WEBVTT

00:01.120 --> 00:11.120
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.144 --> 00:21.144
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:22.695 --> 00:24.716
‫« قسمت دوم »
‫« میم را به نشانه‌ی مرگ بگیر »

00:34.162 --> 00:37.662
‫♪ Kylie Minogue - Hold On to Now ♪

00:48.527 --> 00:50.527
♪ Dave Brubeck Quartet - Take Five ♪

00:50.552 --> 01:00.552
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
‫.:: FarahSub & iredsub ::.

01:02.938 --> 01:12.938
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:33.072 --> 01:35.949
‫به خاطر همین ها. دقیقاً به خاطر همین گفتم!

01:35.950 --> 01:38.952
‫حواسم پرت میشه. ناسلامتی دارم آشپزی می‌کنم.
‫الان همه چی داره از دستم میفته می‌شکنه.

01:38.953 --> 01:40.745
‫اینو اینجا نبینم

01:40.746 --> 01:41.913
‫ایشون دیوید رایلنسـه

01:41.914 --> 01:43.665
‫خودت هم اینجا اضافه‌ای. جمع کنید برید

01:43.666 --> 01:47.252
‫دیوید رایلنسـه؛
‫وزیر امور خارجه استرالیا...

01:47.253 --> 01:48.294
‫گفتم دارم آشپزی می‌کنم

01:48.295 --> 01:51.005
‫باید یه نگاهی به آشپزخونه بندازن.
‫جزو مقرراتـه.

01:51.006 --> 01:53.967
‫خب، مقررات بنده موقع آشپزی
‫اینـه که فقط سرم تو آشپزی باشه،

01:53.968 --> 01:55.718
‫حالا اگه آشپزن که هیچی

01:55.719 --> 01:58.597
‫اگه نیستن، نبینم موقع آشپزیم
‫اومدن موی دماغ من شدن!

01:59.265 --> 02:01.057
‫- آشپزی؟
‫- خیر

02:01.058 --> 02:02.684
‫- نترس، سم نمی‌ریزم تو غذات
‫- تشکر

02:02.685 --> 02:03.893
‫البته، اگه بری ردِ کارت

02:03.894 --> 02:05.353
‫بریم یه وقتِ دیگه بیایم...

02:05.354 --> 02:08.314
‫نخیر، نبینم برگشتید ها. نمیذارم
‫امشبم رو به گا بدی، الف. ب. خان

02:08.315 --> 02:09.482
‫قرار نیست من...

02:09.483 --> 02:11.526
‫همون اول گفتم قراره مشعل بیاریم

02:11.527 --> 02:13.820
‫من که یادم نمیاد.
‫بعدشم، اصلاً مسئله مشعل نیست.

02:13.821 --> 02:15.155
‫- بیا بریم دیگه
‫- آفرین

02:15.156 --> 02:16.698
‫- نخیر!
‫- میگم گفتم بهت دیگه!

02:16.699 --> 02:17.740
‫به لیلی گفتی

02:17.741 --> 02:19.951
‫چی گفته به من؟
‫وای، لیوان‌ها رو کی شکسته؟!

02:19.952 --> 02:23.288
‫تقصیر این دوتا خرمگسیـه که
‫اومدن اینجا موی دماغ من شدن

02:23.289 --> 02:26.457
‫مگه نگفتم نیای اینجا؟
‫عه، آقای وزیر، چقدر از دیدن‌‌تون خوشحالیم

02:26.458 --> 02:27.625
من یکی که غلط بکنم

02:27.626 --> 02:29.627
‫نگفتی سرکار اِلیه می‌خواد
‫مشعل بگیره روی واگیو

02:29.628 --> 02:31.087
‫- گفته بودم ها
‫- مشعل روی واگیو؟

02:31.088 --> 02:33.506
‫- بله
‫- مشعل؟ یعنی سر میز شعله‌وره؟

02:33.507 --> 02:35.425
‫- بله
‫- خب، نه راستش

02:35.426 --> 02:37.343
‫خوراکِ نخست‌وزیره

02:37.344 --> 02:38.887
‫- جدی؟
‫- آره بابا!

02:38.888 --> 02:39.929
‫- چه بهتر!
‫- نخیرم!

02:39.930 --> 02:42.098
‫- سیدنی یه رستوران داره
‫- خب

02:42.099 --> 02:43.975
‫- اونجا واگیوی آتش‌فشانی دارن
‫- دقیقاً

02:43.976 --> 02:46.729
‫- به نظرم بری دم در بهتره
‫- نه، بذار باشه

02:47.646 --> 02:49.522
‫- آشپزخونه‌ی خودمـه
‫- آشپزخونه‌ی خودشـه

02:49.523 --> 02:51.065
‫این یه مسئله‌ی ایمنیـه

02:51.066 --> 02:53.193
‫نمیشه وسط سالن پذیرایی سران
‫آتیش‌بازی راه بندازیم!

02:53.194 --> 02:55.695
‫میشه بگیریش اون طرف؟

02:55.696 --> 02:57.740
‫یعنی چی که مشعل بی مشعل؟!

02:59.575 --> 03:01.409
‫خودت گفتی مشعل مشکلی نداره

03:01.410 --> 03:02.827
‫صبر کن ببینم، این می‌تونه من نمی‌تونم؟

03:02.828 --> 03:03.870
‫واسه موزپرورده

03:03.871 --> 03:06.289
‫- چرا به من نگفتی؟!
‫- توی برگه هست

03:06.290 --> 03:09.083
‫- برگه رو بذار دم کوزه آبشو بخور
‫- خودت اجازه دادی

03:09.084 --> 03:11.794
‫عیبی که نداره. ولی سر میز نیاریدش

03:11.795 --> 03:14.464
‫سر میز نیاد که دیگه چه فایده؟!

03:14.465 --> 03:15.757
‫- موزپرورده؟
‫- بله

03:15.758 --> 03:17.300
‫- جنابعالی؟ این کیـه؟
‫- ایشون...

03:17.301 --> 03:20.304
‫این کیـه؟ یا خدا. چتـه تو؟!
‫ایشون دیوید فایـ...

03:20.888 --> 03:22.138
‫کر...

03:22.139 --> 03:25.141
‫از... استرالیا اومده.
‫ادبت کجا رفته؟!

03:25.142 --> 03:27.143
‫موزپرورده؟
‫همون دسری که با مشعل سِرو میشه؟

03:27.144 --> 03:29.521
‫- بله
‫- نخست‌وزیر روس می‌میره واسه همین چیزها!

03:30.272 --> 03:32.523
‫هنوز نرفتید؟! باورم نمیشه!

03:32.524 --> 03:34.734
‫توی آشپزخونه‌ی من چیکار دارید؟

03:34.735 --> 03:37.320
‫دارم میگم وزیر امور خارجه‌ی استرالیاست!

03:37.321 --> 03:38.321
‫خانم که مال پورتلنده

03:38.322 --> 03:40.406
‫اینجا آشپزخونه‌ی منـه. زودتر ببرش بیرون

03:40.407 --> 03:41.491
کی ‫لیوان شکسته...

03:41.492 --> 03:42.576
‫نه!

03:43.077 --> 03:43.952
کی ‫لیوان شکسته؟

03:43.953 --> 03:46.580
می‌خوای واست بشکن‌بشکن
راه بندازم، رالی؟ ها؟

03:47.748 --> 03:49.166
‫بفرما تماشا کن!

03:49.917 --> 03:52.085
‫اینم یه لیوان شکسته‌ی دیگه!

03:52.086 --> 03:56.005
‫خیر سرم می‌خوام یکم هنرنمایی کنم اینجا

03:56.006 --> 03:57.173
‫هنرنمایی از این بهتر؟!

03:57.174 --> 04:00.134
‫یه غذای فوق‌العاده.
‫چیزی که تو سرت نمیشه.

04:00.135 --> 04:01.469
‫صرفاً می‌خوای همون کسشعرهای

04:01.470 --> 04:04.847
‫همیشگی و بی‌مزه‌ی مرسوم
‫محافل قشر مرفه رو درست کنم

04:04.848 --> 04:06.599
‫چون اینجا هم یکی از همون جاهاست

04:06.600 --> 04:08.810
‫یه محفل قدیمی و کسشعر مختص قشر مرفه که

04:08.811 --> 04:11.938
‫سال تا سال هیچ چیش عوض نمیشه،
‫اِلا رئیس‌جمهورش

04:11.939 --> 04:15.066
‫ولی بازم مشخص نیست
‫چون همشون یه مُشت نَره‌خرن

04:15.067 --> 04:17.505
‫ولی کور خوندی.
‫اولین ضیافت دولتی منـه.

04:17.530 --> 04:20.029
‫خودم هر چی عشقم بکِشه درست می‌کنم

04:20.030 --> 04:22.991
‫دقیقاً الیوت و رئیس‌جمهور
‫واسه همین منو آوردن اینجا و

04:22.992 --> 04:24.534
‫همین هم میشه

04:24.535 --> 04:26.619
‫اگه دوباره هم بخوای موی دماغم بشی،

04:26.620 --> 04:29.873
‫سرت رو می‌بُرم میذارم کف دستت!

04:34.753 --> 04:36.170
‫خب...

04:36.171 --> 04:37.548
‫خیلی‌خب

04:38.215 --> 04:41.885
‫گمونم به اندازه‌ی کافی بررسی کردیم دیگه.
‫متشکرم. سپاس بی‌کران.

04:43.679 --> 04:49.142
‫توی سالن پذیرایی سران مشعل نبینم

04:52.062 --> 04:55.858
‫توی سالن پذیرایی سران... مشعل نبینم

05:26.680 --> 05:30.350
‫مدیر ارشد اجرایی رو به خاطر یه مشعل کُشتی؟!

05:30.351 --> 05:31.684
‫من مدیر ارشد اجرایی رو نکُشتم

05:31.685 --> 05:34.146
‫- پس چرا پیراهن خونیِ تو تنشـه؟
‫- می‌خوام بگم اتفاقاً

05:35.898 --> 05:38.066
‫- بنده مصونیت دیپلماتیک دارم
‫- اینطور میگن

05:38.067 --> 05:40.068
‫نه، من... واقعاً دارم

05:40.069 --> 05:42.236
‫- باشه
‫- چه بگن چه نگن، دارم

05:42.237 --> 05:44.113
‫- خیلی‌خب
‫- فقط خواستم شفاف‌سازی کنم

05:44.114 --> 05:46.157
‫- بسیارخب
‫- شفاف‌سازی شد برات؟

05:46.158 --> 05:49.828
‫مصونیت دیپلماتیک داشتنت
‫برام شفاف‌سازی شد

05:52.831 --> 05:54.750
‫هر چی اینجا بهت بگم محرمانه‌ست

05:57.920 --> 06:00.129
‫کارش رو توی آشپزخونه‌ی سیار شروع کرد

06:00.130 --> 06:02.091
‫مگه آشپزخونه‌ی سیار هم داریم؟

06:02.674 --> 06:04.509
‫انگار واسه بچه غذا کِشیدن، نه؟

06:04.593 --> 06:06.136
وعده‌ی اصلی اینـه؟

06:06.220 --> 06:07.179
بله

06:07.763 --> 06:09.639
‫سرِ شام دیدمش

06:09.640 --> 06:11.724
‫مشخص بود که هنوزم شاکیـه

06:15.396 --> 06:17.438
‫مگه ضیافت شام نبود؟

06:19.983 --> 06:21.442
‫گمونم... فقط...

06:21.443 --> 06:25.154
‫فقط خواستم بابت ناراحتیِ پیش اومده
از دلش در بیارم

06:25.155 --> 06:26.198
از جانبِ خودم

06:26.949 --> 06:27.990
‫پیداش کردی؟

06:29.660 --> 06:31.328
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

06:33.747 --> 06:34.790
‫بله

06:36.625 --> 06:38.668
‫- این قضیه بین خودمون می‌مونه دیگه؟
‫- بله

06:38.669 --> 06:40.754
‫خب... نه واقعاً

06:41.797 --> 06:44.674
‫♪ Kylie Minogue - Hold On to Now ♪

06:59.064 --> 07:00.815
‫استرالیایی‌بازی

07:00.816 --> 07:03.484
‫خیلی‌خب، عرضم به حضورت...

07:03.485 --> 07:04.820
این حرف ‫نامردیـه

07:05.821 --> 07:07.448
‫من فقط داشتم ازش پیروی می‌کردم

07:13.912 --> 07:15.080
‫بیا اینجا

07:43.442 --> 07:45.151
خون چی؟

07:45.152 --> 07:46.611
ببخشید می‌پرسم

07:46.612 --> 07:47.905
‫اون...

07:48.447 --> 07:50.198
‫پُرشور بود

07:54.036 --> 07:55.704
‫دماغم خون اومد

08:00.626 --> 08:04.921
میگم... ممنون میشم بین خودمون بمونه

08:04.922 --> 08:06.797
‫خون‌دماغ شدنت یا سکست با سرآشپز؟

08:06.798 --> 08:08.257
‫ما سکس نکردیم

08:12.721 --> 08:14.430
‫تعریفت از سکس چیـه؟

08:14.431 --> 08:17.225
‫به چشم من از گفت‌وگو درباره‌ی املاک لذت‌بخش‌تره،

08:17.226 --> 08:19.061
‫ولی به جذابیت تماشای پرنده‌ها نیست

08:21.271 --> 08:22.980
‫خلاصه، من مصونیت دیپلماتیک دارم

08:22.981 --> 08:25.484
‫- خیلی‌خب
‫- ممنون میشم جایی نگی

08:26.193 --> 08:28.236
‫وسط سکس با سرآشپز،
‫خون‌دماغ میشه

08:28.237 --> 08:29.820
‫- ها؟
‫- حالا صبر کن

08:29.821 --> 08:31.822
‫حس می‌کنم این تازه اولشـه

08:31.823 --> 08:33.950
‫گفت خیلی‌های دیگه هم بیرون بودن

08:33.951 --> 08:34.951
‫کی مثلاً؟

08:34.952 --> 08:38.538
‫نمی‌دونم. فقط... از دور دیدم‌شون

08:47.089 --> 08:48.798
‫صبر کن، وایسا، وایسا.
‫یکی...

08:48.799 --> 08:50.883
‫یکی اونجاست

08:56.223 --> 08:58.100
‫وایسا، یکی دیگه هم اینجاست

08:58.976 --> 09:00.851
‫- معذب بودم
‫ - خب...

09:00.852 --> 09:02.603
‫انگار ما رو زیر نظر داشتن

09:02.604 --> 09:04.188
‫ناسلامتی کاخ سفیده

09:04.189 --> 09:06.941
‫برگشتم داخل و همونجا باهاش روبرو شدم

09:06.942 --> 09:07.900
‫با کی؟

09:15.909 --> 09:17.159
‫آقای وینتر

09:17.160 --> 09:18.537
‫آقای وزیر

09:19.413 --> 09:21.539
‫- همه چی مرتبـه؟
‫- بله، خوبـه. فقط...

09:21.540 --> 09:23.625
‫رفتم یه نفسی تازه کنم

09:24.251 --> 09:25.209
‫داره ازتون خون میره

09:25.210 --> 09:27.629
‫- جدی؟
‫- بله

09:28.338 --> 09:31.883
‫آها. آره، دماغم خون اومد

09:33.510 --> 09:36.430
‫- تنها بودید بیرون؟
‫- بله

09:37.848 --> 09:39.391
‫بریم یه دستی به سر و وضع‌تون بکشیم

09:56.241 --> 09:57.409
‫منو بُرد طبقه‌ی بالا

10:00.078 --> 10:01.079
‫از پشت

10:13.634 --> 10:15.801
‫حالا از کجا فهمیدی
‫پیراهن‌هامون رو با هم عوض کردیم؟

10:15.802 --> 10:17.845
‫پیراهن تن آقای وینتر اندازه‌اش نبود

10:17.846 --> 10:20.973
‫آدمی به وسواسیِ وینتر
‫هیچوقت همچین لباس گشادی نمی‌پوشه

10:20.974 --> 10:23.768
‫دکمه‌های جلیقه‌اش رو که باز کردم،
‫چشمم خورد به یه تک‌دکمه‌ی استخونی‌رنگ،

10:23.769 --> 10:27.438
که امضای تولیدی معروف
پیراهن ویستلراندفاکسِ ملبورنـه

10:27.439 --> 10:30.650
‫دو ماه تموم توی ملبورن
‫روی پرونده‌ی قتل کیریوس کار کردم

10:30.651 --> 10:31.693
کارآگاهش تو بودی؟

10:33.487 --> 10:36.614
‫خون روی پیراهنش از خونِ روی کُتش
‫زودتر خشک شده بود

10:36.615 --> 10:38.574
‫که یعنی عوض کردنِ لباسه
قبل مرگش اتفاق افتاده بود

10:38.575 --> 10:41.911
‫بعدشم که شما رو دیدم،
‫متوجه شدم پیراهنت تنگـه و

10:41.912 --> 10:47.501
‫کیفیتش با کُتت برابری نمی‌کنه،
کُتت دی‌اچ ردیکان سیدنیـه، درستـه؟

10:47.584 --> 10:49.169
‫« دی‌اچ ردیکان  »
‫« سیدنی »

10:50.003 --> 10:50.920
‫باریکلا

10:50.921 --> 10:54.173
‫راستش، اوراین کیریوس رو که کُشتن،
‫من ساکن ملبورن بودم

10:54.174 --> 10:56.425
‫خونه‌اش یه خیابون با
خونه‌ی زن سابقم فاصله داشت

10:56.426 --> 10:59.929
‫اصلاً شاید باهاش مصاحبه هم کرده باشی.
‫روز قتلش خونه بود.

10:59.930 --> 11:02.682
‫باید بودی و می‌دیدی.
‫عجب الم‌شنگه‌ای به پا شده بود.

11:02.683 --> 11:04.016
‫خب، خودم توی اخبار دیدم

11:04.017 --> 11:07.728
‫اونجا نبودم، ولی هُل شد و
‫به من زنگ زده بود

11:07.729 --> 11:09.981
‫همچین هم غیرعادی نیست، البته

11:11.400 --> 11:12.734
‫گرومب

11:13.694 --> 11:16.028
‫نه، توافقی از هم جدا شدیم.
‫خب، جوون بودیم و جاهل...

11:16.029 --> 11:19.740
‫خیلی‌خب. دیگه اتفاقی بین تو و وینتر نیفتاد؟
‫توی دفترش؟

11:19.741 --> 11:20.701
‫نه

11:21.493 --> 11:22.577
‫نه؟

11:24.121 --> 11:26.790
‫خب، مرد باجذبه‌ای بود

11:27.457 --> 11:30.126
‫آره، ولی نه، نه. نه از اون لحاظ...

11:31.628 --> 11:33.004
‫اینم از این

11:39.594 --> 11:43.097
‫تلفنش زنگ خورد. من هم نمی‌شنیدم
‫طرف مقابل داره چی بهش میگه

11:43.098 --> 11:45.766
البته قصدم هم گوش دادن نبود

11:45.767 --> 11:46.684
‫الو؟

11:46.685 --> 11:49.353
‫ولی آقای وینتر اصرار داشت
‫توی اتاق بمونم

11:49.354 --> 11:51.732
‫به نظرم خوب باشه. خودت می‌دونی

11:53.817 --> 11:54.943
‫پنج دقیقه دندون رو جیگر بذار

11:59.239 --> 12:01.324
‫بی‌تعارف،

12:02.033 --> 12:06.078
‫پایان این داستان جذابت
‫همچین چنگی به دل نمیزنه

12:06.079 --> 12:07.372
‫نه، نه

12:08.749 --> 12:10.292
‫منظورم حرفیـه که بعدش زد

12:11.668 --> 12:12.835
‫بعد اینکه گوشی رو گذاشت

12:17.007 --> 12:20.301
امشب شب آخرمـه

12:21.970 --> 12:24.263
‫- دقیقاً همین کلمات رو گفت؟
‫- آره

12:24.264 --> 12:26.974
گفت امشب شب آخرشـه؟

12:26.975 --> 12:27.975
‫بله

12:27.976 --> 12:31.103
‫خیلی‌خب، فهمیدیم قضیه‌ی پیراهنه از چه قراره.
‫اینکه چرا پیراهن الف. ب. تنش بود.

12:31.104 --> 12:33.273
‫اینم فهمیدیم چرا پیراهنش خونی بوده

12:34.316 --> 12:36.567
‫- معما رو حل کردیم
‫- ما حل نکردیم

12:36.568 --> 12:39.945
‫بعدشم، از کجا معلوم
‫منظور الف. ب. چی بوده، ها؟

12:39.946 --> 12:43.115
‫حالا یه چیزی پروند دیگه

12:43.116 --> 12:44.533
‫عالم و آدم از این حرف‌ها میزنن

12:44.534 --> 12:46.660
که امشب شب آخرشونـه؟

12:46.661 --> 12:47.661
‫آره

12:47.662 --> 12:49.288
‫- کی میگه؟
‫- مُرده‌ها

12:49.289 --> 12:52.458
‫من که تابحال نگفتم. کسی اینجا هست که
‫تا حالا گفته باشه امشب شب آخرشـه؟

12:52.459 --> 12:55.128
‫آره، یه بار که رفته بودیم کمپ،
‫من گفته بودم

12:55.796 --> 12:58.547
‫- می‌خوای چیکار کنی؟
‫- ببینم آقای وینتر داشته با کی حرف میزده

12:58.548 --> 13:01.300
‫بعلاوه، باید مطمئن بشم خونِ روی لباسش
‫متعلق به آقای رایلنس بوده

13:01.301 --> 13:03.886
‫- باید روی وینتر سم‌شناسی انجام بشه
‫- باید جسدش رو جابه‌جا کنیم

13:03.887 --> 13:05.346
‫- موردی نداره
‫- دیگه چی؟

13:05.347 --> 13:07.014
‫- فعلاً که هیچی
‫- خیلی‌‌خب. خوبـه

13:07.015 --> 13:08.724
‫من برم بقیه رو راهی کنم...

13:08.725 --> 13:10.643
‫- صبر کنید، جناب رئیس‌جمهور
‫- آقای نخست‌وزیر؟

13:10.644 --> 13:12.728
‫یه نفر توی ضیافت دولتیِ امشبِ ما کُشته شده

13:12.729 --> 13:14.480
‫بعد، شما انگشت اتهام رو
‫به سمت یکی از ما گرفتید

13:14.481 --> 13:16.399
‫حالا قراره اجازه بدید از اینجا بریم؟

13:16.983 --> 13:19.193
‫پس وقتی کل دنیا از این قضیه باخبر بشه،

13:19.194 --> 13:22.196
‫قراره خیال کنن یه استرالیایی روانی
‫زده یکی رو توی کاخ سفید کُشته

13:22.197 --> 13:23.824
‫آره

13:24.449 --> 13:26.742
‫نه، رفیق. از این خبرها نیست

13:26.743 --> 13:28.410
‫- کسی همچین فکری نمی‌کنه
‫- چرا نمی‌کنه؟

13:28.411 --> 13:30.663
‫تو باشی چه فکری می‌کنی؟!

13:30.664 --> 13:34.083
‫کسی اینجا می‌دونه کی آقای وینتر رو کُشته؟

13:34.084 --> 13:35.876
‫از نظرِ ما خودکشی بوده

13:35.877 --> 13:38.295
‫نه بابا، کارآگاه هالینجر؟
‫ایشون با شما هم‌نظره؟

13:39.464 --> 13:40.923
‫- هم‌نظری؟
‫- خیر

13:40.924 --> 13:42.925
‫پس تنها کارآگاه اینجا،

13:42.926 --> 13:45.511
‫خانمی که یه پرونده‌ی لاینحل رو
‫توی استرالیا حل کرد،

13:45.512 --> 13:47.847
‫کسی که تحت عنوان یکی از ماهرترین
‫کارآگاه‌های دنیا ازش یاد میشه،

13:47.848 --> 13:51.141
‫با خودکشی بودنش مخالفـه و
‫اومده تحقیقات انجام بده

13:51.142 --> 13:53.310
‫خب، نظرتون چیـه اجازه بدیم
‫تحقیقاتش رو همین الان انجام بده؟

13:53.311 --> 13:56.438
‫اگه با تک‌تکِ مهمان‌ها صحبت کنی
‫به نتیجه‌ای میرسی؟

13:56.439 --> 13:57.773
‫بله، البته، ولی...

13:57.774 --> 13:59.900
‫استیون!
‫تصمیمش با تو نیست

13:59.901 --> 14:03.946
‫پری‌جان، تصمیم من نیومدن
به این ضیافت هم بود، ولی الان اینجام

14:03.947 --> 14:06.031
‫عوضِ یه بشقاب واگیوی آتش‌فشانی،
‫یه جنازه‌ی وامونده (= خونین) نصیبم شد

14:08.743 --> 14:12.454
‫نه، واقعاً هم یه جنازه‌ی خونین رو دست‌مونـه

14:12.455 --> 14:14.206
‫بگذریم، بفرمایید

14:14.207 --> 14:16.375
‫خب، عارضم خدمت‌تون که

14:16.376 --> 14:18.961
‫هر چقدر هم که روابط این دو کشور متشنج باشه،

14:18.962 --> 14:20.421
‫اگه همه برن و گندِ این قضیه در بیاد،

14:20.422 --> 14:22.339
‫اوضاع قوز بالا قوز میشه

14:22.340 --> 14:25.051
‫من میگم بذارید کارشو تموم کنه

14:25.760 --> 14:28.429
‫- قاتل رو پیدا کنه و بعدش همگی میریم خونه
‫- خونه‌ی من همینجاست

14:28.430 --> 14:30.055
‫خب، شاید بهتره یکم نگران این باشی که

14:30.056 --> 14:32.684
‫یه قاتل داره راست‌راست توی خونه‌ات می‌چرخه

14:33.977 --> 14:35.019
‫ولی راست میگی

14:35.020 --> 14:36.021
‫تصمیم با توئـه

14:42.402 --> 14:43.570
‫به کمکت نیاز دارم

14:44.154 --> 14:46.405
‫- چطوری؟
‫- باید با همه صحبت کنم

14:46.406 --> 14:49.575
‫فقط هم اگه هیئت نمایندگان استرالیا رو نگه داری
‫می‌تونم این کار رو انجام بدم

14:50.660 --> 14:51.785
‫فکرشم نکن

14:51.786 --> 14:54.955
‫بنابراین ناچارم با ارائه‌ی مستندات دقیق و
‫استدلال‌های قوی،

14:54.956 --> 14:56.416
‫ضرورت انجام این کار رو توضیح بدم

14:58.251 --> 15:00.252
‫یعنی اگه هیئت نمایندگی رو
‫راضی نکنم بمونن،

15:00.253 --> 15:01.879
‫قضیه‌ی من و سرآشپز رو جار میزنی؟

15:01.880 --> 15:04.006
‫- اسم داره ها
‫- واقعاً نمی‌دونم اسمش چیـه

15:04.007 --> 15:05.799
‫- مارولا
‫- مارولا؟

15:05.800 --> 15:07.177
‫جدی؟

15:07.761 --> 15:08.594
‫مارولا چی؟

15:08.595 --> 15:11.139
‫گمونم فقط مارولاست.
‫پورتلندیـه دیگه.

15:12.515 --> 15:15.935
‫اگه بتونم استرالیایی‌ها رو راضی به موندن کنم،
‫یه کلمه هم در مورد قضیه‌ی من و

15:19.022 --> 15:19.855
‫سرآشپز نمیگی؟

15:19.856 --> 15:21.941
‫تا جایی که ممکنه، بله

15:21.942 --> 15:24.109
‫بله، برنامه همین بود

15:24.110 --> 15:26.612
‫- اون موقع این مسئله رو باهاتون در میون گذاشت؟
‫- خیر، بعداً

15:26.613 --> 15:28.948
‫- کِی؟
‫- وقتی که دید مورد اعتمادم

15:28.949 --> 15:30.491
‫- یعنی کِی؟
‫- بعداً

15:30.492 --> 15:32.410
‫ولی به رئیس دوکس گفت

15:33.286 --> 15:34.203
‫صحت داره

15:34.204 --> 15:36.372
‫وقتی که بهتون گفت ‫نظرتون چی بود؟

15:36.373 --> 15:39.083
‫با خودم گفتم
محال ممکنـه وزیر رایلنس ‫موافقت کنه

15:39.084 --> 15:40.918
‫حتی اگه موافقت هم بکنه،

15:40.919 --> 15:43.712
‫امکان نداره بتونه نخست‌وزیر روس رو مُجاب کنه

15:43.713 --> 15:45.673
‫در صورت راضی شدنِ نخست‌وزیر روس،

15:45.674 --> 15:48.968
‫نخست‌وزیر روس هیچ‌جوره نمی‌تونه
‫رئیس‌جمهور مورگن رو متقاعد کنه

15:48.969 --> 15:50.761
‫یعنی حتی بعد از این همه سال،

15:50.762 --> 15:53.097
‫بازم حماقت کردم و

15:53.098 --> 15:56.226
‫کوردلیا کاپ رو دستِ کم گرفتم

15:57.477 --> 16:02.106
‫دوستان، امشب یک اتفاق ناگوارِ امنیتیِ جدی

16:02.107 --> 16:03.899
‫در کاخ سفید رخ داده

16:03.900 --> 16:05.859
‫از بیان جزئیات معذورم واقعاً،

16:05.860 --> 16:09.863
‫ولی متأسفانه، ناچاراً
‫قبل از رفتنِ همه‌ی میهمانان،

16:09.864 --> 16:12.741
‫پلیس باید با بعضی از عزیزان صحبت کنه

16:12.742 --> 16:16.120
‫ممکنه شامل هر کدوم از شما بشه؛
‫حتی شخصِ خودِ بنده

16:16.121 --> 16:19.957
‫بنابراین ازتون می‌خوام همکاری کنید و
‫شکیبا باشید

16:19.958 --> 16:21.500
‫می‌دونم چقدر این مسئله آزاردهنده‌ست

16:21.501 --> 16:26.005
‫بهتون اطمینان خاطر میدم مجرب‌ترین افراد
‫دارن روی این پرونده کار می‌کنن و

16:26.006 --> 16:32.262
‫این مسئله به حرفه‌ای‌ترین و سریع‌ترین
‫شکلِ ممکن رفع و رجوع میشه

16:41.646 --> 16:43.731
‫وایسید. صبر کنید. دست نگه دارید

16:43.732 --> 16:45.482
‫بذارید ببینم درست متوجه شدم یا نه

16:45.483 --> 16:46.525
‫- سناتور بیکس
‫- نه، نه

16:46.526 --> 16:50.071
‫فقط می‌خوام ببینم یه وقت سوءتفاهمی
‫برام پیش نیومده باشه

16:50.572 --> 16:53.949
‫پس کارآگاه کاپ خواست تحقیقاتش رو
‫همون شب ادامه بده،

16:53.950 --> 16:56.869
‫علی‌الخصوص با توجه به چیزهایی که
‫در مورد آقای رایلنس فهمید

16:56.870 --> 16:59.538
‫ولی می‌دونست که رئیس‌جمهور مورگن و
‫هری هالینجر

16:59.539 --> 17:01.040
‫هرگز بهش اجازه‌ی این کار رو نمیدن،

17:01.041 --> 17:03.834
‫چون می‌خواستن پرونده رو به اسم خودکشی ببندن و
‫همه رو راهی خونه‌هاشون کنن

17:03.835 --> 17:05.716
بعد حتی درخواست هم نمی‌کنه

17:05.741 --> 17:07.880
‫حتی وانمود هم نمی‌کنه که دلش به موندنـه

17:07.881 --> 17:11.008
‫در عوض، خانم کاپ، کارآگاه مشاورِ

17:11.009 --> 17:13.635
‫اداره‌ی پلیس متروپولیتن واشینگتن دی. سی.،

17:13.636 --> 17:16.889
‫با وزیر امور خارجه‌ی استرالیا معامله می‌کنه

17:16.890 --> 17:19.641
‫به شرطی رابطه‌ی جنسی مخفیانه‌اش با
‫سرآشپز کاخ سفید رو پنهون نگه می‌داره که

17:19.642 --> 17:22.895
‫ایشون، رئیسش، یعنی نخست‌وزیر استرالیا رو

17:22.896 --> 17:25.355
‫متقاعد کنه که

17:25.356 --> 17:28.859
‫رئیس‌جمهور ایالات متحده رو فریب بده تا

17:28.860 --> 17:32.738
‫نذاره تا صبح ۲۰۰ نفر از
کاخ سفید خارج بشن که

17:32.739 --> 17:34.156
‫بتونه کارش رو تمام و کمال انجام بده

17:34.157 --> 17:35.824
‫بعدش، با جلوه دادنِ اینکه

17:35.825 --> 17:39.203
‫استرالیایی‌ها به خواست خودشون اونجا موندن،

17:39.204 --> 17:44.166
‫چند دقیقه‌ای رو میره بیرون
‫پیِ پرنده‌نگری

17:44.167 --> 17:46.669
‫چیزی رو که از قلم ننداختم؟

17:49.130 --> 17:50.005
‫خیر

17:50.006 --> 17:53.717
‫خدایا، رو دست این زن نیست!

17:53.718 --> 17:55.427
‫وای، متشکرم

17:55.428 --> 17:58.013
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم
‫چیزی رو از قلم ننداخته باشم

17:58.014 --> 18:01.266
‫بفرمایید ادامه بدید.
‫تشکر، سناتور فیلکینز.

18:03.812 --> 18:06.814
‫سه‌تا محل برای مصاحبه ترتیب دادیم

18:06.815 --> 18:09.024
‫یکی توی سالن پذیرایی سران،

18:09.025 --> 18:12.236
‫یکی هم اتاق چینی و اتاق سبز که
‫از همونجا هم شروع کردیم

18:12.237 --> 18:13.737
‫- اون چیـه؟
‫- کاغذ

18:13.738 --> 18:14.696
‫- واسه چیـه؟
‫- نوشتن

18:14.697 --> 18:16.031
‫- نوشتنِ چی؟
‫- کلمات

18:16.032 --> 18:17.242
‫به‌به، سپاس

18:18.618 --> 18:20.119
‫می‌خوای چطوری پیش بره؟

18:20.120 --> 18:21.370
‫آهان. بله

18:21.371 --> 18:23.747
‫خیلی‌خب. من سؤال می‌پرسم،
‫شما ساکت می‌شینی

18:23.748 --> 18:25.958
‫اگه هم فکر کردی واقعاً
‫لازمـه چیزی بگی،

18:25.959 --> 18:27.376
‫سعی کن حرفت رو قورت بدی

18:27.377 --> 18:30.713
‫هر وقت هم خواستی به هر دلیلی
‫اتاق رو ترک کنی، خروجی این طرفـه

18:34.801 --> 18:37.512
‫بی‌زحمت اسم و عنوان شغلی‌تون رو برام بنویسید

18:46.354 --> 18:49.190
‫بله، ممنون میشم
‫لطف کنید بگیریدش بالا

18:50.755 --> 18:53.308
‫« اِدی گومز »
‫« نجار »

18:54.737 --> 18:57.407
‫یه جوری باید همه رو به خاطر بسپارم دیگه.
‫متشکرم.

19:07.709 --> 19:08.626
‫خب؟

19:10.211 --> 19:11.629
‫حالا چیکار کنیم؟

19:15.508 --> 19:17.552
‫از من سؤالی ندارید؟

19:20.597 --> 19:21.556
‫هیچی؟

19:26.519 --> 19:28.563
‫گمونم می‌خواید از الف. ب. بگم

19:32.442 --> 19:35.069
‫متأسفم بابت هر اتفاقی که افتاده، ولی

19:35.945 --> 19:37.280
‫من از همه چی بی‌خبرم

19:38.448 --> 19:39.324
‫پس...

19:41.201 --> 19:42.452
‫اگه تمومـه،

19:43.786 --> 19:44.787
‫برم؟

19:50.543 --> 19:51.544
‫پس با اجازه

19:59.552 --> 20:02.513
‫می‌خواید بدونید آخرین بار
‫کِی دیدمش، درستـه؟

20:03.556 --> 20:04.473
‫خیلی‌خب

20:04.474 --> 20:07.894
‫امروز عصر، با بروس کار داشتن.
‫مهندس بروس رو میگم.

20:08.478 --> 20:11.355
‫امشب سنگ رو سنگ بند نمی‌شد، خب؟

20:11.356 --> 20:14.524
‫اصلاً یه وضعی بود. بروس رو احضار کردن و
‫من هم دربدر دنبال بروس بودم

20:14.525 --> 20:17.402
‫پا شدم رفتم دمِ دفتر وینتر چون
‫پیش خودم گفتم شاید بروس اونجا باشه

20:17.403 --> 20:19.321
‫از پشتِ در، شنیدم آقای وینتر
‫داره با یکی جر و بحث می‌کنه

20:19.322 --> 20:22.407
‫نخیر، اجازه نمیدم با من
‫اینطوری صحبت کنی! نخیر!

20:22.408 --> 20:23.617
‫من به همه میگم که...

20:23.618 --> 20:25.327
‫حول‌وحوش ساعت ده اینها بود

20:25.328 --> 20:27.829
‫شما پرسیدید، من هم دارم حقیقت رو میگم

20:27.830 --> 20:30.582
‫اینکه با کی یا در مورد چی بحث می‌کرده؟

20:30.583 --> 20:31.833
‫فقط خدا می‌دونه

20:31.834 --> 20:33.628
‫من از همه چی بی‌خبرم

20:35.505 --> 20:38.131
‫فقط می‌دونم طرف حسابش بروس نبود
‫چون دقیقاً بعدش پیداش کردم

20:38.132 --> 20:41.051
‫همین‌قدر می‌دونم و
‫حرف دیگه‌ای واسه گفتن ندارم

20:41.052 --> 20:45.974
‫حالا شما تا صبح بشینید و زُل بزنید به من،
‫واقعاً فازتون رو نمی‌فهمم

20:46.683 --> 20:47.725
‫من که رفتم

20:55.316 --> 20:59.654
‫تا حالا آقای وینتر رو ‫اینقدر پریشون
ندیده بودم. در این حد عصبانی

21:00.238 --> 21:03.574
‫۱۷‏ سالـه اینجا کار می‌کنم.
‫هیچوقت ندیدم از کوره در بره.

21:04.867 --> 21:05.701
در نمی‌رفت

21:05.702 --> 21:07.411
‫ولی حسابی جوش آورده بود

21:07.412 --> 21:10.747
‫داد و بیداد می‌کرد که
‫«همه چی رو میذارم کفِ دست‌شون!»

21:10.748 --> 21:14.084
‫همه چی رو میذارم کفِ دست‌شون!
‫همه چی رو!

21:15.128 --> 21:16.838
این رو مُخم بود

21:27.849 --> 21:30.143
‫موافقم سؤال‌ها رو خودت بپرسی

21:31.352 --> 21:32.937
‫امشب آخرین بار کِی الف. ب. رو دیدم؟
‫(دریل آرماگدا - معاون سرپرست)

21:33.980 --> 21:36.440
‫شیش‌ونیم؟ ۶:۴۵؟ توی زیرزمین

21:36.441 --> 21:39.318
‫ساعت ۸ طبقه‌ی هم‌کف

21:39.319 --> 21:42.905
‫یه رُبع به ۹، توی سالن پذیرایی خانوادگی قدیمی

21:42.936 --> 21:44.299
‫« ریچل میدل کاف »
‫« سرمایه‌دار عرصه‌ی رسانه »

21:44.324 --> 21:45.366
‫کی؟

21:45.450 --> 21:46.409
‫« الف. ب. وینتر »

21:49.829 --> 21:53.124
‫همین الان توی راهرو دیدم‌شون

21:54.083 --> 21:55.625
‫- اشتباه می‌کنم؟
‫- اشتباه می‌کنید

21:55.626 --> 21:58.587
‫دور و برِ ساعتِ ۹، توی سرسرای اصلی
‫(شیلا - سرخدمتکار)

21:58.588 --> 22:01.256
‫- دیدم داشت از سمت سالن شرقی میومد بیرون
‫- تنهایی؟

22:01.341 --> 22:02.550
‫« رالی بریج‌واتر »
‫« سرخدمتکار »

22:02.550 --> 22:04.052
‫- خیر
‫- کی همراهش بود؟

22:04.527 --> 22:05.779
‫« هری هالینجر »

22:05.803 --> 22:06.845
‫خیلی‌خب

22:06.846 --> 22:08.638
‫من پامو از سالن شرقی بیرون نذاشتم.
‫کی همچین حرفی زده؟

22:08.639 --> 22:10.223
‫- یکی
‫- یکی؟

22:10.224 --> 22:13.018
‫- محو تماشای کنسرت بودم
‫- از اول تا آخر؟

22:13.019 --> 22:15.479
‫آره، ناسلامتی کایلی مینوگـه ها.
‫چرا باید بذارم برم؟

22:15.480 --> 22:16.897
‫واسه کشتنِ الف. ب. وینتر

22:21.569 --> 22:23.570
‫الف. ب. وینتر رو توی سالن شرقی دیدی؟

22:23.571 --> 22:24.988
‫نه، کِی؟

22:24.989 --> 22:27.784
‫- امشب، حین اجرا
‫- نه

22:28.743 --> 22:30.744
‫وزیر امور خارجه، رایلنس رو چطور؟

22:30.745 --> 22:32.537
‫نه، ایشون هم ندیدم

22:32.538 --> 22:36.000
‫پس ندیدی وسط اجرا
‫بلند شد و سالن رو ترک کرد؟

22:36.667 --> 22:37.668
‫نه

22:38.711 --> 22:40.837
‫بعدش هم ندیدی که
‫آقای وینتر ایشون رو دنبال کرد؟

22:40.838 --> 22:41.923
‫نه

22:43.257 --> 22:45.301
‫- بعدش هم خودت بیرون نرفتی؟
‫- نه

22:48.262 --> 22:49.888
‫شاید یه سر تا دستشویی رفته باشم

22:49.889 --> 22:51.306
‫‏۲۲ دقیقه پیداش نبود

22:51.307 --> 22:55.018
‫آقای وینتر داشت توی دفترش
‫سر آقای هالینجر داد و بیداد می‌کرد؟

22:55.019 --> 22:57.480
‫سؤال‌تون اینـه؟ نمی‌تونم جواب قطعی بدم

22:57.505 --> 23:01.067
‫ولی مطمئنم بعد از داد و بیدادهای
‫آقای وینتر، سریع رفتم پایین

23:04.070 --> 23:06.258
‫و آقای هالینجر هم درست پشت‌سرم بود

23:12.370 --> 23:14.746
‫- حقیقت نداره
‫- پس توی دفتر آقای وینتر نبودی؟

23:14.747 --> 23:16.581
‫- نه
‫- امشب طبقه‌ی سوم رفتی؟

23:16.582 --> 23:17.916
‫ناسلامتی اونجا زندگی می‌کنم

23:17.917 --> 23:20.753
‫بین ساعات ۹ الی ۱۰ شب
‫طبقه‌ی سوم بودی؟

23:22.380 --> 23:23.630
‫تا جایی که به یاد دارم، نه

23:23.667 --> 23:25.586
‫تا جایی که به یاد داری، نه

23:25.618 --> 23:28.935
‫من چیزی توی طبقه‌ی دوم ندیدم، نه
‫(السی چایله، خدمتکار)

23:32.765 --> 23:34.474
‫منم چیزی راجع‌به طبقه‌ی دوم نپرسیدم

23:35.726 --> 23:36.852
‫داره میاد

23:42.817 --> 23:43.734
‫چه کفش‌هایی

23:49.197 --> 23:50.197
‫« تریپ مورگن دادا »

23:52.601 --> 23:54.769
‫من ۹:۳۰ روی تختم بودم

23:54.794 --> 23:56.590
‫بعد از اون ساعت
‫چیزی ندیدی یا صدایی نشنیدی؟

23:56.615 --> 23:59.123
‫نه تا وقتی که ننه‌بزرگ از اتاق بغلی
‫شروع کرد به جیغ و داد کردن

24:00.659 --> 24:03.245
‫یه بشقاب غلات ناشتا میاری؟

24:03.316 --> 24:04.858
‫چرا واسه ضیافت نرفتی؟

24:04.883 --> 24:08.214
‫- چرا خودت نرفتی؟
‫- چون دعوت نبودم

24:09.051 --> 24:10.594
‫- منم همینطور
‫- ناسلامتی برادر رئیس‌جمهوری

24:10.595 --> 24:12.971
‫- توی کاخش زندگی می‌کنی
‫- ارث باباش که نیست

24:12.972 --> 24:16.562
‫- چرا دعوتت نکرد؟
‫- چمی‌دونم. چون یه لاشیـه و

24:16.587 --> 24:19.836
‫می‌خواست کسل‌کننده‌ترین
‫مهمونی دنیا رو برگزار کنه

24:19.861 --> 24:21.737
‫مشخصاً توی این یه مورد ناموفق بود

24:21.762 --> 24:22.860
‫دقیقاً

24:23.399 --> 24:25.192
‫- مارولا چی میشه؟
‫- چی می‌خوای بشه؟

24:25.193 --> 24:27.235
‫- بهتر نیست از اون شروع کنی؟
‫- چطور مگه؟

24:27.236 --> 24:29.446
‫چون اون علناً گفته
‫می‌خواسته وینتر رو بکشه

24:29.447 --> 24:32.324
‫سرت رو می‌بُرم میذارم کف دستت!

24:32.325 --> 24:33.920
‫شاید فقط اون نبوده که گفته

24:33.945 --> 24:36.618
‫ولی بهرحال گفته.
‫چرا از خودش شروع نمی‌کنی؟

24:37.955 --> 24:39.789
‫من اول از همه گوش میدم

24:39.790 --> 24:42.542
‫به همه چی. وقتی اون بیرون
‫دنبال پرنده‌هایی این رو یاد می‌گیری

24:42.543 --> 24:44.961
‫باید تا جایی که ممکنـه
‫تماشا کنی و بهشون گوش بدی

24:44.962 --> 24:46.457
‫باید تمام جوانب رو در نظر بگیری

24:46.482 --> 24:48.292
‫وگرنه تمرکز رو روی
‫مسائل اشتباهی معطوف می‌کنی

24:48.317 --> 24:50.465
‫یه نکته‌ی مهم برای مأمور ویژه پارک:

24:50.490 --> 24:53.428
‫تا نمی‌دونی دنبال چی می‌گردی،
‫دست به دوربینت نزن

24:53.429 --> 24:56.765
‫خانم هینی، بذارید ازتون بپرسم
‫زمانی که خانم کاپ مشغول مصاحبه بود،

24:56.766 --> 24:58.767
‫توی بقیه‌ی کاخ چه‌خبر بود؟

24:58.768 --> 25:01.520
‫همه پایین بودن، سناتور

25:01.521 --> 25:02.938
‫اکثراً توی طبقه‌ی اول

25:02.939 --> 25:05.315
‫ولی به ما گفتن که می‌تونیم از
‫طبقه‌ی هم‌کف هم استفاده کنیم

25:13.157 --> 25:15.700
‫اگه از زیرزمین غذا یا ملزومات می‌خواستیم

25:15.701 --> 25:17.118
‫یا هر چیزی مرتبط با اداره‌ی کاخ،

25:17.119 --> 25:20.163
‫باید با یکی از مأمورین اف‌بی‌آی
‫که کمی بعدتر اومدن می‌رفتیم

25:20.164 --> 25:22.605
‫چون نمی‌خواستن کسایی که
‫زمان مرگ آقای وینتر داخل کاخ بودن

25:22.630 --> 25:24.352
‫باهم در ارتباط باشن

25:24.377 --> 25:25.687
‫به دلایل واضح و مشخص خودشون

25:25.712 --> 25:28.490
‫مردم از اینکه
‫اجازه‌ی خروج نداشتن ناراحت بودن؟

25:28.515 --> 25:29.839
‫غالباً نه

25:29.840 --> 25:32.008
‫مخصوصاً توی بخش ابتدایی شب

25:32.009 --> 25:34.135
‫خب، بعضی‌هاشون ناراحت بودن

25:34.136 --> 25:36.126
‫حالم از استرالیا به هم می‌خوره

25:36.151 --> 25:38.974
‫ولی... اکثراً مشکلی نداشتن

25:38.975 --> 25:40.090
‫ما، کارکنان کاخ،

25:40.115 --> 25:42.787
‫نهایت تلاش‌مون رو کردیم تا
‫مردم رو سرگرم کنیم

25:42.812 --> 25:44.854
‫یه دستی، بالا، با کف دست

25:44.855 --> 25:48.692
‫کف دست صاف، پشت کمر.
‫بالا، باریکلا. مرسی.

25:48.693 --> 25:53.109
‫ژاکلین آرون شکلر رو استخدام کرد تا
‫این تابلو رو برای همسرش، جی‌اف‌کی، بکشه

25:53.134 --> 25:55.758
‫تنها خواسته‌اش این بود که نذاره
‫اون به شکل نافذ و

25:55.783 --> 25:58.827
‫مستقیمی به دوربین نگاه کنه و
‫زیر چشم‌هاش گود نیفتاده باشه

25:58.828 --> 26:01.204
‫گفتم جیمی، بیخیال، پسر.
‫منو دست ننداز.

26:01.205 --> 26:04.436
‫می‌دونم بلدی گیتارِ راست‌دست رو چَپه بزنی

26:04.461 --> 26:06.573
‫ولی این چیزها مهم نیست.
‫من در هر دو صورت بلدم بزنم.

26:06.598 --> 26:08.634
‫البته که آقای جکمن گل سرسبدشون بود

26:08.659 --> 26:11.923
‫دارید وسط کاخ سفید
‫تپ دنس انجام می‌دید! یادتون نره

26:11.924 --> 26:13.925
‫اینجا از تالار کارنگی هم بزرگ‌تره

26:13.926 --> 26:17.137
‫فکر کنم بیشترشون
‫نگرانِ صحبت با خانم کاپ بودن

26:31.941 --> 26:33.504
‫« بروس گلر »
‫« مهندس »

26:33.529 --> 26:36.573
‫بهم خبر دادن که بیام طبقه‌ی سوم
‫لوله‌کشی اتاق تریپ مورگن رو درست کنم

26:36.574 --> 26:37.741
‫اتفاق خاصی هم افتاد؟

26:37.742 --> 26:39.868
‫توی دستشویی تریپ مورگن؟ آره

26:39.869 --> 26:41.286
‫وگرنه خبری نبود

26:41.287 --> 26:43.663
‫- دوست نداری صداتون کنن؟
‫- این کارمـه

26:43.664 --> 26:47.259
‫- بعضی‌ها کارشون رو دوست ندارن
‫- من که قبلاً دوست داشتم

26:47.327 --> 26:49.152
‫چه ساعتی اتاق آقای مورگن رو ترک کردی؟

26:49.286 --> 26:51.379
‫حدوداً ۹:۳۰

26:51.380 --> 26:53.006
‫- خودش هم دیدی؟
‫- نه

26:53.379 --> 26:55.025
‫به من گفت ۹:۳۰ رفته بود بخوابه

26:56.427 --> 26:57.719
‫من یه مهندس ساده‌ام

26:57.720 --> 26:59.679
‫- امشب طبقه‌ی سوم رفتی؟
‫- نه

26:59.680 --> 27:02.189
‫- ولی یه دفتر اون بالا داری، کنار اتاق سرگرمی
‫- بله، درستـه

27:02.214 --> 27:03.883
‫جسد الف. ب. توی اتاق سرگرمی پیدا شده

27:03.908 --> 27:06.755
‫بله. خیلی‌خب. ببخشید.
‫منظورتون از این حرف‌ها چیـه؟

27:06.906 --> 27:09.433
‫بازی و سرگرمی دوست داری، آقای گوتارد؟

27:09.649 --> 27:11.595
‫من امشب طبقه‌ی سوم بودم؟

27:13.188 --> 27:14.146
‫نه

27:14.171 --> 27:15.005
‫نه

27:15.029 --> 27:16.117
‫- نه
‫- نه

27:16.142 --> 27:17.937
‫امشب طبقه‌ی سوم بودی؟

27:17.962 --> 27:19.300
‫نه
‫(هیو جکمن)

27:19.437 --> 27:20.897
‫تُن اسقومری یا ساردین؟

27:40.763 --> 27:43.556
‫راجع‌به امشب بگو.
‫اتفاق نامتعارفی نیفتاد؟

27:43.557 --> 27:46.011
‫- به غیر از مرگ رئیسم؟
‫- به غیر از اون، آره

27:46.036 --> 27:48.520
‫تا همین الان شب قشنگی بود
‫(دانا هاموند - رئیس دفتر رئیس‌جمهور)

27:48.521 --> 27:49.562
‫شب خوبی بود

27:49.563 --> 27:52.078
‫می‌دونید گل‌ها رو خراب کرده بودن دیگه؟
‫(سفیر استرالیا - آلدن تمریج)

27:52.103 --> 27:55.026
‫بانوی اول استرالیا
‫به گل شیشه‌شور حساسیت دارن
‫(جفری هیوز - گلفروش)

27:55.027 --> 27:57.070
‫حدس بزنید توی هر دسته‌گل چی گذاشتم!

27:57.071 --> 28:00.104
‫- اگه جواب شیشه‌شور باشه که...
‫- شیشه‌شور بود. کسی بهم نگفته بود

28:00.129 --> 28:01.483
‫« ملودی روس »
‫« بانوی اول استرالیا »

28:03.744 --> 28:06.690
‫ظاهراً یه مشکلی توی جایگاه مهمان‌ها بود
‫(امیلی مکیل - باغبان)

28:06.715 --> 28:07.715
‫« خانم گلِهِر گلن »

28:16.882 --> 28:18.425
‫من حواسم به این چیزها نبود

28:18.426 --> 28:21.971
‫ولی از شما چه پنهون،
‫داشتم هیو جکمن رو دید می‌زدم

28:23.514 --> 28:24.996
‫مشروب خوردی؟

28:29.398 --> 28:30.702
‫سوگند خوردم حقیقت رو بگم؟

28:30.727 --> 28:31.927
‫« والپول بینگ »
‫« نوازنده »

28:31.952 --> 28:33.732
‫غذاشون یه مشکلی داشت

28:33.733 --> 28:36.233
‫مشکلش این بود که
‫اصلاً هیچ غذایی در کار نبود

28:37.503 --> 28:38.918
‫هیچ وعده‌ی اصلی‌ای نبود

28:38.943 --> 28:39.943
‫« مارولا »
‫« سرآشپز ارشد »

28:40.072 --> 28:42.449
‫وعده‌ی اصلی آماده بود،
‫فقط غذا رو سرو نکردن

28:42.450 --> 28:43.700
‫که اینطور، باشه

28:45.244 --> 28:46.953
‫بعلاوه، خبری از دسر هم نبود

28:46.954 --> 28:48.621
‫دروغ محضـه!

28:49.704 --> 28:51.183
‫« پیتر پاریس »
‫« وزیر امور خارجه‌ی آمریکا »

28:51.208 --> 28:54.127
‫به نظر من که شب ناخوشایندی نبود

28:54.128 --> 28:57.255
‫من «نمی‌تونم فراموشت کنم»
‫رو هفت بار خوندم

28:57.256 --> 28:59.639
‫ضیافت دولتـه.
‫محالـه مشکلی پیش نیاد.

29:00.050 --> 29:02.638
‫هفت دفعه‌ی کذایی

29:02.663 --> 29:04.080
‫اغلب چیزهای کوچیکی بودن

29:04.105 --> 29:05.689
‫وعده‌ی اصلی نداشتن

29:05.806 --> 29:08.141
‫مردی که کنارم نشسته بود
‫آدم عجیبی بود

29:13.355 --> 29:15.232
‫واقعاً عجیب‌غریب بود

29:18.360 --> 29:20.545
‫خوشنویس یه چیزیش شده بود

29:24.776 --> 29:26.277
‫خب...
‫(نیک سیمز - خوشنویس)

29:26.302 --> 29:28.846
‫شب خوبی نبوده

29:28.871 --> 29:31.998
‫- مطمئناً در جریان سانحه هستید
‫- سانحه؟

29:31.999 --> 29:34.871
‫بیرون از کاخ یه سانحه‌ای اتفاق افتاد.
‫با چویی صحبت کنید.
‫(دوین لادیج - تکنسین برق)

29:34.896 --> 29:35.896
‫« چویی اورنلاس »
‫« متصدی پارکینگ »

29:35.921 --> 29:37.246
‫با سیلویا صحبت کنید

29:37.271 --> 29:39.714
‫باید با جرج مک‌کاچن صحبت کنید
‫(سیلویا بنکس - مسئول تدارکات)

29:39.715 --> 29:43.255
‫نه، اون جرج مک‌کاچنی که
‫دنبالشید یکی دیگه‌ست

29:43.636 --> 29:45.721
‫نه، اون جرج مک‌کاچنی که
‫دنبالشید یکی دیگه‌ست

29:45.746 --> 29:49.237
‫درستـه، یه جرج بزرگه داریم و
‫یه جرج کوچیکه و یکی هم من

29:49.344 --> 29:52.432
‫قبل از ما سه‌تا هم
‫دوتا جرج مک‌کاچنِ دیگه بودن

29:52.603 --> 29:56.022
‫عموی پدرم، جرج مک‌کاچن، توی دوران
‫ریاست‌جمهوری ترومن سرخدمتکار بود

29:56.023 --> 29:57.857
‫ایشون در ابتدا کارش راه‌آهن بود...

29:57.858 --> 30:01.445
‫- شما چیزی راجع‌به سانحه می‌دونید؟
‫- نه، من چیزی ندیدم

30:02.029 --> 30:05.031
‫من اون زمان داخل کاخ بودم.
‫شاید بهتره با امیلی صحبت کنید.

30:05.032 --> 30:06.538
‫اینجا همین یه‌دونه امیلی رو داره؟

30:08.285 --> 30:09.286
‫تا جایی که می‌دونم

30:09.912 --> 30:12.373
‫آره، من بیرون بودم و
‫صدای تصادف رو شنیدم

30:13.415 --> 30:16.084
‫ون سرویس مخفی
زد به ساختمون نگهبانی جنوبی

30:16.085 --> 30:18.795
‫یه چند نفری سریع دویدن بیرون.
‫الف. ب. هم یکی از اونا بود.

30:18.796 --> 30:20.777
‫الف. ب. اصلاً بیرون نرفت امشب

30:21.966 --> 30:24.180
‫حدوداً یه ۱۵ نفری اومدن

30:24.885 --> 30:26.204
‫الف. ب. هم باهاشون بود؟

30:26.429 --> 30:28.978
‫نه، مطمئنم که نبود
‫(رزالیند چِیس - هنرگردان کاخ سفید)

30:30.599 --> 30:33.142
‫من خودم وقتی سانحه اتفاق افتاد
‫پیش الف. ب. بودم

30:33.143 --> 30:36.104
‫خب، باهاش که نه، کنارش بودم.
‫داشت با گلفروش بحث می‌کرد.

30:36.105 --> 30:38.774
‫چرا داشت با گلفروش بحث می‌کرد؟

30:39.900 --> 30:42.193
‫با گلفروش بحث نمی‌کرد

30:42.194 --> 30:44.571
‫داشت با بانوی اول سابق،
‫کیم اَبکین، بحث می‌کرد

30:47.658 --> 30:50.076
‫نه، نه. داشت با یکی از
‫سرخدمتکارها بحث می‌کرد

30:53.455 --> 30:54.585
‫یه سرخدمتکار خانم بود

30:57.167 --> 30:58.212
‫مرد بود

31:01.175 --> 31:02.757
‫بحث؟
‫(لیز هالنبک - خبرنگار واشینگتن پست)

31:02.782 --> 31:04.439
‫نه، نه، داشتن می‌خندیدن

31:06.594 --> 31:08.469
‫عمراً. امکان نداره

31:08.470 --> 31:11.233
‫من تا به حال ندیدم این مرد بخنده

31:11.315 --> 31:12.315
‫حتی یه بار!

31:12.340 --> 31:13.641
‫اصلاً هم اینطور نیست

31:13.642 --> 31:16.228
‫من و الف. ب. بارها باهم زدیم زیر خنده

31:18.063 --> 31:19.898
‫یکی بی‌دعوت وارد مهمونی شد

31:19.899 --> 31:21.983
‫اگه یه لحظه منو ببخشید...

31:21.984 --> 31:23.318
‫دو نفر بی‌دعوت اومدن

31:23.319 --> 31:25.612
‫لورنزو، بذار خودم حلش کنم.
‫سلام، حالت چطوره؟

31:25.613 --> 31:26.908
‫خواننده پیداش نبود

31:26.933 --> 31:30.343
‫نه، نه، نه. نه.
‫هلن، سر به سر من نذار

31:30.368 --> 31:32.833
‫کایلی مینوگ دعوت شده بود!

31:32.858 --> 31:34.314
‫یکی از مهمون‌ها کنسل کرده

31:34.339 --> 31:37.061
‫امیدوار بودیم که
‫امشب برامون اجرا کنی

31:37.086 --> 31:38.878
‫بانوی اول استرالیا
‫تا لب گور رفت و برگشت

31:41.904 --> 31:43.781
‫منم تا لب گور رفتم و برگشتم

31:47.026 --> 31:48.026
‫یعنی چی؟

31:50.012 --> 31:53.181
امشب شب آخرمـه

31:53.182 --> 31:56.517
‫ببین، من از دوره‌ی اول ریاست‌جمهوری
‫رونالد ریگان توی تمام ضیافت‌های دولت بودم و

31:56.518 --> 31:59.646
‫این با اختلاف پراسترس‌ترین،
‫نابسامان‌ترین و

31:59.647 --> 32:03.149
‫به طرز چشم‌گیری
‫فاقد صلاحیت‌ترین ضیافتی بود که دیدم

32:03.150 --> 32:04.734
‫- مقصرش کیـه؟
‫- چقدر وقت داری؟

32:04.735 --> 32:07.071
‫سی ثانیه

32:09.533 --> 32:12.422
‫پشمام. داری... جدی میگی

32:12.447 --> 32:14.452
‫مقصرش کی بود؟ من بودم. معلومـه

32:14.453 --> 32:17.544
‫من دبیر امور اجتماعی کاخ سفیدم.
‫تمام مسئولیت‌ها به عهده‌ی منـه.

32:20.751 --> 32:26.038
‫ولی اگه منظورتون اینـه که
‫کی واقعاً مسئول این فاجعه‌ست،

32:26.063 --> 32:28.111
‫تموم این آدم‌هایی که دور و برتن

32:28.594 --> 32:30.610
‫منظورم هم استرالیایی‌ها نیست

32:31.720 --> 32:36.618
‫این کاخ عینهو بازار شام می‌مونه، خانم کاپ

32:37.101 --> 32:39.016
‫الف. ب. تمام تلاشش رو کرد،

32:39.041 --> 32:41.178
‫ولی اونا دائماً زندگیش رو جهنم می‌کردن

32:41.203 --> 32:43.872
‫- کی‌ها؟
‫- همون‌هایی که اینجا کار می‌کنن. خدمه

32:44.794 --> 32:48.338
‫ماجرا امشب شروع نشده.
‫این قصه سر دراز داره.

32:48.363 --> 32:51.783
‫می‌خوای بدونی امشب چه‌خبر بوده؟
‫باید برگردی عقب، به ایام کریسمس

32:59.331 --> 33:01.582
‫به حمله‌ی تروریستیِ چهارم مارس

33:01.583 --> 33:02.639
‫از اون طرف

33:03.166 --> 33:04.601
‫به روز تحلیف

33:04.626 --> 33:07.296
‫روزی که رئیس‌جمهور قدیم میره و
‫رئیس‌جمهور جدید وارد کاخ میشه

33:07.297 --> 33:09.549
‫عینهو کابوس بود.
‫به همه بد گذشت.

33:09.574 --> 33:12.467
‫ولی الف. ب. دائماً سیبل انتقادات بود و

33:12.594 --> 33:17.242
‫به نظر نمی‌رسه که از اولش هم
‫با مورگن‌ها خیلی جور بوده باشه

33:17.267 --> 33:19.640
‫مخصوصاً با الیوت مورگن

33:19.665 --> 33:21.249
‫الیوت بلاتکلیفـه

33:21.274 --> 33:26.858
‫«آه... خب... اومـم... به این سادگی نیست»

33:26.859 --> 33:28.192
‫«من...»

33:28.499 --> 33:30.363
‫تو اصلاً هزار جور
‫ایراد روی الف. ب. بذار،

33:30.411 --> 33:32.159
‫ولی لاأقل می‌دونی قاطع‌ بود

33:32.184 --> 33:33.380
‫« الیوت مورگن »
‫« آقای اول »

33:33.405 --> 33:34.952
‫این واقعاً ناراحت‌کننده‌ست

33:34.977 --> 33:36.626
‫عذر می‌خوام مصدع اوقات شدم

33:36.994 --> 33:40.128
‫نه، از اینکه فوت کرده.
‫مرگش ناراحت‌کننده‌ست.

33:40.153 --> 33:41.529
‫بله، درسته. البته

33:42.624 --> 33:44.500
‫امشب ایشون رو دیدید؟

33:44.501 --> 33:45.765
‫بله، به دفعات

33:45.790 --> 33:48.578
‫- هیچ چیز نامتعارفی نظرتون رو جلب نکرد؟
‫- نامتعارف؟

33:49.757 --> 33:52.884
‫خب... اومـم... به این سادگی نیست

33:52.885 --> 33:55.375
‫من... می‌دونید چیـه؟

33:55.400 --> 33:58.404
‫راستش رو بگم،
‫یکم به نظر پریشون می‌اومد

33:58.429 --> 34:01.911
‫آره. الف. ب. شخصیت نامتعارفی داشت، خانم کاپ

34:01.936 --> 34:03.520
‫خیلی نمیشد باهاش گرم گرفت

34:03.545 --> 34:05.463
‫بعضی وقت‌ها مرغش یه پا داشت

34:05.814 --> 34:08.816
‫همسرم، پری، رئیس‌جمهور

34:08.817 --> 34:12.278
‫ایشون و الف. ب. باهم
‫یه چند باری جر و بحث‌شون شد

34:12.279 --> 34:13.946
‫- بهتون حقیقت رو میگم
‫- امروز؟

34:13.947 --> 34:16.075
‫بله، هم امروز،

34:16.867 --> 34:18.169
‫هم روزهای دیگه

34:18.809 --> 34:21.817
‫من الف. ب. رو دوست داشتم.
‫کمتر کسی همچین حسی بهش داشت.

34:22.306 --> 34:24.248
‫آقای وینتر آدم سنتی‌ایـه

34:24.249 --> 34:26.709
‫همین سنتی بودنش می‌تونه
‫باعث سوءبرداشت خیلی‌ها بشه

34:26.710 --> 34:29.378
‫کما اینکه شده، اما براشون احترام قائلم

34:29.379 --> 34:30.881
‫ایشون هم برای من احترام قائل بود

34:31.566 --> 34:32.566
‫باهم کنار اومدیم

34:32.591 --> 34:35.593
‫بهتون که گفتم، توی این کاخ
‫خیلی‌ها با الف. ب. مشکل داشتن

34:35.594 --> 34:37.386
‫ولی من؟ نه

34:37.387 --> 34:40.879
‫من و الف. ب. همیشه
‫به خوبی باهم کنار می‌اومدیم

34:40.904 --> 34:43.693
‫تمام تلاش‌مون این بود که باهم
‫یه سر و سامونی به این بلبشو بدیم

34:43.718 --> 34:48.555
‫رُک و راست می‌تونم بگم رسماً
‫از تک‌تکِ آدم‌های این کاخ متنفرم

34:48.580 --> 34:50.793
‫از همه بیشتر از برادر خودم

34:50.818 --> 34:53.736
‫ولی من و الف. ب. همیشه باهم جور بودیم

34:53.737 --> 34:56.155
‫من هرگز هیچ مشکلی
‫با الف. ب. وینتر نداشتم

34:56.156 --> 34:59.659
‫- احترام زیادی برای الف. ب. قائل بودم
‫- اون آدم خیلی برام عزیز بود

34:59.660 --> 35:01.244
هیچوقت میونه‌مون شکرآب نشده بود

35:01.245 --> 35:02.787
‫خنده به لب‌هام میاورد

35:02.788 --> 35:05.317
‫فکر نمی‌کنم کسی به جذابیت ایشون برسه

35:05.342 --> 35:06.759
‫حکم پدرم رو داشت

35:06.784 --> 35:09.686
‫البته تأکید می‌کنم که
‫هیو جکمن جایگاه اول رو داره

35:09.711 --> 35:11.212
‫عاشق الف. ب. وینتر بودم

35:11.213 --> 35:13.450
‫چی بگم، من که ازش خوشم نمی‌اومد

35:13.757 --> 35:16.874
‫ولی از هر نظر ایشون رو
‫به شوهر پسرم ترجیح می‌دادم

35:16.899 --> 35:19.254
‫منظورتون رئیس‌جمهور ایالات متحده‌ست دیگه؟

35:20.138 --> 35:23.141
‫من و الف. ب. باهم جور بودیم؟
‫خب، راستش رو بگم؟

35:24.012 --> 35:25.519
‫رویکرد متفاوتی داشتیم

35:25.566 --> 35:27.645
‫اما باهم خوب بودیم.
‫همیشه هوام رو داشت.

35:27.670 --> 35:30.215
‫صد البته که ممنون زحماتش هستم

35:32.276 --> 35:33.297
‫صد البته؟

35:33.322 --> 35:34.953
‫- بله
‫- تو که تهدید به مرگ کردیش

35:34.978 --> 35:36.070
‫- کِی؟
‫- امشب

35:36.071 --> 35:37.572
‫اونو میگی؟ توی آشپزخونه؟

35:37.573 --> 35:40.449
‫سرت رو می‌بُرم میذارم کف دستت!

35:40.450 --> 35:43.494
‫- مگه توی اتاق‌های دیگه هم تهدیدش کردی؟
‫- ما کلاً همین‌جوری باهم صحبت می‌کنیم

35:43.495 --> 35:46.700
‫- ایشون هم شما رو تهدید کرده؟
‫- در واقع من اینجوری صحبت می‌کنم

35:46.725 --> 35:48.615
‫منظورم اینـه که چیز نامتعارفی نبود

35:48.640 --> 35:51.019
‫تهدید به قتلِ الف. ب. وینتر
‫برای شما نامتعارف نبود؟

35:51.044 --> 35:52.461
‫همچین حرفی نزدم

35:52.462 --> 35:54.882
‫- ولی دقیقاً همین حرف رو زدی
‫- منظورم این نبود

35:56.175 --> 35:58.384
‫- بعد از شام کجا بودی؟
‫- کِی؟

35:58.385 --> 35:59.553
‫بعد از شام

36:00.679 --> 36:02.013
‫این سؤال‌ها یعنی چی؟

36:02.014 --> 36:03.966
‫- پات رو از کاخ بیرون گذاشتی؟
‫- نه

36:03.991 --> 36:06.559
‫بذار یه جور دیگه بپرسم:
‫امشب پات رو از کاخ بیرون گذاشتی؟

36:06.560 --> 36:08.869
‫الان دقیقاً همون سؤال رو
‫پرسیدی که. چه فرقی کرد؟

36:10.063 --> 36:11.365
‫جوابم همچنان منفیـه

36:12.854 --> 36:13.972
‫نه

36:15.319 --> 36:16.753
‫نه. میگم نه!

36:20.532 --> 36:22.965
‫- اصلاً دوست ندارم بهت دروغ بگم
‫- درستش هم همینـه

36:22.990 --> 36:25.109
‫- جون خودت که فهمیدی دروغ گفتم
‫- فهمیدم

36:26.027 --> 36:27.330
‫امشب بیرون بودم

36:27.331 --> 36:28.538
‫می‌دونم

36:29.041 --> 36:31.245
‫- با این یارو استرالیاییـه
‫- این به درخت میگن

36:31.270 --> 36:32.543
‫باور کن اسمش رو نمی‌دونم

36:32.544 --> 36:33.794
‫دیوید رایلنس

36:33.795 --> 36:34.855
‫خودشـه

36:36.840 --> 36:38.729
‫گمونم یه اشتباه بود

36:38.884 --> 36:42.366
‫کلافه بودم و کلی انرژی داشتم.
‫اون هم جلوم بود.

36:42.391 --> 36:45.348
‫بعضی وقت‌ها باید انرژیم رو
‫تخلیه کنم، می‌فهمی؟

36:45.349 --> 36:47.226
‫تا به حال محتاج سکس نشدی؟

36:47.251 --> 36:48.241
‫نه

36:48.266 --> 36:50.880
‫بعد از اینکه آقای رایلنس
‫برگشت داخل، کجا رفتی؟

36:51.355 --> 36:53.397
‫رفتم... سمت شرقی کاخ،

36:53.398 --> 36:54.774
‫توی زیرزمین

36:54.775 --> 36:55.816
‫کسی ندیدت؟

36:55.817 --> 36:57.971
‫- امیدوارم ندیده باشه
‫- قطعاً امید واهی داری

36:57.996 --> 36:59.737
‫چون امشب هزار جور داستان شنیدم و

36:59.738 --> 37:03.037
‫تنها مخرج مشترک‌شون این بوده که
‫تو الف. ب. وینتر رو تهدید به قتل کردی و

37:03.062 --> 37:05.606
‫بعد از ساعت نُه
‫هیچ شاهد یا عذر موجهی نداری

37:07.162 --> 37:09.455
‫بعلاوه‌ی مشکل خوشنویس کاخ سفید

37:09.625 --> 37:10.936
‫« نیک سیمز »
‫« خوشنویس »

37:11.301 --> 37:13.679
‫من الف. ب. وینتر رو نکشتم

37:13.835 --> 37:15.938
‫- باشه
‫- تازه یه شاهد هم دارم

37:16.792 --> 37:19.264
‫از اون در اومد تو
‫(اَنجی هاگینز - نقاش)

37:19.289 --> 37:22.751
‫بین ساعت ۹:۱۵ الی ۹:۳۰ بود

37:23.470 --> 37:24.930
‫چقدر اینجا بود

37:25.722 --> 37:27.640
‫نمی‌دونم. ولی کارش طول کشید

37:27.641 --> 37:28.975
‫باهاش صحبت کردی؟

37:29.963 --> 37:32.943
‫متوجه‌اید که این موضوع
‫چقدر برای من دردناکـه؟

37:33.188 --> 37:36.618
‫این آدم ۲۳ سال اینجا کار کرده

37:36.643 --> 37:38.518
‫زندگیش رو وقف این کاخ کرده

37:38.543 --> 37:40.003
‫مرد شریفی بود

37:40.028 --> 37:41.530
‫رفیق شفیق من بود

37:43.031 --> 37:44.657
‫الان هم فوت کرده

37:44.658 --> 37:45.742
‫متأسفم

37:46.785 --> 37:49.570
‫راحت باش. عجله‌ای نیست

37:50.831 --> 37:52.832
‫راستش یه مقدار عجله داریم

37:52.833 --> 37:55.610
‫به نظرتون ممکنـه الف. ب. وینتر به
‫خودش آسیبی رسونده باشه، خانم هاگینز؟

37:55.635 --> 37:59.253
‫راستش رو بهتون بگم، من اونو می‌شناختم
‫ولی نه اونجوری که فکر می‌کنید. متوجه‌اید؟

37:59.278 --> 38:02.713
‫امشب یه چیزهایی ازش فهمیدم
‫که تابحال نمی‌دونستم

38:02.738 --> 38:04.427
‫یه چیزهایی؟ چه چیزهایی؟

38:04.428 --> 38:05.696
‫مسائل شخصی

38:06.346 --> 38:08.806
‫هر چی که بود،
‫توی اون دفترها هستش

38:08.807 --> 38:10.955
‫- دفتر؟
‫- دفتر یادداشت‌هاش

38:10.980 --> 38:13.982
‫دفتر خاطراتش.
‫همه چی رو اونجا یادداشت می‌کرد.

38:14.007 --> 38:16.259
‫- پیداشون نکردید؟
‫- نه

38:16.523 --> 38:20.428
‫می‌خواید بدونید به نظر من ممکن بود
‫خودش رو بکشه؟ سؤال‌تون اینـه؟

38:20.453 --> 38:24.044
‫اون بدجوری مضطرب و کلافه بود

38:24.069 --> 38:25.335
‫این رو مطمئنم

38:25.741 --> 38:27.825
‫حس می‌کرد اتفاقات بدی
‫اینجا داشت میفتاد و

38:27.826 --> 38:30.411
‫همین هم عمیقاً آزارش می‌داد

38:30.412 --> 38:32.783
‫خودش رو مسئول کاخ می‌دونست

38:32.820 --> 38:35.630
‫ولی بعد از اتفاقات امشب؟ نمی‌دونم. شاید

38:38.261 --> 38:40.022
‫شاید واقعاً خودکشی کرده

38:40.047 --> 38:43.841
‫آیا کارآگاه کاپ طی انجام مصاحبه‌ها
‫هیچ مظنونی رو شناسایی کرد؟

38:43.842 --> 38:45.427
‫- مظنون؟
‫- بله

38:45.927 --> 38:49.597
‫کارآگاه کاپ خیلی اونا رو
‫«مظنون» نمی‌دونست، سناتور

38:49.598 --> 38:52.224
‫ایشون می‌گفتن که
‫آدم‌ها براش «جالب» هستن

38:52.225 --> 38:54.274
‫آیا فرد «جالبی» رو پیدا کردن؟

38:54.299 --> 38:56.937
‫منظورم از آدم‌ها بیشتر پرنده‌هاست

38:56.962 --> 38:58.975
‫ولی... بله، پیدا کردن

38:59.000 --> 39:01.101
‫البته حین انجام مصاحبه نبود

39:01.126 --> 39:04.879
‫وقتی که رفتیم بالا، کارآگاه کاپ
‫با دقت همه چی رو وارسی کرد

39:04.880 --> 39:07.423
‫به تصاویر نگاه می‌کرد،
‫به داستان اشخاص فکر می‌کرد

39:08.008 --> 39:09.508
‫نه فقط مشاهداتی که توی مصاحبه داشته

39:09.533 --> 39:14.079
‫تمام چیزهایی که تا اون لحظه
‫دیده و شنیده بود که... خیلی میشد

39:14.890 --> 39:17.725
‫تنها باری بود که اون شب
‫ایشون رو کلافه دیدم

39:17.726 --> 39:20.269
‫انگار که نمی‌تونست هیچ سرنخی پیدا کنه

39:20.270 --> 39:22.710
‫- دارم یه نگاهی به اطراف میندازم
‫- ‏۲۲ دقیقه پیداش نبود

39:22.809 --> 39:24.607
‫- مارولا کو؟
‫- ندیدمش

39:24.608 --> 39:26.233
‫- از کِی تا حالا؟
‫- یه ساعتی میشه

39:26.234 --> 39:27.568
‫یکی بی‌دعوت وارد مهمونی شد

39:27.569 --> 39:29.195
‫- گرومب
‫- من فقط مهندس‌ام

39:29.196 --> 39:31.899
‫می‌دونست که توی اون شرایط
‫قادر به حل پرونده نیست

39:31.924 --> 39:35.549
‫ولی آماده بود که دست‌به‌کار شه.
‫به همه گوش داده بود و آماده بود.

39:35.819 --> 39:38.189
‫ولی نمی‌دونست از کجا شروع کنه

39:38.349 --> 39:40.456
‫همون روز قبل‌ترش بهم گفته بود که

39:40.457 --> 39:44.210
‫این اتفاق بعضی وقت‌ها که توی زمین
‫وقتی که دنبال پرنده‌ها بود براش افتاده و

39:44.211 --> 39:46.859
‫می‌گفت تنها راه چاره انتظاره

39:46.884 --> 39:48.927
‫چون بالاخره پیداش میشه و

39:48.952 --> 39:50.234
‫همین اتفاق هم افتاد

39:50.259 --> 39:53.262
‫کارآگاه کاپ، رد تماسی که
‫به دفتر وینتر شده بود رو زدیم

39:54.721 --> 39:55.679
‫خب؟

39:55.680 --> 39:57.097
‫اینجا کجاست؟

39:57.098 --> 40:00.017
‫خدمه‌ی طبقه‌ی هم‌کف و
‫باغبون کاخ سفید از اینجا استفاده می‌کنن

40:00.018 --> 40:02.312
‫- امیلی؟
‫- بله، امیلی مکیل

40:03.188 --> 40:05.564
‫- برم بیارمش؟
‫- نه، فعلاً نمی‌خواد

40:15.116 --> 40:18.077
امشب شب آخرمـه

40:18.078 --> 40:20.163
‫این رو محض احتیاط بررسی کنید

40:38.265 --> 40:41.476
‫اینم یه لیوان شکسته‌ی دیگه!

40:58.564 --> 40:59.564
‫اونجا...

41:26.479 --> 41:28.832
‫ببین، همه چی تحت کنترلـه. ما...

41:28.857 --> 41:30.941
‫- جسد رو جابجا کردید؟
‫- جسد وینتر رو؟

41:30.942 --> 41:33.277
‫- مگه از وقتی که بیرون رفتم کس دیگه‌ای مُرده؟
‫- تازه دارن می‌برنش

41:33.278 --> 41:34.486
‫- کجا؟
‫- از درب پشتی

41:34.487 --> 41:37.448
‫نه، نه، از جلو ببریدش.
‫از سرسرای اصلی کاخ.

41:37.449 --> 41:39.575
‫- سرسرای اصلی؟
‫- ولی همه‌ی مهمون‌ها اونجان

41:39.576 --> 41:42.370
‫هدف همینـه.
‫باید از درب جلویی بره.

41:45.957 --> 41:47.791
‫فکر نکنم کار درستی باشه

41:52.469 --> 41:55.387
‫چرا ایشون می‌خواست که
‫جسد وینتر رو از درب جلویی ببرن؟

41:55.418 --> 41:57.569
‫چون می‌خواست همگی یه‌جا جمع بشن

41:57.594 --> 42:01.096
‫چرا؟ چرا می‌خواست همه یه‌جا جمع بشن؟

42:01.097 --> 42:03.557
‫به خاطر شاهین

42:03.558 --> 42:05.142
‫- شاهین؟
‫- بله

42:05.143 --> 42:07.499
‫این هم عینهو پنگوئنـه؟

42:07.524 --> 42:09.080
‫دو گونه‌ی کاملاً متفاوتی از پرنده‌ان

42:09.105 --> 42:12.859
‫نه، منظورم اینـه که شاهین هم
‫مثل پنگوئن توی بتمن لقب کسیـه؟

42:12.884 --> 42:15.261
‫نه، این واقعاً یه شاهین بود

42:15.945 --> 42:17.946
‫ساعات اولیه‌ی همون شب
‫من از کارآگاه کاپ پرسیدم

42:17.947 --> 42:20.699
‫توی لیست پرندگان تدی روزولت
‫پرنده‌ای هست که

42:20.700 --> 42:22.034
‫واقعاً دلش بخواد ببینـه یا نه

42:22.035 --> 42:24.495
‫شاهین. پرنده‌ی کمیابی نیست،
‫حتی توی خود واشینگتن

42:24.496 --> 42:26.954
‫ولی اگه یکی‌شون رو
‫توی کاخ سفید ببینم عالی میشه

42:26.979 --> 42:30.129
‫بهم گفت بخاطر طرز شکار شاهینـه که
‫شیفته‌ی این پرنده‌ست

42:30.154 --> 42:33.408
‫اونا می‌تونن حتی کوچیک‌ترین نقاط ضعف

42:33.433 --> 42:34.715
‫طعمه‌هاشون رو تشخیص بدن

42:34.740 --> 42:36.590
‫اگه به طعمه‌ای که شاهین شکار می‌کنه دقت کنی،

42:36.591 --> 42:39.101
‫تقریباً همیشه این ویژگی‌ها رو توشون می‌بینی

42:39.126 --> 42:43.421
‫آسیب جزئیِ بال، پای شکسته.
‫از بی‌تجربگی پرنده‌های جوونـه.

42:43.596 --> 42:45.757
‫ناآشنایی‌شون با محیط

42:46.101 --> 42:47.685
‫بالاخره یه چیزی پیدا می‌کنم

42:49.187 --> 42:52.574
‫اونا از بین یه دسته‌ی هزارتایی،
‫سراغ یکی از پرنده‌ها میرن

42:52.599 --> 42:54.081
‫اونی که با بقیه فرق داره

42:54.782 --> 42:56.236
‫اونی که ضعیفـه

42:57.862 --> 42:59.169
‫پیداش می‌کنن

42:59.194 --> 43:02.601
‫کارآگاه می‌دونست نقطه‌ی شروعی هست،
‫منتها نمی‌دونست اون نقطه دقیقاً کجاست

43:03.410 --> 43:07.135
‫یا کیـه و شاهین کمک کرد تا پیداش کنه

43:10.083 --> 43:14.613
‫بعد از صحبت، تماشا و
‫شنیدن حرف‌های همه متوجه شد که

43:14.638 --> 43:17.200
‫باید تمام افراد رو کنار هم ببینه

43:17.225 --> 43:21.318
‫توی یک مکان و زمان واحد، تا بتونه
‫اونی که مشکوکـه رو تشخیص بده و

43:21.845 --> 43:23.631
‫اونجا بود که دست‌به‌کار شد

43:27.392 --> 43:28.685
‫اون مشغول شکار بود

44:17.933 --> 44:27.933
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
‫.:: FarahSub & iredsub ::.

44:28.213 --> 44:35.213
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:58.224 --> 45:08.224
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:40.721 --> 45:52.721
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
