WEBVTT

00:10.375 --> 00:14.208
‫اونقدر برای تک تک شما اهمیت قائله

00:14.291 --> 00:18.875
‫که می‌خواد شما بدونین
‫که زندگی مشترک ما عمیقا...

00:18.958 --> 00:23.333
‫شدیداً و تا همیشه بگا رفته

00:24.208 --> 00:25.708
‫بله، درسته

00:25.791 --> 00:27.333
‫کاملا درسته

00:27.416 --> 00:30.083
‫پس می‌تونین دیگه انقدر خودتون
‫رو با ما مقایسه نکنین

00:30.166 --> 00:32.046
‫و می‌دونین چیه؟ می‌تونین...

00:32.125 --> 00:33.000
‫دست بردارین از...

00:33.083 --> 00:35.833
‫در حال حاضر در دسترس نیستم.
‫لطفا پیغام بذارید

00:35.916 --> 00:37.791
‫سلام اینید

00:37.875 --> 00:40.791
‫کلی باهات تماس گرفتم.
‫الانم باز دارم می‌گیرم

00:40.875 --> 00:41.875
‫عه...

00:43.541 --> 00:46.208
‫احتمالا هنوز داری دیروز رو هضم می‌کنی

00:46.291 --> 00:48.416
‫مثل همه‌مون، پس...

00:49.041 --> 00:50.750
‫شما چند تا زن رو می‌شناسین...

00:50.833 --> 00:53.041
‫که برای شوهرشون پاپوش قتل بدوزن؟

00:54.208 --> 00:55.291
‫تگ آبروش رفته

00:56.333 --> 00:59.583
‫تمرکزش رو گذاشته که رسانه‌ها رو جمع کنه

01:00.500 --> 01:04.333
‫و خوشحال میشم که همگی
‫بعدظهر یه جلسه داشته باشیم

01:04.416 --> 01:08.208
‫که یه جور برنامه‌ای چیزی بریزیم

01:09.125 --> 01:11.333
‫پس یه زنگ بهم بزن، باشه اینید؟

01:12.416 --> 01:13.333
‫ممنون

01:13.416 --> 01:14.892
‫♪ هیچوقت گریه‌ت رو درنمیارم ♪

01:14.916 --> 01:18.041
‫♪ هیچوقت دروغ نمیگم و دلت رو نمی‌شکنم♪

01:18.125 --> 01:20.458
‫همه به سی‌امین سالگردمون دعوتید!
‫خیلی ممنونم...

01:20.541 --> 01:22.208
‫وای خدا! وای نه!

01:27.666 --> 01:28.750
‫سلام

01:29.291 --> 01:30.291
‫سلام

01:34.375 --> 01:35.375
‫زود بیدار شدی

01:35.875 --> 01:36.875
‫سرت چطوره؟

01:40.541 --> 01:41.875
‫اونقدرم مست نبودم

01:45.626 --> 01:51.626
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

01:52.627 --> 01:58.627
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

01:59.628 --> 02:05.628
‫ترجمه از حسین رضایی
‫  H o s s e i n T L 

02:10.000 --> 02:11.000
‫سلام

02:12.166 --> 02:13.958
‫اول صبحه. بخواب

02:16.750 --> 02:18.250
‫من میرم یکم بدوم

02:21.916 --> 02:22.916
‫خوش بگذره

02:32.541 --> 02:33.541
‫صحیح

02:34.333 --> 02:35.333
‫عجب

02:36.458 --> 02:37.583
‫غیرمنتظره بود

02:38.458 --> 02:39.708
‫شما دو تا

02:39.791 --> 02:40.791
‫عه...

02:41.541 --> 02:44.083
‫میشه یه لحظه بری بیرون لطفا بنجی؟

02:44.166 --> 02:45.166
‫آره. حتما

02:53.583 --> 02:57.958
‫ببین، ببخش که رک حرف می‌زنم

02:58.041 --> 02:59.541
‫ولی هیچوقت شد که...

02:59.625 --> 03:02.125
‫مریت هیچوقت مواد مصرف کرده؟

03:05.416 --> 03:07.541
‫- نه. چطور؟
‫- هوم

03:07.625 --> 03:11.083
‫ظاهراً سطح باربیتورات خونش خیلی بالا بوده

03:16.333 --> 03:17.333
‫باربیتورات؟

03:17.375 --> 03:19.375
‫تفریحی مصرف نمی‌کرد؟

03:21.250 --> 03:23.416
‫نه. نه. اون...

03:26.291 --> 03:29.125
‫نه. قطعا نه. اصلا...

03:30.750 --> 03:31.750
‫نه

03:39.541 --> 03:40.666
‫مامان؟

03:44.291 --> 03:45.291
‫مامان!

03:48.333 --> 03:49.750
‫پلیس اومده

03:59.666 --> 04:01.291
‫صبح بخیر خانم وینبری

04:01.375 --> 04:04.541
‫می‌خوایم لطف کنید بیاین اداره
‫و چند تا سوال رو جواب بدید

04:05.958 --> 04:06.958
‫بله، البته

04:07.041 --> 04:08.708
‫بذارین کیفم رو بردارم

04:45.833 --> 04:48.000
‫در رو باز کن لطفا. ممنون

04:49.541 --> 04:50.458
‫برو

04:50.541 --> 04:51.583
‫پشت سرت

04:52.583 --> 04:53.916
‫زودباش. آره

04:55.458 --> 04:57.666
‫- بابا؟
‫- بله، من... من همینجام ویل

04:57.750 --> 05:00.708
‫دارن همه وسایل مامان رو می‌برن.
‫نمی‌خوای کاری بکنی؟

05:00.791 --> 05:02.791
‫- نمی‌تونیم ویل
‫- چرا نمی‌تونیم؟

05:02.875 --> 05:04.916
‫خب، یه دلیلش اینکه پلیسن

05:05.000 --> 05:06.960
‫ولی دارن کامپیوترش رو هم می‌برن.
‫همه‌ی...

05:07.041 --> 05:08.916
‫ویل، میشه لطفا انقدر سوال نپرسی؟

05:09.000 --> 05:12.875
‫- باید به تیمش زنگ بزنیم، تیم روابط عمومی
‫- باید به یه وکیل مدافع زنگ بزنیم

05:12.958 --> 05:15.291
‫اگه گناهکار نیست چرا باید
‫به وکیل زنگ بزنیم؟

05:15.375 --> 05:19.541
‫بنظرم... بنظرم تو برو برای
‫اون چیز قایقرانیت آماده شو، باشه؟

05:23.000 --> 05:24.875
‫- مسابقه‌ست!
‫- باشه

05:45.166 --> 05:47.375
‫بابام پوله رو بهم قرض نمیده

05:47.458 --> 05:51.666
‫من تو اکس-آن-پرووانس یه خونه خریدم

05:51.750 --> 05:54.041
‫برای همین باید کم کم هزینه‌ش رو بهم بدی

05:54.125 --> 05:56.125
‫می‌دونم. میدم. میدم. قول میدم

05:57.083 --> 05:59.458
‫- یکم دیگه سپرده صندوقم می‌رسه دستم
‫- هوم

06:02.291 --> 06:06.083
‫خیلی خوش‌شانسی که داریش

06:06.166 --> 06:07.166
‫مگه نه؟

06:15.666 --> 06:18.416
‫سلام عزیزم. آره، الان دارم برمی‌گردم

06:21.125 --> 06:22.125
‫وایسا، چی؟

06:24.583 --> 06:27.791
‫کامپیوتر و ایناشم بردن؟ چرا؟

06:30.291 --> 06:31.416
‫از دوستانتونه؟

06:31.500 --> 06:33.333
‫خیر

06:33.958 --> 06:35.875
‫- ولی می‌شناسینش؟
‫- خیلی کم

06:37.583 --> 06:39.708
‫خب، اسمش برادریک گراهام‌ـه

06:39.791 --> 06:42.583
‫و سابقه کت و کلفتی هم داره

06:43.375 --> 06:45.041
‫سرقت خرد، ضرب و جرح، تصرف

06:45.125 --> 06:49.041
‫و اخیرا با گنگی همکاری می‌کنه
‫که با مافیای ترک‌ها ارتباط داره

06:49.125 --> 06:53.125
‫یعنی میشه تجارت هروئین،
‫چه می‌دونم، آدمکشی پولی

06:54.750 --> 06:55.958
‫آدمکشی پولی؟

06:56.625 --> 07:01.791
‫خانم وینبری، به نظر ما شما برادریک گراهام
‫رو اجیر کردین که مریت موناکو رو بکشه

07:01.875 --> 07:04.208
‫و شوتر دیوال رو قانع کردین که پولش رو بده

07:04.291 --> 07:08.125
‫تا تقصیر گردن شما نیفته
‫و خودش هم مصونیت سیاسی طلب کنه

07:09.666 --> 07:11.833
‫پس نمی‌خواین بگین چه اتفاقی افتاده؟

07:11.916 --> 07:13.250
‫چون خودمون می‌دونیم

07:13.333 --> 07:16.166
‫آره، دستور بازداشت آقای گراهام رو داریم

07:16.250 --> 07:18.541
‫و همونطور که می‌دونین،
‫اینجا جزیره بزرگی نیست

07:18.625 --> 07:22.583
‫و داریم روی دور زدن مصونیت
‫آقای دیوال کار می‌کنیم، و موفق هم می‌شیم

07:23.291 --> 07:26.083
‫آقای دیوال هیچ ربطی به این موضوع نداره،
‫منم همینطور

07:26.916 --> 07:29.208
‫پس دارین وقتتون رو هدر میدین

07:29.291 --> 07:30.291
‫آها

07:33.750 --> 07:34.750
‫باشه، پس...

07:34.791 --> 07:37.166
‫- یه لحظه ببخشید...
‫- یه دقیقه

07:37.250 --> 07:39.000
‫- زود برمی‌گردیم
‫- آره

07:39.958 --> 07:42.041
‫آره

07:54.166 --> 07:55.375
‫- تام هنوز برنگشته؟
‫- چی؟

07:55.458 --> 07:57.250
‫- تام هنوز برنگشته؟
‫- من چه می‌د‌‌ونم

07:57.333 --> 07:59.041
‫آره، فقط شمارش رو برام بفرست

07:59.125 --> 08:02.041
‫- هزار تا خبرنگار اون بیرون وایسادن
‫- یه لحظه وایسا

08:03.666 --> 08:05.916
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- نمی‌تونم برم

08:06.000 --> 08:08.750
‫انقدر خبرنگار اومده که
‫از در نمی‌تونم برم بیرون

08:08.833 --> 08:11.041
‫عزیزم، اینجوری به مسابقه‌ت نمی‌رسی

08:11.875 --> 08:13.333
‫میشه بعداً زنگ بزنم؟ آره

08:13.416 --> 08:16.041
‫چرا هیچ نظری برای خبرنگارها ندارید؟

08:16.125 --> 08:18.666
‫وقتی قتل اتفاق افتاد کجا بودید؟

08:18.750 --> 08:21.083
‫خانم وینبری، شما چه احساسی به این ماجرا دارید؟

08:21.166 --> 08:23.583
‫نظری در مورد جسدی که
‫تو ملکتون پیدا شده ندارید؟

08:26.125 --> 08:27.833
‫آیا همسرتون مظنون پرونده‌ست؟

08:27.916 --> 08:28.916
‫سلام همگی!

08:29.000 --> 08:32.625
‫سلام. ببخشید.
‫ولی الان تو ملک خصوصی هستین

08:32.708 --> 08:35.083
‫درسته که با مریت موناکو رابطه نامشروع داشتین؟

08:35.166 --> 08:36.625
‫برگردید تو خیابون

08:36.708 --> 08:38.958
‫برید عقب لطفا. ممنون!

08:39.041 --> 08:40.916
‫پلیس داره خانم وینبری
‫رو بازجویی می‌کنه؟

08:41.000 --> 08:43.583
‫پلیس چرا داره از همسرتون بازجویی می‌کنه؟

08:43.666 --> 08:44.708
‫گم شید عقب دیگه!

08:44.791 --> 08:46.500
‫توماس، از کجا داری میای؟

08:46.583 --> 08:49.291
‫گم شید برید اونور. کنار!

08:49.375 --> 08:52.083
‫برو عقب! به این در تخمی نزدیک نشین!

08:52.166 --> 08:54.750
‫دهنتونو بابا! عجب کفتارهایی هستین

08:54.833 --> 08:57.291
‫لطفا نچسبین به این در تخمی

08:59.166 --> 09:00.875
‫سعی کن یادت باشه که دوربین روته

09:01.583 --> 09:03.750
‫باید با اینا سفت برخورد کنی حاجی

09:03.833 --> 09:05.000
‫حتما

09:06.000 --> 09:07.625
‫گم شو عقب الاغ!

09:07.708 --> 09:09.500
‫دارین از گریر وینبری محافظت می‌کنین؟

09:09.583 --> 09:10.875
‫شنیدین دیگه، گم شین!

09:11.916 --> 09:13.583
‫- ممنون عزیزم
‫- نکن

09:15.666 --> 09:18.625
‫- مردم اومدن که بدونن!
‫- پای عضو دیگه‌ای از خانواده‌تون هم وسط هست؟

09:19.875 --> 09:22.541
‫خانواده وینبری به هیچ وجه با رسانه همکاری...

09:22.625 --> 09:23.708
‫رفتی بدویی؟

09:24.666 --> 09:25.541
‫واقعا؟

09:25.625 --> 09:28.250
‫میشه انقدر شکاک نباشی لطفا؟

09:28.333 --> 09:30.041
‫پلیس داره از مامانت بازجویی می‌کنه

09:30.125 --> 09:31.708
‫رسانه‌ها دارن له‌له می‌زنن برای سوژه

09:31.791 --> 09:33.791
‫بعد تو رفتی یه جنده فرانسوی رو بکنی؟

09:33.875 --> 09:35.416
‫ابی، آروم باش

09:35.500 --> 09:39.125
‫من آروم نمی‌گیریم! خودت آروم بگیر!
‫اون کیرت رو آروم کن!

09:39.208 --> 09:40.208
‫عزیزم!

09:41.125 --> 09:43.666
‫من همچین کاری با تو نمی‌کنم. بیخیال دیگه

09:43.750 --> 09:47.625
‫من که نمیرم با یه خانوم فرانسوی روانی
‫که بابام می‌شناسه بخوابم

09:48.958 --> 09:50.500
‫عزیزم! بیخیال!

09:51.708 --> 09:52.875
‫دوستت دارم!

09:54.125 --> 09:56.583
‫ابی، من احمق نیستم

09:57.375 --> 09:58.500
‫دوستت دارم

09:59.583 --> 10:00.583
‫ابی

10:03.333 --> 10:04.333
‫بیا اینجا

10:06.666 --> 10:09.875
‫- واقعا باورم نمیشه
‫- خب...

10:10.750 --> 10:13.625
‫کسی نیست که بخوام
‫باهاش برم آبجو بخورم

10:13.708 --> 10:16.083
‫ولی فکر نکنم دل همچین کاری رو داشته باشه

10:17.708 --> 10:19.250
‫منم فکر نمی‌کنم

10:19.333 --> 10:22.541
‫ولی بعد این همه داستان
‫دیگه نمی‌دونم چی ممکن بوده

10:22.625 --> 10:25.708
‫آخه چطور ممکنه باربیتورات
‫تو خونش بوده باشه؟

10:25.791 --> 10:28.291
‫عزیزم، فعلا هیچکدوممون چیزی نمی‌دونیم

10:28.833 --> 10:30.795
‫بنظرم بهتره که

10:30.807 --> 10:33.000
‫پیش‌داوری نکنیم، باشه؟

10:49.458 --> 10:51.458
‫اگه آقای گراهام رو خوب نمی‌شناسین

10:51.541 --> 10:56.458
‫پس چرا تو چهار روز اخیر
‫نُه بار به خونه‌تون زنگ زده؟

10:59.666 --> 11:01.708
‫شاید دنبال شوتر دیوال می‌گشته

11:01.791 --> 11:04.041
‫خب، آقای دیوال خوب می‌شناسدش

11:04.125 --> 11:06.916
‫اونقدر که سیصد هزار دلار براش واریز کنه

11:07.000 --> 11:11.250
‫ولی برای چی؟
‫برای اینکه از جانب شما مریت موناکو رو بکشه؟

11:11.333 --> 11:13.583
‫عه...

11:18.166 --> 11:20.625
‫برادریک از همکارهای قدیمیه

11:20.708 --> 11:22.541
‫مدت خیلی زیادیه که می‌شناسمش

11:22.625 --> 11:25.250
‫بهم زنگ زد.
‫خیلی تو تنگنا بود. پول لازم داشت

11:26.000 --> 11:30.041
‫و منم اون موقع به پول دسترسی نداشتم

11:30.125 --> 11:31.875
‫برای از شوتر پول خواستم

11:31.958 --> 11:34.000
‫چه سخاوتمندانه

11:34.083 --> 11:36.208
‫اون روز که ازتون بازجویی کردیم

11:36.291 --> 11:39.833
‫گفتین شبی که خانم موناکو مرده
‫ساعت یک و نیم خوابیدین

11:40.583 --> 11:43.666
‫ولی سابقه یه تماس تلفنی رو درآوردیم

11:43.750 --> 11:49.458
‫از دفتر کارتون به هتل آقای گراهام
‫در ساعت سه و هشت دقیقه صبح

11:49.541 --> 11:54.583
‫معمولا تو اون ساعت شب
‫به همکارهاتون زنگ می‌زنین؟

11:55.583 --> 11:56.583
‫عه...

12:24.875 --> 12:26.401
‫نمیشه به پلیس‌ها بگم که

12:26.413 --> 12:28.041
‫نمی‌دونستم پوله برای چی بوده؟

12:28.125 --> 12:30.791
‫هنوزم نمی‌دونم.
‫ازم درخواست کرد. منم دلیلش رو نپرسیدم

12:30.875 --> 12:33.125
‫پس بیا ببینیم پلیس واقعا چقدر می‌دونه

12:33.208 --> 12:36.458
‫این آدم‌ها برام مثل خانواده بودن.
‫می‌دونی؟

12:38.583 --> 12:40.625
‫خانواده<i> مثل </i>

12:42.500 --> 12:46.458
‫سیصد هزار دلار برای اکثر افراد
‫پول خیلی زیادیه

12:46.541 --> 12:48.166
‫درسته

12:48.250 --> 12:51.458
‫حالا چرا می‌خواستین به آقای گراهام برسه؟

12:57.208 --> 12:59.541
‫من مدت خیلی زیادیه که می‌‌شناسمش

12:59.625 --> 13:01.875
‫و آقای دیوال برای همین
‫بهتون پوله رو قرض داد؟

13:01.958 --> 13:04.375
‫چون اونم خیلی وقته شما رو می‌شناسه؟

13:04.458 --> 13:05.458
‫اون...

13:07.166 --> 13:08.375
‫اون اتفاقا...

13:10.208 --> 13:11.125
‫با هم خیلی صمیمی هستیم

13:11.208 --> 13:13.958
‫بهم قرض داد چون می‌دونه
‫بهش پس میدم

13:15.250 --> 13:16.250
‫چقدر صمیمی؟

13:17.625 --> 13:19.125
‫مثل پسرم می‌مونه

13:19.208 --> 13:21.958
‫آره. خب... منم پسر دارم

13:23.041 --> 13:24.736
‫ولی فکر نکنم تو کل عمرش کاری رو کرده باشه

13:24.748 --> 13:26.333
‫فقط چون ازش خواستم

13:26.416 --> 13:27.416
‫هوم

13:52.208 --> 13:53.208
‫ممنون

13:59.083 --> 14:00.625
‫- سلام
‫- سلام

14:00.708 --> 14:01.833
‫عه...

14:04.583 --> 14:09.375
‫واقعا بابت اینکه اینقدر
‫گیج مغشوش بودم متأسفم

14:09.458 --> 14:11.708
‫نه نسبت به تو نه بنجی منصف نبودم

14:13.500 --> 14:14.791
‫فقط حس می‌کنم...

14:17.375 --> 14:20.458
‫همه‌چی تقصیر منه
‫و همه‌چی داره بد پیش میره و...

14:25.208 --> 14:27.250
‫دیگه نمی‌خوام ادامه بدم

14:30.125 --> 14:31.583
‫متأسفم. من...

14:35.416 --> 14:38.166
‫الان دیگه حتی نمی‌دونم کی هستم

14:42.583 --> 14:45.083
‫ولی می‌دونم قبلا کی بودم، می‌دونی؟

14:46.208 --> 14:48.333
‫- باید دوباره بشم همون آدم
‫- باشه

14:50.166 --> 14:53.708
‫باید دوباره دخترِ توی قطار بی باشم

14:56.833 --> 14:57.833
‫تو رو یادمه

15:01.958 --> 15:03.791
‫حق با تو بود. اون خودم بودم

15:07.208 --> 15:08.208
‫می‌دونم

15:13.625 --> 15:14.625
‫خیلی‌خب

15:19.416 --> 15:20.416
‫خداحافظ

15:21.666 --> 15:22.666
‫خداحافظ

15:51.875 --> 15:53.000
‫وای خدا

15:57.625 --> 15:58.625
‫بروس؟

16:02.750 --> 16:03.750
‫بروس!

16:18.500 --> 16:23.000
‫آقای تگ، شرمنده مزاحم شدم،
‫ولی خانم کالینز حرف منو گوش نداد...

16:23.083 --> 16:24.333
‫گوشا، عزیزم

16:24.416 --> 16:26.833
‫- تگ!
‫- اینید، حالت چطوره؟

16:26.916 --> 16:29.000
‫- سواره‌نظام رو آوردم
‫- سلام

16:29.083 --> 16:31.541
‫آره، مشخصه.
‫منتظرت بودیم

16:31.625 --> 16:32.625
‫گریر من کجاست؟

16:33.291 --> 16:36.083
‫تو شهر یه چند تا کار داشت

16:37.041 --> 16:39.958
‫چند تا کار تو شهر.
‫چند تا کار تو شهر

16:40.041 --> 16:41.375
‫«نویسنده، گریسون وینبری

16:41.458 --> 16:43.541
‫مظنون پرونده قتل مریت موناکو

16:43.625 --> 16:44.833
‫عجیب‌تر از قصه‌های خیالی»

16:44.916 --> 16:47.083
‫- خدایا، این نسخه رو کی می‌نویسه؟
‫- حقیقت داره؟

16:47.166 --> 16:48.583
‫فقط دارن باهاش حرف می‌زنن

16:48.666 --> 16:51.458
‫امروز اول صبح اومدن بردنش

16:51.541 --> 16:55.333
‫کامپیوتر و لپتاپش رو بردن.
‫کاملا حمله کردن

16:55.416 --> 16:59.125
‫اینجا شهر کوچیکیه و رئیس پلیسش
‫می‌خواد یه اسمی در کنه

16:59.208 --> 17:02.125
‫واقعا تمامش مضحکه

17:02.208 --> 17:04.111
‫قطعا اگه از قبل خبر داشتیم

17:04.123 --> 17:06.250
‫بهت زنگ می‌زدیم

17:06.333 --> 17:07.666
‫حتما همینطوره

17:08.500 --> 17:10.625
‫فقط باید از همینجایی که هستیم شروع کنیم

17:10.708 --> 17:12.017
‫- شروع کنیم
‫- بله

17:12.041 --> 17:12.958
‫جواب اشتباهی وجود نداره

17:13.041 --> 17:16.041
‫حس شیشمت میگه از کجا شروع کنیم؟

17:16.125 --> 17:18.145
‫می‌دونی، راستش بنظرم می‌تونیم
‫به این قضیه

17:18.157 --> 17:20.291
‫مظنون قتل بودن رو به نفعمون برگردونیم.
‫الان مده

17:20.375 --> 17:23.021
‫ما بیشتر نگرانِ...

17:23.033 --> 17:25.625
‫افشاهای دیروزت هستیم

17:25.708 --> 17:27.125
‫افشا؟

17:28.708 --> 17:29.708
‫مگه چی گفتم؟

17:30.375 --> 17:32.750
‫مثلا اینکه تو و گریر تریسام می‌زنین

17:32.833 --> 17:36.666
‫- اوه، خب...
‫- ما شما رو بعنوان زوج بی‌نقص معرفی کردیم

17:37.250 --> 17:39.833
‫که البته برای خواننده‌های تک‌پارتنر
‫دگرجنس‌گرا خیلی جذابه

17:39.916 --> 17:43.500
‫ولی سه‌نفره‌ی بی‌نقص نه،
‫اون برای خواننده‌های برَد جذابه

17:43.583 --> 17:44.583
‫ممنون

17:46.541 --> 17:47.541
‫سه‌نفره؟

17:48.375 --> 17:49.375
‫آره

17:52.041 --> 17:55.708
‫می‌بینی چقدر خسته بنظر میاد؟
‫تگ، یکم استراحت کن

17:55.791 --> 17:57.083
‫هوم

17:59.750 --> 18:00.875
‫آره

18:02.208 --> 18:03.208
‫شرمنده مزاحم شدم

18:03.291 --> 18:05.083
‫نشدم. از بچه‌هام بعد از اردوی کلاسی

18:05.095 --> 18:07.208
‫سوال می‌پرسم از این واضح‌تر جواب میدن

18:07.291 --> 18:09.791
‫مأمورها این بابا رو از هواپیما کشیدن بیرون

18:09.875 --> 18:11.875
‫اینجا رو باش. آقای گراهام

18:13.291 --> 18:14.291
‫خوش اومدید

18:14.833 --> 18:17.833
‫نمی‌دونم بهتون چی گفته،
‫ولی من کاری نکردم

18:17.916 --> 18:20.333
‫کارل، میشه لطفا یه صندلی برای آقای گراهام بیاری؟

18:20.416 --> 18:21.583
‫حتما

18:21.666 --> 18:26.166
‫می‌تونی بذاریش همینجا
‫کنار خانم وینبری

18:29.125 --> 18:30.208
‫لطفا، بفرما بشین

18:31.000 --> 18:32.000
‫بفرمایید

18:32.666 --> 18:33.666
‫ممنون

18:34.291 --> 18:35.458
‫ممنون کارل. دیگه کاری نیست

18:41.958 --> 18:45.583
‫واقعا کنجکاوم که بدونم...

18:47.666 --> 18:49.250
‫شما همدیگه رو از کجا می‌شناسین

18:51.083 --> 18:52.083
‫نمی‌شناسیم

18:53.166 --> 18:54.291
‫مگه نه؟

18:55.041 --> 19:01.958
‫پس چرا خانم وینبری گفته
‫شوتر دیوال براتون سیصد هزار دلار واریز کنه؟

19:04.875 --> 19:07.333
‫خب، اون هدیه بود

19:08.916 --> 19:11.916
‫خب چرا کسی باید سیصد هزار دلار
‫بهت هدیه بده؟

19:13.958 --> 19:16.125
‫چون خیلی مودبانه درخواست کردم

19:18.166 --> 19:20.000
‫دیگه نمی‌دونی داری چی میگی برادریک

19:20.083 --> 19:22.083
‫عه اینجا رو. پس همدیگه رو می‌شناسیم

19:23.041 --> 19:24.916
‫می‌خوام یه چیزی رو روشن کنم

19:25.666 --> 19:26.791
‫من از کسی باج نگرفتم

19:26.875 --> 19:28.333
‫- باشه
‫- آخیش

19:28.416 --> 19:29.882
‫خیلی خوشحالم اینو بلند گفتی

19:29.894 --> 19:31.216
‫ممنون که روشنمون کردی

19:31.250 --> 19:34.375
‫- الان می‌نویسمش
‫- نوشتی؟ آره، بنویس

19:34.458 --> 19:37.333
‫«از کسی باج نگرفته»

19:38.791 --> 19:40.125
‫- فهمیدم
‫- خوب شد گفتی

19:40.916 --> 19:43.416
‫- دارن اسکلت می‌کنن
‫- نه بابا؟

19:46.791 --> 19:50.041
‫همه تحت استرس خیلی زیادی بودیم

19:50.125 --> 19:53.625
‫بخاطر اون... حادثه

19:53.708 --> 19:55.458
‫و تعویق عروسی

19:55.541 --> 19:58.833
‫و بخاطر همین فشار...

19:58.916 --> 20:02.177
‫من تسلیم ضعف همیشگی انسان شدم

20:02.189 --> 20:05.750
‫یعنی مشکل با الکل

20:05.833 --> 20:06.666
‫و گل

20:06.750 --> 20:09.458
‫- نه. اون...
‫- همون ساده نگهش می‌داریم

20:09.541 --> 20:10.750
‫الکل

20:10.833 --> 20:11.958
‫و؟

20:12.041 --> 20:13.208
‫و عاشق خانواده‌ام هستم

20:13.291 --> 20:16.583
‫عاشق خانواده‌ام هستم.
‫عاشق زنمم. عاشق زندگی مشترکمونم

20:16.666 --> 20:19.416
‫بخاطر همین،
‫تصمیم بسیار دشواری گرفتم

20:19.500 --> 20:23.083
‫و می‌خوام چند هفته آینده رو
‫به تعمق و التیام خودم

20:23.166 --> 20:24.333
‫در مرکز پرامیسسِ مالیبو بپردازم

20:24.416 --> 20:27.541
‫نه. ملموس نیست. نیو اِرا خوبه

20:27.625 --> 20:29.265
‫- اونی که تو نیو هیون‌ـه؟
‫- آره

20:29.291 --> 20:30.791
‫نه، فکرشم نکن. گوهدونیه

20:30.875 --> 20:33.791
‫- میگن خوبه که
‫- نه، نه، نه. توماس؟

20:33.875 --> 20:36.666
‫گوهدونیه. من رفتم.
‫آدمای بدی‌ان

20:36.750 --> 20:38.750
‫- مرکز ترکه خب
‫- آره

20:38.833 --> 20:40.076
‫میشه بهشون بگم میرم نیو هیون

20:40.088 --> 20:41.500
‫ولی برم اونی که تو مالیبوـه؟

20:41.583 --> 20:43.166
‫- نه
‫- باشه

20:45.875 --> 20:47.848
‫پس، بنظرم بهتره بدون مشروبی

20:47.860 --> 20:49.625
‫که تو دستته امتحان کنی

20:49.708 --> 20:51.625
‫- فکر خوبیه
‫- فکر خیلی خوبیه

20:51.708 --> 20:54.583
‫نمی‌خواستم واقعا مشروب به دست
‫برم جلوی...

20:54.666 --> 20:57.041
‫- نه، می‌دونم. ولی باز کمک می‌کنه
‫- خیلی‌خب

20:58.416 --> 20:59.916
‫نقد سازنده بود

21:00.000 --> 21:03.416
‫همه تحت استرس عاطفی چشمگیری بودیم

21:03.500 --> 21:04.791
‫بخاطر اون حادثه

21:04.875 --> 21:06.125
‫بخاطر همین فشار

21:06.208 --> 21:12.208
‫من تسلیم ضعف همیشه انسان
‫یعنی اعتیاد به الکل شدم

21:12.291 --> 21:15.208
‫و بخاطر اون،
‫این تصمیم بسیار دشوار رو گرفتم

21:15.291 --> 21:19.166
‫که چند هفته آینده رو به تعمق و التیام خودم

21:20.458 --> 21:22.666
‫در مرکز نیو ارا در نیو هیون بپردازم

21:23.666 --> 21:25.833
‫- چند بار می‌خواد اینو...
‫- سخته. خیلی سخته

21:25.916 --> 21:27.375
‫عالیه. واقعا خوبه

21:29.041 --> 21:30.041
‫هورا!

21:35.416 --> 21:36.416
‫صحیح

21:41.833 --> 21:43.291
‫می‌دونی من چی رو می‌خوام بدونم؟

21:44.500 --> 21:47.000
‫این چه آتویی از تو داره خانم وینبری؟

21:47.083 --> 21:49.500
‫می‌دونه که تو مریت موناکو رو کشتی

21:49.583 --> 21:51.000
‫یا اصلا به خودش پول دادی که انجامش بده؟

21:54.625 --> 21:56.833
‫- دختره رو تو کشتی؟
‫- خفه شو

21:56.916 --> 21:59.166
‫نه، لطفا خفه نشو، ادامه بده

21:59.958 --> 22:00.958
‫آره

22:02.166 --> 22:04.250
‫اینجوری من مصونیت می‌گیرم؟

22:07.000 --> 22:08.208
‫ها؟

22:08.291 --> 22:09.708
‫مصونیت نیاز داری؟

22:14.083 --> 22:15.083
‫دارم؟

22:15.958 --> 22:16.833
‫هی، رئیس

22:16.916 --> 22:19.500
‫- شوتر دیوال و وکیلش اومدن
‫- خیلی‌خب

22:19.583 --> 22:20.750
‫پای اونو به این ماجرا باز نکن

22:20.875 --> 22:22.555
‫- هیچ ربطی به اون نداره
‫- مرسی

22:22.625 --> 22:23.875
‫واقعا میگم. ولش کنین بره

22:23.958 --> 22:26.291
‫یه نفر باید بگه اون واسه چی بوده

22:26.375 --> 22:28.875
‫اون نمی‌دونه واسه چی بوده.
‫قرض بود

22:28.958 --> 22:33.041
‫باید یه بدهی تخمی رو صاف می‌کردم!
‫یه بدهی سیصدهزار دلاری!

22:33.125 --> 22:36.625
‫چون این کسخل داداش منه

22:36.708 --> 22:38.125
‫اعتیاد به قمار داره

22:38.208 --> 22:42.208
‫من سالهاست دارم بدهیش رو میدم.
‫دلیلش اینه

22:42.291 --> 22:44.458
‫به همین سادگی. بفرمایید

22:48.958 --> 22:50.125
‫این برادرته؟

22:52.000 --> 22:54.708
‫چیه؟ شباهتمون رو نمی‌بینی؟

23:07.958 --> 23:09.833
‫خیلی‌خب، پس...

23:12.125 --> 23:15.791
‫ارتباطت با این گنگ ترک چیه؟

23:15.875 --> 23:18.041
‫- خدا می‌دونه
‫- کارهاشون رو می‌کنم

23:18.125 --> 23:20.541
‫چیه؟ نوکرشونی؟
‫براشون قهوه و اینا می‌بری؟

23:20.625 --> 23:22.333
‫- من نوکر کسی نیستم
‫- جدی؟

23:22.416 --> 23:23.416
‫کارهای دیگه می‌کنم

23:23.500 --> 23:26.041
‫- اوه، لطفا، نه، بگو بهمون
‫- خیلی‌خب

23:26.125 --> 23:29.958
‫خب، گنگ که نیست.
‫می‌دونین، فی نفسه گنگ نیست

23:30.041 --> 23:32.458
‫به هر دلیلی، سیصد هزار دلار بهشون بدهکار بود

23:32.541 --> 23:35.916
‫الان پرداخت شده،
‫پس ایشالا الان قدردان هست

23:36.458 --> 23:40.583
‫و با وجود این ملاقات کوچولو،
‫دیگه پول بی پول

23:40.666 --> 23:42.916
‫آره. دست شما درد نکنه

23:43.583 --> 23:46.083
‫خب، اگه گنگ نیست پس چیه؟

23:48.208 --> 23:52.208
‫مثل یه گروهه، خب؟
‫مثل یه سازمان

23:52.291 --> 23:54.208
‫سازمان تبه‌کارها؟

23:54.291 --> 23:57.166
‫خب تو... تو به گروهِ...

23:58.125 --> 24:01.208
‫سازمان‌دهی‌شده‌ی کسایی که
‫جرم می‌کنن چی میگی؟

24:05.416 --> 24:06.833
‫من حرفی ندارم

24:08.166 --> 24:10.708
‫- چی گفتی؟
‫- من حرفی ندارم

24:11.666 --> 24:12.708
‫چه عجب

24:15.208 --> 24:16.291
‫خیلی‌خب. عه...

24:17.625 --> 24:19.750
‫گمونم دیگه موضوع حل شد

24:20.791 --> 24:23.031
‫- بلیت هواپیمای من کجاست؟
‫- ببین

24:23.875 --> 24:26.166
‫همین که با دستبند از اینجا
‫بیرون نمیری خداتو شکر کن

24:26.250 --> 24:27.416
‫خانم وینبری

24:28.333 --> 24:30.541
‫شما می‌تونین برین

24:30.625 --> 24:31.958
‫- ممنون
‫- من چی؟

24:32.041 --> 24:34.916
‫- می‌خواین اینم با خودم ببرم؟
‫- بله لطفا

24:40.166 --> 24:41.833
‫- ممنون که تشریف آوردید
‫- ممنون

24:44.291 --> 24:46.583
‫ای تف!

24:50.166 --> 24:52.625
‫- اصلا انتظارش رو نداشتم
‫- منم نداشتم

24:52.708 --> 24:54.958
‫- برگشتیم سر خونه اول
‫- گندش بزنن!

24:57.625 --> 25:02.083
‫- من میرم با شوتر دیوال حرف بزنم
‫- باشه. باشه

25:04.708 --> 25:07.958
‫ممنون بابت همکاری‌تون آقای دیوال

25:08.041 --> 25:10.708
‫امیدوارم الان بتونین برین
‫چیزهای بهتر جزیره‌مون

25:10.791 --> 25:12.541
‫رو تجربه کنین

25:12.625 --> 25:14.875
‫ممنون، ولی قبلا هم زیاد اومدم اینجا

25:14.958 --> 25:17.791
‫واقعا؟ راه زیادی بنظر میاد

25:18.500 --> 25:19.500
‫از منهتن؟

25:20.250 --> 25:21.250
‫نه زیاد

25:22.208 --> 25:25.125
‫- روز خوبی داشته باشی کارل
‫- تو هم همینطور

25:31.958 --> 25:35.166
‫الان بیشترین اصطکاک رو این داره

25:35.250 --> 25:37.375
‫که می‌خوام همه‌تون براش آماده باشید

25:37.458 --> 25:39.166
‫اونقدرم بد نیست

25:39.250 --> 25:41.970
‫♪ هیچوقت خدافظی نمی‌کنم ♪
‫♪ هیچوقت دروغ نمیگم ♪

25:42.000 --> 25:44.291
‫- خوب نیست
‫- می‌خوای یکم بشنوی آوازش رو؟

25:47.458 --> 25:48.698
‫- سلام
‫- گریر!

25:48.750 --> 25:50.291
‫- مامان!
‫- ما برگشتیم

25:50.375 --> 25:52.333
‫سلام

25:52.416 --> 25:53.250
‫چیزی نیست

25:53.333 --> 25:56.583
‫ایشون برادریک گراهام‌ـه

25:56.666 --> 25:59.291
‫برادریک، به همه سلام کن

25:59.375 --> 26:00.375
‫عه؟

26:01.291 --> 26:03.625
‫- سلام
‫- همونیه که زنگ زده بود

26:03.708 --> 26:05.083
‫بله

26:06.208 --> 26:07.666
‫این برادرمه

26:11.541 --> 26:13.541
‫اینجا چیکار می‌کنه؟

26:13.625 --> 26:15.500
‫- برادرت؟
‫- یا خدا

26:17.500 --> 26:19.249
‫ببخشید، این یارو داداشته؟

26:19.261 --> 26:21.333
‫نمی‌دونستم برادر داری

26:21.416 --> 26:23.125
‫آره خب چون...

26:23.833 --> 26:25.791
‫هیچوقت بهتون نگفتم

26:25.875 --> 26:27.375
‫البته. چرا باید بگی؟

26:27.458 --> 26:29.958
‫برادریک، اون مونه رو نگاه هم نکن.
‫تقلبیه

26:30.583 --> 26:31.583
‫واقعا؟

26:33.041 --> 26:34.791
‫می‌خواین ما بریم؟

26:34.875 --> 26:36.784
‫بنظر میاد قضیه یه مقدار خانوادگیه...

26:36.796 --> 26:38.333
‫نه، نه، لطفا. اینید

26:38.416 --> 26:39.541
‫من برم بالا؟

26:39.625 --> 26:41.344
‫نه، نه، نه.
‫می‌خوام همه‌تون بمونید

26:41.356 --> 26:43.291
‫میشه لطفا بشینید؟

26:43.375 --> 26:44.750
‫چیکار داری می‌کنی؟

26:44.833 --> 26:46.333
‫براتون نوشیدنی بیارم؟

26:46.416 --> 26:48.041
‫الان نه. شاید بعداً

26:49.541 --> 26:53.583
‫خب، قراره از پلیس‌ها شکایت کنیم؟
‫چون نمیشه که همینجوری...

26:53.666 --> 26:55.083
‫آره. میگن کار تو بوده؟

26:55.166 --> 26:57.166
‫فکر نمی‌کردن من مریت رو کشتم

26:57.250 --> 27:03.000
‫فکر می‌کردن یه آدمکش رو اجیر کردم
‫که مریت رو بکشه

27:07.916 --> 27:08.916
‫که نکردم!

27:09.000 --> 27:10.400
‫- البته
‫- معلومه که نکردی

27:10.458 --> 27:13.250
‫- عزیزم، فقط...
‫- البته که نکردی

27:13.333 --> 27:15.875
‫عزیزم، یه برنامه‌ای داشتیم

27:15.958 --> 27:18.500
‫بری و سینتیا یه بیانیه نوشتن...

27:18.583 --> 27:20.833
‫- هایاسینت و برد
‫- همون بری خوبه

27:21.958 --> 27:24.500
‫یه بیانیه نوشتن که قراره بخونم

27:24.583 --> 27:26.625
‫قراره برم مرکز توانبخشی
‫و همه‌چی درست میشه...

27:26.708 --> 27:28.300
‫میره مرکز ترک، بعدش...

27:28.312 --> 27:30.166
‫روی این قضیه پلیسی تو کار می‌کنیم

27:30.250 --> 27:32.000
‫شهر کوچیک. پلیس تشنه. تموم

27:32.083 --> 27:34.509
‫درست میشه همه‌چی. واقعا...

27:34.521 --> 27:36.958
‫همه‌چی مثل قبل میشه

27:37.041 --> 27:38.083
‫هوم

27:38.166 --> 27:40.958
‫نه، دیگه مثل قبل نمیشه

27:41.041 --> 27:43.708
‫من دیگه مثل قبل نمیشم

27:43.791 --> 27:47.000
‫چون کل زندگیم یه دروغ بوده، نبوده؟

27:47.083 --> 27:49.208
‫من جالب‌تر از این حرفام، مگه نه؟

27:49.291 --> 27:51.166
‫یه اصطلاح بود

27:51.250 --> 27:53.500
‫نه، تهدید بود تگ.
‫الان تهدید کردی

27:53.583 --> 27:55.750
‫پس پسرها، دیگه تعارف رو می‌ذاریم کنار

27:55.833 --> 27:59.541
‫من و پدرتون تو افتتاحیه
‫یه گالری همدیگه رو ندیدیم

27:59.625 --> 28:02.416
‫- تو یه بار همدیگه رو دیدیم
‫- چیکار می‌کنی؟

28:02.500 --> 28:05.041
‫چیکار می‌کنم؟
‫دارم دندون خراب رو می‌کَنم

28:05.125 --> 28:07.583
‫خب، من و تام هم تو بار آشنا شدیم

28:07.666 --> 28:10.083
‫من تو بار کار می‌کردم

28:10.166 --> 28:11.909
‫بعضی وقتا تو یه هتل کار می‌کردم

28:11.921 --> 28:14.000
‫مطمئنی می‌خوای این داستان رو جلوی...

28:14.083 --> 28:16.708
‫- آره. می‌خوام بگمش
‫- تو محل مادرتون

28:16.791 --> 28:18.875
‫فرصت‌های زیادی وجود نداشت

28:18.958 --> 28:20.625
‫برای همین باید کار می‌کرد

28:20.708 --> 28:23.708
‫خیلی سخت کار کرد که
‫خودش رو تأمین کنه

28:23.791 --> 28:26.123
‫که کل خانواده‌ام رو تأمین کنم،

28:26.135 --> 28:29.083
‫همیشه مجبور بودم این کارو بکنم.
‫هنوزم همینه

28:29.166 --> 28:32.791
‫ولی بگذریم، برگردیم سر اصل مطلب،
‫من اسکورت جنسی بودم

28:32.875 --> 28:36.708
‫- یه اسکورت سطح بالا...
‫- در ازای پول با مردها سکس می‌کردم

28:36.791 --> 28:38.827
‫برادرم مشتری‌ها رو سازمان‌دهی می‌کرد

28:38.839 --> 28:41.000
‫و پدرتون یکی از اون مردها بود

28:41.083 --> 28:44.083
‫- چندش
‫- وای خدا

28:51.125 --> 28:52.250
‫البته من پول ندادم

28:53.458 --> 28:56.166
‫- بیخیال تگ
‫- خب، دفعه اول، در واقع...

28:56.250 --> 28:57.750
‫- آره. پول داد؟
‫- پول داد

28:57.833 --> 28:59.916
‫- بله. پول دادی. سه بار
‫- پول دادی رفیق

29:00.000 --> 29:01.000
‫سه بار

29:01.083 --> 29:04.083
‫خیلی‌خب؟ و حالا من پول همه‌چی رو میدم

29:04.166 --> 29:06.766
‫- چه گوهی می‌خوری؟
‫- چه اهمیتی داره؟ چون...

29:06.791 --> 29:09.375
‫- این خونه منه!
‫- نه، خودم می‌خوام فیلم بگیرن

29:09.458 --> 29:11.248
‫لطفا، پیامک بده، بنویس

29:11.260 --> 29:13.208
‫هر کاری می‌خوای بکن،
‫چون دیگه اینجوری زندگی نمی‌کنم

29:13.291 --> 29:16.208
‫دیگه نمی‌خوام با ترس از افشا زندگی کنم.
‫می‌فهمی؟

29:16.291 --> 29:18.192
‫دیگه با این گندکاری‌هات زندگی نمی‌کنم

29:18.204 --> 29:20.166
‫دیگه بسه هر چی گندهات رو جمع کردم

29:20.250 --> 29:23.583
‫دیگه بسه هر چی غد بودن
‫و کسشرهات رو تحمل کردم. دیگه بسمه

29:23.666 --> 29:25.083
‫می‌شنوی؟ بسمه

29:25.166 --> 29:30.958
‫دیگه نمی‌خوام همه‌چی رو برای همه درست کنم!

29:31.708 --> 29:32.916
‫دیگه بسمه!

29:33.916 --> 29:38.291
‫دیگه بسمه با دروغ زندگی کردن.
‫پس، این از این

29:41.333 --> 29:42.583
‫حالم بهتر شد

29:50.875 --> 29:54.875
‫و هر سوالی که شما پسرها تو ذهنتون هست
‫رو جواب میدم

29:54.958 --> 29:57.208
‫تو آشپزخونه موقع خوردن یه فنجون چای

30:00.541 --> 30:02.458
‫این قضیه یه کتاب هم توش هست

30:02.541 --> 30:05.625
‫مدتیه دارم روش کار می‌کنم،
‫و قراره فوق‌العاده باشه

30:07.875 --> 30:10.416
‫معلومه که کتابش هم می‌‌نویسه.
‫همیشه پای کتاب وسطه

30:10.500 --> 30:12.375
‫- پشمام!
‫- خیلی‌خب

30:14.083 --> 30:15.375
‫میشه گوشیم رو پس بدین؟

30:16.625 --> 30:18.291
‫باید باهات حرف بزنم

30:20.041 --> 30:21.250
‫چیه؟

30:21.333 --> 30:23.625
‫ببخشید. چیزی درباره خوراکی گفتین؟

30:31.750 --> 30:33.750
‫باید یه لحظه باهات حرف بزنم، خب؟

30:33.833 --> 30:34.833
‫باشه

30:36.833 --> 30:38.633
‫خب، همین امروز مامانت بهم گفت

30:38.645 --> 30:40.750
‫که با خودش سه تا قرص آورده اینجا

30:41.958 --> 30:42.958
‫چه قرصی؟

30:44.416 --> 30:45.416
‫برای...

30:46.083 --> 30:47.375
‫برای اُتانازی‌ـه.
‫(مرگ آسان)

30:48.625 --> 30:51.458
‫- بابا، یعنی چی؟
‫- می‌دونم. می‌دونم

30:52.125 --> 30:53.875
‫نه، باور کن، می‌فهمم

30:55.291 --> 30:57.250
‫عزیزم، گوش کن بهم، خب؟

30:57.833 --> 30:59.333
‫یکی از قرص‌ها گم شده

31:00.333 --> 31:03.583
‫مامان همه‌جا رو گشت و گفت
‫نتونسته پیداش کنه

31:06.875 --> 31:08.625
‫فقط چیزی که به من گفتی رو بهشون بگو

31:10.958 --> 31:14.090
‫عه... من تا امروز نمی‌دونستم

31:14.102 --> 31:17.875
‫که مریت باربیتورات مصرف کرده بوده

31:17.958 --> 31:22.583
‫سه تا قرص رو توی کیف لوازم بهداشتیم
‫با خودم آوردم...

31:22.666 --> 31:26.708
‫یه جورایی برای خیالی راحتم
‫آوردمش که اگه...

31:28.208 --> 31:29.666
‫حالم سریع بد شد، این باشه

31:29.750 --> 31:31.958
‫خیلی هم مراقب قرص‌ها بوده سرکار

31:32.041 --> 31:34.666
‫از داروهای دیگه جدا نگهش می‌داشته

31:34.750 --> 31:36.666
‫تو این کیسه‌ی کوچولو گذاشته بودمش

31:36.750 --> 31:38.590
‫و سه تا هم بود

31:38.625 --> 31:40.041
‫ولی وقتی چکشون کردم...

31:43.250 --> 31:44.416
‫فقط دو تا مونده بود

31:45.708 --> 31:48.541
‫دیگه چه کسی به داروهاتون دسترسی داشت؟

31:48.625 --> 31:50.500
‫- هیچکس
‫- هر کسی

31:50.583 --> 31:52.250
‫هر کسی که تو خونه بود

31:52.333 --> 31:53.458
‫هر کسی؟

31:57.375 --> 31:58.375
‫چیه؟

31:58.958 --> 31:59.958
‫رولت

32:01.791 --> 32:02.916
‫رولت نسخه؟

32:03.958 --> 32:05.666
‫رولت؟ چی هست؟

32:05.750 --> 32:08.916
‫- برادرش، توماس...
‫- برادرم توماس...

32:09.000 --> 32:11.375
‫- قرص می‌دزده
‫- عادتشه که قرص بدزده

32:11.458 --> 32:14.166
‫این قرص‌ها دقیقا چی هستن خانم سَکس؟

32:16.791 --> 32:18.208
‫پنتوباربیتال هستن

32:19.250 --> 32:20.916
‫ولی یه دونه باعث مرگش نمیشد

32:21.500 --> 32:23.083
‫ولی بی‌هوشش می‌کرد

32:23.166 --> 32:25.000
‫این قرص‌ها رو از کجا آوردین؟

32:29.375 --> 32:32.250
‫یه جوونی تو گروه پشتیبانی سرطانم
‫برام گرفتشون

32:32.875 --> 32:34.250
‫سه تاشون رو یه جا بخوری...

32:40.458 --> 32:42.125
‫- که اینطور
‫- باشه، ممنون

32:42.208 --> 32:44.750
‫- بله، خیلی ممنون بابت وقتتون
‫- خیلی متشکرم

32:49.291 --> 32:52.333
‫چیزی نیست مامان. تقصیر تو نیست

32:54.083 --> 32:55.083
‫تقصیر تو نیست

32:56.791 --> 32:57.958
‫مرتیکه لاشی

32:59.125 --> 33:00.679
‫از مادر در حال مرگ من قرص می‌دزدی

33:00.691 --> 33:02.958
‫بعد میدیش به دوست صمیمیم

33:03.041 --> 33:04.750
‫- و اونم میفته می‌میره؟
‫- چی؟

33:04.833 --> 33:07.708
‫هیچ می‌دونی چه کثافت بزرگی هستی؟

33:07.791 --> 33:09.375
‫- چیکار کرده؟
‫- منو نزن

33:09.458 --> 33:11.534
‫دارم درباره رولت نسخه حرف می‌زنم

33:11.546 --> 33:13.583
‫مرتیکه قرصیِ کسکش!

33:13.666 --> 33:15.250
‫- کافیه
‫- خیلی‌خب، هی!

33:15.333 --> 33:16.842
‫توماس، می‌خوایم باهات حرف بزنیم

33:16.854 --> 33:18.416
‫چطوره باهامون بیای اداره؟

33:18.500 --> 33:19.833
‫البته. با کمال میل. بریم

33:19.916 --> 33:22.208
‫فقط این روانی کسخل رو ازم دور کنین

33:25.333 --> 33:26.750
‫- حالت خوبه؟
‫- آره حواسم هست

33:28.333 --> 33:31.041
‫- چیکار کرده؟
‫- شوهرت یه لاشی تمام عیاره

33:40.875 --> 33:43.125
‫حالت چطوره؟

33:44.333 --> 33:46.166
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونم ببینمش

33:49.916 --> 33:51.666
‫دیگه نمی‌تونم باهاش حرف بزنم

33:56.083 --> 33:58.250
‫دیگه نمی‌تونم بهش بگم
‫چه پفیوزی‌ام

33:58.333 --> 34:03.333
‫هی، هی، روی خودت عیب نذار

34:06.125 --> 34:08.364
‫همش بی‌اختیار فکر می‌کنم

34:08.376 --> 34:11.208
‫که این قضایا یه جوری تقصیر منه

34:13.583 --> 34:17.000
‫می‌دونی، من می‌دونستم مامانت
‫چقدر مریضه

34:17.750 --> 34:21.666
‫می‌دونستم چقدر نامطمئن هستی،
‫ولی بازم ازت خواستگاری کردم

34:26.083 --> 34:28.958
‫بعدشم، بعد از قضیه تو و...

34:30.791 --> 34:35.875
‫واقعا می‌خواستم برچسب
‫«زنی که بهم دروغ گفت» رو بهت بزنم

34:37.750 --> 34:41.000
‫ولی حقیقت اینه که تو خیلی صفات خوب هم داری

34:42.333 --> 34:45.166
‫می‌دونی، تو «زنی بودی که الهام‌بخشم بود»

34:45.833 --> 34:48.750
‫«زنی که اونقدر من رو خندوند
‫که آبجوم پرید تو گلوم»

34:50.750 --> 34:51.916
‫«زنی که حقیقتا...

34:54.041 --> 34:55.833
‫خیلی دوستش داشتم»

35:02.291 --> 35:04.558
‫تو... احتمالا اینو نمی‌خوای

35:04.570 --> 35:07.166
‫مگه نه؟
‫بذاریمش همینجا بمونه

35:10.375 --> 35:11.375
‫باشه

35:14.958 --> 35:16.458
‫دیگه تنهات می‌ذارم ادامه بدی

36:05.125 --> 36:06.250
‫اوه!

36:11.083 --> 36:12.083
‫ایول

36:16.291 --> 36:18.250
‫بله، قرصش رو من برداشتم

36:18.333 --> 36:21.041
‫از همه قرص کش میرم.
‫الان این جرمه؟

36:21.125 --> 36:22.291
‫بله!

36:23.083 --> 36:26.125
‫آهان

36:28.958 --> 36:30.750
‫خب، باهاش کاری نکردم بهرحال

36:30.833 --> 36:32.875
‫خب شاید مریت کاری کرده
‫بعد از اینکه بهش دادیش

36:32.958 --> 36:36.000
‫چرا باید بدمش به مریت؟
‫فکر کرده بودم اکسی‌کدون‌ـه

36:38.250 --> 36:39.791
‫برای خودم نگهش داشتم

36:39.875 --> 36:42.125
‫خیلی‌خب، پس چیکارش کردی؟
‫کجا گذاشتیش؟

36:42.208 --> 36:43.208
‫نمی‌دونم

36:45.958 --> 36:50.375
‫ببین، اون تو ملک والدین تو مرده

36:50.458 --> 36:54.208
‫و اگه بتونیم ثابت کنیم که پنتوباربیتال
‫بخاطر سهل‌انگاری تو

36:54.291 --> 36:55.791
‫وارد خونش شده

36:55.875 --> 36:59.708
‫نه‌تنها خودت باید پاسخگو باشی،
‫بلکه احتمالا پدر و مادرت هم همینطور

36:59.791 --> 37:02.750
‫و خیلی بعید می‌دونم
‫کسی شاکی خصوصی نشه

37:02.833 --> 37:04.647
‫بخصوص اگه بستگانی داشته باشه

37:04.659 --> 37:06.333
‫که پول نیاز داشته باشه

37:06.416 --> 37:10.833
‫باورت نمیشه مردم چقدر یهویی ناراحت میشن

37:11.458 --> 37:15.291
‫از اینکه یه فامیل یا خواهرزاده‌ای
‫رو از دست دادن

37:15.375 --> 37:17.750
‫وقتی بفهمن دو میلیون می‌ارزه

37:19.625 --> 37:20.625
‫هوم

37:24.083 --> 37:25.083
‫ایزابل

37:26.583 --> 37:28.625
‫- چیه؟
‫- وای سگ توش

37:29.916 --> 37:30.916
‫چیه؟

37:31.541 --> 37:34.375
‫- ایزابل چی؟
‫- کیر توش

37:34.458 --> 37:36.708
‫آره، همش تقصیر منه بچه‌ها

37:37.708 --> 37:41.833
‫خب، بابای من مریت رو یه کوچولو...

37:42.833 --> 37:43.666
‫حامله کرد

37:43.750 --> 37:46.958
‫و اونم می‌خواست بچه رو نگه داره. خب؟

37:47.041 --> 37:49.548
‫برای همین من کاری رو کردم

37:49.560 --> 37:52.708
‫که هر پسر خوبی انجام می‌داد
‫و سعی کردم ببینم

37:54.458 --> 37:57.000
‫می‌تونم مشکل رو برطرف کنم یا نه

38:00.083 --> 38:02.500
‫برای همین... این کارو کردم

38:07.875 --> 38:09.291
‫تفنگ پدربزرگم رو برداشتم

38:09.375 --> 38:10.416
‫چی؟

38:10.500 --> 38:13.166
‫و بعدش مریت رو توی ساحل پیدا کردم

38:13.250 --> 38:14.250
‫فقط گوش بده

38:15.666 --> 38:16.666
‫وای خدا

38:19.125 --> 38:23.041
‫خلاصه، می‌خواستم یه کوچولو بترسونمش

38:23.125 --> 38:26.250
‫بهش بگم «هی، بندازش بره»

38:27.958 --> 38:28.958
‫ولی بعد...

38:30.125 --> 38:31.416
‫دلم سوخت

38:32.833 --> 38:34.166
‫- توماس؟
‫- یا خدا

38:35.291 --> 38:37.375
‫زده به سرت؟

38:38.125 --> 38:39.833
‫تفنگ تو دستته

38:39.916 --> 38:44.208
‫اون همه‌چی رو بگا میده

38:45.041 --> 38:47.833
‫فقط یه دختر احمق عاشقه

38:47.916 --> 38:49.208
‫- هوم
‫- طفلکی

38:49.791 --> 38:52.166
‫براش پایان خوبی نداره

38:53.583 --> 38:55.375
‫اینش قطعیه

38:57.166 --> 39:00.125
‫فقط تصمیم گرفتم که برم خونه و بخوابم

39:04.125 --> 39:06.041
‫باور کنین کار اون بوده

39:06.958 --> 39:08.500
‫همیشه سرش تو جاساز منه

39:08.583 --> 39:10.500
‫و تازه هم با مریت نوشیدنی خورده بود

39:10.583 --> 39:13.916
‫آره، ولی ایزابل چرا باید بخواد
‫مریت رو بکشه؟

39:14.000 --> 39:15.000
‫پول

39:16.083 --> 39:17.666
‫پول دیگه، معلومه

39:17.750 --> 39:18.791
‫عه...

39:18.875 --> 39:23.000
‫ببین، من بهش دو...
‫دو و نیم میلیون بدهکارم

39:23.583 --> 39:26.377
‫اونم می‌دونه که من سپرده‌ی تراستم

39:26.389 --> 39:29.416
‫رو وقتی می‌گیرم که کوچکترین فرزند
‫هیجده سالش بشه

39:29.500 --> 39:30.541
‫که میشه ویل

39:30.625 --> 39:33.958
‫حالا اگه بابام و مریت بچه‌دار می‌شدن

39:35.125 --> 39:37.541
‫سپرده تراست اتومات ریست میشه

39:38.250 --> 39:42.125
‫و هیچکس تا هیجده سال دیگه
‫دستش به پول نمی‌رسه

39:42.875 --> 39:45.625
‫تازه، به جای سه تایی،
‫باید چهار تایی تقسیمش کنیم

39:45.708 --> 39:47.625
‫پس خودت حساب کن نابغه

39:50.250 --> 39:52.333
‫دو و نیم میلیون دلار

39:53.833 --> 39:55.041
‫منم شاید واسش آدم بکشم

40:00.750 --> 40:04.000
‫هر موقع وقت داشتین این گوشی من
‫و یه کوکا برام بیارین

40:12.000 --> 40:14.583
‫شماها کودنین؟

40:16.625 --> 40:18.666
‫مدرکتون اینه؟

40:19.958 --> 40:22.458
‫مثل یه مجرم من رو می‌کشین اینجا

40:22.541 --> 40:26.875
‫چون با شرابم یه آلپرازولام خوردم؟

40:32.333 --> 40:35.125
‫شما گوشه گوشه‌ی قضیه رو بو می‌کشین

40:37.791 --> 40:39.791
‫جز گوشه درست رو

40:40.375 --> 40:45.916
‫ماها هم می‌شینیم اینجا
‫و کتاب‌های فرودگاه رو می‌خونیم

40:47.500 --> 40:49.166
‫گوشه درست؟

40:49.250 --> 40:53.500
‫گفتی گوشه گوشه‌ی قضیه رو بو می‌کشیم،
‫جز گوشه‌ی درست

40:55.625 --> 40:57.625
‫من چرا باید برای پول آدم بکشم؟

40:59.333 --> 41:00.333
‫نگام کنین

41:01.875 --> 41:02.875
‫واقعا میگم

41:06.000 --> 41:09.083
‫من به توماس یکم پول دادم

41:09.666 --> 41:12.125
‫پول خیلی زیادی بهش دادم

41:12.208 --> 41:15.552
‫ولی هر کسی که انتظار داره
‫کسی مثل اون

41:15.564 --> 41:19.208
‫پولش رو پس بده، احمقه

41:20.000 --> 41:21.666
‫نه؟ هوم؟

41:22.750 --> 41:26.208
‫زن‌های خوشگل برای پول
‫یا سکس آدم نمی‌کشن

41:26.916 --> 41:29.791
‫این چیزا رو هر وقت که بخوان
‫می‌تونن داشته باشن

41:29.875 --> 41:33.083
‫زن‌ها برای قدرت، برای جایگاه
‫آدم می‌کشن

41:33.166 --> 41:36.125
‫برای اینکه یه مرد رو بشونن سر جاش

41:37.125 --> 41:40.833
‫تو هم داشتی تگ رو می‌نشوندی سر جاش؟

41:41.833 --> 41:42.708
‫من؟

41:42.791 --> 41:45.208
‫وقتی اون مرد من اصلا اونجا نبودم

41:46.500 --> 41:47.791
‫پس کجا بودی؟

41:55.541 --> 41:58.166
‫راننده گفت جفتشون سیا‌ه‌مست بودن

41:58.250 --> 42:00.291
‫و از منزل وینبری برشون داشته؟

42:00.375 --> 42:01.375
‫آره

42:01.916 --> 42:04.083
‫تا سند دالر بردتشون

42:06.625 --> 42:08.125
‫انگار نمی‌تونستن صبر کنن

42:23.250 --> 42:27.375
‫هی، میشه مصاحبه این پیشخدمته
‫رو باهام نگاه کنین؟

42:32.583 --> 42:33.583
‫خانم ابی؟

42:34.250 --> 42:37.583
‫من برای اون کار نمی‌کنم،
‫ولی بازم بهم دستور میده

42:38.208 --> 42:41.166
‫دیشب، آقای توماس اصلا
‫تو تختش نخوابید

42:42.291 --> 42:46.875
‫خیلی‌خب. ابی بهم گفت
‫که توماس تو تخت خودش خوابید

42:46.958 --> 42:49.071
‫و الان تأیید کردیم که ایزابل

42:49.083 --> 42:51.208
‫و توماس تو هتل سند دالر بودن

42:51.291 --> 42:53.166
‫بنظر نمیومد داره میره خونه پیش زنش

42:53.250 --> 42:56.166
‫آره، ولی مشخصاً دروغ گفته

42:56.833 --> 43:00.291
‫شاید خجالت‌زده کشیده
‫از اینکه شوهرش بهش خیانت می‌کنه

43:00.375 --> 43:01.375
‫نه

43:02.125 --> 43:03.750
‫نه، بزرگ‌تر از این حرفاست

43:03.833 --> 43:05.458
‫صبر کنین. بازم هست

43:05.541 --> 43:06.625
‫ولی بازم

43:08.000 --> 43:09.541
‫«ملافه‌هام رو بشور گوشا»

43:09.625 --> 43:11.500
‫«پیژامه‌ام رو بشور گوشا»

43:11.583 --> 43:13.625
‫«لیوان آبم رو بشور گوشا»

43:14.458 --> 43:19.583
‫«لیوان آبم رو بشور گوشا.
‫با آب خیلی داغ بشورش گوشا»

43:22.875 --> 43:25.083
‫بهش گفتم لیوان رو شستم

43:28.958 --> 43:30.666
‫ولی نشسته بودم

43:32.791 --> 43:36.125
‫صبح روزی که جسد رو پیدا کردن

43:36.875 --> 43:40.291
‫من تو آشپزخونه داشتم با ابی حرف می‌زدم،
‫داشت یه لیوان می‌شست

43:41.083 --> 43:43.208
‫و خیلی مضطرب بنظر میومد

43:52.875 --> 43:54.833
‫ممکنه همون لیوانی بوده باشه
‫که باربیتورات توش بوده؟

43:57.291 --> 44:00.791
‫انگیزه‌ای که توماس گفت
‫منطقی‌ترین احتماله

44:00.875 --> 44:01.791
‫- پول
‫- پول

44:01.875 --> 44:04.166
‫چون در مورد این آدم‌ها
‫قضیه همیشه پوله

44:04.250 --> 44:05.083
‫درسته

44:05.166 --> 44:08.416
‫پس، بخش علوم قانونی
‫چیزی روی لیوان پیدا نمی‌کنه

44:08.500 --> 44:11.958
‫اون ماده‌ی روی ساقه مو چی بود؟
‫پیه؟

44:21.250 --> 44:22.458
‫تو روحتون

44:25.083 --> 44:26.458
‫اصلا این بازداشته؟

44:28.375 --> 44:31.791
‫هی، الان من بازداشت شدم؟

44:31.875 --> 44:34.916
‫من تحت بازداشتم یا می‌تونم
‫برم یه چیزی بخورم؟

44:35.000 --> 44:36.541
‫میشه یکی زنگ بزنه به زنم؟

44:39.250 --> 44:40.416
‫عه...

44:42.083 --> 44:44.359
‫مادرشوهر یکی از خواهرهای انجمن

44:44.371 --> 44:46.541
‫یه کره‌ایِ بانفوذ تو محصولات آرایشیه

44:46.625 --> 44:49.416
‫پوستش فوق‌العاده‌ست

44:49.500 --> 44:51.613
‫بخاطر اینکه اونجا اجازه داری

44:51.625 --> 44:53.750
‫از پوست ختنه‌گاه بچه
‫و جفت گاو استفاده کنی

44:54.416 --> 44:55.583
‫خیلی ناعادلانه‌ست

45:04.625 --> 45:06.458
‫- سلام
‫- سلام!

45:07.500 --> 45:11.375
‫فرایندش دیگه داره تموم میشه،
‫کارای اداری رو داره تموم می‌کنه

45:11.458 --> 45:15.291
‫خوبه. فکر کنم به قدر کافی
‫از بوی خوش‌بوکننده‌ی اینجا لذت بردیم

45:15.375 --> 45:17.875
‫آره. مال من بوی ماست بود

45:17.958 --> 45:19.041
‫وای

45:20.041 --> 45:23.125
‫یه نفر تو پنجاه متری من ماست باز می‌کرد من...

45:27.875 --> 45:29.875
‫عه، خب...

45:32.125 --> 45:36.666
‫می‌دونستی که ایزابل ناله به توماس پول قرض داده؟

45:38.208 --> 45:40.791
‫می‌دونستم که سرمایه‌گذاری‌‌هاش رو مدیریت می‌کنه

45:40.875 --> 45:43.458
‫ولی اگه به این میگه قرض، باشه

45:43.541 --> 45:47.000
‫نه، نه، خود توماس گفت قرض،
‫ولی آره

45:47.583 --> 45:50.250
‫انگار بیشتر از دو میلیون دلار بهش بدهکاره

45:51.125 --> 45:53.500
‫من خیلی وارد مسائل مالی‌مون نمیشم

45:53.583 --> 45:54.583
‫صحیح

45:54.666 --> 45:56.529
‫ازش قرص می‌گیره

45:56.541 --> 45:58.708
‫همیشه تو قرصاش فضولی می‌کنه. خدایا

45:58.791 --> 46:00.333
‫همیشه تو همه‌چی فضولی می‌کنه

46:01.166 --> 46:04.458
‫داروهای تام، ویسکی تگ،
‫زندگی مشترک گریر

46:05.416 --> 46:07.750
‫بنظرت ایزابل با تگ شیطونی داشته؟

46:07.833 --> 46:10.416
‫بنظرم از هر کیری که به دستش برسه
‫استقبال می‌کنه

46:10.500 --> 46:13.666
‫اگه اون کیر از قرار وصل باشه
‫به شوهر یه نفر دیگه...

46:14.708 --> 46:15.791
‫چه حیف

46:15.875 --> 46:16.958
‫عجب. آره

46:17.625 --> 46:18.958
‫آره، خیلی...

46:19.750 --> 46:22.458
‫اصطلاحی که مادرم استفاده می‌کرد
‫«بی‌بندو‌بار»ـه

46:22.541 --> 46:25.791
‫هوم. خب، من به هرزه‌‌نکوهی باور ندارم

46:26.416 --> 46:27.416
‫ولی...

46:28.166 --> 46:29.541
‫عمراً با بند و بار باشه

46:32.291 --> 46:35.666
‫آره، آره.
‫خانوما، شوهراتون رو حبس کنین، نه؟

46:35.750 --> 46:37.916
‫چه خوب که شوهر تو اون شب
‫اومد خونه

46:38.875 --> 46:40.000
‫- توماس؟
‫- آره

46:41.000 --> 46:43.208
‫- سلام عزیزم
‫- اوه! بالاخره اومد

46:44.000 --> 46:45.625
‫آره، آره

46:45.708 --> 46:48.458
‫اون روز گفتی ساعت ده و نیم رفتی بخوابی

46:48.541 --> 46:50.000
‫دو سه بار بیدار شدی

46:50.083 --> 46:52.458
‫و یکی از اون دفعه‌ها
‫دیدی که توماس اومد رو تخت

46:52.541 --> 46:54.916
‫- اوهوم. آره
‫- درسته. خیلی‌خب

46:55.000 --> 46:57.208
‫- خیلی‌خب
‫- خوشحال شدم دیدمت

46:57.291 --> 46:59.708
‫- حاضری؟
‫- آره، گورمون رو از اینجا گم کنیم

46:59.791 --> 47:01.375
‫بوی گند بیکن میده

47:02.125 --> 47:03.291
‫خیلی‌خب

47:03.833 --> 47:06.625
‫کل روز هیچی بهم ندادن بخورم

47:06.708 --> 47:08.250
‫باورت میشه آخه؟

47:17.916 --> 47:21.250
‫اونجا جلوی دو تا پلیس نشسته بودم

47:21.333 --> 47:22.833
‫اونا هم فقط دست و پا می‌زدن

47:22.916 --> 47:25.500
‫مغز نداشتن.
‫هیچ خبری از مغز نبود

47:25.583 --> 47:30.666
‫و خیلی از نظرم واضح بود
‫که کار ایزابل بوده

47:31.500 --> 47:33.875
‫- چون قضیه پول صندوق تراست وسط بود
‫- درسته

47:33.958 --> 47:35.367
‫و تو داره هیجده سالت میشه

47:35.379 --> 47:37.416
‫چی داره میگه؟
‫کار ایزابل بوده؟

47:37.500 --> 47:40.708
‫توماس دل بسته بوده
‫به ترخیص شدن سپرده تراست

47:40.791 --> 47:43.791
‫که بتونه پولی که ایزابل بهش قرض داده
‫رو بهش پس بده

47:44.583 --> 47:48.500
‫ولی این اتفاق وقتی میفته که
‫ویل هیجده سالش بشه

47:48.583 --> 47:50.666
‫که همین چند هفته دیگه‌ست

47:50.750 --> 47:53.166
‫- ویل، تولدت کیه؟
‫- نهم آگوست

47:53.250 --> 47:55.666
‫- آره. خلاصه...
‫- چرا خودش نمی‌دونه؟

47:55.750 --> 47:58.166
‫با شرایط مریت...

47:58.250 --> 48:00.375
‫- چون حامله بود؟
‫- آره

48:01.250 --> 48:03.291
‫این تراست رو عقب مینداخت؟

48:03.375 --> 48:04.833
‫تا هیجده سال

48:04.916 --> 48:08.333
‫و بچه‌‌ش هم میشد کوچیک‌ترین وینبری

48:11.958 --> 48:14.333
‫پس قضیه همش پول بوده

48:18.125 --> 48:20.625
‫ببخشید سرزده مزاحم شدیم خانم وینبری

48:20.708 --> 48:23.833
‫باید ملک رو یه بار دیگه تجسس کنیم

48:23.916 --> 48:25.333
‫ابی استوکس وینبری؟

48:26.083 --> 48:28.958
‫شما به اتهام قتل مریت موناکو بازداشتید

48:29.041 --> 48:31.250
‫- چی؟
‫- حق دارید سکوت کنید

48:31.333 --> 48:33.916
‫- هر حرفی بزنید در دادگاه علیه‌تون...
‫- شوخی می‌کنین

48:34.000 --> 48:35.875
‫- اشتباهی شده
‫- نه، اشتباهی نشده

48:35.958 --> 48:37.020
‫دستات رو بیار پشتت

48:37.032 --> 48:38.878
‫حق دارید با یک وکیل صحبت کنید

48:38.958 --> 48:40.558
‫- آره. زنگ بزن وکیله، تام
‫- برگرد عقب

48:40.583 --> 48:44.291
‫و می‌تونید بگید موقع بازجویی
‫وکیلتون حاضر باشه

48:44.375 --> 48:46.000
‫من نمی‌تونم برم زندان، حامله‌ام!

48:47.333 --> 48:49.083
‫همچین چیزی نداریم

48:49.166 --> 48:51.208
‫اگر توان مالی گرفتن وکیل رو ندارید...

48:51.291 --> 48:53.077
‫قبل از هر گونه بازجویی

48:53.089 --> 48:55.041
‫یک وکیل براتون تعیین میشه.
‫اگر...

48:55.125 --> 48:57.583
‫تام، یه بار تو زندگیت یه گوهی بخور!

48:57.666 --> 49:00.250
‫در هر زمانی می‌تونید تصمیم بگیرید
‫که از این حقوق استفاده کنید

49:00.333 --> 49:03.041
‫و هیچ سوالی رو جواب ندید
‫و به چیزی اظهار نکنید...

49:21.708 --> 49:22.708
‫لعنتی!

49:38.958 --> 49:39.958
‫سلام

49:41.125 --> 49:42.791
‫اوه!

49:42.875 --> 49:45.250
‫- سلام
‫- یکم آبمیوه برات آوردم

49:45.333 --> 49:47.250
‫آخی! مرسی

49:56.541 --> 49:58.333
‫- پام رو بریدم
‫- ای وای

50:06.791 --> 50:10.208
‫- مردها چقدر لاشی‌ان
‫- آره، همینو بگو

50:11.750 --> 50:15.833
‫نمیشه اعتماد کرد که خیانت نمی‌کنن.
‫نمیشه اعتماد کرد که دروغ نگن

50:19.083 --> 50:21.833
‫حتی نمیشه اعتماد کرد
‫که یه کاری رو درست انجام بدن

50:23.291 --> 50:24.291
‫می‌دونی؟

50:27.041 --> 50:28.958
‫راست میگن،
‫اگه می‌خوای یه کاری درست انجام شه

50:29.041 --> 50:30.958
‫باید خودت انجامش بدی

50:35.583 --> 50:38.333
‫شرط می‌بندم یه زن اینو گفته

50:39.333 --> 50:42.583
‫جدیداً قبل از خواب
‫یه شنا تو آب خنک خیلی کمکم می‌کنه

50:44.916 --> 50:45.916
‫پایه‌ای؟

50:47.416 --> 50:48.416
‫آره

50:52.208 --> 50:53.208
‫چرا که نه

52:00.458 --> 52:02.791
‫متوجه حقوق خودتون
‫که توضیح دادم هستین؟

52:02.875 --> 52:03.875
‫نه، نیستم!

52:06.416 --> 52:09.541
‫حق دارید سکوت کنید...

52:09.625 --> 52:11.541
‫حق سکوت دارید

52:12.541 --> 52:15.041
‫هر حرفی که بزنید در دادگاه علیه‌تون استفاده...

52:15.125 --> 52:17.250
‫اوه پشمام!

52:18.916 --> 52:19.916
‫گریر!

52:31.958 --> 52:33.041
‫چه کسشری شد؟

52:34.625 --> 52:37.333
‫خانم وینبری میشه لطفا به سمت راست بچرخید؟

52:40.625 --> 52:41.958
‫و به سمت چپ

52:46.250 --> 52:47.333
‫دوباره جلو

52:52.166 --> 52:54.625
‫- تموم شد؟
‫- بله. می‌تونید برید بیرون

53:13.250 --> 53:14.666
‫می‌دونی چی خنده‌داره؟

53:16.583 --> 53:18.250
‫هیچوقت به ذهنم خطور نکرد

53:18.916 --> 53:20.541
‫حتی یک بار...

53:24.000 --> 53:25.958
‫که ممکنه واقعا من رو ترک کنی

53:45.791 --> 53:46.958
‫تو اینجا بمون

53:48.666 --> 53:51.250
‫من بهرحال می‌خواستم
‫کتاب بعدی رو تو شهر بنویسم

54:00.916 --> 54:02.125
‫می‌ترکونی

54:11.625 --> 54:12.625
‫می‌دونم

54:57.875 --> 54:58.958
‫- خدافظ
‫- خدافظ

55:11.375 --> 55:13.791
‫- توماس کجاست؟
‫- تو خونه فکر کنم

55:16.541 --> 55:17.958
‫اوه!

55:23.666 --> 55:26.500
‫کلویی، یالا، گوشیم رو بده.
‫پسش بده

55:26.583 --> 55:27.583
‫- وایسا
‫- چیه؟

55:27.666 --> 55:29.125
‫یه فیلتر اینستاگرامی خیلی باحاله

55:29.208 --> 55:31.583
‫وای خدا، فیلتر اینستاگرام؟
‫دیوونه شدی؟

55:31.666 --> 55:34.083
‫دقیقا مثل تمام بچه‌های
‫دیگه‌ی نسلمون هستی

55:34.166 --> 55:36.166
‫- وای خدا. تو خیلی خفنی
‫- فقط می‌خوای...

55:36.250 --> 55:37.553
‫اتفاقا خیلی هم خفنم

55:37.565 --> 55:39.250
‫بنظرم بین ما دو تا

55:39.333 --> 55:41.875
‫اگه بخوای تصمیم بگیری،
‫من خفن‌ترم

55:43.375 --> 55:44.458
‫آقای تگ

55:55.916 --> 55:57.875
‫توماس! توماس!

56:04.166 --> 56:06.291
‫- ایزابل، من فرانسوی بلد نیستم عزیزم
‫- آره

56:06.375 --> 56:08.851
‫- ولی اونطور که فکر می‌کنی نیست
‫- بهتره یاد بگیری پس

56:08.875 --> 56:11.291
‫- نه. بزدل!
‫- پشمام!

56:11.375 --> 56:13.416
‫- بخاطر پلیس‌ها بود!
‫- خیلی دروغگویی!

56:13.500 --> 56:15.583
‫- حرف گذاشتن تو دهنم!
‫- خدایا!

56:35.204 --> 56:38.204
‫[لندن، شش ماه بعد]

56:39.375 --> 56:42.166
‫نگاش کن. خوشش اومده

56:43.291 --> 56:44.458
‫آفرین پسرم

56:45.291 --> 56:46.375
‫آفرین الیزابت

56:47.208 --> 56:48.333
‫مرسی

56:48.416 --> 56:49.541
‫اوه

56:50.083 --> 56:52.500
‫نترس. حواسم بهت هست.
‫قول میدم، خب؟

56:52.583 --> 56:53.791
‫باشه

56:53.875 --> 56:57.541
‫حیوون‌ها ترس رو حس می‌کنن،
‫پس باید اعتماد به نفس نشون بدی، خب؟

56:57.625 --> 56:59.125
‫- آره
‫- خب؟

56:59.208 --> 57:01.916
‫نترس. بفرما. آفرین!

57:02.000 --> 57:04.208
‫سخت میشه پیدات کرد

57:08.166 --> 57:09.166
‫سلام

57:10.166 --> 57:11.166
‫سلام

57:15.791 --> 57:17.250
‫ولی انگار نه به اندازه کافی

57:18.916 --> 57:20.208
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

57:20.291 --> 57:21.625
‫اومدم تو رو پیدا کنم

57:22.458 --> 57:24.649
‫تو لندن با ناشرهام جلسه دارم

57:24.661 --> 57:26.916
‫و یه چیزی نوشتم.
‫یه چیز جدید

57:27.958 --> 57:30.541
‫ولی بدون اجازه تو بهشون نمیدمش

57:34.500 --> 57:36.791
‫می‌خوای کتاب جدیدت رو بخونم؟

57:36.875 --> 57:38.458
‫بنظرم عاشقش میشی

57:39.125 --> 57:40.125
‫درباره توئه

57:44.250 --> 57:46.541
‫- درباره من؟
‫- بله

57:50.500 --> 57:52.791
‫وحشت کردی.
‫ولی نیازی نیست

57:58.781 --> 58:01.742
‫[به افتخار دوستانی که نیستند،
‫و شاید دوستانی جدید]

58:01.791 --> 58:02.791
‫عه...

58:04.750 --> 58:06.291
‫ببخشید. فقط...

58:07.750 --> 58:10.166
‫فکر می‌کردم خوشحالی که
‫ازم خلاص شدی

58:10.250 --> 58:14.166
‫اوه! آره. خیلی ازت عصبانی بودم

58:15.583 --> 58:18.958
‫ولی بعد به مسائل فکر کردم
‫و فهمیدم...

58:20.250 --> 58:21.250
‫عه...

58:24.541 --> 58:25.708
‫حسودی می‌کردم

58:27.166 --> 58:29.958
‫بگذریم، همه‌چی رو نوشتم،
‫کاری که هر نویسنده خوبی باید بکنه

58:30.041 --> 58:33.708
‫پس یه دور بخونش،
‫و اگه بدت نیومد بهم زنگ بزن

58:33.791 --> 58:35.375
‫می‌تونیم یه شام با هم بخوریم

58:37.750 --> 58:40.541
‫امیدوارم زنگ بزنی.
‫دوست دارم ببینمت

59:00.583 --> 59:02.583
‫- سفی در چه حاله‌؟
‫- خوبه

59:02.666 --> 59:03.666
‫جدی؟

59:03.750 --> 59:04.583
‫بله

59:04.666 --> 59:06.916
‫- می‌خواین بهش غذا بدین؟
‫- بله!

59:07.000 --> 59:08.000
‫آره، باشه

59:09.831 --> 59:16.171
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

59:17.172 --> 59:27.172
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
