WEBVTT

00:05.735 --> 00:08.068
«برگرفته از داستانی واقعی»

00:59.381 --> 01:03.381
«ظاهر جدید»
[ فصل اول / قسمت هفتم ]

01:09.132 --> 01:16.465
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:30.507 --> 01:32.509
‫آروم‌تر، وگرنه بقیه رو بیدار می‌کنی.

01:32.509 --> 01:34.469
‫داره بارون میاد؛ می‌شه کُتت رو بدی؟

01:34.469 --> 01:36.513
‫روز خوبی داشته باشین!

01:36.513 --> 01:37.973
‫- خداحافظ.
‫- خدانگهدار خانم.

01:38.891 --> 01:40.726
‫- السا؟
‫- صدای کی بود؟

01:41.226 --> 01:42.311
‫اینجا...

01:42.311 --> 01:44.354
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

01:44.354 --> 01:47.566
‫باورت نمی‌شه دیشب چقدر خوش گذشت!

01:47.566 --> 01:49.651
‫مطمئنم حرف نداشته!

01:49.651 --> 01:51.445
‫آره. دقیقاً همین‌طور بود.

01:51.445 --> 01:54.990
‫سال‌ها بود اینقدر بهم خوش نگذشته بود.

01:54.990 --> 01:57.201
‫تو چی‌کار کردی؟

01:57.201 --> 01:58.410
‫رفتم شام خوردم.

01:58.410 --> 02:00.495
‫چه خسته‌کننده.

02:00.495 --> 02:02.071
‫و بعدش هم پیر
ورث‌هایمر سر و کله‌ش

02:02.095 --> 02:03.999
‫از ناکجا آباد پیدا
شد و اومد توی اتاقم!

02:03.999 --> 02:06.460
‫مشخص بود یه‌چیزی بین شما هست.

02:06.460 --> 02:08.044
‫الان دیگه همه‌چی روشن شد.

02:08.044 --> 02:09.128
‫نه؛ چیزی بین‌مون نیست

02:09.128 --> 02:11.131
‫هیچوقت نبوده و در آینده
‫هم قرار نیست باشه.

02:11.131 --> 02:13.258
‫از نظر من‌که یکی باید به زن‌ش بگه...

02:17.054 --> 02:19.348
‫بهتره یکی بهش بگه..

02:19.348 --> 02:23.894
‫چون تمام شب داشت دنبال‌ش می‌گشت.

02:23.894 --> 02:25.395
‫- واقعاً؟
‫- آره.

02:25.395 --> 02:27.898
‫جرمنی خودش می‌دونه چیکار کنه.

02:28.482 --> 02:31.068
‫- ببین؛ به کمکت نیاز دارم.
‫- آهان؟

02:31.068 --> 02:33.487
‫من، به کمکت نیاز دارم عزیزدلم.

02:33.487 --> 02:36.073
‫خب بیا بریم یکم قهوه بخوریم
‫تا پـس نیوفتادی.

02:36.073 --> 02:37.032
‫آره.

02:39.076 --> 02:40.327
‫کجا می‌خواین برین؟

02:40.327 --> 02:41.662
‫یکم قدم بزنیم.

02:44.456 --> 02:45.916
‫یه هوایی تازه کنم.

02:46.542 --> 02:48.752
‫نگران نباش؛ زود برمی‌گردیم.

02:48.752 --> 02:50.087
‫نگران نیستم.

02:50.087 --> 02:51.964
‫دلم می‌خواست منم باهاتون بیام.

02:51.964 --> 02:53.382
‫همین.

02:53.382 --> 02:54.508
‫خب چرا نمیای؟

02:54.508 --> 02:57.219
‫چون امروز باید برم للونگ رو ببینم؛
‫می‌خوام از اون‌جا برم.

02:57.219 --> 02:58.554
‫دارم استعفا می‌دم.

03:00.722 --> 03:02.599
‫وقتی برگردی خونه‌ام.

03:05.102 --> 03:06.478
‫بند کفش‌ت بازه.

03:14.361 --> 03:15.362
‫یکم دیگه...

03:15.362 --> 03:18.490
‫- این سمتش؟
‫- فکرکنم خوب باشه الان.

03:19.324 --> 03:20.784
‫صبح‌تون بخیر خانم.

03:23.036 --> 03:25.914
‫خب؛ چه‌خبر از لباس‌مون؟

03:25.914 --> 03:30.252
‫محشره!

03:30.252 --> 03:35.340
‫طرحِ جدید یکی از طراح‌های برترمون، آقای دیـورـه.

03:35.340 --> 03:38.552
‫خارق‌العاده‌ست! کارش حرف نداره.

03:38.552 --> 03:41.013
‫بله؛ دقیقاً همین‌طوره.

03:41.013 --> 03:42.472
‫چند لحظه ما رو می‌بخشید؟

03:42.472 --> 03:46.143
‫من و خانم زن‌کر باید درمورد یه
‫موضوعی صحبت کنیم.

03:46.143 --> 03:47.686
‫- حتماً.
‫- ممنونم.

03:51.899 --> 03:55.527
‫ایده‌های دیور برای کالکشن زمستونی‌مون
‫رو دیدی؟

03:55.527 --> 03:57.738
‫واقعاً دوست‌داشتنی‌ان.

03:57.738 --> 03:59.114
‫باشکوهـه.

04:01.158 --> 04:07.164
‫کریستین؛ همین الان صحبتِ تو و
‫کارهای فوق‌العاده‌ت بود.

04:07.164 --> 04:09.958
‫ممنونم. واقعاً...لطف داری.

04:09.958 --> 04:12.461
‫- عالیه.
‫- آقای للونگ؟

04:14.838 --> 04:17.132
‫می‌شه...می‌شه چند لحظه وقت‌تون رو بگیرم؟

04:17.132 --> 04:18.800
‫باید درمورد یه‌چیزی صحبت کنیم.

04:19.718 --> 04:21.178
‫حتماً. بشین. بشین.

04:24.556 --> 04:29.144
‫خب من...

04:29.144 --> 04:35.400
‫یه فرصت به‌شدت غیرمنتظره برام پیش اومده...

04:38.529 --> 04:42.115
‫می‌خوام برند خودم رو تاسیس کنم.

04:45.369 --> 04:46.370
‫اما...

04:47.746 --> 04:48.789
‫ببخشید؟

04:51.375 --> 04:56.380
‫من واقعاً بابت تمام این سال‌هایی که
‫با هم کار کردیم ازت ممنونم.

04:57.840 --> 04:58.841
‫از دوتاتون.

04:59.508 --> 05:01.969
‫اما نمی‌تونم

05:03.303 --> 05:05.597
‫این فرصت رو رد کنم.

05:07.641 --> 05:08.642
‫درسته.

05:09.893 --> 05:13.939
‫خب فعلاً در حـد جاه‌طلبی و رویاست

05:13.939 --> 05:16.400
‫یا حمایت مالی داری؟

05:18.944 --> 05:19.945
‫حمایت‌ مالی دارم.

05:19.945 --> 05:21.363
‫کـی؟

05:21.363 --> 05:24.700
‫خیلی برای من مهمه که بدونی واقعاً بابت...

05:24.700 --> 05:26.660
‫حمایت‌گر مالی‌ات کیه کریستین؟

05:27.703 --> 05:30.914
‫بوساک؛ مارسل بوساک.

05:34.084 --> 05:35.085
‫بوساک؟

05:37.963 --> 05:41.758
‫داری من رو ول می‌کنی تا بری
‫پیش پادشاه پنبه؟

05:42.467 --> 05:45.804
‫می‌دونم که شما توی چندتا مسئله
‫به اختلاف خوردین و...

05:45.804 --> 05:47.931
‫چقدر می‌خواد بهت بده؟

05:49.141 --> 05:50.851
‫چقدر؟

05:51.727 --> 05:52.853
‫شش میلیون فرانک.

06:06.533 --> 06:07.659
‫حال‌تون خوبه قربان؟

06:09.536 --> 06:11.288
‫فکرکنم بد منظورم رو رسوندم.

06:11.288 --> 06:14.958
‫بعداً خودش می‌فهمه
‫که تو نباید این فرصت رو از دست بدی.

06:14.958 --> 06:18.587
‫البته من می‌دونستم بوساک از
‫خیلی وقت پیش دنبال تـو بود.

06:18.587 --> 06:20.631
‫تو فکرش نرو.

06:21.173 --> 06:22.007
‫آره.

06:36.396 --> 06:37.606
‫نگران نباش.

06:41.401 --> 06:42.819
‫این شجاعت تو رو نشون می‌ده!

06:49.243 --> 06:52.412
‫دولت جدید یه مرکز جستجو و اطلاعات
‫راه‌اندازی کرده تا اون‌هایی که

06:53.121 --> 06:55.749
‫گم شدن رو به آغوش دوست‌ها و
‫خانواده‌شون برگردونه.

06:56.792 --> 06:58.694
‫دارن از کسایی که از
نازی‌ها جون سالم به‌در بردن

06:58.718 --> 07:00.420
درخواست اطلاعات می‌کنن تا با استفاده

07:02.756 --> 07:04.216
‫از اون‌ها گمشده‌ها رو پیدا کنن.

07:04.883 --> 07:06.343
‫می‌تونیم یه‌سر بریم اون‌جا.

07:08.262 --> 07:09.930
‫هرموقع که خودت دوست داشتی.

07:23.610 --> 07:26.071
‫یه‌وقتایی توی کمپ مثل الان...

07:29.908 --> 07:33.208
‫وقتی که خورشید
می‌خورد به‌صورتم،

07:33.232 --> 07:35.455
چشم‌هام رو می‌بستم و می‌خوابیدمم

07:40.294 --> 07:46.300
‫اما همیشه یه‌چیزی از اون خلسه‌ای
‫که درش بودم بیدارم می‌کرد

07:46.300 --> 07:48.677
‫و چهره واقعی اون‌جا در نظرم هر لحظه

07:51.096 --> 07:52.723
‫بدتر می‌شد.

07:52.723 --> 07:55.851
‫نا اُمیدکننده‌تر...

08:02.983 --> 08:05.068
‫اون‌جا بود که یاد گرفتم
‫از خورشید متنفر بشم.

08:18.290 --> 08:20.250
‫اگه از نظرت بهتره بریم اون‌جا...

08:22.669 --> 08:23.670
‫میام.

08:26.381 --> 08:30.928
‫هنری، عطرهایی که قبل از جنگ
‫تولیدشون رو شروع کرده بودیم

08:31.620 --> 08:33.872
‫همون‌هایی که طرح‌ش رو
برادران ورث‌هایمر رد کردن

08:33.972 --> 08:36.683
‫چون نمی‌خواستن عطرهای شماره پنج‌مون
‫از روی بورس بیفته...

08:36.683 --> 08:38.519
‫هنوز نمونه‌هاشون رو داری؟

08:39.520 --> 08:40.520
‫آره.

08:40.520 --> 08:42.563
‫اما ورث‌هایمرها واقعاً زرنگ بودن
‫که جلوی تولیدش رو گرفتن.

08:42.563 --> 08:46.151
‫مطمئنم حتی از عطر شماره‌ی پنج هم
‫معروف‌تر می‌شد.

08:46.151 --> 08:48.278
‫آره؛ آره؛ می‌دونم.

08:48.278 --> 08:50.113
‫سریعاً برام ارسال‌شون کن.

08:51.114 --> 08:53.075
‫می‌خوام بهترین‌هاشون رو
‫روانه بازار کنم.

08:53.075 --> 08:54.368
‫رقابت به حدی بالا می‌ره که

08:54.368 --> 08:56.245
‫ورث‌هایمرها مجبور می‌شن بدهکاری‌شون
‫رو پرداخت کنن

08:56.245 --> 08:57.538
‫چنین جراتی ندارم...

08:58.330 --> 08:59.206
‫هنری...

08:59.206 --> 09:01.041
‫هرچی نوشته و اسناد داشتم توی
‫زمان جنگ از بین رفت.

09:01.041 --> 09:03.210
‫برای این‌که بتونم دوباره تجزیه‌وتحلیل‌شون
‫کنم زمان می‌خوام.

09:03.210 --> 09:04.294
‫به اون نمونه‌ها نیاز دارم

09:04.294 --> 09:07.339
‫اگه موقع انتقال بشکنن یا گم بشن،
‫برای همیشه از بین می‌رن.

09:07.339 --> 09:10.092
‫با هم درست‌شون کردیم؛
‫برای همین من فقط بخشیش رو بلدم.

09:10.092 --> 09:12.302
‫بیا پاریس و کمکم کن.

09:12.302 --> 09:15.389
‫من به خلاقیت و ایده‌هات نیاز دارم.

09:15.389 --> 09:18.225
‫خب خودت که بهتر می‌دونی
‫نمی‌تونم بیام پاریس.

09:18.225 --> 09:19.560
‫اما تنها راهش همینه.

09:19.560 --> 09:22.396
‫نمی‌تونم! خیلی خطرناکه

09:22.396 --> 09:24.982
‫پس فکرکنم بهتره یه‌مدت
‫این برنامه رو به تعویق بندازیم.

09:24.982 --> 09:27.067
‫خب حق با توئـه البته؛ واقعاً خطرناکه.

09:27.067 --> 09:30.988
‫نیروهای فرانسه می‌خوان ویشی رو به جرم
‫همکاری با بیگانه‌ها اعدام کنن

09:30.988 --> 09:31.905
‫که اینطور.

09:31.905 --> 09:35.742
‫بذار ببینم چی می‌شه.

09:35.742 --> 09:38.787
‫بلاخره که یه راهی هست...

09:41.039 --> 09:44.751
‫نمی‌تونی بری پاریس! تو رو
‫هم مثل من تبعید کردن.

09:44.751 --> 09:47.212
‫اگه دستگیرت کنن مستقیم
‫می‌فرستنت زندان!

09:47.212 --> 09:48.714
‫احتمالاً.

09:48.714 --> 09:53.260
‫دوباره داری نقشه می‌کشی و این یعنی
‫باز هم پای پول وسطه!

09:53.886 --> 09:55.929
‫پول و موقعیت!

09:55.929 --> 09:58.974
‫و اگه بهم کمک کنی نقشه‌ام
‫رو اجرایی کنم؛ سهم‌ت رو می‌گیری.

10:00.517 --> 10:03.395
‫من مثل گردن‌بند خوش‌شانسی‌ت می‌مونم؛
‫یادت نیست؟

10:03.395 --> 10:06.231
‫همیشه همین‌طور بوده.

10:10.319 --> 10:12.696
‫می‌خوام یه بوتیک توی سوئیس باز کنم؛

10:13.488 --> 10:15.324
‫وقتی کسب و کارم رو
کامل در اختیار بگیرم؛

10:15.348 --> 10:16.491
‫تو رو هم میارم پیش خودم

10:20.078 --> 10:21.413
‫قول میدی؟

10:22.372 --> 10:24.458
‫من و تو سرنوشت‌مون به‌هم گره خورده.

10:37.221 --> 10:39.973
‫خب راستش فکر به‌شدت وسوسه‌کننده‌ایه.

10:41.600 --> 10:44.436
‫به‌غیر از قسمتِ رفتن به پاریس.

10:45.270 --> 10:48.482
‫آره می‌دونم. کمکت نکردیم.

10:50.692 --> 10:53.612
‫تو این فکر بودم که از پیر کمک بخوام؛
‫اون نفوذ و آشنا زیادی داره اما...

10:54.696 --> 10:56.823
‫نمی‌دونم چطوری راضی‌ش کنم.

10:56.823 --> 10:58.909
‫می‌تونی باهاش سکس کنی!

10:58.909 --> 11:01.453
‫خدای من.

11:01.453 --> 11:03.705
‫معلومه که نـه.

11:05.499 --> 11:08.502
‫نمی‌دونم چرا؛ اما این که‎
‫خواسته‌هاش رو رد می‌کنم باعث خوشحالیم می‌شه

11:11.421 --> 11:12.422
‫من باهاش سکس می‌کنم خب!

11:13.173 --> 11:14.174
‫نـه.

11:16.343 --> 11:20.430
‫خیلی‌خب؛ پس فقط باهاش صحبت می‌کنم.

11:21.306 --> 11:23.350
‫- تو؟ اون اصلاً تو رو نمی‌شناسه.
‫- آهان؟

11:23.350 --> 11:26.478
‫-توی مهمونی با هم آشنا شدیم و کلی خوش گذشت
‫- السا؟

11:26.478 --> 11:29.273
‫اگه می‌خوای بهت کمک کنم؛
‫باید اجازه بدی که بهت کمک کنم.

11:32.234 --> 11:37.281
‫خواستم خودم بیام و شخصاً این‌جا
‫رو به‌تون نشون بدم آقای دیور.

11:37.990 --> 11:40.335
‫جایی که باور دارم می‌تونیم با هم

11:40.359 --> 11:42.703
‫برند رویایی خودمون
رو تاسیس کنیم.

11:43.704 --> 11:46.915
‫این شما و این، خانه‌ی مُد دیــور.

11:46.915 --> 11:49.042
‫حرف نداره؛ شما واقعاً نابغه‌ایـن.

11:49.042 --> 11:52.504
‫و بی‌نهایت سپاسگزارم که
‫خودتون شخصاً تشریف‌فرما شدین

11:52.504 --> 11:58.010
‫و همچین جای خارق‌العاده‌ای
‫رو انتخاب کردین.

11:58.510 --> 12:01.513
‫از نگاه من‌که مثل یه قصر می‌مونه.

12:02.097 --> 12:06.018
‫به جای خونه؛ می‌تونیم اولین قصر مُد رو
‫تاسیس کنیم.

12:06.018 --> 12:08.103
‫آره اما...

12:08.103 --> 12:10.314
‫نه؛ نه؛ نه؛ نه.
‫هیچ جای تردیدی نیست.

12:10.314 --> 12:11.607
‫هیچ جایی.

12:11.607 --> 12:14.109
‫بهم اعتماد کنید؛ این همون چیزیه
‫که رویاش رو داشتیم.

12:14.109 --> 12:15.652
‫زیادی بزرگه.

12:15.652 --> 12:17.196
‫اما نکته‌ش همـینه!

12:17.196 --> 12:20.866
‫سرمایه زیادی در اختیارتون گذاشته شده،

12:20.866 --> 12:23.493
‫و در آینده هم قراره شاهد موفقیت‌های
‫زیادی باشیم.

12:23.493 --> 12:28.373
‫بنده دوست دارم خانه‌ی مُدم شخصی باشه؛

12:28.373 --> 12:32.211
‫دوست دارم به شیک بودنش معروفه بشه؛
‫نه بزرگی‌ش.

12:33.128 --> 12:34.379
‫شیک بودن قربان...

12:36.298 --> 12:40.344
‫کریستین؛ برندت به‌اندازه کافی شیک و زیبا
‫خواهد بود. چون طراحش تویی!

12:40.344 --> 12:43.347
‫اما ساخت‌مون خانه‌ی مُدمون باید جوری باشه
‫که بقیه ما رو پادشاهان مُد خطاب کنن.

12:44.348 --> 12:46.767
‫بله؛ بتونه نشان‌دهنده موفقیت بزرگ
‫نام بوساک باشه!

12:46.767 --> 12:47.768
‫آره.

12:47.768 --> 12:51.522
‫- و همینطور نام دیور.
‫- بله و نام، دیور.

12:51.522 --> 12:52.940
‫اما آقایون لطفاً...

12:52.940 --> 12:59.238
‫احساس می‌کنم داریم هر لحظه از توافقی
‫که داشتیم فاصله می‌گیریم.

12:59.238 --> 13:00.405
‫از اهداف و طرح‌هاش.

13:03.408 --> 13:05.953
‫دوست من...

13:05.953 --> 13:09.831
‫- من شش میلیون فرانک در اختیارتون گذاشتم.
‫- بله.

13:12.459 --> 13:13.836
‫به علاوه تمامِ اعتماد ام.

13:15.379 --> 13:16.922
‫حالا وقتشه شما خودتون رو ثابت کنید.

13:17.422 --> 13:19.049
‫آقایون، آقایون...

13:19.049 --> 13:21.009
‫برای این‌چیزها وقت نداریم.

13:21.009 --> 13:22.928
‫باید یه تیـم جدید استخدام کنیم،

13:23.637 --> 13:24.638
‫چیزهایی که لازم داریم رو جور کنیم

13:24.638 --> 13:26.932
‫چیزهایی که به‌شدت کم‌یابـن؛
‫و همینطور یه خیاط هم نیاز داریم.

13:26.932 --> 13:27.850
‫بله.

13:27.850 --> 13:29.017
‫خوبه.

13:29.017 --> 13:31.144
‫می‌گم جورج مدارک و برگه ها رو آماده کنه،

13:31.144 --> 13:33.689
‫بعدش می‌تونیم ساخت و ساز رو شروع کنیم.

13:35.315 --> 13:36.900
‫- جورج؟
‫- خودم بهش رسیدگی می‌کنم.

13:36.900 --> 13:38.277
‫روز خوبی داشته باشین؛ آقایون!

13:40.320 --> 13:41.280
‫و...

13:42.447 --> 13:46.869
‫به این می‌گن پیشرفت!

13:55.377 --> 13:58.088
‫پیر، واقعاً ازت ممنونم.

13:58.088 --> 14:00.174
‫مهمونی دیشب واقعاً عالی بود.

14:00.174 --> 14:01.842
‫آره واقعاً همینطور بود السا.

14:01.842 --> 14:03.969
‫جرمنی کجاست؟ می‌خوام
‫از اون هم تشکر کنم.

14:04.553 --> 14:06.471
‫زیاد با آب و هوای این‌جا سازگار نبود.

14:06.471 --> 14:09.183
‫امروز صبح سوار قطار شد که برگرده پاریس.

14:09.183 --> 14:12.978
‫مطمئنی به‌خاطر آب و هوا بوده و نه به‌خاطر کوکو؟

14:13.770 --> 14:17.608
‫هرچیزی که بهت گفته مطمئن باش دروغه!

14:17.608 --> 14:20.611
‫من‌که نمی‌دونم بین شما دو نفر چه اتفاقی افتاده.

14:21.320 --> 14:23.238
‫اما می‌دونم کوکو خیلی پشیمونه!

14:24.156 --> 14:28.160
‫علاقه به مردم کوکو رو سردرگم می‌کنه
‫و مشخصه از تو خوشش میاد.

14:28.160 --> 14:29.578
‫خب البته که از هم بدم‌مون نمیاد.

14:29.578 --> 14:31.371
‫دعوا کردین؟

14:32.414 --> 14:34.208
‫حدس می‌زنم که همینطوره.

14:34.208 --> 14:35.876
‫- پس اون تو رو فرستاده؟
‫- خانم...

14:35.876 --> 14:36.877
‫نه.

14:36.877 --> 14:37.961
‫- آقا؟
‫- نه.

14:37.961 --> 14:43.091
‫نه اون...می‌خواد یه‌کار خیلی خطرناک انجام بده

14:43.091 --> 14:44.593
‫می‌خواد برگرده پاریس.

14:44.593 --> 14:45.636
‫ممکن نیست.

14:46.220 --> 14:49.223
‫می‌خواد خواهرزاده‌ش آندره و
‫دخترش رو ببینه.

14:49.223 --> 14:51.350
‫آندره؟ مشکلی براش پیش اومده؟

14:51.350 --> 14:54.019
‫سل گرفته و تحت درمانه.

14:54.019 --> 14:56.438
‫متاسفانه زیاد حالش خوب نیست.

14:58.148 --> 14:59.441
‫نمی‌تونه کسی رو بفرسته
‫بیارنش این‌جا؟

15:00.025 --> 15:02.569
‫حالش خیلی بده پیر!

15:03.987 --> 15:08.075
‫از وقتی خواهرش خودش رو کشت،

15:09.117 --> 15:11.828
‫آندره برای کوکو مثل پسر خودشه.

15:11.828 --> 15:14.331
‫خودت که می‌دونی چقدر دوستش داره.

15:14.331 --> 15:15.415
‫آره.

15:17.334 --> 15:18.794
‫نمی‌تونیم جلوش رو بگیریم.

15:18.794 --> 15:23.257
‫اما با خودم گفتم شاید تو بتونی
‫یه‌کاری کنی.

15:24.091 --> 15:26.009
‫اگه مثلاً با خودت ببریش،

15:26.009 --> 15:28.679
‫مقامات پاریس نمی‌تونن
‫بلایی سرش بیارن.

15:31.723 --> 15:33.767
‫خدای من؛ این زن همیشه با
‫کاراش من رو متعجب می‌کنه.

15:33.767 --> 15:36.353
‫آره؛ منم همینطور.

15:38.272 --> 15:40.566
‫اما هم‌چنان دوستش داریم.

15:45.571 --> 15:47.239
‫من دو ساعت دیگه می‌رم.

15:47.239 --> 15:49.116
‫پس کمک‌ش می‌کنی؟

15:49.116 --> 15:50.993
‫برای آندره و برای این‌که دلم می‌سوزه، آره.

15:50.993 --> 15:53.537
‫واقعاً خوشحال می‌شه، قول میدم.

15:53.537 --> 15:56.832
‫خب پس الان می‌رم جمع کنیم
‫و یکم دیگه میایم بیرون.

15:57.457 --> 15:58.667
‫میاین بیرون؟

15:58.667 --> 16:00.752
‫من‌که نمی‌تونم تنهاش بذارم!

16:01.962 --> 16:03.630
‫ممنون پیر. ممنون.

16:03.630 --> 16:05.007
‫من پا پس نمی‌کشم!

16:05.007 --> 16:07.968
‫سعی نکن به عنوان وکیلم
‫من رو منصرف کنی.

16:07.968 --> 16:09.344
‫نه؛ نه؛ نمی‌خوام
‫همچین کاری کنم.

16:09.344 --> 16:11.638
‫فقط پدر زنم پیر لوال رو دستگیر کردن

16:11.638 --> 16:13.765
‫و می‌خوان به جرم خیانت اعدامش کنن

16:13.765 --> 16:15.434
‫- خدای من.
‫- چون ظاهراً توی دروان اشغالِ رهبری

16:15.434 --> 16:16.852
‫حکومت ویشی رو برعهده داشته.

16:16.852 --> 16:19.301
‫به‌نظر می‌رسه دوگـل هنوز می‌خواد

16:19.325 --> 16:21.773
‫کسایی که خیانت
کردن رو مجازات کنه.

16:22.566 --> 16:26.695
‫برای همین از نظرم بهتره از شکایتت
‫صرف‌نظر کنی.

16:26.695 --> 16:28.280
‫نه؛ ممکن نیست.

16:29.948 --> 16:32.034
‫حداقل خوبه که پاریس نیستی.

16:33.285 --> 16:34.536
‫حداقل جات امنه.

16:37.748 --> 16:38.749
‫کی بود؟

16:40.042 --> 16:41.126
‫هیچیکس.

16:42.002 --> 16:43.879
‫خب؛ مژدگونی بده!

16:43.879 --> 16:47.049
‫پیر موافقت کرد ما رو ببره پاریس؛
‫پس زودباش وسایلت رو جمع کن.

16:47.049 --> 16:51.887
‫به‌خدا که خر کردن مردها تو خونـته!

16:51.887 --> 16:54.848
‫- بهتره بگیم تو خون دوتامون.
‫- ممنون.

16:54.848 --> 16:56.350
‫قابلی نداشت.

16:57.559 --> 17:00.729
‫الان که قراره برم وسط جنگ؛ بهتره
‫سلاح‌ام رو آماده کنم.

17:00.729 --> 17:03.565
‫چون توی پاریس منتظرمن!

17:03.565 --> 17:06.234
‫سلاح! خوشم اومد خدایی!

17:08.319 --> 17:11.031
‫می‌خوام برم به‌دیدار هنری.

17:11.031 --> 17:12.491
‫یه چیزی که نیاز دارم دست اونه.

17:12.491 --> 17:14.883
‫تو هم تا اون موقع
به آندره و گابریل

17:14.907 --> 17:17.162
‫کمک می‌کنی وسایل‌شون رو جمع کنن

17:17.162 --> 17:19.998
‫و اگه پیر خواست بیاد دنبالم
‫دست‌به‌سرش کنی.

17:22.960 --> 17:24.044
‫السا.

17:31.802 --> 17:32.678
‫پیر ممنونم!

17:32.678 --> 17:33.762
‫باعث افتخارمه!

17:33.762 --> 17:36.473
‫ترتیب دادم راحت وارد پاریس بشیم.

17:37.224 --> 17:39.726
‫هیچ کاری به‌مون ندارن؛ فقط نباید
‫زیاد اون‌جا بمونی.

17:39.726 --> 17:42.813
‫وقتی که آندره رو دیدم سریع
‫برمی‌گردیم سوئیس.

17:43.730 --> 17:44.815
‫خوبه.

17:45.566 --> 17:48.360
‫از این‌که بیمار شده واقعاً ناراحت شدم.

17:48.360 --> 17:49.862
‫کاش زودتر بهم می‌گفتی...

17:49.862 --> 17:51.864
‫نمی‌خواستم مزاحمت بشم.

17:51.864 --> 17:54.632
‫هرچقدر سعی می‌کنیم از هم دور باشیم
‫ زندگی باز ما رو می‌ذاره سر راه هم.

17:54.700 --> 17:56.285
‫بحث کسب‌وکار و زندگی کاملاً جداست.

17:56.285 --> 17:57.786
‫همیشه می‌تونی رو کمک من
‫حساب باز کنی.

17:57.786 --> 17:58.704
‫سوارشو السا.

17:58.704 --> 17:59.788
‫ممنونم.

18:09.631 --> 18:10.883
‫از هیچی خوشم نیومد.

18:10.883 --> 18:11.967
‫از هیچی!

18:12.801 --> 18:13.969
‫این ساختون...

18:13.969 --> 18:15.137
‫این...

18:16.471 --> 18:19.558
‫این ساختمون به‌شدت بزرگ...

18:19.558 --> 18:23.061
‫انگار یه مقبره‌ست!

18:23.061 --> 18:24.313
‫مثل یه آرامگاه می‌مونه!

18:24.313 --> 18:26.064
‫خلاقیتم اون‌جا به‌کل از بین می‌ره!

18:26.773 --> 18:27.900
‫خودم هم از بین می‌رم.

18:27.900 --> 18:30.319
‫ببخشید. بد موقع مزاحم شدم؟

18:30.319 --> 18:32.237
‫خوبم...

18:32.237 --> 18:35.073
‫خب رک و راست به‌شون بگو
‫خوشت نیومد.

18:35.073 --> 18:37.868
‫آره ولی به حرفم گوش نمی‌دن
‫هیچ‌کدوم‌شون اهمیت نمی‌دن.

18:37.868 --> 18:40.704
‫یه نگاه عجیبی توی چشم‌های بوساکه!
‫یه‌جوریه...

18:40.704 --> 18:42.664
‫انگار نارضایتی رو حس می‌کنه!

18:42.664 --> 18:44.583
‫مثل یـه مـار منتظر
‫اظهار نظرت می‌مونه.

18:44.583 --> 18:46.251
‫خدایا خودم رو درگیر چه اوضاعی کردم!

18:46.251 --> 18:48.212
‫خودت رو درگیر چه اوضاعی کردی؟

18:49.338 --> 18:54.009
‫یه فرصت بی‌نظیر که توی زندگی‌ هر آدمی
‫فقط یـه بار پیش میاد، گیرت اومده.

18:54.009 --> 18:55.385
‫این رو فراموش نکن!

18:55.385 --> 18:56.720
‫اون‌ها می‌خوان پیشرفت کنی.

18:56.720 --> 18:58.347
‫یه جوری باهاشون کنار بیا.

18:58.347 --> 19:01.517
‫به للونگ گفتم که می‌خوام استعفا بدم؛
‫خیلی ناراحت شد.

19:01.517 --> 19:03.310
‫اصلاً مطمئن نیستم دارم کار درست
‫رو می‌کنم یا نـه.

19:03.310 --> 19:05.145
‫فقط...نمی‌دونم...

19:05.145 --> 19:06.355
‫کجا می‌ری؟

19:06.355 --> 19:07.981
‫می‌رم آب بخورم.

19:08.941 --> 19:11.193
‫نمی‌خوای که پیشنهاد بوساک رو رد کنی، نه؟

19:11.193 --> 19:13.403
‫نمی‌دونم؛ یعنی می‌دونم...

19:13.403 --> 19:16.823
‫یه ساختمونه دیگه کریستین!

19:16.823 --> 19:19.660
‫توی مسیر موفقیت باید سر خیلی چیزها
‫کوتاه بیای.

19:19.660 --> 19:21.328
‫نمی‌خوام کوتـاه بیام!

19:21.328 --> 19:23.705
‫می‌خوام رویای واقعی‌ام رو به واقعیت
‫تبدیل کنم

19:23.705 --> 19:27.459
‫و توی اون ساختمون مسخره و کسشعر
‫همچین چیزی ممکن نیست.

19:27.459 --> 19:28.752
‫می‌تونی؛ خواهش می‌کنم!

19:28.752 --> 19:31.046
‫ژاک اصلاً می‌دونی چیه؟
‫تو درک نمی‌کنی.

19:31.046 --> 19:32.256
‫چون تو طراح نیستی.

19:32.256 --> 19:34.758
‫نمی‌دونی یه کار خلاقانه چه
‫نکاتی رو می‌طلبه!

19:37.886 --> 19:39.888
‫خیلی‌خب.

19:40.597 --> 19:44.226
‫چی؟ نه ژاک خواهش می‌کنم
‫نرو! وایسا.

19:44.226 --> 19:45.394
‫نه؛ ژاک. وایسا.

19:45.394 --> 19:48.188
‫خواهش می‌کنم! ببخشید.

19:48.188 --> 19:50.524
‫باید برم سروقت کارهای خودم.

19:50.524 --> 19:51.775
‫- منم کار خودم رو دارم
‫- بی‌خیال!

19:51.775 --> 19:53.318
‫- زندگی خودم رو دارم.
‫- ببخشید.

19:53.318 --> 19:54.361
‫خواهش می‌کنم نـرو!

19:54.361 --> 19:57.781
‫ژاک وایسا! خواهش می‌کنم. لطفاً.

20:22.055 --> 20:26.727
‫هروه فکر می‌‌کنه بهتره من یه‌سر برم

20:26.727 --> 20:29.688
‫مرکز جستجو و اطلاعات گمشده‌ها.

20:30.314 --> 20:33.525
‫نه! معلومه که نه.

20:34.234 --> 20:36.153
‫اینقدر نگران نباش! من حالم خوبه.

20:36.153 --> 20:38.989
‫گفتم شاید به خودم هم کمک کنه.

20:38.989 --> 20:40.866
‫ممکنه یاد اون‌ روزها بیفتی!

20:41.533 --> 20:43.869
‫خواهش می‌کنم مراقب سلامتیت باش.

20:47.706 --> 20:49.133
‫خواهش مندیم فرم پذیرش موجود

20:49.157 --> 20:50.584
‫در راهرو ورودی را تکمیل کنید.

20:51.251 --> 20:53.170
‫ببخشید؟ من کاترین دیور هستم.

20:53.170 --> 20:54.379
‫توی کمپ راونسبورک بودم.

20:57.341 --> 20:58.509
‫ممنونم که تصمیم گرفتین به ما کمک کنین.

20:58.509 --> 20:59.426
‫خواهش می‌کنم.

20:59.426 --> 21:00.636
‫بالا سمت چپ.

21:03.722 --> 21:06.099
‫خانم؟ خانم حالتون خوبه؟

21:07.809 --> 21:08.977
‫می‌خواین کمک‌تون کنم بلند شین؟

21:14.274 --> 21:15.275
‫ببخشید.

21:17.569 --> 21:18.695
‫26 سالش بود.

21:18.695 --> 21:20.614
‫اطلاع دارین توی کدوم کمپ کار می‌کرده؟

21:20.614 --> 21:22.741
‫به‌نظرت می‌تونن پیداش کنن؟

21:23.534 --> 21:25.786
‫خانم‌ها و آقایان لطفاً
‫برین جلـو.

21:26.495 --> 21:28.622
‫جهت اطلاع از...

21:28.622 --> 21:32.042
‫طبقه‌ی بالا به تمام سوالات‌تون پاسخ می‌دن.

21:32.876 --> 21:35.003
‫جهت اطلاع از...

21:35.003 --> 21:37.965
‫لطفاً از پله‌های سمت چپ استفاده کنید.

21:40.384 --> 21:43.637
‫اگر از عزیزان گمشده‌تون عکسی دارید،
‫همین حالا آماده‌ش کنید.

21:47.474 --> 21:48.684
‫این دخترمه!

21:48.684 --> 21:50.477
‫من کاترین دیور ام.

21:51.311 --> 21:53.480
‫خانم دیور! ممنونم که اومدین.

21:58.277 --> 22:02.656
‫ما سعی داریم کسانی که از کمپ
‫برگشتن رو با

22:02.656 --> 22:06.743
‫پاریسی‌هایی که همچنان دنبال
عزیزان گمشده‌شون ‫می‌گردن، آشنا کنیم.

22:09.621 --> 22:11.039
‫هرکاری از دستم بربیاد انجام می‌دم.

22:11.665 --> 22:15.752
‫امیدوارم بتونید اطلاعاتی در اختیارمون
‫قرار بدید که موثر باشه

22:15.752 --> 22:16.837
‫ببخشید.

22:18.380 --> 22:24.970
‫درمورد تبعیدشدگانی که در کمپ راونسبورک
‫اسکان داشتن.

22:30.851 --> 22:33.896
‫هر نوع اطلاعاتی به‌کارمون میاد.

22:35.814 --> 22:39.067
‫ایشون خانم کارپنتیر هستن.
‫دنبال خواهرشون می‌گردن.

22:42.279 --> 22:45.157
‫خواهرشون رو براتون توصیف می‌کنن؛
‫شاید ایشون رو به‌خاطر بیارین.

22:46.366 --> 22:50.204
‫ممنون بابت کمک‌تون.
‫واقعاً ممنونم.

22:51.914 --> 22:54.416
‫این خواهرمه...

22:55.250 --> 22:57.085
‫توی راونسبورک بوده.

22:58.337 --> 23:00.547
‫چیزی ازش نمی‌دونین؟

23:00.547 --> 23:02.799
‫می‌شه یه‌چیزی بگین؟

23:03.884 --> 23:04.885
‫ممنون.

23:07.513 --> 23:08.680
‫شب بخیر خانم.

23:25.239 --> 23:26.240
‫ممنونم.

23:28.242 --> 23:33.330
‫یادته وقتی اون اوایل کریستین اومد
‫این‌جا کار کنه چی گفتی؟

23:33.330 --> 23:35.874
‫واقعاً تحت تاثیر قرار گرفته بودم.

23:36.375 --> 23:40.671
‫گفتی اگه من جوون‌تر بودم؛ هرجا می‌رفت
‫دنبالش راه می‌افتادم.

23:42.130 --> 23:43.257
‫آره؛ یادمه.

23:43.257 --> 23:45.759
‫اما نیازی نیست نگران چیزی باشی لوسین.

23:45.759 --> 23:48.428
‫جنگ من رو حتی بیشتر از زمان پیر کرده.

23:49.012 --> 23:51.098
‫من نگران شما نیستم خانم.

23:52.432 --> 23:55.853
‫ولی واقعاً کریستین رو تحسین می‌کنم.

23:55.853 --> 23:57.813
‫من بهترین‌ها رو براش می خوام

23:57.813 --> 24:01.149
‫با این حال؛ اداره خانه‌ی مُد خودت

24:01.149 --> 24:05.362
‫اقدامی به‌شدت دشوار و بی‌رحمه.

24:06.280 --> 24:10.742
‫و کریستین، توانِ گرفتن

24:10.742 --> 24:14.079
‫تصمیمات دشوار رو نداره

24:14.079 --> 24:15.964
‫همینطور توانی برای
‫برای جنگیدن برای

24:15.988 --> 24:18.208
‫چیزهایی که در این
‫راه به‌شون برمی‌خوره.

24:19.418 --> 24:20.961
‫بوساک رو هم که می‌شناسی...

24:21.545 --> 24:24.131
‫آره؛ من و مارسل دوست‌های قدیمی هستیم.

24:25.799 --> 24:28.510
‫کریستین رو به نابودی می‌کشونه.

24:29.553 --> 24:31.497
‫از چیزی که ما درمورد
‫کریستین تحسین می‌کنیم،

24:31.521 --> 24:32.347
‫سواستفاده می‌کنه.

24:34.766 --> 24:37.019
‫بیچاره کریستین به بدترین روز میفته.

24:49.239 --> 24:50.908
‫کریستین تو دست و پایی!

25:10.802 --> 25:11.929
‫کار رو حل می‌کنه.

25:11.929 --> 25:13.972
‫قطعاً.

25:13.972 --> 25:16.517
‫بوساک بهترین و باشکوه‌ترین چیزها رو می‌خواد.

25:17.267 --> 25:18.268
‫عالیه.

25:18.268 --> 25:19.895
‫درسته. فکرکنم بهتره...

25:20.395 --> 25:21.522
‫آره؛ اون رو جابه‌جا می‌کنیم.

25:29.696 --> 25:31.073
‫کاترین!

25:32.157 --> 25:33.492
‫خسته به‌نظر می‌رسی!

25:34.826 --> 25:36.578
‫خوبم کریستین!

25:37.621 --> 25:39.915
‫اون آدم‌ها...

25:39.915 --> 25:41.375
‫به کمک نیاز دارن.

25:42.876 --> 25:45.128
‫هنوز عزیزان‌شون رو پیدا نکردن.

25:47.089 --> 25:49.007
‫کار موثریه؛ دوست دارم انجامش بدم.

25:50.384 --> 25:52.135
‫اما درست گفتی. خستمه.

25:52.135 --> 25:53.220
‫باید استراحت کن.

26:07.067 --> 26:08.068
‫برو پیش آندره.

26:09.069 --> 26:11.655
‫اما هتل رو ترک نکن؛
‫نمی‌خوام کسی ببینتت.

26:11.655 --> 26:13.073
‫باشه.

26:13.073 --> 26:15.158
‫فقط لطفاً دست بجنبـون!

26:15.158 --> 26:17.661
‫بعدش بهم خبر بده تا
‫تشریفات بازگشتت رو مهیا کنم.

26:17.661 --> 26:19.121
‫داری می‌ری؟

26:19.121 --> 26:20.747
‫همسرم منتظرمه.

26:20.747 --> 26:21.915
‫آهان آره.

26:21.915 --> 26:23.083
‫مراقب باش.

26:31.842 --> 26:33.760
‫خاله جان! خدای من. بلاخره اومدین.

26:33.760 --> 26:35.971
‫آره. السا هم همراهمه.

26:35.971 --> 26:37.639
‫کمک‌تون می‌کنه وسایل‌تون رو جمع کنید

26:37.639 --> 26:38.891
‫منم تا اون موقع یه‌کاری
‫دارم انجام می‌دم.

26:40.392 --> 26:42.644
‫مطمئنی می‌خوای بری بیرون؟
‫خطرناکه‌ها!

26:42.644 --> 26:45.355
‫سلام عزیزدلم.

26:48.901 --> 26:50.861
‫- چقدر خوشگل شدی!
‫- همچنین.

26:50.861 --> 26:52.279
‫واقعاً از دیدن‌تون خوشحالم.

26:52.279 --> 26:54.323
‫عزیزم من باید به یکی زنگ بزنم.

26:54.323 --> 26:56.950
‫آره. آره.
‫خب چمدون‌تون کجاست؟

27:06.168 --> 27:08.337
‫کریستین، چی شده؟

27:09.838 --> 27:11.673
‫هیچی فقط...

27:12.382 --> 27:14.176
‫چندتا از وسایلم رو فراموش کردم.

27:20.057 --> 27:21.058
‫چی شده؟

27:22.351 --> 27:25.437
‫بوساک...

27:27.397 --> 27:31.568
‫می‌خواد مجبورم کنه تو ساختمانی که دوست ندارم

27:31.568 --> 27:34.655
‫خانه‌ی مُدم رو تاسیس کنم.

27:37.199 --> 27:42.704
‫می‌دونین خانم زنکر؛ من مدت‌هاست
‫چنین رویایی دارم.

27:46.458 --> 27:50.420
‫و یه‌چیزایی درمورد فضای مناسبِ
‫کارـم سرم می‌شه!

27:51.046 --> 27:55.300
‫منزله‌ی زیبایی و ظرافت، صمیمیتـه!

27:55.300 --> 27:56.552
‫- سادگی دیگه؟
‫- آره.

27:56.552 --> 27:59.137
‫اون می‌خواد من رو بذاره تو یه‌جایی
‫مثل مقبره؛ می‌میرم اون‌جا!

27:59.137 --> 28:01.807
‫- خب درمورد این موضوع باهاش صحبت کن.
‫- صحبت کردم.

28:01.807 --> 28:04.476
‫گوش نمی‌ده؛ منم حوصله‌ی
‫بحث و جدل ندارم.

28:08.564 --> 28:11.149
‫می‌بینم که این‌جا رو نشانه‌گذاری کردی.

28:11.149 --> 28:13.277
‫اون‌جا خونه‎ی مُد رویاهامه می‌دونید...

28:13.277 --> 28:16.238
‫کوچیک و شخصی؛ اما شیک و زیبا.

28:16.238 --> 28:17.656
‫چندتا اتاق کـار داره.

28:17.656 --> 28:19.753
‫از نگاه من تو همچین جایی می‌تونی

28:19.777 --> 28:22.578
‫طرح‌های خارق‌العاده و
منحصربه‌فرد خلق کنی.

28:22.578 --> 28:23.745
‫آره و عالیه.

28:23.745 --> 28:26.498
‫نزدیکِ پلازا و لنکستر و بریستوله.

28:26.999 --> 28:30.878
‫این‌طوری مشترهات از کشورهای دیگه
‫هم راحت می‌تونن پیدات کنن.

28:30.878 --> 28:31.920
‫دقیقاً.

28:31.920 --> 28:32.838
‫- آره.
‫- بله.

28:32.838 --> 28:35.966
‫اما سلیقه لفت‌ولعاب‌گونه‌ی بوساک
‫اون‌جا رو نمی‌پسنده.

28:35.966 --> 28:36.925
‫هرگز هم نمی‌پسنده.

28:36.925 --> 28:38.302
‫اگه واقعاً دوستش داری، براش بجنگ!

28:38.302 --> 28:40.679
‫ببین؛ می‌دونم که می‌خوای
‫بهم کمک کنی

28:40.679 --> 28:43.932
‫ممنونم، اما نه من...

28:45.350 --> 28:47.394
‫ظاهراً باید برم دنبال رویای دیگه‌ای!

28:47.394 --> 28:49.563
‫این...این رویای من نیست.

28:52.107 --> 28:53.650
‫این رویای من نیست.

29:00.824 --> 29:01.992
‫پیر!

29:03.160 --> 29:04.953
‫تو آوردیش پاریس، نـه؟

29:04.953 --> 29:06.371
‫داد و فریاد نکن!

29:06.371 --> 29:08.874
‫دیدن داشتی با شنل از یه ماشین
‫بیرون می‌اومدی!

29:08.874 --> 29:09.917
‫خب که چـی؟

29:09.917 --> 29:11.752
‫سر به سر من نذار داداش!

29:11.752 --> 29:15.881
‫می‌دونستم رفتی سوئیس اون رو ببینی و
‫الان هم که آوردیش پاریس.

29:15.881 --> 29:18.342
‫بس‌کن! گفتم بس‌کـن!

29:18.342 --> 29:21.345
‫واقعاً نمی‌فهمم چطور تونستی
‫اینقدر احمق باشی!

29:21.345 --> 29:22.471
‫کمک نیاز داشت!

29:22.471 --> 29:24.723
‫برای چی؟ برای این‌که ما رو بُکشه؟

29:24.723 --> 29:27.476
‫مگه یادت رفته اون با نازی‌ها
‫همکاری می‌کرد؟

29:27.476 --> 29:29.603
‫الان دیگه می‌دونه کارش اشتباه بوده.

29:29.603 --> 29:30.646
‫شوخی‌ت گرفته!

29:30.646 --> 29:33.607
‫اون سعی داشت با استفاده از
قوانین آریایی ‫کسب و کار ما رو بدزده!

29:33.607 --> 29:35.806
‫دقیقاً همون قانونی
که نازی‌ها برای

29:35.830 --> 29:38.028
‫کشتن عزیزان‌مون
ازش استفاده کردن.

29:38.028 --> 29:40.781
‫خواهرزاده‌ش مریض شده بود
‫و به کمک نیاز داشت

29:42.783 --> 29:43.992
‫خب راستش اصلاً مهم نیست.

29:44.743 --> 29:47.496
‫وقتی نیروهای داخلی بفهمن این‌جاست،
‫سریعاً دستگیرش می‌کنن

29:47.496 --> 29:49.206
‫و دقیقاً اون بلایی که سر لوال آوردن رو
‫سر اون هم میارن.

29:49.206 --> 29:50.582
‫منظورت از «وقتی» چیه؟

29:51.375 --> 29:54.259
‫گفتی «وقتی نیروهای
داخلی بفهمن این‌جاست»،

29:54.283 --> 29:55.754
‫اون شریک کاری ماست!

29:55.754 --> 29:58.298
‫فکر می‌کنی می‌تونیم همچین
‫رسوایی‌ای رو از اسم‌مون پاک کنیم؟

29:58.298 --> 30:02.719
‫شاید تو ذات واقعی اون رو نبینی؛
‫ولی من می‌بینم!

30:12.563 --> 30:13.689
‫هنری؟

30:15.023 --> 30:16.441
‫دوشیزه...

30:16.441 --> 30:18.694
‫از دیدن‌تون خوشحالم.

30:18.694 --> 30:20.612
‫سلام هـنری؛ دلم برات تنگ شده بود.

30:20.612 --> 30:22.447
‫یه‌چیزی براتون آماده کردم.

30:27.160 --> 30:29.788
‫فرزندِ طرد شده‌مون!

30:29.788 --> 30:31.623
‫دیگه یتیم نیست...

30:38.922 --> 30:40.215
‫خدای من.

30:40.215 --> 30:41.592
‫شروع کنیم؟

30:41.592 --> 30:44.303
‫آره. وقت زیادی نداریم.

31:35.020 --> 31:36.438
‫مـارسل!

31:37.397 --> 31:39.399
‫ری‌موند؟

31:39.983 --> 31:45.697
‫دوباره بگو ببینم؛ چرا به‌جای این‌که پیش
‫من کار کنی، رفتی زیر بال و پر للونگ؟

31:45.697 --> 31:47.950
‫چون می‌دونستم من رو می‌نشونی
‫پشت میز!

31:47.950 --> 31:50.994
‫عمراً. من برای تو احترام زیادی قائلم!

31:51.537 --> 31:52.538
‫خـوبه.

31:52.538 --> 31:56.542
‫حالا می‌خوام این احترام رو برای دیور که
‫می‌خوایم درباره‌ش صحبت کنیم هم قائل بشی.

31:56.542 --> 31:58.335
‫ببخشید؛ ما قرار مدارـمون رو گذاشتیم
‫تموم شده.

31:58.335 --> 32:00.045
‫للونگ باید ازش دل بکنه!

32:00.045 --> 32:01.839
‫نیومدم درموردِ للونگ صحبت کنم.

32:01.839 --> 32:05.634
‫اومدم درباره‌ی تـو و چیزی که می‌خوای
‫از کریستین بسازی صحبت کنیم.

32:07.219 --> 32:08.846
‫اگه به دیور اجازه بدی راه
‫خودش رو بره،

32:08.846 --> 32:12.224
‫خانه‌ی مُـدی رو برات می‌سازه که
‫همیشه آرزوش رو داشتی.

32:12.933 --> 32:16.228
‫اما اول باید یه جایی براش جور کنی که
‫الهام‌بخشش باشه.

32:16.228 --> 32:18.021
‫الان دیگه شدی فرشته‌ی نجات اون؟

32:18.021 --> 32:20.899
‫نه؛ من هم دوست اونم و هم دوست تـو.

32:20.899 --> 32:25.737
‫اگه این راه رو ادامه بدی، سرمایه‌ت
‫به بـاد می‌ره و دود می‌شه می‌ره هوا.

32:26.989 --> 32:31.577
‫ببین مارسل؛ من مطمئنم تو
‫خواسته‌های دیور رو درک نمی‌کنی.

32:33.579 --> 32:35.414
‫خواهش مندیم فرم پذیرش موجود

32:35.414 --> 32:37.249
‫در راهرو ورودی را تکمیل کنید.

32:38.250 --> 32:39.084
‫سلام.

32:39.084 --> 32:41.378
‫من دنبال همسرم می‌گردم.

32:41.378 --> 32:43.172
‫می‌شه اون رو هم بدین؟

32:43.172 --> 32:46.925
‫این عکسشه، آره عکسشه
‫احتمالاً توی راه گم شده

32:50.804 --> 32:52.639
‫ببخشید؛ ندیدمش.

32:52.639 --> 32:53.724
‫ممنونم.

32:55.142 --> 32:57.227
‫میز وسایل پزشکی کجاست؟

32:58.145 --> 33:00.564
‫خانم همین رو برین جلوتر، سمت راست.

33:01.356 --> 33:04.193
‫من جیکوب فریدمن هستم.

33:04.193 --> 33:05.569
‫کاترین دیور!

33:06.945 --> 33:08.363
‫کاترین دیـور؟

33:09.072 --> 33:12.826
‫خانم دیور...بنده فکرکنم پدرتون رو می‌شناسم.

33:13.410 --> 33:15.495
‫مائور دیور؛ درستـه؟

33:16.288 --> 33:17.497
‫بله.

33:17.497 --> 33:20.209
‫من توی کلیـان زندگی می‌کنم؛
‫پدر شما هم همون‌جاست.

33:20.209 --> 33:23.253
‫خیلی چیزها درموردش دخترش کاترین
‫برای من تعریف کرده بود.

33:26.673 --> 33:29.009
‫واقعاً خوش‌شانسه
‫که صحیح و سالم برگشتین.

33:30.135 --> 33:31.178
‫خیلی خوش‌شانس...

33:33.305 --> 33:35.182
‫خب، اسم دختر من تانیاست.

33:35.182 --> 33:38.227
‫اون هم مثل شما عضو
‫نهضت مقاومت بود.

33:38.227 --> 33:41.313
‫التماسش کردم نره؛
‫اما می‌خواست مبارزه کنه

33:42.940 --> 33:44.858
‫بهم گفتن فرستادنش به راونسبورک!

33:47.861 --> 33:49.988
‫همون‌قدر که بقیه می‌گن
‫جایی بدی بود؟

33:51.782 --> 33:53.283
‫یه کمپ زندانی معمولی بود دیگه.

33:56.828 --> 34:02.835
‫یه عکس از تانیا دارم؛ قبل از این‌که
‫ببرش اونجا.

34:06.255 --> 34:09.967
‫ببین چقدر چه چشم‌های خوشگلی داره.

34:16.514 --> 34:18.100
‫می‌شناسینش؟

34:19.560 --> 34:22.271
‫می‌شه یه‌چیزی بگین؟ هرچیزی...

34:30.904 --> 34:32.572
‫نه متاسفم.

34:32.572 --> 34:33.949
‫ندیدمش.

34:35.199 --> 34:36.201
‫مطمئنین؟

34:36.201 --> 34:38.411
‫هردوتاتون هم‌زمان اون‌جا بودین.

34:39.036 --> 34:40.831
‫خواهش می‌کنم؛ باید پیداش کنم.

34:40.831 --> 34:42.541
‫خیلی‌ها جون سالم به‌در نبردن.

34:42.541 --> 34:43.625
‫اما ممکنه اون زنده باشه!

34:44.501 --> 34:45.543
‫لطفاً یه‌بار دیگه با دقت نگاه کنید.

34:46.753 --> 34:47.880
‫یه‌بار نگاه کنین.

34:51.800 --> 34:53.342
‫متاسفم.

34:54.052 --> 34:55.262
‫خواهش می‌کنم.

34:56.388 --> 34:57.639
‫کاری از دستم برنمیاد.

34:58.682 --> 35:03.187
‫ببخشید که مزاحم‌تون شدم.

35:03.187 --> 35:04.271
‫عکسش...

35:04.855 --> 35:08.942
‫بمونه پیش‌تون شاید یه‌وقتی یادتون اومد!

35:25.459 --> 35:27.461
‫- اومد! اومد.
‫- آخ‌جون. اومد.

35:27.461 --> 35:29.004
‫بریم.

35:29.004 --> 35:31.465
‫السا ماشین بیرون منتظره.

35:33.133 --> 35:35.135
‫برای سفرمون آماده‌ای؟

35:35.135 --> 35:37.679
‫آندره؛ می‌بینم که
‫حالت خیلی خوبه!

35:38.305 --> 35:39.389
‫جنابِ ورث‌هایمر.

35:39.389 --> 35:42.059
‫بله؛ درمانم پیشرفت زیادی داشته.

35:42.059 --> 35:44.353
‫باید هرچه‌سریع‌تر بریم.
‫کوکو کجاست؟

35:44.353 --> 35:46.438
‫توی اتاق پذیراییـه.

35:50.317 --> 35:51.151
‫کوکو؟

35:51.151 --> 35:52.361
‫چیه؟

35:52.361 --> 35:53.570
‫این‌جا اصلاً امن نیست.

35:54.071 --> 35:55.197
‫برادرم پائول ممکنه نیروهای داخلی

35:55.221 --> 35:56.540
‫رو خبر کرده باشه بیان دنبالت!

35:58.867 --> 36:00.577
‫چی‌کار می‌کنی؟ باید بریم.

36:03.914 --> 36:04.915
‫پاریس...

36:06.959 --> 36:10.170
‫چقدر از آخرین باری که
‫این‌جا بودم تغییر کرده.

36:10.838 --> 36:13.924
‫خیابون‌ها پر بودن
‫از پرچم‌های نازی؛

36:13.948 --> 36:16.760
‫اما الان دیگه خبری ازشون نیست.

36:16.760 --> 36:18.032
‫و من همچنان اجازه
‫ورود به شهری که

36:18.056 --> 36:18.887
‫عاشقش هستم رو ندارم.

36:18.887 --> 36:20.481
‫مجبورم مثل یه خلاف‌کار

36:20.505 --> 36:22.391
‫این ور و اون ور قایم بشم.

36:22.391 --> 36:23.942
‫من قرار نیست این‌جا وایستم و

36:23.966 --> 36:26.019
‫غر غرهات درباره
‫آلمانی‌ها رو گوش بدم.

36:26.603 --> 36:27.813
‫آندره رو دیدم.

36:28.605 --> 36:29.690
‫مریض نبود!

36:30.315 --> 36:32.211
‫اومدی این‌جا چیکار کنی کوکو؟

36:32.235 --> 36:34.403
‫اگه خر کردن من رو در نظر نگیریم.

36:36.280 --> 36:37.614
‫اومدم عطرم رو بردارم ببرم.

36:38.782 --> 36:40.242
‫از چی صحبت می‌کنی؟

36:40.242 --> 36:43.620
‫قراره شر کسب و کارتون رو کم کنم.

36:45.706 --> 36:47.916
‫دیگه هیچکس عطر شنل شماره‌ی 5 رو نمی‌خره.

36:48.959 --> 36:51.170
‫چون من یه‌چیزی بهتر درست کردم.

36:55.757 --> 36:57.634
‫عطر مادمازل شنل شماره‌ی 1.

36:58.218 --> 37:01.064
‫به دنیا می‌گم که شماره‌ی 5 دیگه

37:01.088 --> 37:03.473
‫عطر مورد علاقه‌ی من نیست،

37:03.473 --> 37:07.895
‫این‌که از این کپیِ افتضاح از
‫عطر من ناراضی‌ام.

37:07.895 --> 37:09.146
‫دیگه کسی حتی سمتشم نمی‌ره.

37:09.146 --> 37:10.230
‫عمراً همچین اتفاقی بیفته.

37:10.230 --> 37:12.179
‫اگه پولی که بهم بدهکاری رو ندی؛

37:12.203 --> 37:14.151
‫می‌بینی چقدر خوب هم اتفاق میفته.

37:15.110 --> 37:16.612
‫تخریب متقابل؟

37:16.612 --> 37:18.030
‫همین رو می‌خوای؟

37:18.030 --> 37:19.364
‫می‌تونی جلوم رو بگیری.

37:21.533 --> 37:22.993
‫یا می‌تونی بذاری برم.

37:23.535 --> 37:26.079
‫اما اگه جلوی من رو بگیری، اون‌ها
‫من رو دستگیر می‌کنن پیر.

37:26.955 --> 37:31.460
‫می‌اندازنم زندان و شاید من رو بکشن!

37:34.421 --> 37:37.299
‫پائول گفت نباید بهت اعتماد کنم
‫و راست می‌گفت!

37:38.550 --> 37:39.927
‫اون من رو می‌شناسه.

37:41.470 --> 37:42.804
‫نه مثل تو.

37:42.804 --> 37:44.306
‫من تو رو نمی‌شناسم.

37:45.182 --> 37:47.935
‫من رو می‌شناسی؟

37:49.269 --> 37:50.270
‫آره.

37:54.441 --> 37:56.235
‫آهای. آهای. آروم.

37:57.194 --> 37:58.320
‫بذار کمکت کنم؛ باشه؟

37:58.320 --> 38:00.197
‫فقط باید از این‌جا برم، باشه؟

38:01.448 --> 38:03.992
‫کاترین، مطمئنی؟

38:03.992 --> 38:05.744
‫آره کریستین. نگران نباش.

38:05.744 --> 38:08.121
‫نگران نباش. صحیح و سالم می‌رسونمش
‫اون‌جا.

38:08.121 --> 38:09.331
‫نگران نیستم.

38:11.291 --> 38:16.380
‫خواهش می‌کنم؛ من فقط می‌خوام که
‫تو جایی باشی که...

38:16.380 --> 38:18.423
‫برو جواب بده؛ شاید کار مهمی داشته باشن!

38:18.423 --> 38:20.884
‫جواب می‌دم؛ ولی می‌شه یه لحظه
‫صبرکنی؟ باشه؟

38:23.679 --> 38:25.389
‫جدی می‌گم کاترین.

38:27.558 --> 38:31.144
‫الو؟ خانم زنکر؟ بله؟

38:31.144 --> 38:33.522
‫یه لحظه من رو می‌بخشید...

38:33.522 --> 38:36.358
‫خواهرم داره می‌ره پیش پدرم، توی کلیــن...

38:36.358 --> 38:38.777
‫می‌شه بعداً باهاتون تماس بگیرم؟

38:40.153 --> 38:41.738
‫کت...

38:42.489 --> 38:43.740
‫چی؟

38:43.740 --> 38:46.243
‫پس می‌بینم‌تون...امروز عصر.

38:46.827 --> 38:51.790
‫آره. الان گوشی رو قطع می‌کنم
‫باشه؟

38:53.876 --> 38:54.710
‫کاترین؟

38:55.586 --> 38:56.587
‫کاترین؟

39:11.935 --> 39:13.562
‫چقدر این خوبه!

39:13.562 --> 39:18.192
‫هنوز هم می‌تونی غوغا به‌پا کنی‌ها!

39:18.942 --> 39:21.361
‫آره؛ این رو با هنری با هم درست کردیم.

39:23.488 --> 39:25.407
‫گفتم حالا که نمی‌تونیم عطر شماره‎ی 5
‫رو تولید کنیم،

39:25.407 --> 39:27.326
‫باید عقل‌مون رو به‌کار بندازیم
‫و یه‌چیز جدید خلق کنیم

39:27.326 --> 39:31.455
‫تا بازار و اسم و رسمم رو دوباره
‫از آن خودم کنم.

39:31.455 --> 39:32.539
‫پیر بیچاره...

39:33.916 --> 39:37.711
‫به‌نظرت اگه بفهمه کمکت کرده تا
‫علیه‌‌ش چنین جنگی راه بندازی واکنشش چیـه؟

39:37.711 --> 39:39.546
‫می‌دونه. بهش گفتم.

39:40.255 --> 39:42.216
‫بهش گفتی و اجازه داد از پاریس بری؟

39:42.883 --> 39:44.092
‫چاره ای نداشت.

39:47.012 --> 39:48.222
‫اون عاشقمه!

39:48.222 --> 39:51.934
‫آره؛ همین کافیه.

39:58.190 --> 40:00.317
‫اون دیگه چیـه زنیکه دیوونه؟

40:01.443 --> 40:02.694
‫یه‌چیزی که کمک می‌کنه بخوابم.

40:05.197 --> 40:08.367
‫اختراع خودم نیست ولی به همون
‫اندازه عالیه.

40:09.826 --> 40:11.411
‫خیلی خستمه السا.

40:12.079 --> 40:14.164
‫و با این حال...نمی‌تونم بخوابم.

40:17.584 --> 40:19.378
یعنی این کمکت می‌کنه بخوابی؟

40:28.929 --> 40:30.889
‫دوست نداری یکمم به من بدی؟

40:30.889 --> 40:32.099
‫واقعاً؟

40:32.099 --> 40:35.394
‫هرجور راحتی.

40:38.021 --> 40:39.731
‫می‌شه فقط خودت برام بزنی‌ش؟ چون من...

40:42.693 --> 40:43.527
‫درد داره؟

40:45.612 --> 40:46.613
‫یه‌ذره.

40:49.241 --> 40:50.701
‫خیلی‌خب.

40:50.701 --> 40:52.661
‫نفس بکش.

40:52.661 --> 40:54.955
‫آی. آی.

40:58.625 --> 41:01.253
‫آی.

41:05.716 --> 41:07.718
‫الان دیگه دوتامون می‌تونیم
‫استراحت کنیم.

41:07.718 --> 41:08.969
‫حق‌مونه.

41:12.931 --> 41:14.808
‫یه کسب و کار تازه هم پیش رومونه.

41:20.230 --> 41:23.775
‫پـات رو بذار این‌جا.

41:24.443 --> 41:25.444
‫ممنون.

41:43.837 --> 41:46.256
‫واقعاً باورم نمی‌شه؛ شوکه شدم.

41:48.091 --> 41:49.801
‫چطوری راضیش کردی؟

41:51.428 --> 41:52.721
‫من بهت ایمان دارم کریستین.

41:54.264 --> 41:56.141
‫و راستشو بخوای، وقتی که پیش بوساک بودم

41:56.141 --> 41:59.895
‫فهمیدم وقتشه یه‌حرکتی
‫هم برای خودم بزنم.

41:59.895 --> 42:02.105
‫من هنوز هم مشتاق‌ اکتشاف ام کریستین.

42:02.105 --> 42:04.566
‫من و لوسین به‌اندازه کافی در کنار هم بودیم.

42:05.067 --> 42:07.319
‫می‌خوام یه‌چیز جدید خلق کنم.

42:07.903 --> 42:11.573
‫آقای بوساک برای خریدن این مکان
‫یه شرطی گذاشته،

42:11.573 --> 42:13.355
‫اونم اینه که زمانی
‫که تو داری آثارت رو

42:13.379 --> 42:15.160
‫خلق می‌کنی، من هم
‫اون‌جا رو اداره کنم.

42:16.912 --> 42:18.330
‫خواسته‌ی من مشارکته.

42:20.207 --> 42:23.627
‫می‌خوام توی این سفر همراهت باشم،
‫تا ازت حمایت کنم

42:24.127 --> 42:28.298
‫تا ازت محافظت و به موفقیت‌
‫هردومون کمک کنم.

42:30.467 --> 42:31.760
‫قبول می‌کنی؟

42:35.639 --> 42:40.853
‫خانم زنکر، از خدامه کسی مثل شما
‫توی این راه همراهم باشه.

42:43.730 --> 42:45.274
‫برای اولین بار بعد از مدت‌ها

42:46.900 --> 42:49.611
‫خوشحالم کردید!

42:53.490 --> 42:54.700
‫- بریم؟
‫- آره.

43:06.962 --> 43:08.172
‫کاترین؟

43:16.388 --> 43:19.766
‫خیلی خوشحالم که اومدی این‌جا.

43:22.186 --> 43:23.770
‫می‌خوام این رو بدونی.

43:24.730 --> 43:26.023
‫ممنونم بابا.

43:36.593 --> 43:43.926
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

44:11.151 --> 44:12.486
‫من رو ببخش...
