WEBVTT

00:06.050 --> 00:09.000
‫[آنچه گذشت]

00:10.459 --> 00:12.209
‫با دیدن تو و این شرایط...

00:12.293 --> 00:14.584
‫متوجه می‌شم خیلی با محل زندگیم فرق می‌کنه.

00:15.584 --> 00:18.001
‫توماس، باید مدتی بری مرخصی.

00:18.043 --> 00:19.668
‫طرف تحت نظر من در رفته قربان.

00:19.751 --> 00:21.584
‫کل اون مسائل حل می‌شه؛
‫خودم رسیدگی می‌کنم.

00:23.168 --> 00:25.626
‫شاید بتونیم با همدیگه به توافقی برسیم.

00:25.709 --> 00:27.918
‫من هم در ازاش پیشنهادی بدم.

00:28.918 --> 00:31.168
‫نه نقشه‌ای ریختیم. نه اطلاعاتی داریم.
‫نه بررسی مقدماتی کردیم.

00:32.584 --> 00:34.668
‫بازرس اینزلی لوبیر
‫از اداره پلیس لندن بزرگ هستم.

00:36.000 --> 00:42.000
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>

00:50.209 --> 00:53.168
‫♪ اصلا نگفته بودم چیزیم نمی‌شه، ♪

00:53.209 --> 00:58.126
‫♪ صرفا خیال می‌کردم
‫می‌تونم از پس خودم بر بیام. ♪

00:58.209 --> 01:02.043
‫♪ وقتی نفسم بالا نمی‌اومد،
‫رفتم بیرون. ♪

01:02.126 --> 01:07.876
‫♪ نمی‌دونم واسه چی خیال کردم بیرون بهتره. ♪

01:07.918 --> 01:10.126
‫♪ الان دیگه خوبم. ♪

01:10.209 --> 01:12.709
‫♪ مهم نیست. ♪

01:12.793 --> 01:14.834
‫♪ نمی... ♪

01:24.751 --> 01:27.334
‫کسی این بیرون نیست؟

01:28.376 --> 01:30.168
‫مشکلی پیش اومده خانم فیشر؟

01:31.418 --> 01:32.834
‫ریس، عزیزم.

01:32.918 --> 01:35.043
‫گمون کنم لازم باشه من رو ببری دکتر.

01:35.126 --> 01:37.126
‫- می‌خواین با برتون تماس بگیرم...
‫- نه، نه، نه.

01:37.209 --> 01:39.293
‫نمی‌خوام نگرانشون کنم.

01:39.376 --> 01:40.876
‫مطمئنم مشکلی نیست.

01:40.959 --> 01:42.876
‫بیا خودم و خودت بریم.

01:42.959 --> 01:44.668
‫- اِم...
‫- چیزی نیست عزیزم.

01:44.751 --> 01:47.959
‫قول می‌دم. وقتی برگشتیم،
‫باهاشون صحبت می‌کنم.

01:48.043 --> 01:50.168
‫اِم، وانتم جلوی ورودیه.

01:50.251 --> 01:52.876
‫متأسفانه باید کمکم کنی ریس.

01:52.959 --> 01:54.876
‫اِم...

01:54.959 --> 01:56.793
‫ظاهرا نمی‌تونم...

01:58.126 --> 01:59.834
‫دوباره نابینا شدم.

03:39.800 --> 03:44.800
‫«کالبد»
‫«فصل یکم، قسمت هفتم»

03:58.584 --> 04:00.543
‫ای وای.

04:00.626 --> 04:04.626
‫ظاهرا زندگیت طی یکی دو هفته گذشته...

04:04.709 --> 04:06.126
‫تغییرات غیرمنتظره‌ای داشته.

04:06.209 --> 04:07.334
‫درسته خانم.

04:07.418 --> 04:08.334
‫خب، حالا چی می‌شه؟

04:08.418 --> 04:09.626
‫برنامه‌ای ریختین؟

04:09.709 --> 04:11.209
‫یا صرفا قصد دارین...

04:11.293 --> 04:12.834
‫همین‌جوری حملات رو دفع کنین...

04:12.918 --> 04:14.209
‫و امیدوار باشین به خیر بگذره؟

04:14.293 --> 04:15.584
‫اِم...

04:15.668 --> 04:18.168
‫خب، من که می‌دونم
‫دلم می‌خواد چیکار کنم بئاتریس.

04:18.251 --> 04:20.793
‫ترجیح می‌دم کمی استراحت کنم.

04:20.918 --> 04:23.251
‫- کمی هوای تازه بخورم.
‫- چشم خانم.

04:23.334 --> 04:24.668
‫البته، لطفا اشتباه برداشت نکنین...

04:24.751 --> 04:26.293
‫آقای زوبو، ولی...

04:26.376 --> 04:27.918
‫برنامه به شدت ظالمانه...

04:28.001 --> 04:29.584
‫و جذابی رو برگزیدین.

04:33.584 --> 04:34.834
‫خب، بازرس،

04:34.918 --> 04:37.959
‫ترجیح می‌دین بریم تو باغ؟

04:38.043 --> 04:39.793
‫ترجیح می‌دم همگی با هم بریم.
‫این سه مهمان جوانمون...

04:39.876 --> 04:42.168
‫هم با خودم بیان
‫که به قول معروف...

04:42.251 --> 04:44.918
‫بتونیم باقی حرف‌هامون رو
‫بیرون بزنیم.

04:45.001 --> 04:46.501
‫- بریم؟
‫- اِم،

04:46.584 --> 04:47.876
‫نمی‌خوام بی‌احترامی کنم،

04:47.959 --> 04:50.334
‫ولی اگه ویلف هم بتونه باهامون بیاد،

04:50.418 --> 04:52.668
‫خیلی بیشتر احساس راحتی می‌کنم.

04:52.751 --> 04:54.918
‫چه ناز.

04:55.001 --> 04:56.709
‫به همین زودی دوست پیدا کردی.

04:56.793 --> 04:58.793
‫خب، کمکمون کنین آقای ندرتون.

04:58.876 --> 05:00.501
‫باهامون بیاین.

05:11.850 --> 05:14.900
‫[«ارجنت مد» شعبه کلنتن]

05:16.959 --> 05:18.376
‫شرمنده که این شکلی...

05:18.459 --> 05:20.459
‫بدون وقت قبلی و یهویی
‫اومدم پیشت دی‌دی.

05:20.543 --> 05:22.084
‫الا، چه وقت قبلی گرفته باشی، چه نه،

05:22.168 --> 05:23.959
‫همیشه از دیدنت خوشحال می‌شم،
‫می‌شه کمکش کنی بشینه ریس؟

05:24.043 --> 05:26.126
‫آره، چرا که نه؟
‫از این طرف.

05:26.209 --> 05:28.001
‫- بفرمایین.
‫- ممنون.

05:29.418 --> 05:33.251
‫خب، چه مشکلی پیش اومده؟

05:33.334 --> 05:34.543
‫اشکالی نداره من بیرون
‫منتظر بمونم خانم فیشر؟

05:34.626 --> 05:35.709
‫معلومه که نه عزیزم.

05:35.793 --> 05:37.376
‫- خیلی‌خب.
‫- راستی، ریس، می‌شه...

05:37.459 --> 05:39.084
‫به لیز بگی بره ناهارش رو بخوره؟

05:39.168 --> 05:40.626
‫باشه، چرا که نه؟

05:42.668 --> 05:44.751
‫خب...

05:44.834 --> 05:46.918
‫حالت چطوره؟

05:50.751 --> 05:53.168
‫مگه قرار نبود به خاطر بیماری
‫مرخصی باشی تامی؟

05:53.251 --> 05:54.834
‫چرا، ولی متوجه شدم...

05:54.918 --> 05:57.084
‫اصلا مدارک اون سانحه روی پل رو...

05:57.168 --> 05:58.709
‫بررسی نکرده بودم.

05:58.793 --> 06:00.293
‫صرفا می‌خواستم اطمینان حاصل کنم...

06:00.376 --> 06:01.751
‫همه‌شون درست ثبت شده باشن.

06:01.834 --> 06:03.793
‫خب، چه مدارکی بودن؟

06:03.876 --> 06:05.626
‫سلاح‌های پیرمرده رو می‌گم.

06:05.709 --> 06:07.293
‫دقیقا چه سلاح‌هایی بود؟

06:07.376 --> 06:09.418
‫خب، اگه درست یادم باشه،
‫یه گلوک داشت.

06:09.501 --> 06:11.876
‫ابزار دیگه‌ای هم داشت.

06:11.959 --> 06:13.168
‫تا حدی شبیه چراغ‌قوه بود.

06:13.251 --> 06:14.751
‫عه، «ابزار» همراهش بود، ها؟

06:14.834 --> 06:17.918
‫احیانا شبیه «وسیله‌ای» نبود؟

06:19.668 --> 06:22.209
‫چیزی تو بخش مدارک ثبت شده؟

06:22.293 --> 06:24.209
‫- بعد از تصادفم با اون شاسی‌بلند رو می‌گم.
‫- همونی رو می‌گی...

06:24.293 --> 06:26.251
‫که مدعی شده بودی نامرئی بود؟

06:28.168 --> 06:30.084
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- با دی‌دی تماس می‌گیرم...

06:30.168 --> 06:31.584
‫که بیاد دنبالت...

06:36.501 --> 06:38.876
‫تو گیج شدی تامی.

06:38.959 --> 06:40.334
‫بدجوری گیج شدی.

06:40.418 --> 06:42.334
‫باید تو اتاقی تاریک دراز بکشی،

06:42.418 --> 06:45.918
‫رو سرت یخ بذاری
‫و آبجو بخوری.

06:46.001 --> 06:48.959
‫گلادیس، تو جواب سوالم رو بده،
‫من هم می‌رم همین کار رو می‌کنم.

06:49.043 --> 06:50.668
‫قول می‌دم.

06:57.793 --> 07:01.251
‫مدرکی جز کروزر داغونت ثبت نشده.

07:01.334 --> 07:02.834
‫گلوکی ثبت نشده.

07:02.918 --> 07:04.293
‫«ابزاری» ثبت نشده.

07:04.376 --> 07:05.918
‫پیرمردی هم ثبت نشده.

07:06.001 --> 07:08.501
‫فقط خودت و ماشین داغونت
‫ثبت شدین تامی.

07:08.584 --> 07:10.209
‫دیگه برو خونه.

07:10.293 --> 07:13.084
‫وگرنه با کلانتر جکمن تماس می‌گیرم...

07:13.168 --> 07:15.251
‫که خودش هم همین حرف‌ها رو...

07:15.334 --> 07:17.584
‫با لحن بدتری بهت بزنه.

07:28.959 --> 07:30.376
‫اینجا کجاست؟

07:30.459 --> 07:32.793
‫تأسیسات تمرین
‫پلیس لندن بزرگه.

07:32.876 --> 07:34.876
‫- اسمش رو گذاشتیم «باغ وحش».
‫- واسه چی؟

07:34.959 --> 07:36.418
‫چون حیوانات میان اینجا بازی کنن.

07:36.501 --> 07:38.793
‫اینجا از هرگونه نظارت یا دخالت...

07:38.876 --> 07:40.918
‫مرکز آرآی در امانه.

07:41.001 --> 07:42.834
‫از دست کلپت هم در امانه.

07:44.709 --> 07:46.501
‫قراره جفتتون با بئاتریس خوش بگذرونین.

07:46.584 --> 07:48.043
‫قراره تا طبقه...

07:48.126 --> 07:50.834
‫به نظرت از پس چند طبقه بر میان بئاتریس؟

07:50.918 --> 07:52.751
‫فرض کنیم هشت طبقه.

07:52.834 --> 07:54.418
‫بلندپرواز شدی، مگه نه؟

07:54.501 --> 07:56.209
‫خیلی‌خب.

07:56.293 --> 07:58.376
‫تا طبقه هشتم می‌ریم.

08:01.459 --> 08:03.126
‫شما برخلاف خانم فیشر،

08:03.209 --> 08:05.376
‫با این جسم‌ها آشنایی ندارین.

08:05.459 --> 08:07.959
‫به احتمال زیاد با این تمرینات، آشنا بشین.

08:12.834 --> 08:14.043
‫چی؟

08:32.334 --> 08:34.709
‫اینجا کنترل کویدهامون رو
‫آزمایش می‌کنیم.

08:34.793 --> 08:36.834
‫فرض کنین عین همون جاییه
‫که خواهرتون...

08:36.959 --> 08:38.959
‫موقع اولین بازیش خیال می‌کرد همون‌جاست.

08:39.043 --> 08:40.918
‫گمون کنم شما شبیه‌سازی خطابش می‌کنین؟

08:41.001 --> 08:43.584
‫دنبال بئاتریس برین،
‫همه‌چی رو توضیح می‌ده.

08:48.709 --> 08:51.168
‫- خب، می‌شه من هم برم؟
‫- این دفعه نمی‌شه عزیزم.

08:51.251 --> 08:53.751
‫از تو آزمون دیگه‌ای می‌گیرم.

08:55.334 --> 08:56.543
‫بشینیم؟

09:00.084 --> 09:01.751
‫خیلی ساده است آقایون.

09:01.834 --> 09:03.501
‫طبقه به طبقه پیشروی می‌کنیم...

09:03.584 --> 09:05.168
‫و هرچی که بهش برسیم رو
‫می‌کشیم یا نابود می‌کنیم...

09:05.251 --> 09:06.793
‫تا به سقف برسیم.

09:06.876 --> 09:08.001
‫رو سقف چی می‌شه؟

09:08.084 --> 09:09.709
‫- غافلگیر می‌شیم.
‫- چطوری غافلگیر می‌شیم؟

09:09.793 --> 09:11.168
‫غافلگیری معمولا...

09:11.251 --> 09:12.459
‫رویدادی غیرمنتظره است.

09:12.543 --> 09:14.459
‫می‌خواین «غیرمنتظره» رو تعریف کنم؟

09:16.043 --> 09:18.293
‫اشتباه برداشت نکنین خانم.

09:18.376 --> 09:20.834
‫ولی شما انسانین؟

09:20.918 --> 09:22.209
‫چطور مگه؟

09:22.293 --> 09:23.751
‫خب، ظاهرا چندان نگران...

09:23.834 --> 09:26.209
‫آسیب جسمانی نیستین.

09:26.293 --> 09:28.959
‫خیلی لطف کردی که پرسیدی
‫سرجوخه موقت.

09:29.043 --> 09:31.334
‫در این بگم که من خاص هستم.

09:31.418 --> 09:32.793
‫منظورم اینه که بهتره
‫طی ماجراجویی پیش‌رومون...

09:32.876 --> 09:34.251
‫نگران خودتون باشین.

09:34.334 --> 09:36.084
‫بذارین خودم به فکر خودم باشم.

09:36.168 --> 09:37.751
‫سلاح داریم؟

09:37.834 --> 09:39.876
‫هر سلاحی سر راه گیر آوردین، مال خودتونه.

09:41.168 --> 09:42.376
‫شروع کنیم؟

09:43.959 --> 09:45.876
‫دید در شب داری پسر.

09:45.959 --> 09:47.168
‫چطوریه؟

09:47.251 --> 09:49.376
‫زبونت رو بچسبون بالا.
‫عین دستگاه لمسیمون می‌مونه.

10:27.543 --> 10:29.209
‫خب، اون‌قدرها هم بد نبود.

10:29.293 --> 10:30.584
‫حساب و کتاب بلدی؟

10:30.668 --> 10:31.834
‫شاگرد اول کلاسمون بودم عزیزم.

10:31.918 --> 10:34.043
‫اینجا با چند مهاجم روبه‌رو شدیم؟

10:35.543 --> 10:36.834
‫با شش نفر؟

10:36.918 --> 10:38.751
‫طبقه بعدی با دوازده نفر
‫روبه‌رو می‌شیم.

10:38.834 --> 10:40.418
‫طبقه بعدش با هجده نفر روبه‌رو می‌شیم
‫و همین‌طور زیاد می‌شه.

10:40.501 --> 10:42.209
‫یعنی طبقه آخر چهل و هشت نفرن؟

10:42.293 --> 10:43.418
‫البته اگه تا اونجا برسین.

10:43.501 --> 10:44.918
‫این‌ها چی هستن؟

10:45.001 --> 10:48.334
‫کویدهای عادی سری ۲۴اِی هستن.

10:48.418 --> 10:50.793
‫مسلما واسه این کار
‫دست‌کاری شدن.

10:50.876 --> 10:53.918
‫- کوید چیه؟
‫- رباتی دوپاست.

10:54.001 --> 10:56.626
‫چشمش که انسانیه.

10:56.709 --> 10:58.793
‫صرفا به خاطر واقع‌گراییه.

11:01.709 --> 11:04.168
‫سرعت، شدت و خشونت در عمل.

11:04.251 --> 11:06.334
‫اگه اشتباه نکنم
‫شعار یگانتون همین باشه.

11:06.418 --> 11:07.584
‫خب؟

11:07.668 --> 11:09.959
‫احتمالا بد نباشه سرعتتون رو
‫کمی افزایش بدین آقایون.

11:10.043 --> 11:13.168
‫اکثر رزم‌آموزانمون تا الان
‫مشغول پاک‌سازی طبقه سوم هستن.

12:00.168 --> 12:01.418
‫آره گلادیس.

12:01.501 --> 12:04.126
‫واقعا «ابزار» بود.

12:23.250 --> 12:24.625
‫[تماس از طرف کلانتر جکمن]

12:24.626 --> 12:25.626
‫کلانتر؟

12:25.709 --> 12:27.709
‫تامی، کجایی؟

12:27.793 --> 12:29.376
‫اِم...

12:29.459 --> 12:31.418
‫آب دستته، بذار زمین.

12:31.501 --> 12:33.751
‫باید بیای خونه کوربل پیکت.

12:33.834 --> 12:35.834
‫- مگه مرخصی نبودم قربان؟
‫- بودی.

12:35.918 --> 12:38.251
‫همین الان لغوش کردم.
‫دهنت رو ببند و لباست رو بپوش.

12:38.334 --> 12:40.084
‫اینجا مشکلی پیش اومده.

12:40.168 --> 12:41.543
‫باید کمکم کنی حلش کنیم.

12:41.626 --> 12:43.084
‫دریافت شد.

12:45.650 --> 12:48.700
‫[«ارجنت مد» شعبه کلنتن]

13:10.251 --> 13:12.834
‫وای خدا. زخمی شدم.
‫بدجوری زخمی شدم.

13:12.918 --> 13:14.001
‫کسی نیست؟

13:14.084 --> 13:15.209
‫کمکم کن.

13:15.293 --> 13:16.626
‫بدجوری زخمی شدم.

13:16.709 --> 13:17.709
‫حالتون خوبه؟

13:28.834 --> 13:30.501
‫- با تامی تماس بگیر.
‫- [تماس با تامی]

13:30.584 --> 13:32.043
‫دی‌دی؟ جریان چیه؟

13:51.209 --> 13:52.209
‫- نمی‌تونم جوابتون رو بدم.
‫- امان از دستت تامی.

13:52.293 --> 13:53.626
‫- جواب بده.
‫- پیغام بذارین.

13:53.709 --> 13:55.334
‫در اسرع وقت باهاتون تماس می‌گیرم.

14:06.501 --> 14:09.793
‫آفرین. آفرین.
‫آها. آفرین.

14:09.876 --> 14:12.209
‫آفرین.

14:12.293 --> 14:13.793
‫آفرین. درست شد.

14:13.876 --> 14:15.209
‫درست شد.

14:28.668 --> 14:30.251
‫امان از این وضع.

14:31.918 --> 14:33.751
‫ای کثافت.

14:37.376 --> 14:38.918
‫ریس؟

14:40.501 --> 14:41.501
‫کس دیگه‌ای اینجا نیست؟

14:42.876 --> 14:45.084
‫جریان چیه؟
‫چه خبر شده؟

14:45.168 --> 14:47.084
‫بگو جریان چیه دی‌دی؟

14:47.168 --> 14:48.168
‫ببین. باید آرومش کنی؛

14:48.251 --> 14:49.584
‫وگرنه به جفتتون شلیک می‌کنم.

14:49.668 --> 14:50.709
‫چیزی نیست.

14:50.793 --> 14:52.293
‫من همین‌جام.

14:52.376 --> 14:53.876
‫- ریس کجاست؟ چرا جواب نمی‌ده...
‫- هیس.

14:53.959 --> 14:56.376
‫همین الان...

14:56.459 --> 14:58.043
‫رفت بیرون.

14:58.126 --> 15:00.584
‫بشینین. با جفتتونم.

15:00.668 --> 15:02.501
‫رو دستتون بشینین.

15:25.334 --> 15:26.959
‫خودشه، مگه نه؟

15:27.043 --> 15:28.543
‫کی رو می‌گی؟

15:28.626 --> 15:30.293
‫همونیه که رو پل بود.

15:30.376 --> 15:32.459
‫نمی‌خوام بی‌ادبی کنم خانم؛

15:32.543 --> 15:34.543
‫ولی باید دهنتون رو ببندین...

15:35.793 --> 15:37.334
‫و اصلا بازش نکنین.

15:42.418 --> 15:43.793
‫متوجه شدی؟

15:45.043 --> 15:46.293
‫ازمون نمونه دی‌ان‌ای گرفت.

15:47.626 --> 15:49.918
‫دیگه چطور می‌خواست
‫مطمئن بشه راست گفتیم؟

15:53.001 --> 15:55.001
‫خودمون هم می‌تونستیم
‫ازش نمونه بگیریم.

15:55.084 --> 15:57.209
‫بعدش همه‌چی تکرار می‌شد دیگه.

15:58.793 --> 16:01.709
‫تا حالا پلیس ارشدی ندیده بودم.

16:01.793 --> 16:04.459
‫آدم نسبتا خارق‌العاده‌ایه.

16:04.543 --> 16:06.668
‫متأسفانه همه‌شون همین‌جوری‌ان.

16:06.751 --> 16:08.084
‫خیلی...

16:08.168 --> 16:10.084
‫خودشه؟

16:13.709 --> 16:15.376
‫بله قربان؟

16:15.459 --> 16:17.584
‫باید به دیدگاه کالبد دسترسی پیدا کنی.

16:17.668 --> 16:19.959
‫می‌خوام ببینم دارن چی می‌گن.

16:20.043 --> 16:22.293
‫متأسفانه نمی‌تونم آقای زوبو.

16:22.376 --> 16:23.668
‫در واقع، حاضر نیستم.

16:23.751 --> 16:25.209
‫جانم؟

16:25.293 --> 16:26.876
‫اگه چنین اقدامی کنیم،
‫بازرسه می‌فهمه.

16:26.959 --> 16:28.876
‫به احتمال زیاد از همین...

16:28.959 --> 16:31.793
‫مکالمه ناشی از گمراهیمون
‫هم خبر داره.

16:33.001 --> 16:35.668
‫درست حدس زدم
‫که چه درخواستی کرد؟

16:35.751 --> 16:38.293
‫اگه زرنگ بودیم،
‫داشتیم وسایلمون رو جمع می‌کردیم.

16:38.376 --> 16:39.918
‫می‌رفتیم.

16:40.001 --> 16:42.043
‫اگه بریم، کل زحماتمون
‫واسه هیچ و پوچ بوده.

16:42.126 --> 16:43.751
‫دسترسیمون به ریشه
‫و هرچی تو دختره است قطع می‌شه.

16:43.834 --> 16:46.834
‫مطمئن نیستم از جونمون عزیزتر باشه عزیزم.

16:46.918 --> 16:51.126
‫من هم مطمئن نیستم اگه ولش کنیم،
‫طاقت بیارم.

16:51.209 --> 16:53.501
‫خودت چی؟

16:56.001 --> 16:58.751
‫استواری اوسیان؟

16:58.834 --> 17:02.793
‫آره. خیلی هم استوارم.

17:09.751 --> 17:12.293
‫خب خانم فیشر، «خاله‌ها»
‫تونستن اطلاعات...

17:12.376 --> 17:14.168
‫نسبتا جالبی به دست بیارن.

17:14.251 --> 17:15.334
‫«خاله‌ها»؟

17:15.418 --> 17:17.793
‫اسم الگوریتم‌های تنظیم داده لندن بزرگه.

17:17.876 --> 17:20.209
‫زنبورهای کوچولوی پرمشغله و وزوزوویی هستن.

17:20.293 --> 17:22.543
‫حدس می‌زنم خوشحال بشین که بفهمین...

17:22.626 --> 17:24.459
‫دوستتون، آقای پنسکی،
‫تو خط زمانی خودم...

17:24.543 --> 17:26.001
‫نقص عضو نشده.

17:26.084 --> 17:28.626
‫ولی در اون صورت یعنی... تگزاس...

17:28.709 --> 17:31.459
‫یعنی حتما مرکز آرآی
‫ده سال...

17:31.543 --> 17:34.126
‫زودتر از موعد مد نظرتون
‫ریشه رو باز کرده بوده.

17:34.209 --> 17:36.418
‫در نتیجه، همین الانش هم...

17:36.501 --> 17:38.959
‫واگرایی‌های مهمی
‫تو دو خط زمانیمون رخ داده...

17:39.043 --> 17:41.543
‫که نگران‌کننده‌ترینشون
‫واقعه «جک‌پات»ـه.

17:41.626 --> 17:44.834
‫ظاهرا سرعتش تو دنیای شما خیلی زیاده.

17:44.918 --> 17:47.251
‫من حدس می‌زنم
‫مرکز آرآی داره تعمدا...

17:47.334 --> 17:48.709
‫این روند رو اداره می‌کنه.

17:48.793 --> 17:50.126
‫که چی بشه؟

17:50.209 --> 17:52.501
‫جواب این سوال رو
‫فقط شریز نیولند بلده.

17:52.584 --> 17:54.543
‫جنگ تگزاس...

17:54.626 --> 17:56.584
‫و تجزیه‌طلبی واسه شما هم رخ داده بود؟

17:56.668 --> 17:58.168
‫معلومه.

17:58.251 --> 18:00.459
‫هم آقای پنسکی، هم برادرتون
‫رفتن بجنگن.

18:00.543 --> 18:03.001
‫ولی تو خط زمانی من،
‫هنوز چند دهه مونده بود...

18:03.084 --> 18:05.709
‫تا تکنولوژی لمسی بدنشون اختراع بشه،

18:05.793 --> 18:08.209
‫واسه همین سرباز عادی بودن.

18:08.293 --> 18:10.334
‫یعنی کانر مصدوم نشد؟

18:10.418 --> 18:13.126
‫صحیح و سالم از جنگ
‫جون سالم به در برد.

18:14.168 --> 18:16.418
‫ولی برادرتون سالم نموند.

18:17.751 --> 18:19.584
‫یعنی مصدوم شد؟

18:19.668 --> 18:21.918
‫کشته شد.

18:25.084 --> 18:27.709
‫مگه نگفته بودی
‫دسترسی به چنین...

18:27.793 --> 18:29.459
‫اطلاعاتی غیرممکنه؟

18:29.543 --> 18:32.626
‫تا حد زیادی هم درست گفته بود.

18:32.709 --> 18:34.376
‫ولی خاله‌ها به بایگانی‌هایی
‫که در دسترس...

18:34.459 --> 18:36.543
‫عموم مردم نیست، دسترسی دارن.

18:38.334 --> 18:40.501
‫خب، خودم چی؟

18:41.793 --> 18:45.293
‫داده‌ها پس از شروع «جک‌پات»
‫کمی مبهم می‌شن؛

18:45.376 --> 18:46.918
‫ولی ظاهرا ازدواج کردین.

18:47.001 --> 18:48.126
‫دو فرزند داشتین.

18:48.209 --> 18:49.959
‫با کی ازدواج کردم؟

18:50.043 --> 18:51.584
‫با کلانتر توماس کنستانتین.

18:51.668 --> 18:53.418
‫با تامی ازدواج کردم؟

18:53.501 --> 18:57.334
‫آره. واسه همین ذهن آدم درگیر
‫رسومات اینجا می‌شه، مگه نه؟

18:57.418 --> 18:59.209
‫باید تبریک بگیم یا نه؟

18:59.293 --> 19:02.084
‫البته «خاله‌ها» راجع به فلین فیشری...

19:02.168 --> 19:04.376
‫که دیگه وجود نداره
‫بهم اطلاعات دادن.

19:04.459 --> 19:07.293
‫ولی تقریبا هیچ اطلاعاتی...

19:07.376 --> 19:09.918
‫راجع به تو ندارم عزیزم.

19:10.001 --> 19:11.668
‫می‌شه گفت حس طراوت‌بخشی داره.

19:11.751 --> 19:14.668
‫گمون نکنم مصاحبات کاری
‫زیادی داشته بوده باشی؟

19:14.751 --> 19:16.126
‫فقط واسه «فوراِور فب» مصاحبه کرده بودم.

19:16.209 --> 19:18.626
‫ولی مصاحبه کاری هم نبود.

19:18.709 --> 19:20.459
‫صرفا آزمایش اعتیاد بود.

19:20.543 --> 19:22.709
‫- ولی قبول شدی؟
‫- معلومه.

19:22.793 --> 19:24.126
‫عالیه.

19:24.209 --> 19:26.334
‫منظورم اینه که...

19:26.418 --> 19:30.251
‫بیا دیدارمون رو تو همون مایه‌ها
‫در نظر بگیریم.

19:30.334 --> 19:32.209
‫می‌خوایم با همدیگه آشنا بشیم.

19:32.293 --> 19:34.168
‫می‌خوام چند سوال ازت بپرسم.

19:34.251 --> 19:37.043
‫تو هم سعی کن بدون فکر کردن،
‫در اسرع وقت جواب بدی.

19:37.126 --> 19:38.793
‫از پسش بر میای؟

20:26.626 --> 20:28.543
‫خیلی‌ها نمی‌تونن...

20:28.626 --> 20:30.918
‫راحت کار با چاقو رو یاد بگیرن.

20:31.001 --> 20:32.626
‫شاید خنده‌تون بگیره،
‫ولی کلی فیلم...

20:32.709 --> 20:34.793
‫آموزشی تو اینترنت گذاشتن.

20:34.876 --> 20:37.459
‫مقایسه خط انداختن و فرو کردن،
‫مقایسه سرخرگ‌ها و اعضای بدن،

20:37.543 --> 20:38.626
‫از این‌جور فیلم‌ها.

20:38.709 --> 20:40.668
‫ولی طبق تجربه من،

20:40.751 --> 20:42.543
‫همه‌چی به سرعت ربط داره.

20:42.626 --> 20:46.126
‫باید در حداقل زمان ممکن،
‫بیشترین زخم ایجاد بشه.

20:46.209 --> 20:48.084
‫به همین سادگی.

20:51.501 --> 20:54.126
‫اگه فکر کنیم،
‫کاملا نقطه عکس...

20:54.209 --> 20:56.293
‫تمرینات خودته، مگه نه؟

20:56.376 --> 21:00.459
‫واسه همین به نظرم
‫پیروز شدنت خیلی سخته.

21:00.543 --> 21:02.209
‫باقی مشکلاتت،
‫از جمله...

21:02.293 --> 21:03.876
‫«فلان کار ممنوعه» بماند.

21:03.959 --> 21:07.334
‫به نظر من فوقش بتونی
‫یه ضربه بهم وارد کنی،

21:07.418 --> 21:11.168
‫بعدش جوری بازت می‌کنم که عین...

21:11.251 --> 21:13.293
‫اسمشون چی بود...

21:13.376 --> 21:15.751
‫الک و آبکش چه فرقی دارن؟

21:15.834 --> 21:17.043
‫یکی هستن یا فرق می‌کنن؟

21:39.876 --> 21:43.084
‫واقعا خیلی باحاله.

21:43.168 --> 21:47.084
‫بهت که گفتم داداش.
‫من کلا میام همین‌جا ساکن بشم.

21:47.168 --> 21:48.418
‫غافلگیریه چی بود؟

21:48.501 --> 21:50.251
‫تمرینمون فقط وقتی به اتمام می‌رسه...

21:50.334 --> 21:52.043
‫که یکیمون سرپا مونده باشه.

21:54.418 --> 21:55.876
‫غافلگیر شدین؟

22:03.626 --> 22:04.793
‫بیشتر از همه از چی می‌ترسی؟

22:04.876 --> 22:06.334
‫از مرگ مامانم.

22:06.418 --> 22:07.834
‫مهم‌ترین نقطه قوتت چیه؟

22:07.918 --> 22:09.459
‫نمی‌دونم کی تسلیم بشم.

22:09.543 --> 22:11.376
‫- نقطه ضعفت چی؟
‫- همونه.

22:11.459 --> 22:12.959
‫اگه می‌تونستی
‫در زمان به عقب برگردی...

22:13.043 --> 22:15.001
‫و کاری کنی هیچ‌کدوم این اتفاقات
‫رخ نده، چنین کاری می‌کردی؟

22:15.084 --> 22:16.501
‫نه.

22:16.584 --> 22:18.459
‫اگه در توانم بود
‫ارتباط بین دو دنیامون رو...

22:18.543 --> 22:21.751
‫قطع کنم، بهم می‌گفتی چنین کاری بکنم؟

22:21.834 --> 22:23.334
‫- نه.
‫- واسه چی؟

22:25.459 --> 22:26.876
‫این دفعه بیش از حد فکر کردی.

22:26.959 --> 22:28.584
‫خشکت زد.

22:28.668 --> 22:29.876
‫پیش میاد.

22:29.959 --> 22:32.293
‫می‌شه من هم سوالاتی
‫ازتون بپرسم؟

22:32.376 --> 22:33.543
‫عین همین سوالاتی
‫که الان ازم پرسیدین؟

22:33.626 --> 22:36.168
‫فرض کنیم غول چراغ جادوئم
‫و می‌تونی سه سوال بپرسی.

22:36.251 --> 22:38.043
‫بیشتر از همه از چی می‌ترسین؟

22:38.126 --> 22:40.126
‫از گذشته.

22:40.209 --> 22:41.918
‫یعنی از محل زندگی من؟

22:42.001 --> 22:43.709
‫دقیقا.

22:43.793 --> 22:45.251
‫دو سوال پرسیدی.

22:45.334 --> 22:47.168
‫یه سوال مونده.

22:49.751 --> 22:52.084
‫واقعا چنین قدرتی دارین؟

22:52.168 --> 22:54.668
‫که ارتباطمون رو قطع کنین؟

22:56.459 --> 22:59.209
‫عذر می‌خوام عزیزم،
‫ظاهرا وعده دروغین داده بودم.

22:59.293 --> 23:01.501
‫ظاهرا تمرین برادر و دوستت رو به اتمامه.

23:01.584 --> 23:04.876
‫پس ازت خداحافظی می‌کنم
‫و به خدا می‌سپارمت.

23:04.959 --> 23:09.251
‫بهت اطمینان می‌دم طی دیدار بعدیمون
‫بیشتر فعالیت کنی.

23:40.459 --> 23:42.709
‫قدکوتاه...

23:42.793 --> 23:45.626
‫واقعا خارق‌العاده‌ای.

23:57.251 --> 23:58.626
‫وای.

23:59.918 --> 24:01.876
‫پشم‌هام...

24:01.959 --> 24:03.584
‫همیشه موقع بیرون اومدن
‫چنین حسی داری؟

24:03.668 --> 24:06.459
‫پسر، قراره باهاش ازدواج کنم.

24:06.543 --> 24:08.251
‫با کی؟

24:08.334 --> 24:11.209
‫با همون ربات خانمه.

24:17.751 --> 24:19.209
‫حتی نمی‌تونم بخونمش.

24:19.293 --> 24:21.209
‫چیه؟

24:21.293 --> 24:22.626
‫ریس مامان رو برده «ارجنت مد».

24:22.709 --> 24:24.918
‫گفت زود بریم.
‫بریم.

24:25.001 --> 24:28.918
‫وای، پشم‌هام.
‫یه لحظه وایستا.

24:29.001 --> 24:31.376
‫جیگر داشته باش دیگه برتون.
‫باید بریم.

24:46.501 --> 24:47.876
‫کسی نیست؟

24:51.959 --> 24:53.334
‫کلانتر؟

25:40.751 --> 25:42.709
‫خیال کردی چی فهمیدی؟

25:42.793 --> 25:44.668
‫فهمیدم ناراحتی.

25:44.751 --> 25:46.334
‫آخه چطور ممکنه ناراحت نباشی...

25:46.418 --> 25:47.543
‫گمون نکنم «ناراحت»...

25:47.626 --> 25:48.709
‫توصیف مناسبی از حالم باشه دیویس.

25:48.793 --> 25:49.876
‫گمون نکنم باشه.

25:49.959 --> 25:51.584
‫منظورم اینه...

25:51.668 --> 25:52.959
‫که می‌خوام یکی رو بکشم.

25:53.043 --> 25:54.918
‫می‌خوام با دست خالی بکشـ...

25:55.001 --> 25:57.334
‫اون اینجا چه گهی می‌خوره؟

26:03.084 --> 26:05.418
‫سلاحت رو بذار کنار پسرم.

26:05.501 --> 26:08.126
‫کمی دیر رسیدی
‫و به درد نمی‌خوره.

26:08.209 --> 26:09.918
‫چی شده؟

26:10.001 --> 26:12.918
‫خب، زندانیه که از دستت فرار کرده بود...

26:13.918 --> 26:16.084
‫اومد اینجا و مری پیکت رو کشت.

26:17.084 --> 26:18.959
‫یکی از ماشین‌هاشون رو دزدید.

26:19.043 --> 26:20.834
‫همون‌طور که می‌تونی تصور کنی،

26:20.918 --> 26:23.084
‫آقای پیکت خیلی از این بابت ناراحته.

26:23.168 --> 26:25.876
‫فعلا ازت می‌خوام بری خونه خانواده فیشر.

26:25.959 --> 26:28.001
‫می‌خوام برتون رو بازداشت کنی.

26:28.084 --> 26:30.584
‫بهتره حالا که می‌ری،
‫خواهر کوچکش رو هم بازداشت کنی.

26:30.668 --> 26:32.084
‫خانواده فیشر چه ربطی
‫به این وقایع دارن؟

26:32.168 --> 26:33.418
‫خب، هنوز دارم این مسئله رو...

26:33.501 --> 26:35.418
‫بررسی می‌کنم تامی؛ ولی...

26:35.501 --> 26:37.751
‫نظریه اولیه‌ام رو بهت می‌گم.

26:37.834 --> 26:39.918
‫برتون و رفقای دوران جنگش
‫چند وقته که وارد...

26:40.001 --> 26:42.126
‫تجارت مواد شدن.

26:42.209 --> 26:44.626
‫ظاهرا به آدم خطرناکی نارو زدن.

26:44.709 --> 26:46.293
‫طرف هم آدمکشی اجیر کرده...

26:46.376 --> 26:47.876
‫که بیاد و از صفحه روزگار محوشون کنه.

26:47.959 --> 26:49.626
‫خودت این آدمکشه رو...

26:49.709 --> 26:52.084
‫بازداشت کرده بودی تامی؛

26:52.168 --> 26:53.626
‫ولی از دستت فرار کرد.

26:53.709 --> 26:56.168
‫بعدش هم اومد خونه خانواده پیکت،

26:56.251 --> 26:58.584
‫می‌خواست ماشینی بدزده
‫و فرارش رو به سرانجام برسونه.

26:58.668 --> 27:02.043
‫مری پیکت بیچاره رو هم
‫در این حین با خشونت کشت.

27:03.043 --> 27:05.793
‫به نظرت درست نمی‌گم بوکانیر خان؟

27:05.876 --> 27:07.918
‫به نظرم از خودتون درآوردین.

27:09.626 --> 27:11.376
‫خب، روایت داستان همین شکلیه دیگه.

27:11.459 --> 27:12.751
‫آدم از خودش در میاره.

27:12.834 --> 27:14.376
‫تو هم طی ده سال اخیر...

27:14.459 --> 27:16.001
‫مشغول چنین کاری بودی.

27:16.084 --> 27:18.334
‫وانمود می‌کردی با قواعد اینجا آشنایی نداری.

27:18.418 --> 27:20.584
‫افسانه‌هایی به خورد خودت می‌دادی...

27:20.668 --> 27:21.751
‫که حس کنی گناهی نداری...

27:21.834 --> 27:23.251
‫و عین شوالیه‌های میز گردی،

27:23.334 --> 27:26.001
‫در حالی که از اولش
‫واسه من کار می‌کردی.

27:27.043 --> 27:30.001
‫یعنی واسه کوربل پیکت کار می‌کردی.

27:30.084 --> 27:32.376
‫از من بشنو پسرم.

27:32.459 --> 27:35.376
‫اگه با خودت صادق باشی،
‫کارت خیلی راحت‌تر می‌شه.

27:35.459 --> 27:37.251
‫خیلی انرژی می‌بره...

27:37.334 --> 27:39.418
‫که آدم بخواد همیشه خدا
‫خودش رو به خریت بزنه.

27:39.501 --> 27:41.459
‫حالا برو برتون رو بازداشت کن ببینم.

27:41.543 --> 27:44.168
‫کوربل می‌خواد ازش سوالاتی بپرسه.

27:48.084 --> 27:49.626
‫نه.

28:00.376 --> 28:03.834
‫ای وای، پیرمرده گفته بود
‫مسیر زندگیت به دوراهی رسیده‌ها.

28:04.834 --> 28:07.334
‫گمون کنم کاملا درست می‌گفت.

28:08.501 --> 28:09.751
‫امان از دستت تامی.

28:09.834 --> 28:11.918
‫واقعا باید برات شرح بدم؟

28:12.001 --> 28:14.876
‫چرا که نه؟ آره، می‌تونی «کار درستی» بکنی.

28:14.959 --> 28:17.459
‫می‌تونی من و کوربل
‫رو با دستبند ببری کلانتری...

28:17.543 --> 28:19.043
‫و بگی فاسدیم.

28:19.126 --> 28:20.584
‫ولی بعدش هر سه‌تامون...

28:20.668 --> 28:22.834
‫باید روایاتمون رو با مردم دنیا
‫به اشتراک بذاریم.

28:22.918 --> 28:25.126
‫من و کوربل روایتی ارائه می‌دیم...

28:25.209 --> 28:27.084
‫که سعی کردی بودی شکست خودت رو
‫گردن بقیه بندازی،

28:27.168 --> 28:30.334
‫جوانان سست معمولا چنین کاری می‌کنن.

28:34.418 --> 28:36.751
‫می‌خوری؟

28:41.001 --> 28:42.876
‫وحشت کردی تامی.

28:42.959 --> 28:45.084
‫روایتی باورنکردنی از خودت درآوردی...

28:45.168 --> 28:47.834
‫که منی که چهار دوره کلانتر کلنتنم،

28:47.918 --> 28:51.293
‫با شاسی‌بلندی نامرئی
‫به کروزرت زدم،

28:51.376 --> 28:52.834
‫زندانیت رو با خودم بردم،

28:52.918 --> 28:54.126
‫آوردمش اینجا
‫و تو خونه...

28:54.209 --> 28:55.543
‫کوربل پیکت ولش کردم.

28:55.626 --> 28:57.126
‫تو خونه همون کوربل پیکتی...

28:57.209 --> 28:58.584
‫که پنجاه تا شصت درصد...

28:58.668 --> 29:00.418
‫ساکنین کلنتن براش کار می‌کنن.

29:00.501 --> 29:03.626
‫بعدش هم... بعدش هم...
‫خاک بر سرم تامی.

29:03.709 --> 29:05.418
‫همین الانش هم دارم گیج می‌شم.

29:06.584 --> 29:09.543
‫گمون کنم خودت متوجه منظورم شده باشی.

29:09.626 --> 29:11.626
‫من و کوربل رو آزاد می‌کنن...

29:11.709 --> 29:13.376
‫و کلی ازمون عذرخواهی می‌کنن.

29:13.459 --> 29:16.793
‫ولی تو در بهترین حالت
‫از کار بیکار می‌شی.

29:16.876 --> 29:19.209
‫البته ممکنه اتهاماتی
‫هم بهت وارد بشه،

29:19.293 --> 29:21.293
‫بازداشت اشتباه و این چیزها رو می‌گم.

29:22.293 --> 29:24.001
‫یا...

29:24.084 --> 29:26.043
‫می‌تونی مسیر دیگه‌ای رو
‫انتخاب کنی.

29:26.126 --> 29:27.959
‫مسیر همکاری رو انتخاب کنی.

29:28.043 --> 29:30.001
‫اون‌جوری می‌تونی
‫عین همیشه...

29:30.084 --> 29:31.584
‫مأمور قانون باشی
‫و کارت رو بکنی.

29:31.668 --> 29:34.543
‫شاید حتی مسئولیت‌های دیگه‌ای
‫هم به عهده بگیری...

29:34.626 --> 29:37.501
‫ مسلما حقوقت هم افزایش پیدا می‌کنه.

29:39.501 --> 29:41.834
‫یا صرفا می‌تونی یه بار هم که شده،
‫سعی کنی بالغانه عمل کنی.

29:46.043 --> 29:48.251
‫حق انتخابی نداری تامی.
‫خودت که می‌فهمی، مگه نه؟

29:49.293 --> 29:51.876
‫آخه شاید روایت من
‫حقیقت نداشته باشه،

29:52.918 --> 29:54.959
‫ولی واقعا راست جلوه می‌کنه.

29:55.043 --> 29:58.584
‫هر کسی خیال می‌کنه
‫روایت تو دروغینه.

29:58.668 --> 30:01.876
‫پس نظرت چیه که این‌قدر
‫سر به سر همدیگه نذاریم...

30:01.959 --> 30:04.209
‫و بریم برتون فیشر رو برام بیاری؟

30:04.293 --> 30:06.084
‫خواهر کوچکش رو هم بیار.

30:17.876 --> 30:19.459
‫همونطور که می‌بینید اونا با سرعت بسیار بالایی

30:19.543 --> 30:21.959
‫متوجه نیروها شدن و ازشون استفاده کردن

30:22.043 --> 30:24.376
ورودی‌های دیداری و شنیداری
.رو هم با هم به اشتراک می‌گذاشتن

30:24.459 --> 30:25.668
‫که این می‌تونه به معنی جذب شدن

30:25.751 --> 30:27.376
‫بافت‌های پیوندی بنیادی اونا باشه.

30:28.418 --> 30:30.043
‫نظرت درموردشون چیـه؟

30:30.126 --> 30:31.793
‫منظورم شخصیت‌شون هست.

30:31.876 --> 30:35.376
‫شجاع. قاطع.
‫صاحب اراده.

30:35.459 --> 30:37.709
‫بردار دختره احتمالاً قابل پیشبینی‌تر
‫و قابل اعتمادتره.

30:37.793 --> 30:40.001
‫اما در شرایط بحرانی

30:40.084 --> 30:41.501
‫دوستـش رو ترجیح میدم.

30:41.584 --> 30:42.834
‫چرا؟

30:42.918 --> 30:44.668
‫خانم؟

30:44.751 --> 30:46.626
‫اگه برادره قابل اعتماد‌تر
‫و قابل پیشبینی‌تره

30:46.709 --> 30:48.334
‫چرا دوستـش رو ترجیح میدی؟

30:53.959 --> 30:56.293
‫متاسفانه از دلیلـش اطلاعاتی ندارم بازرس.

30:56.376 --> 30:59.334
‫این تصمیم توی اعماق شبکه عصبیـم

30:59.418 --> 31:00.918
‫بدون هیچ سطح آگاهی‌ای گرفته شده.

31:01.001 --> 31:02.793
‫جالبـه.

31:07.418 --> 31:08.918
‫و دختر جوان چی؟

31:09.001 --> 31:10.043
‫این جواب همچنان بی جوابـه.

31:10.126 --> 31:13.459
‫که امیدوارم به زودی جوابـی براش پیدا بشه.

31:15.959 --> 31:17.501
‫چی شده؟

31:17.584 --> 31:20.584
‫شریس نولند طبقه پایینـه،
‫درخواست ملاقات داره.

31:20.668 --> 31:22.793
‫منتظرش بودید؟

31:22.876 --> 31:25.209
‫گذاشتم مقدار خیلی کمی از اطلاعات

31:25.293 --> 31:26.959
‫درمورد بازدیدمون از اقامتگاه زوبوف
‫به بیرون درز پیدا کنـه

31:27.043 --> 31:29.543
‫اینطوری می‌تونستیم موقع رسیدن تحت مراقبـت باشیم.

31:29.626 --> 31:31.293
‫اما قطعاً انتظار نداشتم که

31:31.376 --> 31:34.168
‫دکتر نولند به این سرعت
‫واکنـش نشون بده.

31:34.251 --> 31:35.959
‫بزار بیاد بالا لطفاً.

31:36.043 --> 31:39.334
‫حتماً پر از اطلاعات به درد بخور خواهد بود.

31:46.376 --> 31:49.293
‫بازندۀ بدبخت.

31:54.584 --> 31:57.626
‫چطوری می‌خوای با این زندگی کنی؟

31:57.709 --> 32:00.209
‫هان؟
‫آخه...

32:00.251 --> 32:03.709
‫چطوری می‌خوای با این زندگی کنی؟

32:29.501 --> 32:30.959
‫حالا چی؟

32:31.043 --> 32:32.459
‫صبر می‌کنیم.

32:32.543 --> 32:34.168
‫برای؟

32:36.001 --> 32:38.251
‫باید دو نفر رو بکشم.

32:38.334 --> 32:41.126
‫و ظاهراً یکی‌شون توی راه اینجاست.

32:41.209 --> 32:43.251
‫داری درمورد بچه‌های من حرف می‌زنی
‫مگه نه؟

32:43.334 --> 32:44.709
‫بله خانم، متاسفانه همینطوره.

32:50.876 --> 32:52.209
‫مامان جواب نمیده.

32:52.293 --> 32:53.459
‫ریس هم همینطور.

32:53.543 --> 32:55.334
‫پیام ریسـه.
‫"مامانـتون می‌خواد

32:55.418 --> 32:56.751
‫هرچه سریع‌تر بیایید."

32:56.834 --> 32:58.043
‫مادرتون؟

32:58.126 --> 32:59.418
‫آره، خیلی عجیبه.

32:59.501 --> 33:00.668
‫می‌تونی به ریس متصل بشی؟

33:04.959 --> 33:06.209
‫- اوه لعنتی.
‫- چیـه؟

33:06.293 --> 33:07.834
‫علائم حیاتی‌ای ازش احساس نمی‌کنم.

33:12.209 --> 33:16.251
‫دیگه کم‌ کم می‌خواستم به پلیس
‫زنگ بزنم بازرس.

33:16.334 --> 33:19.251
‫قانون «دره وهمی» واضح توضیح داده

33:19.334 --> 33:22.251
‫که کالبدها هیچوقت نباید به عنوان

33:22.334 --> 33:23.751
‫موجودات مستقل عمل کنن.

33:23.834 --> 33:27.209
‫بئاتریس از یک معافیت قانونی خاص برخورداره.

33:27.293 --> 33:29.251
‫البته.

33:29.334 --> 33:32.626
‫به نظر نمیاد توسط موسسه تحقیقاتی
‫ساخته شده باشه.

33:34.126 --> 33:37.751
‫- از آشنایی باهات خوشبختـم بئاترین.
‫- باعث افتخار منـه، خانم.

33:37.834 --> 33:39.168
‫می‌دونی چیـش جالبـه؟

33:39.251 --> 33:41.876
‫متوجه شدیم که یکی از اثر‌های
‫ماندگار جک‌پات این بوده که

33:41.959 --> 33:44.293
‫آدما اکثریت قریب به اتفاقـی از کویدها رو

33:44.376 --> 33:48.209
اصلاح کردن تا شبیه به یکی از
.افراد از دست رفته باشن

33:48.293 --> 33:50.126
‫شبیه خواهر یا برادر.

33:50.209 --> 33:51.751
‫همکار ها.

33:51.834 --> 33:54.126
اما معمولاً کسی اونا رو
.شبیه به والدینـش نمی‌کنه

33:54.209 --> 33:56.668
‫که چیز کنجکاو کننده‌ایـه، مگه نه؟

33:56.751 --> 34:00.293
‫انگار درمورد از دست دادن والدین

34:00.376 --> 34:02.293
‫یک غریزه وجود داره

34:02.376 --> 34:06.001
‫که پذیرش این واقعه رو
‫برامون آسون‌تر میکنه.

34:06.084 --> 34:08.584
‫اما مرگ فرزند چی؟

34:08.709 --> 34:11.459
‫یه دختر...

34:11.543 --> 34:14.376
‫برای مثال؟

34:14.459 --> 34:15.918
‫خیلی متاسفم بئاتریس.

34:16.001 --> 34:18.209
‫مجبورت ازت بخوام که خاموش بشی.

34:18.293 --> 34:21.084
‫و پنج دقیقه گذشته رو

34:21.168 --> 34:22.543
‫از حافظه‌ات پاک کن لطفاً.

34:22.626 --> 34:25.251
‫درحال خاموش شدن.
‫درحال پاکسازی.

34:30.668 --> 34:31.918
‫خوشحال شدی؟

34:32.001 --> 34:34.251
‫من کنجکاوم.
‫چرا دروغ بگم؟

34:34.334 --> 34:37.543
‫دونستنش رابطه‌مون رو پیچیده می‌کنه.

34:37.626 --> 34:40.709
‫- بله، فکر می‌کنم همینطوره.
‫- چرا اینجایی دکتر؟

34:42.793 --> 34:47.793
‫یه چیز بسیار با ارزش از من دزدیده شده.

34:47.876 --> 34:51.168
‫و از قانون می‌خوام که برام
‫جبران خسارت کنه.

34:59.251 --> 35:01.084
‫می‌دونم بخاطر این قضیه پریشونی.

35:01.126 --> 35:02.418
‫پریشون؟

35:02.501 --> 35:05.876
‫مثه سگ ترسیدم.

35:05.959 --> 35:08.501
اینطوری نیست که فقط درگیر
.کلپت باشیم

35:08.584 --> 35:10.626
‫الان پای پلیس هم اومده وسط
و یه پلیسی‌ هم هست که

35:10.709 --> 35:12.084
‫- که می‌تونه کارمون رو تموم کنـه...
‫- می‌خوای من انجامش بدم؟

35:14.418 --> 35:16.001
‫متوجه میشی این می‌تونه
‫چه معنی‌ای داشته باشه؟

35:16.084 --> 35:18.168
‫ما تنها کسایی هستیم که می‌دونیم.

35:18.251 --> 35:19.376
‫آلیتا می‌دونه.

35:20.918 --> 35:22.251
‫آلیتا مُرده...

35:22.334 --> 35:25.001
‫یا کاملاً پنهان شده.

35:25.084 --> 35:27.543
‫همه چی می‌مونه برای ما.

35:27.626 --> 35:30.626
‫چطوری به باکتری دسترسی پیدا کنیم؟
‫چطوری بهشون توالی بدیم؟

35:30.709 --> 35:32.793
‫تنها کاری که باید بکنیم اینـه که
‫یکی تو توی ریشه استخدام کنیم...

35:34.126 --> 35:35.126
‫خود لو.

35:37.168 --> 35:39.751
‫چقد مزه بده.

35:41.209 --> 35:43.459
‫اینکه دقیقاً از جلوی اون متکبر بدزدیمـش...

35:43.543 --> 35:46.376
‫تکبر یک نوع حماقتـه.

35:46.459 --> 35:48.084
‫قبول نداری؟

35:48.168 --> 35:51.168
‫برای مثال یکم متکبرانه به نظر می‌رسه که

35:51.251 --> 35:54.084
‫فرض کنیم رمزگزاری یکی
‫غیر قابل نفوذه.

35:54.168 --> 35:56.126
‫چون از نظر تاریخی

35:56.209 --> 35:59.043
‫تمام رمزهای خاص فقط برای

35:59.126 --> 36:04.084
‫مدتی کوتاهی غیر قابل شناسایی بودن.

36:08.834 --> 36:11.043
‫برو توی اتاق مطالعه بابایی.

36:11.126 --> 36:12.418
‫- براش یه چاقو بیار.
‫- کدوم؟

36:12.501 --> 36:14.043
‫فرقی نداره.

36:17.543 --> 36:18.959
‫من یخورده گیج شدم.

36:19.043 --> 36:22.334
‫قسمتی از من به طور طبیعی

36:22.418 --> 36:24.626
‫می‌خواد جفتـتون رو بکشه.

36:24.709 --> 36:26.834
‫شاید بهتره بهش بگم کودک درونـم.

36:26.918 --> 36:31.126
‫خشمگین. متعصب. انتقام جو ـه.

36:33.334 --> 36:37.001
‫اما قسمتی از وجودم که خونسرد تره

36:37.084 --> 36:40.168
‫درک می‌کنه که چقد بهتون نیاز دارم.

36:40.251 --> 36:43.918
‫به مهارت‌هاتون.

36:46.168 --> 36:51.168
‫و همینطور بخاطر راز هاتون.

36:54.043 --> 36:57.001
‫و اینکه ازتون خوشم میاد.

36:59.251 --> 37:00.751
‫خب تو اش.

37:00.834 --> 37:02.084
‫درمورد اوسین باید بگم

37:02.168 --> 37:03.668
‫بستگی به مودم داره.
‫اما تو...

37:03.751 --> 37:06.668
‫تو یه درون کلپتی داری،
‫چه متوجه‌اش باشی چه نه.

37:06.751 --> 37:08.626
‫مغرور.

37:08.709 --> 37:10.543
‫حقه باز.

37:10.626 --> 37:12.251
‫سلطه جو.

37:13.251 --> 37:15.251
‫و البته متکبر.

37:16.418 --> 37:18.751
‫چیزی که یخورده من رو...

37:20.168 --> 37:21.584
‫می‌ترسونه.

37:23.834 --> 37:25.501
‫باید چیکار کنم...

37:29.459 --> 37:31.834
‫چاقوی مورد علاقه‌ام.

37:31.918 --> 37:34.376
‫چقد خوشکلـه پسرم.

37:34.459 --> 37:35.918
‫میشه نگاه کنم بابایی؟

37:36.001 --> 37:37.334
‫فکر نمی‌کنم.

37:37.418 --> 37:40.001
‫برو توی آشپزخونه.
‫پرستارت داره پودینگ درست می‌کنه.

37:48.251 --> 37:50.834
‫ما.. خیلی متاسفیم قربان.

37:50.918 --> 37:52.126
‫خفه شو اوسین.

37:59.293 --> 38:00.959
‫بهم بگو دارید چیکار می‌کنید.

38:01.043 --> 38:02.918
‫وگرنه می‌کشمـش.
‫ده ثانیه وقت داری.

38:10.043 --> 38:11.793
‫آلیتا فکر می‌کرد داره با
‫برادر فلین کار می‌کنه.

38:11.876 --> 38:13.709
‫برنامه داشته تا پرونده‌های دزدیده
‫شدۀ موسسه تحقیقاتی رو

38:13.793 --> 38:15.626
‫روی بافت پیوندیـش بارگزاری کنـه.

38:15.709 --> 38:18.293
‫می‌خواست توی ریشه‌ ذخیره‌شون کنـه،
‫به روایتی...

38:18.376 --> 38:21.459
‫جایی که غیر قابل ردیابی باشن.

38:21.543 --> 38:24.334
‫فکر می‌کنم موافقی که فکر معرکه‌ایـه.

38:24.418 --> 38:26.834
‫اما اونجا خراب شد که خواهرش
‫کالبد رو کنترل می کرد.

38:26.918 --> 38:28.751
‫و اون دختر بافت پیوندی نداره.

38:28.834 --> 38:32.084
‫واسه همین هدست اون اطلاعات رو
‫تبدیل کرد به دی‌ان‌ای باکترایی.

38:32.168 --> 38:34.293
‫و شروع کردن به جا گرفتن توی مغزش.

38:34.376 --> 38:37.293
‫می‌خواستید با اون اطلاعات چیکار کنید؟

38:37.376 --> 38:40.418
‫می‌خواستیم به هرکی که پول بیشتری داد بفروشیمـش.

38:54.251 --> 38:56.793
‫حرفـت رو باور نمی‌کنم.

39:03.709 --> 39:06.251
‫می‌خواستیم بدیمـشون به انسان‌های اولیۀ نو.

39:06.334 --> 39:10.043
‫چرا می‌خواستید همچین غلطی بکنید؟

39:10.126 --> 39:12.876
‫تا بتونن این دنیا رو از بین ببرن.

39:12.959 --> 39:15.043
‫و به جاش یه دنیای جدید بسازن.

39:18.668 --> 39:21.084
‫چقد احمقید.

39:21.168 --> 39:23.126
‫یه احمق رومانتیک.

39:26.209 --> 39:30.751
‫اگه دوباره تلاش کنید که بهم نارو بزنید...

39:30.834 --> 39:35.168
‫راهی برام نمی‌مونه جز اینکه
‫تیکه تیکه تون کنم

39:35.251 --> 39:37.501
‫و بدمـتون به قشنگ‌هام
‫تا بخورنتـون.

39:44.668 --> 39:46.459
‫اما درکل از نقشه‌تون خوشم اومد.

39:46.543 --> 39:48.251
‫بیایید ادامه بدیم.

39:54.793 --> 39:57.376
‫تمام بردارهای جک‌پات

39:57.459 --> 40:00.293
‫به یک اخلالگر ثابت مسلح شده بودن.

40:01.376 --> 40:04.168
‫طبع انسانی.

40:04.251 --> 40:07.293
‫این خصلت‌های انسانی ممکن بود به هر
‫شکلی خودش رو نشون بده، مثلاً خودپسندی

40:07.376 --> 40:10.459
‫رشوه گیری یا یه حماقت ساده

40:10.543 --> 40:15.168
‫اما در نهایت به یک صفت منتهی شد

40:15.251 --> 40:18.084
‫سماجتـمون، خود ویرانگریمون

40:18.168 --> 40:20.876
‫برای یک خیر جمعی.

40:22.584 --> 40:24.001
‫اجازه هست؟

40:24.084 --> 40:25.459
‫خواهش می کنم.

40:35.793 --> 40:38.293
‫موسسۀ تحقیقاتی چند شب پیش مورد
‫دچار نقض یک سری داده های

40:38.376 --> 40:40.709
‫بسیار مهم شد، اون داده‌ها
‫توسط یک کارمند موسسه تحقیقاتی

40:40.793 --> 40:44.376
‫و یک رهبر کالبد وارد یک
‫ریشه شدن.

40:44.459 --> 40:46.251
‫حضور یکی از شریکای زبوف

40:46.334 --> 40:48.876
‫در یکی از صحنه‌های جنایت
‫نشان میدن که

40:48.959 --> 40:52.126
‫کلپت در این موضوع دست داشته.

40:52.209 --> 40:54.126
‫ما دلایلی داریم که ثابت می‌کنن هدف اونا

40:54.209 --> 40:56.209
‫مکانیسم انطباق عصبی ما بوده،

40:56.293 --> 41:01.293
‫که همونطور که می‌دونی یکی از مناطق
‫حساس پژوهش هست.

41:01.376 --> 41:03.001
‫پس داری بهم میگی

41:03.084 --> 41:04.751
‫اطلاعاتی ‫که از شما به سرقت رفتن

41:04.834 --> 41:07.084
‫وجود این مکانیزم رو مشخص می‌کنن؟

41:07.168 --> 41:09.418
‫- همینطوره.
‫- و از همین می‌ترسید؟

41:09.501 --> 41:11.209
‫چون بعد از عمومی شدن خبر

41:11.293 --> 41:13.001
‫با واکنش منفی و فسخ قرارداد مواجه میشید؟

41:13.084 --> 41:14.376
‫البته.

41:14.459 --> 41:15.751
‫اما نگرانی از اینـه که

41:15.834 --> 41:17.584
‫اطلاعات هک شده مکانیزم

41:17.668 --> 41:19.334
‫در روش غیر مهربانانـه‌ای استفاده بشن.

41:19.418 --> 41:22.209
‫یعنی همون احتمالی که توی
‫ذات این تکنولوژی وجود داره؟

41:23.668 --> 41:25.876
‫خب...

41:25.959 --> 41:27.918
‫فکر می‌کنم موافق باشید بازرس

41:28.001 --> 41:30.543
‫که پتک یک ابزار کاربردیـه.

41:30.626 --> 41:33.543
‫و اگه توی دست‌های آدم نامناسبی قرار بگیره

41:33.626 --> 41:35.334
‫یک سلاح مرگبار هم می‌تونه باشه.

41:35.418 --> 41:38.043
‫فکر می‌کنم اخیراً با لو زوبوف ملاقات کردید؟

41:39.543 --> 41:41.876
‫فکر می‌کنم یک داستان کاملاً جذاب

41:41.959 --> 41:44.334
‫درمورد ماجراجویی‌های اخیرش
‫توی ریشۀ موسسه تحقیقاتی تعریف کرده.

41:44.418 --> 41:47.043
‫ریشۀ موسسه تحقیقاتی؟
‫دارای ادعای مالکیت می‌کنی؟

41:47.126 --> 41:48.709
‫خب من ساختمـش، مگه نه؟

41:48.793 --> 41:51.584
‫برای اینکه ازش به عنوان یک آزمایشگاه
‫به هدف توسعه این تکنولوژی استفاده کنید.

41:51.668 --> 41:55.876
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه بهت بگم
‫چقد می‌تونه خطرناک باشه

41:55.959 --> 41:59.584
‫اگه کلپت کنترلـش رو به دست بگیره.

42:04.876 --> 42:06.626
‫داری ازم چی می‌خوای؟

42:11.043 --> 42:12.543
‫نابودیِ زوبوف،

42:12.626 --> 42:14.168
‫فلین فیشر

42:14.251 --> 42:15.418
‫و تمام کسانی که باهاش معاشرت دارن.

42:15.501 --> 42:17.376
‫جفتـش اینجا توی ریشه.

42:17.459 --> 42:19.793
‫یجوری میگی انگار به همین سادگیـه.

42:19.876 --> 42:21.459
‫انگار من می‌تونم جادو کنم.

42:21.543 --> 42:23.543
‫سابقه‌اش رو داری.

42:23.626 --> 42:24.834
‫سامسونوف.‬

42:24.918 --> 42:28.251
‫کل خاندانـشون...

42:28.334 --> 42:30.084
‫از روی کرۀ زمین محو شدن.

42:30.168 --> 42:31.668
‫کاملاً شگفت انگیز بود.

42:31.751 --> 42:32.834
‫اون قضیه فرق می‌کرد.

42:32.918 --> 42:34.501
‫جداً؟

42:34.584 --> 42:36.584
‫داری تحریکـم می‌کنی؟
‫من که اینطور فکر می‌کنم.

42:36.668 --> 42:39.459
‫"تحریک به خشونت علیه یک مرجع مشروع

42:39.543 --> 42:42.709
‫به قصد سرنگونی آن"؟

42:43.376 --> 42:45.751
.اگه یه پتک داشتم

42:49.459 --> 42:53.668
‫بدیهیـه که باید به همۀ اینا فکر کنی.

42:53.751 --> 42:56.043
‫اما باید یه چیزی رو بدونی،
‫من این رو فقط با تو در میون می‌زارم

42:56.126 --> 42:59.043
‫چون مطمئنـم که...

42:59.126 --> 43:01.834
‫تو مهارت و زیرکی این رو داری

43:01.918 --> 43:04.584
‫تا درک کنی که توی چه
‫موقعیت خطرناکی هستیم.

43:15.959 --> 43:19.001
‫دفعه بعد تو بیا خونۀ من.

43:19.084 --> 43:22.209
‫چایی چیزی بخوریم اگه دوست داشتی.

43:37.751 --> 43:40.251
‫کاری که داری می‌کنی بخاطر پولـه؟

43:40.334 --> 43:41.709
‫پولـم هم هست.

43:41.793 --> 43:43.001
‫اما فقط بخاطر پول اینجا نیستم.

43:43.084 --> 43:44.709
‫پس چرا اینجایی؟

43:44.793 --> 43:47.751
‫من یه دختر دارم.

43:47.834 --> 43:50.209
‫می‌خوام اگه بتونم زنده نگهش دارم.

43:50.293 --> 43:51.793
‫یکی داره تهدیدت می‌کنه که اگه

43:51.876 --> 43:53.126
‫بچه‌های من رو نکشی
‫به دخترت صدمه می‌زنه؟

43:53.209 --> 43:55.084
‫آره مختصراً.

43:57.459 --> 43:59.126
‫مادرم همیشه می‌گفت...

43:59.209 --> 44:02.459
فقط یه احمق می‌تونه فکر کنم توی دنیا
.برای هرچیزی فقط دوتا راه وجود داره

44:02.543 --> 44:04.959
‫که این یه گمان ساده ست

44:05.043 --> 44:06.876
‫برای یه سری آدم ساده
‫که توی یک جای ساده زندگی می‌کنن.

44:06.959 --> 44:08.293
‫اما متاسفانه...

44:08.376 --> 44:10.668
‫این قضیه برای موقعیت الان صادق نیست.

44:10.751 --> 44:12.334
‫تو فکر می‌کنی فقط دوتا گزینه هست

44:12.418 --> 44:14.876
‫این که یاد دختر تو باید بمیره
‫یا بچه های من

44:14.959 --> 44:16.126
‫و همین و بس.

44:16.209 --> 44:18.084
‫داری میگی یه راه دیگه‌ای هم هست؟

44:18.168 --> 44:20.334
‫همینطوره.

44:20.418 --> 44:23.084
‫اما می‌تونم از صدات بفهمم،

44:23.168 --> 44:24.918
‫اون آوای صدات

44:25.001 --> 44:26.459
‫که میگه تو آدمی نیستی
‫که اهل این کارا باشی.

44:29.501 --> 44:31.126
‫امتحانـم کن.

44:31.209 --> 44:33.584
‫خودت می‌تونی بمیری.

44:34.668 --> 44:37.334
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

44:37.418 --> 44:39.251
‫لعنت.

44:39.334 --> 44:40.543
‫چرا وایسادیم؟

44:40.626 --> 44:42.459
‫باید آروم و با احتیاط پیش بریم.

44:42.543 --> 44:44.293
‫باید حواسـمون رو جمع کنیم.

44:44.376 --> 44:45.918
‫اگه همین حالا حرکت نکنیم، مامان نفر
‫بعدی‌ایـه که می‌میره. خودت که می‌دونی.

44:46.001 --> 44:47.918
‫یه قاتل اونجاست، یه تله گذاشته.

44:48.001 --> 44:50.501
‫- اگه همینطوری با عجله بریم اونجا می‌میریم.
‫- برتون...

44:50.584 --> 44:52.501
‫این تنها کاریـه که توش خوبم فلین.

44:52.584 --> 44:55.709
‫واسه همین الان نیاز دارم بهم اعتماد کنی
‫تا درست انجامـش بدیم.

44:58.626 --> 44:59.751
‫لعنت.

44:59.834 --> 45:02.293
‫این رو بگیر، برو اونطرف ماشین.

45:05.084 --> 45:07.001
‫بزار ببینم درست متوجه شدم.

45:07.084 --> 45:10.501
‫این که نمی‌‌خوام اینجا بمیرم
‫من رو یه احمق جلوه میده؟

45:10.584 --> 45:13.668
‫نه تنها احمق.

45:13.751 --> 45:15.418
‫بلکه بزدل.

45:15.501 --> 45:17.876
‫و خودخواه.

45:17.959 --> 45:20.751
‫یه خودخواهی بزرگ.

45:20.834 --> 45:22.376
‫دیگه کم کم دارم احساس می‌کنم

45:22.459 --> 45:25.168
‫زیاد ازم خوشتون نمیاد خانم فیشر.

45:25.251 --> 45:26.959
‫اون سه‌تا سر با حرارت رو می‌بینی؟

45:27.043 --> 45:28.584
‫و اونی که سردتره و روی زمینـه؟

45:28.668 --> 45:30.251
‫اون ریس ـه.

45:30.334 --> 45:31.959
‫پس دی‌دی و مامانت و هدف
‫اونجا هستن.

45:32.043 --> 45:33.459
‫که خب معلوم نیست درکل

45:33.543 --> 45:35.376
‫- کی به کیـه.
‫- اون احتمالاً

45:35.459 --> 45:37.043
‫همونیـه که سمت راست نشسته،
‫اما مطمئن نیستم.

45:37.126 --> 45:38.376
‫باید یکاری بکنیم یه حرکتی بکنه.

45:40.543 --> 45:42.126
‫ببین می‌تونی دوباره به ریس
‫متصل بشی یا نه.

45:42.209 --> 45:43.459
‫- به اعصابـش متصل شو.
‫- بیخیال برتون.

45:43.543 --> 45:45.543
‫ریس مُرده.

45:45.626 --> 45:46.793
‫جسدش رو به لرزه بنداز
‫اینطوری شاید پیرمرده

45:46.876 --> 45:48.043
‫فکر کنـه که ریس هنوز زنده ست.

45:48.126 --> 45:49.293
‫بعدش تلاش می‌کنه که کارش رو یکسره کنه

45:49.376 --> 45:50.501
‫و بعدش می‌تونیم بزنیمـش.

45:50.584 --> 45:52.543
‫داداش، می‌شنوی چی میگم؟
‫لیون هم دردش رو احساس می‌کنه.

45:52.626 --> 45:55.334
‫آره. اما اگه ریس هم توی موقعیت ما بود

45:55.418 --> 45:56.959
‫همین کار رو می‌کرد.

45:57.043 --> 45:59.043
‫چرا شما دوتا هنوز داری حرف می‌زنید؟
‫بیایید انجامـش بدیم.

45:59.126 --> 46:00.668
‫فلین، هرموقع که هدف مشخص شد بهمون بگو.

46:12.834 --> 46:14.751
‫خودشـه.
‫داره تکون می‌خوره.

46:14.834 --> 46:16.126
‫اعدام.

46:32.334 --> 46:33.626
‫مامان؟

46:33.668 --> 46:34.834
‫اوه.

46:37.668 --> 46:40.168
‫چراغا خاموش.

46:49.418 --> 46:52.918
‫من اون پیرمرد رو زنده می‌خوام، دیویس.

46:53.001 --> 46:55.209
‫یه سری کارا هست که می‌خوام باهاش بکنم.

46:55.293 --> 46:57.126
‫متوجه‌ام کوربل.

46:57.209 --> 46:59.001
‫تو که می‌دونی هرکار از دستمون
‫بر میاد انجام می‌دیم.

46:59.084 --> 47:02.209
‫اون زن فوق العاده‌ای بود کوربل.
‫تصورش هم سخته.

47:02.293 --> 47:04.543
‫فکر می‌کنم منم یه داستان خوب
‫به ذهنم رسید کلانتر.

47:06.543 --> 47:08.376
‫می‌خوام بهت بگمـش.

47:08.459 --> 47:11.334
‫بیا اینطوری در نظر بگیریم که
‫پیرمرد اومده اینجا.

47:11.418 --> 47:12.918
‫مری رو کشته.

47:15.793 --> 47:19.209
‫و آقای پیکت با پلیس تماس گرفته.

47:20.418 --> 47:22.209
‫شما اولین نفری بودید که
‫به صحنه رسیدید کلانتر.

47:22.293 --> 47:24.084
‫چون با گذشت چهار دوره

47:24.168 --> 47:25.959
‫همچنان هم کارتون رو جدی
‫می‌گیرید کلانتر.

47:26.043 --> 47:28.084
‫و ما همه از این قدردانی می‌کنیم.

47:31.501 --> 47:33.543
‫تامی، پیش خودت فکر کردی

47:33.626 --> 47:36.334
‫- داری چه گهی می‌خوری...
‫- پیرمرد هنوز اینجا بوده.

47:36.418 --> 47:39.501
‫و این اسلحه‌ باهاش بوده.

47:39.584 --> 47:41.084
‫و وقتی که شما اسلحه کشیدید

47:41.168 --> 47:44.084
‫بهتون شلیک کرده.

47:45.501 --> 47:47.626
‫متاسفانه چندین بار.

47:47.709 --> 47:49.876
‫خیلی خب، بیخیال.
‫باید آروم باشی توماس.

47:49.959 --> 47:52.001
‫الانـشم خیلی آرومم کلانتر.

47:52.084 --> 47:53.168
‫همین هم هست که من رو می‌ترسونه.

47:53.251 --> 47:54.876
‫همونطوره که گفتی.

47:54.959 --> 47:56.959
‫الان انتخاب دیگه‌ای ندارم، دارم؟

47:57.043 --> 47:58.251
‫تامی نکن!

48:09.543 --> 48:11.793
‫پشمام.

48:14.001 --> 48:16.126
‫انتظار این رو نداشتم.

48:16.209 --> 48:18.126
‫فکرشم نمی‌کردم.

48:18.209 --> 48:20.293
‫حالا...

48:20.376 --> 48:22.168
‫یادتـه می‌گفتی آرومی؟

48:22.251 --> 48:25.043
‫فکر می‌کنم باید اسلحه‌ات رو بیاری پایین

48:25.126 --> 48:27.418
‫تا دوباره آروم بشی.

48:27.501 --> 48:29.668
‫بعدش می‌تونیم درموردش حرف بزنیم.

48:29.751 --> 48:31.501
‫تا به یه تفاهم برسیم.

48:31.584 --> 48:33.876
‫تو که فکر نمی‌کنی اگه اون پیرمرده

48:33.959 --> 48:35.376
‫واقعاً اینجا بود زنده ات می‌گذاشت، مگه نه؟

48:35.459 --> 48:36.751
‫چیزی که فکر نمی‌کنم..

48:36.834 --> 48:39.376
‫اینـه که تو اونقد جرات نداری که

48:39.459 --> 48:42.584
‫این قضیه رو تنهایی حل کنی مرد جوان.

48:43.626 --> 48:46.084
‫یا گلوله‌هات رو بزاری.

48:51.501 --> 48:54.084
‫این الان چیـه؟

48:54.168 --> 48:58.293
‫یه وسیله‌ست، متکبر عن.

48:59.294 --> 49:05.294
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
