WEBVTT

00:01.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.021 --> 00:20.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:00.091 --> 01:01.549
باید فوراً برن

01:01.574 --> 01:04.574
‫اردوگاهِ نزدیک به «گردنه‌ی سه بُت‌کده»
‫کلی آدم از دست داده

01:05.687 --> 01:07.396
‫به نیروی پشتیبانی نیاز داره

01:07.521 --> 01:09.706
‫سرهنگ دستور داده صد نفر اعزام بشن

01:10.104 --> 01:13.021
‫گردنه‌ی سه بُت‌کده
‫بیش از صد کیلومتر از اینجا فاصله داره

01:13.396 --> 01:15.210
‫نیروها رو می‌فرستم تا راهنمایی‌شون کنن

01:15.437 --> 01:17.853
‫من نگران گم شدن اونا نیستم

01:17.878 --> 01:19.793
‫سرگرد، این آدم‌ها به قدری
‫حالشون وخیمـه که

01:19.818 --> 01:21.258
‫توانایی رفتن به چنین مسیری رو ندارن

01:21.283 --> 01:23.991
‫لب مرز کارها داره کُند پیش میره

01:24.016 --> 01:26.266
‫همچین اجازه‌ای نمیدیم

01:27.479 --> 01:29.061
‫سرگرد، سرگرد

01:29.062 --> 01:31.270
‫من صد نفر آدم ندارم بهت بدم

01:31.271 --> 01:32.436
‫این آدم‌ها مریضن

01:32.437 --> 01:34.061
‫استرالیایی‌ها باید نظافت رو
‫از ژاپنی‌ها یاد بگیرن

01:34.062 --> 01:36.353
‫پس بهم صابون بدید، آب بدید،

01:36.354 --> 01:37.603
خودم تمیزشون می‌کنم

01:37.604 --> 01:39.275
‫ولی این آدم‌ها رو
‫به سفر مرگ‌شون نفرست

01:39.300 --> 01:42.300
‫من کسی رو نمی‌فرستم.
‫تویی که انتخاب‌شون می‌کنی.

01:53.354 --> 01:54.562
‫صد نفر!

01:57.464 --> 01:59.320
‫تو انتخاب می‌کنی

02:08.896 --> 02:10.479
‫نیروها همین الان راه میفتن

02:11.146 --> 02:13.062
‫با همین لباسی که تن‌شونه ببرشون

02:14.646 --> 02:17.229
‫هر چیز دیگه‌ای که بخواید اونجا هست

02:20.817 --> 02:21.942
‫صد نفر!

02:24.054 --> 02:34.054
‫« ترجمه از امیر فرحناک »

03:01.396 --> 03:04.956
‫به دستور سرگرد باید صد نفر
‫راهی گردنه‌ی سه بُت‌کده بشن

03:04.981 --> 03:07.772
‫اگه تمام کسایی که
‫پوتین پاشونه بیان، مطمئن‌تره

03:43.062 --> 03:44.646
‫هوی...

05:26.873 --> 05:28.415
‫ممنونم، قربان

05:28.729 --> 05:31.229
‫خیلی دلم می‌خواد یه وقت تو هوبارت
‫همدیگه رو ببینیم و یه آبجو بخوریم

05:31.254 --> 05:33.379
‫چرا که نه، چام

05:54.104 --> 05:56.120
‫- ممنونم، قربان
‫- لی...

05:56.145 --> 05:57.228
‫بابت همه چی

06:08.729 --> 06:10.187
‫ممنون، قربان

07:20.521 --> 07:22.146
‫چام کیـه دیگه؟

07:24.479 --> 07:26.311
‫دیشب دم به دقیقه اسمش رو

07:26.312 --> 07:29.479
‫تکرار می‌کردی،
‫انگار که داری با کسی حرف می‌زنی

07:30.562 --> 07:33.229
‫یه پسری که یه موقعی می‌شناختمش

07:34.232 --> 07:37.190
‫چرا اونوقت اسم این پسر توی سرت بود؟

07:37.521 --> 07:38.896
‫نمی‌دونم

07:41.104 --> 07:42.896
‫زمان جنگ مرد

07:45.812 --> 07:47.604
‫برات صبحونه بیارم؟

07:51.687 --> 07:53.312
‫نه

07:58.979 --> 08:01.146
‫اومدم باهات خداحافظی کنم

08:03.979 --> 08:08.562
‫از اولش هم قرار بود
‫یه پایانی داشته باشه، مگه نه؟

08:09.354 --> 08:10.771
‫رابطه‌ی من و تو...

08:12.271 --> 08:13.729
‫انگار که...

08:14.979 --> 08:16.561
‫من فقط یه حواس‌پرتی

08:16.562 --> 08:18.322
‫واسه خاطراتی‌ام که توی سرتـه

08:18.347 --> 08:21.890
‫- اینجوری‌ها نیست
‫- چرا، هست

08:24.896 --> 08:29.478
‫اونقدری شریک کابوس‌هات بودم که بدونم

08:29.479 --> 08:35.062
‫هر اتفاقی که از سر گذروندی،
‫یه رد عمیق به جا گذاشته

08:41.187 --> 08:44.146
‫و من مطمئن نیستم که
‫بتونم ازت مراقبت کنم

08:49.771 --> 08:52.354
‫ممنون بابت نگرانیت، لینت

08:53.937 --> 08:55.479
‫ولی...

08:56.812 --> 08:58.229
‫بهتره بری

09:25.312 --> 09:26.312
‫بیدار شو

09:27.146 --> 09:29.434
‫پاشو ببینم. یالا، بیدار شو!

09:33.687 --> 09:34.687
‫بجنب

09:35.896 --> 09:37.229
‫زود باش، بلند شو

10:01.062 --> 10:02.062
‫سرگرد!

10:08.021 --> 10:11.134
‫با ساخت راه‌آهنی که
‫سیام و برمه رو به هم متصل می‌کنه،

10:11.312 --> 10:15.020
‫دیگه نیازی نیست برای تدارکات
‫به نیروی دریایی وابسته باشیم

10:15.444 --> 10:17.986
‫حالا دیگه مستقل‌ایم

10:18.604 --> 10:20.315
‫برای آینده‌ی ژاپن و

10:20.521 --> 10:21.854
‫برای امپراتوری

10:22.812 --> 10:24.229
‫تا ابد!

10:34.259 --> 10:37.618
‫زنده باد اعلیحضرت امپراتور

10:54.021 --> 10:55.896
‫حرکت!

12:08.271 --> 12:10.978
‫امروز حالتون چطوره، آقای اوانز؟

12:10.979 --> 12:14.771
‫شما بهم بگید. هنوز هم جراح هستم؟

12:15.271 --> 12:19.187
‫ما اطلاعاتی در مورد تحقیقات مربوط به
‫سوءرفتار حرفه‌ای شما داریم

12:19.937 --> 12:22.603
‫اعضای شورا به این نتیجه رسیدن که
‫شما مقصر نیستید و

12:22.604 --> 12:26.138
‫هیچ گونه رفتار نامناسبی در

12:26.163 --> 12:28.329
‫جراحی خانم دیویس صورت نگرفته

12:28.354 --> 12:30.061
‫حالا این یعنی چی؟

12:30.062 --> 12:32.778
‫یعنی هیچ اقدام دیگه‌ای صورت نمی‌گیره و

12:32.803 --> 12:35.386
‫آزادید به کارتون ادامه بدید

12:35.896 --> 12:38.187
‫- همین؟
‫- بله

12:38.212 --> 12:40.674
‫دوست دارید بدونید چطور به این نتیجه رسیدیم؟

12:42.521 --> 12:44.021
‫نه

13:28.113 --> 13:31.321
‫« استرالیا، سال ۱۹۴۶ »

13:34.430 --> 13:36.680
‫- استرس داری؟
‫- نه

13:37.979 --> 13:39.312
‫تو چی؟

13:40.646 --> 13:41.937
‫آره

13:45.480 --> 13:46.730
‫نداشته باش

13:49.687 --> 13:51.146
‫بگو که همه چی درست میشه

13:51.646 --> 13:56.520
‫ورود آقا و خانم اوانز رو خوش‌آمد بگید!

14:08.979 --> 14:14.104
‫پنج سال و شش ماه و سه روز

14:15.437 --> 14:17.521
‫این مدت زمانیـه که از هم جدا بودیم

14:19.732 --> 14:20.857
‫حالا ببینید به کجا رسیدیم

14:22.354 --> 14:24.895
‫چیزی که بهم انگیزه می‌داد

14:24.896 --> 14:26.895
‫فکر به همچین روزی بود

14:26.896 --> 14:30.603
‫فکر به دیدن گل روی شماها و

14:30.604 --> 14:32.714
‫مهم‌تر از همه

14:33.208 --> 14:36.548
‫فکر به دیدن دوری بود
‫که انتهای راهرو منتظر منـه

14:36.573 --> 14:37.781
‫پس...

14:38.312 --> 14:40.812
‫بازم تشکر می‌کنم و...

14:41.396 --> 14:45.478
‫دوری قول داد باهام برقصـه.
‫پس، معجزه واقعیت داره!

15:52.979 --> 15:56.646
‫هی، ماهی کوچولو.
‫اون همیشه می‌گفت که چقدر ناراحتن.

15:56.854 --> 15:58.479
‫به نظر تو ناراحتن؟

15:58.771 --> 16:00.646
‫آره، من که لبخندی رو لب‌هاشون نمی‌بینم

16:48.104 --> 16:50.229
‫حالا دیگه آزادی، دیوث کوچولو

17:12.646 --> 17:14.771
‫اینم بخاطر تو، فرانک

17:18.108 --> 17:20.930
‫« سنگاپور، سال ۱۹۴۶ »

17:48.807 --> 17:50.307
‫چوی سن مین

17:51.104 --> 17:53.478
‫به جرم دست داشتن در مرگ

17:53.479 --> 17:56.354
‫سرگروهبان فرانک گاردنر
‫گناهکار شناخته شدی

17:57.771 --> 18:01.103
‫این حکم تو رو به عنوان
‫جنایتکار جنگیِ درجه‌ی ب طبقه‌بندی می‌کنه و

18:01.104 --> 18:04.520
‫به همین دلیل، فردا صبح
‫ساعت ۰۷:۰۰ در زندان چانگی

18:04.521 --> 18:07.937
‫حلق‌آویز خواهی شد

18:09.104 --> 18:10.728
‫یه کیسه شن هم‌وزنت پُر می‌کنم و

18:10.729 --> 18:13.146
‫می‌ذارم شب از طناب
‫آویزون بمونه که کش بیاد

18:14.854 --> 18:17.187
‫اینجوری دیگه پرّش نمی‌کنه

18:18.521 --> 18:20.729
‫وقتی پرّش نکنه، سریع تموم میشه

18:39.128 --> 18:41.045
‫حرف آخری نداری؟

19:21.228 --> 19:24.446
‫« ژاپن، سال ۱۹۴۶ »

19:32.896 --> 19:39.604
‫« دو نگهبان متهم به قتل شدند »

21:00.729 --> 21:02.437
‫اون گردن رو یادمـه

21:06.729 --> 21:08.396
‫سرهنگ

21:09.854 --> 21:13.550
‫خوشحالم می‌بینم هنوز سر جاشـه

21:16.534 --> 21:18.617
‫چطور پیدام کردی؟

21:21.127 --> 21:23.043
‫سروان فوکوهارا گفت

21:25.377 --> 21:27.793
‫اون هم جنایتکار به حساب میاد؟

21:29.354 --> 21:30.354
‫آره

21:31.771 --> 21:35.437
‫ایشون و چیکو توی توکیو مخفی شدن

21:37.060 --> 21:40.185
‫همسرت چی؟ اون کجاست؟

21:49.399 --> 21:51.930
‫ببین چطور همه چی رو از دست دادیم

21:52.273 --> 21:53.439
‫که تهش چی؟

21:55.438 --> 21:57.647
‫یه نفر رو توی جنگ بتونیم شکست بدیم؟

22:01.308 --> 22:05.598
‫اونم نه یه جنگجو، یه زندانی!

22:08.464 --> 22:11.681
‫استرالیایی‌ها ‫جامه‌ی انتقام به تن می‌کنن و

22:12.968 --> 22:16.468
‫اسمش رو می‌ذارن عدالت

22:24.310 --> 22:27.579
‫از وقتی که
‫دیدم اسمم توی لیست‌شونـه

22:27.604 --> 22:31.021
‫از تابستون اینجاییم

22:33.187 --> 22:34.854
‫قرار بود که...

22:38.021 --> 22:40.812
‫بازگشت قهرمانانه‌ای داشته باشیم

22:43.312 --> 22:44.312
‫نه اینجوری

22:48.937 --> 22:55.187
‫مثل موش‌ها توی جوب قایم شیم

22:59.479 --> 23:03.187
‫حالا بگو ببینم، چرا اینجا اومدی؟

23:06.396 --> 23:11.937
‫بعضی وقت‌ها نگران اینم که
‫نکنه حق با اونا باشه

23:13.090 --> 23:15.590
‫این اسمش انتقام نیست

23:17.146 --> 23:21.229
‫حس می‌کنم واقعاً عدالتـه

23:22.562 --> 23:23.562
‫گوش کن...

23:26.735 --> 23:29.110
‫تو یه مأموری

23:30.021 --> 23:31.771
‫مجرم نیستی

23:35.687 --> 23:42.646
‫چطور ممکنه بین دشمن‌ها
‫جرم و جنایتی باشه؟

23:44.521 --> 23:46.020
‫یه نگاه به ناگاساکی و هیروشیما بکن

23:46.021 --> 23:47.321
‫ببین چه اتفاقی اونجا افتاد

23:50.104 --> 23:52.937
‫ده‌ها هزار نفر کشته شدن

23:54.812 --> 23:56.354
‫پس چرا ما؟

23:58.645 --> 24:06.768
‫مردم ما بخاطر مرگ یه سرگروهبان
‫دارن حلق‌آویز میشن

24:28.729 --> 24:30.562
‫می‌خواستم اینو برات بیارم

24:55.479 --> 24:56.854
‫اونجا چند سالتـه؟

24:57.479 --> 24:58.646
‫۱۹

24:59.921 --> 25:03.212
‫توی نیکاراگوئه ازدواج کردیم،
‫ماه‌عسل رو رفتیم هوبارت

25:05.921 --> 25:07.545
‫بچه‌ها الان کجان؟

25:07.759 --> 25:09.425
‫خونه‌ی مادرم

25:09.890 --> 25:12.140
‫گفتم بهتره وقتی میای اینجا نباشن

25:12.729 --> 25:15.396
‫- قصد بی‌احترامی نداشتم
‫- ناراحت نشدم

25:17.062 --> 25:19.021
‫بابت هر سه‌تاشون خدا رو شکر می‌کنم

25:19.729 --> 25:21.562
‫تنهایی دیوونه می‌شدم

25:23.354 --> 25:24.812
‫تو هم متأهلی؟

25:26.271 --> 25:29.021
‫- آره
‫- پس به عشق اعتقاد داری

25:29.854 --> 25:32.061
‫- اسم همسرت چیـه؟
‫- اِلا

25:32.062 --> 25:33.562
‫هوم...

25:33.979 --> 25:35.994
‫اِلا نُتتـه یا اتاقت؟

25:37.771 --> 25:39.270
‫رفیقم مدرس پیانوئه

25:39.271 --> 25:41.145
‫همیشه میگه هر اتاقی نُت خودش رو داره

25:41.146 --> 25:42.771
‫فقط کافیـه اون نُت رو پیدا کنی

25:43.401 --> 25:46.566
‫یه روز همه جای خونه
‫داشت آهنگ می خوند و

25:46.687 --> 25:48.770
‫یهو یه نُتی از دیوار
‫منعکس شد و خورد بهش

25:48.771 --> 25:51.646
‫بی‌نقص‌ترین زمزمه‌ی دنیا بود. زیبا بود

25:53.521 --> 25:58.312
‫منو یاد گای و عشق انداخت

26:00.229 --> 26:03.146
‫همون نُتی که پیدات می‌کنه
‫حتی اگه دلت نخواد

26:05.854 --> 26:07.437
‫گای نُت من بود و

26:09.271 --> 26:11.312
‫من اتاق اون بودم

26:13.604 --> 26:17.604
‫ولی حالا همه‌جا سوت و کوره

26:22.896 --> 26:24.896
‫واسه همینـه که
‫دوست دارم بچه‌ها پیشم باشن

26:26.771 --> 26:30.854
‫دوست داری بمونی تا بچه‌ها بیان؟

26:32.062 --> 26:33.646
‫البته

26:52.146 --> 26:54.229
‫می‌دونی یه جایی هست...

26:55.562 --> 26:58.021
‫یه جزیره‌ای توی جنوب محل تولدم هست

27:00.312 --> 27:02.396
‫دریغ از یه آدم

27:03.104 --> 27:07.729
‫نه توش خونه‌ایه،
‫نه ماشینی، نه ساختمونی

27:09.354 --> 27:12.062
‫فقط یه فانوس دریایی بزرگ و قدیمی

27:24.062 --> 27:25.687
‫میشه اونجا بریم؟

28:04.521 --> 28:06.604
‫چی می‌خوای، اِلا؟

28:09.854 --> 28:12.687
‫سال‌هاست چیزی که
‫می‌خواستم رو از دست دادم

28:14.437 --> 28:16.729
‫توی جنگی که هرگز توش نجنگیدم و

28:18.104 --> 28:21.396
‫زنی که هرگز نشناختم

28:28.705 --> 28:30.705
‫فکر کردم یه‌بار دیدمش، می‌دونی؟

28:33.562 --> 28:34.687
‫کِی؟

28:35.646 --> 28:38.062
‫اون اوایل که به سیدنی رفتیم

28:39.715 --> 28:41.228
‫ولی امکان نداشت

28:44.325 --> 28:45.825
‫ازم متنفر نباش

28:46.396 --> 28:48.062
‫از تو متنفر نیستم

28:49.104 --> 28:51.854
‫به نظرم تو تنهاترین
‫مردی هستی که تو عمرم دیدم

28:55.896 --> 28:58.312
‫ریک بهم گفت
‫هر کدوم‌مون یه نقشی داشتیم

28:59.162 --> 29:00.912
‫تمام کرده‌ها و نکرده‌هامون

29:00.937 --> 29:02.937
‫تو هیچ اشتباهی نکردی، اِلا

29:03.756 --> 29:06.464
‫اینا رو بخاطر توئه که داریم

29:06.489 --> 29:08.239
‫تو باعثش شدی

29:08.344 --> 29:11.290
‫آره، ولی مهم نیست چقدر سخت تلاش کردم،
‫تو هرگز اینجا نبودی

29:12.729 --> 29:15.521
‫من سال‌های سال منتظر موندم و ساختم

29:16.812 --> 29:19.854
‫با جنگ، با ازدواج، با بچه‌داری

29:20.903 --> 29:25.278
‫با توی رابطه رفتن‌هات،
‫با حرفه‌ی کاریت، منتظرت موندم

29:27.229 --> 29:28.812
‫متأسفم

29:31.396 --> 29:32.896
‫منم همینطور

29:34.396 --> 29:36.187
‫منم متأسفم

29:51.437 --> 29:53.729
‫به نظرت اون کیـه؟

29:53.979 --> 29:55.395
‫جوونی‌هاتـه؟

29:55.535 --> 29:58.076
‫واقعاً؟ باریکلا

29:58.812 --> 30:00.729
‫چی شد حدس زدی اون منم؟

30:01.953 --> 30:03.766
‫از توی چشم‌هاش معلوم بود

30:04.389 --> 30:05.555
‫واقعاً؟

30:07.681 --> 30:09.158
‫- سلام، عزیزم
‫- سلام

30:10.325 --> 30:12.578
‫نظرت چیـه بری پیش خونواده؟

30:14.396 --> 30:16.371
‫سخنرانیت تموم شد؟

30:18.771 --> 30:20.271
‫صاقانه بود؟

30:22.187 --> 30:23.646
‫مو به مو

30:24.479 --> 30:26.062
‫تا جایی که می‌تونستم

30:28.812 --> 30:30.229
‫چقدر قشنگ شدی

30:30.437 --> 30:31.604
‫ممنون

30:33.729 --> 30:35.229
‫تو هم همینطور

30:45.730 --> 30:48.230
‫لرد تنیسون یه بیتی داره که میگه...

30:49.479 --> 30:52.187
‫«من ذره‌ای زان جمع‌ام،
‫که جانم آشنای هر دیدار است»

30:53.229 --> 30:56.978
‫و همونطوری که داشتم صفحه‌ی کتاب

30:56.979 --> 31:00.479
‫دوستم، گای هندریکس، رو ورق می‌زدم
‫بهش فکر کردم

31:01.896 --> 31:05.979
‫چرا که همگی ما
‫بخشی از وجودمون رو توی اون جنگل،

31:07.187 --> 31:08.521
‫لای اون گِل و لای و

31:09.146 --> 31:10.937
‫توی روح همدیگه جا گذاشتیم

31:12.192 --> 31:13.400
‫هر چند...

31:14.043 --> 31:19.877
‫این کتاب هر چقدر هم دقیق باشه،
‫باز هم فقط یه کتابـه

31:21.937 --> 31:25.937
‫وحشت می‌تونه با توجه به
‫فرم و معنایی که بهش داده میشه

31:26.896 --> 31:29.937
‫ داخل یک کتاب محصور بشه

31:30.854 --> 31:32.746
‫اما توی زندگی،

31:32.960 --> 31:36.846
‫وحشت به همون اندازه که فرمی نداره،
‫معنایی هم نداره

31:37.521 --> 31:38.937
‫تنها وجود داره و...

31:41.354 --> 31:45.145
‫گای متقاعد شده بود که
‫مهم نیست چه به سرش میاد،

31:45.319 --> 31:47.902
‫آثاری که به جا می‌ذاره ماندگارن

31:48.771 --> 31:51.521
‫و راست می‌گفت

31:52.687 --> 31:53.937
‫ببینید به کجا رسیدیم

31:54.854 --> 31:58.437
‫ثمره‌ی یک عمر کار
‫روی دیوارهای اینجا نصبـه

32:00.397 --> 32:02.563
‫عمری که ربیت سپری کرد

32:03.062 --> 32:07.312
‫جون خیلی‌ها گرفته شد، که چی؟

32:08.979 --> 32:10.396
‫یه راه‌آهن ساخته بشه؟

32:11.521 --> 32:14.771
‫راه‌آهنی که الان دیگه اثری ازش نیست

32:15.771 --> 32:18.104
‫ریل‌بندهایی که پوشیده از علف هستن

32:20.187 --> 32:24.396
‫ریل‌هایی که خمیده و تاب‌خورده‌ان

32:36.396 --> 32:38.146
‫خاطره‌ی ما...

32:39.527 --> 32:45.527
‫تنها عدالت حقیقی‌ایه که می‌مونه

32:49.187 --> 32:50.646
‫تنها دفاع ما...

32:52.021 --> 32:54.729
‫در برابر تکرار مصیبت‌های تاریخ

32:56.604 --> 33:03.479
‫و بدون چنین شب‌هایی و
‫بدون زحمات کسانی مثل ربیت

33:05.062 --> 33:07.104
‫تنها کسانی که اون رو زندگی کردن،

33:08.103 --> 33:10.518
‫رنج بی‌کرانش رو به خاطر میارن

33:11.812 --> 33:17.146
‫اندوه بی‌پایان

33:21.021 --> 33:23.521
‫پوچی همه‌ی اتفاقات

33:27.271 --> 33:29.021
‫بدون خاطره...

33:31.812 --> 33:33.271
‫میشه اسمش رو...

33:34.729 --> 33:37.354
‫خب، بزرگ‌ترین جنایات تاریخ...

33:40.437 --> 33:42.021
‫هرگز اتفاق نیفتادن

34:17.354 --> 34:18.812
‫حالت خوبـه؟

34:23.187 --> 34:24.396
‫آره

34:25.062 --> 34:28.146
‫- خوبم
‫- بهتره بری خونه

34:30.604 --> 34:31.896
‫آره...

34:39.907 --> 34:41.633
‫یه بار اومد تو رو ببینه

34:45.764 --> 34:50.639
‫ایمی اومد دیدنت،
ولی ‫دید زن و بچه داری

34:55.729 --> 34:57.937
‫باید قبلش بهت می‌گفتم

35:01.604 --> 35:03.521
‫دیگه مهم نیست، اِل

35:04.562 --> 35:06.396
‫شاید هم حق با توئه

35:13.437 --> 35:14.937
‫الان دیگه می‌دونی

35:21.120 --> 35:22.547
‫هی...

36:38.809 --> 36:48.809
‫« ترجمه از امیر فرحناک »

36:52.730 --> 37:02.730
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

38:12.441 --> 38:22.441
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
