WEBVTT

00:51.506 --> 00:57.639
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:57.664 --> 01:01.505
‫«نیو لوک»
‫«فصل اول، قسمت اول»

01:08.907 --> 01:13.194
‫[در حین جنگ جهانی دوم، آلمان‌ها فرانسه
‫را به مدت چهار سال به اشغال خود در آورده]

01:13.218 --> 01:17.505
‫[و فرانسوی‌ها را تحت سلطه
‫و ظلم‌وستم خود قرار داده بودند]

01:18.545 --> 01:25.385
‫[زمانی که جنگ به پایان رسید؛ طراح لباس
‫ناشناخته‌ای به عنوان نمادی از امید ظهور یافت]

01:25.519 --> 01:31.152
‫[این داستان چگونگی برگشت روحیه و
‫امید به زندگی به وسیله تولید و خلق اثر است]

01:32.252 --> 01:36.418
‫[برگرفته از رویدادهای واقعی]

01:37.073 --> 01:41.058
‫[سال 1955 - پاریس]

01:39.683 --> 01:40.976
‫<i>عزیزم، استدعا دارم</i>

01:40.976 --> 01:43.770
‫طراح‌های دیگه برای من اهمیتی ندارن

01:43.770 --> 01:45.856
‫همیشه و همواره حوصله‌ام رو سر بردن

01:45.856 --> 01:49.026
‫اما بانو شنل، ایشون کریستین دیور‌ـه

01:49.026 --> 01:49.943
‫دیور؟

01:49.943 --> 01:52.696
‫من اینجام تا در مورد خاندان شنل
‫صحبت کنم. راجع به بازگشت خودم

01:52.696 --> 01:58.160
‫راجع به اولین مجموعه من از بعد تعطیلی بوتیکم پس از شروع جنگه

01:58.160 --> 02:01.205
‫امروز قراره که از دیور در دانشگاه سوربن تقدیر بشه

02:01.205 --> 02:02.497
‫ازش خبر داشتین؟

02:02.497 --> 02:04.333
‫خوشبختانه نخیر

02:04.333 --> 02:05.459
‫اون‌ها در حال برگزاری

02:05.459 --> 02:07.552
‫برنامه‌ای متشکل از معروف‌ترین
‫طرح‌های ایشون از زمانی که

02:07.576 --> 02:09.545
‫هشت سال پیش خط
‫تولیدشون راه‌اندازی شد، هستند

02:09.545 --> 02:11.340
‫بله، من...

02:11.340 --> 02:14.176
‫شنیده‌ام که آقای دیور این روزها بسیاز مضطربن...

02:14.176 --> 02:16.470
‫...خودش رو از دید دنیا پنهان کرده، و دائماً افسرده‌ست

02:16.470 --> 02:18.555
‫چون که خوب می‌دونه شایسته
‫تمام این تعریف و تمجیدها نیستش

02:18.555 --> 02:20.015
‫من...

02:20.015 --> 02:22.596
‫نه، من دلم برای همه
‫دانشجویانی که امروز در سوربن

02:22.620 --> 02:25.145
‫با ایشون گیر اُفتادن و
‫باید تحملش کنن می‌سوزه

02:25.145 --> 02:29.066
‫دیور. دیور. دیور

02:32.427 --> 02:35.327
‫[ریشیلیو]

02:42.704 --> 02:44.331
‫صبح بخیر

02:45.666 --> 02:47.626
‫پوزش می‌طلبم بابت این تاخیر

02:47.626 --> 02:51.588
‫واضحه که شما هم در هیجان من برای

02:51.588 --> 02:53.423
‫سهیم شدن در این روز تاریخی شریک هستین

02:54.007 --> 02:59.012
‫آقای دیور یحتمل تا چند لحظه دیگه تشریف ‌فرما بشن

03:05.018 --> 03:08.313
‫دیور. دیور. دیور

03:13.986 --> 03:16.238
‫داره بدتر میشه
‫کمکت رو لازم دارم

03:16.238 --> 03:18.115
‫محض رضای خدا

03:19.199 --> 03:22.786
‫نمی‌زاره برم تو،‌و الانم می‌خواد کل برنامه رو کنسل کنه

03:29.835 --> 03:30.961
‫- سیسیل
‫- بله؟

03:30.961 --> 03:33.213
‫چقدر دیگه طول می‌کشه دخترها آماده بشن؟

03:33.213 --> 03:34.715
‫کی لازمشون داری؟

03:35.340 --> 03:36.175
‫الان

03:39.303 --> 03:40.470
‫خانم زناکر؟

03:40.470 --> 03:43.891
‫آه، خانم بونژان
‫به زودی فشن‌شومون رو شروع می‌کنیم

03:43.891 --> 03:46.018
‫که بعدشم سخنرانی آقای
‫دیور رو خواهیم داشت

03:46.018 --> 03:47.519
‫مشکلی وجود داره؟

03:47.519 --> 03:48.604
‫نه مشکلی نیست

03:48.604 --> 03:51.106
‫آقای دیور ترجیح میدن به این شیوه باشه

03:54.943 --> 03:56.737
‫<i>دیور. دیور. دیور</i>

03:56.737 --> 03:59.823
‫همینه، مگه نه؟ این کارت مرگه

04:01.408 --> 04:03.827
‫خانم دله‌هی لطفاً بهشون بگین که من...

04:04.620 --> 04:05.871
‫نمی‌تونم برم اونجا

04:06.663 --> 04:09.499
‫دیور. دیور. دیور

04:09.499 --> 04:12.586
‫خانم‌ها. سریع باشید. پوزیشن‌ها اولی لطفاً

04:12.586 --> 04:14.213
‫سریع، سریع

04:16.548 --> 04:19.760
‫خانم، توافق کرده بودیم که دیگه امروز فالی نگیرید

04:19.760 --> 04:20.928
‫خود آقا اصرار کردن

04:20.928 --> 04:23.222
‫بله و همچنان هم اصرار دارم

04:23.722 --> 04:26.642
‫قرار بود که بلافاصه بعد از آوردن طلسم‌های
‫خوش‌شانسی آقا تشریف ببرید

04:26.642 --> 04:28.644
‫فقط دو کارت دیگه برای خوندن مونده

04:28.644 --> 04:31.688
‫لطفاً بس کنید. با هردوتاتونم

04:31.688 --> 04:35.526
‫کریستین، وقت زیادی نداری
‫مدل‌ها رو فرستادم رو صحنه

04:43.200 --> 04:47.496
‫خانم‌ها و آقایان،
‫نظاره‌گر هنر کریستین دیور باشید

04:59.758 --> 05:01.927
‫<i>اولین عصر</i>

05:13.230 --> 05:14.731
‫<i>!عصر آسیایی</i>

05:19.319 --> 05:21.613
‫<i>عصری در ریو!</i>

05:34.960 --> 05:37.171
‫می‌دونی که این به
‫معنای مرگ واقعی نیستش

05:37.171 --> 05:40.507
‫،زودباش دیگه. دانشجوهای جوان
‫زیبا و سرزنده منتظر تو هستن

05:40.507 --> 05:42.718
‫قراره ازت سوال بپرسن و مطمئنم که اونجا می‌درخشی

06:06.909 --> 06:07.826
‫<i>!خط‌کش خیاط</i>

06:23.133 --> 06:24.843
‫دیور! دیور!

06:50.911 --> 06:51.912
‫ممنونم

07:03.382 --> 07:04.424
‫متشکرم

07:08.011 --> 07:09.471
‫آقای دیور

07:11.139 --> 07:12.641
‫آقای دیور

07:16.854 --> 07:20.023
‫ممنونم. ممنونم

07:20.023 --> 07:22.526
‫بسیار خرسندم، اولین طراح مد که قراره

07:22.526 --> 07:28.699
‫در تاریخ 700 ساله دانشگاه سوربن برای
‫ما سخنرانی کند رو خدمتتون معرفی کنم

07:28.699 --> 07:29.616
‫متشکرم

07:29.616 --> 07:34.288
‫الان که برای نزدیک به یکه دهه‌ست مشهورترین طراح مد جهان هستین

07:34.288 --> 07:39.459
‫آیا از اونچه که خلق کردید و انقلابی
‫که به راه انداختین راضی هستی؟

07:40.752 --> 07:42.421
‫تمام کاری که همیشه می‌خواستم بکنم

07:43.630 --> 07:48.969
‫این بودش که زیباترین لباس زنانه ممکن رو

07:50.137 --> 07:53.390
‫که تا به حال وجود داشته رو طراحی بکنم

07:56.852 --> 08:02.065
‫با اولین مجموعه خودتون در سال 1947،
‫به بشریت کمک کردید تا زیبایی رو کشف کنه

08:02.816 --> 08:06.278
‫و پس از وحشت جنگ جهانی دوم از نو میل به زندگی رو پیدا کنند

08:06.278 --> 08:08.280
‫عه، اینجا این چیزها رو بهتون یاد میدن؟

08:10.199 --> 08:12.576
‫از برترین دانشجویان طراحی لباس دعوت کردیم

08:12.576 --> 08:15.704
‫تا از سراسر جهان امروز در اینجا به ما ملحق بشند

08:15.704 --> 08:20.626
‫این واقعاً یه نکته عطف زندگی منه. ممنونم

08:21.543 --> 08:24.713
‫آقا، بیایید بریم سراغ اصل مطلب، اجازه هست؟

08:24.713 --> 08:26.757
‫لطفاً اولین سوال پرسیده بشه

08:26.757 --> 08:28.342
‫آقای دیور، سلام

08:28.342 --> 08:29.510
‫سلام

08:29.510 --> 08:32.763
‫آم، کوکو شنل این هفته به پاریس برمی‌گرده

08:32.763 --> 08:35.182
‫اونم پس از هشت سال زندگی در تبعید

08:35.182 --> 08:38.227
‫،ایشون مشهورترین طراح جهان قبل از جنگ بود

08:38.227 --> 08:41.980
‫و وعده دادن که تاج و تخت سلطنتی‌شون رو دوباره به دست بیارن

08:41.980 --> 08:44.733
‫برای همین، می‌خواستم بدونم در این مورد چه احساسی دارید؟

08:47.402 --> 08:49.530
‫پس گمونم باید تاج و تخت دشگه برای نشستن پیدا کنم

08:55.869 --> 08:59.206
‫مد، مد. مد چیه؟ به
‫نظر شما دیور یعنی مد‌؟

09:00.082 --> 09:02.042
‫طرح‌های دیور افراطی‌ـه

09:02.042 --> 09:03.919
‫من زمانی واسه
‫گزافگری ندارم

09:03.919 --> 09:06.672
‫نه، سادگی، سبک من اینه

09:06.672 --> 09:09.550
‫این لباس نیست که زن رو می‌پوشه
‫بلکه زنه که لباس رو می‌پوشه

09:11.134 --> 09:14.346
‫و حالا، در 70 سالگی،
‫دوباره برمی‌گردید به این صنعت

09:14.346 --> 09:15.848
‫بسیار الهام بخشه

09:15.848 --> 09:20.185
‫عزیزم، استدعا دارم
‫من هرگز خاندان شنل رو رها نمی‌کنم

09:20.185 --> 09:21.478
‫هرگز

09:21.478 --> 09:24.606
‫خودم ساختمش
‫به تمام چیزهایی که خلق کردم نگاه کنید

09:24.606 --> 09:26.567
‫این تنها دارایی واقعی منه

09:27.693 --> 09:29.611
‫و الان بیشتر از همیشه به من نیاز داره

09:29.611 --> 09:32.322
‫صادقانه بگم، عزیزم... اینو هم چاپ کن...

09:32.322 --> 09:36.410
‫کریستین دیور مد فرانسوی رو به قهقرا برد
‫و من دارم برمی‌گردم تا نجاتش بدم

09:37.661 --> 09:38.662
‫آقای دیور؟

09:39.913 --> 09:40.914
‫بله؟

09:40.914 --> 09:45.085
‫،حقیقت داره که در زمان اشغال پاریس توسط آلمان

09:45.085 --> 09:46.962
‫کوکو شنل آتلیه خودش رو تعطیل کرد

09:47.546 --> 09:50.757
‫و از طراحی لباس برای همسران نازی‌ها خودداری کرد

09:50.757 --> 09:56.096
‫در حالی که شما به طراحی و کسب درآمدتون ادامه دادید؟

09:57.014 --> 09:59.391
‫بیایید لطفاً سوالات خودمون
‫رو به مد و فشن اختصاص بدیم

09:59.391 --> 10:02.227
‫اوه، نه، نه، نه، نه، نه. نه، این سوال خیلی خوبیه،

10:02.227 --> 10:05.022
‫و می‌خوام به سوالاتی که
‫شماها می‌خواهید بپرسید پاسخ بدم

10:07.941 --> 10:10.611
‫خانم شنل کسب و کار خودشون رو داشتن،

10:10.611 --> 10:12.654
‫و این تصمیم ایشون بود که تعطیلش کنه

10:13.488 --> 10:15.949
‫من...

10:15.949 --> 10:19.411
‫من یه هیچ‌کاره بودم که برای
‫لوسین للونگ کار می‌کردش

10:21.038 --> 10:25.959
‫برای کسانی که هرج و مرج جنگ رو پشت سر گذاشتن...

10:26.919 --> 10:33.175
‫...چهار سال اشغال نازی‌ها، سیاه‌ترین روزهای زندگی‌مون بودش...

10:35.802 --> 10:39.348
‫و بله، ما طرح‌هامون رو به همسران و
‫دوست‌دخترهای نازی می‌فروختیم

10:43.685 --> 10:45.354
‫،این واقعیت داره

10:46.522 --> 10:51.276
‫اما همیشه حقیقت دیگه‌ای هم پشت یه واقعیت وجود داره

10:59.514 --> 11:03.189
‫[سال 1943]
‫[ سومین سال تحت اشغال نازی‌ها]

11:03.214 --> 11:04.498
‫خانم‌ها و آقایان،

11:04.498 --> 11:07.459
‫اگه کارت سهمیه‌تون رو نداشته
‫باشید، نمی‌تونیم بهتون غذا بدیم

11:17.219 --> 11:21.306
‫- لطفاً، لطفاً، لطفاً
‫- لطفاً. لطفاً

11:23.016 --> 11:26.061
‫- میشه لطفاً برم جلوتر
‫- نه، نه. متاسفم

11:26.061 --> 11:29.064
‫- اما روز به روز غذا داره تمام میشه
‫- این برای همه‌مون صدق می‌کنه

11:29.064 --> 11:30.691
‫نه، من چند دهن دیگه هم برای سیر کردن دارم

11:30.691 --> 11:32.901
‫لطفاً... این... همه ما در حال تقلاییم

11:32.901 --> 11:35.362
‫دیگه غذایی نمونده! دیگه می‌بندیم

11:37.281 --> 11:39.700
‫بایست
‫بیا مدارکتو ببینیم

11:39.700 --> 11:42.077
‫چرا هر روز ما رو اذیت می‌کنین؟

11:42.077 --> 11:43.161
‫مدارکت

11:43.161 --> 11:45.539
‫هر روز مدارکم رو دیدی

11:46.540 --> 11:48.500
‫میشه حداقل دوربینم رو برگردونی؟

11:49.001 --> 11:52.963
‫خانم، خیلی متاسفم که جلوتون رو گرفتم، اما باید مدارکتتون رو ببینم

11:53.797 --> 11:55.174
‫الساعه

11:55.174 --> 11:56.633
‫و کجا تشریف می‌برین؟

11:57.301 --> 11:58.302
‫سر کار

12:00.846 --> 12:03.307
‫- حالتون امروز صبح چطوره؟
‫- هانس، حالمون چطوره؟

12:04.057 --> 12:06.435
‫کسل. حوصله‌ام سر رفته

12:06.935 --> 12:08.145
‫هانس کسل شده

12:08.770 --> 12:09.771
‫و منم تنهام

12:10.731 --> 12:12.107
‫شما چطوری، خانم؟

12:12.691 --> 12:16.236
‫بیشتر کسلی یا تنها؟

12:18.572 --> 12:19.573
‫شایدم هر دو؟

12:20.866 --> 12:22.284
‫حتماً‌یادم رفته مونده خونه

12:23.702 --> 12:25.829
‫می‌تونم موقع استراحت ناهارم برم بیارمشون

12:25.829 --> 12:28.540
‫چطوره ما هم با شما بریم و از وجودشون مطمئن بشیم؟

12:29.208 --> 12:30.209
‫تو اتاق خوابن؟

12:30.209 --> 12:32.211
‫اگه مدارکی ندارید،
‫باید دستگیرتون کنیم

12:33.545 --> 12:34.546
‫خواهش می‌کنم

12:35.714 --> 12:37.674
‫صرفاً یه اشتباه ساده بودش

12:38.425 --> 12:42.554
‫اشتباهات ساده راه‌حل‌های ساده‌ای هم دارن

12:45.057 --> 12:48.018
‫اگه مقاومت کنی، حیف میشه که بهت صدمه بزنیم

12:52.231 --> 12:55.234
‫!وایستا
‫!وایستا

13:03.325 --> 13:05.577
‫تو چه فکر بودی که می‌خواستی با
‫این کفش‌های احمقانه فرار کنی؟

13:05.577 --> 13:08.163
‫خواهش می‌کنم،‌ نکنید

13:08.163 --> 13:10.415
‫- تو رو خدا بس کنید!
‫- تقلا نکن

13:10.415 --> 13:12.167
‫تقلا نکن

13:12.876 --> 13:14.211
‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

13:14.211 --> 13:16.922
‫- عجله کن
‫- تقلا نکن

13:17.548 --> 13:19.091
‫تقلا نکن

13:19.675 --> 13:21.552
‫گونتر!

13:29.309 --> 13:32.271
‫حالت خوبه؟
‫موفق شدی. تله‌مون جواب دادش

13:32.271 --> 13:33.814
‫- داره ازش خون میاد
‫- ژان، اسلحه‌اش رو بیار

13:33.814 --> 13:35.566
‫- کاترین...
‫چیزی نیست، خون من نیستش -

13:35.566 --> 13:37.317
‫این یکی پول داره

13:37.317 --> 13:38.485
‫خوبه. برش‌دار

13:38.485 --> 13:40.612
‫اینم از راه‌حل ساده‌ات

13:41.238 --> 13:42.614
‫!یالا، بیا بریم

13:42.614 --> 13:45.158
‫<i>زنده باد مقاومت!</i>

13:45.158 --> 13:46.994
‫کمک! کمین زدن!

13:46.994 --> 13:49.496
‫دوتا سرباز نازی مردن. تله مقاومته!

13:49.496 --> 13:51.999
‫قبل اینکه هر کی رو دیدن بگیرن از این خیابون برید!

13:51.999 --> 13:53.876
‫- برو برو!
‫- کدوم‌ وری؟

14:04.678 --> 14:06.430
‫- از دستشون در برید!
‫- اینوری بیایین

14:06.430 --> 14:08.515
‫امشب نمیشه برگرشت
‫پیش دانشجوها

14:10.350 --> 14:12.436
‫- مطمئنی واسه‌ منم جا هست؟
‫- آره

14:12.436 --> 14:14.730
‫- هوات رو داریم
‫- عجله کن، ژان

14:14.730 --> 14:15.647
‫یالا، عجله کن

14:19.276 --> 14:24.156
‫شوهرت کجاست؟
‫چرا همراهت نیست؟

14:24.156 --> 14:25.782
‫خونه‌ات کجاست؟

14:25.782 --> 14:28.202
‫- همونجا
‫- برو خونه!

14:31.079 --> 14:32.122
‫همه برن خونه‌هاشون!

14:32.122 --> 14:33.415
‫از خیابان‌ها برید

14:33.415 --> 14:37.002
‫برگردید به خونه‌هاتون. همین الان. برید!

14:51.391 --> 14:53.352
‫هردوتون برید تو. همین الان

14:54.353 --> 14:55.771
‫- بخورش
‫- ممنونم

14:59.942 --> 15:01.360
‫برو خونه!

15:01.360 --> 15:02.819
‫واسه این مهمات
‫از کجا بیاریم؟

15:02.819 --> 15:05.864
‫این‌ها رو داریم. این‌ها به دردمون می‌خورن

15:05.864 --> 15:10.077
‫- چیه؟
‫- تو آلمان بهش میگن...

15:13.664 --> 15:14.998
‫کسی تا خونه دنبالت کرد؟

15:16.250 --> 15:19.294
‫- نه
‫- مطمئنی؟ از بیرون صدای جیغ و داد شنیدم

15:21.296 --> 15:22.381
‫کی هستی؟

15:24.508 --> 15:28.095
‫کی هستی؟ جواب بده
‫ایشون کیه؟ هروه

15:28.887 --> 15:31.807
‫هروه، ایشون کی هستن؟

15:32.391 --> 15:35.561
‫اینجا خونه منخ، باشه؟
‫و باید جوابمو بدی

15:35.561 --> 15:37.855
‫راستی خواهرم کجاست؟
‫اون کجاست؟

15:37.855 --> 15:41.149
‫هروه بجوابتون رو می‌داد ولی من
‫ ازش خواستم که اینکار رو نکنه

15:42.192 --> 15:43.026
‫ممنونم

15:43.735 --> 15:46.530
‫باید بم بگین که چه خبره

15:48.949 --> 15:51.201
‫نباید زیاده از حد نگران بشید

15:51.785 --> 15:54.454
‫نباید بیهوده به ودتون اضطراب بدید

15:55.038 --> 15:57.332
‫تنها کاری که می‌کنه باعث میشه بیشتر نگران بشید

15:57.332 --> 15:58.959
‫نه، نه، نه، نه. نه
‫متاسفم. نه

15:58.959 --> 16:00.377
‫خوشحالم که بهت پناه بدم

16:00.377 --> 16:04.089
‫ولی اضای مقاومت دارن به نازی‌ها تو این محله کمین می‌زنن

16:04.089 --> 16:08.719
‫و تو... پا میشی این غریبه رو با خودت میاری خونه

16:08.719 --> 16:10.345
‫این احمقانه‌ست

16:10.345 --> 16:12.431
‫آقای للونگ  دستمزد این هفته رو دادش؟

16:12.431 --> 16:14.433
‫- باید خصوصی صحبت کنیم
‫- شاید یه وقت دیگه

16:14.433 --> 16:17.269
‫می‌دونم که همه این‌ها واسه‌ات استرس‌زاست،
‫ کریستین، اما ضروری‌ـه

16:17.269 --> 16:19.396
‫لطفاً تو نگران من نباش، هروه

16:19.396 --> 16:21.231
‫اینهمه پول از کجا اومده؟

16:21.231 --> 16:23.358
‫نازی‌ها به للونگ مجوز دادن تا به

16:23.358 --> 16:27.279
‫اسپانیا و آمریکای جنوبی لباس بفروشه

16:27.279 --> 16:30.324
‫- و همچنین، ماجراهایی تو راهه...
‫- ... پس کار بیشتری قراره داشته باشیم

16:30.949 --> 16:36.413
‫- چی می‌دوزی؟
‫- لباس مجلسی

16:36.413 --> 16:37.581
‫لباس مجلسی؟

16:39.124 --> 16:42.220
‫تنها افرادی که در حال
‫حاضر مهمانی برگزار می‌کنن،

16:42.244 --> 16:45.339
‫نازی‌ها هستند و تو داری
‫براشون لباس مجلسی می‌دوزی

16:45.339 --> 16:46.632
‫واقعاً احمقی

16:47.466 --> 16:49.009
‫واقعاً یه پیرمرد خرفتی

16:51.386 --> 16:52.804
‫نباید براشون کار کنی

16:53.305 --> 16:55.265
‫و بعدش اخراجم می‌کنن، نه؟

16:55.265 --> 16:57.267
‫و بعدشم بی‌پول می‌مونیم

16:57.267 --> 16:59.144
‫و شما بعدش دست به چه کاری می‌زنی؟ ها؟

16:59.144 --> 17:03.524
‫چون که تقریباً تمام این پول صرف شما و تلاش‌هاتون میشه

17:04.273 --> 17:05.400
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه:

17:05.400 --> 17:09.404
‫تو دقیقاً همون کاری که بهم قول داده بودی نکنی،‌ کردی

17:10.030 --> 17:11.198
‫باید معذرت بخواهی

17:12.281 --> 17:13.825
‫-  باید چیکار کنم؟
‫- معذرت بخواه

17:13.825 --> 17:16.118
‫ژان کارهای مهمی برای کمک به نبرد پاریسی‌ها می‌کنه

17:16.118 --> 17:19.623
‫من بابت حرف‌های نسنجیده‌ام
‫ عذرخواهی می‌کنم، آقای دیور

17:19.623 --> 17:24.252
‫و من... و به نظرم همه‌مون شانس آوردیم که
‫ کاترین برداری مثل شما داره

17:25.546 --> 17:28.339
‫ببینید، ما نمی‌تونیم تا 72 ساعت
‫ آینده تو خیابون رفت و آمد کنیم

17:28.339 --> 17:30.717
‫و نگران نباشید، ما بلافاصله
‫بعدش از اینجا میریم

17:31.510 --> 17:34.054
‫یعنی،‌ البته که می‌خوام کاترین اینجا بمونه

17:34.805 --> 17:36.056
‫نه؟ می‌مونی؟

17:37.850 --> 17:40.185
‫بعد از تاریکی هوا ژان رو دزدکی فراریش میدیم

17:41.103 --> 17:42.855
‫و بعد اونم همه‌مون میریم

17:45.482 --> 17:48.277
‫نمیشه لطفاً به حرفام گوش بدی؟

17:50.487 --> 17:53.574
‫اگه ندونم کجایی خواب به چشام نمیادش

18:04.084 --> 18:06.545
‫خیله‌خوب، باشه، می‌تونین بمونید

18:06.545 --> 18:10.465
‫خیله‌خب. ام...  نه، حق با شماست

18:10.465 --> 18:12.509
‫بله، آم، می‌تونید بمونید

18:13.302 --> 18:14.469
‫می‌تونین اینجا بمونید

18:14.469 --> 18:17.222
‫به نظر من ایده بهتریه. امن‌ترـه

18:20.857 --> 18:27.057
‫[کمپ اسرای جنگی فرانسه]
‫[48 کیلومتری پاریس]

18:27.149 --> 18:29.568
‫اون آلمانی صحبت نمی‌کنه

18:29.568 --> 18:30.903
‫بهم دست نزن

18:30.903 --> 18:33.488
‫- کوکو
‫- کجا...

18:41.038 --> 18:43.540
‫- آندره؟
‫- و شما کی باشین؟

18:44.041 --> 18:48.378
‫سندی دارم که زندانی 4332 رو تحویل بگیرم

18:49.463 --> 18:52.090
‫- آندره؟ آندره؟
‫- سرت رو پایین نگه‌دار

18:53.133 --> 18:54.301
‫خودتی؟

18:56.512 --> 18:59.056
‫خانم، بهم گفتند که
‫آزادی برادرزاده‌تون

18:59.056 --> 19:02.100
‫یک لطف شخصی در حق شما بوده

19:02.100 --> 19:03.227
‫و کسی هم نباید اینو بدونه

19:03.227 --> 19:05.437
‫من اومدم دنبال آندره. چیزی جزء اون برای من اهمیت نداره

19:05.437 --> 19:07.272
‫می‌تونم بهتون پول بدم. می‌تونم...

19:07.272 --> 19:08.941
‫- من پول دارم
‫- عه، پولم میدی؟

19:08.941 --> 19:12.444
‫بله... هر چقدر که
‫بخواهید. من پول دارم

19:12.444 --> 19:13.654
‫فکر کردی می‌تونی منو بخری؟

19:16.073 --> 19:17.533
‫نمی‌تونی منو با پولت بخری

19:17.533 --> 19:19.535
‫- نه!
‫- نه! تو رو خدا

19:19.535 --> 19:23.080
‫- نه، شلیک نکن!
‫- صبرکن! به ما گفته شد که پول بیاریم،

19:23.956 --> 19:25.249
‫خانم منظورشون فقط همین بودش

19:25.249 --> 19:28.252
‫اگه دست من بود، اون همین الانش هم مرده بود

19:28.252 --> 19:29.419
‫شاید حتی شما

19:29.419 --> 19:30.712
‫خوشبختانه، اینطور نشده

19:45.102 --> 19:46.728
‫خواهش می‌کنم

19:51.441 --> 19:53.652
‫- برادرزاده‌ات تحویل بگیر
‫- خدا را شکر

19:53.652 --> 19:55.696
‫متشکرم

19:55.696 --> 19:57.239
‫کوکو، دوستت دارم

19:57.239 --> 19:58.448
‫بیا

19:58.448 --> 19:59.908
‫- ما باید...
‫- بیا بریم خونه

20:00.409 --> 20:02.870
‫بیا. بلند شو

20:10.169 --> 20:13.380
‫همونطور که خواستید شد،
‫آقای اشپتز. تموم شدش

20:15.174 --> 20:16.425
‫سپاسگزارم بودش؟

20:16.925 --> 20:17.926
‫سپاسگزار؟

20:18.719 --> 20:19.720
‫چه اهمیتی داره؟

20:19.720 --> 20:23.265
‫برای فرمانده شلنبرگ مهمه.
‫می‌خواد سه روز دیگه بره دیدنش

20:23.849 --> 20:27.060
‫مراقب باشید که اون و
‫بارون به ریتز برگردند

20:28.103 --> 20:29.271
‫در سلامت کامل

21:26.351 --> 21:28.150
‫[کریستین دیور]

21:33.084 --> 21:36.050
‫[پیر بالمن]

21:37.339 --> 21:39.475
‫<i>تنها افرادی که در حال
‫حاضر مهمانی برگزار می‌کنن،</i>

21:39.499 --> 21:41.635
‫<i>نازی‌ها هستند و تو داری
‫براشون لباس مجلسی می‌دوزی</i>

21:55.243 --> 22:00.003
‫[هتل ریتز]

22:00.028 --> 22:01.363
‫حالش چطوره؟

22:02.406 --> 22:03.615
‫در حال بهبوده

22:08.704 --> 22:11.665
‫وقتی سپردنش به من یه بچه کوچولو بودش

22:13.166 --> 22:14.334
‫موقعی که خواهرم فوت کردش

22:22.259 --> 22:24.595
‫همونطور که اون موقع لازمم داشت، ‌الانم داره

22:25.220 --> 22:26.972
‫مهم اینه که الان خونه‌ست

22:26.972 --> 22:29.183
‫بله، به لطف شما، بارون

22:30.726 --> 22:32.019
‫بهتون مدیونم

22:32.019 --> 22:33.979
‫تو هیچی بهم مدیون نیستی، کوکو

22:36.940 --> 22:38.483
‫تو حتی بهش
‫نگاه نمی‌کنی!

22:38.483 --> 22:42.279
‫آقای بالمن، من زمانی واسه تلف کردن

22:42.279 --> 22:45.574
‫روی طرح‌هایی که نمی‌پسندم، ندارم

22:45.574 --> 22:48.493
‫دقیقاً از چیش خوشتون نمیاد؟

22:47.172 --> 22:51.852
‫[لوسین للونگ]
‫[موسس مزون للونگ]

22:48.493 --> 22:50.829
‫چیزی توش نمی‌بینم. هیچی

22:50.829 --> 22:55.042
‫به جز لباس تونیک بعد از ظهری
‫ایده‌آل با پارچه کرپ د چین مشکی

22:52.246 --> 22:55.926
‫[پیر بالمن]
‫[طراح مزون للونگ]

22:55.042 --> 22:58.003
‫آقای بالمن، از شما خواسته
‫نشده بود که تونیک طراحی کنید

22:58.003 --> 23:01.924
‫نه، در واقع از شما خواسته
‫شده بود که لباس مجلسی طراحی کنید

23:00.109 --> 23:03.609
‫[خانم ریموند زناکر]
‫[مدیر مزون للونگ]

23:01.924 --> 23:04.384
‫حالا، چهار روز دیگه از مهلتتون باقی مونده،

23:04.384 --> 23:09.723
‫و لباس‌های مجلسی تا حدی از
‫لباس‌های تونیک مجلل‌تر هستند

23:09.723 --> 23:11.141
‫و جزئیات بیشتری هم دارند

23:11.141 --> 23:15.687
‫چیزی، برای مثال، آقای
‫بالمن، تو همین مایه‌ها

23:17.147 --> 23:19.608
‫آه، آقای دیور

23:19.608 --> 23:23.695
‫این لباس مجلسی بسیار زیباییه

23:23.695 --> 23:27.908
‫و خیلی ممنونم چیزی رو که ازتون
‫خواسته شده بود رو طراحی کردید

23:27.908 --> 23:29.785
‫از بین طرح‌هایی که تا به حال داشتید
‫این یکی رو بیشتر از همه دوست دارم

23:29.785 --> 23:31.245
‫- اوم
‫- بله. آفرین، کریستین

23:31.245 --> 23:33.205
‫- راستش خیلی زیباست
‫- ممنونم

23:33.205 --> 23:35.832
‫- اگه بخوای به طرح‌های من نگاه کنی...
‫- آه، بله، خیلی عالی میشه

23:35.832 --> 23:38.210
‫آقای للونگ... من تا وقتی که بهم نگید که این لباس‌ها

23:38.210 --> 23:39.878
‫برای چه افرادی هستی، طراحی نخواهم کرد

23:39.878 --> 23:43.757
‫پیر، باید از پرسیدن سؤالاتی که

23:43.757 --> 23:45.801
‫نمی‌خواهی پاسخشون رو بدونی، خودداری کنی

23:45.801 --> 23:49.429
‫خب، شاید باید از طراحی،
‫و نفس کشیدن هم خودداری کنم

23:49.429 --> 23:50.472
‫پیر

23:50.472 --> 23:52.057
‫و شاید حتی از زنده موندن!

23:53.267 --> 23:54.560
‫خداحافظ

23:55.269 --> 23:57.980
‫بسیار هوشمندانه به تصویر کشیده شده، کریستین

23:57.980 --> 24:01.817
‫و لایه بندیش هم مفهومی
‫بسیار الهام بخشه

24:01.817 --> 24:05.904
‫مشتری خواسته که برای پرو لباس خودت هم اونجا باشی

24:06.488 --> 24:08.448
‫خواهش می‌کنم، من نمی‌×وام تو چیزی جزء

24:08.448 --> 24:09.950
‫طراحی لباس‌ها دخیل باشم

24:09.950 --> 24:12.286
‫ایشون شخصاً خواستار حضورت شده

24:14.413 --> 24:15.747
‫در توانم نیستش. متاسفم

24:15.747 --> 24:17.207
‫کریستین، باید بیای

24:17.207 --> 24:20.586
‫ما نمی‌تونیم سزای دشمنی با این افراد رو بدیم

24:21.753 --> 24:23.130
‫یه خیاط بفرست

24:23.130 --> 24:26.925
‫- ایشون به طور خاص تو رو خواسته
‫- چرا؟

24:26.925 --> 24:28.343
‫دلیلش رو نمی‌دونیم

24:28.844 --> 24:29.887
‫ما تو رو می‌فرستیم

24:29.887 --> 24:31.138
‫ولی من اندازه‌هاش رو دارم

24:31.138 --> 24:33.724
‫می‌تونم بدونه پرو کردن لباسش رو بدوزم

24:35.017 --> 24:36.768
‫من خواسته‌ی خاصی ازت ندارم

24:36.768 --> 24:39.646
‫ولی تو این مورد خواسته‌ات بیش از حده

24:43.734 --> 24:46.028
‫ولی شما رئیس بانک هستید

24:46.028 --> 24:48.780
‫منظورتون چیه که انتقال وجوه غیر ممکنه؟

24:48.780 --> 24:51.033
‫خانواده من به اون
‫پول وابسته هستند

24:51.033 --> 24:53.952
‫خانم، شما دیگه به اون
‫حساب دسترسی ندارید

24:53.952 --> 24:57.664
‫چی؟ اما این شرکت منه. پول منه

24:57.664 --> 25:00.167
‫شرکای شما تو آغاز
‫جنگ از کشور فرار کردن

25:00.167 --> 25:02.044
‫و اون‌ها دیگه مراودتی با بانک ما ندارن

25:02.044 --> 25:04.213
‫وجوه توی حساب دیگه
‫ به نام ورتایمر نیستش

25:04.213 --> 25:07.466
‫ولی اون‌ها نمی‌تونند بدون اجازه من همچین تصمیمی بگیرن

25:07.466 --> 25:09.593
‫تنها چیزی که می‌تونم بهتون بگم
‫ اینه که اینمکار رو انجام دادن

25:10.427 --> 25:13.889
‫شما به اون حساب
‫دسترسی ندارید. متاسفم

25:19.478 --> 25:23.023
‫اما شاید بهتر باشه از نازی‌ها هم کمکی بگیرید

25:25.526 --> 25:26.652
‫چطور جرأت می‌کنی؟

25:27.402 --> 25:28.987
‫دیگه بسه. می‌تونید تشریف ببرید!

25:28.987 --> 25:30.239
‫هرجور راحتید

25:31.281 --> 25:32.866
‫ولی اون‌ها راه‌هایی برای
‫رسیدگی به این موارد دارند

25:32.866 --> 25:34.034
‫چه راه‌هایی؟

25:34.034 --> 25:35.369
‫راجع به یهودیان

25:36.203 --> 25:38.747
‫مردم از برادران ورتایمر خوششون میاد

25:38.747 --> 25:40.541
‫یا که حداقل اینظور بهم گفته شده

25:46.380 --> 25:51.093
‫بهت گفتم به آقای ورتایمر بگین که
‫ضروری‌ـه همین الان باهاش صحبت کنم!

25:54.221 --> 25:57.599
‫بله، می‌دونم، الان تو نیویورک سر صبحه

25:57.599 --> 26:00.060
‫برام مهم نیست که خوابه!
‫بیدارش کن!

26:00.894 --> 26:03.146
‫بهم گوش کن،
‫پیتاره احمق!

26:03.146 --> 26:06.108
‫به پیر و برادر خنگش بگو که،

26:06.108 --> 26:09.027
‫نمی‌زارم از این کارشون قسر در برند

26:09.736 --> 26:11.947
‫اون دزدها سرم رو کلاه گذاشتن!

26:13.031 --> 26:14.032
‫الو؟

26:17.119 --> 26:21.456
‫همیشه فکر می‌کردم که شرکای شما
‫به دلیل حمله نازی‌ها به آمریکا فرار کردند

26:21.456 --> 26:24.960
‫- اون‌ها فرار کردند چون که شما موندی
‫- خنده‌دار نیستش!

26:25.460 --> 26:28.255
‫اون‌ها شرکای تو هستند،
‫کوکو، نه دوستات

26:28.255 --> 26:32.134
‫می‌خواستم مبلغ زیادی رو
‫به عنوان هدیه بهت بدم

26:32.134 --> 26:33.510
‫من پولت رو نمی‌خوام

26:33.510 --> 26:36.221
‫ولی باید پیذرای سپاسگزاریم باشی

26:36.221 --> 26:41.143
‫من تا ابد از اینکه آندره رو
‫نجات دادی سپاسگزارت خواهم بود

26:42.019 --> 26:47.608
‫کوکو، درحال چیزهای مهم‌‌تری
‫ برای نگرانی داریم

26:48.775 --> 26:49.776
‫چی شده؟

26:50.319 --> 26:51.612
‫رابط من،

26:51.612 --> 26:55.240
‫همونی که آزادی آندره رو محیا کرد، می‌خواد ببیندت

26:55.240 --> 26:56.325
‫چرا؟

26:56.325 --> 26:57.409
‫راجع بهش حرف زدیم

26:58.076 --> 27:00.454
‫می‌دونستیم که همیشه احتمال این هست
‫ که در ازای

27:00.454 --> 27:02.080
‫آزادی آندره چیزی ازت بخواد

27:02.080 --> 27:03.665
‫بله، اما دیگه آزاد شده

27:03.665 --> 27:04.708
‫کوکو

27:04.708 --> 27:06.460
‫نمی‌تونی بفهمی چی می‌خوادش؟

27:06.460 --> 27:07.794
‫سعی‌م رو کردم

27:11.173 --> 27:13.967
‫تهدید کردن اگه نری دیدنش منو دستگیر کنن

27:16.178 --> 27:18.764
‫خواهش می‌کنم. می‌خوای بهم یه هدیه بدی؟

27:19.973 --> 27:21.683
‫اینو به عنوان یه هدیه برای من در نظر بگیر

27:21.683 --> 27:22.976
‫امشب برو به دیدنش

27:23.894 --> 27:25.604
‫قراره به این هتل بیادش

27:25.604 --> 27:29.983
‫عه، باشه، بارون، من...

27:30.567 --> 27:32.819
‫خب شاید بتونن کمکم کنن، آه...

27:32.819 --> 27:36.657
‫...تا شرکتم رو پس بگیرم

27:36.657 --> 27:38.909
‫عه، توصیه می‌کنمبا احتیاط قدم برداری

27:40.035 --> 27:43.789
‫موج جنگ ممکنه به
‫زودی به نفع متفقین تغییر پیدا کنه

27:45.082 --> 27:47.042
‫نمی‌خوای که آخرش مثل من بشی

27:47.042 --> 27:49.837
‫ببخشید که خودمو همدستشون کردم

28:03.141 --> 28:05.811
‫باید دست از هرکاری که براش انجام میدی برداری

28:05.811 --> 28:07.980
‫من با دوچرخه پیام می‌رسونم

28:07.980 --> 28:09.231
‫بهم دروغ نگو

28:12.359 --> 28:14.653
‫عشقی که بهش داری کورت کرده

28:15.279 --> 28:17.489
‫مسئولیت تو گردن منه، کاترین

28:17.489 --> 28:18.949
‫و چرا دقیقاً؟

28:20.909 --> 28:21.994
‫چرا؟

28:22.703 --> 28:25.497
‫چون که به مادر قول دادی
‫که ازم مراقبت کنی؟

28:31.128 --> 28:32.588
‫بیا اینجا، کریستین

28:36.508 --> 28:38.010
‫اون هدیه ماست

28:38.010 --> 28:39.469
‫مال من و تو

28:40.345 --> 28:42.931
‫می‌ترسم بیشتر از این عمرم به این دنیا قد نده

28:43.724 --> 28:46.101
‫تو باید ازش مراقبت کنی، کریستین

28:47.895 --> 28:50.939
‫تو باید راهنماییش کنی، تا وقتی که زنده‌‌ای

28:52.858 --> 28:54.234
‫تو خیلی خارق‌العاده‌ای

29:01.116 --> 29:01.950
‫گشتاپو

29:04.578 --> 29:07.039
‫زود باش. بیا دعامون رو بکنیم

29:08.248 --> 29:12.711
‫خیلی خوشحال می‌شد اگه شکوفه
‫زدن این گل‌ها رو خودش میدید

29:27.518 --> 29:29.937
‫تو مسئولیتی بابت من نداری

29:36.610 --> 29:39.821
‫تو مسئول سرنوشت خودتی، کریستین

29:41.823 --> 29:43.325
‫این دعای من واسه توئه

29:55.212 --> 29:58.757
‫- خوبه، نه
‫- این واقعاً زیباست

29:58.757 --> 30:02.219
‫- آره متشکرم. ممنون کریستوبال
‫- چی...

30:03.136 --> 30:04.763
‫نظرت راجع به این یکی چیه؟

30:06.473 --> 30:09.309
‫- من، ام... من...
‫- نظرت چیه کریستین؟

30:11.687 --> 30:13.605
‫به نظرم بهتر از این هم می‌تونی طرح کنی

30:13.605 --> 30:16.149
‫باشه، ولی، آه، چطور
‫می‌تونم بهترش کنم؟

30:16.149 --> 30:19.486
‫- چطور بهبودش میدی؟
‫- نه، من... موقعیت من تغییری نکرده

30:19.987 --> 30:21.697
‫من برای نازی‌ها کار نمی‌کنم

30:20.819 --> 30:21.819
‫[کریستوبال بالنسیاگا]
‫[طراح مد]

30:22.197 --> 30:24.283
‫حتی اگه از گشنگی بمیری؟

30:25.158 --> 30:27.411
‫نمی‌زارم همچین لکه‌ای روی اسم بالنسیاگا نقش ببنده

30:27.411 --> 30:31.456
‫اوه، پس للونگ براشون کار می‌کنه؟

30:31.456 --> 30:33.125
‫- منظورت اینه؟
‫- ساده‌لوح نباش

30:33.125 --> 30:35.878
‫تو در حال طراحی لباس برای مجلسی هستی
‫ که  قرار از فرمانده شلنبرگ،

30:35.878 --> 30:37.296
‫ رئیس اس اس تو پاریس استقبال بشه

30:37.296 --> 30:38.630
‫من پول لازم دارم

30:38.630 --> 30:41.675
‫باید از پدر و خواهرم حمایت کنم

30:41.675 --> 30:43.927
‫اون‌ها ازت نمی‌خوان که با نازی‌ها، کریستین

30:43.927 --> 30:44.845
‫- خواهش می‌کنم
‫- من... من

30:44.845 --> 30:47.306
‫نه، من مشتری داشتم که
‫گمان می‌کردم نازی‌ـه،

30:47.306 --> 30:50.434
‫و دوبار باهام تماس گرفت
‫و ازم خواست برم و براش لباس پرو کنم

30:50.434 --> 30:52.186
‫هر دو بار هم رد کردم

30:52.186 --> 30:55.230
‫و للونگ هم بهمون نگفته که
‫برای چه افرادی داریم طراحی می‌کنیم

30:55.230 --> 30:58.066
‫خب، حدس من اینه
‫که للونگ برای محافظت از شما

30:58.901 --> 31:00.485
‫و دادن پول بهتون داره دروغ میگه

31:02.154 --> 31:04.698
‫اگه این جنگ تمام بشه و
‫حقیقت آشکار بشه،

31:04.698 --> 31:07.034
‫اون به هر دوی شما این امکان رو
‫ میده که ادعای بی‌خبری کنین

31:07.034 --> 31:08.535
‫من نمی‌تونم

31:09.953 --> 31:11.205
‫حتی فکرش هم حالام رو خراب می‌کنه

31:12.247 --> 31:16.084
‫ولی بهم بگو که،‌کدوم یکیش رو بیشتر دوست داری؟

31:16.084 --> 31:17.044
‫اونی که کمانش...

31:17.044 --> 31:22.090
‫نازی‌ها به من و کوکو شنل پول زیادی
‫پیشنهاد کردند تا براشون لباس طراحی کنیم

31:22.090 --> 31:27.387
‫- ما هر دو پیشنهادش رو رد کردیم
‫- پس، آه، چرا اون الان تو ریتز اقامت داره؟

31:31.183 --> 31:33.060
‫خبر ندارم

31:33.060 --> 31:35.479
‫ولی می‌تونم بهتون بگم
‫که کوکو شنل وقتی شنید

31:35.479 --> 31:37.105
‫که نازی‌ها تو راه هستن از
‫شدت عصبانیت فریاد زد

31:37.105 --> 31:41.151
‫هر چیز دیگه‌ی، اگه به شخصه نشنیدیش،
‫اگه ندیدیش، شایعه‌ست

31:41.151 --> 31:42.861
‫- پس خودت دیدی و شنیدی؟
‫- بله

31:42.861 --> 31:45.656
‫بله، من اونجا با چشم و گوش خودم شاهدش بودم

31:45.656 --> 31:49.368
‫ای وای من. هی. چرا
‫همه اینقدر جدی هستند؟

31:49.368 --> 31:52.663
‫صرفاً یه شب دیگه تو روزهای
‫نکبتی اشغال آلمانه دیگه

31:56.166 --> 31:59.837
‫یه روزی، همه چیز تموم میشه، نه؟

32:01.129 --> 32:03.799
‫و الانم باید از خودت بپرسی، که زمانش کی فرا میرسه

32:05.217 --> 32:07.594
‫و آیا می‌تونی با کاری که انجام دادی کنار بیای؟

32:09.179 --> 32:12.224
‫انتخاب‌های ما، باور کن، مهم هستند

32:28.740 --> 32:31.326
‫سلام آلبرت، شخصی منتظر منه

32:31.326 --> 32:32.536
‫خانم

32:33.078 --> 32:34.079
‫متشکرم

32:37.291 --> 32:39.626
‫از آشنایی با شما خوشحالم، خانم

32:39.626 --> 32:41.545
‫بارون بسیار ذکر خیرتون رو گفته برام

32:41.545 --> 32:43.755
‫جوری که انگار احساس می‌کنم آشناهای قدیمی هستیم

32:44.339 --> 32:45.340
‫شما انگلیسی هستین؟

32:46.091 --> 32:47.676
‫مادرم بودش. بریم؟

32:49.052 --> 32:50.679
‫من حتی اسم شما رو هم نمی‌دونم

32:51.180 --> 32:55.392
‫نام خانوادگی من دینکلاگه هستش،
‫ولی می‌تونید منو اشپتز صدام کنید

32:55.392 --> 32:57.227
‫تو زبان آلمانی به معنای «گنجشک» هستش

32:57.227 --> 32:59.980
‫چرا به این اسم صداتون میکنن، آقای اسپتز؟

32:59.980 --> 33:02.357
‫چون من دقیقا برعکس یک گنجشک هستم

33:02.357 --> 33:04.735
‫با پرهای ژنده و آوای زشتش

33:05.527 --> 33:07.362
‫بریم؟

33:09.323 --> 33:11.575
‫- چیزی برای نگرانی ندارید
‫- من نگران نیستم

33:11.575 --> 33:16.288
‫- یعنی الان یه لرزش خفیفی تو دستاتون نیستش؟
‫- چرا بهم نمیگین که کجا داریم میریم؟

33:16.288 --> 33:19.333
‫خب، برای خودمون تو رستوران
‫ماکسیم یه میز بسیار زیبا تدارک دیدم

33:19.333 --> 33:20.501
‫لطفاً

33:23.295 --> 33:28.884
‫باید اینو امتحانش کنید.
‫این یکی از شامپاین‌های مورد علاقه منه

33:32.137 --> 33:36.683
‫افتخاریه که به عنوان
‫مهمان شما دعوت شده‌ام. هوم

33:36.683 --> 33:39.019
‫در حقیقت، مثل این که
‫خانم کاملاً شگفت زده شدند که

33:39.019 --> 33:43.815
‫خودشون رو در کنار هاینریش هیملر بزرگ می‌بینند

33:44.608 --> 33:47.194
‫اشپتز، به خانم اطلاع ندادی که...

33:47.194 --> 33:48.779
‫... چه کسی قراره برای شام همراهیشون کنه؟

33:50.322 --> 33:55.244
‫آه. لطفاً بخاطر کوتاهی‌هاش عفوش کنید

33:55.244 --> 33:57.162
‫به سلامتی شما

33:58.080 --> 34:01.333
‫بگین ببینم...

34:01.333 --> 34:06.880
‫...کوکو، نظر شما در مورد
‫طراح لوسین للونگ چیه؟

34:07.381 --> 34:08.382
‫شخص مورد احترامیه؟

34:08.382 --> 34:11.217
‫نه توسط کسانی که می‌دونند استعدادی در طراحی نداره

34:11.217 --> 34:14.847
‫شما واقعاً شگفت انگیزی

34:15.931 --> 34:17.933
‫یه شخص نادر که به حقیقت سخن میگه

34:17.933 --> 34:21.687
‫للونگ صرفاً دیگران رو برای انجام
‫کار‌هایی که خودش نمی‌تونه استخدام می‌کنه

34:21.687 --> 34:24.606
‫اون اسم خودش رو آثار مستخدمینش می‌ذاره

34:24.606 --> 34:27.775
‫اون مایه شرم لباس‌های اعلاست

34:27.775 --> 34:31.697
‫پس چرا اون رئیس‌
‫این مد فرانسوی شدش؟

34:31.697 --> 34:33.657
‫اوه، خیلی ساده‌ست من گفتم:
‫«نه.» اون گفت «بله.»

34:38.996 --> 34:40.455
‫یه چیزی رو بهم بگو

34:40.455 --> 34:43.125
‫جرای شما فرانسوی‌ها و این اسم‌های هوس بافانه چیه؟

34:43.125 --> 34:44.751
‫اصلاً این «اوت کوتور» چیه؟

34:44.751 --> 34:46.460
‫- اوت کوتور؟
‫- آره

34:46.460 --> 34:48.297
‫به معنی لباس‌هایی با دوخت بالاست

34:48.964 --> 34:50.507
‫- آهان؟
‫- اهوم

34:51.466 --> 34:55.888
‫هر چیزی که الان می‌بیند دوخت دست هستش. هوم؟

34:55.888 --> 34:59.975
‫پارچه‌های باکیفیت.
‫درواقع به بیان دیگه اعلاترین مد‌ـه

35:00.851 --> 35:06.815
‫دوختین حداقلا 366 ساعت طول میشکه. هوم؟

35:06.815 --> 35:08.609
‫بهترین بهترین‌هاست

35:10.861 --> 35:11.945
‫بله

35:12.988 --> 35:15.282
‫و ما می‌خواستیم
‫همه‌ش رو به برلین ببریم

35:16.909 --> 35:18.160
‫- ببرینش؟
‫- بله

35:18.911 --> 35:20.245
‫همه‌ش رو ببریم

35:21.496 --> 35:24.124
‫تا برلین رو به پایتخت این
‫لباس‌های اعلاء تبدیل کنیم

35:27.294 --> 35:29.546
‫اما آقای للونگ گفت که
‫ این امر امکان پذیر نیستش

35:29.546 --> 35:31.465
‫مگه اینکه بخوایم 15 هزار
‫ نفر رو هم نقل و مکان بدیم

35:31.465 --> 35:34.051
‫- این حقیقت داره؟
‫- نه

35:34.051 --> 35:35.636
‫نظر منم همینه. می‌دونستم

35:35.636 --> 35:37.513
‫حداقل باید 20 هزار نفر در نظر بگیرید

35:37.513 --> 35:40.807
‫- واقعاً؟
‫- از کجا بدونم؟

35:40.807 --> 35:43.560
‫لطفاً شامپاین بیشتری بیارید

35:45.854 --> 35:48.982
‫باید به مشکلات شخصی شما هم رسیدگی کنیم

35:50.817 --> 35:53.195
‫اضپتز بهم اطلاع داده
‫که می‌تونیم در خصوص...

35:53.195 --> 35:55.155
‫... یه موضوع تجارتی بهتون کمک کنیم

35:55.155 --> 36:00.369
‫بارون، دوست قدیمی‌تون،
‫جزئیاتش رو با ما

36:00.369 --> 36:03.914
‫دوستان جدیدتون، در میان گذاشته

36:04.998 --> 36:07.501
‫نمی‌خواهم که مزاحمتون بشم. چیزه، آه...

36:08.001 --> 36:11.171
‫این، برادران ورتایمر، شرکای
‫شما، اون‌ها یهودی هستند؟

36:11.880 --> 36:16.176
‫من تو قضاوتم مرتکب اشتباه شدم

36:16.176 --> 36:17.261
‫بله، بله. بله

36:18.762 --> 36:20.764
‫چنین بدرفتاری که شما تحمل می‌کنید...

36:20.764 --> 36:23.934
‫...متأسفانه، از قماش این‌ها هیچی بعید نیستش

36:25.102 --> 36:26.895
‫از قوانین آریایی آگاه هستید؟

36:28.021 --> 36:33.819
‫نه، تمام تلاشم رو می‌کنم تا از تمام قوانین بی‌اطلاع بمونم

36:33.819 --> 36:36.822
‫کوکو، چیزی که من و پیشوا...

36:36.822 --> 36:39.116
‫...در همان ابتدای فعالیت‌هامون متوجه شدیم

36:39.116 --> 36:43.328
‫اینه که برای از
‫بین بردن یهودیت...

36:45.622 --> 36:50.544
‫ابتدا باید هرگونه احساس تعلقی رو که
‫ممکنه داشته باشند رو از بین ببریم

36:51.545 --> 36:54.298
‫و ما این کار رو با محروم کردن
‫اون‌ها از هر چه که دارن انجام میدیم

36:54.298 --> 36:55.549
‫این می‌تونه هنر اون‌ها باشه

36:55.549 --> 36:57.509
‫مثلاً می‌تونه خونه اون‌ها باشه

36:58.177 --> 37:01.597
‫و در ادامه، می‌تونید
‫حدس بزنید که بعدش چیه؟

37:03.098 --> 37:04.600
‫نمی‌دونم، لطفاً روشنم کنید

37:05.601 --> 37:10.063
‫شأن اون‌ها. امیدشون. روحشون

37:12.107 --> 37:17.029
‫قوانین آریایی بهمون اجازه میده هرچی که
‫ یهودی داره رو ازشون بگیریم. هوم؟

37:17.029 --> 37:19.531
‫به حکم قانون، اون‌ها دیگه نمی‌تونند مالک چیزی باشند

37:20.324 --> 37:24.703
‫پس چرا لطفاً بهم اجازه نمیدید که یه نگاهی
‫ به مسئله این ورتایمرها بندازم؟

37:32.336 --> 37:33.837
‫به افتخار خانم شنل

37:34.713 --> 37:35.714
‫کوکو

37:35.848 --> 37:43.714
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

37:43.931 --> 37:45.224
‫آقای دیور

37:47.267 --> 37:48.477
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

37:48.477 --> 37:50.354
‫باید باهاتون حرف بزنم

37:57.236 --> 38:00.405
‫- ایشون کیه
‫- آم، این پسر همسایمه

38:04.284 --> 38:06.203
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

38:06.203 --> 38:08.413
‫من از خونه شما میرم، آقای دیور

38:08.413 --> 38:10.278
‫متاسفم که اگه مایه‌ی دردسرتون شده باشم،

38:10.302 --> 38:12.167
‫یا که هر خطری برای زندگی
‫شما ایجاد کرده باشم. من...

38:12.167 --> 38:14.962
‫اون موقع من عصبی شده بودم،‌ولی تو باید بمونی

38:14.962 --> 38:18.715
‫اگه من بذارم برم برای شما امن‌تره

38:19.216 --> 38:22.094
‫و... و منم می‌تونم با بقیه دانشجوها بمونم

38:22.970 --> 38:23.971
‫من تصمیم رو گرفتم

38:23.971 --> 38:25.055
‫این
‫ چیه؟

38:25.681 --> 38:27.724
‫این سهم من از چیزیه
‫دیروز بهم دادید

38:27.724 --> 38:29.852
‫من نیازی به پول شما ندارم، آقای دیور

38:29.852 --> 38:33.564
‫و من با کاترین صحبت
‫کردم. قراره پیشتون بمونه

38:33.564 --> 38:35.858
‫- برای همه‌مون اینجوری امن‌تره
‫- اینو بگیر

38:36.900 --> 38:39.319
‫شما پسرها نوشیدنی چیزی می‌خواید؟

38:57.838 --> 39:02.050
‫بهم بگو، اینجا بودن خیلی هیجان انگیزه، نه؟

39:03.260 --> 39:04.845
‫آقای اسپتز

39:07.347 --> 39:10.017
‫من شام‌های زیادی در رستوران ماکسیم مهمان بودم

39:10.767 --> 39:13.145
‫برام سرشار از خاطره‌ست

39:13.937 --> 39:16.648
‫اما آیا هاینریش هیملر

39:17.524 --> 39:20.319
‫قدرت‌مندترین مردی بوده که باهاش شام خوردی؟

39:28.660 --> 39:30.537
‫شاید افراد قدرتمند دیگه‌تی هم بوده باشه

39:31.997 --> 39:36.168
‫سر وینستون چرچیل، بی قصد توهین
‫ می‌تونم بگم که قدرتمندترینش بوده

39:36.168 --> 39:39.755
‫یا بهتره بگیم که اون قدرت‌مند بودش

39:40.506 --> 39:43.050
‫ولی اون نمی‌تونه بهتون کمک
‫کنه تا شرکتت رو پس بگیری

39:47.012 --> 39:48.347
‫می‌تونم ازتون تمنا کنم که

39:48.347 --> 39:51.892
‫قبل از برگشتن به ریتز برای یه
‫حواس‌پرتی دیگه هم به من ملحق بشین؟

39:51.892 --> 39:55.395
‫گمون نکنم که بتونم یه سورپرایز
‫بزرگ دیگه شما رو هضم کنم، آقای اسپتز

39:55.395 --> 39:56.855
‫دیگه سوپرایزی در کار نیست

39:57.439 --> 40:01.485
‫فقط کمی، قراره خرید کنیم

40:02.528 --> 40:04.279
‫می‌خوای منو ببری خرید؟

40:05.030 --> 40:06.198
‫تو این وقت؟

40:08.992 --> 40:11.662
‫خواهش می‌کنم، خانم، از این طرف

40:22.589 --> 40:23.924
‫اینجا زندگی می‌کنین؟

40:24.758 --> 40:27.928
‫نه رها شده. ولی الان دیگه مال ماست

40:29.638 --> 40:30.764
‫بعد از شما

40:40.566 --> 40:47.364
‫خانم، می‌توانید فهرستی تهیه کنید تا هر
‫آیتمی که دوست داشتید مال شما بشه

40:47.364 --> 40:48.740
‫من به چیزی نیاز ندارم

40:53.370 --> 40:57.708
‫مالکان اینجا یهودی هستند؟

40:57.708 --> 41:00.627
‫شنیدید که آقای هیملر چی گفتن

41:01.545 --> 41:03.797
‫یهودیان دیگه
‫مالک چیزی نیستند

41:06.550 --> 41:08.510
‫هر چیزی رو که می‌بینید و دوستش دارید

41:08.510 --> 41:11.597
‫تو سوییت‌تون در
‫ریتز بهتون تحویل داده میشه

41:12.639 --> 41:14.224
‫این یه دنیای جدیدـه

41:14.725 --> 41:16.268
‫وقتشه که در آغوشش بگیرید

41:24.985 --> 41:29.198
‫بدون ثروت، بدون قدرت...

41:31.867 --> 41:33.285
‫همه ما عوض شدنی هستیم

41:38.665 --> 41:41.877
‫اما خب، در سوی دیگه افراد واقعاً برازنده هم وجود دارند

41:42.961 --> 41:46.298
‫هیچ‌کس هرگز نخواد تونست جای
‫کوکو شنل بزرگ رو بگیره

41:50.344 --> 41:53.096
‫عه، من سال‌هاست که دنبال...

41:53.096 --> 41:56.058
‫...  یکی از این‌ها بودم

41:58.143 --> 42:00.812
‫صدای بوق هم داره

42:02.564 --> 42:04.483
‫عه، واقعاً هنوز کار می‌کنه

42:04.483 --> 42:06.735
‫این... بی‌بهائه

42:08.320 --> 42:11.490
‫اگه اجازه بدید چه افتضاحی از برازندگی‌تون به‌جا بذارم

43:06.712 --> 43:09.840
‫کریستین، دیگه یه قدمم نمی‌تونم راه برم

43:10.382 --> 43:11.425
‫باهام به خونه بیا

43:11.425 --> 43:15.304
‫- نه، باید کار کنم.
‫- نصف شبه

43:15.304 --> 43:18.599
‫ما بدجور مست شدیم
‫- باید تمومش کنم

43:19.349 --> 43:21.643
‫کار، کار، کار

43:22.978 --> 43:27.232
‫ژاک بس کن، بس کن. امن نیستش. امن نیستش

43:27.232 --> 43:28.609
‫تو ذهنت مشغول اون پسره

43:28.609 --> 43:30.944
‫- نه
‫- چرا، هستش

43:30.944 --> 43:33.864
‫نمی‌دونی داری راجع به چی حرف میزنی

43:33.864 --> 43:36.241
‫من باید برم. باید یه لباس مجلسی کوفتی طراحی کنم

43:36.241 --> 43:37.659
‫تقصیر تو نیستش

43:53.634 --> 43:56.845
‫<i>وقتی کریستین 14 ساله بودش،
‫یه فالگیر کف دستش رو خوند</i>

43:56.845 --> 43:58.680
‫<i>و بهش گفت که آدم بسیار فقیرش خواهد بود</i>

44:01.225 --> 44:05.103
‫<i> همچنین پیش‌بینی کردش که اون روزی لذت زیادی
‫برای زنان به ارمغان خواهد آورد</i>

44:07.189 --> 44:09.608
‫پدر و مادر ما نمی‌تونستند جلوی خنده‌شون رو بگیرند

44:19.743 --> 44:21.912
‫<i>گفتش اون ذات خوبی داره،</i>

44:23.288 --> 44:26.667
‫و در عین حال روحیه شکننده‌ای داره

44:28.168 --> 44:29.336
‫هوم

44:30.045 --> 44:32.381
‫این یک ترکیب دشواریه

44:36.844 --> 44:39.680
‫او همیشه به خوبی
‫ازم مراقبت می‌کرد

45:00.075 --> 45:00.909
‫هروه؟

45:11.086 --> 45:13.297
‫- الو؟
‫<i>- باید با ژان صحبت کنم</i>

45:14.590 --> 45:17.134
‫<i>اینجا نیستظ. پیش بقیه دانشجوهاست</i>

45:20.679 --> 45:24.641
‫<i>- نازی‌ها خط تلفنشون رو قطع کردند</i>
‫- چیکار کردند؟ خدای من، کی؟

45:33.692 --> 45:35.944
‫کاترین، کیه؟

45:38.614 --> 45:40.199
‫راجع به دانشجوهاست

45:41.116 --> 45:42.701
‫قراره بهشون حمله بشه

45:45.495 --> 45:47.539
‫پایین بمون، ای خوک!

45:52.878 --> 45:54.963
‫نه، نه، نه!

45:59.218 --> 46:02.804
‫بلند شو! بیا اینجا

46:38.882 --> 46:40.133
‫کریستین

46:42.344 --> 46:43.720
‫خیلی خوشگله

46:44.471 --> 46:47.516
‫خیلی بیشتر از چیزی که
‫می‌تونستم انتظار داشته باشم

46:48.517 --> 46:52.020
‫و البته خیلی بیشتر از
‫چیزی که لیاقتش رو داره

46:52.813 --> 46:56.567
‫آه، اون قراره زیباترین زن تو رقص امشب باشه

46:56.567 --> 47:00.863
‫آره، ام... بیشتر از چیزی شد که منم انتظار داشتم

47:02.739 --> 47:06.827
‫اما پارچه، طرحش، لباس...

47:09.162 --> 47:11.164
‫همه‌شون بی‌گناه هستند

47:11.957 --> 47:17.754
‫فقط زنی که قراره به زودی بپوشدش فاسده

47:21.258 --> 47:25.262
‫امشب ما پذیرای والتر شلنبرگ

47:25.262 --> 47:27.764
‫در پاریس با یه مهمانی رقص بزرگ

47:27.764 --> 47:28.724
‫کی؟

47:28.724 --> 47:30.642
‫والتر شلنبرگ

47:30.642 --> 47:34.104
‫قراره به زودی به عنوان رئیس اطلاعات
‫ خارجی نازی منصوب بشه

47:34.104 --> 47:38.358
‫عه یه مهمانی رقص؟ چه عجیب و جالب

47:39.484 --> 47:40.819
‫دوست دارم به من ملحق بشی

47:40.819 --> 47:45.532
‫ممکنه برای عصر برنامه‌های دیگه‌ای داشته باشم

47:45.532 --> 47:48.076
‫خب، دستور میدم که تغییرش بدن

47:48.076 --> 47:52.623
‫عزیزم، تو برای هیچ‌کاری به من دستور نمیدی

47:52.623 --> 47:55.042
‫خب، متاسفانه باید اصرار کنم

47:55.042 --> 47:58.670
‫شلنبرگ شخصا درخواست حضورت رو کرده

47:58.670 --> 48:00.339
‫ساعت 7 بهت زنگ می‌زنم

48:13.018 --> 48:15.312
‫دوست من، ما چندتا اسم می‌خوایم...

48:15.312 --> 48:20.943
‫- ...آدرس، رابط‌هات. هوم؟
‫- نه...

48:35.791 --> 48:38.919
‫اگر اسمی نیایی، می‌کشیمت

48:39.503 --> 48:42.047
‫لازم نیست اینطور بشه

48:43.382 --> 48:46.426
‫برید سراغ بقیه

48:47.177 --> 48:48.387
‫تو هم کشته میشی

49:03.610 --> 49:06.947
‫گزارش‌هامون تأیید می‌کنن که، ام،

49:07.948 --> 49:09.783
‫فردا ساعت 11 صبح

49:11.326 --> 49:14.037
‫قراره که هر پنج دانشجو تو
‫ میدان تیر بالارد اعدام بشن

49:16.415 --> 49:18.709
‫کاری نیست که بتونیم بهشون کمک کنیم؟

49:19.418 --> 49:21.920
‫خب، باید با واحدهای دیگه ارتباط برقرار کنیم

49:23.964 --> 49:27.634
‫شاید وقتی که دارن می‌برنشون به میدان تیر تونستیم فراریشون بدیم

49:27.634 --> 49:28.844
‫این امکان پذیره؟

49:29.344 --> 49:30.345
‫نمی‌دونم

49:31.430 --> 49:34.057
‫باید تلاش‌مون رو کنیم. ما مدیونش هستیم

49:41.857 --> 49:44.234
‫کاترین، ازت می‌خوام چندتا پیام برسونی، باشه؟

49:45.068 --> 49:46.153
‫دوچرخه‌ رو بیار

49:49.239 --> 49:50.741
‫لطفاً اونو نفرستش

49:51.909 --> 49:53.577
‫هروه، خواهش می‌کنم

49:59.249 --> 50:00.417
‫باید تلاش‌مون رو بکنیم

50:00.417 --> 50:03.754
‫می‌فهمم

50:06.715 --> 50:09.551
‫کاترین، تایر جلو... تایر جلو پنچره

50:09.551 --> 50:11.637
‫مشکلی نیست. خودم میارمش

50:24.024 --> 50:27.778
‫خیله‌خب. اولی
‫به اولیویه‌ست

50:28.904 --> 50:30.656
‫دومی به برنارد‌ـه

50:30.656 --> 50:32.491
‫و آخری هم  به آنتوان

50:33.867 --> 50:35.786
‫و ما همم ممکنه که این خونه رو ترک کنیم

50:38.080 --> 50:39.623
‫اون‌ها ممکنه ژان رو مقر بیارن

50:39.623 --> 50:41.750
‫اون کسی رو لو نمیده

50:41.750 --> 50:46.296
‫از کجا اینو می‌دونی؟
‫چطور اینقدر مطمئنی؟

50:46.296 --> 50:48.006
‫اون کسی رو لو نمیده

51:01.603 --> 51:03.397
‫الو، شما؟

51:03.897 --> 51:05.983
‫کریستین، لوسین‌م

51:06.567 --> 51:09.695
‫باید خیلی فوری باهات حرف بزنم

51:13.198 --> 51:14.992
‫کریستین، من کمکت رو لازم دارم

51:14.992 --> 51:18.537
‫لباس مجلسی امروز
‫عصر یه مشکلی داره

51:18.537 --> 51:19.997
‫من تو آشپزخانه‌م

51:23.792 --> 51:24.793
‫لباس مجلسی مشکل داره؟

51:24.793 --> 51:28.964
‫یه نقصی... یه پارگی داره

51:28.964 --> 51:32.509
‫و مشتری همین الانش هم تو مراسمه

51:32.509 --> 51:34.595
‫و شوهرش یکی از میزبان‌هاست

51:34.595 --> 51:39.558
‫ و تلفن زد و خواست که شخصاً بیای و درستش کنی

51:43.020 --> 51:46.607
‫چیکار کنیم؟
‫چیکار ‌کنیم؟

51:46.607 --> 51:49.193
‫کریستین، این آدما منو می‌ترسونن

51:49.193 --> 51:50.527
‫متاسفم

51:50.527 --> 51:56.742
‫ببخشیدم، ولی به نظرم خطرناکه که این
‫ خدمت کوچیک رو ازشون دریغ کنم

51:56.742 --> 51:58.327
‫بهت التماس می‌کنم

52:01.371 --> 52:03.207
‫عصر بخیر. خوش آمدید

52:03.207 --> 52:05.042
‫فقط طبقه بالا برید، لطفاً

52:05.709 --> 52:07.044
‫دعوتنامه‌تون رو محبت کنید، لطفاً

52:12.674 --> 52:14.092
‫یه مارتینی پر مایه الان واقعاً به دردم می‌خوره

52:14.593 --> 52:16.678
‫با کمال میل بعدا از جلسه‌ات بهت ملحق میشم

52:16.678 --> 52:18.055
‫دعوتنامه‌تون رو محبت کنید، لطفاً

52:21.934 --> 52:23.101
‫لطفاً

52:23.101 --> 52:24.186
‫دعوت‌نامه؟

52:27.856 --> 52:29.233
‫آماده‌ای؟

52:29.858 --> 52:31.818
‫- خانم
‫- متشکرم

52:36.532 --> 52:39.368
‫باید سلاح‌های بیشتری بیارم. دوباره اینجا می‌بینمت

52:39.368 --> 52:41.036
‫لطفاً مواظب باش، عشقم

52:59.721 --> 53:00.973
‫برو جلوتر

53:00.973 --> 53:03.267
‫خم شو. بی‌حرکت وایستا

53:03.267 --> 53:06.728
‫یالا،‌آشغال

53:07.980 --> 53:11.483
‫اگه اسمی بهمون بدی همچنان می‌تونی خودت رو نجات بدی

53:23.787 --> 53:25.205
‫دعوتنامه‌تون رو محبت کنید، لطفاً

53:25.205 --> 53:27.165
‫- ببخشید. ببخشید
‫- دعوت‌نامه

53:27.165 --> 53:28.667
‫بله، ام...

53:31.712 --> 53:33.255
‫- آقای دیور؟
‫- بله

53:33.255 --> 53:34.256
‫فقط اومدم که...

53:34.256 --> 53:36.133
‫همین‌جا صبر کنید

53:40.429 --> 53:45.934
‫ام. آقای شلنبرگ

53:48.729 --> 53:51.815
‫خانم، چه افتخاری

53:52.482 --> 53:53.817
‫واقعاً مفتخر شدم

53:53.817 --> 53:56.570
‫از اشپتز عزیز بابت معرفی شما ممنونم

53:56.570 --> 53:59.114
‫افتخار برای منه، آقای شلنبرگ

53:59.656 --> 54:01.909
‫- به فرانسه خوش آمدید
‫- متشکرم

54:03.118 --> 54:06.872
‫می‌دونستم دلیل خوبی وجود داره که تمام عمرم
‫رو تا حالا برای بازدید از پاریس صبر کرده بودم

54:07.789 --> 54:08.707
‫و اون چیه؟

54:08.707 --> 54:11.502
‫خوب، چه کسی بهتر از کوکو شنل می‌تونست ازم استقبال کنه؟

54:11.502 --> 54:13.837
‫بزرگتر از هر ستاره
‫هالیوودی حال حاضر

54:15.839 --> 54:18.467
‫باهام هم قدم بشید.
‫باهام هم قدم بشید

54:19.468 --> 54:20.844
‫باهام هم قدم بشید. زودباشید

54:23.013 --> 54:24.139
‫ببخشید

54:28.185 --> 54:29.394
‫آقای دیور

54:45.953 --> 54:48.580
‫من عاشق پاریس‌م

54:50.541 --> 54:51.959
‫خب، چیش رو نمیشه دوست نداشت؟

54:53.669 --> 54:56.380
‫یه خبر دارم براتون و فقط برای شماست

54:57.089 --> 54:58.131
‫لطفاً بنشیند

54:59.675 --> 55:04.346
‫هوم، ما از دادگاه‌ها خواستیم که

55:04.346 --> 55:06.807
‫برای کسب و کار شما به قوانین آریایی استناد کنند

55:10.352 --> 55:11.937
‫این همون چیزی بود که می‌خواستید، نه؟

55:14.815 --> 55:20.028
‫من بیش از 20 سال
‫است که منتظر این بودم

55:22.739 --> 55:24.032
‫خب این اشتباه کیه؟

55:24.658 --> 55:27.327
‫صمیمانه عذرخواهی می‌کنم

55:27.327 --> 55:28.704
‫چقدر بی استعدادی؟

55:28.704 --> 55:30.122
‫درستش می‌کنم

55:30.122 --> 55:32.457
‫این اولین بارشه که قراره
‫والتر شلنبرگ رو ملاقات کنه

55:32.457 --> 55:34.793
‫- اهمیتش رو درک می‌کنی؟
‫- بله آقا، می‌فهمم

55:34.793 --> 55:37.963
‫یالا بجنب، تا درستش نکردی جایی نرو

55:40.924 --> 55:43.468
‫میشه لطفاً پارگی رو ببینم؟

55:46.513 --> 55:47.973
‫تنها اومدید؟

55:48.682 --> 55:53.187
‫این ایراد از دوخت نیستش

55:53.770 --> 55:56.190
‫شما کریستین دیور هستید؟

55:56.190 --> 55:57.357
‫چگوچطور این اتفاق افتادش؟

55:57.357 --> 55:58.525
‫خودشید؟

55:59.193 --> 56:00.485
‫بله

56:00.485 --> 56:01.820
‫کار خودم بودش

56:03.322 --> 56:04.406
‫چرا؟ آه، چرا؟

56:04.406 --> 56:07.284
‫چون از دیدن من امتناع کردی. اونم دو برابر

56:09.036 --> 56:12.206
‫متوجه نمیشم خانم، اما اشکالی نداره

56:12.206 --> 56:14.082
‫خواهرت کاترینه، درسته؟

56:15.834 --> 56:17.586
‫اون تو مقاومته؟

56:22.466 --> 56:23.509
‫چطور از این خبر داری؟

56:23.509 --> 56:26.261
‫ازش عکسی دارن که دارن همه‌جا نشونش میدن

56:26.261 --> 56:28.805
‫و منم شناختمش،
‫چون با هم تو یه مدرسه بودیم

56:28.805 --> 56:32.142
‫- ولی اسمش رو نمی‌دونن
‫- کی؟ کی؟ کی دنبالش می‌گرده؟

56:32.142 --> 56:34.811
‫گشتاپو. اون در امان نیستش

56:34.811 --> 56:37.231
‫ظنشون اینه که تو کمین اخیر دست داشته

56:37.231 --> 56:39.650
‫یه دوربین و عکس ازش پیدا کردن

56:39.650 --> 56:42.986
‫می‌دونن که با دوچرخه پیام می‌رسونه،
‫ولی نتونستن جاش رو پیدا کنن

56:42.986 --> 56:45.781
‫نگران پارگی نباشید. برید
‫به خواهرتون هشدار بدید

56:45.781 --> 56:48.075
‫و از خیابون‌ها دوری کنید. برو برو برو!

56:53.789 --> 56:55.874
‫وقتی که ماموریت ما رو به اتمام برسونید،

56:55.874 --> 56:59.461
‫شرکای یهودی‌تون دیگه هیچ ادعایی
‫ روی شرکت شما نخواهند داشت

56:59.461 --> 57:01.922
‫و خواسته‌ی دیگه‌ای نخواهید داشت؟

57:03.423 --> 57:06.009
‫هوم. بله

57:06.552 --> 57:07.427
‫هوم

57:09.596 --> 57:14.601
‫- اگه ناراحت نمیشید، گفتید:
‫- «ماموریت». چی... چه ماموریتی؟

57:22.317 --> 57:24.528
‫خانم

57:29.199 --> 57:35.247
‫برای کسانی که هرج و مرج جنگ رو پشت سر گذاشتن...

57:46.425 --> 57:48.260
‫وقت زیادی نمونده

57:53.098 --> 57:55.642
‫<i>...چهار سال اشغال نازی‌ها...</i>

57:59.188 --> 58:01.106
‫ سیاه‌ترین روزهای زندگی‌مون بودش...

58:01.690 --> 58:05.861
‫شما باید به پایان دادن به جنگ
‫بین آلمان و بریتانیا کمک کنید

58:08.822 --> 58:10.532
‫من به چی کمک کنم؟

58:11.450 --> 58:13.285
‫<i>و به خوبی عطش‌مون برای...</i>

58:16.997 --> 58:18.332
‫<i>بقا یافتن رو درک کردیم</i>

58:22.377 --> 58:24.338
‫الان سرافراز و
‫هیجان زده شدید؟

58:27.633 --> 58:29.259
‫چطور ممکنه؟

58:47.653 --> 58:49.238
‫فردا به دیدن من میایید و در مورد

58:49.863 --> 58:52.032
‫ و در مورد کار‌هایی که در دست دارید
‫بیشتر صحبت خواهیم کرد

59:07.881 --> 59:10.551
‫دیور... بایست

59:10.551 --> 59:13.303
‫همه تلاشت رو برای جلب رضای آقای اشمیت انجام دادی؟

59:13.303 --> 59:16.515
‫ بله، بله. و الانم، آه... من فقط... دارم میرم خونه

59:22.354 --> 59:24.189
‫<i>چون که چیزی جزء این نداریم</i>

59:26.441 --> 59:29.611
‫عطشی برای بقاء

59:29.611 --> 59:31.321
‫بس کن، تو رو خدا! نه، نه

59:38.996 --> 59:40.998
‫برای من خلق آثارم...

59:51.216 --> 59:54.553
‫به معنای بقا یافتن بودش

59:54.578 --> 01:00:04.082
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
