WEBVTT

00:00.200 --> 00:06.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:06.030 --> 00:14.000
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:14.030 --> 00:18.000
‫تهیه و تنظیم زیرنویس از: محسن جوان

02:25.620 --> 02:28.539
‫۲۰۵ تخت‌خوابِ دوطبقه، هر کدوم
‫با دو تا ملحفه و یه پتو.

02:28.622 --> 02:30.459
‫هر جمعه شسته می‌شن.

02:31.530 --> 02:36.206
‫افسرانِ دانشجو ساعت ۶:۰۰ صبح بیدار می‌شن.
‫تخت‌ها باید تا ساعت ۶:۰۵ آنکادر بشن.

02:37.323 --> 02:40.951
‫آبِ دوش‌ها ساعت ۶:۱۵ وصل
‫و ساعت ۶:۲۰ قطع می‌شه.

02:40.963 --> 02:44.059
‫موتورخونه باید هر هفته چک بشه؛
‫قدیمیه.

02:45.893 --> 02:50.489
‫صبحونه ساعت ۶:۳۰ صبح سرو می‌شه.
‫همراه با قهوه، شیر، و نونِ کره‌مال.

02:50.492 --> 02:52.235
‫بعضی وقت‌ها تخم‌مرغ، اگه موجود باشه.

02:52.252 --> 02:56.053
‫در مجموع ۱۶۴ دست یونیفرم وجود داره
‫به همراه کلاه‌های مخصوص‌شون.

02:56.240 --> 02:59.176
‫اگه هر کدوم از افسران کلاهش رو گم کرد،
‫مستقیم بفرستینشون دفترِ من.

02:59.181 --> 03:01.022
‫- مفهومه؟
‫- بله، سروان.

03:01.446 --> 03:04.493
‫به خدا و این پرچم قسم می‌خورم
‫که صادقانه به کشورم خدمت کنم.

03:04.577 --> 03:05.541
‫چه در آسمان، چه در دریا،

03:05.625 --> 03:08.417
‫چه روی زمین، یا هر جای دیگه‌ای، حتی تا
‫پای جون دادن، در صورت نیاز.

03:08.550 --> 03:11.751
‫که دستوراتِ مافوقم رو
‫بی‌درنگ و سرِ وقت اجرا کنم.

03:11.758 --> 03:16.157
‫و تمام تلاشم رو بکنم تا یه خلبانِ
‫شجاع، صادق و عاشقِ وطنم باشم.

03:16.158 --> 03:20.750
‫...به منظورِ ایجادِ بسترِ گفت‌وگو
‫برای رسیدن به توافق.

03:21.145 --> 03:23.837
‫خوب نیست که حواسِ افسران دانشجو
‫با صداهای بیرون پرت بشه.

03:23.841 --> 03:26.277
‫- اون رادیو رو خاموش نگه دار.
‫- بله، سروان.

03:34.302 --> 03:35.907
‫چترهای نجات؟

03:35.920 --> 03:37.018
‫بله.

03:39.040 --> 03:40.272
‫چندتا؟

03:41.827 --> 03:43.126
‫۵۰ تا.

03:49.261 --> 03:50.973
‫همین بود، گروهبان.

03:51.115 --> 03:52.695
‫ممنون، سروان.

03:52.702 --> 03:54.607
‫فردا ساعت ۷:۰۰ صبح،
‫می‌خوام که دمِ درِ ورودی باشی.

03:54.610 --> 03:55.899
‫اطاعت، سروان.

03:55.901 --> 03:57.212
‫شب‌بخیر.

03:58.078 --> 03:59.274
‫سروان؟

04:00.992 --> 04:02.849
‫بابت این فرصت خیلی ازتون ممنونم.

04:05.336 --> 04:08.680
‫ساعت ۱۰:۰۰ شبه.
‫آخرین اتوبوس ۱۵ دقیقه‌ی دیگه حرکت می‌کنه.

04:08.693 --> 04:09.797
‫بجنب.

04:12.191 --> 04:13.289
‫چشم، سروان.

04:20.610 --> 04:22.820
‫دوشنبه، ۱۰ سپتامبر ۱۹۷۳.

04:22.820 --> 04:28.900
‫دوشنبه، ۱۰ سپتامبر ۱۹۷۳.
‫سانتیاگو، شیلی.

04:35.750 --> 04:38.850
‫آسمونِ سانتیاگو نیمه‌ابریه

04:38.880 --> 04:43.649
‫هرچند که امروز هنوز نور خورشید رو ندیدیم،
‫۱۰ سپتامبر.

04:43.649 --> 04:44.910
‫شب‌بخیر، سروان.

04:45.035 --> 04:46.510
‫شب‌بخیر، موخیکا.

04:46.541 --> 04:47.908
‫خوب استراحت کنید، سروان.

04:47.918 --> 04:50.929
‫...حملاتی به شبکه‌ی برق صورت گرفته

04:50.933 --> 04:53.317
‫که، طبق گفته‌ی
‫دولتِ رئیس‌جمهور آلنده

04:53.324 --> 04:56.049
‫به تروریست‌های راست‌گرا نسبت داده می‌شه

04:56.053 --> 04:58.735
‫که در داخل کشور در حال فعالیت هستن.

04:58.744 --> 05:04.013
‫در همین حال، سخنرانی دبیرکلِ
‫حزب سوسیالیست بازتابِ گسترده‌ای داشته

05:04.083 --> 05:05.816
‫کارلوس آلتامیرانو...

05:50.644 --> 05:53.674
‫سروان خورخه سیلوا،
‫رئیس بخش لجستیکِ آکادمی.

05:53.684 --> 05:55.950
‫شب‌بخیر.
‫فرمانده سپولودا.

05:56.150 --> 05:59.715
‫شب‌بخیر، فرمانده.
‫می‌تونم دلیلِ تشریف‌فرماییتون رو بپرسم؟

05:59.723 --> 06:02.142
‫ما یه محموله از آکادمی جنگ داریم.

06:02.150 --> 06:04.136
‫ما چیزِ اضافه‌ای سفارش ندادیم،
‫فرمانده.

06:04.141 --> 06:05.707
‫آره، می‌دونم.

06:08.194 --> 06:10.018
‫قضیه چیه؟

06:16.099 --> 06:20.112
‫ببین، ما می‌تونیم این کار رو از راهِ
‫آسونش پیش ببریم یا از راهِ سختش.

06:20.140 --> 06:23.650
‫فرمانده، من فقط باید بدونم که تو اون کامیون
‫چی دارین. همین و بس.

06:23.721 --> 06:27.418
‫فکر می‌کنی چی داریم حمل می‌کنیم؟
‫نه چیزی بیشتر، نه چیزی کمتر.

06:28.216 --> 06:29.385
‫ببین، اگه من جای تو بودم،

06:29.468 --> 06:33.600
‫می‌فهمیدم که بهتره
‫زیاد سوال نپرسم.

06:35.222 --> 06:36.588
‫روشن شد؟

06:40.013 --> 06:42.144
‫پرسیدم روشن شد، سروان.

06:44.274 --> 06:45.790
‫بله، فرمانده.

06:46.567 --> 06:51.635
‫بهشون بگو در رو باز کنن.
‫خودمون محموله رو خالی می‌کنیم.

06:57.501 --> 06:58.718
‫سرجوخه.

07:22.893 --> 07:25.272
‫همه‌ی مردم شیلی نگرانن.

07:25.364 --> 07:29.929
‫به خاطر شایعات مداومی که می‌گن شهرک‌نشین‌ها
‫دارن خودشون رو مسلح می‌کنن،

07:30.018 --> 07:33.015
‫که احتمالاً نشونه‌ای از
‫شروع یه جنگِ داخلیه.

08:02.907 --> 08:04.164
‫کجا داری می‌ری؟

08:04.170 --> 08:06.477
‫دارم می‌رم مرکز شهر.
‫میرم پیشِ یکی از عمه‌هام.

08:06.609 --> 08:08.582
‫سوار شو، می‌رسونمت.

08:10.812 --> 08:13.061
‫- جدی، سروان؟
‫- سوار شو، هرناندز.

08:17.780 --> 08:19.305
‫ممنون، سروان.

08:19.364 --> 08:20.855
‫جونم رو نجات دادی.

08:42.812 --> 08:47.470
‫فکر می‌کردم اتوبوس خیلی زودتر راه میفته،
‫ولی تا الان که هیچ‌کدوم نیومدن.

08:50.060 --> 08:52.832
‫می‌گم، سروان،
‫همیشه این موقعِ شب کارت تموم می‌شه؟

08:56.710 --> 08:58.558
‫نه اینکه بخوام غر بزنما.

09:04.883 --> 09:09.915
‫وقتی بهم گفتن قراره بیام سانتیاگو،
‫حتی تو خونه برام یه مهمونی گرفتن.

09:10.030 --> 09:12.498
‫مسئله اینه که، بابام خودش سروانِ ارتشه.

09:13.210 --> 09:15.110
‫البته، اون هیچ‌وقت از منطقه خودش خارج نشده.

09:15.124 --> 09:17.009
‫و از طرفی، کار کردن برای شما،
‫فکرش رو بکنید.

09:17.012 --> 09:20.656
‫تو برای من کار نمی‌کنی، هرناندز.
‫تو یکی از اعضای نیروی هوایی هستی.

09:20.727 --> 09:25.766
‫مسئله اینه که، بهم گفتن شما
‫بهترین چتربازِ سازمان هستید.

09:26.640 --> 09:28.584
‫و رویای منم اینه که بپرم، می‌دونید؟

09:34.815 --> 09:36.950
‫خب رسیدیم.

09:42.218 --> 09:43.487
‫ممنون، سروان.

09:43.490 --> 09:44.748
‫قابلی نداشت، هرناندز.

09:46.542 --> 09:47.729
‫سروان؟

09:47.929 --> 09:51.440
‫فکر می‌کنید بتونید فردا صبح
‫منو برسونید آکادمی؟

09:51.821 --> 09:54.232
‫راستش، همون‌طور که می‌بینید،
‫اتوبوس‌ها کار نمی‌کنن

09:54.315 --> 09:55.646
‫و منم نمی‌خوام دیر برسم.

09:55.650 --> 09:57.741
‫۶:۳۰ صبح دقیقاً.
‫همین‌جا.

09:57.792 --> 09:59.095
‫ممنون، سروان.

10:04.726 --> 10:06.311
‫می‌دونید چیه، سروان؟

10:06.652 --> 10:10.213
‫وقتی بهم گفتن دارم میام سانتیاگو،
‫فکر کردم قراره خیلی شلوغ‌تر باشه.

10:10.225 --> 10:13.538
‫ولی ببینید، انگار شهرِ ارواحه.

11:19.707 --> 11:20.985
‫اومدم.

11:24.545 --> 11:25.963
‫منتظرت موندم.

11:27.243 --> 11:28.825
‫دیر کردم، ببخشید.

11:55.105 --> 11:56.366
‫چی شده؟

11:56.930 --> 11:57.819
‫هیچی...

11:59.450 --> 12:00.877
‫بگیر بخواب.

12:25.204 --> 12:26.101
‫الو؟

12:26.112 --> 12:27.887
‫شب‌بخیر.

12:27.900 --> 12:28.960
‫سروان سیلوا.

12:28.973 --> 12:29.744
‫شما؟

12:29.752 --> 12:31.347
‫ما باهات تماس گرفتیم
‫چون اطلاعاتی داریم...

12:31.350 --> 12:32.732
‫پرسیدم این موقعِ شب کی
‫داره با من تماس می‌گیره.

12:32.740 --> 12:34.354
‫خوب به حرفم گوش کن،
‫ما مطمئنیم که کودتای نظامی

12:34.366 --> 12:36.096
‫فقط مسئله‌ی زمانه و تا
‫چند ساعت دیگه انجام می‌شه.

12:36.108 --> 12:39.770
‫تو رفیقی بودی که به رئیس‌جمهور آلنده
‫وفادار موندی، تو جونش رو نجات دادی.

12:39.780 --> 12:41.624
‫ما می‌خوایم روت حساب کنیم
‫و روی آمادگیت...

12:41.667 --> 12:43.126
‫دیگه با من تماس نگیر.

14:27.068 --> 14:28.858
‫نمی‌خوای صبحونه بخوری؟

14:28.860 --> 14:31.262
‫نه، تو آکادمی باید انبارگردانی کنم.

14:31.270 --> 14:32.270
‫تو چی؟

14:32.307 --> 14:34.230
‫ساعت هشت تو دانشگاه.

14:35.096 --> 14:36.638
‫چرا امروز رو نمی‌مونی؟

14:36.640 --> 14:38.148
‫- اینجا؟
‫- آره...

14:38.370 --> 14:39.994
‫و چرا باید بمونم؟

14:40.083 --> 14:41.900
‫که یه کم استراحت کنی.

14:42.182 --> 14:43.801
‫فقط همین یه روز رو.

14:44.350 --> 14:47.006
‫- تو هم می‌مونی؟
‫- من باید برم سر کار.

14:47.007 --> 14:49.027
‫آه، منم باید برم سر کار.

14:51.520 --> 14:52.588
‫باشه.

14:54.973 --> 14:56.760
‫امروز ساعت چند برمی‌گردی؟

14:56.822 --> 14:58.352
‫چیزی شده خورخه؟

14:59.000 --> 15:00.148
‫نه هیچی.

15:01.757 --> 15:03.270
‫من دیگه باید برم.

15:05.895 --> 15:07.410
‫امشب می‌بینمت؟

15:09.323 --> 15:10.348
‫مراقب خودت باش.

15:53.772 --> 15:56.286
‫- صبح‌بخیر، سروان.
‫- صبح‌بخیر، هرناندز.

16:12.570 --> 16:14.222
‫بازم پرنده پر نمی‌زنه.

16:14.649 --> 16:16.077
‫هنوز زوده.

16:16.158 --> 16:18.667
‫زوده؟
‫واسه من نه.

16:19.446 --> 16:22.437
‫می‌دونید، وقتی جنوب بودم،
‫عادتم بود ساعت ۵:۰۰ صبح بیدار بشم.

16:22.766 --> 16:25.299
‫به بابام تو کار مرغ و خروسا کمک می‌کردم.
‫۳۰ تا داشتیم.

16:25.300 --> 16:29.121
‫فکرش رو بکنید وقتی زود می‌رفتیم
‫تو لونه‌شون چه قشقرقی به پا می‌کردن.

16:31.723 --> 16:33.902
‫می‌دونید، من با بابام
‫آبم تو یه جوب نمی‌رفت.

16:33.910 --> 16:36.078
‫از اینکه این‌قدر سخت‌گیر بود خوشم نمیومد.

16:36.363 --> 16:38.129
‫من دوست داشتم نقاشی بکشم.

16:38.810 --> 16:40.434
‫و می‌دونید چیه، سروان؟

16:42.961 --> 16:44.182
‫سروان؟

16:45.465 --> 16:47.428
‫ببخشید، دارم سرتون رو درد میارم؟

16:47.431 --> 16:49.141
‫اوه، نه.
‫بگو، هرناندز.

16:51.744 --> 16:53.258
‫چه حسی داره، سروان؟

16:54.086 --> 16:55.361
‫چی؟ چی چه حسی داره؟

16:55.751 --> 16:58.150
‫سقوط از اون بالاها چه حسی داره، سروان؟

17:40.061 --> 17:41.915
‫چه خبر شده، سروان؟

17:58.487 --> 18:01.021
‫از سر و سامون دادن به آشپزخونه شروع کن،
‫هرناندز.

18:13.427 --> 18:15.915
‫- پس منتظر چی هستی، هرناندز، تکون بخور!
‫- اطاعت، سروان!

18:32.244 --> 18:33.714
‫سروان! سروان!

18:34.421 --> 18:36.394
‫کودتا شروع شده، سروان.

18:39.027 --> 18:40.681
‫شنیدی چی گفتم، لعنتی.

18:41.222 --> 18:43.868
‫نه! بهت اجازه نمی‌دم این حرف رو بزنی.

18:44.021 --> 18:45.246
‫نه، قربان!

18:46.090 --> 18:48.130
‫اینکه من دارم واسه این
‫قضیه آماده می‌شم و اونوقت

18:48.142 --> 18:50.027
‫باید خبرش رو از تو رادیو
‫بشنوم، حواستون هست.

18:50.950 --> 18:55.416
‫نه، البته که نه.
‫خوشحالم، ولی نه.

18:56.456 --> 18:59.289
‫ببینید، اگه می‌خواید من مرکز
‫عملیاتِ منطقه‌ی جنوب باشم،

18:59.372 --> 19:01.378
‫بگید ژنرال لِی خودش با من تماس بگیره.

19:01.384 --> 19:05.203
‫بهش بگید سرهنگ سولر می‌خواد
‫رو در رو باهاش حرف بزنه.

19:05.218 --> 19:08.550
‫نه، نه، نه، نه. من با یه نیروی
‫زیردست حرف می‌زنم. نه، قربان!

19:09.643 --> 19:12.111
‫شما قراره مسئولیت
‫مدیریتِ آکادمی رو به عهده بگیری.

19:12.120 --> 19:15.406
‫قراره نیروهایی از سراسرِ
‫سانتیاگو بیان، و همین‌طور از رانکاگوا.

19:15.430 --> 19:17.779
‫ما مرکز عملیاتِ
‫منطقه‌ی جنوب خواهیم بود.

19:17.862 --> 19:18.926
‫متوجهم.

19:19.521 --> 19:24.270
‫چون وقتی ژنرال لی با من تماس گرفت،
‫می‌خوام که همه‌چیز بدونِ نقص پیش بره.

19:24.281 --> 19:25.206
‫اطاعت.

19:25.275 --> 19:27.847
‫چون من ماه‌هاست
‫منتظرِ این روزم. اینجا چه خبره؟

19:27.931 --> 19:31.074
‫اون حروم‌زاده‌ها نمی‌تونن
‫یکم زودتر بهم خبر بدن؟

19:31.077 --> 19:34.293
‫من باید از تو رادیو باخبر بشم.
‫به نظرت این انصافه؟

19:37.840 --> 19:39.312
‫هی، سیلوا...

19:40.692 --> 19:41.987
‫تو با مایی؟

19:41.992 --> 19:43.990
‫آماده‌ی اجرای دستوراتم، سرهنگ.

19:44.459 --> 19:46.607
‫چون قراره اصلاً آسون نباشه.

19:46.625 --> 19:49.208
‫من تخمین می‌زنم که حداقل یه سال زمان می‌بره
‫تا کشور رو به ثبات برسونیم

19:49.292 --> 19:50.573
‫و انتخاباتِ آزاد برگزار کنیم.

19:50.657 --> 19:53.773
‫یا مارکسیسمه یا دموکراسی.
‫هیچ گزینه‌ی دیگه‌ای وجود نداره.

19:55.167 --> 19:58.438
‫خوبه. می‌خوام
‫هشت تا پستِ نگهبانی مستقر کنی،

19:58.902 --> 20:03.195
‫هر کدوم با یه نگهبانِ مسلح به تفنگِ جنگی.
‫و یه بی‌سیم. روشنه؟

20:03.200 --> 20:05.040
‫بله، سروان!

20:05.050 --> 20:06.191
‫گونزالس.

20:09.870 --> 20:10.902
‫مارتینز.

20:14.936 --> 20:15.867
‫پرز.

20:20.120 --> 20:21.295
‫دلگادو.

20:24.138 --> 20:25.825
‫با در نظر گرفتن این که،

20:25.825 --> 20:33.895
‫اول، بحرانِ اخیر اقتصادی، اجتماعی، و
‫اخلاقی که داره کشور رو نابود می‌کنه...

20:34.262 --> 20:36.732
‫دوم، ناتوانیِ در...

20:36.744 --> 20:37.926
‫- الو؟
‫- صبح‌بخیر.

20:37.933 --> 20:40.107
‫می‌تونم با رُزا فاندز صحبت کنم، لطفاً.

20:40.114 --> 20:41.425
‫شما؟

20:41.431 --> 20:42.555
‫شوهرش.

20:42.561 --> 20:44.976
‫در حال حاضر نمی‌تونم شما رو به کسی وصل کنم.

20:44.976 --> 20:46.698
‫ولی می‌دونید که کلاس داشته یا نه؟

20:46.698 --> 20:48.590
‫متأسفم، نه...

20:48.957 --> 20:54.256
‫...که توسط احزابِ سیاسیِ ائتلاف
‫اتحاد مردمی سازماندهی و آموزش دیده‌اند.

20:55.184 --> 20:56.566
‫موخیکا!

20:57.018 --> 20:59.552
‫بله، سروان؟
‫اینجا خوبه؟

21:13.118 --> 21:15.809
‫- برج مراقبت داره کار می‌کنه؟
‫- بله، سروان.

21:15.812 --> 21:17.298
‫بیا با من بالا.

21:41.776 --> 21:43.597
‫اونا مالِ ما هستن، سروان.

21:53.167 --> 21:54.852
‫- صبح‌بخیر.
‫- صبح‌بخیر، گروهبان.

21:54.859 --> 21:56.575
‫سروان خورخه سیلوا هستم
‫از آکادمی هوانوردی.

21:56.658 --> 21:58.090
‫بفرمایید، سروان.

21:58.096 --> 22:01.914
‫خوبه. می‌خواستم بدونم خبری از
‫دانشگاهِ فنی دارید یا نه.

22:01.984 --> 22:04.364
‫اونجا قبلاً تخلیه شده،
‫سروان.

22:04.379 --> 22:07.240
‫- پس هیچ‌کس اونجا نمونده؟
‫- درسته، سروان.

22:07.790 --> 22:09.850
‫- ممنون، گروهبان.
‫- خواهش می‌کنم.

22:36.810 --> 22:37.741
‫بله.

22:38.372 --> 22:39.665
‫بله، قربان.

22:39.898 --> 22:44.010
‫بله، البته. ما در جریانیم و
‫طبق همون اقدام می‌کنیم. خیلی ممنونم.

22:44.018 --> 22:48.893
‫سرهنگ. پست‌های نگهبانی در حال حاضر فعالن،
‫از جمله برج مراقبت.

22:48.899 --> 22:52.920
‫جیره‌ی غذایی و اتاقِ خوابگاه
‫برای ورود نیروهای جدید آماده‌ست.

22:52.932 --> 22:56.441
‫در هر صورت، فکر کنم ما به نیروهای
‫مستقرِ بیشتری تو آکادمی نیاز داریم.

22:56.640 --> 22:57.680
‫درسته، سیلوا.

22:57.692 --> 23:01.801
‫پیشنهاد می‌کنم ارتباطات با بیرون
‫رو محدود کنیم. محدودش کن به همین میز.

23:02.246 --> 23:04.428
‫- اطاعت.
‫- امر دیگه‌ای نیست، سرهنگ؟

23:04.438 --> 23:07.530
‫کارت خوب بود، سروان.
‫خسته نباشی.

23:08.844 --> 23:10.293
‫سرهنگ.

23:13.461 --> 23:14.987
‫صبح‌بخیر، سروان.

23:17.142 --> 23:19.585
‫سرهنگ یان از طرف ژنرال لی فرستاده شده

23:19.668 --> 23:22.432
‫تا مسئولیت بخش اطلاعاتِ
‫پایگاه رو به عهده بگیره.

23:22.438 --> 23:25.280
‫سولر بهم گفت تو می‌تونی
‫یه جا واسه انجام مأموریتم بهم بدی.

23:27.773 --> 23:29.034
‫بله، سرهنگ.

23:30.923 --> 23:32.006
‫همین الان بریم؟

23:32.689 --> 23:33.890
‫همین الان؟

23:36.027 --> 23:37.544
‫هر چی زودتر بهتر.

23:38.526 --> 23:40.533
‫مگر اینکه مزاحمت باشه.

23:41.107 --> 23:42.708
‫نه، خواهش می‌کنم.

23:48.958 --> 23:50.080
‫سرهنگ.

23:55.216 --> 23:57.219
‫و همسرتون، سروان؟
‫حالش خوبه؟

24:01.969 --> 24:05.680
‫سروان، ببین، چیزی که
‫اتفاق افتاده دیگه تموم شده.

24:06.003 --> 24:10.232
‫اگه قراره ساکت بمونی و قیافه‌ت
‫رو در هم بکشی، به دردِ من نمی‌خوره.

24:10.318 --> 24:12.859
‫فکر کردم ازم می‌خواید که
‫جایی رو واسه اجرای مأموریت بهتون نشون بدم.

24:12.860 --> 24:18.304
‫آره، همینطوره. ولی دلم می‌خواد بدونم
‫نظرت راجع به اتفاقاتی که داره میفته چیه.

24:18.409 --> 24:22.447
‫من نیازی نیست نظری داشته باشم، سرهنگ.
‫من یه عضوِ نیروی هوایی هستم،

24:22.483 --> 24:25.046
‫و در خدمتِ مافوقام.

24:31.877 --> 24:33.886
‫بازم چتربازی کردی؟

24:35.754 --> 24:36.767
‫نه.

24:40.147 --> 24:44.465
‫احتمالاً می‌دونی که
‫من سه سال تو آمریکا بودم؟

24:46.994 --> 24:48.551
‫بله، می‌دونستم، سرهنگ.

24:49.249 --> 24:50.920
‫می‌دونی دلم واسه چی تنگ شده بود؟

24:51.527 --> 24:52.450
‫نه.

24:53.232 --> 24:55.058
‫واسه اینکه واردِ میدانِ عمل بشم.

24:55.732 --> 24:58.372
‫اینکه یه کار مهم برای کشورم انجام بدم.

24:58.555 --> 25:00.127
‫و حالا اینجاییم.

25:00.388 --> 25:02.087
‫انگار یه شوخیه، نه؟

25:03.184 --> 25:05.067
‫منظورتون رو نمی‌فهمم، سرهنگ.

25:05.075 --> 25:10.360
‫اینکه اینجاییم، من و تو،
‫و همه‌ی اعضای این خانواده.

25:10.367 --> 25:15.083
‫متوجهش نیستی، سروان، که ما الان
‫این شانس رو داریم که یه کارِ بزرگ بکنیم؟

25:15.089 --> 25:17.698
‫که کمونیست‌ها رو از این کشور بندازیم بیرون.

25:17.775 --> 25:19.889
‫واسه همیشه ریشه‌کَنشون کنیم.

25:22.072 --> 25:24.176
‫می‌تونید تو این آشیانه
‫عملیات رو اجرا کنید، سرهنگ.

25:45.315 --> 25:47.658
‫انتخابِ فوق‌العاده‌ایه، سروان.

25:49.935 --> 25:52.067
‫به تشک و صندلی نیاز داری.

25:52.087 --> 25:54.412
‫دو تا میز و چندتا صندلی،
‫ولی از رختکن خبری نیست.

25:54.418 --> 25:57.904
‫وقتی بازداشتی‌ها رو آوردن می‌بینیم
‫که دیگه به چی نیاز داریم.

25:58.635 --> 26:00.541
‫می‌گم سرویس‌های بهداشتی رو چک کنن.

26:00.566 --> 26:01.518
‫نه.

26:01.870 --> 26:04.594
‫برام مهم نیست این مارکسیست‌ها کجا می‌شاشن.

26:04.755 --> 26:06.095
‫اطاعت.

26:09.271 --> 26:11.332
‫می‌تونم یه سوال شخصی ازتون بپرسم؟

26:12.664 --> 26:14.696
‫اگه بگم نه، فرقی هم می‌کنه؟

26:14.809 --> 26:15.875
‫نه.

26:16.707 --> 26:17.930
‫بپرس.

26:20.960 --> 26:23.278
‫تو این سه سال
‫چقدر تغییر کردی؟

26:26.372 --> 26:28.455
‫من ازت می‌خواستم که
‫تو بازجویی‌ها کمکم کنی،

26:28.456 --> 26:32.101
‫ولی سولر بهم گفت که
‫تو سرت خیلی با کارای آکادمی شلوغه.

26:39.262 --> 26:41.664
‫قراره اسمش رو بذاریم آشیانه‌ی سرخ.

26:48.258 --> 26:49.899
‫یالا، بجنبید!

26:49.905 --> 26:51.748
‫- حرکت کن، راه بیفت.
‫- همینجا وایسا.

26:52.678 --> 26:54.311
‫یالا!

26:55.475 --> 26:57.495
‫حرکت کن، تکون بخور!

26:57.952 --> 26:59.635
‫همینجا وایسا!

27:00.004 --> 27:02.620
‫نصف‌تون برید تو،
‫و نصف دیگه‌تون همین بیرون بمونید.

27:02.628 --> 27:05.227
‫یالا!
‫دو گروه بشید.

27:05.643 --> 27:08.420
‫زنا همین بیرون می‌مونن.
‫بجنبید لعنتیا! حرکت کنید!

27:09.252 --> 27:11.117
‫خوشتون نمیومد این‌ور و اون‌ور برید
‫و افسرهای پلیس رو بکشید؟

27:11.200 --> 27:12.391
‫حالا بریم.

27:13.028 --> 27:15.677
‫حالا قراره بفهمن دنیا دست کیه،
‫لعنت بهشون.

27:15.678 --> 27:17.472
‫- برو تو!
‫- یالا!

27:18.947 --> 27:21.985
‫- وای به حال اونی که بخواد دهنش رو باز کنه.
‫- یالا.

27:22.258 --> 27:23.963
‫زانو بزن، لعنتی.

27:24.129 --> 27:25.421
‫رو زانوهات!

27:33.520 --> 27:36.726
‫سروان، اجازه می‌خوام ستوان کاراسکو رو
‫معرفی کنم، دستِ راست من تو این عملیات.

27:36.736 --> 27:37.890
‫ستوان.

27:38.265 --> 27:40.010
‫همه‌چیز آماده‌ست، سرهنگ.
‫بیاریمشون پایین؟

27:40.020 --> 27:42.604
‫- همه‌شون رو ببرید تو. یالا.
‫- برو تو.

27:42.644 --> 27:44.533
‫- برو تو، لعنتی.
‫- تکون بخور، عوضی.

27:44.539 --> 27:46.573
‫یالا، مادرجنده.
‫راه بیفت. راه بیفت. راه بیفت. راه بیفت.

27:46.578 --> 27:48.191
‫- برو تو!
‫- بجنب، حروم‌زاده!

27:48.203 --> 27:51.127
‫بجنب، مادرجنده.
‫اون پیرسگ رو از اینجا بکش بیرون.

27:52.480 --> 27:55.640
‫- سرتو بنداز پایین، حروم‌زاده.
‫- برو جلو.

27:57.637 --> 27:59.403
‫جلو اون یارو رو بگیر!

27:59.410 --> 28:01.225
‫- موخیکا!
‫- بخواب رو زمین، لعنتی!

28:01.228 --> 28:02.687
‫موخیکا!

28:13.700 --> 28:16.489
‫مادرجنده، احمقِ عوضی.

28:19.070 --> 28:21.206
‫تو دیگه چه جور سربازی هستی، سرجوخه؟

28:36.924 --> 28:38.363
‫برو تو، لعنتی!

28:39.936 --> 28:41.710
‫بجنب، حروم‌زاده.

28:41.718 --> 28:43.632
‫- بلند شو!
‫- بگیرش!

28:50.010 --> 28:51.144
‫هرناندز.

28:53.576 --> 28:56.807
‫- سروان.
‫- نه، آروم باش. بفرما.

29:00.259 --> 29:01.194
‫بگیرش.

29:03.044 --> 29:04.446
‫ممنون، سروان.

29:05.407 --> 29:06.462
‫حالت چطوره؟

29:08.200 --> 29:10.455
‫داشتم می‌رفتم آشپزخونه که یکی پرسید

29:10.458 --> 29:12.875
‫کسی رانندگی با کامیون بلده یا نه. گفتم
‫من بلدم، ولی راستش هیچی سرم نمی‌شد...

29:12.877 --> 29:15.112
‫آروم باش، ریلکس کن، باشه؟

29:15.118 --> 29:17.868
‫تازه، من هیچ‌کدوم از خیابون‌ها رو بلد
‫نیستم، سروان. نمی‌فهمم چرا نمی‌ذارن برم.

29:17.868 --> 29:21.370
‫شرایط خاصیه.
‫به‌زودی درست می‌شه، باشه؟

29:22.087 --> 29:25.560
‫ببخشید، سروان.
‫حالا باید برم یه جایی به اسم پوداهوئل...

29:25.583 --> 29:28.833
‫ببین چی می‌گم. آروم باش.
‫همون کاری رو بکن که بهت می‌گم، باشه؟

29:28.917 --> 29:30.292
‫وقتی برگشتی،
‫ازشون می‌خوام آزادت کنن.

29:30.396 --> 29:32.114
‫نه، سروان.

29:32.352 --> 29:35.828
‫دیدی با اون بزدلی که جا زد چیکار کردن.
‫اینجا نباید بترسی.

29:37.062 --> 29:41.745
‫سروان، به خاله‌م بگین
‫امشب نمی‌تونم خونه بخوابم.

29:42.024 --> 29:43.471
‫حتماً. خیالت راحت.

30:14.511 --> 30:17.705
‫مدرسه‌ی تخصصی.
‫سروان خورخه سیلوا پشت خطه.

30:18.558 --> 30:19.618
‫الو؟

30:21.204 --> 30:22.867
‫روزا؟ خودتی؟

30:22.892 --> 30:24.268
‫صبح بخیر، سروان.

30:25.262 --> 30:26.481
‫قطع نکن.

30:26.795 --> 30:28.135
‫فقط یه چیز می‌گم.

30:28.868 --> 30:30.825
‫رئیس‌جمهور آلنده مرده.

30:31.332 --> 30:34.622
‫مدرک کافی داریم که این نهاد
‫قراره تا تهش خون‌ریزی کنه.

30:34.641 --> 30:37.142
‫و همه‌ی افسرهایی که با
‫دولت آلنده همکاری کردیم،

30:37.142 --> 30:39.140
‫روزگار سختی در پیش داریم، سروان.

30:39.200 --> 30:43.047
‫سه سال پیش تونستی
‫جلوی سوءقصد به رئیس‌جمهور رو بگیری.

30:43.059 --> 30:45.187
‫حدس می‌زنم حتماً نشونه‌ت گرفتن.

30:45.330 --> 30:47.926
‫می‌خوایم با چندتا هواپیما
‫بریم مندوسا.

30:47.964 --> 30:50.590
‫توی نیروی هوایی آرژانتین چندتا رفیق داریم

30:50.597 --> 30:53.207
‫که می‌تونن عبور امن و
‫پناهندگی‌مون رو جور کنن.

30:53.228 --> 30:54.410
‫نقشه از قبل راه افتاده،

30:54.416 --> 30:56.723
‫و با توجه به سابقه و تجربه‌ت
‫تو همچین موقعیت‌هایی...

30:56.724 --> 30:59.752
‫ببخشید، سروان، گفتین «سابقه»؟

30:59.800 --> 31:01.592
‫می‌دونین دارین با کی حرف می‌زنین؟

31:01.622 --> 31:02.984
‫البته که می‌دونم.

31:03.487 --> 31:05.764
‫- خوب گوش کن...
‫- نه، خودت خوب گوش کن.

31:05.776 --> 31:08.701
‫من کار و آینده‌م رو گذاشتم کنار
‫تا جون شماها رو نجات بدم.

31:09.514 --> 31:12.363
‫- می‌بینم عوضت کردن، سروان.
‫- آره، اینو درست می‌گی.

31:12.373 --> 31:15.224
‫من فقط همون آدمم که توی این مدرسه
‫فرم پر می‌کنه و درس می‌ده.

31:15.232 --> 31:17.133
‫ولی یه چیز رو هنوز یادم نرفته.

31:17.142 --> 31:20.081
‫برای بردن جنگ، باید دشمن رو
‫از ریشه نابود کرد.

31:20.090 --> 31:24.950
‫خیال نکن با گذشت زمان نظرش عوض می‌شه
‫یا می‌شه آوردش سر میز خودمون.

31:25.032 --> 31:26.090
‫سیلوا!

31:26.827 --> 31:27.967
‫بیا اینجا!

31:34.287 --> 31:35.524
‫سرهنگ.

31:36.070 --> 31:38.250
‫فرمانده‌کل‌مون رو از یاد نبرید.

31:38.265 --> 31:40.019
‫بعد از سه سال...

31:40.772 --> 31:43.797
‫تحمل سرطان مارکسیسم.

31:44.185 --> 31:47.590
‫چیزی که لازم داشتیم...
‫یه مسیحا، ناجی میهن.

31:47.590 --> 31:49.590
‫...فروپاشی اقتصادی.

31:51.040 --> 31:54.409
‫- ویسکی می‌خوری؟
‫- شیفتم هنوز تموم نشده.

31:54.410 --> 31:56.438
‫چرند نگو، سیلوا.

32:01.364 --> 32:03.761
‫دو تا هواپیمای هاوکر هانتر
‫کاخ ریاست‌جمهوری رو بمبارون کردن.

32:03.766 --> 32:05.312
‫آلنده مرده.

32:07.258 --> 32:10.425
‫ورزشگاه ملی و استادیوم شیلی
‫پر از زندانی شده.

32:10.428 --> 32:12.590
‫اونایی هم که اونجان، خوش‌شانس‌ان.

32:12.990 --> 32:14.635
‫شوهرخواهرم بهم زنگ زد.

32:14.945 --> 32:17.075
‫دو تا جسد رو دیده بود که
‫روی رودخونه‌ی ماپوچو شناور بودن.

32:17.080 --> 32:20.065
‫- از طرف ما کسی کشته شده؟
‫- نه، نه.

32:20.198 --> 32:24.677
‫چندتا درگیری کوچیک توی منطقه‌ی جنوب بود،
‫همه‌شون مثل مگس افتادن.

32:24.681 --> 32:28.315
‫سرهنگ، باید برم آپارتمانم.
‫از زنم خبری ندارم.

32:28.320 --> 32:33.966
‫همه‌مون یه چیزی می‌خوایم.
‫ولی حالا یان صاحب‌اختیار این مدرسه‌ست،

32:34.049 --> 32:35.901
‫پس هرچی اون بگه همونه.

32:37.117 --> 32:39.114
‫...به هر قیمتی شده می‌جنگیم.

32:40.948 --> 32:43.052
‫کاری داشتین با ما، سرهنگ؟

32:43.665 --> 32:48.927
‫بله. راستش نگرانم
‫اوضاع اینجا چطور اداره می‌شه، سرهنگ.

32:49.693 --> 32:53.446
‫سرهنگ، لازم نیست نگران باشین.
‫همه‌چی طبق روال خودمون پیش می‌ره...

32:53.446 --> 32:56.387
‫برداشتم این نبود،
‫بعد از اتفاقی که توی آشیونه افتاد.

32:56.741 --> 32:58.785
‫نمی‌دونم چی شده.
‫کسی چیزی بهم نگفته.

32:58.788 --> 33:02.216
‫یه سرجوخه رو فلج کردن،
‫وقتی یه کمونیست سعی کرد فرار کنه.

33:02.218 --> 33:04.600
‫رسیدگی کردم، سرهنگ.
‫کارِ موخیکا بود.

33:04.612 --> 33:07.253
‫اگه بین نیروهای خودمون
‫بزدل‌های بیشتری باشن چی؟

33:07.259 --> 33:10.603
‫اگه یکی باید مسئولیتش رو قبول کنه،
‫من مشکلی ندارم.

33:10.620 --> 33:13.006
‫سیلوای شهید...

33:13.336 --> 33:15.138
‫دلم برات تنگ شده بود، سروان.

33:15.905 --> 33:19.665
‫با تمام احترامی که براتون قائلم، سرهنگ،
‫من شهید نیستم.

33:19.939 --> 33:22.237
‫تازه، آخرش هم سرجوخه موخیکا رو اخراج کردیم.

33:22.821 --> 33:24.001
‫خیلی خب.

33:24.664 --> 33:27.862
‫پس ازت می‌خوام دیگه
‫هیچ دلیلی برای شک کردن بهم ندی.

33:27.939 --> 33:29.157
‫چشم، سرهنگ.

33:29.907 --> 33:31.071
‫این رو ببین.

33:33.201 --> 33:37.595
‫از دیشب، فرمانده کاستییو و چندتا خائن دیگه
‫دارن برای شورش نقشه می‌کشن،

33:37.598 --> 33:41.027
‫علیه رفقای خودشون
‫و فرمانده‌کل‌مون.

33:44.693 --> 33:49.511
‫طبق اطلاعات ما، دارن سعی می‌کنن
‫با آدم‌های داخل نهاد خودمون ارتباط بگیرن.

33:50.352 --> 33:52.166
‫می‌خواین چیکار کنیم، سرهنگ؟

33:52.200 --> 33:56.206
‫چشم‌هات رو باز نگه دار، سولر.
‫این تازه اولشه.

33:57.354 --> 33:59.631
‫سیلوا، می‌خوام از همیشه هشیارتر باشی.

34:01.302 --> 34:02.560
‫با من بیا.

34:16.080 --> 34:17.955
‫بذار مثل یه دوست باهات حرف بزنم.

34:21.310 --> 34:22.478
‫بگو، سیلوا.

34:24.330 --> 34:26.587
‫دیر یا زود، وادارم می‌کنه
‫تاوان پس بدم.

34:27.280 --> 34:32.307
‫فکر نمی‌کنم. سرهنگ الان
‫کارهای مهم‌تری برای رسیدگی داره.

34:32.310 --> 34:35.643
‫گزارشش کردم که برای ترور
‫رئیس‌جمهور نقشه می‌کشه.

34:35.984 --> 34:37.840
‫یه هفته بعد، انداختنش بیرون از شیلی.

34:38.161 --> 34:40.764
‫تو جای کسی بودی که زندگیت رو نابود کرده،
‫تلافی نمی‌کردی؟

34:41.059 --> 34:44.422
‫خب، حالا می‌خوای چیکار کنی، سیلوا؟
‫قایم شی؟

35:40.289 --> 35:42.315
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر، سروان.

35:42.321 --> 35:44.296
‫- اسمت؟
‫- گروهبان اوسوریو، قربان.

35:44.299 --> 35:46.650
‫- از کجا آوردنت؟
‫- از دانشکده‌ی جنگ، قربان.

35:46.659 --> 35:47.898
‫خوبه.
‫ناهار خوردی؟

35:48.000 --> 35:48.844
‫نه.

35:48.928 --> 35:51.043
‫تو سالن غذاخوری نون هست.
‫ببخشید.

35:51.047 --> 35:54.504
‫ببخشید، قربان.
‫نمی‌تونم کسی رو راه بدم.

35:55.176 --> 35:59.127
‫- داری سر به سرم می‌ذاری، گروهبان؟
‫- ببخشید، فقط دارم از دستورها پیروی می‌کنم.

35:59.130 --> 36:01.147
‫اصلاً می‌دونی کی این مدرسه رو می‌گردونه؟

36:07.687 --> 36:09.997
‫سرهنگ یان.
‫عصبانیه، سروان.

36:10.320 --> 36:12.350
‫وقتی این‌طوریه،
‫بهتره دور و برش نپلکی.

37:18.677 --> 37:20.272
‫مطمئن باشین، داریم روش کار می‌کنیم.

37:20.280 --> 37:22.653
‫سرهنگ سولر.
‫سرهنگ یان.

37:22.899 --> 37:25.352
‫آقایون، خبر خوبی دارم.

37:25.671 --> 37:30.561
‫سروان ورگارا، فرمانده گالاز
‫و چندتا خائن دیگه رو گرفتیم.

37:31.231 --> 37:35.102
‫سرگرد کاستییو نفر بعدیه،
‫ولی هنوز پیداش نکردیم.

37:39.110 --> 37:40.990
‫انگار خیلی ذوق نکردین.

37:41.410 --> 37:42.637
‫خوشحالم.

37:45.230 --> 37:47.468
‫- تبریک می‌گم، سرهنگ.
‫- خب.

37:48.227 --> 37:51.107
‫برای همینه که به آدم‌های متخصص اطلاعات
‫نیاز داریم.

37:51.190 --> 37:53.443
‫تو هم یکی از همون‌هایی، سروان.

37:54.172 --> 37:59.978
‫به سولر می‌گفتم سروان خورخه سیلوا
‫برای این سمت زیادی صلاحیت داره.

38:01.557 --> 38:03.508
‫باید تصمیم‌هایی گرفته بشه، چون سروان...

38:03.591 --> 38:05.603
‫تصمیمی در کار نیست، سولر.

38:06.059 --> 38:09.723
‫قضیه ساده‌ست، خورخه.
‫حالا باید برگردم دانشکده‌ی جنگ

38:09.729 --> 38:13.052
‫و از این خائن‌ها و چند نفر دیگه
‫که زیر نظر داریم بازجویی کنم.

38:14.112 --> 38:18.194
‫آدم‌های کاربلدی لازم دارم که اینجا بمونن
‫و توی آشیونه‌ی قرمز کار کنن.

38:19.687 --> 38:24.821
‫مخصوصاً روی دو تا جوونی که صبح گرفتیم.

38:24.890 --> 38:25.833
‫از مَپو هستن.

38:25.916 --> 38:28.668
‫یه اعلامیه همراهشونه که مردم رو
‫به شورش علیه حکومت نظامی دعوت می‌کنه.

38:28.670 --> 38:30.375
‫باید وادار‌شون کنیم حرف بزنن.

38:30.523 --> 38:33.624
‫و برای این کار، هیچ‌کس
‫از تو بهتر نیست، سروان.

38:36.363 --> 38:40.136
‫با تمام احترامی که براتون قائلم، سرهنگ،
‫فکر نمی‌کنم از پسش بربیام.

38:40.138 --> 38:44.644
‫مزخرف نگو.
‫برای همین کار تعلیم دیدی.

38:45.677 --> 38:46.892
‫بریم؟

38:53.268 --> 38:57.281
‫همه‌ی اطلاعات تماس اون عوضی رو می‌خوام.
‫اسم، شماره تلفن، آدرس.

38:57.323 --> 38:59.096
‫یکی‌شون قراره پدر بشه.

38:59.110 --> 39:01.806
‫اون زن، مادرش،
‫هرکی لازمه رو بیارین.

39:02.395 --> 39:06.344
‫اگه امشب برنگشتم، سروان،
‫تو مسئول آشیونه‌ای.

39:06.710 --> 39:08.704
‫- روشنه؟
‫- بله، سرهنگ.

40:14.157 --> 40:15.450
‫کاراسکو.

40:15.976 --> 40:17.007
‫سروان.

40:17.010 --> 40:19.874
‫- جوون‌ها کجان؟
‫- این‌طرفن. بیا.

40:24.622 --> 40:27.449
‫رهبران سیاسیِ لا لگوا هستن،
‫این حرومزاده‌ها.

40:27.708 --> 40:30.521
‫توی خونه‌شون گذرنامه‌ی روسی پیدا کردیم.

40:45.471 --> 40:48.326
‫راستش نمی‌فهمم چرا هنوز
‫این یاروها رو زنده نگه داشتیم.

41:24.287 --> 41:26.000
‫نمی‌خوای نگاهم کنی؟

41:33.864 --> 41:35.163
‫آب می‌خوای؟

41:46.016 --> 41:47.606
‫اسمت چیه؟

41:56.237 --> 41:58.407
‫می‌خوای برم کارت شناساییت رو بیارم؟

41:58.604 --> 42:00.581
‫فرناندو وییاگران.

42:06.415 --> 42:07.698
‫فلیپه.

42:10.407 --> 42:11.758
‫فلیپه چی؟

42:14.742 --> 42:16.708
‫فلیپه آگِرو پیوُنکا.

42:18.587 --> 42:19.830
‫نگام کن.

42:33.926 --> 42:37.200
‫گفتن اینو قایم کرده بودی تو کونت.

42:38.868 --> 42:40.037
‫من... من...

42:40.130 --> 42:41.621
‫نمی‌دونم.

42:42.536 --> 42:43.997
‫فلیپه، نگام کن.

42:46.018 --> 42:47.064
‫همینه.

42:49.170 --> 42:50.877
‫اولین باره می‌بینمش.

42:50.998 --> 42:52.640
‫اولین باره می‌بینیش؟

42:56.265 --> 42:58.557
‫پس چطوری دستت بود؟

43:04.430 --> 43:06.087
‫کی نوشته‌ش؟

43:10.619 --> 43:12.972
‫قرار بود اینو به کی برسونن؟

43:24.472 --> 43:26.247
‫نمی‌خوای همکاری کنی؟

43:34.289 --> 43:36.427
‫ترجیح می‌دم بمیرم...

43:36.427 --> 43:38.420
‫تا با خائن‌ها همکاری کنم.

44:08.410 --> 44:11.579
‫تا جایی که می‌بینم،
‫از رفیقت فلیپه زرنگ‌تری.

44:12.686 --> 44:17.450
‫پس نگام کن و خوب بفهم چی می‌گم:

44:19.828 --> 44:22.652
‫اگه کمکم نکنی، زنده از اینجا بیرون نمی‌ری.

44:26.655 --> 44:28.163
‫فهمیدی؟

44:34.112 --> 44:35.979
‫توی یه میدون گذاشته بودنش.

44:39.252 --> 44:42.115
‫- قرار بود فردا تحویلش بدیم.
‫- به کی؟

44:43.010 --> 44:44.487
‫بهم نگفتن.

44:47.065 --> 44:48.896
‫دروغ نگو، فلیپه.

44:53.902 --> 44:56.388
‫به خدا، بیشتر از این نمی‌تونم کمکت کنم.

45:00.827 --> 45:03.170
‫شاید قرار بوده بیان دنبالش
‫خونه‌ی تو.

45:03.933 --> 45:06.724
‫خیابون گرانادا، پلاک ۱۹۱۸.

45:06.727 --> 45:08.495
‫همون‌جا که مادرت زندگی می‌کنه.

45:14.730 --> 45:17.167
‫قرار بود اینو به کی بدن؟

45:17.281 --> 45:19.819
‫تو رو خدا به مادرم آسیب نزن.

45:19.883 --> 45:21.772
‫پس کمکم کن.

45:30.638 --> 45:32.927
‫فهمیدی چی گفتم؟

45:34.150 --> 45:36.532
‫بگو. فهمیدی؟

45:36.550 --> 45:37.696
‫نگام کن.

45:41.427 --> 45:43.154
‫به یه رفیق.

46:49.729 --> 46:51.618
‫- الو؟
‫- الو، عشقم.

46:51.618 --> 46:54.915
‫- کجایی، خورخه؟
‫- مدرسه‌ام. تو خوبی؟

46:55.158 --> 46:57.680
‫- وحشتناک بود.
‫- گوش کن چی می‌گم.

46:57.690 --> 47:00.758
‫- از خونه بیرون نرو.
‫- خورخه، فاجعه بود.

47:00.770 --> 47:06.376
‫مثل وحشی‌ها ریختن تو، مسلح بودن و تیراندازی
‫می‌کردن. ما رو از کلاس بیرون کشیدن.

47:06.385 --> 47:10.707
‫معلم‌ها و دانش‌آموزها رو گرفتن.
‫با لگد کشتنشون.

47:10.714 --> 47:12.784
‫- این چه وضعیه، خورخه؟
‫- خوب گوش کن.

47:12.790 --> 47:13.797
‫- عشقم...
‫- خورخه.

47:13.800 --> 47:14.681
‫گوش کن...

47:14.730 --> 47:17.875
‫صبح از این ماجرا خبر داشتی؟

47:23.003 --> 47:26.461
‫روزا، اعدام‌ها همین‌طوریه.

47:27.718 --> 47:28.994
‫منو ببخش.

48:19.710 --> 48:23.468
‫این ساعتِ نگهبانی
‫همیشه محبوب‌ترین ساعت من بود.

48:24.824 --> 48:27.622
‫بالاخره مدرسه آروم شده.

48:31.222 --> 48:34.355
‫یادت میاد اون پرش رو
‫توی ورزشگاه ملی انجام دادی؟

48:34.714 --> 48:38.372
‫یه بازی مهم فوتبال بود.
‫بیشتر از هشتاد هزار نفر توی ورزشگاه بودن.

48:38.984 --> 48:41.638
‫- یادت نمیاد، ولی...
‫- تو خلبان بودی.

48:41.846 --> 48:44.274
‫- درسته.
‫- معلومه که یادمه.

48:46.147 --> 48:49.388
‫می‌دونستی بعضیا شرط بسته بودن
‫که نمی‌تونی انجامش بدی؟

48:49.392 --> 48:52.758
‫می‌گفتن از ارتفاع ششصد متری
‫نمی‌تونی به اون نقطه‌ی کوچیک برسی.

48:52.929 --> 48:54.858
‫حدس بزن من رو کی شرط بستم.

48:56.235 --> 48:59.274
‫خورخه سیلوا، افسانه.

49:00.415 --> 49:03.031
‫افتادن از اون بالا چه حسی داره؟

49:05.860 --> 49:07.923
‫باید خودت تجربه‌ش کنی تا بفهمی.

49:11.232 --> 49:13.230
‫نتیجه‌ی بازجویی.

49:14.044 --> 49:17.070
‫عضوهای مَپو هستن،
‫حزب دهقانان و کارگران.

49:17.281 --> 49:19.225
‫اعلامیه رو توی خیابون کیلین
‫بهشون تحویل دادن،

49:19.227 --> 49:21.532
‫توی یه خونه‌ی امن که قبلاً یورش بردیم بهش.

49:21.542 --> 49:25.705
‫قرار بود ببرنش چاپخونه‌ی حزب
‫توی خیابون ماتا،

49:25.720 --> 49:29.083
‫ولی دیگه چیزی ازش نمونده.
‫همه غیبشون زده.

49:29.092 --> 49:31.261
‫- از همدست‌هاشون خبری؟
‫- نه.

49:31.788 --> 49:33.634
‫فقط چندتا جوونن، سرهنگ.

49:33.859 --> 49:35.467
‫یه گروه کوچیک.

49:36.361 --> 49:39.653
‫شنیدم رهبر حزب رو توی
‫سرتاسر سانتیاگو دنبالش می‌گردن.

49:39.662 --> 49:40.496
‫نه.

49:41.144 --> 49:42.478
‫توی کل شیلی.

49:43.487 --> 49:45.932
‫خب که چی؟
‫قرار بود فردا یکی رو ببینن؟

49:45.950 --> 49:47.021
‫هیچی.

49:47.160 --> 49:48.904
‫فقط دارن سعی می‌کنن زمان بخرن.

49:48.918 --> 49:49.923
‫زمان؟

49:49.938 --> 49:51.915
‫تنها چیزی که ندارن زمانه.

49:58.584 --> 50:00.331
‫می‌دونستی وقتی رسیدم آمریکا،

50:00.414 --> 50:03.441
‫چند تا از استادای سابقت
‫توی «مدرسه قاره آمریکا» رو دیدم؟

50:04.920 --> 50:06.595
‫یادشون بود کی هستی.

50:09.178 --> 50:10.775
‫«پسره» صدات می‌زدن.

50:14.530 --> 50:18.828
‫می‌دونی وقتی بهشون گفتم سه سال پیش
‫چه اتفاقی افتاد چی بهم گفتن؟

50:25.675 --> 50:27.292
‫حیف از اون همه استعداد...

50:29.794 --> 50:31.819
‫اجازه مرخصی می‌خوام، سرهنگ.

50:36.117 --> 50:38.763
‫اول می‌خوام یه سوال رو روشن کنیم،
‫سروان.

50:42.287 --> 50:44.078
‫پشیمونی؟

50:47.375 --> 50:49.256
‫توی تیمم بهت نیاز دارم.

50:50.674 --> 50:52.030
‫این دستوره؟

50:54.461 --> 50:56.184
‫بله، این یه دستوره.

50:56.184 --> 50:58.180
‫پس روی من حساب کنید، سرهنگ.

50:59.412 --> 51:01.427
‫من سروان نیروی هوایی‌ام.

51:01.427 --> 51:03.420
‫اینجام تا دستورات رو اطاعت کنم.

51:11.662 --> 51:12.674
‫سرهنگ.

51:16.738 --> 51:20.950
‫شورای نظامی به مردم هشدار می‌دهد:

51:20.957 --> 51:28.120
‫اولاً، هر کس در برابر دولت جدید
‫مقاومت کند،

51:28.120 --> 51:31.455
‫با عواقب آن روبرو خواهد شد.

51:31.659 --> 51:36.304
‫ثانیاً، روشن می‌کنند که
‫قصد تخریب ندارند، اما

51:36.321 --> 51:42.187
‫اگر مقاومت در برابر دستورات،
‫نظم عمومی را مختل کند،

51:42.190 --> 51:47.284
‫با همان قاطعیت و شدتی که مردم
‫از قبل آگاهند، برخورد خواهد شد.

51:48.915 --> 51:51.770
‫- شنیدی؟
‫- چی رو؟

51:53.603 --> 51:55.761
‫ژنرال باچله رو بازداشت کردن.

51:55.941 --> 51:57.527
‫اصلاً خبر نداشتم، سرهنگ.

51:58.464 --> 52:01.394
‫سرهنگ یان چند ساعت
‫ازش بازجویی کرد.

52:03.730 --> 52:06.505
‫رسماً دیوونه شدن.

52:08.280 --> 52:13.278
‫سرهنگ، قبل از این‌که خودم رو به سرهنگ
‫یان معرفی کنم، می‌خوام همسرم رو ببینم.

52:14.487 --> 52:15.960
‫می‌فهمم، اما...

52:17.760 --> 52:19.238
‫اون دیگه دست من نیست.

52:19.892 --> 52:22.723
‫- آقایون.
‫- سرهنگ.

52:22.745 --> 52:24.856
‫یه مأموریت دارم که
‫باید بهت محول کنم، سروان.

52:24.868 --> 52:25.726
‫در خدمتم، سرهنگ.

52:25.729 --> 52:30.043
‫سرهنگ، می‌خوام در مورد اینجور دستورات،
‫شخصاً من و شما با هم صحبت کنیم.

52:30.105 --> 52:33.834
‫ببینید آقای سولر، یادتون میندازم
‫که شما توی یه نهاد سلسله‌مراتبی هستید.

52:33.898 --> 52:37.887
‫اینجا تصمیماتی که گرفته می‌شه، با رده‌های
‫پایین‌تر به بحث گذاشته نمی‌شه؛ روشنه؟

52:37.893 --> 52:40.175
‫سرهنگ، هر چی زودتر راه بیفتیم بهتره.

52:40.819 --> 52:42.683
‫ازتون یه سوال پرسیدم، سرهنگ.

52:49.527 --> 52:53.582
‫سرهنگ، شما فقط به اندازه‌ی یه تماس تلفنی
‫با از دست دادن جایگاهتون فاصله دارید.

53:01.188 --> 53:03.434
‫روشنه، سرهنگ.

53:06.147 --> 53:10.034
‫سروان، می‌خوام چند تا از زندانی‌های
‫«آشیانه سرخ» رو به استادیوم ملی منتقل کنی،

53:10.040 --> 53:12.341
‫- امشب رأس نیمه‌شب.
‫- اطاعت، سرهنگ.

53:12.351 --> 53:15.616
‫مامورای پلیس اونجا منتظرشون هستن
‫تا بازجویی‌ها رو ادامه بدن.

53:15.619 --> 53:16.235
‫خیلی هم عالی.

53:16.240 --> 53:21.096
‫سروان داشت می‌گفت
‫که دلش می‌خواد همسرش رو ببینه.

53:22.064 --> 53:23.338
‫روزا...

53:25.472 --> 53:27.308
‫هنوزم اون‌قدر سیاسیه؟

53:29.456 --> 53:31.976
‫معلم تاریخه، سرهنگ.

53:33.237 --> 53:35.280
‫هیچ کاری به سیاست نداره.

53:36.286 --> 53:37.541
‫عالیه!

53:40.449 --> 53:43.714
‫وقتی از استادیوم ملی برگشتی،
‫می‌تونی یه سر بری خونه‌ت.

53:44.435 --> 53:45.895
‫خیلی ممنونم، سرهنگ.

53:47.227 --> 53:51.807
‫ژنرال لی خیلی خوشحال می‌شه
‫که دوباره تو رو کنار خودمون ببینه، سروان.

53:54.724 --> 53:56.201
‫با اجازه‌تون.

54:03.302 --> 54:04.595
‫سروان.

54:05.890 --> 54:07.655
‫این نیروهای ماپو...

54:08.392 --> 54:10.140
‫...نباید به استادیوم برسن.

54:10.775 --> 54:14.342
‫وقتی کاراسکو بهت علامت داد،
‫مجبورشون کن بدوئن؛ متوجه شدی؟

54:18.138 --> 54:20.672
‫بعداً می‌گیم قصد فرار داشتن.

54:23.301 --> 54:24.641
‫بله، سرهنگ.

55:31.136 --> 55:33.505
‫- زابالا! - خبردار!

55:33.961 --> 55:36.558
‫- سروان.
‫- زندانی‌ها آماده‌ان؟

55:36.564 --> 55:38.705
‫- بله، سروان.
‫- سوار کامیون‌هاشون کنید.

55:39.895 --> 55:42.030
‫- سریع، زابالا. - زندانی‌ها!

55:42.467 --> 55:44.152
‫زندانی‌ها، سمت کامیون‌ها!

56:04.030 --> 56:05.030
‫گروهبان.

56:05.038 --> 56:07.030
‫- سمت کامیون‌ها، سریع!
‫- اطاعت، سروان.

56:09.025 --> 56:09.850
‫راه بیفتید.

56:10.068 --> 56:11.712
‫بلند شو.
‫بلند شو.

56:11.721 --> 56:13.150
‫پاشو.
‫سریع!

56:13.219 --> 56:14.367
‫سرجوخه!

56:22.907 --> 56:24.230
‫راه برو، راه برو.

56:24.878 --> 56:25.900
‫تکون بخور!

56:36.115 --> 56:37.326
‫عصر بخیر، سروان.

56:37.330 --> 56:39.348
‫- آماده‌ای، ستوان؟
‫- بله، سروان.

56:39.366 --> 56:41.690
‫- با جناب سرهنگ یان صحبت کردید؟
‫- بپر بالا.

56:46.323 --> 56:47.784
‫ارناندس، آماده‌ای؟

56:50.278 --> 56:52.366
‫یه سوال پرسیدم،
‫آماده‌ای؟

56:56.824 --> 56:58.117
‫ارناندس؟

56:59.136 --> 57:00.270
‫نگام کن.

57:05.726 --> 57:06.870
‫آماده‌ای؟

57:08.544 --> 57:09.649
‫بله، سروان.

57:59.127 --> 58:01.401
‫عجیب به نظر میاد، همه‌جا سوت و کوره.

58:03.751 --> 58:05.486
‫این‌طوری بهتره، باور کن.

58:10.872 --> 58:15.265
‫فکرش رو بکن، بهم گفته بودن شبیه یه
‫روستایی هستی که تازه از اسب پیاده شده.

58:17.155 --> 58:20.077
‫حالا خودتو ببین،
‫یه استیو مک‌کوئین واقعی شدی.

58:20.390 --> 58:22.320
‫چیز خاصی نیست، سروان.

58:23.412 --> 58:25.592
‫تو جذابیت‌های خودتو داشتی، ارناندس...

58:26.607 --> 58:27.979
‫صرفاً جهت اطلاعت گفتم.

58:30.570 --> 58:34.564
‫می‌بینی، چهار سال دیگه
‫من باید جلوت سر خم کنم و بهت احترام بذارم.

58:35.413 --> 58:37.272
‫من همون مسیر خودم رو دنبال می‌کنم.

58:37.280 --> 58:40.289
‫مسیر خودت؟
‫مسیر خودت چیه مثلاً؟

58:41.518 --> 58:42.699
‫پرواز کردن...

58:42.898 --> 58:44.019
‫...عین خودتون.

58:44.126 --> 58:45.512
‫چتربازی.

58:49.991 --> 58:53.019
‫وقتی همه‌ی این ماجراها تموم بشه،
‫می‌تونی پرش با چترت رو بری.

58:53.625 --> 58:55.397
‫اون موقع می‌فهمی زندگی یعنی چی.

58:56.847 --> 58:59.003
‫سروان، می‌تونم یه سوال ازتون بپرسم؟

59:00.348 --> 59:02.870
‫اگه بگم نه، فایده‌ای هم داره؟

59:05.161 --> 59:06.407
‫بپرس.

59:08.203 --> 59:10.523
‫توی آسمون بودن چه حسی داره،
‫سروان؟

59:13.287 --> 59:16.358
‫سروان، وقتی رسیدیم به بزرگراه پان‌آمریکن،
‫کامیون رو نگه دارید!

59:16.544 --> 59:17.712
‫ادامه بده.

59:17.720 --> 59:19.001
‫اما سروان...

59:22.249 --> 59:24.462
‫اینجا شاید جای مناسبی باشه، سروان.

59:28.914 --> 59:30.410
‫سروان، صدام رو می‌شنوید؟

59:33.221 --> 59:36.381
‫سروان خورخه سیلوا، با شما دارم حرف می‌زنم!
‫همین الان کامیون رو نگه دارید، لطفاً.

59:36.388 --> 59:39.084
‫من دستور دارم این زندانی‌ها رو
‫ببرم استادیوم؛ همین الانشم دیرمون شده.

59:39.090 --> 59:41.205
‫بله، ولی منم دستور دارم
‫دخل این کمونیست‌ها رو بیارم.

59:41.288 --> 59:42.510
‫خب، مشکل من نیست.

59:43.098 --> 59:45.495
‫- ارناندس، کامیون رو نگه دار!
‫- ارناندس، برو جلو.

59:46.570 --> 59:49.264
‫- درست متوجه حرفم نمی‌شید!
‫- چرا، کاملاً متوجه منظورت می‌شم.

59:49.268 --> 59:51.289
‫انگار یادتون رفته دارید
‫با مافوق خودتون حرف می‌زنید.

59:51.289 --> 59:53.858
‫تا نرسیم به استادیوم توقفی در کار نیست؛
‫حرفم روشنه؟

59:55.795 --> 59:57.920
‫پرسیدم روشنه، ستوان؟

01:00:01.499 --> 01:00:01.635
‫داری آیندت رو به باد می‌دی، سیلوا.

01:00:01.640 --> 01:00:03.647
‫یه کلمه‌ی دیگه بگی، به جرم
‫سرپیچی بهت شلیک می‌کنم.

01:00:03.700 --> 01:00:04.712
‫آره؟ واقعاً؟

01:00:06.816 --> 01:00:08.514
‫کامیون لعنتی رو نگه دار!

01:00:22.643 --> 01:00:24.837
‫بهت شلیک می‌کنم نامرد.

01:00:59.718 --> 01:01:01.336
‫برو سمت استادیوم، ارناندس.

01:01:55.750 --> 01:01:58.875
‫سروان خورخه سیلوا،
‫از دانشکده تخصصی نیروی هوایی.

01:01:58.958 --> 01:02:00.469
‫گروهبان پاچکو هستم، جناب سروان.

01:02:00.553 --> 01:02:02.459
‫چند تا زندانی آوردم
‫که باید تحویل بدم.

01:02:02.460 --> 01:02:05.790
‫متأسفم سروان، اما دستور دارم
‫اجازه ندم کسی رد بشه.

01:02:05.800 --> 01:02:08.524
‫مگر این‌که شخص سرهنگ اسپینوسا دستور بده.

01:02:13.055 --> 01:02:14.551
‫یه فکری دارم.

01:02:14.625 --> 01:02:17.224
‫من این تروریست‌ها رو آزاد می‌کنم
‫و به سرهنگ اسپینوسا می‌گم

01:02:17.307 --> 01:02:18.472
‫که شما دستورش رو دادید.

01:02:18.480 --> 01:02:19.727
‫- اما...
‫- امایی در کار نیست.

01:02:19.727 --> 01:02:21.545
‫راهبند رو بکش کنار، گروهبان.

01:02:21.594 --> 01:02:24.416
‫- بسیار خب، سروان؛ از پسشون برمیاید؟
‫- آره، از پسش برمیام.

01:02:24.471 --> 01:02:26.070
‫راهبندها رو بدید بالا!

01:04:34.778 --> 01:04:36.064
‫سرهنگ اسپینوسا.

01:04:36.070 --> 01:04:38.612
‫سروان خورخه سیلوا،
‫از دانشکده آموزش‌های تخصصی.

01:04:38.668 --> 01:04:41.287
‫- عصر بخیر، سروان.
‫- عصر بخیر، سرهنگ.

01:04:41.290 --> 01:04:43.216
‫زندانی‌های «لا لگوا» رو براتون آوردم.

01:04:43.547 --> 01:04:44.763
‫کارت خوب بود.

01:04:45.681 --> 01:04:49.059
‫- اجازه مرخصی می‌خوام، سرهنگ.
‫- مرخصی.

01:05:15.434 --> 01:05:16.744
‫بیا بریم، ارناندس.

01:06:45.667 --> 01:06:47.526
‫فکر کردم کشته شدی.

01:07:01.227 --> 01:07:02.317
‫خوبم.

01:08:35.729 --> 01:08:37.403
‫باید از اینجا بریم.

01:08:37.612 --> 01:08:38.502
‫نه...

01:08:38.511 --> 01:08:39.432
‫چرا...

01:08:40.385 --> 01:08:42.071
‫نمی‌تونی برگردی اونجا.

01:08:43.671 --> 01:08:44.881
‫خورخه...

01:08:48.024 --> 01:08:51.252
‫خورخه...
‫خورخه، نمی‌تونی برگردی.

01:08:54.392 --> 01:08:55.684
‫باید برم.

01:08:57.827 --> 01:08:59.387
‫خواهش می‌کنم...

01:09:14.382 --> 01:09:15.824
‫باید برگردم.

01:09:22.610 --> 01:09:23.951
‫نگران نباش.

01:09:29.201 --> 01:09:30.590
‫برمی‌گردم.

01:09:46.262 --> 01:09:47.347
‫ببین...

01:09:48.530 --> 01:09:50.121
‫مطمئن باش برمی‌گردم.

01:10:29.483 --> 01:10:30.687
‫باید برم.

01:13:06.856 --> 01:13:08.198
‫مطمئنی؟

01:13:15.708 --> 01:13:17.867
‫احساس رهایی می‌کنی، ارناندس.

01:13:20.222 --> 01:13:22.133
‫وقتی از هواپیما می‌پری بیرون.

01:13:23.310 --> 01:13:24.978
‫می‌خواستی همینو بدونی، مگه نه؟

01:13:26.701 --> 01:13:29.955
‫خب، احساس رهایی و آزادی داری.

01:13:32.151 --> 01:13:33.720
‫کنترل زندگیت کاملاً دست خودته.

01:13:36.348 --> 01:13:38.010
‫زنده‌تر از همیشه.

01:13:42.847 --> 01:13:44.184
‫ممنونم، سروان.

01:13:45.704 --> 01:13:47.455
‫ممنونم ازت، گروهبان.

01:13:48.955 --> 01:13:52.000
‫تهیه و تنظیم زیرنویس از: محسن جوان

01:13:52.030 --> 01:13:57.000
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:13:57.030 --> 01:14:07.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:16:05.070 --> 01:16:10.028
‫خورخه سیلوا توسط همرزمان سابقش
‫بازداشت و شکنجه شد،

01:16:10.111 --> 01:16:15.270
‫توی بازداشتگاه‌های مختلف
‫نیروی هوایی.

01:16:16.320 --> 01:16:18.832
‫سه ماه بعد به زندان عمومی منتقل شد،

01:16:18.915 --> 01:16:21.216
‫جایی که با ژنرال آلبرتو باچله،

01:16:21.299 --> 01:16:24.606
‫سرهنگ ارنستو گالاس، سروان رائول ورگارا
‫و چندصد نفر از افسران

01:16:24.689 --> 01:16:27.469
‫و درجه‌داران نیروی هوایی
‫هم‌سلولی بود.

01:16:33.070 --> 01:16:36.302
‫فرناندو ویاگران و فلیپه آگوئرو
‫هم توی همون زندان عمومی حبس بودن.

01:16:36.375 --> 01:16:40.234
‫اون‌ها هرگز نفهمیدن مردی که جونشون رو
‫نجات داد، فقط صد متر باهاشون فاصله داشت.

01:16:46.110 --> 01:16:48.454
‫خورخه سیلوا به همراه
‫همسرش در تبعید در لندن زندگی

01:16:48.466 --> 01:16:50.586
‫کرد، جایی که در اوت
‫۲۰۲۴ چشم از جهان فروبست.

01:16:54.820 --> 01:16:57.664
‫او هرگز برای زندگی به شیلی بازنگشت.

01:17:06.270 --> 01:17:10.575
‫آشیانه سرخ
