WEBVTT

00:07.154 --> 00:22.155
دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

00:23.156 --> 00:30.156
‫«کاری از بهادر و صاحب»

00:31.157 --> 00:32.358
‫اون کجاست؟

00:34.426 --> 00:36.362
‫کجاست؟

00:41.167 --> 00:43.770
‫وای، نه.

00:45.271 --> 00:46.939
‫نه!

00:48.707 --> 00:50.042
‫وای، نه!

00:52.611 --> 00:54.446
‫- نه.
‫- طوری نیست.

00:56.215 --> 00:58.217
‫باید پیداش کنیم.

00:58.284 --> 01:00.119
‫نه، لازم نیست.

01:05.792 --> 01:07.726
‫تو کی هستی؟

01:07.794 --> 01:09.895
‫من همونی‌ام که
‫خود واقعی‌ت رو بهش نشون دادی.

01:10.963 --> 01:13.299
‫همونی‌‌ام که
‫خود واقعی‌م رو بهت نشون دادم.

01:15.401 --> 01:17.236
‫می‌دونم کی هستی.

01:23.910 --> 01:25.411
‫می‌‌بینمت.

01:25.477 --> 01:28.114
‫فکر می‌کنم جفت‌‌مون می‌دونیم
‫که این واقعیت نداره.

01:34.486 --> 01:35.721
‫خوبی؟

01:35.754 --> 01:37.756
‫آره.

01:50.069 --> 01:51.737
‫اسمت روی اون‌ بنویس.

01:52.671 --> 01:54.740
‫- چرا؟
‫- بنویس.

01:56.575 --> 01:57.576
‫کدوم اسمم؟

01:57.609 --> 01:59.711
‫اسم واقعی‌‌ت.

01:59.745 --> 02:03.558
‫اوایل قبل از اینکه یه مأموریت رو شروع کنم...

02:03.582 --> 02:07.253
‫این کار رو انجام می‌دادم تا بهم کمک کنه
‫حواسم رو جمع نگه دارم.

02:08.754 --> 02:12.291
‫آره، خیلی خب.
‫حالا بکنش تو لیوان.

02:12.358 --> 02:14.593
‫آره، توی آب.

02:15.761 --> 02:16.929
‫آره.

02:16.963 --> 02:20.242
‫ببین، اسمت...

02:20.266 --> 02:22.201
‫هنوز یه جایی تو لیوانه.

02:23.435 --> 02:25.604
‫ولی واسه یه مدت باید ازت جدا بشه...

02:25.637 --> 02:27.239
‫و تو هم باید ازش جدا بشی.

02:27.273 --> 02:28.407
‫خب؟

02:28.440 --> 02:30.442
‫وقتی از در بیرون می‌ری...

02:30.476 --> 02:32.444
‫این اسم باهات نمیاد، متوجهی؟

02:32.478 --> 02:34.113
‫و روزی که زمانش برسه...

02:34.146 --> 02:36.715
‫یه راهی پیدا می‌‌کنی که دوباره سرهمش کنی.

02:42.121 --> 02:45.124
‫من اون‌‌قدری اطلاعات ندارم که
‫بهت بگم چه‌‌جوری کارت رو انجام بدی...

02:45.157 --> 02:48.436
‫ولی به‌‌‌‌نظر یه جای این تشبیه ایراد داره.

02:48.460 --> 02:49.604
‫جدی؟

02:49.628 --> 02:52.098
‫این که دیگه درست نمی‌‌شه.

02:52.131 --> 02:53.432
‫هیچ‌جوره.

02:53.465 --> 02:57.669
‫این هر چی که باشه،
‫دیگه امکان نداره مثل قبلش بشه.

03:02.641 --> 03:03.642
‫اوه...

03:04.810 --> 03:05.912
‫فهمیدم.

03:06.812 --> 03:09.815
‫تو زمینۀ کاریِ تو
‫این بهاییه که باید پرداخت کرد.

03:10.983 --> 03:14.853
‫ام... برای هر روز بیدار‌شدن
‫باید این بها رو پرداخت کرد.

03:14.921 --> 03:16.322
‫مرسی، آقا.

03:17.323 --> 03:20.492
‫همه‌‌چی همیشه در حال سقوط آزاده.

03:21.760 --> 03:23.695
‫ما جوری برنامه‌‌ریزی نشدیم
‫که باهاش کنار بیایم...

03:23.762 --> 03:27.499
‫پس همه‌‌مون موافقت کردیم که
‫وانمود کنیم همچین اتفاقی نمی‌افته.

03:27.533 --> 03:28.935
‫ولی اتفاق می‌‌افته.

03:30.602 --> 03:31.971
‫تو چطور؟

03:32.004 --> 03:35.841
‫الان نسبت‌‌به با اون زمان چه‌‌‌قدر فرق کردی؟

03:35.874 --> 03:39.845
‫اوه. یعنی الان که
‫زندگیت تو دست‌‌های منه...

03:39.846 --> 03:41.910
‫کنجکاوی که بدونی
‫از پس چیزی که قراره پیدا کنیم...

03:41.911 --> 03:44.250
‫برمیام یا نه؟

03:52.391 --> 03:54.726
‫به گمونم چیزی نمونده تا بفهمیم.

03:58.564 --> 04:02.734
‫من هیچ‌‌وقت شغلت رو زیر سؤال نبردم...

04:02.801 --> 04:04.203
‫و الانم این کار رو نمی‌‌کنم.

04:04.236 --> 04:07.239
‫ولی این اوضاع بده، هرولد.

04:08.574 --> 04:09.741
‫چی شنیدی؟

04:09.808 --> 04:11.353
‫که یه جاسوس فراری رو...

04:11.377 --> 04:13.712
‫ترغیب به فرار کردی و بهش کمک رسوندی.

04:13.745 --> 04:16.848
‫و اینکه ممکنه سعی کرده باشی
‫اون جاسوس رو به قتل برسونی...

04:16.882 --> 04:19.218
‫که از دستگیریش جلوگیری کنی.

04:20.219 --> 04:23.589
‫به‌‌چشم خودمون آدم‌‌هایی رو دیدیم
‫که واسه کمتر از این‌ها نابود شدن.

04:25.057 --> 04:28.094
‫خب، آدم‌‌هایی رو هم دیدیم
‫که به بدتر از این‌‌ها غلبه کردن.

04:28.160 --> 04:30.229
‫به قیمت بخشی از وجودشون.

04:30.262 --> 04:33.265
‫ولی چیزی که ازشون می‌‌مونه،
‫خود واقعی‌شون نیست.

04:34.433 --> 04:37.045
‫یه وکیل صبح تماس گرفت...

04:37.069 --> 04:40.548
‫و در همون حین که داشت بهم می‌گفت
‫چه‌جوری می‌تونه بهمون کمک کنه...

04:40.572 --> 04:43.909
‫متوجه شدم که این شخص
‫با کمال میل حاضره...

04:43.942 --> 04:47.613
‫تا قرون آخر پول‌مون رو
‫ازمون بگیره تا ازت دفاع کنه.

04:48.617 --> 04:50.081
‫مطمئناً قبلاً هم همچین چیزی رو دیدیم.

04:50.082 --> 04:51.783
‫همیشه از این‌‌جور اتفاق‌‌ها می‌افته.

04:52.584 --> 04:54.253
‫و من به هنری نگاه کردم.

04:55.187 --> 04:58.400
‫تنها چیزی بود که می‌‌تونست
‫کمکم کنه کنترلم رو از دست ندم.

04:58.424 --> 05:00.068
‫بهش چی گفتی؟

05:00.092 --> 05:01.627
‫نمی‌دونستم چی بگم.

05:01.693 --> 05:04.239
‫من... گوشی رو دادم به یکی دیگه.

05:04.263 --> 05:05.531
‫به کی...

05:06.865 --> 05:07.966
‫خواهرت پیشته؟

05:08.034 --> 05:09.901
‫نه.

05:09.935 --> 05:11.903
‫گوشی، می‌خواد باهات صحبت کنه.

05:11.937 --> 05:13.105
‫کی؟

05:23.282 --> 05:26.418
‫هرولد، تا شنیدم اومدم.

05:26.452 --> 05:28.087
‫حالت خوبه؟

05:28.120 --> 05:31.623
‫شریل گفت تو و آنجلا
‫پرواز سختی رو تجربه کردین.

05:32.624 --> 05:34.493
‫همسرم تو اتاق پیشته؟

05:34.560 --> 05:36.828
‫نه، رفت هنری رو بخوابونه.

05:36.895 --> 05:37.963
‫خوبه.

05:37.996 --> 05:40.099
‫خودت فکر می‌کنی چه اتفاقی افتاد؟

05:40.132 --> 05:41.833
‫متوجهم.

05:41.900 --> 05:43.969
‫یه جاسوس وارد دفتر من کردی.

05:44.002 --> 05:45.304
‫اصلاً نمی‌‌تونم حساب کنم...

05:45.337 --> 05:47.973
‫توی چند تا جرم منو شریک‌‌جرم کردی.

05:48.006 --> 05:49.941
‫دختردارِت کردم.

05:49.975 --> 05:52.778
‫نتیجه این بود.
‫می‌خوام بدونم قصدت چی بوده.

05:52.811 --> 05:56.014
‫با همچین نتیجه‌‌ای دیگه
‫چه فرقی می‌‌کنه قصد چی‌‌ بوده؟

05:56.082 --> 05:58.317
‫واسه من ‌فرق می‌کنه.

06:00.419 --> 06:02.154
‫چون دن ازم خواست.

06:03.155 --> 06:06.525
‫با وجود تمام کارهایی که کرده بود،
‫بازم... دوستش داشتم.

06:06.592 --> 06:08.494
‫و ازم خواست...

06:08.527 --> 06:10.696
‫بهش کمک کنم از تنها فرزندش محافظت کنه...

06:10.762 --> 06:12.498
‫پس کاری که خواست رو کردم.

06:12.531 --> 06:15.534
‫برای تو هم همین کار رو می‌‌کردم.

06:15.601 --> 06:18.537
‫کاریه که می‌تونم برات بکنم...

06:18.604 --> 06:20.005
‫الان.

06:20.038 --> 06:21.707
‫حالا می‌‌خوای بهم کمک کنی؟

06:21.773 --> 06:23.842
‫ازم بخواه اوضاع رو درست کنم، هرولد...

06:23.875 --> 06:25.211
‫و درست می‌‌کنم.

06:25.277 --> 06:26.678
‫چه‌جوری؟

06:28.214 --> 06:30.495
‫همیشه حس می‌‌کردم با اون
‫جراح‌ها تو جبهه‌‌های جنگ داخلی...

06:32.223 --> 06:35.610
‫ارتباط خاصی دارم.

06:35.621 --> 06:38.023
‫وسط اون همه رنج و عذاب...

06:38.056 --> 06:40.502
‫تنها سلاح‌‌شون ارۀ استخوون...

06:40.526 --> 06:43.195
‫و دارو واسه درد بود...

06:43.229 --> 06:45.664
‫و ازشون می‌‌خواستن...

06:45.697 --> 06:47.699
‫کارهای غیر قابل تصور بکنن...

06:47.733 --> 06:50.702
‫اعضای بدن رو قطع کنن
‫تا آدم زخمی زنده بمونه.

06:50.736 --> 06:53.905
‫همیشه حس می‌کردم
‫شغل منم همین شکلیه.

06:53.972 --> 06:56.184
‫نادیده گرفتن آه‌‌و‌ناله‌‌ها و ‌خون‌‌ریزی...

06:56.208 --> 06:58.377
‫و تصمیم‌‌گیری درمورد اینکه...

06:58.410 --> 07:01.247
‫صلاح و مصلحت اصلی در چیه.

07:01.313 --> 07:03.691
‫کاریه که به تو هم یاد دادم...

07:03.715 --> 07:07.719
‫پس فکر می‌‌کنم می‌‌دونی
‫منظورم از این حرف‌ها چیه.‌

07:10.989 --> 07:14.702
‫اگه آنجلا آدامز ناپدید بشه...

07:14.726 --> 07:17.596
‫می‌‌شه همه‌‌چی رو به پای آنجلا نوشت.

07:17.663 --> 07:19.898
‫و تو هم می‌‌تونی از شر همه‌‌چیز خلاص بشی.

07:19.931 --> 07:21.533
‫نه.

07:21.567 --> 07:24.736
‫اون هویت ممکنه ثمرۀ عشق بوده باشه...

07:24.770 --> 07:26.881
‫ولی دیگه زیان‌‌آور شده.

07:26.905 --> 07:30.542
‫واسه چیزهایی که
‫باهاشون ارتباط داره خطرناک شده.

07:30.576 --> 07:33.388
‫حتی ممکنه بشه خود
‫اون دختر رو هم نجات داد...

07:33.412 --> 07:36.114
‫اگه بتونه اسم و رسمش رو بذاره کنار.

07:36.182 --> 07:39.851
‫شاید بتونه خارج از اف‌بی‌آی و
‫دنیای ما یه راهی واسه زندگی پیدا کنه.

07:41.253 --> 07:44.390
‫شریل داره برمی‌‌گرده.

07:44.423 --> 07:46.024
‫بگو کجایی.

07:48.260 --> 07:50.296
‫ازم کمک بخواه...

07:51.430 --> 07:52.931
‫و بهت کمک می‌‌کنم.

08:03.875 --> 08:05.119
‫تو خونه همه‌‌چی روبه‌راهه؟

08:05.143 --> 08:06.412
‫آره.

08:06.445 --> 08:08.914
‫وقتی برگردم خیلی بهترم می‌شه.

08:08.947 --> 08:10.616
‫آره، درسته.

08:45.851 --> 08:47.586
‫به‌‌نظرم ممکنه حق با تو باشه.

08:49.821 --> 08:50.856
‫همیشه حق با منه.

08:50.922 --> 08:52.791
‫باید دقیق‌‌تر بگی منظورت چیه.

08:52.824 --> 08:54.302
‫بوت.

08:54.326 --> 08:56.304
‫اینکه شاید داره عقلش رو از دست می‌‌ده.

08:56.328 --> 08:58.697
‫مگه نگفتی وقتی دیدیش
‫به‌‌نظر روبه‌راه بوده؟

08:58.764 --> 08:59.698
‫چرا.

08:59.765 --> 09:01.800
‫به خودم گفتم به‌‌‌‌نظر حالش خوبه.

09:01.833 --> 09:03.602
‫به تو گفتم به‌‌‌‌نظر حالش خوبه.

09:04.936 --> 09:07.038
‫به خودم می‌‌گفتم به‌‌‌‌نظر حالش خوبه...

09:07.105 --> 09:09.901
‫هی پشت‌‌سر‌هم تکرارش کردم، تا الان.

09:11.009 --> 09:13.222
‫بعد فهمیدم چیزی که
‫مجبورم این‌ همه به خودم بگم...

09:13.223 --> 09:16.244
‫شاید اون‌‌قدری که می‌خوام واقعیت داشته باشه،
‫واقعیت نداره.

09:16.948 --> 09:18.116
‫ببین، درک می‌‌کنم.

09:19.117 --> 09:20.995
‫بوت تو روزهای سختی کنارت بوده.

09:21.019 --> 09:22.997
‫پس منطقیه که دلت نمی‌‌خواد ببینی...

09:23.021 --> 09:25.524
‫ممکنه پایان اون روزها رسیده باشه.

09:25.557 --> 09:27.526
‫فکر کنم مشکل همینه.

09:27.559 --> 09:29.528
‫نمی‌شه این‌‌قدر راحت تموم بشه.

09:30.462 --> 09:33.231
‫همه‌‌چی یه نقطۀ پایان داره.

09:33.299 --> 09:34.500
‫آره...

09:34.533 --> 09:36.402
‫ولی یکی باید به‌جاش کارش رو انجام بده.

09:37.636 --> 09:39.547
‫بتونه‌ مثل بوت حواسش به دنیا باشه
‫و ازش مراقبت کنه.

09:39.571 --> 09:41.707
‫بازی رو به‌‌ خوبی بوت بلد باشه.

09:43.409 --> 09:45.143
‫اگه اون نباشه کی این کار رو می‌‌کنه؟

09:46.978 --> 09:49.315
‫چیزی که ازمون می‌خواد...

09:50.749 --> 09:52.384
‫خواستۀ بزرگیه.

09:54.486 --> 09:57.088
‫و اگه یه ذره هم در این مورد اشتباه کنه...

09:58.557 --> 10:00.358
‫تو مخمصۀ خیلی ناجوری می‌‌افتیم.

10:17.909 --> 10:19.911
‫آقا. مرسی، آقا.

11:09.127 --> 11:11.397
‫باید بفهمم این چیه.

11:15.300 --> 11:18.336
‫آره، باشه.

11:18.404 --> 11:21.949
‫خب، امروز عصر مهمونی پاولوویچه.

11:21.973 --> 11:24.786
‫یه راه واسه ورود پیدا می‌کنیم.

11:24.810 --> 11:26.978
‫باهاش صحبت می‌‌کنم و یه جورایی...

11:27.012 --> 11:28.814
‫نمی‌دونم... راضیش می‌کنم که بهمون کمک کنه.

11:28.847 --> 11:31.125
‫که فراز همزاد رو بکشه.

11:31.149 --> 11:33.184
‫- آره.
‫- اینو می‌‌فهمم.

11:34.653 --> 11:36.822
‫ولی منظورم این نبود.

11:36.855 --> 11:39.658
‫می‌خوام بفهمم تو دنیای تو چه خبره
‫و طرز کارش چیه.

11:41.192 --> 11:42.828
‫برام توضیحش میدی؟

11:49.835 --> 11:52.037
‫درس شماره یک.

11:53.038 --> 11:55.841
‫تمام صنایع‌‌دستی ثمرۀ استفاده از...

11:55.874 --> 11:58.743
‫دو ابزاره که به طور هماهنگ
‫به کار گرفته می‌‌شن.

11:59.277 --> 12:01.980
‫در دست چپت...

12:02.013 --> 12:04.550
‫حسی همدلی‌ت قرار داره...

12:04.616 --> 12:07.318
‫توانایی‌‌ت‌ تو خوندن آدم‌‌ها...

12:07.352 --> 12:09.855
‫دونستن اینکه چی می‌خوان،
‫به چی نیاز دارن.

12:09.888 --> 12:11.356
‫از چی می‌ترسن.

12:11.389 --> 12:13.625
‫چی... ممکنه بهشون امید بده.

12:14.560 --> 12:16.527
‫چی بهشون حس شرمساری می‌‌ده.

12:17.963 --> 12:20.131
‫و بعد توی اون یکی دستت...

12:21.967 --> 12:23.902
‫بی‌رحمی‌‌‌ت قرار داره.

12:26.071 --> 12:29.475
‫و اینکه حاضر باشی از این اطلاعات
‫بر علیه‌‌شون استفاده کنی...

12:31.142 --> 12:32.720
‫و وقتی هر جفت اون چاقوها تیز باشن...

12:32.744 --> 12:35.557
‫باورت نمی‌‌شه که می‌‌تونن چه چیزهایی رو ببرن
‫و به داخل‌‌شون راه پیدا کنن.

12:35.581 --> 12:37.015
‫و اینو بهت آموزش دادن؟

12:37.048 --> 12:38.584
‫اوهوم.

12:38.650 --> 12:40.218
‫خب، تا حدی.

12:40.251 --> 12:42.654
‫ولی بیشترش رو با انجام دادن یاد گرفتم.

12:43.722 --> 12:48.560
‫از نظر احساسی و با آزمون‌‌و‌‌خطا، افراد غریبه رو
‫تیکه‌‌تیکه کردن به‌نظر کار ناجوری میاد.

12:48.594 --> 12:51.162
‫- تصورشم نمی‌‌تونی بکنی.
‫- نمی‌‌تونم؟

12:53.164 --> 12:54.566
‫می‌‌تونی؟

12:55.767 --> 12:57.869
‫- روزی که آشنا شدیم.
‫- اوهوم.

12:57.903 --> 12:59.714
‫وقتی برام آشپزی کردی...

12:59.738 --> 13:02.407
‫برام داستان گفتی و دلربایی کردی...

13:02.440 --> 13:04.209
‫داشتی همین کار رو می‌‌کردی دیگه، مگه نه؟

13:04.242 --> 13:07.445
‫داشتی قطعه‌های وجودم رو از هم جدا می‌‌کردی
‫که بفهمی طرز کارم چیه؟

13:07.447 --> 13:10.616
‫به درزهای وجودم فشار میاوردی...

13:10.682 --> 13:13.018
‫تا بذارم بمونی؟

13:15.921 --> 13:17.422
‫سخت بود؟

13:18.423 --> 13:22.227
‫جداسازی و دستکاری من سخت بود؟

13:22.260 --> 13:24.930
‫این چیزی نیست که سخت یا آسون باشه.

13:25.864 --> 13:28.600
‫هر کسی... شکل به خصوص خودش برنامه‌ریزی...

13:28.634 --> 13:31.770
‫- یه سؤال ساد‌‌ه بیشتر نیست.
‫- آره، خیلی سخت نبود.

13:33.705 --> 13:35.641
‫- واقعاً؟
‫- آره.

13:37.876 --> 13:39.587
‫باشه.

13:39.611 --> 13:41.913
‫واقعاً می‌خوام
‫روش انجام دادن این کار رو یاد بگیرم.

13:44.482 --> 13:46.151
‫ولی...

13:46.217 --> 13:48.486
‫هنوز نگفتم ایرادش چیه.

13:48.554 --> 13:50.097
‫ایرادش چیه؟

13:50.121 --> 13:51.623
‫ایرادش اینه که...

13:53.124 --> 13:56.661
‫وقتی این کار رو شروع کنی،
‫دیگه نمی‌‌تونی جلوش رو بگیری.

13:57.395 --> 13:58.463
‫هیچ‌‌وقت.

13:59.898 --> 14:03.168
‫هر دفعه که با کسی آشنا می‌‌شی...

14:03.234 --> 14:06.938
‫به کسی نزدیک می‌شی،
‫وقتی نگاهت بهش می‌‌افته...

14:06.972 --> 14:09.283
‫به این فکر می‌کنی که...

14:09.307 --> 14:12.310
‫استفاده کردن ازشون چه‌‌قدر آسونه.

14:13.812 --> 14:16.848
‫صدمه زدن بهشون، دور انداختن‌شون.

14:19.084 --> 14:20.852
‫و شاید این فکر بیاد تو سرت که...

14:20.919 --> 14:23.454
‫شاید اون طرف هم الان داره
‫باهات همین کار رو می‌‌کنه.

14:24.255 --> 14:27.659
‫شاید دیگه‌ هیچ‌‌وقت نتونی
‫به کسی کاملاً اعتماد کنی.

14:37.603 --> 14:40.939
‫هنوزم می‌‌خوای ادامه بدم؟

14:43.374 --> 14:46.377
‫خب، دوست، خیلی وقته که من...

14:46.444 --> 14:47.979
‫به هیچ‌‌کس کاملاً اعتماد نکردم...

14:48.013 --> 14:50.949
‫پس چرا بخوام الان شروع کنم؟

15:07.032 --> 15:08.700
‫درس شماره دو.

15:09.735 --> 15:12.070
‫برای وقتی که راه‌‌‌های ارتباطی به خطر می‌افته...

15:12.137 --> 15:14.005
‫همیشه یه راه جایگزین داشته باش.

15:14.039 --> 15:17.008
‫من و امیلی، این حساب مشترک رو داریم.

15:17.042 --> 15:19.544
‫اعداد اولِ دو رقمی‌ سمت چپ...

15:19.577 --> 15:21.546
‫یعنی حالش خوبه.

15:22.480 --> 15:24.549
‫عدد بعدی که 0 یا 1 نیست...

15:25.717 --> 15:28.053
‫یعنی داره میاد جایی که من هستم.

15:34.425 --> 15:35.727
‫داره میاد.

15:40.766 --> 15:43.101
‫می‌دونی، احتمالش خیلی زیاده که...

15:43.168 --> 15:46.404
‫از دیدن من خیلی ذوق نکنه.

15:46.437 --> 15:48.106
‫خیلی کمتر از چیزی که امیدواری...

15:48.173 --> 15:51.009
‫شبیه سه‌‌تفنگدار می‌شه.

15:52.010 --> 15:55.080
‫داری دست‌‌کم می‌گیریش.

15:56.782 --> 15:57.916
‫دوباره.

16:01.953 --> 16:05.791
‫خب ارتباط از طریق حساب بانکی فکر کی بود؟

16:08.426 --> 16:09.427
‫اون.

16:11.029 --> 16:12.097
‫هوشمندانه‌‌ست.

16:13.264 --> 16:15.266
‫فقط از همین راه با هم ارتباط دارین؟

16:16.267 --> 16:18.103
‫- نه.
‫- چه راهی؟

16:19.971 --> 16:21.973
‫این سؤال‌‌ها بازجویی‌ نیست.

16:23.041 --> 16:24.943
‫- چرا، هست.
‫- باشه.

16:24.976 --> 16:27.588
‫شایدم هست. ولی بازجویی واقعی نه.

16:27.612 --> 16:29.815
‫بهم گفتی نصفه‌نیمه می‌شناسمت.

16:29.881 --> 16:31.116
‫دارم تلاشم رو می‌کنم.

16:40.291 --> 16:41.927
‫تلفنی حرف می‌زنیم.

16:41.960 --> 16:43.829
‫- تلفن یه بار مصرف؟
‫- آره.

16:43.895 --> 16:46.297
‫- کجا؟
‫- بستگی داره چه ساعتی باشه...

16:46.331 --> 16:47.933
‫وقتی دارم می‌رم سر کار، تو راه.

16:48.900 --> 16:51.169
‫یه پارکینگ هم
‫در تقاطع خیابون دهم و اف هست.

16:51.236 --> 16:53.271
‫و شب‌‌ها...

16:53.304 --> 16:56.007
‫یه زمین‌‌بازی تو محله‌مون.

16:56.074 --> 16:58.476
‫- سفر چطور؟
‫- سفر چی؟

16:58.509 --> 17:01.446
‫آخرین بار کی دیدیش؟

17:01.479 --> 17:03.648
‫پاییز 2012.

17:05.083 --> 17:06.985
‫مراسم خاکسپاری مادرت چی پس؟

17:07.018 --> 17:08.686
‫نرفتم.

17:11.589 --> 17:13.691
‫نظر جفت‌‌مون این بود که خیلی خطرناکه.

17:14.826 --> 17:18.129
‫چیزی که حس می‌‌کردم
‫باید بگم رو نوشتم...

17:18.163 --> 17:21.099
‫و از بابام خواستم بذارتش توی تابوت.

17:22.768 --> 17:24.335
‫پس این همه مدت...

17:25.503 --> 17:27.538
‫تمام چیزی که براش بودی...

17:27.605 --> 17:29.374
‫یه صدا پشت تلفن بوده.

17:29.440 --> 17:30.942
‫یه صدا بدون جسم.

17:34.279 --> 17:36.848
‫- بس کن.
‫- چی‌ رو بس کنم؟

17:36.882 --> 17:38.950
‫کم‌ارزش کردن رابطه‌‌مون.

17:39.951 --> 17:42.187
‫اون واسه من فداکاری کرده.

17:43.188 --> 17:45.223
‫منم واسه اون‌ها فداکاری کردم.

17:45.290 --> 17:48.526
‫واسه محافظت از همدیگه ضروری بود.

17:49.627 --> 17:51.729
‫این چیزی از پدر بودنش کم نمی‌‌کنه.

17:54.900 --> 17:56.667
‫وقتی همه‌چی...

17:56.701 --> 17:59.370
‫به فداکاری خلاصه می‌شه، دیگه چی‌‌ می‌‌مونه؟

18:02.540 --> 18:03.541
‫شفافیت.

18:05.743 --> 18:09.380
‫چون می‌دونم حاضره
‫به‌‌خاطر من از هر چیزی بگذره.

18:10.816 --> 18:12.383
‫منم براش از هرچیزی می‌‌گذرم.

18:15.320 --> 18:18.056
‫عشق یعنی همین.

19:03.969 --> 19:06.637
‫یه بار دیگه بگو یه همچین
‫آدمی رو از کجا می‌‌شناسی؟

19:08.009 --> 19:10.378
‫تو رو یادش میاد دیگه، آره؟

19:12.180 --> 19:13.381
‫قطعاً.

19:49.317 --> 19:51.085
‫اون واسه چیه؟

20:00.161 --> 20:02.931
‫در انتهای راهرو رو باز گذاشتم.‏

20:02.997 --> 20:04.598
‫می‌رسه به مسیری که...‏

20:04.665 --> 20:07.101
‫تو رو به خارج از روستا می‌رسونه.‏

20:07.168 --> 20:09.437
‫گمونم بعد از اون دیگه
‫خودت بتونی راهت رو پیدا کنی.‏

20:11.672 --> 20:12.941
‫اون تو رو فرستاده.‏

20:14.342 --> 20:15.844
‫تا منو آزاد کنی.‏

20:16.845 --> 20:19.013
‫پس چرا دست‌هام هنوز بسته‌ست؟

20:21.515 --> 20:23.417
‫تو همونی هستی که همه می‌گن.‏

20:24.263 --> 20:26.037
‫داستان‌ها رو شنیدم.‏

20:27.188 --> 20:29.290
‫تو هیولای همزاد هستی.‏

20:31.525 --> 20:34.362
‫می‌گن جوری که به تو اعتماد داره،‏
‫به هیچ‌کس نداره.‏

20:35.263 --> 20:37.465
‫واضحه که زنش هم بهت اعتماد داره.‏

20:38.723 --> 20:41.410
‫حدس می‌‌زنم زنش
‫در این مورد چیزی بهش نگفته باشه.

20:43.437 --> 20:45.606
‫فراز خبر نداره تو این‌جایی، درسته؟

20:48.442 --> 20:50.887
‫اون زن تو رو وارد بد مخمصه‌‌ای کرده.

20:53.458 --> 20:56.784
‫شاید خودت هم هنوز مطمئن نیستی
‫با اون چاقو چی‌کار کنی.‏

21:33.154 --> 21:34.255
‫برو بیرون.‏

21:54.256 --> 21:59.256
‫کاری از بهادر و صاحب

22:16.190 --> 22:17.763
‫اسیر روسی رفته.‏

22:19.800 --> 22:21.235
‫دیشب فرار کرده.‏

22:21.302 --> 22:24.205
‫یه‌جوری دست‌هاش رو باز کرده.‏

22:30.878 --> 22:33.690
‫دیشب خوابی رو دیدم
‫که از زمان بچگی...‏

22:33.714 --> 22:35.316
‫بارها دیدمش.‏

22:36.460 --> 22:37.595
‫تو خواب تنها بودم.‏

22:38.586 --> 22:40.554
‫و حضور کسی رو پشت سرم حس می‌کردم.‏

22:41.990 --> 22:45.659
‫نفسش رو حس می‌کردم ولی می‌ترسیدم
‫برگردم و بهش نگاه کنم.‏

22:47.761 --> 22:50.140
‫به زبونی چیزی رو زمزمه می‌‌کرد
‫که حس می‌کردم قبلاً بلد بودم...‏

22:50.164 --> 22:53.401
‫ولی دیگه متوجهش نمی‌شدم.‏

22:57.571 --> 22:59.373
‫با اینکه هیچی از حرف‌‌هاش نمی‌‌فهمیدم...‏

22:59.407 --> 23:01.742
‫غرق وحشت شده بودم.‏

23:04.578 --> 23:05.913
‫چون می‌دونستم...‏

23:07.415 --> 23:11.118
‫داره حرف‌هایی رو راجع‌به من به زبون میاره
‫که خودم از گفتن‌شون وحشت دارم.‏

23:14.522 --> 23:16.424
‫و می‌دونستم که همش حقیقت داره.‏

23:23.550 --> 23:27.287
‫بعد مثل همیشه، با عرق سرد بیدار شدم.‏

23:29.707 --> 23:32.762
‫و مثل همیشه برگشتم به سمت همسرم.‏

23:37.499 --> 23:39.267
‫و اون کنارم نبود.‏

23:43.784 --> 23:46.320
‫همسرم گاهی اوقات شب‌ها پرسه می‌زنه.‏

23:47.375 --> 23:49.010
‫همیشه همین‌طور بوده.‏

23:50.391 --> 23:52.160
‫دلیلش؟ دلیلش رو نمی‌دونم.‏

23:55.829 --> 23:57.965
‫معماهایی درونش وجود داره
‫که با حل کردن‌شون...‏

23:57.998 --> 24:00.334
‫سر از یه معمای دیگه در میاری.‏

24:02.711 --> 24:04.727
‫با این وجود دوستش دارم.‏

24:05.360 --> 24:08.272
‫گاهی فکر می‌کنم کلاً
‫دلیل عشقم بهش همینه.‏

24:09.810 --> 24:11.412
‫ولی آزاد کردن اسیر...‏

24:12.813 --> 24:14.482
‫این با اون فرق داره.‏

24:17.151 --> 24:19.219
‫اون هرگز همچین کاری نمی‌کنه.‏

24:21.522 --> 24:23.875
‫خودش می‌دونه که این کار مساوی با چیه.‏

24:46.847 --> 24:48.316
‫می‌دونی کدومه؟

24:48.349 --> 24:49.650
‫آره.‏

24:49.683 --> 24:51.485
‫چون کلی پیرمرد سفیدپوست این‌جاست...‏

24:51.519 --> 24:53.187
‫که یه‌جورایی همه‌شون شبیه هم‌ان.‏

24:53.221 --> 24:54.355
‫اوهوم.‏

24:58.580 --> 25:00.856
‫میز سوم از طرف پله‌ها.‏

25:03.731 --> 25:06.467
‫عذر می‌خوام، خودکار دارین؟

25:09.370 --> 25:10.538
‫ممنون.‏

25:12.540 --> 25:14.208
‫همین‌جا بمون.‏

25:15.397 --> 25:17.678
‫اگه اتفاق عجیبی افتاد...‏

25:18.295 --> 25:20.013
‫میام پیشت...‏

25:20.047 --> 25:22.850
‫و از همون راهی که اومدیم برمی‌گردیم.‏

25:22.883 --> 25:24.613
‫عجیب دقیقاً یعنی چی؟

25:24.638 --> 25:25.816
‫خودت می‌فهمی.‏

25:27.388 --> 25:29.590
‫همین‌جا بشین. تکون نخور.‏

25:30.320 --> 25:31.360
‫متوجهی؟

26:52.746 --> 26:54.680
‫صبر کن، باید یه‌چیزی بگیرم.‏

27:00.767 --> 27:01.793
‫چی شده؟

27:02.145 --> 27:04.567
‫کنار در خروجی. اونی که ژاکت کرم پوشیده.‏

27:05.856 --> 27:08.932
‫‏- خب.‏
‫‏- مطمئنم از سازمان اطلاعات مراکشه.‏

27:10.453 --> 27:11.453
‫آره.‏

27:12.159 --> 27:14.127
‫راستش گمونم تو یه مراسمی...‏

27:14.161 --> 27:15.805
‫تو رو بهش معرفی کردم.‏

27:15.829 --> 27:17.669
‫عبداللطیف نمی‌دونم چی‌چی.‏

27:19.200 --> 27:20.247
‫رحمانی.‏

27:23.618 --> 27:24.941
‫من بهش زنگ زدم.‏

27:28.621 --> 27:30.427
‫تو قطار وقتی رفتی دستشویی.

27:31.287 --> 27:32.310
‫واسه چی؟

27:34.882 --> 27:37.618
‫فقط به 2 نفر اطمینان کامل دارم.

27:38.804 --> 27:39.842
‫بابام.‏

27:40.554 --> 27:42.023
‫و نوۀ تو.‏

27:43.791 --> 27:46.035
‫هنری بعضی‌وقتا موقع خواب بهم پیام می‌ده.‏

27:46.059 --> 27:47.361
‫می‌دونستی؟

27:49.029 --> 27:50.197
‫نه، نمی‌دونستم.‏

27:51.580 --> 27:53.186
‫بهتره حواست بهش باشه.‏

27:54.568 --> 27:56.570
‫مخصوصاً وقتی یه‌کم بزرگ‌تر می‌شه.‏

28:02.314 --> 28:04.845
‫چند شب پیش بهم گفت
‫یه پیرمردی اومده خونه‌شون...‏

28:04.878 --> 28:06.880
‫و شریل هم اونو برده طبقۀ بالا.‏

28:08.032 --> 28:11.168
‫با یه ماشین سیاه گنده
‫و یه راننده اومده.‏

28:11.218 --> 28:12.854
‫گفت ازش ترسیده.‏

28:13.393 --> 28:15.923
‫نمی‌دونم اون کی ممکنه بوده باشه...‏

28:15.989 --> 28:17.683
‫حدسم اینه اگه کسی از...‏

28:17.708 --> 28:20.558
‫مقامات رده بالا می‌اومد اون‌جا
‫حتماً تو بهم می‌گفتی.‏

28:22.619 --> 28:23.932
‫مگه اینکه...‏

28:24.565 --> 28:26.734
‫حرفی که می‌خواسته بزنه
‫تو رو هم ترسونده باشه.‏

28:26.767 --> 28:29.770
‫واسه همین به عبداللطیف رحمانی زنگ زدی...‏

28:29.837 --> 28:32.205
‫تا کمکت کنه منو با یه هواپیما بفرستی خونه.‏

28:32.239 --> 28:33.787
‫‏- آره.‏
‫‏- نباید همچین کاری می‌کردی.‏

28:33.812 --> 28:35.385
‫اون مأمور رده بالا چی گفت
‫که ازش ترسیدی؟

28:35.409 --> 28:37.277
‫از دفتر ادارۀ کل نبود.‏

28:37.345 --> 28:39.055
‫‏- کی بود؟
‫‏- مورگان بوت.‏

28:39.578 --> 28:41.782
‫گفت اگه تو رو جای خودم گیر بندازم...‏

28:41.849 --> 28:44.251
‫می‌تونه منو از دردسر نجات بده.‏

28:44.284 --> 28:46.454
‫گفت تو رو تنها ول کنم.‏

28:46.520 --> 28:48.589
‫که ناپدید بشی...‏

28:48.622 --> 28:51.091
‫و اونم منو از این منجلاب در بیاره.‏

28:52.860 --> 28:54.237
‫تو چی گفتی؟

28:54.596 --> 28:56.797
‫گفتم از خونه‌م گمشو بیرون.‏

29:02.269 --> 29:04.104
‫تو برای من کی هستی؟

29:05.439 --> 29:07.705
‫پیچیدگی‌ای تو زندگیم هستی
‫که نمی‌خواستمش.‏

29:07.730 --> 29:11.111
‫یه عروسک چوبی هستی که
‫می‌خوای تبدیل به آدم بشی.‏

29:11.448 --> 29:13.052
‫نمی‌تونم کمکت کنم.‏

29:13.929 --> 29:16.949
‫تو یه مجرمی.
‫یه خائنی.‏

29:16.974 --> 29:19.286
‫یه تهدیدی واسه خانواده‌م...‏

29:19.319 --> 29:22.623
‫واسه شغلم، واسه میراثم، واسه زندگیم.‏

29:24.831 --> 29:26.994
‫ولی وقتی بهم یه
‫چوب جادویی پیشنهاد شد...‏

29:27.019 --> 29:30.076
‫که همینۀ اینا رو ناپدید کنه،‏
‫که تو رو...‏

29:31.357 --> 29:32.600
‫ناپدید کنه...‏

29:34.186 --> 29:35.725
‫خدا می‌دونه...‏

29:35.749 --> 29:37.625
‫طاقت فکر کردن بهش هم نداشتم.‏

29:44.011 --> 29:45.393
‫باید قبولش کنی.‏

29:45.955 --> 29:46.955
‫چی؟

29:46.980 --> 29:48.816
‫باید پیشنهادش رو قبول کنی.‏

29:49.074 --> 29:50.563
‫من خودم رو فدا می‌کنم.‏

29:52.019 --> 29:53.153
‫نه، همچین کاری نمی‌کنیم.‏

29:53.186 --> 29:54.321
‫خودم رو فدا می‌کنم.‏

29:54.354 --> 29:56.990
‫من و تو می‌تونیم همین‌طور
‫به این بازی ادامه بدیم...‏

29:57.469 --> 30:00.159
‫ولی پای افراد دیگه‌ای هم وسطه.‏

30:01.691 --> 30:03.306
‫کسایی که خودشون نخواستن وارد این بازی بشن.‏

30:03.330 --> 30:05.866
‫و همین افرادن که تو خط مقدم آسیب می‌بینن.‏

30:07.034 --> 30:09.169
‫پدرم اینو بهم یاد داده.‏

30:14.041 --> 30:16.109
‫به‌خاطر اونا این دردسر رو تموم می‌کنم.‏

30:17.372 --> 30:19.450
‫کمک تو هم اینه که این اجازه رو بهم بدی.‏

30:19.475 --> 30:20.743
‫جواب نمی‌ده.‏

30:20.915 --> 30:23.325
‫توی اون قسمت از دنیا،‏
‫با منابعی که داره...‏

30:23.350 --> 30:26.329
‫فراز همزاد یه روحه.‏

30:26.353 --> 30:28.989
‫نزدیک شدن بهش ممکن نیست.‏
‫دست زدن بهش ممکن نیست.‏

30:29.022 --> 30:31.391
‫کشتنش ممکن نیست،‏
‫بابات هرچی می‌خواد بگه.‏

30:37.466 --> 30:40.509
‫باشه، دارم دست‌کم‌ می‌گیرمش.‏

30:40.940 --> 30:41.940
‫دوباره.‏

30:48.326 --> 30:50.711
‫فکر کنم هردو می‌دونیم این اتفاق باید بیفته.‏

30:52.544 --> 30:54.408
‫داستانت به یه پایان خوش می‌رسه.‏

30:58.773 --> 31:01.586
‫من هنوز مطمئن نیستم موضوع داستان خودم چیه.‏

31:03.454 --> 31:05.189
‫باید برم اینو بفهمم.‏

31:06.494 --> 31:08.211
‫هر پایانی که می‌خواد داشته باشه.‏

32:45.937 --> 32:47.225
‫جناب معاون.

32:47.621 --> 32:49.068
‫‏- بله.‏
‫‏- از این‌طرف.‏

33:48.458 --> 33:50.227
‫میل دارین یه نوشیدنی براتون بیارم، خانم؟

33:51.468 --> 33:52.637
‫لطفاً.‏

34:02.487 --> 34:05.023
‫‏- چه‌قدر باید بهتون بدم؟
‫‏- لازم نیست، خانم.‏

34:06.506 --> 34:07.675
‫متوجه شدم.‏

34:15.182 --> 34:18.118
‫سرزنش کردن خودت به‌خاطر اون...‏

34:18.185 --> 34:19.720
‫خیلی وسوسه‌انگیز می‌شه.‏

34:21.088 --> 34:23.420
‫پیشنهاد می‌کنم در برابرش مقاومت کنی.‏

34:23.723 --> 34:25.271
‫‏- متوجه شدی، ها؟
‫‏- اوهوم.‏

34:25.296 --> 34:28.248
‫نگران نباش، رازت پیش من محفوظه، زوئی.‏

34:39.869 --> 34:41.203
‫تو کی هستی؟

34:45.836 --> 34:48.471
‫بریم یه‌جایی که بتونیم خصوصی حرف بزنیم.‏

34:59.897 --> 35:00.944
‫بفرما بشین.‏

35:04.359 --> 35:07.937
‫سرگی، تو واسه دونستن این اسم، زیادی جوونی.‏

35:08.156 --> 35:10.603
‫ولی اگه تو جنگ افغانستان خدمت کردی...‏

35:10.637 --> 35:13.449
‫اسمی بود که مردم کابوسش رو می‌دیدن.‏

35:13.473 --> 35:15.843
‫بابا گوگوری.‏
‫(لولو خورخوره)

35:16.712 --> 35:20.885
‫هیولای ساختگی بچه‌ها...‏

35:22.314 --> 35:24.909
‫و کسی که یه بار جونم رو نجات داد.‏

35:25.940 --> 35:27.955
‫مطمئن نبودم یادت باشه.‏

35:27.988 --> 35:31.158
‫بین تمام بدهی‌‌هایی که تو زندگیم داشتم...‏

35:31.191 --> 35:32.980
‫هیچ‌وقت شک نداشتم...

35:33.005 --> 35:36.463
‫که این بدهی رو...
‫یه روزی باید صاف کنم.

35:36.496 --> 35:39.452
‫با توجه به بهایی که
‫برای فراری دادن تو دادیم...‏

35:39.477 --> 35:41.978
‫گمونم، چیزی که الان ازت می‌خوام...‏

35:42.002 --> 35:43.646
‫کاملاً منطقیه.‏

35:44.296 --> 35:47.207
‫عواقب کاری که کردی چه بود؟

35:47.274 --> 35:49.009
‫پرس‌وجو کردم...‏

35:49.042 --> 35:53.990
‫ولی هیچ‌وقت نفهمیدم
‫چه بلایی سر بلور اومد.‏

35:54.014 --> 35:56.516
‫اوه، بلور، نه.‏
‫نمی‌تونستی اونو پیدا کنی.‏

35:56.549 --> 35:58.218
‫نه، وقتی که از افغانستان رفت...‏

35:58.285 --> 36:00.805
‫دیگه آدمی با این اسم وجود خارجی نداشت.

36:01.354 --> 36:03.577
‫و اون آدمی جدیدی که بهش
‫تبدیل شد رو هم می‌شناسی.‏

36:05.025 --> 36:06.906
‫با یه اسم دیگه، آره.‏

36:07.694 --> 36:08.859
‫با چه اسمی؟

36:09.462 --> 36:10.862
‫همسر.‏

36:11.832 --> 36:12.832
‫همسر؟

36:16.284 --> 36:19.230
‫حدس می‌زنم شوهرش خیلی
‫از این موضوع خوشحال نشده باشه.‏

36:19.255 --> 36:21.081
‫نه، خوشحال نبود. نه.‏

36:21.106 --> 36:23.206
‫سی ساله که کینه به دل گرفته.

36:23.643 --> 36:26.189
‫ولی بالاخره اهرم فشار پیدا کرده که تلافی کنه.

36:26.213 --> 36:28.048
‫حالا می‌خواد منو بکشه.‏

36:29.216 --> 36:31.252
‫پس اول من باید بهش برسم.‏

36:33.548 --> 36:35.416
‫ربط این به من چیه؟

36:35.441 --> 36:39.122
‫تو همسرش رو تو
‫سازمان اطلاعات شوروی استخدام کردی...‏

36:39.147 --> 36:41.669
‫از هم پاشیدن دنیاش رو تو شروع کردی.

36:42.122 --> 36:45.846
‫الان دنبال اینه که حسابش رو با من صاف کنه...‏

36:45.871 --> 36:47.088
‫از کجا معلوم که...‏

36:48.001 --> 36:51.171
‫بعد از من سراغ تسویه‌حساب با تو نیاد؟

36:59.012 --> 37:00.442
‫همچین فکری می‌کرد؟

37:01.450 --> 37:03.012
‫اینکه من استخدامش کردم؟

37:04.562 --> 37:06.075
‫تو همچین فکری می‌کنی؟

37:12.625 --> 37:14.850
‫وقتی باهاش آشنا شدم
‫تو مسکو دانشجو بودم.‏

37:16.990 --> 37:19.334
‫گمونم داشتم جذبش می‌شدم...‏

37:19.858 --> 37:21.639
‫ولی همون موقع هم...‏

37:22.055 --> 37:25.272
‫می‌دونستم کار ساده‌ای نیست.‏

37:26.648 --> 37:29.017
‫می‌دونستم که اون...‏

37:29.193 --> 37:31.071
‫ذاتاً متخصص جذب کردن...‏

37:31.111 --> 37:33.613
‫بقیه به خودشه.‏

37:35.552 --> 37:37.221
‫هرچی صمیمی‌تر می‌شدیم...‏

37:38.785 --> 37:40.835
‫بیشتر حس می‌کردم دارم دو نصف می‌شم.‏

37:42.555 --> 37:44.724
‫نصفم داشت عاشق اون می‌شد.‏

37:46.062 --> 37:48.461
‫ولی نصف دیگه‌م...‏

37:49.731 --> 37:51.067
‫مردد بود.‏

37:53.000 --> 37:55.002
‫اونم همین عشق رو به من داره؟

37:56.136 --> 37:58.805
‫یا همش واسه اینه که می‌دونه...‏

38:01.008 --> 38:03.643
‫پدرم تو اطلاعات شورویه؟

38:05.972 --> 38:07.817
‫شاید جفتش درست بود.‏

38:08.856 --> 38:11.552
‫شاید فقط دومی.‏
‫کی می‌دونه.‏

38:14.196 --> 38:15.739
‫ولی سال‌ها بعد...‏

38:16.599 --> 38:19.660
‫وقتی اولین پیشنهادش به دستم رسید...‏

38:20.107 --> 38:22.082
‫درباره اینکه در ازای...‏

38:22.409 --> 38:24.057
‫تضعیف رقبای شوهرش...‏

38:24.082 --> 38:27.500
‫به من یه‌سری اطلاعات بده...‏

38:28.787 --> 38:30.884
‫فکر کنم مطمئن بودم...‏

38:31.236 --> 38:35.049
‫هر خیالی که راجع‌بهش داشتم...‏

38:35.729 --> 38:37.203
‫فقط خیال بود.‏

38:38.600 --> 38:40.102
‫غیرواقعی بود.‏

38:42.883 --> 38:45.118
‫هردو اونو «همسرم» صدا می‌کردین...‏

38:46.370 --> 38:48.591
‫ولی از این قضایا خبر نداشتین.‏

38:52.692 --> 38:54.859
‫درکش سخته.‏

38:58.160 --> 39:00.462
‫ولی این باعث شد...‏

39:01.533 --> 39:04.642
‫دلیل اتفاقات امروز رو بفهمم.

39:05.548 --> 39:07.383
‫اتفاقات امروز؟

39:07.487 --> 39:10.419
‫وکیل فراز همزاد امروز مهمون منه.‏

39:10.766 --> 39:12.826
‫اومده تا بهم بگه...‏

39:13.247 --> 39:15.166
‫اگه هرگونه اطلاعاتی...‏

39:15.191 --> 39:17.017
‫از مکان احتمالی تو...‏

39:17.050 --> 39:19.651
‫بهشون بدم،‏ ممکنه...‏

39:20.079 --> 39:23.082
‫لطف فراز همزاد شامل حالم بشه.‏

39:24.137 --> 39:26.172
‫تا اون لحظه...‏

39:26.326 --> 39:30.039
‫نمی‌دونستم اصلاً به لطف همزاد...‏

39:30.063 --> 39:32.165
‫نیازی دارم یا نه.

39:33.233 --> 39:34.601
‫وقتی دیدیش...‏

39:34.896 --> 39:36.342
‫سلام منم بهش برسون.‏

39:37.337 --> 39:38.338
‫سرگی.‏

39:55.688 --> 39:57.105
‫شد دو بار.‏

40:00.510 --> 40:02.629
‫گفت‌وگومون سریع تموم می‌شه.‏

40:03.073 --> 40:05.291
‫پاسخ سریع به نفع هردومونه.‏

40:06.135 --> 40:07.600
‫تا جایی که می‌تونم بگم...‏

40:07.634 --> 40:10.103
‫فقط و فقط دو تا سناریو وجود داره.‏

40:10.137 --> 40:13.306
‫یا داوطلبانه این‌جایی
‫یا به اجبار این‌جایی.‏

40:14.128 --> 40:16.443
‫می‌شه بهم بگی کدوم یکی درسته؟

40:19.279 --> 40:20.813
‫چطور منو شناختی؟

40:22.149 --> 40:24.257
‫عکست تو گزارشات پلیس بود...‏

40:24.282 --> 40:25.916
‫به‌‌خاطر اتفاقی که تو خونه‌ات افتاد.‏

40:34.683 --> 40:38.298
‫رابطۀ من با وکیلم
‫مستلزم اینه که من گاهی اوقات...‏

40:38.331 --> 40:41.801
‫تو موقعیت‌های بسیار ناخوشایندی قرار بگیرم.‏

40:42.927 --> 40:44.990
‫حتی تو اون لحظات،‏
‫من نماینده‌ش هستم...‏

40:45.648 --> 40:48.384
‫چون این کار رو خوب بلدم،‏
‫چون سودمنده...‏

40:49.409 --> 40:50.786
‫و چون به محض شونه خالی کردن من...‏

40:50.810 --> 40:52.849
‫یکی دیگه رو جای من پیدا می‌کنه.‏

40:54.829 --> 40:56.164
‫تو این لحظه...‏

40:57.150 --> 40:59.628
‫سعی دارم از این فرصت استفاده کنم...‏

40:59.808 --> 41:03.173
‫تا شاید بین تمام این کارها
‫یه کار شایسته کرده باشم.‏

41:07.395 --> 41:09.682
‫شاید بهتر باشه این اجازه رو بهم بدی.‏

41:14.518 --> 41:16.423
‫و موکلت...‏

41:17.337 --> 41:20.095
‫تضمین می‌کنی که حرفت رو قبول می‌کنه؟

41:25.685 --> 41:27.687
‫تو اولویتش نیستی.‏

41:28.809 --> 41:30.911
‫اینو تضمین می‌کنم.‏

41:54.668 --> 41:56.480
‫عذر می‌خوام، خانم دیکسون.‏

41:56.598 --> 41:58.066
‫لطفاً همراه من بیاین.‏

42:17.183 --> 42:18.774
‫گفتم همون‌جا بمون.‏

42:20.120 --> 42:21.454
‫توی بار.‏

42:23.477 --> 42:24.812
‫مگه همینو بهت نگفتم؟

42:24.837 --> 42:27.940
‫من همون‌جا وایستاده بودم
‫تا اینکه وکیل فراز همزاد...‏

42:28.007 --> 42:29.609
‫گفت می‌دونه من واقعاً کی‌ام...‏

42:29.676 --> 42:31.278
‫و گفت همراهش برم.‏

42:33.180 --> 42:35.415
‫‏- اسمت رو می‌دونست؟
‫‏- آره.‏

42:38.013 --> 42:39.952
‫خب، احتمالاً بهتر بود باهاش بری.‏

42:40.136 --> 42:41.705
‫خودم هم همین فکر رو کردم.‏

42:43.705 --> 42:45.278
‫چی گفت؟

42:47.233 --> 42:51.296
‫گفت می‌تونه بدون اینکه تو خطر بیفتم
‫از شر همه‌چی خلاصم کنه.

42:53.032 --> 42:54.100
‫بعدش؟

42:55.153 --> 42:56.522
‫تو چی جواب دادی؟

42:59.046 --> 43:00.548
‫الان این‌جام، نمی‌بینی؟

43:40.614 --> 43:42.430
‫شما رو محاصره کردیم!‏

43:42.455 --> 43:44.924
‫سعی نکنین فرار کنین‏!‏

44:15.109 --> 44:22.109
‫«کاری از بهادر و صاحب»

44:38.111 --> 44:39.441
‫خب، میای یا به‌زور ببریمت؟

44:40.771 --> 44:42.106
‫دخترم کجاست؟

44:44.377 --> 44:46.805
‫می‌دونم با تو بود،‏
‫الان کجاست؟

44:46.830 --> 44:48.023
‫گرفتنش.‏

44:50.219 --> 44:51.219
‫گرفتنش؟

44:53.219 --> 44:54.754
‫کی گرفتش؟

44:55.366 --> 44:56.597
‫پیرمرد(پدر).

45:02.855 --> 45:04.434
‫و می‌‌ریم که برگردونیمش.

45:04.435 --> 45:12.435
دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
