WEBVTT

00:00.226 --> 00:13.211
دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

00:13.349 --> 00:19.899
‫«کاری از بهادر و صاحب»

00:19.979 --> 00:22.384
‫وقتی دختربچه بودم...

00:22.484 --> 00:25.691
‫فکر می‌کردم از هیچی نمی‌‌ترسی.

00:26.960 --> 00:30.834
‫که هر نو‌ع فاصله‌‌ای هم بین ما بیفته،
‫نمی‌‌تونه تو رو نگران کنه.

00:31.636 --> 00:35.511
‫که سنگین‌‌ترین سکوت‌‌ها هم نمی‌‌تونن
‫تو رو وادار به حرف‌‌زدن کنن.

00:36.813 --> 00:38.850
‫غیر قابل دسترس بودی.

00:38.951 --> 00:41.790
‫دور بودی.

00:41.890 --> 00:44.228
‫یه خیال بودی.

00:44.328 --> 00:46.800
‫تکالیفت رو انجام دادی؟

00:48.670 --> 00:50.406
‫نمی‌‌دونم چی‌‌ بنویسم.

00:50.507 --> 00:52.712
‫به‌‌قدر کافی سعی نمی‌کنی.

00:52.812 --> 00:54.916
‫دارم سعی می‌کنم.

00:55.016 --> 00:56.853
‫می‌ترسم.

00:56.953 --> 01:00.059
‫اصلاً کجای این ترس داره که ازش بترسی؟

01:00.159 --> 01:02.732
‫از اینکه بابایی بمیره.

01:02.832 --> 01:05.303
‫از اینکه هر دوشون بمیرن.

01:06.438 --> 01:10.246
‫از اینکه خیلی سؤال می‎‌‌پرسم.

01:10.346 --> 01:13.754
‫اینکه مرگ‌شون تقصیر من باشه.

01:17.528 --> 01:21.235
‫این‌‌قدر همه‌‌چیز رو نادیده نگیر، آدامز.

01:21.335 --> 01:22.972
‫چشم‌هات رو باز کن.

01:27.180 --> 01:29.719
‫خدمت کردی؟

01:29.819 --> 01:31.288
‫جان؟

01:31.388 --> 01:33.426
‫قبل از لنگلی تو ارتش بودی؟

01:33.527 --> 01:36.465
‫آره. چطور مگه؟

01:38.235 --> 01:40.473
‫همین‌‌جوری.

01:41.408 --> 01:43.647
‫کجا خدمت کردی؟

01:45.149 --> 01:48.055
‫فورت هوچوکا، چند سال.

01:48.155 --> 01:49.525
‫قبل از اونم فورت درام.

01:49.626 --> 01:52.130
‫شوخی نکن.
‫من تو گردان دهم بودم.

01:52.230 --> 01:54.468
‫جدی؟

01:55.504 --> 01:57.708
‫یه مدت کوتاه.
‫قبل اینکه برم فرماندهی مشترک عملیات ویژه.

01:57.808 --> 01:59.746
‫دنیای کوچیکیه.

01:59.846 --> 02:01.482
‫عضو عملیات ویژه بودی؟

02:02.918 --> 02:04.756
‫آره.

02:04.856 --> 02:06.893
‫هی.

02:22.123 --> 02:23.894
‫چی شده؟

02:25.196 --> 02:27.033
‫تابستون پارسال اون یارو که...

02:27.133 --> 02:29.004
‫اومده بود مرکز رو یادته؟

02:29.104 --> 02:30.406
‫سرطان خون داشت...

02:30.507 --> 02:33.145
‫بهش می‌‌خورد 24 یا 25 سالش باشه.

02:33.245 --> 02:35.751
‫شرکت محوطه‌‌سازی راه انداخته بود.

02:36.753 --> 02:39.324
‫یادم میاد از اینکه کارش
‫چه حسی داشت، حرف می‌‌زد.

02:40.126 --> 02:42.030
‫خورشید صبح.

02:42.130 --> 02:44.334
‫رسیدگی به دنیا.

02:47.908 --> 02:50.346
‫به خودم اومدم دیدم دارم به اون فکر می‌کنم.

02:52.952 --> 02:54.922
‫چی داری می‌‌گی، پسر؟

02:55.724 --> 02:57.460
‫اون بیرون یه جای کار می‌‌لنگه.

02:57.561 --> 02:59.899
‫- لعنت، چی دیدی؟
‫- هیچی.

02:59.999 --> 03:02.437
‫ولی شاید از اون هیچی‌‌های نگران‌‌کننده‌ست.

03:12.992 --> 03:14.762
‫واترز هستم.

03:17.802 --> 03:19.839
‫آره، این‌‌جاست.

03:21.475 --> 03:23.847
‫خب، بیا درمورد اینکه
‫انتظار داریم تو چند ساعت آینده...

03:23.947 --> 03:26.085
‫چه اتفاق‌هایی بیفته صحبت کنیم.

03:26.185 --> 03:28.489
‫داره با همزاد حرف می‌زنه؟

03:28.590 --> 03:30.961
‫نه، داره با کسایی که امیلی رو گرفتن...

03:31.061 --> 03:32.665
‫حرف می‌‌زنه.

03:33.065 --> 03:36.706
‫می‌خواد بفهمه دقیقاً چی می‌خوان.

03:41.315 --> 03:44.121
‫اگه از فراز همزاد چیزی بدونم...

03:44.221 --> 03:45.657
‫که شاید تو ندونی...

03:45.758 --> 03:48.229
‫وقتش الانه که بهت بگم، نه؟

03:48.329 --> 03:49.599
‫آره، حتماً.

03:49.699 --> 03:52.605
‫وقتی با وکیلش تو جزیره بودیم.

03:52.705 --> 03:55.443
‫گفت می‌تونه من رو
‫از شر تمام این ماجراها خلاص کنه.

03:55.544 --> 03:57.480
‫منم بهش گفتم... ازش پرسیدم...

03:57.581 --> 03:59.484
‫تضمین می‌‌کنه که همزاد...

03:59.585 --> 04:01.723
‫از پیشنهادی که داره بهم می‌ده حمایت کنه؟

04:01.823 --> 04:03.894
‫و...

04:03.994 --> 04:06.365
‫و قیافه‌‌اش یه جوری شد.

04:11.341 --> 04:13.914
‫- قیافه‌‌اش یه جوری شد؟
‫- تو گفتی حواسم به...

04:14.014 --> 04:17.287
‫چیزهای کوچیکی که ممکنه
‫چیزهای بزرگ‌‌تری رو نشون بدن باشه و...

04:17.387 --> 04:20.661
‫و... خب... منظورم اینه که...

04:20.761 --> 04:23.099
‫شاید داشت نشون می‌‌داد که
‫بین اون و موکلش...

04:23.199 --> 04:24.535
‫یه مقدار تنش وجود داره...

04:24.635 --> 04:26.314
‫و اگه تنشی وجود داشته باشه،
‫شاید... شاید بشه...

04:26.338 --> 04:28.577
‫- ازش استفاده کنیم.
‫- فهمیدم، آره.

04:29.579 --> 04:31.281
‫فراز همزاد با آدم‌هایی که...

04:31.381 --> 04:33.954
‫بهش وفادار نیستن مدارا نمی‌‌کنه.

04:34.054 --> 04:36.826
‫فراز همزاد با آدم‌‌هایی که...

04:36.926 --> 04:40.834
‫قیافه‌‌شون عدم وفاداری رو
‫نشون بده مدارا نمی‌‌کنه.

04:40.934 --> 04:42.972
‫اشتباه خوندیش.

04:49.552 --> 04:51.923
‫آدمِ مورگان بوت بود.

04:52.023 --> 04:54.662
‫بوت خیلی وقته که می‌‌خواد
‫سروتَه این داستان هم بیاد...

04:54.762 --> 04:56.265
‫از همون اول که شروع شد.

04:56.365 --> 04:59.437
‫حالا وارد عمل شده
‫تا خودش داستان رو تموم کنه...

04:59.539 --> 05:03.279
‫و داره از آدامز... از امیلی استفاده می‌‌کنه...

05:03.379 --> 05:06.018
‫تا مطمئن بشه این اتفاق می‌‌افته.

05:07.822 --> 05:11.896
‫بوت به همزاد گفته توی یه فرودگاه نزدیک
‫یه هواپیما آماده کنه.

05:11.996 --> 05:14.936
‫اگه توی اون هواپیما باشی...

05:15.036 --> 05:17.073
‫امیلی رو آزاد می‌کنه.

05:17.173 --> 05:18.910
‫اگه نباشی...

05:19.010 --> 05:22.150
‫در عوض به همزاد تحویلش می‌ده.

05:22.250 --> 05:24.956
‫نمی‌دونم اون‌‌ موقع چی می‌‌شه.

05:25.056 --> 05:27.093
‫ولی اتفاق خوبی نمی‌‌افته.

05:28.874 --> 05:30.367
‫چیه؟

05:30.868 --> 05:33.940
‫همزاد بین مافوق‌‌های من متحدینی داره.

05:34.040 --> 05:36.245
‫بهم دستور داده شده که
‫مطئمن بشم این اتفاق بیفته.

05:36.345 --> 05:38.617
‫- می‌تونم یه مقدار به تأخیر بندازمش...
‫- نه...

05:38.717 --> 05:40.954
‫نه، تأخیر لازم نیست.

05:43.092 --> 05:45.531
‫آدم بوت رو می‌شناسی؟

05:45.631 --> 05:47.367
‫آره.

05:47.467 --> 05:49.705
‫بهش اعتماد داری که...

05:49.805 --> 05:51.543
‫طرف خودشون از معالمه رو انجام بده؟

05:51.643 --> 05:54.649
‫وقتی من رو بگیرن،
‫امیلی رو آزاد می‌کنه؟

05:58.422 --> 06:00.459
‫آره.

06:01.495 --> 06:05.102
‫باشه، همینه دیگه،
‫بازی همین شکلیه.

06:17.360 --> 06:19.264
‫نمی‌فهمم.

06:19.364 --> 06:22.605
‫خب، همه به چیزی که می‌‌خوان می‌‌رسن،
‫این‌جوری همه‌‌چی تموم می‌‌شه.

06:22.705 --> 06:23.745
‫دیگه داری برمی‌‌گردی خونه.

06:23.807 --> 06:25.510
‫من وقتی برمی‌‌گردم خونه که تو هم بیای.

06:25.611 --> 06:27.213
‫نه، الان دیگه در امانی...

06:27.313 --> 06:30.186
‫دیگه دلیلی نداره که بخوای بمونی.

06:30.286 --> 06:32.423
‫تو برمی‌‌گردی و زندگیت رو می‌‌کنی.

06:32.524 --> 06:34.003
‫هیچ کار دیگه‌‌ای نمی‌‌تونی بکنی؟

06:34.027 --> 06:35.429
‫چطور ممکنه؟

06:35.530 --> 06:37.635
‫در خطر بودن جون امیلی...

06:37.735 --> 06:40.439
‫واسه من یعنی کیش‌ومات.

06:41.441 --> 06:43.513
‫خطر و ریسکی داره که
‫من حاضر نیستم قبول کنم.

06:43.613 --> 06:45.116
‫باید راه دیگه‌‌ای باشه.

06:45.918 --> 06:48.790
‫- نه، نیست.
‫- باشه، پس باید به این فکر کنیم که...

06:48.890 --> 06:50.661
‫بعدش چه‌‌جوری تو رو برگردونیم...

06:50.761 --> 06:53.633
‫- اینکه واسه نجات‌دادنت چه نقشه‌‌ای داریم.
‫- زوئی، زوئی.

06:53.733 --> 06:55.647
‫- باید...
‫- مهم نیست...

06:55.671 --> 06:58.677
‫بعد این ماجرا چه اتفاقی واسه خودت بیفته؟

06:59.779 --> 07:02.551
‫ببخشید، ولی مهمه که...

07:02.651 --> 07:04.030
‫بعد این ماجرا چه اتفاقی برات می‌افته.

07:04.054 --> 07:06.158
‫کمِ کمش واسه من مهمه که...

07:06.258 --> 07:07.962
‫بعد این ماجرا چه اتفاقی برات می‌افته.

07:08.062 --> 07:10.132
‫واسه من مهمه زنده از این داستان بیرون بیای.

07:10.232 --> 07:12.170
‫اون دختر کوچولوی منه.

07:15.476 --> 07:17.415
‫دختر کوچولومه.

07:24.160 --> 07:27.801
‫معذرت می‌‌خوام که تو رو
‫وارد این ماجراها کردم.

07:30.807 --> 07:34.114
‫معذرت می‌‌خوام که
‫آخرش باید این‌‌جوری باشه.

07:42.130 --> 07:43.733
‫اینم یه قیافه‌‌ست.

07:47.040 --> 07:50.112
‫به گمونم هیچ‌‌وقت نمی‌‌فهمم که
‫این قیافه چی رو نشون می‌ده، نه؟

08:36.325 --> 08:37.570
‫می‌‌خوام محتاط باشم...

08:39.562 --> 08:41.378
‫درمورد چیزی که ازش خبر دارم...

08:41.844 --> 08:43.570
‫درمورد چیزهایی که بهشون شک کردم...

08:44.184 --> 08:46.669
‫می‌‌خوام واسه از بین بردن شک‌‌هام...

08:46.839 --> 08:49.073
‫- باهام صادق باشی.
‫- از چی خبر داری؟

08:50.694 --> 08:53.774
‫یه جوری حرف می‌زنی که انگار چیزهایی هست
‫که دلت نمی‌‌خواد من بفهمم.

08:55.045 --> 08:56.552
‫خواستی صادق باشم.

08:56.964 --> 08:58.954
‫از خودت شروع می‌‌کنم.

09:01.684 --> 09:03.184
‫می‌‌دونم که همسرم...

09:03.654 --> 09:04.854
‫و دوستم...

09:05.574 --> 09:09.044
‫واسه فراری دادن
‫یه اسیر روسی با هم همکاری کردن.

09:09.864 --> 09:11.292
‫و اینو هم می‌‌دونم که...

09:11.574 --> 09:13.222
‫تا وقتی دلیلش رو نفهمم...

09:13.501 --> 09:15.434
‫هیچ‌‌کس از این اتاق بیرون نمی‌‌ره.

09:16.194 --> 09:17.194
‫این کار رو نکن.

09:17.658 --> 09:18.658
‫نکنم؟

09:18.709 --> 09:20.159
‫چی‌‌کار نکنم؟

09:20.424 --> 09:22.105
‫نپرسم که واقعیت چیه؟

09:22.624 --> 09:24.473
‫من به تو متعهد هستم.

09:25.226 --> 09:27.634
‫‌بهت وفادارم. من همسرتم.

09:29.094 --> 09:31.424
‫و ازت می‌‌خوام که بهم اعتماد کنی.

09:31.854 --> 09:34.714
‫چیزهایی هست که بهتره ندونی.

09:35.544 --> 09:38.149
‫چون اگه فاش بشن
‫دیگه نمی‌شه مخفی‌‌شون کرد.

09:38.152 --> 09:39.152
‫بسه.

09:40.734 --> 09:43.264
‫من می‌خوام حقیقت رو بدونم. کلش رو!

09:50.124 --> 09:52.163
‫چند وقتی هست که...

09:52.244 --> 09:55.243
‫به شوروی‌ها درمورد دشمن‌هامون اطلاعاتی می‌‌دم.

09:56.784 --> 09:59.694
‫این اون‌‌ها رو ضعیف
‫و ما رو قدرتمندتر می‌‌کنه.

10:00.084 --> 10:03.214
‫این کار به موفقیت ما کمک خیلی بزرگی می‌‌کنه.

10:03.800 --> 10:09.800
‫نمی‌‌خواستم این موضوع توسط
‫یه روسی تحت شکنجه افشا بشه.

10:20.870 --> 10:21.870
‫می‌‌دونم.

10:25.160 --> 10:30.294
‫درسته که هیچ‌‌وقت درموردش حرف نزدیم،
‫ولی فکر می‌‌کنم می‌‌دونستی که من می‌‌دونم.

10:30.980 --> 10:34.060
‫تو داری یه چیزی رو مخفی می‌‌کنی...

10:36.020 --> 10:38.320
‫چیزی که می‌‌دونی من ازش خبر ندارم.

10:40.650 --> 10:42.150
‫داره واسه من لاپوشونی می‌‌کنه.

10:44.331 --> 10:46.540
‫اون روسی واسه لنگلی خیلی باارزشه.

10:48.620 --> 10:53.130
‫فکر کردم اگه اون روسی رو تحویل‌‌شون بدم...

10:53.420 --> 10:56.714
‫شاید بتونم رابطه‌ام باهاشون رو درست کنم.

10:56.810 --> 10:57.910
‫کافیه.

11:01.700 --> 11:05.990
‫روس‌‌ها اومدن این‌‌جا چون
‫توی پنجشیر دنبال ذخایر معدنی هستن.

11:07.070 --> 11:09.620
‫این ارزش استراتژیکی خیلی زیادی داره.

11:12.980 --> 11:15.690
‫چرا می‌‌خواستی اینو از من مخفی کنی؟

11:16.565 --> 11:18.761
‫چون من می‌‌دونم کجاست.

11:19.910 --> 11:21.940
‫چرا می‌خواستی من ندونم که کجاست؟

11:21.941 --> 11:24.040
‫نگران بودم که اگه خبردار بشی...

11:24.170 --> 11:27.570
‫آرزو و هوس پیدا کردنش
‫و تصاحب کردنش دیوونه‌‌ت کنه.

11:27.571 --> 11:30.271
‫ارزش استراتژیکی خیلی زیاد یعنی چی؟

11:32.420 --> 11:33.420
‫هان؟

11:34.220 --> 11:37.190
‫این‌‌قدر باارزشه که سرنوشت جنگ رو عوض کنه؟

11:40.490 --> 11:42.687
‫برای پیروز شدن تو این جنگ کافیه؟

11:42.770 --> 11:44.775
‫یه روزی خوشبختی رو به این سرزمین میاره.

11:45.170 --> 11:48.000
‫روزی که شرایط این‌‌جا باثبات شده باشه.

11:48.001 --> 11:49.817
‫ولی الان...

11:50.150 --> 11:52.590
‫این همه قدرت و نفوذ یکباره...

11:52.843 --> 11:56.720
‫توانایی رد کردن صلح و سازش
‫چیزیه که افراد ظالم رو به وجود میاره.

11:57.080 --> 11:58.920
‫من این‌‌قدر دوستت دارم که...

11:59.210 --> 12:01.300
‫می‌‌تونم ببینم یه هیولا ساختی.

12:02.150 --> 12:03.580
‫مسیری که پیش گرفتیم...

12:03.717 --> 12:06.500
‫دقیقاً به همون‌‌جایی که امیدوار بودیم می‌‌رسه.

12:07.096 --> 12:10.744
‫همه بهت ایمان میارن
‫و مخالفان رو با هم متحد می‌‌کنی.

12:10.745 --> 12:13.542
‫قضاوت اینکه من باید چی رو بدونم
‫و چی رو ندونم به عهدۀ تو نیست.

12:13.550 --> 12:15.032
‫این که نمی‌شه.
‫راهش این نیست.

12:15.113 --> 12:17.612
‫راهش همینه و خیلی وقت هم هست
‫که راهش همین بوده.

12:21.261 --> 12:22.480
‫تو سرکشی.

12:23.510 --> 12:25.341
‫مردی که می‌‌تونه...

12:25.550 --> 12:27.710
‫هرزمانی همه‌‌ چیزِ همه بشه.

12:30.595 --> 12:32.195
‫من تو رو رام می‌‌کنم.

12:33.380 --> 12:34.910
‫وقتی تو بی‌‌رحم باشی...

12:35.720 --> 12:37.220
‫من مهربون می‌‌شم.

12:37.695 --> 12:39.095
‫وقتی تو دل‌رحم با‌‌شی...

12:39.530 --> 12:40.970
‫من سنگ‌دل می‌‌شم.

12:41.450 --> 12:43.629
‫وقتی تو کوته‌بین باشی...

12:43.820 --> 12:45.220
‫من آینده‌‌نگر می‎‌‌شم.

12:46.042 --> 12:48.990
‫و این همون آینده‌ایه که باید ازش دوری کنیم.

12:50.017 --> 12:52.980
‫الان کنترل اوضاع از دست من در رفته.

12:55.123 --> 12:56.920
‫بهم بگو این معدن کجاست.

13:00.289 --> 13:01.289
‫بهم بگو...

13:01.400 --> 13:03.579
‫تا منم بتونم به مردمم بگم...

13:03.710 --> 13:06.310
‫و از همین امروز
‫درست کردن خرابی‌ها رو شروع کنم.

13:13.494 --> 13:14.494
‫بهم بگو...

13:15.290 --> 13:16.290
‫چون تو...

13:16.820 --> 13:21.090
‫باور داری که من از دیگران رهبر بهتری‌ام.

13:35.840 --> 13:37.040
‫بهم بگو...

13:41.449 --> 13:43.049
‫چون اگه نگی...

13:50.571 --> 13:53.571
‫تو می‌‌تونی ما رو به هدف‌مون برسونی...

13:54.350 --> 13:56.050
‫اگه به من اعتماد کنی.

13:57.260 --> 13:58.660
‫می‌‌تونی انجامش بدی.

14:04.700 --> 14:06.410
‫فکر‌هات رو بکن.

14:08.001 --> 14:09.701
‫امشب رو بهش فکر کن.

14:11.362 --> 14:12.862
‫شاید تا صبح...

14:13.400 --> 14:15.140
‫نظرت عوض بشه.

14:24.199 --> 14:25.499
‫صبح...

14:26.960 --> 14:28.660
‫دیگه این‌‌جا نباش.

14:37.026 --> 14:39.798
‫سریع‌‌تر از چیزی که
‫فکرش رو می‌کردم داره اتفاق می‌افته.

14:39.898 --> 14:41.267
‫کمکت رو لازم دارم.

14:41.367 --> 14:43.338
‫و فکر می‌کنی اون زن در خطره.

14:43.438 --> 14:46.846
‫فکر می‌کردم اون و همزاد جدانشدنی‌‌ هستن.

14:46.946 --> 14:49.150
‫بودن‌، تا اینکه همزاد فهمید...

14:49.250 --> 14:51.956
‫یه چیزهایی هست که
‫راجع‌‌به زنش نمی‌‌دونسته.

14:52.056 --> 14:55.062
‫این داره همزاد رو داغون می‌‌کنه،
‫باور کن، دارم به‌چشم خودم می‌‌بینم.

14:56.665 --> 14:58.736
‫خدایا.

15:02.410 --> 15:06.050
‫من به حرف تو یواشکی به این یارو...

15:06.151 --> 15:07.587
‫پول و اسلحه می‌‌رسوندم...

15:07.687 --> 15:10.359
‫و حالا داری می‌‌گی این‌‌قدر
‫از مسیرش منحرف شده که...

15:10.459 --> 15:13.498
‫حتی ممکنه مشاور ارشدش رو بکشه...

15:13.599 --> 15:16.037
‫که اتفاقاً همسرش هم هست.

15:17.674 --> 15:19.177
‫این...

15:21.481 --> 15:24.855
‫دیگه فاجعه‌‌ای از این بزرگ‌‌تر نداریم.

15:24.955 --> 15:28.295
‫اگه من تو خیانت کردن به همزاد...

15:28.395 --> 15:30.934
‫به هر شکلی کمک کنم،
‫و بعداً اگه یه روزی...

15:31.034 --> 15:32.547
‫تو این جنگ پیروز بشه...

15:32.571 --> 15:34.808
‫مجبور می‌‌شیم به خودش جواب پس بدیم.

15:34.908 --> 15:36.187
‫بدون زنش نمی‌تونه تو این جنگ پیروز بشه.

15:36.211 --> 15:38.850
‫خب، این چیزی رو تضمین نمی‌‌کنه.

15:38.950 --> 15:41.187
‫من تضمین لازم دارم.

15:45.362 --> 15:46.197
‫جانی؟

15:46.297 --> 15:48.503
‫می‌‌فهمی منظورم چیه؟

15:50.405 --> 15:53.311
‫اگه تو دور زدن همزاد مشارکت کنم...

15:54.247 --> 15:56.384
‫باید مطمئن باشم که دیگه هیچ‌‌وقت...

15:56.484 --> 15:58.455
‫قرار نیست باهاش سر‌‌وکار داشته باشیم.

16:00.325 --> 16:02.229
‫کمک‌مون کن از این‌‌جا بیایم بیرون.

16:02.329 --> 16:04.400
‫من ترتیب بقیۀ کارها رو می‌‌دم.

16:16.491 --> 16:19.363
‫هرولد هارپر رو چه‌‌‌قدر می‌شناسی؟

16:22.303 --> 16:24.541
‫چه‌‌‌قدر می‌‌شناسمش؟

16:24.641 --> 16:27.012
‫بهش اعتماد داری که کاری نکنه...

16:27.112 --> 16:28.749
‫که این عملیات خراب بشه؟

16:32.122 --> 16:34.728
‫بعید می‌‌دونم کاری کنه.
‫وقتی پای این دختره وسطه...

16:34.828 --> 16:38.001
‫اصلاً دلش نمی‌‌خواد اتفاقی بیفته
‫که شرایط خطرناک بشه.

16:40.038 --> 16:42.844
‫می‌دونی، فکر می‌کردم بیشتر
‫کسایی که از فرماندهی عملیات ویژه...

16:42.944 --> 16:44.982
‫اومدن تو بخش خصوصی رو می‌‌شناسم.

16:45.082 --> 16:47.319
‫چرا تا حالا درمورد تو چیزی نشنیدم؟

16:48.823 --> 16:50.527
‫ما زیاد کار نمی‌کنیم.

16:50.627 --> 16:53.666
‫وقتی هم کار رو می‌کنیم،
‫فقط واسه یه نفر کار می‌‌کنیم.

16:56.337 --> 16:59.545
‫شما یه واحد عملیات مخفی شخصی
‫واسه مورگان بوت هستین.

17:00.547 --> 17:04.186
‫کل سازمان سیا یه زمانی
‫واحد عملیات مخفی شخصی‌ش بود.

17:04.287 --> 17:06.525
‫می‌‌خوای بگی این با اون فرق داره؟

17:07.961 --> 17:09.330
‫این؟

17:09.430 --> 17:11.635
‫می‌دونی اون کیه؟

17:13.606 --> 17:16.712
‫باید باهاش آشنا بشی، مرد.
‫ازش خوشت میاد. پلیسه...

17:16.812 --> 17:18.391
‫آره، ولی تا حالا هیچی پلیسی رو ندیدم که...

17:18.415 --> 17:20.001
‫به اندازۀ این دختر شبیه ماها باشه.

17:20.003 --> 17:21.589
‫دقیقاً منظورت چیه؟

17:21.689 --> 17:24.995
‫چیزهایی هست که نباید بفهمم، درسته؟

17:25.095 --> 17:27.534
‫سؤال‌‌هایی که نباید بپرسم.

17:27.634 --> 17:30.439
‫خودت تا حالا هیچ‌‌وقت همچین حسی نداشتی؟

17:30.540 --> 17:34.146
‫یعنی چه‌‌جوری باید اینو
‫توجیح کنیم که با عقل جور دربیاد؟

17:34.791 --> 17:36.117
‫هی.

17:37.687 --> 17:38.990
‫- بله؟
‫- مشکلی هست؟

17:39.090 --> 17:41.094
‫آره. فکر ‌کنم دو گروه‌ان...

17:41.194 --> 17:42.797
‫جمعاً 12 تا 24 نفرن...

17:42.897 --> 17:45.178
‫- دارن می‌‌رن تو موقعیت‌‌هاشون مستقر بشن.
‫- این همه نیرو بیرون دیدی؟

17:45.202 --> 17:47.206
‫فقط چند تاشون رو دیدم.
‫ولی همین تعدادن که گفتم.

17:47.306 --> 17:48.012
‫از کجا می‌دونی؟

17:48.013 --> 17:50.655
‫چون واسه بستن خیابون
‫از هر دو طرف این تعداد نیرو لازمه.

17:50.678 --> 17:51.858
‫که منم بودم همین کار رو می‌‌کردم.

17:51.882 --> 17:53.986
‫قبل از اینکه بهمون حمله کنن
‫باید حرکت کنیم...

17:54.086 --> 17:57.126
‫و باید دختره رو به‌‌هوش بیاریم،
‫که اگه لازم شد پیاده بریم بتونه بیاد.

18:32.262 --> 18:35.937
‫حدس می‌زنم اون زوئی مک‌دونالد بود.

18:36.037 --> 18:38.475
‫آره.

18:38.576 --> 18:41.815
‫به‌زور وادارش کردی که باهات بیاد این‌‌جا؟

18:41.915 --> 18:44.153
‫یه جورایی.

18:46.424 --> 18:49.497
‫وقتی بره واسه من مشکل‌‌ساز می‌‎‌شه؟

18:49.598 --> 18:51.702
‫مشکل‌‌ساز؟
‫چه‌جور مشکلی؟

18:51.802 --> 18:54.407
‫از چیزی خبر داره که لازم باشه
‫من براش برنامه‌‌‌ای داشته باشم؟

18:54.508 --> 18:56.845
‫منظورت اینه که می‌‌دونه...

18:56.945 --> 18:59.651
‫تو آدم فرستاده بودی که
‫من رو تو آشپرخونه‌‌اش بکشه؟

18:59.751 --> 19:01.989
‫نه، چیزی بهش نگفتم.

19:02.089 --> 19:03.458
‫چرا نگفتی؟

19:03.559 --> 19:06.598
‫گذشته‌ها گذشته، هرولد.
‫فراموشش کردم.

19:08.703 --> 19:11.074
‫از طرف اون خطری تو رو تهدید نمی‌‌کنه.

19:11.174 --> 19:15.282
‫فقط امیدوارم بعد اینکه این ماجراها تموم شد
‫بتونه برگرده سر زندگی واقعی‌ش.

19:16.284 --> 19:17.787
‫زندگی واقعی.

19:18.789 --> 19:20.425
‫آره.

19:21.361 --> 19:23.599
‫امیدوارم موفق بشه.

19:26.070 --> 19:27.907
‫دیگه برگردیم سر موضوع اصلی.

19:29.377 --> 19:32.817
‫آزور مراک ایر، پرواز 31.

19:33.652 --> 19:37.459
‫فراز همزاد دیروز ازم یه آزمونی گرفت.

19:37.560 --> 19:40.900
‫یه آزمون بدون سؤال.

19:41.000 --> 19:42.904
‫فقط موضوع داشت.

19:43.004 --> 19:46.244
‫آزور مراک ایر، پرواز 31.

19:48.114 --> 19:49.951
‫می‌دونم که تو و همسرت...

19:50.052 --> 19:52.322
‫با اون پرواز به ایالات متحده فرار کردین.

19:52.423 --> 19:55.495
‫اون سوزن رو تو یه انبار کاه پیدا کردم...

19:55.596 --> 19:57.433
‫ولی براش کافی نبود.

19:57.534 --> 19:59.504
‫یه چیز دیگه‌ هم درمورد اون پرواز بود...

19:59.604 --> 20:02.944
‫که فراز همزاد می‌خواست بدونه.

20:03.044 --> 20:05.583
‫چیزی که من درموردش اطلاعات نداشتم.

20:06.451 --> 20:09.390
‫تو اون پرواز چه اتفاقی افتاد؟

20:11.077 --> 20:12.895
‫تو راه رسیدن به اون پرواز...‏

20:12.920 --> 20:14.909
‫چه اتفاقی افتاد که
‫نتونستی همون‌طور که بهت گفتم...‏

20:14.934 --> 20:16.333
‫‏- از شر همزاد خلاص شی؟
‫‏- وای، هرولد.‏

20:16.357 --> 20:18.866
‫چی رو این وسط متوجه نشدم؟

20:18.891 --> 20:20.805
‫‏- الان داری جدی حرف می‌زنی؟
‫‏- هی...‏

20:20.830 --> 20:22.658
‫شغلم، کلی زندگی حرفه‌ایم...‏

20:22.683 --> 20:24.852
‫‏- به‌خاطر این قضیه تمومه و...‏
‫‏- من به‌خاطر این...‏

20:24.877 --> 20:26.555
‫من که کلاً زندگیم داره به انتها می‌رسه.‏

20:26.580 --> 20:28.135
‫پس برندۀ این بحث منم.

20:28.671 --> 20:30.274
‫متوجهم چیزهایی هست که...‏

20:30.299 --> 20:31.818
‫دلت می‌خواد بدونی...‏

20:31.843 --> 20:33.887
‫جنگ‌هایی که می‌تونیم بازسازی‌شون کنیم...‏

20:33.912 --> 20:36.229
‫زخم‌هایی که می‌تونیم بازشون کنیم.‏‏
‫ولی من نمی‌خوام...‏

20:36.254 --> 20:39.305
‫آخرین لحظات زندگیم
‫زیر نور خورشید رو این‌جوری بگذرونم.‏

20:39.912 --> 20:42.273
‫بعضی‌وقتا چیزهایی هستن که...‏

20:42.298 --> 20:43.985
‫قبل از رسیدن به پایان...‏

20:44.010 --> 20:46.081
‫نمی‌تونی بفهمی.‏

20:47.925 --> 20:49.499
‫شرمنده. تو به پایان نرسیدی.‏

20:58.533 --> 21:00.130
‫قبلاً هر روز یکی از...‏

21:00.155 --> 21:02.630
‫کلاس‌های سال آخر تو آکادمی رو...‏

21:02.655 --> 21:04.056
‫زیر نظر داشتم.‏

21:05.658 --> 21:06.921
‫مخفی می‌شدم...‏

21:06.946 --> 21:08.765
‫و دنبال دانشجوهای برجسته بودم.‏

21:09.908 --> 21:11.092
‫یه سال...‏

21:12.132 --> 21:13.802
‫دیدم که یه مربی تو کلاس...‏

21:13.827 --> 21:17.270
‫بدجوری به یکی از دانشجوهاش
‫که یه خانم جوان بود توهین کرد.‏

21:18.576 --> 21:20.914
‫مدام بهش می‌گفت خال‌خالی.‏

21:22.249 --> 21:25.617
‫اون از همه قد کوتاه‌تر بود.‏
‫تمام روز خیلی به‌چشمم نیومده بود.

21:25.642 --> 21:28.584
‫تا اینکه شنیدم این مربی
‫بارها و بارها...‏

21:28.609 --> 21:30.443
‫بهش گفت خال‌خالی.‏

21:30.560 --> 21:32.681
‫اونم رفت جلوش وایستاد...‏

21:32.706 --> 21:34.812
‫زل زد تو چشم‌هاش...‏

21:34.837 --> 21:37.129
‫و جوری هلش داد که پخش زمین شد.

21:39.820 --> 21:43.334
‫اون روز بود که به آنجلا آدامز علاقه‌مند شدم.‏

21:46.429 --> 21:48.272
‫اون لحظه همیشه برام ارزشمند بوده...‏

21:48.297 --> 21:50.133
‫به همون اندازه که...‏

21:52.351 --> 21:53.974
‫تولد پسرم برام ارزشمند بود.‏

21:58.547 --> 22:00.055
‫ولی تو این چند روز...‏

22:00.080 --> 22:02.375
‫اون لحظه مدام عذابم می‌ده.‏

22:02.817 --> 22:04.524
‫مغزم سؤال طرح می‌کنه.‏

22:04.976 --> 22:06.839
‫اینا رو به تو گفته بود؟

22:09.137 --> 22:11.691
‫همه‌چیز رو بهت می‌گفت؟

22:11.716 --> 22:14.949
‫برات خنده‌دار بود که این آدم ساختگی...‏

22:14.974 --> 22:16.394
‫این‌‌قدر واسم مهمه؟

22:16.419 --> 22:18.555
‫اون بهم نگفت‏
‫و خنده‌دارم نیست.

22:18.580 --> 22:21.286
‫دربارۀ این بخش از زندگی‌ش حرف نمی‌زدیم.‏

22:21.987 --> 22:25.327
‫خب، من نپرسیدم و اونم...‏

22:26.525 --> 22:28.493
‫دربارۀ اینا حرف نزدیم، هرولد.‏

22:28.518 --> 22:29.993
‫آره، حتماً.

22:30.657 --> 22:32.293
‫دقیقاً منظورت چیه؟

22:32.318 --> 22:33.863
‫فکر کردی من واسه این می‌خوام بدونم...‏

22:33.887 --> 22:37.828
‫تو پرواز 31 «آزور مراک ایر»‏
‫چه اتفاقی افتاده، چون کنجکاوم؟

22:37.928 --> 22:39.548
‫چون کینه‌توزم؟

22:39.573 --> 22:41.644
‫چون این اطلاعات برام مهمه؟

22:41.903 --> 22:44.942
‫واسه این می‌خوام بدونم
‫چون دخترت بعداً از من می‌پرسه.‏

22:45.042 --> 22:46.713
‫وقتی این قضایا تموم بشه...‏

22:46.813 --> 22:49.552
‫احتمالاً تنها چیزی که تو دنیا
‫می‌خواد بدونه، همین باشه.‏

22:49.652 --> 22:52.162
‫و شاید تا اینو نفهمه آروم نگیره.‏

22:52.187 --> 22:53.568
‫چیزی که راجع‌به من لازمه بدونه...‏

22:53.593 --> 22:57.100
‫‏- می‌دونه، و همین کافیه.‏
‫‏- موضوع تو نیستی.‏

22:57.296 --> 23:00.221
‫موضوع همسرته.‏

23:01.642 --> 23:02.745
‫همسرم؟

23:02.845 --> 23:04.660
‫‏- منظورت چیه؟
‫‏- همسرت.‏

23:04.685 --> 23:07.388
‫ابی چیس، بلور دادفر...‏

23:07.488 --> 23:09.024
‫یا به هر اسم دیگه‌ای که می‌شناختیش.

23:09.124 --> 23:12.530
‫اینکه درمورد مادرش خیلی کم می‌‌دونه،
‫آنجلا رو دیوونه کرده.

23:12.564 --> 23:14.513
‫نمی‌تونست جلوی خودش رو بگیره
‫تا دنبال این موضوع نره.‏

23:14.537 --> 23:17.763
‫سؤال نپرسه.‏
‫نزدیک به 10 سال...‏

23:17.788 --> 23:20.123
‫هویت خودش رو از من مخفی نگه داشت.‏

23:20.148 --> 23:22.787
‫ولی وقتی بحث گذشتۀ مادرش شد...‏

23:22.851 --> 23:25.279
‫ظرف چند روز خودش رو لو داد.

23:26.115 --> 23:28.774
‫می‌خوای ذهنیتش از تو
‫تحت کنترل خودت باشه؟

23:29.116 --> 23:30.643
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

23:30.667 --> 23:33.124
‫آدم‌های زنده تصمیم می‌گیرن...‏

23:33.149 --> 23:35.775
‫که کِی و به چی راضی باشن،
‫نه آدم‌‌هایی که از دنیا رفتن.

23:37.148 --> 23:40.754
‫تا به جواب نرسه
‫مدام سؤال می‌پرسه.‏

23:40.854 --> 23:43.225
‫و وقتی جواب‌ها کم‌کم آشکار بشه...‏

23:43.380 --> 23:44.883
‫تو دیگه نیستی...‏

23:44.929 --> 23:46.490
‫که از خودت دفاع کنی.‏

23:47.334 --> 23:50.867
‫من می‌تونم کمکش کنم،‏
‫ولی نه اگه اطلاعاتی...‏

23:50.892 --> 23:53.096
‫بیشتر از اون نداشته باشم.‏

23:54.237 --> 23:56.475
‫آفرین، هرولد.‏

23:56.676 --> 23:58.903
‫شوخی نمی‌کنم، جانی.‏

23:59.745 --> 24:02.044
‫طاقت رنج کشیدن اونو ندارم.‏

24:03.102 --> 24:05.238
‫و گمون نکنم تو هم داشته باشی.‏

24:07.362 --> 24:11.393
‫الان فرصت این رو داری
‫که نذاری تا آخر عمرش...‏

24:12.112 --> 24:14.855
‫از ناامیدی و سردرگمی عذاب بکشه.

24:15.726 --> 24:17.932
‫بگو چطور کمکش کنم.‏

24:31.796 --> 24:34.435
‫من... من هیچ‌وقت...‏

24:36.745 --> 24:37.928
‫چی؟

24:43.400 --> 24:45.443
‫پاولوویچ، می‌دونی...‏

24:46.419 --> 24:47.955
‫امروز یه چیزی بهم گفت.‏

24:47.980 --> 24:51.102
‫چیزهایی راجع‌به ابی گفت
‫که ازش خبر نداشتم.‏

24:52.264 --> 24:55.157
‫گفت که ابی استخدامش کرده بوده.‏

24:57.266 --> 25:00.388
‫سال‌ها قبل پاولوویچ رو
‫وارد سازمان اطلاعات اون‌‌ها کرده...‏

25:00.413 --> 25:02.284
‫تا زمانش برسه که فعالش کنه...‏

25:02.309 --> 25:04.574
‫و تا به پیروزی شوهرش تو جنگ کمک کنه.‏

25:06.266 --> 25:07.803
‫چند تا آدم به عمرمون دیدیم که...‏

25:07.828 --> 25:09.527
‫بتونن بازی رو به این روش پیش ببرن؟

25:10.312 --> 25:11.979
‫اصلاً تا به حال
‫همچین کسی دیدیم؟

25:15.066 --> 25:16.827
‫وقتی بهت زنگ زدم تا...‏

25:18.363 --> 25:19.994
‫کمک‌مون کنی فرار کنیم...‏

25:21.373 --> 25:23.802
‫دقیقاً می‌دونستم دارم چی‌کار می‌کنم.‏

25:23.827 --> 25:26.808
‫داشتم از شجاع‌ترین و نجیب‌ترین
‫زنی که به عمرم دیدم...‏

25:26.833 --> 25:28.922
‫محافظت می‌کردم.‏
‫و هیچ شکی بهش نداشتم.

25:30.222 --> 25:32.195
‫اون موقع شک نداشتم.
‫تا الانم شک نداشتم.‏

25:34.391 --> 25:35.758
‫ولی یه‌دفعه...‏

25:35.783 --> 25:37.954
‫سؤال‌هایی به گوشم می‌خوره.‏

25:38.715 --> 25:40.360
‫احتمال داره که...‏

25:41.433 --> 25:42.898
‫اون از منم سوءاستفاده کرده باشه؟

25:42.998 --> 25:45.504
‫احتمال داره که روی منم...

25:45.529 --> 25:47.511
‫به‌‌عنوان یه راه فرار کار کرده باشه؟

25:49.361 --> 25:51.541
‫واقعاً باورنکردنیه، مگه نه؟

25:53.823 --> 25:56.258
‫ممکنه آدم تمام عمرش...‏

25:56.283 --> 25:58.061
‫نسبت به یه چیزهایی یقین داشته باشه...‏

25:58.086 --> 26:00.222
‫ولی بعد تو یه لحظه...‏

26:00.247 --> 26:02.533
‫تمام یقین‌‌هاش به شک تبدیل می‌‌شن.

26:06.077 --> 26:07.415
‫نه.‏

26:08.015 --> 26:11.422
‫اگه لازم شد چیزی راجع‌به مادرش بهش بگی...‏

26:11.498 --> 26:14.036
‫بگو که مادرش عاشقش بود.‏

26:14.332 --> 26:18.365
‫بگو تمام کارهاش... یعنی تمام کارهامون...‏
‫به‌خاطر خودش بود.‏

26:21.589 --> 26:24.279
‫خب، احتمالاً تنها چیزی که
‫بهش یقین دارم همینه.‏

26:37.585 --> 26:38.894
‫واترز؟

26:42.543 --> 26:44.488
‫نمی‌دونم منظورت چیه...‏

26:45.421 --> 26:47.510
‫بهتون حمله کردن؟

26:48.119 --> 26:50.549
‫ری، بهم بگو کجایی تا بتونیم‌...‏

26:51.099 --> 26:52.702
‫موقعیت بفرست.‏

26:53.005 --> 26:54.207
‫ری، موقعیت بفـ...‏

26:54.471 --> 26:55.973
‫‏- موضوع چیه؟
‫‏- لعنت.‏

26:56.612 --> 26:58.383
‫می‌گه انگار محاصره‌شون کردن.‏

26:58.483 --> 26:59.707
‫محاصره؟ کی محاصره‌شون کرده؟

26:59.732 --> 27:01.368
‫فقط همینو می‌دونم.‏

27:05.207 --> 27:06.790
‫همزاد خبر داره که...‏

27:06.832 --> 27:09.103
‫‏- دخترم بخشی از این معامله‌‌ست؟
‫‏- چی؟

27:09.128 --> 27:11.182
‫‏- همزاد می‌دونه دخترم...‏
‫‏- ممکنه.‏

27:11.207 --> 27:13.211
‫‏- بخشی از معامله‌ست؟
‫‏- نمی‌دونم. چطور؟

27:13.388 --> 27:14.657
‫کار همزاده.‏

27:14.998 --> 27:17.553
‫می‌خواد خودش مستقیماً امیلی رو گروگان بگیره.

27:29.370 --> 27:31.141
‫هارپر هستم.‏
‫همزاد زد زیرش...‏

27:31.166 --> 27:33.234
‫معامله بی معامله.‏
‫دنبال من بیاین.‏

28:01.107 --> 28:02.695
‫تکالیفت رو انجام دادی؟

28:03.136 --> 28:04.413
‫دارم سعی می‌کنم.‏

28:57.863 --> 28:59.720
‫راه درازی رو اومدی.‏

29:00.931 --> 29:02.203
‫تا تو رو پیدا کنم.‏

29:04.063 --> 29:05.337
‫تا نجاتت بدم.‏

29:05.362 --> 29:06.373
‫بس کن.‏

29:06.821 --> 29:08.791
‫این‌جوری حرف نزن.‏

29:09.086 --> 29:10.924
‫مثل پدرتی.‏

29:11.976 --> 29:13.287
‫پدرم الان این‌جا نیست.‏

29:14.555 --> 29:15.757
‫منم.‏

29:17.520 --> 29:19.206
‫چرا متوجه این نیستی؟

29:21.651 --> 29:23.967
‫تو به این‌جا تعلق نداری، خال‌خالی.‏

29:23.992 --> 29:25.578
‫هیچ‌وقت نداشتی.‏

29:25.898 --> 29:27.328
‫منو این‌جوری صدا نکن.‏

29:28.454 --> 29:30.819
‫دوست داری چی صدات کنم؟

30:34.147 --> 30:36.886
‫چشم‌هات رو باز کن. هی، آنجلا!‏

30:36.911 --> 30:38.615
‫چشم‌هات رو باز کن.‏

30:38.952 --> 30:40.605
‫چشم‌هات رو باز کن.‏

30:42.125 --> 30:44.763
‫عجله نکن. می‌خوام خیلی آروم بشینی.‏

30:46.202 --> 30:47.560
‫می‌تونی، پاشو.‏

30:47.908 --> 30:49.101
‫هی، هی، هی، هی!‏

30:49.126 --> 30:51.624
‫چیزی نیست. چیزی نیست.‏
‫با تو کاری نداره.‏

30:51.649 --> 30:53.594
‫کسی نمی‌خواد به تو آسیب برسه، خب؟

30:53.619 --> 30:55.280
‫منو نگاه کن.‏
‫بشین.‏

30:55.761 --> 30:58.100
‫بشین. من این‌جام.‏

30:58.200 --> 30:59.780
‫من سالم می‌رسونمت خونه.‏

31:00.185 --> 31:02.381
‫خب؟ به من اعتماد داری؟

31:05.453 --> 31:06.724
‫خب، نگاه کن.‏

31:07.068 --> 31:09.874
‫اینو بخور.‏
‫آروم آروم بخور.‏

31:10.036 --> 31:12.537
‫آروم باش. خب؟

31:13.601 --> 31:16.546
‫هی. مطمئنیم که این فکر خوبیه دیگه؟

31:16.571 --> 31:19.646
‫اگه در گاراژ رو باز کنیم،‏
‫تک‌تیراندازی که بیرونه...‏

31:19.671 --> 31:22.151
‫به هرکی که پشت ون باشه شلیک می‌کنه.‏

31:22.494 --> 31:25.658
‫هیچ‌کس نمی‌خواد تو یه ون بی‌محافظ
‫با رانندۀ مرده باشه.‏

31:27.041 --> 31:29.351
‫تک‌تیراندازی که هیچ‌کدوم‌مون ندیدیمش، درسته؟

31:29.376 --> 31:31.403
‫‏- هست.‏
‫‏- از کجا می‌دونی؟

31:31.428 --> 31:34.176
‫‏- چون اگه منم بودم...‏
‫‏- اگه تو هم بودی همین کارو می‌کردی. فهمیدم.‏

31:34.200 --> 31:36.505
‫وقتی تیراندازی که بالاست رو کشتم...‏

31:36.530 --> 31:38.133
‫علامت می‌دم و شما فرار کنین.‏

31:38.309 --> 31:40.507
‫طبق نقشه‌مون تو جادۀ اصلی همو می‌بینیم.‏

34:59.532 --> 35:01.385
‫‏- امنه.‏
‫‏- دریافت شد.‏

35:01.410 --> 35:03.681
‫همه‌جا امنه و می‌تونیم از در خارج بشیم.‏

35:05.257 --> 35:06.917
‫اون‌طرف می‌بینم‌تون.‏

35:25.145 --> 35:26.498
‫قضیه چیه؟

35:28.220 --> 35:30.774
‫چی‌کار کردین و دلیلش چی بوده؟

35:31.852 --> 35:34.376
‫ببین، فراز همزاد هرچی بخواد به دست میاره.‏

35:34.833 --> 35:36.758
‫در این مورد، چیزی که می‌خواد توئی.‏

35:40.872 --> 35:42.887
‫چه گهی داره می‌خوره؟

35:44.876 --> 35:46.044
‫برو کنار!‏

35:47.797 --> 35:49.680
‫وای، دنده‌عقب بگیر، دنده‌عقب بگیر!

36:02.136 --> 36:04.622
‫همزاد درمورد هیچ‌‌کدوم
‫از افراد نزدیک بهت چیزی نپرسیده بود.

36:05.015 --> 36:06.476
‫هیچ کاری نکرده بود که نشون بده...‏

36:06.501 --> 36:08.582
‫غیر از تو دنبال چیز دیگه‌ایه.

36:08.682 --> 36:10.963
‫هرچی که می‌خواست از طریق
‫دولت آمریکا در دسترسش بود...‏

36:10.987 --> 36:12.590
‫ولی الان همه‌ش رو به‌خطر انداخته.‏

36:12.690 --> 36:14.562
‫‏- لحظه آخری داره همش رو خراب می‌کنه؟
‫‏- تو...‏

36:14.587 --> 36:16.844
‫هرچی می‌خواسته بهش دادین،‏
‫پس چرا باید فکر کنه...‏

36:16.869 --> 36:18.910
‫دزدیدن بچۀ من کسی رو ناراحت می‌‌کنه؟

36:18.935 --> 36:20.668
‫چون اون فقط بچۀ تو نیست.‏

36:21.021 --> 36:24.261
‫آنجلا آدامز یه مأمور فدرال‌ـه.‏

36:24.286 --> 36:26.177
‫این کار عواقبی داره.‏

36:27.554 --> 36:30.622
‫لعنت. یه‌چیزی این‌جا با عقل جور در نمیاد.‏

36:31.138 --> 36:34.208
‫یه ‌جای کار می‌‌لنگه،
‫و فکر می‌‌کنم تو می‌دونی چیه.‏

36:34.233 --> 36:35.936
‫و هر چه‌‌قدرم که زور می‌‌زنم نمی‌‌تونم بفهمم...‏

36:35.960 --> 36:37.942
‫چرا داری محافظت کردن ازش رو
‫واسه من سخت‌‌تر می‌‌کنی؟

36:37.966 --> 36:39.599
‫از چی حرف می‌زنی؟

36:39.624 --> 36:41.748
‫چرا من باید کاری بکنم که
‫امینتش رو به‌خطر بندازم؟

36:41.849 --> 36:43.752
‫نمی‌دونم، ولی داری می‌کنی.‏

36:43.853 --> 36:45.865
‫تمام این مدت داشتی همین کار رو می‌کردی.‏

36:45.890 --> 36:48.362
‫بهت این فرصت رو دادم تا کنار بکشی...‏

36:48.387 --> 36:52.296
‫و پای دخترت هم به‌هیچ‌وجه
‫به این ماجرا باز نشه، ولی این کارو نکردی.‏

36:52.489 --> 36:54.359
‫بهت گفتم... بهت گفتم...‏

36:54.390 --> 36:56.640
‫همزاد رو زنده ول نکن...‏

36:56.665 --> 36:59.468
‫یه روز برای شکارت برمی‌گرده،‏
‫ولی تو باز کار خودت رو کردی.‏

36:59.649 --> 37:02.398
‫انگار می‌خوای این ماجرا
‫تا جای ممکن خطرناک بشه.‏

37:02.423 --> 37:05.601
‫‏- من رو تجزیه و تحلیل نکن، هرولد.‏
‫‏- پس نذار تجزیه و تحلیل کردنت این‌‌قدر آسون باشه!‏

37:05.602 --> 37:07.264
‫اون بچۀ تو نیست!‏

37:08.793 --> 37:12.117
‫تو دوستش داری،‏
‫مراقبش بودی... ممنون.‏

37:12.142 --> 37:14.514
‫ولی پدرش منم،‏
‫من تصمیم می‌گیرم چی‌کار کنیم.‏

37:14.539 --> 37:17.445
‫اون بچۀ من نیست؟
‫تمام این سال‌ها...‏

37:17.470 --> 37:20.348
‫که شما دو تا از گفت‌وگوی
‫ناراحت‌کننده اجتناب می‌کردین...‏

37:20.373 --> 37:22.305
‫من کسی بودم که کنارش بودم...‏

37:22.330 --> 37:24.154
‫وقت‌هایی که لازم بود یه گفت‌وگوی...‏

37:24.179 --> 37:26.607
‫ناراحت‌کننده داشته باشیم.‏
‫من باهاش گریه کردم...‏

37:26.632 --> 37:28.826
‫من باهاش دست‌وپا زدم
‫و باهاش دعوا کردم...‏

37:28.851 --> 37:30.638
‫‏- و از خوابم زدم...‏
‫‏- هرولد.‏

37:30.663 --> 37:31.746
‫چیه؟

37:32.622 --> 37:34.348
‫جناب معاون، هارپر.‏

37:36.169 --> 37:37.245
‫چیه؟

37:38.126 --> 37:39.722
‫لطفاً بزنین کنار.‏

37:40.395 --> 37:41.595
‫چرا؟

37:41.851 --> 37:44.816
‫مافوقم دستور داده که به فرودگاه برگردیم.‏

37:45.578 --> 37:47.856
‫برگردیم...‏
‫منظورت چیه برگردیم؟

37:47.881 --> 37:51.115
‫به مافوقت بگو جون یه مأمور اف‌بی‌آی در خطره.‏

37:51.545 --> 37:53.024
‫گفتم. ولی دوباره...‏

37:53.049 --> 37:55.113
‫دستور رو تکرار کردن
‫و جای مخالفت نیست.‏

37:55.138 --> 37:57.938
‫اگه به دستور عمل نکنین،‏
‫مجبوم به زور وادارتون کنم.‏

37:57.963 --> 38:00.174
‫اگه مقاومت کنین، دستگیرتون می‌کنم.‏

38:00.606 --> 38:03.599
‫متأسفانه فکر می‌‌کنم گفت‌وگوهایی
‫بالاتر از سطح من در جریان باشه.‏

38:03.939 --> 38:05.883
‫عذر می‌خوام. سعیم رو کردم.‏

38:07.235 --> 38:09.016
‫گور باباش.

38:10.165 --> 38:11.595
‫وقتی نذاشتم بهت دستبند بزنن...‏

38:11.620 --> 38:13.624
‫مجبورم کردن اینو قبول کنم.‏

38:13.940 --> 38:15.710
‫پس گمونم هرچی بشه گردن خودشونه.

38:16.230 --> 38:18.334
‫تو این ماجرا تا کجا حاضری پیش بری؟

38:18.521 --> 38:20.494
‫‏- جانم؟
‫‏- شنیدی.‏

38:20.519 --> 38:22.022
‫باید بدونم.‏

38:22.708 --> 38:24.996
‫یه قاتل استخدام کردم تو رو بکشه...‏

38:25.021 --> 38:28.662
‫راضی شدم که یه فرماندۀ افغان
‫منو گروگان بگیره...‏

38:28.687 --> 38:31.593
‫الان یه ماشین از پلیس مخفی مراکش دزدیدم...‏

38:31.745 --> 38:34.505
‫دیگه چه کاریه که حس می‌کنی
‫راضی به انجامش نمی‌شم؟

38:34.530 --> 38:37.196
‫هیچ‌کدوم مهم نیست،‏
‫الان شرایط فرق داره.‏

38:37.221 --> 38:38.682
‫معلومه که فرق داره.

38:39.752 --> 38:41.417
‫زندگی اون در خطره.‏

38:42.006 --> 38:43.433
‫اون بچۀ منم هست.‏

38:44.527 --> 38:46.971
‫خوشت بیاد یا نه، برام مهم نیست.‏

38:47.722 --> 38:49.265
‫ولی الان قفط تو نیستی که...‏

38:49.290 --> 38:51.614
‫به‌‌خاطر آنجلا داره از ترس زهره‌ترک می‌‌شه.

38:52.888 --> 38:54.416
‫اون بچۀ منم هست.‏

38:59.944 --> 39:01.814
‫جناب معاون، هارپر.‏

39:02.804 --> 39:04.449
‫چاره‌ای برام نذاشتین.‏

39:26.328 --> 39:28.888
‫اگه من پشت فرمون می‌نشستم خیلی بهتر بود.

39:47.590 --> 39:49.875
‫‏- بدک نبود.‏
‫‏- گه نخور.‏

40:19.658 --> 40:20.961
‫خوبی؟

40:21.530 --> 40:22.530
‫آره.‏

40:25.520 --> 40:27.232
‫کار به هر جا که بکشه...‏

40:27.913 --> 40:29.552
‫از الان دیگه تو این ماجرا با همیم.‏

40:32.346 --> 40:33.871
‫بگو که اینو می‌دونی.‏

40:37.075 --> 40:38.721
‫سرعت رو کم نکن.‏

40:38.746 --> 40:40.984
‫به رانندگی ادامه بده.‏

42:08.431 --> 42:10.062
‫دو تا بلیت داشتیم...‏

42:10.812 --> 42:13.054
‫تو پرواز 31 آزور مراک ایر.‏

42:13.897 --> 42:16.083
‫دو تا بلیتی که تو بهمون دادی.‏

42:16.458 --> 42:17.576
‫دو تایی...‏

42:18.131 --> 42:19.889
‫که من ازت خواسته بودم.‏

42:21.661 --> 42:24.667
‫منو ابی بحث کردیم که
‫بلیت سوم هم ازت بگیریم یا نه.‏

42:24.692 --> 42:26.714
‫پرواز طولانی‌ای بود، ولی...‏

42:28.574 --> 42:31.335
‫اگه موضوع رو بهت می‌گفتیم
‫خیلی برات خطرناک می‌شد.‏

42:33.252 --> 42:34.867
‫نباید کسی خبردار می‌شد.‏

42:38.441 --> 42:41.480
‫همزاد می‌خواست بفهمه که تو...‏

42:41.505 --> 42:44.369
‫می‌دونستی دو تا بلیت برای
‫سه تا مسافر رزرو کردی یا نه.‏

42:46.580 --> 42:48.646
‫اینکه خبر داشتی من و ابی
‫یکی دیگه هم با خودمون...‏

42:48.671 --> 42:50.375
‫سوار هواپیما کردیم یا نه.‏

42:50.690 --> 42:52.328
‫یکی همراه‌تون بود؟

42:53.737 --> 42:54.963
‫کی باهاتون بود؟

42:58.535 --> 43:01.362
‫هیچ‌وقت بهت نگفتم اون شب چه اتفاقی افتاد.‏

43:05.082 --> 43:07.592
‫مطمئن نیستم که
‫می‌دونستم چه‌‌جوری باید بهت بگم یا نه.

43:12.420 --> 43:15.593
‫خاتمه دادن به همه‌چی، خیلی راحت بود.‏

43:16.886 --> 43:18.566
‫خیلی راحت می‌تونستم همزاد رو بکشم...

43:18.591 --> 43:20.128
‫همون‌طور که بهت گفته بودم می‌‌کشم.

43:24.883 --> 43:26.841
‫اون‌جوری خیلی ساده‌تر بود.‏

43:33.874 --> 43:37.105
‫ولی اون لحظه،‏
‫نتونستم این کار رو بکنم.‏

43:38.746 --> 43:41.458
‫نتونستم جلوی دخترش بکشمش.‏

44:44.579 --> 44:46.606
‫وقتی دختربچه بودی...‏

44:47.220 --> 44:48.981
‫فکر می‌کردم هیچ‌چیزی نیست که بتونه...‏

44:49.006 --> 44:51.145
‫بین ما فاصله بندازه.‏

44:54.448 --> 44:56.161
‫تو همه‌چیزم بودی.‏

44:59.407 --> 45:01.599
‫تو همه‌چیزم بودی.‏

45:05.045 --> 45:07.163
‫وقتی دختربچه بودی...‏

45:07.689 --> 45:10.140
‫رویای امپراتوری‌ای رو داشتم
‫که می‌‌خواستم برات بسازم.‏

45:12.409 --> 45:14.312
‫جایی که هرچیزی که می‌دیدی...‏

45:14.475 --> 45:16.037
‫و هرچیزی که می‌شناختی...‏

45:16.222 --> 45:17.677
‫متعلق به خودت بود.‏

45:20.354 --> 45:23.793
‫ولی بعد تو رو به جای خیلی دوری بردن...‏

45:24.243 --> 45:27.102
‫خیلی تاریک، خیلی دور...‏

45:27.568 --> 45:28.954
‫خیلی خالی.‏

45:30.339 --> 45:32.243
‫از چیزی که بهش تبدیل شدی می‌ترسم.‏

45:35.735 --> 45:37.809
‫از چیزی که ازت ساختن می‌ترسم.‏

45:39.143 --> 45:41.137
‫چیزی که ازت جدا کردن.‏

45:42.784 --> 45:44.671
‫چیزی که ازت باقی مونده.

45:46.168 --> 45:48.641
‫چطور ممکنه چیزی از خودت باقی مونده باشه؟

45:50.751 --> 45:52.455
‫تصمیم گرفتم که تو رو فقط به عنوان...‏

45:52.480 --> 45:54.595
‫یه رویا به‌خاطر بیارم.‏

45:55.800 --> 45:57.436
‫یه اندوه.‏

45:57.676 --> 45:59.013
‫یه روح.‏

46:01.232 --> 46:02.670
‫یه روح.‏

46:10.628 --> 46:14.503
‫روحی که مخفیانه دعا می‌کردم...‏

46:15.492 --> 46:18.255
‫تو این زندگی یه ‌بار دیگه سراغم بیاد.

46:23.318 --> 46:26.491
‫با اینکه می‌دونستم احتمالاً...‏

46:26.778 --> 46:29.125
‫از این اتفاق زنده بیرون نمیام.‏

46:35.309 --> 46:36.957
‫پروانه اومده خونه.‏

47:38.465 --> 47:45.465
‫«کاری از بهادر و صاحب»

47:47.466 --> 48:04.547
دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
