WEBVTT

00:07.549 --> 00:09.451
‫- صبر کن، وایستا، زویی.
‫- چی شده؟

00:09.452 --> 00:11.355
‫- مسموم شده.
‫- چی؟

00:11.356 --> 00:13.191
‫باید فرض کنم منم مبتلا شدم

00:13.192 --> 00:15.998
‫یه پادزهر داره، ولی دست اوناست

00:15.999 --> 00:17.133
‫تنها فرصتم...

00:17.134 --> 00:19.004
‫اینه که بذارم منو بگیرن

00:19.005 --> 00:21.175
‫معامله بهم خورد.
‫یکی علیه من حرکتی زده

00:21.176 --> 00:23.412
‫وقت ندارم مشخص کنم...

00:23.413 --> 00:25.984
‫تو هم بخشی ازش بودی یا نه...

00:25.985 --> 00:28.022
‫پس فرض می‌کنم بودی...

00:28.023 --> 00:30.059
‫و با همین فرض پیش میرم

00:30.060 --> 00:31.462
‫زویی

00:31.463 --> 00:33.299
‫هارولد هارپر منو فرستاده.
‫می‌خواست مطمئن بشه خوبی

00:33.300 --> 00:34.835
‫میای؟

00:34.836 --> 00:35.938
‫سلام، ماریون

00:35.939 --> 00:37.273
‫در مورد کارتل می‌دونم

00:37.274 --> 00:39.444
‫در مورد معدن مشبهار می‌دونم

00:39.445 --> 00:42.317
‫فراز همزاد از هیچ پیشنهادمون خوشش نمی‌اومد

00:42.318 --> 00:44.555
‫برای استفاده از معادن مشبهار...

00:44.556 --> 00:47.962
‫تا سالها، تا دهه‌ها و
‫برای اینکه ثابت نگهش داری...

00:47.963 --> 00:50.099
‫به یه نوع شریک دیگه نیاز داری

00:50.100 --> 00:52.470
‫داشتم کمکت می‌کردم
‫پروانه همزاد رو نجات بدی...

00:52.471 --> 00:54.709
‫چون می‌خواستم تو منو به...

00:54.710 --> 00:57.147
‫پروانه همزاد معرفی کنی

00:57.148 --> 01:02.148
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:07.150 --> 01:11.150
‫[پیرمرد]

01:10.073 --> 01:12.511
‫بابا؟

01:12.512 --> 01:14.515
‫بله؟

01:14.516 --> 01:17.020
‫میشه منو از روی بلندگو برداری؟

01:17.021 --> 01:19.491
‫آره، اینجام

01:21.964 --> 01:25.069
‫ازت می‌خوام یه کاری برام بکنی

01:25.070 --> 01:26.973
‫چه کاری؟

01:28.978 --> 01:31.315
‫می‌خوام بپذیریش

01:34.522 --> 01:37.561
‫که چرا این اتفاق داره می‌افته

01:37.562 --> 01:39.766
‫چرا اتفاق افتاد

01:42.839 --> 01:45.276
‫اینجا یه چیزی پیدا کردم

01:47.347 --> 01:49.451
‫این خونواده برام مهمه

01:51.156 --> 01:53.192
‫تا اینجاش حقیقت داره

02:00.240 --> 02:03.345
‫و این به معنای پس زدن تو یا مامان نیست

02:03.346 --> 02:04.949
‫این قسمتش هم حقیقت داره

02:04.950 --> 02:07.320
‫بهم قول بده یه راهی پیدا می‌کنی
‫تا اینو بپذیری

02:07.321 --> 02:09.424
‫باید بدونم که قرار نیست...

02:09.425 --> 02:11.763
‫بقیه عمرت رو صرف متنفر بودن
‫از این اتفاق بکنی

02:11.764 --> 02:13.633
‫از من به خاطر این اتفاق بیزار باشی...

02:13.634 --> 02:16.138
‫یا از این خونواده بیزار باشی

02:17.642 --> 02:19.746
‫ازت می‌خوام بپذیری...

02:19.747 --> 02:22.250
‫این چیزیه که من می‌خوام

02:22.251 --> 02:23.654
‫میشه این کار رو برام بکنی؟

02:24.321 --> 02:25.891
‫میشه لطفا این کار رو برام بکنی؟

02:25.892 --> 02:28.664
‫لعنتی. لعنتی. نه، صبر کن!

02:52.077 --> 02:53.580
‫همزاد

02:53.581 --> 02:55.884
‫همزاد. همزاد

02:58.256 --> 03:00.059
‫تنها همزاد اینجام منم

03:00.060 --> 03:01.494
‫همزاد

03:01.495 --> 03:03.065
‫همزاد

03:03.066 --> 03:04.969
‫تنها همزاد اینجا منم

03:04.970 --> 03:06.037
‫تنها همزاد اینجا منم!

03:06.038 --> 03:07.474
‫همزاد؟

03:07.475 --> 03:10.446
‫تنها همزاد اینجا منم

03:10.447 --> 03:12.450
‫تنها همزاد اینجا منم

03:14.288 --> 03:17.360
‫همزاد...

03:22.137 --> 03:24.374
‫فراز همزاد مُرده

03:25.512 --> 03:27.347
‫من دخترشم

03:30.254 --> 03:31.555
‫کی هستن؟

03:31.556 --> 03:33.961
‫کسی نیستن که برات مهم باشن

03:35.030 --> 03:37.501
‫یه خواهر داشت

03:37.502 --> 03:39.773
‫ولی شما الان کشتینش

03:41.142 --> 03:44.682
‫پس منم تنها کسیم که
‫زنده مونده و کسب و کارشو می‌شناخت

03:45.985 --> 03:50.326
‫کاری به اونا نداشته باش تا بهت کمک کنم

03:50.327 --> 03:53.833
‫کمکم کنی؟ چطوری؟

03:53.834 --> 03:56.873
‫در مورد اینجا هر چی بخوای بدونی بهت میگم

03:56.874 --> 03:58.375
‫چطوری کار می‌کنه

03:58.376 --> 04:01.081
‫چیزها کجا پنهان شدن

04:01.082 --> 04:02.785
‫چیزهایی که نیاز داری بدونی...

04:02.786 --> 04:05.991
‫که تا ابد طول می‌کشه پیداشون کنی

04:07.930 --> 04:09.532
‫بهت میگم

04:19.535 --> 04:24.535
‫« مترجم: داوود آجرلو»
‫Highbury

05:04.041 --> 05:07.981
‫دستور دارم خونواده رو جدا کنم

05:07.982 --> 05:10.086
‫از بین ببری‌شون

05:11.824 --> 05:14.628
‫هیچکس نمی‌فهمه تو اینجایی

05:14.629 --> 05:19.639
‫اگه دروغ بگی، دیگه هیچکس
‫تو رو نمی‌بینه

05:27.622 --> 05:29.959
‫هر چی می‌دونی رو بنویس

05:32.999 --> 05:35.838
‫از کجا مطمئن باشم بقیه در امانن؟

06:16.839 --> 06:17.839
‫ممنونم

06:22.840 --> 06:24.840
‫روسی بلدی؟

06:26.841 --> 06:27.841
‫یه کم

06:29.842 --> 06:31.842
‫چرا تا حالا روسی حرف نزدی؟

06:32.843 --> 06:33.843
‫گیج شده بودم

06:34.844 --> 06:35.844
‫ترسیده بودم

06:39.845 --> 06:41.845
‫اسم من پاول ـه

07:10.846 --> 07:12.846
‫اینجا اسلحه‌هاشونو قایم می‌کنن

07:21.847 --> 07:22.847
‫آمریکایی هستی؟

07:23.521 --> 07:25.056
‫بله

07:25.267 --> 07:27.057
‫ولی خونواده‌ت اینجاست

07:27.962 --> 07:29.866
‫بله

07:31.867 --> 07:34.867
‫و با زبونی که متوجه نمیشن
‫بهشون خیانت می‌کنی

07:38.551 --> 07:40.754
‫بله

07:42.755 --> 07:44.125
‫چرا؟

07:47.126 --> 07:49.126
‫برای محافظت ازشون

07:51.127 --> 07:53.127
‫چون دوستشون دارم

09:15.128 --> 09:17.128
‫از طرف سروان ـه

09:19.129 --> 09:21.129
‫هر چیزی که بهمون گفتی
‫حقیقت داشته

09:21.130 --> 09:22.130
‫اسلحه‌ها. مخازن

09:22.131 --> 09:25.131
‫سوابق. همه همونجایی بودن که گفتی

09:26.132 --> 09:29.132
‫می‌خواست بدونی که ازت قدردانی می‌کنه

09:31.133 --> 09:33.133
‫تشکر کنه؟

09:34.134 --> 09:36.134
‫یا بیشتر بخواد؟

09:41.135 --> 09:43.135
‫حالا اسامی رو می‌خواد

09:44.136 --> 09:46.136
‫هر کسی که باید نگرانش باشیم...

09:46.137 --> 09:50.137
‫که نمیشه باهاش صلح کرد، هر کسی
‫که ممکنه تصمیم بگیره دردسر درست کنه

09:50.138 --> 09:53.138
‫ازم می‌خوای بهت بگم کی رو بکشی

10:11.139 --> 10:13.139
‫جایزه نمی‌خوام

10:15.140 --> 10:17.140
‫برای این گرفتن جایزه این کار رو نمی‌کنم

10:26.141 --> 10:29.141
‫فکر می‌کنی حاضر میشن
‫تو رو دوباره بین خودشون راه بدن؟

10:30.142 --> 10:31.142
‫چی؟

10:32.143 --> 10:34.143
‫اونایی که نجات میدی رو میگم

10:35.144 --> 10:38.144
‫اونایی که خودتو به خاطرشون
‫به خطر میندازی

10:42.145 --> 10:44.145
‫اگه وقتی برگردی پیش‌شون...

10:45.146 --> 10:47.146
‫اینقدر فرق کرده باشی...

10:47.147 --> 10:49.147
‫زیادی تغییر کرده باشی، زیادی...

10:50.148 --> 10:51.148
‫زشت شده باشم؟

10:54.149 --> 10:57.149
‫اگه همیشه اینطوری بمونم چی

10:58.150 --> 11:00.150
‫و اگه هیچوقت کسی متوجه نشه چی؟

11:01.151 --> 11:04.151
‫اگه هر کاری از دستم بربیاد چی...

11:09.152 --> 11:12.152
‫تا آدم‌هایی که دوست دارم رو حفظ کنم؟

13:28.149 --> 13:29.985
‫روس‌ها

13:30.721 --> 13:32.155
‫معدن رو از دست دادن

13:32.156 --> 13:33.559
‫بله

13:33.560 --> 13:35.428
‫- به کی؟
‫- مشخص نیست

13:35.429 --> 13:39.303
‫خب، شاید، ولی الان چنین
‫حرفی رو بهت نزدن

13:39.304 --> 13:40.940
‫همه‌ش این نبود

13:40.941 --> 13:42.409
‫کی معدن رو گرفته؟

13:42.410 --> 13:45.215
‫یه گروه مصمم خاص از مبارزان محلی...

13:45.216 --> 13:48.890
‫که به نظر میاد روس‌های
‫داخل معدن رو از بین بردن

13:51.663 --> 13:53.265
‫آره، و؟

13:53.266 --> 13:57.875
‫شایعه شده که رهبر اونا یه زنه

13:59.111 --> 14:01.348
‫یه زن آمریکایی

14:04.321 --> 14:05.924
‫آنجلا

14:05.925 --> 14:08.863
‫آنجلا زنده‌س

14:08.864 --> 14:10.800
‫بله، ولی شاید زیاد زنده نمونه

14:10.801 --> 14:14.106
‫پاولوویچ داره نیروهای ذخیره تا
‫خود آفریقای مرکزی رو احضار می‌کنه

14:14.107 --> 14:16.244
‫هر آدمی که توی ارتششه میاد
‫تا اون منطقه رو پس بگیرن

14:16.245 --> 14:18.181
‫خب، می‌تونی جلوی این اتفاق رو بگیری

14:18.182 --> 14:20.185
‫و چرا باید بخوام چنین کاری بکنم؟

14:20.186 --> 14:21.521
‫چون می‌دونی اشتباه بود...

14:21.522 --> 14:23.626
‫که از اول پای اونو وسط بکشی

14:23.627 --> 14:25.797
‫می‌دونی که آنجلا...

14:25.798 --> 14:28.001
‫در بلند مدت شریک بهتری برات میشه

14:28.002 --> 14:29.738
‫بهم گفتی که هرگز طرف منو نمی‌گیره

14:29.739 --> 14:32.511
‫بهم گفتی هرگز حتی حاضر نبودی
‫بهم اجازه بدی امتحانش کنم

14:32.512 --> 14:34.179
‫جونش در خطره

14:34.180 --> 14:36.585
‫فکر کنم جون جانی هم ممکنه در خطر باشه

14:36.586 --> 14:40.493
‫الان شاید هیچ محدودیتی
‫برای کاری که می‌کنم وجود نداشته باشه

14:51.047 --> 14:54.754
‫می‌دونی، واقعا تیزهوش‌تر شدی، هارولد

14:54.755 --> 14:58.094
‫مطمئنم که اینطور نیست،
‫ولی برای یه لحظه...

14:58.095 --> 15:00.967
‫حرفهاتو باور کردم

15:01.736 --> 15:03.706
‫کمکم کن تمومش کنم

15:03.707 --> 15:08.482
‫می‌تونیم بعدش سر اتفاقی که می‌افته
‫دعوا کنیم، بعدش

15:11.556 --> 15:13.492
‫چطوری تمومش کنی؟

15:30.661 --> 15:32.964
‫فکر می‌کنی مُرده؟

15:32.965 --> 15:35.536
‫- دونستنش غیرممکنه
‫- می‌دونم

15:35.537 --> 15:38.109
‫ازت می‌پرسی به نظرت مُرده یا نه

15:38.877 --> 15:41.548
‫اگه ندونم نظر من چه تفاوتی ایجاد می‌کنه؟

15:41.549 --> 15:43.385
‫چون...

15:43.386 --> 15:46.558
‫یه راه اینه که کمکم کنی
‫پیداش کنم و نجاتش بدم...

15:46.559 --> 15:48.896
‫و راه دیگه اینه وانمود کنی
‫بهم کمک می‌کنی...

15:48.897 --> 15:52.270
‫تا وقتی که بهم نیاز داری تا
‫کمکت کنم پاولوویچ رو بکشی

15:53.573 --> 15:55.175
‫بهت قول دادم

15:55.176 --> 15:57.112
‫شاید توی این کار تازه‌کار باشم...

15:57.113 --> 15:59.685
‫ولی اینقدر می‌دونم که بدونم
‫یه قول چه ارزشی داره

16:00.787 --> 16:03.826
‫پیرمرد اون کار رو باهات کرد، مگه نه؟

16:03.827 --> 16:05.529
‫کدوم کار؟

16:05.530 --> 16:08.334
‫همون مزخرف که می‌گفت
‫به دست گرفتن چاقو...

16:08.335 --> 16:11.340
‫مثل اینه که همدردی کنی و
‫توی دست دیگه‌ت...

16:11.341 --> 16:13.144
‫یه چیز دیگه باشه

16:13.145 --> 16:17.019
‫- بی‌‌رحمی
‫- آره، همون

16:17.020 --> 16:19.725
‫- یعنی میگی اینطور نیست؟
‫- برای اون؟

16:19.726 --> 16:21.595
‫زیادی درسته

16:21.596 --> 16:24.968
‫می‌دونستم نمی‌تونم به یه کلمه
‫از حرفهات اعتماد کنم...

16:24.969 --> 16:27.840
‫یا شاید کلی تمرین لازم داشت...

16:27.841 --> 16:29.878
‫تا بدونی به کدوم کلمات اعتماد کنی

16:29.879 --> 16:34.186
‫به هر حال، بازی ازش خواسته بود
‫چنین نقشی رو بازی کنه

16:34.187 --> 16:36.391
‫افعی کثافت

16:37.259 --> 16:39.531
‫و هیچکس بهتر از اون نبود

16:41.402 --> 16:43.104
‫ولی پیرمرد می‌دونست...

16:43.105 --> 16:46.344
‫هر کلمه‌ای که من میگم محکم و قطعی ـه

16:47.213 --> 16:49.183
‫نقش من توی بازی همینه

16:53.025 --> 16:55.730
‫کمکم کن به پاولوویچ برسم

16:56.566 --> 16:59.538
‫منم کمکت می‌کنم دن چیس رو پیدا کنی

17:09.090 --> 17:10.527
‫بله

17:11.562 --> 17:13.165
‫فهمیدم

17:13.166 --> 17:15.069
‫ده دقیقه دیگه می‌رسیم

17:16.371 --> 17:20.045
‫هر کاری که می‌خوای بکنی، سریع انجامش بده

17:21.583 --> 17:23.652
‫داره به هدف نزدیکتر میشه

17:23.653 --> 17:25.489
‫می‌خوای چی کار کنی؟

17:26.491 --> 17:28.361
‫ازت نمی‌خوام کاری بکنی...

17:28.362 --> 17:31.367
‫که تا الان انجامش ندادی

17:31.368 --> 17:34.273
‫حتی اگه پاولوویچ بتونه خودشو
‫از این مخمصه نجات بده...

17:34.274 --> 17:36.578
‫چقدر طول می‌کشه تا مخمصه بعدی...

17:36.579 --> 17:39.852
‫چیزی بشه که تر و تمیز کردنش
‫برات غیرممکن بشه؟

17:39.853 --> 17:42.690
‫غیرممکن بشه همه چیزو برگردوند سر جاش؟

17:42.691 --> 17:44.394
‫غیرممکن

17:45.664 --> 17:49.570
‫برای مردی مثل تو، کنار اومدن
‫با این کلمه باید خیلی سخت باشه

17:49.571 --> 17:52.744
‫و با اینحال همیشه نوک زبونت بوده

17:52.745 --> 17:56.819
‫راضی کردن آنجلا آدامز به همکاری غیرممکنه

17:56.820 --> 18:00.358
‫انجام کار اطلاعاتی
‫و تشکیل خونواده غیرممکنه

18:00.359 --> 18:05.135
‫غیرممکنه بشه منو درک کرد،
‫خوشحال کرد، بهم اعتماد کرد

18:05.136 --> 18:07.139
‫ولی اون چه دختر جوان و جاه‌طلبیه

18:07.140 --> 18:09.344
‫چطور می‌تونم مثل اون باشم؟

18:13.452 --> 18:16.223
‫تمایلت به مطلق‌گرایی همیشه
‫بخشی از وجودت بود...

18:16.224 --> 18:18.394
‫که درکش برام خیلی سخت بود

18:18.395 --> 18:21.266
‫ناسازگاری تو با مطلق‌گرایی هم
‫درکش برام سخت بود

18:21.267 --> 18:23.773
‫بعضی چیزها باید مطلق باشن

18:23.774 --> 18:25.510
‫چه چیزهایی؟

18:25.511 --> 18:27.913
‫چیزهایی که به آدم‌هایی
‫که دوستشون داریم مدیونیم...

18:27.914 --> 18:31.622
‫باید ثابت باشن، باید مصون باشن

18:31.623 --> 18:34.661
‫و فداکارهایی که تو برای
‫آنجلا انجام میدی...

18:34.662 --> 18:36.163
‫برات مصون و مقدس هستن؟

18:36.164 --> 18:37.834
‫بله

18:37.835 --> 18:40.540
‫مهم نیست چقدر برات هزینه داشته باشه؟

18:48.723 --> 18:52.196
‫می‌تونستی مرد بزرگی باشی، هارولد...

18:54.100 --> 18:58.375
‫اگه اینقدر نمی‌ترسیدی
‫بقیه رو ناامید کنی

19:01.248 --> 19:03.920
‫برو به جهنم

19:07.921 --> 19:08.921
‫سرپرست لطفا

19:08.922 --> 19:09.922
‫فوری ـه

19:14.923 --> 19:15.923
‫منم

19:16.924 --> 19:18.924
‫فهمیدم که امروز اونجا یه
‫سری تغییرات داشتیم

19:18.925 --> 19:20.925
‫می‌خوام کمکت کنم اوضاع
‫رو تحت کنترل برگردونی...

19:21.221 --> 19:22.557
‫داریم راه می‌افتیم

19:22.558 --> 19:25.061
‫به زودی بهت میگم چطوری...

19:25.062 --> 19:27.065
‫به هدف نزدیک بشی

19:27.066 --> 19:28.467
‫مهمون کنفرانس هستیم

19:29.721 --> 19:31.792
‫یه گروه به زودی می‌رسن

19:31.793 --> 19:33.793
‫تو هم بی سر و صدا راه‌شون میدی تو

19:50.780 --> 19:52.617
‫به محل رسیدی؟

19:52.618 --> 19:54.521
‫رسیدیم

19:56.258 --> 19:58.428
‫کلی آدم مسلح اینجاست

19:58.429 --> 20:01.835
‫شرایط بد پیش بره،
‫حسابی گندش درمیاد...

20:01.836 --> 20:03.706
‫اونم خیلی سریع

20:03.707 --> 20:05.375
‫منتظر باش

20:05.376 --> 20:07.881
‫یه اتفاقی داره می‌افته

20:23.980 --> 20:25.716
‫چی شد؟

20:25.717 --> 20:28.021
‫تیم امنیتی نماینده‌های چین...

20:28.022 --> 20:31.194
‫از بقیه نماینده‌ها خواستن
‫به تیم امنیتی‌شون بگن...

20:31.195 --> 20:35.569
‫وانمود کنن تا 15 دقیقه بعدی
‫وجود خارجی ندارین

20:35.570 --> 20:39.176
‫پاولوویچ با مامورهاش توی
‫اتاق کلبه چهارده‌ست

20:39.177 --> 20:40.513
‫هفت نفر مامور داره

20:40.514 --> 20:42.049
‫از اومدن تو بی‌خبرن

20:42.050 --> 20:44.353
‫کار رو انجام بده و بیا بیرون

20:44.354 --> 20:46.725
‫دریافت شد. منتظر خبر باش

20:46.726 --> 20:48.795
‫من چه کاری از دستم برمیاد؟

20:48.796 --> 20:50.599
‫هیچی

20:50.600 --> 20:52.503
‫هدف رو پیدا می‌کنم
‫و بهت خبر میدم

20:52.504 --> 20:54.474
‫- چه کار می‌تونم بکنم؟
‫- هیچی

20:58.215 --> 21:00.118
‫یکی رو زنده نگه می‌دارم

21:00.119 --> 21:03.424
‫هر کاری می‌کنم تا جای چیس
‫رو از زیر زبونش بیرون بکشم...

21:03.425 --> 21:05.930
‫ولی وقت زیادی نمونده که
‫پادزهر رو بهش برسونیم

21:05.931 --> 21:07.934
‫پس عجله کن

21:29.043 --> 21:31.247
‫کاری به کارم ندارن

21:31.248 --> 21:33.519
‫حداقل فعلا

21:35.691 --> 21:37.861
‫دارم به سمت کلبه میرم

22:28.663 --> 22:29.964
‫اونجایی؟

22:29.965 --> 22:31.802
‫- آره.
‫- فقط دو نفر رو دیدم

22:31.803 --> 22:33.437
‫فکر کنم دارن میان سمت تو

22:33.438 --> 22:35.008
‫فهمیدم

23:23.639 --> 23:26.177
‫تو کدوم خری هستی؟

23:38.502 --> 23:41.107
‫می‌دونی من کیم؟

23:42.811 --> 23:45.148
‫تو کسی هستی که پیرمرد رو کشت

23:50.392 --> 23:52.831
‫و من کسی هستم که تو رو کشت

24:09.798 --> 24:11.901
‫یکی‌شونو گرفتم

24:11.902 --> 24:14.574
‫هر کاری بتونم می‌کنم تا
‫جاشو از زیر زبونش بیرون بکشم

24:14.575 --> 24:17.212
‫نیازی بهش ندارم

24:17.213 --> 24:19.249
‫پیداش کردم

24:32.109 --> 24:33.945
‫انجام شد

24:33.946 --> 24:36.183
‫همکارهام یه داستانی سرهم می‌کنن

24:36.184 --> 24:39.857
‫تو ازم جلوتری

24:39.858 --> 24:41.360
‫مُرد

24:43.231 --> 24:45.068
‫هارولد

24:49.043 --> 24:50.880
‫خوشحالم اومدی

24:51.649 --> 24:53.552
‫دیدن دوباره‌ت خوب بود

25:02.671 --> 25:04.372
‫خودت گفتی

25:04.373 --> 25:07.547
‫هیچوقت اجازه نمیدی نزدیک آنجلا بشم

25:16.397 --> 25:18.101
‫متاسفم

25:19.103 --> 25:21.207
‫آره، مطمئنم که هستی

25:59.685 --> 26:01.320
‫وای، نه

26:01.321 --> 26:03.893
‫لعنتی

26:15.182 --> 26:16.518
‫باشه

26:19.224 --> 26:20.592
‫پیداش کردم

26:20.593 --> 26:22.162
‫- زنده‌س؟
‫- نمی‌دونم

26:22.163 --> 26:24.266
‫می‌دونی چطور نبضش رو بگیری؟
‫کنار نای رو لمس کن

26:24.267 --> 26:25.870
‫صبر کن

26:26.638 --> 26:29.042
‫نمی‌تونم تشخیص بدم. شاید؟

26:29.043 --> 26:31.915
‫- بهش پادزهر رو زدی؟
‫- نه. الان می‌زنم

26:34.053 --> 26:35.989
‫- هر سه دوز رو بهش بزن
‫- باشه

26:35.990 --> 26:37.527
‫و اونی که زرده

26:37.528 --> 26:40.065
‫باشه. کثافت

26:40.834 --> 26:42.904
‫باشه، الان می‌زنم

26:45.042 --> 26:47.981
‫باشه

27:03.011 --> 27:04.613
‫فایده‌ای داشت؟

27:04.614 --> 27:06.718
‫نه

27:06.719 --> 27:08.888
‫گفتی احیا رو بلدی. انجامش بده

27:08.889 --> 27:11.627
‫باشه، شروع می‌کنیم.
‫شروع می‌کنیم، از پسش برمیام

29:06.424 --> 29:09.462
‫بیدار شدی

29:11.368 --> 29:13.906
‫- اینجا کجاست؟
‫- یه خونه امنه

29:13.907 --> 29:15.709
‫مال مورگن بود

29:15.710 --> 29:17.345
‫مدت زیادیه که هیچکس
‫ازش استفاده نکرده

29:17.346 --> 29:19.717
‫- ببین، هیچکس نمی‌دونه اینجاییم.
‫- چطوری...

29:19.718 --> 29:22.088
‫برای اوردنت به اینجا یه کوچولو کمک داشتم

29:22.089 --> 29:24.760
‫- هارولد؟
‫- نه، نه

29:24.761 --> 29:26.831
‫جولین، همکار مورگن

29:26.832 --> 29:29.469
‫ولی مدتی میشه که ما دو تا تنهاییم

29:29.470 --> 29:31.541
‫چند روز گذشته همه‌ش
‫به هوش میای و از هوش میری

29:31.542 --> 29:33.545
‫زیاد از حد یه جا موندیم

29:33.546 --> 29:35.014
‫نه. نه، نه، اینجا در امانیم

29:35.015 --> 29:36.383
‫- اینجا در امانیم.
‫- نه، بعد از کاری که کردیم...

29:36.384 --> 29:38.588
‫- آدم‌ها میان سراغ‌مون
‫- در امانیم

29:38.589 --> 29:40.224
‫در امانیم

29:40.225 --> 29:42.963
‫هیچکس نمی‌دونه اینجاییم

29:42.964 --> 29:45.035
‫فرار کردیم

29:47.540 --> 29:50.277
‫هیچکس؟ هیچکس نمی‌دونه؟

29:50.278 --> 29:53.986
‫خب، جولین می‌دونه، ولی
‫مورگن بهش اعتماد داشت

29:53.987 --> 29:55.689
‫- هارولد؟
‫- نه

29:55.690 --> 29:58.427
‫نه، حس می‌کردیم اینقدر
‫امن نیست که باهاش تماس بگیریم

29:58.428 --> 30:00.833
‫شاید، شاید یه روز تماس بگیریم.
‫بیا، بخور

30:04.942 --> 30:07.379
‫یکی دیگه هم هست، مگه نه؟

30:09.150 --> 30:11.921
‫آره، یکی دیگه هم هست

30:11.922 --> 30:13.825
‫بچه‌مه

30:13.826 --> 30:15.996
‫و هیچکس نمی‌تونه از طریق اون بهم برسه

30:15.997 --> 30:17.298
‫هر کسی که می‌خواد پیدامون کنه...

30:17.299 --> 30:19.904
‫حتی نمی‌دونه زویی مکدونالد وجود داره

30:19.905 --> 30:21.473
‫مراقب بودم

30:21.474 --> 30:25.281
‫قبل از اینکه جولین بره، مطمئن شدم
‫چطوری مطمئن بشم هیچکس نمی‌دونه

30:25.282 --> 30:28.588
‫- اینجا یه جزیره‌س
‫- باشه

30:28.589 --> 30:30.859
‫- ممنونم
‫- باشه

30:34.902 --> 30:36.370
‫در امانیم

30:36.371 --> 30:39.375
‫تا وقتی که لازم باشه و بخوایم
‫می‌تونیم اینجا بمونیم

30:43.585 --> 30:46.558
‫می‌خوای یه مدت اینجا کنارم بمونی؟

31:08.468 --> 31:10.572
‫وقتی دختربچه بودم...

31:10.573 --> 31:14.079
‫از تاریکی می‌ترسیدم...

31:14.080 --> 31:17.252
‫و از تمام چیزهایی که نمی‌تونستم ببینم

31:20.993 --> 31:25.468
‫چیزهای امیدوارکننده‌ای که
‫ایمان داشتن به آدم وعده می‌داد...

31:28.609 --> 31:31.714
‫و همینطور داستان‌ها...

31:31.715 --> 31:34.219
‫هرگز بهشون اعتماد نداشتم

31:35.824 --> 31:38.929
‫نمی‌تونستم تصور کنم چطور
‫آدم می‌تونه به این چیزها اعتماد کنه

31:45.643 --> 31:48.314
‫چون در تاریکی که جلوی آدم قرار داره...

31:49.083 --> 31:51.955
‫دیگه چی کمین کرده بود؟

31:55.361 --> 31:58.167
‫همیشه مطمئن بودم که
‫یه چیز دیگه اون بیرون...

31:58.168 --> 32:00.038
‫توی تاریکی هست

32:03.244 --> 32:05.983
‫ولی این...

32:07.720 --> 32:09.991
‫این حس متفاوتی داره

32:11.695 --> 32:16.036
‫در مورد بابات، حس می‌کردم
‫همیشه باید...

32:16.037 --> 32:18.140
‫از خودم دفاع کنم...

32:18.141 --> 32:20.578
‫از هر چیزی که...

32:20.579 --> 32:23.116
‫قرار بود از دل ناشناخته‌ها بیاد بیرون...

32:23.117 --> 32:25.757
‫از هر چی که ممکنه یه
‫گوشه قایم شده باشه

32:26.592 --> 32:30.398
‫و الان چنین حسی نداری؟

32:31.835 --> 32:34.072
‫نه

32:34.073 --> 32:37.145
‫نه، ندارم

32:38.849 --> 32:40.686
‫انگار خوشحالی، مامان

32:42.189 --> 32:44.226
‫لیاقتش رو داری

32:45.697 --> 32:48.301
‫شاید یه موقعی باهاش آشنا بشم

33:07.674 --> 33:10.211
‫عینکم رو دیدی؟

33:10.980 --> 33:13.083
‫- چی؟
‫- عینکم

33:13.084 --> 33:14.954
‫حس می‌کنم الان دستم بود

33:14.955 --> 33:16.222
‫همه‌ش یه چیزهایی رو گم می‌کنم

33:16.223 --> 33:18.628
‫انگار توی این خونه جن داریم

33:18.629 --> 33:21.400
‫احتمالش کمه. هی

33:25.809 --> 33:27.913
‫ایناهاش

33:27.914 --> 33:30.485
‫داری برتری‌تو از دست میدی

33:31.254 --> 33:32.790
‫شوخی نکن

33:36.732 --> 33:39.403
‫چیزی نگرانت می‌کنه؟

33:40.740 --> 33:42.577
‫نه

33:43.546 --> 33:46.852
‫فکر کنم مشکل همین باشه

33:47.754 --> 33:51.327
‫خیلی چیزها هست که باید
‫نگران‌شون باشم

33:53.632 --> 33:58.373
‫دنیایی پر از سوال رو
‫بی‌پاسخ ترک کردیم

33:58.374 --> 34:01.847
‫توی اخبار هیچی از کارتل نمیگن...

34:01.848 --> 34:04.920
‫چون چی شده، از هم پاشیده؟

34:04.921 --> 34:07.626
‫چون گول خوردیم که چقدر
‫بهش نزدیک شدیم؟

34:07.627 --> 34:11.466
‫چون هنوزم تنها آدم‌هایی هستیم
‫که ازش خبر داریم؟

34:11.467 --> 34:14.973
‫اون جاسوسی که توی
‫پاسگاه انگلیسی دیدیش...

34:14.974 --> 34:17.747
‫به دوستاش حرفی زده؟

34:19.249 --> 34:23.224
‫اگه گفته باشه چیزی جلودارشون
‫هست که ما رو پیدا نکنن؟

34:25.829 --> 34:29.469
‫یه کلمه آلمانی هست که یادم نمیاد...

34:29.470 --> 34:33.143
‫برای توصیف ایده‌ای که
‫وانمود میشه دیده نمیشه...

34:33.144 --> 34:35.280
‫چون وقتی فهمیده بشه...

34:35.281 --> 34:38.387
‫هیچکس نمی‌تونه وانمود کنه واقعیت نداره

34:43.966 --> 34:46.370
‫ای کاش یادم می‌اومد

34:48.308 --> 34:50.444
‫اگه نگران این چیزها هستی...

34:50.445 --> 34:53.317
‫فکر می‌کنی چرا نادیده‌شون می‌گیری؟

35:02.537 --> 35:06.511
‫چون نمی‌خوام وضعیت تغییر کنه

35:10.919 --> 35:13.659
‫نمی‌خوام تموم بشه

37:26.090 --> 37:27.324
‫هی، جن، سفارش آماده‌س

37:27.325 --> 37:28.862
‫مرسی

37:47.534 --> 37:49.468
‫حالت خوبه، جو؟

38:17.794 --> 38:19.462
‫ایشون زویی ـه

38:20.666 --> 38:22.969
‫زویی، ایشون دخترمه، امیلی

38:22.970 --> 38:25.542
‫خیلی خوبه که بالاخره
‫باهات آشنا میشم

38:26.310 --> 38:28.080
‫منم از آشناییت خوشحالم

38:29.517 --> 38:31.653
‫پیدا کردنت آسون نبود

38:31.654 --> 38:33.691
‫خیلی متاسفم، فکر کردیم...

38:33.692 --> 38:36.864
‫اشکالی نداره، اشکالی نداره

38:36.865 --> 38:39.503
‫واقعا خیلی خوشحالم که اینجایی

38:39.504 --> 38:42.475
‫واقعا خوشحالم که حالت خوبه

38:43.277 --> 38:45.014
‫تو خوبی؟

38:48.955 --> 38:50.592
‫اینجام

38:51.327 --> 38:52.996
‫سالم و سلامت

38:54.366 --> 38:55.902
‫همه چیزو برات تعریف می‌کنم، خب؟

38:55.903 --> 38:57.472
‫واقعا میگم

38:58.675 --> 39:00.612
‫می‌خوام بدونی

39:02.349 --> 39:04.086
‫ولی الان نه

39:05.021 --> 39:08.494
‫الان وقت کمه و به کمکت نیاز دارم

39:19.082 --> 39:22.555
‫شما دو تا اینجا خیلی تنها بودین، پس...

39:22.556 --> 39:25.160
‫اصلا نمی‌دونین چی سر
‫هارولد اومده، مگه نه؟

39:25.161 --> 39:27.297
‫چی شده؟

39:27.298 --> 39:29.737
‫رفته

39:29.738 --> 39:30.905
‫رفته؟

39:30.906 --> 39:34.245
‫رفت زن سابقش رو ببینه
‫تا ازش کمک بگیره...

39:34.246 --> 39:36.984
‫تا من و تو رو نجات بده

39:36.985 --> 39:38.921
‫اونم هارولد رو یه جایی فرستاده

39:38.922 --> 39:40.758
‫و سعی داره ازش استفاده کنه...

39:40.759 --> 39:43.163
‫تا برای بدست اوردن کنترل
‫معدن مشبهار چونه بزنه

39:43.164 --> 39:45.902
‫با کی چونه بزنه؟

39:45.903 --> 39:47.805
‫فکر کردم که معدن از پاولوویچ...

39:47.806 --> 39:50.712
‫بوسیله چند تا اوباش توی دره گرفته شده

39:50.713 --> 39:53.885
‫یه جورایی بخوای همین اتفاق افتاده

39:55.355 --> 39:58.127
‫الان کنترل معادن دست کیه؟

39:59.363 --> 40:00.766
‫من

40:01.500 --> 40:04.038
‫و هر چی که از خونواده مونده

40:04.039 --> 40:06.643
‫ازم خواسته شده نماینده‌شون باشم

40:06.644 --> 40:09.683
‫ازم خواسته شده کمک کنم
‫تصمیم بگیریم چی کار کنیم

40:09.684 --> 40:13.389
‫ماریون از هارولد استفاده می‌کنه
‫تا منو آزار بده

40:13.390 --> 40:14.727
‫و دلم نمی‌خواد اذیت بشم

40:14.728 --> 40:17.264
‫نه الان و نه در این مورد

40:17.265 --> 40:19.603
‫پس می‌خوام برش گردونم

40:19.604 --> 40:22.942
‫و برای این کار بهت نیاز دارم

40:22.943 --> 40:24.746
‫آره. بله

40:24.747 --> 40:27.418
‫- هر چی نیاز دارم رو بهم میدی
‫- بله

40:27.419 --> 40:28.688
‫مهم نیست چی بخوام

40:28.689 --> 40:31.460
‫بله، البته

40:32.495 --> 40:34.700
‫باید به لو بارلو دسترسی داشته باشم

40:37.674 --> 40:40.712
‫بهت نیاز دارم کمکم کنی
‫وارد زره ماریون بشم

40:40.713 --> 40:43.785
‫لو بارلو برای این کار کلی رابط داره

40:43.786 --> 40:46.524
‫تنها راه انجامش همینه

40:46.525 --> 40:49.596
‫جون هارولد به شدت در خطره

40:49.597 --> 40:52.569
‫می‌دونم شاید نخوای دوباره
‫اون در رو باز کنی...

40:52.570 --> 40:54.907
‫ولی ازت می‌خوام این کار رو بکنی

40:55.810 --> 40:57.779
‫لو بارلو کیه؟

40:57.780 --> 41:00.752
‫بابا، لطفا

41:01.487 --> 41:03.056
‫کمکم می‌کنی؟

41:03.057 --> 41:04.258
‫خب...

41:04.259 --> 41:06.664
‫البته که بهت کمک می‌کنم

41:09.971 --> 41:12.609
‫راه‌های بهتری برای انجامش هست

41:15.448 --> 41:18.119
‫می‌تونم بهت نشون بدم، ام، قول میدم

41:18.120 --> 41:20.257
‫لو بارلو کیه؟

41:27.573 --> 41:29.844
‫من بودم

41:32.550 --> 41:34.687
‫و چی کار کردی؟

41:36.223 --> 41:38.528
‫بهم در مورد کارهایی که
‫در گذشته کردی گفتی

41:38.529 --> 41:40.330
‫بهم از زشت‌ترین خشونت‌ها گفتی

41:40.331 --> 41:42.067
‫- دیگه چی ممکنه باشه؟
‫- آره...

41:42.068 --> 41:46.043
‫نه، از بعضی از کارهایی
‫که در گذشته می‌کردم برات گفتم

41:47.647 --> 41:49.082
‫بعضی از چیزها...

41:51.086 --> 41:55.962
‫یه سری چیزها هست که
‫از خشونت هم زشت‌ترن

41:57.900 --> 42:00.805
‫ام، هارولد رو برمی‌‌گردونیم

42:00.806 --> 42:03.476
‫هر کاری می‌کنم که برش گردونم

42:03.477 --> 42:05.347
‫یه راهی پیدا می‌کنم

42:05.348 --> 42:08.555
‫یه راه پیدا کردم، بابا

42:09.557 --> 42:11.560
‫راه‌های بهتری برای رسیدن به ماریون هست

42:11.561 --> 42:12.829
‫- تنها راهش همینه
‫- امیلی...

42:12.830 --> 42:14.232
‫بهترین راه برای انجامش همینه

42:14.233 --> 42:17.270
‫از قبل اینکه به دنیا
‫بیای ماریون رو می‌شناسم

42:17.271 --> 42:19.208
‫باید بهم اعتماد کنی...

42:19.209 --> 42:21.748
‫این راهیه که من می‌خوام انجامش بدم

42:25.756 --> 42:30.197
‫هارولد هارپر خودشو برای
‫من و تو فدا کرد

42:31.433 --> 42:33.638
‫فقط ازت می‌خوام کاری رو بکنی...

42:33.639 --> 42:37.211
‫که بهم یاد دادی انجام بدم

42:37.212 --> 42:38.714
‫تا دین‌مونو بهش ادا کنیم

42:38.715 --> 42:40.484
‫تا جونش رو نجات بدیم

42:40.485 --> 42:42.990
‫و می‌خوای سر این بحث کنی
‫که شاید امتحان کردنش...

42:42.991 --> 42:45.493
‫- زیادی ناخوشایند باشه؟
‫- نه، نه، بحث نمی‌کنیم

42:45.494 --> 42:47.833
‫نه، بحث نمی‌کنیم

42:57.787 --> 43:00.291
‫تنها چیزی که نمی‌تونم بفهمم اینه

43:01.393 --> 43:03.329
‫داری جواب منفی میدی...

43:03.330 --> 43:06.269
‫چون نمی‌خوای هر کاری
‫لازمه رو انجام بدی...

43:06.270 --> 43:08.975
‫یا چون نمی‌خوای اون تو
‫رو در حال انجامش ببینه؟

43:19.998 --> 43:22.536
‫اون کیه؟

43:22.537 --> 43:24.071
‫اومدن دنبال ما، زویی...

43:24.072 --> 43:26.175
‫و ما رو پیش هواپیمایی می‌برن
‫که منتظرشم

43:26.176 --> 43:28.312
‫ما رو ببرن؟

43:28.313 --> 43:30.819
‫اون کیه، امیلی؟

43:33.324 --> 43:38.635
‫کنترل چیزی که قابل
‫جایگزین کردن نیست رو دارم

43:40.171 --> 43:43.376
‫دولتی روی زمین نیست که
‫بهش نیاز نداشته باشه...

43:43.377 --> 43:47.885
‫که وحشت نداشته باشه
‫این ماده دست دشمنانش بیافته

43:47.886 --> 43:52.596
‫پس وقتی از اف‌بی‌آی
‫یه کمک کوچولو خواستم...

43:52.597 --> 43:54.800
‫تا گوشی پسر زویی رو شنود کنن...

43:55.902 --> 43:57.940
‫یا پیدا کردنت در اینجا...

43:59.176 --> 44:02.148
‫یا به بیرون از کشور منتقلت کنن...

44:02.983 --> 44:06.256
‫پروانه همزاد به چیزی که می‌خواد می‌رسه

44:09.797 --> 44:12.134
‫آره

44:12.135 --> 44:14.272
‫می‌رسه

44:15.192 --> 44:20.467
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
