WEBVTT

00:02.027 --> 00:09.027
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:11.681 --> 00:14.361
‫من عاشق اینم که خیلی زود بیام سر کار

00:14.361 --> 00:16.941
‫می‌تونم همه‌ی مطالب امروزِ
‫روزنامه رو یه مرور بکنم،

00:16.941 --> 00:18.601
‫به ایمیل‌ها جواب بدم

00:18.601 --> 00:20.791
‫اگه هم وقت داشته باشم

00:20.791 --> 00:22.601
‫یکی از کارهای موردعلاقه‌م اینـه که

00:22.601 --> 00:24.381
‫صبح بیام اینجا و

00:24.381 --> 00:25.701
‫بگردم دنبالِ...

00:25.701 --> 00:26.621
‫یعنی چی؟

00:26.621 --> 00:28.281
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟ یعنی چی؟

00:28.281 --> 00:30.841
‫من یکم زود رسیدم و با خودم گفتم که...

00:30.841 --> 00:32.941
‫پیژامه پوشیدی

00:35.101 --> 00:37.371
‫- تو اینجا می‌خوابی؟
‫- آره

00:38.881 --> 00:41.721
‫لوله‌های فاضلاب خونه‌م
دو روزه گرفتن و

00:41.721 --> 00:43.161
‫خیلی حال‌بهم‌زنـه

00:43.161 --> 00:44.901
‫خیلی‌خب. به صاحب‌خونه گفتی؟

00:44.901 --> 00:46.581
‫آره، آره. مال کل ساختمانـه

00:46.581 --> 00:48.381
‫خدایا، این دیگه چه بوییـه؟

00:50.701 --> 00:52.941
‫دارم همه‌ی تلاشم رو می‌کنم

00:53.701 --> 00:55.561
‫بوی بدی نیست

00:55.561 --> 00:58.771
‫اگه خواستی می‌تونی بری
‫خونه‌ی من دوش بگیری...

00:58.771 --> 01:00.621
‫- البته من اینجا می‌مونم
‫- می‌دونم

01:00.621 --> 01:03.701
‫- این‌طوری عجیب نیست؟
‫- نه بابا، کاری که نداره

01:03.701 --> 01:06.361
‫یه شامپوی خیلی خوبی دارم.
‫از اون استفاده نکن

01:06.361 --> 01:09.151
‫چندتا حوله هم هست که باید
‫بعد از استفاده آویزون‌شون کنی...

01:09.151 --> 01:10.571
‫یه لیست برات می‌نویسم

01:11.041 --> 01:13.061
‫باشه، آدرس و کلید رو بده تا برم

01:13.061 --> 01:15.881
‫- باشه، حتماً
‫- مرسی

01:15.881 --> 01:17.811
‫بیا اینجا ببینم

01:20.371 --> 01:23.241
‫- نفست رو حبس کردی؟
‫- نه

01:23.241 --> 01:24.981
‫بوی خوبیـه

01:53.092 --> 01:56.265
« روزنامه »
« فصل اول، قسمت هشتم »

01:56.941 --> 02:00.361
‫فشار آب خونه‌ی ند عالیـه

02:00.361 --> 02:02.981
‫مثل یه قلدر کوچولو توی حموم
‫این‌ور اون‌ورت می‌کنه

02:02.981 --> 02:06.361
‫یه گرفتی گُنده،
کل محله‌ی میر اینا رو درگیر کرده

02:06.361 --> 02:08.001
‫فقط خونه‌ی اون نیست

02:08.001 --> 02:10.121
‫ند هیجان زیادی واسه این ماجرا داره

02:10.121 --> 02:12.561
‫میگه این مثل «بحران آب فلینت» می‌مونه

02:12.561 --> 02:14.501
‫من هم موافقم، ماجرای جالبیـه

02:14.501 --> 02:16.241
‫این فاجعه‌ست

02:16.241 --> 02:17.941
‫دوست‌دخترم که تو این محله‌ست

02:17.941 --> 02:20.641
‫همیشه‌ی خدا یه پاش تو خونه‌ی منـه

02:20.641 --> 02:24.741
درستـه، مسئولین شهر
‫اصلاً برای رفع انسداد عجله ندارن

02:24.741 --> 02:27.561
‫ساکنین مجبورن از توالت‌های سیار استفاده کنن

02:27.561 --> 02:29.461
‫مگه توالت سیار هم داریم؟

02:29.461 --> 02:30.834
‫بیخیال راکسن

02:30.859 --> 02:35.696
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

02:35.721 --> 02:37.721
‫یا خود خدا

02:37.721 --> 02:42.041
‫چرا همه‌جا مادر و بچه می‌بینم؟

02:42.041 --> 02:45.711
‫گروه دیر کرده‌ها دارن سوارِ
‫هواپیماهای ساوت‌وست میشن؟

02:46.601 --> 02:49.261
‫دارن تو اتاق کنفرانس،
‫واسه تبلیغ دست‌کش‌های بچگونه

02:49.261 --> 02:50.311
‫تست بازیگری می‌گیرن

02:50.311 --> 02:53.821
‫فروش دست‌کش‌های بزرگ‌سال‌‌‌مون
‫تا الان امیدوارکننده بوده

02:53.821 --> 02:56.501
‫تصمیم گرفتیم برند رو گسترش بدیم

02:56.501 --> 02:59.246
‫ایستگاه بعدی، دستکش‌های بچگونه‌‌ست که

02:59.270 --> 03:00.971
‫پائیز وارد بازار میشه

03:00.971 --> 03:05.041
‫آژانس تبلیغاتی‌مون داره مدارسِ راهنماییِ
‫منطقه‌ی میدوِست رو زیر و رو می‌کنه تا

03:05.041 --> 03:08.001
‫یه بازیگر مناسب برای نقشِ
‫«پیتی، پسرک دستمال به دست» پیدا کنه

03:08.001 --> 03:10.189
‫برای معرفی دستکش بچگونه، به یه چهره‌

03:10.214 --> 03:12.041
‫با پتانسیل مشهور شدن نیاز داریم

03:12.041 --> 03:15.611
‫چون دستکش‌های بزرگ‌سال‌‌‌ یکی از
‫ارزشمندترین محصولات‌مونـه

03:15.611 --> 03:19.281
‫یکی دو بار هم بحث بین من و ند
‫بالا گرفت سر این که

03:19.281 --> 03:21.041
‫چطوری به بهترین شکل اسم در کنیم

03:21.041 --> 03:22.181
‫یکیش همین دیروز بود

03:22.181 --> 03:24.081
‫اسمِ دستکش‌های کون‌پاک‌کن تو رو

03:24.081 --> 03:25.961
‫«پنی‌سیلین بهداشت فردی» نمی‌ذارم

03:25.961 --> 03:29.181
‫فقط چون خیلی اتفاقی مالکش،
‫مالک روزنامه هم هست؟

03:29.181 --> 03:30.961
‫آره! جدایی دین از حکومت

03:30.961 --> 03:34.421
‫اما یه سری مواقع هست که حکومت و دین
‫باید با هم همکاری کنن

03:34.421 --> 03:37.841
‫- مثل چی؟ تفتیش عقاید؟
‫- بیخیال رفیق. مطلب خوبی ازش در میاد

03:37.841 --> 03:41.221
‫اصلاً کلی مطلب خوب توی همین نوشته شده

03:41.221 --> 03:43.661
‫نه، جای ما سطل زباله نیست

03:43.661 --> 03:44.661
‫برو بیرون

03:45.541 --> 03:49.081
‫پسر من متئو، خیلی با استعداده

03:49.081 --> 03:52.461
‫عینهو تیموتی شالامیـه.
‫البته فیلم تلماسه‌ش، نه وانکا

03:52.461 --> 03:54.421
‫وسط امتحان ریاضی بودم

03:54.421 --> 03:55.441
‫خب که چی؟

03:55.441 --> 03:57.241
‫جمع، تفریق؟

03:57.241 --> 03:59.321
‫بزرگ که شدی می‌خوای چیکاره شی؟

03:59.321 --> 04:01.821
‫گل‌فروش؟

04:01.821 --> 04:04.441
‫به‌نظرت دلیل گرفتگی لوله‌ها چی بوده؟

04:05.281 --> 04:08.201
‫- ریشه‌ی درخت‌ها؟
‫- من حدس می‌زنم روغن رستورانی باشه

04:08.201 --> 04:10.881
‫تراویس هم باهام شرط بسته که
‫لاشه‌ی تمساحـه

04:10.881 --> 04:12.601
‫دخترخانم تشریف‌شون رو آوردن

04:12.601 --> 04:15.141
‫چرا گرفتگی فاضلاب باید مونث باشه؟

04:20.021 --> 04:21.741
‫به‌نظرت این شبیه چیه؟

04:21.741 --> 04:22.821
‫چی؟

04:25.561 --> 04:27.141
‫این...؟

04:27.141 --> 04:28.122
‫پشمام

04:28.147 --> 04:30.321
‫دستکش‌های بزرگ‌سالـه.
‫می‌بینی انگشت‌هاش بهم چسبیدن؟

04:30.321 --> 04:32.701
‫این واقعه‌ی «دست در دست هم» توی
‫گرفتگی‌های فاضلابـه

04:32.701 --> 04:34.691
‫برام هم مهم نیست که با این حرفم
‫سنم لو بره

04:34.691 --> 04:37.611
‫- اما دستکش بزرگ‌سال‌‌‌ که فلاش میشه
‫- جداً؟

04:37.611 --> 04:40.981
‫لوله‌کشه گفت یه ۴۵ متریش
‫تو لوله‌ها گیر کرده بود

04:40.981 --> 04:42.921
‫گفت مثل این می‌موند که طالبان

04:42.921 --> 04:44.921
‫صدتا میکی‌موس رو به جرم دزدی گرفته باشن

04:44.921 --> 04:46.941
‫همین الان پیش کِن قسم خوردم که هیچوقت

04:46.941 --> 04:49.001
‫چیزی درمورد شرکت مادر ننویسم

04:50.121 --> 04:53.521
‫وِللش. خبرنگار سرشناسم باید حموم کنه

04:53.521 --> 04:56.021
‫موندم اگه خبرش رو منتشر کنیم
‫مارو چیکار می‌کنه

04:56.021 --> 04:57.301
‫اگه منتشرش کنیم؟

04:57.301 --> 04:58.761
‫هروقت که منتشرش کنیم

04:58.761 --> 04:59.921
‫داری لبخند می‌زنی

04:59.921 --> 05:02.481
‫خودت هم همین‌طور روانی

05:04.061 --> 05:07.994
‫فکر کنم پیراشکیم رو تو دست‌شویی جا گذاشتم

05:09.521 --> 05:12.481
‫حواسم هست با کی در بیفتم

05:12.481 --> 05:15.521
‫و اون کسی نیست که اسمش روی
‫چک حقوقم باشه

05:15.521 --> 05:16.941
‫این هم از نیکول،

05:16.941 --> 05:19.141
‫از گوشه و کنار موضع شجاعانه‌ش رو گرفت

05:19.141 --> 05:22.981
‫باید مدرک جمع کنیم که چی می‌دونن و

05:22.981 --> 05:24.681
‫از کی فهمیدن

05:24.681 --> 05:26.841
‫به کی میشه اعتماد کرد؟

05:26.841 --> 05:29.041
‫اوه، من می‌دونم کی پیشم زبون باز می‌کنه

05:32.261 --> 05:35.261
‫هه، نام او بود کیمبو

05:35.261 --> 05:37.601
‫- حالت چطوره؟
‫- سلام

05:37.601 --> 05:39.661
‫میشه درمورد یه چیزی حرف بزنیم؟

05:39.661 --> 05:40.881
‫دختر با دختر؟

05:40.881 --> 05:42.181
‫حتماً، میر عزیز

05:42.181 --> 05:45.681
‫- دختر رو دختر
‫- چه جذاب... بافتت چه قشنگـه

05:45.681 --> 05:46.901
‫تولد کسیـه؟

05:46.901 --> 05:49.641
‫مگه هرچهارشنبه تولد یکی نیست؟

05:49.641 --> 05:51.621
‫تولد خودت کِیه، مو بلونده؟

05:52.021 --> 05:54.741
‫خب... دست‌کش‌های بزرگ‌سال‌‌‌

05:54.741 --> 05:57.841
‫این چندوقته خیلی از اون
‫دست‌کش‌های خفن رو فروختی، مگه نه؟

05:57.841 --> 05:58.821
‫آره

05:58.821 --> 06:00.321
‫خیلی‌خب، سوالم اینـه

06:00.321 --> 06:02.781
‫کسی پیش‌تون شکایتی کرده که

06:02.781 --> 06:05.001
‫اونا در واقع فلاش نمیشن؟

06:06.248 --> 06:08.408
‫از میزم دور شو

06:08.432 --> 06:15.020
‫مترجم: «محمدعلی sm »

06:17.081 --> 06:19.881
‫«به لطف دستکش‌‌های بچگونه،
‫بیشتر می‌تونم این دستکش رو دستم کنم»

06:19.881 --> 06:21.381
‫یک دست‌کش بیس‌بال را بالا می‌آورد

06:21.381 --> 06:25.461
‫کجاش نوشته که کاراکتر قرص زاناکس خورده؟

06:25.461 --> 06:29.081
‫عزیزم، دارم به شام امشب‌ فکر می‌کنم

06:29.081 --> 06:32.041
‫راستش خیلی دلم می‌خواد
‫غذای موردعلاقت رو درست کنم،

06:32.041 --> 06:34.621
‫ماکارونی گوجه فرنگی با سیب‌زمینی سرخ‌کرده

06:34.621 --> 06:35.901
‫واست درست می‌کنم

06:35.901 --> 06:38.661
‫اما اگه یاد نگرفتی، شام رو فراموش کن

06:38.661 --> 06:41.041
‫تا دیالوگی حفظ نکنی،
از شام هم خبری نیست، خب؟

06:42.801 --> 06:45.021
‫بهترین ویژگیش اینـه که اونجام نمی‌خاره،

06:45.021 --> 06:47.341
‫چون می‌دونم چیزی از قلم نمی‌افته

06:47.341 --> 06:50.064
‫نیکول، دتریک، آدام، ادلولا

06:50.089 --> 06:52.228
‫میشه لطفاً بیاید دفترم؟

06:52.581 --> 06:53.871
‫میشه صورت من رو تار کنید؟

06:53.895 --> 06:54.861
« نه »

06:55.181 --> 06:56.881
‫من عاشق خونواده‌ی اِنرویتمم

06:56.881 --> 06:59.021
‫فقط چون ند مجبورم کرده، اومدم

06:59.021 --> 07:00.751
‫تو قهرمان منی، نیکول

07:00.751 --> 07:03.961
‫- اوه... تراویس
‫- بله؟

07:03.961 --> 07:06.841
‫شرمنده اما کاری که ما داریم می‌کنیم

07:06.841 --> 07:08.531
‫ممکنـه به ضرر سافتیز باشه

07:08.531 --> 07:11.481
‫مجبورم ازت بخوام که از این مقاله کنار بکشی

07:11.481 --> 07:12.541
‫گندش بزنن

07:12.541 --> 07:13.881
‫باشه

07:13.881 --> 07:15.481
‫متوجهم قربان

07:15.481 --> 07:17.481
‫به گمونم باید نشان مطبوعاتیم رو تحویل بدم

07:17.481 --> 07:19.821
‫لازم نیست... این رو از کجا آوردی؟

07:19.821 --> 07:21.021
‫خودم درستش کردم

07:21.021 --> 07:22.541
‫اوه. پس بهتره بگیرمش

07:22.541 --> 07:23.421
‫- ند، ند، ند
‫- نه

07:23.421 --> 07:24.421
‫- آره
‫- نه، نه، نه

07:24.421 --> 07:25.791
‫- آره، آره، آره
‫- بس کن

07:25.791 --> 07:28.661
‫به گوشم رسیده که یکی از خبرنگارهات

07:28.661 --> 07:31.411
‫مرز بین دین و حکومت رو زیرپا گذاشته و

07:31.411 --> 07:33.291
‫داره لاپورت دستکش‌های بزرگ‌سال‌‌‌ رو میده

07:33.291 --> 07:34.961
‫من هم گفتم «اصلاً امکان نداره»

07:34.961 --> 07:39.061
‫چون قبلش با کلی دبدبه و کبکبه گفتی که

07:39.061 --> 07:40.441
‫این کار رو نمی‌کنی

07:40.441 --> 07:42.461
‫پس باید این کارهات رو تمومش کنی

07:42.461 --> 07:44.671
‫این اولین و تنها هشداریـه که میدم

07:44.671 --> 07:46.301
‫تو اختیار همچین کاری رو نداری

07:46.301 --> 07:48.961
‫تمومش کن.
‫این دومین هشدار واقعی بود

07:48.961 --> 07:50.821
‫مارو رفته سفر و

07:50.821 --> 07:53.471
‫من اجازه ندارم باهاش تماس بگیرم

07:53.471 --> 07:55.921
‫نمی‌تونم کاری که ازم می‌خوای رو انجام بدم

07:55.921 --> 07:59.181
‫«فارغ از مقصد، جویای حقیقت باش»

07:59.181 --> 08:00.481
‫این رو از کجات در آوردی؟

08:00.481 --> 08:03.301
‫خودت مگه تو بخش فروش کار نمی‌کردی؟
‫برای سافتیز؟

08:03.301 --> 08:04.461
‫- اوهوم
‫- حدس می‌زدم که

08:04.461 --> 08:06.021
‫پشت اون پوست سفیدت

08:06.021 --> 08:09.101
‫خون بنفش داشته باشی

08:09.101 --> 08:11.741
‫باید فوراً از این کارت دست برداری ند

08:11.741 --> 08:14.561
‫و می‌تونی این رو آخرین هشدارت در نظر بگیری

08:14.561 --> 08:17.521
‫فکر نکن که این قضیه تموم میشه

08:17.521 --> 08:19.281
‫- کن؟
‫- بله

08:19.281 --> 08:22.041
‫- از اتاق خبری من برو بیرون
‫- مراقب باش

08:24.461 --> 08:27.651
‫ایول

08:27.651 --> 08:29.431
‫- کارت عالی بود
‫- حال داد

08:29.431 --> 08:31.151
‫خیلی ممنونم. خب دیگه

08:31.151 --> 08:33.281
‫ببخشید. بیا عقب

08:33.281 --> 08:35.321
‫بیا عقب

08:35.321 --> 08:37.381
‫دتریک، تو مگه تو بخش فروش کار نمی‌کنی؟

08:37.381 --> 08:38.601
‫بیا دنبالم

08:38.601 --> 08:41.281
‫باید تا این خبر پخش نشده

08:41.281 --> 08:44.241
‫کل انبار سافتیز رو خالی کنیم و
‫کار سختی در پیش داریم

08:44.241 --> 08:46.671
‫چون خریدارهامون،
‫سفارش این ماه‌شون رو ثبت کردن

08:46.671 --> 08:48.191
‫اما مطمئنم از پسش بر میای

08:48.191 --> 08:50.441
‫حسابدارها. حسابدارها کیان؟

08:50.441 --> 08:51.581
‫تو واسه دو طرف کار می‌کنی

08:51.581 --> 08:54.081
‫برای همین باید برگردی به سوئیس بی‌طرف

08:54.081 --> 08:55.241
‫خیلی ممنونم

08:55.241 --> 08:56.361
‫بری؟

08:56.361 --> 08:58.041
‫بری!

08:58.041 --> 09:00.441
‫- بله؟
‫- تو مقام ارشدی

09:00.441 --> 09:03.521
‫تو همه‌‌کاره‌ی روزنامه‌ای

09:04.861 --> 09:05.981
‫عالی شد

09:05.981 --> 09:09.001
‫به‌گمونم خودمون چهارنفر
باید ماجرا رو تعریف کنیم

09:09.001 --> 09:11.681
‫اول از هرچیزی، فیلم «فرشتگان چارلی»

09:11.681 --> 09:13.301
‫برای ساعات پربیننده زیادی جنسیـه؟

09:13.301 --> 09:16.101
‫تا ۱۵ دقیقه‌ی دیگه، جوانب مثبت و
‫منفیش باید رو میزم باشه

09:20.241 --> 09:22.581
‫خودمون سه نفر

09:25.841 --> 09:28.941
‫چه بچه‌ی بانمکی.
‫تبریک میگم

09:29.981 --> 09:34.241
‫راستش نگران کار آینده‌شم

09:34.241 --> 09:37.741
‫آخه می‌دونی چه بلایی سرِ
‫بازیگران کودک میاد دیگه؟

09:37.741 --> 09:41.301
‫خیلی زود هروئین رو شروع می‌کنن

09:41.661 --> 09:43.661
‫بعضی‌وقتا روت استفراغ می‌کنن

09:43.661 --> 09:46.301
‫بعدش هم تن‌فروشی می‌کنن، آره

09:46.301 --> 09:48.801
‫به قیافه‌ش نمی‌خوره اما این کار رو می‌کنه

09:48.801 --> 09:52.601
‫بعدش هم یه روز که خوابیدی رو تخت
‫یه چاقو بهت می‌زنن و تموم

09:52.601 --> 09:54.551
‫کلی خون و خون‌ریزی میشه

09:55.441 --> 09:57.391
‫- مامان
‫- یکی کم شد

09:57.415 --> 09:59.821
« مجموعه آزمایشگاه اِنرویت »

10:09.461 --> 10:12.281
‫و هر انگشت جدا جدا دوخته میشه

10:12.281 --> 10:13.171
‫چه جالب

10:13.171 --> 10:16.021
‫شاید فکر کنین الیافی به این ارزونی
‫متلاشی میشه اما

10:16.021 --> 10:17.821
‫می‌تونه یه توپ تنیس با

10:17.821 --> 10:20.141
‫سرعت ۱۵۰ کیلومتر رو تحمل کنه

10:20.141 --> 10:22.121
‫- خیلی خفنـه، مگه نه؟
‫- بله

10:22.121 --> 10:24.601
‫به‌نظر شما فلاش میشه؟

10:24.601 --> 10:26.211
‫چی باعث شده همچین چیزی بپرسید؟

10:26.211 --> 10:28.441
‫هی، شما دونفر از طرف روزنامه اومدید؟

10:28.441 --> 10:30.691
‫اوه. شاید

10:30.691 --> 10:33.061
‫پاتریک،‌ اونا گفتن از طرفدارهای علم الیافن

10:33.061 --> 10:35.091
‫گفتم یه نمایش براشون اجرا کنم

10:35.091 --> 10:36.031
‫گندش بزنن آلبرت

10:36.031 --> 10:37.641
‫خودت گفتی باید بیشتر اعتماد کنم

10:37.641 --> 10:39.141
‫- ممنون رفقا
‫- مرسی

10:39.141 --> 10:40.301
‫هیچوقت همچین حرفی نزدم

10:40.301 --> 10:42.181
‫مگه مشکل چیه...؟ کدوم روزنامه؟

10:42.181 --> 10:43.371
‫مگه مجوز نداشتن؟

10:43.371 --> 10:46.021
‫من از کجا باید می‌دونستم؟
‫هی، چیزی هست که من نمی‌دونم؟

10:46.021 --> 10:49.041
‫درحال‌حاضر تخفیف فوق‌العاده‌ای روی
‫دستکش‌های بزرگ‌سال هست

10:49.041 --> 10:51.101
‫که اگه خواستید، سفارش‌تون رو دوبرابر کنید

10:51.101 --> 10:53.641
‫حاضرم این دست‌کش‌ها رو تو
‫توالت خودم هم بندازم؟

10:53.641 --> 10:56.061
‫خانم، این سوال پیچیده‌ایـه

10:56.061 --> 10:58.061
‫بزرگ‌ترین ایرادم به‌عنوان فروشنده؟

10:58.061 --> 11:01.681
‫ایراد زیادی ندارم اما نمی‌تونم چیزی که

11:01.681 --> 11:03.221
‫خودم بهش باور ندارم رو بفروشم

11:03.221 --> 11:06.331
‫و باور ندارم که آدم برای دست‌شویی کردن
‫یه جفت دست‌کش خیس بخواد

11:06.331 --> 11:08.061
‫اینجا یه بازار رقابتیـه، خب؟

11:08.061 --> 11:09.661
‫مردم همه‌جور حرفی می‌زنن تا

11:09.661 --> 11:11.521
‫اعتبار پرفروش‌ترین دستمال رو خراب کنن

11:11.521 --> 11:13.381
‫می‌دونی من درمورد پدهای «فم» چی شنیدم؟

11:13.381 --> 11:15.021
‫چشم آدم رو کور می‌کنن

11:15.721 --> 11:16.761
‫الو؟

11:17.681 --> 11:19.661
‫گندش بزنن!

11:26.121 --> 11:29.951
‫آرزو دارم که توی شرکت
‫یه بله‌قربان‌گوی تمام‌عیار باشم

11:29.951 --> 11:33.481
‫هر ایمیلی که اسمم توش باشه رو امضا می‌کنم

11:33.481 --> 11:34.921
‫مهم نیست چی نوشته باشه

11:34.921 --> 11:38.061
‫مسئله‌ی مهم اینـه که اعتبار
‫هر تصمیمی که گرفته میشه

11:38.061 --> 11:40.001
‫پای من هم نوشته میشه

11:40.001 --> 11:42.481
‫تک‌تک ایمیل‌ها رو هم چاپ می‌کنم

11:42.481 --> 11:44.821
‫تا از مشارکتم مدرک داشته باشم،

11:44.821 --> 11:47.041
‫برای زمانی که نوبت تقسیم غنایم می‌رسه

11:47.041 --> 11:50.681
‫اما با این رژیم رسانه‌ای جدیدی که
‫ند راه انداخته

11:50.681 --> 11:54.461
‫این سوابق می‌تونن من رو به فنا بدن

11:55.481 --> 11:57.881
‫- سلام تراویس
‫- سلام کن

11:57.881 --> 12:01.161
‫می‌خواستم بدونم می‌تونم از خدمات ناگوارت
‫برای خلاص شدن از

12:01.161 --> 12:03.021
‫شر یه سری مدارک استفاده کنم؟

12:03.021 --> 12:04.161
‫خب، بستگی داره

12:04.161 --> 12:05.641
‫حاضری بدون این که سوالی بپرسی

12:05.641 --> 12:07.621
‫- تا یه مکان دومی، دنبالم بیای؟
‫- بله قربان

12:07.621 --> 12:09.521
‫و اگه لازم شد، یه مکان سومی؟

12:09.521 --> 12:11.501
‫ترجیح میدم از مکان سوم شروع کنیم تا

12:11.501 --> 12:13.421
‫این‌طوری شاید بریم سراغ یه مکان چهارم

12:13.421 --> 12:15.221
‫- پس قصد انگلیسی جدیـه
‫- بله

12:15.221 --> 12:17.461
‫پس بریم. ۱۰ دقیقه‌ی دیگه،
‫توی پارکینگ می‌بینمت

12:17.461 --> 12:19.981
‫- حتماً خودت رو برسون
‫- باشه، حتماً

12:21.041 --> 12:23.381
‫خب، معمولاً مردم به من اعتماد می‌کنن

12:23.381 --> 12:27.101
‫به‌خاطر ترکیب ریش و چشمای لطیفمـه

12:27.801 --> 12:30.291
‫مردم میگن شبیه جوونی‌های بابا نوئلم

12:30.291 --> 12:33.941
‫شما رو وارد حساب‌های قدیمی
ایمیل سافتیزم کردم

12:33.941 --> 12:35.961
‫عملاً اسمم رو همه‌جا ذکر کردن

12:35.961 --> 12:38.101
‫این‌طوری شاید چیز جالبی پیدا کردید

12:38.101 --> 12:40.511
‫می‌ذاری ایمیل‌هات رو بخونیم؟

12:40.511 --> 12:43.851
‫ترجیح میدم خودم رو آتیش بزنم تا این که
‫بذارم تو ایمیل‌هام رو نگاه کنی،

12:43.851 --> 12:45.101
‫مگه چی برای مخفی کردن دارم؟

12:45.101 --> 12:46.361
‫صبر کن ببینم، این چیه؟

12:46.361 --> 12:47.371
‫هی دانته، چه خبر؟

12:47.371 --> 12:49.021
‫هفته‌ی پیش چندتا فروش داشتی؟

12:49.021 --> 12:50.891
‫- نمی‌دونم، شاید ۲۰ تا
‫- ۲۰ تا؟

12:50.891 --> 12:53.061
‫من موقع هالووین شکلات بیشتری پخش می‌کنم،

12:53.061 --> 12:54.831
‫تازه خونه‌ی من تو بن‌بست هم هست

12:54.831 --> 12:57.201
‫معلومـه اصلاً دلت نمی‌خواد

12:57.201 --> 12:58.781
‫دانته اصلاً دلش نمی‌خواد

12:58.781 --> 13:00.981
‫- می‌تونی قطعش کنی
‫- این دیگه چیه؟

13:00.981 --> 13:02.102
‫این...

13:02.127 --> 13:04.901
‫قبلاً مجبورم می‌کردن برای فروش
‫ویدیوهای انگیزشی بگیرم اما

13:04.901 --> 13:06.301
‫بهتره قطعش کنی

13:06.301 --> 13:08.411
‫نه، میشه لطفاً یه دقیقه‌ش رو ببینیم؟

13:08.411 --> 13:09.801
‫باشه

13:09.801 --> 13:12.211
‫خودم می‌دونم احمقانه‌ست، پس...

13:12.235 --> 13:14.235
« نکاتی برای حداکثر بازدهی »
« قسمت دوم »

13:14.461 --> 13:16.461
‫می‌خواید بدونید چطوری مثل من بفروشید؟

13:16.461 --> 13:19.041
‫خب، یه خبر بد. نمی‌تونم بهتون بگم

13:19.041 --> 13:21.561
‫نمی‌تونم سوئیچ این پورش رو بهتون بدم

13:21.561 --> 13:24.521
‫فقط با اثر انگشت من استارت می‌خوره

13:24.521 --> 13:25.801
‫می‌دونی که ارزون نبود

13:25.801 --> 13:27.821
‫اما گوش‌تون رو بدید به من

13:27.821 --> 13:29.161
‫- گوش‌تون؟
‫- درون تک تک شماها

13:29.161 --> 13:32.561
‫یه ماشین لوکس نهفته شده

13:32.561 --> 13:36.111
‫فقط باید بفهمید،
چی موتورتون رو روشن می‌کنه

13:36.111 --> 13:37.941
‫صدای موتورهاتون رو نشونم بدید

13:38.741 --> 13:39.791
‫زود باشید!

13:40.561 --> 13:42.701
‫- سرعت بدید رفقا
‫- وای

13:44.421 --> 13:46.881
‫باشه، خیلی‌خب.
‫می‌دونم یکم خَزه

13:46.881 --> 13:50.841
‫قیافت عوض نشده،
فقط یه ۲۵ درصد چرب‌‌تری

13:50.841 --> 13:52.681
‫انگار قابل اشتعالی

13:53.081 --> 13:55.381
‫باشه، خب دیگه.
‫موهام یکم آره...

13:55.381 --> 13:57.291
‫اما ظاهر بخش مهمی از نمایشـه

13:57.291 --> 13:59.921
‫شبیه دراکو مالفویی که
معتاد کوکائینـه

14:01.861 --> 14:03.881
‫هی، شغل طاقت‌فرسایی بود و

14:03.881 --> 14:06.541
‫من هم کلی پول واسه شرکت در آورده بودم

14:06.541 --> 14:08.511
‫پس بهتره برگردیم سراغ ایمیل‌ها

14:08.511 --> 14:10.811
‫ببخشید. ببخشید.
‫احساساتت رو جریحه‌دار کردم

14:10.811 --> 14:13.021
‫نه، نه، اصلاً.
خودم خوشم میاد

14:13.021 --> 14:14.307
‫دوست دارم سر به سرم بذارید

14:14.332 --> 14:17.021
‫خودت الان مثل مکالی کالکین شدی

14:17.021 --> 14:18.481
‫تو هم شبیه عوضی‌ها شدی

14:18.481 --> 14:21.081
‫به‌نظرم خیلی مهمـه که همگی بتونیم
‫همدیگه رو مسخره کنیم

14:21.081 --> 14:22.941
‫به‌نظرم کار خیلی باحالیـه اما

14:22.941 --> 14:25.201
‫من دیگه اون آدم سابق نیستم، خب؟

14:25.201 --> 14:27.701
‫شاید بتونیم به زندگی‌مون برسیم و

14:27.701 --> 14:29.141
‫- برگردیم سر کارمون
‫- صد در صد

14:29.141 --> 14:32.101
‫اگه سرویس مشروب آدم بود،
‫مثل تو می‌شد

14:32.101 --> 14:34.741
‫ببخشید، من مسخره‌ت نکرده بودم

14:34.741 --> 14:37.101
‫«کل روز رو وقت ندارم که چک کنم
‫چیزی جا مونده یا نه

14:37.101 --> 14:39.701
‫به لطف دستکش‌های بچگونه،
‫وقت بیشتری برای بچگی کردن دارم»

14:39.701 --> 14:41.621
‫نظرت چیه که دیالوگ آخر رو

14:41.621 --> 14:45.151
‫با یکم شوق بیشتری بگی. باشه؟

14:45.541 --> 14:48.321
‫به لطف دستکش‌های بچگونه
‫وقت بیشتری برای بچگی‌ کردن دارم

14:48.321 --> 14:50.701
‫- خیلی‌خب، عالی بود
‫- نه، نه، نه. ببخشید، ببخشید

14:50.701 --> 14:52.141
‫نسخه‌ی بازنویسی‌شده‌ی من رو بگو

14:52.141 --> 14:54.921
‫راستش من روزنامه‌نگارم.
‫نوشتن رو دوست دارم

14:54.921 --> 14:57.601
‫پس بله، بگو. بگو

14:57.881 --> 15:02.754
‫- «من غرق در گناه به دنیا اومدم...»
‫- اون یکی نه. دومیش

15:04.071 --> 15:05.381
‫«فصل بیسبال شروع شده و

15:05.381 --> 15:07.021
‫تنها لکه‌ای که مادر مجردم باید

15:07.021 --> 15:09.071
‫از شلوارم پاک کنه، لکه‌‌ی چمنـه»

15:09.071 --> 15:10.301
‫- نه، خیلی‌خب...
‫- حالت خوبـه؟

15:10.331 --> 15:14.101
.ورقه‌ها رو بده به من
‫عزیزم، یه لحظه

15:14.101 --> 15:16.581
‫به‌نظرتون میشه یکم باهاش بازی کرد؟

15:16.581 --> 15:19.041
‫برای بچه، چون یکم استرس داره

15:19.341 --> 15:23.374
‫باشه، عالیـه.
‫خب، من همون پسربچه‌م،‌ خب؟

15:25.041 --> 15:27.027
‫«سلام عزیزم!‌

15:27.052 --> 15:29.509
‫امروز فوتبال چطور بود؟»

15:29.534 --> 15:31.670
‫چه توفان صاعقه‌ایـه!

15:31.694 --> 15:37.356
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

15:37.381 --> 15:39.341
‫وای خدا!

15:39.341 --> 15:42.701
‫بدنم با مادرم عوض شد!

15:42.701 --> 15:44.727
‫اون الان صاحب بدن منـه و

15:44.752 --> 15:47.631
‫من اون زن خوشگلم!

15:47.631 --> 15:49.461
‫وای!

15:49.461 --> 15:52.645
‫وای، پس پوشیدن لباس زیر تمیز

15:52.669 --> 15:54.421
‫همچین حسی داره؟

15:54.421 --> 15:56.641
‫می‌خوام پول‌هاش رو برای

15:56.641 --> 16:00.041
‫خریدِ دستمال خرج کنم تا
‫خودم رو تمیز کنم»

16:00.041 --> 16:02.441
‫هه! البته این فقط یه دیدگاهـه

16:02.441 --> 16:04.401
‫کلی احتمال دیگه هست

16:04.401 --> 16:06.381
‫- چندین و چند میلیون
‫- وای

16:06.381 --> 16:10.021
‫گفتم نصف قیمت؟
‫منظورم دوبرابر نصف قیمت بود

16:10.021 --> 16:11.241
‫حاضرید که...

16:11.241 --> 16:13.101
‫نه، نه، نه. صبر کنید

16:14.501 --> 16:16.441
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد کاپیتان

16:16.441 --> 16:18.321
‫باید یه نیم‌کیلومتر دیگه بریم

16:18.321 --> 16:20.421
‫دیگه بیشتر از این نمیریم.
‫از مقامم استفاده می‌کنم

16:20.421 --> 16:22.421
‫همین‌جا عالیـه

16:22.421 --> 16:23.871
‫سلام چنگر‌ها

16:23.871 --> 16:26.031
‫اونا اردک چنگرن.
‫از کجا می‌دونستی؟

16:26.031 --> 16:27.761
‫- اوه، من اردک‌هام رو می‌شناسم
‫- ایول

16:27.761 --> 16:29.441
‫- یکی دیگه؟
‫ - آره

16:29.441 --> 16:31.511
‫- خداحافظ
‫- صبر کن

16:31.511 --> 16:33.661
‫- تو هم شنیدی؟
‫- نه

16:33.661 --> 16:36.331
‫فکر کنم اینجا تنها نیستیم

16:36.941 --> 16:38.781
‫فکر کنم یکی زیرنظرمون داره

16:38.781 --> 16:40.981
‫دیگه کی اینجاست، تراویس؟

16:40.981 --> 16:43.091
‫اینجا دیگه کدوم گوری بود ما رو آوردی؟

16:44.821 --> 16:47.381
‫- آخ!
‫- ضایع شدی، خبرچین دهن‌لق؟

16:47.381 --> 16:50.181
‫هی، ما بی‌طرفیم. دست از سرمون بردارید

16:51.161 --> 16:54.381
‫خیلی بچه‌اید. اگه فقط رول دستمال رو
‫پرت کنید سمت بقیه که

16:54.381 --> 16:56.941
‫همه‌جا دستمالی نمیشه

16:56.941 --> 16:58.701
‫این کار همین‌طوری الکی که نیست

16:59.161 --> 17:01.101
‫دتریک!

17:02.101 --> 17:05.221
‫ممنون که به مخارج خونوادگیم کمک می‌کنید.
‫میشه بازم اذیت کنید؟

17:05.221 --> 17:08.801
‫چطوره جعبه دستمال کاغذی یا
‫پوشک هم پرت کنید؟

17:12.381 --> 17:14.274
‫« دتریک: دلم براتون تنگ شده.
‫فقط می‌خوام هم‌رنگ اونا باشم »

17:17.561 --> 17:19.341
‫تمومش کن

17:26.241 --> 17:27.861
‫تف بهش

17:27.861 --> 17:31.021
‫خب، خب، خب.
‫می‌بینم که همه اینجایید

17:31.021 --> 17:34.141
‫خیلی دوست دارم بدونم
‫اینجا چیکار دارید می‌کنید

17:34.141 --> 17:36.541
‫کن، وقت این کارها رو نداریم

17:36.541 --> 17:39.561
‫چون می‌دونم که اگه به‌شخصه
‫خودم منع‌تون کنم

17:39.561 --> 17:42.601
‫نمی‌تونید درمورد دستکش‌های بزرگسال

17:42.601 --> 17:45.181
‫مطالب افترا آمیز بنویسید

17:45.181 --> 17:47.241
‫نصف انبارمون هنوز پره

17:47.241 --> 17:49.821
‫عذاب‌وجدان با ارزش‌تون
‫برام گرون تموم میشه

17:49.821 --> 17:52.501
‫بنابراین با اختیاراتی که در غیاب مارو
‫به من محول شده،

17:52.501 --> 17:55.001
‫این مقاله رو کأن لَم یَکُن اعلام می‌کنم

17:55.001 --> 17:57.321
‫حکومت، دین رو ممنوع می‌کنه

17:57.321 --> 17:59.461
‫پس دین...

18:00.481 --> 18:03.181
‫تو رو به جهنم محکوم می‌کنه

18:03.601 --> 18:04.941
‫بی‌فایده‌ست

18:04.941 --> 18:06.981
‫دین هیچ‌کاره‌ست

18:10.981 --> 18:13.721
‫- پس استعفا میدم
‫- داش

18:13.721 --> 18:15.061
‫جداً؟

18:15.061 --> 18:16.261
‫آره

18:16.261 --> 18:17.341
‫جدی‌ام

18:17.341 --> 18:19.121
‫این مقاله رو کنسل کن تا
‫استعفا بدم

18:19.121 --> 18:20.801
‫خب از خدام هم هست

18:20.801 --> 18:23.161
‫اما اون‌قدری مرد هستی که این کار رو بکنی؟

18:23.161 --> 18:25.141
‫- اوه، معلومـه که هستم
‫- جداً؟

18:25.141 --> 18:28.571
‫می‌خوای مردونگیم رو ببینی؟
‫مردونگیم رو به همه نشون میدم

18:28.571 --> 18:31.161
‫معذرت می‌خوام دوستان.
‫میشه یه لحظه به من توجه کنید؟

18:31.161 --> 18:34.861
‫تموم کسایی که تاحالا واسه تروث‌تلر کار کردن

18:34.861 --> 18:36.581
‫الان کله‌ت داغـه

18:36.581 --> 18:39.331
‫بالاخره کله‌م داغـه یا چربـه؟
‫تصمیمت رو بگیر

18:39.331 --> 18:41.261
‫ای خدا. دلیل اصلی عصبانیتت اینـه؟

18:41.261 --> 18:42.741
‫بگیر بشین. ببخشید دوستان

18:42.741 --> 18:45.761
‫موضوع بسیار باشکوهی هست که باید بگم

18:45.761 --> 18:47.901
‫حواسا پیش منـه؟

18:47.901 --> 18:49.021
‫خوبـه. خیلی‌خب

18:49.021 --> 18:52.021
‫باید کار بسیار بسیار مهم و

18:52.021 --> 18:54.471
‫در عین حال، بسیار بسیار دشواری رو انجام بدم

18:54.471 --> 18:56.341
‫ما خودمون نمی‌خواستیم مطلبی

18:56.341 --> 18:59.281
‫درمورد فلاش شدن دستکش‌های
‫بزرگ‌سالانِ سافتیز بنویسیم

18:59.281 --> 19:01.807
‫این ماجرا برای خودمون اتفاق افتاد و

19:01.832 --> 19:04.141
‫لازم بود که گفته بشه

19:04.141 --> 19:08.181
‫و حالا باید کاری رو بکنم که
‫هر خبرنگاری ازش وحشت داره

19:08.181 --> 19:11.301
‫باید به‌خاطر این روزنامه و
‫این جامعه...

19:11.301 --> 19:13.181
‫خودم رو قربانی کنم...

19:15.881 --> 19:19.501
‫با استعفا از شغل ویراستاری ارشدِ
‫روزنامه‌ی تروث‌تلر تولیدو

19:22.661 --> 19:25.601
‫اگه اشک‌تون در اومده،
‫به‌خاطر من گریه نکنید

19:25.601 --> 19:26.981
‫به‌خاطر عدالت گریه کنید

19:26.981 --> 19:29.461
‫چون امروز عدالت اجرا نشد

19:29.461 --> 19:32.741
‫به‌عنوان آخرین اقدامم پیش از
‫این استعفای تاریخی،

19:32.741 --> 19:35.581
‫بدین‌وسیله میر پریتی رو

19:35.581 --> 19:39.111
‫به‌عنوان ویراستار موقت تروث‌تلر عزیزم
‫منصوب می‌کنم

19:39.481 --> 19:40.481
‫باشه

19:40.481 --> 19:43.001
‫این تاج سنگینیـه که به سر می‌ذاری

19:43.001 --> 19:45.241
‫- باشه. ند؟
‫- بله؟

19:45.501 --> 19:48.881
‫فقط بگو چک حقوقی آخرت رو کجا بفرستم؟

19:52.861 --> 19:56.761
‫ببخشید،‌ خانم انتخاب‌کننده‌ی بازیگر

19:56.761 --> 19:58.531
‫ای خدا

19:58.531 --> 20:01.531
‫موقع خوندن ورقه‌ها، اصلاً باورمون نمی‌شد

20:01.531 --> 20:05.121
‫متئو با گریه دوید سمت وان حموم و گفت

20:05.121 --> 20:09.534
‫«مامان‌، مامان! اونا داستان من رو نوشتن!
‫اون من بودم!»

20:09.921 --> 20:12.191
‫مامانت واقعاً اعجوبه‌ایـه برای خودش، نه؟

20:12.191 --> 20:13.801
‫آره

20:14.281 --> 20:17.861
‫هی، تاحالا «سنگ خاکستری شدن» رو امتحان کردی؟

20:17.861 --> 20:20.681
‫- نه
‫- ترفندی بود که روی مامانم انجام می‌دادم

20:20.681 --> 20:24.561
‫مامان من یه خودشیفته‌ی خیلی سمیـه.
‫عاشق شلوغ‌کاریـه

20:24.561 --> 20:27.901
‫برای همین هروقت از دنده‌ی چپش بلند می‌شه

20:27.901 --> 20:31.351
‫خودم رو تا جای ممکن،
‫یه آدم کسل‌کننده نشون میدم

20:31.351 --> 20:32.901
‫درست عین یه سنگ خاکستری کوچیک

20:33.241 --> 20:35.161
‫سنگ خاکستری پس؟

20:36.581 --> 20:38.091
‫مرسی

20:38.501 --> 20:40.781
‫شاید نباید خودم رو قاتی ماجرا می‌کردم اما

20:40.781 --> 20:43.581
‫من فقط می‌خواستم به این بچه
شانس مقابله بدم

20:43.581 --> 20:46.841
‫بهش گفتم منم عین تو بودم؟

20:46.841 --> 20:50.641
‫باور نکن. مادر من فرشته بود

20:50.641 --> 20:52.021
‫پیرمرده خیلی خودشیفته‌ست که

20:52.021 --> 20:54.761
‫فکر کرده به جای حرفای مامان خودم
‫به حرفای اون گوش میدم

20:54.761 --> 20:56.801
‫مگه اون واسه من از وندی غذا می‌خره؟

21:21.641 --> 21:24.441
‫کاسه‌ی یونانی جدیدمون رو امتحان کن

21:24.961 --> 21:27.101
‫تو آمریکا همیشه پای کاسه در میونـه، مگه نه؟

21:27.101 --> 21:29.301
‫شماها همه‌چی رو با کاسه می‌خورید

21:29.301 --> 21:30.751
‫اوه، سلام

21:30.751 --> 21:32.671
‫- میشه حرف بزنیم؟
‫- صدالبته

21:32.861 --> 21:36.181
‫توی تموم نمونه‌های اولیه‌ی دستکش بزرگسالان
‫یه اثری از تو هست

21:36.181 --> 21:39.281
‫«ازش حمایت می‌کنم. کن دیویس»

21:39.281 --> 21:41.901
‫«این همون نوآوری‌ایـه که لازم داریم.
‫کن دیویس»

21:43.001 --> 21:44.901
‫«عاشقشم! بازم می‌خوام!
‫یام، یام»

21:44.901 --> 21:46.121
‫- «کن دیویس»
‫- «کن دیویس»

21:46.121 --> 21:49.001
‫تو این چندسال به قدری زن‌ها
ازم اخاذی کردن که

21:49.001 --> 21:50.441
‫تشخیص میدم به‌خاطر هیجان‌شونـه یا

21:50.441 --> 21:52.731
‫واقعاً چیزی ازم می‌خوان.
‫ادامه بده

21:52.961 --> 21:56.342
‫باید بذاری این مطلب رو منتشر کنیم تا

21:56.367 --> 21:57.881
‫ند استعفاش رو پس بگیره،

21:57.881 --> 21:59.461
‫بدون این که عین ترسوها به‌نظر بیاد

21:59.461 --> 22:00.921
‫گوش کن چی میگم عزیزم

22:00.921 --> 22:03.001
‫اگه مارو برگرده و انبارمون

22:03.001 --> 22:05.221
‫پر از دستکش توالت‌های غیرقابل فروش باشه...

22:05.221 --> 22:08.261
‫- می‌دونم
‫ - به‌نظرم تروث‌تلر کمترین دغدغه‌ش خواهد بود

22:08.261 --> 22:11.601
‫ما جفت‌مون سوار یه قایقِ شکسته‌ایم، عزیزم

22:16.781 --> 22:18.481
‫یه راز کوچیکی رو بهت میگم

22:18.481 --> 22:19.342
‫جداً؟

22:19.367 --> 22:20.721
‫اتفاقاً یکی رو می‌شناسم که

22:20.721 --> 22:23.261
‫هیچی براش غیرقابل‌فروش نیست

22:23.261 --> 22:26.011
‫- روزنامه بهت نیاز داره
‫- باید بفروشیم ند

22:27.641 --> 22:29.931
‫روزنامه به من نیاز داره

22:29.931 --> 22:32.801
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونه نجات‌مون بده

22:32.801 --> 22:35.661
‫کاش اون‌قدری مرد بودم که
‫می‌تونستم تنهایی از پسش بر بیام

22:37.201 --> 22:39.041
‫اما نیستم

22:39.041 --> 22:40.501
‫شرمنده

22:40.501 --> 22:43.041
‫فکر می‌کنم چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

22:46.491 --> 22:50.241
‫یالا. برو موتور رو روشن کن سمپسون

22:52.281 --> 22:54.641
‫دلم می‌خواد بگم بهم نگاه نکنید

22:56.141 --> 22:58.641
‫اما آخرش همه نگاهم می‌کنن

22:59.001 --> 23:00.681
‫خیلی‌خب

23:01.101 --> 23:04.421
‫زود باشید بچه‌ها‌.
‫کلی دستکش هست که باید بفروشیم

23:04.421 --> 23:05.581
‫همه‌ی حواسا به من باشه

23:05.581 --> 23:08.461
‫این‌ دستمال‌ها دیگه واسه
پی‌پی کردن نیستن که

23:08.461 --> 23:10.061
‫بخوایم فلاش‌شون کنیم

23:10.061 --> 23:12.736
‫این‌ها دستکش‌های آشپزخونه‌ن که

23:12.761 --> 23:14.341
‫می‌اندازیم‌شون تو سطل آشغال

23:14.341 --> 23:16.741
‫خب؟ دستمال آشپزخونه‌ی همه‌منظوره،
‫برای همه‌ی سطوح،

23:16.741 --> 23:18.461
‫محکم و خوش‌دست

23:18.461 --> 23:20.021
‫حالیتـه؟ حالیتـه؟

23:20.021 --> 23:21.361
‫- آره
‫- آره. خوبـه

23:21.361 --> 23:24.861
‫بچسبونید و بفروشید بچه‌ها.
‫بچسبونید و بفروشید

23:24.861 --> 23:26.301
‫عالیـه ند

23:26.301 --> 23:29.081
‫بله، ببخشید با جف ارینگتون کار داشتم

23:29.081 --> 23:30.021
‫خیلی ممنونم

23:30.021 --> 23:31.721
‫سلام جف. من ند سمپسونم

23:31.721 --> 23:33.381
‫از شرکت سافتیز تماس می‌گیرم

23:33.381 --> 23:35.521
‫مطمئنم اسم‌ ما رو شنیدی.
‫من که اسم شما رو شنیدم

23:35.521 --> 23:37.921
‫چون پنج روز در هفته تو
باشگاه‌تون ورزش می‌کنم

23:37.921 --> 23:40.801
‫جف، تو زندگی من رو عوض کردی و
‫حالا هم من می‌خوام زندگی تو رو عوض کنم

23:40.801 --> 23:43.381
‫خوبـه؟ عالیـه

23:44.841 --> 23:47.141
‫می‌تونم کل شب رو فک بزنم اما
‫هیچ‌کدوم از حرفام به پای

23:47.141 --> 23:49.901
‫این نمی‌رسه که یکی از این
‫دستکش‌های معجزه‌آسا رو دستت کنی و

23:49.901 --> 23:51.141
‫توی این شهر کثیف راه بری

23:51.141 --> 23:53.241
‫هنوز مونده، اگه همین حالا
‫سفارش عمده بدی

23:53.241 --> 23:54.681
‫۳۰ درصد تخفیف بهت میدم

23:54.681 --> 23:56.681
‫خیلی‌خب، اولین بار کِی بوی فاضلاب رو

23:56.681 --> 23:58.661
‫توی آشپزخونه‌تون حس کردید؟

23:58.661 --> 24:00.881
‫نیکی، اصلاً همین که گفتی انبار غلات

24:00.881 --> 24:02.541
‫یاد شغل تابستونیم افتادم

24:02.541 --> 24:04.921
‫لی، اصلاً همین که گفتی سالن ناخن‌ داری،

24:04.921 --> 24:06.941
‫یاد شغل تابستونیم افتادم

24:07.801 --> 24:09.401
‫تو بازیکن حرفه‌ای فریزبی‌ای؟

24:09.401 --> 24:11.181
‫منم بازیکن حرفه‌ای فریزبی‌ام!

24:11.181 --> 24:12.781
‫تو دونده‌ای؟ من پاسورم!

24:12.781 --> 24:14.321
‫چه خفن!

24:18.341 --> 24:21.381
‫خیلی‌خب، مسئول تعمیر خط اصلی کیه؟

24:21.381 --> 24:23.701
‫- جالبـه
‫- این واسه تمیز کردن چوب غذاخوریـه، مِی

24:23.701 --> 24:27.801
‫البته که واسه تمیز کردن چوب غذاخوریـه،
‫اصلاً واسه همین درست شده

24:29.281 --> 24:31.641
‫خیلی‌خب. می‌تونی ماه بعد برگردی

24:31.641 --> 24:35.891
‫گفتید خونه‌تون واقعاً جهنم شده یا
‫مثل جهنم شده؟

24:35.891 --> 24:37.821
‫فقط می‌خوام اون دوتا کلمه رو بشنوم،
‫«من پایه‌م»

24:37.821 --> 24:39.921
‫بگو. بگو. بگو

24:39.921 --> 24:41.751
‫زیبا گفتی!

24:41.751 --> 24:43.581
‫جانمی! ایول!

24:43.581 --> 24:45.201
‫حالا بیاید وسط، حالا بیاید وسط

24:45.201 --> 24:50.541
‫حالا، حالا، حالا بیاید وسط

24:50.541 --> 24:52.421
‫چطوری کارمون به اینجا رسید؟

24:52.421 --> 24:53.681
‫خیلی ممنونم قربان

24:53.681 --> 24:55.321
‫همکاری با شما باعث افتخاره

24:55.321 --> 24:57.981
‫ایول! همینـه!

24:57.981 --> 25:00.281
‫همینـه عزیزم!

25:00.281 --> 25:02.881
‫گاهی‌اوقات، بهترین راه برای خدمت به روزنامه

25:02.881 --> 25:06.241
‫انتشار یه مطلب مهمـه

25:06.241 --> 25:09.181
‫گاهی اوقات هم، استعفا دادنـه

25:09.981 --> 25:13.541
‫گاهی اوقات هم با فروش یه خروار

25:13.541 --> 25:15.781
‫دستمال آشپزخونه‌‌ایـه که برندش عوض شده

25:15.781 --> 25:18.941
‫امروز، هرسه‌تاش بود

25:19.531 --> 25:24.684
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

25:25.621 --> 25:28.061
‫پسر کو ندارد نشان از پدر...

25:28.061 --> 25:30.501
‫دستکش بچه‌گونه کار رو در میاره

25:30.881 --> 25:33.101
‫بعد از استفاده در سطل زباله بریزید،
نه توالت

25:33.101 --> 25:35.081
‫بچه‌هه مشکلی نداره

25:35.081 --> 25:36.241
‫اما مادرش؟

25:36.241 --> 25:39.041
‫خجالت‌آوره. مریضی چیزیـه؟

25:39.041 --> 25:41.101
‫گردنش خشک شده؟

25:43.081 --> 25:46.631
‫ببخشید، میشه فیلم تست بازیگریم رو بهم بدید؟

25:46.655 --> 25:53.655
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

25:53.679 --> 26:00.679
‫مترجم: «محمدعلی sm »
