WEBVTT

00:07.700 --> 00:10.279
‫[سه هفته بعد]

00:10.280 --> 00:12.990
‫عزیزانِ من

00:12.990 --> 00:16.240
‫من یه زمان خسته و بی‌حال بودم

00:16.240 --> 00:19.040
‫خسته از استرس‌های دنیای نوین

00:19.040 --> 00:23.330
‫تا اینکه قدرت باستانی
‫سیب‌زمینی رو کشف کردم

00:23.910 --> 00:27.920
‫و حالا، به لطف خواص درمانی
‫بخار سیب‌زمینی

00:27.920 --> 00:32.590
‫هیچ‌وقت سلامت‌تر، شادتر و
‫قوی‌تر از الانم نبودم

00:32.590 --> 00:37.510
‫بعد از مشورت با بهترین
‫پزشکان هنر طب سنتی

00:37.510 --> 00:42.980
‫بدنم رو از سموم پاک کردم و
‫زندگیم رو متحول کردم

00:43.680 --> 00:48.980
‫حالا، نسیم تازه‌ای بین
‫دیوارهای کاخ مردم جاریـه

00:48.980 --> 00:51.030
‫از ما الگو بگیرید، عزیزانِ من

00:51.030 --> 00:54.280
‫و بذارید خوبی‌های طبیعی کشور عزیزمون

00:54.280 --> 00:58.030
‫شما رو قوی‌تر و با اعتماد به نفس‌تر کنه

00:58.740 --> 01:00.950
‫اوناهاشش، آقای کله‌گنده

01:01.700 --> 01:04.830
‫قراره «رئیس بهداشت و
‫ایمنی کاخ» صداش کنیم

01:04.830 --> 01:09.040
‫خیر سرم شش سال درس پزشکی خوندم، بعد
‫الان دارم واسه دکتر گوریل سیب‌زمینی می‌جوشونم

01:09.710 --> 01:13.880
‫صدقه سر ایشون، اِلینا
‫از کپک و قارچ کشیده بیرون

01:14.510 --> 01:18.140
‫- اون بیرون اوضاع چطوره؟
‫- مردم از الینا حمایت می‌کنن

01:18.140 --> 01:20.350
‫از خداشونـه ببینن توی
‫دهن آمریکا مُشت می‌خوره

01:21.180 --> 01:22.680
‫آهای!

01:23.680 --> 01:26.100
‫تلاشت رو می‌کنی که ذهنت هوشیار باشه، خب؟

01:26.100 --> 01:27.020
‫بله قربان

01:27.020 --> 01:28.770
‫- حالا این گندکاری رو تمیز کن
‫- بله قربان

01:29.520 --> 01:31.020
‫دیدی؟ یه تخته‌اش کمـه

01:32.110 --> 01:33.860
‫الینا مخش رو تاب داده

01:34.320 --> 01:37.450
‫- آره، دلت واسه قصاب طفلکی می‌سوزه
‫- آره، می‌سوزه

01:37.450 --> 01:39.740
‫آهای! زود باش!

01:40.910 --> 01:43.120
‫بیا. قرص‌های پسره

01:43.870 --> 01:45.830
‫- چقدر بهت بدهکارم؟
‫- ول‌مون کن سر جدّت

01:47.870 --> 01:49.960
‫منابع کاخ سفید نگرانی خودشون رو

01:49.960 --> 01:52.340
‫در مورد سخنرانی تهاجمی
‫صدر اعظم ورنام ابراز کردن

01:52.340 --> 01:54.710
‫حتی گزارشاتی به گوش‌مون رسیده
‫که جودیث هالت

01:54.710 --> 01:56.880
‫رئیس کمیته‌ی روابط خارجی مجلس سنا

01:56.880 --> 01:59.970
‫که این هفته واسه بازدید از
‫اون منطقه رفته، زمانی رو برای

01:59.970 --> 02:02.180
‫دیدار با صدر اعظم اختصاص بده

02:02.180 --> 02:04.560
‫خب، نظرت چیه؟
‫واسه کشاورزها زیادی چشم‌نوازه؟

02:04.560 --> 02:06.310
‫یه مقام دون‌پایه می‌فرستن دیدنم

02:06.310 --> 02:08.940
‫رئیس یه کمیته‌ای توی مجلس سنای کوفتی

02:08.940 --> 02:10.690
‫نه رئیس‌جمهورشون و نه معاونش
‫[آمریکا به دنبال ترمیم روابط با ورنام]

02:10.690 --> 02:14.030
‫فقط یه چهره‌ی تبلیغاتی که
‫همش جلوی دوربینـه

02:14.030 --> 02:16.070
‫من که شنیدم عضو مهم کمیته‌ست

02:16.070 --> 02:17.949
‫کمیته‌ها واسه زن‌های خونه‌داری هستن
‫که حوصله‌شون سر رفته

02:17.950 --> 02:19.530
‫زیادی عَجق‌وَجقـه. اون یکی

02:19.530 --> 02:23.370
‫و لنی، پس نگران نیستی؟

02:23.370 --> 02:26.290
‫- از چی؟
‫- آخه طی این هفته‌های گذشته

02:26.290 --> 02:29.000
‫صحبت‌های تند و تیزی راجع به غرب کردی

02:29.000 --> 02:32.590
‫- عکس‌العمل منفی احتمالی
‫- نیکی بیچاره

02:32.590 --> 02:35.090
‫می‌ترسی توی جکوزی
‫با پهپاد بهت حمله کنن؟

02:35.090 --> 02:36.130
‫نه

02:36.130 --> 02:39.430
‫نه، ولی روابط تجاری‌مون
‫توی اروپا و آمریکا چطور؟

02:39.430 --> 02:41.930
‫همه‌ی دوستای خارجی‌مون، لورن، کارلا؟

02:41.930 --> 02:43.640
‫- باسکومب؟ گروه مشاورانِ کومو؟
‫- کون لق‌شون

02:43.640 --> 02:46.560
‫دوستای حقیقی وفادار می‌مونن.
‫خائن‌ها پراکنده میشن.

02:47.000 --> 02:51.020
‫مشخصـه که رئیس جمهور داره نشون میده
‫که تمایل داره قبل از تشدید تنش‌ها

02:51.020 --> 02:54.190
‫روابطش رو با این متحد سابق و

02:54.190 --> 02:56.230
‫شریک تجاری حیاتی، عادی کنه

02:56.230 --> 02:59.740
‫سؤال اینـه که آیا صدر اعظم ورنام قبول می‌کنه؟

02:59.740 --> 03:04.700
‫و درحالی که محبوبیت‌تون به 75 درصد رسیده،
‫که بیشترین میزان طی چهار سال گذشته‌ست...

03:05.450 --> 03:07.950
‫باید بهتون هشدار بدم

03:07.950 --> 03:10.750
‫افرادم توی بخش خصوصی حس می‌کنن یه مقدار

03:10.750 --> 03:12.710
‫بازار بی‌ثبات شده

03:12.710 --> 03:16.170
‫از وقتی که شراکت معدن کبالت
‫با آمریکا به تعویق افتاد

03:16.170 --> 03:19.050
‫بعضی‌ها براشون سؤاله که رویکرد جدید و

03:19.050 --> 03:23.470
‫تا حدودی خصمانه‌ی شما نسبت به غرب،
‫شاید پیامدهای منفی داشته باشه...

03:23.470 --> 03:25.550
‫می‌خوام تخم مرغ رو خودم برش بزنم

03:26.560 --> 03:28.180
‫حتماً، عزیزم

03:29.770 --> 03:33.190
‫ممنون، آقای لاسکین.
‫مطمئنم همینقدر کافیـه.

03:35.940 --> 03:37.860
‫عزیزم، تا یادم نرفته

03:37.860 --> 03:41.820
‫چند تا شکایت بابت بوی این رایحه داشتیم

03:43.240 --> 03:44.530
‫چه‌جور شکایت‌هایی؟

03:44.530 --> 03:47.910
‫خب، در درجه اول اینکه کاخ،
‫بوی فاحشه‌خونه ایرلندی میده

03:47.910 --> 03:49.700
‫خب، مایه‌ی تأسفـه

03:49.700 --> 03:52.120
‫بخار سیب‌زمینی تصفیه‌کننده‌ست

03:52.120 --> 03:54.380
‫حالا که هربرت همه‌ی سموم غربی رو

03:54.380 --> 03:57.130
‫از بدنم پاک کرده، بالاخره می‌تونم نفس بکشم

03:58.250 --> 03:59.380
‫صبح بخیر، هربرت

03:59.380 --> 04:03.300
‫- صبح بخیر، الینا
‫- احوال‌مون خوبه، مگه نه؟

04:03.300 --> 04:04.640
‫بله، همینطوره

04:05.180 --> 04:07.180
‫دیشب بهمون خوش گذشت، مگه نه؟

04:09.060 --> 04:10.350
‫بله، همینطوره

04:10.350 --> 04:13.640
‫چیکار کردیم، گنده‌بک؟

04:14.060 --> 04:17.440
‫از وسط مزرعه‌ی کشاورزها رد شدیم و
‫رو به ماه زوزه کشیدیم

04:17.440 --> 04:19.980
‫- نه
‫- آره لامصب

04:19.980 --> 04:23.490
‫- شوخی خرکی خفنی بود، مگه نه؟
‫- صد البته

04:23.490 --> 04:27.320
‫برام سؤاله، امشب کجا بریم؟

04:27.320 --> 04:28.740
‫هر جا که دوست داشته باشیم

04:29.240 --> 04:31.250
‫هر جا که دوست داشته باشیم

04:31.250 --> 04:34.000
‫تربچه‌ی سیاه روستایی

04:34.000 --> 04:35.710
‫بذار ببینم

04:40.050 --> 04:41.380
‫طحال‌تون کمی درگیری داره

04:42.510 --> 04:44.880
‫این خردل کمک می‌کنه

04:44.880 --> 04:46.090
‫زود باش پس

04:47.430 --> 04:49.140
‫مثل ساندویچ روم سس بمال

04:49.680 --> 04:51.180
‫مطمئنم می‌دونی، سرجوخه

04:51.180 --> 04:54.190
‫که من و الینا هر دومون مدرک پزشکی داریم

04:54.190 --> 04:58.110
‫باید اعتراف کنم با شگردهات آشنایی ندارم

04:58.110 --> 05:00.570
‫- از مادرم یاد گرفتم
‫- درسته

05:00.570 --> 05:02.030
‫طب سنتی، درسته؟

05:02.030 --> 05:04.280
‫تنها طبی که جواب میده

05:04.280 --> 05:09.030
‫شاید بگن آسپرین و شیمی هم کار رو
‫در میاره، ولی من مخالف نیستم

06:33.501 --> 06:37.001
‫«رژیــم»
‫«قسمت دوم»

06:37.002 --> 06:47.002
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

06:48.470 --> 06:50.300
‫- صبح بخیر، خانم
‫- صبح بخیر

06:51.010 --> 06:53.640
‫- صبح بخیر عزیزم
‫- صبح بخیر، اسکار

06:53.640 --> 06:56.470
‫- همه چی روبراهـه، خانم؟
‫- آره

06:56.470 --> 06:59.690
‫آقای بارتوس ظهر میاد اینجا
‫واسه رویداد چغندر

06:59.690 --> 07:02.190
‫- بفرستش پیشم لطفاً، اگنس
‫- بله. چشم

07:03.060 --> 07:06.030
‫می‌دونستی درمان جدیدی که برای صرعِ اسکار

07:06.030 --> 07:08.240
‫استفاده کردیم، واقعاً معجزه‌آساست؟

07:08.240 --> 07:10.200
‫بله، به نظر احوالش خیلی خوبـه، خانم

07:10.200 --> 07:13.280
‫اصلاً دچار تشنج و غش نشده. حتی یکی

07:13.700 --> 07:15.490
‫واقعاً این علم بی‌نظیره

07:15.490 --> 07:18.250
‫تمام مدت پسرمون به همین نیاز داشت

07:18.250 --> 07:21.040
‫نه اون قرص‌های لاکچری غربی

07:21.870 --> 07:24.670
‫- عالیه
‫- بله، عالیه، خانم

07:26.630 --> 07:29.260
‫تربچه‌ی سیاه. دهنت رو باز کن

07:32.470 --> 07:37.890
‫آره. بجو، بجو، بجو. آره، آره

07:50.190 --> 07:52.910
‫نگاهش کن.
‫ببین چطوری با اِفاده راه میره.

07:55.030 --> 07:57.450
‫قبلاً هم دچار شیفتگی شده بود

07:57.450 --> 08:01.410
‫اندازه‌گیر قبلی کی بود؟ سباستین

08:01.410 --> 08:04.130
‫پدرش رو در آورد چون
‫فَکش موقع غذا خوردن صدا می‌داد

08:04.130 --> 08:07.920
‫خب، می‌ترسم این یکی از یه
‫شیفتگی ساده بیشتر باشه، ویکتور

08:07.920 --> 08:09.800
‫خب، به نظرت باید چیکار کنیم؟

08:10.340 --> 08:11.510
‫صبور باش، پسرم

08:12.300 --> 08:14.720
‫گمونم بارتوس ردیفش می‌کنه

08:14.720 --> 08:16.550
‫خب، صد درصد که سعیش رو می‌کنه

08:16.550 --> 08:18.260
‫اگه قرارداد کبالت به فنا بره

08:18.260 --> 08:20.930
‫خودش مثل چی ضرر می‌کنن

08:21.680 --> 08:23.890
‫دارن یه زن می‌فرستن سراغم.
‫باورت میشه؟

08:23.890 --> 08:26.810
‫کل روابطمون در خطره و
‫لعنتی‌ها دارن یه زن می‌فرستن پیشم

08:26.810 --> 08:28.940
‫قبلاً سناتور هالت رو دیدم

08:28.940 --> 08:32.190
‫خیلی منطقی و معقولـه، به‌عنوان یه آمریکایی

08:32.190 --> 08:33.820
‫خودت می‌دونی قضیه چیه، امیل

08:33.820 --> 08:36.200
‫فقط می‌خوان دستِ چین به کبالتِ ما نرسه

08:36.200 --> 08:38.910
‫البته. امپراتوری آمریکا
‫وحشی و درهم‌شکسته‌ست

08:38.910 --> 08:40.370
‫این رو می‌دونیم

08:40.830 --> 08:43.910
‫- ولی اونا همیشه پشتت رو گرفتن
‫- ازم دلجویی کردن

08:43.910 --> 08:47.960
‫مو بلوندِ احمق از کشور ضعیف
‫همیشه توی حاشیه‌ست

08:47.960 --> 08:51.670
‫الینا، من چندین سالـه که
‫دوست و همکارت بودم

08:51.670 --> 08:54.130
‫تو سرسختی، باهوشی و

08:54.130 --> 08:58.390
‫خوب بلدی چطوری راضی‌شون کنی
‫که به خواسته‌هامون تن بدن

08:58.390 --> 09:00.260
‫جادوی تو اینـه

09:01.310 --> 09:03.390
‫چای گل همیشه بهار برای...

09:03.390 --> 09:05.520
‫درسته. آره

09:05.520 --> 09:08.110
‫ادامه بده. حرف دلت رو بزن، امیل

09:08.110 --> 09:10.520
‫نگران کیسه‌ی خودت هستی، دندون‌گرد؟

09:10.520 --> 09:12.780
‫کیسه‌ی خودت، الینا. کیسه‌ی خودمون

09:12.780 --> 09:14.400
‫اگه ریسک تحریم رو به جون بخری...

09:14.400 --> 09:16.820
‫- تحریمی در کار نیست
‫- اینو تو میگی

09:16.820 --> 09:21.540
‫ولی یادت باشه، ما یه کشور کوچیک هستیم

09:21.540 --> 09:24.910
‫ما شبیه موش توی وان هستیم.
‫عمق آب به ده سانت برسه غرق شدیم.

09:24.910 --> 09:30.540
‫پس مجبور نیستی جلوشون زانو بزنی،
‫ولی باید باهاشون بازی کنی

09:30.540 --> 09:34.550
‫- متوجهی؟
‫- مثل سگ تحقیر نمیشم، امیل

09:35.970 --> 09:37.840
‫ولی خط تأمین رو به طور دائمی از بین نمی‌برم

09:37.840 --> 09:39.850
‫خب؟ همین رو می‌خواستی بشنوی؟

09:39.850 --> 09:43.100
‫آره. ممنون. خیالم راحت شد

09:43.100 --> 09:46.560
‫صحیح. خب، برو یه دُلمه کلم
‫پیدا کن بخور، گنده‌بک

09:48.310 --> 09:49.810
‫این واسه چیه؟

09:49.810 --> 09:52.150
‫گل همیشه بهار.
‫عضلات‌تون رو سر حال میاره.

09:52.150 --> 09:55.280
‫خوبه. نباید ماهیچه‌هام خواب برن

09:56.490 --> 09:58.490
‫ما موش نیستیم، می‌دونی؟

09:59.780 --> 10:04.160
‫نگران نباش، هربرت،
‫روال کار همینـه.

10:10.920 --> 10:13.500
‫اخیراً روحیه‌اش خوب بوده، مگه نه؟

10:13.500 --> 10:17.550
‫خوبه که یه طعم روستایی هم توی بشقابش باشه

10:18.510 --> 10:20.930
‫اقلاً واسه تزئین کردنش

10:22.260 --> 10:23.890
‫آفرین به تو

10:33.150 --> 10:36.860
‫برداشت پربار چغندر رو

10:36.860 --> 10:41.030
‫به تولیدکنندگان عزیزِ چغندر کشورمون
‫تبریک میگم

10:41.030 --> 10:43.870
‫مردم، ایناهاشش:

10:43.870 --> 10:46.620
‫اولین چغندرِ این فصل!

10:49.330 --> 10:53.710
‫چقدر مسخره.
‫واسه یه تیکه سبزی دست می‌زنیم.

10:56.170 --> 10:57.130
‫- فشار بیار!
‫- دارم میارم!

10:57.130 --> 10:58.170
‫نه، درست حسابی زور بزن!

10:58.170 --> 10:59.220
‫نه، دارم زور می‌زنم!

10:59.220 --> 11:00.590
‫نه، زورت رو نمی‌زنی. یالا

11:00.590 --> 11:01.720
‫چرا لامصب، دارم زور می‌زنم

11:01.720 --> 11:02.680
‫نه، زور نمی‌زنی لامصب!

11:02.680 --> 11:04.560
‫- چرا دارم می‌زنم!
‫- محکم‌تر!

11:04.560 --> 11:05.930
‫- آره
‫- می‌بینی؟

11:05.930 --> 11:07.480
‫- آره
‫- به همدیگه فشار میاریم

11:07.480 --> 11:08.980
‫- آره، وایسا
‫- آره، یالا

11:08.980 --> 11:11.480
‫- محکم‌تر! یالا
‫- آره

11:11.480 --> 11:12.610
‫محکم‌تر!

11:13.650 --> 11:14.900
‫یالا!

11:26.870 --> 11:28.700
‫چه بلایی داره سرم میاد؟

11:29.870 --> 11:32.630
‫- بلاهای خوب
‫- چرا بالا آوردم؟

11:33.880 --> 11:36.500
‫- داره سعی می‌کنه خارج بشه
‫- چی؟

11:37.130 --> 11:39.590
‫- سمّ
‫- چی؟

11:39.590 --> 11:42.090
‫سال‌هاست که توی بدنت انباشته شده بود

11:43.510 --> 11:45.100
‫اینجا هم که بهداشتش خراب

11:45.100 --> 11:48.520
‫مثل همون کسشعری که بارتوس گفت،
‫موش توی وان حموم

11:48.520 --> 11:52.400
‫همه رو وارد بدنت کرده.
‫حالا باید بریزیش بیرون.

11:55.150 --> 11:57.150
‫باید همه رو بریزی بیرون

11:59.440 --> 12:00.610
‫از کِی...

12:00.610 --> 12:02.530
‫از کِی خیال می‌کنی دیگه نباید از اینا بزنم؟

12:02.530 --> 12:04.030
‫خب، من... چشمات رو ببند

12:04.030 --> 12:05.950
‫فقط فکر می‌کنم از این یکی
‫بیشتر خوشت میاد

12:05.950 --> 12:07.490
‫چون...

12:07.490 --> 12:09.540
‫- ببند، چشمات رو ببند
‫- بیخیال

12:09.540 --> 12:10.830
‫شرمنده

12:10.830 --> 12:14.750
‫چون به نظرم این تو رو یه‌کم جذاب‌تر می‌کنه

12:14.750 --> 12:16.790
‫جذاب مثل یه جنده؟

12:18.050 --> 12:22.760
‫لنی، نگرانم که زیادی داره بهت فشار میاره

12:22.760 --> 12:25.140
‫هر چی باشه، این مرد رو
‫کاملاً نمی‌شناسیم

12:25.140 --> 12:27.390
‫و با توجه به بلایی که
‫سر اون معترض‌ها آورد...

12:27.390 --> 12:29.930
‫نیکی. نه

12:29.930 --> 12:32.520
‫نه، نه، سال‌ها بود همچین حسی نداشتم

12:32.520 --> 12:37.110
‫باشه. خب، راستش عزیزم

12:37.110 --> 12:39.650
‫نه که آمارش رو دقیق داشته باشم

12:39.650 --> 12:45.950
‫ولی الان تقریباً یه سال از
‫آخرین باری که سکس داشتیم گذشته

12:45.950 --> 12:51.750
‫پس اگه احوالت بهتر شد،
‫شاید بتونیم، می‌دونی

12:51.750 --> 12:54.210
‫دوباره یه امتحانی بکنیم، یا...

13:02.720 --> 13:04.930
‫شب بخیر، لنی

13:22.000 --> 13:24.000
‫[دیسکو]

13:32.370 --> 13:34.330
‫باید همیشه این پایین ملاقات کنیم؟

13:34.330 --> 13:37.710
‫خوشت نمیاد؟
‫من که حسابی حال کردم

13:37.710 --> 13:39.880
‫قبل اینکه شروع کنیم، قربان،
‫بابت انتظار خیلی عذر می‌خوایم

13:39.880 --> 13:42.050
‫سیستم ثبت سوابق توی وست‌گیت خیلی بدقلقـه

13:42.050 --> 13:45.470
‫ببینید، ترجیح میدم زیاد نمونم،
‫پس مختصر و محرمانه حرف بزنیم

13:45.470 --> 13:48.220
‫- قطعاً، قربان. آره
‫- فقط بهم بگید اون کیه و

13:48.220 --> 13:50.220
‫- به نظرتون دنبالِ چیه
‫- درسته

13:50.640 --> 13:53.680
‫بیشتر عمرش یه زندگی
‫ترحم‌آمیز روستایی داشته

13:53.680 --> 13:55.810
‫معلوم نیست پدرش کیه،
‫مشکلات یادگیری داشته،

13:55.810 --> 13:57.350
‫نتونسته پیشرفت کنه و غیره

13:57.350 --> 13:59.190
‫بقیه‌ی پسرها اذیتش می‌کنن

13:59.190 --> 14:01.730
‫اون هم تلافی می‌کنه، ولی بدتر و سنگین‌تر

14:01.730 --> 14:04.650
‫کمی انضباط روستایی‌طور،
‫خودآزاری هم داشته،

14:04.650 --> 14:06.780
‫همگی موارد عادی هستن

14:06.780 --> 14:10.620
‫تا وقتی به مشکلِ مادر می‌رسیم

14:10.620 --> 14:13.870
‫خیلی‌خب، چطور مشکلِ مادری؟

14:15.040 --> 14:17.920
‫این بلاییـه که سرجوخه زوباک
‫وقتی 14 سالش بود

14:17.920 --> 14:20.040
‫سر مادرش آورد

14:20.040 --> 14:25.300
‫وقتی ازش پرسیدن چرا این کار رو کردی،
‫جواب داده: «روحمم خبر نداره.»

14:27.340 --> 14:28.180
‫صحیح

14:28.930 --> 14:33.310
‫پشیمون شد، به ارتش ملحق شد،
‫بدنش رو تقویت کرد و دوباره خشن شد

14:33.310 --> 14:36.270
‫روی درجه‌ی سرجوخه گیر کرد،
‫نتونست از درجه‌ی افسری بالاتر بره

14:36.270 --> 14:41.230
‫بعدش، توی سایت‌فایو،
‫وقتی کارگرها شروع به تظاهرات کردن،

14:41.230 --> 14:43.320
‫اولین تیر رو اون زد

14:43.940 --> 14:47.360
‫دوازده‌تا معدن‌چی به خاطر اون مُردن

14:48.490 --> 14:50.450
‫این بار واقعاً از نظر روحی داغون میشه

14:50.450 --> 14:52.620
‫میگن نزدیک به خودکُشی بوده

14:53.410 --> 14:56.250
‫همین موقع بود که صدر اعظم
‫از زیر آوار کشیدش بیرون

14:56.250 --> 14:57.910
‫الینا چقدر در جریان ماجراست؟

14:57.910 --> 15:01.580
‫فقط تحقیقات اولیه روی سوابق.
‫اطلاعات جدید رو بهش نگفتم.

15:01.580 --> 15:05.710
‫میشه راجع به وقایعی که واقعاً
‫در جریانـه صحبت کنیم لطفاً؟

15:06.590 --> 15:07.420
‫اون...

15:09.630 --> 15:12.550
‫از وقتی پدرش مُرد
‫از ما فاصله گرفته

15:12.550 --> 15:14.850
‫به خاطر فوبیای قارچ تقریباً
‫عقلش رو از دست داده بود

15:14.850 --> 15:17.180
‫و الان هم چشمش کینگ‌کونگ رو گرفته!

15:17.180 --> 15:19.270
‫مواظب حرف زدنت باش، کسکش

15:19.270 --> 15:21.480
‫خب، صرفاً دارم یادآوری می‌کنم

15:21.480 --> 15:24.730
‫که اون داد گوین و کرشاو رو انداختن زندان

15:24.730 --> 15:27.780
‫خب نفر بعدی کیه؟
‫کل شرکت هولدینگ؟

15:27.780 --> 15:29.860
‫ماییم، همه‌مون

15:29.860 --> 15:31.740
‫نباید بذاریم این قضیه ادامه پیدا کنه

15:31.740 --> 15:37.370
‫یا شاید اون هم فقط یکی از
‫هوس‌های زودگذرِ خانم باشه

15:37.370 --> 15:41.620
‫البته از نوع افلاطونی، قربان

15:41.620 --> 15:43.500
‫شما اونو بهتر از ما می‌شناسید، قربان

15:43.500 --> 15:45.920
‫اوضاع‌مون چقدر وخیمـه؟

15:47.510 --> 15:50.630
‫یه ارتباطی بین‌شون هست

15:50.630 --> 15:53.050
‫ولی اگه الان برید سراغش،
‫با این وجهه‌ی خرابی که دارید،

15:53.050 --> 15:55.100
‫شاید باعث بشید رابطه‌شون
‫نزدیک‌تر هم بشه

15:55.100 --> 15:57.140
‫متأسفانه حق با اونـه

15:57.140 --> 15:59.520
‫اگه واقعاً می‌خواید بهش صدمه بزنید

15:59.520 --> 16:03.150
‫باید یه کار خیلی مخرب و جدید انجام بدید

16:03.150 --> 16:05.730
‫واقعاً نمی‌دونم چطور می‌تونید
‫اینجا رو تحمل کنید

16:05.730 --> 16:08.360
‫چشمت رو بپوشون،
‫از دهنت نفس بکش

16:08.360 --> 16:10.150
‫دیگه چطور آدم باید با زندگی سر کنه؟

16:17.540 --> 16:21.500
‫باید ذهن هوشیاری داشته باشی

16:21.500 --> 16:23.000
‫- محکم‌تر!
‫- محکم‌تر!

16:56.780 --> 16:57.990
‫چیه؟

16:58.700 --> 16:59.950
‫صبح بخیر، سرجوخه

16:59.950 --> 17:02.660
‫روغن اسپرم نهنگی که خواسته بودی برای...

17:02.660 --> 17:04.620
‫- چی بود؟
‫- واسه پوستش

17:05.920 --> 17:07.920
‫با سرتختیم چیکار کردی؟

17:08.960 --> 17:11.460
‫- داری با خودت چیکار می‌کنی؟
‫- هیچی

17:11.460 --> 17:13.970
‫- کسشعر نگو، این هیچیـه؟
‫- آهای! اینطوری باهام حرف نزن

17:13.970 --> 17:16.470
‫ساکت بابا، مسخره

17:17.090 --> 17:18.720
‫من می‌دونم کی هستی.
‫نمی‌تونی منو بترسونی.

17:18.720 --> 17:20.770
‫یالا، بیا بریم ردیفت کنیم

17:28.360 --> 17:29.770
‫من پرستارت نیستم

17:30.360 --> 17:33.150
‫بهتره بیخیال پسرم بشی و
‫بیشتر نگران سلامتی خودت باشی

17:33.150 --> 17:36.200
‫- من خوبم
‫- خوب؟ مثل خوک روی سیخ شدی

17:38.450 --> 17:41.080
‫- چیکار می‌کنی؟ خودت رو کتک می‌زنی؟
‫- نمی‌دونم

17:43.620 --> 17:44.960
‫برام هم مهم نیست

17:44.960 --> 17:46.670
‫- خب، برای من مهمـه
‫- واسم خوبـه

17:48.710 --> 17:50.340
‫خجالت بکش

17:50.840 --> 17:52.840
‫کمکی بهت نمی‌کنه

17:56.680 --> 17:57.680
‫سرت رو بگیر بالا

18:00.810 --> 18:02.640
‫مجبورم این کار رو انجام بدم

18:04.980 --> 18:06.600
‫حقمـه

18:15.780 --> 18:17.860
‫به الینا چیزی از این قضیه نگو

18:21.700 --> 18:23.700
‫مسیر درازی در پیش داری

18:27.370 --> 18:29.460
‫حواست باشه با کی این مسیر رو طی می‌کنی

18:35.800 --> 18:39.010
‫خانم اگنس! خوب هستی عزیزم؟

18:40.180 --> 18:42.600
‫آره. خوبم. همه چی...

18:42.600 --> 18:44.770
‫نه، نه، نه. همه چی روبراهـه

18:44.770 --> 18:48.390
‫ما همگی خوشحالیم که
‫پسرتون خیلی سالم و سلامتـه

18:48.390 --> 18:50.810
‫اون هم بدون داروهای نوین

18:50.810 --> 18:52.360
‫بی‌نظیره، مگه نه؟

18:52.360 --> 18:54.780
‫کاری از دستم براتون برمیاد، آقای لاسکین؟

18:54.780 --> 18:57.490
‫بدون داروی ضد تشنج و فنی‌توئین؟

18:57.490 --> 19:02.780
‫با یه‌کم تربچه‌ی سیاه
‫صرع پسرت درمان شد

19:02.780 --> 19:04.450
‫معجزه‌آساست!

19:04.450 --> 19:07.000
‫صدر اعظم از خوشحالی توی پوستش نمی‌گنجه

19:07.000 --> 19:08.960
‫و ما دوست داریم خوشحال باشه، مگه نه؟

19:10.880 --> 19:13.000
‫- آره، همینطوره
‫- بله

19:13.590 --> 19:17.090
‫دوست نداریم حقایق تلخ رو نشونش بدیم

19:18.510 --> 19:20.090
‫ببین، مشکلی نیست

19:20.090 --> 19:24.010
‫دوست‌پسرت بهت لطف کرد و
‫قرص‌ها رو برات جور کرد

19:24.010 --> 19:26.100
‫ما می‌دونیم و مشکلی نیست

19:27.600 --> 19:31.020
‫همه‌مون به همدیگه لطف می‌کنیم، نه؟

19:37.372 --> 19:39.750
‏«کپشن: قراره مهمون آمریکایی‌مون رو
حسابی اذیت کنیم.‏»‏

19:43.990 --> 19:45.330
‫تو ردیفی، هربرت؟

19:46.410 --> 19:47.830
‫بله، الینا

19:48.410 --> 19:50.410
‫یه چیزی داره اذیتت می‌کنه

19:54.750 --> 19:56.000
‫دقت کردید...

19:56.800 --> 20:01.050
‫دقت کردید که این چندتا
‫خوابِ آخری فرق داشتن؟

20:02.050 --> 20:05.680
‫واسه تو فرق داشتن، چطور؟

20:07.140 --> 20:10.140
‫گمونم یه‌کم آب و تابش بیشتر بود

20:13.400 --> 20:17.020
‫آره، گمونم یه‌کم اینطور بوده

20:17.480 --> 20:22.490
‫و گاهی زیادی با آب و تاب میشه

20:25.030 --> 20:28.240
‫خب، من از چاشنی و آب و تاب بدم نمیاد

20:30.200 --> 20:31.790
‫چاشنی خوبه

20:32.620 --> 20:34.710
‫بله، الینا

20:37.000 --> 20:47.000
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

20:48.720 --> 20:51.730
‫پس اومد، خانم آمریکا

20:54.480 --> 20:56.480
‫دوست خوبمون، آقای بارتوس

20:56.980 --> 20:59.190
‫می‌خواد جیب‌هاش رو پر کنه

21:03.820 --> 21:05.610
‫سناتور، خوش اومدید،
‫نیکولاس ورنام هستم

21:05.610 --> 21:08.120
‫بله، سلام. باعث افتخارمـه.
‫جودیث هستم.

21:08.120 --> 21:10.040
‫ممنون که میزبانی می‌کنید

21:10.040 --> 21:11.750
‫عجب جای فوق‌العاده‌ایـه

21:11.750 --> 21:14.080
‫ممنون. صدر اعظم منتظر شماست

21:38.690 --> 21:40.110
‫بله، پس اومدید

21:41.820 --> 21:43.780
‫- خوش اومدید
‫- ممنون

21:43.780 --> 21:46.110
‫- چقدر از ملاقات‌تون خوش‌وقتم، خانم صدر اعظم
‫- خوبه

21:46.780 --> 21:48.820
‫پس راحتی؟
‫محل اقامتت مشکلی نداره؟

21:48.820 --> 21:52.330
‫بله. عالیه. توی هتل بارتوس ایمپریال
‫اقامت داریم

21:52.330 --> 21:53.580
‫چه خوب

21:54.410 --> 21:57.040
‫این رنگ آبی رو خیلی دوست دارم

21:57.790 --> 21:59.420
‫سعی می‌کنیم روش خون نپاشه

22:00.960 --> 22:03.420
‫- شوخی می‌کنم
‫- خیلی‌خب

22:03.420 --> 22:05.130
‫پس دستکش‌ها رو در نمیاریم

22:05.880 --> 22:07.090
‫بفرمایید، می‌تونیم بشینیم

22:08.220 --> 22:09.220
‫باشه

22:15.980 --> 22:18.900
‫خب، پس سرتون شلوغـه

22:18.900 --> 22:20.820
‫آره، خب

22:21.980 --> 22:24.570
‫اومده بودم به این مناطق یه سری بزنم

22:24.570 --> 22:27.490
‫ولی سفرمون به اینجا رو
‫در اولویت ویژه قرار دادم

22:27.490 --> 22:31.030
‫نه، منظورم رئیس‌جمهورتونـه،
‫آخه نتونسته بیاد

22:31.030 --> 22:33.540
‫همونطور که می‌دونید، من
‫فرستاده‌ی رسمی کاخ سفید نیستم

22:33.540 --> 22:37.040
‫ولی می‌تونم بهتون اطمینان بدم که
‫این مسئله از اولویت‌های رئیس‌جمهوره

22:37.040 --> 22:40.210
‫البته، دارم سر به سرت می‌ذارم.
‫شوخی که می‌تونیم بکنیم؟

22:40.210 --> 22:42.090
‫البته. شک نکن

22:43.090 --> 22:46.840
‫ضمناً شنیدم درباره‌ی «کریدور فیبن»
‫پرس و جو می‌کردید؟

22:46.840 --> 22:49.510
‫دالان ترابریِ فیبن هم جزو
‫این منطقه‌ست، پس آره

22:49.510 --> 22:52.220
‫کار ما همه‌جانبه‌ست.
‫دوست داریم همه جا رفاه باشه.

22:52.680 --> 22:54.560
‫مطمئنم همینطوره

22:54.560 --> 22:57.020
‫خب، یه راست بریم سر اصل مطلب. خب؟

22:57.020 --> 22:59.940
‫معتقدم و مطمئنم رئیس‌جمهور هم موافقـه

22:59.940 --> 23:02.190
‫که وقتشـه روراست با شما صحبت کنیم

23:02.190 --> 23:04.730
‫دوست داریم اوضاع اینجا مثل قبل بشه

23:06.110 --> 23:07.110
‫- آها
‫- هر چی نباشه

23:07.110 --> 23:09.360
‫ما طی این سال‌ها، از شراکتِ مستحکمی که

23:09.360 --> 23:10.610
‫با شما داشتیم، لذت بردیم

23:10.610 --> 23:12.870
‫طرفدار پر و پا قرص شما هستیم، جدی میگم

23:13.490 --> 23:16.160
‫یه رهبر زنِ قدرتمند که
‫از مردمش حمایت می‌کنه

23:16.160 --> 23:20.580
‫جامعه‌ی مدنی رو تقویت می‌کنه،
‫جلوی چین مقاومت می‌کنه و غیره

23:20.580 --> 23:22.250
‫همه‌ی اینا رو دوست داریم

23:22.250 --> 23:25.880
‫پس حیفـه که همه‌ی اینا رو سر یه

23:25.880 --> 23:29.430
‫- سوءتفاهم ساده خراب کنیم
‫- صحیح

23:29.430 --> 23:32.340
‫حس می‌‌کنید بین‌مون سوءتفاهمی هست؟

23:32.340 --> 23:36.720
‫خب، حس می‌کنم ارتباطات آخرمون
‫چندان بی‌نقص نبودن

23:37.640 --> 23:38.810
صحیح

23:38.810 --> 23:43.480
با این وجود، ما حاضریم
کمی مسئولیت رو بپذیریم

23:43.480 --> 23:46.190
از طرفِ خودمون برای هر مسئله‌ای -
مسئله؟ -

23:47.490 --> 23:49.200
نه، مسئله‌ای وجود نداره

23:49.200 --> 23:52.820
نه، فقط همین توافق وجود داره

23:52.820 --> 23:54.950
...و فکر کنم کشورم در طول سال‌ها

23:54.950 --> 23:56.870
کاملاً به تعهداتش پایبند بوده

23:56.870 --> 23:58.450
متوجه منظورتون میشم

23:58.450 --> 24:01.460
بالأخره، ما اجازه می‌دیم
در ازای چندر غاز زمین‌هامون رو حفاری کنید

24:01.460 --> 24:05.040
من برای جنگ‌هاتون در خاورمیانه
پشتیبانی سوختگیری و حریم هوایی فراهم کردیم

24:05.040 --> 24:07.340
ما صدها پرونده در مورد تروریست‌های سایبری

24:07.340 --> 24:09.760
احتمالی روسی که توی کشورمون
کار می‌کردن دادیم

24:09.760 --> 24:12.010
ما چین و طرح کمربند و جاده‌اش رو کنار گذاشتیم

24:12.010 --> 24:16.810
ما اجازه دادیم سی‌آی‌ای سایت‌های سیاهش رو
اینجا، همین جا در خاکِ مستقل ما اداره کنه

24:17.640 --> 24:19.430
...شما سال‌ها عن و گهتون رو ریختید جلومون

24:19.430 --> 24:22.440
.و بهمون گفتید از خوردنش خوشحالیم
البته اگه طرزِ بیانم رو ببخشید

24:22.440 --> 24:24.110
...شاید بهتر باشه اینم اضافه کنم

24:24.110 --> 24:26.400
...که ما کلی سرمایه هم جلوی شما ریختیم

24:26.400 --> 24:30.610
و کلی صبر نشون دادیم
...تا شما روی آزادی‌های مدنی

24:30.610 --> 24:32.990
و مطبوعاتی کار کنید -
اوه، نه، نه. اشکالی نداره -

24:32.990 --> 24:36.450
.ما بحث نمی‌کنیم
این یه بگو مگو نیست

24:36.450 --> 24:39.790
ما فقط داریم حقایق رو بیان می‌کنیم

24:39.790 --> 24:44.040
ببینید، فکر کنم ما همدیگه رو درک می‌کنیم

24:45.000 --> 24:48.210
به همین دلیل دوست داریم به چیزی
به شکل بازنشانی رو در نظر بگیریم

24:50.420 --> 24:51.590
یه بازنشانی؟

24:51.590 --> 24:54.840
حسِ برابری بیشتر در مراوداتِ آینده

24:54.840 --> 24:58.600
بهم گفتن رئیس جمهور این رو می‌خواد -
واقعاً؟ مطمئنید؟ -

24:58.600 --> 24:59.680
یه پیام براش بفرستیم؟

25:02.230 --> 25:04.230
رئیس جمهور واقعاً این رو می‌خواد

25:05.860 --> 25:07.570
و دقیقاً منظورتون از بازنشانی چیه؟

25:07.570 --> 25:10.820
اول و مهم‌تر از همه؟ دسترسی

25:11.610 --> 25:14.990
...دسترسیِ خیلی بیشتر برای شما و سفیرهاتون

25:14.990 --> 25:17.320
به رئیس جمهور و به اهرم‌های مالی

25:17.320 --> 25:20.290
تسهیل محدودیت‌های صادراتی به کشورتون

25:20.290 --> 25:22.370
بازگشایی مدرسه‌ی آمریکایی در پایختتون

25:22.370 --> 25:27.460
و کمک به چیزی که باید خیلی وقت پیش
:بهش کمک می‌کردیم

25:27.460 --> 25:30.250
اعطای عضویتِ کامل در ناتو به شما

25:30.250 --> 25:32.970
دیگه در برزخ «عضو مشتاق» نمی‌مونید

25:32.970 --> 25:36.720
بعلاوه، می‌تونیم به عضویت در یورو
و گروه شنگن و همه چی کمک کنیم

25:36.720 --> 25:39.850
کل عرصه می‌تونه براتون تغییر کنه

25:39.850 --> 25:42.930
.خوشحال می‌شیم این رو ببینیم
می‌خوایم این رو ببینیم

25:44.020 --> 25:45.690
ما به این شراکت باور داریم

25:46.600 --> 25:48.810
،پس من می‌خوام شما از خودتون بپرسید

25:48.810 --> 25:51.730
آماده‌اید این گامِ بعدی رو با ما بردارید؟

26:31.570 --> 26:34.530
ما نمی‌خوایم اختیاراتِ شما رو
در منطقه زیر سؤال ببریم

26:34.530 --> 26:36.700
ما می‌خوایم افزایششون بدیم

26:36.700 --> 26:39.870
،ما شما رو یه دوراندیشِ واقعی می‌دونیم

26:39.870 --> 26:43.950
به همین دلیل هم خوشحال می‌شیم
به پروژه‌ی کُبالت برگردید

26:46.460 --> 26:48.920
متأسفم، ولی شرایطش قابل قبول نبود

26:48.920 --> 26:51.460
کاملاً. ما این رو می‌فهمیم

26:51.460 --> 26:53.840
اما فکر می‌کنیم بهتره
یه نگاه دیگه بهش بندازید

26:53.840 --> 26:55.550
باید به مردمِ من احترام گذاشته بشه

26:55.550 --> 26:58.680
.و بهشون احترام گذاشته میشه
ما می‌خوایم شما احساس برابری بکنید

27:00.800 --> 27:03.680
ما اعمالِ نفوذ چین در اروپا رو
،تهدیدی برای آزادی می‌دونیم

27:03.680 --> 27:06.770
پس می‌خوایم اونجا حمایتِ
پیوسته‌تون رو داشته باشیم

27:07.440 --> 27:10.310
و دالان ترابری فیبن چی؟

27:10.310 --> 27:15.150
ما می‌دونیم کریدور به لحاظ تاریخی
،اهمیتِ زیادی برای شما داره

27:15.150 --> 27:17.820
و می‌خواید دوباره یکپارچه بشید

27:18.950 --> 27:23.120
این گفتگو حتی برای این اتاق هم
کمی بیش از حد بزرگه

27:23.740 --> 27:24.740
...پس

27:25.450 --> 27:29.870
اما ممکنه یه روزی در اون زمینه هم
شانسی وجود داشته باشه، شاید

27:30.500 --> 27:31.880
،اما اول

27:31.880 --> 27:35.500
نیاز داریم به ما مقبولیت و اعتبار نشون بدید

27:35.500 --> 27:36.800
قابل اعتماد بودن

27:38.510 --> 27:44.600
تنها چیزی که می‌خوایم اینه که شما هم
مثل ما صداقت و ثُباتِ رویه داشته باشید

27:44.600 --> 27:48.100
و مثل گذشته کم انعطاف‌پذیرتر باشید

27:48.980 --> 27:52.984
بالأخره، ایالاتِ متحده به همین دلیل
از همون اول از کارزارتون حمایت کرد

27:53.008 --> 27:55.570
چون ما می‌دونستیم که
می‌تونیم به شما اعتماد کنیم

27:58.940 --> 27:59.900
سلام

28:06.910 --> 28:08.580
...شرمنده. کجا بودیـ

28:09.210 --> 28:11.210
داشتیم چی می‌گفتیم؟

28:11.710 --> 28:16.340
این اتاق با این همه مکشِ اکسیژن
خیلی خفه میشه، نه؟

28:18.380 --> 28:19.220
بله، به گمونم

28:19.220 --> 28:23.260
بیاید یه گردشی دور کاخ داشته باشیم، باشه؟

28:23.260 --> 28:25.390
چیزهای زیادی برای دیدن هست -
گردش؟ -

28:25.390 --> 28:27.310
همین الان؟

28:28.850 --> 28:30.730
البته، بسیار خب، اگه شما دوست دارید

28:30.730 --> 28:32.140
من دوست دارم

28:33.150 --> 28:34.610
بیاید یه نگاهی بندازیم

28:39.440 --> 28:41.490
«ما به اینجا می‌گیم «اسکندریه‌ی کوچک

28:41.490 --> 28:44.620
خیلی هم کوچک نیست -
جواهراتِ خیلی زیادی اینجاست -

28:44.620 --> 28:45.700
آره

28:46.330 --> 28:49.660
«اولین نسخه از کتابِ «آناتومی
اثرِ ماندینو دلوتزی

28:49.660 --> 28:50.790
کتابِ مورد علاقه‌ی خودمه

28:50.790 --> 28:52.960
...اوه، البته. شما یه -
پزشک هستم -

28:52.960 --> 28:54.670
بله. درسته -
بله -

28:55.580 --> 28:57.590
اینجا یه زمانی هتل بوده، می‌دونید؟

28:58.050 --> 29:00.630
ببخشید، چی بوده؟ -
اینجا -

29:00.630 --> 29:01.761
هتل بوده

29:01.785 --> 29:03.596
اسمش متروپل بود

29:03.620 --> 29:05.682
قبل از این که من مصادره‌اش کنم -
بله -

29:07.260 --> 29:11.140
.گرتا گاربو یه بار اینجا اقامت داشته
باید این رو به آمریکایی‌ها بگم

29:11.140 --> 29:13.940
اون هنوز مشهوره؟ -
اوه، صد البته -

29:13.940 --> 29:15.650
خیالم راحت شد

29:18.190 --> 29:20.110
بعدش اتاقِ موسیقی رو بهتون نشون می‌دیم

29:20.110 --> 29:23.070
...شرمنده، محافظم... اون -
خدای من، بله -

29:23.070 --> 29:24.700
می‌دونید، خیلی گیج‌کننده‌ست، مگه نه؟

29:24.700 --> 29:27.320
.نگران نباشید، اونم می‌رسه
حالتون خوبه؟

29:28.200 --> 29:30.580
.بله، البته
...فقط فکر می‌کنم شاید بهتر باشه

29:30.580 --> 29:32.460
شما از موسیقی خوشتون میاد؟

29:33.710 --> 29:35.330
بله، از موسیقی خوشم میاد

29:35.330 --> 29:37.210
،خوبه، از اتاقِ موسیقی خوشتون میاد
دلخواه منه

29:37.210 --> 29:38.790
صبر کنید تا این رو ببینید

29:39.590 --> 29:42.170
.اوه، یه تماسِ سریع دارم
بله، دوباره بهتون ملحق میشم

29:42.170 --> 29:43.970
...شرمنده! شما

29:50.220 --> 29:51.100
...چی

29:51.890 --> 29:54.940
...می‌دونی چیه؟ فکر کنم ترجیح میدم فقط

29:56.190 --> 29:58.230
،دوباره بهش ملحق بشم
...اگه اون

29:58.230 --> 30:00.150
از اون در راه خروجی نیست

30:03.150 --> 30:04.360
خیلی خب

30:04.820 --> 30:07.570
...بسیار خب، هیچکدوم از اینا -
نه -

30:09.330 --> 30:10.530
بسیار خب

30:12.120 --> 30:13.330
خیلی خب

30:14.290 --> 30:15.750
خیلی خب -
گوش کن -

30:15.750 --> 30:16.830
باشه

30:17.710 --> 30:18.790
!گوش کن

30:18.790 --> 30:19.880
!لعنتی

30:21.300 --> 30:23.340
...می‌دونی چیه؟ فکر کنم من

30:23.340 --> 30:25.590
...فقط باید یه چیزی رو پیدا کنم -
می‌ترسی یا چی؟ -

30:25.590 --> 30:27.470
نه، نه

30:33.680 --> 30:36.100
تسلط نداشتن به اوضاع چه احساسی داره؟

30:37.560 --> 30:38.770
خواهش می‌کنم

30:40.480 --> 30:43.530
،شما دیگه هرگز روی اینجا تسلط پیدا نمی‌کنید
می‌شنوی چی میگم؟

31:00.880 --> 31:03.250
بهشون بگو مستقیم می‌ریم فرودگاه

31:03.250 --> 31:05.420
توی هتل توقف نمی‌کنیم

31:05.420 --> 31:07.470
باشه؟ -
همه چی روبراهه؟ -

31:07.470 --> 31:09.930
نه، امیل، همه چی خوب نیست

31:13.640 --> 31:16.680
نگران نباش. من برمی‌گردم
و باهاش صحبت می‌کنم

31:16.680 --> 31:17.770
!خیلی خب

31:18.980 --> 31:20.400
حالا می‌تونیم بریم

31:22.150 --> 31:24.190
...اون احساسِ -
بله -

31:25.570 --> 31:28.150
شنیدی چی گفتم، مگه نه؟ -
بله -

31:28.150 --> 31:30.450
توی ذهنت؟ -
بله -

31:32.030 --> 31:35.040
من بهت گفتم انجامش بدی -
شنیدم چی گفتی -

31:36.750 --> 31:38.370
حالا چه اتفاقی می‌افته؟

31:38.790 --> 31:40.750
دوست داری چه اتفاقی بیفته؟

31:40.750 --> 31:42.210
من بیشتر می‌خوام

31:42.210 --> 31:45.710
،اگه بیشتر می‌خوای، باید بیشتر داشته باشی
ولی باید همه رو بکشی بیرون

31:46.380 --> 31:48.340
آره -
آره، زهر -

31:48.340 --> 31:50.760
می‌کشمش بیرون -
کل دل و روده‌اش -

31:50.760 --> 31:54.140
بله، همش -
هرکسی که تا به حال به ما صدمه زده -

31:54.140 --> 31:56.810
با شروع از اون عوضیِ چاق بارتوس

31:56.810 --> 32:00.980
ما طلاشون رو توی حلقشون
فرو می‌کنیم تا خفه بشن

32:01.520 --> 32:04.480
واقعاً می‌تونیم انجامش بدیم، مگه نه؟ -
بله، مجبوریم انجامش بدیم -

32:04.480 --> 32:06.730
مجبوریم درستش کنیم

32:17.080 --> 32:18.330
خوبی، عزیزم؟

32:18.330 --> 32:20.250
بله، خوبم

32:20.620 --> 32:23.960
.روزِ درازی داشتی. لنیِ بیچاره
حتماً خیلی خسته شدی

32:23.960 --> 32:25.750
کیر توی خستگی

32:25.750 --> 32:28.460
شرمنده؟ -
این اتفاقیه که الان قراره بیفته -

32:36.600 --> 32:38.060
من قراره الان بهت کُس بدم

32:38.060 --> 32:39.350
واقعاً؟ -
آره -

32:39.350 --> 32:40.810
آره

32:40.810 --> 32:42.980
آره -
کاری نکن. من همه‌ی کارها رو انجام میدم -

32:42.980 --> 32:45.900
خیلی خب، باشه -
در بیار ببینم -

33:16.350 --> 33:18.760
اون اسباب بازیِ جدیدیه؟

33:19.720 --> 33:20.730
اسکار؟

33:21.680 --> 33:23.060
بازیِ جدیدی گرفتی؟

33:31.860 --> 33:33.070
اسکار

33:34.910 --> 33:37.660
.خیلی خب، بجنب
من دیرم شده. بگیر

33:37.660 --> 33:39.200
نمی‌خوام -
چرا، می‌خوای -

33:39.200 --> 33:40.910
بگیر -
نمی‌خوام -

33:40.910 --> 33:43.330
ازشون خسته شدم -
باید یکی بخوری -

33:43.330 --> 33:44.460
باشه

33:46.210 --> 33:47.380
آفرین

33:47.380 --> 33:50.460
،و اگه حالت خوب نبود
بهم بگو، باشه؟

33:51.010 --> 33:52.170
اسکار، به من نگاه کن

34:04.690 --> 34:05.730
آره

34:07.400 --> 34:08.860
ممنون، اگنس

34:08.860 --> 34:12.690
بچه‌مون کجاست؟
با اسباب بازیِ جدیدش بازی می‌کنه؟

34:12.690 --> 34:14.490
بله، خانم -
خوبه -

34:14.490 --> 34:16.490
فکر کردم یه هدیه‌ی کوچیک حقته

34:16.490 --> 34:18.320
میذارم دفعه‌ی بعد لوسش کنی

34:18.320 --> 34:20.450
بالأخره تو اون رو زاییدی

34:20.450 --> 34:21.620
ممنون، خانم

34:21.620 --> 34:25.210
می‌دونی، اگه دکترهام بهم اجازه می‌دادن
...منم بچه‌ی خودم رو می‌زاییدم، ولی

34:25.210 --> 34:27.580
...با رحمِ رو به عقبم و این مشکلات

34:27.580 --> 34:31.500
می‌دونی، احتمالاً دیگه برام خیلی دیر شده

34:31.500 --> 34:33.880
آقای بارتوس توی راهه، خانم

34:33.880 --> 34:35.550
اوه، خوبه

35:11.420 --> 35:13.420
لطفاً بشینید، آقای بارتوس

35:14.960 --> 35:16.010
حتماً

35:17.680 --> 35:20.140
...چی -
لطفاً بشینید -

35:26.310 --> 35:27.520
حالا، ما می‌خوایم یه گپی بزنیم

35:28.440 --> 35:30.560
در مورد مشکل -
صحیح -

35:31.560 --> 35:33.650
مشکل، خانم صدراعظم

35:33.650 --> 35:34.940
بله، مشکل

35:35.650 --> 35:39.910
،خب، تو می‌دونی مشکل چیه
پس از مشکل برامون بگو

35:40.660 --> 35:43.080
خب، گمونم باید کمی دقیق‌تر توضیح بدید

35:43.080 --> 35:45.410
جلوی دوربین تظاهر نکن، آقا

35:45.410 --> 35:47.250
اون کار اینجا جواب نمیده

35:47.250 --> 35:48.620
من سهام‌دارهات نیستم

35:48.620 --> 35:50.250
من مشتری‌های آمریکاییت نیستم

35:50.250 --> 35:52.040
من شریکِ تجاریت نیستم

35:53.590 --> 35:56.010
من شبحِ وجدانت هستم

35:57.010 --> 36:00.590
فکر می‌کنی ما از این موقعیتِ خجالت آوری
...که توش قرارمون دادی

36:00.590 --> 36:02.600
لذت می‌بریم؟ -
...خانم صدراعظیم -

36:02.600 --> 36:05.060
حالا، تو ثروتمندترین مرد این کشوری، آره؟

36:05.060 --> 36:06.680
درسته؟

36:06.680 --> 36:09.480
...و با این حال می‌بینم
اوه، چی می‌بینم؟

36:10.140 --> 36:12.608
،حقوق پرداخت نشده‌ی سه معدنِ کُبالت

36:12.632 --> 36:15.086
،عدم پرداختِ جریمه‌های حکومتی

36:15.110 --> 36:17.900
گزارشاتِ پرداخت رشوه
برای دریافت مجوزهای دولتی

36:17.900 --> 36:19.700
نه، نه، نه، به اونا نگاه نکن

36:19.700 --> 36:21.701
نه، فقط من و تو داریم یه گپِ کوتاه می‌زنیم

36:22.118 --> 36:24.700
خب؟ -
شرمنده -

36:24.700 --> 36:27.750
...من در جریان نیستم -
در جریانِ چی نیستی؟ -

36:27.750 --> 36:29.910
در جریان نیستی توی کسب و کارِ خودت
چه اتفاقی می‌افته؟

36:29.910 --> 36:31.670
...نه، بله، البته که در جریانم

36:31.670 --> 36:33.130
شرمنده، این آمار رو از کجا آوردید؟

36:33.130 --> 36:36.210
خب، همین جاست. دارم می‌خونمش

36:37.250 --> 36:38.670
می‌خوای ببینی؟

36:40.550 --> 36:43.590
،ما توی دیوارهامون جایی برای موریانه‌ها نداریم
اصلاً جا نداریم

36:43.590 --> 36:47.850
حالا، عاملانِ فاسد شرکتت زندانی خواهند شد

36:47.850 --> 36:50.140
اما تو آقا، تقریباً آزاردهنده‌تر هستی

36:50.140 --> 36:52.060
،چون تمام اینا بیخ گوشت اتفاق افتاده

36:52.060 --> 36:53.810
و با این حال هیچ کاری
برای متوقف کردنش نکردی

36:54.190 --> 36:58.360
پس، باید باهات چیکار کنیم؟

36:58.360 --> 37:01.820
...دوباره، باید بررسی کنم -
پس عذرخواهی نمی‌کنی؟ -

37:01.820 --> 37:04.320
البته. بله

37:05.030 --> 37:07.990
من از شما معذرت می‌خوام، خانم صدراعظم

37:07.990 --> 37:10.000
!از من نه، مردکِ خوک صفت

37:10.750 --> 37:12.790
از مردمم عذرخواهی کن

37:12.790 --> 37:14.920
...اوه بله، من از اونا هم معذرت می‌خوام

37:14.920 --> 37:16.880
...ولی واقعاً -
...حالا، چرا بهشون چیزی رو نمیگی -

37:16.880 --> 37:18.250
که توی آخرین ملاقاتمون به من گفتی

37:18.880 --> 37:21.670
منظورتون چیه؟ -
جشنواره‌ی چغندر قند -

37:21.670 --> 37:23.596
بیرونِ گلخانه

37:23.620 --> 37:25.347
اولین چغندر قند سال

37:25.720 --> 37:26.850
یادم نمیاد

37:26.850 --> 37:28.060
یادت میاد

37:28.890 --> 37:32.270
.البته که یادت میاد
کاملاً یادت میاد

37:34.690 --> 37:39.530
تو بهم گفتی جلوی آمریکا زانو بزنم

37:39.530 --> 37:41.190
...به امپراتوریِ اونا باج بدم

37:41.190 --> 37:44.070
و تا ابد به سمتِ جهنم پیش برم

37:44.070 --> 37:47.030
حالا، این درست نیست؟ -
...نه. نه، اون -

37:48.200 --> 37:49.790
اون حرف قرار نبود به این شکل تعبیر بشه

37:49.790 --> 37:51.580
فکر می‌کنی من کَرم؟ -
نه -

37:52.330 --> 37:57.080
دوباره، من فقط می‌تونم بگم
که عمیقاً متأسفم

37:58.040 --> 38:01.050
تو میذاری سرطانِ آمریکایی
از مغز استخوانت تغذیه کنه

38:01.840 --> 38:06.390
تو به خاطر طمعت کاری کردی
میلیون‌ها نفر رنج بکشن

38:08.720 --> 38:11.310
شرم بر تو، آقا

38:16.810 --> 38:18.067
اوه، نه، نه، نه

38:18.091 --> 38:19.610
نه، تو اینجا می‌مونی

38:20.270 --> 38:23.860
و گندی رو که زدی تمیز می‌کنی

38:26.860 --> 38:29.080
با شروع از این صندلی‌ها

38:52.970 --> 38:54.810
خدای بزرگ. امیلِ بیچاره

38:55.770 --> 39:00.230
آره، خب، به دخترِ 16 ساله‌ی بدبخت لتونیایی
!که قراره امشب براش ساک بزنه فکر کن

39:00.230 --> 39:02.650
...اگه الینا اومده سراغ بارتوس، پس

39:02.650 --> 39:05.860
.پس میاد سراغ همه‌مون
کل شرکتِ هُلدینگ

39:05.860 --> 39:07.240
شکارِ خرسه

39:07.240 --> 39:10.320
نمی‌دونم. ممکنه فقط نمایشی باشه؟

39:11.120 --> 39:14.450
فکر می‌کنی واقعیه؟ -
از میلیاردری که داره صندلی جمع می‌کنه بپرس -

39:16.830 --> 39:19.540
باریستا، لطفاً یکم تنهامون بذار

39:19.540 --> 39:21.380
و اول تلویزیون رو خاموش کن

39:21.404 --> 39:22.726
بعد از ظهر بخیر، آقا

39:22.750 --> 39:25.380
امیدوارم شما هم بعد از ظهرِ تخمی
و دلربایی داشته باشید

39:25.380 --> 39:28.430
،منظره‌ی تأسف‌آوریه
گرچه متوجهم هدفِ خانم چیه

39:28.430 --> 39:30.470
اون مرد نیاز به گوشمالی داشت

39:30.470 --> 39:32.810
آقای لاسکین، خواهش می‌کنم -
الساعه -

39:33.350 --> 39:36.310
من یه نسخه از بخشِ درونی مربوط تهیه کردم

39:36.310 --> 39:37.520
چیزِ جالبی هست؟

39:37.520 --> 39:40.560
فکر کنم حسابی مجذوبش بشید

39:43.110 --> 39:44.400
آره، الینا

39:46.989 --> 39:49.160
آره، بهم بگو

39:54.160 --> 39:55.490
می‌شنوم

39:56.620 --> 39:57.620
آره

40:06.510 --> 40:09.050
هرچی می‌خوای بهم بگو، انجامش میدم

40:11.050 --> 40:12.300
...این

40:13.640 --> 40:16.020
هولناکه -
شرم‌آوره -

40:16.020 --> 40:18.480
چیزهای بیشتری توی این ژانر هست

40:18.480 --> 40:20.640
این بهترین چیزیه که داری؟

40:20.640 --> 40:22.560
یه ذره خفه کردن و کشیدن توی خلوتگاه زنانه؟

40:23.060 --> 40:26.110
ولی آقا، این مثالی از شخصیت و اخلاقشه

40:26.110 --> 40:27.821
ولی این الینا رو تحت تأثیر قرار نمیده

40:27.845 --> 40:29.336
روشتون کاملاً اشتباهه

40:29.360 --> 40:31.450
خب پیشنهاد می‌کنی از چه روشی استفاده کنیم؟

40:31.450 --> 40:33.320
واقعاً داریم در مورد چی بحث می‌کنیم؟

40:34.780 --> 40:38.660
امنیت و خوشحالیش

40:39.000 --> 40:43.420
حالا حقیقت اینه که همسرم
از وقتی اون پیداش شده خوشحال‌تره

40:44.040 --> 40:45.710
در واقع به طرز خوشایندی سرِ حال شده

40:45.710 --> 40:47.380
از چه نظر؟

40:48.340 --> 40:50.340
اوه، بیخیال. نمی‌خوام بدونم

40:50.340 --> 40:53.220
وقتی پیشنهاد بازسازی داد، چیکار کردیم؟

40:54.680 --> 40:56.720
یا وسواسِ شارلمین؟

40:56.720 --> 40:59.020
...یا حتی تابستونِ قبل اون قضیه با

40:59.020 --> 41:00.850
اسمِ اون یارو چی بود؟

41:00.850 --> 41:02.560
سباستین -
سباستین -

41:03.400 --> 41:06.570
ما همه می‌دونیم چیزی که الینا دوست داره
یه داستانِ خوبه

41:06.570 --> 41:09.820
تا وقتی که انگیزه‌اش از بین بره
...و بعدش

41:09.820 --> 41:12.360
بیخیالش میشه -
بیخیالش میشه -

41:13.280 --> 41:16.830
،هر چقدر زودتر ترقی‌اش رو تسریع کنید

41:16.830 --> 41:19.620
زودتر از چشم می‌افته

41:19.620 --> 41:21.910
یه داستانِ خوب پیدا کنید

41:22.750 --> 41:24.710
یه داستانِ خوب

41:44.650 --> 41:46.110
بله، یه جور لایحه

41:46.110 --> 41:47.820
می‌دونی، کارهای عمومی، واگذاری
یا همچین چیزی

41:47.820 --> 41:49.190
...توی وست‌گیت می‌گفتن

41:49.190 --> 41:52.900
،می‌تونی هر چقدر دوست داری مرتفع بسازی"
"ولی توی زمینِ ما می‌سازیش

41:52.900 --> 41:55.320
از این خوشم میاد. خیلی خوبه

41:55.950 --> 41:58.160
چیه؟ اوه، بله

41:59.040 --> 42:00.750
عشقم، یه لحظه تنهامون میذاری؟

42:00.750 --> 42:02.160
حتماً

42:07.540 --> 42:09.710
خب، باید باور داشته باشم کارتون مهمه

42:09.710 --> 42:11.260
مهمه، خانم -
بله، مهمه -

42:11.260 --> 42:14.880
شنیدم آقای لاسکین چی گفت، آقای شیف -
شرمنده، خانم -

42:14.880 --> 42:16.800
خب، دوست ندارم مسائل ازم پنهان بمونه

42:16.800 --> 42:20.390
عذر می‌خوام، خانم، ولی می‌خواستیم
از چیزی که داریم مطمئن بشیم

42:21.270 --> 42:22.270
بشینید

42:25.440 --> 42:26.650
،خانم

42:27.810 --> 42:31.900
ما اطلاعاتِ تکان‌دهنده‌ای
در مورد سرجوخه زوباک داریم

42:31.900 --> 42:33.860
،در حین بررسی سوابق سرجوخه

42:33.860 --> 42:36.950
من دستور آزمایش خون و ژنتیک دادم

42:36.950 --> 42:39.530
که بالأخره تجزیه و تحلیلش رو تموم کردیم

42:40.580 --> 42:45.040
،یه داستانی هست که به همه‌مون گفته شده
افسانه‌ای از اروپای مرکزی

42:45.040 --> 42:47.830
داستانِ سه برادر

42:47.830 --> 42:50.800
،یکی به شرق و روسیه رفت
،یکی به شمال و لهستان رفت

42:50.800 --> 42:52.170
و یکی در جنوب ساکن شد

42:52.170 --> 42:55.130
شما این داستان رو شنیدید، خانم؟ -
بله -

42:55.130 --> 42:59.140
و البته ما در کشورمون باور داریم
...که برادرِ چهارمی هم بوده

42:59.140 --> 43:02.520
که به غرب رفت و سرزمینِ جدیدی تأسیس کرد

43:02.520 --> 43:04.980
یکی از بزرگ‌ترین افسانه‌های ملی‌مون

43:05.560 --> 43:07.940
...اما محققان در دانشگاه دولتی

43:07.940 --> 43:10.860
مدارکِ ژنتیکی سرجوخه رو بررسی کردن

43:10.860 --> 43:16.650
و استدلالِ اونا اینه که این افسانه نیست

43:16.650 --> 43:22.490
استدلالشون اینه که هربرت زوباک
ممکنه ارتباط کروموزومیِ مستقیمی

43:22.490 --> 43:25.580
با اولین ساکنِ خاک ما داشته باشه

43:25.580 --> 43:27.040
مؤسس

43:27.460 --> 43:30.130
مؤسس، خانم -
مؤسس -

43:30.130 --> 43:34.050
حالا، خانم، من متخصصِ ژنتیک نیستم
و نمی‌تونم درستی این رو تأیید کنم

43:34.050 --> 43:36.470
ما هیچکدوم متخصصِ ژنتیک نیستیم، خانم

43:36.470 --> 43:41.550
اما تمایل دارم نظرِ تخصصی برترین
کارشناسانِ کشورمون رو در این زمینه بپذیرم

43:41.550 --> 43:43.560
من و آقای شیف هم چنین تمایلی داریم

43:44.180 --> 43:46.350
و داده‌ای برای پشتیبانی
از این ادعا وجود داره؟

43:46.350 --> 43:47.938
به وفور، خانم

43:47.962 --> 43:49.400
من باید این داده‌ها رو ببینم

43:49.400 --> 43:53.770
البته، ما امیدوار بودیم
از تخصصِ پزشکی شما

43:53.770 --> 43:57.650
به عنوان ابزاری
برای راستی‌آزمایی مستقل بهره ببریم

44:00.110 --> 44:02.410
،اما اگه در واقع بتونید داده‌ها رو تأیید کنید

44:02.410 --> 44:06.700
فکر می‌کنیم این کشف ممکنه
اهمیتِ تاریخی عظیمی داشته باشه

44:06.700 --> 44:10.750
شاید تحقیقاتِ پارسالمون رو یادتون بیاد
...که ثابت کرد یه ارتباط ژنتیکی

44:10.750 --> 44:13.380
بین شما و شارلمین وجود داشته

44:13.380 --> 44:17.210
بله. نتونستم با قطعیتِ کامل تأییدش کنم، ولی

44:17.210 --> 44:20.720
ولی در محدوده‌ی قابل قبولی
از احتمال قرار گرفت

44:21.390 --> 44:23.800
خب، بله. اینطور فکر می‌کردم، بله

44:24.220 --> 44:25.430
خانم

44:26.680 --> 44:28.390
...خونِ شارلمین

44:28.390 --> 44:30.770
و خونِ مؤسس؟

44:30.770 --> 44:34.860
حالا، این اتحاد سرنوشت
برای تمام اروپای میانه‌ست

44:38.320 --> 44:42.030
خب، این فرضیه‌ی جالبی برای امتحان کردنه

44:42.030 --> 44:44.990
این شاهکارِ حیرت انگیز تاریخ شناسیه

44:44.990 --> 44:47.290
،و اگه اجازه بدید اضافه کنم
...افرادی توی این کاخ بودن

44:47.290 --> 44:49.410
که به سرجوخه شک داشتن

44:49.410 --> 44:52.580
...ولی ما سه نفر امروز بسیار خوشحالیم

44:52.580 --> 44:54.210
که ثابت کردیم اشتباه می‌کنن

44:56.670 --> 44:59.670
ممنون، آقایون -
وظیفه‌ست، خانم -

45:00.300 --> 45:02.260
شما چیزهای زیادی به ما دادید
که بهشون فکر کنیم

45:21.700 --> 45:23.110
،عزیزانِ من

45:23.910 --> 45:28.160
در بچگی به ما گفته شده که
،اجدادمون غیر اصیل بودن

45:28.160 --> 45:32.580
دورگه‌های دانوب
و پاورقی‌هایی در تاریخ اروپا بودن

45:33.120 --> 45:35.750
اما این دروغ بوده

45:36.840 --> 45:38.710
...من تحقیقاتِ جدیدی انجام دادم

45:38.710 --> 45:44.930
و ثابت کردم که خونِ ما مستقیم
از رگ‌های شخصِ مؤسس نشأت می‌گیره

45:46.350 --> 45:48.390
مؤسس افسانه نبوده

45:48.390 --> 45:52.270
...البته، یکی از نوادگانِ ژنتیکی واقعی‌اش

45:52.270 --> 45:53.980
بینِ ماست

45:54.400 --> 45:55.480
آره، خوبه

45:56.190 --> 45:58.070
،و با هدایتِ اون

45:58.070 --> 46:00.780
...ما سرنوشتِ خودمون رو

46:00.780 --> 46:07.070
به عنوان پادشاهانِ سابق و آینده‌ی
گوشه‌ی محبوب اروپا پس می‌گیریم

46:08.000 --> 46:18.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
