WEBVTT

00:00.121 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.021 --> 00:07.621
‫آنچه گذشت...

00:08.437 --> 00:11.687
‫بابت نجات جونم بهت مدیون بودم
‫و اگر چیزی لازم داشتی، بهم زنگ بزن

00:11.687 --> 00:14.271
‫شاید بیشتر از چیزی که درست بوده

00:14.271 --> 00:15.479
‫می‌خواستم باهات وقت بگذرونم

00:15.479 --> 00:18.104
‫لازمه نگران این باشم
‫که نکنه از اون مردهای حسود باشی؟

00:18.104 --> 00:19.479
‫- نه
‫- یادت باشه، امشب صحبت نکردیم

00:19.479 --> 00:20.812
‫در مورد چی صحبت نکردیم؟

00:20.812 --> 00:22.854
‫گروه ضدجاسوسی داره میاد سمت خونه‌ت

00:22.854 --> 00:25.521
‫قراره دنبال هرچیزی که مربوط به
‫عملیات ملادزه هست بگردن

00:25.521 --> 00:27.021
‫حدس بزن دیروز کی بهم زنگ زد

00:27.021 --> 00:29.229
‫کشتن یه وکیل چقدر سخت می‌تونه باشه؟

00:29.229 --> 00:31.021
‫یه مخبر برام گیر بیار. یه مخبر خوب

00:31.021 --> 00:33.311
‫اوضاع تغییر کرده

00:37.521 --> 00:39.854
‫فکر کردی روس‌ها
‫دارن به زنم آسون می‌گیرن؟

00:39.854 --> 00:42.687
‫نه، چون دست اونا نیست
‫دست یاکوزاست

00:42.687 --> 00:44.604
‫نمی‌دونن کجا نگهش می‌دارن

00:44.604 --> 00:47.229
‫سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی
‫یه رمزارز قابل ردیابی درست کرده

00:47.229 --> 00:49.562
‫سیا تو درست کردنش باهامون همکاری کرد

00:49.562 --> 00:51.770
‫وقتی بهت میگم یه کاری بکن...

01:13.604 --> 01:15.771
‫کدوم گوری هستی؟

01:15.771 --> 01:18.229
‫دارم میرم که یواشکی
‫وارد آپارتمان جنگ کیون بشم

01:18.229 --> 01:20.812
‫- دارم سرخود میرم
‫- میشه بگی سرخود یعنی چی؟

01:20.812 --> 01:23.562
‫نه، نه. یه کار بهتری انجام بده
‫قطع کن و شماره‌مو پاک کن

01:23.562 --> 01:25.354
‫این سوئیچ مرگ رو از کجا پیدا کنم؟

01:25.354 --> 01:27.229
‫نمی‌دونم

01:27.229 --> 01:28.854
‫به احتمال زیاد دیجیتاله

01:28.854 --> 01:32.521
‫که اگر بهش سر نزد یا یه پیام رمزدار نفرستاد
‫اسرار رو پخش کنه

01:33.021 --> 01:37.354
‫و باهوش‌تر از اونیه که
‫مدرکی توی خونه‌ش نگه داره

01:37.354 --> 01:38.646
‫ولی احتمالاً سرنخ‌هایی هست

01:38.646 --> 01:41.021
‫که بخش عملیات بتونه باهاشون
‫توی پیدا کردنش کمک کنه

01:41.021 --> 01:43.021
‫پس از همه‌چی عکس بگیر

01:43.021 --> 01:44.687
‫عکس بگیرم. باشه

01:44.687 --> 01:48.437
‫ولی اگر موقع سرک کشیدن مچت رو گرفتن
‫دخلت اومده

01:48.437 --> 01:52.062
‫گندش بزنن. واقعاً؟ فکر کردم
‫فقط منو از کشور می‌اندازن بیرون

01:52.062 --> 01:53.187
‫آره، می‌اندازن

01:53.187 --> 01:56.229
‫و بعد نایلند دست و پات رو می‌بنده به اسب‌ها
‫و تکه‌پاره‌ت می‌کنه

03:12.062 --> 03:13.662
‫حرومزاده

03:43.146 --> 03:44.746
‫آخ!

03:56.562 --> 03:58.979
‫لعنتی! بسه دیگه!

04:00.937 --> 04:03.104
‫می‌خوای چیکار کنی؟ ها؟

04:03.646 --> 04:05.811
‫می‌خوای منو توی آپارتمان خودت بکشی؟

04:07.104 --> 04:09.937
‫چند دقیقه بعدش پلیس می‌رسه اینجا
‫و پشت سرشون سازمان اطلاعات کره هم میاد

04:11.271 --> 04:13.562
‫اینطوری دیگه کار زنت تمومه

04:19.812 --> 04:21.021
‫می‌دونی که اونقدر احمق نیستم

04:21.021 --> 04:23.729
‫که سوئیچ مرگ رو
‫توی آپارتمانم نگه دارم، مگه نه؟

04:24.479 --> 04:26.391
‫اون تنها چیزیه...

04:26.391 --> 04:29.062
‫که نمی‌ذاره سازمان سیا منو بکشه

04:29.062 --> 04:30.662
‫آره می‌دونم

04:38.854 --> 04:41.312
‫اینجا... خونه‌ی ماست

04:43.646 --> 04:45.479
‫حق نداشتی تخریبش کنی

04:48.104 --> 04:50.062
‫گمونم یه‌خرده مستاصل شدم

04:50.062 --> 04:51.662
‫فکر می‌کنی من نیستم؟

04:55.937 --> 04:57.537
‫"نان‌هی"

04:57.896 --> 04:59.496
‫حامله‌ست

05:04.104 --> 05:06.062
‫بدون تو نمی‌تونم نجاتش بدم

05:24.229 --> 05:26.021
‫بلند شو. یکی سعی کرد منو بکشه

05:27.229 --> 05:28.829
‫چی؟

05:35.396 --> 05:37.437
‫هی، این از کجا اومده؟

05:37.437 --> 05:39.354
‫از کسی که سعی کرد منو بکشه

05:39.854 --> 05:41.854
‫باشه، حالا کجاست؟

05:41.854 --> 05:43.454
‫سردخونه

05:44.229 --> 05:45.829
‫تابحال اینو دیدی؟

05:46.187 --> 05:47.812
‫نه

05:49.479 --> 05:52.271
‫- پس فکر می‌کنی هویتت لو رفته؟
‫- نمی‌دونم

05:52.271 --> 05:54.261
‫ولی اینو می‌دونم که این "سی‌زی-75"ـه

05:54.285 --> 05:56.687
‫اسلحه‌ی گرون‌قیمت نیروهای ویژه‌ی اروپاییه

05:57.437 --> 05:59.562
‫و مرتیکه‌ عین نینجاها بود

05:59.562 --> 06:01.271
‫نمی‌دونم چرا می‌خوان منو بکشن

06:01.271 --> 06:04.062
‫من یه مامور تازه توی این منطقه‌م
‫و توی هیچ عملیات خاصی هم شرکت ندارم

06:05.271 --> 06:07.312
‫- می‌خوای بمونی و بفهمی؟
‫- نه!

06:07.312 --> 06:10.187
‫ولی اگر به لانگلی (سازمان سیا)
‫خبر بدم که ممکنه هویتم لو رفته باشه

06:10.187 --> 06:11.229
‫می‌اندازنش تقصیر من

06:11.229 --> 06:13.771
‫منو از کارهای عملیاتی می‌کشن بیرون
‫احتمالاً هم حصر میشم

06:14.729 --> 06:16.896
‫شانسم برای رسیدن به مقر مسکو از بین میره

06:16.896 --> 06:20.104
‫خب، به عنوان وکیلت
‫و هم‌خونه‌ای اجباریت

06:20.104 --> 06:22.687
‫توصیه می‌کنم از لهستانی که توش

06:22.687 --> 06:24.229
‫یکی سعی می‌کنه بکشتت بزنی به چاک

06:24.229 --> 06:26.937
‫و برگردی واشینگتن
‫جایی که هیچکس سعی نمی‌کنه بکشتت

06:26.937 --> 06:29.561
‫اونجا می‌شینیم فکر می‌کنیم
‫که بعدش باید چیکار کنیم

06:31.021 --> 06:32.621
‫عاشق این نقشه‌م

06:33.146 --> 06:36.104
‫زنگ می‌زنم دفتر مسافرت
‫و هماهنگ می‌کنم با پرواز بعدی بریم

06:36.771 --> 06:38.187
‫میگما

06:38.187 --> 06:40.354
‫بنظرت این قضیه
‫ربطی به نیچکا داره؟

06:40.354 --> 06:42.729
‫اگر منظورت از نیچکا، "اوون"ـه، آره صددرصد

06:44.896 --> 06:46.496
‫تف توش

06:46.979 --> 06:50.354
‫« پورت‌لوئیس، موریس »

06:53.854 --> 06:55.454
‫خبرهای بدی دارم

06:58.146 --> 06:59.646
‫نمی‌خوام بشنوم

06:59.646 --> 07:02.271
‫مسئولیت این بدی‌ها رو هم داره، باید بشنوی

07:03.396 --> 07:05.187
‫لی مرده

07:07.271 --> 07:08.396
‫لی کیه؟

07:08.396 --> 07:10.854
‫مزدوری که هفته‌ی قبل
‫فرستادیم سراغ اوون

07:10.854 --> 07:13.146
‫پلیس ورشو دیشب جسدش رو پیدا کرده

07:13.146 --> 07:16.146
‫همون کسی که نتونست هندریکس رو بکشه
‫فرستادی تا نتونه لستر رو بکشه؟

07:16.146 --> 07:17.854
‫به این زودی نمی‌شد کس دیگه‌ای رو پیدا کرد

07:17.854 --> 07:19.729
‫ممکنه ردش رو تا ما بگیرن؟

07:19.729 --> 07:22.604
‫اینقدر منو دست‌کم نگیر
‫سیستم‌هامون کاملاً محافظت شده‌ست

07:24.312 --> 07:25.771
‫ولی؟

07:25.771 --> 07:28.729
‫اوون، لستر و وایولت
‫از طریق دفتر مسافرت سازمان

07:28.729 --> 07:30.437
‫به مقصد واشینگتن بلیط هواپیما گرفتن

07:30.437 --> 07:34.062
‫خب، این نمی‌تونه تصادفی باشه
‫این یعنی یجورایی دستمون رو خوندن

07:35.104 --> 07:37.646
‫- باید برگردیم واشینگتن
‫- فکر می‌کردم اینو بگی

07:37.646 --> 07:40.962
‫توی یه هواپیمای باری لاکهید برای خودمون
‫جا گرفتم. نود دقیقه‌ی دیگه راه میفته

07:41.146 --> 07:42.746
‫خوبه

07:44.979 --> 07:46.579
‫چیه؟

07:48.396 --> 07:50.354
‫می‌خوای این قضیه رو تا کجا کش بدی؟

07:52.771 --> 07:54.312
‫می‌دونم بابت سودان جنوبی بهت مدیونم

07:54.312 --> 07:56.104
‫ولی ترجیح میدم تمام عمرم رو

07:56.104 --> 07:57.704
‫توی یه زندان فدرال نگذرونم

07:58.146 --> 07:59.312
‫یا بلای بدتری سرم نیاد

07:59.312 --> 08:01.062
‫قضیه واسم مرگ و زندگیه

08:02.396 --> 08:05.229
‫ولی... اگر می‌خوای ول کنی و بری
‫سرزنشت نمی‌کنم

08:06.896 --> 08:08.496
‫نه

08:09.896 --> 08:11.496
‫مشکلی ندارم

08:12.771 --> 08:14.371
‫تا پای مرگ کنار همدیگه‌ایم، آره؟

08:17.479 --> 08:19.079
‫تا پای مرگ کنار همدیگه‌ایم

08:19.979 --> 08:22.854
‫- توام باید باهام بیای
‫- نه، همین‌جا می‌مونم

08:22.854 --> 08:26.187
‫همین که سازمان یه رمزارز درست کرده

08:26.187 --> 08:29.271
‫که الان داره توسط
‫بیش از ده میلیون آمریکایی استفاده میشه

08:29.271 --> 08:30.604
‫یه راز به‌شدت مخربه، رفیق

08:30.604 --> 08:33.396
‫برای همین وقتی به نایلند میگی

08:33.396 --> 08:34.521
‫نمی‌خوام نزدیکتون هم باشم

08:34.521 --> 08:36.521
‫بعلاوه، یکی‌مون باید
‫حواسش به جنگ کیون باشه

08:36.521 --> 08:39.729
‫که حالا که داری برمی‌گردی واشینگتن
‫دقیقاً داره چیکار می‌کنه؟

08:39.729 --> 08:42.937
‫داره میره سازمان اطلاعات کره
‫تا اطلاعات معاملات اخیر رمزارز رو دربیاره

08:42.937 --> 08:45.271
‫اگر بخاطر این یاکوزا نان‌هی رو دزدیده
‫چون به رمزارزی

08:45.271 --> 08:47.937
‫که باهاش بهشون رشوه داده شک کردن
‫شروع می‌کنن به فروختنش

08:47.937 --> 08:51.771
‫که جنگ کیون هم باید
‫خیلی نامحسوس سروگوش آب بده

08:51.771 --> 08:54.104
‫وگرنه رئیسش شک می‌کنه

08:54.937 --> 08:56.537
‫گریس چو

08:58.646 --> 08:59.812
‫چیه؟ تو نخشی؟

08:59.812 --> 09:01.412
‫نه. خفه‌شو بابا

09:02.646 --> 09:04.687
‫فقط گولشو نخور، باشه؟

09:05.271 --> 09:06.871
‫وای خدا. کاش اینقدر خوش‌شانس بودم

09:07.437 --> 09:09.771
‫ولی طرف حرفه‌ایه
‫بلده نامحسوس کارشو انجام بده، مگه نه؟

10:09.979 --> 10:11.579
‫هیچ فرقی نکرده

10:13.396 --> 10:14.646
‫« امور مالی »

10:17.812 --> 10:20.104
‫« شکنجه »

10:42.312 --> 10:43.979
‫بالاخره پیدات کردم

10:44.812 --> 10:46.479
‫اونجا چیکار می‌کردی؟

10:46.479 --> 10:48.771
‫داری با بخش جرائم سازمان‌یافته
‫روی پرونده‌ای کار می‌کنی؟

10:48.771 --> 10:51.896
‫نه. داشتم دنبال سرکار "یون" می‌گشتم

10:52.479 --> 10:54.354
‫شنیدم داره دوچرخه‌ی ثابتش رو می‌فروشه

10:55.562 --> 11:00.771
‫می‌خوام نان‌هی رو غافلگیر کنم
‫دلش یکی از اونا می‌خواست

11:01.896 --> 11:03.496
‫صورتت چی شده؟

11:04.021 --> 11:05.621
‫اوه، اینو میگی؟

11:06.521 --> 11:08.729
‫یکم خجالت‌آوره

11:09.646 --> 11:12.521
‫اونقدر سرم تو گوشیم بود
‫که از پله‌های آپارتمانم افتادم پایین

11:13.646 --> 11:15.246
‫خیلیم عالی

11:15.854 --> 11:18.521
‫می‌دونستی اوون هندریکس
‫داره با هواپیما برمی‌گرده واشینگتن؟

11:19.562 --> 11:23.896
‫آره، ولی هنوزم دارم سعی می‌کنم
‫اون یکی وکیله رو راضی کنم بهم بگه...

11:23.896 --> 11:25.396
‫گوش کن چی میگم

11:25.396 --> 11:29.437
‫شایعاتی به گوش رئیس رسیده
‫که سیا یه کاسه‌ای زیر نیم کاسشه

11:29.937 --> 11:32.354
‫و از من انتظار داره بفهمم چیه

11:32.354 --> 11:35.729
‫اگر تا 24 ساعت آینده نفهمیدی قضیه چیه

11:35.729 --> 11:37.646
‫یکی رو پیدا می‌کنم که بتونه

11:37.646 --> 11:40.864
‫و می‌ذارمت توی یه برج نگهبانی
‫لب مرز کره‌ی شمالی

11:40.888 --> 11:42.853
‫که تا قیامت اونجا کشیک بدی

11:56.771 --> 12:00.354
‫بابت هشداری که دیشب
‫در مورد گروه ضدجاسوسی بهم ندادی ممنون

12:00.354 --> 12:01.562
‫چطور پیش نرفت؟

12:01.562 --> 12:06.021
‫فعلاً نتونستن چیزی پیدا کنن
‫ولی به این راحتی‌ها دست به‌سر نمیشن

12:06.021 --> 12:08.687
‫و بدجوری به هندریکس گیر سه‌پیچ دادن

12:09.187 --> 12:12.229
‫و تمام کسایی که توی اون آشفته‌بازار
‫اروپای شرقی دخیل بودن

12:12.229 --> 12:14.812
‫پس باید تمام اون دلقک‌ها

12:14.812 --> 12:17.062
‫هندریکس، کیچنز، ابنر و گیلبین رو

12:17.062 --> 12:20.521
‫اونقدر از چنگشون دور نگه داریم تا اینکه
‫تمام توجه‌ها به یه بحران دیگه جلب بشه

12:20.521 --> 12:23.978
‫از شانس‌ خوبمون اون چهار تا
‫الان چهارگوشه‌ی جهان پخش شدن

12:31.187 --> 12:34.479
‫خب، نایلند قطعاً می‌پرسه
‫چرا از ورشو برگشتیم

12:34.479 --> 12:36.187
‫باید یه بهونه‌ی خوب پیدا کنیم وگرنه...

12:36.187 --> 12:38.062
‫وگرنه باید مقر مسکو رو ببوسی و بذاری کنار؟

12:38.062 --> 12:40.687
‫آره، هزار باری اینو گفتی

12:40.687 --> 12:44.979
‫می‌دونی، ناسلامتی من و تو باید
‫با همدیگه یه تیم باشیم، مگه نه؟

12:44.979 --> 12:47.479
‫مقر مسکو بخشی از برنامه‌مون نبود

12:48.604 --> 12:50.204
‫منظورت چیه؟

12:50.396 --> 12:55.271
‫منظورم اینه که خربزه خوردی
‫حالا پای لرزش هم بشین

12:56.271 --> 12:58.687
‫من که دارم میرم خونه بخوابم

12:59.187 --> 13:02.312
‫فکر کنم توی فریزر بستنی هم داشته باشم

13:05.479 --> 13:07.079
‫انگار عین جن افتاده دنبالمون

13:08.396 --> 13:11.604
‫تنها راه خلاص شدن از دستش
‫یه جن‌گیری کاریه

13:11.604 --> 13:13.271
‫یه کشیش لازم داریم

13:13.271 --> 13:14.937
‫یه چوب بیسبال لازم داریم

13:16.396 --> 13:17.996
‫پشمام بابا

13:22.729 --> 13:23.979
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

13:23.979 --> 13:27.771
‫هیچی فقط...
‫دارم مدارک انتقالیم رو آتیش می‌زنم

13:27.771 --> 13:28.687
‫خیلی‌خب

13:28.687 --> 13:31.521
‫تو چی؟ وایسا، می‌دونی چیه؟
‫دلم نمی‌خواد بدونم

13:33.062 --> 13:34.662
‫صورتت چی شده؟

13:36.729 --> 13:38.329
‫کار یه شوهر عصبانی بود

13:39.896 --> 13:41.312
‫صورت تو چی شده؟

13:41.312 --> 13:42.912
‫کار یه قاتل نینجا بود

13:46.562 --> 13:47.979
‫اوضاع ورشو روبراه بود؟

13:47.979 --> 13:49.771
‫آره، چطور مگه؟ مگه چی شنیدی؟

13:50.354 --> 13:52.146
‫هیچی. فقط بنظر میاد بی‌قراری

13:52.146 --> 13:53.146
‫نه بابا. فقط...

13:53.146 --> 13:55.896
‫هرموقع کنار توام، بی‌قرار میشم

13:58.271 --> 13:59.871
‫وایسا ببینم، وایسا، وایسا

14:03.687 --> 14:05.287
‫این اصلاً خوب نیست

14:06.396 --> 14:08.187
‫چیکار کنیم؟ دخلشون رو بیاریم؟

14:09.437 --> 14:10.312
‫نه

14:10.312 --> 14:12.604
‫اومدیم ببینیم توی این خراب‌شده چه خبره

14:13.479 --> 14:15.079
‫بعدش دخلشون رو میاریم

14:15.646 --> 14:17.396
‫از هم جدا میشیم
‫تو برو دنبال کیچنز

14:18.021 --> 14:19.621
‫من میرم دنبال هندریکس

14:30.354 --> 14:34.062
‫خب، هانا توی کمد خانم نماینده قایم شده بود

14:34.062 --> 14:36.812
‫درحالی‌که من زیر تخت
‫با پسر نیمه‌لخت زنه گیر افتاده بودم

14:36.812 --> 14:39.146
‫و من بابت گربه بدجوری حساسیت گرفته بودم

14:39.146 --> 14:42.187
‫و داشتم سعی می‌کردم عطسه نکنم
‫وگرنه مچ همه‌مون رو می‌گرفت

14:42.187 --> 14:43.104
‫نه بابا

14:43.104 --> 14:44.854
‫اگر اینطوری می‌شد، دوست‌پسر دانشگاهم

14:44.854 --> 14:47.062
‫مجبور می‌شد به مادر خشک‌مذهبیش
‫بگه همجنس‌گراست...

14:47.062 --> 14:48.271
‫همم

14:48.271 --> 14:50.271
‫اونم درحالی‌که همه‌مون
‫با قارچ نشئه بودیم

14:50.271 --> 14:52.687
‫- وای خدا
‫- آره بخدا

14:52.687 --> 14:54.854
‫چطوری از اون وضع خلاص شدین؟

14:54.854 --> 14:57.229
‫هانا به تنها کسی زنگ زد
‫که حاضر بود بدون هیچ سوالی

14:57.229 --> 14:59.437
‫بیاد نجاتمون بده

14:59.437 --> 15:01.037
‫آره

15:02.646 --> 15:04.246
‫اوون

15:04.937 --> 15:06.396
‫اوهوم

15:06.396 --> 15:07.996
‫آره

15:10.104 --> 15:11.704
‫سلام!

15:12.062 --> 15:13.662
‫سلام

15:14.146 --> 15:16.729
‫- سلام، رسیدن به‌خیر
‫- ممنون

15:17.479 --> 15:20.229
‫سلام. "جی" بودی، درسته؟

15:20.229 --> 15:22.646
‫آره. توی وزارت امور خارجه
‫همدیگه رو دیدیم

15:23.312 --> 15:25.396
‫- آره. آره، آره، آره. حله
‫- همم

15:25.979 --> 15:27.579
‫عه، با هم دوست شدین؟

15:28.146 --> 15:29.746
‫آره

15:31.187 --> 15:32.729
‫عالیه. مزاحم شام‌تون نمیشم

15:32.729 --> 15:35.521
‫فقط اومدم کیفم رو بذارم
‫ و لباس بپوشم و برم دفتر

15:35.521 --> 15:37.687
‫فکر کردم ساعت کاری شما کارمندهای وزارت
‫همون ساعت اداریه

15:39.354 --> 15:41.771
‫اکثر اوقات آره

15:41.771 --> 15:43.812
‫ولی... یه پروژه‌ی فوری دارم

15:43.812 --> 15:47.021
‫و... تا خودم انجامش ندم
‫تموم نمیشه، مگه نه؟ برای همین...

15:56.354 --> 15:57.896
‫الان برمی‌گردم

16:05.687 --> 16:07.287
‫بیا باهامون غذا بخور

16:07.896 --> 16:09.496
‫لازم نیست معذب باشیم

16:11.562 --> 16:13.162
‫نیستیم

16:15.021 --> 16:17.021
‫بنظر یکم خسته میای

16:18.729 --> 16:20.329
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

16:25.562 --> 16:27.479
‫آره، بنظر پسر خیلی خوبی میاد

16:28.354 --> 16:29.954
‫همینطوری الکی نمیگم

16:30.271 --> 16:31.871
‫چرا الکی میگی

16:32.312 --> 16:34.062
‫ولی... هست

16:35.187 --> 16:36.787
‫و از رابطه باهاش راضی هستی؟

16:38.354 --> 16:39.954
‫آره

16:40.187 --> 16:41.787
‫خوبه

16:42.521 --> 16:44.121
‫لیاقت همچین چیزی رو داری

16:45.229 --> 16:46.062
‫ممنون

16:46.062 --> 16:49.187
‫هانا، نمی‌خوام فکر کنی
‫حرفایی که توی آلمان بهم زدی رو نشنیدم

16:49.854 --> 16:51.454
‫- لازم نیست...
‫- چرا لازمه

16:53.312 --> 16:55.146
‫دارم سعی می‌کنم
‫از اشتباهاتم درس بگیرم

16:57.104 --> 17:00.062
‫دارم سعی می‌کنم به حرف عزیزترین کسی
‫که توی زندگیم دارم گوش کنم

17:01.062 --> 17:02.662
‫که مرد بهتری بشم و...

17:03.896 --> 17:06.021
‫تمام مدت اینقدر خودخواه نباشم

17:07.687 --> 17:09.287
‫آدم پخته‌تری بشم

17:13.479 --> 17:15.079
‫شرمنده

17:15.271 --> 17:17.812
‫حرفم بنظر خیلی جدی اومد
‫تقصیر خستگی سفره

17:21.396 --> 17:23.062
‫عه

17:23.062 --> 17:25.187
‫سلام. داشتم دنبال دستشویی می‌گشتم

17:27.562 --> 17:29.162
‫آره. می‌تونی از مال من استفاده کنی

17:37.062 --> 17:40.521
‫خیلی‌خب، پس... قبل از رفتن
‫بیا یه غذایی باهامون بخور

17:42.021 --> 17:43.604
‫از "نوشی" غذا گرفتیم

17:43.604 --> 17:45.687
‫- عجب! نوشی؟
‫- اوهوم

17:45.687 --> 17:47.396
‫چطور می‌تونم جواب رد بدم؟

17:47.396 --> 17:48.996
‫نمی‌تونی

18:46.812 --> 18:48.562
‫« هشت عکس را با "بابا" به اشتراک بذار »

18:58.312 --> 19:00.062
‫- رفیق
‫- همم؟

19:00.062 --> 19:01.662
‫اسباب اساسیه لازم داریم

19:01.979 --> 19:03.811
‫چشم بسته غیب گفتی

19:10.937 --> 19:14.562
‫می‌دونستی شراب هم داریم؟
‫ولی باید یه فنجون بیاری

19:14.562 --> 19:17.103
‫لیوان رو هم به لیست چیزهایی
‫که دیگه نداریم اضافه کن

19:18.104 --> 19:20.271
‫نه نمی‌خورم
‫باید برم. ولی ممنون

19:20.896 --> 19:23.854
‫هی، توی پروژه‌ت موفق باشی
‫باید جون کند تا به یه جایی رسید، مگه نه؟

19:25.271 --> 19:27.354
‫آره معلومه. ممنون که گذاشتین
‫باهاتون شام بخورم

19:27.354 --> 19:29.354
‫بهترین تشکر خریدن یه میز پذیرایی جدیده

19:29.354 --> 19:31.896
‫فقط باعرضه‌ها میز پذیرایی گیرشون میاد

19:35.062 --> 19:35.896
‫خوبی؟

19:35.896 --> 19:37.496
‫آره خوبم

19:41.687 --> 19:43.961
‫« سازمان مرکزی اطلاعات ایالات متحده‌ »

19:44.021 --> 19:45.854
‫نمی‌تونیم خطرش رو به جون بخریم

19:46.437 --> 19:49.521
‫- باید فوراً این خطر رو از بین ببریم
‫- بله قربان...

19:50.104 --> 19:53.937
‫ولی در این لحظه، هنوزم بهترین راه‌حل‌مون
‫اینه که به خواسته‌ی تهدیدکننده تن بدیم

19:54.437 --> 19:57.562
‫زنش رو بهش پس بدیم
‫اونو با سوئیچ مرگش عوض می‌کنیم

19:59.104 --> 20:01.271
‫و می‌خوای چطوری زنش رو پس بگیریم؟

20:01.271 --> 20:03.854
‫خب، خبر خوب اینه که
‫حالا می‌دونیم زنش دست کیاست

20:04.354 --> 20:06.646
‫پس بنظرم حالا باید
‫از بخش عملیات کمک بخوایم

20:06.646 --> 20:09.062
‫برای پیدا کردن و نجات دادنش
‫به توانایی‌هاشون احتیاج داریم

20:09.062 --> 20:11.855
‫امکان نداره یه عملیات نظامی مخفی

20:11.879 --> 20:14.146
‫توی کره‌ی جنوبی انجام بدیم

20:14.146 --> 20:17.187
‫بدون اینکه به همکارهامون
‫توی سازمان اطلاعاتی کره خبر بدیم

20:17.187 --> 20:21.396
‫و نمی‌تونیم بدون اینکه بهشون خبر بدیم
‫یکی از افرادشون جاسوس دوجانبه‌ست

20:21.396 --> 20:23.521
‫و بدون اطلاع‌شون داشتیم باهاش کار می‌کردیم
‫این‌کارو بکنیم

20:23.521 --> 20:28.187
‫اگر بدون دخیل کردن بخش عملیات توی این‌کار
‫ازشون کمک بگیریم چی؟

20:28.187 --> 20:31.771
‫لستر کیچنز. مدارک انتقالش به بخش عملیات
‫هنوز ثبت نشده

20:31.771 --> 20:34.729
‫پس اصولاً، هنوزم داره به عنوان یه وکیل
‫برای دفتر مشاور حقوقی کار می‌کنه

20:34.729 --> 20:39.021
‫اون می‌تونه عملیات رو انجام بده...
‫بدون اینکه... لازم باشه کسی...

20:39.937 --> 20:41.537
‫به سازمان اطلاعات کره خبر بده

20:44.854 --> 20:46.454
‫نظرت چیه؟

20:48.354 --> 20:50.104
‫دلت نمی‌خواد بدونی نظرم چیه

20:53.562 --> 20:55.562
‫خیلی‌خب، لستر رو از لهستان بیار اینجا

20:55.562 --> 20:57.729
‫راستش قربان، لستر توی لهستان نیست

20:57.729 --> 21:00.021
‫می‌زنم دخلتو میارم!

21:00.021 --> 21:01.687
‫آروم! هی! هی! انتخاب دیگه‌ای نداشتم

21:01.687 --> 21:04.521
‫چرا داشتی. دهن گشادت رو باز کردی
‫و اسم منو آوردی

21:04.521 --> 21:08.021
‫این انتخاب تو بود
‫حالا دیگه شانس رسیدنم به مقر مسکو نابود شد

21:08.562 --> 21:09.562
‫بنظر من که برعکسه

21:09.562 --> 21:12.604
‫بنظرم وقتی رئیس رو از فاجعه نجات دادی
‫تبدیل به یه قهرمان میشی، درسته؟

21:12.604 --> 21:13.729
‫این کجاش بده؟

21:13.729 --> 21:16.687
‫چون منو انداختی توی موقعیتی
‫که محکوم به شکسته، پسر

21:17.396 --> 21:19.896
‫به هیچکدوم از منابعم
‫توی بخش عملیات دسترسی ندارم

21:19.896 --> 21:21.937
‫اطلاعات تصویری!
‫ اطلاعات انسانی! شنود الکترونیکی!

21:21.937 --> 21:24.437
‫خب، جنگ کیون می‌تونه
‫ یه سری از اینا رو برامون جور کنه

21:24.437 --> 21:27.021
‫بابا تو خیلی خری، می‌دونستی؟

21:27.521 --> 21:30.187
‫از گندکاری عملیات ملادزه
‫ هیچی یاد نگرفتی؟

21:30.187 --> 21:32.979
‫به کسی که داره تهدیدت می‌کنه اعتماد نکن!

21:35.312 --> 21:40.021
‫پس اگر اطلاعات دیگه‌ای در مورد
‫یاکوزا نداری... دهنت سرویسه

21:40.021 --> 21:44.354
‫و نمی‌دونم این نقاشی
‫عجیب‌غریب هپروتی دیگه چیه

21:44.354 --> 21:46.354
‫-  ولی باید این دیوار رو رنگ کنی
‫- من...

21:46.354 --> 21:47.954
‫راستش...

21:48.229 --> 21:49.829
‫شاید داشته باشم

21:50.562 --> 21:52.162
‫یکی رو سراغ دارم

21:53.104 --> 21:54.854
‫- یکی رو سراغ داری؟
‫- آره

21:54.854 --> 21:56.454
‫کی رو سراغ داری؟

21:57.812 --> 22:00.396
‫« هنگ کنگ »

22:07.062 --> 22:08.604
‫- الو؟
‫- اولیور

22:08.604 --> 22:10.937
‫منم اوون هندریکس... که دوحه همدیگه رو دیدیم

22:10.937 --> 22:13.396
‫آها آره، اوون
‫چطوری پسرجون؟

22:13.396 --> 22:14.312
‫خیلی خوبم

22:14.312 --> 22:16.396
‫ببین، یکی از همکارهام پیشمه

22:16.396 --> 22:18.729
‫فهمیده گروگانم دست کیه

22:18.729 --> 22:19.687
‫عه

22:19.687 --> 22:21.271
‫- یاکوزا
‫- آها

22:21.271 --> 22:23.021
‫بطور خاص خاندان یامازاکی

22:23.021 --> 22:26.229
‫می‌خواستم ببینم اونجا آشنایی داری یا نه

22:26.229 --> 22:28.604
‫همه‌جا آشنا دارم، اوون

22:28.604 --> 22:30.854
‫کارم همینه

22:30.854 --> 22:31.896
‫یه لحظه

22:31.896 --> 22:33.853
‫خاندان یامازاکی، لطفاً

22:37.937 --> 22:39.771
‫ممنون. بله، اوون

22:39.771 --> 22:42.729
‫- می‌خوای چی بدونی، اوون؟
‫- هرچی باشه بهمون کمک می‌کنه

22:43.896 --> 22:46.021
‫فعلاً یکم محدودیت داریم

22:46.021 --> 22:49.646
‫و به منابع همیشگی‌مون دسترسی نداریم

22:49.646 --> 22:53.146
‫بنظر میاد خاندان یامازاکی توی خیلی مسائل

22:53.146 --> 22:54.746
‫دست داره

22:55.354 --> 23:00.479
‫قاچاق مواد، نزول‌خوری، قمار، تن‌فروشی

23:00.479 --> 23:03.354
‫و این‌ها در کنار کسب‌و‌کارهای قانونی‌شون

23:03.354 --> 23:07.479
‫از جمله ساخت‌وساز، رستوران‌داری
‫کلوپ‌های شبانه و خرید و فروش املاک هستن

23:07.479 --> 23:09.687
‫مقر اصلی‌شون توی توکیوئه

23:09.687 --> 23:12.687
‫ولی در روسیه، کره‌ی جنوبی و چین هم

23:12.687 --> 23:13.896
‫حضور دارن

23:13.896 --> 23:17.062
‫نمی‌دونی چرا باید نان‌هی رو بدزدن؟

23:17.062 --> 23:20.187
‫معمولاً کسایی رو می‌دزدن
‫که بهشون پول بدهکارن

23:20.187 --> 23:23.562
‫یا... اهداف رده‌بالا که بتونن اخاذی کنن

23:23.562 --> 23:24.604
‫ولی...

23:24.604 --> 23:28.604
‫این خانمی که توی سازمان مردم‌نهاد
‫ کار می‌کنه هیچکدوم از این‌ها نیست، مگه نه؟

23:28.604 --> 23:33.521
‫نه، حدس می‌زنم پاش
‫به یکی دو تا از مسائل‌شون باز شده

23:34.646 --> 23:37.854
‫پس باید یکم... پرس‌و‌جوی دقیق انجام بدم

23:37.854 --> 23:39.562
‫تا اطلاعات بیشتری به‌دست بیارم

23:39.562 --> 23:41.312
‫ممنون میشیم

23:41.979 --> 23:43.979
‫میشه توی سئول همدیگه رو ببینیم؟

23:43.979 --> 23:45.579
‫آره، می‌تونم...

23:47.146 --> 23:49.277
‫یه معشوقه دارم که خودم پول کرایه‌ی

23:49.301 --> 23:51.937
‫آپارتمان نقلیش توی محله‌ی هونگدای رو میدم

23:51.937 --> 23:55.354
‫عالیه. دو ساعت دیگه راه میفتیم
‫اونجا می‌بینیمت

23:56.021 --> 23:57.271
‫حواستون باشه

23:57.271 --> 23:59.520
‫گروه ضدجاسوسی فهمیده
‫جفتتون توی ساختمون هستین

24:11.604 --> 24:13.312
‫سلام. این‌وقت شب اینجا چیکار می‌کنین؟

24:13.312 --> 24:15.979
‫بهمون خبر دادن آقای هندریکس
‫و آقای کیچنز اینجان

24:15.979 --> 24:17.579
‫با کارتت نزن!

24:20.021 --> 24:23.021
‫واقعاً؟ من که ندیدمشون
‫آخرین خبری که داشتم، لستر توی لهستان بود

24:27.687 --> 24:29.287
‫بوی ادکلن میاد

24:30.187 --> 24:31.787
‫یا ژل ضدعرق

24:34.521 --> 24:36.145
‫- قفلش کن! قفلش کن!
‫- تف توش!

24:37.062 --> 24:38.812
‫- قفلش کردی؟
‫- قفله

24:41.479 --> 24:43.079
‫وای خدا

24:44.562 --> 24:46.162
‫وایسا. نه، نه، نه، نه، نه

24:50.396 --> 24:51.996
‫خیلی‌خب. برو، برو، برو، برو

24:52.312 --> 24:56.270
‫بگو حراست با کلیدها بیاد
‫باید تمام این دفترها رو بگردیم

25:00.937 --> 25:02.537
‫میگما...

25:03.521 --> 25:05.121
‫من...

25:05.354 --> 25:06.954
‫دیگه دارم میرم خونه

25:07.854 --> 25:10.271
‫مطمئنی هندریکس یا کیچنز رو ندیدی؟

25:10.271 --> 25:12.104
‫آره. واقعاً بعید می‌دونم
‫اومده باشن اینجا

25:12.104 --> 25:13.771
‫بعلاوه، این چند هفته

25:13.771 --> 25:15.937
‫دستگاه‌های نشانه‌خوان‌مون مشکل پیدا کردن

25:15.937 --> 25:18.853
‫خودت می‌دونی هماهنگ کردن با
‫بخش فناوری و تعمیرات چقدر سخته

25:21.146 --> 25:22.746
‫شب بخیر!

25:35.021 --> 25:37.145
‫چیکار داری... یه...

25:59.062 --> 26:00.662
‫خانم گیلبین

26:02.771 --> 26:05.021
‫جونو مارش هستم، از بخش ضدجاسوسی
‫باید باهات صحبت کنم

26:05.521 --> 26:07.121
‫نذار در بسته بشه

26:08.854 --> 26:11.021
‫بهمون خبر ندادن برگشتی آمریکا

26:11.021 --> 26:12.621
‫زیاد اینجا نمی‌مونم

26:15.312 --> 26:16.912
‫پس بهتره همین الان صحبت کنیم

26:31.646 --> 26:33.562
‫خب توی واشینگتن چیکار می‌کنی؟

26:34.146 --> 26:36.312
‫به مقر پورت‌لوئیس فرستاده شده بودی

26:36.312 --> 26:39.896
‫و هیچ سابقه‌ای مبنی بر
‫برگشتنت به آمریکا وجود نداره

26:39.896 --> 26:43.396
‫با کمال احترام، اگر خودتون خبر ندارین
‫من در جایگاهی نیستم که بخوام بهتون بگم

26:43.396 --> 26:45.729
‫میشه بگی دقیقاً از چی خبر نداریم؟

26:46.646 --> 26:48.979
‫- واقعاً فکر می‌کنین حصر شدم؟
‫- آره

26:48.979 --> 26:52.196
‫بعد از اینکه یه مامور توی
‫یه عملیات مخفی فاجعه‌بار نقش داشته

26:52.220 --> 26:53.521
‫همچین کاری رویه‌ی عادیه

26:53.521 --> 26:56.521
‫هم شما هم آقای هندریکس کنار گذاشته شدین

26:56.521 --> 26:59.104
‫تا اتفاقاتی که در پراگ افتاده روشن بشه

26:59.812 --> 27:01.812
‫خب پس، بیاین بگیم قضیه همین بوده

27:01.812 --> 27:03.771
‫ازمون می‌خوای چه فکری بکنیم؟

27:03.771 --> 27:07.312
‫که حصر شدنت پوششی
‫برای یه ماموریت سریه؟

27:07.312 --> 27:10.021
‫خب، اگر بوده
‫مشخصه که به شما نگفتن

27:10.021 --> 27:11.479
‫که یعنی قابل اعتماد نیستین

27:11.479 --> 27:14.771
‫که تعجبی هم نداره
‫از اونجایی که نفهمیدین ملادزه و گوی

27:14.771 --> 27:16.371
‫خائن بودن

27:16.646 --> 27:18.354
‫داری بلوف می‌زنی

27:18.354 --> 27:19.437
‫باشه

27:19.437 --> 27:22.021
‫آخه بعد از بیرون کشیده شدن
‫از اون منجلاب اروپای شرقی

27:22.021 --> 27:24.771
‫می‌تونی به چه درد رئیس سازمان بخوری؟

27:24.771 --> 27:25.937
‫به هیچ دردی

27:25.937 --> 27:27.937
‫مربوط به آقای هندریکسه؟

27:30.521 --> 27:33.146
‫تمام شب همین‌جا می‌مونیم
‫بهتره به حرف بیای

27:33.146 --> 27:36.354
‫ببینین، بدون مجوز امنیتی مناسب
‫تنها چیزی که می‌تونم بگم

27:37.021 --> 27:39.896
‫اینه که هندریکس یه عامل
‫ناشناخته و کاملاً غیرقابل پیش‌بینیه

27:39.896 --> 27:43.062
‫وکیل جوونی که قبل از اینکه راه و چاه رو
‫یاد بگیره، انداختنش توی عملیات

27:43.062 --> 27:45.896
‫و حالا داره واسه خودش می‌چرخه
‫و خیال می‌کنه مامور بخش عملیاته

27:45.896 --> 27:48.771
‫همین باعث شده غیرقابل پیش‌بینی بشه
‫و همچنین بدبین

27:49.271 --> 27:52.812
‫شنیدم با خودش فکر می‌کنه
‫نقشه‌ی قتلش رو ریختن

27:53.979 --> 27:56.645
‫ولی... اینو از من نشنیدین

28:20.021 --> 28:22.146
‫- چرا اینقدر طولش دادی؟
‫- بخاطر سازمان ضدجاسوسی

28:22.146 --> 28:24.937
‫- دهن‌مون سرویسه؟
‫- نه. فکر کنم فعلاً خطری تهدیدمون نمی‌کنه

28:24.937 --> 28:27.312
‫اگر لستر می‌دونست
‫من یه قاتل فرستادم سراغش

28:27.312 --> 28:28.912
‫الان بازداشت بودیم

28:29.396 --> 28:34.104
‫و به‌طرز معجزه‌آسایی، هندریکس
‫اونقدر باهوش بوده که دهنشو بسته نگه داره

28:34.104 --> 28:35.704
‫خوبه

28:36.104 --> 28:37.962
‫اون دو تا قطعاً یه نقشه‌ای دارن

28:37.986 --> 28:40.146
‫تازه سوار هواپیمایی به مقصد سئول شدن

28:41.104 --> 28:43.021
‫به جهنم. ما هم میریم

28:43.021 --> 28:45.437
‫ولی از هیچکدوم از هویت‌های مخفی
‫شناخته شده‌مون استفاده نکن

28:46.312 --> 28:47.912
‫سازمان خبردار میشه

28:48.729 --> 28:51.479
‫یه سری مدارک جدید برامون گیر بیار
‫مخفیانه سفر می‌کنیم

28:51.479 --> 28:53.146
‫اینطوری یکم وقت‌مون گرفته میشه

28:53.146 --> 28:55.728
‫اگر می‌خوای کاری درست انجام بشه
‫باید خودت انجامش بدی

28:56.562 --> 28:58.436
‫« سئول »

28:58.521 --> 29:00.562
‫یک مشکل امنیتی جزئی پیش اومده

29:00.562 --> 29:03.146
‫لطفاً تا رفع شدنش در صندلی‌هاتون باقی بمونین

29:30.437 --> 29:32.854
‫« بابا »

29:34.062 --> 29:37.354
‫اشکالی نداره جواب بدم؟
‫تمام روز تماس‌هاشو جواب ندادم

29:37.354 --> 29:38.954
‫نه، راحت باش

29:44.229 --> 29:45.104
‫سلام بابا

29:45.104 --> 29:46.771
‫چرا هندریکس اینجاست؟

29:46.771 --> 29:48.812
‫اونم با یه مامور دیگه
‫که خودشو جای یه وکیل جا زده؟

29:48.812 --> 29:51.271
‫- نمی‌دونم
‫- این که نشد جواب

29:51.271 --> 29:55.396
‫- باید یه مدرک درست و حسابی برام گیر بیاری
‫- پس اون عکسی که فرستادم چی؟

29:55.396 --> 29:58.354
‫عکس خودش و دختره؟
‫اون عکس مال یک دهه پیشه

29:58.354 --> 30:00.562
‫کنار یادگاری نظامی باباش نگهش می‌داشت

30:00.562 --> 30:03.354
‫- اون دختره براش مهمه
‫- اینا چیزی جز حدس و گمان نیست

30:03.354 --> 30:05.021
‫و من اطلاعات قطعی لازم دارم

30:05.021 --> 30:08.395
‫برای همین گذاشتمت کنار دوست‌دختر سابقش

30:10.479 --> 30:12.479
‫آره، ولی فکر نکنم اون چیزی بدونه

30:12.479 --> 30:15.437
‫- دیگه با اون رابطه‌ای نداره
‫- داری عاشقش میشی؟

30:16.229 --> 30:17.646
‫- نه
‫- خودتو جمع‌و‌جور کن

30:17.646 --> 30:19.312
‫و اطلاعاتی که در مورد
‫هندریکس لازم دارم رو گیر بیار

30:19.312 --> 30:23.771
‫وگرنه حکم بازداشتی
‫ که بابت مواد داری رو منتشر می‌کنم

30:23.771 --> 30:25.812
‫و تو رو به اینجا استرداد می‌کنن

30:25.812 --> 30:28.354
‫یا از اونم بدتر، به دولت آمریکا خبر میدم

30:28.354 --> 30:31.979
‫که داشتی بدون پوشش رسمی
‫جاسوسی می‌کردی

30:31.979 --> 30:34.936
‫و اونا به جرم خیانت دستگیرت می‌کنن

30:37.437 --> 30:39.037
‫همه‌چی مرتبه؟

30:39.271 --> 30:40.871
‫آره

30:41.146 --> 30:45.521
‫کاملاً. از همون... مزخرفات پدرانه‌ی
‫همیشگی بود که آدمو پر از اضطراب می‌کنه

30:45.521 --> 30:48.020
‫آره، می‌فهمم چی میگی

31:01.562 --> 31:04.271
‫سلام! سلام، خیلی خوشحالم دوباره می‌بینمت

31:04.271 --> 31:05.522
‫می‌دونم داری چه فکری می‌کنی

31:05.546 --> 31:07.687
‫"دو تا وکیل سازمان دیگه؟
‫این چه وضعشه!" ولی...

31:07.687 --> 31:09.646
‫مشکلی نیست. می‌تونین برین

31:12.937 --> 31:14.771
‫خیلی‌خب. باشه، عالیه

31:18.187 --> 31:19.937
‫ممنون

31:19.937 --> 31:21.479
‫- زیادی راحت پیش رفت
‫- آره

31:21.479 --> 31:22.646
‫زیادی آسون بودن چیز بدیه، مگه نه؟

31:22.646 --> 31:25.729
‫آره بابا. قطعاً قراره
‫یه تیم نظارتی کامل دنبالمون راه بیفتن

31:25.729 --> 31:28.521
‫- این مشکل‌ساز میشه
‫- نه. یه راه قطعی برای دست‌ به‌سر کردنشون بلدم

31:28.521 --> 31:29.562
‫عه. خیلی‌خب. حله

31:29.562 --> 31:32.937
‫و فقط 40 درصد احتمال داره
‫که موقع انجامش به‌طرز فجیعی بمیریم

31:38.479 --> 31:39.562
‫خب، حالا دیگه رسماً می‌تونم

31:39.562 --> 31:42.229
‫پریدن جلوی مترو رو
‫از لیست آرزوهام خط بزنم

31:42.229 --> 31:44.062
‫- یه چیزی رو دماغته
‫- چی؟

31:44.062 --> 31:45.662
‫دماغت

31:46.687 --> 31:48.229
‫امکان نداره توی تونل‌ها تعقیب‌مون کرده باشن

31:48.229 --> 31:49.979
‫نه بعد از اینکه دیدن
‫چه بلایی سر وسایل‌مون اومد

31:49.979 --> 31:51.687
‫آره، ولی مشکل اینجاست

31:51.687 --> 31:54.146
‫که با دست‌به‌سر کردن اونا
‫وقت محدودی بیشتر نداریم

31:55.437 --> 31:57.979
‫حدوداً 12 ساعت مونده
‫تا گریس چو زنگ خطر رو به‌صدا دربیاره

31:57.979 --> 31:59.854
‫و ارتش رو بفرسته دنبالمون

32:02.312 --> 32:04.562
‫- اینجاست؟
‫- همون آدرسیه که فرستاد

32:26.229 --> 32:29.104
‫چه... خونه‌ی امن جالبی

32:29.104 --> 32:32.812
‫ارزونه، هیچکس ازت کارت شناسایی نمی‌خواد
‫و هیچ دوربینی توی ساختمون نیست

32:33.312 --> 32:35.604
‫- اینا وسایلیه که خواسته بودین
‫- ایول

32:47.604 --> 32:49.204
‫حال احوال؟

32:51.604 --> 32:53.312
‫انتخاب هوشمندانه‌ایه

32:55.104 --> 32:57.312
‫ارزونه. کارت شناسایی نمی‌خواد
‫دوربین نداره

32:57.312 --> 32:58.912
‫ممنون

33:03.937 --> 33:05.271
‫- اولیور
‫- اوون

33:05.271 --> 33:08.687
‫ممنون که اومدی
‫امیدوارم خبرهای خوبی برامون داشته باشی

33:08.687 --> 33:13.646
‫نمیشه گفت کاملاً خبر خوبیه
‫ولی لازم نیست جای دیگه‌ای بریم

33:15.187 --> 33:19.854
‫سردسته‌ی یامازاکی که باید باهاش صحبت کنیم

33:19.854 --> 33:21.771
‫الان توی "سئول"ـه

33:21.771 --> 33:24.565
‫ولی تا وقتی شما یه پوشش مناسب جور نکردین

33:24.589 --> 33:27.646
‫نمی‌تونم براتون قرار ملاقات جور کنم

33:27.646 --> 33:29.437
‫نمی‌تونیم بگیم منافع‌مون حکم می‌کنه

33:29.437 --> 33:32.036
‫که از کاردارهای دیپلماتیک
‫سازمان مردم‌نهادش حفاظت کنیم؟

33:35.271 --> 33:36.146
‫چیه؟

33:36.146 --> 33:38.396
‫امکان نداره از کلمه‌ی "کاردار" استفاده کنی

33:38.396 --> 33:42.312
‫و همه فکر نکنن
‫ مامور سازمان اطلاعات آمریکایی

33:42.312 --> 33:44.479
‫هنوز می‌تونیم از بهونه‌ی
‫سازمان مردم‌نهادش استفاده کنیم؟

33:45.062 --> 33:46.646
‫از بخش آمریکایی سازمان مردم‌نهادش

33:46.646 --> 33:50.479
‫اون کره‌ای‌ها رو از جزیره‌ی ساخالین روسیه
‫برمی‌گردونه کره

33:50.479 --> 33:52.437
‫زمینه‌ی کاریش اونقدرام گسترده نیست

33:52.437 --> 33:54.021
‫نماینده‌های بیمه‌ی آدم‌ربایی و اخاذی چطوره؟

33:54.021 --> 33:55.604
‫چند سال پیش توی یه عملیات نقش داشتم

33:55.604 --> 33:57.604
‫که یه شرکت بیمه‌ی
‫ آدم‌ربایی و اخاذی درست کردیم

33:57.604 --> 34:02.854
‫خوبه. کارمند شرکت مردم‌نهادی مثل نان‌هی
‫می‌تونسته توسط شرکتش بیمه شده باشه

34:02.854 --> 34:06.187
‫خیلی‌خب، پس به عنوان نماینده‌های بیمه‌ی
‫آدم‌ربایی و اخاذی قرار می‌ذاریم. بعدش چی؟

34:06.187 --> 34:09.396
‫خب، رویه‌ی عادیش اینه که برای اطمینان
‫از زنده بودنش با تلفن باهاش صحبت کنیم

34:09.396 --> 34:10.729
‫شما باهاش تماس بگیرین

34:10.729 --> 34:13.812
‫من مکانش رو ردیابی می‌کنم
‫و یه تیم برای نجاتش می‌فرستیم

34:13.812 --> 34:15.729
‫یا... دارم همینطوری یه ایده‌ای میدم

34:15.729 --> 34:18.008
‫اگر خودمون رو جای
‫نماینده‌های بیمه‌ای جا می‌زنیم

34:18.032 --> 34:20.311
‫که حاضریم برای صحیح و سالم
‫برگشتنش پول بدیم، پس...

34:21.771 --> 34:23.979
‫چرا واقعاً پول آزادیش رو ندیم؟

34:24.562 --> 34:26.162
‫تیغ اوکام
‫(هرچه ساده‌تر، احتمال موفقیت بیشتر)

34:27.062 --> 34:30.312
‫به این میگن یه راه ساده و قشنگ

34:31.062 --> 34:32.729
‫خب ارزش یه کارمند سازمان مردم‌نهاد چقدره؟

34:32.729 --> 34:35.562
‫حدس می‌زنم بین 1 تا 2 میلیون دلار باشه

34:35.562 --> 34:38.479
‫- عین آب خوردنه. جیب سیا پر از پوله
‫- یه لحظه وایسا ببینم. این که...

34:38.479 --> 34:39.687
‫پسر، من یه زنگ زدم

34:39.687 --> 34:41.812
‫و تو سه سوته
‫دویست هزار دلار دادی نیچکا

34:41.812 --> 34:43.729
‫آره، اون از یه مبلغ محدود
‫برای موارد اضطراری بود

34:43.729 --> 34:45.979
‫الان پای یه میلیون درمیونه، پول زیادیه

34:45.979 --> 34:49.479
‫و همچین پولی مجوز لازم داره
‫و ما قرار بوده بی‌سروصدا کارمونو انجام بدیم

34:49.479 --> 34:50.896
‫اگر اشتباه می‌کنم بگو

34:50.896 --> 34:54.437
‫ولی از اونجایی که مدارک انتقالیت ثبت نشدن

34:54.437 --> 34:58.187
‫هنوزم داون سرپرست مقر "ورشو"ـه

34:58.187 --> 34:59.187
‫آره

34:59.187 --> 35:01.521
‫می‌تونم از چندین حساب مختلف
‫یه میلیون بردارم

35:01.521 --> 35:03.062
‫و بعداً برش گردونم

35:03.062 --> 35:05.229
‫- یا بذار همه‌چی سر "داون" خراب بشه
‫- این که عالی میشه

35:05.229 --> 35:08.229
‫تو چی؟ می‌تونی یه میلیون دیگه رو
‫به دلار آمریکا جور کنی؟

35:08.229 --> 35:10.562
‫منم می‌تونم یه کاغذبازی
‫ مشابه همین انجام بدم

35:10.562 --> 35:13.521
‫تا وقتی مافوق‌هام متوجه بشن
‫این قضایا تموم شده رفته

35:13.521 --> 35:15.646
‫و من با کمال میل
‫عواقبش رو گردن می‌گیرم

35:15.646 --> 35:16.562
‫عالیه

35:16.562 --> 35:20.271
‫خب، حالا... حالا باید برم یه سری تماس بگیرم
‫و شما آقایون هم باید برین مشغول بشین

35:20.271 --> 35:22.186
‫پس... بجنبین بریم، باشه؟

35:24.271 --> 35:26.187
‫« پرداخت 1 میلیون دلار به داون گیلبین »

35:30.187 --> 35:32.562
‫« امضای مامور: داون گیلبین »

35:47.687 --> 35:50.437
‫« بیمه‌ی آدم‌ربایی و اخاذی »

35:55.062 --> 35:56.662
‫هی، راه افتاد

36:05.021 --> 36:06.771
‫تصویر داریم

36:06.771 --> 36:08.371
‫بنگ

36:10.562 --> 36:12.229
‫هیچ کاری نداری؟

36:12.229 --> 36:13.854
‫نه

36:14.354 --> 36:16.771
‫تنها دلیل حضورم در اینجا
‫دادن مشاوره‌ی حقوقیه

36:16.771 --> 36:19.937
‫که، وقتی تمام کارهایی که داریم
‫توی این کشور انجام میدیم غیرقانونیه

36:19.937 --> 36:23.337
‫یعنی قراره تمام مدت ویدئوهای پاپ کره‌ای
‫ببینم و در مورد "بیبیم‌باپ" خیالبافی کنم
‫(نوعی خوراک کره‌ای)

36:39.771 --> 36:42.021
‫یه قرار ملاقات جور کردم

36:42.021 --> 36:43.621
‫خب، این آقایی که می‌بینین

36:44.979 --> 36:46.771
‫"کنتا ناکانو"ـه

36:47.271 --> 36:49.812
‫چهره‌ی علنی خاندانه

36:49.812 --> 36:52.479
‫از بهترین دانشگاه کسب‌و‌کار ژاپن مدرک گرفته

36:52.479 --> 36:55.729
‫و مسئول اکثر کسب‌و‌کارهای

36:55.729 --> 36:57.937
‫نیمه‌قانونی خاندان یامازاکیه

36:57.937 --> 37:03.062
‫آدم زیرک، خوش‌برخورد و کاملاً بی‌رحمیه

37:03.729 --> 37:06.604
‫کسی نیست که به این راحتیا گول بخوره

37:06.604 --> 37:09.687
‫پس باید سنگ تموم بذارین

37:09.687 --> 37:11.479
‫که بتونین خامش کنین

37:11.479 --> 37:13.104
‫اون یارو بی‌اعصابه چی؟

37:13.104 --> 37:14.646
‫- عه، این یارو رو میگی؟
‫- اوهوم

37:14.646 --> 37:18.687
‫آره، نزدیک‌ترین ترجمه برای لقب ژاپنیش

37:18.687 --> 37:22.646
‫"کسی که قتل‌عام و زجر
‫برای دشمنان‌مون به ارمغان میاره"ـست

37:22.646 --> 37:23.604
‫اسم جذابیه

37:23.604 --> 37:26.479
‫اگر سروکله‌ی این یارو پیدا شد
‫توی بد دردسری میفتیم

37:26.979 --> 37:30.771
‫در این حین، من و یانوس آماده‌ایم
‫که تماس اثبات زنده بودنش رو ردیابی کنیم

37:30.771 --> 37:33.354
‫محض احتیاط، که اگر مشکلی پیش اومد
‫آماده باشیم

37:33.896 --> 37:35.604
‫ولی چه مشکلی ممکنه پیش بیاد؟

37:36.812 --> 37:38.412
‫مگه نه؟

37:38.812 --> 37:41.187
‫خیلی‌خب بچه‌ها، پنج ساعت دیگه

37:41.187 --> 37:42.854
‫تا قرار ملاقات مونده

37:42.854 --> 37:46.311
‫بیاین سعی کنیم یکم استراحت کنیم
‫باید امشب در اوج آمادگی باشیم

37:47.437 --> 37:49.061
‫خیلی‌خب...

38:15.937 --> 38:17.854
‫کجا داری میری؟

38:20.146 --> 38:21.746
‫میرم یکم هوا بخورم

38:22.271 --> 38:24.271
‫ذهنم آروم نمی‌گیره

38:24.271 --> 38:26.187
‫- خیلی خطرناکه
‫- چیزی نمیشه

38:26.187 --> 38:27.787
‫بهم اعتماد کن

38:27.979 --> 38:29.579
‫یکم دیگه برمی‌گردم

39:21.646 --> 39:24.521
‫ممنونم. ما گروه "به وسایلم دست نزن" هستیم

39:24.521 --> 39:26.686
‫ساعت 8 برای یک اجرای دیگه برمی‌گردیم

39:37.437 --> 39:39.187
‫سلام

39:39.187 --> 39:40.787
‫اجرات... حرف نداشت

39:41.104 --> 39:42.704
‫اوون!

39:43.437 --> 39:45.729
‫اصلاً اهل برنامه ریختن هم هستی

39:45.729 --> 39:48.812
‫یا همیشه یهویی ظاهر میشی
‫و بعدش غیبت می‌زنه؟

39:48.812 --> 39:52.354
‫آره خب، این اواخر یهویی ظاهر و غیب شدن...

39:52.354 --> 39:54.312
‫تبدیل به عادتم شده

39:55.646 --> 39:58.104
‫اون یارو که توی کافه‌م
‫باهات دست به یقه شد کی بود؟

39:59.354 --> 40:01.271
‫واقعاً وکیل نیستی، مگه نه؟

40:02.354 --> 40:03.771
‫قاچاقچی موادی؟

40:03.771 --> 40:05.771
‫قاتل قراردادی هستی؟

40:05.771 --> 40:08.021
‫مدل حرفه‌ای و همچنین قاچاقچی جنسی هستی؟

40:08.021 --> 40:10.271
‫راستش بابت این آخری که گفتی مدرک گرفتم

40:10.271 --> 40:12.812
‫فقط تحمل نداشتم
‫تمام مدت رژیم بگیرم

40:13.312 --> 40:15.604
‫قضیه‌ش پیچیده‌ست...

40:17.312 --> 40:18.912
‫آره وکیلم

40:19.729 --> 40:21.853
‫فقط... برای سازمان سیا کار می‌کنم

40:23.146 --> 40:25.896
‫باشه. اگر می‌خوای سربه‌سرم بذاری...

40:25.896 --> 40:28.354
‫نه، نه، نه، نه
‫قسم می‌خورم. هستم. یه...

40:29.854 --> 40:31.771
‫یه وکیل برای جاسوس‌هام

40:32.896 --> 40:33.937
‫جدی میگم

40:33.937 --> 40:35.537
‫چه باحال

40:36.104 --> 40:38.104
‫وضعیت فعلیم که

40:38.104 --> 40:40.937
‫قطعاً باحال نیست، ولی ممنون

40:40.937 --> 40:42.812
‫و اجازه داری اینو بهم بگی؟

40:42.812 --> 40:43.937
‫اصولاً آره

40:43.937 --> 40:45.537
‫معمولاً دروغ میگم

40:46.062 --> 40:49.146
‫ولی... ولی به خودم قول دادم
‫که دیگه نمی‌خوام با اعتماد کسایی

40:49.146 --> 40:53.771
‫که واقعاً بهشون اهمیت میدم بازی کنم
‫برای همین... نمی‌خواستم بهت دروغ بگم

40:54.437 --> 40:56.037
‫خب، ای‌کاش می‌گفتی

40:56.687 --> 41:00.979
‫منو باش که هنوزم دارم توی یه کلاب مزخرف
‫آهنگ می‌زنم و با والدینم زندگی می‌کنم

41:00.979 --> 41:03.396
‫اونوقت تو داری
‫به عنوان یه جاسوس جذاب واسه خودت می‌چرخی

41:04.354 --> 41:06.062
‫من... جاسوس نیستم

41:06.771 --> 41:08.371
‫وکیلم

41:10.979 --> 41:12.579
‫شاید یه وکیل جذاب باشم

41:20.854 --> 41:22.604
‫یه اجرای دیگه دارم

41:23.437 --> 41:25.354
‫ولی بعدش می‌تونیم بازم از این‌کارا بکنیم

41:26.187 --> 41:28.646
‫ای‌کاش می‌شد. ولی... ولی باید برگردم سر کار

41:28.646 --> 41:30.561
‫ولی میشه بعداً بهت زنگ بزنم
‫و یه قراری با هم بذاریم؟

41:32.896 --> 41:34.496
‫نه

41:35.062 --> 41:37.604
‫تو تنها چیز زندگیم هستی
‫که غافلگیرم می‌کنه

41:38.104 --> 41:39.704
‫پس بیا همینطوری نگهش داریم

42:02.354 --> 42:04.354
‫داری گند می‌زنی به همه‌چی

42:04.896 --> 42:06.396
‫نه، باید... باید میومدم دیدن دوستم

42:06.396 --> 42:08.729
‫خب؟ بی‌خبر ولش کردم
‫و حق داشت براش توضیح بدم، برای همین...

42:10.271 --> 42:11.871
‫چرند نگو

42:12.104 --> 42:14.229
‫امیدوار بودی بتونی یه عشق و حالی بکنی
‫که در موافق معمولی...

42:14.854 --> 42:16.896
‫می‌گفتم برو حالشو ببر، ولی...

42:16.896 --> 42:20.437
‫یه اتاق متل پر از آدم هست

42:21.021 --> 42:23.651
‫که نه تنها دارن حرفه‌هاشون

42:23.675 --> 42:26.812
‫بلکه جونشون رو به‌خطر می‌اندازن

42:26.812 --> 42:29.187
‫و ظاهراً تو فقط به فکر خودتی

42:29.187 --> 42:32.437
‫قبلاً به دیگران صدمه زدم
‫و حالا دارم سعی می‌کنم آدم بهتری باشم

42:32.437 --> 42:34.104
‫چرا؟

42:34.104 --> 42:35.771
‫آخه...

42:36.479 --> 42:39.729
‫فکر کنم شغل اشتباهی رو
‫برای همچین چیزی انتخاب کردی، پسرجون

42:39.729 --> 42:43.812
‫تو یه مزدور... برای آدمای روان‌پریشی

42:44.479 --> 42:46.079
‫پس طبق همین رفتار کن

42:46.646 --> 42:48.246
‫حالا...

42:48.937 --> 42:51.062
‫بهتره راه بیفتیم بریم، مگه نه؟

42:51.062 --> 42:54.896
‫چون یه قرار ملاقات خیلی جدی داریم

43:19.687 --> 43:20.896
‫خب...

43:20.896 --> 43:22.521
‫کی قراره اول از همه گند بزنه؟

43:23.021 --> 43:24.621
‫جناب مامور هرج‌و‌مرج؟

43:25.229 --> 43:26.437
‫شوهر بی‌قرار؟

43:26.437 --> 43:28.562
‫یا بریتانیایی مشکوک؟

43:29.354 --> 43:33.271
‫با اینکه دلم نمی‌خواد اعتراف کنم...
‫ولی اوون زیر فشار عین ستون می‌مونه

43:33.271 --> 43:35.729
‫فقط باقی اوقات اسکل بی‌مغزه

43:36.979 --> 43:39.354
‫- نگران تهدیدکننده‌مون هستم
‫- اوهوم

43:40.104 --> 43:42.311
‫از لحاظ احساسی به مو بنده

43:46.521 --> 43:48.121
‫بعدازظهرتون بخیر، آقایون

43:48.562 --> 43:50.396
‫اومدیم دیدن آقای ناکانو

43:57.979 --> 43:59.579
‫یادت نره بهم پسش بدی

44:14.187 --> 44:16.146
‫واقعاً داری دست تو همه‌جا می‌کنی، ها؟

44:53.687 --> 44:55.287
‫آقای ناکانو

44:56.479 --> 44:59.187
‫ممنون که وقت گذاشتین
‫باهامون صحبت کنین

44:59.187 --> 45:02.979
‫ایشون آقای فیسک و آقای جونگ

45:02.979 --> 45:06.229
‫نماینده‌های شرکت بیمه‌ی جی‌اف‌ال هستن

45:06.729 --> 45:10.021
‫نوشیدنی میل دارین؟
‫همه نوع مشروبی داریم

45:10.021 --> 45:11.621
‫نه

45:14.604 --> 45:16.729
‫من یه آبجو می‌خورم. ممنون

45:16.729 --> 45:20.187
‫ویسکی سینگل مالت. بدون یخ. ممنون

45:30.687 --> 45:32.287
‫- ممنونم
‫- ممنونم

45:39.687 --> 45:43.646
‫آقایون، همونطور که دوست مشترک‌مون
‫بهتون توضیح داد

45:44.229 --> 45:46.729
‫درحال حاضر خانم جوانی دست شما هست

45:46.729 --> 45:49.604
‫که کارفرماش ما رو استخدام کرده
‫که برای آزادیش مذاکره کنیم

45:49.604 --> 45:53.812
‫ولی شاید بهتر باشه قبلش
‫عمیقاً ازتون تشکر کنیم

45:53.812 --> 45:57.021
‫که در این مورد بهمون... کمک می‌کنین

45:57.021 --> 45:58.687
‫بله البته

45:58.687 --> 45:59.521
‫عذر می‌خوام

45:59.521 --> 46:03.146
‫ببینین، می‌دونیم زمان‌تون خیلی باارزشه

46:03.146 --> 46:07.354
‫پس آماده‌ایم در ازای تحویلش به ما
‫ یک میلیون بهتون تقدیم کنیم

46:08.937 --> 46:10.604
‫این کافی نیست

46:10.604 --> 46:13.479
‫خب، همونطور که مطمئنم خبر دارین
‫بیمه‌گذار در این مورد

46:13.479 --> 46:16.771
‫یک سازمان خیریه با منابع محدوده

46:16.771 --> 46:18.371
‫چقدر می‌خواین؟

46:21.312 --> 46:23.771
‫بهت که گفتم این یارو گند می‌زنه

46:23.771 --> 46:25.646
‫لطفاً رک‌گویی همکارم رو ببخشید

46:25.646 --> 46:27.246
‫همونطور که می‌بینین

46:28.396 --> 46:31.396
‫خیلی مشتاقیم این وضعیت رو حل و فصل کنیم

46:48.521 --> 46:51.437
‫برای حفظ شهرت‌مون

46:52.021 --> 46:56.229
‫حاضریم برخلاف خواسته‌ی کارگزارمون
‫تا 2 میلیون هم پیشنهاد بدیم

46:59.312 --> 47:01.021
‫قیمتش ده میلیونه

47:04.937 --> 47:08.604
‫آقای ناکانو، مشتری ما...
‫یه کارمند ساده‌ی سازمان مردم‌نهاده

47:08.604 --> 47:11.104
‫پس مبلغ بیمه‌ش سقف محدودی داره

47:11.729 --> 47:13.771
‫باید این مبلغ رو به‌شدت پایین بیاریم تا...

47:13.771 --> 47:15.937
‫اگر مبلغی که می‌خوایم ندین

47:16.812 --> 47:19.437
‫نمی‌تونم بیشتر از این امنیت

47:20.562 --> 47:22.062
‫یا زنده موندنش رو تضمین کنم

47:22.062 --> 47:24.396
‫اصلاً از کجا بدونیم زنده‌ست؟

47:26.354 --> 47:28.896
‫یه مدرک مبنی بر زنده بودنش بهمون بدین

47:28.896 --> 47:31.812
‫البته طبیعتاً منظورش اینه که
‫ "با کمال احترام، لطفاً بدین"

47:31.812 --> 47:33.479
‫منظورم همونی بود که گفتم

47:34.729 --> 47:37.812
‫اگر کشتار راه افتاد
‫با تمام سرعت میریم فرودگاه، مگه نه؟

47:43.521 --> 47:45.687
‫همونطور که می‌بینین، زنده‌ست

47:46.479 --> 47:48.562
‫و تقریباً هیچ آسیبی ندیده

48:11.687 --> 48:13.354
‫میشه... آخ!

48:13.354 --> 48:15.061
‫وای خدا...

48:17.896 --> 48:19.229
‫واقعاً...

48:19.229 --> 48:21.062
‫واقعاً شرمنده. خسارتش با خودم

48:21.062 --> 48:23.271
‫فوراً یکی دیگه براتون می‌گیرم
‫قول میدم

48:23.271 --> 48:26.604
‫دیدین که زنده‌ست، پس حالا سوال اینه

48:26.604 --> 48:29.521
‫حاضرین مبلغی که می‌خوایم رو بدین؟

48:29.521 --> 48:32.562
‫آقای ناکانو، جسارت نباشه

48:32.562 --> 48:35.562
‫فقط برای اینکه سوءتفاهمی باقی نمونه...

48:38.604 --> 48:40.562
‫در جواب سوالتون باید بگم

48:41.312 --> 48:42.912
‫صد سال سیاه نمیدیم

48:44.354 --> 48:46.896
‫اوه... خیلی‌خب

48:46.896 --> 48:47.812
‫گندش بزنن

48:47.812 --> 48:49.812
‫نمی‌تونم برگردم پیش رئیسم
‫و بگم ده میلیون بده

48:49.812 --> 48:52.479
‫این زن لامصب کارمند سازمان مردم‌نهاده

48:52.479 --> 48:55.854
‫مدیر رده بالا که نیست
‫رئیسم دهنمو سرویس می‌کنه

48:55.854 --> 49:00.187
‫یا به ریشم می‌خنده، یا جفتش
‫بعدش اخراجم می‌کنه

49:01.562 --> 49:03.162
‫با کمال احترام

49:03.854 --> 49:06.771
‫باید هوشمندی به خرج بدین
‫چون شما توی کار آدم‌ربایی هستین

49:06.771 --> 49:10.146
‫ما توی کسب‌و‌کار
‫دادن پول به آدم‌رباها هستیم

49:10.146 --> 49:12.937
‫و همه‌مون از این راه
‫پول زیادی به جیب می‌زنیم

49:12.937 --> 49:14.104
‫درسته؟ چرا؟

49:14.104 --> 49:18.937
‫چون راه درآمد ثابت و تکرارپذیره

49:18.937 --> 49:20.104
‫ولی اگر طمع ورتون داره

49:20.104 --> 49:22.604
‫و قیمتی فراتر از توان بازار بخواین

49:23.104 --> 49:24.687
‫همه‌چی از همه می‌پاشه

49:24.687 --> 49:26.287
‫خب...

49:26.646 --> 49:30.771
‫کاملاً حاضرم برگردم پیش رئیسم
‫و سعی کنم پول بیشتری براتون بگیرم

49:30.771 --> 49:34.311
‫ولی قبلش، باید مبلغ‌تون رو
‫تا حد معقولی پایین بیارین

49:37.354 --> 49:38.954
‫نظرتون چیه؟

49:43.771 --> 49:46.521
‫قیمت همینه که هست

49:46.521 --> 49:49.271
‫و این جلسه تمومه

49:49.979 --> 49:50.812
‫جسارت نباشه...

49:50.812 --> 49:53.062
‫مهمان‌نوازی خاندان یامازاکی دیگه تمام شد

49:53.062 --> 49:55.354
‫و وقتشه گورمونو گم کنیم، باشه؟

49:58.187 --> 49:59.787
‫آروم باش

50:01.729 --> 50:03.437
‫- هی، چیکار...
‫- هی

50:03.437 --> 50:04.396
‫تف توش

50:04.396 --> 50:05.996
‫خودم میارمش

50:10.187 --> 50:12.229
‫هی، هی. آروم باش

50:14.062 --> 50:18.062
‫- زنمو از دست میدم لعنتی
‫- می‌دونم دیدنش برات راحت نبود

50:18.896 --> 50:20.496
‫خیلی وحشت‌زده بنظر میومد

50:21.521 --> 50:23.121
‫خیلی صدمه دیده بود. خیلی...

50:24.062 --> 50:25.271
‫خیلی تنها بود

50:25.271 --> 50:27.854
‫ولی تنها نیست. خب؟

50:27.854 --> 50:29.187
‫تو خودت تنهایی

50:29.187 --> 50:31.604
‫بزرگ‌ترین سازمان اطلاعاتی دنیا رو
‫مجبور کردی توی نجاتش بهت کمک کنه

50:31.604 --> 50:33.854
‫نمی‌خوان اونو نجات بدن
‫می‌خوان منو بکشن

50:33.854 --> 50:36.229
‫ولی نمی‌تونن
‫ چون فعلاً اهرم فشار کاملاً دست توئه

50:36.229 --> 50:37.896
‫ولی هر لحظه ممکنه این وضع تغییر کنه

50:37.896 --> 50:40.187
‫پس... پس باید به اعصابت مسلط باشی

50:40.812 --> 50:42.437
‫باید خودتو جمع و جور کنی

50:42.437 --> 50:45.312
‫چون باید با هم تصمیم بگیریم
‫حالا قراره چیکار کنیم

50:45.896 --> 50:48.311
‫و وقتمون داره تموم میشه

51:25.854 --> 51:27.454
‫همم...

51:29.687 --> 51:30.646
‫- سلام
‫- سلام

51:30.646 --> 51:32.246
‫چیکار داری می‌کنی؟

51:32.604 --> 51:36.854
‫شرمنده، هفته‌ی دیگه
‫با خانم نماینده مایزر جلسه داریم

51:36.854 --> 51:40.186
‫می‌خواستم یه نگاهی به تفاهم‌نامه بندازم
‫ولی لپ‌تاپ خودمو توی خونه‌م جا گذاشتم

51:41.604 --> 51:44.187
‫برای همین داری...
‫اطلاعات هارد منو کپی می‌کنی؟

51:46.854 --> 51:48.229
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

51:48.229 --> 51:49.829
‫هیچی

51:50.687 --> 51:52.287
‫هیچی

51:52.854 --> 51:53.979
‫- من... هانا!
‫- جی!

51:53.979 --> 51:55.312
‫- جی!
‫- وایسا، وایسا. هانا

51:55.312 --> 51:56.937
‫- نه
‫- نه، نه، نرو. نه، نرو

51:56.937 --> 51:58.771
‫وایسا. اینطوری نکن. هانا...

51:58.771 --> 52:00.604
‫- جی، بس کن!
‫- نه، هانا!

52:00.604 --> 52:02.062
‫آخ!

52:02.062 --> 52:03.646
‫- بس کن!
‫- ولم کن! ولم...

52:03.646 --> 52:05.246
‫بذار برات توضیح...

52:20.729 --> 52:22.521
‫پیداش کردیم

52:22.521 --> 52:23.771
‫چی؟

52:23.771 --> 52:27.896
‫تونستم آدرس آی‌پی تماس تصویری رو
‫تا منبعش ردیابی کنم

52:27.896 --> 52:30.104
‫عالیه

52:30.812 --> 52:32.412
‫چرا قیافه‌هاتون این شکلیه؟

52:33.396 --> 52:35.521
‫چون دارن توی ولادی‌وستوک نگهش می‌دارن

52:36.104 --> 52:38.937
‫- گندش بزنن
‫- وایسا ببینم. منظورت...

52:41.812 --> 52:43.412
‫روسیه

52:47.036 --> 52:55.036
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

52:55.060 --> 53:00.060
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

53:00.084 --> 53:05.084
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

53:05.108 --> 53:10.108
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
