WEBVTT

00:01.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:20.150 --> 00:30.150
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:06.731 --> 02:08.271
‫گمونم شما کارآگاه کاپ هستی؟

02:21.721 --> 02:24.122
‫« قسمت ششم »
‫« مرد سوم »

02:24.146 --> 02:31.373
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

02:34.421 --> 02:39.527
‫هری هالینجر کسی بود که می‌خواست
‫در اسرع وقت اسمش رو بذار خودکشی

02:39.551 --> 02:42.657
‫هری هالینجر، بهترین دوست
‫و نزدیک‌ترین مشاور رئیس جمهور

02:42.681 --> 02:46.167
‫هری هالینجر چرا دنبال اسناد سیاسی می‌گشت؟

02:46.191 --> 02:47.377
‫هری هالینجر

02:47.401 --> 02:49.048
‫- هری هالینجر
‫- هری هالینجر

02:49.072 --> 02:50.417
‫هری هالینجر

02:50.441 --> 02:52.207
‫- هری...؟
‫- بهتره مستقیم بریم سر اصل مطلب

02:52.231 --> 02:54.167
‫میشه حداقل بهت بگم
‫از ریشت خوشم میاد؟

02:54.191 --> 02:56.467
‫کونِ لقت. اون بیرون چه غلطی می‌کنی، آرون؟

02:56.491 --> 02:58.637
‫یادت میاد ما چرا اینجاییم؟
‫این چیه؟

02:58.661 --> 03:01.597
‫این یه جلسه‌ی کسل‌کننده
‫در مورد پروتکل امنیتیه

03:01.621 --> 03:02.973
‫هدف از این جلسه همینه

03:02.997 --> 03:07.897
‫نه تریبونِ آزاد برای طرفدارهای تئوری توطئه
‫که بیان اظهارنظرهای احمقانه بکنن

03:07.921 --> 03:10.647
‫در مورد اتفاقی که فکر می‌کنن
‫توی کاخ سفید افتاده

03:10.671 --> 03:14.857
‫هری هالینجر توی 22 دقیقه‌ای که
‫از اتاق شرقی خارج شد کجا بود؟

03:14.881 --> 03:17.027
‫تو گذاشتی این رو تبدیل به یه سیرک کنن

03:17.051 --> 03:18.657
‫نه، نه، نه. بدتر از سیرک

03:18.681 --> 03:20.073
‫بدتر از سیرک؟

03:20.097 --> 03:22.947
‫تو گذاشتی این رو تبدیل
‫به یه معمای قتل کنن

03:22.971 --> 03:25.497
‫و این بده. این خیلی خیلی بده

03:25.521 --> 03:27.457
‫می‌خوای بدونی چرا بده؟

03:27.481 --> 03:30.543
‫آره، یعنی، معماهای قتل
‫الان خیلی محبوب هستن

03:30.567 --> 03:32.667
‫- هر دفعه که تلویزیون رو روشن می‌کنم...
‫- دقیقاً!

03:32.691 --> 03:35.627
‫مردم از معمای قتل خوششون میاد.
‫فکر می‌کنن باحاله. و واقعاً باحاله.

03:35.651 --> 03:38.377
‫کتابخونه و اتاق بازی
‫و سلاح‌های گُمشده رو داریم

03:38.401 --> 03:40.137
‫و حالا... ایول!

03:40.161 --> 03:42.763
‫کارآگاهی که ناپدید شده!
‫مگه بهتر از اینم میشه؟

03:42.787 --> 03:45.177
‫مردم کم کم فکر می‌کنن
‫«منم می‌تونم کارآگاه‌بازی کنم»

03:45.201 --> 03:47.637
‫«اون یه سرنخه؟ این یه سرنخِ کوفتیه؟»

03:47.661 --> 03:49.557
‫«از داستانِ جنایی خوشم میاد. کارِ کی بوده؟!»

03:49.581 --> 03:52.147
‫و ویژگی اصلی معماهای قتل اینه، آرون:

03:52.171 --> 03:55.607
‫کسی که انجامش داده همیشه
‫کسیه که بیشترین شک رو بهش داری

03:55.631 --> 03:57.317
‫کمترین نه. بیشترین

03:57.341 --> 03:59.487
‫تو فقط تعلیم دیدی بهشون مشکوک نشی

03:59.511 --> 04:01.027
‫ولی با این همه واقعاً مشکوک میشی

04:01.051 --> 04:04.907
‫و می‌دونی اون شخص توی معمای قتلت کیه، آرون؟

04:04.931 --> 04:06.657
‫می‌دونی اون کیه؟

04:06.681 --> 04:08.497
‫- مرد سوئیسی؟
‫- آره!

04:08.521 --> 04:09.537
‫من!

04:09.561 --> 04:11.877
‫آره. شاید

04:11.901 --> 04:14.127
‫نمی‌دونم. مرد سوئیسی به نظرم آب‌زیرکاه میاد

04:14.151 --> 04:17.337
‫باید این قضیه رو تحت کنترل در بیاری، آرون

04:17.361 --> 04:19.047
‫همه چی تحت کنترله

04:19.071 --> 04:22.637
‫ببین، اگه کار به اونجا برسه، همیشه می‌تونم
‫باهاش معامله کنم. نگران نباش

04:22.661 --> 04:24.763
‫نمی‌تونی با همچین آدم‌هایی معامله کنی

04:24.787 --> 04:26.677
‫- چجور آدم‌هایی؟
‫- آدم‌هایی مثل اون

04:26.701 --> 04:29.057
‫آدم‌هایی مثل مارجری بی بیکس

04:29.081 --> 04:30.897
‫این آدم‌ها فرق می‌کنن

04:30.921 --> 04:34.567
‫این آدم‌ها دقیقاً همون آدم‌هایی هستن
‫که همیشه بودن،

04:34.591 --> 04:36.801
‫و ما همیشه باهاشون معامله کردیم

04:43.341 --> 04:44.341
‫کارِ کی بوده؟

04:45.641 --> 04:46.641
‫چی؟

04:47.221 --> 04:48.511
‫کارِ کی بوده، هری؟

04:49.851 --> 04:50.891
‫می‌خوام بدونم

04:52.651 --> 04:53.651
‫دیدی؟

05:05.071 --> 05:06.677
‫این اولین باره که میای اینجا؟

05:06.701 --> 05:07.967
‫سومین باره

05:07.991 --> 05:09.557
‫- سومین باره؟
‫- آره

05:09.581 --> 05:11.727
‫- سه بار این کارو کردی؟
‫- پرنده‌ی سرسختیه

05:11.751 --> 05:13.591
‫- ببخشید؟
‫- پرنده‌ی سرسخت

05:14.131 --> 05:16.693
‫به پرنده‌ای که نمی‌تونی پیدا کنی
‫و نمی‌تونی ول کنی این رو میگی

05:16.717 --> 05:20.051
‫فکر می‌کنی همه‌ی اونایی که پیدا می‌کنی
‫کافی هستن، ولی هیچوقت اینطور نیست

05:20.631 --> 05:22.051
‫شبیه یه آهنگِ کانتریه

05:22.801 --> 05:24.367
‫اونی که الان صداش رو شنیدم چیه؟

05:24.391 --> 05:25.697
‫درازدامن سرطلایی

05:25.721 --> 05:27.077
‫- پرنده‌ی تو نیست؟
‫- پرنده‌ی من نیست

05:27.101 --> 05:29.497
‫پرنده‌ی من مورچه‌پیتای غول‌پیکره

05:29.521 --> 05:32.401
‫ولی درازدامن پرنده‌ی خوشگلیه
‫و از دیدنش خوشحالم

05:33.101 --> 05:34.891
‫و همه‌شون کمک می‌کنن

05:36.481 --> 05:37.981
‫همه چی باهم جور در میاد

06:07.601 --> 06:09.191
‫ما اجازه نداشتیم بریم داخل

06:09.811 --> 06:12.827
‫اون روی این خیلی تأکید می‌کرد
‫و ما به حرفش احترام میذاشتیم

06:12.851 --> 06:14.957
‫فقط بیرون منتظر می‌موندیم

06:14.981 --> 06:16.271
‫تا این که...

06:18.691 --> 06:19.691
‫تا این که چی؟

06:26.411 --> 06:27.411
‫خون!

06:28.911 --> 06:30.307
‫- چی؟
‫- خون!

06:30.331 --> 06:32.541
‫- کجا؟
‫- طبقه‌ی بالا! توی اتاق خواب لینکلن!

06:33.911 --> 06:36.347
‫توی اتاق خواب لینکلن چه غلطی می‌کنی؟

06:36.371 --> 06:37.687
‫اون گذاشت بیام اینجا بخوابم

06:37.711 --> 06:39.461
‫- کی؟
‫- اون!

06:40.711 --> 06:42.027
‫من؟

06:42.051 --> 06:43.107
‫نه. چی؟ نمی...

06:43.131 --> 06:45.527
‫تو من رو آوردی اینجا خوابوندی
‫و بهم شب بخیر گفتی

06:45.551 --> 06:47.567
‫نه، این رو یادم نمیاد

06:47.591 --> 06:49.131
‫تو رو خوابوندم؟

06:59.191 --> 07:00.191
‫خون کجاست؟

07:01.111 --> 07:02.151
‫اونجاست

07:16.461 --> 07:19.397
‫- کارآگاه کاپ، همه چی...؟
‫- اون اتاق انتهای راهرو چیه؟

07:19.421 --> 07:20.591
‫اتاق ملکه

07:21.541 --> 07:23.527
‫و این اتاق که اینجاست؟
‫کنارِ اتاق خواب لینکلن؟

07:23.551 --> 07:24.841
‫اتاق معاهده

08:17.021 --> 08:18.061
‫یه دره

08:23.021 --> 08:24.021
‫یه درِ فشاری

08:26.111 --> 08:27.241
‫کمد ملافه‌ست

08:28.781 --> 08:30.837
‫و اون طرفِ راهرو چی؟ همونه؟

08:30.861 --> 08:31.861
‫این؟

08:32.371 --> 08:33.371
‫نه

08:34.031 --> 08:35.241
‫این فرق می‌کنه

08:38.621 --> 08:39.701
‫راه‌پله‌ست

08:42.081 --> 08:44.187
‫یه راه‌پله‌ی سرّی

08:44.211 --> 08:45.817
‫راه‌پله‌ی کارکنان

08:45.841 --> 08:47.931
‫- به کجا؟
‫- به طبقه‌ی سوم

09:11.951 --> 09:15.053
‫جوری که کفش‌هاش از پاش در می‌اومدن
‫و شلوارش جمع شده

09:15.077 --> 09:17.661
‫- همیشه فکر می‌کردم که جابجا شده
‫- از کجا جابجا شده؟

09:26.591 --> 09:28.397
‫می‌خوام همه از این طبقه برن بیرون

09:28.421 --> 09:29.921
‫الان

09:31.341 --> 09:33.381
‫- کسِ دیگه‌ای این بالاست؟
‫- نباید باشه

09:39.181 --> 09:41.691
‫من خوبم. خوبم

09:43.101 --> 09:44.038
‫آقای جکمن؟

09:44.062 --> 09:46.247
‫این تخت خیلی بلنده

09:46.271 --> 09:48.747
‫لعنتی، مثل بالا رفتن از کوه اورستِ تخمیه

09:48.771 --> 09:50.481
‫شوخی می‌کنی؟

09:51.151 --> 09:52.967
‫این اتاق خیلی قشنگ‌تره

09:52.991 --> 09:54.467
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

09:54.491 --> 09:56.621
‫- اون بهم گفت می‌تونم اینجا بخوابم
‫- کی؟

10:04.921 --> 10:06.147
‫- مأمور ترسک!
‫- بله؟

10:06.171 --> 10:09.187
‫- بهت گفتم نذاری کسی بیاد بالا
‫- می‌دونم. می‌دونم گفتی

10:09.211 --> 10:11.067
‫ولی این واقعاً منصفانه‌ست؟

10:11.091 --> 10:13.987
‫بعد از تمام کارهایی که
‫کایلی و هیو برامون کردن؟

10:14.011 --> 10:17.237
‫- و چرا مأمورهای سرویس مخفی اون بالا نیستن؟
‫- چون بهمون گفتن به اون طبقه نریم

10:17.261 --> 10:20.367
‫من الان همین رو گفتم
‫و منظورم سرویس مخفی نبود

10:20.391 --> 10:22.367
‫منظورم این نبود که شما به ما گفتی
‫به اون طبقه نریم

10:22.391 --> 10:24.577
‫- کی بهتون گفت به اون طبقه نرید؟
‫- آقای مورگان

10:24.601 --> 10:25.578
‫الیوت مورگان؟

10:25.602 --> 10:26.877
‫- آره
‫- کِی؟

10:26.901 --> 10:29.718
‫ساعت 9:22 با یکی از مأمورهامون تماس گرفتن.
‫از اون موقع بالا نرفتیم.

10:29.742 --> 10:32.627
‫- این دروغه
‫- شما از سرویس مخفی نخواستی به اون طبقه نرن؟

10:32.651 --> 10:36.137
‫نه! اولاً، اونا نباید توی طبقه‌ی دوم باشن

10:36.161 --> 10:37.507
‫این حقیقت داره

10:37.531 --> 10:40.677
‫به ما گفتن که اختلافِ درازمدتی
‫بین مورگان‌ها

10:40.701 --> 10:44.517
‫و سرویس مخفی در مورد بالا رفتن بوده
‫و مورگان‌ها تأکید کردن

10:44.541 --> 10:46.853
‫که می‌خوان در حد امکان به اون طبقه نرن

10:46.877 --> 10:49.817
‫- ولی من امشب چیزی راجع بهش نگفتم
‫- به کسی زنگ نزدی؟

10:49.841 --> 10:54.051
‫کارآگاه کاپ. ساعت 5:30 صبحه.
‫من خسته‌ام.

10:54.631 --> 10:57.841
‫نمی‌دونم چند دفعه باید به یه شکل
‫به یه سؤال جواب بدم

10:58.801 --> 11:00.261
‫شاید یه بار دیگه

11:00.931 --> 11:02.287
‫من به کسی زنگ نزدم

11:02.311 --> 11:04.907
‫اون ساعت 9:22 شب زنگ زد.
‫من باهاش حرف زدم.

11:04.931 --> 11:06.691
‫نمی‌دونم چرا میگه زنگ نزده

11:07.521 --> 11:09.957
‫- وقتی زنگ زد کجا بودی؟
‫- طبقه‌ی دوم، کنارِ آسانسور

11:09.981 --> 11:12.047
‫- بعدش رفتی؟
‫- وقتی خانواده‌ی اول میگه برید، می‌ریم

11:12.071 --> 11:13.507
‫- من رفتم
‫- اون تماس رو ردیابی کردیم؟

11:13.531 --> 11:14.547
‫- نه
‫- باید این کارو بکنیم

11:14.571 --> 11:17.451
‫- و بعد از اون هیچی ندیدید و نشنیدید؟
‫- از بیرون صدای سقوط اومد

11:18.991 --> 11:20.951
‫- غیر از اون؟
‫- نه. هیچی

11:21.491 --> 11:22.428
‫به جز سگه

11:22.452 --> 11:24.057
‫- سگه؟
‫- بله

11:24.081 --> 11:25.081
‫کدوم سگه؟

11:26.081 --> 11:28.267
‫- سگِ مورگان‌ها، شرلی
‫- نمی‌تونی جدی باشی

11:28.291 --> 11:30.687
‫- نه، واقعاً اسمش اینه
‫- بالا یه سگ هست؟

11:30.711 --> 11:32.227
‫- خب، اون الان بیرونه
‫- اون چی؟

11:32.251 --> 11:33.567
‫- اون پارس می‌کرد
‫- خیلی خب...

11:33.591 --> 11:36.027
‫ولی قضیه اینه که اون هیچوقت پارس نمی‌کنه

11:36.051 --> 11:37.907
‫مگر این که غریبه دور و برش باشه، که نیست،

11:37.931 --> 11:39.737
‫چون اون توی طبقه‌ی دوم کاخ سفید زندگی می‌کنه

11:39.761 --> 11:41.197
‫- چه زمانی بود؟
‫- حوالی 9:30

11:41.221 --> 11:42.907
‫و وقتی صدای پارس شرلی رو شنیدی
‫چیکار کردی؟

11:42.931 --> 11:44.577
‫پایین پله‌ها بودم و بعدش رفتم بالا

11:44.601 --> 11:46.247
‫با این که آقای مورگان
‫بهت گفته بود نری

11:46.271 --> 11:48.457
‫اگه مجبور باشم بین توبیخ شدن
‫توسط آقای مورگان

11:48.481 --> 11:50.287
‫و ریسک امنیتی یکی رو انتخاب کنم،
‫توبیخ رو انتخاب می‌کنم.

11:50.311 --> 11:51.917
‫- توبیخ میشی
‫- رفتم بالا

11:51.941 --> 11:53.997
‫هیچی ندیدم، برگشتم پایین.
‫صدای پارس قطع شد.

11:54.021 --> 11:55.377
‫اتفاق عجیبیه

11:55.401 --> 11:56.757
‫کارآگاه کاپ؟

11:56.781 --> 11:58.321
‫بله؟

11:58.821 --> 11:59.821
‫ممنون

12:00.411 --> 12:03.251
‫- چقدر قراره اینجا بمونی؟
‫- تا هر وقت که طول بکشه

12:04.701 --> 12:05.977
‫تا وقتی که اون پرنده رو ببینم

12:06.001 --> 12:07.171
‫ممکنه خیلی طول بکشه

12:07.961 --> 12:08.961
‫من وقت دارم

12:10.961 --> 12:13.687
‫- این بالا احساس تنهایی نمی‌کنی؟
‫- پرنده‌ها هستن

12:13.711 --> 12:16.397
‫- ولی آدم‌های دیگه چی؟
‫- وقتی بهشون نیاز داشته باشم پیداشون می‌کنم

12:16.421 --> 12:17.841
‫اگه اونا بهت نیاز داشته باشن چی؟

12:45.161 --> 12:47.161
‫هرچی که خواستی برات آوردم

12:53.921 --> 12:55.051
‫ممنون

12:57.461 --> 12:59.897
‫یه چیزهایی هم آوردی که نخواستم و نمی‌خوام

12:59.921 --> 13:01.027
‫- نه
‫- تکنولوژی؟

13:01.051 --> 13:03.027
‫- نه
‫- تلفن ماهواره‌ای؟ یه همچین چیزی؟

13:03.051 --> 13:04.237
‫نه. چرا این رو میگی؟

13:04.261 --> 13:06.721
‫- من پنج بار اومدم اینجا
‫- گفتی سه بار

13:07.971 --> 13:11.617
‫هر بار، رودریگو از دانشگاه
‫کسی بود که برام لوازم می‌آورد

13:11.641 --> 13:13.537
‫- این دفعه نه. چرا؟
‫- سرش شلوغه

13:13.561 --> 13:15.457
‫- تو کی هستی؟
‫- نوئلیا

13:15.481 --> 13:17.667
‫چرا به کاری که توی کاخ سفید کردم
‫علاقه داری؟

13:17.691 --> 13:20.691
‫همه به کارت توی کاخ سفید علاقه ندارن؟

13:22.701 --> 13:25.142
‫- چیزی به اسم پرونده‌ی سرسخت هم داریم؟
‫- نه

13:25.166 --> 13:27.035
‫پرونده‌ای که نمی‌تونی حلش کنی
‫و نمی‌تونی ولش کنی؟

13:27.059 --> 13:30.741
‫پرونده‌ای نیست که نتونم حل کنم.
‫تو کی هستی؟ کی تو رو فرستاده؟

13:36.631 --> 13:40.067
‫به خاطر نحوه‌ی زمین گذاشتن اون کیسه
‫فکر کردی برات لوازم الکترونیکی آوردم

13:40.091 --> 13:41.028
‫به آرومی

13:41.052 --> 13:44.317
‫اگه برات همچین چیزی آورده بودم
‫می‌دونم مجبورم می‌کردی برش گردونم

13:44.341 --> 13:47.551
‫و نمی‌خوام بیشتر از اونی که لازمه
‫از اون تپه پایین ببرم

13:54.061 --> 13:56.481
‫احتمالاً یه آبنبات چوبی رو شکستم. شرمنده

13:57.901 --> 14:00.031
‫داری این بالا شمّت رو از دست میدی،
‫کارآگاه کاپ.

14:12.291 --> 14:13.291
‫ممنون

14:31.474 --> 14:33.351
‫[کارآگاه کاپ]

14:35.604 --> 14:37.439
‫[حتماً دلت می‌خواد تماشا کنی]

15:18.521 --> 15:20.627
[گیرنده‌ی تلویزیونی ویاست]

15:20.651 --> 15:22.627
‫- به چی نگاه می‌کنم؟
‫- اونجا

15:22.651 --> 15:23.588
‫- گوشش؟
‫- دماغش

15:23.612 --> 15:25.967
‫این یکی از اون تصاویره که
‫تو خرگوش می‌بینی و من اردک؟

15:25.991 --> 15:28.843
‫این مرد که اینجاست. ازمون خواستی
‫تمام افراد توی لیست مهمون‌ها رو

15:28.867 --> 15:31.991
‫با کسایی که امشب اومدن مطابقت بدیم.
‫از خانم و آقای موتا خبر داشتیم.

15:33.791 --> 15:35.893
‫- ولی الان یکی دیگه پیدا کردیم
‫- یه مهمونِ بی‌دعوت دیگه؟

15:35.917 --> 15:37.727
‫- یه مهمونِ بی‌دعوت دیگه
‫- یه مرد سوم

15:37.751 --> 15:39.097
‫یه مرد سوم؟

15:39.121 --> 15:41.067
‫مردم سوم

15:41.091 --> 15:42.647
‫مأمورهامون یه کارت اسم هم پیدا کردن

15:42.671 --> 15:45.131
‫که با هیچکس توی لیست مهمون‌ها مطابقت نداره

15:45.841 --> 15:47.857
‫- من نمی...
‫- اون... اون یه اسمه؟

15:47.881 --> 15:50.737
‫- فکر کنم
‫- س-ر-و-ک...

15:50.761 --> 15:53.077
‫نه. نه. چی؟ نه، «ف» رو دنبال کن

15:53.101 --> 15:55.157
‫- کدوم «ف»؟ من «ف» نمی‌بینم
‫- ف-ی...

15:55.181 --> 15:56.457
‫اسمش با «فی» شروع میشه؟

15:56.481 --> 16:01.361
‫ف-ی-گ-و-ل-پ-س-ک-ر-پ-ی-ف

16:02.561 --> 16:04.271
‫اسمش فیگولپسکر پیفه

16:07.741 --> 16:10.241
‫لری. آره، لری

16:12.121 --> 16:13.121
‫لری

16:13.451 --> 16:15.097
‫خیلی خب. اون رو یادت میاد؟

16:15.121 --> 16:17.387
‫آره. اون بلافاصله قبل از شام اومد پیشم،

16:17.411 --> 16:20.661
‫گفت کارتش رو جا گذاشته،
‫برای همین یه کارت جدید براش نوشتم.

16:22.711 --> 16:26.067
‫این خیلی... قشنگه

16:26.091 --> 16:27.171
‫اون مهربون بود

16:28.051 --> 16:31.197
‫آره. یعنی، به وضوح نمیشه
‫از اون تشخیص داد

16:31.221 --> 16:32.737
‫ولی فکر کنم خودشه

16:32.761 --> 16:36.407
‫آره، فکر کنم. ولی باید با خانم کانون
‫حرف بزنی. اونم دیدش

16:36.431 --> 16:41.497
‫آره. فکر می‌کردم پیشخدمت قراردادیه.
‫ولی نیک بهم گفت مهمون بوده.

16:41.521 --> 16:42.458
‫کی؟

16:42.482 --> 16:44.167
‫مردی که به سقف نگاه می‌کنه

16:44.191 --> 16:47.377
‫نه، اون مهمونه. کارتِ اونم نوشتم

16:47.401 --> 16:49.087
‫- از نزدیک دیدیش؟
‫- اون موقع نه

16:49.111 --> 16:51.797
‫- منظورت چیه که اون موقع نه؟
‫- بعداً باهاش سوار آسانسور شدم

16:51.821 --> 16:53.137
‫- آسانسور؟
‫- بله، خانم

16:53.161 --> 16:56.517
‫وقتی داشتم برمی‌گشتم اتاق آقای کاکس،
‫اون توی طبقه‌ی اول سوار شد.

16:56.541 --> 16:58.501
‫- کجا پیاده شد؟
‫- طبقه‌ی دوم

17:03.331 --> 17:05.937
‫به نظر منم غیرعادی اومد

17:05.961 --> 17:08.381
‫ولی راستش اون موقع سرم خیلی شلوغ بود

17:09.421 --> 17:10.318
‫مطمئنی اون بود؟

17:10.342 --> 17:13.367
‫البته که نه. ولی کسی بود که نمی‌شناختم،

17:13.391 --> 17:15.783
‫و بالای سرش یه جورایی عجیب بود

17:15.807 --> 17:18.497
‫- نمی‌دونم. سگ مست بودم
‫- کِی بود؟

17:18.521 --> 17:19.827
‫کِی سگ مست بودم؟

17:19.851 --> 17:21.851
‫- آسانسور
‫- 9:30

17:22.601 --> 17:24.811
‫شاید. نمی‌دونم

17:25.691 --> 17:28.547
‫می‌دونم رالی هم این یارو رو دید

17:28.571 --> 17:32.427
‫آره، اون گوشه نشسته بود.
‫با چندتا از استرالیایی‌ها بود.

17:32.451 --> 17:35.768
‫لیلی اومد و سراغش رو گرفت.
‫گفت اسمش توی چینش صندلی‌ها نبود.

17:35.792 --> 17:38.847
‫ولی خب لیلی چینش‌های صندلی زیادی داشت

17:38.871 --> 17:41.517
‫کسی این مرد رو می‌شناسه؟

17:41.541 --> 17:43.687
‫- کدوم مرد؟ من فقط یه گوش می‌بینم
‫- به گوش نگاه نکنید

17:43.711 --> 17:45.437
‫- به گوش نگاه نکنید؟
‫- به بینی نگاه کنید

17:45.461 --> 17:47.607
‫این یکی از اون تصاویره که
‫شما خرگوش می‌بینی و من...

17:47.631 --> 17:49.487
‫نه. هیچکس نمی‌شناستش؟

17:49.511 --> 17:51.891
‫اون رو یادمه. سرِ شام کنارم نشسته بود

17:52.671 --> 17:54.594
‫عجیب بود. زیاد حرف نزد

17:54.618 --> 17:56.117
‫سعی کردم سرِ حرف رو باهاش باز کنم

17:56.141 --> 17:57.527
‫- اسمش رو بهتون گفت؟
‫- نه

17:57.551 --> 17:59.037
‫- چیزی از کارش نگفت؟
‫- نه

17:59.061 --> 18:00.287
‫- محل زندگی‌اش؟
‫- نه

18:00.311 --> 18:02.117
‫اگه یادتونه اون طرفش کی نشسته بود؟

18:02.141 --> 18:04.247
‫یادمه. آقای بینگ بود

18:04.271 --> 18:05.707
‫والپول بینگ

18:05.731 --> 18:07.207
‫صاحب صنعتِ استرالیایی

18:07.231 --> 18:10.507
‫دقیقاً. و ظاهراً یکی از دوست‌های
‫صمیمی هری هالینجره

18:10.531 --> 18:11.991
‫نمیشه کره‌ی شمالی رو حذف کرد

18:14.361 --> 18:16.967
‫- وقتشه توافق کنیم، مارجری
‫- توافق؟

18:16.991 --> 18:19.035
‫فقط بهم بگو چی می‌خوای،

18:19.059 --> 18:21.807
‫و دیگه در مورد این قضایا
‫حرف نمی‌زنیم، باشه؟

18:21.831 --> 18:23.291
‫چیزی که واقعاً می‌خوای

18:23.911 --> 18:27.437
‫می‌خوای مسکن یا کار یا تحصیل رو تعطیل کنی؟

18:27.461 --> 18:30.505
‫انجامش می‌دیم.
‫و منظورم فقط وزارتخونه‌ها نیست.

18:30.529 --> 18:34.487
‫منظورم اینه تحصیل به عنوان یک مفهوم
‫کلاً حذف شه

18:34.511 --> 18:39.117
‫می‌خوای گرینلند یا مجارستان رو بخری
‫یا درست زیر سان‌فرانسیسکو نفت استخراج کنی؟

18:39.141 --> 18:42.117
‫- باشه. برام مهم نیست
‫- و از این توافق چی گیرِ تو میاد؟

18:42.141 --> 18:43.367
‫من چی گیرم میاد؟

18:43.391 --> 18:45.997
‫من می‌تونم دیگه چیزی در مورد
‫«مرد سوم» نشنوم

18:46.021 --> 18:48.377
‫لذتِ حفظ احترام و یکپارچگی

18:48.401 --> 18:51.797
‫یکی از مهم‌ترین مؤسسات مدنی‌مون گیرم میاد

18:51.821 --> 18:54.087
‫هری هالینجر دست از سرم برمی‌داره

18:54.111 --> 18:58.871
‫و تو اهل کلرادو هستی، پس...
‫شاید یه آپارتمان توی آسپن گیرم بیاد.

19:01.031 --> 19:02.637
‫من الان هرچی که می‌خوام دارم

19:02.661 --> 19:04.451
‫بیخیال

19:05.371 --> 19:07.267
‫واقعاً فکر می‌کنی اینجا چه اتفاقی افتاده؟

19:07.291 --> 19:08.727
‫واقعاً؟

19:08.751 --> 19:11.527
‫فکر می‌کنم الف. ب. وینتر شنیده
‫والپول بینگ، هری هالینجر

19:11.551 --> 19:14.817
‫و اُلیور بروت طرحی برای توافق غیرقانونی
‫با کره‌ی شمالی می‌ریختن

19:14.841 --> 19:16.857
‫و فکر می‌کنم بعد از این که
‫هری هالینجر سرش داد زده،

19:16.881 --> 19:19.317
‫وینتر تصمیم گرفته گزارشش کنه.
‫و به نظرم هری این رو می‌دونسته

19:19.341 --> 19:21.657
‫و فکر می‌کنم سه تاشون یه آدمکش آوردن

19:21.681 --> 19:23.787
‫که وینتر رو توی شب شام رسمی بکشن

19:23.811 --> 19:25.401
‫و به نظرم اون آدمکش

19:26.811 --> 19:28.207
‫مرد سومه

19:28.231 --> 19:29.587
‫این کاملاً احمقانه‌ست

19:29.611 --> 19:31.337
‫فقط اگه حقیقت نداشته باشه احمقانه‌ست

19:31.361 --> 19:33.178
‫در واقع در هر حال احمقانه‌ست

19:33.202 --> 19:35.151
‫توافقی در کار نیست، آرون

19:48.421 --> 19:49.857
‫خون توی طبقه‌ی دوم

19:49.881 --> 19:52.733
‫پارس کردن شرلی توی طبقه‌ی دوم
‫به خاطر یه غریبه

19:52.757 --> 19:55.817
‫یه تماس مورد تردید با سرویس مخفی
‫برای تخلیه‌ی طبقه‌ی دوم

19:55.841 --> 19:57.197
‫من به کسی زنگ نزدم

19:57.221 --> 19:58.407
‫اون ساعت 9:22 شب زنگ زد

19:58.431 --> 20:01.617
‫مردی توی طبقه‌ی دوم که شیلا نمی‌شناسه

20:01.641 --> 20:03.577
‫که یواشکی وارد مهمونی شده

20:03.601 --> 20:06.077
‫و درست وقتی خونه داشته
‫قرنطینه می‌شده رفته

20:06.101 --> 20:11.667
‫یه مرد... یه مرد سوم...
‫مرد سومی که کنارِ والپول بینگ نشسته بود.

20:11.691 --> 20:14.047
‫- اون سس خردله؟
‫- آره. آخریه

20:14.071 --> 20:16.911
‫یه ماکرل با فلفل دارم

20:18.741 --> 20:21.597
‫- می‌خوای تهش به کجا برسی؟
‫- نمی‌دونم. تا وقتی نرسم نمی‌فهمم

20:21.621 --> 20:22.728
‫می‌خوای چیکار کنی؟

20:22.752 --> 20:24.717
‫می‌خوام مرد سوم رو پیدا کنم

20:24.741 --> 20:27.137
‫- چرا؟
‫- چـ... اینا سؤال‌های واقعی هستن؟

20:27.161 --> 20:29.647
‫- اون مظنونه؟
‫- من مظنونی ندارم

20:29.671 --> 20:31.937
‫- چرا سرنخ رو دنبال نمی‌کنی؟
‫- این سرنخه

20:31.961 --> 20:34.857
‫این سرنخ نیست.
‫این یه انحراف دیگه‌ست.

20:34.881 --> 20:36.777
‫تو سرنخ‌هایی داری.
‫یه عالمه سرنخ داری.

20:36.801 --> 20:37.903
‫این کاریه که من می‌کنم

20:37.927 --> 20:40.907
‫اگه می‌خوای بشینی و سرنخ‌ها رو بشماری
‫یا هر کاری که داری می‌کنی،

20:40.931 --> 20:42.407
‫قطعاً باید همون کارو بکنی

20:42.431 --> 20:44.327
‫اینجوری بهتر از زمانت استفاده می‌کنی

20:44.351 --> 20:46.827
‫تا این که دنبال من بیای
‫و ماکرلم رو بخوری

20:46.851 --> 20:48.617
‫ماکرلت چندش‌آوره

20:48.641 --> 20:50.747
‫مواظب حرف زدنت باش.
‫من با چیزهای زیادی کنار میام،

20:50.771 --> 20:53.497
‫اما نمیذارم اینجوری
‫در مورد کنسرو ماهی حرف بزنی

20:53.521 --> 20:54.811
‫سعی دارم ازت محافظت کنم

20:58.031 --> 21:00.467
‫من زندگیِ غنی و پرباری داشتم

21:00.491 --> 21:05.467
‫با شخصیت‌های رنگارنگ زیادی آشنا شدم
‫و مردهای به شدت احمق زیادی دیدم،

21:05.491 --> 21:09.121
‫ولی این شاید احمقانه‌ترین حرفی باشه
‫که توی عمرم شنیدم

21:09.711 --> 21:10.558
‫یادداشتش می‌کنم

21:10.582 --> 21:13.017
‫منظورم اون نبود.
‫منظورم این بود که میگن نه.

21:13.041 --> 21:15.317
‫تو قدرتِ اقناع من رو دست کم گرفتی

21:15.341 --> 21:16.777
‫- نه
‫- نه

21:16.801 --> 21:20.447
‫خب... ما توی سازمان پارک‌های ملی
‫یه ضرب‌المثلی داریم

21:20.471 --> 21:23.407
‫- وقتی یه گوزن می‌بینی...
‫- نه، بس کن

21:23.431 --> 21:25.033
‫یعنی چی؟ گوزن؟

21:25.057 --> 21:27.537
‫نگو گوزن؟ تو ردی. اون رده

21:27.561 --> 21:29.537
‫این قضیه دیگه زیادی
‫کش پیدا کرده، کارآگاه کاپ

21:29.561 --> 21:33.327
‫بازجویی مکرر از کارکنان،
‫بازجویی دوباره‌ی آقای اول،

21:33.351 --> 21:36.377
‫و حداقل اشاره به این که ممکنه دروغ بگه؟

21:36.401 --> 21:39.007
‫- اشاره کردن به این که تریپ مورگان دست داره؟
‫- خب...

21:39.031 --> 21:42.967
‫حالا می‌خواید یه مرد مرموز،
‫«مرد سوم» رو دنبال کنید،

21:42.991 --> 21:47.757
‫که قراره رخنه‌ی امنیتی
‫فاحش‌تری رو برملا کنه؟

21:47.781 --> 21:50.307
‫همین رو می‌خواید؟

21:50.331 --> 21:52.017
‫می‌خواید این یارو پیدا کنید؟

21:52.041 --> 21:53.211
‫- بله
‫- نه

21:57.461 --> 21:59.357
‫یکم دیگه وقت لازم دارم

21:59.381 --> 22:02.027
‫می‌تونی بهم تضمین بدی که این
‫هیچکدوم از ما رو متهم نمی‌کنه؟

22:02.051 --> 22:04.527
‫- منظورت از ما چیه؟
‫- استرالیایی‌ها

22:04.551 --> 22:06.341
‫منظورت از متهم کردن چیه؟

22:08.261 --> 22:09.447
‫نمی‌تونم انجامش بدم

22:09.471 --> 22:10.681
‫نه، نمی‌تونم انجامش بدم

22:11.181 --> 22:13.601
‫مخصوصاً اگه این به والپول بینگ مربوط باشه

22:14.231 --> 22:15.821
‫اون مرد ترسناکه

22:16.651 --> 22:18.191
‫شنیدم دستور قتل یه عده رو داده

22:19.191 --> 22:21.111
‫متوجهی مشکل چیه دیگه، آره؟

22:22.531 --> 22:23.871
‫امیدوارم درک کنی

22:24.451 --> 22:28.081
‫و این که بتونی راز ما رو نگه داری

22:31.411 --> 22:32.411
‫البته

22:33.331 --> 22:34.791
‫می‌دونم که به این امیدواری

22:44.671 --> 22:45.801
‫اون با سرآشپز سکس کرده

22:46.801 --> 22:47.881
‫چی؟

22:49.391 --> 22:51.021
‫نه. نه، نه، نه

22:52.561 --> 22:54.867
‫فکر نکنم

22:54.891 --> 22:57.997
‫کارآگاه کاپ، وقتی ازم خواستید
‫بهتون وقت دادم

22:58.021 --> 23:00.917
‫مهمون‌های شام رسمی رو شب
‫توی کاخ سفید نگه داشتم

23:00.941 --> 23:03.441
‫ولی باید به یه نتیجه‌ای برسیم

23:04.151 --> 23:05.377
‫با سرآشپز کاخ سفید؟

23:05.401 --> 23:06.441
‫آره

23:07.531 --> 23:08.741
‫- مارولا؟
‫- آره

23:10.411 --> 23:12.637
‫هیچ نتیجه‌ای در کار نیست،
‫آقای رئیس جمهور.

23:12.661 --> 23:15.807
‫- هنوز نه. این تحقیقات در جریانه
‫- چی دارید؟

23:15.831 --> 23:18.557
‫ولی اگه منظورتون اینه که نمی‌خواید
‫الان پیگیری‌اش کنم،

23:18.581 --> 23:20.477
‫با کمال احترام میگم که این اشتباهه

23:20.501 --> 23:24.187
‫- ولی می‌تونم توی جوانبِ دیگه ادامه بدم...
‫- چی دارید؟

23:24.211 --> 23:26.737
‫نرم‌افزارت هنگی داره؟
‫چون مدام ازم می‌پرسی...

23:26.761 --> 23:28.931
‫من از تو نمی‌پرسم. از اون می‌پرسم

23:31.301 --> 23:33.787
‫چی دارید؟ شما دوتا تمام شب
‫روی این کار می‌کردید

23:33.811 --> 23:36.917
‫چه مدرکِ محکمی دارید
‫که این یه قتل بوده

23:36.941 --> 23:40.901
‫و نه یه خودکشی که باز نگه داشتن
‫این تحقیقات رو توجیه می‌کنه؟

23:46.321 --> 23:48.821
‫هیچی... رئیس گلیک

23:50.411 --> 23:52.831
‫ما هیچی نداریم. هیچ مدرکِ محکمی نداریم

23:54.791 --> 24:00.187
‫ببینید... به وضوح
‫اتفاقاتِ عجیب زیادی هستن

24:00.211 --> 24:02.227
‫که امشب و قبل از امشب اینجا رخ دادن،

24:02.251 --> 24:05.277
‫و اگه من مسئول اینجا بودم،
‫بعد از اتمام این تحقیقات،

24:05.301 --> 24:08.527
‫یه سری تمرینات تیم‌سازی خوب
‫اینجا پیاده می‌کردم

24:08.551 --> 24:11.577
‫یه خلوتگاهی چیزی.
‫با کمال احترام میگم، آقای رئیس جمهور.

24:11.601 --> 24:13.737
‫ولی با توجه به تمام رفتارهای عجیب

24:13.761 --> 24:16.827
‫و اظهاراتِ ضد و نقیض
‫و سرنخ‌های فوق‌العاده‌ای

24:16.851 --> 24:19.747
‫که کارآگاه کاپ امشب پیدا کرده،
‫همه‌شون به چه نتیجه‌ای می‌رسن؟

24:19.771 --> 24:23.497
‫نظریه‌ی بی‌تناقضی در مورد پرونده هست؟
‫اگر هم باشه، من نشنیدم.

24:23.521 --> 24:26.337
‫تریپ مورگان، دی‌دیر گوتارد،

24:26.361 --> 24:28.297
‫شیلا کانون، هری هالینجر،

24:28.321 --> 24:30.387
‫والپول بیگ، دیوید رایلنس،

24:30.411 --> 24:34.847
‫مارولا و مرد سوم همه یه جورایی باهم
‫الف. ب. وینتر رو کشتن، اما جداگانه؟

24:34.871 --> 24:37.017
‫توی سه اتاق متفاوت،
‫توی دو طبقه‌ی متفاوت،

24:37.041 --> 24:39.937
‫با چهار سلاح مختلف،
‫به هشت دلیل مختلف؟

24:39.961 --> 24:42.063
‫ببینید، تنها چیزی که می‌دونیم اینه که

24:42.087 --> 24:44.687
‫کارآگاه کاپ نمی‌تونه
‫یادداشت خودکشی رو توضیح بده،

24:44.711 --> 24:48.197
‫که میگه بی‌تردید یادداشتی با دستخط خودشه

24:48.221 --> 24:51.157
‫فکر کنم کارآگاه کاپ حق داشت
‫که عجولانه نتیجه‌گیری نکنه،

24:51.181 --> 24:54.243
‫تا با یه عده حرف بزنه و باید ممنون باشیم
‫که برای این کار اصرار کرد

24:54.267 --> 24:57.850
‫ولی برای جواب دادن به سؤالتون
‫به مستقیم‌ترین شکل ممکن، رئیس گلیک

24:57.874 --> 24:59.771
‫چی داریم؟

25:01.101 --> 25:03.021
‫هنوز فکر می‌کنم با یه خودکشی طرفیم

25:03.861 --> 25:05.781
‫- ممنون
‫- باشه. خیلی خب. بچه‌ها، خواهش می‌کنم

25:07.441 --> 25:10.281
‫ادوین. اسمِ ادوینه

25:13.241 --> 25:14.241
‫کارآگاه کاپ؟

25:15.161 --> 25:16.161
‫بله؟

25:18.831 --> 25:20.251
‫شرمنده

25:21.921 --> 25:24.671
‫کوردلیا. اسمِ من کوردلیاست

25:27.171 --> 25:30.011
‫قراره دور بزنیم
‫و اسم‌هامون رو بگیم؟

25:30.721 --> 25:32.721
‫برای حرفی که زد جوابی دارید؟

25:35.101 --> 25:39.867
‫خب، من همه رو متوجه نشدم،
‫ولی به وضوح خیلی زود حرف زدم

25:39.891 --> 25:43.417
‫که گفتم آخرین حرفِ احمقانه‌ای که زد
‫احمقانه‌ترین حرفی بود که توی عمرم شنیدم.

25:43.441 --> 25:46.281
‫ولی خوشبختانه من به اون پاسخگو نیستم

25:49.441 --> 25:50.441
‫یا اون

25:51.281 --> 25:52.281
‫یا اون

25:53.951 --> 25:57.121
‫یا شما، آقای رئیس جمهور. با کمال احترام

25:58.451 --> 26:02.541
‫من فقط و فقط به یک نفر پاسخگو هستم

26:04.671 --> 26:07.171
‫رئیس دوکس

26:09.801 --> 26:12.567
‫فکر کنم می‌تونیم این یارو رو
‫با منابع پلیس پیدا کنیم

26:12.591 --> 26:14.468
‫من آشناهای زیادی دارم
‫که می‌تونم بهشون زنگ بزننم

26:14.492 --> 26:16.947
‫دیگه نیازی ندارم امشب
‫اینجا با کسی حرف بزنم

26:16.971 --> 26:18.681
‫ولی وقتی ردش رو بزنیم...

26:20.681 --> 26:22.681
‫آره؟ وقتی ردش رو بزنیم؟

26:23.641 --> 26:26.207
‫- این برای شما چه معنایی داره؟
‫- چی برام چه معنایی داره؟

26:26.231 --> 26:27.821
‫اگه ادامه بدیم؟

26:29.191 --> 26:30.191
‫برای من؟

26:31.651 --> 26:35.427
‫پلیس میره زیر ذره‌بینِ اف‌بی‌آی

26:35.451 --> 26:38.597
‫سازمان امنیتِ داخلی.
‫سازمان پارک‌های ملی.

26:38.621 --> 26:43.137
‫سازمان ملی هواشناسی.
‫اداره‌ی وزن‌ها و مقیاس‌ها.

26:43.161 --> 26:45.451
‫اونا به هر نحوی که بتونن
‫اعمال نفوذ می‌کنن

26:46.211 --> 26:48.171
‫من چند بار کولونوسکپی دادم

26:49.711 --> 26:51.051
‫حالا یکی دیگه هم میدم

26:56.261 --> 26:57.801
‫یعنی برکنار میشم

27:00.311 --> 27:02.401
‫ولی به هر حال به زودی بازنشست میشم

27:04.181 --> 27:06.457
‫من برات هر کاری می‌کنم، کوردلیا.
‫خودت می‌دونی.

27:06.481 --> 27:08.037
‫بهم بگو می‌خوای چیکار کنم

27:08.061 --> 27:10.941
‫می‌خوای با این عوضی‌ها بجنگی؟
‫بیا بجنگیم.

27:18.411 --> 27:20.621
‫واقعاً امیدوار بودم
‫یه جغذ جیغ‌اره‌ای ببینم

27:21.331 --> 27:22.847
‫17 تا از 93 تا بدک نیست

27:22.871 --> 27:24.267
‫- کوردلیا
‫- دستور بده

27:24.291 --> 27:25.347
‫- کوردلیا
‫- نه

27:25.371 --> 27:27.581
‫اگه به معنای برکنار شدنت باشه،
‫انجامش نمیدم.

27:31.841 --> 27:32.841
‫دستور بده

29:09.681 --> 29:12.311
‫- و تموم شد رفت؟
‫- تموم شد. اون رفت

29:15.611 --> 29:18.127
‫- باید دستگیرش کنیم
‫- کی رو دستگیر کنیم؟

29:18.151 --> 29:20.587
‫- مرد سوم!
‫- دستگیرش کنیم؟ چطوری؟

29:20.611 --> 29:23.507
‫نمی‌دونم اون کجاست.
‫نمی‌دونم کیه.

29:23.531 --> 29:27.307
‫و همچنین نمی‌خوام دستگیرش کنم

29:27.331 --> 29:30.437
‫همه چی تمومه. من پیشنهاد کردم
‫با یه چیزی از این غائله خارج شی

29:30.461 --> 29:34.051
‫حالا، ما اینجاییم. تو اینجایی

29:34.791 --> 29:38.671
‫- بدون هیچی
‫- دفعه‌ی بعد توافق رو قبول کن، مارجری

29:39.921 --> 29:41.051
‫این کاریه که می‌کنیم

29:42.681 --> 29:44.748
‫امروز که شما اینجا نشستید، مأمور پارک

29:44.772 --> 29:48.391
‫نتیجه‌تون رو که این یک خودکشی بوده
‫تأیید می‌کنید؟

29:53.271 --> 29:58.587
‫بر این باورم که به روشنی مدارکی رو
‫که اون موقع داشتیم خلاصه کردم

29:58.611 --> 30:03.911
‫که نشون می‌دادن علت احتمالیِ
‫مرگ آقای وینتر خودکشی بوده

30:07.281 --> 30:08.821
‫سناتور بیکس کجاست؟

30:14.371 --> 30:17.517
‫پلیس تحقیقاتش در مورد

30:17.541 --> 30:20.237
‫مرگِ آقای وینتر رو اون روز
‫به سرانجام رسوند. درسته؟

30:20.261 --> 30:21.687
‫این درسته

30:21.711 --> 30:26.737
‫و پلیس به نتیجه رسید که
‫آقای وینتر احتمالاً در اثر خودکشی مُرده

30:26.761 --> 30:29.237
‫این بیانیه‌ی رسمی پلیس بود

30:29.261 --> 30:30.891
‫و اون بیانیه رو تأیید می‌کنید؟

30:37.731 --> 30:39.877
‫اون بیانیه‌ی رسمی پلیس بوده

30:39.901 --> 30:45.087
‫خب، این به وضوح پرونده‌ای
‫با شرایط غیرعادی بسیار بوده،

30:45.111 --> 30:49.507
‫ولی ما یه جلسه‌ی کامل
‫برای مردم آمریکا داشتیم،

30:49.531 --> 30:53.637
‫و از طرف اعضای کمیته،
‫از شما تشکر می‌کنیم.

30:53.661 --> 30:56.041
‫قربان، ما سناتور بیکس رو پیدا کردیم

30:57.421 --> 30:59.897
‫اونا بهم گفتن در این مورد حرف نزنم

30:59.921 --> 31:02.067
‫اونا بهم التماس کردن بس کنم

31:02.091 --> 31:04.697
‫اونا گفتن هرچی بخوای بهت می‌دیم

31:04.721 --> 31:07.971
‫ولی من همیشه فقط یه چیز می‌خواستم

31:08.471 --> 31:12.697
‫حقیقت. می‌خوام شما حقیقت رو بشنوید

31:12.721 --> 31:16.497
‫پس از مرد سوم خواهش می‌کنم،
‫هر کی که هستی:

31:16.521 --> 31:19.457
‫خودت رو معرفی کن.
‫همین الان خودت رو معرفی کن.

31:19.481 --> 31:21.457
‫با دفترم تماس بگیر

31:21.481 --> 31:23.337
‫ما بهت مصونیت می‌دیم

31:23.361 --> 31:25.757
‫بیا و جلوی این کمیته شهادت بده

31:25.781 --> 31:28.531
‫داستانت رو تعریف کن!

31:38.971 --> 31:40.460
‫اشکالی نداره از جایگاه پایین برم؟

31:41.961 --> 31:42.961
‫حتماً

31:52.471 --> 31:53.471
‫هری

32:01.691 --> 32:03.531
‫هری. هری

32:04.981 --> 32:07.047
‫هرگز اتفاق نمی‌افته، باشه؟ هرگز

32:07.071 --> 32:08.111
‫نگو هرگز

32:08.701 --> 32:11.347
‫هرگز. هیچکس نمی‌دونه اون کیه

32:11.371 --> 32:13.847
‫هیچکس راهی نداره که بدونه اون کیه

32:13.871 --> 32:16.227
‫اون داوطلبانه خودش رو معرفی نمی‌کنه،

32:16.251 --> 32:18.937
‫و حتی اگه این کارو بکنه،
‫که نمی‌کنه، شهادت نمیده،

32:18.961 --> 32:22.317
‫چون تنها در صورتی که مصونیت
‫داشته باشه شهادت میده

32:22.341 --> 32:26.091
‫و ما بهش مصونیت نمی‌دیم. باشه؟

32:28.511 --> 32:29.511
‫هرگز

32:30.591 --> 32:31.591
‫نگران نباش

32:32.931 --> 32:34.639
‫لطفاً اسمتون رو برای ثبت
‫در سوابق اعلام کنید

32:41.401 --> 32:42.543
‫پاتریک دومبه

32:42.567 --> 32:45.707
‫امروز اتفاقاتِ شگرفی در کاخ کنگره رخ داد
‫وقتی پاتریک دومبه،

32:45.731 --> 32:48.167
‫مردی که فقط به عنوان
‫«مرد سوم» شناخته می‌شد...

32:48.191 --> 32:49.377
‫لعنتی!

32:49.401 --> 32:50.837
‫قراره در برابر کنگره شهادت بده

32:50.861 --> 32:54.097
‫در مورد مرگِ مرموز مدیر ارشد کاخ سفید
‫الف. ب. وینتر

32:54.121 --> 32:57.977
‫آقای دومبه اواخر سه‌شنبه شب
‫توسط مشتری‌های صدف‌فروشی لویی

32:58.001 --> 33:00.818
‫در راکلندِ مریلند شناسایی شده

33:00.842 --> 33:03.557
‫و سریعاً به توافق رسیده که شهادت بده

33:03.581 --> 33:06.817
‫بعد از این که کمیته بهش مصونیتِ کامل داده

33:06.841 --> 33:10.527
‫حالا، اطلاعاتِ کمی از آقای دومبه در دسترسه
‫که مدیر فروش تجهیزات پزشکیه

33:10.551 --> 33:13.447
‫گرچه برای هفته‌ها،
‫نقشش در مرگِ آقای وینتر

33:13.471 --> 33:15.827
‫موضوع گمانه‌زنی‌های شدید بوده

33:15.851 --> 33:19.521
‫آقای دومبه، به ما اطلاع داده شده
‫که شما یه سخنرانی آغازین دارید

33:27.231 --> 33:30.031
‫«جناب رئیس، سناتورهای ارجمند،

33:30.861 --> 33:32.837
‫مردم آمریکا»

33:32.861 --> 33:36.201
‫«بابتِ این فرصت برای تعریف داستانم ممنونم»

33:36.781 --> 33:40.057
‫«نه از طریق مطبوعات
‫و نه از طریق وکیل‌هام،

33:40.081 --> 33:42.121
‫بلکه مستقیماً از طریق خودم»

33:42.751 --> 33:45.397
‫«می‌دونم گمانه‌زنی‌های زیادی

33:45.421 --> 33:48.567
‫در مورد نقشم در حوادث غم‌انگیز کاخ سفید

33:48.591 --> 33:51.431
‫در شب شام ریاست جمهوری استرالیا بوده»

34:26.081 --> 34:30.277
‫«من برای رفع سوءتفاهم‌ها اینجام»

34:30.301 --> 34:32.357
‫«من به اراده‌ی خودم سخن میگم،

34:32.381 --> 34:35.407
‫و هر چیزی که امروز اینجا خواهم گفت
‫مالِ منه»

34:35.431 --> 34:39.891
‫«افکارِ من. حرف‌های من. داستانِ من»

34:40.391 --> 34:44.231
‫«حالا وقتشه یکم احساسات نشون بدی»

34:45.391 --> 34:46.641
‫«عصبانی به نظر نیا،

34:47.401 --> 34:51.661
‫ولی نشون بده که خوشت نمیاد
‫به چیزی متهم بشی»

34:53.281 --> 34:56.467
‫«صورتت رو سفت کن
‫و اگه بتونی سرخ شی،

34:56.491 --> 34:57.831
‫عالی میشه»

34:58.411 --> 35:00.331
‫«می‌تونی به میز هم بکوبی»

35:14.761 --> 35:16.431
‫خب، باشه

35:16.931 --> 35:20.181
‫از صحبت‌هاتون ممنونیم، آقای دومبه

35:21.511 --> 35:26.811
‫خیلی ممنون. می‌خوام با پرسیدن این شروع کنم
‫که شما شغلتون چیه؟

35:28.231 --> 35:30.917
‫من توی بخش بازاریابی و فروش
‫یه شرکتِ تجهیزات پزشکی کار می‌کنم

35:30.941 --> 35:32.377
‫می‌تونم بگم کدوم؟

35:32.401 --> 35:35.611
‫لزومی نداره، ولی اگه می‌خواید،
‫لطفاً بفرمایید.

35:37.571 --> 35:38.701
‫یادم نمیاد

35:41.701 --> 35:43.031
‫باشه

35:43.741 --> 35:49.121
‫می‌تونید یکم از گذشته‌تون
‫به ما بگید، آقای دومبه؟

35:50.921 --> 35:53.341
‫چیزی یادم نمیاد، سناتور

35:57.091 --> 36:01.471
‫چیزی از گذشته‌تون یادتون نمیاد؟

36:02.181 --> 36:08.361
‫به توصیه‌ی وکیلم، طبق متمم پنجم قانون اساسی
‫از جواب دادن خودداری می‌کنم

36:11.651 --> 36:15.877
‫می‌دونم مردم آمریکا مشتاق شنیدن تجربه‌تون

36:15.901 --> 36:19.571
‫در شبِ شام رسمی ریاست جمهوری هستن،
‫پس شاید بتونیم مستقیم بریم سراغ اون.

36:23.491 --> 36:25.807
‫بله، حتماً. خب، خیلی عالی بود

36:25.831 --> 36:28.121
‫آره، داستانِ خفنی داره

36:30.371 --> 36:31.557
‫خب، اون شب،

36:31.581 --> 36:34.727
‫من توی یه جشنواره‌ی فروش پزشکی
‫توی مرکز شهر شرکت کرده بودم،

36:34.751 --> 36:36.647
‫و داشتم به ایستگاه مترو برمی‌گشتم،

36:36.671 --> 36:39.317
‫و یه گروه بزرگ توی هتل سنت ریجس دیدم

36:39.341 --> 36:41.697
‫این آدم‌ها همه مثل من
‫کراوات مشکی زده بودن

36:41.721 --> 36:43.888
‫پس تصمیم گرفتم...

36:43.912 --> 36:46.788
‫نمی‌دونم، یه سر به هتل بزنم
‫و یه نوشیدنی بخورم

36:46.931 --> 36:49.827
‫حالا، وقتی رفتم اونجا این رو نمی‌دونستم،

36:49.851 --> 36:53.997
‫ولی همه‌ی این آدم‌ها استرالیایی بودن

36:54.021 --> 36:55.247
‫خیلی سرگرم‌کننده بود

36:55.271 --> 36:58.467
‫همش فکر می‌کردم قراره شروع
‫به کشتی گرفتن با تمساح‌ها کنن

36:58.491 --> 37:03.097
‫خب، بگذریم، تقریباً یه ساعت گذشت
‫و همه‌شون بلند شدن برن

37:03.121 --> 37:06.893
‫و متصدی بار اومد سمتِ من
‫و گفت: «باید صورتحساب رو پرداخت کنی»

37:06.917 --> 37:10.187
‫گفتم: «من با اونا نیستم»
‫ولی می‌تونستم ببینم

37:10.211 --> 37:13.107
‫که اون فکر می‌کرد من سعی دارم
‫از زیر پرداخت صورتحساب در برم

37:13.131 --> 37:15.227
‫پس پشتِ سر اونا داد زدم

37:15.251 --> 37:17.647
‫ولی همونطور که قبلاً گفتم،
‫اونا استرالیایی هستن.

37:17.671 --> 37:21.237
‫پس اونا خیلی مست بودن
‫و واقعاً براشون مهم نبود

37:21.261 --> 37:23.487
‫پس رفتم بیرون دنبالشون

37:23.511 --> 37:24.697
‫حالا، وقتی رفتم بیرون،

37:24.721 --> 37:27.617
‫دیدم همه‌شون دارن
‫سوار یه ونِ اسپرینتر مرسدس بنز میشن

37:27.641 --> 37:31.497
‫و یه یارویی بود که می‌گفت: «بیاید بریم»
‫و دیدم که متصدی بار به من نگاه می‌کنه.

37:31.521 --> 37:33.747
‫پس فکر کردم بهتره فلنگ رو ببندم، درسته؟

37:33.771 --> 37:35.497
‫پس با اونا سوارِ ون شدم

37:35.521 --> 37:37.667
‫نمی‌دونستم داریم کجا می‌ریم

37:37.691 --> 37:42.701
‫ولی ناگهان مستقیم رفتیم توی کاخ سفید

37:43.321 --> 37:47.267
‫خب، من داشتم یکم هول می‌شدم
‫چون نمی‌خواستم توی دردسر بیفتم

37:47.291 --> 37:49.977
‫ولی وقتی رسیدیم،
‫همه پیاده شدن

37:50.001 --> 37:52.227
‫و مستقیم به داخل راهنمایی شدن

37:52.251 --> 37:55.841
‫شنیدم که یکی گفت ما از قبل بازرسی شدیم.
‫و تموم شد رفت.

37:56.421 --> 38:01.607
‫حالا، وقتی رفتیم داخل، یعنی،
‫واقعاً ضیافتِ باشکوهی بود.

38:01.631 --> 38:03.987
‫من یه نوشیدنی خوردم.
‫توی یه صف وایسادم.

38:04.011 --> 38:07.841
‫رئیس جمهور و هیو جکمن رو دیدم

38:08.971 --> 38:10.657
‫حالا، اون موقع باید تصمیم می‌گرفتم

38:10.681 --> 38:13.077
‫لهجه‌ی استرالیایی رو تقلید کنم یا نه

38:13.101 --> 38:14.827
‫ولی اعتماد به نفسش رو نداشتم

38:14.851 --> 38:17.247
‫یه کلمه از حرف‌هات رو نمی‌شنوم، رفیق، شرمنده

38:17.271 --> 38:18.377
‫اشکالی نداره

38:18.401 --> 38:20.491
‫خیلی ساکت موندم.
‫می‌خواید بشنوید؟

38:22.111 --> 38:22.927
‫چی رو؟

38:22.951 --> 38:24.598
‫- لهجه‌ی استرالیایی‌ام رو
‫- نه

38:24.622 --> 38:28.661
‫سلام. می‌دونی تالار اپرای سیدنی کدوم طرفه؟

38:29.661 --> 38:31.097
‫این رو تمرین کردم

38:31.121 --> 38:32.137
‫خیلی خب

38:32.161 --> 38:34.347
‫از کیث اربن هم خوشم میاد

38:34.371 --> 38:36.227
‫باشه، بیا ادامه بدیم

38:36.251 --> 38:38.897
‫بعد از یه مدت،
‫همه کم کم رفتن توی اتاق غذاخوری،

38:38.921 --> 38:41.107
‫که باعث شد استرس بگیرم
‫چون نمی‌دونستم کجا بشینم

38:41.131 --> 38:43.947
‫ولی یه کارتِ اسم از یه آقایی گرفتم

38:43.971 --> 38:48.577
‫مرد خوبی بود،
‫ولی یکم مضطرب به نظر می‌اومد

38:48.601 --> 38:51.497
‫یا همچین چیزی.
‫من بهش اسمِ لری رو گفتم

38:51.521 --> 38:54.361
‫ولی اون نوشت فیگولپسکر پیف

38:55.391 --> 38:57.707
‫یه صندلی نزدیک پشت پیدا کردم
‫با چندتا از استرالیایی‌ها

38:57.731 --> 39:00.917
‫که درست به نظر می‌اومد،
‫چون اون موقع حس می‌کردم یکی از اونام.

39:00.941 --> 39:02.571
‫امیدوارم سال بعدم بتونم برم

39:03.571 --> 39:07.087
‫آقای دومبه، شما طبقه‌ی بالا هم رفتید؟

39:07.111 --> 39:09.325
‫بله، رفتم. ممنون که پرسیدید

39:09.349 --> 39:10.887
‫اونم خیلی جالب بود

39:10.911 --> 39:13.557
‫خب همه برای نمایش
‫رفتن اتاق شرقی،

39:13.581 --> 39:15.807
‫که عالی بود!

39:15.831 --> 39:18.881
‫و بعد از اون من باید می‌رفتم...

39:24.261 --> 39:25.431
‫دست به آب؟

39:26.931 --> 39:30.447
‫پس از یه نفر پرسیدم دستشویی کجاست
‫و اون انتهای راهرو رو نشونم داد

39:30.471 --> 39:31.827
‫ولی حتماً راه رو اشتباه رفتم

39:31.851 --> 39:34.707
‫چون سر از یه ناحیه‌ی شاه‌نشین در آوردم
‫که یه آسانسور داشت

39:34.731 --> 39:37.747
‫پیش خودم فکر کردم،
‫شاید توی این طبقه دستشویی نیست.

39:37.771 --> 39:40.247
‫پس سوارِ آسانسور شدم
‫و یه زن اونجا بود

39:40.271 --> 39:43.901
‫پس سعی کردم از اون بپرسم دستشویی کجاست،
‫ولی فکر کنم شاید اون...

39:47.111 --> 39:49.347
‫پس توی طبقه‌ی دوم پیاده شدم،

39:49.371 --> 39:52.597
‫و خیلی ساکت بود

39:52.621 --> 39:54.977
‫رفتم توی یه اتاق که انتهای راهرو بود،

39:55.001 --> 39:59.171
‫و اون موقع بود که یه جورایی متوجه شدم
‫واقعاً جای درستی نیستم

39:59.831 --> 40:01.621
‫یه جورایی شبیه اتاق خواب بود

40:02.291 --> 40:05.001
‫و بعدش یه سگِ وحشی بهم حمله کرد

40:09.721 --> 40:12.237
‫پس حالا توی اتاق بعدی بودم.
‫یه جور اتاق نشیمن بود.

40:12.261 --> 40:17.287
‫و اون موقع به مامانم زنگ زدم
‫چون همه چی خیلی عجیب بود

40:17.311 --> 40:18.288
‫مامانت؟

40:18.312 --> 40:21.521
‫خب، خاله‌مه، ولی مامان صداش می‌کنم

40:22.821 --> 40:24.111
‫اون خاله‌ی واقعی‌ام نیست

40:25.571 --> 40:26.548
‫و بعد از اون چی شد؟

40:26.572 --> 40:28.411
‫بعد از اون

40:29.161 --> 40:30.427
‫رفتم بیرون

40:30.451 --> 40:32.177
‫زودتر از مهمونی رفتی؟

40:32.201 --> 40:34.597
‫بله، جناب. خیلی داغون بودم

40:34.621 --> 40:38.057
‫پس از پله‌ها برگشتم پایین،

40:38.081 --> 40:42.437
‫و وقتی همه رفتن اتاق بغلی،

40:42.461 --> 40:44.551
‫من از درِ جلو رفتم بیرون

40:46.671 --> 40:49.107
‫از درِ جلوی کاخ سفید رفتی بیرون؟

40:49.131 --> 40:50.447
‫بله، جناب

40:50.471 --> 40:51.777
‫و هیچکس جلوت رو نگرفت؟

40:51.801 --> 40:52.801
‫نه، جناب

40:59.771 --> 41:00.578
‫خب، تموم شد رفت

41:00.602 --> 41:01.997
‫خیلی خوش گذشت

41:02.021 --> 41:03.917
‫مزخرفه!

41:03.941 --> 41:05.047
‫نه، واقعاً خوش گذشت

41:05.071 --> 41:06.008
‫مزخرفه!

41:06.032 --> 41:08.161
‫- سناتور
‫- والپول بینگ چی؟

41:09.611 --> 41:11.587
‫- کی؟
‫- «کی»؟ هری هالینجر!

41:11.611 --> 41:13.797
‫- سناتور بیکس
‫- ببخشید، من نمی...

41:13.821 --> 41:16.887
‫خدای من! اونا بهش گفتن چی بگه!
‫اونا بهت گفتن چی بگی!

41:16.911 --> 41:18.637
‫- سناتور!
‫- این مرد سوم نیست!

41:18.661 --> 41:20.807
‫این آدم کیه؟

41:20.831 --> 41:23.557
‫- اون کیه؟
‫- گزارش اف‌بی‌آی ازش داریم؟

41:23.581 --> 41:27.107
‫- اسمش چیه؟
‫- اسمش پاتریک دومبه‌ست

41:27.131 --> 41:31.607
‫- یالا!
‫- این اسمش نیست. پاتریک دومبه؟

41:31.631 --> 41:34.657
‫هری هالینجر پشت اینه.
‫اینا همه بخشی از نقشه‌ی اونه.

41:34.681 --> 41:37.657
‫اون این مرد رو گول زده.
‫اون آلتِ دسته!

41:37.681 --> 41:39.721
‫گوشی‌ات زنگ می‌زنه

41:46.611 --> 41:47.611
‫الو؟

41:49.111 --> 41:50.111
‫خیلی خب

41:52.401 --> 41:53.401
‫آره

41:54.241 --> 41:55.637
‫گفتی اسمت چی بود؟

41:55.661 --> 41:59.307
‫و بذارید یه چیزی بهتون بگم،
‫این کارآگاه کوردلیا کاپ؟

41:59.331 --> 42:01.331
‫جالب نیست که اون اینجا نیست؟

42:02.291 --> 42:04.437
‫چرا اون اینجا نیست؟

42:04.461 --> 42:07.477
‫چرا اون جای پاتریک دومبه اونجا ننشسته؟

42:07.501 --> 42:09.737
‫شما می‌خواستی اون شهادت بده

42:09.761 --> 42:12.487
‫این شاهد شماست.
‫شما بهش مصونیت دادی.

42:12.511 --> 42:15.027
‫اون اومد اینجا، حقیقت رو گفت

42:15.051 --> 42:16.551
‫و حالا ازش خوشتون نمیاد

42:34.861 --> 42:37.217
‫این کارآگاه کوردلیا کاپ

42:37.241 --> 42:41.307
‫اون این تحقیقاتِ فشل رو انجام میده
‫تا همه رو گیج کنه

42:41.331 --> 42:43.643
‫- این همه گرد و خاک به پا می‌کنه
‫- سناتور بیکس

42:43.667 --> 42:45.347
‫- و بعدش، بوم!
‫- سناتور!

42:45.371 --> 42:48.357
‫خیلی راحت ناپدید میشه

42:48.381 --> 42:50.027
‫- لعنتی!
‫- اون کلاهبرداره!

42:50.051 --> 42:53.971
‫و همیشه می‌دونستم که
‫اون کلاهبرداره. گفتم...

43:21.451 --> 43:22.701
‫اون کجاست؟

43:33.131 --> 43:34.987
‫- الو؟
‫- کارآگاه کاپ هستم

43:35.011 --> 43:36.527
‫ببخشید، چی؟
‫صدات رو نمی‌شنوم.

43:36.551 --> 43:38.567
‫- کاپ
‫- شما؟

43:38.591 --> 43:40.577
‫به خاطر پرنده‌ها نمی‌تونم بلندتر حرف بزنم

43:40.601 --> 43:42.617
‫مورچه‌پیتا رو می‌ترسونم

43:42.641 --> 43:44.197
‫کی؟ این شماره رو از کجا آوردی؟

43:44.221 --> 43:46.771
‫منم، کارآگاه کاپ

43:47.391 --> 43:50.587
‫- کارآگاه کاپ؟
‫- آره. باید ساکت باشم

43:50.611 --> 43:51.877
‫کجایی؟

43:51.901 --> 43:53.991
‫می‌دونی کجام. تو کجایی؟

43:54.571 --> 43:55.701
‫من سرِ کارم

43:59.111 --> 44:02.597
‫- الان برای راه‌آهن کار می‌کنی؟
‫- من مأمور میدانی‌ام. توی میدانم

44:02.621 --> 44:05.081
‫میدان یه قطار با کلی بچه داره؟

44:06.001 --> 44:07.001
‫نه

44:07.501 --> 44:09.631
‫به کمکت نیاز دارم.
‫جلسات رو تماشا می‌کنی؟

44:10.291 --> 44:11.228
‫چه جلساتی؟

44:11.252 --> 44:12.647
‫خفه شو. تماشا می‌کنی

44:12.671 --> 44:14.671
‫تازه داریم شروع می‌کنیم، سناتور

44:16.091 --> 44:19.317
‫- می‌خوام با یکی تماس بگیری
‫- نه. کی؟

44:19.341 --> 44:20.567
‫همین الان. باشه؟

44:20.591 --> 44:24.051
‫- نمی‌تونم درگیر این قضیه بشم
‫- پس چرا گیرنده‌ی ویاست رو برام فرستادی؟

44:25.141 --> 44:27.537
‫فقط فکر کردم شاید بخوای بدونی

44:27.561 --> 44:30.521
‫توی این تحقیقات کنگره چه خبره

44:31.651 --> 44:34.507
‫گوش کن، بابت اتفاقی که افتاد شرمنده‌ام

44:34.531 --> 44:36.071
‫این یه معذرت خواهی نیست

44:36.741 --> 44:38.507
‫بابتِ چیزی که اون شب گفتم شرمنده‌ام

44:38.531 --> 44:41.007
‫- هنوز فکر می‌کنم با یه خودکشی طرفیم
‫- ممنون

44:41.031 --> 44:43.847
‫کاری که کردم. درمونده شده بودم
‫و تو باهام بدرفتاری می‌کردی،

44:43.871 --> 44:45.557
‫و اونا بهم فشار می‌آوردن

44:45.581 --> 44:48.137
‫نق نزن. برام مهم نیست

44:48.161 --> 44:50.082
‫اگه شرمنده‌ای، کمکم کن

44:50.106 --> 44:51.667
‫این کاریه که می‌خوام بکنی

44:52.631 --> 44:55.733
‫سناتور، این پیام به طور مستقیم
‫از کارآگاه کاپ ارسال میشه

44:55.757 --> 44:59.237
‫نذارید دومبه بره.
‫چندتا سؤال دیگه دارید.

44:59.261 --> 45:03.657
‫لطفاً همه چی رو دقیقاً همونطور
‫که می‌نویسم بپرسید. کلمه به کلمه

45:03.681 --> 45:07.117
‫آقای دومبه، من چندتا سؤال دیگه دارم

45:07.141 --> 45:08.521
‫جلسه تمومه، سناتور

45:09.481 --> 45:11.401
‫نه، نه، اشکالی نداره.
‫نه، اشکالی نداره.

45:12.311 --> 45:16.707
‫شما شهادت دادید که بعد از این
‫که از طبقه‌ی دوم پایین اومدید،

45:16.731 --> 45:19.377
‫از درِ جلوی کاخ سفید بیرون رفتید

45:19.401 --> 45:20.481
‫بله، جناب

45:22.321 --> 45:24.201
‫این حقیقت نداره، درسته؟

45:28.751 --> 45:32.097
‫بذارید این رو روشن کنم
‫که ما برای شنیدن شهادتی آماده‌ایم

45:32.121 --> 45:34.147
‫که در شب شام رسمی،

45:34.171 --> 45:39.027
‫ایوانِ شمالی کاخ سفید
‫تمام شب تحت نظارت بود،

45:39.051 --> 45:43.351
‫و در هیچ زمانی شما در حال بیرون رفتن
‫از درِ جلویی دیده نشدید

45:47.011 --> 45:48.721
‫نه، من هیچی ندیدم

45:52.061 --> 45:54.537
‫خب، با در نظر گرفتن این، آقای دومبه،

45:54.561 --> 45:57.297
‫و می‌خوام بهتون یادآوری کنم
‫که شما سوگند خوردید

45:57.321 --> 46:03.507
‫و توافق مصونیتِ شما ازتون
‫در برابر شهادت دروغ محافظت نمی‌کنه

46:03.531 --> 46:05.137
‫بذارید دوباره ازتون بپرسم:

46:05.161 --> 46:09.081
‫شما از درِ جلوی کاخ سفید خارج شدید؟

46:16.711 --> 46:17.711
‫نه

46:19.711 --> 46:22.711
‫من از درِ جلوی کاخ سفید بیرون نرفتم

46:25.261 --> 46:26.527
‫پشمام!

46:26.551 --> 46:27.591
‫بابا!

46:28.431 --> 46:31.101
‫چطور از کاخ سفید خارج شدید، آقای دومبه؟

46:34.231 --> 46:37.191
‫وقتی از اون اتاق بیرون اومدم،
‫اون اتاق نشیمن...

46:38.821 --> 46:40.241
‫یکی رو دیدم

46:40.731 --> 46:42.087
‫توی طبقه‌ی دوم؟

46:42.111 --> 46:45.087
‫- بله
‫- این شخص رو شناختید؟

46:45.111 --> 46:46.257
‫نه

46:46.281 --> 46:48.507
‫مأمور سرویس مخفی بود؟

46:48.531 --> 46:49.927
‫- نه
‫- یعنی چی؟

46:49.951 --> 46:51.267
‫اون چیزی گفت؟

46:51.291 --> 46:52.671
‫اولش نه

46:53.871 --> 46:57.621
‫اولش، ما فقط...
‫به همدیگه زل زدیم.

46:59.631 --> 47:01.487
‫بعدش اون به سمتِ من اومد

47:01.511 --> 47:04.857
‫و گفت که باید از اونجا برم بیرون،

47:04.881 --> 47:07.067
‫که این برای هردومون مهمه

47:07.091 --> 47:10.407
‫و بهم گفت که من رو از خونه خارج می‌کنه

47:10.431 --> 47:13.707
‫اون من رو برد سوار آسانسور کارکنان
‫در انتهای راهرو کرد

47:13.731 --> 47:17.327
‫و گفت از اتاق استراحت کارکنان خارج شم

47:17.351 --> 47:20.127
‫و فوراً به سمتِ راستم برم
‫و برم اون طرفِ زیرزمین،

47:20.151 --> 47:23.257
‫از دوتا در رد بشم،
‫بعدش از پله‌ها بالا برم،

47:23.281 --> 47:25.843
‫و از سمتِ شرقی خونه بیرون برم
‫و برم توی خیابون

47:25.867 --> 47:29.297
‫- و من دقیقاً این کارو کردم
‫- این مرد چه شکلی بود؟

47:29.321 --> 47:32.137
‫اون یه... مرد بزرگ بود

47:32.161 --> 47:34.057
‫- چقدر بزرگ؟
‫- نمی‌دونم. بزرگ‌تر از من

47:34.081 --> 47:38.147
‫نه، نه، نه، جلوش رو بگیر! این درست نیست.
‫اینا سؤالاتِ اشتباهی هستن.

47:38.171 --> 47:39.461
‫باشه، باشه، بهم بگو

47:40.171 --> 47:41.108
‫موهاش چه رنگی بودن؟

47:41.132 --> 47:43.607
‫نمی‌دونم، قهوه‌ای؟

47:43.631 --> 47:44.761
‫قربان

47:48.341 --> 47:50.657
‫آقای دومبه. شما گفتید این آقای توی راهرو

47:50.681 --> 47:53.431
‫بهتون گفت که باید از اونجا خارج شید

47:54.021 --> 47:55.231
‫چرا این رو گفت؟

47:57.731 --> 47:58.668
‫نمی‌دونم

47:58.692 --> 48:01.861
‫شما توی اون راهرو چی دیدید، آقای دومبه؟

48:04.281 --> 48:05.281
‫هیچی

48:07.179 --> 48:10.073
‫[هیچی نگو! صبر کن]
‫[صبر کن!]
‫[صبر کن!]

48:17.001 --> 48:18.001
‫هیچی

48:24.001 --> 48:25.001
‫هیچی

48:36.641 --> 48:39.247
‫وقتی از اتاق نشیمن اومدم بیرون،
‫توی راهرو رو نگاه کردم

48:39.271 --> 48:42.191
‫و اون رو دیدم که یه جنازه رو
‫از اتاق زرد بیضی بیرون می‌کشید

48:46.741 --> 48:47.741
‫یا للعجب!

48:55.541 --> 48:56.751
‫باید بریم. همین الان!

49:03.168 --> 49:13.420
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

49:13.444 --> 49:18.444
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

49:18.468 --> 49:28.468
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
