WEBVTT

00:00.021 --> 00:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.045 --> 00:10.045
‫«گودال»

00:10.069 --> 00:12.069
‫
‫

00:17.551 --> 00:20.060
‫بوپ‌بی‌دوپ.
‫بوپ‌بی‌دوپ

00:20.061 --> 00:21.931
‫بوپ‌بی‌دوپ

00:20.084 --> 00:22.084
‫
‫

00:22.931 --> 00:23.931
‫هی!

00:23.932 --> 00:25.310
‫الان نه، مرنا

00:25.311 --> 00:27.100
‫یه زنِ دمِ زایمان. ده دقیقه دیگه میارنش

00:27.101 --> 00:28.440
‫چرا هنوز اینجایی؟

00:28.441 --> 00:30.230
‫یه ساعت از شیفتم مونده

00:30.231 --> 00:32.280
‫اگه قبل از شش برم خونه،
‫بنجی می‌فهمه خبری شده

00:32.281 --> 00:34.441
‫کاملاً مطمئنم چشم کبود لوت میده

00:34.451 --> 00:35.901
‫خب، متأسفانه اولین باری نیست

00:35.911 --> 00:37.950
‫که با زخم جنگی از بیمار رفتم خونه

00:37.951 --> 00:39.071
‫هی دکی

00:39.081 --> 00:40.781
‫ساندویچ دارین؟

00:40.791 --> 00:43.040
‫می‌دونی چیه، اِرل؟
‫می‌تونم یه حرکت بهتر برات بزنم

00:43.041 --> 00:45.080
‫می‌خوام از تاگاری پیتزا سفارش بدم

00:45.081 --> 00:47.000
‫فکر کنم همه این اطراف
‫به افزایش روحیه نیاز داریم

00:47.001 --> 00:48.500
‫ساندویچ نیست؟

00:48.501 --> 00:50.130
‫می‌تونی به سبک نیویورکی
‫از وسط تاش کنی،

00:50.131 --> 00:52.090
‫- درست مثل ساندویچ
‫- بهتره آناناس نباشه

00:52.091 --> 00:54.461
‫قول میدم آناناس نباشه.
‫این دفعه نه، باشه؟

00:54.471 --> 00:55.841
‫ردیفه؟

00:57.301 --> 01:00.050
‫با تمام عشق و احترام ممکن این حرف رو می‌زنم

01:00.051 --> 01:01.430
‫صادقانه میگم

01:01.431 --> 01:03.850
‫- گمشو بیرون
‫- نیازم داری

01:03.851 --> 01:05.270
‫جواب سی‌تی اسکن عادی بود

01:05.271 --> 01:06.770
‫استخوان بینی فقط یکم مو برداشتگی داره

01:06.771 --> 01:08.900
‫حالم خوبه. نگرانم نباش. خوشم نمیاد

01:08.901 --> 01:10.860
‫مثل من حرف می‌زنی. چیز خوبی نیست

01:10.861 --> 01:12.320
‫- فقط بذار روزم رو تموم کنم
‫- باشه

01:12.321 --> 01:13.860
‫قرار نیست باهات بحث کنم

01:13.861 --> 01:15.190
‫آره، این همه می‌دونی و بازم داری یاد می‌گیری

01:15.191 --> 01:16.740
‫- واقعاً تحسین‌آمیزه
‫- بله

01:16.741 --> 01:18.740
‫خب، حداقل می‌شه یه پک یخ روش نگه داری؟

01:18.741 --> 01:19.990
‫قول نمیدم

01:19.991 --> 01:21.620
‫اینقدر قهوه خوردم، باید دوباره برم دستشویی

01:21.621 --> 01:24.120
‫باهام قدم بزن... باید یه مسئله‌ای رو هم بهت بگم

01:24.121 --> 01:26.370
‫- چی؟
‫- لنگدن دیگه رفته

01:26.371 --> 01:28.790
‫- رفته؟ کجا؟
‫- خونه

01:28.791 --> 01:31.500
‫من بیمارهاش رو حل می‌کنم.
‫نمی‌افته گردن کسی دیگه

01:31.501 --> 01:33.630
‫دکتر اِلیس هم معمولاً زود میاد

01:33.631 --> 01:35.670
‫با مشت می‌زنن تو صورت من، اونوقت اون زود میره خونه؟

01:35.671 --> 01:37.220
‫نه. اونجوری نیست. بهم اعتماد کن

01:37.221 --> 01:39.301
‫الان نمی‌خوای جای لنگدن باشی

01:40.721 --> 01:42.220
‫و یه درخواستی هم دارم

01:42.221 --> 01:44.390
‫می‌خوام یه ارزیابی داروخانه‌ای
‫برای سه روز گذشته

01:44.391 --> 01:45.600
‫روی لنگدن انجام بدی

01:45.601 --> 01:47.390
‫لیست تمام بیمارهایی که درمان کرده

01:47.391 --> 01:50.060
‫و تمام داروهایی که تجویز کرده رو می‌خوام

01:50.061 --> 01:52.571
‫- می‌خوام علتش رو بدونم؟
‫- نه، نمی‌خوای

01:54.651 --> 01:57.030
‫مطمئنی هنوز می‌تونی بمونی؟

01:57.031 --> 01:58.820
‫آره. تو چی؟

01:58.821 --> 02:00.610
‫راستش کم‌کم دارم شک می‌کنم

02:00.611 --> 02:02.620
‫تا حالا حس کردی خدا می‌خواد یه چیزی بهت بگه؟

02:02.621 --> 02:04.951
‫از خیلی وقت پیش دیگه حرف نمی‌زنیم

02:04.975 --> 02:14.975
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:14.999 --> 02:24.999
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

03:10.021 --> 03:12.021
‫تا حالا رابی رو اینقدر عصبانی ندیده بودم

03:12.045 --> 03:12.957
‫بدتر از ماجرای سنجابِ مُرده؟

03:12.981 --> 03:15.771
‫2-0-2-2-8

03:15.795 --> 03:18.547
‫خیلی بدتر. اون آخرش خنده‌دار شد.
‫این خنده‌دار نبود

03:16.571 --> 03:18.690
‫باشه. بیست‌تا باید کافی باشه

03:18.691 --> 03:21.361
‫ده‌تا پنیر، ده‌تا پپرونی

03:22.361 --> 03:24.281
‫نه تو رو خدا. آناناس نه. نه

03:24.305 --> 03:28.305
‫داره نگامون می‌کنه.
‫قطعاً می‌دونه داریم در موردش حرف می‌زنیم

03:31.331 --> 03:33.001
‫باشه. خیلی ممنون

03:34.381 --> 03:35.670
‫می‌شه یه صحبتی بکنیم؟

03:35.671 --> 03:36.831
‫با ما؟

03:36.841 --> 03:38.420
‫با دکتر سانتوس

03:38.421 --> 03:39.421
‫حتماً

03:39.422 --> 03:41.010
‫بذار فقط این کار رو تموم کنم

03:41.011 --> 03:42.221
‫باشه

03:44.776 --> 03:46.776
‫بعداً می‌بینمـتون، خانم‌ها

03:46.801 --> 03:48.601
‫دیدی گفتم فیلیپینیه

03:48.625 --> 03:50.037
‫ولی خیلی سفیده!

03:50.061 --> 03:53.850
‫خب ماجرایی که قبل‌تر در موردش حرف زدیم حل شده

03:53.851 --> 03:55.401
‫دکتر لنگدن رو فرستادم خونه

03:56.611 --> 03:58.480
‫خب، می‌خواستم تأثیر اولیه بزرگی روی...

03:58.481 --> 03:59.690
‫- نمی‌خواد بگی
‫- باشه

03:59.691 --> 04:02.610
‫حالا یه رزیدنت ارشد کم داریم،
‫پس همه باید تلاش کنن

04:02.611 --> 04:04.401
‫- گرفتی؟
‫- گرفتم

04:04.411 --> 04:06.911
‫و مطمئنم که این قضیه رو به کسی دیگه نگفتی

04:08.241 --> 04:10.031
‫نه. نه، کسی رو نمی‌شناسم

04:10.041 --> 04:11.290
‫خوبه

04:11.291 --> 04:13.461
‫همینجوری بمونه

04:20.631 --> 04:21.751
‫دکتر گارسیا؟

04:21.761 --> 04:26.180
‫ترینیتی سانتوس هستم، انترن اورژانس، روز اولمه

04:26.181 --> 04:27.640
‫باید در مورد یه مسئله‌ای باهات صحبت کنم

04:27.641 --> 04:30.680
‫پس در اولین فرصتی که بتونی عالی می‌شه

04:30.681 --> 04:32.220
‫ممنون

04:32.221 --> 04:35.270
‫راستی پیتزا هم توی راهه، اگه بخوای...

04:35.271 --> 04:36.351
‫باشه

04:39.691 --> 04:41.570
‫دکتر رابی!

04:41.571 --> 04:43.190
‫تریسا، از دیوید خبری شده؟

04:43.191 --> 04:46.450
‫نه، ولی ده دقیقه پیش
‫این رو توی اینستاگرام پست کرده

04:46.451 --> 04:48.990
‫«من فقط می‌خواستم با مردم جور بشم
‫و دوست داشته بشم،

04:48.991 --> 04:51.330
‫ولی مسخره‌ام کردن و مجبورم کردن

04:51.331 --> 04:52.870
‫وجودی تنها و پُر از درد داشته باشم

04:52.871 --> 04:55.250
‫لازم نبود اینجوری بشه»

04:55.251 --> 04:57.790
‫کار اون‌ها بود. کار اون‌ها بود

04:57.791 --> 05:00.290
‫فکر کنم منظورش دخترهای توی لیسته

05:00.291 --> 05:02.880
‫ولی پلیس گفت برای گرفتن حکم تفتیش مدرک کافی‌ای نیست

05:02.881 --> 05:04.961
‫حکم تعقیب. یعنی پیگیری کردنش

05:04.971 --> 05:07.180
‫آره خب، پلیس رفته

05:07.181 --> 05:08.891
‫شنیدم لنگدن رفته

05:11.141 --> 05:14.220
‫تریسا، چطوره یه نفس عمیق بکشی
‫و بری توی اتاق انتظار بشینی؟

05:14.221 --> 05:15.680
‫میام پیدات می‌کنم

05:15.681 --> 05:17.481
‫قول میدم این صحبتـمون تموم می‌شه

05:18.441 --> 05:19.441
‫آره، لنگدن رفته

05:19.442 --> 05:20.900
‫من جاش هستم

05:20.901 --> 05:23.150
‫دو ساعت از شیفت مونده

05:23.151 --> 05:25.901
‫و اگه لازمه بری، به یکی زنگ می‌زنم که زود بیاد

05:27.151 --> 05:29.111
‫چرا بخوام برم خونه؟

05:31.121 --> 05:32.491
‫خودت بهم بگو

05:38.501 --> 05:39.621
‫باشه

05:39.631 --> 05:41.291
‫فقط یه بار این حرف رو می‌زنم

05:42.091 --> 05:43.801
‫سقط جنین داشتم

05:49.091 --> 05:51.221
‫هدر، خیلی متأسفم

05:51.931 --> 05:54.310
‫خوبم. و نه، نمی‌خوام برم خونه،

05:54.311 --> 05:55.931
‫و نه، نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

05:56.771 --> 05:59.311
‫داشتم با لقاح مصنوعی خودم تلاش می‌کردم

06:00.231 --> 06:01.730
‫من...

06:01.731 --> 06:04.730
‫نمی‌دونم چی بگم

06:04.731 --> 06:06.941
‫آماده‌ام که برگردم سرِ کار

06:08.531 --> 06:09.780
‫- باشه
‫- باشه

06:09.781 --> 06:11.701
‫هی، اینجا دکتر نیاز داریم!

06:16.331 --> 06:18.750
‫ناتالی مالون، ۳۵ ساله
‫سومین بارداریشه، دوتا بچه به دنیا آورده،

06:18.751 --> 06:21.121
‫تو هفته ۳۹اُم حاملگیشه،
‫بعد از پارگی کیسه آب در زایمان فعال قرار داره

06:21.131 --> 06:23.250
‫واقعاً حالم خوبه. اولین بارم نیست

06:23.251 --> 06:25.630
‫باشه، ببریمش توی اتاق تروما دو
‫واسه یه معاینه فوری،

06:25.631 --> 06:27.920
‫بعدش بفرستیمش به بخش زایمان

06:27.921 --> 06:29.800
‫فهمیدم

06:29.801 --> 06:32.090
‫- من دکتر هدر کالینز هستم
‫- خوشبختم

06:32.091 --> 06:35.510
‫جاستین باید هر لحظه برسه.
‫درست پشت سرم بود

06:35.511 --> 06:37.180
‫در بارداری مشکلی نداری؟

06:37.181 --> 06:38.850
‫خب، تا سه نشه بازی نشه

06:38.851 --> 06:41.141
‫ولی جاستین خیلی اضطراب داره.
‫اولین بارِ اونه

06:41.151 --> 06:44.690
‫فشار خون ۱۱۲ روی ۷۲، ضربان قلب ۸۴

06:44.691 --> 06:46.070
‫دکتر کالینز، منم می‌تونم باشم؟

06:46.071 --> 06:47.730
‫حتماً

06:47.731 --> 06:49.610
‫باشه، انقباض‌ها از کِی شروع شدن؟

06:49.611 --> 06:50.860
‫دیروز

06:50.861 --> 06:52.320
‫واقعاً؟

06:52.321 --> 06:54.450
‫خب، دو زایمان قبلیم خیلی طولانی بودن،

06:54.451 --> 06:56.580
‫پس این دفعه تصمیم گرفتم صبر کنم تا پیش بیاد

06:56.581 --> 06:58.290
‫ولی بعدش کیسه آبم پاره شد

06:58.291 --> 07:00.870
‫ناتالی، اومدم. ببخشید، یکم گم شدم

07:00.871 --> 07:03.000
‫- انقباض!
‫- پرده رو بکشید

07:03.001 --> 07:04.421
‫فشار نده. فقط نفس بکش

07:05.631 --> 07:06.881
‫معاینه‌اش کن، دکتر کینگ

07:08.591 --> 07:09.801
‫باشه، خوبه

07:10.971 --> 07:12.301
‫مو می‌بینم

07:15.141 --> 07:16.811
‫موی بچه

07:22.941 --> 07:24.810
‫ناتالی، سرِ نوزاد داره بیرون میاد

07:24.811 --> 07:26.520
‫راست گفتی. زیادی صبر کردم

07:26.521 --> 07:27.770
‫فکر کردم بیشتر وقت دارم

07:27.771 --> 07:29.280
‫چیزی نیست. چیزی نیست.
‫فقط نفس بکش

07:29.281 --> 07:30.820
‫باشه، می‌تونیم عجله کنیم و

07:30.821 --> 07:32.490
‫سریع ببریمت طبقه بالا پیش پزشک زنان،
‫ولی با این سرعتی که داری پیش میری،

07:32.491 --> 07:34.780
‫ممکنه آخرش این بچه رو توی آسانسور به دنیا بیاری

07:34.781 --> 07:36.200
‫پس راه دیگه‌ام چیه؟

07:36.201 --> 07:37.830
‫همینجا بچه‌ات رو به دنیا میاریم

07:37.831 --> 07:40.790
‫یه کیت بی‌اواِی بیارید با یه گرم‌کننده نوزاد

07:40.791 --> 07:44.871
‫با بخش زایمان و زایمان تماس بگیرید
‫و بگید این نوزاد همین حالا داره میاد!

07:44.881 --> 07:47.170
‫توی تریاژ بیست نفر عقب هستیم

07:47.171 --> 07:48.750
‫متئو، درمانـشون کن و بفرستـشون تو خیابون

07:48.751 --> 07:50.630
‫ببین چند نفر رو می‌تونی بفرستی

07:50.631 --> 07:52.260
‫شنیدم یه رزیدنت ارشد کم داریم

07:52.261 --> 07:54.220
‫- چطور می‌تونم کمک کنم؟
‫- آره؟ کدوم ارشد؟

07:54.221 --> 07:55.970
‫لنگدن مجبور شد زود بره خونه
‫تا به یه کاری برسه

07:55.971 --> 07:57.050
‫رابی جاش می‌مونه

07:57.051 --> 07:58.510
‫می‌تونی دنبال متئو به بخش انتظاری‌ها بری

07:58.511 --> 08:00.100
‫اونجا حسابی نیازت داریم

08:00.101 --> 08:01.601
‫بخش انتظار قراره جنده‌ی من بشه

08:02.771 --> 08:04.440
‫خب دی...

08:04.441 --> 08:07.061
‫قضیه مربوط به دعواست؟

08:07.861 --> 08:09.270
‫کدوم دعوا؟

08:09.271 --> 08:11.900
‫رابی و لنگدن توی بخش قفسه‌ها درگیر شدن

08:11.901 --> 08:13.820
‫به جاهای باریک کشیده شد. خیلی باریک

08:13.821 --> 08:16.661
‫شما دوتا دیگه بس کنید.
‫هیچی دیگه نگید

08:18.056 --> 08:20.056
‫قراره باریک‌تر بشه

08:20.081 --> 08:21.160
‫حالا هِی ادامه بدین!

08:21.161 --> 08:23.501
‫اینجوری باید تعطیلات رو هم سر کار باشین!

08:23.525 --> 08:25.525
‫دیدی گفتم

08:25.549 --> 08:27.227
‫ممکنه حق با تو باشه

08:27.251 --> 08:28.790
‫مورد چیه؟

08:28.791 --> 08:30.710
‫۳۹ هفته باردار، سر نوزاد بیرون زده بعد از پارگی کیسه آب

08:30.711 --> 08:32.590
‫سلام مامان. من اتندم

08:32.591 --> 08:33.880
‫من دکتر رابیناویچ هستم

08:33.881 --> 08:35.550
‫من ناتالی‌ام، ولی مامانش نیستم

08:35.551 --> 08:37.010
‫قضیه چیه؟

08:37.011 --> 08:38.510
‫درست به موقع رسیدی

08:38.511 --> 08:41.220
‫ما باباهاشیم.
‫ناتالی بهترین دوست و رحم جایگزین منه

08:41.221 --> 08:43.890
‫دوتامون معلم چهارم دبستانیم
‫و حتی یه کلاس رو درس میدیم

08:43.891 --> 08:45.520
‫اتاق اشتراکی، رحم اشتراکی

08:45.521 --> 08:48.060
‫هی بهش میگیم که این حرف رو نزنه

08:48.061 --> 08:50.020
‫کیف پیش از تولد رو آوردم،

08:50.021 --> 08:52.570
‫بذار لیست پخش زایمان رو هم از گوشیم پخش کنم

08:52.571 --> 08:53.940
‫وقتش رسیده

08:53.941 --> 08:55.781
‫کیر تو بیانسه. کون لقش

08:58.821 --> 08:59.911
‫من می‌تونم انجامش بدم

09:00.871 --> 09:02.240
‫نه

09:02.241 --> 09:03.491
‫خودم انجامش میدم

09:03.501 --> 09:05.371
‫آفرین دکتر کالینز

09:06.331 --> 09:07.500
‫باشه ناتالی

09:07.501 --> 09:10.290
‫احتمالش هست که در انقباض بعدی زایمان کنیم

09:10.291 --> 09:11.921
‫پوآر بینی آماده است

09:21.181 --> 09:23.930
‫باشه. سرش بیرونه!

09:23.931 --> 09:26.851
‫خوبه. یه استراحتی بکن.
‫قبل از انقباض بعدی یه نفسی تازه کن

09:29.231 --> 09:30.310
‫باشه

09:30.311 --> 09:33.070
‫یه هل بزرگ دیگه ازت می‌خوام

09:33.071 --> 09:34.320
‫از پسش بر میای

09:34.321 --> 09:35.991
‫سه، دو...

09:37.071 --> 09:38.111
‫اینجا چی داریم؟

09:39.361 --> 09:42.330
‫ایوان پوگلیسی، ۵۵ ساله، یک روز کامل رو

09:42.331 --> 09:44.790
‫با دل‌درد، استفراغ و اسهال سپری کرده

09:44.791 --> 09:49.291
‫بدون تب، با ضربان قلب ۱۲۴ و فشار خون ۱۹۲ روی ۱۰۰

09:50.041 --> 09:51.210
‫من دکتر موهان هستم

09:51.211 --> 09:53.000
‫من دانشجوی دکتری ویتکر هستم

09:53.001 --> 09:54.880
‫خوشبختم بچه‌ها

09:54.881 --> 09:58.590
‫می‌خواستم به دکتر خودم زنگ بزنم،
‫ولی اهل نیویورکم

09:58.591 --> 10:00.220
‫شما دوتا تا حالا رفتین اونجا؟

10:00.221 --> 10:01.890
‫من تا حالا نرفتم نیویورک

10:01.891 --> 10:05.181
‫اومدن به پیتسبرگ
‫اولین باری بود که از نبراسکا خارج شدم

10:06.891 --> 10:09.270
‫- چند وقت توی شهر هستین؟
‫- فقط تا دوشنبه

10:09.271 --> 10:13.440
‫دخترم داره ازدواج می‌کنه.
‫اون عشق منه و تنها دخترمه

10:13.441 --> 10:16.110
‫- تبریک میگم
‫- آره، ممنون

10:16.111 --> 10:19.490
‫می‌دونید، میگن نباید بچه موردعلاقه‌ای
‫داشتی باشی، ولی...

10:19.491 --> 10:22.320
‫من تک‌فرزندم، پس بچه محبوب به دنیا اومدم

10:22.321 --> 10:23.410
‫ویتکر؟

10:23.411 --> 10:25.120
‫از بین چهارتا بچه، آخری هستم

10:25.121 --> 10:27.541
‫فقط خوشحال می‌شم وقتی والدینم
‫اسمم رو یادشونه

10:28.501 --> 10:31.421
‫نه، منظورم این بود که سؤالی از بیمار داری یا نه؟

10:32.421 --> 10:34.420
‫هی، می‌شه فقط یه چیزی
‫واسه درد بهم بدین؟

10:34.421 --> 10:36.210
‫به محضی که این ارزیابی رو تموم کنیم

10:36.211 --> 10:38.221
‫فقط می‌خوایم ارزیابی‌های بایسته‌مون رو انجام بدیم

10:39.011 --> 10:41.430
‫در گذشته بیماری روده‌ای نداشتین؟

10:41.431 --> 10:42.760
‫زخم معده، سنگ کیسه صفرا؟

10:42.761 --> 10:45.140
‫بیماری‌های معده کلی؟
‫جراحی؟

10:45.141 --> 10:46.850
‫نه. نه، هیچی

10:46.851 --> 10:48.350
‫صدای روده‌ها خوبه

10:48.351 --> 10:49.731
‫ممنون

10:50.391 --> 10:52.350
‫شکم نرمه

10:52.351 --> 10:53.480
‫درد کانونی نداره

10:53.481 --> 10:55.071
‫چیز دیگه‌ای هست که آزارتون میده؟

10:55.651 --> 10:57.400
‫کمرم خیلی درد می‌کنه

10:57.401 --> 10:59.780
‫با چهار ساعت ماشین‌سواری اینجوری می‌شه دیگه

10:59.781 --> 11:02.240
‫آخرین باری که به کمرم فشار آوردم،

11:02.241 --> 11:03.990
‫فکر کنم بهم...

11:03.991 --> 11:07.081
‫مورفین دادن، که خیلی خوب جواب داد

11:09.201 --> 11:10.500
‫- سیگاری هستین؟
‫- نه

11:10.501 --> 11:13.371
‫- الکل می‌خورین؟
‫- ماهی یکی دو بار

11:13.381 --> 11:14.580
‫خیلی مشروب‌خور نیستم

11:14.581 --> 11:17.420
‫مواد تفریحی، قرص یا تزریقی؟

11:17.421 --> 11:19.961
‫مسکن‌ها، توهم‌زاها، مسکن‌ها؟

11:19.971 --> 11:21.381
‫تمام موارد

11:22.551 --> 11:24.050
‫آره. شوخی کردم

11:24.051 --> 11:25.970
‫نه، مواد نه، هرگز

11:25.971 --> 11:28.061
‫و وقتت رو صرف چه کاری می‌کنی؟

11:28.891 --> 11:32.181
‫من کارشناس بیمه هستم.
‫مدیریت ریسک، آمار

11:32.191 --> 11:33.940
‫تقریباً یه شغل پشت میزیه

11:33.941 --> 11:35.400
‫برای حالت تهوع زوفران آماده کردم

11:35.401 --> 11:37.321
‫با چهار واحد شروع کن و اگه لازم بود تکرار کن

11:39.821 --> 11:41.441
‫همه‌اش همین؟

11:41.451 --> 11:43.740
‫فعلاً آره، می‌خوایم چندتا آزمایش خون بگیریم

11:43.741 --> 11:45.820
‫به زودی بر می‌گردیم و بهت سر می‌زنیم

11:45.821 --> 11:47.081
‫خیلی‌خب. باشه

11:49.701 --> 11:52.080
‫به نظر تو باید چی رو بررسی کنیم؟

11:52.081 --> 11:55.250
‫یه بررسی محاسباتی بزرگ
‫از بیماری‌های خیلی جدی

11:55.251 --> 11:57.081
‫خب نقشه‌ات چیه؟

11:57.091 --> 11:59.800
‫به جز زوفران، شمارش کامل خون، پنل متابولیک جامع،

11:59.801 --> 12:02.420
‫مایعات تزریقی، مورفین، شاید سی‌تی اسکن

12:02.421 --> 12:04.881
‫آزمایشات و سرم‌های تزریقی رو باشه، ولی مورفین نه

12:04.891 --> 12:07.220
‫با کلونیدین و آرامبخش‌های ماهیچه‌ای
‫علائمش رو درمان کن

12:07.221 --> 12:09.051
‫اگه اون...

12:09.061 --> 12:12.850
‫ببین، واقعاً نمی‌تونم امروز
‫یه بیمار دیگه رو از دست بدم

12:12.851 --> 12:15.521
‫یادته گفتم که یاد می‌گیری
‫دروغگوها رو پیدا کنی؟

12:16.231 --> 12:17.231
‫آره

12:17.232 --> 12:19.860
‫تمام علائم ترکِ افیون رو داره

12:19.861 --> 12:22.070
‫گشاد شدن چشم‌ها، اشک،

12:22.071 --> 12:25.030
‫موهای پوست سیخ شدن و برجستگی‌های ناشی از مور مور شدگی رو داره

12:25.031 --> 12:26.611
‫فشار خون بالا، تپش قلب

12:26.621 --> 12:28.780
‫بی‌قراری، اضطراب و تعریق

12:28.781 --> 12:30.490
‫تمام گزینه‌ها رو داره

12:30.491 --> 12:34.871
‫باشه، ولی گفت مواد نمی‌زنه
‫و به ندرت الکل می‌خوره، پس...

12:36.291 --> 12:38.210
‫دقیقاً می‌خواد همین رو باور کنیم

12:38.211 --> 12:40.090
‫اگه دنبال مواد باشه

12:40.091 --> 12:41.711
‫وای. کارت خوبه

12:42.261 --> 12:43.341
‫ممنون

12:44.011 --> 12:45.131
‫آره واقعاً

12:46.341 --> 12:47.840
‫خب چطوری درمانش کنیم؟

12:47.841 --> 12:49.801
‫با وادار کردنش
‫به اینکه اعتراف کنه افیون می‌زنه

12:49.811 --> 12:52.140
‫- باشه. چطوری می‌شه اون کار رو کرد؟
‫- با باهوش‌تر بودن از بیمار

12:52.141 --> 12:53.221
‫فهمیدم

12:53.231 --> 12:54.890
‫یه هل بزرگ دیگه

12:54.891 --> 12:57.230
‫دو دفعه آخر همین رو گفتی

12:57.231 --> 12:58.901
‫شانه نوزاد گیر کرده

13:02.151 --> 13:03.231
‫سرش داره بر می‌گرده عقب

13:03.241 --> 13:04.860
‫به این میگن علامت لاک‌پشت

13:04.861 --> 13:06.700
‫هی داناهیو، می‌شه به پرستار
‫زنان و زایمان زنگ بزنی

13:06.701 --> 13:08.780
‫و بهش بگی یه مانیتور جنینی بیاره پایین، لطفاً؟

13:08.781 --> 13:10.160
‫چی شده؟

13:10.161 --> 13:13.450
‫شونه بچه ممکنه به استخوان لگنت گیر کرده باشه

13:13.451 --> 13:15.120
‫جای نگرانی نداره

13:15.121 --> 13:17.710
‫فقط با هلِ بعدی یه چیز دیگه رو امتحان می‌کنیم

13:17.711 --> 13:19.420
‫آماده؟

13:19.421 --> 13:21.541
‫چطوره همه یه نفس عمیق بکشیم، ها؟

13:21.551 --> 13:22.631
‫همه

13:24.711 --> 13:27.881
‫یه بار دیگه. باباها هم همینطور. و بدین داخل

13:29.221 --> 13:31.350
‫اگه می‌خوای واسه هالووین پیشت باشه، راحت بگو

13:31.351 --> 13:33.761
‫واسه هالووین و همه‌چیز تا اون موقع می‌خوامش

13:33.771 --> 13:35.310
‫- شکرگزاری رو به من بده
‫- باشه

13:35.311 --> 13:38.391
‫می‌تونی آوردن بیماری آبله
‫برای نابود کردن آمریکایی‌های بومی رو جشن بگیری

13:38.401 --> 13:39.851
‫می‌دونی، من کسی‌ام که صدمه دیده

13:39.861 --> 13:42.020
‫یکم دلسوزی نمی‌کشتت

13:42.021 --> 13:47.030
‫موقع انجام یه کار احمقانه با پسرمون
‫قوزک پات رو شکستی

13:47.031 --> 13:48.360
‫جراحی لازم دارم

13:48.361 --> 13:50.160
‫اون کلاه ایمنی نذاشته بود، چد

13:50.161 --> 13:52.200
‫اگه می‌افتاد و سرش ضربه می‌خورد چی؟

13:52.201 --> 13:55.001
‫- نخورد
‫- نه، ولی می‌تونست

13:56.411 --> 13:59.210
‫می‌دونی تماشای مرگ یه بچه چطوریه؟

13:59.211 --> 14:00.290
‫باز شروع شد

14:00.291 --> 14:01.920
‫می‌دونی چند بچه میان اینجا

14:01.921 --> 14:05.251
‫که به خاطر یه اشتباه والدی مسخره داغون شدن؟

14:05.261 --> 14:07.300
‫می‌دونی هیچوقت نمی‌ذارم
‫بلایی سر پسرمون بیاد

14:07.301 --> 14:09.090
‫پس همینجوری رفتار کن

14:09.091 --> 14:10.381
‫بالغ باش

14:10.391 --> 14:12.091
‫پدرش باش، نه دوستش

14:12.101 --> 14:14.350
‫آره، تو هم مادرشی، نه زن من

14:14.351 --> 14:15.560
‫- فکر کردی...
‫- چد!

14:15.561 --> 14:17.231
‫- خدای من!
‫- سلام عزیزم

14:21.021 --> 14:22.150
‫هریسون کجاست؟

14:22.151 --> 14:23.770
‫اتاق استراحت کارکنان

14:23.771 --> 14:25.611
‫- حالش خوبه؟
‫- خوبه

14:30.241 --> 14:32.780
‫میرم به هریسون سر بزنم

14:32.781 --> 14:34.370
‫کاملاً مطمئنم توی یه اتاق پیش اون بودن

14:34.371 --> 14:37.080
‫به دستور محدودیتش تجاوز می‌کنه، پس...

14:37.081 --> 14:38.160
‫من میرم

14:38.161 --> 14:40.370
‫می‌تونم ببرمش خونه

14:40.371 --> 14:44.380
‫راستش کلویی، چون بعد از جراحیم
‫جابجا شدن قراره برام یکم سخت باشه،

14:44.381 --> 14:47.800
‫هریسون قراره یه مدتی
‫پیشِ کَسی بمونه

14:47.801 --> 14:49.421
‫- باشه
‫- نه

14:50.051 --> 14:51.130
‫من اینجام

14:51.131 --> 14:53.470
‫می‌تونم توی مراقبت ازش کمک کنم
‫وقتی تو حالت بهتر می‌شه

14:53.471 --> 14:55.801
‫- به هیچ وجه
‫- عزیزم، من مشکلی ندارم

14:55.811 --> 14:57.261
‫من دارم

14:57.271 --> 15:00.100
‫آره حتماً، اگه مشکلی نداری...
‫فقط تا وقتی که سرِ پا بشم

15:00.101 --> 15:02.600
‫- صبر کن. وایسا ببینم!
‫- دکتر مک‌کی، ببخشید مزاحم می‌شم!

15:02.601 --> 15:04.901
‫داریم بیمار اتاق مرکزی شش رو به تروما یک می‌بریم.
‫نیازت داریم

15:06.071 --> 15:07.901
‫کارمون اینجا تموم نشده

15:12.991 --> 15:15.660
‫بیمار آی‌سی‌یو، مرد ۴۸ ساله مبتلا به سیروز کبدی،

15:15.661 --> 15:17.701
‫به خاطر استفراغ خونی اومده

15:19.121 --> 15:21.750
‫دیشب لوله‌گذاری شده و یه واحد خون و پلاسما گرفته

15:21.751 --> 15:24.290
‫- ظاهراً پایدار بود
‫- ولی دیگه نیست. نبض کاروتید ضعیفه

15:24.291 --> 15:26.711
‫جوادی؟ می‌خوام تو ساکشن کنی

15:27.711 --> 15:29.420
‫چرا یهویی داره خونریزی می‌کنه؟

15:29.421 --> 15:32.171
‫احتمالاً خونریزی از واریس‌های مری باشه

15:32.181 --> 15:34.550
‫سیروز، باعث می‌شه در ورودی معده

15:34.551 --> 15:36.220
‫رگ‌های بزرگ‌شده تحت فشار قرار بگیرن

15:36.221 --> 15:38.350
‫رگ‌های واریسی، که می‌تونن بترکن

15:38.351 --> 15:40.020
‫یعنی چی؟

15:40.021 --> 15:42.890
‫سیروز ناشی از هپاتیت بی باعث ترکیدن رگی

15:42.891 --> 15:46.520
‫در محل اتصال مری به معده شده، و خونریزی از همون جاست

15:46.521 --> 15:47.610
‫از بینی نفس بکش...

15:47.611 --> 15:49.900
‫مِل، تو با حرکت مک‌رابرتس کمک بده

15:49.901 --> 15:52.070
‫- البته
‫- هی ناتالی...

15:52.071 --> 15:54.151
‫الان می‌خوایم زانوهات رو
‫تا سینه‌ات بالا ببریم

15:54.161 --> 15:55.321
‫کارت عالیه

15:56.321 --> 15:59.080
‫جاستین، این بدترین وضعیه که من رو توش دیدی؟

15:59.081 --> 16:00.830
‫این بیشترین وضعیه که دیدمت

16:00.831 --> 16:02.451
‫تو خوشگلی

16:02.461 --> 16:04.250
‫باشه، یکم فشار فوق شرمگاهی

16:04.251 --> 16:05.330
‫داریمت

16:05.331 --> 16:07.880
‫حس می‌کنی که به مثانه‌ات فشار میارم

16:07.881 --> 16:09.550
‫از بیرون زدن سر دو دقیقه گذشته

16:09.551 --> 16:11.170
‫ضربان قلب جنین خوبه... تغییرپذیریش عادیه

16:11.171 --> 16:12.510
‫کارت عالیه، نات

16:12.511 --> 16:14.971
‫می‌تونی بیای کار رو در بیاری

16:15.801 --> 16:18.050
‫- یکی دیگه تو راهه!
‫- یه هُلِ بزرگ بده!

16:18.051 --> 16:19.971
‫باشه ناتالی. برو که رفتیم. از پسش بر میای

16:22.601 --> 16:24.390
‫- چیزی نمونده
‫- ادامه بده

16:24.391 --> 16:26.020
‫- دوستت داریم
‫- هورا، تیم ناتالی

16:26.021 --> 16:27.230
‫ضربان قلب جنین در حال افت

16:27.231 --> 16:30.480
‫باشه، می‌شه به دکتر اینگرام زنگ بزنی
‫و بگی بیاد این پایین، لطفاً، از بخش کودکان؟

16:30.481 --> 16:31.610
‫جریان چیه؟

16:31.611 --> 16:35.070
‫ضربان قلب بچه کند شده،
‫که ممکنه نشونه مشکل باشه

16:35.071 --> 16:37.070
‫- پس باید چی کار کنیم؟
‫- این بچه رو زایمان می‌کنیم؟

16:37.071 --> 16:40.161
‫از پسش بر میایم

16:42.581 --> 16:44.330
‫یوسبیو، می‌شه اتاق عمل رو پیج کنی

16:44.331 --> 16:46.500
‫و بهشون بگی واسه سزارین احتمالی آماده بشن؟

16:46.501 --> 16:48.581
‫فشار خون فقط ۸۲ روی ۴۶ هستش

16:48.591 --> 16:50.130
‫هی مامان، خوب می‌شی

16:50.131 --> 16:53.090
‫اینفیوژن سریع، پروتکل انتقال خون گسترده،

16:53.091 --> 16:54.720
‫بولوس و انفوزیون اوکتروتاید،

16:54.721 --> 16:57.010
‫۸۰ میلی‌گرم پانتوپرازول و سفتریاکسون

16:57.011 --> 16:59.101
‫پرلا، رابی رو بیار اینجا

17:02.771 --> 17:04.100
‫هی پگی. رابی کجاست؟

17:04.101 --> 17:05.191
‫ممنون

17:08.981 --> 17:11.900
‫رابی، پروتکل انتقال خون گسترده به خاطر خونریزی واریس‌ها در اتاق تروما یک

17:11.901 --> 17:14.401
‫کمی سوزش از بی‌حسی موضعی

17:15.241 --> 17:17.611
‫لعنتی! درد داره

17:18.281 --> 17:22.620
‫اگه بتونم دستم رو ببرم داخل،
‫زیر سر بچه بذارم،

17:22.621 --> 17:24.701
‫می‌تونم اون دست پایینی رو آزاد کنم

17:26.291 --> 17:27.750
‫سه دقیقه از بیرون زدن سر

17:27.751 --> 17:29.000
‫- دکتر رابی
‫- بله

17:29.001 --> 17:31.250
‫الان یکم دستم بنده

17:31.251 --> 17:33.170
‫به جعبه مینه‌سوتا نیاز دارم. کی اونجاست؟

17:33.171 --> 17:35.130
‫- دکتر مک‌کی
‫- بهش بگو بره حاضرش کنه

17:35.131 --> 17:36.670
‫خودش می‌دونه. به محض امکان میام اونجا

17:36.671 --> 17:38.840
‫- باشه
‫- دکتر مایرز از بخش زایمان هستم

17:38.841 --> 17:40.970
‫- خوشبختم
‫- پدرش کیه؟

17:40.971 --> 17:42.140
‫ما هستیم

17:42.141 --> 17:43.970
‫- مادرش کیه؟
‫- ما هستیم

17:43.971 --> 17:45.060
‫متوجه شدم

17:45.061 --> 17:47.350
‫اتاق عمل حاضر و آماده است.
‫لازمه بریم بالا؟

17:47.351 --> 17:50.520
‫نه اگه بتونم این شونه خلفی رو بچرخونم

17:50.521 --> 17:52.770
‫- باشه، این آرنجش
‫- مطمئن شو خم باشه

17:52.771 --> 17:55.360
‫خم شده. تصمیم خوبی بود

17:55.361 --> 17:57.530
‫داریم نزدیک‌تر می‌شیم.
‫فقط باهام بمون، باشه؟

17:57.531 --> 17:59.070
‫- دارم تلاش می‌کنم
‫- باشه

17:59.071 --> 18:01.780
‫دست و ساعد رو تحت کنترل دارم

18:01.781 --> 18:03.160
‫درد داره!

18:03.161 --> 18:07.540
‫شونه خلفی رو به سمت بالا می‌چرخونم
‫و خارج می‌کنم!

18:07.541 --> 18:09.040
‫لعنتی!

18:09.041 --> 18:10.580
‫- عالیه
‫- آخرشه

18:10.581 --> 18:13.001
‫یه هُل خوب بده

18:13.801 --> 18:15.130
‫باشه، باشه، باشه

18:15.131 --> 18:17.050
‫خوبه! هی!

18:17.051 --> 18:18.591
‫یه پسربچه داریم!

18:21.261 --> 18:24.180
‫طبقه بالا دوتا دوقلوی کله‌شق دارم.
‫تو بخش مراقبت پس از زایمان بستریش کنید

18:24.181 --> 18:26.101
‫تبریک میگم به همه

18:34.151 --> 18:35.231
‫آفرین

18:35.861 --> 18:38.610
‫- خیلی ساکته
‫- گاهی یکم طول می‌کشه

18:38.611 --> 18:40.990
‫نوزاد رو به دستگاه پالس اکسیمتر و مانیتور قلب وصل کن

18:40.991 --> 18:42.611
‫هی اِیمی، جات رو باهام عوض کن

18:42.621 --> 18:44.780
‫مل، خشک کن و به شدت تحریکش کن.

18:44.781 --> 18:46.160
‫- الان
‫- خیلی شدید

18:46.161 --> 18:47.410
‫نباید دیگه الان گریه کنه؟

18:47.411 --> 18:49.830
‫- ضربان قلب ۹۵
‫- خیلی کُنده

18:49.831 --> 18:51.331
‫دکتر کالینز، دستگاه تنفسی

18:53.171 --> 18:55.131
‫مقدارهای کم، هر ثانیه یه بار

18:55.961 --> 18:57.920
‫- این بچه اکسیژن نیاز داره
‫- زود باش عزیزم

18:57.921 --> 18:59.211
‫زود باش، نفس بکش

18:59.221 --> 19:01.260
‫- ساکشن آماده؟
‫- آماده. دکتر اینگرام؟

19:01.261 --> 19:02.720
‫ترالی لوله‌گذاری رو باز می‌کنم

19:02.721 --> 19:04.220
‫- آره
‫- نمره آپگار در دقیقه اول، سه هست

19:04.221 --> 19:06.180
‫مگه آپگار نباید نُه یا ده باشه؟

19:06.181 --> 19:07.470
‫- یعنی چی؟
‫- زود باش عزیزم

19:07.471 --> 19:08.731
‫نفس بکش عزیزم، نفس بکش

19:10.521 --> 19:12.941
‫- خودشه!
‫- برش گردوندیم

19:13.731 --> 19:14.860
‫خوبه، درسته؟

19:14.861 --> 19:16.770
‫خیلی خیلی خوبه

19:16.771 --> 19:18.070
‫- باشه، حواست هست؟
‫- آره، برو

19:18.071 --> 19:19.150
‫خیلی بهتر شد

19:19.151 --> 19:20.860
‫شوک هموراژیک ناشی از واریس‌ها

19:20.861 --> 19:22.531
‫درمان دارویی جواب نداده

19:23.241 --> 19:24.701
‫ساکشن دیگه جواب نمیده

19:25.281 --> 19:26.870
‫چون کنیسترت پُره

19:26.871 --> 19:28.370
‫- الان خالیش می‌کنم
‫- خدای من

19:28.371 --> 19:30.500
‫- لطفاً یکی ببرتش بیرون
‫- مامان!

19:30.501 --> 19:31.750
‫خیلی ممنون

19:31.751 --> 19:34.580
‫در ضمن، اینجوری نمی‌شه امتیاز رضایت بیمار رو افزایش داد

19:34.581 --> 19:36.670
‫باشه دکتر مک‌کی، می‌خوای به جوادی توضیح بدی

19:36.671 --> 19:38.670
‫- ماجرای مینه‌سوتا چیه؟
‫- آره

19:38.671 --> 19:41.260
‫خب بهترین راه واسه متوقف کردن خونریزی
‫فشار مستقیمه

19:41.261 --> 19:43.090
‫بالون اول به عنوان لنگر وارد معده می‌شه

19:43.091 --> 19:46.260
‫دومیش از مِری رد می‌شه
‫برای فشار مستقیم روی واریس‌ها

19:46.261 --> 19:49.890
‫اول باید بالون رو زیر آب باد کنیم
‫مثل تیوب داخلی دوچرخه

19:49.891 --> 19:51.560
‫- که ببینیم نشت هوا نداره
‫- باشه

19:51.561 --> 19:54.230
‫- جوادی، شیرها رو آماده کن
‫- از اون سرنگ پنجاه سی‌سی استفاده کن

19:54.231 --> 19:56.561
‫- ساکشن وصله
‫- دارمش

19:59.151 --> 20:00.690
‫بهم چی دادین؟

20:00.691 --> 20:02.281
‫چون حالم بدتر شده

20:02.991 --> 20:06.030
‫گفتم آخرین بار با مورفین بهتر شدم

20:06.031 --> 20:07.870
‫یه داروی شبه‌مورفین به نام بیوپ دارم

20:07.871 --> 20:09.990
‫طرز کارش یکسان و سریعتره،
‫درست میره زیر زبونت

20:09.991 --> 20:11.750
‫اگه این جواب نداد، میریم سراغ مورفین

20:11.751 --> 20:13.710
‫ولی اول بیا این رو امتحان کنیم، باشه؟

20:13.711 --> 20:15.830
‫فقط می‌خوام دردم تموم بشه

20:15.831 --> 20:17.081
‫باز کن

20:17.091 --> 20:18.590
‫زبونت رو ببر بالا

20:18.591 --> 20:20.501
‫بذار همونجا باشه و حل بشه

20:20.511 --> 20:22.011
‫ده دقیقه دیگه بر می‌گردیم

20:27.181 --> 20:31.520
‫محض شفاف‌سازی،
‫برنامه‌مون دروغ گفتن به بیمارهاست؟

20:31.521 --> 20:32.721
‫دروغ نگفتم

20:32.731 --> 20:35.310
‫بیوپ یه داروی شبه‌مورفینه،
‫به همون گیرنده‌ها وصل می‌شه

20:35.311 --> 20:36.850
‫گفت اون معتاد نیست،

20:36.851 --> 20:40.940
‫پس چرا بهش یه داروی آگونیست افیونی بدیم
‫که علائم ترکش رو درمان کنیم؟

20:40.941 --> 20:43.360
‫چون حرفش رو باور ندارم.
‫و می‌دونم این جواب میده

20:43.361 --> 20:45.110
‫بعدش که حالش بهتر شد،

20:45.111 --> 20:48.740
‫می‌تونیم کاری کنیم به اعتیادش اعتراف کنه
‫و طولانی‌مدت درمانش کنیم

20:48.741 --> 20:50.370
‫هر چی تو بگی

20:50.371 --> 20:52.200
‫قانون اول صدمه نزدنه

20:52.201 --> 20:54.251
‫بعدش انجام کاری که به صلاح بیماره

20:58.631 --> 20:59.841
‫بیا عزیزم

21:03.841 --> 21:05.671
‫لنگدن به خط اصلی زنگ زد

21:05.681 --> 21:07.550
‫- داری شوخی می‌کنی
‫- پرنسس جواب داد

21:07.551 --> 21:09.180
‫بهش گفت سرت شلوغه.
‫فقط خواستم بدونی

21:09.181 --> 21:11.261
‫باشه فهمیدم. ممنون

21:13.471 --> 21:15.850
‫- می‌تونی چیزی ببینی؟
‫- لازم نیست ببینم

21:15.851 --> 21:17.770
‫فقط واسه رد کردن لوله

21:17.771 --> 21:19.190
‫باید زبون رو از راه برداری

21:19.191 --> 21:21.061
‫باشه

21:21.071 --> 21:22.571
‫برو ک هرفتیم

21:28.111 --> 21:30.990
‫ضربان قلب ۱۲۴.
‫فشار خونش هنوز فقط ۸۴ روی ۴۲ـه

21:30.991 --> 21:32.160
‫خونریزی هنوز شدیده

21:32.161 --> 21:34.080
‫یه واحد دیگه به اون اینفیوزر وصل کن لطفاً

21:34.081 --> 21:36.661
‫- تا کجا پیش رفتی؟
‫- پنجاه سانتی‌متر

21:39.081 --> 21:40.291
‫دکتر رابی؟

21:41.381 --> 21:43.630
‫گفتی پنجاه سانتی‌متر؟
‫بله، زیاده

21:43.631 --> 21:44.800
‫بالون شکمی رو باد کن

21:44.801 --> 21:46.590
‫با پنجاه شروع کن و بعدش با دستگاه اشعه ایکس

21:46.591 --> 21:47.881
‫جاش توی معده رو بررسی می‌کنیم

21:47.905 --> 21:53.905
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

21:53.931 --> 21:55.271
‫آپگار الان شد دَه

21:57.141 --> 21:58.141
‫انجامش بده

21:58.142 --> 21:59.941
‫- آره؟
‫- آره

22:02.771 --> 22:04.730
‫باشه کوچولو

22:04.731 --> 22:06.321
‫باشه

22:09.321 --> 22:11.280
‫باشه، سرش رو درست بگیر

22:11.281 --> 22:13.530
‫- باشه، بیا اینجا
‫- خودشه

22:13.531 --> 22:14.701
‫بگیرش

22:19.501 --> 22:21.251
‫استعدادش رو داری

22:43.111 --> 22:44.731
‫هر وقت حاضر بودین

22:47.241 --> 22:49.820
‫دیگه می‌بریمش

22:49.821 --> 22:51.110
‫باشه

22:51.111 --> 22:53.070
‫هیچی نشده دلت واسه بابات تنگ شده

22:53.071 --> 22:54.871
‫- من به زودی میام بالا
‫- باشه

22:58.661 --> 23:01.120
‫حالا می‌تونم پاهام رو بیارم پایین؟

23:01.121 --> 23:03.251
‫به محضی که جفتت در بیاد

23:07.381 --> 23:09.510
‫نفس بکش. خوبه، خوبه

23:09.511 --> 23:11.381
‫داره میاد

23:14.551 --> 23:16.100
‫وای

23:16.101 --> 23:18.100
‫- چیه؟
‫- خیلی خون زد بیرون

23:18.101 --> 23:19.600
‫دارم یه لاین دوم راه می‌اندازم.
‫یه لیتر سالین بزن

23:19.601 --> 23:20.770
‫- الان
‫- چی شده؟

23:20.771 --> 23:22.230
‫گاهی اینجوری می‌شه

23:22.231 --> 23:24.270
‫باید کمک کنیم تا رحم دوباره جمع بشه

23:24.271 --> 23:27.521
‫انجام ماساژ رحم.
‫چهل واحد اکسی‌توسین در پشت

23:27.531 --> 23:31.030
‫۸۰۰ میکروگرم میزوپروستول زیرزبانی و ۱۰۰۰ میلی‌گرم ترانکزامیک اسید

23:31.031 --> 23:33.030
‫دو واحد خون از بانک خون، برای احتیاط

23:33.031 --> 23:34.870
‫زنگ بزن پزشک زنان و رابی رو بیار!

23:34.871 --> 23:37.620
‫- چرا دینا هنوز اینجاست؟
‫- حاضر نیست بره

23:37.621 --> 23:38.950
‫جاش عالیه

23:38.951 --> 23:41.120
‫می‌خواد تا آخر شیفتش بمونه

23:41.121 --> 23:43.120
‫البته که همینطوره

23:43.121 --> 23:45.130
‫تا حالا یه سرپرستار ندیدم
‫که جنده کله‌شق نباشه

23:45.131 --> 23:46.081
‫مک‌کی

23:46.091 --> 23:48.420
‫البته منظورم اینه که دوست‌داشتنیه

23:48.421 --> 23:50.130
‫راستش نمی‌دونم بدون اون چی کار کنیم

23:50.131 --> 23:53.050
‫دهنش باز داره پُر می‌شه.
‫مثل فواره است

23:53.051 --> 23:54.590
‫دکتر رابی، اتاق تروما دو نیازت داریم

23:54.591 --> 23:55.930
‫آره باشه، الان میام

23:55.931 --> 23:57.760
‫هنوز بالای مِریش خونریزی داره

23:57.761 --> 23:59.640
‫ناتالی. چشم‌هات رو باز نگه دار

23:59.641 --> 24:00.770
‫داریمش

24:00.771 --> 24:01.850
‫- پرلا؟
‫- بله

24:01.851 --> 24:03.140
‫توی معده‌اش خونریزی نداره

24:03.141 --> 24:05.350
‫باید بالون دوم رو توی مِری باد کنیم

24:05.351 --> 24:07.150
‫- دکتر رابی، نیازت داریم!
‫- آره! لعنتی!

24:07.151 --> 24:09.271
‫اومدم، اومدم.
‫لنگدن جاکش

24:09.281 --> 24:11.611
‫این پورت می‌شه مری

24:12.991 --> 24:14.450
‫با کلی خون

24:14.451 --> 24:16.780
‫معما حل شد

24:16.781 --> 24:20.370
‫بالون مری رو تا سی میلی‌متر جیوه پُر کن

24:20.371 --> 24:22.080
‫اون اینسوفلاتور و مانومتره؟

24:22.081 --> 24:23.960
‫آره، درست مثل یه پمپ دوچرخه شیک

24:23.961 --> 24:27.960
‫رسیدیم به سی و شیر رو می‌بندیم

24:27.961 --> 24:30.550
‫هیچ خونی از پورت مری نمیاد

24:30.551 --> 24:33.380
‫بالون خونریزی رو متوقف کرد. فردا بخش گوارش می‌تونه رگ‌ها رو کاترایز کنه

24:33.381 --> 24:34.631
‫عالی بود

24:36.011 --> 24:37.761
‫از بهترین‌ها یاد گرفتم

24:40.771 --> 24:43.770
‫- حالش خوب می‌شه؟
‫- داریم تمام تلاشـمون رو می‌کنیم

24:43.771 --> 24:46.060
‫خونریزی پس از زایمان شدید تحت پروتکل انتقال خون گسترده و همه داروهای انقباضی رحم

24:46.061 --> 24:48.560
‫پارگی؟ برگشت رحم؟ بقایای جفت؟

24:48.561 --> 24:50.320
‫همه رو بررسی کردم. هیچکدوم رو نداره

24:50.321 --> 24:52.570
‫- همه‌اش تقصیر منه
‫- واحد دوم داره وصل می‌شه

24:52.571 --> 24:55.240
‫هنوز تاکی‌کاردی با ضربان ۱۳۰. فشار سیستولیک فقط ۸۴

24:55.241 --> 24:58.200
‫بیاید ۰.۲۵ میلی‌گرم کاربوپروست عضلانی امتحان کنیم.

24:58.201 --> 25:00.120
‫از ایستگاه مرکزی هم یه بالون باکری بیار

25:00.121 --> 25:01.870
‫می‌تونی باهاش حرف بزنی. بیا اینجا

25:01.871 --> 25:04.351
‫چندتا از خاطرات موردعلاقه‌ات باهاش رو تعریف کن.
‫مفیده

25:06.081 --> 25:08.420
‫- ممنون که اومدی
‫- گفتی پیتزا هست

25:08.421 --> 25:11.000
‫ماجرایی که نگرانش بودم رو یادته؟

25:11.001 --> 25:14.130
‫پام خوبه، ولی می‌ذارم با یه کوکتل برام جبرانش کنی

25:14.131 --> 25:16.590
‫- نه، در مورد لنگدن
‫- چی شده؟

25:16.591 --> 25:19.180
‫متأسفانه حق با من بود و اون مرخص شده

25:19.181 --> 25:22.220
‫- یعنی چی مرخص شده؟
‫- دکتر رابی فرستادش خونه

25:22.221 --> 25:23.680
‫چرا؟

25:23.681 --> 25:25.770
‫می‌دونی، احتمالاً بهتر باشه
‫که دیگه حرفی ازش نزنیم

25:25.771 --> 25:27.560
‫ولی اگه بتونی حرفی که قبلاً زدم رو

25:27.561 --> 25:29.520
‫به کسی نگی، خیلی عالی می‌شه

25:29.521 --> 25:32.820
‫گفتی بیام اینجا ازش صحبت کنیم،
‫ولی نمی‌خوای صحبت کنیم

25:32.821 --> 25:35.900
‫- موضوع چیه؟
‫- اون داشته دارو می‌دزدیده

25:35.901 --> 25:37.950
‫بس کن. نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم

25:37.951 --> 25:39.910
‫- همین الان گفتی...
‫- گفتم بس کن

25:39.911 --> 25:41.701
‫نمی‌خوام تو این قضیه نقشی داشته باشم

25:43.121 --> 25:44.331
‫تو آدم حاشیه‌سازی هستی

25:49.331 --> 25:50.331
‫لعنتی

25:52.501 --> 25:54.300
‫- باکری اومد. یه کیسه سالین جدید می‌خوایم
‫- باشه

25:54.301 --> 25:55.630
‫واحدهای سوم و چهارم دارن میان

25:55.631 --> 25:57.590
‫- پلاسمای تازه منجمد هم داره اینفیوز می‌شه
‫- ادامه بده

25:57.591 --> 25:59.260
‫باهاش حرف بزن. خاطرات بیشتر. مفیده

25:59.261 --> 26:01.890
‫یه بار اون میز شیشه‌ایه رو از کریگزلیست خریدیم،

26:01.891 --> 26:03.970
‫رفتیم که بیاریمش،

26:03.971 --> 26:05.560
‫که خفت‌مون کردن و دوباره ازمون دزدیدنش؟

26:05.561 --> 26:08.140
‫- مقدار خون از دست رفته تخمینی؟
‫- حدود دو شاید سه لیتر

26:08.141 --> 26:09.270
‫چی بهش دادین؟

26:09.271 --> 26:12.730
‫اکسی‌توسین وریدی، ترانکزامیک اسید، کاربوپروست،

26:12.731 --> 26:14.521
‫پروتکل انتقال خون گسترده

26:14.531 --> 26:18.450
‫- سرم نمکی رو وصل کنید
‫- بالون از دهانه رحم عبور کرده

26:18.451 --> 26:20.530
‫- چقدر بزنیم؟
‫- نهایت پونصد

26:20.531 --> 26:22.450
‫اگه جواب نده، باید هیسترکتومی انجام بشه

26:22.451 --> 26:24.781
‫- هیسترکتومی؟
‫- این جواب میده

26:24.791 --> 26:26.241
‫زود باش، ادامه بده. خاطرات بیشتر

26:26.251 --> 26:27.951
‫واسه اون و همه‌مون خوبه

26:27.961 --> 26:29.710
‫و اون زمانی که دو ماه قبل از قسمت آخرش، بازی تاج و تخت رو

26:29.711 --> 26:33.790
‫به خاطر ترس از جا موندن، پشت سر هم تماشا کردیم

26:33.791 --> 26:35.670
‫ناتالی! هی ناتالی!

26:35.671 --> 26:37.801
‫ناتالی! باهامون بمون!

26:38.971 --> 26:40.510
‫حالت چطوره، آقای پوگلیسی؟

26:40.511 --> 26:43.851
‫خیلی بهترم. حالت تهوع از بین رفته

26:46.181 --> 26:48.681
‫دل‌درد؟ انقباض‌های ماهیچه‌ای چطور؟

26:49.481 --> 26:52.611
‫به نظرم ۷۵ درصد بهترم

26:53.401 --> 26:55.441
‫فشار خون و ضربان قلب به حالت عادی برگشته

26:56.401 --> 26:57.530
‫فوق‌العاده است

26:57.531 --> 26:59.320
‫انگار تعجب کردی

26:59.321 --> 27:02.531
‫نه، فقط خیالم برات راحت شده، پس...

27:04.031 --> 27:06.790
‫خبر خوش اینه که می‌تونی یه دوز دیگه داشته باشی

27:06.791 --> 27:08.660
‫اونجوری به صد در صد بر می‌گردی

27:08.661 --> 27:10.120
‫زبون بالا

27:10.121 --> 27:13.210
‫فکر کنم موفق شدیم

27:13.211 --> 27:15.381
‫دیگه خونریزی نداره

27:16.801 --> 27:17.840
‫ممنون بابت کمکت

27:17.841 --> 27:19.971
‫به اتاق عمل میگم دست نگه داره

27:20.801 --> 27:23.970
‫نجات خوبی بود، دکتر رابیناویچ، دکتر کالینز

27:23.971 --> 27:25.550
‫اکسیژن خون ۹۹ درصد

27:25.551 --> 27:28.011
‫فشار خون ۱۰۲ روی ۶۸

27:28.021 --> 27:29.351
‫ماسک نیاز نداره

27:31.441 --> 27:35.311
‫ممنون که بهترین دوستم توی کل دنیا بودی

27:36.981 --> 27:38.651
‫ما خانواده‌ایم

27:41.151 --> 27:43.820
‫این وسیله باید چقدر داخلم باشه؟

27:43.821 --> 27:46.740
‫۱۲ تا ۲۴ ساعت.
‫فردا درش میاریم

27:46.741 --> 27:49.200
‫واسه نظارت شبانه
‫به آی‌سی‌یو بستریت می‌کنیم

27:49.201 --> 27:51.041
‫ممنون دکتر رابی

27:51.661 --> 27:53.121
‫ممنون دکتر کالینز

27:55.841 --> 27:57.041
‫ببخشید

27:59.801 --> 28:01.510
‫فشار خون ۹۸ روی ۷۰

28:01.511 --> 28:03.261
‫ضربان قلب ۱۰۴

28:09.351 --> 28:11.810
‫خب بعدش چی می‌شه؟

28:11.811 --> 28:14.391
‫وقتی پایدار بشه، متخصص بخش گوارش

28:14.401 --> 28:17.150
‫می‌تونه اندوسکوپی کنه تا نقاط خونریزی‌دار رو کاترایز کنه

28:17.151 --> 28:20.860
‫یا شاید شانت بذارن
‫که فشار رو از رگ‌های خون‌ریزی‌کننده برداره

28:20.861 --> 28:24.070
‫و برای کبد جدید
‫به بالای لیست پیوند عضو میره

28:24.071 --> 28:26.410
‫بالای لیست؟ اینقدر جدیه؟

28:26.411 --> 28:29.081
‫آره، ولی...

28:31.041 --> 28:32.200
‫وقتی کبد جدیدش رو به دست بیاره،

28:32.201 --> 28:34.871
‫باید بتونه به زندگی معمولی برگرده

28:35.881 --> 28:36.881
‫باشه

28:37.711 --> 28:41.210
‫گمونم همیشه می‌دونستم
‫این روز فرا برسه، ولی...

28:41.211 --> 28:44.800
‫یه جای تهِ ذهنم امید داشتم که شاید نشه

28:44.801 --> 28:47.140
‫تحملش واسه کسی به سن تو خیلی سخته

28:47.141 --> 28:49.390
‫کسی هست که بتونیم بهش زنگ بزنیم یا...

28:49.391 --> 28:50.600
‫نه

28:50.601 --> 28:51.970
‫نه، فقط ماییم

28:51.971 --> 28:54.311
‫خیلی وقته که اینجوری بوده

28:55.101 --> 28:56.980
‫متأسفم. خیلی سخته

28:56.981 --> 28:59.111
‫آره، خوبه که تو داره

28:59.731 --> 29:03.231
‫آره، وقتی تازه هپاتیت بی گرفت
‫همسن من بود

29:03.241 --> 29:05.320
‫می‌دونم وقتی نگاش کنی باورش سخته،

29:05.321 --> 29:07.160
‫ولی بچه وحشی‌ای بود

29:07.161 --> 29:09.991
‫و معتاد تزریقی بود

29:11.411 --> 29:13.370
‫ولی روزی که فهمید من رو حامله است

29:13.371 --> 29:17.120
‫ترک کرد و از اون موقع پاک بوده

29:17.121 --> 29:19.500
‫انگار مامان خوبیه

29:19.501 --> 29:21.250
‫بهترینه

29:21.251 --> 29:23.261
‫تو با مامانت صمیمی هستی؟

29:24.131 --> 29:25.471
‫حتماً، آره

29:27.341 --> 29:29.680
‫از نظر نزدیکی؟

29:29.681 --> 29:31.680
‫فقط اولین کلمه‌ای نیست که به ذهنم می‌رسه

29:31.681 --> 29:32.850
‫پیچیده است

29:32.851 --> 29:35.140
‫- معمولاً همینه، درسته؟
‫- آره

29:35.141 --> 29:37.520
‫مامان من بی‌نقص نبوده

29:37.521 --> 29:39.650
‫گاهی واقعاً ازش متنفر بودم

29:39.651 --> 29:43.070
‫ولی همیشه دوستش داشتم،

29:43.071 --> 29:45.571
‫و می‌دونم دوستم داشته

29:47.151 --> 29:49.200
‫آره، مسیر پیش‌رو خیلی طولانیه

29:49.201 --> 29:51.621
‫ولی ماراتنه، نه دوی سرعت

29:52.371 --> 29:54.660
‫فقط می‌شه روزها رو پشت‌سر گذاشت

29:54.661 --> 29:57.540
‫اینجا یه مددکار اجتماعی داریم، کیارا آلفارو،

29:57.541 --> 29:59.500
‫اگه بخوای باهاش صحبت کنی

29:59.501 --> 30:01.081
‫شاید یکم بعد

30:01.091 --> 30:04.801
‫الان فکر کنم فقط می‌خوام پیش مامانم باشم

30:05.671 --> 30:08.130
‫آره. البته

30:08.131 --> 30:09.391
‫آره

30:10.641 --> 30:11.890
‫می‌دونم

30:11.891 --> 30:14.470
‫رفیق، دیگه نباید بهم زنگ بزنی، خب؟

30:14.471 --> 30:16.310
‫آره، باشه

30:16.311 --> 30:18.480
‫بهش میگم. من...

30:18.481 --> 30:20.231
‫هر وقت دوباره دیدمش

30:22.651 --> 30:23.821
‫باشه

30:28.031 --> 30:29.320
‫حدس بزن کی بود

30:29.321 --> 30:30.611
‫خدای من

30:31.451 --> 30:32.950
‫نه. گفتم که. هیچوقت زنگ نمی‌زنه

30:32.951 --> 30:35.330
‫خب، لنگدن بدجوری می‌خواد گیرت بیاره

30:35.331 --> 30:36.910
‫نه بابا

30:36.911 --> 30:39.160
‫خدا لعنتش کنه

30:39.161 --> 30:40.920
‫سلام جیک

30:40.921 --> 30:42.750
‫سلام مرد. چطوری؟

30:42.751 --> 30:44.630
‫پاس‌ها و بلیت‌ها مشکلی نداشتن؟

30:44.631 --> 30:46.300
‫نه نه، مشکلی نیست

30:46.301 --> 30:47.420
‫می‌خوای سلام کنی؟

30:47.421 --> 30:49.510
‫سلام جیک. پارسال دوست امسال آشنا

30:49.511 --> 30:51.300
‫فستیوال چطوره؟

30:51.301 --> 30:52.390
‫خیلی باحاله

30:52.391 --> 30:55.140
‫کلی آدم اینجاست
‫و اتفاقات باحال زیادی در جریانه

30:55.141 --> 30:56.850
‫خوبه. خوشحالم بهت خوش می‌گذره

30:56.851 --> 30:58.140
‫حال دوستت چطوره؟

30:58.141 --> 31:00.770
‫راستش می‌خواست خودش ازت تشکر کنه

31:00.771 --> 31:02.770
‫سلام، دکتر رابیناویچ!

31:02.771 --> 31:04.480
‫رابیِ خالی کافیه

31:04.481 --> 31:06.940
‫رابی، من لیا هستم، دوستِ جیک

31:06.941 --> 31:08.280
‫- دوست‌دختر
‫- بس کن!

31:08.281 --> 31:10.150
‫گفتی آبروم رو نمی‌بری

31:10.151 --> 31:11.910
‫می‌دونم شما باید با جیک می‌اومدین،

31:11.911 --> 31:14.160
‫پس خیلی ممنون که گذاشتین من
‫از بلیت‌تون استفاده کنم

31:14.161 --> 31:16.660
‫- خیلی خوش می‌گذره
‫- اصلاً قابلی نداشت

31:16.661 --> 31:18.160
‫باشه خب، باید از اینجا بریم،

31:18.161 --> 31:19.580
‫ولی بازم ممنون بابت بلیت‌ها، مرد

31:19.581 --> 31:21.960
‫ممنون! از آشناییت خوشحال شدم!

31:21.961 --> 31:23.041
‫همچنین

31:34.051 --> 31:35.471
‫چیزی می‌خوای برات بیارم؟

31:37.061 --> 31:38.061
‫نه

31:39.221 --> 31:41.980
‫حتی نمی‌دونستم که داری تلاش می‌کنی

31:41.981 --> 31:44.271
‫واقعاً به کسی نگفتم

31:46.151 --> 31:48.901
‫بار اول که نیست، ولی...

31:51.281 --> 31:52.781
‫احتمالاً آخرین باره

31:53.661 --> 31:55.071
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟

32:03.581 --> 32:06.711
‫می‌دونی لقاح مصنوعی چقدر هزینه داره؟

32:08.671 --> 32:11.921
‫باید می‌رفتم تو بخش غدد تولیدمثل

32:13.261 --> 32:16.511
‫اون دکترای باروری کلی پول به جیب می‌زنن

32:19.061 --> 32:21.221
‫حتی اگه بیمه‌ام پول راندهای بیشتر رو می‌داد

32:21.231 --> 32:24.941
‫یا می‌تونستم خودم هزینه کنم...

32:29.901 --> 32:31.820
‫من...

32:31.821 --> 32:34.741
‫فکر نکنم بتونم دوباره این حال رو بگذرونم

32:37.871 --> 32:40.541
‫شاید فقط قرار نیست جور بشه

32:44.421 --> 32:47.541
‫می‌دونم تو اهل بیخیالِ چیزی شدن نیستی

32:50.801 --> 32:52.131
‫به جز شاید من

32:54.131 --> 32:55.631
‫باورم نمی‌شه

32:56.971 --> 32:58.261
‫انتظارش رو داشتم

33:02.141 --> 33:03.890
‫می‌خوای برم کیارا رو پیدا کنم؟
‫می‌خوای...

33:03.891 --> 33:07.350
‫نه. نه، ببین، می‌دونم قصدت خیره، ولی فقط...

33:07.351 --> 33:09.060
‫فقط می‌خوام تنها باشم

33:09.061 --> 33:10.230
‫برو خونه

33:10.231 --> 33:11.820
‫مطمئنی؟

33:11.821 --> 33:13.151
‫حتماً

33:14.151 --> 33:16.070
‫فقط یه ساعت از شیفت مونده

33:16.071 --> 33:17.740
‫اینطور نیست که بتونیم کل کارها رو تموم کنیم

33:17.741 --> 33:20.490
‫هیچوقت نمی‌تونیم. شاید هیچوقت نتونیم

33:20.491 --> 33:22.371
‫پس آره، برو خونه

33:23.581 --> 33:25.620
‫گوشیت رو خاموش کن. تلویزیون رو خاموش کن

33:25.621 --> 33:28.381
‫یه لیوان شراب بریز. یه حموم برو

33:29.381 --> 33:31.090
‫برو بخواب

33:31.091 --> 33:33.801
‫و اگه چیزی خواستی...

33:35.381 --> 33:36.381
‫ممنون

33:44.431 --> 33:45.811
‫من...

33:47.191 --> 33:49.561
‫چند سال پیش حامله شدم

33:52.481 --> 33:55.190
‫اون موقع آماده نبودم مامان بشم

33:55.191 --> 33:57.861
‫حتی در مورد رابطه مطمئن نبودم

33:58.611 --> 34:01.411
‫هیچوقت بهش نگفتم

34:07.501 --> 34:09.040
‫می‌ترسیدم

34:09.041 --> 34:10.631
‫می‌ترسیدم از...

34:13.301 --> 34:14.841
‫کل ماجراش

34:17.421 --> 34:21.140
‫ولی بیشتر، می‌ترسیدم به خاطر خودخواهی

34:21.141 --> 34:23.311
‫ازم متنفر بشه

34:26.231 --> 34:28.560
‫خودخواه نیستی

34:28.561 --> 34:30.190
‫هدر...

34:30.191 --> 34:31.941
‫خودخواه نیستی

34:34.821 --> 34:37.071
‫فکر می‌کنی اگه می‌دونست من رو می‌بخشید؟

34:44.201 --> 34:45.201
‫آره

34:48.871 --> 34:50.161
‫و مهم‌تر از اون،

34:50.171 --> 34:54.801
‫می‌دونم می‌خواست تو خودت رو ببخشی

35:11.151 --> 35:13.351
‫مامانه نُه‌تا بچه روی کمرش داشت

35:13.361 --> 35:14.900
‫خانواده بزرگیه

35:14.901 --> 35:18.820
‫اپاسوم‌ها کیسه‌دار هستن، یعنی مثل کانگورو یه کیسه دارن

35:18.821 --> 35:20.441
‫- باهوشی
‫- ممنون

35:20.451 --> 35:22.070
‫منم وقتی همسن تو بودم
‫خیلی کتاب می‌خوندم

35:22.071 --> 35:24.450
‫هی ویکتوریا، می‌خوای به هریسون نشون بدی

35:24.451 --> 35:26.531
‫- سونوگرافی چطوریه؟
‫- حتماً، آره

35:26.541 --> 35:27.830
‫می‌خوای داخل معده‌ات رو ببینی؟

35:27.831 --> 35:29.711
‫- همیشه
‫- باشه

35:32.421 --> 35:33.880
‫خدافظ مامان

35:33.881 --> 35:35.131
‫یکم دیگه می‌بینمت

35:39.721 --> 35:42.301
‫این قطعاً دستور محدودیت رو نقض می‌کنه

35:43.011 --> 35:44.430
‫سعی کردم بهت هشدار بدم

35:44.431 --> 35:46.470
‫چد به شدت مجروح شده بود

35:46.471 --> 35:48.141
‫کاش شده بود

35:49.731 --> 35:53.230
‫ببین، هر ماجرایی بین تو و چد هست،

35:53.231 --> 35:55.610
‫راستش به من مربوط نیست، خب؟

35:55.611 --> 35:57.321
‫مال خودته. باور کن

35:58.571 --> 36:00.651
‫ولی در مورد پسرم جایگاه خودت رو بدون

36:01.611 --> 36:03.531
‫هریسون دوست داره پیش ما زندگی کنه

36:04.491 --> 36:06.911
‫یه بچه یازده ساله به ثبات نیاز داره

36:07.531 --> 36:10.870
‫من یازده سال مادر هریسون بودم، خب؟

36:10.871 --> 36:12.710
‫من به دنیا آوردمش

36:12.711 --> 36:15.250
‫و تو زندگیم اشتباهات زیادی کردم،

36:15.251 --> 36:17.921
‫ولی مامان خیلی خوبی هستم

36:19.381 --> 36:22.421
‫ببین کَسی، واقعاً بحث اینه
‫که چی به صلاح هریسون‌ـه

36:23.381 --> 36:25.890
‫کلویی، هریسون می‌خواد پیش من زندگی کن

36:25.891 --> 36:27.091
‫باور ندارم

36:27.101 --> 36:29.180
‫چون در سن تو، قشر پیشانیت

36:29.181 --> 36:30.810
‫خیلی شکل نگرفته

36:30.811 --> 36:32.600
‫ماه آینده می‌شه ۲۵ سالم

36:32.601 --> 36:35.770
‫تبریک میگم. می‌تونی ماشین کرایه کنی

36:35.771 --> 36:38.770
‫اگه واقعاً اهمیت میدی
‫که چی به صلاح هریسون‌ـه،

36:38.771 --> 36:41.900
‫- می‌کشی کنار
‫- ولی...

36:41.901 --> 36:44.570
‫و اگه دوباره، به خدا قسم،

36:44.571 --> 36:46.781
‫با اون تی‌شرت ببینمت...

36:49.791 --> 36:52.370
‫فقط بگیم که آرزو می‌کردی که
‫این کار رو نکرده بودی، خب؟

36:52.371 --> 36:55.540
‫هنوز هم به هیچ مصرف افیونی اعتراف نکرده؟

36:55.541 --> 36:58.380
‫نه، ولی بازم میگم، تمام علائم رو داشت،

36:58.381 --> 36:59.960
‫حالا هم صد در صد بهتر شده

36:59.961 --> 37:02.130
‫و انگار همین چند ساعت پیش بود

37:02.131 --> 37:03.880
‫که ازت پرسیدم چرا اولش باهام مشورت نکردی

37:03.881 --> 37:06.300
‫و دقیق بهت گفتم دیگه این کار رو نکنی

37:06.301 --> 37:08.510
‫ولی به جاش، بی‌خبرم کار کردی و...

37:08.511 --> 37:11.761
‫- دوباره انجامش دادم
‫- دوباره انجامش دادی، محض رضای سگ

37:11.771 --> 37:13.890
‫اصلاً کسی دیگه صداقت داره؟

37:13.891 --> 37:16.190
‫یا فقط با کسشعرگویی زندگی رو می‌گذرونیم؟

37:16.191 --> 37:18.150
‫- فقط بحث...
‫- استعاری بود

37:18.151 --> 37:20.511
‫- چرا نیومدی سراغم؟
‫- یکم سرت شلوغ بود

37:21.481 --> 37:22.481
‫واقعاً؟

37:23.571 --> 37:25.111
‫بهتر عمل کن، دکتر موهان

37:26.111 --> 37:27.031
‫بله قربان

37:27.032 --> 37:28.700
‫استفاده از بیوپ غیرمعمول بود،

37:28.701 --> 37:31.160
‫در حالی که خطرناک نبوده،
‫ممکنه تحت موشکافی قرار بگیره،

37:31.161 --> 37:34.041
‫که الان مقدار بیشتریش رو
‫از گلوریا نیاز ندارم

37:34.791 --> 37:36.830
‫از دانشجوهای پزشکی
‫یه مقداری از این رو انتظار دارم

37:36.831 --> 37:38.831
‫از یه رزیدنت سال سوم بیشتر انتظار دارم

37:42.631 --> 37:45.420
‫می‌دونی چیه؟
‫فقط بده‌شون به سیندی، بگو نگه داره،

37:45.421 --> 37:46.970
‫بعدش لازم نیست بهش فکر کنی

37:46.971 --> 37:48.631
‫چون من پدرتم، علتش اینه

37:48.641 --> 37:50.341
‫گوش کن، دکترها برگشتن. باید برم

37:50.351 --> 37:51.760
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

37:51.761 --> 37:53.261
‫بله، دوستت دارم

37:53.271 --> 37:54.770
‫خدافظ

37:54.771 --> 37:58.270
‫- حالت چطوره آقای پوگلیسی؟
‫- خیلی بهترم. ممنون

37:58.271 --> 38:00.980
‫فکر می‌کنید بتونم واسه چند روزی که اینجام

38:00.981 --> 38:03.320
‫بازم یه مقدار کمی از اون دارو داشته باشم؟

38:03.321 --> 38:06.490
‫فقط می‌خوام بتونم دخترم رو توی عروسیش
‫همراهی کنم و به شلوارم نرینم

38:06.491 --> 38:08.860
‫دارویی که بهت دادیم مورفین نبود

38:08.861 --> 38:11.821
‫چیزی به نام بیوپ‌نورفین یا بیوپ بود

38:11.831 --> 38:12.910
‫درسته، ایشون گفتش

38:12.911 --> 38:15.201
‫هر چی که باشه، دکتر، عالی جواب داد

38:16.291 --> 38:20.371
‫داروییه که دقیقاً برای درمان ترک افیون ساخته شده

38:20.381 --> 38:22.091
‫واسه همین جواب داده

38:22.881 --> 38:24.881
‫صبر کن، متوجه نمی‌شم

38:26.721 --> 38:29.970
‫تمام نشانگرها میگن
‫شما افیون مصرف کردین

38:29.971 --> 38:33.930
‫شامل مسکن‌هایی
‫مثل هیدروکودون و اکسی‌کودون می‌شه

38:33.931 --> 38:36.101
‫بهشون گفتم مواد نمی‌زنم

38:37.731 --> 38:39.230
‫وای

38:39.231 --> 38:40.810
‫- بهم دروغ گفتی
‫- دروغ نگفتم

38:40.811 --> 38:42.900
‫گفتم یه داروی شبه‌مورفین بهت میدم

38:42.901 --> 38:44.520
‫که هوس‌هات رو بخوابونه

38:44.521 --> 38:48.030
‫خب، می‌دونی چیه؟
‫این کسشعره

38:48.031 --> 38:51.240
‫یعنی می‌تونم از همه‌تون شکایت کنم.
‫می‌شنوید؟

38:51.241 --> 38:53.410
‫من یه معتاد توی خیابون نیستم

38:53.411 --> 38:58.250
‫ببین، ببین، من خانواده دارم. شغل دارم.
‫پول خوب در میارم

38:58.251 --> 39:00.830
‫سبدهای خریدم رو بر می‌گردونم. مالیات میدم

39:00.831 --> 39:02.250
‫به نظرتون معتاد اینجوریه؟

39:02.251 --> 39:06.130
‫بله، چون هر کسی می‌تونه معتاد باشه.
‫تو مدرکشی

39:06.131 --> 39:09.050
‫این قرص‌هایی که مصرف می‌کردی،
‫به دردت کمک نمی‌کنه

39:09.051 --> 39:10.591
‫توش نگهت داشته

39:12.431 --> 39:16.060
‫آدم‌های خوب زیادی دچار اعتیادن

39:16.061 --> 39:17.390
‫یه بیماری ذهنیه

39:17.391 --> 39:19.060
‫ولی محیط اجتماعی و انتخاب شخصی هم

39:19.061 --> 39:20.730
‫- از عواملش محسوب می‌شه
‫- من مشکلی ندارم

39:20.731 --> 39:24.440
‫خبر خوش اینه که مغز به شدت دینامیکه،
‫همینطور محیط

39:24.441 --> 39:27.230
‫ولی باید همین الان دست برداری
‫تا صدمه‌اش غیرقابل اصلاح بشه

39:27.231 --> 39:29.190
‫نه، تف تو این بیمارستان، خب؟

39:29.191 --> 39:31.111
‫- و لعنت به شما
‫- هی

39:32.241 --> 39:35.280
‫دکتر موهان... دکتر موهان

39:35.281 --> 39:37.120
‫برنامه اقدام پیشنهادی ما رو بهت میگه

39:37.121 --> 39:40.541
‫می‌تونی باهاش پیش بری یا نه.
‫کامل به خودت مربوطه

39:42.371 --> 39:45.171
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم، آقای پوگلیسی

39:49.551 --> 39:53.300
‫به اندازه هفت روز
‫دارویی به نام سابوکسون بهت میدیم

39:53.301 --> 39:56.181
‫- می‌تونیم یه...
‫- گمشو. نمی‌خوام

39:59.061 --> 40:01.391
‫پدرم وقتی بچه بودم فوت کرد

40:03.561 --> 40:04.900
‫نمی‌دونم ازدواج خواهم کرد یا نه،

40:04.901 --> 40:07.771
‫ولی اگه بکنم، بدون همراهی اون می‌کنم

40:09.191 --> 40:11.860
‫خوشحالم که دخترت توی روز عروسیش تو رو داره

40:11.861 --> 40:15.571
‫امیدوارم بتونه واسه تمام روزهای بزرگ دیگه‌اش هم تو رو داشته باشه

40:22.041 --> 40:23.421
‫دکتر موهان

40:25.791 --> 40:28.090
‫من همیشه حرف دقیق رو نمی‌دونم،

40:28.091 --> 40:31.211
‫ولی بابت بابات متأسفم

40:32.221 --> 40:34.801
‫خیلی وقت پیش بود، ولی ممنون

40:36.051 --> 40:37.600
‫دکتر رابی

40:37.601 --> 40:39.930
‫نزدیک یه ساعته که توی لابی منتظرم

40:39.931 --> 40:43.931
‫- گفتی فوراً میای
‫- تریسا، خیلی متأسفم

40:43.941 --> 40:46.730
‫یکم دست‌تنهاییم و راستش

40:46.731 --> 40:48.940
‫ذهنم خیلی جاها رفته... می‌تونی ببخشیم؟

40:48.941 --> 40:51.650
‫الان اینجام. لطفاً. قضیه چیه؟

40:51.651 --> 40:55.530
‫روانپزشکه بهم گفت که درخواست بدم

40:55.531 --> 40:58.821
‫که دیوید رو تحت توقیف روانی غیرارادی قرار بدن

40:58.831 --> 41:01.451
‫- بله
‫- ولی می‌شه ناشناس باشه؟

41:02.451 --> 41:03.660
‫نه

41:03.661 --> 41:05.460
‫برای درخواست ۳۰۲ دادن در ایالت پنسیلوانیا،

41:05.461 --> 41:07.670
‫درخواست‌دهنده باید اعتراف کنه

41:07.671 --> 41:09.130
‫که شاهد رفتار نگران‌کننده بوده،

41:09.131 --> 41:12.760
‫و باید یه پزشک و مددکار اجتماعی امضاش کنن،

41:12.761 --> 41:14.631
‫که من و کیارا می‌تونیم

41:15.841 --> 41:17.261
‫اگه اشتباه کنم چی؟

41:17.971 --> 41:19.550
‫اون موقع عذرخواهی می‌کنی

41:19.551 --> 41:21.060
‫ما هم کمک می‌کنیم که توضیح بدی

41:21.061 --> 41:23.431
‫این کار به خاطر نگرانی برای امنیتش بوده

41:24.061 --> 41:25.560
‫اگه حق باهات باشه؟

41:25.561 --> 41:29.900
‫ولی اگه درخواست‌دهنده بشم،
‫دارم با پسرم چی کار می‌کنم؟

41:29.901 --> 41:33.780
‫سعی داری کمکی براش جور کنی

41:33.781 --> 41:35.860
‫که انگار نیازش داره

41:35.861 --> 41:38.780
‫دیوید پدرش رو از دست داده.
‫روی هر کسی تأثیر می‌ذاره

41:38.781 --> 41:40.280
‫ولی ما داریم مردهای جوون رو ناامید می‌کنیم،

41:40.281 --> 41:42.790
‫چون یادشون نمیدیم که چطوری
‫احساساتـشون رو بروز بدن

41:42.791 --> 41:44.660
‫فقط میگیم مرد باشید و بعدش می‌ذاریم

41:44.661 --> 41:46.750
‫از پادکست‌های تاکسیک
‫درس مرد بودن بگیرن

41:46.751 --> 41:50.290
‫این مردهای جوون هم بعدش حس می‌کنن
‫از خودشون و جامعه جدا شدن،

41:50.291 --> 41:54.091
‫و در جاهای اشتباهی اجتماع خودشون
‫و راحتی رو پیدا می‌کنن

41:54.921 --> 41:56.590
‫دیوید کمک نیاز داره

41:56.591 --> 41:58.551
‫نمی‌خوایم ما هم ناامیدش کنیم

42:00.551 --> 42:02.141
‫شما بچه دارین؟

42:03.101 --> 42:06.140
‫یه جورایی یه پسرخوانده دارم، آره

42:06.141 --> 42:10.811
‫من و مامانش یه مدتی دوست بودیم،
‫ولی من و جیک رابطه خیلی خوبی داریم

42:11.521 --> 42:14.901
‫- جیک خوش شانسه
‫- فکر کنم منم که خوش شانسم

42:16.401 --> 42:19.450
‫می‌خوام برم پیش روانپزشک

42:19.451 --> 42:21.530
‫و بهش گفتم می‌خوام درخواست بدم

42:21.531 --> 42:23.781
‫عالیه، بعدش بیا سراغم،

42:23.791 --> 42:26.121
‫تا اون مدرک رو امضا کنم

42:30.211 --> 42:31.591
‫تق تق

42:32.591 --> 42:34.840
‫این افتخار رو مدیون چی هستم؟

42:34.841 --> 42:37.260
‫این‌ها رو پیدا کردم

42:37.261 --> 42:39.260
‫حتماً انداختی‌شون. باید بیشتر مراقب باشی

42:39.261 --> 42:41.260
‫نمی‌خوای دست آدم اشتباهی بیفته

42:41.261 --> 42:42.721
‫مال خودت

42:45.271 --> 42:47.101
‫تا حالا به ترک فکر کردی؟

42:49.351 --> 42:50.891
‫من اهل ترک کردن نیستم

42:50.901 --> 42:53.690
‫می‌دونم امروز یه مستِ شادی

42:53.691 --> 42:56.150
‫ولی یه روز که کبدت از کار بیفته...

42:56.151 --> 42:58.280
‫و باور کن، از کار می‌افته...

42:58.281 --> 43:00.030
‫اینقدر خوشحال نمی‌شی

43:00.031 --> 43:01.451
‫روش قشنگی واسه مرگ نیست

43:02.371 --> 43:04.371
‫دارم قبر خودم رو می‌کَنَم

43:05.161 --> 43:06.291
‫به حال خودم رهام کن

43:07.161 --> 43:09.251
‫لازم نیست که بیل رو بدم دستت

43:21.181 --> 43:22.841
‫دکتر لنگدن رو دیدی؟

43:24.181 --> 43:26.311
‫دیگه رفته

43:27.851 --> 43:29.641
‫خدافظی نکرد. اون...

43:30.771 --> 43:32.770
‫واقعاً می‌خواستم ماجرای زایمان رو بهش بگم

43:32.771 --> 43:34.150
‫خیلی باحال بود

43:34.151 --> 43:38.110
‫باباها خیلی خوشحال بودن و...

43:38.111 --> 43:39.320
‫عالیه

43:39.321 --> 43:40.781
‫دکتر رابی؟

43:42.701 --> 43:44.910
‫فقط خواستم بابت اتفاقی
‫که برای لنگدن افتاد عذرخواهی کنم

43:44.911 --> 43:45.990
‫عذرخواهیت پذیرفته شد

43:45.991 --> 43:47.450
‫اگه حرفی نزده بودم، هنوزم...

43:47.451 --> 43:49.330
‫تقصیر کسی جز لنگدن نیست.
‫حالا اگه من رو ببخشی...

43:49.331 --> 43:50.911
‫خب، چنین حسی نداره

43:52.791 --> 43:57.130
‫بعضی‌ها شاید نادیده می‌گرفتن، ولی شما نه

43:57.131 --> 44:00.130
‫انجام دادن کاری که تو کردی
‫توی اولین روزت...

44:00.131 --> 44:02.171
‫قطب‌نمای اخلاقی قوی‌ای می‌خواد، در حال حال

44:02.181 --> 44:03.720
‫فقط برام سؤاله...

44:03.721 --> 44:06.011
‫کار درستی کردی، دکتر سانتوس

44:08.641 --> 44:10.221
‫ممنون دکتر رابیناویچ

44:10.231 --> 44:11.850
‫دینا رو ندیدی؟

44:11.851 --> 44:14.231
‫چرا، داشت به پارکینگ آمبولانس می‌رفت

44:16.231 --> 44:19.110
‫فاصله‌ات رو حفظ کن.
‫حالم همینجوریش بده

44:19.111 --> 44:21.650
‫- فقط اومدم یکم هوا بخورم
‫- آره، باشه

44:21.651 --> 44:23.570
‫خیلی دروغگوی بدی هستی

44:23.571 --> 44:25.700
‫امیدوارم نگهبان بودنت بهتر باشه

44:25.701 --> 44:27.831
‫هی، حالا فقط داری بدجنسی می‌کنی

44:28.661 --> 44:31.951
‫متوجهی که این دومین فردیه
‫که امروز به بدجنسی متهمت کرده دیگه

44:31.961 --> 44:33.960
‫- کم‌کم متوجه الگویی نشدی؟
‫- نه

44:33.961 --> 44:35.871
‫ولی کم‌کم می‌فهمم چرا گلوریا

44:35.881 --> 44:37.631
‫از امتیاز رضایت بیمارت ناراضیه

44:39.171 --> 44:41.380
‫چیزی می‌خوای یا فقط اومدی
‫از معدود چیزهایی که هنوز توی زندگی

44:41.381 --> 44:43.170
‫شادم می‌کنه رو خراب کنی؟

44:43.171 --> 44:44.801
‫کالینز رو فرستادم خونه

44:45.841 --> 44:48.261
‫امروز نمی‌خوای با هیچکس کار کنی

44:48.971 --> 44:50.680
‫حتماً حالت گرفته است

44:50.681 --> 44:52.271
‫روز سختی داشته

44:54.481 --> 44:56.350
‫مسریه

44:56.351 --> 44:57.980
‫تو هم باید بری

44:57.981 --> 44:59.071
‫آره

45:00.021 --> 45:01.650
‫کارت خوبه

45:01.651 --> 45:03.491
‫اونقدرها نه

45:05.491 --> 45:07.241
‫می‌دونی تو این بیمارستان به دنیا اومدم؟

45:07.871 --> 45:10.371
‫حتی توی دبیرستان اینجا داوطلب شدم

45:11.411 --> 45:16.210
‫مشت خوردم، لگدم کردن، روم تف انداختن،
‫روم شاشیدن، مدفوع سمتم پرت کردن

45:16.211 --> 45:17.420
‫با گلوریا حرف زدم

45:17.421 --> 45:20.420
‫بهش گفتم، گوش کن، باید یه کاری
‫واسه تقویت نگهبانی بکنیم

45:20.421 --> 45:22.511
‫- نباید بازم اینجوری بشه
‫- می‌شه

45:23.511 --> 45:24.920
‫می‌شه

45:24.921 --> 45:26.930
‫شاید واسه من نه، ولی واسه یکی دیگه

45:26.931 --> 45:28.841
‫دنیا عوض شده. مردم عصبانی هستن

45:28.851 --> 45:30.350
‫اعصاب ما ضعیف‌تر شده

45:30.351 --> 45:32.221
‫و هنوز فقط سعی داریم کمک کنیم

45:33.561 --> 45:34.731
‫کمک می‌کنی

45:35.481 --> 45:37.101
‫تفاوت ایجاد می‌کنی

45:37.901 --> 45:40.441
‫یه لاشی نمی‌تونه تغییرش بده

45:44.491 --> 45:45.901
‫فکر کنم دیگه خسته شدم

45:50.621 --> 45:51.621
‫آره

45:52.791 --> 45:54.331
‫می‌فهممت

45:56.501 --> 45:58.331
‫و سرزنشت نمی‌کنم

45:59.581 --> 46:01.041
‫من...

46:02.921 --> 46:04.920
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

46:04.921 --> 46:08.470
‫شاید خواسته من و نیاز بیمارها
‫دیگه به صلاحت نیست

46:08.471 --> 46:09.551
‫آره

46:11.051 --> 46:14.561
‫فقط واقعاً نمی‌دونم بدون تو چی کار کنم

46:15.231 --> 46:16.941
‫یه فکریش می‌کنی

46:17.771 --> 46:19.351
‫همیشه اینطوریه

46:21.151 --> 46:23.320
‫تو مرد خوبی هستی، رابیناویچ

46:23.321 --> 46:25.441
‫نذار اینجا خوبیت رو ازت بگیره

46:27.951 --> 46:29.071
‫خب؟

46:30.781 --> 46:31.911
‫خدایا

46:33.741 --> 46:34.791
‫بله؟

46:36.001 --> 46:37.501
‫کد تریاژ

46:39.371 --> 46:41.000
‫چندین زخم گلوله

46:41.001 --> 46:42.961
‫توی فستیوال پیتسبرگ یه تیرانداز فعال هست

46:46.091 --> 46:47.971
‫جیک و دوست‌دخترش اونجان

46:47.995 --> 46:57.995
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:58.019 --> 47:08.019
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

47:08.043 --> 47:18.043
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::
