WEBVTT

00:00.021 --> 00:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.021 --> 00:08.904
‫دینا برگ به نمایندگی از مردم، جناب قاضی.

00:08.988 --> 00:10.573
‫وقتی فکر میکنی دیگه همه‌ چی رو دیدی.

00:10.656 --> 00:12.408
‫باید سطح تبلیغاتم رو بالاتر ببرم...

00:12.491 --> 00:15.494
‫برای همین دارم روی نیمکت‌ های
‫اتوبوس و بیلبوردها تبلیغ میدم.

00:15.578 --> 00:17.204
‫ال‌ اِی شهر وکلای بیلبوردیه.

00:17.288 --> 00:20.416
‫پس «سم» این همه زحمت کشیده
‫تا یه تریلی رو تجهیز کنه...

00:20.499 --> 00:24.921
‫با یه اسم جعلی گواهینامه رانندگی تجاری گرفته،
‫تا بتونه توی یه شرکت سوخت زیستی کار پیدا کنه؟

00:25.004 --> 00:26.422
‫«دوشیدن غول».

00:26.505 --> 00:29.300
‫این چیزیه که کلاهبردارها به نقشه‌ ای میگن
‫که دولت رو هدف قرار میده.

00:29.383 --> 00:32.344
‫مطمئنم جک مشتاقه که برگردی.
‫چقدر گذشته؟

00:32.428 --> 00:34.138
‫تقریباً شش ماه.

00:34.221 --> 00:36.849
‫داری به همه چیزهایی که قبلاً
‫پاشون وایمیسادی خیانت میکنی، مگی.

00:36.932 --> 00:39.185
‫من اون کسی نیستم که اتهامات بی‌ اساس رو
‫این‌ ور و اون‌ ور پخش میکنه...

00:39.268 --> 00:41.604
‫تا یکم آبروداری کنه،
‫و یه پرونده‌ در حال شکست رو سر پا نگه داره.

00:41.687 --> 00:44.356
‫«لیگال» سکته قلبی کرد.
‫اون مرده، میکی.

00:44.440 --> 00:45.733
‫باید بریم.

00:45.816 --> 00:49.862
‫مهم نیست چیکار کردم.
‫به عواقبش فکر نمیکردم.

00:49.945 --> 00:52.198
‫از بد به بدتر،
‫اینم از شاهد کلیدی‌مون که پرید.

00:52.281 --> 00:54.575
‫جنین، گازاریان مرده.

00:54.658 --> 00:56.035
‫باید بریم.

00:56.121 --> 01:00.221
‫ما معتقدیم سم اسکیلز داشت کلاهبرداری میکرد
‫تا با همکاری الکس گازاریان از دولت اخاذی کنه.

01:00.289 --> 01:03.459
‫تنها کسایی که میتونن این رو تأیید کنن،
‫مأمور روث و مأمور واسکزن.

01:03.542 --> 01:04.752
‫نباید ردیابی‌شون کار سختی باشه.

01:04.835 --> 01:07.379
‫مأمور روث برای بخشی از
‫شهادت‌ های امروز در دادگاه حضور داشت.

01:07.463 --> 01:09.048
‫یکی از این مأمورها اینجا بود؟

01:09.131 --> 01:11.467
‫حکم جلب تا یک ساعت دیگه صادر میشه.

01:11.550 --> 01:13.928
‫من رو کجا می‌بری؟ هی!

01:14.011 --> 01:17.139
‫هی!

01:38.702 --> 01:41.622
‫این به خاطر اینه که چون به تماس‌ هام
‫گوش میدادی برات دردسر درست کردم.

01:42.248 --> 01:43.666
‫هی، نمیتونی این کار رو بکنی! هی!

01:48.420 --> 01:50.089
‫کدوم گوری داریم میریم؟

01:50.172 --> 01:51.966
‫فقط آروم باش، میشه؟

02:19.994 --> 02:20.828
‫پیاده شو.

02:24.206 --> 02:25.021
‫برو جلو.

02:58.021 --> 03:04.021
<i><b>[ وکیل لینکلن ]
[ فصل چهارم : قسمت دهم ]</b></i>

03:07.708 --> 03:08.709
‫کی اونجاست؟

03:12.922 --> 03:15.299
‫آقای هالر.
‫ممنون که باهام ملاقات کردی.

03:16.050 --> 03:18.093
‫انگار چاره‌ دیگه‌ ای هم داشتم.

03:18.177 --> 03:20.054
‫بابت این صحنه‌ سازی عذرخواهی میکنم.

03:20.638 --> 03:23.599
‫باید قبل از اینکه به کسی زنگ بزنی
‫و حرف احمقانه‌ ای بزنی، بهت دسترسی پیدا میکردم.

03:23.682 --> 03:26.227
‫مثلاً چی؟
‫مثلاً اینکه راننده‌م داره من رو میدزده؟

03:26.810 --> 03:30.022
‫وقتی کارمون تموم شد، صحیح و سالم
‫به خونه برت میگردونیم. بهت قول میدم.

03:30.105 --> 03:31.941
‫همش به خاطر یه حکم جلب؟

03:32.650 --> 03:35.861
‫متاسفم مامور. این تنها راهی بود
‫که میشد پات رو به دادگاه باز کرد.

03:35.945 --> 03:38.072
‫فکر نکنم متوجه شده باشی، آقای هالر.

03:38.155 --> 03:40.991
‫نه من میام دادگاه،
‫و نه مامور واسکز.

03:41.075 --> 03:43.160
‫آره، خب، قاضی نظرش با شما یکی نیست.

03:45.579 --> 03:51.721
‫یه مقام بالا از اداره با یه نفر توی دفتر دادستان
‫کل ایالتی صحبت میکنه، و یه نفر یه تماسی میگیره.

03:51.752 --> 03:54.380
‫این از اختیارات من خارجه.
‫متوجهی؟

03:55.130 --> 03:59.093
‫اداره قرار نیست یه تحقیقات
‫به این بزرگی رو فدای نجات دادن...

03:59.176 --> 04:01.262
‫یه وکیل مدافع کنه.

04:01.845 --> 04:06.821
‫که چی، یعنی میخوای بذاری بقیه عمرم رو
‫برای قتلی که میدونی مرتکب نشدم برم زندان؟

04:06.892 --> 04:10.980
‫اگه روی دادرسی سریع اصرار نکرده بودی،
‫الان اینجا نبودیم.

04:11.063 --> 04:13.649
‫ما پرونده‌مون رو تموم میکردیم.
‫پرونده تو هم مختومه میشد.

04:13.732 --> 04:16.402
‫خب، معذرت میخوام که از حق
‫قانون اساسیم استفاده کردم...

04:16.485 --> 04:18.904
‫که توی زندان نپوسم تا وقتی
‫که برای شما مناسب باشه.

04:19.405 --> 04:22.992
‫- من چیزی از پرونده‌ت نمیدونستم.
‫- دست‌ های من بسته‌ست، هالر.

04:23.701 --> 04:26.036
‫متاسفم. واقعاً میگم.

04:26.745 --> 04:27.997
‫ولی نگران نباش.

04:28.080 --> 04:30.624
‫وقتی کارمون تموم شد،
‫این قضیه رو درستش میکنیم.

04:31.667 --> 04:32.710
‫وقتی کارتون تموم شد؟

04:33.210 --> 04:35.629
‫منظورت بعد از اینه که
‫به جرم قتل محکوم شدم؟

04:35.713 --> 04:39.967
‫بعد از اینکه آبروم رفت؟
‫بعد از اینکه یکی دو سال حبس کشیدم؟

04:40.050 --> 04:41.593
‫نیمه پر لیوان رو ببین.

04:41.677 --> 04:44.847
‫حداقل کالیفرنیا اجرای حکم
‫اعدام رو متوقف کرده، مگه نه؟

04:46.640 --> 04:48.934
‫تو واقعاً جدی میگی. تو...

04:49.476 --> 04:51.937
‫شما فدرال‌ ها فکر میکنید هر کاری
‫دلتون بخواد میتونید بکنید.

04:52.021 --> 04:53.147
‫من...

04:54.857 --> 04:56.650
‫اگه قراره من این وسط قربانی بشم...

04:56.734 --> 04:58.777
‫همین الان باید بهم بگی
‫که موضوع سرِ چیه.

04:58.861 --> 05:00.112
‫- نمیتونم این کار رو بکنم.
‫- چرت نگو.

05:00.195 --> 05:02.906
‫اگه نمیخواستی کمکم کنی،
‫چرا اون گزارش حادثه رو یواشکی بهم دادی؟

05:02.990 --> 05:05.659
‫- نمیدونم در مورد چی حرف میزنی.
‫- دروغ نگو. کار خودت بود.

05:05.743 --> 05:08.329
‫تو من رو به تحقیق در مورد
‫سوءرفتار تهدید کردی.

05:08.412 --> 05:11.165
‫- اون قسمتش رو یادت رفت؟
‫- میتونستی قضیه رو فیصله بدی.

05:11.248 --> 05:14.960
‫این کار رو کردی چون میدونستی اتفاقی که
‫داره برام میفته اشتباهه. به همین سادگی.

05:18.380 --> 05:22.301
‫خواهش میکنم مامور، فقط...
‫فقط بهم بگو. چه خبره؟

05:26.680 --> 05:27.765
‫دوشیدنِ هیولا.

05:27.848 --> 05:30.809
‫این فقط یه کلاهبرداریِ موردی نیست.
‫توی کل کشور داره اتفاق میفته.

05:30.893 --> 05:34.021
‫تا جایی که میدونیم،
‫حدوداً دوازده تا پالایشگاه.

05:34.605 --> 05:36.315
‫از جمله «بایوگرین»؟

05:36.815 --> 05:40.110
‫مسئله اینه که ممکنه کلاهبرداری
‫به شکل‌ های مختلفی اجرا بشه...

05:40.194 --> 05:42.446
‫ولی در نهایت،
‫همشون مثل همن.

05:43.530 --> 05:46.533
‫دقیقاً همونطوریه که کارشناسِ
‫سازمان محیط زیست شهادت داد.

05:46.617 --> 05:50.704
‫یه کامیون پر از سوخت زیستی
‫برای تحویل از پالایشگاه خارج میشه.

05:55.334 --> 05:56.543
‫توی مسیر برگشت می‌بینمت.

05:56.627 --> 06:00.297
‫همون کامیون بعداً در حالی که
‫مواد اولیه خام حمل میکنه برمیگرده...

06:00.381 --> 06:02.341
‫و اونا این مسیر رو
‫چندین بار در روز طی میکنن.

06:03.008 --> 06:06.387
‫ولی محتویاتِ بشکه‌ ها
‫هیچ‌ وقت عوض نمیشه.

06:06.470 --> 06:11.321
‫فقط همون روغنِ خوراکی رو مدام می‌برن و میارن،
‫و برچسب‌ ها رو عوض میکنن.

06:13.727 --> 06:16.855
‫و هر بار، دوباره بابتش
‫از دولت پول میگیرن.

06:20.567 --> 06:23.153
‫عواملِ پشتِ این کلاهبرداری هم
‫همشون یکی هستن.

06:23.654 --> 06:27.991
‫بعضی از بزرگ ترین گروه‌ های جنایتکار سازمان‌ یافته
‫در آمریکا، که میلیون‌ ها دلار به جیب میزنن.

06:29.493 --> 06:30.994
‫اینجاست که پای سم وسط اومد.

06:31.995 --> 06:33.831
‫ما به یه نفر نفوذی نیاز داشتیم...

06:34.456 --> 06:37.084
‫ترجیحاً کسی که سابقه داشته باشه،
‫تا بتونیم با خودمون همراهش کنیم.

06:37.167 --> 06:39.670
‫میخواستی هیچ ردی
‫از خودت باقی نذاری.

06:39.753 --> 06:42.840
‫برای همین کیف پول سم رو
‫از سردخونه برداشتی. مگه نه؟

06:42.923 --> 06:47.321
‫نمیخواستی کسی اون رو به «بایوگرین» ربط بده،
‫و تحقیقاتت لو بره.

06:47.344 --> 06:49.847
‫قرار بود سم شما رو
‫به الکس گازاریان برسونه.

06:49.930 --> 06:52.975
‫گازاریان قرار بود شما رو
‫به کله‌ گنده‌ ها برسونه...

06:53.058 --> 06:54.393
‫فقط الان هر دوشون مُردن.

06:54.476 --> 06:58.921
‫به همین دلیل هم نباید اجازه بدیم
‫این تحقیقات بیشتر از این به خطر بیفته.

06:58.939 --> 07:00.649
‫این رو به سم بگو.

07:00.732 --> 07:02.776
‫اتفاقی که برای سم اسکیلز افتاد، تاسف‌ باره.

07:02.860 --> 07:05.070
‫تاسف‌ بار؟
‫اینم یه جور توصیف کردنشه.

07:05.904 --> 07:08.240
‫اون مُرده.
‫و این تقصیر توئه.

07:08.323 --> 07:10.242
‫- چطور؟
‫- خودت رو به کوچه علی‌ چپ نزن.

07:10.325 --> 07:12.453
‫گازاریان فهمید که سم داشت
‫براش جاسوسی میکرد.

07:12.536 --> 07:13.787
‫برای همین هم سرش رو زیر آب کرد.

07:15.164 --> 07:18.417
‫تئوری محتملیه،
‫ولی این چیزی نیست که اتفاق افتاده.

07:18.500 --> 07:21.086
‫پس چه غلطی اتفاق افتاده؟
‫اگه این نیست، چرا گازاریان سم رو کشت؟

07:22.212 --> 07:23.046
‫چون...

07:23.130 --> 07:27.718
‫سم داشت از الکس دزدی میکرد.
‫برای همین الکس داد نفله‌ش کنن.

07:27.801 --> 07:31.138
‫الکس چیزی درباره اف‌ بی‌ آی نمیدونست.

07:31.221 --> 07:34.808
‫پسر، اگه میدونست که
‫خیلی زودتر سم رو میکشت.

07:35.434 --> 07:38.604
‫و... احتمالا نفر بعدی منم.

07:38.687 --> 07:42.941
‫خب، من یه تیم دارم که فعلاً میتونن
‫ازت محافظت کنن، ولی کی میدونه؟

07:43.025 --> 07:46.278
‫شاید ارمنی‌ ها اصلاً به خودشون
‫زحمت ندن به سراغت بیان.

07:46.361 --> 07:49.740
‫جدی میگی؟ اینا همین الان یکی از
‫اعضای خانواده خودشون رو کشتن.

07:49.823 --> 07:52.159
‫فکر میکنی برای کشتن من تردید میکنن؟

07:52.242 --> 07:55.078
جنین، ‫احتمالاً میتونم برات
‫یه جورایی محافظت جور کنم...

07:55.162 --> 07:57.206
‫ولی اول، حقیقت رو میخوام.

07:57.789 --> 08:01.126
‫باید هر چی میدونی رو بدونم.
‫همش رو.

08:01.210 --> 08:03.545
‫ولی باید باهام صادق باشی. متوجهی؟

08:03.629 --> 08:05.756
‫واقعاً شاهد قتل «سم» بودی؟

08:05.839 --> 08:07.799
‫نه، اصلاً اینطور نیست.

08:07.883 --> 08:12.763
‫«الکس» من رو از کارهای کثیف
‫دور نگه میداشت، ولی...

08:13.639 --> 08:15.516
‫در مورد «بایوگرین» میدونم.

08:15.599 --> 08:18.936
‫اسم من رو روش گذاشت
‫تا هیچ رد پایی به خودش ختم نشه.

08:19.019 --> 08:22.272
‫و اصلاً «سم» چطوری پاش
‫به قضیه «بایوگرین» باز شد؟

08:22.981 --> 08:27.021
‫با اینکه «الکس» وقتی کسی میخواست
‫سرش کلاه بذاره خیلی عصبانی میشد...

08:27.110 --> 08:29.655
‫ولی کار خوب رو هم وقتی میدید،
‫تشخیص میداد.

08:30.447 --> 08:34.535
‫«سم» چند وقت پیش با یه کلاهبرداری
‫توی گالری هنری گولش زده بود.

08:36.036 --> 08:40.040
‫آره، آره، ما از اون جریان باخبریم.

08:41.583 --> 08:42.417
‫خب...

08:43.544 --> 08:48.090
‫«الکس» با وجود میل باطنیش تحت تأثیر قرار گرفت،
‫و بعد از اون با هم ارتباط گرفتن.

08:49.216 --> 08:51.760
‫«سم» مهارت‌ های زیادی داشت.

08:52.511 --> 08:56.557
‫مهارت‌ هایی که «الکس» فکر کرد میتونه برای
‫پیش بردن عملیات «بایوگرین» ازشون استفاده کنه.

08:59.309 --> 09:01.395
‫و منظورت از عملیات «بایوگرین»...

09:01.478 --> 09:04.356
‫همون کلاهبرداری‌ ایه که
‫داشتن انجام میدادن، درسته؟

09:04.439 --> 09:07.818
‫آره، «سم» بیشتر کارهای
‫زمینه‌ سازی رو انجام داد.

09:07.901 --> 09:11.780
‫حتی برای اینکه بتونه از پسش بر بیاد،
‫گواهینامه کامیون گرفت، و جواب هم داد.

09:11.863 --> 09:13.448
‫پول داشت سرازیر میشد...

09:13.532 --> 09:17.119
‫خانواده «الکس» خوشحال بودن،
‫که یعنی خود «الکس» هم خوشحال بود.

09:17.202 --> 09:21.081
‫بذار حدس بزنم، تا وقتی که متوجه شد
‫یه مقداری پول غیب شده؟

09:22.624 --> 09:26.962
‫الکس نمیتونست بفهمه...
‫چرا حساب و کتاب‌ ها با هم جور در نمیاد.

09:29.423 --> 09:33.343
‫بعدش فهمید که سم یه شرکت صوری
‫برای خودش راه انداخته...

09:33.427 --> 09:38.021
‫و داشت سهمی از یارانه‌ هایی رو برمیداشت
‫که قرار بود به خانواده‌ الکس برسه.

09:38.098 --> 09:39.891
‫سم داشت از کلاهبردارها کلاهبرداری میکرد.

09:39.975 --> 09:42.686
‫سمِ همیشگی.
‫نمیتونست جلوی خودش رو بگیره.

09:42.769 --> 09:45.397
‫آره، خب، الکس هم همینطور.

09:45.480 --> 09:47.774
‫و از این بابت مطمئنی؟

09:47.858 --> 09:52.279
‫وقتی مجبورمون کرد فرار کنیم،
‫وادارش کردم حقیقت رو بهم بگه.

09:52.362 --> 09:55.449
‫بهش گفتم که هیچ‌ جا باهاش نمیام...

09:55.532 --> 09:59.077
‫اگه دقیقاً بهم نگه
‫چه غلطی داره اتفاق میفته.

09:59.161 --> 10:00.954
‫و اون چی بهت گفت؟

10:01.038 --> 10:04.875
‫وقتی فهمید سم داره سرش کلاه میذاره،
‫حسابی قاطی کرد.

10:04.958 --> 10:05.834
‫هی.

10:06.460 --> 10:08.712
‫- چیه، مشکلی پیش اومده؟
‫- میشه اینطوری گفت.

10:09.588 --> 10:11.673
‫اوه، بیخیال الکس.
‫ببین، ببین، ببین.

10:11.757 --> 10:13.383
‫هر چی که هست،
‫میتونیم حلش کنیم.

10:13.467 --> 10:15.344
‫من... وای، خدای من!

10:16.261 --> 10:18.639
‫آروم باش، خیلی هم عالی.

10:24.895 --> 10:28.065
‫ولی چطور از صندوق‌ عقب
‫ماشین میکی هالر سر در آورد؟

10:28.148 --> 10:30.484
‫الکس از هالر متنفر بود...

10:30.567 --> 10:34.621
‫چون مجبورش کرده بود توی اون
‫دادگاهِ سرآشپز از متمم پنجم استفاده کنه.

10:34.696 --> 10:37.115
‫منظورم اینه که قرارداد
‫المپیک رو از دست داد.

10:37.199 --> 10:39.117
‫مجبور شد شرکت ساخت‌ و سازش رو بفروشه.

10:39.201 --> 10:42.496
‫وگرنه اصلاً هیچ‌ وقت مدیریت
‫«بایوگرین» رو به عهده نمیگرفت.

10:42.579 --> 10:44.873
‫پس حذف کردن سم،
‫و انداختن تقصیر گردن میکی...

10:44.956 --> 10:47.209
‫همه‌ مشکلاتش رو همزمان حل میکرد؟

10:48.126 --> 10:48.960
‫آره.

10:49.503 --> 10:50.879
‫یه چیزی توی همین مایه‌ ها.

10:50.962 --> 10:55.321
‫فقط شرط می‌بندم خانواده‌ش از اون توجهی
‫که با خودش آورد، خوششون نیومد.

10:55.425 --> 10:57.386
‫برای همین تصمیم گرفتن
‫اون زخم رو بسوزونن.

10:59.179 --> 11:01.515
‫اون احمق هیچ‌ وقت عاقبت کار رو نسنجید.

11:04.726 --> 11:05.977
‫هیچ‌ وقت فکرش رو نمیکرد که...

11:07.604 --> 11:09.981
‫خانواده‌ش بر علیهش بشن.

11:10.524 --> 11:12.150
‫احمقِ لعنتی.

11:29.501 --> 11:30.460
‫ببخشید.

11:33.505 --> 11:35.716
‫- میکی، کجا بودی؟
‫- داستانش مفصله.

11:35.799 --> 11:39.302
‫مأمور روث میخواست ملاقات کنه.
‫هنوز خونه‌ ای؟

11:39.386 --> 11:41.805
‫نه. اوم... سیسکو زنگ زد.

11:41.888 --> 11:46.309
‫من اینجا توی اورنج کانتی‌ ام،
‫پیش اون و جنین فرینیو.

11:46.393 --> 11:47.769
‫امیدوارم بتونه کمک کنه...

11:47.853 --> 11:51.273
‫چون مأمور روث کاملاً روشن کرد
‫که اف‌ بی‌ آی قرار نیست شهادت بده.

11:51.356 --> 11:53.525
‫آره، همه‌ چی رو بهم گفت.

11:53.608 --> 11:58.221
‫طبق گفته‌ اون، گازاریان اصلاً خبر نداشت که
‫سم داشت برای اف‌ بی‌ آی آدم‌ فروشی میکرد.

11:58.238 --> 11:59.364
‫منم همین رو شنیدم.

11:59.448 --> 12:02.159
‫اونا کشتنش چون داشت از دخل میزد.

12:02.659 --> 12:05.954
‫بخش حقوقی درست میگفت.
‫واقعاً بین دزدها هیچ شرافتی نیست.

12:06.705 --> 12:09.958
‫مهم نیست. چیزی که مهمه اینه که
‫«جنین» رو وادار به شهادت کنیم.

12:10.041 --> 12:12.210
‫اون تنها کسیه که میتونه
‫این قضیه رو گردن «گازاریان» بندازه.

12:13.920 --> 12:15.046
‫فقط یه لحظه بهم وقت بده.

12:18.425 --> 12:19.968
‫اون هیچ‌ وقت شهادت نمیده، میکی.

12:20.051 --> 12:21.845
‫اگه مجبور بشیم،
‫براش احضاریه میفرستیم.

12:21.928 --> 12:24.681
‫اونم فقط دروغ میگه،
‫و میگه هیچی نمیدونه...

12:24.765 --> 12:26.099
‫یا اینکه از متمم پنجم استفاده میکنه.

12:26.183 --> 12:28.935
‫اون داره از دست آدم هایی که
‫دوست‌ پسرش رو کشتن فرار میکنه.

12:29.019 --> 12:31.313
‫فکر میکنی همینطوری اونجا میره،
‫و اسم‌ ها رو لو میده؟

12:31.396 --> 12:33.190
‫خب، میتونی براش امنیت فراهم کنی؟

12:33.273 --> 12:35.817
‫بهش گفتم تلاشم رو میکنم، ولی...

12:35.901 --> 12:37.986
‫به عنوان وکیل مدافع، چطوری؟

12:38.069 --> 12:40.572
‫اگه دادستان بودم، حتماً، ولی...

12:41.239 --> 12:43.200
‫«دینا برگ» باهامون راه نمیاد.

12:43.283 --> 12:45.368
‫فدرال‌ ها هم همینطور.
‫اونا نمیخوان کسی شهادت بده.

12:45.452 --> 12:47.537
‫تنها چیزی که براشون مهمه،
‫محافظت از پرونده‌شونه.

12:47.621 --> 12:49.080
‫اونا به من کمک نمیکنن.

12:53.418 --> 12:54.836
‫مگه اینکه مجبورشون کنیم.

12:55.420 --> 12:57.756
‫- چطوری؟
‫- بذار من نگران اون باشم.

12:57.839 --> 12:59.299
‫منتظر بمون.
‫دوباره بهت زنگ میزنم.

13:13.897 --> 13:15.482
‫الو؟ تو کی هستی؟

13:15.565 --> 13:16.691
‫مأمور دان روث؟

13:16.775 --> 13:19.277
‫بله. دوباره می‌پرسم،
‫تو کی هستی؟

13:19.361 --> 13:22.989
‫از طرف میکی هالر پیامی دارم.
‫احتمالاً بهتره یه نگاهی به بیرونِ پنجره بندازی.

13:30.747 --> 13:33.041
‫- سلام خانم کرین.
‫- حق با میکی بود.

13:33.124 --> 13:34.334
‫در مورد چی؟

13:34.417 --> 13:37.629
‫خوآن واقعاً بهترین بستنی‌ های یخی رو میفروشه.

13:38.338 --> 13:39.214
‫چی میخوای؟

13:39.297 --> 13:41.508
‫در واقع فکر میکنم بیشتر
‫بحثِ چیزیه که شما میخواید...

13:41.591 --> 13:44.302
‫که اون هم محافظت از
‫پرونده‌ «بایوگرین»تونه...

13:44.386 --> 13:48.723
‫و پیدا کردن کسی که بتونه سرنخ‌ ها رو
‫به الکس گازاریان وصل کنه.

13:50.058 --> 13:52.686
‫چه در خلوت، یا چه میدونم،
‫توی دادگاه علنی.

13:57.148 --> 14:00.986
‫اگه منظورت جنین فرینیوئه،
‫پس خوب شد که امروز اینجایی.

14:01.069 --> 14:03.238
‫همونطور که حتماً مطلعی...

14:03.321 --> 14:07.951
‫خانم فرینیو در یک تحقیقات فدرالِ در جریان،
‫مظنون به حساب میاد.

14:08.034 --> 14:10.871
‫پس فکر میکنم به نفع همه باشه...

14:10.954 --> 14:13.874
‫اگه هر چه سریع‌ تر اون رو
‫تا لابیِ اداره همراهی کنی.

14:13.957 --> 14:16.626
‫اوه، این اصلاً به نفع من یا میکی نیست.

14:16.710 --> 14:19.629
‫ببین، میدونم فکر میکنی داری به آقای هالر
‫کمک میکنی، ولی اینطور نیست.

14:19.713 --> 14:21.798
‫من میدونم کی داره
‫به آقای هالر کمک نمیکنه.

14:21.882 --> 14:23.133
‫اف‌ بی‌ آی.

14:23.216 --> 14:25.302
‫و چون قضیه از این قراره...

14:25.385 --> 14:28.096
‫اون واقعاً چاره‌ ای نداره جز اینکه
‫خانم فرینیو رو به جایگاه احضار کنه...

14:28.179 --> 14:31.224
‫و هر چی برای گفتن داره رو بشنوه،
‫منظورم واقعاً همه‌ چیزه.

14:31.308 --> 14:32.976
‫اگه جای شما بودم،
‫با خودم پاپ‌ کورن میاوردم.

14:34.644 --> 14:36.313
‫خانم کرین.

14:36.396 --> 14:37.272
‫خانم کرین.

14:57.584 --> 14:59.502
‫همگی بلند بشید.

15:03.840 --> 15:05.175
‫بفرمایید بشینید، لطفاً.

15:10.555 --> 15:13.516
‫دفاعیه شاهد دیگه‌ ای برای احضار داره؟

15:14.392 --> 15:15.352
‫اِم...

15:15.435 --> 15:17.646
‫بله، بله، جناب قاضی، داریم.

15:17.729 --> 15:18.772
‫اگه، اِم...

15:18.855 --> 15:20.982
‫اگه دادگاه فقط یک لحظه بهم فرصت بده.

15:26.446 --> 15:27.322
‫ممنونم.

15:51.596 --> 15:52.722
‫آقای هالر؟

15:53.390 --> 15:54.432
‫شاید امروز؟

15:57.477 --> 15:58.645
‫ممنونم، جناب قاضی.

15:58.728 --> 16:01.106
‫اِم، دفاعیه احضار میکنه...

16:04.484 --> 16:06.528
‫دفاعیه...

16:07.320 --> 16:08.989
‫دفاعیه احضار میکنه...

16:15.745 --> 16:16.746
‫احضار میکنه...

16:25.130 --> 16:26.631
‫یه لحظه، آقای هالر.

16:26.715 --> 16:27.632
‫البته.

16:44.421 --> 16:50.196
‫اعضای هیئت منصفه، عذرخواهی صمیمانه
‫من رو بابت این، اِم، تأخیر ناخواسته قبول کنید...

16:50.280 --> 16:53.158
‫ولی دادگاه باید یه تنفس کوتاه اعلام کنه.

16:55.076 --> 16:57.537
‫وکلای طرفین رو فوراً در دفترم می‌بینم.

17:04.753 --> 17:09.221
‫خانم برگ، خانم مک‌ فرسون،
‫هر دوتون مسلماً دادستان سوارز رو میشناسید.

17:09.257 --> 17:12.093
‫آقای هالر، فرض میکنم تو هم همینطور.

17:13.178 --> 17:14.304
‫قبلاً همدیگه رو دیدیم.

17:14.888 --> 17:17.891
‫میتونم بپرسم جریان از چه قراره، آدام؟

17:22.771 --> 17:25.065
‫حدس میزنم شما از اف‌ بی‌ آی باشید.

17:25.148 --> 17:27.692
‫بله، جناب قاضی.
‫ممنون که در این فرصت کوتاه ما رو قبول کردید.

17:27.776 --> 17:31.446
‫من استیون ترمبلی هستم، مامور ویژه،
‫و مسئول دفتر منطقه‌ ای لس‌ آنجلس...

17:31.529 --> 17:34.240
‫و ایشون هم همکارم،
‫مامور دان روث هستن.

17:34.324 --> 17:37.660
‫خب، انگار یه جایی دست روی
‫نقطه حساس کسی گذاشته شده.

17:37.744 --> 17:40.830
‫جناب قاضی، به اطلاع ما رسیده
‫که تیم دفاع در این محاکمه...

17:40.914 --> 17:44.042
‫قصد داره شاهدی به اسم
‫جنین فرینیو رو احضار کنه...

17:44.125 --> 17:46.795
‫ولی اطلاعاتی که ممکنه
‫خانم فرینیو بازگو کنه...

17:46.878 --> 17:52.008
‫خیلی حساس و کاملاً مرتبط
‫با یه پرونده تحقیقات فدرال در حال جریانه...

17:52.092 --> 17:56.721
‫تحقیقاتی که اگه این اطلاعات
‫فاش بشه مستقیماً به خطر میفته.

17:56.763 --> 18:01.121
‫وقتی مامور روث این موضوع رو بهم اطلاع داد،
‫بلافاصله با دادستان سوارز مشورت کردم.

18:01.226 --> 18:05.647
‫ایشون هم موافق بودن که در حال حاضر
‫نباید به خانم فرینیو اجازه شهادت داده بشه.

18:05.730 --> 18:08.608
‫در واقع، ما معتقدیم که
‫جون خانم فرینیو در خطره...

18:08.691 --> 18:11.611
‫به خاطر اطلاعاتی که داره،
‫و بر همین اساس...

18:11.694 --> 18:15.740
‫تیمی از مارشال‌ های ایالات متحده آماده‌ن
‫تا اون رو تحت حفاظت قرار بدن.

18:17.867 --> 18:23.915
‫خب، اینا همش خیلی جالبه، مامورها،
‫ولی به نظر میرسه اف‌ بی‌ آی مشکل کوچیکی داره.

18:24.541 --> 18:28.336
‫آقای سوارز تصمیم نمیگیره که
‫چه کسی توی دادگاه من شهادت بده.

18:28.962 --> 18:29.921
‫من تصمیم میگیرم.

18:32.298 --> 18:35.051
‫البته، همینطوره، جناب قاضی.

18:35.135 --> 18:38.346
‫ولی کاری که میتونم بکنم اینه که
‫راه حلی برای این پرونده ارائه بدم...

18:38.930 --> 18:43.560
‫راه حلی که امیدوارم شهادت
‫خانم فرینیو رو... غیرضروری کنه.

18:43.643 --> 18:45.728
‫منظورت چیه، راه حل؟

18:45.812 --> 18:48.982
‫با در نظر گرفتن تمامی جوانب و شرایط...

18:49.065 --> 18:52.110
‫دفتر من حاضره که
‫اتهامات علیه آقای هالر رو لغو کنه.

18:52.193 --> 18:53.194
‫چی؟

18:53.278 --> 18:57.031
‫البته به شرطی که ایشون
‫با یه توافق موافق باشن.

18:57.115 --> 18:58.783
‫داری شوخی میکنی دیگه، لعنتی!

18:58.867 --> 19:01.578
‫خانم برگ، فقط یک بار بهت اخطار میدم.
‫این همون اخطارت بود.

19:01.661 --> 19:03.037
‫چجور توافقی؟

19:03.121 --> 19:05.832
‫خب، اول از همه،
‫ما به سکوت و همکاریت نیاز داریم...

19:05.915 --> 19:08.126
‫تا زمانی که به پرونده فدرال رسیدگی بشه.

19:08.626 --> 19:09.669
‫و اون موقع کی هست؟

19:09.752 --> 19:11.462
‫بدیهیه که نمیتونیم بگیم.

19:11.546 --> 19:15.508
‫جهت اطلاع، هیئت منصفه انتخاب شده.
‫منع محاکمه مجدد برقرار شده.

19:15.592 --> 19:16.426
‫درسته.

19:16.509 --> 19:19.345
‫آقای هالر دیگه هیچ وقت
‫نمیتونه دوباره محاکمه بشه.

19:19.429 --> 19:22.015
‫ما برای رد پرونده بدون امکان
‫طرح مجدد اقدام میکنیم.

19:23.183 --> 19:25.602
‫و مبنای این رد پرونده چی میشه؟

19:25.685 --> 19:27.437
‫دفتر من بیانیه‌ ای صادر میکنه...

19:27.520 --> 19:33.021
‫مبنی بر اینکه شواهد جدیدی به دست آوردیم،
‫که اعتبار پرونده رو به شدت زیر سوال می‌بره.

19:34.736 --> 19:35.987
‫همیشه پیش میاد.

19:36.070 --> 19:39.866
‫آره، حتماً، توی پرونده‌ هایی که کسی
‫بهشون توجه نمیکنه همیشه اتفاق میفته.

19:39.949 --> 19:42.577
‫داری میگی اتهامات رو پس میگیری،
‫ولی من هیچ‌ وقت نمیتونم بگم چرا؟

19:42.660 --> 19:47.021
‫هیچکس هیچ‌ وقت این مدارک رو ارائه نمیده که
‫نشون بده به اشتباه متهم شدم یا عذرخواهی کنه یا...

19:49.792 --> 19:50.835
‫می‌بینی؟

19:50.919 --> 19:53.504
‫حتی الان هم دادستانت
‫فکر میکنه من این کار رو کردم.

19:53.588 --> 19:55.548
‫- «اگه مثل اردک صدا میده...»
‫- دینا.

20:07.477 --> 20:08.603
‫میدونی چیه؟

20:11.397 --> 20:12.607
‫فکر کنم ردش کنم.

20:14.525 --> 20:17.570
‫ترجیح میدی شانست رو
‫با حکم دادگاه امتحان کنی؟

20:18.404 --> 20:22.617
‫اگه قبول کردنِ توافق به این معنیه که
‫تا آخر عمرم سایه‌ اتهام بالای سرم باشه، بله.

20:22.700 --> 20:24.619
‫سرنوشتم رو به دست
‫هیئت منصفه می‌سپارم.

20:24.702 --> 20:26.204
‫و وقتی حکم «بی‌ گناهی» گرفتم...

20:26.287 --> 20:28.581
‫شاید اون‌ موقع بالاخره
‫قبول کنی که اشتباه کردی.

20:28.665 --> 20:30.667
‫هیئت منصفه همیشه اشتباه میکنه.

20:30.750 --> 20:33.878
‫منم میتونم به دنیا بگم چطور درست
‫بیخ گوش اف‌ بی‌ آی برام پاپوش دوختن...

20:33.962 --> 20:38.321
‫و چطور دفتر دادستانی هم باهاشون همراهی کرد،
‫و من رو به ناحق محکوم کرد.

20:41.928 --> 20:44.681
‫پس آره، فکر کنم اون معامله رو
‫بیشتر دوست دارم.

20:49.978 --> 20:51.104
‫چی میخوای؟

20:52.230 --> 20:54.816
‫همون چیزی رو میخوام
‫که از اول میخواستم.

20:54.899 --> 20:57.652
‫تنها چیز.
‫میخوام اعتبارم رو پس بگیرم.

20:58.653 --> 21:00.196
‫میخوام بی‌ گناهیم رو ثابت کنم.

21:01.197 --> 21:03.533
‫و چطور پیشنهاد میدی
‫که این رو بهت بدیم؟

21:09.455 --> 21:10.415
‫من یه...

21:10.999 --> 21:13.042
‫من یه بیانیه رسمی از طرف
‫دفتر دادستان میخوام...

21:13.126 --> 21:16.087
‫که من رو کاملاً
‫از هر جرمی تبرئه کنه.

21:17.130 --> 21:18.798
‫و میخوام خودش اون رو اعلام کنه.

21:18.881 --> 21:19.799
‫برو به جهنم، هالر.

21:19.882 --> 21:22.677
‫اون کسیه که توی این چهار ماه گذشته
‫بهم میگفت قاتل.

21:22.760 --> 21:24.804
‫اون همون کسیه که دنیا باید
‫این رو از زبونش بشنوه.

21:36.107 --> 21:40.320
‫فرض کنیم، صرفاً جهت بحث،
‫بتونیم با این موضوع موافقت کنیم.

21:40.903 --> 21:42.113
‫چیز دیگه‌ ای هم هست؟

21:43.364 --> 21:46.826
‫بله. افسر روی کالینز
‫از پلیس لس‌ آنجلس.

21:46.909 --> 21:49.454
‫اون شب منتظرم بود.
‫همه اینجا این رو میدونن.

21:49.537 --> 21:51.664
‫برام پاپوش درست کردن،
‫و من توی زندان گیر افتاده بودم...

21:51.748 --> 21:54.792
‫و در حالی که آبروم رو برده بودن،
‫نزدیک بود کشته بشم.

21:54.876 --> 21:56.461
‫من رئیس پلیس لس‌ آنجلس نیستم، هالر.

21:56.544 --> 21:58.421
‫نه، ولی واحد سلامت اداری داری.

21:58.504 --> 22:00.840
‫میخوام در این مورد
‫تحقیقات کامل انجام بشه.

22:03.051 --> 22:03.885
‫باشه.

22:04.969 --> 22:06.512
‫یه پرونده باز میکنیم.

22:07.055 --> 22:08.598
‫با حسن نیت.

22:09.182 --> 22:10.475
‫بهت قول میدم.

22:22.487 --> 22:23.654
‫خیلی خب.

22:24.238 --> 22:26.032
‫دفاع پیشنهاد رو قبول میکنه.

22:34.582 --> 22:37.335
‫درست وقتی فکر میکنی
‫دیگه همه چی رو دیدی.

22:39.545 --> 22:40.546
‫آقای هالر...

22:41.923 --> 22:42.965
‫من، اوم...

22:45.510 --> 22:48.388
‫واقعاً متأسفم که مجبور شدی
‫این سختی‌ ها رو تحمل کنی.

22:49.013 --> 22:53.184
‫ولی البته، تا زمان نهایی شدن
‫مدارک از طرف دفتر دادستان...

22:54.936 --> 22:56.270
‫الان آزادی که بری.

22:57.522 --> 23:00.441
‫و امیدوارم دفعه بعد که
‫توی دادگاهم می‌بینمت...

23:01.692 --> 23:03.486
‫در جایگاه وکیل پشت میز نشسته باشی.

23:06.155 --> 23:07.281
‫ممنونم، جناب قاضی.

23:38.438 --> 23:40.606
‫میدونم...
‫میتونستم...

23:41.107 --> 23:43.151
‫هی، هی، هی.

23:44.360 --> 23:45.403
‫چیزی نیست.

23:47.321 --> 23:48.406
‫چیزی نیست.

23:52.535 --> 23:54.245
‫تموم شد، میکی.

23:55.705 --> 23:56.747
‫ما بردیم.

23:58.458 --> 24:00.585
‫آره.

24:03.713 --> 24:04.714
‫ما بردیم.

24:06.382 --> 24:07.300
‫هی.

24:09.760 --> 24:10.720
‫چیزی نیست.

24:48.090 --> 24:49.008
‫هالر.

24:50.218 --> 24:52.887
‫جنین فرینیو کجاست؟
‫باید تحت حفاظت قرارش بدیم.

24:55.306 --> 24:56.766
‫فکر کنم سن کلمنته.

24:57.975 --> 24:59.644
‫سن کلمنته.

24:59.727 --> 25:02.730
‫ولی تو همین الان میخواستی
‫صداش کنی که به جایگاه بیاد.

25:03.773 --> 25:05.733
‫آره، در مورد اون...

25:05.816 --> 25:08.861
‫میدونم کی به آقای هالر کمک نمیکنه.
‫اف‌ بی‌ آی.

25:09.021 --> 25:13.449
‫حالا که اینطوره، اون واقعاً چاره‌ ای نداره
‫جز اینکه خانم فرینیو رو به جایگاه بفرسته...

25:13.533 --> 25:16.536
‫و به هر چی که برای گفتن داره گوش بده،
‫منظورم همه‌ چیزه.

25:16.619 --> 25:18.663
‫اگه جای تو بودم،
‫با خودم پاپ‌ کورن میاوردم.

25:20.456 --> 25:21.874
‫تند راه برو،
‫و پشت سرت رو هم نگاه نکن.

25:22.750 --> 25:25.670
‫- فکر میکنی جواب داد؟
‫- امیدوارم، وگرنه میکی به زندان میره.

25:25.753 --> 25:28.464
‫شماها توی شرکتتون واقعاً
‫قوانین رو دور میزنید.

25:28.548 --> 25:29.882
‫شانسی هست که استخدام داشته باشید؟

25:32.802 --> 25:35.012
‫نگران نباش.
‫بازرسم پیشِ اونه.

25:35.513 --> 25:37.390
‫صحیح و سالمه.

25:38.432 --> 25:40.685
‫هی میک، چطور پیش رفت؟

25:40.768 --> 25:42.395
‫مثل ساعت دقیق.
‫اون آماده‌ست؟

25:42.478 --> 25:44.105
‫آماده‌ تر از این نمیشه.

25:44.188 --> 25:46.816
‫خیلی خب، همونجا منتظر بمون.
‫نیروهای کمکی توی راهن.

25:48.651 --> 25:49.569
‫باشه.

25:50.570 --> 25:52.613
‫دارن مأمورهای مارشال رو دنبالت میفرستن.

25:52.697 --> 25:56.450
‫- قراره من رو کجا ببرن؟
‫- نمیدونم. آلبوکرکی؟

25:57.285 --> 25:58.619
‫آلبوکرکی؟

25:59.120 --> 26:01.622
‫اونجاست که میتونی پیداش کنی.

26:05.334 --> 26:06.252
‫هالرِ لعنتی.

26:27.648 --> 26:28.774
‫خیلی خوشمزه بود.

26:28.858 --> 26:30.901
‫- ممنون، النا.
‫- آه، آره.

26:30.985 --> 26:33.571
‫مامان، خیلی خوشمزه بود.
‫عالی شده بود.

26:33.654 --> 26:36.449
‫خواهش میکنم.
‫میدونم چقدر پوزوله‌ من رو دوست داری.

26:36.532 --> 26:38.534
‫مگه ندیدم که کیسه‌ های
‫«دور‌دش» رو آوردی تو؟

26:38.618 --> 26:41.746
‫هیلی، نمیدونم داری
‫درباره چی حرف میزنی.

26:41.829 --> 26:42.705
‫اشکالی نداره، مادربزرگ.

26:42.788 --> 26:45.291
‫توی مکزیک اونقدر آشپزی کردی که
‫تعجبی نداره اگه به استراحت نیاز داشته باشی.

26:45.374 --> 26:51.521
‫خب، معلوم شد که در واقع، توی لس‌ آنجلس،
‫غذاهای مکزیکی خیلی خوبی دارن.

26:52.214 --> 26:53.549
‫نه به خوبیِ مال تو، مامان.

26:53.633 --> 26:56.093
‫اوه، حرف درست همینه عزیزم.

26:56.177 --> 26:57.511
‫من توی شستن ظرف‌ ها کمک میکنم.

26:57.595 --> 26:58.929
‫- ممنون.
‫- اوم.

27:08.481 --> 27:11.776
‫من و هیلی باید راه بیفتیم.
‫ترافیک داره کم میشه.

27:12.485 --> 27:13.402
‫آره.

27:18.616 --> 27:20.117
‫بابت همه‌ چی ممنون، مگی.

27:20.201 --> 27:22.119
‫نیازی نیست از من تشکر کنی.

27:22.203 --> 27:23.954
‫چرا، لازمه. من...

27:24.038 --> 27:26.832
‫میدونم چقدر از کارهات رو
‫به خاطر کمک به من عقب انداختی.

27:26.916 --> 27:29.293
‫شغلت، خونه‌ت توی سن‌ دیگو.

27:31.087 --> 27:33.339
‫- جک.
‫- و همشون هنوز سر جاشونن.

27:34.924 --> 27:36.342
‫به هر حال، اینطور فکر میکنم.

27:37.343 --> 27:40.346
‫آره. نمیدونم چطور میتونم
‫این محبتت رو جبران کنم.

27:40.429 --> 27:43.140
‫برای شروع، میتونی دیگه نذاری
‫دوباره برات پاپوش قتل درست کنن.

27:44.517 --> 27:45.476
‫تمام تلاشم رو میکنم.

27:46.936 --> 27:50.898
‫ولی جدی، اگه جای من و تو عوض میشد،
‫تو هم همین کار رو برای من میکردی.

27:52.983 --> 27:54.276
‫میدونی که میکردم.

27:55.319 --> 27:57.530
‫هر چند جفتمون میدونیم که
‫من هیچ‌ وقت بهش نیاز پیدا نمیکنم.

27:57.613 --> 28:03.021
‫خب، من معمولاً کارهام رو به روشی
‫یکم متعارف‌ تر از تو انجام میدم.

28:03.202 --> 28:05.579
‫- فقط یکم.
‫- اوم.

28:06.021 --> 28:12.021
‫میدونی، فکر کنم بزرگ ترین چیزی که از همه‌ اینا یاد گرفتم،
‫اینه که، اوم، خیلی ها فکر میکنن من آدم عوضی‌ ای هستم.

28:12.586 --> 28:13.963
‫تازه الان این رو فهمیدی؟

28:15.423 --> 28:17.550
‫خب، به شکل دردناکی واضح‌ تر شد.

28:25.307 --> 28:26.225
‫بیا اینجا.

28:35.151 --> 28:37.486
‫کاش میتونستی بیشتر بمونی، مگی.

28:40.281 --> 28:41.323
‫میدونم.

28:46.746 --> 28:49.665
‫واقعاً خوشحالم که این کابوس تموم شد.

28:50.207 --> 28:51.667
‫برای همه‌مون.

28:54.503 --> 28:57.006
‫ولی وقتشه که سر زندگی خودم برگردم.

29:01.343 --> 29:02.845
‫ولی همیشه فقط به اندازه‌
‫یه تماس باهات فاصله دارم...

29:02.928 --> 29:06.140
‫و هیلی هم قبل از اینکه بفهمی
‫دوباره به اینجا برمیگرده.

29:08.684 --> 29:10.269
‫خودت رو توی دردسر ننداز، هالر.

29:12.688 --> 29:13.773
‫قولی نمیدم.

29:17.443 --> 29:18.778
‫هیلی، باید بریم.

29:54.063 --> 29:56.941
‫مامان، توی سن‌ دیگو خوشحالی؟

29:57.525 --> 29:58.359
‫چی؟

29:59.193 --> 30:00.361
‫یهو چرا این رو پرسیدی؟

30:00.444 --> 30:03.906
‫چیه؟ من سال دیگه به دانشگاه میرم.
‫میتونی باهام حرف بزنی.

30:07.409 --> 30:09.829
‫خب، حقیقت اینه که...

30:10.538 --> 30:11.956
‫دلم برای لس آنجلس تنگ شده.

30:12.498 --> 30:15.084
‫دوست هام، همکارهای قدیمیم.

30:15.876 --> 30:16.836
‫بابا چی؟

30:16.919 --> 30:18.337
‫آره، دلم برای بابات هم تنگ شده.

30:19.338 --> 30:20.840
‫ولی باید سر کارم برگردم.

30:21.799 --> 30:23.092
‫جک چی؟

30:24.301 --> 30:25.427
‫جک چی؟

30:25.511 --> 30:28.222
‫خب، نگفتی که باید پیش جک برگردی.

30:30.099 --> 30:32.476
‫رابطه‌ های از راه دور سختن...

30:33.227 --> 30:35.771
‫و اوضاع با جک متشنجه.

30:37.147 --> 30:40.568
‫اشتباه برداشت نکن.
‫جک رو دوست دارم، ولی شاید...

30:42.444 --> 30:43.654
‫- باشه.
‫- نمیدونم.

30:43.737 --> 30:45.990
‫نمیدونم. بیخیال.
‫به من ربطی نداره.

30:46.073 --> 30:46.907
‫چی؟

30:48.492 --> 30:51.620
‫فقط به نظر نمیرسه که اونقدرها
‫بهش علاقه داشته باشی.

30:53.706 --> 30:55.165
‫خب.

30:55.666 --> 30:59.128
‫منظورم اینه که موقع جدا شدن از بابا،
‫یه جورایی غمگین به نظر میرسیدی.

30:59.628 --> 31:00.462
‫اشتباه میکنم؟

31:01.046 --> 31:01.964
‫هوم.

31:03.883 --> 31:05.843
‫یه جورایی غمگینم.

31:06.719 --> 31:07.553
‫ولی...

31:10.890 --> 31:13.475
‫مامان، من می‌بینم که شما دو تا
‫وقتی با همید چطوری‌ اید.

31:15.227 --> 31:16.729
‫پیچیده‌ست.

31:17.479 --> 31:20.024
‫رابطه‌ من و بابات همیشه پیچیده بوده.

31:21.483 --> 31:27.521
‫ولی الان زندگی من توی سن‌ دیه‌ گوئه،
‫و باید همونجا رو به راهش کنم.

31:28.866 --> 31:30.075
‫میفهمی؟

31:42.338 --> 31:44.340
‫♪ اوه، اوه ♪

31:44.423 --> 31:46.926
‫♪ اوه، اوه، اوه... ♪

31:47.009 --> 31:48.093
‫نه، بیخیال.

31:48.177 --> 31:49.720
‫- داریم میریم؟
‫- وای، خدای من.

31:49.803 --> 31:50.721
‫باشه، صبر کن.
‫یه لحظه وایسا.

31:50.804 --> 31:52.181
‫اوه. ها!

31:52.264 --> 31:54.600
‫- من که اصلاً توی کادر نیستم.
‫- من دارم میرم. باشه.

31:54.683 --> 31:57.061
‫- اینطوری نمیشه.
‫- خب، بیلبورد خیلی بزرگه.

31:57.144 --> 31:59.688
‫سیسکو، شاید اگه تو گوشی رو بگیری بهتر باشه.
‫دست تو بلندتره.

31:59.772 --> 32:00.814
‫بیا. خوبه؟

32:00.898 --> 32:02.232
‫- باشه. این بهتر شد.
‫- آره.

32:02.316 --> 32:03.317
‫- الان من دیگه...
‫- نه.

32:03.400 --> 32:06.236
‫خب، این مسخره‌ست.
‫لازم نیست من توی این سلفی باشم.

32:06.779 --> 32:09.239
‫ممنون، گریس.
‫همگی بگید : «کِسو»!

32:09.323 --> 32:11.241
‫کِسو!

32:11.325 --> 32:14.995
‫خب، حالا، اوم،
‫یکی هم تکی از من بگیر.

32:15.579 --> 32:16.872
‫- آره.
‫- خب، یالا، یالا، یالا.

32:16.956 --> 32:18.958
‫یالا، یالا.
‫خب، من حاضرم.

32:19.875 --> 32:21.210
‫- آره.
‫- خیلی خب.

32:22.920 --> 32:23.796
‫همینطوری.

32:24.630 --> 32:25.965
‫خیلی نازه. آره.

32:26.757 --> 32:27.841
‫اوه.

32:28.634 --> 32:30.469
‫خب، فکر کنم عکس رو گرفتیم.

32:30.552 --> 32:32.554
‫داریم میریم «تاکوهای انجل»،
‫اگه میخوای بیای.

32:32.638 --> 32:35.224
‫نه، چون امشب،
‫برای اولین بار بعد از چندین ماه...

32:35.307 --> 32:39.144
‫بالاخره با شوهرم وقت دو نفره دارم،
‫پس من نمیام.

32:39.228 --> 32:41.730
‫- کاملاً درک میکنم.
‫ -گریس، فردا توی اسپا می‌بینمت؟

32:41.814 --> 32:44.525
‫آره، توی تقویمم هست.

32:44.608 --> 32:45.943
‫- عالیه.
‫- باشه.

32:47.152 --> 32:48.070
‫خداحافظ.

32:48.153 --> 32:49.113
‫خداحافظ.

32:50.906 --> 32:51.740
‫اسپا؟

32:51.824 --> 32:54.118
‫آره، اوم، راستش چاره‌ دیگه‌ ای نداشتم.

32:54.201 --> 32:57.997
‫فکر کنم میخواد سوال‌ پیچم کنه.
‫با خودم گفتم بهتره زودتر تمومش کنم، میدونی؟

32:58.080 --> 33:01.667
‫خب، حداقل موقعی که داری دل رو به دریا میزنی،
‫یه حموم گل هم میگیری.

33:02.209 --> 33:03.544
‫نکته‌ خوبیه.

33:03.627 --> 33:04.962
‫میخوای سوال‌ پیچش کنی؟

33:05.045 --> 33:06.880
‫- روی زغال‌ های سونا.
‫- آفرین دختر.

33:08.007 --> 33:09.216
‫بهت افتخار میکنم عزیزم.

33:10.217 --> 33:12.344
‫خیلی هم خوش‌ عکسی.

33:13.053 --> 33:14.805
‫فکر نمیکنی این دیگه زیاده‌ روی باشه؟

33:15.389 --> 33:17.516
‫فکر کنم برای پرسیدن
‫این سوال دیگه دیر شده.

33:17.599 --> 33:23.522
‫فقط خیلی خوشحالم که بالاخره
‫میتونیم به روال عادی زندگی برگردیم.

33:23.605 --> 33:25.024
‫امیدوارم همینطور باشه.

33:25.733 --> 33:27.026
‫نه، جدی میگم.

33:27.109 --> 33:29.778
‫پرونده‌ میکی مثل یه بولدوزر بود.

33:30.738 --> 33:33.657
‫حس میکردم داره ما رو از هم دور میکنه.

33:34.199 --> 33:35.826
‫یه جورایی یکم من رو ترسوند.

33:36.660 --> 33:37.745
‫فقط یکم.

33:38.787 --> 33:39.621
‫ببین.

33:41.040 --> 33:44.043
‫بهم قول بده که دیگه اجازه نمیدیم
‫همچین اتفاقی بیفته.

33:44.668 --> 33:46.879
‫منم میخواستم همین رو بهت بگم.

33:47.379 --> 33:50.841
‫فقط باید راه‌ هایی پیدا کنیم
‫که با هم وقت بگذرونیم...

33:50.924 --> 33:54.678
‫مهم نیست چی پیش بیاد،
‫حتی وقتی کار تو رو به پالم اسپرینگز میفرسته.

33:54.762 --> 33:58.057
‫اوه! دفعه‌ بعد، باید بذاری
‫منم برای کشیک دادن بیام.

33:58.140 --> 33:59.516
‫میدونی چقدر خوش میگذره؟

34:01.018 --> 34:04.271
‫میدونی که اون یه سفر تفریحی به بیابون نبود.

34:04.354 --> 34:06.690
‫من داشتم کار میکردم،
‫و یه نفر جونش رو از دست داد.

34:06.774 --> 34:09.359
‫اوه، آره، واقعاً فاجعه‌ بار بود.

34:09.443 --> 34:14.521
‫خب، همیشه قرار نیست آسون باشه،
‫ولی باید یادمون باشه که ما یه تیمیم...

34:14.573 --> 34:18.410
‫و نباید بذاریم چیزی
‫مانع مهم‌ ترین مسئله بشه...

34:18.952 --> 34:23.082
‫یعنی وقت گذروندن با مردی که عاشقشم.

34:33.842 --> 34:35.552
‫الان برمیگردم.

34:42.851 --> 34:46.105
‫حالت خوبه؟ خوبه.
‫من لورنا کرینم.

34:46.188 --> 34:48.816
‫شاید من رو از روی بیلبوردم بشناسی.

34:48.899 --> 34:51.151
‫اوم، باهام تماس بگیر. ممنون.

34:52.986 --> 34:55.697
‫♪ یک، دو، سه، چهار، پنج، شش! ♪

34:56.657 --> 34:58.617
‫♪ رودرانر، رودرانر ♪

34:59.952 --> 35:01.703
‫♪ با سرعتِ مایل‌ ها در ساعت میتازه ♪

35:03.205 --> 35:05.290
‫♪ از جلوی فروشگاه «استاپ‌ ان شاپ» رد میشم ♪

35:06.458 --> 35:08.001
‫♪ در حالی که رادیو روشنه ♪

35:09.503 --> 35:11.630
‫♪ من عاشق ماساچوست هستم ♪

35:12.756 --> 35:14.883
‫♪ و عاشق نئون‌ ها وقتی بیرون سرده ♪

35:16.009 --> 35:18.428
‫♪ و بزرگراه وقتی که آخر شبه ♪

35:19.429 --> 35:21.181
‫♪ رادیو هم روشنه ♪

35:21.265 --> 35:23.016
‫♪ من مثل رودرانرم ♪

35:33.360 --> 35:34.570
‫♪ خیلی خب ♪

35:35.154 --> 35:37.114
‫♪ من عاشق مهتاب مدرنم ♪

35:38.448 --> 35:40.242
‫♪ جاده ۱۲۸ وقتی بیرون تاریکه ♪

35:41.410 --> 35:43.871
‫♪ الان توی ماشین دیگه حالم بد نیست ♪

35:44.496 --> 35:46.665
‫♪ دیگه احساس تنهایی نمیکنم، رادیو روشنه... ♪

35:51.003 --> 35:52.254
‫چه خبر، ایزی؟

35:52.337 --> 35:54.590
‫ماشینت رو از پارکینگ توقیفی پس گرفتی؟

35:54.673 --> 35:55.674
‫اوهوم.

35:55.757 --> 35:59.094
‫راستش رو بگم. یه جورایی وحشت میکنم
‫که دوباره داری اون لگن رو میرونی.

35:59.178 --> 36:01.054
‫منظورم اینه که،
‫جسد سم اسکیلز توی صندوق‌ عقب بود.

36:01.138 --> 36:03.056
‫دادم حرفه‌ ای تمیزش کردن، پس...

36:03.140 --> 36:05.976
‫جن‌ گیری هم کردی؟
‫چون منظورم اینه که...

36:06.059 --> 36:09.855
‫ایزی، گازاریان به اندازه کافی ازم گرفته.
‫نمیخوام ماشینم رو هم از دست بدم.

36:09.938 --> 36:13.025
‫هر چند داشتم فکر میکردم،
‫واقعاً به یه جور تغییر نیاز دارم.

36:13.108 --> 36:15.277
‫من... شاید خونه‌م رو برای فروش بذارم.

36:15.360 --> 36:19.072
‫خب، اینم منطقی به نظر میرسه.
‫آمارش رو مافیای ارمنی دارن.

36:19.156 --> 36:22.117
‫بماند که دی‌ ای اِی، اف‌ بی‌ آی،
‫و کارتل‌ های مختلف هم میشناسنش.

36:22.201 --> 36:23.452
‫لازم نیست کل لیست رو ردیف کنی.

36:23.535 --> 36:25.954
‫- تا حالا چند بار بهش دستبرد زدن؟
‫- خیلی خب.

36:27.748 --> 36:29.082
‫اوه، یه لحظه گوشی.

36:30.459 --> 36:32.544
‫دفتر حقوقی هالر و شرکا،
‫لطفاً منتظر بمونید.

36:33.921 --> 36:37.549
‫- امروز میای دفتر؟
‫- مایکل هالر رو از اتهامِ...

36:37.633 --> 36:40.260
‫کنفرانس خبریت بازتاب خیلی زیادی داشته.

36:40.344 --> 36:42.095
‫تلفن یه لحظه هم قطع نمیشه.

36:42.179 --> 36:46.821
‫هنوز نمیدونم. دارم فکر میکنم که مثل قدیم ها
‫کل بعد از ظهر رو فقط با ماشین بچرخم.

36:46.934 --> 36:47.768
‫حله رئیس.

36:47.851 --> 36:49.102
‫برای شام برنامه‌ ای داری؟

36:49.186 --> 36:51.396
‫نه، میخوام یه شب آروم رو
‫توی خونه بگذرونم.

36:51.480 --> 36:54.399
‫میخوام یه دستور پخت
‫پاستای جدید رو امتحان کنم.

36:54.483 --> 36:55.859
‫دستور پخت؟

36:55.943 --> 36:57.194
‫چه اتفاقی داره میفته؟

36:57.277 --> 37:01.782
‫اون همه وقت توی زندان باعث شد
‫قدر غذای خونگی رو بدونم، میفهمی؟

37:01.865 --> 37:04.910
‫لابد بعدش هم میخوای
‫بری تردمیل بخری.

37:05.577 --> 37:06.745
‫اگه خونه‌ت رو بفروشی...

37:06.828 --> 37:08.580
‫باید فاش کنی که «سم»
‫توی گاراژت کشته شده؟

37:08.664 --> 37:11.458
‫خب، پرونده مختومه شده،
‫برای همین یه جورایی توی منطقه خاکستریه.

37:12.334 --> 37:13.335
‫واقعاً؟

37:13.418 --> 37:15.254
‫آره، خب. من باید برم، ایزی.

37:15.337 --> 37:16.505
‫♪ درسته ♪

37:17.297 --> 37:18.423
‫♪ خداحافظ! ♪

37:26.223 --> 37:30.227
‫♪ توی چهارده سالگی به زانو درت آوردیم ♪

37:30.310 --> 37:36.108
‫♪ خیلی مودب هنوز مشغول خواهش و تمناییم ♪

37:38.777 --> 37:42.447
‫♪ رفیق‌ نماهایی که وقتی زمین میخوری ♪
‫♪ دیگه دوستت نیستن ♪

37:43.073 --> 37:47.119
‫♪ هر شب یه مرسدس بنز رو داغون میکنیم ♪

37:47.202 --> 37:50.205
‫♪ اول فرار میکنیم ♪
‫♪ و بعد اونقدر میخندیم تا اشکمون در بیاد... ♪

38:30.746 --> 38:31.580
‫هی.

38:32.205 --> 38:33.665
‫- سلام.
‫- سلام.

38:33.749 --> 38:37.753
‫آه، این عجیبه،
‫ولی تو میکی هالری، درسته؟

38:38.337 --> 38:41.548
‫آره، خودمم.
‫اسمت رو متوجه نشدم.

38:43.133 --> 38:44.634
‫- بخواب روی زمین.
‫- چی؟

38:44.718 --> 38:45.635
‫لعنتی، بخواب رو زمین!

38:54.728 --> 38:57.105
‫- اف‌ بی‌ آی، تکون نخور!
‫- اسلحه رو بنداز!

39:01.443 --> 39:02.361
‫شما دو تا حالتون خوبه؟

39:02.444 --> 39:03.570
‫دارید من رو تعقیب میکنید؟

39:03.653 --> 39:06.740
‫فقط احتیاط میکردیم.
‫دلیل داشتیم که فکر کنیم هنوز یه هدفی.

39:07.366 --> 39:08.241
‫هدف؟

39:09.576 --> 39:10.619
‫از طرف کی؟

39:10.702 --> 39:11.828
‫خودت چی فکر میکنی؟

39:11.912 --> 39:15.374
‫تو خاری بودی که ارمنی‌ ها دیگه
‫نمیخواستن توی پهلوشون باشی.

39:15.457 --> 39:18.168
‫- هیچکدومتون به مراقبت پزشکی نیاز دارید؟
‫- نه.

39:18.668 --> 39:20.212
‫آه، نه، نه، من خوبم.

39:20.295 --> 39:22.297
‫- تو... تو خوبی؟
‫- آره، آره.

39:22.798 --> 39:25.342
‫به نظر میرسه دوست جدیدت
‫همین الان جونت رو نجات داد، هالر.

39:27.636 --> 39:28.470
‫ممنونم.

39:29.054 --> 39:30.389
‫آره، مشکلی نیست.

39:31.890 --> 39:33.892
‫ممنون که هوام رو داشتی.

39:34.476 --> 39:38.063
‫باور کنی یا نه، این وظیفه‌ ماست.
‫مراقب خودت باش، هالر.

39:42.150 --> 39:43.318
‫همین الان چی شد؟

39:46.988 --> 39:48.365
‫چطوری یاد گرفتی این کار رو بکنی؟

39:48.990 --> 39:50.158
‫نمیدونم.

39:51.535 --> 39:54.413
‫یارو داشت می‌پاییدت،
‫بعد دستش رو توی کتش برد...

39:54.496 --> 39:57.874
‫و من... فکر کنم غریزه‌م بیدار شد.

39:58.458 --> 39:59.501
‫غریزه‌ت؟

40:00.001 --> 40:01.044
‫تو کی هستی؟

40:02.838 --> 40:05.257
‫اوه. اِم...

40:06.967 --> 40:08.301
‫راستش، اِم...

40:09.803 --> 40:11.021
‫من خواهرتم.

40:11.021 --> 40:15.021
« پایان فصل چهارم »
« امیدوارم لذت برده باشید »

40:15.021 --> 40:20.021
<b>°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○</b>

40:18.311 --> 40:21.982
‫♪ اصلاً خوش نمیگذره عزیزم ♪

40:20.021 --> 40:30.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

40:22.065 --> 40:23.400
‫♪ اصلاً خوش نمیگذره ♪

40:26.027 --> 40:29.781
‫♪ اصلاً خوش نمیگذره عزیزم ♪

40:29.865 --> 40:31.408
‫♪ اصلاً خوش نمیگذره ♪

40:33.827 --> 40:37.414
‫♪ چرخیدن با بقیه حالی نداره ♪

40:38.415 --> 40:41.001
‫♪ همون حس و حال همیشگی رو دارم ♪

40:41.626 --> 40:44.963
‫♪ چرخیدن با بقیه حالی نداره ♪

40:45.672 --> 40:51.011
‫♪ یه روز دیگه هم با ترس و لرز گذشت ♪

40:57.476 --> 41:01.313
‫♪ اصلاً خوش نمیگذره عزیزم ♪

41:01.396 --> 41:02.814
‫♪ اصلاً خوش نمیگذره ♪

41:05.400 --> 41:09.196
‫♪ اصلاً خوش نمیگذره عزیزم ♪

41:09.279 --> 41:10.530
‫♪ اصلاً خوش نمیگذره ♪

41:13.241 --> 41:16.661
‫♪ تنها بودن حالی نداره ♪

41:17.704 --> 41:20.540
‫♪ وقتی تنهایی قدم میزنم ♪

41:21.124 --> 41:24.419
‫♪ تنها بودن حالی نداره ♪

41:25.003 --> 41:30.383
‫♪ وقتی عاشق هیچکس دیگه‌ ای نیستم ♪

41:37.140 --> 41:41.436
‫♪ خب، شاید برم بیرون ♪
‫♪ شاید بمونم خونه ♪

41:41.520 --> 41:44.731
‫♪ شاید با تلفن به مامان زنگ بزنم ♪

41:44.814 --> 41:47.984
‫♪ خب یالا، خب یالا ♪

41:48.652 --> 41:51.947
‫♪ خب یالا، خب یالا ♪

41:52.531 --> 41:55.867
‫♪ خب یالا، خب یالا ♪

41:56.493 --> 41:59.913
‫♪ خب یالا، خب یالا ♪

42:00.497 --> 42:06.419
‫♪ تنها بودن حالی نداره ♪

42:08.380 --> 42:14.021
‫♪ تنها بودن حالی نداره... ♪
