WEBVTT

00:11.905 --> 00:16.905
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:18.904 --> 00:20.474
‫اومدن سراغش

00:20.608 --> 00:21.944
‫خونواده، هر کی اونجاست در خطره

00:22.144 --> 00:23.514
‫و می‌خوام برش گردونم اونجا

00:23.614 --> 00:26.186
‫می‌بریمش خونه؟

00:26.286 --> 00:28.558
‫یه اتفاقی بین اونا افتاده

00:28.658 --> 00:31.663
‫دیگه آنجلا آدامزی وجود نداره

00:31.863 --> 00:33.066
‫یه داستان خونوادگیه

00:33.166 --> 00:35.705
‫شریل، متوجهی که روش کار چطوریه

00:35.805 --> 00:37.208
‫گاهی باید کارهایی بکنم...

00:37.308 --> 00:38.711
‫که نمی‌تونم در موردشون باهات حرف بزنم

00:38.811 --> 00:40.114
‫دوباره کی قراره ببینمت؟

00:40.214 --> 00:42.051
‫ارتش اینجا رو با خاک یکسان می‌کنه

00:42.151 --> 00:44.455
‫- ام، نمی‌تونی اینجا بمونی.
‫- باید بمونم

00:44.655 --> 00:46.058
‫برادرم از دنیا رفت

00:46.158 --> 00:48.797
‫در مورد دو آمریکایی که اینجا اوردی...

00:48.997 --> 00:51.504
‫الان در ایالات متحده هستن...

00:51.637 --> 00:53.339
‫به دستور تو کار می‌کنن...

00:53.473 --> 00:55.645
‫تا تهدیدی که باهاش
‫روبه‌رو هستیم رو از بین ببرن

00:55.845 --> 00:57.682
‫می‌خوای ازم خواهش کنی...

00:57.816 --> 00:59.920
‫- بهشون کمک کنم
‫- معلومه که اینو می‌خوام

01:03.694 --> 01:05.063
‫- خوبی؟
‫- آره

01:05.163 --> 01:07.936
‫- آره.
‫- هر چی که شما دو تا دنبالش بودین...

01:08.036 --> 01:10.140
‫خیلی از اونی که پاولوویچ
‫دوست داشت بهش نزدیک شدین

01:10.340 --> 01:11.811
‫مشکل بزرگتر...

01:11.911 --> 01:15.116
‫اینه که وسیله‌ی نجات امیلی
‫اونجا روی زمین افتاده مُرده

01:29.445 --> 01:35.445
‫[پیرمرد]

01:36.793 --> 01:39.398
‫مثل یه بچه‌م...

01:41.402 --> 01:43.707
‫و همه چیز تازگی داره

01:47.048 --> 01:51.189
‫حرفهای تو توی مراسم یادبود شنیدم...

01:51.389 --> 01:53.292
‫ولی هیچ معنایی ندارن

01:54.562 --> 01:59.873
‫زبانی که حس می‌کنم باید بلد باشم
‫ولی بازم متوجهش نمیشم

02:02.311 --> 02:04.549
‫حس می‌کنم چقدر بهت احترام میذارن

02:05.818 --> 02:08.256
‫وفاداری‌شونو حس می‌کنم

02:09.392 --> 02:10.928
‫عشق‌شونو حس می‌کنم

02:12.932 --> 02:16.640
‫ولی کلمات یه مشت صدا و آوا هستن

02:16.740 --> 02:19.311
‫حرکت هوا هستن

02:21.817 --> 02:25.190
‫پس به روش خودم ازت خداحافظی می‌کنم...

02:26.159 --> 02:29.733
‫به همون روشی که با مادرم خداحافظی کردم

02:32.338 --> 02:34.743
‫تو رو نمی‌شناسم

02:36.345 --> 02:39.285
‫که میشه گفت چیزهایی رو نمی‌شناسم...

02:39.485 --> 02:43.292
‫که آدم می‌تونه بگه برای
‫تعریف کردنت مهم هستن

02:45.364 --> 02:48.570
‫ولی شاید یه راه شناخت
‫متفاوت وجود داشته باشه

02:52.111 --> 02:54.682
‫یه راه خیلی قدیمی‌تر

02:57.288 --> 03:00.694
‫از زمانی که همگی دریای
‫عمیق و تاریک رو می‌شناختیم...

03:01.763 --> 03:04.969
‫و حس‌هایی که مدتهاست فراموش شده

03:07.542 --> 03:11.215
‫تا برای یه لحظه یه مسیر
‫دیگه رو بدون دیدن...

03:11.316 --> 03:13.252
‫حس کنی

03:15.357 --> 03:18.496
‫و بدونی باید از این چیز بترسی...

03:20.401 --> 03:22.471
‫یا براش بجنگی...

03:23.941 --> 03:26.345
‫یا یه چیز کمیاب‌تره

03:30.487 --> 03:34.294
‫بدونی که اون چیز توی تاریکی
‫چیزیه که باید دو دستی بهش بچسبی

03:38.303 --> 03:40.875
‫تا جایی که می‌تونی نگهش داری

03:46.553 --> 03:50.426
‫می‌دونم که تو حکم هر سه
‫اینا رو برام داری

03:51.663 --> 03:55.270
‫همونقدر یه جواب دست و پا شکسته‌ای
‫که من یه سوال سرگردونم

03:56.540 --> 04:00.982
‫ولی قدردانم که توی تاریکی
‫گذرمون بهم افتاد...

04:01.182 --> 04:03.987
‫حتی اگه برای یه لحظه بوده باشه

04:06.993 --> 04:11.670
‫پس اینجا می‌مونم تا وقتی
‫که تیکه‌ها کنار هم جمع بشن

04:12.506 --> 04:14.876
‫هر جا که هستی...

04:15.009 --> 04:17.582
‫هر جایی که میری...

04:18.383 --> 04:20.286
‫وقتی مادر رو دیدی...

04:22.357 --> 04:24.596
‫لطفا باهاش مهربون باش

04:26.365 --> 04:31.342
‫فکر کنم اونم شاید
‫به اندازه ما پر از ترک باشه...

04:31.542 --> 04:33.847
‫و داره تمام تلاشش رو می‌کنه

04:36.853 --> 04:39.826
‫و بهش بگو...

04:39.926 --> 04:42.698
‫راه‌مو به سمت خونه پیدا کردم

05:31.997 --> 05:34.368
‫چی بهش گفتی؟

05:44.121 --> 05:49.398
‫بهش گفتم طارق دوستش داره
‫و اونو در امان نگه می‌داره

05:52.170 --> 05:56.245
‫ولی قراره خیلی بترسه...

05:56.345 --> 05:59.117
‫و قراره خیلی احساس تنهایی بکنه

06:00.855 --> 06:03.125
‫و اینکه براش دردناکه

06:06.065 --> 06:08.135
‫خوب نیست آدم به یه بچه دروغ بگه

06:08.804 --> 06:11.943
‫نه وقتی که حقیقت اهمیت داره

06:13.547 --> 06:15.618
‫و نه وقتی پیش‌بینی می‌کنی
‫طوری بزرگ بشن...

06:15.718 --> 06:18.857
‫که یه روز بتونی توی چشمش نگاه کنی

06:24.636 --> 06:27.575
‫تمام این حرفهایی که گفتی درسته

06:30.514 --> 06:33.987
‫طارق ازش محافظت می‌کنه.
‫دوستش داره

06:34.822 --> 06:36.893
‫امیدوارم...

06:38.830 --> 06:41.536
‫طرف دیگه این ماجرا...

06:41.670 --> 06:45.077
‫یه فرصت داشته باشی تا اونو بشناسی

06:45.177 --> 06:47.782
‫از خیلی جهات شبیه هم هستین

06:50.154 --> 06:52.157
‫چیه؟

06:59.773 --> 07:02.010
‫من خیلی تنهام

07:02.110 --> 07:04.916
‫ببین، یه لوله‌کش لازم دارم

07:05.016 --> 07:07.354
‫گفتی ۳۰ دقیقه دیگه می‌رسی اینجا...

07:07.554 --> 07:09.893
‫و دو ساعت و نیم پیش این حرفو زدی

07:10.026 --> 07:12.899
‫آره، امتحانش کردم

07:13.032 --> 07:14.401
‫نه، اونو هم امتحان کردم

07:14.536 --> 07:16.807
‫گوش کن، می‌دونم سعی داری کمک کنی...

07:17.007 --> 07:20.915
‫ولی یه سری چیزها هست
‫که به یه انسان واقعی نیاز دارم...

07:21.015 --> 07:23.754
‫تا براش حضور فیزیکی داشته باشه

07:29.131 --> 07:30.934
‫شریل؟

07:31.068 --> 07:34.207
‫هارولد؟ خدای من

07:36.312 --> 07:38.884
‫خدای من

07:43.293 --> 07:45.931
‫ببخشید که زودتر زنگ نزدم

07:46.065 --> 07:49.137
‫- با کی حرف می‌زنی؟
‫- وای خدایا، صبر کن

07:49.237 --> 07:50.341
‫نه، با تو نیستم

07:50.541 --> 07:52.812
‫باید برم، ولی میشه لوله‌کش
‫رو بیاری اینجا؟

07:52.912 --> 07:54.414
‫- نه، نه، نه، صبر کن
‫- چیه؟

07:54.549 --> 07:56.887
‫بهشون بگو نیان. باید باهات حرف بزنم

07:56.987 --> 08:00.460
‫نه، راستش بهش بگو مشکل رو حل کردیم

08:00.561 --> 08:02.163
‫بله، شب خوش

08:02.263 --> 08:04.536
‫- چه خبر شده؟
‫- گوش کن...

08:04.636 --> 08:07.140
‫باید چیزی رو بهت یادآوری کنم
‫که خودت از قبل می‌دونی

08:07.240 --> 08:09.813
‫- چرا باید...
‫- دومین سری از سوگندهایی که برات خوردم

08:09.913 --> 08:11.750
‫اونایی که درست بعد از
‫ازدواج‌مون یاد کردم

08:11.850 --> 08:14.488
‫بهت قول دادم که کارم
‫رو بیرون خونه بذارم...

08:14.589 --> 08:17.327
‫که هرگز نذارم کارم برای
‫خونواده‌مون مشکلی ایجاد کنه...

08:17.427 --> 08:19.331
‫ولی...

08:19.465 --> 08:22.505
‫بعضی چیزها بیرون در
‫این خونه اتفاق افتاد...

08:22.605 --> 08:24.675
‫که نتونستم در موردشون بهت بگم...

08:24.775 --> 08:27.147
‫همین اتفاقات قراره بیشتر
‫از همیشه پیچیده بشن

08:27.247 --> 08:31.155
‫- آنجلا حالش خوبه؟
‫- گمون کنم خوب باشه، بله، ولی...

08:32.526 --> 08:34.963
‫با خودم نیاوردمش

08:35.063 --> 08:36.265
‫توی افغانستانه

08:36.366 --> 08:39.406
‫توی خطر افتاده و الان منم توی خطرم

08:39.606 --> 08:41.927
‫ازت می‌خوام یه کیف پر از وسایل
‫ضروری برای خودت و هنری برداری

08:42.127 --> 08:44.448
‫می‌خوام چند روزی شما رو
‫توی یه هتل بذارم

08:44.648 --> 08:45.483
‫هارولد

08:45.618 --> 08:47.220
‫شما دو تا اونجا در امان خواهید بود

08:47.320 --> 08:48.657
‫فقط باید جانب احتیاط رو رعایت کنم

08:48.790 --> 08:50.093
‫هارولد، هنری اینجا نیست

08:50.293 --> 08:53.332
‫چی؟ دیر وقته؟ کجاست؟

08:54.367 --> 08:56.205
‫هنری دیگه اینجا زندگی نمی‌کنه

08:58.944 --> 09:01.482
‫- کی...
‫- چیزی نیست. با منن

09:01.616 --> 09:03.520
‫- با تو؟ کی با توست؟
‫- منظورت چیه هنری...

09:03.620 --> 09:05.858
‫- دیگه اینجا زندگی نمی‌کنه؟
‫- هارولد!

09:05.991 --> 09:07.962
‫ای لعنتی

09:09.633 --> 09:11.536
‫قرار بیرون منتظر باشید
‫تا من توضیح بدم...

09:11.669 --> 09:13.574
‫توی پارکینگت آنتن نمیده.
‫نتونستم صبر کنم

09:13.674 --> 09:15.578
‫یه نقطه کور داریم

09:15.678 --> 09:17.347
‫به اندازه کافی تماس باهاش سخت هست

09:17.447 --> 09:18.550
‫نمی‌تونم بیرون بشینم و منتظر باشم

09:18.650 --> 09:21.556
‫- باید بهش هشدار بدیم
‫- نه. آره، راست میگی

09:29.471 --> 09:31.676
‫ایشون پدر آنجلاست

09:35.150 --> 09:37.020
‫از آشناییت خوشوقتم

09:37.153 --> 09:39.124
‫نه، نه. اسمت رو نگو

09:39.324 --> 09:41.863
‫بهتره الان اسم همدیگه رو ندونین

09:41.997 --> 09:43.399
‫بازم تلاش کن باهاش تماس بگیری

09:43.533 --> 09:45.236
‫یه دقیقه وقت لازم دارم.
‫بعدش باید راه بیافتیم

09:45.336 --> 09:47.241
‫نمی‌خوام اون ماشین بیشتر از حد لازم...

09:47.374 --> 09:48.375
‫توی پارکینگ بمونه

09:48.510 --> 09:50.179
‫بازم باید لباسم رو عوض کنم

09:50.279 --> 09:53.219
‫خب، هر چی می‌خوای بردار.
‫طبقه بالاست

09:53.419 --> 09:55.657
‫اولین در سمت راست

10:26.213 --> 10:27.213
‫[امیلی]

10:57.214 --> 10:59.214
‫اونجا ساعت چنده؟

10:59.414 --> 11:00.086
‫صبح ـه

11:00.186 --> 11:02.291
‫خیلی سخته با اونجا تماس گرفت...

11:02.391 --> 11:03.727
‫از همه جا خیلی دوره

11:05.764 --> 11:07.902
‫گند زدیم

11:08.002 --> 11:10.439
‫باید از اونجا دور بشه

11:13.246 --> 11:16.052
‫چی سرش میاد؟

11:16.152 --> 11:17.353
‫سر کی؟

11:18.657 --> 11:20.661
‫سر مورگن

11:20.795 --> 11:22.698
‫صبح کارکنانش پیداش می‌کنن...

11:22.798 --> 11:25.971
‫که تا اون موقع نباید
‫اصلا نزدیک اینجا باشیم

11:31.716 --> 11:35.156
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم،
‫شناخت زیادی ازش نداشتم

11:38.898 --> 11:41.101
‫چطور این اتفاق افتاد؟

11:42.236 --> 11:43.372
‫نمی‌دونم

11:44.241 --> 11:47.347
‫پس نظرت چیه؟

11:52.223 --> 11:54.094
‫به نظرم...

11:55.396 --> 11:56.933
‫فکر کنم قصد داشته یه کاری بکنه

11:57.033 --> 11:58.838
‫فکر کنم پالوویچ واقعا می‌خواد...

11:58.938 --> 12:02.176
‫کنترل معادن همزاد رو به دست بگیره

12:03.513 --> 12:06.252
‫می‌دونی، بوت زیادی نزدیک شد

12:06.352 --> 12:10.192
‫پالوویچ لازم داشته اونو
‫از سر راه برداره، ولی...

12:11.596 --> 12:14.669
‫- ولی؟
‫- اینکه پیرمرد رو بکشی...

12:14.869 --> 12:16.072
‫توی خاک آمریکا هم بکشیش...

12:16.172 --> 12:18.042
‫پس‌لرزه ناشی از این اتفاق، خب...

12:18.176 --> 12:22.518
‫چیزی نیست که برای پول درآوردن
‫از چند تا معدن بخوای انجام بدی

12:23.587 --> 12:26.092
‫یه جریانی اینجا هست که
‫هنوز ازش سردرنمیاریم

12:46.834 --> 12:48.402
‫منظورت چی بود که...

12:48.503 --> 12:50.641
‫هنری دیگه اینجا زندگی نمی‌کنه؟

12:50.741 --> 12:53.212
‫لطفا بهم نگو که فرستادیش...

12:53.346 --> 12:55.517
‫- پیش کرت و لوییسه
‫- لعنتی، شریل

12:55.617 --> 12:57.020
‫تا یه مدت اونجا می‌مونه

12:57.220 --> 12:58.690
‫- بهترین کار...
‫- شریل، اون...

12:58.791 --> 13:00.928
‫متاسفم. خیلی واضح ازت پرسیدم...

13:01.061 --> 13:02.197
‫قراره دوباره ببینیمت؟

13:02.397 --> 13:05.436
‫خیلی واضح ازت پرسیدم مطمئنی...

13:05.537 --> 13:08.275
‫دوباره آنجلا رو می‌بینیم؟
‫و جوابمو ندادی

13:08.376 --> 13:09.579
‫نتونستم جواب بدم!

13:09.779 --> 13:11.949
‫ببین، تو رو سرزنش نمی‌کنم.
‫دنبال دعوا راه انداختن نیستم

13:12.049 --> 13:15.256
‫قبول کردم با این قوانین بازی کنم،
‫بدون هیچ جوابی زندگی کنم

13:15.456 --> 13:18.530
‫خودم این وضع رو خواستم.
‫قرار نیست جایی برم

13:18.630 --> 13:21.503
‫ولی هنری هنوز یه پسربچه‌س

13:21.636 --> 13:23.774
‫اون که این وضع رو نخواسته

13:23.907 --> 13:27.748
‫برای اولین بار پدر آنجلا رو دیدم...

13:27.881 --> 13:30.987
‫و حتی نمی‌خوای اسمش رو بدونم؟

13:42.645 --> 13:44.649
‫هنری باید بتونه سوال بپرسه...

13:44.783 --> 13:47.037
‫و به جواب برسه

13:47.237 --> 13:49.491
‫و الان...

13:49.625 --> 13:53.098
‫و عاشقتم، هارولد، و اصلا
‫دوست ندارم این حرف رو بزنم...

13:53.198 --> 13:56.271
‫ولی الان نمی‌تونیم بهش جوابی بدیم

13:59.679 --> 14:02.885
‫کرت و لوییس عوضی هستن

14:02.986 --> 14:04.487
‫با ما، نه با اون

14:04.622 --> 14:06.893
‫اونا هم پدربزرگ و مادربزرگشن

14:09.465 --> 14:10.834
‫قبلا آسونتر بود...

14:10.967 --> 14:14.307
‫وانمود کنی که کارتو
‫بیرون خونه گذاشتی و میای تو

14:15.176 --> 14:17.481
‫گذاشتیم آنجلا بیاد توی زندگی‌مون چون...

14:17.681 --> 14:19.051
‫وای، حتی دلیل اینم نمی‌دونم

14:19.151 --> 14:21.589
‫تا وقتی که متوجه شدیم
‫استثنا قائل شدیم...

14:21.689 --> 14:24.695
‫با ما و چیپ حسابی جور شده بود

14:24.796 --> 14:28.870
‫ولی حالا...

14:30.039 --> 14:34.648
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم، هارولد

14:36.886 --> 14:42.063
‫ولی در فقدان جوابها دارم غرق میشم

14:52.250 --> 14:56.358
‫آنجلا آدامز یه انسان ساختگیه

14:58.195 --> 15:01.502
‫پدرش، مردی که طبقه بالاست...

15:01.702 --> 15:04.775
‫از وقتی که باهاش توی سازمان
‫اطلاعات آشنا شدم...

15:04.875 --> 15:07.548
‫مجموعه‌ای از چیزهای ساختگی بوده

15:10.954 --> 15:13.560
‫اگه می‌خوای بس کنم، همین الان بهم بگو

15:29.023 --> 15:30.977
‫این خودشه؟

15:31.177 --> 15:33.131
‫چی؟

15:34.434 --> 15:36.271
‫این امیلی ـه

15:38.275 --> 15:39.111
‫آره

15:39.311 --> 15:41.381
‫می‌دونستی این شکلی بوده؟

15:41.482 --> 15:42.785
‫آره، می‌دونستم

15:42.885 --> 15:45.190
‫مجبور بودیم طوری جلوه بدیم
‫که هیچی لو نره

15:45.390 --> 15:47.695
‫می‌دونی، یه چیزهایی
‫رو نباید بگی، ولی اون بهم می‌گفت

15:47.795 --> 15:50.500
‫نه، منظورم این شکلیه

15:50.601 --> 15:52.838
‫عضوی از این خونواده‌س

15:54.576 --> 15:57.548
‫تو هم یه زمانی با هارولد صمیمی بودی، نه؟

15:57.648 --> 15:58.850
‫آره

15:58.984 --> 16:01.556
‫خب، سخت نبود...

16:01.656 --> 16:04.829
‫که بیرون این خونواده باشی؟

16:04.929 --> 16:07.167
‫قطع ارتباط با هارولد...

16:07.300 --> 16:08.937
‫بخشی از معامله بود

16:09.037 --> 16:10.439
‫معامله؟

16:10.541 --> 16:12.812
‫آره، معامله‌ای که من و ابی انجامش دادیم

16:13.012 --> 16:13.813
‫جدایی کامل

16:16.017 --> 16:19.559
‫هارولد آخرین کسی بود
‫که باهاش ارتباط داشتم

16:19.659 --> 16:22.497
‫وقتی قطع شد، آزاد بودیم

16:24.502 --> 16:27.942
‫اون و ام تنها آدم‌هایی بودن
‫که لازم بود باهاشون ارتباط داشته باشم

16:28.777 --> 16:32.684
‫بین نیاز داشتن و خواستن تفاوت هست

16:37.795 --> 16:38.463
‫لعنتی

16:38.663 --> 16:40.066
‫چه وضعشه؟

16:40.166 --> 16:42.037
‫هارولد، چه مرگشه؟

16:42.170 --> 16:43.673
‫آبگرمکن کوفتی روی جعبه فیوز آب ریخته

16:43.773 --> 16:45.844
‫- همه چیزو سوزوند...
‫- هارولد، زود باش

16:45.945 --> 16:49.250
‫هر لحظه که اینجا باشیم
‫اون ماشین بیشتر...

16:49.350 --> 16:50.920
‫- توی پارکینگ می‌مونه
‫- بابا؟

16:51.021 --> 16:53.192
‫- یه دقیقه بهم وقت بده
‫- بابا؟

16:53.292 --> 16:54.561
‫هارولد، بیا اینجا

16:54.695 --> 16:56.164
‫- الو؟
‫- امیلی

16:56.264 --> 16:57.735
‫- آره، الو؟
‫- آره

16:57.835 --> 16:58.870
‫همونجا که هستی بمون.
‫اگه تماس قطع بشه...

16:59.070 --> 17:00.172
‫شاید دیگه نتونم بگیرمت

17:00.272 --> 17:02.177
‫باشه، نمی‌تونم قولی بدم،
‫ولی صداتو می‌شنوم

17:02.277 --> 17:05.618
‫گوش کن، ام، مورگن بوت مُرده

17:05.718 --> 17:07.688
‫رفتیم سراغش. بهش فشار اوردیم

17:07.888 --> 17:10.426
‫نتونستیم در برخورد اول...

17:10.528 --> 17:11.563
‫راضیش کنیم کوتاه بیاد

17:11.696 --> 17:14.033
‫یک ساعت بعد، ترور شد

17:14.233 --> 17:15.436
‫چی؟ به دست کی؟

17:15.538 --> 17:16.673
‫داستانش مفصله

17:16.773 --> 17:18.810
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، من خوبم

17:18.911 --> 17:20.479
‫هارولد هم خوبه

17:20.580 --> 17:21.783
‫من همینجام، دخترجون

17:21.883 --> 17:24.287
‫ولی گوش کن، امیلی باید...

17:24.387 --> 17:25.924
‫- از اونجا دور بشی، عزیز دلم
‫- بابا...

17:26.058 --> 17:28.195
‫هر دو می‌دونیم چی داره
‫به سمت اونجا میاد

17:28.295 --> 17:29.532
‫الان نمی‌تونم ازت محافظت کنم

17:29.732 --> 17:30.900
‫بابا، اونا اینجان

17:31.869 --> 17:34.441
‫- ای گندش بزنن. باشه...
‫- یه یگان حفاظت داریم...

17:34.575 --> 17:35.861
‫- که داره در مسیر مستقر میشه.
‫- نه

17:36.061 --> 17:37.347
‫و الان درگیر شدن

17:37.447 --> 17:39.451
‫- چند نفرن؟
‫- کدوم، ارتش یا...

17:39.651 --> 17:40.521
‫نه، آدمهای شما

17:40.621 --> 17:42.223
‫همون یگان حفاظت.
‫چند نفری میشن؟

17:42.423 --> 17:44.227
‫نمی‌دونم، شاید ۲۰ نفر؟

17:44.427 --> 17:47.602
‫برای اینکه معطل‌شون کنه کافی نیست

17:47.735 --> 17:50.139
‫- باید از اونجا دور بشی
‫- نمی‌تونم دور بشم

17:50.239 --> 17:51.743
‫ام، واقعا می‌تونی

17:51.843 --> 17:54.782
‫نه، واقعا نمی‌تونم و قطعا
‫امروز از اینجا نمیرم

17:54.882 --> 17:56.920
‫- یا عیسی مسیح
‫- اون مُرده، بابا

17:58.422 --> 18:00.392
‫کی مُرده؟

18:00.492 --> 18:02.096
‫پدرم

18:03.065 --> 18:04.467
‫دیشب به خاطر زخم‌هایی
‫که داشت مُرد...

18:04.568 --> 18:07.140
‫و امروز صبح دفنش کردیم

18:07.274 --> 18:09.410
‫حالت خوبه؟

18:09.511 --> 18:11.448
‫خوبم

18:12.785 --> 18:15.489
‫تا حالا کی رو تونستین خارج کنین؟

18:15.590 --> 18:18.061
‫فقط چند نفر رو، ولی سریع اتفاق افتاد

18:18.161 --> 18:19.832
‫خب، کی مونده؟ خونواده‌ها؟

18:19.965 --> 18:21.251
‫آره

18:21.451 --> 18:22.738
‫بچه‌ها؟

18:22.838 --> 18:24.441
‫آره

18:24.542 --> 18:27.313
‫آره

18:27.413 --> 18:29.818
‫باشه، یه دقیقه گوشی دستت

18:33.125 --> 18:34.862
‫خب، از افرادمون رد شدن...

18:34.962 --> 18:36.533
‫و دارن میان بالا، برای
‫همین باید بریم

18:36.633 --> 18:38.168
‫باشه، قطع نکن، ام

18:38.268 --> 18:40.039
‫نه، نمی‌کنم، نمی‌کنم.
‫یه دقیقه بهم فرصت بده

18:40.139 --> 18:41.709
‫کنار چاه جنوبیم

18:41.809 --> 18:43.680
‫به سمت اردوگاه میریم تا
‫کنار هم جمع بشیم

18:43.780 --> 18:45.483
‫وقتی وارد شدیم حرف می‌زنم، خب؟

18:45.683 --> 18:48.189
‫منتظر باش

18:58.208 --> 19:00.079
‫روی بی‌صدا گذاشتی؟

19:00.179 --> 19:02.752
‫- آره
‫- اون تونل‌هایی که در موردشون می‌گفتی

19:02.852 --> 19:05.089
‫- آره
‫- اینقدر از روستا دور میشن...

19:05.189 --> 19:06.491
‫که بتونن از اونجا فرار کنن؟

19:06.592 --> 19:07.962
‫سعی دارن همین رو بفهمن

19:08.162 --> 19:09.865
‫- خب، از کجا مطمئنی؟
‫- می‌دونم

19:09.999 --> 19:11.201
‫هارولد، می‌دونم!

19:11.334 --> 19:12.304
‫بچه همراه اوناست

19:12.504 --> 19:14.374
‫نمی‌دونم چطور ممکنه نجات پیدا کنن

19:14.474 --> 19:16.313
‫باید شروع کنیم به تماس گرفتن

19:16.513 --> 19:18.215
‫- به کی می‌خوای زنگ بزنی؟
‫- خب، آدمهایی هستن...

19:18.315 --> 19:20.386
‫که می‌تونیم بهشون زنگ بزنیم،
‫من می‌تونم زنگ بزنم!

19:20.486 --> 19:22.657
‫کی؟

19:40.193 --> 19:42.496
‫یه بار گمش کردیم

19:43.399 --> 19:45.670
‫توی یه پارک بودیم

19:50.079 --> 19:51.916
‫برگشتم و امیلی نبود

19:52.016 --> 19:55.824
‫ابی فکر کرد پیش منه و
‫من فکر کردم پیش ابی ـه

19:55.924 --> 19:58.161
‫فقط...

19:58.261 --> 20:01.201
‫بچه بود، می‌دونی؟
‫سرشو انداخته بود و رفته بود

20:01.301 --> 20:03.506
‫مشخص شد زیاد طول نمی‌کشه
‫که پیداش کنیم...

20:03.606 --> 20:05.844
‫زیاد دور نشده بود، ولی خدایا، اون حس...

20:07.981 --> 20:10.587
‫در جنگهای چنان تاریکی جنگیدم
‫که هیچکس جرات نداشت...

20:10.687 --> 20:12.725
‫حتی یه اسم روشون بذاره و توی زندگیم...

20:12.825 --> 20:16.397
‫هیچوقت چیزی مثل این
‫حس رو تجربه نکرده بودم

20:17.534 --> 20:21.074
‫پیش خودم قسم خوردم دیگه
‫هرگز نذارم این اتفاق تکرار بشه

20:24.080 --> 20:26.519
‫یادم نمیاد با صدای بلند گفته باشمش...

20:26.719 --> 20:30.459
‫ولی این قیافه ابی رو یادمه...

20:30.594 --> 20:33.298
‫پس باید یه چیزی گفته باشم

20:33.432 --> 20:35.737
‫یه لبخند کوچولو به لب داشت

20:35.837 --> 20:38.709
‫مطمئن نبودم داره به من می‌خنده یا...

20:39.945 --> 20:41.982
‫یا برام احساس تاسف می‌کنه

20:43.285 --> 20:45.056
‫از اینکه چقدر غافلگیر میشم...

20:45.256 --> 20:49.064
‫وقتی روزش برسه که
‫بالاخره همه چیزو بفهمم

20:53.272 --> 20:55.543
‫ما همیشه چیپ رو گم می‌کردیم

20:55.644 --> 21:00.520
‫سر از خونه‌های دیگه محله درمی‌اورد

21:00.620 --> 21:02.122
‫توی این خیابون همه به شوخی می‌گفتن...

21:02.256 --> 21:05.129
‫برای مودب بودن بهتر نیست
‫یه زنگ هم بهش وصل کنیم؟

21:08.135 --> 21:10.740
‫- عاشق سگ‌هاشون بود
‫- آره

21:11.475 --> 21:14.013
‫و هیچوقت سگ نداشتیم

21:14.113 --> 21:16.084
‫ولی عاشق اون سگها بود

21:16.284 --> 21:17.988
‫بابا؟

21:18.088 --> 21:20.159
‫آره، اینجام. چه خبره؟

21:20.293 --> 21:21.963
‫فقط یه دقیقه وقت دارم

21:22.063 --> 21:23.833
‫دارن میان تو
‫فکر نکنم زیاد دور باشن

21:23.966 --> 21:26.104
‫تونلها چی؟

21:26.304 --> 21:28.692
‫از تونل‌ها دارن میان تو

21:28.892 --> 21:31.281
‫- چطور تونستن این کار رو بکنن؟
‫- نمی‌دونم

21:31.381 --> 21:33.719
‫سعی داریم درها رو مسدود کنیم، ولی...

21:34.955 --> 21:37.460
‫یه چیزهایی رو می‌خوام بگم

21:37.594 --> 21:39.464
‫هارولد هنوز اونجاست؟

21:39.598 --> 21:41.552
‫آره، من اینجام، دخترجون

21:41.752 --> 21:43.706
‫شریل هم اینجاست

21:44.842 --> 21:47.514
‫متاسفم که دوباره شما رو
‫در چنین وضعیتی قرار دادم

21:47.648 --> 21:50.052
‫هیچکدوم شما لایق چنین چیزی نیستین

21:53.292 --> 21:55.764
‫و می‌خوام بدونی تو رو
‫به خاطر کاری که کردی...

21:55.864 --> 21:57.634
‫سرزنش نمی‌کنم

22:02.276 --> 22:03.613
‫بابا؟

22:03.813 --> 22:07.186
‫- بله؟
‫- میشه منو از روی بلندگو برداری؟

22:07.386 --> 22:09.691
‫آره، دارم صداتو می‌شنوم

22:12.865 --> 22:14.635
‫ازت می‌خوام یه کاری برام بکنی

22:14.735 --> 22:16.371
‫چه کاری؟

22:18.375 --> 22:20.747
‫ازت می‌خوام اینو بپذیری

22:21.582 --> 22:23.753
‫که چرا این اتفاق داره می‌افته...

22:23.887 --> 22:25.557
‫چرا اتفاق افتاد

22:25.657 --> 22:28.696
‫اینجا یه چیزی پیدا کردم

22:29.598 --> 22:32.403
‫این خونواده برام مهمه

22:33.372 --> 22:35.310
‫تا اینجاش حقیقت داره

22:35.510 --> 22:38.348
‫و این کار رو برای پس زدن
‫تو یا مامان نمی‌کنم...

22:38.448 --> 22:40.553
‫این قسمتش هم حقیقت داره

22:41.487 --> 22:43.359
‫بهم قول بده یه راهی
‫پیدا می‌کنی تا اینو بپذیری

22:43.459 --> 22:45.229
‫باید بدونم که قرار نیست...

22:45.429 --> 22:46.732
‫بقیه عمرت رو صرف متنفر
‫بودن از این جریان بکنی

22:46.932 --> 22:48.035
‫ازم متنفر باشی...

22:48.235 --> 22:50.106
‫یا از این خونواده متنفر باشی

22:50.206 --> 22:53.913
‫ازت می‌خوام قبول کنی این
‫چیزیه که من می‌خواستم

22:54.013 --> 22:55.249
‫می‌تونی این کار رو برام بکنی؟

22:55.383 --> 22:56.653
‫لعنتی. لعنتی

22:56.853 --> 23:00.159
‫نه، صبر کنین!

23:14.020 --> 23:15.857
‫نه

24:11.535 --> 24:13.606
‫باید جلوشو می‌گرفتم

24:18.382 --> 24:20.185
‫چطور می‌تونستی؟

24:21.487 --> 24:23.759
‫با چیزی که بهم گفتی...

24:23.893 --> 24:25.863
‫با تمام وجود حس می‌کرد
‫باید این کار رو انجام بده

24:25.963 --> 24:28.201
‫باید جلوشو می‌گرفتم

24:30.439 --> 24:32.844
‫و اگه گرفته بودی چی می‌شد؟

24:33.044 --> 24:36.117
‫- چطور می‌تونست بهت اعتماد کنه...
‫- باید جلوشو می‌گرفتم!

24:41.394 --> 24:45.235
‫باید جلوشو می‌گرفتم

25:48.630 --> 25:50.566
‫باید راه بیافتیم

25:51.467 --> 25:53.204
‫هنوز نه

25:54.407 --> 25:55.644
‫چرا؟

25:55.744 --> 25:58.481
‫تو هم شنیدیش، مگه نه؟

25:58.582 --> 25:59.818
‫آره

25:59.918 --> 26:01.655
‫می‌خوام بدونم چه اتفاقی افتاد

26:01.789 --> 26:04.093
‫جواب می‌خوام

26:05.963 --> 26:08.803
‫دوست دارم الان به جوابها برسم

26:10.072 --> 26:11.809
‫آره

26:15.483 --> 26:17.053
‫زویی

26:17.253 --> 26:18.823
‫بله

26:19.658 --> 26:22.664
‫میریم سوار ماشین بشیم

26:22.764 --> 26:24.734
‫صندوق عقب رو خالی می‌کنیم

26:25.903 --> 26:28.776
‫میشه همسرمو ببری توی آشپزخونه...

26:28.877 --> 26:32.115
‫و یه کم حواسش رو پرت کنی؟

26:34.420 --> 26:36.190
‫البته

26:38.195 --> 26:42.436
‫منظورت چی بود که تو هم شنیدیش؟

26:42.538 --> 26:44.306
‫چی رو شنیدی؟

26:46.678 --> 26:48.549
‫پشت گوشی

26:48.683 --> 26:50.703
‫بعد از اینکه اون مردها با
‫تیراندازی کردن اومدن تو...

26:50.903 --> 26:52.924
‫به زبون دری یا پشتو حرف نمی‌زدن

26:53.793 --> 26:56.063
‫روسی حرف می‌زدن

26:56.866 --> 26:58.234
‫یعنی چی؟

27:03.111 --> 27:05.883
‫در گفتگوهات با مورگن بوت...

27:06.017 --> 27:08.122
‫حرفی از پاولوویچ زد...

27:08.222 --> 27:11.828
‫که به یه جور ارتش مزدور
‫دسترسی داشته باشه؟

27:44.995 --> 27:48.134
‫پس داخل این قضیه هستی یا بیرونش؟

27:49.805 --> 27:52.075
‫ببخشید؟

27:53.211 --> 27:56.284
‫آدم‌های داخل می‌دونن

27:57.587 --> 28:01.260
‫آدم‌های بیرون با خودشون میگن
‫آدمهای داخل چی می‌دونن

28:05.804 --> 28:08.710
‫دارم می‌پرسم تو کدومی؟

28:08.810 --> 28:12.850
‫راستش دقیقا نمی‌دونم

28:14.120 --> 28:17.126
‫خب، پس یا داخلی...

28:17.226 --> 28:18.663
‫و جرات نداری بهم بگی...

28:18.797 --> 28:20.299
‫یا بیرونی...

28:20.399 --> 28:23.137
‫و اونقدر جرات ندارن که بهت بگن

28:25.610 --> 28:27.681
‫فکر کنم شاید توی...

28:27.781 --> 28:30.185
‫یه حالت گذرا هستم

28:30.285 --> 28:31.589
‫جالبه

28:31.689 --> 28:33.726
‫ممنونم

28:37.701 --> 28:38.769
‫می‌خوام بدونی...

28:38.969 --> 28:42.042
‫تو رو به خاطر کاری که کردی سرزنش نمی‌کنم

28:45.182 --> 28:48.589
‫آخرین کلماتی بود که از زبون...

28:48.689 --> 28:50.793
‫کسی شنیدم که...

28:50.993 --> 28:54.668
‫به مدت ده سال هر تعطیلاتی
‫رو توی خونه‌م گذروندم

28:54.768 --> 28:57.640
‫و احتمالش خیلی زیاده...

28:57.840 --> 29:00.713
‫که هرگز نفهمم...

29:00.813 --> 29:03.184
‫در مورد چی حرف می‌زد

29:10.700 --> 29:12.036
‫برای اینکه توی یه خونه شریک باشی...

29:12.169 --> 29:14.274
‫باید روی یه چیزهایی کنترل داشته باشی

29:14.374 --> 29:17.880
‫می‌دونی، چیزهایی که باید
‫درآغوش بکشی و چیزهایی که باید بپذیری...

29:18.014 --> 29:20.853
‫چیزهایی که باید سرکوب کنی...

29:20.953 --> 29:23.592
‫چیزهایی که باید باهاشون
‫در درون خودت بجنگی

29:23.726 --> 29:26.331
‫فکر کنم همیشه توی خونه ما
‫جنگها منصفانه بوده

29:26.431 --> 29:29.738
‫هارولد به خاطر حرفه‌ش
‫به این مسئله نیاز داشت...

29:29.838 --> 29:32.409
‫نیاز داشت که باهام منصفانه برخورد بشه

29:35.549 --> 29:39.023
‫چقدر مسخره‌س که الان این
‫حرفها رو از زبون خودم می‌شنوم

29:49.778 --> 29:52.718
‫ازم خواسته شد حواست رو پرت کنم

29:52.918 --> 29:54.353
‫می‌دونم

29:54.453 --> 29:56.457
‫فقط نمی‌دونم به خاطر چی

30:01.233 --> 30:03.272
‫می‌دونی...

30:03.405 --> 30:06.043
‫مورگن بوت رو می‌شناختی؟

30:07.079 --> 30:09.618
‫آره، یکی از دوستان هارولد بود

30:09.718 --> 30:11.522
‫چرا؟

30:11.722 --> 30:16.264
‫یه روسی به اسم پاولوویچ
‫دستور قتلش رو داده...

30:16.398 --> 30:20.740
‫تا از یه معامله تجاریش در
‫افغانستان محافظت کنه

30:20.840 --> 30:22.442
‫همچنین...

30:23.512 --> 30:27.119
‫شاید به مزدورهای
‫افغانستان دستور داده باشه...

30:27.219 --> 30:29.390
‫برای محافظت از اون معامله پیشروی کنن

30:29.490 --> 30:34.634
‫افرادی که امیلی رو کشتن افراد اون بودن

30:41.782 --> 30:45.590
‫اون چیزی نمی‌دونم.
‫هم من می‌دونم و هم تو

30:45.790 --> 30:47.192
‫الان به هیچ جا نرسیدیم

30:47.292 --> 30:51.635
‫می‌خوام هر چی می‌دونه رو
‫از زیر زبونش بیرون بکشم

30:51.769 --> 30:52.938
‫کارم همینه...

30:53.071 --> 30:54.942
‫برای پول دراوردن همین کار رو می‌کردم

30:55.075 --> 30:57.479
‫اینو می‌دونی که، درسته؟

30:59.249 --> 31:00.519
‫نه

31:02.356 --> 31:05.128
‫نه اینطوری

31:12.376 --> 31:14.881
‫باید تنهایی...

31:15.917 --> 31:17.887
‫انجامش بدم

32:38.047 --> 32:40.485
‫هرگز فکرشم نمی‌کردم بیای اینجا

32:42.891 --> 32:44.393
‫قطعا نه برای دیدن دستگاه پاروزنی...

32:44.593 --> 32:47.299
‫که بهت گفتم هیچکس ازش استفاده نمی‌کنه

32:50.371 --> 32:52.510
‫آنجلا مُرده

32:55.348 --> 32:56.819
‫احتمالا بهتره عادت کنی...

32:56.919 --> 32:58.088
‫با این اسم صداش نکنی

32:58.288 --> 33:00.526
‫چرا نباید با این اسم صداش نکنم؟

33:01.393 --> 33:02.664
‫واقعا معرکه‌ای

33:02.764 --> 33:05.736
‫مگه الان به مامان نگفتی
‫اون اسم ساختگیه؟

33:07.039 --> 33:09.811
‫چطور می‌تونی در مورد
‫هر چیزی باهام دعوا راه بندازی؟

33:10.011 --> 33:11.447
‫نمی‌دونم

33:13.418 --> 33:15.990
‫قسمت بعدی برات خیلی سخت میشه

33:16.190 --> 33:18.896
‫تمام چیزهای ساختگی که درست کردی...

33:18.996 --> 33:21.200
‫همزمان از هم می‌پاشه

33:22.168 --> 33:23.906
‫اینکه می‌تونستی کارتو...

33:24.006 --> 33:26.995
‫از زندگی شخصی‌ت جدا کنی

33:27.195 --> 33:30.185
‫اینکه با جدا کردن ما
‫می‌تونستی ما رو در امان نگه داری

33:31.187 --> 33:33.893
‫اینکه هرگز به خاطر این زحمتی
‫که کشیدی ازمون متنفر نمیشی

33:34.026 --> 33:36.731
‫منصفانه نیست. می‌دونی که حقیقت نداره

33:37.734 --> 33:41.140
‫یه چیز ساختگی چیز مفیدیه. فقط اینکه...

33:41.340 --> 33:42.810
‫دیر یا زود...

33:44.413 --> 33:46.585
‫حقیقت برملا میشه

33:48.221 --> 33:51.561
‫همیشه یه بخشی از وجودت
‫بیرون در این خونه مونده

33:52.730 --> 33:55.736
‫بخشی که مطمئن نیستم
‫باهاش آشنا شده باشم

33:58.542 --> 34:00.746
‫بخشی که حالا می‌خواد برگرده

34:06.992 --> 34:10.498
‫بهترین چیزی که می‌خواستم باشم
‫این بود که بابای تو باشم

34:14.541 --> 34:18.281
‫گندهایی که زدم رو نمیشه کاریش کرد

34:18.381 --> 34:21.387
‫ولی سعی کردم. واقعا سعی کردم

34:23.358 --> 34:24.527
‫می‌دونم

34:25.730 --> 34:28.268
‫خوب می‌شد وقتی فرصتش رو داشتم...

34:28.401 --> 34:30.038
‫می‌تونستم این حرفها رو بهت بزنم

34:31.508 --> 34:35.650
‫به نظر میاد خداحافظی کردن
‫در ازای اون همه تلاش و زحمت...

34:35.750 --> 34:38.956
‫چیز کوچیک و بیخودی باشه

34:39.056 --> 34:40.592
‫یه سری...

34:40.726 --> 34:44.399
‫حرفهای آخر بزنم تا تمام
‫اینا یه معنایی پیدا کنه

34:45.669 --> 34:49.744
‫نتونستم با تو چنین فرصتی داشته باشم.
‫با امیلی هم نتونستم

34:50.947 --> 34:53.552
‫حتی نتونستم با هنری این فرصت رو داشته باشم

35:03.171 --> 35:05.408
‫کلمات آخر

35:10.452 --> 35:12.122
‫- چیه؟
‫- توی اتاق بودی...

35:12.222 --> 35:13.925
‫وقتی اون اتفاق توی خونه بوت افتاد، آره؟

35:14.125 --> 35:15.095
‫- بله
‫- آره

35:15.195 --> 35:17.701
‫قبل از اینکه بمیره حرفی بهت زد؟

35:17.801 --> 35:18.986
‫نه، نه، خیلی سریع اتفاق افتاد

35:19.186 --> 35:20.372
‫- اون...
‫- کاری کرد؟

35:20.472 --> 35:22.376
‫نزدیک کامپیوترش بود یا...

35:22.476 --> 35:23.612
‫گوشیش؟

35:23.712 --> 35:26.417
‫گوشی‌شو دستش گرفته بود

35:26.518 --> 35:28.187
‫شاید داشت یه چیزی می‌فرستاد

35:28.287 --> 35:30.392
‫چی بوده؟

35:30.592 --> 35:32.964
‫چیزی که می‌خواسته مطمئن بشه...

35:33.164 --> 35:34.868
‫باهاش نمی‌میره

35:35.001 --> 35:36.438
‫یه چیز مهم برای این معما...

35:36.638 --> 35:39.777
‫که باید به دست یه آدم
‫مورد اعتماد می‌رسوندش

35:39.878 --> 35:41.865
‫به کی، به تو؟

35:42.065 --> 35:44.052
‫نه، نه. به من نه

35:44.152 --> 35:47.325
‫ولی فکر کنم بدونم برای کی فرستادش

36:04.426 --> 36:07.667
‫چی شد؟

36:07.767 --> 36:09.771
‫هیچی در مورد پاولوویچ...

36:09.971 --> 36:13.378
‫یا افغانستان یا این چیزها نمی‌دونست

36:13.478 --> 36:16.618
‫یه آدمی بود که یکی دیگه اجیرش کرده بود

36:18.087 --> 36:21.160
‫فقط می‌دونست برای
‫یه کاری اجیر شده...

36:21.260 --> 36:22.897
‫که نتونسته کاملش کنه

36:25.034 --> 36:28.107
‫مورگن بوت تنها هدفش نبوده

36:28.207 --> 36:30.207
‫هدف دیگه‌ش کی بوده؟

36:31.480 --> 36:32.917
‫تو

36:35.021 --> 36:36.925
‫- من؟ چرا من؟
‫- چرا اون؟

36:37.025 --> 36:40.064
‫و من، دیکسون‌ها

36:40.198 --> 36:41.734
‫مارشا و هنری

36:42.804 --> 36:43.806
‫چرا؟

36:43.906 --> 36:44.975
‫نمی‌دونم

36:45.175 --> 36:47.179
‫وکیل همزاد می‌خواست
‫یه چیزی بهت بگه...

36:47.279 --> 36:49.316
‫یه چیزی که می‌ترسید پشت تلفن بگه

36:49.516 --> 36:51.521
‫شاید اون بدونه

36:52.690 --> 36:55.028
‫چیزی که پاولوویچ نمی‌خواد بدونیم

36:55.128 --> 36:56.731
‫احتمالا

36:56.865 --> 36:59.203
‫چیزی که اگه منتشر بشه بهش آسیب می‌زنه

36:59.336 --> 37:00.939
‫احتمالا

37:05.482 --> 37:07.252
‫پس میریم لندن

37:09.389 --> 37:10.959
‫چون گور باباش

37:11.762 --> 37:12.963
‫می‌خوام بهش آسیب بزنم

37:14.333 --> 37:15.702
‫تو نمی‌خوای؟

37:17.439 --> 37:20.613
‫الان درک می‌کنم

37:20.713 --> 37:24.521
‫می‌دونی، جریان چیه، خطراتش چیه

37:24.621 --> 37:28.228
‫شاید همه‌شو نفهمم، ولی
‫به اندازه کافی متوجهم

37:28.328 --> 37:29.797
‫ولی...

37:31.066 --> 37:32.202
‫ولی تو...

37:32.402 --> 37:36.144
‫حس می‌کنم تو رو کمتر از همیشه...

37:36.244 --> 37:39.116
‫- درک می‌کنم
‫- باید این کار رو بکنم

37:39.216 --> 37:42.523
‫فقط چند روز توی هتل باش
‫تا در امان بمونی

37:42.624 --> 37:44.092
‫اون دو تا احتمالا ازت می‌خوان...

37:44.292 --> 37:47.065
‫مراقب سگ‌های کوفتی‌شون باشی
‫ولی تصمیمش با توست

37:52.744 --> 37:55.783
‫کمکم کن وقتی برگشتم همه
‫چیزو راست و ریس کنم

37:55.883 --> 38:01.293
‫کمکم کن یه راه بهتر برای
‫نگه داشتن همه چیز کنار هم پیدا کنم

38:06.403 --> 38:08.307
‫سعی‌مو می‌کنم

38:10.445 --> 38:13.552
‫واقعا سعی می‌کنم

38:22.870 --> 38:24.005
‫بهتره بری

38:24.674 --> 38:26.611
‫- تو نمیای؟
‫- نه، نه

38:26.712 --> 38:29.316
‫تو رو سالم به هتل می‌رسونن

38:29.416 --> 38:31.688
‫میرم مطمئن بشم قبل از رفتنم...

38:31.789 --> 38:34.059
‫همه چیز تر و تمیز باشه

38:34.159 --> 38:35.562
‫آره

39:38.267 --> 39:43.505
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
