WEBVTT

00:07.331 --> 00:14.679
دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

00:16.332 --> 00:20.173
‫مکان‌‌های خیلی دورافتاده‌ای‌‌
‫در روح ما وجود داره.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

00:20.206 --> 00:22.745
‫که هیچ نوری نمی‌تونه بهشون برسه.

00:26.218 --> 00:29.291
‫و حقایقی که ساکن اون مکان‌ها هستن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

00:29.325 --> 00:31.863
‫به تاریکی عادت می‌‌کنن.

00:35.203 --> 00:39.178
‫اون حقایق نمی‌‌تونن
‫چیزی به نام فرار رو درک کنن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

00:39.211 --> 00:42.617
‫و نمی‌خوان کسی بره سراغ‌شون.

00:59.619 --> 01:06.619
‫«کاری از بهادر و صاحب»

01:19.793 --> 01:22.632
‫یه زن و پسرش.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:22.665 --> 01:24.903
‫توی ساحل قدم می‌زدن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:24.936 --> 01:26.940
‫که یه موج بزرگ.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:26.973 --> 01:28.777
‫بهشون برخورد می‌‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:28.811 --> 01:31.248
‫وقتی موج می‌‌ره،
‫زن پایین رو نگاه می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:31.282 --> 01:34.388
‫و می‌‌بینه پسرش نیست.

01:36.492 --> 01:38.664
‫زانو می‌‌زنه و.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:38.697 --> 01:40.768
‫و به آسمون نگاه می‌کنه و می‌گه:

01:40.801 --> 01:42.772
‫«خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:42.805 --> 01:45.778
‫بدون اون نمی‌‌تونم زندگی کنم،
‫پسرم همه چیز منه.

01:45.811 --> 01:48.349
‫هر کی اون بالاست،
‫هر کی که صدام رو می‌‌شنوه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:48.382 --> 01:51.489
‫لطفاً پسرم رو زنده بهم برگردون.»

01:52.524 --> 01:54.796
‫دقیقاً در همون لحظه،
‫به افق نگاه می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:54.829 --> 01:57.367
‫و یه مرغ دریایی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:57.400 --> 01:59.505
‫در آسمون ظاهر می‌شه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

01:59.538 --> 02:01.810
‫پرتوئی از تابش آفتاب رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:01.843 --> 02:03.747
‫از ابرها به سمت آب دنبال می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:03.781 --> 02:06.385
‫و شیرجه می‌‌زنه داخل آب.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:06.418 --> 02:07.955
‫و وقتی از آب بیرون میاد.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:07.989 --> 02:10.560
‫پسر پشت مرغ دریایی سوار بوده.

02:12.297 --> 02:13.777
‫پس، به سمت ساحل پرواز می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:13.801 --> 02:15.905
‫و به آرومی ‌پسر رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:15.938 --> 02:17.975
‫جلوی پای مادرش می‌‌ذاره زمین.

02:19.545 --> 02:22.284
‫و زن به پسر نگاه می‌کنه.

02:22.317 --> 02:24.388
‫و بعد به آسمون نگاه می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:24.421 --> 02:26.960
‫و می‌گه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:26.993 --> 02:29.031
‫«یه کلاه هم داشت.»

02:33.573 --> 02:36.412
‫به‌‌نظر شوخی با مردن بچه‌ها
‫واسه من یه‌‌کم زود باشه.

02:36.445 --> 02:37.949
‫قرار بود خنده‌دار باشه؟

02:37.982 --> 02:39.886
‫خیلی خنده‌دار هم نه.

02:39.919 --> 02:41.690
‫خب، قرار بود چی باشه؟

02:41.723 --> 02:43.927
‫خب، از وقتی در هواپیما بسته شده حرف نزدیم.

02:45.463 --> 02:47.300
‫اصلاً نمی‌‌دونیم داریم کجا می‌ریم.

02:47.334 --> 02:48.613
‫نمی‌‌دونیم کی به مقصد می‌‌رسیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:48.637 --> 02:50.975
‫یا وقتی که می‌‌رسیم چی می‌‌فهمیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:51.008 --> 02:53.446
‫پس به گمونم شاید فکر کردم
‫خودمون رو برای اتفاقی که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:53.479 --> 02:54.992
‫بعد باز شدن اون در می‌‌افته، آماده کنم.

02:55.016 --> 02:57.722
‫خب، فکر کنم وقتی فرود میایم
‫اگه یه کمدین توی باند فرود.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

02:57.755 --> 03:01.132
‫وایستاده باشه، الان یه داستان داریم
‫که سر صحبت رو باهاش باز کنیم.

03:05.771 --> 03:07.808
‫من برات کی‌ام؟

03:09.411 --> 03:11.015
‫ببخشید؟

03:15.156 --> 03:17.695
‫من.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ برات.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

03:17.728 --> 03:19.064
‫کی‌‌ام؟

03:21.636 --> 03:25.343
‫پس قراره همین الان
‫راجع‌بهش صحبت کنیم، آره؟

03:25.376 --> 03:27.480
‫خب، به گمونم بستگی داره.

03:27.514 --> 03:29.484
‫تا امروز می‌گفتم کسی هستی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

03:29.518 --> 03:31.121
‫که جزئی از خانواده‌‌م می‌‌دونمش.

03:31.155 --> 03:32.725
‫چی عوض شد؟

03:32.758 --> 03:34.037
‫حتماً می‌‌خوای به زبون بیارمش.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

03:34.061 --> 03:35.764
‫یا می‌‌خوای خودت بگی؟

03:38.569 --> 03:39.939
‫سلام، ا‌‌میلی.

03:45.818 --> 03:47.722
‫آخه اصلاً چه‌جوری همچین اتفاقی افتاد؟

03:47.755 --> 03:49.167
‫- منظورت چیه؟
‫- می‌دونی منظورم چیه.

03:49.191 --> 03:52.364
‫دقیقاً برای جلوگیری از همچین اتفاق‌هایی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

03:52.397 --> 03:55.638
‫کلی تدابیر امنیتی وجود داره.

03:55.671 --> 03:58.409
‫- دقیقاً نمی‌دونم.
‫- نمی‌دونی؟

04:00.413 --> 04:03.787
‫پدرم ازم پرسید می‌‌‌خوام
‫با زندگیم چی‌‌کار کنم؟

04:03.820 --> 04:06.058
‫سال 2002 بود.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

04:06.091 --> 04:09.999
‫و بهش گفتم می‌خوام
‫از کشورم محافظت کنم.

04:11.602 --> 04:13.640
‫گفت کسی رو می‌شناسه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

04:13.674 --> 04:15.577
‫که می‌تونه کمک کنه.

04:15.610 --> 04:17.682
‫یکی که وقتی توی سازمان بوده.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

04:17.715 --> 04:20.721
‫مربی و راهنماش بوده،
‫کسی که یه کارهایی ازش برمیاد.

04:22.157 --> 04:25.063
‫وقتی وارد سازمان شدم، من.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

04:25.096 --> 04:26.967
‫دیگه‌ هیچی نپرسیدم.

04:27.000 --> 04:29.104
‫رابطۀ ما این‌جوری نیست.

04:29.137 --> 04:32.043
‫تموم شده بود.
‫فقط سرم رو انداختم پایین.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

04:32.077 --> 04:34.081
‫- و کارم رو انجام دادم.
‫- کارت رو انجام دادی.

04:34.114 --> 04:37.587
‫اینکه کارت رو کردی
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه، آنجلا.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

04:37.621 --> 04:39.558
‫خدایا، اصلاً نمی‌دونم چی صدات کنم.

04:39.591 --> 04:42.430
‫فکر می‌کنی الان دیگه اون آدمی
‫که 5 دقیقه پیش بودم، نیستم؟

04:42.464 --> 04:44.101
‫فکر می‌کنم از روزی که شناختمت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

04:44.134 --> 04:46.481
‫کلاً یه آدم دیگه بودی که خبر نداشتم.
‫فکر می‌‌کنم از روز اولی که شناختمت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

04:46.505 --> 04:48.000
‫- تا الان داشتی بهم دروغ می‌‌گفتی.
‫- از وقتی شناختمت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

04:48.010 --> 04:51.783
‫فقط و فقط بهت وفادار بودم.

04:51.816 --> 04:53.687
‫و خودم رو وقف تو کردم.

04:53.720 --> 04:56.726
‫و با تمام وجود مصمم بودم کاری کنم که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

04:56.760 --> 04:58.462
‫بهم افتخار کنی.

04:59.464 --> 05:02.705
‫هنوز همون آدم‌ام.

05:02.738 --> 05:04.441
‫شاید از هر چیز دیگه‌‌ای که بودم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:04.474 --> 05:06.880
‫الان بیشتر از همیشه اون آدم هستم.

05:08.616 --> 05:11.588
‫معذرت می‌‌خوام که کلاهم رو گم کردم.

05:15.496 --> 05:18.737
‫حتماً بیشتر از چیزی که
‫فکر می‌کردم بهت یاد دادم.

05:18.770 --> 05:21.780
‫حالا که با این واقعیت روبه‌‌رو شدم،
‫اینکه این‌‌قدر جرم‌‌های مختلفی کردی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:21.781 --> 05:23.647
‫که حتی نمی‌‌تونم بشمارم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:23.680 --> 05:26.160
‫حالا که فهمیدم احتمالاً تو
‫جدی‌‌ترین نقض امنیتی هستی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:26.185 --> 05:29.524
‫که توی چند سال اخیر
‫در اف‌بی‌‌آی اتفاق افتاده.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:29.558 --> 05:31.128
‫تو دست پیش رو می‌‌گیری.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:31.161 --> 05:34.101
‫و منو آدم بدۀ داستان می‌‌کنی؟

05:34.134 --> 05:36.572
‫می‌خوام این سؤال رو صادقانه جواب بدی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:36.605 --> 05:39.979
‫واقعاً فکر می‌کنی این کار عملی بود؟

05:40.013 --> 05:43.486
‫فکر می‌‌کنم تا زمانی که تو آسمونیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:43.519 --> 05:45.132
‫می‌تونی ادعا کنی که
‫دو تا آدم مختلف هستی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:45.156 --> 05:47.494
‫و وانمود کنی که موجه و قابل دفاعه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:47.527 --> 05:49.899
‫ولی به محض اینکه این هواپیما فرود بیاد.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:49.932 --> 05:51.177
‫باید تصمیم بگیری.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

05:51.201 --> 05:54.141
‫درمورد اینکه کدوم یکی‌‌تون پیداش می‌شه.

05:54.174 --> 05:57.948
‫و بعد من باید تصمیم بگیرم
‫درموردش چی‌‌کار کنم.

06:09.037 --> 06:11.175
‫تو قلب ما جاهایی هست که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

06:11.208 --> 06:13.145
‫‌به‌‌قدری از مهمون بدشون میاد که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

06:13.179 --> 06:15.684
‫هیچ صدایی نمی‌تونه بهشون ورود کنه.

06:17.220 --> 06:19.157
‫جاهای ناخوشایند و مخفی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

06:19.191 --> 06:22.230
‫که چیزهای غیر قابل گفتن
‫درون‌شون مخفی شده.

06:25.570 --> 06:28.175
‫داخل اون مکان، یه چیز غیر قابل گفتن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

06:28.209 --> 06:31.850
‫وجود داره که زندگی مشترک ما ازش متولد شد.

06:34.087 --> 06:36.158
‫هر دفعه که به من فکر می‌کنی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

06:36.191 --> 06:39.012
‫احساس می‌کنم قید و بندهای
‫گذشته دارن من رو می‌‌کِشن.

06:39.699 --> 06:42.938
‫هر بار که بهش نگاه می‌کنی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

06:42.972 --> 06:45.644
‫به وجود اومدن قید و بندهایِ
‫جدید رو حس می‌‌کنی.

06:49.852 --> 06:52.323
‫اون تو نیست.

06:52.357 --> 06:54.729
‫نیست.

06:54.762 --> 06:57.167
‫اون هنوز حق انتخاب داره.

07:33.640 --> 07:36.612
‫اطلاعات ورود مارشاست.

07:36.646 --> 07:38.349
‫موجودی رو چک کن.

07:38.382 --> 07:41.188
‫فکر می‌‌کنم می‌‌تونی
‫به دو تقسیمش کنی.

07:42.758 --> 07:44.862
‫متوجه نمی‌‌شم.

07:44.896 --> 07:47.066
‫چی رو متوجه نمی‌شی؟

07:49.772 --> 07:51.843
‫یه لحظه پیش قبول نکردی.

07:51.876 --> 07:55.049
‫حالا داری قبول می‌‌کنی.
‫متوجه نمی‌‌شم.

07:56.786 --> 07:59.625
‫پول به‌هیچ‌وجه واسم اهمیتی نداره.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

07:59.659 --> 08:03.232
‫به جز اینکه کمک کنه از خانواده‌‌م محافظت کنم.

08:03.265 --> 08:05.871
‫دخترم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ الان در خطره.

08:05.904 --> 08:08.877
‫درست قبل اینکه برسم فهمیدم.

08:11.048 --> 08:13.419
‫فقط می‌‌تونم به این فکر کنم که ممکنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

08:13.452 --> 08:16.058
‫چه اتفاق‌‌هایی براش بیفته،
‫چه صدمه‌هایی ممکنه بهش وارد بشه.

08:16.091 --> 08:18.028
‫باید یه کاری می‌کردم.

08:18.062 --> 08:20.032
‫وقت این کارها رو ندارم.

08:20.066 --> 08:22.638
‫و وقتی برم، دیگه برنمی‌گردم.

08:23.974 --> 08:27.080
‫فردا صبح زود به مراکش پرواز دارم.

08:27.113 --> 08:28.349
‫- مراکش؟
‫- آره.

08:28.382 --> 08:29.795
‫چی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ من.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ چی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

08:29.819 --> 08:32.323
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

08:38.803 --> 08:41.843
‫زوئی، این یه داستان خیلی طولانیه.

08:43.947 --> 08:46.853
‫باهام بیا، همه‌‌چی رو بهت می‌گم.

08:52.397 --> 08:55.102
‫لطفاً باهام بیا.

09:45.478 --> 09:47.831
‫هنوز هیچی. حرف نمی‌‌زنه.

09:50.825 --> 09:52.832
‫دیر یا زود می‌‌شکنه.

09:54.200 --> 09:56.833
‫هر کی باشه دیر یا زود می‌‌‌شکنه.

10:09.640 --> 10:11.250
‫من باید برم.

10:13.001 --> 10:14.251
‫کجا می‌‌ری؟

10:14.801 --> 10:17.252
‫برمی‌‌گردم اون طرف مرز.

10:19.346 --> 10:25.253
‫شاید سازمان بتونه
‫کمک‌مون کنه بفهمیم چه خبره.

10:27.565 --> 10:29.254
‫این کار رو نکن.

10:29.501 --> 10:33.010
‫می‌‌دونم که الان خیلی از من خوش‌‌شون نمیاد.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

10:33.655 --> 10:37.196
‫ولی اگه روس‌‌ها دارن
‫استراژی‌شون رو تغییر می‌‌دن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

10:37.197 --> 10:39.257
‫حتماً اون‌‌ها هم
‫به اندازۀ ما می‌خوان دلیلش رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

10:39.258 --> 10:41.558
‫ازت می‌‌خوام الان نری.

10:46.358 --> 10:49.200
‫مردی که اون داخله بالاخره می‌‌شکنه.

10:50.890 --> 10:53.201
‫وقتی این اتفاق بیفته.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

10:54.524 --> 10:56.812
‫نگرانم چیزی که می‌‌گه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

10:57.233 --> 11:00.054
‫هر چیزی که این‌‌جا ساختیم رو به باد بده.

11:01.101 --> 11:02.812
‫یعنی چی؟

11:10.161 --> 11:12.813
‫الان نه. این‌‌جا نه.

11:15.812 --> 11:17.812
‫به من اعتماد داری؟

12:39.417 --> 12:41.321
‫واسه چی این‌‌‌جاییم؟

12:43.580 --> 12:46.486
‫اون روسی چی ممکنه بگه
‫که این‌‌قدر ازش می‌‌ترسی؟

12:50.628 --> 12:52.431
‫اسمم.

12:57.876 --> 12:59.813
‫چه‌‌جوری ممکنه اسم تو رو بدونه؟

13:03.788 --> 13:06.293
‫حتماً شوخیت گرفته.

13:06.326 --> 13:08.798
‫فکر می‌کنم بین تمام آدم‌‌ها،
‫تو بتونی درک کنی.

13:08.831 --> 13:11.269
‫اینکه علیه شوهرت
‫برای روس‌‌ها جاسوسی می‌کنی؟

13:13.140 --> 13:15.511
‫برای شوهرم.

13:15.544 --> 13:19.485
‫روس‌‌ها یه روزی می‌رن.
‫من می‌دونم، تو هم می‌دونی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

13:19.519 --> 13:21.323
‫و خود روس‌‌ها هم می‌دونن.

13:21.356 --> 13:24.495
‫دیر یا زود همه می‌‌فهمن سؤال مهم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

13:24.529 --> 13:27.836
‫این سؤاله که بیشتر از یه ساله
‫من دارم از خودم می‌‌پرسم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

13:27.869 --> 13:30.174
‫وقتی روس‌ها برن حکومت دست کی ‌‌می‌‌افته؟

13:30.207 --> 13:32.211
‫چند وقتی هست که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

13:32.244 --> 13:34.883
‫دارم به ادارۀ اطلاعات روسیه، اطلاعات می‌‌دم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

13:34.917 --> 13:37.254
‫تا رقیب‌هامون ضعیف و متزلزل بشن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

13:37.288 --> 13:39.893
‫تا موقعی که زمانش رسید شوهرم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

13:39.927 --> 13:42.507
‫جایگاهی داشته باشه که بتونه
‫کاری که شروعی کردیم رو تموم کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

13:42.531 --> 13:45.137
‫و این کشور رو به جلو هدایت کنه.

14:00.701 --> 14:02.438
‫می‌فهمم.

14:06.947 --> 14:08.684
‫منظورم اینه که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

14:08.717 --> 14:11.156
‫اگه این‌‌جا کسی
‫از این موضوع یه‌ذره هم بو ببره.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

14:11.189 --> 14:12.658
‫به‌‌خاطرش دارت می‌‌زنن.

14:14.429 --> 14:16.299
‫شوهرت رو هم همین‌‌طور.

14:17.335 --> 14:20.174
‫و منو هم همین‌‌طور،
‫البته اگه اهمیتی داشته باشه.

14:20.207 --> 14:21.676
‫می‌دونم.

14:21.710 --> 14:24.282
‫باید بهش بگی.

14:24.315 --> 14:26.252
‫- نمی‌تونم.
‫- معلومه که می‌تونی.

14:26.286 --> 14:27.722
‫اون باهوشه. درک می‌‌کنه.

14:27.755 --> 14:31.429
‫ممکنه این رو درک کنه،
‫ولی قطعاً بقیۀ چیزها رو نه.

14:31.463 --> 14:33.176
‫جداً شک دارم چیزی وجود داشته باشه که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

14:33.200 --> 14:35.337
‫درک کردنش از این سخت‌‌تر باشه.

14:40.614 --> 14:42.318
‫چند ماه قبل.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

14:42.351 --> 14:45.925
‫رفته بودم دیدن همسر یکی از بزرگان قبیله‌‌ای.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

14:45.959 --> 14:49.232
‫تو روستایی که اسمش رو نمی‌‌گم،
‫تو دره‌‌ای که اسمش رو نمی‌‌گم.

14:50.601 --> 14:52.471
‫و یه آخر شب تنها بودیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

14:52.505 --> 14:54.943
‫بهم اعتماد کرد و داستانی رو برام گفت.

14:54.977 --> 14:58.818
‫یه مردی تنهایی از کوه اومده بود پایین.

14:58.851 --> 15:01.690
‫به هیچ زبونی که اون بلد باشه صحبت نمی‌‌کرده.

15:01.723 --> 15:05.230
‫جلوی درشون جون داده
‫و جسدش رو سوزوندن.

15:06.766 --> 15:08.871
‫چند هفته بعد از روس ها شنیدم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

15:08.905 --> 15:12.879
‫که خبردار شدن
‫یه خدمه کاوشگر خارجی اومده این‌‌جا.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

15:12.913 --> 15:14.716
‫دزدهای دریایی یونانی.

15:14.749 --> 15:17.488
‫این خدمه چیزی پیدا کرده بودن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

15:17.521 --> 15:20.627
‫که از ناممکن‌ترین انتظارات‌شون هم فرا‌‌تر بوده.

15:20.661 --> 15:23.901
‫ذخایر معدنی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

15:23.935 --> 15:25.905
‫با ارزشی غیر قابل تصور.

15:25.939 --> 15:28.945
‫- چه نوع ذخایری؟
‫- رگه‌های معدنی مس.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

15:28.978 --> 15:31.616
‫که به تنهایی می‌تونه
‫اقتصاد این کشور رو تغییر بد‌‌‌ه.

15:31.649 --> 15:33.754
‫و رازهایی که در زیر اون مدفونه.

15:33.788 --> 15:36.359
‫رگه‌‌هایی از لیتیوم، اورانیوم.

15:36.393 --> 15:37.929
‫روس‌‌ها بهش احتیاج دارن.

15:37.963 --> 15:40.667
‫فقط نمی‌تونن پیداش کنن.

15:42.538 --> 15:45.544
‫پس، روس‌‌ها نمی‌دونن کجاست.

15:48.383 --> 15:49.953
‫تو می‌‌دونی؟

15:55.297 --> 15:57.034
‫اون معدن فراز همزاد رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

15:57.067 --> 15:59.539
‫رئیس‌‌جمهور آیندۀ افغانستان می‌‌کنه.

15:59.572 --> 16:01.543
‫چرا بهش نمی‌گی؟

16:01.576 --> 16:04.615
‫این‌‌جوری پادشاه می‌‌شه.

16:04.649 --> 16:06.954
‫واسه همینم نمی‌تونم بهش بگم.

16:06.987 --> 16:09.525
‫باید پیروز بشه‌.

16:09.559 --> 16:12.331
‫وقتی این جنگ تموم بشه،
‫اون باید رهبر ما بشه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

16:12.364 --> 16:15.370
‫ولی اون فراز همزادی
‫که من بهش ایمان دارم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

16:15.404 --> 16:16.974
‫همونی که تو بهش ایمان داری.

16:17.976 --> 16:21.282
‫این‌‌طوری نه.
‫قدرت خیلی زیاد و خیلی سریع.

16:22.451 --> 16:24.322
‫این نوع قدرت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

16:24.355 --> 16:25.792
‫آدم ها رو بر علیه همدیگه می‌‌کنه.

16:25.825 --> 16:27.027
‫اون‌ها رو خبیث می‌کنه.

16:27.061 --> 16:29.665
‫اون همچین آدمی نیست.

16:29.699 --> 16:32.605
‫هر آدمی بالاخره می‌شکنه.

16:40.989 --> 16:44.328
‫داری با اره‌برقی تردستی می‌‌کنی، خانم.

16:46.733 --> 16:47.945
‫با اینکه تو این کارها خیلی تجربه دارم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

16:47.969 --> 16:50.307
‫حتی واسه منم سخته که
‫بفهمم موضوع از چه قراره.

16:54.382 --> 16:56.502
‫کلی احتمال وجود داره که
‫این موضوع ممکنه باعث مرگت بشه.

16:57.956 --> 17:00.627
‫واسه همینم دیگه نمی‌‌تونم
‫تنهایی انجامش بدم.

17:10.782 --> 17:13.587
‫پس، موضوع اینه؟

17:13.620 --> 17:16.392
‫واسه همین همزاد دنبالته.

17:17.595 --> 17:19.365
‫آره.

17:22.438 --> 17:24.408
‫حس می‌کنم یه حرف‌هایی باید بزنیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

17:24.442 --> 17:26.947
‫که اصلاً راحت نیست.

17:28.750 --> 17:30.754
‫لعنت، درمورد چی؟

17:30.788 --> 17:34.629
‫دارم خودم رو جای یه زنی جا می‌‌زنم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

17:34.662 --> 17:37.535
‫که حکومت‌ها رو بازی می‌‌داده و.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

17:39.405 --> 17:42.645
‫اون مارشا دیکسونی نیستم
‫که براش نقشه کشیدی.

17:42.678 --> 17:45.985
‫من واسه این‌‌جور کارها ساخته نشدم.

17:46.019 --> 17:49.927
‫آره خب، زنی که نصف پول‌هام رو
‫ازم گرفته این حرف رو می‌‌زنه.

17:51.763 --> 17:53.433
‫خب، اون فرق می‌‌کرد.

17:56.573 --> 17:59.412
‫نمی‌‌دونی چه کارهایی ازت برمیاد، نه؟

17:59.445 --> 18:02.051
‫خب، تو دنیای من.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:02.084 --> 18:03.653
‫آدم‌ها زمان زیادی رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:03.687 --> 18:05.892
‫صرف می‌‌کنن که یاد بگیرن
‫تَرَک هر چیزی کجاست.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:05.925 --> 18:08.029
‫می‌دونی، شکستگی‌ها کجاست.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:08.063 --> 18:09.765
‫نقاط شکننده و حساس‌شون.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:09.800 --> 18:12.404
‫جاهایی که اگه یه‌کم بهشون فشار بیاد
‫ممکنه خیلی چیزها تغییر کنه.

18:12.438 --> 18:15.644
‫مهارتیه که واسه
‫یاد گرفتنش باید سخت کار کرد.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:15.677 --> 18:17.883
‫دیدن نقطه‌‌ضعف‌‌های پنهان.

18:17.916 --> 18:19.920
‫بیشتر مردم، می‌دونی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:19.953 --> 18:22.893
‫دنیا رو اون‌‌جوری نمی‌بینن.

18:22.926 --> 18:26.399
‫نه، ترجیح می‌دیم
‫همه‌‌چی رو کامل و بی‌‌نقص ببینیم.

18:26.432 --> 18:28.637
‫یاد می‌‌گیریم همه‌‌چی رو
‫بی‌نقص و سالم نگه داریم.

18:28.670 --> 18:31.175
‫وقتی همه‌‌چی بی‌عیب و ‌نقص باشه
‫زندگی راحت‌تره.

18:31.209 --> 18:32.946
‫وقتی تو رو نگاه می‌کنم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:32.979 --> 18:35.417
‫کسی رو می‌بینم که لازم نداره.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:35.450 --> 18:37.989
‫دنبال ترک‌‌ها بگرده. تو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:39.458 --> 18:41.195
‫تو ترک‌‌ها رو خود‌به‌‌خود می‌‌بینی.

18:41.229 --> 18:43.667
‫فکر کنم هیچ‌‌کس.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:43.700 --> 18:46.072
‫بهت نگفته که از مهارتت چه‌‌جوری استفاده کنی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:46.105 --> 18:48.076
‫یا به چه درد می‌‌خوره،
‫و به نظر من.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:48.109 --> 18:51.482
‫نمی‌شه همچین مهارتی رو
‫واسه مدت زیادی نادیده گرفت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

18:51.516 --> 18:54.957
‫چون بالاخره یه راهی پیدا می‌‌کنه
‫که یادت بندازه وجود داره.

18:54.990 --> 18:56.693
‫چه‌‌جوری می‌‌‌تونی همچین حرفی بزنی؟

18:56.726 --> 18:59.732
‫چه‌‌جوری.‌‌‌‌‌.‌.‌‌
‫خیلی کم منو می‌شناسی.

18:59.765 --> 19:03.833
‫خب.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ تو رو خیلی کم می‌‌شناسم،
‫ولی بازی رو خیلی خوب می‌‌شناسم.

19:04.709 --> 19:06.722
‫وقتی یکی می‌‌تونه
‫اهرم فشارهای مخفی رو ببینه، می‌‌فهمم.

19:06.746 --> 19:08.927
‫پس اگه یه مأمور عملیاتی
‫که آموزش‌‌های ویژه دیده، نیستی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

19:08.951 --> 19:11.857
‫و وانمود نمی‌‌کنی یه مطلقه‌ای
‫که تو حومۀ شهر زندگی می‌‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

19:11.890 --> 19:15.799
‫باید فرض رو بر این بگیرم که
‫این یه توانایی ذاتیه که داری.

19:18.603 --> 19:21.109
‫مأمور عملیاتی آموزش‌‌‌‌دیده نیستم که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

19:21.142 --> 19:22.846
‫داره وانمود می‌کنه چیز دیگه‌‌ایه.

19:22.879 --> 19:24.983
‫اوه. آره.

19:25.017 --> 19:27.187
‫حدس می‎‎زدم.

19:31.029 --> 19:33.166
‫خب، من این‌جام.

19:34.903 --> 19:38.476
‫تو می‌‌خوای این‌جا باشم.

19:38.510 --> 19:40.213
‫چون این.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

19:40.247 --> 19:42.217
‫برات جالبه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

19:42.251 --> 19:44.588
‫کسی که همچین توانایی‌ای داره؟

19:44.622 --> 19:45.792
‫آره.

19:47.929 --> 19:51.002
‫یا این‌‌‌جام، می‌خوای این‌‌‌جا باشم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

19:51.035 --> 19:53.773
‫چون این تنها راهیه که
‫می‌‌تونی منو در مقابل.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

19:53.808 --> 19:55.408
‫کسی که می‌‌خواد تو رو بکشه،
‫امن نگه داری.

19:57.916 --> 19:59.953
‫آره.

19:59.987 --> 20:01.790
‫یا شاید این‌‌‌جام.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

20:01.824 --> 20:04.128
‫چون کسی‌ام.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

20:04.161 --> 20:06.499
‫که می‌تونه ترک‌ هرچیزی رو ببینه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

20:06.532 --> 20:09.505
‫و یه چیزی هست که
‫نگرانی نکنه شکسته باشه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

20:09.538 --> 20:12.244
‫و نمی‌تونی بفهمی از کجا شکسته.

20:12.277 --> 20:14.850
‫چطور؟ چیزی می‌‌بینی
‫که به‌‌نظرت شکسته میاد؟

20:15.852 --> 20:18.089
‫هنوز نمی‌دونم.

20:18.123 --> 20:19.692
‫می‌خوای حدس بزنم؟

20:24.235 --> 20:25.704
‫نه.

20:33.720 --> 20:35.691
‫چیزی که ازم می‌خوای.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

20:35.724 --> 20:37.829
‫شدنی نیست.

20:37.862 --> 20:41.202
‫- چرا نیست؟
‫- اون پدرمه.

20:41.235 --> 20:43.006
‫منو بزرگ کرده.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

20:43.039 --> 20:45.544
‫بهم زندگی داده.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

20:45.577 --> 20:47.057
‫تو هم پدر منی، منو بزرگ کردی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

20:47.081 --> 20:49.552
‫بهم هدف دادی.

20:49.585 --> 20:52.558
‫هر جفت‌‌تون بخشی از.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

20:52.591 --> 20:56.065
‫وجود من هستین.
‫نمی‌تونم خودم رو به دو بخش تقسیم کنم.

20:56.099 --> 20:57.067
‫معلومه که می‌‌شه.

20:57.101 --> 20:59.205
‫همه تقسیم‌شدنی هستن.
‫همه‌مون این کار رو می‌کنیم.

20:59.238 --> 21:00.942
‫خب، من نمی‌دونم چه‌جوری همچین کاری بکنم.

21:00.975 --> 21:02.578
‫خیلی خب.

21:02.611 --> 21:05.684
‫بذار برات آسونش کنم.

21:05.717 --> 21:06.987
‫منو ببر پیشش.

21:09.725 --> 21:12.832
‫این کار رو بکن. راهنماییم کن پیداش کنم.
‫این ماجرا رو تموم کن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

21:12.866 --> 21:16.739
‫اون‌‌وقت و این‌‌جوری تصمیمت رو
‫می‌‌گیری که کی می‌‌خوای باشی.

21:20.280 --> 21:22.084
‫کون لقت.

21:28.864 --> 21:30.767
‫شاید اشتباه می‌کردم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

21:32.906 --> 21:36.646
‫که توی زندگیت برات اهمیتی دارم.

21:36.679 --> 21:40.087
‫که اصلاً کوچیک‌ترین ذره‌ای
‫برات اهمیت داشتم.

21:40.120 --> 21:43.126
‫چون اگه اهمیت داشتم درک می‌‌کردی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

21:43.159 --> 21:46.132
‫که این موضوع چه‌‌‌قدر
‫منو گیج و سردرگم کرده.

21:47.301 --> 21:50.273
‫و اینکه چه‌‌‌قدر دارم تلاش می‌‌کنم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

21:50.307 --> 21:53.113
‫که کار درست رو انجام بدم.

21:53.146 --> 21:55.885
‫انتخاب کنم؟

21:55.918 --> 21:58.223
‫داری ازم می‌‌خوای که یه بخش‌‌هایی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

21:58.256 --> 22:02.966
‫از وجودم رو قطع کنم که حتی نمی‌‌تونم
‫سر دربیارم چه‌‌جوری به وجودم متصل هستن.

22:02.999 --> 22:05.403
‫و چرا؟

22:05.437 --> 22:07.674
‫تا بتونی بهم اعتماد کنی؟

22:09.111 --> 22:13.286
‫می‌‌تونستیم به شکل‌های مختلف زیادی
‫این حرف‌‌ها رو بزنیم.‌‌‌‌‌.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

22:13.319 --> 22:15.757
‫و تو موفق شدی
‫مز‌‌‌‌خرف‌‌‌ترین شکل ممکن رو انتخاب کنی.

22:15.792 --> 22:19.057
‫این ربطی به اینکه من چه حسی دارم، نداره.
‫تو یه مجرمی.

22:20.835 --> 22:23.339
‫خب، پس به گمونم
‫پیش یکی مثل خودم نشستم.

22:27.381 --> 22:29.786
‫یا تو نبودی که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

22:29.820 --> 22:31.756
‫قبل از رسیدن گروه ضربت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

22:31.790 --> 22:33.833
‫آدم‌کش فرستاد تا پدرم رو بکشه؟

22:40.975 --> 22:43.646
‫و می‌دونی چیه؟

22:43.680 --> 22:46.185
‫یه راهی پیدا کردم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

22:46.219 --> 22:48.656
‫که با این موضوع کنار بیام.

22:50.962 --> 22:53.299
‫به پدرم کمک کردی از دست.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

22:53.333 --> 22:55.237
‫فراز همزاد فرار کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

22:55.270 --> 22:58.811
‫و نمی‌خواستی هیچ‌کس این رو بفهمه.

22:58.844 --> 23:00.589
‫همۀ این‌ها جزئی از بازیه.

23:01.482 --> 23:05.357
‫اگه جاتون با همدیگه عوض می‌شد،
‫اونم همین کار رو می‌‌کرد.

23:05.390 --> 23:07.094
‫ولی می‌دونی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

23:07.127 --> 23:10.367
‫چرا برام خیلی سخت می‌شه که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

23:10.400 --> 23:12.805
‫الان تو چشم‌‌هات نگاه کنم؟

23:16.847 --> 23:19.451
‫می‌‌دونستی یه چیزی هست.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

23:19.485 --> 23:21.890
‫که هیچ‌‌وقت درمورد خودم بهت نگفتم.

23:23.126 --> 23:25.831
‫و تا وقتی که همه‌‌مون.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

23:25.865 --> 23:28.799
‫جلوی اون وکیل در مرکز توجه بودیم،
‫صبر کردی.

23:32.010 --> 23:33.881
‫و اسم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

23:34.950 --> 23:37.421
‫مادرم رو به زبون آوردی.

23:39.158 --> 23:40.795
‫اسم واقعیش رو.

23:43.166 --> 23:45.303
‫تا فقط ببینی واکنش نشون می‌‌دم یا نه.

23:46.873 --> 23:48.811
‫تا ببینی درست فکر می‌‌کنی یا نه.

23:51.817 --> 23:55.286
‫می‌دونی از اون زمان که یه بچه بودم
‫و اسمش رو بهم گفت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

23:55.287 --> 23:57.543
‫این اولین بار بود که اسمش رو می‌‌شنیدم؟

24:01.068 --> 24:03.506
‫می‌تونی تصور کنی
‫چه حسی بهت دست می‌‌ده.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

24:03.539 --> 24:06.687
‫اگه از اسم چیپ مثل یه چیز تیز
‫استفاده کنم و باهاش زخمیت کنم که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

24:06.688 --> 24:08.545
‫ببینم از زخمت چی بیرون می‌‌ریزیه؟

24:13.226 --> 24:15.865
‫می‌خوای با چه اسمی صدات کنم؟

24:15.898 --> 24:16.867
‫خدایا.

24:16.900 --> 24:19.839
‫چه اهمیتی داره که اسمم چیه؟

24:19.873 --> 24:21.442
‫خیلی هم اهمیت داره.

24:21.475 --> 24:23.513
‫همین‌‌جوری تصمیمت رو می‌‌گیری.

24:23.546 --> 24:25.259
‫این.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ همین باعث می‌شه مجبور نباشیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

24:25.283 --> 24:29.525
‫شخصیت‌مون رو به آدم‌های مختلفی که
‫حس می‌‌کنیم ممکنه بخوایم باشیم، تغییر بدیم.

24:29.558 --> 24:32.464
‫اسم مهمه.
‫هر آدم فقط یه اسم داره.

24:32.497 --> 24:35.136
‫پرچمی رو داخل زمین فرو می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

24:35.170 --> 24:37.107
‫که می‌گه: «من این هستم.

24:37.140 --> 24:39.111
‫خونه و جایگاه من این‌‌جاست.»

24:39.144 --> 24:41.349
‫و آدم با تمام وجود ازش محافظت می‌‌کنه.

24:45.123 --> 24:47.160
‫وقتی از این دنیا برم، اسمم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

24:47.194 --> 24:51.135
‫تنها چیزیه که ازم برای خانواده‌‌م باقی می‌‌مونه.

24:51.168 --> 24:53.874
‫و بزرگ‌‌ترین تهدید به اسم و رسمم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

24:53.907 --> 24:55.945
‫جاسوسیه که ظاهراً.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

24:55.978 --> 24:57.547
‫ده ساله خودم بهش پناه دادم.

24:59.819 --> 25:02.057
‫تو اون تصمیم رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

25:02.090 --> 25:03.894
‫برای همه‌‌مون گرفتی.

25:03.927 --> 25:06.198
‫و توی این لحظه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

25:06.232 --> 25:09.505
‫تمایلی ندارم که بهت کمک کنم
‫راحت‌تر باهاش کنار بیای.

25:38.931 --> 25:42.931
‫کاری از بهادر و صاحب

25:58.844 --> 26:00.130
‫کجاییم؟

26:00.163 --> 26:01.805
‫فقط...‏

26:01.830 --> 26:03.171
‫همین‌جا منتظر باش.‏

26:14.158 --> 26:15.295
‫بیاین، پسرها.‏

26:15.848 --> 26:16.958
‫یالا.‏

26:59.348 --> 27:00.517
‫بمونین!‏

27:03.222 --> 27:04.959
‫بمونین.‏

27:17.926 --> 27:19.606
‫[هتل حیوانات خانگی]

27:49.014 --> 27:51.485
‫می‌دونی، طبق تجربۀ من
‫ادب حکم می‌کنه قبل سپردن...‏

27:51.519 --> 27:54.224
‫دوتا سگ غول‌پیکر به یه نفر،‏
‫بهشون خبر بدی.‏

27:55.203 --> 27:57.341
‫اونا کس دیگه‌ای رو نمی‌شناسن.‏

28:09.454 --> 28:11.458
‫انگار هرجایی که داریم می‌ریم، اصلاً...‏

28:11.492 --> 28:13.563
‫برنامه‌ای واسه برگشتن نداری، درسته؟

28:15.700 --> 28:18.739
‫چیزی که خوب بلدم...‏

28:18.774 --> 28:21.479
‫چیزی که براش ساخته شدم،‏
‫دفاع کردن از کسایی‌ـه...‏

28:21.512 --> 28:23.015
‫که به محافظت نیاز دارن.‏

28:23.049 --> 28:24.986
‫بهترین ‌کارهایی که توی زندگیم انجام دادم...‏

28:25.019 --> 28:26.746
‫در راستای این هدف بوده.‏

28:29.094 --> 28:30.630
‫وقتی کارم با همزاد تموم بشه...‏

28:30.663 --> 28:32.467
‫دیگه تو و امیلی در امان هستین.‏

28:32.501 --> 28:34.638
‫متوجهی؟ و اتفاقی که...‏

28:34.671 --> 28:36.833
‫واسه من می‌افته،‏
‫مهم نیست.‏

28:39.214 --> 28:41.465
‫هردوی شما در امان می‌مونین.‏‎

29:05.400 --> 29:07.170
‫‏- ری.‏‎
‫‏- رئیس.‏

29:08.573 --> 29:10.275
‫گوش کن، الان یکی بهت زنگ می‌زنه.‏

29:10.300 --> 29:11.532
‫می‌خوام جواب بدی...‏

29:11.557 --> 29:13.470
‫و هرکاری بهت گفته می‌شه انجام بدی.‏

29:13.495 --> 29:15.478
‫بله قربان. و می‌شه بپرسم
‫کی بهم زنگ می‌زنه؟

29:15.503 --> 29:18.327
‫فقط کاری رو انجام بده
‫که بهت می‌گه، ری.‏

29:19.776 --> 29:21.191
‫هرچقدر روی این تأکید کنم کمه...‏

29:21.216 --> 29:23.755
‫ازش سؤال نپرس، فضولی نکن...‏

29:23.780 --> 29:24.949
‫خودم نباشم.‏

29:26.771 --> 29:28.003
‫بله، قربان.‏

29:38.024 --> 29:39.160
‫واترز هستم.‏

29:39.185 --> 29:42.025
‫آقای واترز. حال‌تون چطوره؟

29:42.407 --> 29:43.376
‫خوبم.‏

29:43.409 --> 29:44.496
‫عالیه.

29:44.848 --> 29:47.139
‫آقای واترز، در حال حاضر...‏

29:47.164 --> 29:49.597
‫فکر می‌کنم من و شما
‫سر راه هم قرار گرفتیم...‏

29:49.622 --> 29:51.943
‫تا گره از کار هم وا کنیم.‏

29:52.724 --> 29:54.552
‫من کمکی لازم دارم...‏

29:54.577 --> 29:56.693
‫و فکر می‌کنم شما
‫تنها آدم روی زمین هستین...‏

29:56.718 --> 29:58.198
‫که می‌تونه کمکم کنه.‏

29:58.808 --> 30:01.146
‫از این بابت خوشحالم.‏
‫چه کاری از من بر میاد؟

30:02.426 --> 30:05.500
‫هرولد هارپر گم شده.‏

30:07.644 --> 30:10.089
‫می‌دونم که شما آخرین کسی بودین
‫که دیدینش...‏

30:10.114 --> 30:11.472
‫درسته؟

30:11.669 --> 30:14.307
‫بله، بله، قربان. همین‌طوره.‏

30:14.504 --> 30:15.949
‫خوبه.‏

30:18.949 --> 30:21.552
‫دارم یه تیم کوچیک جمع می‌کنم.‏

30:22.048 --> 30:24.212
‫و می‌خوام تو عضو تیم ما باشی.

30:24.859 --> 30:26.306
‫فعلاً منتظر باش...‏

30:26.331 --> 30:29.701
‫بعداً بهت می‌گم قدم بعدی چیه.‏

30:38.762 --> 30:40.225
‫کجات خورده؟

30:42.630 --> 30:44.065
‫خوبم.‏

30:45.346 --> 30:47.001
‫گلوله به کجات...‏

30:47.376 --> 30:48.747
‫خورده؟

30:55.412 --> 30:58.528
‫می‌دونی من به اقتضاء شرایط،‏
‫یه دروغ‌‌گو می‌شم.‏

30:59.323 --> 31:03.131
‫عذرخواهیِ یه دروغ‌‌گو
‫اصلاً عذرخواهی نیست.‏

31:06.248 --> 31:09.722
‫ولی امیدوارم حرفم رو باور کنی
‫وقتی بهت می‌گم...‏

31:09.747 --> 31:13.322
‫خیلی متأسفم...‏

31:13.356 --> 31:15.519
‫که تو رو توی این شرایط گذاشتم.‏

31:18.494 --> 31:20.565
‫باور می‌‌کنم که واقعاً باورت شده متأسفی.

31:22.881 --> 31:25.031
‫ولی واسه عذرخواهی شنیدن این‌جا نیستم.‏

31:25.525 --> 31:27.922
‫می‌خوام بدونم ماجرا چی بود.‏

31:28.648 --> 31:30.827
‫می‌خوام بدونم واسه این
‫عذرخواهی می‌کنی که...‏

31:30.852 --> 31:32.584
‫نمی‌خواستی بهم بگی هرولد هارپر...‏

31:32.609 --> 31:34.381
‫توی دفترش جاسوس داره...‏

31:34.759 --> 31:36.975
‫یا اینکه نمی‌تونستی اینو بهم بگی...‏

31:37.000 --> 31:39.539
‫چون ازش خبر نداشتی.‏

31:41.678 --> 31:43.210
‫خبر نداشتم؟

31:43.977 --> 31:45.616
‫خودم گذاشتمش اون‌جا.‏

31:50.798 --> 31:51.798
‫وایستا.‏

31:51.823 --> 31:53.166
‫کجا داری می‌ری؟

31:54.469 --> 31:56.029
‫مایک نگران بود که...‏

31:56.272 --> 31:58.444
‫داری هوش و حواست رو از دست می‌‌دی.

31:58.548 --> 32:00.277
‫اینم یکی دیگه از کثافت‌کاری‌هاته که...‏

32:00.302 --> 32:02.084
‫من نمی‌خوام چیزی ازش بدونم.‏

32:02.462 --> 32:05.209
‫‏- مشکلی نداری.‏
‫‏- اگه مشکلی نداشتم...‏

32:05.937 --> 32:09.285
‫الان این‌جا جلوی تو نشسته بودم؟

32:11.863 --> 32:13.168
‫منظورت چیه؟

32:14.254 --> 32:15.605
‫من جاسوس رو...‏

32:15.630 --> 32:18.068
‫وارد دفتر هرولد هارپر کردم...‏

32:19.073 --> 32:20.886
‫چون دن چیس...‏

32:21.256 --> 32:22.726
‫ازم خواسته بود.‏

32:24.135 --> 32:26.149
‫کاری رو کردم که هرگز نباید...‏

32:26.174 --> 32:28.044
‫توی این کار انجام داد.‏

32:29.237 --> 32:31.309
‫سعی کردم پدر خوبی باشم.‏

32:32.717 --> 32:33.889
‫ببخشید...‏

32:34.474 --> 32:36.795
‫دن چیس پسر توئه؟

32:37.992 --> 32:39.169
‫هم آره هم نه.

32:41.185 --> 32:42.435
‫بیشتر...‏

32:42.863 --> 32:44.130
‫آره.‏

32:45.315 --> 32:46.892
‫هم اون هم هرولد.‏

32:51.542 --> 32:53.610
‫قانون رو زیر پا گذاشتم.‏

32:56.493 --> 32:59.625
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم کسی
‫از این قضیه چیزی بدونه.‏

33:02.294 --> 33:05.478
‫به‌‌نظرم هیچ‌‌کس هم نباید
‫از این موضوع خبردار می‌‌شد...‏

33:07.059 --> 33:08.970
‫ولی من باید می‌دونستم.‏

33:11.437 --> 33:13.048
‫خب، الان می‌دونی.‏

33:14.983 --> 33:18.056
‫حالا ازت می‌خوام کمکم کنی
‫این قضیه رو جمع کنم...‏

33:18.480 --> 33:20.905
‫تا هیچ‌کس دیگه خبردار نشه.

33:21.440 --> 33:24.155
‫می‌خوام کاری رو انجام بدی
‫که یه پدر خوب...‏

33:24.180 --> 33:25.991
‫هرگز و هیچ‌‌وقت نباید انجام بده.‏

33:31.585 --> 33:34.094
‫ازت می‌خوام به پسرهام آسیب برسونی.‏

33:45.697 --> 33:48.900
‫‏9 ساعت. در جهت مابین شرق و جنوب شرقی.‏

33:50.502 --> 33:52.326
‫یه‌جایی تو آفریقای شمالی.

34:06.066 --> 34:08.175
‫هی، ما کدوم گوری هستیم؟

34:09.278 --> 34:10.832
‫فکر کنم تونس باشه.‏

34:11.967 --> 34:13.171
‫خیلی خب.‏

34:17.478 --> 34:19.316
‫تونس چیز خاصی رو یادت نمی‌‌اندازه؟

34:19.638 --> 34:21.393
‫ممکنه مربوط باشه به اون موقع که...‏

34:21.638 --> 34:23.299
‫با شریل توی سفر دریای مدیترانه‌...‏

34:23.540 --> 34:25.742
‫واسه پونزدهمین سالگرد ازدواج‌مون
‫این‌جا توقف کردیم.‏

34:26.730 --> 34:30.525
‫یا ممکنه آخرین‌ جایی باشه
‫که پدر و مادرت در مسیرشون...‏

34:30.550 --> 34:33.388
‫از افغانستان به آمریکا توقف کردن.

34:35.280 --> 34:37.518
‫اگه دنبالش گشته باشه...‏

34:37.732 --> 34:39.281
‫می‌شه تقریباً قطعی گفت که...‏

34:39.306 --> 34:41.140
‫این‌‌جا رد مادرت رو گم کرده.‏..

34:41.849 --> 34:43.632
‫جایی که ناپدید شده.‏

34:44.421 --> 34:46.905
‫ولی اینکه الان این موضوع چه اهمیتی داره...‏

34:48.188 --> 34:49.759
‫نمی‌دونم.‏

34:53.260 --> 34:54.964
‫یکی داره میاد.‏

35:11.085 --> 35:12.435
‫هارپر؟

35:14.076 --> 35:15.479
‫بله.‏

36:09.447 --> 36:11.685
‫این خونه‌شه... زکری؟

36:11.718 --> 36:13.159
‫آره.‏

36:14.218 --> 36:15.893
‫این‌جا چی‌کار داری؟

36:17.385 --> 36:19.854
‫خب، برای رسیدن به پاولوویچ...‏

36:19.879 --> 36:22.875
‫باید زکری مجوز این
‫سرمایه گذاری رو بهم بده...‏

36:22.908 --> 36:24.565
‫در رو به روم باز کنه.‏

36:25.724 --> 36:27.828
‫موقع ناهار مؤدبانه ازش درخواست کردم.‏

36:27.893 --> 36:29.864
‫حالا می‌خوام هرجور شده انجامش بدم.‏

36:29.889 --> 36:31.017
‫می‌خوای تهدیدش کنی؟

36:36.574 --> 36:38.447
‫اگه من به‌جای تو برم داخل چی؟

36:38.472 --> 36:39.565
‫چی؟

36:40.166 --> 36:42.799
‫مگه مارشا دیکسون...‏

36:42.824 --> 36:44.510
‫توی شرکت سمت نداشته؟

36:46.044 --> 36:47.915
‫چرا. چطور؟

36:49.071 --> 36:52.354
‫خب، مؤدبانه ازش درخواست کردی،‏
‫یا دوباره نمی‌تونی مؤدبانه درخواست کنی...‏

36:52.642 --> 36:53.948
‫یا ضعیفی...‏

36:54.309 --> 36:55.781
‫ولی من می‌تونم
‫مؤدبانه درخواست کنم...‏

36:55.806 --> 36:58.564
‫یا حداقل می‌تونم
‫یه ‌جور دیگه درخواست کنم.‏

37:03.552 --> 37:05.286
‫خب، فرستادن زنم اون‌ تو...‏

37:05.311 --> 37:08.333
‫منو مرد قدرتمندی جلوه نمی‌ده.

37:08.451 --> 37:10.606
‫گمونم مشکل دقیقاً همینه.‏

37:10.631 --> 37:12.379
‫نمی‌ری اون‌ داخل تا...‏

37:12.404 --> 37:14.920
‫چیزی که می‌خوای رو به دست بیاری.‏
‫داری می‌ری خونه‌ش تا...‏

37:14.945 --> 37:17.636
‫مجبورش کنی کاری که می‌‌خوای رو انجام بده.

37:19.973 --> 37:22.436
‫چند ساعت پیش...‏
‫فقط برای یه لحظه...‏

37:22.461 --> 37:24.765
‫منو به عنوان تهدیدی برای دخترت دیدی.‏

37:25.022 --> 37:26.525
‫فقط برای یه لحظه.‏

37:26.590 --> 37:27.967
‫و من همچین قصدی نداشتم...‏

37:27.992 --> 37:29.631
‫و همچین خواسته‌ای نداشتم...‏

37:30.669 --> 37:32.160
‫ولی برای یه لحظه...‏

37:33.022 --> 37:34.960
‫ترسیدم جونم رو از دست بدم.‏

37:36.351 --> 37:38.456
‫شاید الان از اون دورانی که...‏

37:38.522 --> 37:40.658
‫همچین آدمی بودی، خیلی می‌گذره.‏

37:41.652 --> 37:44.853
‫آدمی که از خشونت برای محافظت
‫از عزیزانش استفاده می‌کنه.‏

37:45.701 --> 37:47.065
‫ولی شاید...‏

37:47.905 --> 37:52.003
‫این یه‌جور تمایله که فقط
‫برای مدتی می‌شه سرکوبش کرد...‏

37:52.304 --> 37:55.133
‫چون بالاخره یه راهی پیدا‌ می‌‌کنه...‏

37:55.218 --> 37:57.570
‫که یادت بندازه وجود داره.

37:57.693 --> 38:00.665
‫و شاید وقتی که خودش رو نشون داد...‏

38:00.714 --> 38:03.553
‫شکی نیست که نمی‌خواد دوباره سرکوب بشه.‏

38:08.611 --> 38:10.279
‫چی می‌خوای بهش بگی؟

38:17.978 --> 38:19.526
‫نمی‌دونم...‏

38:20.547 --> 38:22.316
‫‏- شاید...‏
‫‏- وقتی پای پول وسط باشه...‏

38:22.341 --> 38:24.483
‫از ریسک بیزار می‌‌شه...‏

38:25.045 --> 38:27.663
‫ولی قانون‌شکن نیست.‏
‫می‌دونی...‏

38:27.688 --> 38:28.936
‫می‌تونی...‏

38:29.344 --> 38:31.850
‫بهش بگی که...‏

38:32.024 --> 38:33.543
‫شنیدی من دارم با تلفن صحبت می‌‌کنم...‏

38:33.568 --> 38:35.524
‫و فکر می‌کنی ممکنه...‏

38:35.549 --> 38:38.255
‫درمورد این معالمه
‫اطلاعات محرمانه داشته باشم...‏

38:38.805 --> 38:41.744
‫و نگران این هستی که...‏

38:41.769 --> 38:43.700
‫غیرقانونی باشه.‏

38:46.318 --> 38:49.224
‫ام... این فکر خیلی بدیه.‏

38:49.249 --> 38:52.021
‫‏- نه... همین‌جا بشین. بشین.‏
‫‏- چرا؟

38:52.411 --> 38:55.317
‫خب، اگه یه‌کم برینی توش...‏

38:55.342 --> 38:57.448
‫در رو محکم تو روت می‌بنده.‏

38:57.482 --> 38:59.713
‫اگه خیلی برینی توش...‏

39:00.691 --> 39:03.320
‫زوئی. زوئی، صبر کن.‏

39:04.211 --> 39:05.782
‫لعنت.‏

39:17.721 --> 39:19.989
‫‏- ساعت 11 شبه.‏
‫‏- آره.‏

39:20.477 --> 39:22.515
‫‏- این‌جوری لباس پوشیدم.‏
‫‏- آره.‏

39:22.540 --> 39:24.372
‫اینو چه‌جوری بهش توضیح بدم؟

39:26.697 --> 39:28.886
‫آدم پولدارها چیزی رو توضیح نمی‌دن.‏

39:54.961 --> 39:57.132
‫‏- سلام.‏
‫‏- زکری؟

39:58.192 --> 40:00.262
‫بله. ببخشید، شما رو به‌جا نیاوردم.‏

40:00.374 --> 40:01.419
‫مارشا هستم.‏

40:01.444 --> 40:03.048
‫دیکسون. قبلاً همدیگه رو ندیدیم.‏

40:03.073 --> 40:05.712
‫‏- همسر هنری هستم.‏
‫‏- آره.‏

40:05.737 --> 40:07.039
‫‏- سلام.‏
‫‏- بله، البته.‏

40:07.064 --> 40:09.507
‫‏- خوشحالم که بالاخره دیدم‌تون.‏
‫‏- همچنین.‏

40:09.532 --> 40:12.009
‫گوش کن، من...‏

40:12.034 --> 40:14.205
‫ببخشید مزاحم شدم،‏
‫می‌دونم دیروقته.‏

40:14.230 --> 40:15.332
‫آره، یه‌ذره.‏

40:15.357 --> 40:17.862
‫ولی یه‌چیزی هست که می‌خوام
‫درموردش باهات صحبت کنم...‏

40:17.887 --> 40:19.428
‫و اگه دیر گفته بشه دیگه فایده نداره...‏

40:19.453 --> 40:22.092
‫پس با خودم گفتم شاید
‫بهتر باشه این‌جا باهات حرف بزنم.‏

40:22.117 --> 40:25.052
‫خوشحال می‌شم، ولی...‏

40:25.385 --> 40:26.951
‫الان زیاد زمان جالبی نیست.‏

40:26.976 --> 40:29.582
‫البته، البته.‏
‫یه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.‏

40:30.281 --> 40:31.424
‫بهت می‌گم چی‌کار کنیم...‏

40:32.299 --> 40:33.736
‫چطوره که فردا بریم...‏

40:33.761 --> 40:35.518
‫یه قهوه بخوریم و حرف بزنیم؟

40:36.283 --> 40:38.789
‫یه ملاقاتم رو لغو می‌کنم. خوبه؟

40:42.627 --> 40:45.279
‫‏- آره. البته.‏
‫‏- عالیه.‏

40:45.480 --> 40:46.941
‫‏- باشه.‏
‫‏- شب خوش.‏

40:46.966 --> 40:49.426
‫خیلی خب. شرمنده مزاحم شدم.‏

41:19.979 --> 41:21.464
‫همه‌چی مرتبه، مارشا؟

41:23.029 --> 41:25.367
‫حرفم تموم نشده بود، زکری.‏

41:41.009 --> 41:42.817
‫دوباره رسیدیم به این نقطه.‏

41:45.891 --> 41:47.748
‫یه در بسته.‏

41:48.333 --> 41:51.272
‫یه چیز جدید درحال آماده شدن برای ظهور.‏

41:52.282 --> 41:56.089
‫چیزی که همه‌چیز من و تو رو تغییر می‌ده.‏

41:57.390 --> 41:59.294
‫از پسش بر میاد.‏

41:59.319 --> 42:01.972
‫اون در رو نمی‌گم. خودت رو می‌گم.

42:03.655 --> 42:05.348
‫خیلی چیزها رو...‏

42:06.001 --> 42:08.105
‫ریختی توی خودت.

42:08.286 --> 42:10.414
‫کسی نیست که پیشش اعتراف کنی.‏

42:15.901 --> 42:17.258
‫تو هستی.‏

42:18.399 --> 42:20.804
‫من نمی‌تونم شنوندۀ اعتراف‌هات باشم.‏

42:21.610 --> 42:23.350
‫من به این‌جا تعلق ندارم.‏

42:24.309 --> 42:26.030
‫توسط یه...‏

42:28.239 --> 42:31.183
‫نجوا، افسار، اندوه...‏

42:32.164 --> 42:33.640
‫درون تو حبس شدم.‏

42:35.727 --> 42:38.066
‫من این‌جا زندانی توام.‏

42:39.333 --> 42:42.076
‫وقتی بالاخره اعتراف کنی...‏

42:42.308 --> 42:45.161
‫من نمی‌تونم اونی باشم که
‫برای چیزی که به زبون میاری...‏

42:45.186 --> 42:47.223
‫تو رو می‌‌بخشه.

42:51.400 --> 42:53.104
‫یکی...‏

42:53.200 --> 42:55.630
‫باید به تصمیم خودش حرف‌هات رو بشنوه.

42:56.528 --> 42:58.294
‫کسی اون‌قدر کامل که...‏

42:58.319 --> 42:59.948
‫انتخابش کنه.‏

43:06.796 --> 43:08.733
‫دلم برات تنگ می‌شه.‏

43:58.380 --> 44:00.484
‫سوابق نگهداری.‏

44:04.021 --> 44:06.019
‫فهرست مسافران.‏

44:06.310 --> 44:08.862
‫‏- قضیه چیه؟
‫‏- یه امتحانه.‏

44:08.970 --> 44:11.698
‫می‌خوان ببینن می‌تونم یه
‫سوزن رو توی انبار کاه پیدا کنم یا نه.‏

44:11.723 --> 44:14.223
‫اگه می‌خوای چیزی رو این‌جا پیدا کنی...‏

44:14.248 --> 44:16.418
‫باید واسه پیدا کردنش همین‌جا باشی.‏

44:16.508 --> 44:18.495
‫چی رو پیدا کنی؟
‫دنبال چی هستی؟

44:18.520 --> 44:20.078
‫یه پرواز از کراچی.‏

44:20.699 --> 44:23.172
‫آوریل سال 1987.‏

44:24.778 --> 44:26.709
‫پروازی که پدر و مادرت توش بودن.‏

44:34.641 --> 44:36.458
‫می‌دونی کدوم پروازه؟

44:36.985 --> 44:38.270
‫خودم ترتیبش رو دادم.‏

44:39.348 --> 44:42.278
‫وقتی بخوای یه مأمور رو از
‫منطقۀ خطر خارج کنی...‏

44:43.106 --> 44:45.412
‫با هواپیمای سازمان خارجش می‌کنی.‏

44:46.379 --> 44:49.263
‫ولی وقتی کار اون‌قدر بد پیش بره
‫که نخوای کسی توی سازمان...‏

44:49.288 --> 44:51.727
‫از قضیه بو ببره...‏

44:53.415 --> 44:55.566
‫اون موقع‌ست که باید خلاق باشی.‏

44:56.944 --> 44:58.666
‫و اینم بخشی از اون خلاقیت بود.‏

45:10.558 --> 45:12.103
‫کجای کار بد پیش رفت؟

45:16.036 --> 45:17.482
‫بهت نگفته؟

45:25.032 --> 45:26.757
‫یا می‌تونی یه جاسوس باشی...‏

45:28.313 --> 45:29.802
‫یا پدر یا مادر.‏

45:29.827 --> 45:33.241
‫خیلی سخته بخوای هردو رو با هم باشی.‏

45:35.168 --> 45:36.834
‫پدرت...‏

45:36.859 --> 45:38.429
‫همیشه...‏

45:38.940 --> 45:40.281
‫فکر می‌کرد...‏

45:40.755 --> 45:43.435
‫که می‌تونه تو هر لحظه‌ای که بخواد...‏

45:43.460 --> 45:45.974
‫هرچیزی که بخواد باشه.‏

45:47.763 --> 45:49.676
‫این قضایا هم همین‌جوری اتفاق افتاد.

45:54.369 --> 45:56.715
‫ببخشید که همچین سرنوشتی داشتی.‏

45:58.504 --> 46:00.292
‫لیاقتت این نبود.‏

46:24.594 --> 46:25.795
‫آقای هارپر.‏

46:26.032 --> 46:28.928
‫‏«آزور مراک ایر». پرواز 31.‏

46:31.364 --> 46:33.549
‫همینو می‌خواستین پیدا کنم، درسته؟

46:34.517 --> 46:35.642
‫بله.‏

46:36.474 --> 46:38.197
‫پس چرا من این‌جام؟

46:38.540 --> 46:40.284
‫دیگه چی رو می‌خواین بدونین؟

46:40.678 --> 46:42.314
‫توی فهرست.

46:42.499 --> 46:44.170
‫شماره صندلی‌ها‌شون چی بوده؟

46:46.155 --> 46:48.163
‫یعنی می‌خوای یادم بیاد 30 سال پیش...‏

46:48.188 --> 46:50.054
‫اسم مستعارشون چی بود؟

46:53.153 --> 46:54.254
‫لعنت.‏

47:04.615 --> 47:06.949
‫آ هفت و ب هفت.‏

47:07.933 --> 47:09.105
‫همین؟

47:10.222 --> 47:11.537
‫دیگه چی باید بگم؟

47:11.571 --> 47:13.894
‫ثابت نکردم که می‌‌دونم
‫دارم دربارۀ چی حرف می‌زنم؟

47:13.919 --> 47:15.637
‫همۀ این قضایا به‌خاطر همین نیست؟

47:17.870 --> 47:19.629
‫صورت‌جلسۀ جرم‌هاتون...‏

47:19.654 --> 47:21.519
‫تا آخر امروز پخش می‌شه.‏

47:21.544 --> 47:22.604
‫چی؟

47:23.443 --> 47:25.401
‫‏- متأسفم.‏
‫‏- الو...‏

47:26.296 --> 47:27.580
‫الو؟

47:28.276 --> 47:29.719
‫ریدم توش!‏

47:31.831 --> 47:32.984
‫خدایا.‏

47:38.195 --> 47:39.393
‫برات پاپوش دوختن.‏

47:42.557 --> 47:46.063
‫توسط یه بازیگر بد از گذشته‌ت...‏

47:46.285 --> 47:49.291
‫که ازت کینه داره مورد هدف قرار گرفتی.‏

47:50.944 --> 47:52.447
‫دولت آمریکا...‏

47:52.740 --> 47:55.651
‫که تمام عمرت بهش خدمت کردی...‏

47:55.676 --> 47:57.292
‫بهت پشت کرد...‏

47:58.159 --> 48:01.206
‫پس مجبور شدی برای
‫آشکار کردن حقیقت، تنها بجنگی.‏

48:01.231 --> 48:03.120
‫و بعد از پیروز شدن، دولت...‏

48:03.145 --> 48:05.434
‫با آغوش باز بهت خوشامد گفت.‏

48:05.514 --> 48:07.383
‫از چی حرف می‌زنی؟

48:07.588 --> 48:09.770
‫این داستانیه که بهشون می‌گیم.‏

48:12.638 --> 48:15.557
‫بعد از اینکه فراز همزاد مرد.‏

48:20.331 --> 48:22.412
‫پدرم داره روی کشتنش کار می‌کنه.‏

48:24.812 --> 48:26.966
‫به‌نظرم بریم پیداش کنیم.‏

48:29.513 --> 48:30.849
‫و کمکش کنیم.‏

48:32.356 --> 48:39.356
‫«کاری از بهادر و صاحب»

48:40.887 --> 48:47.887
دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

48:48.635 --> 48:49.658
‫امشب کارت خوب بود.‏

49:01.968 --> 49:04.408
‫می‌شه بپرسم بهش چی گفتی؟

49:05.112 --> 49:06.983
‫فقط خواسته‌م رو بهش گفتم.‏

49:07.894 --> 49:10.889
‫همین‌جوری بهش گفتی، ها؟ باشه.‏

49:12.280 --> 49:14.585
‫گمونم، وقتی تو ازش خواستی...‏

49:14.610 --> 49:17.582
‫اون یه پیرمرد رو دید...‏

49:17.607 --> 49:19.409
‫که بهش می‌گفت کارش رو چطور انجام بده...‏

49:19.434 --> 49:21.466
‫ولی وقتی که من ازش خواستم...‏

49:21.491 --> 49:23.433
‫کی می‌دونه دیدش نسبت به من چی بود، ولی...‏

49:24.183 --> 49:25.831
‫هرچی بود، نقطه‌ ضعفش همین بود.‏

49:26.035 --> 49:28.139
‫منم اینو فهمیدم...‏

49:28.359 --> 49:30.316
‫و روی همون نقطه فشار آوردم...‏

49:30.814 --> 49:33.686
‫‏- اونم وا داد.‏
‫‏- اونم وا داد.‏

49:35.296 --> 49:37.467
‫حتماً برات خیلی حس خوبی داشته.

49:37.508 --> 49:39.212
‫درسته.‏

49:43.737 --> 49:45.776
‫می‌دونی، جایی که داریم می‌ریم...‏

49:46.176 --> 49:48.791
‫خیلی سخت می‌شه نقطه‌ ضعف پیدا کرد.‏

49:48.816 --> 49:51.119
‫بیشتر افراد ضعیف مردن.‏

49:52.282 --> 49:55.351
‫اگه دوباره کله‌ت رو بندازی پایین
‫از ماشین بری بیرون...‏

49:55.376 --> 49:58.211
‫چون فکر می‌کنی چیزی رو
‫باید به من ثابت کنی...‏

49:58.649 --> 50:01.859
‫یا چون فکر می‌کنی می‌‌تونی
‫منو از دست خودم نجات بدی...‏

50:02.672 --> 50:04.486
‫می‌ری سمت آدم اشتباهی...‏

50:04.511 --> 50:07.361
‫و هردو کارمون می‌کشه به
‫تیکه‌تیکه شدن توی وان حموم.‏

50:12.177 --> 50:15.638
‫خب، خدا رو شکر تو هیچ‌وقت
‫نمی‌ذاری همچین اتفاقی بیفته.‏

50:17.102 --> 50:18.672
‫آره، خدا رو شکر.‏

50:24.132 --> 50:26.010
‫تو فقط این نیستی، متوجهی؟

50:26.442 --> 50:28.124
‫فقط برای این ساخته نشدی.‏

50:28.503 --> 50:30.835
‫آدمی که از همه‌چیز محافظت می‌کنه.‏

50:31.407 --> 50:34.225
‫آدمی که نه چیز دیگه‌ای
‫می‌خواد و نه لازم داره.‏

50:34.644 --> 50:36.648
‫آدمی که دیگه اصلاً آدم نیست.‏

50:36.690 --> 50:38.251
‫بیشتر از اینائی.‏

50:38.276 --> 50:41.493
‫بخش‌های دیگه‌ای هم داری.‏
‫بخش‌های بهتر هم داری.‏

50:41.549 --> 50:42.937
‫و من می‌تونم ببینمش.‏

50:43.895 --> 50:45.601
‫تو رو می‌بینم.‏

50:53.392 --> 50:54.474
‫چی شده؟

50:59.012 --> 51:01.286
‫مجموعه‌ای از اتفاقات...‏

51:01.311 --> 51:02.778
‫منجر به این لحظه شدن...‏

51:03.521 --> 51:04.525
‫خب...‏

51:05.020 --> 51:07.587
‫از جایی که خیلی قبل‌تر از اینا
‫داستان من و تو شروع شد...‏

51:07.612 --> 51:09.315
‫تا برسیم به این نقطه...‏

51:09.340 --> 51:10.462
‫برام مهم نیست.‏

51:11.881 --> 51:14.021
‫حالا به هر نحوی، الان این‌جاییم.‏

51:16.297 --> 51:18.515
‫و جایی که داستان من شروع شد...‏

51:19.175 --> 51:20.888
‫قبل از تمام این قضایا...‏

51:21.179 --> 51:22.750
‫گمونم...‏

51:22.775 --> 51:26.048
‫شاید یه‌جور جاییه که
‫خیلی دلم براش تنگ نمی‌شه.‏

51:29.200 --> 51:30.599
‫دل تو تنگ می‌شه؟

51:33.267 --> 51:34.371
‫نه.‏

51:39.576 --> 51:41.381
‫پس شاید واسه همینه که من این‌جام.‏

51:44.829 --> 51:46.371
‫تا یادآوری کنم.‏

51:47.470 --> 51:50.215
‫یادآور چیزهایی که وقتی تنهایی
‫راحت فراموش می‌کنی.‏

52:00.397 --> 52:02.882
‫ممکنه من شریکی نباشم...‏

52:02.907 --> 52:04.694
‫که تصمیم داشتی، داشته باشی.‏

52:10.322 --> 52:11.630
‫ممکنه من شریکی نباشم...‏

52:11.655 --> 52:13.653
‫که فکر می‌کردی می‌خوای داشته باشی.‏

52:25.065 --> 52:27.347
‫ولی شاید شریکی باشم که نیاز داری.‏

52:30.936 --> 52:32.550
‫آقا و خانم دیکسون؟

52:32.575 --> 52:33.579
‫بله؟
