مقلب می‌کنه رو انجام میده

04:51.833 --> 04:55.378
‫کشیدن همه چیز و همه‌کس به سمت خودش

04:56.296 --> 04:57.797
‫از جمله مورفیوس

04:57.880 --> 04:58.965
‫اون کیه؟

04:59.674 --> 05:01.926
‫اون زنی که باعث نابودی رویا میشه؟

05:03.886 --> 05:05.638
‫اسمش رزه

05:07.932 --> 05:09.309
‫رز واکر

05:09.392 --> 05:11.019
‫رز؟

05:11.769 --> 05:14.522
‫- لایتا، یه عکس جدید از جد پیدا کردم
‫- چی؟

05:14.605 --> 05:17.108
‫- خب، عکس جدید که نیست. برای من جدیده
‫- الو؟

05:17.984 --> 05:21.612
‫خانم بلوم؟ سلام، رز واکر هستم، دختر میراندا؟
‫( سال 2021، نیو برانزویک، نیوجرسی)

05:21.696 --> 05:22.905
‫ماشین داره میاد

05:22.989 --> 05:25.616
‫شرمنده که مزاحمتون شدم
‫ولی داشتم توی وسایل مادرم می‌گشتم

05:25.700 --> 05:27.618
‫کارل، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

05:27.702 --> 05:29.662
‫از رز پرسیدم وقتی نیستین
‫می‌تونم مراقب خونه باشم یا نه

05:29.746 --> 05:32.832
‫یه عکس از برادرم جد پیدا کردم
‫ که تابحال ندیده بودم

05:33.583 --> 05:35.418
‫کفشایی می‌خواد که به اون بیاد

05:35.501 --> 05:38.379
‫مال قبل از طلاقه
‫پس حداقل هفت سال پیش

05:38.463 --> 05:41.090
‫ولی قیافه‌اش رو میشه واضح دید

05:41.174 --> 05:42.633
‫میشه براتون بفرستمش؟

05:44.218 --> 05:47.722
‫وقتی... مسئول فرزندخواندگی
‫ بهمون نمی‌گفت جد رو کجا فرستاده

05:47.805 --> 05:50.141
‫گفتین می‌تونیم یه کارآگاه
‫ خصوصی استخدام کنیم

05:52.060 --> 05:54.687
‫خب، فرض رو بر این گذاشتم
‫که بشه با اموال مادرم هزینه‌اش رو داد

05:57.398 --> 05:58.398
‫آها

06:01.319 --> 06:04.489
‫نه، حتما دستمزد شما رو میدم...

06:04.572 --> 06:06.366
‫به محض اینکه یه شغلی پیدا کنم

06:07.283 --> 06:09.369
‫احیانا شما نمی‌خواین کسی رو استخدام کنین؟

06:11.079 --> 06:12.079
‫نه؟

06:13.498 --> 06:15.500
‫خیلی‌خب. خیلی ممنون بابت وقتی که گذاشتین

06:21.714 --> 06:22.840
‫دیگه پولی نمونده؟

06:24.175 --> 06:26.928
‫گفت مامان همشو خرج این آپارتمان کرده

06:27.011 --> 06:28.971
‫می‌خواسته یه خونه داشته باشی

06:30.223 --> 06:32.600
‫می‌خواست جد هم یه خونه داشته باشه

06:35.645 --> 06:36.938
‫باید بریم

06:37.021 --> 06:39.649
‫- فکر نکنم بتونم بیام
‫- رزی

06:39.732 --> 06:42.318
‫چطور می‌تونم از کشور خارج بشم
‫وقتی‌ که نه پولی دارم، نه شغلی...

06:42.402 --> 06:46.531
‫ببین چی میگم. اگر کسی داره بهت
‫ پول میده تا بری یه جایی، همینم یه شغله...

06:46.614 --> 06:48.866
‫و این موسسه داره بهت پول میده که بری لندن

06:48.950 --> 06:50.076
‫اونا که بهم پول نمیدن

06:50.159 --> 06:52.912
‫دستمزدت 250 دلار در روزه

06:52.995 --> 06:54.872
‫اونم نقد. برای هفت روز

06:54.956 --> 06:57.917
‫در ازای یه مصاحبه در مورد سابقه‌ی خانوادگیت

07:01.754 --> 07:03.089
‫- صندلی‌های درجه‌ یک؟
‫- آره

07:03.172 --> 07:05.341
‫این موسسه واقعا
‫دلش می‌خواد باهات دیدار کنه

07:05.425 --> 07:07.093
‫اونی که می‌خوان ببینن من نیستم

07:07.844 --> 07:09.220
‫مامانم بود

07:11.514 --> 07:13.516
‫اون خیلی مشتاق این ملاقات بود

07:15.685 --> 07:18.146
‫من جایگزین خوبی براش نیستم، می‌دونم

07:18.229 --> 07:20.106
‫نه. ممنون که باهام اومدی

07:20.189 --> 07:23.109
‫چاره‌ای نداشتم
‫مادرت اصرار کرد

07:25.194 --> 07:26.571
‫و من خیلی خوشحالم اینکارو کرد

07:29.991 --> 07:32.118
‫تحملش آسون‌تر میشه، مگه نه؟

07:33.077 --> 07:37.373
‫تو که تمام لحظات روز
‫به هکتور فکر نمی‌کنی، مگه نه؟

07:40.751 --> 07:41.794
‫شامپاین؟

07:42.545 --> 07:43.588
‫ممنون

07:44.755 --> 07:46.048
‫- ممنون
‫- بیا

07:47.008 --> 07:49.760
‫چون، همونطور که شوهرم
‫و مادرت همیشه بهمون می‌گفتن

07:49.844 --> 07:52.722
‫زندگی اونقدر کوتاهه که
‫نمیشه از صندلی‌های درجه‌یک لذت نبرد

07:56.893 --> 07:58.478
‫قضیه‌ی مقلب رو شنیدی؟

07:59.604 --> 08:01.684
‫- همه دارن در موردش حرف میزنن
‫- همه؟

08:01.731 --> 08:04.108
‫همه یعنی کی دقیقا؟

08:04.192 --> 08:06.527
‫خب، بیشتر از همه قابیل، ولی...

08:06.611 --> 08:11.908
‫هابیل، اگر می‌خواستم در مورد
‫موجودات چرخان حرفای خاله‌زنکی بشنوم

08:11.991 --> 08:13.576
‫خودم بهت می‌گفتم

08:13.659 --> 08:17.580
‫ولی من اومدم برای ارباب مورفیوس
‫ حالا که برگشته، سرشماری کنم

08:17.663 --> 08:22.335
‫خب، یه لیست کامل
‫از تمام موجودات ساکن اینجا می‌خوام

08:22.418 --> 08:24.337
‫خیلی‌خب، بذار فکر کنم...

08:25.588 --> 08:27.006
‫- یکیش که منم
‫- اوهوم

08:27.089 --> 08:29.467
‫و خود خانه‌ی رازها هم که مشخصه

08:29.550 --> 08:30.843
‫و جن توی بطری

08:30.927 --> 08:34.972
‫و... یه چیز بشدت وحشتناک که توی زیرزمینه

08:35.056 --> 08:37.350
‫یه چیز وحشتناک توی زیرزمین

08:37.433 --> 08:39.852
‫سعی کردم اونجا نرم. و...

08:41.354 --> 08:43.814
‫ظاهرا اشتباهی دوستم رو از قلم انداختم

08:43.898 --> 08:45.358
‫اسمش گلدی‌ـه

08:45.441 --> 08:49.237
‫یک مورد اضاف شده
‫یک بچه آب‌پران به اسم گلدی

08:49.320 --> 08:52.448
‫خب، ارباب مورفیوس خبر داره در مورد...

08:54.242 --> 08:55.326
‫اون مقلب؟

08:55.409 --> 08:56.661
‫بهت اطمینان میدم

08:56.744 --> 09:01.499
‫ارباب مورفیوس کارهایی‌ مهم‌تر از
‫گوش دادن به شایعه‌های احمقانه داره

09:06.045 --> 09:08.798
‫شاید سفر به انگلستان
‫دقیقا چیزیه که بهش نیاز داره

09:09.465 --> 09:12.343
‫فعلا که خوابیده
‫همینم خودش یه پیشرفته

09:13.010 --> 09:15.471
‫- این مدت نمی‌خوابیده؟
‫- نه

09:16.764 --> 09:20.810
‫درگیر اموال مادرش بوده
‫سعی می‌کرده برادرش رو پیدا کنه

09:20.893 --> 09:22.186
‫هرکاری می‌تونسته می‌کرده

09:22.270 --> 09:25.648
‫که به این فکر نکنه
‫که الان دیگه تنهای تنهاست

09:27.316 --> 09:28.651
‫ولی تنها نیست

09:29.694 --> 09:32.488
‫نه، می‌دونم
‫و دوست داشتن هم عالیه، ولی...

09:35.283 --> 09:36.283
‫ولی چی؟

09:40.538 --> 09:43.249
‫وقتی والدینت رو از دست بدی
‫ یهویی متوجه میشی که...

09:44.542 --> 09:47.461
‫چیزی که این همه مدت تو رو
‫روی زمین نگه می‌داشته جاذبه نبوده

09:48.588 --> 09:51.841
‫بخاطر این بوده که می‌دونستی
‫دختر کسی هستی. یا خواهر کسی

09:52.717 --> 09:55.886
‫یا مثلا همسر کسی

09:57.263 --> 10:01.183
‫شرمنده. حال خودت چطوره؟ خوبی؟

10:02.852 --> 10:04.645
‫احتمالا نه، نه نیستم

10:05.479 --> 10:06.522
‫چرا نه؟

10:08.441 --> 10:11.569
‫چون به جای اینکه برم سر کار
‫دارم با هواپیما میرم لندن

10:12.486 --> 10:13.988
‫و با شوهر مرده‌ام حرف میزنم

10:17.366 --> 10:20.536
‫خانم؟ خانم؟

10:25.833 --> 10:28.919
‫شرمنده که بیدارتون کردم
‫میشه لطفا کمربندتون رو ببندین؟

10:29.837 --> 10:30.713
‫ممنون

10:53.694 --> 10:56.697
‫سرشماری که خواستید رو
‫تکمیل کردم، ارباب مورفیوس

10:56.781 --> 10:59.075
‫خوبه. خب؟

10:59.158 --> 11:03.287
‫تعداد 11062 رو سرشماری کردم

11:03.371 --> 11:05.456
‫واو. ظاهرا یکی سرش شلوغ بوده

11:05.539 --> 11:06.624
‫آره. خب...

11:07.541 --> 11:09.377
‫موجودات جدید زیادی بودن

11:09.460 --> 11:11.212
‫انتظارشو داشتم

11:11.295 --> 11:14.882
‫اما... سه تا از آرکانای اصلی نیستن

11:17.551 --> 11:18.551
‫کدوما

11:19.804 --> 11:21.389
‫اولیش گالت‌ـه

11:24.975 --> 11:28.062
‫یه کابوس که، راستشو بخواید
‫هیچوقت بهش اعتماد نداشتم

11:29.271 --> 11:30.731
‫اون یه تغییرشکل دهنده‌ست

11:30.815 --> 11:32.983
‫طبیعتش اینه که قابل اعتماد نباشه

11:34.068 --> 11:35.236
‫دیگه کی؟

11:36.821 --> 11:37.863
‫کورینتیان

11:40.282 --> 11:42.034
‫فکرشو می‌کردم

11:42.118 --> 11:45.037
‫هنوزم از رویابین‌هایی تغذیه می‌کنه
‫که قرار بوده بهشون خدمت کنه

11:45.121 --> 11:47.581
‫- بله
‫- آخری؟

11:48.499 --> 11:50.084
‫آخریش فیدلرز گرین‌ـه

11:51.335 --> 11:53.295
‫- فیدلرز گرین؟
‫- اوهوم

11:56.966 --> 11:58.718
‫این یکی عجیبه

12:00.845 --> 12:04.390
‫هرچی نباشه، اون حاکم قملروی خودشه
‫ و همیشه قابل اطمینان بوده

12:04.473 --> 12:05.516
‫می‌دونم

12:08.436 --> 12:11.605
‫این تقصیر منه
‫اگر اینجا بودم و کارم رو انجام می‌دادم...

12:11.689 --> 12:14.150
‫- تقصیر شما نبوده، سرورم
‫- نه؟

12:15.443 --> 12:16.819
‫پس تقصیر کی بوده؟

12:18.988 --> 12:21.407
‫متاسفانه خبرهای دیگه‌ای هم دارم

12:21.490 --> 12:24.910
‫- راستش شایعه هستن، ولی...
‫- بگو

12:26.370 --> 12:31.208
‫بین موجودات رویایی شایعاتی هست
‫در مورد یه مقلب

12:32.293 --> 12:34.253
‫شاید بخواین در موردش تحقیق کنین

12:37.381 --> 12:40.509
‫شایعات حقیقت دارن

12:41.635 --> 12:43.262
‫یه مقلب هست

12:43.345 --> 12:47.475
‫یک حلقه‌ی حقیقی
‫اولین حلقه‌ی این دوران

12:47.558 --> 12:51.270
‫پس باید برید دنبالش، قربان
‫باید کنترلش کنین

12:55.483 --> 12:58.360
‫مقلب یه زنه، لوسین

12:59.153 --> 13:00.196
‫نه یه شیء

13:01.197 --> 13:04.575
‫و هرگونه اقدامی علیه میرایی که خطر جدی نیست

13:04.658 --> 13:06.452
‫برای بی‌پایان‌ها ممنوعه

13:06.535 --> 13:09.079
‫بله، ولی باید بذاریم این خطر جدی بشه؟

13:09.163 --> 13:13.501
‫پس شاید یکی از مشکلاتمون
‫در اصل راه‌حلی برای سه تای دیگه باشه

13:15.336 --> 13:17.296
‫هرچی نباشه اون یه مقلب‌ـه

13:18.714 --> 13:21.342
‫دیر یا زود، رویاهای سرگردون رو
‫ به سمت خودش می‌کشونه

13:23.469 --> 13:25.304
‫این کار خطرناک نیست، سرورم؟

13:25.387 --> 13:29.308
‫ممکنه سرزمین رویاها رو نابود کنه
‫و دنیای بیدار رو هم به نابودی بکشونه

13:29.391 --> 13:32.478
‫- من مراقبشم
‫- آره، ولی فقط وقتی که خوابه

13:33.354 --> 13:35.940
‫شاید بهتر باشه یکیمون اون رو
‫توی دنیای بیداری زیر نظر بگیره

13:36.023 --> 13:40.194
‫بنظرم بهتر باشه فعلا
‫سرزمین رویاها رو به حال خودش رها نکنم

13:40.778 --> 13:41.987
‫من می‌تونم برم

13:43.322 --> 13:47.243
‫خیلی‌خب. لوسین بهت میگه
‫ دنبال چی بگردی، متیو

13:48.327 --> 13:51.872
‫و هرچی ببینی، من هم می‌بینم

13:53.374 --> 13:54.792
‫رز؟

13:56.794 --> 13:57.794
‫بیدار شو

13:59.129 --> 14:00.129
‫رسیدیم

14:02.424 --> 14:04.134
‫یه رویای خیلی عجیب دیدم

14:08.097 --> 14:09.097
‫ممنون

14:12.078 --> 14:14.078
‫ساسکس، انگلستان

14:14.103 --> 14:15.020
‫خانم واکر

14:15.104 --> 14:16.772
‫سلام. من رز هستم

14:17.690 --> 14:19.233
‫من لایتا هال هستم

14:19.316 --> 14:21.443
‫وکیل شما هستین؟
‫جناب هلداول؟

14:21.527 --> 14:22.736
‫هولداوی هستم، خانم

14:22.820 --> 14:24.071
‫شرمنده

14:24.154 --> 14:27.324
‫و این سمت اقیانوس اطلس
‫به خودمون میگیم مشاورین حقوقی

14:28.117 --> 14:29.660
‫این مرکز موسسه‌ست؟

14:29.743 --> 14:32.663
‫این یه خانه‌ی سالمندان خصوصیه

14:33.497 --> 14:34.999
‫موکل من اینجا ساکنه

14:35.583 --> 14:36.584
‫بریم داخل؟

14:44.258 --> 14:45.426
‫لطفا دنبال من بیاید

14:52.558 --> 14:54.602
‫موکل شما مدیر موسسه‌ست؟

14:54.685 --> 14:58.105
‫موکلم همه چی رو خیلی بهتر از من
‫ براتون توضیح میده، خانم هال

14:59.732 --> 15:01.483
‫می‌دونین حلقه چیه؟

15:01.567 --> 15:03.485
‫- چی؟
‫- حلقه

15:03.569 --> 15:06.322
‫بنظرم یجور انگشتره. یه کلمه‌ی قدیمیه

15:06.405 --> 15:09.199
‫همچین دختر جوانی همچین
‫کلمه‌ی قدیمی‌ای رو کجا شنیده؟

15:09.283 --> 15:11.493
‫اونقدرام جوون نیستم. 21 سالمه

15:11.577 --> 15:13.537
‫هیچکس باور نمیکنه

15:13.621 --> 15:16.206
‫و همیشه بهم میگن کارت شناساییم
‫رو نشون بدم، خیلی رو اعصابه

15:16.290 --> 15:18.417
‫وقتی رو اعصاب میره
‫که دیگه کارت شناسایی ازت نخوان

15:18.500 --> 15:19.627
‫باور کن

15:26.425 --> 15:28.719
‫بفرمایید داخل لطفا

15:32.890 --> 15:33.891
‫ممنون

15:36.018 --> 15:37.144
‫تو باید رز باشی

15:37.227 --> 15:40.022
‫بله. و این دوستمه، لایتا هال

15:41.190 --> 15:42.900
‫از دیدن جفتتون خوشبختم

15:44.234 --> 15:46.654
‫اسم من یونیتی‌ـه
‫یونیتی کینکید

15:47.780 --> 15:49.740
‫- ممنون، آقای هولداوی
‫- خواهش می‌کنم

15:53.327 --> 15:55.704
‫رفتارش خیلی جدیه، مگه نه؟

15:56.872 --> 15:58.582
‫بفرمایید بشینید

15:59.208 --> 16:01.627
‫ممنون

16:01.710 --> 16:04.046
‫- این مال کیه؟
‫- وقتی بچه بودم مال من بود

16:07.967 --> 16:09.301
‫بنظر نو میاد

16:09.843 --> 16:11.470
‫عملا نو مونده

16:12.096 --> 16:14.014
‫وقت نکردم باهاش بازی کنم

16:14.723 --> 16:15.849
‫چرا؟

16:15.933 --> 16:17.893
‫خب، راستش برای همین گفتم بیاید

16:19.228 --> 16:21.981
‫این خونه‌ی عروسکی یه هدیه بود
‫برای تولد 12 سالگیم

16:24.984 --> 16:27.778
‫دکترها بهم گفتن که اون شب مریض شدم

16:27.861 --> 16:30.739
‫با چیزی به اسم مرض خواب

16:31.490 --> 16:33.283
‫بلند شو، تنبل خانم

16:33.367 --> 16:36.745
‫خوابم برد و دیگه بیدار نشدم

16:37.413 --> 16:39.957
‫عزیزم؟ یونیتی؟

16:42.209 --> 16:43.627
‫تا هشت ماه پیش

16:44.378 --> 16:49.133
‫ولی توی رویاهام
‫باشکوه‌ترین زندگی ممکن رو داشتم

16:50.134 --> 16:52.469
‫کسب‌و‌کار پدرم رو دست گرفتم

16:52.553 --> 16:54.847
‫و با یه مرد با چشمان طلایی آشنا شدم

16:54.930 --> 16:56.515
‫و بچه‌دار شدیم

16:58.642 --> 17:02.187
‫ولی وقتی بیدار شدم فهمیدم
‫ که هیچکدوم واقعی نبودن

17:05.357 --> 17:06.567
‫بجز اون بچه

17:08.277 --> 17:12.114
‫ظاهرا، وقتی توی بیمارستان خواب بودم

17:13.407 --> 17:14.783
‫یه دختربچه به دنیا آوردم

17:17.202 --> 17:19.872
‫اون زمان روش سرپوش گذاشتن
‫ولی آقای هولداوی فهمید

17:19.955 --> 17:22.291
‫که یه خانواده‌ی خوب به سرپرستی گرفتنش

17:22.374 --> 17:24.960
‫و اونم بزرگ شد و خودش دختردار شد

17:26.628 --> 17:27.755
‫یه دختر به اسم میراندا

17:29.798 --> 17:31.216
‫میراندا واکر

17:32.885 --> 17:34.053
‫مادرت

17:36.013 --> 17:37.931
‫من جد مادریت هستم، رز

17:38.807 --> 17:41.852
‫و متاسفم که با وعده‌های دروغ کشوندمت اینجا

17:41.935 --> 17:45.481
‫ولی فکر کردم که اگر
‫قبلش اینا رو بهت بگم، ممکنه...

17:45.564 --> 17:46.774
‫ممکنه که نیای

17:48.859 --> 17:50.986
‫و فکر نمی‌کردم تحمل
‫ همچین چیزی رو داشته باشم

18:02.456 --> 18:03.916
‫می‌ذارم تنهایی صحبت کنین

18:04.541 --> 18:06.418
‫- نه، لازم نیست...
‫- نه. لطفا بمون

18:06.502 --> 18:09.213
‫بعدا برمی‌گردم. شما با هم حرف بزنین

18:19.431 --> 18:21.600
‫از هر دوتون ممنونم که این همه راه اومدین
‫(هانتزویل، آلاباما)

18:21.683 --> 18:24.436
‫ولی به عنوان مسئولین کمیته‌ی برنامه‌ریزی

18:24.520 --> 18:29.399
‫به عهده‌ی ماست که یه جایگزین مناسب
‫ برای "مرد خانواده" پیدا کنیم

18:29.483 --> 18:33.362
‫پس، یه مهمان افتخاری جدید لازم دارم
‫هرچه زودتر بهتر

18:33.445 --> 18:36.031
‫افراد مشهور دیگه‌ای قرار نیست بیان؟

18:36.115 --> 18:38.992
‫- مون ریور
‫- نه اصلا

18:39.076 --> 18:40.869
‫کندی‌من

18:40.953 --> 18:44.623
‫یه شخص محبوب می‌خوایم
‫مردم بلیطاشون رو خریدن

18:44.706 --> 18:46.375
‫تعدادشون به اندازه پارسال نبوده

18:46.458 --> 18:48.001
‫اینم یه دلیل دیگه
‫برای اینکه سنگ‌تموم بذاریم

18:49.169 --> 18:51.755
‫کیو می‌شناسین که هممون
‫حاضر باشیم برای دیدنش پول بدیم؟

18:54.383 --> 18:56.051
‫-  کورینتیان
‫- آره

18:57.136 --> 19:00.472
‫هرسال باهاش تماس می‌گیرم
‫ هیچوقت جوابی نمیده

19:05.352 --> 19:06.562
‫نه

19:06.645 --> 19:07.938
‫ممنون

19:11.275 --> 19:12.734
‫بنظرت چند سالشه؟

19:12.818 --> 19:13.694
‫ کورینتیان؟

19:13.777 --> 19:16.405
‫تا جاییکه یادمه اون بوده

19:16.488 --> 19:18.740
‫نه، منظورم پیشخدمته

19:20.659 --> 19:22.369
‫شونزده؟ هفده؟

19:23.620 --> 19:24.620
‫برای تو زیادی سنش بالاست

19:25.873 --> 19:26.999
‫بنظر جوون‌تر میاد

19:27.082 --> 19:30.294
‫ولی احتمالا طی این مدت
‫ بیشتر از یه کورینتیان داشتیم

19:30.377 --> 19:34.464
‫الان هرکی کورینتیان‌ـه، کارش حرف نداره

19:35.424 --> 19:37.676
‫این مال هفته‌ی قبله. توی واشنگتن

19:40.137 --> 19:41.847
‫- اوه
‫- اوه

19:41.930 --> 19:44.808
‫توی ساحل شرقیه. زیاد دور نیست

19:45.392 --> 19:47.394
‫بنظرتون با چشم‌هاشون چیکار می‌کنه؟

19:47.477 --> 19:49.771
‫کلکسیون جمع می‌کنه. مثل ماها

19:50.480 --> 19:53.859
‫می‌تونم از همون طریق همیشگی دعوتش کنم

19:53.942 --> 19:58.447
‫نه، اگر می‌خوایم توجهش رو جلب کنیم
‫باید مثل خودش فکر کنیم

19:59.990 --> 20:01.700
‫مثل خودش... رفتار کنیم

20:04.077 --> 20:05.329
‫یعنی میگی بریم...

20:05.412 --> 20:07.206
‫از کورینتیان تقلید کنیم؟

20:07.289 --> 20:08.415
‫شاید خوش بگذره

20:08.498 --> 20:11.043
‫حق نداریم از کارهای همدیگه تقلید کنیم

20:11.126 --> 20:12.502
‫یه قانونی برای خودمون داریم

20:12.586 --> 20:15.964
‫و حدود صد تا قاتل زنجیره‌ای
‫ قراره بیان به این مراسم

20:16.048 --> 20:17.633
‫لطفا بهشون بگو "کلکسیون‌دار"

20:17.716 --> 20:20.427
‫و حسابی پول دادن که "مرد خانواده" رو ببینن

20:20.510 --> 20:23.263
‫نه. اصلا و ابدا

20:24.556 --> 20:27.517
‫باشه. هرجور مایلی

20:30.520 --> 20:31.520
‫دستشویی کجاست؟

20:37.277 --> 20:39.696
‫بنظرت کورینتیان هم فقط
‫از یه نوع آدمای خاص خوشش میاد؟

20:43.909 --> 20:44.909
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

20:45.410 --> 20:47.162
‫تو که رز واکر نیستی

20:48.205 --> 20:49.456
‫نه، من کارل‌ـم

20:50.082 --> 20:51.875
‫هم‌خونه‌ای رز هستی؟

20:51.959 --> 20:54.127
‫مراقب خونه‌اش هستم
‫فعلا نیستش

20:54.211 --> 20:55.379
‫آها

20:56.296 --> 20:57.589
‫و شما؟

20:57.673 --> 21:00.133
‫یجورایی میشه گفت کاریاب هستم

21:00.217 --> 21:01.927
‫اومدم یه شغلی به رز پیشنهاد بدم

21:02.594 --> 21:05.555
‫- واقعا؟
‫- می‌دونی کجا می‌تونم پیداش کنم؟

21:07.057 --> 21:10.602
‫فعلا رفته مسافرت
‫ولی می‌تونم پیامتون رو بهش برسونم

21:11.311 --> 21:14.189
‫آها. صحیح. بنظرت تا کی قراره مسافرت باشه؟

21:15.399 --> 21:16.399
‫یه هفته

21:17.067 --> 21:20.112
‫ولی... می‌تونین بیاین داخل منتظر بمونین

21:22.948 --> 21:25.409
‫روش کار کورینتیان بشدت دقیقه

21:25.492 --> 21:26.492
‫شیک و ظریفه

21:27.035 --> 21:30.122
‫یه کلکسیون قابل‌قبول ماه‌ها تحقیق لازم داره

21:30.205 --> 21:31.665
‫ابزار مناسب هم نیاز داریم

21:31.748 --> 21:35.168
‫بعلاوه، اصلا چرا باید کورینتیان براش
‫مهم باشه که کسی ازش تقلید می‌کنه؟

21:35.252 --> 21:36.295
‫خب، من باشم اهمیت میدم

21:36.378 --> 21:38.964
‫اگر بدونم کسی داره
‫کار من رو به اسم خودش میزنه

21:39.840 --> 21:44.428
‫پیداشون می‌کنم و مطمئن میشم
‫ که دیگه از اینکارها نکنن

21:45.012 --> 21:47.306
‫اینم یه دلیل خوب دیگه‌ست که اینکارو نکنیم

21:47.931 --> 21:49.558
‫آره. پس قطعا اینکارو نمی‌کنیم

21:49.641 --> 21:51.351
‫- ما تصمیم گرفتیم که...
‫- باید بریم

21:52.311 --> 21:56.231
‫نمی‌تونیم بریم. نه مهمان
‫افتخاری‌ای داریم نه برنامه‌ای برای آینده

21:56.315 --> 21:58.442
‫من دسر می‌خوام. پیشخدمته کجاست؟

21:58.525 --> 21:59.651
‫ما که یه نقشه داریم

22:00.319 --> 22:02.904
‫قراره یه پیام برای کورینتیان بفرستیم

22:04.156 --> 22:05.824
‫و پیشخدمت قرار نیست برگرده

22:10.620 --> 22:11.830
‫واو

22:15.167 --> 22:17.377
‫میرم دنبال لایتا. الان برمی‌گردم

22:22.549 --> 22:23.592
‫رز

22:24.134 --> 22:25.302
‫رز خانم

22:25.385 --> 22:27.429
‫رز واکر

22:34.519 --> 22:35.645
‫سلام، رزی

22:36.313 --> 22:38.190
‫بیا داخل، پروانه‌ی من

22:38.273 --> 22:40.984
‫وقتشه راهتو انتخاب کنی، رز واکر

22:42.277 --> 22:45.197
‫اسمم رو از کجا می‌دونین؟ شما کی هستین؟

22:45.280 --> 22:47.657
‫اسم، اسم، اسم

22:47.741 --> 22:50.786
‫هر اسم چیزی جز یه بخش از کل وجود نیست

22:50.869 --> 22:53.330
‫به همین سه‌تایی که جلوتن راضی باش، عشقم

22:53.413 --> 22:55.916
‫فکر نکنم دلت بخواد به شکل
سه مهربان (الهه‌های انتقام) بیایم سراغت

22:55.999 --> 22:58.919
‫فقط می‌تونیم بهت هشدار بدیم، خواهر

22:59.002 --> 23:00.670
‫نمی‌تونیم ازت محافظت کنیم

23:00.754 --> 23:02.464
‫در مقابل چی؟

23:02.547 --> 23:03.965
‫در مقابل زندگی، گلم

23:04.049 --> 23:06.635
‫و چیزهایی که در ورای زندگی می‌پلکن

23:06.718 --> 23:08.512
‫و سعی می‌کنن خودشون رو واردش کنن

23:08.595 --> 23:11.932
‫- مراقب رویاها باش
‫- و خانه‌ها

23:13.058 --> 23:14.184
‫منظورتون چیه؟

23:14.267 --> 23:16.561
‫داری سوال اشتباه رو می‌پرسی

23:16.645 --> 23:18.688
‫اگر سوال درست رو می‌پرسیدی

23:18.772 --> 23:21.149
‫می‌تونستیم در مورد کورینتیان بهت هشدار بدیم

23:21.233 --> 23:22.901
‫در مورد جد بهت بگیم

23:22.984 --> 23:25.320
‫و در مورد مورفیوس

23:32.244 --> 23:33.578
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

23:34.287 --> 23:35.287
‫من...

23:40.669 --> 23:43.088
‫بنظرم واقعا بابت سفر خسته‌ام

23:49.678 --> 23:51.346
‫شما دو تا چطور با هم آشنا شدین؟

23:51.430 --> 23:54.474
‫- همسایه‌ی همدیگه‌ایم
‫- توی یه ساختمونیم. یه طبقه فاصله داریم

23:54.558 --> 23:59.062
‫و وقتی مادرم مریض شد
‫لایتا و شوهرش عملا منو به فرزندخوندگی گرفتن

24:00.063 --> 24:02.149
‫بنظر ما که رز ما رو
‫به عنوان خانواده قبول کرد

24:02.232 --> 24:05.610
‫و این یعنی تو و شوهرت خانواده‌ی من هم هستین

24:07.487 --> 24:09.948
‫براش یه بلیط هواپیما بفرستم
‫که اونم بهمون ملحق بشه؟

24:10.699 --> 24:15.120
‫خیلی لطف داری، ولی... هکتور
‫حدود یه سال پیش فوت کرد

24:15.203 --> 24:16.204
‫اوه، نه

24:16.288 --> 24:18.582
‫یه حادثه بود
‫یکی از چراغ قرمز رد شد

24:18.665 --> 24:20.917
‫- واقعا شرمنده
‫- لازم نیست عذرخواهی کنی

24:21.001 --> 24:22.878
‫هکتور و من توی دانشگاه آشنا شدیم

24:22.961 --> 24:24.963
‫دانشجوی رشته‌ی معماری بودیم

24:25.046 --> 24:27.424
‫شرکت خودمون رو تاسیس کردیم
‫سال‌ها با هم بودیم

24:28.383 --> 24:30.343
‫ولی هرچند سال هم باشه کافی نیست، مگه نه؟

24:31.678 --> 24:35.515
‫بنظر میاد زندگی هممون بطرز
‫ وحشتناکی مختل شده، مگه نه؟

24:36.433 --> 24:39.811
‫شاید زندگی همینه
‫یک سری وقفه‌های بی‌پایان

24:40.812 --> 24:42.314
‫و یک سری تجدیددیدار

24:44.399 --> 24:47.527
‫خب، حالا فقط باید برادرت رو پیدا کنیم

24:47.611 --> 24:51.156
‫امیدوار بودم بتونم
‫یه کارآگاه خصوصی استخدام کنم

24:51.239 --> 24:54.493
‫یا بعدا خودم شخصا برم کیپ کندی

24:54.576 --> 24:55.619
‫خب، بنظر من که باید بری

24:55.702 --> 24:56.620
‫میرم

24:56.703 --> 24:59.581
‫فقط قبلش باید یه کاری پیدا کنم

25:00.290 --> 25:01.875
‫اگر من استخدامت کنم چی؟

25:02.501 --> 25:03.543
‫که چیکار کنم؟

25:03.627 --> 25:05.754
‫که نتیجه‌ام رو پیدا کنی؟

25:06.463 --> 25:09.382
‫ببین، من پول همه چیز رو میدم
‫سفرت، مخارجت

25:09.466 --> 25:11.343
‫و البته حقوقت

25:11.426 --> 25:13.762
‫- یونیتی، من...
‫- نگرانش نباش

25:13.845 --> 25:15.055
‫تا دلت بخواد پول دارم

25:15.722 --> 25:18.975
‫خانواده‌ی ما صاحب کارخانه‌ی شکر کینکید بود

25:19.059 --> 25:20.894
‫- واقعا؟
‫- اوه خدای من

25:20.977 --> 25:25.482
‫با اینکار بهم لطف می‌کنی
‫دلم می‌خواد نتیجه‌ام رو ببینم

25:26.233 --> 25:27.984
‫لایتا، توام باهاش میری؟

25:28.068 --> 25:29.110
‫بیا هممون بریم

25:29.194 --> 25:31.488
‫نه، نه، نه
‫من فقط جلوی دست‌و‌پاتون رو میگیرم

25:32.405 --> 25:34.616
‫ولی فکرم همیشه با شماست

25:35.575 --> 25:37.077
‫نه، نه، بیشتر از اون

25:38.954 --> 25:41.331
‫والدینم اینو خیلی وقت پیش بهم دادن

25:45.293 --> 25:46.294
‫الان دیگه مال توئه

25:49.130 --> 25:50.757
‫ممنون

25:50.840 --> 25:52.133
‫یه حلقه‌ی طلاییه

25:56.137 --> 25:57.430
‫چیه؟ چی شده؟

25:59.224 --> 26:05.438
‫توی راه که میومدیم توی ماشین
‫یه خواب در مورد یه حلقه دیدم

26:06.064 --> 26:08.275
‫واقعا؟ خب، پس...

26:09.776 --> 26:11.278
‫امیدوارم همه رویاهامون به حقیقت بپیونده

26:14.364 --> 26:17.158
‫این بهترین خونه‌ایه که تابحال مراقبش بودم

26:21.788 --> 26:24.332
‫رز کتاب‌های زیادی برات گذاشته که بخونی

26:26.501 --> 26:27.711
‫زیاد کتاب می‌خونی؟

26:29.838 --> 26:31.006
‫آدم‌ها رو ترجیح میدم

26:31.089 --> 26:33.925
‫خوش به حال ‌آدم‌ها

26:41.558 --> 26:43.310
‫بهم نگفتی شغله چیه

26:45.562 --> 26:46.980
‫همونی که برای رز پیدا کردی

26:47.063 --> 26:48.064
‫آها

26:49.399 --> 26:51.234
‫می‌خوام رز بیاد برای من کار کنه

26:51.860 --> 26:54.654
‫می‌دونی، کار قبلیم رو ول کردم
‫ تا برای خودم کار کنم

26:55.238 --> 26:58.450
‫بنظرم اگر رز کنارم باشه
‫می‌تونم رئیس قبلیم رو از کار بیکار کنم

27:00.660 --> 27:04.039
‫یه کار جدید بسازم... که فقط مال خودمون باشه

27:09.146 --> 27:11.146
‫قتلی دیگر از کورینتیان در رستوران محلی

27:11.171 --> 27:12.380
‫چیزی شده؟

27:13.089 --> 27:14.591
‫آره. باید برم سر کار

27:15.342 --> 27:16.718
‫بری دنبال افراد بیشتر؟

27:16.801 --> 27:18.219
‫اینطور بنظر میاد

27:19.638 --> 27:22.891
‫مطمئنی برای یه دور دیگه وقت نداری؟

27:24.017 --> 27:26.645
‫شاید این‌دفعه بدون عینک آفتابی‌ات؟

27:41.034 --> 27:42.535
‫میشه به رز بگی بهم زنگ بزنه؟

27:53.296 --> 27:57.300
‫ایناهاش
‫رز واکر، 21 ساله

27:57.384 --> 27:59.886
‫مادر، فوت شده
‫پدر، فوت شده

27:59.969 --> 28:01.262
‫بچه‌ی بیچاره

28:01.346 --> 28:05.058
‫ولی یه برادر داره، جد واکر
‫و یه نفر دیگه

28:05.684 --> 28:06.685
‫حقیقت داره؟

28:08.520 --> 28:12.148
‫بله. نقشه‌ی طاق ستاره‌ای جدید تصویب شده

28:12.232 --> 28:16.569
‫نیومدم در مورد ساخت‌و‌ساز حرف بزنم
‫اومدم در مورد مقلب حرف بزنم

28:16.653 --> 28:19.823
‫ارباب مورفیوس رویاهاش رو زیر نظر داره

28:19.906 --> 28:21.074
‫به نفعشه که حواسش باشه

28:21.157 --> 28:23.326
‫و قراره متیو رو بفرسته که توی
‫ دنیای بیداری زیر نظر بگیرتش

28:23.410 --> 28:25.412
‫چی؟ متیو دیگه کیه؟

28:25.495 --> 28:27.288
‫مرو. منم بابا

28:27.997 --> 28:31.251
‫بیخیال بابا. داره این تازه‌کار رو می‌فرسته؟

28:31.334 --> 28:32.334
‫چرا که نه؟

28:32.794 --> 28:36.965
‫تو پنج دقیقه هم نیست که اومدی اینجا
‫ اصلا می‌دونی چیو زیر نظر بگیری؟

28:37.048 --> 28:38.925
‫نه. خودت می‌خوای بری؟

28:39.008 --> 28:40.802
‫نخیر نمی‌خوام

28:40.885 --> 28:42.971
‫پس بگو چیو زیر نظر بگیرم

28:43.763 --> 28:44.763
‫اوه

28:46.015 --> 28:48.059
‫هرجور رفتار غیرعادی

28:48.143 --> 28:52.397
‫کدوتنبل به پرنده‌ی سخنگو میگه مراقب
‫ رفتار غیرعادی باش. میشه دقیق‌تر بگی؟

28:53.565 --> 28:57.861
‫اگر مقلب خودشو نشون بده
‫این اتفاق توی رویاش میافته

28:57.944 --> 29:00.321
‫که مطمئنا توی احوال زمان بیداری‌اش
‫ خودش رو نشون میده

29:00.405 --> 29:03.742
‫پس، دنبال هرگونه علائم
‫بیان‌گر وحشت‌زدگی یا ضربه‌روحی بگرد

29:03.825 --> 29:06.828
‫هرچیزی که ممکنه باعث بشه
‫بزنه هممون رو بکشه

29:06.911 --> 29:09.122
‫پس، عملا هرچیزی

29:10.206 --> 29:12.751
‫- عملا، آره
‫- استعداد مادرزادی داریا

29:12.834 --> 29:15.253
‫راستی، پرنده‌جون، هرچیزی دیدی

29:15.336 --> 29:17.505
‫قبل از اینکه به رئیس بگی، به لوسین بگو

29:17.589 --> 29:19.257
‫- مروین
‫- بیخیال بابا

29:19.340 --> 29:22.469
‫همه می‌دونن که تو یواشکی
‫ کل اینجا رو اداره می‌کنی

29:22.552 --> 29:24.971
‫من مشکلی با این قضیه ندارم

29:25.054 --> 29:27.640
‫- افرین پرنده‌ی خوب
‫- ممنون، متیو

29:29.476 --> 29:33.146
‫- خب، در مورد طاق ستاره‌ای جدید...
‫- بمونه برای بعد، لوسین

29:54.584 --> 29:56.586
‫- رز
‫- هل

29:56.669 --> 29:57.921
‫به خونه خوش اومدی

29:58.004 --> 29:59.297
‫- ممنون
‫- اوه

30:00.089 --> 30:01.257
‫چه حسی داری که برگشتی؟

30:02.175 --> 30:04.761
‫کیپ کندی دقیقا همونجوریه که انتظارشو داشتم

30:04.844 --> 30:07.847
‫آره، توی فلوریدا چیزی عوض نمیشه

30:07.931 --> 30:10.058
‫اوه، تو باید لایتا باشی
‫من هل کارترم

30:10.141 --> 30:11.893
‫- از دیدنت خوشبختم
‫- منم از دیدن شما خوشبختم

30:11.976 --> 30:13.520
‫هل صاحب این مسافرخونه‌ست

30:13.603 --> 30:17.357
‫آره، یه زمانی خونه‌ی مادربزرگم بود
‫ولی الان وضعیتش بهتره

30:17.440 --> 30:19.067
‫- اجازه بدین براتون بیارم
‫- ممنون

30:20.068 --> 30:22.737
‫- قبلا با هم دوست بودین؟
‫- نه

30:22.821 --> 30:24.948
‫وقتی داشتم جا می‌گرفتم
‫پای تلفن با هم آشنا شدیم

30:25.532 --> 30:27.659
‫کل داستان زندگیم رو برای رز گفتم

30:27.742 --> 30:29.160
‫منم کل زندگیم رو برای هل گفتم

30:29.244 --> 30:31.246
‫سلام! شما رز و لایتا هستین؟

30:31.329 --> 30:32.205
‫- سلام
‫- سلام

30:32.288 --> 30:33.706
‫- من کن‌ هستم
‫- منم باربی‌ـم
(اشاره به کِن، عروسک دوست‌پسر باربی)

30:35.250 --> 30:37.544
‫- ترکیب اسم افتضاحیه
‫- می‌دونیم

30:37.627 --> 30:40.213
‫- ما همسایه‌های طبقه پایین‌تون هستیم
‫- البته بزودی میریم

30:40.296 --> 30:43.925
‫قراره بریم یه نگاهی به چند تا خونه بندازیم
‫ولی امشب با هم میریم بیرون، مگه نه؟

30:44.551 --> 30:45.802
‫اگر بابت سفر زیاد خسته نباشین

30:45.885 --> 30:47.804
‫نه، بنظر عالی میاد

30:47.887 --> 30:48.887
‫عالیه

30:49.472 --> 30:51.599
‫و امروز موفق باشی
‫توی ملاقاتت با مسئول فرزندخوندگی

30:51.683 --> 30:52.683
‫ممنون

30:53.393 --> 30:55.353
‫داستان زندگی‌ات رو به اونا هم گفتم

30:55.436 --> 30:58.314
‫ولی فقط برای اینکه قضیه‌ی برادرت رو پخش کنم

30:58.398 --> 31:00.233
‫بخاطر این نبوده که داشتیم غیبت می‌کردیم

31:01.985 --> 31:04.237
‫خیلی ناراحت شدیم وقتی
‫قضیه‌ی مرگ مادرت رو شنیدیم

31:05.530 --> 31:07.866
‫- و شوهرش
‫- اوه، و شوهر شما

31:08.658 --> 31:11.369
‫شانتال و زلدا طبقه‌ی بالا
‫اتاق روبرویی شما زندگی می‌کنن

31:11.452 --> 31:14.330
‫ما بزرگترین کلکسیون خصوصی
‫عنکبوت‌های خشک شده

31:14.414 --> 31:16.165
‫توی ساحل شرقی رو داریم

31:16.791 --> 31:17.625
‫اوه

31:17.709 --> 31:20.086
‫می‌خواین بیاین ببینین؟
‫شاید امروز بعدالظهر؟

31:21.296 --> 31:23.172
‫اوه

31:23.256 --> 31:25.258
‫زلدا می‌خواد بدونه
‫گیلبرت رو دعوت کردین یا نه

31:25.341 --> 31:27.552
‫آره، یه یادداشت زیر درش انداختم

31:27.635 --> 31:30.638
‫اوه. امشب می‌بینیمتون
‫ هم‌خونه‌ای‌های جدید

31:33.057 --> 31:34.559
‫واقعا دخترهای نازنینی هستن

31:34.642 --> 31:35.852
‫اونا...

31:35.935 --> 31:37.979
‫خواهر؟ مادر؟ دختر؟ معشوق؟

31:38.062 --> 31:39.063
‫هیچکس نمیدونه

31:39.147 --> 31:41.691
‫ولی حس می‌کنم دونستنش
‫ یجورایی حسش رو خراب می‌کنه

31:41.774 --> 31:42.859
‫گیلبرت کیه؟

31:42.942 --> 31:44.819
‫گیلبرت توی اتاق زیرشیروونی زندگی می‌کنه

31:44.903 --> 31:47.614
‫زیاد نمی‌بینیمش. فقط توی
‫اتاقش میشینه و کتاب می‌خونه

31:47.697 --> 31:48.740
‫خب، فقط همینا بودن؟

31:49.490 --> 31:51.826
‫یا کس دیگه‌ای هم هست
‫که همه چی رو در مورد ما بدونه؟

31:51.910 --> 31:53.369
‫توی این خونه خبری از رمز و راز نیست

31:53.453 --> 31:56.748
‫هممون یه خانواده‌ی بزرگ و عجیب و شادیم

31:56.831 --> 31:58.166
‫شرمنده

31:58.249 --> 32:00.335
‫لازم نیست عذرخواهی کنی
‫ما هم بابت خانواده اومدیم

32:02.462 --> 32:04.047
‫ببخشید، خانم واکر

32:04.130 --> 32:07.467
‫ولی همونطور که پای تلفن
‫و ایمیل به وکیل مادرتون گفتم

32:07.550 --> 32:10.219
‫بر اساس قانون، نمی‌تونم
‫اطلاعات برادرتون رو بهتون بدم

32:10.303 --> 32:12.764
‫ولی اگر می‌خوای اطلاعات
‫خودتون رو بذارین که بدم به والدین جد...

32:12.847 --> 32:16.434
‫- اونا والدینش نیستن
‫- تا زمانیکه پیش اوناست، هستن

32:16.517 --> 32:18.811
‫- ولی من خواهرشم
‫- متوجهم چی میگین

32:18.895 --> 32:23.441
‫ولی شما هم باید متوجه بشین که درواقع
‫ هیچ ادعای قانونی‌ای در مورد برادرتون ندارین

32:24.067 --> 32:26.945
‫میشه فقط یه لحظه‌ی کوفتی
‫ مثل یه آدم رفتار کنی؟

32:27.028 --> 32:28.404
‫- لطفا؟
‫- رزی

32:28.488 --> 32:30.573
‫نه. این همه راه اومدیم

32:31.950 --> 32:36.204
‫والدینم مردن، خانم روبیو
‫جد تنها خانواده‌ایه که برام مونده

32:36.829 --> 32:37.829
‫فقط اون مونده

32:38.581 --> 32:41.960
‫فقط می‌خوام ببینمش یا باهاش حرف بزنم

32:42.752 --> 32:44.170
‫فقط بهش بفهمونم که من وجود دارم

32:47.882 --> 32:53.054
‫رز، اگر بهت بگم برادرت کجاست، بعدش چی؟

32:53.763 --> 32:54.764
‫باهاش ارتباط برقرار می‌کنم

32:56.432 --> 32:58.309
‫در مورد مادرمون بهش میگم

33:00.061 --> 33:02.855
‫ازش می‌پرسم حالش چطوره
‫حالش خوبه یا نه

33:02.939 --> 33:04.399
‫چیکار می‌کنی اگر بهت بگه

33:04.482 --> 33:07.068
‫"نمی‌خوام با این آدما زندگی کنم
‫می‌خوام با تو زندگی کنم"؟

33:07.944 --> 33:09.195
‫این چیزیه که می‌خوای؟

33:09.821 --> 33:14.701
‫آماده‌ای که خودت تنهایی
‫یه پسر 12 ساله رو بزرگ کنی؟

33:14.784 --> 33:15.868
‫اونم توی این سن؟

33:16.911 --> 33:19.455
‫شغلی داری؟ بیمه چی؟

33:26.838 --> 33:29.716
‫ببین، نمی‌دونم این حرفم کمکی می‌کنه یا نه

33:31.217 --> 33:33.803
‫ولی والدین جد، دوستای پدرت بودن

33:33.886 --> 33:34.929
‫واقعا؟

33:36.764 --> 33:39.934
‫جد رو بردن پیش خودشون
‫درخواست دادن که والدینش باشن

33:40.685 --> 33:44.897
‫حالا دارن ماهی 800 دلار میگیرن
‫پس جد اوضاع و احوالش خوبه

33:53.531 --> 33:54.531
‫سلام

33:55.241 --> 33:57.076
‫- برگشتین
‫- چطور پیش رفت؟

33:57.160 --> 34:00.204
‫خب، توی سازمان حضانت
‫که دوست جدیدی پیدا نکردم

34:00.288 --> 34:03.583
‫از حق خودت دفاع کردی
‫خیلی بهش افتخار کردم

34:03.666 --> 34:06.044
‫خب، می‌تونی همه‌اش رو برامون تعریف کنی

34:06.127 --> 34:08.171
‫- اونم موقع خوردن مشروب
‫- قراره ببریمت بیرون

34:08.254 --> 34:10.131
‫- الان؟
‫- معلومه

34:10.214 --> 34:12.383
‫خب، لباس‌هاتون خیلی شیکه
‫باید لباسامون رو عوض کنیم؟

34:12.467 --> 34:13.843
‫ما همیشه ظاهرمون همینه

34:13.926 --> 34:16.679
‫- آره. حتی موقع صبحونه
‫- آره

34:19.515 --> 34:20.892
‫بریم، خانم‌ها؟

34:21.934 --> 34:24.270
‫- خوشحال میشیم
‫- ولی لازم نیست منتظر هل بمونیم؟

34:25.646 --> 34:26.939
‫هل خودشم اونجاست

34:32.487 --> 34:34.947
‫<i>♪ یه رویا دیدم ♪</i>

34:35.740 --> 34:38.451
‫<i>♪ یه رویا در مورد تو، عزیزم ♪</i>

34:39.660 --> 34:42.288
‫<i>♪ قراره به حقیقت بپیونده، عزیزم ♪</i>

34:42.371 --> 34:46.292
‫<i>♪ فکر می‌کنن که دوران ما به سر رسیده ♪</i>

34:46.375 --> 34:48.544
‫<i>♪ اما، عزیزم ♪</i>

34:51.005 --> 34:54.717
‫<i>♪ قراره عالی باشی، بی‌نظیر باشی ♪</i>

34:55.426 --> 34:57.720
‫<i>♪ قراره کل دنیا رو تصاحب کنی ♪</i>

34:58.721 --> 35:01.974
‫<i>♪ از همینجا، از همین الان ♪</i>

35:02.058 --> 35:06.979
‫<i>♪ عزیزم، قراره همه چی گل‌و‌بلبل بشه ♪</i>

35:08.648 --> 35:11.818
‫<i>♪ صحنه‌ها و راه‌ها رو خالی کنین ♪</i>

35:11.901 --> 35:14.946
‫<i>♪ قرار نیست جز استراحت کاری انجام بدی ♪</i>

35:15.029 --> 35:18.157
‫<i>♪ یه بوس بفرست، یه تعظیم بکن ♪</i>

35:18.241 --> 35:23.287
‫<i>♪ عزیزم، قراره همه چی گل‌و‌بلبل بشه ♪</i>

35:25.540 --> 35:28.876
‫<i>♪ حالا نوبت توئه ♪</i>

35:28.960 --> 35:31.963
‫<i>♪ دنیا رو یه پا در هوا نگه‌دار ♪</i>

35:32.046 --> 35:35.383
‫<i>♪ چنان بزن تا بچرخه ♪</i>

35:35.466 --> 35:38.719
‫<i>♪ و این تازه شروع کاره ♪</i>

35:41.389 --> 35:44.517
‫<i>♪ پرده‌ها رو بدین بالا، چراغ‌ها رو روشن کنین ♪</i>

35:44.600 --> 35:47.728
‫<i>♪ قراره بری اون بالا بالاها ♪</i>

35:47.812 --> 35:51.107
‫<i>♪ قراره عالی باشی، بی‌نظیر باشی ♪</i>

35:51.190 --> 35:53.693
‫<i>♪ مطمئنم، وایسا و تماشا کن ♪</i>

35:54.819 --> 36:00.992
‫<i>♪ اون شانس که میگم الاناست که از راه برسه ♪</i>

36:01.075 --> 36:04.787
‫<i>♪ عزیزم، قراره همه‌چی گل و بلبل و گلستان بشه ♪</i>

36:04.871 --> 36:08.040
‫<i>♪ قراره همه چی نور علی نور بشه ♪</i>

36:08.124 --> 36:11.294
‫<i>♪ قراره همه چی آب‌نبات و شکلات بشه ♪</i>

36:11.377 --> 36:14.213
‫<i>♪ قراره همه چی گل‌وبلبل بشه ♪</i>

36:14.237 --> 36:15.839
‫یونیتی

36:15.840 --> 36:20.928
‫<i>♪ برای من و برای تـــو ♪</i>

36:24.640 --> 36:27.310
‫الو؟ یونیتی؟

36:28.519 --> 36:31.189
‫الو؟ الو؟ صدامو داری؟

36:33.065 --> 36:34.525
‫دوستت پشت تلفن نیست؟

36:36.444 --> 36:37.528
‫من دوستت میشم

36:38.988 --> 36:41.490
‫و دختری مثل تو نباید تنها باشه

36:44.911 --> 36:48.372
‫من تنها نیستم. دوستام داخلن
‫پس بهتره دیگه برم...

36:48.456 --> 36:51.584
‫- تلفنت رو رد کن بیاد
‫- و کیف پولت

36:51.667 --> 36:53.252
‫و اون حلقه‌ی روی انگشتت رو هم بده

36:53.336 --> 36:54.336
‫آقایون!

36:55.046 --> 36:58.841
‫بنظر میاد این دختر خانم
‫دلش می‌خواد حلقه‌اش رو نگه داره

36:58.925 --> 37:02.511
‫و همچنین شان و منزلتش رو
‫ ببخشید که دخالت می‌کنم

37:02.595 --> 37:04.555
‫ممنونم. ولی نیازی نیست جناب

37:13.356 --> 37:14.774
‫بیا بریم!

37:18.778 --> 37:19.904
‫حالتون خوبه، خانم؟

37:21.405 --> 37:24.242
‫شرمنده، خیلی... کار احمقانه‌ای کردم

37:24.325 --> 37:26.827
‫- نخیر. اصلا...
‫- چرا. احمقانه بود

37:27.495 --> 37:29.747
‫ولی ممنون که کمک کردین

37:29.830 --> 37:32.959
‫نیازی به کمک من نداشتین
‫خودتون داشتین از پسش برمیومدین

37:34.001 --> 37:35.628
‫به پلیس زنگ بزنیم؟

37:35.711 --> 37:37.838
‫بنظرم بهتره برم خونه

37:37.922 --> 37:39.257
‫خب، میشه همراهتون بیام؟

37:39.340 --> 37:41.968
‫درضمن، اسمم گیلبرت‌ـه

37:42.051 --> 37:44.470
‫شما همون گیلبرت‌ـی هستین
‫که زیرشیروونی هل زندگی می‌کنین؟

37:44.553 --> 37:48.307
‫بله همونم. شما که احیانا
‫مهمان‌های جدید طبقه‌پایینی نیستین؟

37:48.391 --> 37:50.935
‫بله خودمم. رز واکر

37:51.018 --> 37:55.314
‫خوشبختم. داشتم میرفتم
‫ اجرای صاحب‌خونه‌مون رو ببینم

37:55.398 --> 37:56.983
‫همین الان اجراش تموم شد

37:57.066 --> 37:59.860
‫داشتم کتاب می‌خوندم
‫زمان از دستم درفت

38:01.112 --> 38:03.114
‫مطمئنی حالت خوبه؟

38:03.197 --> 38:04.699
‫فقط باید یکم بخوابم

38:04.782 --> 38:06.867
‫خب، پس بیا بریم خونه، باشه؟

38:08.286 --> 38:10.037
‫خب، چی داشتی می‌خوندی؟

38:10.121 --> 38:11.205
‫یه اثر از چسترتون

38:11.998 --> 38:13.082
‫کتاب‌هاش رو خوندی؟

38:15.418 --> 38:17.962
‫نمی‌خوام چوپان دروغگو بشم

38:18.045 --> 38:18.879
‫اوه پسر

38:18.963 --> 38:22.300
‫ولی اگر رویای امشب رز واکر یک ذره هم
‫ شبیه اتفاقات بیداریش باشه...

38:22.383 --> 38:23.467
‫چی شد مگه؟

38:23.551 --> 38:25.720
‫بیرون یه بار توی فلوریدا بهش حمله شد

38:26.345 --> 38:27.930
‫ولی فراریشون داد

38:28.014 --> 38:29.890
‫توی فلوریدا چیکار می‌کنه؟

38:29.974 --> 38:31.892
‫دنبال برادر گمشده‌اش می‌گرده

38:31.976 --> 38:34.562
‫- جد واکر گمشده؟
‫- خب، رز که نمی‌تونه پیداش کنه

38:39.442 --> 38:40.442
‫چیه؟

38:42.570 --> 38:44.030
‫منم نمی‌تونم پیداش کنم

38:44.113 --> 38:45.948
‫آره، چون گم شده

38:46.032 --> 38:48.159
‫نه، فقط توی دنیای بیداری گم نشده

38:48.909 --> 38:50.328
‫توی دنیای رویاها هم گم شده

38:50.995 --> 38:54.999
‫گفتم اگر یه قتل تقلیدی
‫نمی‌تونه توجه کورینتیان رو جلب کنه...

38:55.666 --> 38:57.668
‫دو تا حتما می‌تونه

39:01.380 --> 39:02.381
‫البته جای دو تا...

39:04.550 --> 39:05.593
‫سه تا

39:05.676 --> 39:08.054
‫البته مال خودم رو بیشتر برای
‫ ادای احترام به آثار اون می‌دونم

39:08.137 --> 39:10.514
‫جفتتون گفته بودین این فکر خیلی بدیه

39:10.598 --> 39:13.976
‫- ولی خب فکر بهتری نداشتیم
‫- هنوزم یه مهمان افتخاری لازم داریم

39:14.060 --> 39:18.314
‫و تلاش برای وارد شدن
‫به ذهن یه کلکسیون‌دار دیگه

39:18.397 --> 39:19.607
‫کار جذابی بود

39:19.690 --> 39:25.029
‫آخه، چرا چشم‌ها؟ یا چرا فقط چشم‌ها؟

39:25.112 --> 39:27.281
‫چون اون‌ها پنجره‌ای به درون روح انسان هستن

39:27.365 --> 39:30.034
‫و خیلی سخته که بدون اینکه بترکن درشون بیاری

39:30.117 --> 39:32.745
‫راهش اینه که از شست‌هات استفاده کنی

39:34.038 --> 39:35.748
‫اوه، خدای من!

39:36.332 --> 39:37.332
‫آره

39:39.043 --> 39:41.379
‫بنظرم سعی داشتین
‫توجه من رو جلب کنین

39:43.506 --> 39:45.091
‫حالا که توجهم جلب شده...

39:48.386 --> 39:50.346
‫بگین که چرا نباید شما رو بکشم

39:53.808 --> 39:57.853
‫ما خوشحال... میشیم که مهمان ما باشین

39:59.063 --> 40:01.315
‫مهمان افتخاری‌مون

40:01.399 --> 40:04.902
‫در جلسه‌ی سالانه‌ی کلکسیون‌دارها

40:04.985 --> 40:07.154
‫افرادی که، تفریحاتشون با ما مشترکه

40:07.988 --> 40:08.989
‫اوهوم

40:09.073 --> 40:13.577
‫امیدوار بودیم، از اونجایی
‫که شما کورینتیان فعلی هستین

40:14.245 --> 40:16.455
‫شاید بتونین سخنرانی اصلی رو انجام بدین

40:16.539 --> 40:18.707
‫"کورینتیان فعلی"

40:18.791 --> 40:22.128
‫خب، بنظر که نمیاد 130 سالتون باشه

40:22.795 --> 40:23.879
‫ممنون

40:24.672 --> 40:26.382
‫خب، باعث افتخاره

40:26.465 --> 40:28.551
‫جمعی از افراد هم‌فکر

40:28.634 --> 40:32.054
‫که همشون... رویای مشترکی دارن

40:32.138 --> 40:35.182
‫رویایی که کورینتیان الهام‌بخشش بوده

40:35.266 --> 40:39.019
‫اوه. خب، پس در این صورت
‫شاید بتونم یه مهمان با خودم بیارم

40:39.103 --> 40:40.563
‫یه کلکسیون‌دار دیگه؟

40:41.063 --> 40:44.984
‫اوه، کسی که می‌تونه رویای
‫مشترکمون رو وارد عرصه‌ی جدیدی کنه

40:46.318 --> 40:48.779
‫البته. حتما. آره

40:49.363 --> 40:53.659
‫اسم مهمان یا لقبی که ترجیح میده چیه؟

40:55.119 --> 40:59.665
‫اوه، آره. خب، توی وطن من
‫بهش میگن مقلب

41:29.987 --> 41:33.908
‫جد واکر هنوزم توی قلمروی بیداریه
‫ ولی نمی‌تونم پیداش کنم

41:33.991 --> 41:36.494
‫نه. منم نمی‌تونم، سرورم

41:37.369 --> 41:40.247
‫همه انسان‌ها به سرزمین رویاها وصلن

41:41.624 --> 41:43.792
‫یک سوم عمرشون رو اینجا می‌گذرونن

41:44.793 --> 41:47.588
‫شکستن این ارتباط
‫احتیاج به دانش

41:48.797 --> 41:50.007
‫و قدرت داره

41:51.717 --> 41:53.594
‫پس شاید براتون جالب باشه که بدونین

41:54.970 --> 41:59.642
‫که آخرین کابوسی که جد قبل از
‫ ناپدید شدن دیده بود، کابوس گالت بود

41:59.725 --> 42:02.269
‫بنظرت ارتباط اون رو
‫ با سرزمین رویاها قطع کرده؟

42:02.937 --> 42:03.937
‫آره

42:05.147 --> 42:06.147
‫چرا؟

42:06.649 --> 42:09.109
‫چون اون که هر بچه‌ای نیست، مگه نه؟

42:09.777 --> 42:11.320
‫اون برادر رز واکره

42:11.987 --> 42:13.489
‫اون مقلب‌ـه

42:14.406 --> 42:15.574
‫ببخشید

42:16.659 --> 42:18.202
‫من رز واکرم

42:20.579 --> 42:22.623
‫در مورد برادرم جد چی می‌دونین؟

42:31.423 --> 42:33.050
‫کمکم کنین، خواهش می‌کنم!

42:33.801 --> 42:35.052
‫کمک!

42:39.598 --> 42:42.017
‫- جد؟
‫- عمه کلاریس؟

42:44.812 --> 42:46.230
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

42:47.314 --> 42:48.315
‫فرار کردم

42:48.399 --> 42:49.858
‫چی؟ چرا؟ چی شده مگه؟

42:49.942 --> 42:52.319
‫عمو بارنابی گفت منو
‫ توی زیرزمین حبس می‌کنه

42:52.403 --> 42:53.487
‫چرا؟ مگه چیکار کردی؟

42:53.571 --> 42:55.406
‫هیچی. بخدا اون ازم متنفره

42:55.489 --> 42:56.532
‫نه اینطوری نیست

42:57.116 --> 42:59.451
‫باید از دستش فرار کنیم
‫جفتمون، همین الان!

43:00.786 --> 43:02.162
‫کجا می‌تونیم بریم؟

43:02.246 --> 43:06.917
‫می‌تونیم هرجایی بریم
‫ولی همین الان باید بریم!

43:09.128 --> 43:10.128
‫باشه. باشه

43:25.394 --> 43:27.104
‫دارین اینجا چه غلطی می‌کنین؟

43:29.940 --> 43:33.027
‫هیچی، بارن. فقط... جد رو پیدا کردم

43:34.194 --> 43:36.322
‫می‌خواستم بیارمش خونه

43:38.616 --> 43:39.742
‫نه

43:41.619 --> 43:43.287
‫جد با من میاد خونه

43:44.955 --> 43:46.373
‫مگه نه، جد؟

43:49.168 --> 43:50.168
‫آره آقا

43:59.428 --> 44:01.055
‫اوه، نه، نمی‌تونی جلو بشینی

44:01.764 --> 44:03.015
‫باید بری پشت

44:07.102 --> 44:08.437
‫بارنابی، نه!

44:09.229 --> 44:10.856
‫می‌خوای توام باهاش بری اون تو؟

44:11.815 --> 44:13.525
‫پس به من نگو نه!

44:15.549 --> 44:22.549
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی

44:22.573 --> 44:39.597
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
