WEBVTT

00:02.040 --> 00:08.612
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.636 --> 00:09.637
‫اون مُرده، بابا

00:10.471 --> 00:11.680
‫کی مُرده؟

00:11.764 --> 00:13.098
‫پدرم

00:13.182 --> 00:15.142
‫- اِم، تو نمی‌تونی اینجا بمونی
‫- باید بمونم

00:15.226 --> 00:16.727
‫چرا باید بمونی؟

00:16.810 --> 00:18.997
‫چون کسی که جریانِ پولشون رو قطع کرده
‫مورگان بوتـه

00:19.021 --> 00:20.856
‫اون داره با کی حرف می‌زنه؟

00:20.940 --> 00:22.399
‫وکیلِ همزاد

00:22.483 --> 00:26.862
‫اون پیشنهاد کرد که هفته بعد
‫گفتگو رو سرِ ناهار ادامه بدیم

00:26.946 --> 00:29.634
‫گوش کن، اِم. مورگان بوت مُرده

00:29.658 --> 00:30.467
‫بخواب روی زمین

00:30.491 --> 00:33.118
‫نتونستیم توی برخورد اول راضیش کنیم

00:33.202 --> 00:35.371
‫تقریباً یه ساعت بعد کشته شد

00:35.454 --> 00:37.498
‫باید از اونجا بیای بیرون، عزیزم

00:37.581 --> 00:39.208
‫اونا دارن از طریق تونل‌ها وارد میشن

00:39.291 --> 00:40.668
‫فکر نکنم زیاد دور باشن

00:40.751 --> 00:42.878
‫لعنتی. لعنتی. نه، صبر کن!

00:42.962 --> 00:46.215
‫وقتی بازش کردم،
‫فکر کردم شاید اشتباهی فرستادتش.

00:46.298 --> 00:47.508
‫اون خیلی پیر بود

00:47.591 --> 00:50.928
‫این سلیمان پاولوویچـه

00:51.512 --> 00:54.181
‫و اون زنِ سابق منه

00:54.265 --> 00:58.227
‫وکیلِ همزاد دیگه بیش از حد دیر کرده

00:58.310 --> 00:59.854
‫اون قطعاً نمیاد

01:00.813 --> 01:03.065
‫باید بریم پیداش کنیم

01:03.148 --> 01:07.444
‫مردی که اونجا پیدا کردم،
‫یه پادزهر داره، ولی از بین رفته.

01:07.528 --> 01:08.988
‫- اون مسموم شده
‫- چی؟

01:09.071 --> 01:12.700
‫یه چیزی توی هوای خونه بود.
‫باید فرض کنم منم آلوده شدم.

01:12.783 --> 01:15.911
‫تنها شانسم اینه که بذارم من رو ببرن

01:45.566 --> 01:46.567
‫خوشحالم که اینجایی

01:53.824 --> 01:54.825
‫می‌دونستم میای

01:59.955 --> 02:01.582
‫ما خیلی به پایان نزدیکیم

02:04.668 --> 02:06.420
‫خیلی به بی‌حساب شدن نزدیکیم

02:09.173 --> 02:10.174
‫به زودی می‌بینمت

02:21.352 --> 02:22.353
‫جانی کهلر،

02:23.938 --> 02:24.939
‫دن چیس،

02:26.982 --> 02:28.234
‫هنری دیکسون،

02:29.401 --> 02:32.655
‫و غیره و غیره و غیره

02:36.075 --> 02:37.743
‫بعضی‌هاتون رو می‌شناختم

02:40.579 --> 02:42.581
‫جای هیچکدومتون اینجا نیست

02:43.874 --> 02:46.877
‫و کارِ همه‌تون باید الان تموم شه

02:48.420 --> 02:49.421
‫خودت این رو می‌دونی

02:50.923 --> 02:52.132
‫پس چرا اومدی؟

02:56.011 --> 02:57.763
‫جای دیگه‌ای برای رفتن ندارم

03:00.349 --> 03:01.475
‫سمّ توئه،

03:02.601 --> 03:03.978
‫پادزهرشم پیش خودته

03:04.061 --> 03:09.316
‫چی باعث شد فکر کنی
‫می‌خوام بهت پادزهر بدم؟

03:09.942 --> 03:11.151
‫خب، تو من رو می‌شناسی

03:12.820 --> 03:16.240
‫انقدر که بدونی فقط برای نجات جونم نمی‌اومدم

03:17.867 --> 03:19.785
‫یه حرفی برای گفتن دارم

03:23.372 --> 03:24.373
‫خیلی خب، باشه

03:31.380 --> 03:34.216
‫گازِ اعصاب آهسته عمل می‌کنه

03:35.217 --> 03:40.681
‫ولی به گمونم احتمالاً همین الان
‫داره عملکرد مغزت رو مختل می‌کنه

03:41.765 --> 03:45.060
چند ساعت دیگه فلجت می‌کنه

03:45.144 --> 03:48.355
تا صبح تو رو می‌کشه

03:49.690 --> 03:52.484
‫ولی یه پادزهری داره

03:52.985 --> 03:53.986
‫ایناهاش اینجاست

03:55.905 --> 03:57.383
‫می‌تونی ازش استفاده کنی

03:57.407 --> 04:00.677
‫اگه هر حرفی که برای گفتن بهم داری
‫انقدر برام ارزشمند باشه

04:00.701 --> 04:04.038
‫که به خطری که داری غلبه کنه

04:05.581 --> 04:11.045
‫انگار کارتل مواد معدنی نایاب زمین نگرانن،

04:11.128 --> 04:14.590
‫شاید یه جاسوسِ آمریکایی رو
‫توی دم و دستگاهم راه داده باشم

04:16.383 --> 04:17.384
‫اونا بهم گفتن

04:19.261 --> 04:20.888
‫برای عضویت توی کارتل

04:21.805 --> 04:24.308
‫باید نگرانی رو از بین ببرم

04:28.729 --> 04:30.689
‫گفتن باید شما رو حذف کنم

04:32.983 --> 04:33.984
‫هردوتون رو

04:35.819 --> 04:37.988
‫هنری و مارشا دیکسون

04:39.114 --> 04:40.533
‫هیچوقت از این اسم‌ها خوشم نمی‌اومد

04:41.951 --> 04:44.161
‫- چند ساعت دیگه...
‫- فکر کنم مامان هم خوشش نمی‌اومد

04:44.245 --> 04:46.622
‫قراره با مقامات ملاقات کنم
‫تا خودم رو توضیح بدم

04:46.705 --> 04:49.166
‫همیشه شبیه اسم‌های یکی دیگه بودن

04:49.250 --> 04:54.630
‫دلم می‌خواد بتونم بهشون بگم
‫دیکسون‌ها دیگه مشکلی به حساب نمیان

04:57.299 --> 05:02.304
‫برای همین تو رو گرفتم،
‫و برای گرفتنِ فوری اونم نقشه دارم

05:02.388 --> 05:04.557
‫مشکل همینه

05:05.182 --> 05:06.851
‫تا وقتی که اون رو بگیری،

05:08.352 --> 05:09.812
‫قراره خیلی دیر بشه

05:13.190 --> 05:14.191
‫اون کیه؟

05:14.775 --> 05:18.696
‫این زنی که بلور نیست،
‫اما وانمود می‌کنه زنته

05:19.196 --> 05:24.660
‫این زنی که در هفته‌های آخر عمرِ مورگان بوت
‫تنها معتمدش بود،

05:25.661 --> 05:30.184
‫که ظاهراً یکی از تنها آمریکایی‌های دنیاست

05:30.208 --> 05:32.270
‫که از کارتل خبر داره

05:32.418 --> 05:34.712
‫هویتِ اون زن مهم نیست

05:36.046 --> 05:39.341
‫الان مهم کاریه که می‌تونه بکنه

05:42.344 --> 05:46.348
‫اون توی موقعیتیه که می‌تونه نابودت کنه

05:48.309 --> 05:52.938
‫یا شاید توی موقعیتیه که می‌تونه
‫تمام مشکلاتت رو حل کنه

05:52.962 --> 05:56.775
‫اون دلایل زیادی برای بی‌اعتمادی بهت داره،
‫و مهم هم نیست.

05:56.859 --> 05:58.027
‫واقعاً اینطوره؟

05:58.110 --> 05:59.403
‫اون توی مُشتته

06:02.364 --> 06:04.200
‫و اون دست‌هات رو باز می‌کنه،

06:04.742 --> 06:06.410
‫و گاردش رو پایین میاره،

06:07.328 --> 06:08.329
‫و اون رو می‌کشی

06:09.872 --> 06:12.249
‫و همه چی رو از دست میدی

06:15.628 --> 06:18.881
‫و من می‌دونم که دوستم داشتی

07:00.714 --> 07:01.715
‫ببخشید

07:01.799 --> 07:03.634
‫می‌خوام با مسئولِ اینجا صحبت کنم

07:03.717 --> 07:04.844
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

07:04.927 --> 07:06.387
‫من باید بازداشت شم

07:08.222 --> 07:09.348
‫کاری کردید؟

07:09.431 --> 07:10.641
‫من شاهد یه قتل بودم

07:11.976 --> 07:14.395
‫کسایی که انجامش دادن
‫ممکنه زیاد ازم دور نباشن

07:14.478 --> 07:15.563
‫به محافظت شما نیاز دارم

07:17.189 --> 07:19.024
‫- شما از کجا اومدید؟
‫- از همین نزدیکی‌ها

07:19.108 --> 07:20.109
تازه اتفاق افتاده

07:21.026 --> 07:22.903
‫اسمِ قربانی نینا کروگره

07:25.489 --> 07:27.825
‫خیلی خب. بذارید افسر ارشد رو خبر کنم

07:27.908 --> 07:28.909
‫اون می‌تونه اظهاراتتون رو ثبت کنه...

07:28.993 --> 07:32.037
‫من باید با یه نفر از سی‌آی‌ای حرف بزنم

07:36.458 --> 07:38.127
‫خانم، اجازه بدید افسرِ ارشد رو خبر کنم...

07:38.210 --> 07:39.837
‫به سفارتِ آمریکا زنگ بزنید،

07:41.088 --> 07:44.175
‫رئیس ایستگاه رو بخواید،
‫نه افسرِ شیفت.

07:44.258 --> 07:46.093
‫بهشون بگید با هیچکس دیگه حرف نمی‌زنم

07:52.141 --> 07:54.977
‫گمون نکنم این در حوزه‌ی کاریِ
‫سی‌آی‌ای باشه، خانم

07:55.060 --> 07:56.061
‫چرا، هست

07:57.062 --> 07:58.397
‫چرا تصور می‌کنید اینطور باشه؟

07:58.480 --> 08:01.108
‫چون کسی که کروگر رو کشت
‫مورگان بوت رو هم کشته

08:02.860 --> 08:04.069
‫من اون رو نمی‌شناسم

08:04.153 --> 08:05.404
‫رئیس ایستگاه می‌شناستش

08:06.864 --> 08:09.408
‫بهش بگید که من شاهد هردو قتل بودم

08:10.409 --> 08:11.619
‫و بهش بگید عجله کنه

08:19.043 --> 08:20.044
‫اسمتون چیه؟

08:22.254 --> 08:23.589
‫اسمِ من مارشا دیکسونه

08:51.093 --> 08:53.763
‫نه، نه، نه. لطفاً بذارش سرِ جاش

08:54.063 --> 08:55.765
‫هنوز ناهار نخوردی

09:03.022 --> 09:05.191
‫مادرت گفت نه

09:08.634 --> 09:12.721
‫ولی تو می‌دونستی میگه نه،
‫پس چرا ازش خواستی؟

09:17.726 --> 09:21.689
‫اگه ببینه من پولش رو میدم،
‫توی دردسر می‌افتم.

09:25.526 --> 09:27.444
‫دفعه‌ی بعد که چیزی خواستی

09:27.528 --> 09:29.947
‫از کسی بخواه که می‌خواد اون رو بهت بده

09:30.281 --> 09:31.323
‫باشه؟

09:35.369 --> 09:36.787
‫عزیزم، شما باید خودتون برید

09:36.811 --> 09:39.100
‫یه جلسه‌ی غیرمنتظره برام پیش اومده

09:39.456 --> 09:40.749
‫خدافظ

09:40.833 --> 09:42.001
‫- خدافظ، مامان
‫- خدافظ

09:42.585 --> 09:43.586
‫خدافظ

09:57.516 --> 09:58.642
‫سلام، ماریون

10:06.192 --> 10:08.819
‫می‌خواستم بدونم چقدر طول می‌کشه
‫که من رو ببینی

10:09.486 --> 10:10.946
‫تقریباً یه ساعت پیش دیدمت

10:12.156 --> 10:14.491
‫عمداً انقدر ناشی‌گری کردی که ببینمت؟

10:15.284 --> 10:18.245
‫یا فقط سریع‌تر از من پیر شدی؟

10:20.456 --> 10:21.749
‫خب، شاید یکم از هردو

10:26.670 --> 10:27.688
اون تهدیدی نیست

10:27.712 --> 10:29.590
ولی زیاد دور نشید

10:31.717 --> 10:34.136
‫- باید باهات حرف بزنم
‫- خب، مگه همین کارو نمی‌کنیم؟

10:34.220 --> 10:36.931
‫فکر نکنم بخوای اینجا
در موردش صحبت کنیم

10:37.014 --> 10:39.475
‫و زمان هم خیلی مهمه

10:40.601 --> 10:42.019
‫پس، خواهش می‌کنم

10:48.150 --> 10:49.151
‫دنبالم بیا

11:18.430 --> 11:22.434
‫همین الان یه ماشین از سفارت اومد

11:23.352 --> 11:24.937
‫اینجا یه خبرهایی هست

11:27.064 --> 11:28.190
‫کی می‌دونه

11:28.899 --> 11:31.694
‫صبر کن تا دوباره باهات تماس بگیرم

11:49.837 --> 11:51.046
‫خانم دیکسون

11:51.630 --> 11:52.631
‫سلام

11:53.299 --> 11:55.217
‫من پیت هستم. خوشوقتم

11:56.677 --> 12:01.390
‫تو رئیس ایستگاه سفارتِ آمریکا هستی، پیت؟

12:01.473 --> 12:03.601
‫نه، ولی من آدمی هستم که می‌خوای

12:03.684 --> 12:04.685
‫قول میدم

12:06.478 --> 12:07.938
‫من چه آدمی می‌خوام؟

12:09.773 --> 12:12.151
‫آدمی که از صد کیلومتری
‫شنیده زنی زمزمه می‌کنه

12:12.234 --> 12:15.696
‫«من اسمِ قاتل مورگان بوت رو می‌دونم»
‫و سریع خودش رو رسونده.

12:22.036 --> 12:23.037
‫قهوه می‌خوری؟

12:30.669 --> 12:33.589
‫قبل از این که چیزی بگم،
‫می‌خوام یه تضمین‌هایی بگیرم.

12:34.340 --> 12:35.633
‫تضمین؟

12:35.716 --> 12:37.510
‫چجور تضمین‌هایی می‌خوای؟

12:41.180 --> 12:42.181
‫مصونیت

12:42.973 --> 12:44.266
‫مصونیت؟ واسه کی؟

12:45.184 --> 12:46.185
‫واسه خودم

12:49.063 --> 12:50.064
‫برای چی؟

12:52.316 --> 12:53.776
‫برای هر کاری

12:54.735 --> 12:57.321
‫که ممکنه حینِ فهمیدن چیزی
‫که الان می‌دونم انجام داده باشم

12:58.322 --> 13:01.867
‫هر کاری که ممکنه حینِ تبدیل شدن
‫به آدمی که الان هستم انجام داده باشم

13:04.620 --> 13:05.621
‫قبلاً کی بودی؟

13:08.040 --> 13:09.291
اهمیتِ چندانی نداره

13:10.793 --> 13:14.088
‫می‌خوام اتفاقاتی که بعد از این می‌افته
‫از اتفاقاتِ گذشته جدا باشه

13:14.171 --> 13:15.172
‫دلایل خاص خودم رو دارم

13:15.965 --> 13:16.966
‫می‌تونی این کارو بکنی؟

13:24.098 --> 13:25.099
‫اون رو می‌شناختی؟

13:28.435 --> 13:29.436
‫مورگان بوت

13:31.564 --> 13:32.565
‫آره، می‌شناختمش

13:33.941 --> 13:37.695
‫پس می‌تونی تصور کنی خبرِ قتلش
‫چه تأثیری روی جامعه گذاشته

13:42.658 --> 13:46.889
‫کلی آدمِ خیلی خطرناک
‫در سراسر دنیا هُشیارن،

13:46.913 --> 13:49.832
گوش به زنگن که یه اسم بشنون

13:51.959 --> 13:53.002
‫اگه اسمه رو بهم بگی،

13:54.420 --> 13:56.172
‫من به اعماق تاریکی برمی‌گردم

13:58.424 --> 14:01.552
‫و تمام اون هیولاها میان دنبال انتقامش

14:01.635 --> 14:03.179
‫و تا انتقامش رو نگیرن دست برنمی‌دارن

14:05.431 --> 14:07.641
‫می‌فهمی چی میگم، مارشا؟

14:10.144 --> 14:11.645
‫فکر کنم می‌فهمم، پیت

14:13.063 --> 14:15.357
‫دو نوع شاهد قتل وجود داره

14:15.441 --> 14:17.651
‫نوع بی‌گناه و نوع دیگه

14:18.986 --> 14:20.696
‫تمام این هیولاهایی که
‫ازشون حرف می‌زنم

14:21.405 --> 14:23.490
‫شاید کنجکاو شن تو از کدوم نوع هستی

14:27.536 --> 14:31.874
‫مصونیت از محاکمه
‫با چندتا تماس تلفنی جور میشه

14:32.958 --> 14:35.669
‫ولی برای آدم‌هایی مثل من،
‫همچین چیزی وجود نداره.

14:37.296 --> 14:38.589
‫گمونم منظورم اینه که،

14:39.882 --> 14:42.259
‫هر سودی که فکر می‌کنی از این کار می‌بری،

14:42.760 --> 14:45.447
‫هرکی که فکر می‌کنی
‫این کارو براش انجام میدی،

14:46.740 --> 14:48.242
‫بهتره مطمئن باشی

14:48.807 --> 14:50.184
‫چون هیچ برگشتی در کار نیست

14:51.894 --> 14:52.895
‫آره

14:54.730 --> 14:56.273
‫این فکر به ذهنم خطور کرده

14:59.527 --> 15:01.820
‫لطفاً هر تماسی که نیازه بگیر

15:03.781 --> 15:05.449
‫و بعدش همه چی رو بهت میگم

15:15.042 --> 15:18.671
‫اگه اسمت رو به زبون بیاره، کارت تمومه

15:19.505 --> 15:22.550
‫مجبوری تا آخر عمرت
‫با یه چشمِ باز بخوابی

15:23.717 --> 15:24.969
‫که زیادم طول نمی‌کشه

15:26.971 --> 15:27.972
‫یا؟

15:29.431 --> 15:30.432
‫یا...

15:32.393 --> 15:33.978
‫اون یه اسمِ دیگه میگه،

15:35.354 --> 15:37.439
‫یکی که تمام مشکلاتت رو حل می‌کنه

15:41.652 --> 15:42.653
‫چه اسمی؟

15:45.406 --> 15:46.407
‫اسمِ من

15:49.702 --> 15:52.830
‫اون داستانی تعریف می‌کنه...

15:54.498 --> 15:59.461
‫که یکی از شاگردهای سابق بوت
‫که باهاش قطع ارتباط کرده بود

16:00.921 --> 16:04.383
‫از مرگ برگشت چون یه نفر دخترش رو دزدید

16:06.677 --> 16:07.887
‫بابا گورگوری

16:09.388 --> 16:12.850
‫هیولایی که بوت ساخته بود

16:14.935 --> 16:19.190
‫و اون برگشت تا از هرکسی که
‫توش دست داشتن انتقام بگیره

16:20.900 --> 16:22.067
‫اون بوت رو گشت

16:23.777 --> 16:25.446
‫فراز همزاد رو کشت

16:27.114 --> 16:30.367
‫اومد سراغ تو و تو هم دخلش رو آوردی

16:35.456 --> 16:37.208
‫چرا باید این کارو بکنه؟

16:39.460 --> 16:44.858
‫چون در عوض من پادزهر
‫و یه کیف پول می‌گیرم،

16:44.882 --> 16:47.361
‫و من و اون هردو آزاد می‌شیم

16:50.471 --> 16:51.472
‫فقط همین؟

16:55.684 --> 17:00.231
‫نه، فقط همین نیست، مگه نه؟

17:03.484 --> 17:07.297
‫کسایی که دزدیدنش،

17:07.321 --> 17:08.924
‫یه رازی بهش گفتن

17:11.033 --> 17:12.952
‫این که اون اصلاً دخترش نبوده

17:16.413 --> 17:18.123
‫- یعنی چی؟
‫- چیکار می‌کنی؟

17:21.001 --> 17:22.002
‫اون اونجا بود..

17:24.880 --> 17:27.800
‫با فراز همزاد، وقتی افرادت
‫با تیراندازی وارد شدن

17:30.970 --> 17:34.640
‫یعنی چی که اون اصلاً دخترت نبود؟

17:37.893 --> 17:39.061
‫دخترِ بلور

17:40.312 --> 17:43.440
‫اون دخترِ فراز همزاد بود؟

17:54.618 --> 17:56.453
‫اون دنبال جواب می‌گشت...

17:59.081 --> 18:00.583
‫در مورد جایی که ازش اومده بود

18:02.668 --> 18:03.711
‫این که کی بود

18:05.087 --> 18:09.717
‫جواب‌های سؤالاتی که من بهش گفته بودم
‫اجازه نداره بپرسه

18:13.345 --> 18:16.432
‫اون داشت جواب‌هاش رو پیدا می‌کرد
‫و تو کشتیش

18:18.184 --> 18:20.436
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- چرا این رو بهم میگی؟

18:22.605 --> 18:23.689
‫من جنازه‌اش رو می‌خوام

18:26.734 --> 18:28.360
‫می‌خوام باهاش خداحافظی کنم

18:28.444 --> 18:30.863
‫تا جایی که بهش تعلق داره به خاک بسپرمش

18:33.073 --> 18:35.492
‫- چرا این رو بهم گفتی؟
‫- این یعنی چی؟

18:35.576 --> 18:37.870
‫- امکان نداره همچین چیزی بگی...
‫- جایی که بهش تعلق دارم؟

18:37.953 --> 18:41.165
‫...و ازم بخوای باور کنم
‫هیچ کینه‌ای از من نداری

18:41.248 --> 18:43.042
‫اون توی مُشتت بود!
‫آخه تو چه مرگته؟

18:43.125 --> 18:44.126
‫کینه‌ای ندارم؟

18:46.462 --> 18:49.840
‫تمام وجودم پر از کینه‌ست

18:50.925 --> 18:52.885
‫می‌خوای علیه من بازی کنی،

18:53.969 --> 18:56.597
‫پس تنها چیزی که برای شکستنِ گردنت لازم دارم

18:56.680 --> 18:58.891
‫یه دروغ قابل باوره که
‫دست‌هام رو باز کنه

19:01.977 --> 19:07.525
‫هر روز دیگه‌ای این بازی رو باهام می‌کردی
‫هرگز نمی‌تونستی پیش‌بینیش کنی

19:11.904 --> 19:13.155
‫ولی امروز نه

19:15.032 --> 19:16.075
‫نه

19:16.909 --> 19:18.118
‫نه، امروز نه

19:21.330 --> 19:22.331
‫چرا؟

19:25.709 --> 19:26.710
‫من یه قولی دادم...

19:29.755 --> 19:31.507
‫تا از اینجا زنده بیرون برم

19:31.590 --> 19:32.591
‫مجبورم

19:33.968 --> 19:34.969
‫می‌خوام به قولم عمل کنم

19:35.052 --> 19:37.054
‫بُزدل‌ها می‌خوان، بابا

19:37.137 --> 19:38.722
‫مردها طلب می‌کنن

19:38.806 --> 19:40.015
‫مگه خودت این رو بهم نگفتی؟

19:40.099 --> 19:41.100
‫اگه تو رو بکشم،

19:42.101 --> 19:43.435
‫افرادت من رو می‌کشن،

19:45.020 --> 19:46.564
‫و قولم رو زیر پا میذارم

19:46.647 --> 19:47.940
‫قولی که به کی دادی؟

19:48.023 --> 19:49.441
‫تو به منم قول‌هایی دادی

19:52.945 --> 19:53.946
‫به زنم

19:55.573 --> 19:57.908
‫زنت مُرده

19:57.992 --> 20:02.454
‫- تو به مامان هم قول‌هایی دادی
‫- مارشا دیکسون

20:05.624 --> 20:09.295
‫فکر می‌کردم اون آدمِ مهمی نبود

20:10.963 --> 20:14.300
‫اون برای من مهمه.

20:16.135 --> 20:20.139
‫تو به خودت انگِ قاتل استادت رو می‌زنی،

20:21.682 --> 20:28.564
‫از انتقام گرفتن از مردی که فکر می‌کنی
‫بچه‌ی خودت رو کشته می‌گذری...

20:31.150 --> 20:34.195
‫تا با این زن زندگی کنی؟

20:38.282 --> 20:39.366
‫آره

21:40.636 --> 21:42.054
‫یه گوشی برام بیار

21:43.681 --> 21:46.117
‫بهش میگم کاری رو که
‫پیشنهاد کردم انجام بده،

21:46.141 --> 21:48.370
‫مادامی که تو کاری رو که
‫خواستم انجام بدی

22:01.365 --> 22:04.034
‫تو گفتی حاضری به خاطر من از همه چی بگذری

22:04.994 --> 22:06.287
‫متأسفم

22:07.538 --> 22:09.498
‫بُزدلِ عوضی

22:11.625 --> 22:13.794
‫بُزدلِ عوضی

22:15.379 --> 22:16.881
‫متأسفم

22:28.392 --> 22:29.727
‫به زنت زنگ بزن

22:49.163 --> 22:50.456
‫پس اینجایی

22:53.250 --> 22:55.085
‫من رو فرستادن پیدات کنم

22:55.836 --> 22:57.004
‫پیدام کردی

22:58.380 --> 22:59.465
‫اشکالی نداره بشینم؟

23:00.799 --> 23:01.967
‫نیمکتِ خودته

23:03.093 --> 23:04.220
‫گمونم همینطوره

23:16.232 --> 23:19.109
‫گوش کن، زوئی،

23:19.193 --> 23:23.197
‫لحظه‌ای که سعی می‌کنم باهات حرف بزنم
‫که با پسرم ازدواج کنی،

23:23.280 --> 23:25.991
‫احساس می‌کنم یه خط قرمزی رو رد می‌کنیم

23:26.075 --> 23:29.161
‫که احتمالاً می‌خوای نزدیکش نشی، پس...

23:29.245 --> 23:30.788
‫من با پسرت ازدواج می‌کنم

23:32.665 --> 23:33.666
‫فقط...

23:35.626 --> 23:37.378
‫نمی‌دونم. فقط نیاز داشتم یه لحظه تنها باشم

23:40.923 --> 23:42.967
‫ولی من یه مراسم مفصل تدارک دیدم

23:48.639 --> 23:50.140
‫اگه این با روحیاتم سازگار نباشه چی؟

23:52.810 --> 23:54.478
‫نگرانی که به اندازه‌ی کافی دوستش نداری؟

23:56.605 --> 23:59.900
‫این رو ازم نپرس.
‫این منصفانه نیست. من فقط...

24:01.735 --> 24:03.946
‫من حتی مطمئن نیستم
‫معنای اون کلمه رو می‌دونم

24:05.656 --> 24:07.283
‫البته که نمی‌دونی

24:08.701 --> 24:10.160
‫هیچ معنایی نداره

24:12.705 --> 24:16.000
‫یه قصه‌ی بدون مفهومه

24:16.083 --> 24:20.212
‫که برای فروش کارت‌های تبریک
‫و برگزار کردن تئاترهای موزیکال

24:20.296 --> 24:23.591
‫و آروم کردنِ وحشت

24:23.674 --> 24:27.636
از آسیب‌پذیر کردن خودت
‫جلوی یه آدمِ دیگه استفاده میشه

24:32.433 --> 24:33.601
‫زندگی سخته

24:36.020 --> 24:37.831
‫آسایش ارزشمنده

24:37.855 --> 24:40.750
‫اعتماد ارزشمنده

24:43.360 --> 24:47.656
‫اگه منتظر روشن شدن
‫یه جور چراغ جادویی هستی،

24:47.740 --> 24:51.327
‫تا به خودت اجازه بدی
‫به یه شریک زندگی متعهد شی...

24:53.579 --> 25:00.395
‫ممکنه یه مدتِ خیلی خیلی
‫خیلی طولانی منتظر بمونی

25:18.938 --> 25:20.397
‫الو؟

25:20.481 --> 25:22.083
‫من اینجام

25:22.107 --> 25:24.085
‫طرف رو پیدا کردی

25:24.360 --> 25:25.361
‫آره

25:25.444 --> 25:27.071
‫آره، اون بیرونه

25:27.988 --> 25:29.031
‫خوبی؟

25:30.741 --> 25:31.825
‫من اینجام

25:33.911 --> 25:35.621
‫آره، من...

25:35.704 --> 25:39.208
‫به طرف گفتم با چندجا تماس بگیره
‫تا وقت بخرم، همونطور که گفتی

25:39.708 --> 25:41.043
‫گوش کن

25:41.877 --> 25:44.839
‫فکر کنم ما اینجا به توافق رسیدیم

25:45.506 --> 25:46.715
‫باشه

25:53.973 --> 25:57.518
‫وقتی طرف برگشت،
‫می‌دونی چی بگی، آره؟

25:58.894 --> 25:59.979
‫آره

26:01.397 --> 26:05.192
‫و می‌دونی این چیزی که قراره
‫بهش بگم یعنی چی، درسته؟

26:07.820 --> 26:09.238
‫آره

26:10.406 --> 26:14.910
‫این یارو من رو با یک عمر دردسر تهدید کرد

26:14.994 --> 26:18.372
‫نمی‌دونست من با علم به این که
‫چنین بهایی داره به اینجا اومدم،

26:18.455 --> 26:19.999
‫و کاملاً آماده‌ام چنین بهایی بپردازم

26:20.082 --> 26:21.667
‫صبر کن، زوئی

26:26.839 --> 26:27.840
‫توافق کنسله

26:31.927 --> 26:34.722
‫یه نفر علیه من حرکت کرده

26:35.514 --> 26:39.518
‫من وقت ندارم تعیین کنم
‫تو توش دست داشتی یا نه

26:39.602 --> 26:44.148
‫پس فرض می‌کنم اینطوره
‫و مطابقش عمل می‌کنم

26:45.208 --> 26:46.417
‫بیا بریم

26:50.696 --> 26:52.757
اون کاملاً در اختیار خودته

27:14.428 --> 27:15.888
‫تو من رو نمی‌شناسی...

27:20.059 --> 27:22.019
‫ولی من همیشه می‌شناختمت

27:25.481 --> 27:28.359
‫از لحظه‌ای که شروع کردم

27:30.569 --> 27:31.937
‫دستورش رو دادی؟

27:32.696 --> 27:34.448
‫بله، اون زنه دیکسون رو می‌کشیم

27:34.532 --> 27:36.825
‫ولی خسارتِ جانبی سنگینی در پی داره

27:37.243 --> 27:39.620
‫ارتباطمون با معدنِ مشبهار قطع شده

27:42.665 --> 27:45.834
‫ازم خواستن برم پیش مقاماتِ کارتل و توضیح بدم

27:45.918 --> 27:50.464
‫امروز خسارتِ جانبی اهمیتی نداره

28:38.304 --> 28:39.555
‫خیلی وقت پیش،

28:39.638 --> 28:45.269
‫تمام یگانِ سروان پاولوویچ
‫در مکانی به اسم مشبهار قتل عام شدن

28:52.735 --> 28:57.781
‫وقتی اومد خونه، رفت سراغ
‫خانواده‌های کشته شده‌ها...

29:00.159 --> 29:02.912
‫و به اونا گفت که نیازهاشون رو برطرف می‌کنه

29:04.121 --> 29:08.834
‫و آینده‌ی بچه‌هایی رو که
‫یتیم شدن تأمین می‌کنه

29:17.885 --> 29:21.096
‫من فقط یه پسربچه بودم
‫که بهم گفتن یه آمریکایی

29:22.348 --> 29:24.099
‫پدرم رو به قتل رسونده

29:29.522 --> 29:33.609
‫مثل یه حیوون شکمش رو سفره کردم

29:34.818 --> 29:35.986
‫از شکمش...

29:37.988 --> 29:39.823
‫تا خرخره‌اش

29:50.376 --> 29:52.044
‫خیلی خوشحالم که تو اینجایی

30:04.348 --> 30:06.392
‫این زیادم جذاب نیست

30:06.475 --> 30:09.770
‫مشکلم با ظاهرت نیست

30:09.854 --> 30:11.981
‫- منظورم اون بود
‫- این شوخی نیست

30:12.064 --> 30:13.440
‫جدّیه

30:13.524 --> 30:16.986
‫- چرا اومدی اینجا، هارلد؟
‫- من از کارتل خبر دارم، ماریون

30:17.069 --> 30:19.488
‫من از معدنِ مشبهار خبر دارم

30:19.989 --> 30:25.494
‫می‌دونم تو به نحوی توی کلش دست داری
‫و یه سری جواب لازم دارم

30:25.578 --> 30:27.621
‫چجور جواب‌هایی لازم داری؟

30:28.664 --> 30:32.751
‫فکر می‌کنم سلیمان پاولوویچ
‫به تازگی مزدورهایی به افغانستان فرستاده

30:32.835 --> 30:35.754
‫و یه روستا پر از زن و بچه رو قتل عام کرده

30:36.338 --> 30:38.507
‫ماهیتِ رابطه‌ات با اون چیه؟

30:39.425 --> 30:43.179
‫این کارتل برای ترورِ اقتصادی آمریکا تشکیل شده

30:43.262 --> 30:44.847
‫رابطه‌ات باهاش چیه؟

30:46.515 --> 30:47.850
‫تو برای این نیومدی

30:48.434 --> 30:49.560
ناموساً بس کن

30:49.643 --> 30:52.313
‫لطفاً بهم بگو چرا اومدم

30:53.772 --> 30:56.400
‫بابتِ اتفاقی که برای مورگان بوت افتاد
‫خیلی متأسفم

30:57.318 --> 30:59.153
‫می‌دونم اون خیلی برات عزیز بود

30:59.737 --> 31:03.616
‫به نظرم تو اینجایی چون فکر می‌کنی
‫به اون مدیونی که اینجا باشی

31:05.659 --> 31:07.411
‫منظورت همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

31:08.162 --> 31:11.081
‫من سعی دارم بهت تسلیت بگم.
‫فکر می‌کنی دارم چی میگم؟

31:11.165 --> 31:13.643
‫می‌دونم که پاولوویچ توی اون قتل دست داشت

31:13.667 --> 31:15.753
‫ماهیتِ رابطه‌ی تو با این قضایا چیه؟

31:15.836 --> 31:18.714
‫من هیچ دخالتی توی قتل بوت نداشتم،
‫و خودتم این رو می‌دونی.

31:18.797 --> 31:22.009
‫- چطور این رو می‌دونم؟
‫- چون من دارم بهت میگم

31:22.092 --> 31:23.260
‫دلیلش اینه

31:27.389 --> 31:28.807
‫ما اختلافاتِ خودمون رو داشتیم

31:30.017 --> 31:33.854
‫به نظرم جهان‌بینیش غلط بود،
‫تدابیرش کوته‌نظرانه بودن و...

31:33.938 --> 31:35.773
‫ارزش‌هاش غیراخلاقی بودن

31:36.857 --> 31:38.709
‫و نمی‌دونم گفتنش ارزشی داره یا نه،

31:38.733 --> 31:41.046
‫به نظرم هیچوقت رفتارش با تو خوب نبود

31:41.070 --> 31:44.490
‫و اگه به هر یک از این دلایل
‫تصمیم می‌گرفتم حذفش کنم،

31:44.573 --> 31:46.825
‫ادب حکم می‌کرد که قبلش بهت بگم

31:46.909 --> 31:48.035
‫ولی من این کارو نکردم

31:48.661 --> 31:50.287
‫و تو هم این رو بهش مدیون نیستی

31:50.913 --> 31:53.249
‫تموم کردن پروژه‌هاش براش؟

31:53.332 --> 31:55.226
‫اون رو برنمی‌گردونه

31:55.250 --> 31:58.020
‫و احساسی رو که بهت داشت هم عوض نمی‌کنه

32:03.467 --> 32:06.822
‫سی سال پیش چشم بسته
‫حرف‌هات رو باور می‌کردم

32:06.846 --> 32:11.851
‫و بدون هیچ بحثی میذاشتم
‫نسبت بهم حس برتری کنی

32:11.934 --> 32:14.770
‫چند روز پیش، یه مدت
‫خودم رو به خریت می‌زدم

32:14.854 --> 32:16.647
‫و منتظر می‌موندم اشتباه کنی

32:16.730 --> 32:20.276
‫ولی راستش رو بخوای دیگه خسته شدم

32:20.359 --> 32:21.360
‫دوست‌هام توی دردسر افتادن

32:21.443 --> 32:26.198
‫دنیا به یه مو بنده
‫و الان برای این چرندیات وقت ندارم

32:26.282 --> 32:29.326
‫قراره حرف بزنیم، یا می‌خوای
‫به طفره رفتن ادامه بدی؟

32:39.086 --> 32:40.379
‫می‌خوای حرف بزنی؟

32:41.505 --> 32:42.506
‫حرفت رو بزن

33:29.803 --> 33:32.806
‫شراکت ارزشمنده

33:34.850 --> 33:37.019
‫یه چیزهایی برات فراهم می‌کنه.
‫می‌تونه بهت درس‌هایی بده.

33:38.103 --> 33:40.523
‫چیزهای زیادی هست که این خانواده
‫می‌تونه بهت یاد بده

33:44.026 --> 33:45.653
‫چجور چیزهایی؟

33:47.071 --> 33:50.783
‫تو اول ازدواج بکن.
‫واسه این چیزها کلی وقت هست.

34:51.010 --> 34:52.011
‫زوئی؟

34:53.137 --> 34:54.138
‫بله؟

34:54.221 --> 34:56.807
‫هارلد هارپر من رو فرستاد
‫که مطمئن شم حالت خوبه

34:57.766 --> 34:59.518
‫به نظر میاد خوبی

35:01.353 --> 35:02.479
‫آره

35:03.272 --> 35:04.273
‫عالیه

35:16.535 --> 35:18.871
‫حالا، قسمتِ بعدی قراره سریع اتفاق بیفته

35:18.954 --> 35:21.290
‫هارلد بهم گفت کاملاً در جریانی

35:24.043 --> 35:25.044
‫میای؟

35:32.968 --> 35:34.803
‫همین الان بهت گفتم

35:34.887 --> 35:38.599
‫من دیگه با سلیمان پاولوویچ رابطه‌ای ندارم

35:38.682 --> 35:40.851
‫- پس توی این عکس چه خبره، ماریون؟
‫- گفتم دیگه ندارم!

35:40.935 --> 35:43.062
‫- چرا؟ چه اتفاقی افتاد؟
‫- چون... اون بهم نیاز نداره

35:43.145 --> 35:44.688
‫علتش اینه

35:45.689 --> 35:47.858
‫اون کنترل معدن مشبهار رو به دست گرفته

35:47.942 --> 35:50.611
‫- تو بهش کمک می‌کردی...
‫- کمک؟

35:50.694 --> 35:52.196
‫من خودم وارد این کارش کردم

35:52.738 --> 35:56.242
‫شریکِ مناسبی برای تأمین تجهیزات
‫و نیروی انسانی به نظر می‌اومد

35:56.325 --> 35:59.662
‫ولی فراز همزاد هیچکدوم
‫از پیشنهادهامون رو قبول نمی‌کرد

35:59.745 --> 36:02.348
‫مقدر شده به نظر می‌اومد که معدنِ مشبهار

36:02.372 --> 36:06.210
‫با شرکای آمریکایی برای منافع آمریکایی
‫توسعه پیدا می‌کنه

36:06.293 --> 36:09.505
‫و من علتش رو نمی‌فهمیدم
‫تا این که تو بهم زنگ زدی

36:09.588 --> 36:12.007
‫و گفتی: «کمکم کن آنجلا آدامز رو نجات بدم»

36:12.091 --> 36:14.093
‫و همه چی کاملاً برام روشن شد

36:15.177 --> 36:17.888
‫اون برای پیدا کردن دخترش
‫به آمریکایی‌ها نیاز داشت

36:19.431 --> 36:20.516
‫آهان

36:20.599 --> 36:26.480
‫پس تو فکر کردی شاید من و جانی
‫همزاد رو تضعیف کنیم

36:26.564 --> 36:27.731
‫بترسونیمش

36:28.482 --> 36:34.071
‫بعدش اون تجدید نظر کنه
‫و تصمیم بگیره با پکن شریک شه؟

36:34.822 --> 36:37.157
‫جوری میگی انگار نقشه‌ی بدی بود

36:37.241 --> 36:41.871
‫می‌دونم که خیلی وقته تصمیم گرفتی
‫طرفِ این جماعت رو بگیری،

36:41.954 --> 36:44.498
‫ولی من هنوز سعی دارم ازش سر در بیارم

36:44.582 --> 36:46.600
‫من اینجا به دنیا اومدم

36:46.624 --> 36:48.353
‫می‌دونم شاید پرچم عوض شده باشه

36:48.377 --> 36:51.046
‫چیزهایی خیلی بیشتر از پرچم
‫توی هنگ‌کنگ عوض شدن

36:51.130 --> 36:54.800
‫- مطمئنم این رو می‌دونی
‫- اینجا وطنِ منه

36:54.884 --> 36:58.345
‫من اینجا ریشه دارم،
‫و این بیشتر از چیزهای دیگه برام مهمه.

36:58.429 --> 37:02.474
‫من می‌دونم سازمان اطلاعاتِ چین
‫از یه جاسوسِ سابق بریتانیا چی می‌خواد

37:02.558 --> 37:04.143
‫قبل از این که بهش اعتماد کنن

37:04.226 --> 37:08.939
‫اینجا رو با پولِ خون جاسوس‌های بریتانیایی
‫که لو دادی خریدی

37:09.023 --> 37:12.526
‫هر چقدر بیشتر توجیه منطقی بیاری
‫بیشتر می‌فهمم پنهان کاری می‌کنی

37:12.610 --> 37:14.695
‫به سؤال لعنتی جواب بده

37:14.778 --> 37:16.906
‫نقشِ تو توی این قضایا چیه؟

37:22.494 --> 37:26.665
‫من می‌خواستم همزاد رو تضعیف کنم،
‫ولی تنها هدفم تضعیفِ همزاد نبود.

37:27.333 --> 37:28.959
‫خب، دیگه چی می‌خواستی؟

37:29.835 --> 37:31.003
‫بهت که گفتم چی می‌خواستم

37:31.086 --> 37:33.380
‫بهم گفتی؟ کِی بهم گفتی؟

37:33.464 --> 37:37.384
‫وقتی از افغانستان بهم زنگ زدی،
‫بهت گفتم چی می‌خوام؟

37:38.677 --> 37:41.680
‫تو بهم گفتی شام می‌خوای.
‫مزخرف تحویلم نده.

37:41.764 --> 37:45.392
‫من شام می‌خواستم،
‫ولی نمی‌خواستم فقط با تو باشه.

37:47.853 --> 37:49.146
یعنی چی؟

37:52.441 --> 37:56.320
‫پاولوویچ شریکِ خوبی بود،
‫برای تأمین تجهیزات و نیروی انسانی.

37:56.403 --> 38:01.700
‫ولی برای بهره‌برداری از معدن مشبهار
‫به مدت سال‌ها و دهه‌ها

38:01.784 --> 38:03.369
‫و برای پایدار نگه داشتنش

38:05.204 --> 38:06.997
‫یه جور شریکِ دیگه لازم داری

38:08.040 --> 38:10.626
‫به شخصی نیاز داری که
‫با مردم اونجا ارتباط داشته باشه

38:11.585 --> 38:13.087
‫یه همزاد لازم داری

38:15.673 --> 38:18.884
‫من کمکت می‌کردم پروانه همزاد رو نجات بدی،

38:18.968 --> 38:22.847
‫چون می‌خواستم من رو
‫به پروانه همزاد معرفی کنی

38:25.224 --> 38:26.350
‫چی؟

38:26.433 --> 38:30.271
‫زنی که همزمان با آمریکا
‫و قبایل پنجشیر نسبت داره

38:30.354 --> 38:33.500
‫آموزشِ ضداطلاعات
‫از یکی از بهترین جاسوس‌های دنیا

38:33.524 --> 38:35.526
‫و اون چندتا زبان بلده؟

38:36.068 --> 38:40.406
‫واقعاً تصورش انقدر سخته که آدمی مثل اون
‫می‌تونست چه شریکِ ارزشمندی باشه؟

38:42.157 --> 38:48.163
‫تو فکر کردی من کمکت می‌کنم آنجلا رو
‫به عنوان جاسوسِ چین پرورش بدی؟

38:54.169 --> 39:00.718
‫هارلد، دولتی که زندگیت رو وقفش کردی
‫بهت پشت کرد

39:01.343 --> 39:02.678
‫تو رو هیولا خطاب کرد

39:05.306 --> 39:09.727
‫انقدر غیر قابل تصوره که
‫از ایده‌های جدید استقبال کنی؟

39:14.481 --> 39:17.735
‫توی تاریخ تمام دنیا هیچکس

39:17.818 --> 39:22.198
‫به اندازه‌ی من از طلاق گرفتن خوشحال نبوده

39:24.116 --> 39:25.618
‫حالا کی طفره میره؟

39:27.745 --> 39:29.930
‫آنجلا دخترِ من بود

39:30.514 --> 39:32.391
‫از هر نظر که مهمه

39:32.415 --> 39:35.127
‫نمی‌دونم تو الان تبدیل به چه موجودی شدی،

39:35.211 --> 39:39.173
‫ولی به هیچ وجه نمیذاشتم
‫به اون دختر نزدیک بشی

39:57.441 --> 39:58.484
‫بله؟

40:00.653 --> 40:01.654
‫الو؟

40:03.989 --> 40:05.032
‫الو؟

40:06.408 --> 40:08.452
‫می‌دونی چرا بهت زنگ زدم؟

40:10.913 --> 40:12.206
‫دلت برام تنگ شده بود؟

40:26.887 --> 40:28.264
‫جریان چی بود؟

40:33.936 --> 40:35.855
‫این سلیمان پاولوویچ بود

40:37.982 --> 40:40.751
‫فکر می‌کردم گفتی دیگه باهاش رابطه نداری

40:40.775 --> 40:41.961
‫ندارم

40:43.779 --> 40:46.048
‫پس مجبورم از خودم بپرسم

40:47.341 --> 40:51.888
‫یعنی اون چقدر وحشت‌زده‌ست
‫که به من زنگ زد

40:51.912 --> 40:53.931
‫و از چی انقدر وحشت داره

41:12.183 --> 41:16.312
‫همونطور تموم میشه
‫که همیشه امیدوار بودم

41:18.689 --> 41:23.235
‫وقتی که چیزی که پدرم تجربه کرد رو
‫تجربه می‌کنی توی روت نگاه می‌کنم

41:33.787 --> 41:36.582
‫اسمِ پدرم لئونید فدوتوف بود

41:38.209 --> 41:41.837
‫به سختی می‌شناختمش
‫ جز به عنوان شبحی توی کابوس‌هام،

41:42.838 --> 41:45.633
‫که التماسم می‌کرد به این لحظه برسم

41:46.884 --> 41:50.679
‫که هیولایی رو که اون رو
‫از خانواده‌اش گرفت بکشم

43:15.514 --> 43:18.601
‫توی مشبهار هیچ مشکلی نیست

43:21.145 --> 43:25.441
‫ولی ما گزارشاتی برخلافِ این دریافت می‌کنیم

43:26.192 --> 43:28.903
‫جزئیاتشون متفاوته،
‫اما نبرد سنگینی در اونجا رخ داده.

43:29.695 --> 43:32.072
‫منظورتون اینه که تمام این گزارشات غلط هستن؟

43:34.575 --> 43:39.205
‫همونطور که گفتم
‫توی مشبهار هیچ مشکلی نیست

43:43.834 --> 43:48.172
‫یه گروهکِ شبه نظامی محلی
‫بدون هشدار و قدرتِ آتش برتر...

43:51.258 --> 43:53.052
‫این گزارشات هم غلط هستن؟

43:55.471 --> 43:59.133
‫درگیری با راهزن‌های محلی نامعمول نیست...

44:00.309 --> 44:03.270
‫نیروهای من دقیقاً برای همین آموزش دیدن

44:04.021 --> 44:05.397
‫بهتون اطمینان میدم...

44:05.940 --> 44:07.983
‫وضعیت به سرعت تثبیت میشه...

44:08.484 --> 44:10.152
‫اگه تا الان نشده باشه

44:10.653 --> 44:12.446
‫جناب، من اطلاعاتِ موثقی دارم

44:12.530 --> 44:16.492
‫مبنی بر این که شما به طور کامل
‫کنترلِ اونجا رو از دست دادید

44:17.117 --> 44:20.287
‫اگه این حقیقت داشته باشه،
‫هرکی که اونجا رو از شما گرفته

44:20.371 --> 44:24.625
‫می‌تونه همه جور دردسر و خسارتی
‫برای این سازمان ایجاد کنه

44:25.960 --> 44:28.754
‫می‌دونید کی مسئول این حمله‌ست؟

44:28.978 --> 44:38.478
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
