WEBVTT

00:00.021 --> 00:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.021 --> 00:08.654
‫قاضی با آزاد شدنت موافقت کرد.
‫ایشون معاون بِنِته.

00:08.738 --> 00:11.157
‫ایشون تو رو در مسیر بین خونه
‫و دادگاه همراهی می‌کنه.

00:11.240 --> 00:12.992
‫مأمور، اوم، واسکز و...

00:13.075 --> 00:13.951
‫مأمور روث.

00:14.035 --> 00:17.204
‫آقای لنون، افسر راندتری
‫ماشینش رو متوقف کرد.

00:17.288 --> 00:19.415
‫جلوی اسمش علامت خورده بود
‫که بازداشت بشه.

00:19.498 --> 00:20.750
‫ما فقط تحویلش دادیم.

00:20.833 --> 00:22.543
‫- به کی؟
‫- به مأموری به اسم واسکز.

00:22.626 --> 00:26.321
‫مقاله‌ ای درباره‌ صنعت سوخت‌‌های زیستی،
‫و نگرانی‌ هایی در مورد کلاهبرداری وجود داره.

00:26.422 --> 00:27.506
‫دوشیدنِ غول.

00:27.590 --> 00:30.259
‫تو از منبعی در سازمان محیط زیست نقل‌ قول کردی
‫که درباره‌ شرکت‌ هایی حرف زده...

00:30.342 --> 00:31.677
‫که سعی دارن سیستم رو دور بزنن.

00:31.761 --> 00:34.055
‫اگه منبعم بخواد ناشناس بمونه،
‫نمیتونم هویتش رو فاش کنم.

00:34.138 --> 00:35.347
‫میتونم اطلاعاتت رو بهشون بدم.

00:35.431 --> 00:37.391
‫دکتر شولتز،
‫ممنون که باهام ملاقات کردی.

00:37.475 --> 00:39.810
‫- چه کمکی از دستم بر میاد؟
‫- من برای یه وکیل کار میکنم.

00:39.894 --> 00:41.312
‫واقعاً به کمکت نیاز دارم.

00:41.395 --> 00:44.523
‫یه فرضیه دارم که میخوام دنبالش کنم،
‫ولی باید با اف‌ بی‌ آی صحبت کنم.

00:44.607 --> 00:46.067
‫آقای هالر، ما رو بی‌ حساب بدون.

00:46.150 --> 00:49.070
‫از مغازه اومدم بیرون،
‫و تا به خودم اومدم دیدم گری مرده.

00:49.153 --> 00:50.154
‫کارتر، اوضاع خیلی بد به نظر میرسه.

00:50.237 --> 00:52.907
‫- من این کار رو نکردم.
‫- در مورد این شاهد عینی بهم بگو.

00:52.990 --> 00:56.827
‫رفتم تو. گری اونجا بود،
‫روی زمین افتاده بود. گفت : «کارتر».

00:56.911 --> 01:00.081
‫کارتر خیلی بد شانسه.
‫مقتول اونقدر زنده مونده که شناساییش کنه؟

01:00.164 --> 01:03.709
‫گوش کن، میخواستم ببینم میتونی
‫یه نگاهی به یه چیزی برام بندازی؟

01:03.793 --> 01:07.213
‫معلوم شد که جنین فرینیو توی
‫دبیرستان عشقِ بازیگری بوده.

01:07.296 --> 01:09.381
‫- دارم به چی نگاه میکنم؟
‫- سالنامه دبیرستانش.

01:09.465 --> 01:10.508
‫اونا با هم بزرگ شدن.

01:10.591 --> 01:12.301
‫لطفاً بهم بگو که
‫برگه احضاریه رو به گازاریان دادی.

01:12.384 --> 01:14.845
‫دلیلِ بودنت اونجا اینه که
‫زیر نظر داشته باشیشون.

01:14.929 --> 01:16.347
‫احضاریه‌ت ابلاغ شد.

01:16.430 --> 01:19.308
‫- چطوری از بادیگاردها رد شدی؟
‫- اون نگران ما نبود.

01:19.391 --> 01:21.143
‫اون نگران اونا بود.

01:23.020 --> 01:25.606
‫- سیسکو، چی شده؟
‫- یه مشکلی برامون پیش اومده.

01:39.286 --> 01:40.913
‫♪ روی چمن‌‌ها دراز کشیده بودم ♪

01:40.996 --> 01:44.208
‫♪ صبح یکشنبه‌ هفته‌ پیش ♪

01:44.291 --> 01:47.419
‫♪ غرق در حس شکستِ خودم بودم ♪

01:49.338 --> 01:52.633
‫♪ میدونم که همه‌ چی به خودم بستگی داره ♪

01:52.716 --> 01:54.468
‫♪ اگه خوشیم رو ازم بگیری ♪

01:54.552 --> 01:57.346
‫♪ حواسم هست که زیاد غرق نشم ♪

01:57.429 --> 01:59.807
‫♪ اگه خوشیم رو ازم بگیری... ♪

01:59.890 --> 02:02.726
‫♪ خودم رو آماده و سر پا نگه میدارم ♪

02:02.810 --> 02:05.146
‫♪ اگه خوشیم رو ازم بگیری ♪

02:11.485 --> 02:13.070
‫جلوی آفتابم رو گرفتی.

02:13.154 --> 02:16.031
‫عزیزم، باید بریم.
‫همین الان.

02:17.616 --> 02:18.576
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

02:18.659 --> 02:21.162
‫«گازاریان» مرده.
‫باید بریم.

02:23.998 --> 02:26.750
‫مگه اینکه بخوای اینجا منتظر بمونی،
‫تا نوبت خودت برسه.

02:26.834 --> 02:30.254
‫یا اگه ترجیح میدی،
‫میتونی با پلیس‌‌ها حرف بزنی.

02:35.301 --> 02:36.343
‫جنین.

02:54.612 --> 02:55.905
‫باید بریم.

02:56.021 --> 02:57.021
‫همین حالا.

03:05.021 --> 03:10.021
<i><b>[ وکیل لینکلن ]
[ فصل چهارم : قسمت نهم ]</b></i>

03:22.521 --> 03:24.021
‫خانم برگ.

03:24.183 --> 03:27.686
‫متوجه ای که الان نزدیک به ۱۵ دقیقه‌ست
‫که دادگاه رو منتظر گذاشتی؟

03:27.770 --> 03:30.814
‫عذرخواهی صمیمانه من رو قبول کنید،
‫جناب قاضی...

03:30.898 --> 03:34.693
‫ولی متأسفانه اتفاق غیرمنتظره‌ ای افتاده.

03:35.569 --> 03:37.112
‫چجور اتفاقی؟

03:37.196 --> 03:41.450
‫با اجازه دادگاه، ما یه نفر رو
‫دیر به لیست شاهدانمون اضافه کردیم.

03:44.787 --> 03:49.521
‫جناب قاضی، چه شهادت مرتبطی
‫ممکنه این شاهد ارائه بده؟

03:49.583 --> 03:53.045
‫این نامه علت مرتبط بودن رو توضیح میده.

03:53.128 --> 03:57.925
‫همونطور که از مهر پستی می‌بینید،
‫دفتر من این رو فقط دو روز پیش دریافت کرد.

03:58.008 --> 04:01.762
‫نمیخواستم وقت دادگاه رو تلف کنم،
‫تا وقتی که از صحت اون مطمئن بشیم...

04:01.845 --> 04:06.621
‫ولی این اجازه رو به خودم دادم که محض احتیاط،
‫شاهد رو به بازداشتگاه ایالتی منتقل کنم.

04:06.721 --> 04:12.106
‫میدونم این کار غیرمتعارفه، ولی معتقدم هیئت منصفه
‫در هر صورت شایسته شنیدن اون هست.

04:12.189 --> 04:14.525
‫جناب قاضی، این فراتر از غیرمتعارفه.
‫این ناعادلانه‌ست.

04:14.608 --> 04:16.777
‫ما هیچ زمانی برای آماده شدن
‫برای این شاهد نداشتیم.

04:16.860 --> 04:18.946
‫من این رو قبول دارم،
‫جناب قاضی...

04:19.029 --> 04:22.908
‫ولی داریم درباره یه زندانی
‫در زندان ایالتی صحبت میکنیم.

04:22.992 --> 04:25.327
‫کی میدونه چقدر طول میکشه
‫تا دوباره اونا رو برگردونیم؟

04:25.411 --> 04:30.541
‫علاوه بر این، فکر میکنم آقای هالر
‫کاملاً با این شاهد آشنا باشه.

04:33.877 --> 04:35.921
‫من از غافلگیری خوشم نمیاد، خانم برگ.

04:36.005 --> 04:37.965
‫مخصوصاً اونایی که
‫مجبورم براشون منتظر بمونم.

04:38.924 --> 04:43.512
‫با این حال، اگه این داستان منطقی باشه،
‫هیئت منصفه حق داره اون رو بشنوه.

04:43.595 --> 04:44.805
‫جناب قاضی...

04:44.888 --> 04:47.516
‫حکم من همینه،
‫خانم مک‌ فرسون.

04:47.599 --> 04:50.060
‫امروز به اندازه کافی وقت تلف کردیم.
‫هیئت منصفه رو بیارید داخل.

04:52.021 --> 04:53.939
‫- اشتباه میکردیم.
‫- در مورد چی؟

04:54.440 --> 04:57.943
‫این همون «سورپرایز اکتبره»،
‫نه اون اراجیف در مورد ایمیل سم.

04:58.027 --> 05:01.113
‫اون تا آخر وقت صبر کرد تا این فکر رو
‫توی ذهن هیئت منصفه بکاره.

05:01.196 --> 05:03.198
‫تا فردا نمیتونیم هیچ واکنشی نشون بدیم.

05:05.117 --> 05:08.746
‫دادستانی از لیسا ترمل میخواد
‫که در جایگاه حاضر بشه.

05:25.596 --> 05:29.224
‫خانم ترمل، میتونی بگی
‫در حال حاضر کجا سکونت داری؟

05:29.308 --> 05:32.394
‫مؤسسه زنان کالیفرنیا در چینو.

05:32.478 --> 05:33.979
‫اونجا زندانه؟

05:34.855 --> 05:35.773
‫بله.

05:35.856 --> 05:38.108
‫و چرا اونجا زندانی ای؟

05:38.692 --> 05:41.862
‫من به خاطر قتل شبه‌ عمد
‫به ۱۵ سال حبس محکوم شدم.

05:41.945 --> 05:44.239
‫میتونی جزئیات اون جرم رو بهمون بگی؟

05:48.827 --> 05:50.120
‫من شوهرم رو کشتم.

05:51.997 --> 05:53.582
‫دفاع مشروع بود.

05:54.458 --> 05:56.835
‫من توی یه زندگی مشترک
‫پر از خشونت بودم، و...

05:58.212 --> 05:59.296
‫یهو بریدم.

06:00.631 --> 06:04.676
‫و متهم، آقای هالر رو چطور میشناسی؟
‫ایشون وکیلت بود؟

06:04.760 --> 06:06.345
‫نه برای اون پرونده، نه.

06:06.428 --> 06:08.722
‫- پس توی یه پرونده دیگه؟
‫- بله.

06:09.556 --> 06:12.309
‫قبل از اون،
‫متهم به قتل شده بودم...

06:12.393 --> 06:15.145
‫قتل یه سازنده املاک
‫به اسم میچل باندورانت...

06:15.771 --> 06:18.482
‫ولی من بی‌ گناه بودم،
‫و هیئت منصفه هم همین رو گفت.

06:18.565 --> 06:20.734
‫منظورت اینه که تبرئه شدی؟

06:20.818 --> 06:21.985
‫درسته.

06:22.069 --> 06:25.531
‫و میتونی توضیح بدی که
‫چطور شد متهم وکیلت شد؟

06:26.532 --> 06:27.616
‫من سرآشپزم.

06:28.867 --> 06:31.537
‫یا حداقل قبلاً بودم.

06:31.620 --> 06:35.124
‫و، اوم... میکی معمولاً توی
‫رستوران من غذا میخورد.

06:36.166 --> 06:37.709
‫به یه وکیل نیاز داشتم.

06:38.252 --> 06:42.521
‫پول زیادی نداشتم، ولی ماجرای قتل
‫خیلی سر و صدا کرده بود، برای همین...

06:42.965 --> 06:45.134
‫فکر کنم فرصتی دید تا توجه‌‌ها رو
‫به خودش جلب کنه.

06:45.968 --> 06:47.761
‫گفت نگران پول نباشم.

06:47.845 --> 06:50.764
‫گفت یه جوری با هم کنار میایم،
‫و من بهش اعتماد کردم.

06:52.224 --> 06:54.059
‫به خاطر رابطه‌ ای که داشتیم.

06:54.810 --> 06:57.062
‫منظورت رابطه وکیل و موکلیه؟

06:57.563 --> 06:58.397
‫نه.

06:59.189 --> 07:01.692
‫رابطه عاطفی‌مون.

07:03.152 --> 07:04.486
‫نظم دادگاه!

07:04.987 --> 07:07.239
‫دیگه تکرار نمیکنم.

07:07.322 --> 07:11.326
‫خانم برگ، انتظار دارم این شهادت رو
‫مرتبط و در چارچوب موضوع نگه داری.

07:11.410 --> 07:13.162
‫متوجهم، جناب قاضی.

07:14.746 --> 07:16.081
‫خانم ترمل.

07:16.165 --> 07:18.041
‫داری میگی که وارد...

07:18.125 --> 07:21.378
‫یه رابطه صمیمانه شدی...

07:21.462 --> 07:23.088
‫با متهم؟

07:23.797 --> 07:24.715
‫بله.

07:24.798 --> 07:26.884
‫زمانی که وکیلت بود؟

07:26.967 --> 07:30.596
‫خب، وقتی پرونده‌م رو قبول کرد،
‫تظاهر کردیم که رابطه‌مون سرد شده...

07:30.679 --> 07:32.890
‫ولی خب...

07:34.057 --> 07:35.476
‫پای زندگیم وسط بود.

07:36.435 --> 07:39.188
‫و میدونید، اولش یه جورایی مهربون بود.

07:40.481 --> 07:44.234
‫حتی بهش اعتماد کردم و گفتم که
‫شوهر سابقم چقدر بد رفتار بود.

07:44.860 --> 07:45.736
‫اشتباه بزرگی بود.

07:48.280 --> 07:51.492
‫جناب قاضی،
‫لطفاً به آقای هالر تذکر بدید...

07:51.575 --> 07:54.036
‫که جلوی هیئت منصفه نمایش راه نندازه؟

07:54.119 --> 07:57.039
‫آقای هالر، تو خودت بهتر میدونی.
‫واکنش‌ هات رو کنترل کن.

07:57.122 --> 07:59.917
‫عذر میخوام، ولی سخته که
‫به دروغ‌ هایی درباره... واکنش نشون نداد.

08:00.000 --> 08:01.460
‫آقای هالر!

08:01.543 --> 08:05.172
‫میدونی که نباید اظهارنظر هم بکنی.
‫بهت هشدار داده شده بود.

08:05.839 --> 08:08.675
‫توی زندان کلاهبردارِ
‫حتی بهتری هم شده.

08:08.759 --> 08:10.469
‫خب، خانم ترمل...

08:10.552 --> 08:16.321
‫تو گفتی که آقای هالر بهت اطمینان داده بود
‫که میتونی در مورد پرداخت به توافقی برسی.

08:16.433 --> 08:20.145
‫زمانی پیش اومد که شما دو نفر
‫در این مورد با هم اختلاف پیدا کنید؟

08:20.646 --> 08:23.190
‫- بله.
‫- میتونی بیشتر در این مورد توضیح بدی؟

08:23.273 --> 08:25.234
‫میکی سعی کرده بود برای
‫معامله‌ ای مذاکره کنه...

08:25.317 --> 08:27.861
‫در مورد حق امتیاز زندگیم،
‫به عنوان راهی برای دریافت دستمزدش.

08:28.695 --> 08:30.572
‫ولی اون موقع دوستی داشتم...

08:30.656 --> 08:34.743
‫پادکستری به اسم هنری دال،
‫که مسئولیت اون کار رو به عهده گرفت.

08:35.452 --> 08:37.021
‫میکی از این موضوع خوشش نیومد.

08:37.521 --> 08:43.621
‫پس، وقتی دادگاه تموم شد و دوربین‌‌ها رفتن،
‫میکی از اینکه پولی بهش نرسیده بود، عصبانی بود.

08:43.710 --> 08:45.546
‫برای همین هم ازم انتقام گرفت.

08:45.629 --> 08:47.923
‫منظورت چیه که ازت انتقام گرفت؟

08:48.006 --> 08:51.301
‫اوه، اون گفت اگه نتونم پولش رو بدم،
‫عواقبی در کار هست.

08:51.385 --> 08:54.012
‫عواقب جدی،
‫و بعدش تا به خودم اومدم...

08:54.096 --> 08:58.308
‫پلیس برای دستگیری من به جرم
‫قتل شوهرم، دم در خونه‌م ظاهر شد.

08:58.392 --> 08:59.810
‫خودتون حساب‌ کتاب کنید.

09:01.687 --> 09:03.605
‫میدونم کاری که کردم اشتباه بود.

09:04.523 --> 09:06.733
‫ولی همونطور که گفتم،
‫دفاع از خود بود.

09:07.317 --> 09:09.319
‫دیگه نمیتونستم اون همه
‫آزار و اذیت رو تحمل کنم.

09:10.445 --> 09:14.783
‫و به تنها کسی اعتماد کردم که
‫قسم خورده بود رازداری کنه.

09:15.367 --> 09:17.619
‫پس برای شفاف‌ سازی، خانم ترمل،

09:17.703 --> 09:23.021
‫داری میگی که باور داری که آقای هالر
‫اصل رازداری بین وکیل و موکل رو زیر پا گذاشته...

09:23.083 --> 09:26.003
‫فقط به این خاطر که
‫از بی‌ پولی تو عصبانی بوده؟

09:26.086 --> 09:28.005
‫اعتراض دارم.
‫این سوال بر پایه حدس و گمانه.

09:28.088 --> 09:31.133
‫جناب قاضی، من صرفاً دارم
‫نظر شاهد رو می‌پرسم.

09:32.092 --> 09:32.968
‫اعتراض وارد نیست.

09:33.468 --> 09:34.720
‫شاهد میتونه پاسخ بده.

09:38.307 --> 09:41.852
‫طبق تجربه من، تنها چیزی که
‫برای میکی اهمیت داشت...

09:42.644 --> 09:43.478
‫پول بود.

09:43.562 --> 09:45.647
‫- بیخیال. این دروغه.
‫- تو بهشون گفتی.

09:45.731 --> 09:47.899
‫- تو تنها کسی بودی که میدونست.
‫- من هیچ وقت رازداری وکیل و موکل رو نشکستم!

09:47.983 --> 09:51.778
‫نظم دادگاه رو رعایت کنید! یه بار دیگه همچین رفتاری ببینم،
‫به جرم بی‌ احترامی به دادگاه بازداشتت میکنم، آقای هالر.

09:52.321 --> 09:55.073
‫و خانم برگ، همین الان به شاهدت تذکر بده.

09:55.157 --> 09:57.951
‫اون فقط زمانی صحبت می‌کنه
‫که وکیل ازش سوال بپرسه.

09:58.035 --> 09:59.036
‫البته، جناب قاضی.

09:59.119 --> 10:02.039
‫جناب قاضی،
‫من به این روند شهادت اعتراض دارم.

10:02.122 --> 10:04.333
‫این بر اساس حقایقیه
‫که در ادله نیامده.

10:04.416 --> 10:07.586
‫دادستانی داستانی رو به هیئت منصفه
‫ارائه داده که صرفاً حدس و گمانه.

10:07.669 --> 10:11.381
‫و اینا نکاتی هستن که میتونی در بازجویی
‫متقابل بررسی کنی، خانم مک‌ فرسون.

10:11.465 --> 10:12.883
‫اعتراض رد شد.

10:13.884 --> 10:16.178
‫متأسفانه الان دیگه
‫برای این کار دیر شده.

10:16.261 --> 10:21.521
‫فردا ادامه میدیم، و انتظار دارم
‫همه به یاد داشته باشن که اینجا دادگاهه.

10:22.809 --> 10:24.353
‫شاهد مرخصه.

10:25.395 --> 10:28.899
‫ختم جلسه رو اعلام میکنم.
‫هیئت منصفه تذکرات رو به یاد داشته باشن.

10:51.129 --> 10:52.130
‫سیسکو، کجایی؟

10:52.714 --> 10:54.633
‫همین نزدیکی‌‌های سن‌ دیگو.

10:55.258 --> 10:56.176
‫میک.

10:57.135 --> 10:59.262
‫یه خبر بد دارم.

11:00.097 --> 11:01.473
‫گازاریان مرده.

11:02.057 --> 11:03.266
‫چی؟ چطوری؟

11:03.350 --> 11:05.852
‫از بالکن هتل شیرجه زد پایین.

11:05.936 --> 11:08.980
‫مطمئنم کار همونایی بود
‫که من رو گوشمالی دادن.

11:09.064 --> 11:11.483
‫لعنتی. چرا آدم‌‌های خودش
‫باید بخوان اون بمیره؟

11:11.566 --> 11:13.902
‫- این همون چیزیه که دارم سعی میکنم بفهمم.
‫- گازاریان؟

11:13.985 --> 11:15.278
‫اصلاً منطقی نیست.

11:15.362 --> 11:19.366
‫خبر خوب اینه که تونستم
‫دوست‌ دخترش رو راضی کنم باهام بیاد.

11:19.449 --> 11:20.617
‫حرف میزنه؟

11:20.701 --> 11:22.619
‫هنوز نه،
‫ولی دارم روش کار میکنم.

11:22.703 --> 11:25.372
‫اگه چیزی بدونه، میفهمم.

11:25.956 --> 11:28.125
‫خیلی خب، ممنون.

11:28.709 --> 11:30.919
‫اوضاع داره بدتر میشه.
‫شاهد اصلی‌مون هم پرید.

11:37.592 --> 11:40.721
‫یا خدا، اینطوری بی‌ هوا غافلگیرم نکن.

11:40.804 --> 11:41.930
‫معذرت میخوام.

11:42.514 --> 11:45.976
‫به محض اینکه بنزین زدم،
‫به لس‌ آنجلس برمیگردیم.

11:46.059 --> 11:47.018
‫مگه نشئه‌ ای؟

11:47.102 --> 11:50.564
‫نمیتونم به خونه‌م برگردم.
‫اون گردن‌ کلفت‌‌ها میدونن کجا زندگی میکنم.

11:51.523 --> 11:52.774
‫چرا باید دنبال تو باشن؟

11:53.567 --> 11:55.569
‫چی میدونی که انقدر اونا رو میترسونه؟

11:55.652 --> 11:58.989
‫اصلاً نمیدونم.
‫هیچی نمیدونم.

11:59.072 --> 12:01.867
‫فقط این رو میدونم که
‫این آدم‌‌ها اصلاً شوخی ندارن.

12:04.077 --> 12:10.821
‫خب، اگه بخوای، میتونم یه جا برای مخفی شدن
‫پیدا کنم تا ببینیم بعدش باید چیکار کنیم.

12:16.173 --> 12:17.048
‫باشه.

12:17.591 --> 12:20.093
‫میخوام یه قهوه بگیرم.
‫چیزی میخوای؟

12:21.011 --> 12:25.474
‫اِم، یه آیسی آلبالویی و،
‫اِم، دوریتوس تندِ آتیشی...

12:25.557 --> 12:28.018
‫ولی، اِم، مدل «کول رنچ»، نه لیمویی.

12:28.101 --> 12:29.144
‫اونا افتضاحن.

12:30.771 --> 12:31.813
‫قضاوت نکن.

12:32.647 --> 12:34.232
‫کول رنچ. آره.

12:42.699 --> 12:45.243
‫قضیه پول دروغه، مگی.
‫میتونیم باهاش مقابله کنیم.

12:45.327 --> 12:47.287
‫اون بخش مربوط به
‫رابطه‌ جنسی هم کمکی نمی‌کنه.

12:47.788 --> 12:49.206
‫هالر. بیا بریم.

12:50.791 --> 12:54.503
‫خیلی خب. یه راهی پیدا میکنیم.
‫بگو همه توی خونه جمع بشن.

12:54.586 --> 12:56.713
‫- یه نقشه‌ ای میکشیم.
‫- باشه.

13:19.694 --> 13:23.240
‫شانس آورد که اونجا بودی.
‫مطمئنی کسی تعقیبت نمیکرد؟

13:23.323 --> 13:26.201
‫نگران نباش.
‫اونا توی ماشین تو دنبال من نمیگردن.

13:26.785 --> 13:28.328
‫به لس‌ آنجلس برمیگردی؟

13:28.411 --> 13:30.288
‫هنوز نه.
‫ترسیده.

13:30.872 --> 13:35.001
‫قابل درکه. ولی این باید بهم
‫زمان بیشتری بده تا روش کار کنم.

13:35.085 --> 13:38.296
‫فقط مراقب خودت باش، لطفاً.

13:38.380 --> 13:39.506
‫حواسم هست.

13:40.340 --> 13:43.802
‫حقیقت اینه که همه‌مون
‫باید مراقب خودمون باشیم.

13:43.885 --> 13:45.804
‫حداقل تا وقتی که
‫بفهمیم قضیه از چه قراره.

13:46.847 --> 13:50.016
‫حدس میزنم اونایی که
‫گازاریان رو سر به نیست کردن...

13:50.100 --> 13:52.978
‫دستور دارن که همه‌ رد پاها رو پاک کنن.

13:54.813 --> 13:56.147
‫ما هم مراقبیم.

13:56.731 --> 13:59.150
‫خیلی خب.
‫بعداً بهت زنگ میزنم.

14:05.240 --> 14:06.366
‫حالش خوب میشه.

14:07.075 --> 14:10.871
‫اگه یه نفر باشه که بدونه چطور
‫از خودش مراقبت کنه، اون سیسکوئه.

14:11.454 --> 14:15.333
‫- ولی بازم، اون اراذل غافلگیرش کردن.
‫- برای همینه که الان حتی آماده‌ تره.

14:16.001 --> 14:19.921
‫ال، بهترین کاری که الان میتونی بکنی،
‫اینه که روی پرونده‌ گیتس تمرکز کنی.

14:21.214 --> 14:22.173
‫و قبل از اینکه بپرسی...

14:22.257 --> 14:25.635
‫فردا صبح به فرودگاه میرم،
‫تا شاهد خبره‌ت رو بیارم.

14:26.761 --> 14:28.388
‫حق با توئه.
‫حق با توئه.

14:30.515 --> 14:33.935
‫ایزی، تو و این پیتزا الان دارید
‫جون من رو نجات میدید.

14:34.477 --> 14:37.689
‫خب، بیشتر پیتزا.

14:41.276 --> 14:44.279
‫خب، میدونم شهادت امروز لیزا بد بود.

14:44.362 --> 14:45.697
‫بیشتر شبیه یه فاجعه بود.

14:45.780 --> 14:48.825
‫ولی مشکل بزرگ تر اینه که
‫ما مهره‌ اصلی پرونده‌مون رو از دست دادیم.

14:48.909 --> 14:51.036
‫ما به حضور گازاریان
‫در جایگاه شهود نیاز داشتیم.

14:51.119 --> 14:53.538
‫سخته که انگشت اتهام رو
‫به سمت کسی بگیری که مرده.

14:53.622 --> 14:57.542
‫ولی داشتم فکر میکردم که لیسا ممکنه
‫دقیقاً همونجا به دردمون بخوره.

14:57.626 --> 14:59.586
‫منظورم اینه که،
‫گازاریان بخشی از پرونده‌ اون بود...

14:59.669 --> 15:02.589
‫یعنی میتونیم از طریق اون،
‫اسمش رو رسماً وارد پرونده کنیم.

15:02.672 --> 15:05.175
‫ولی حالا که اون مرده،
‫این کار چه کمکی بهمون می‌کنه؟

15:05.258 --> 15:10.180
‫فرضیه‌ ما اینه که گازاریان سم رو کشت،
‫چون سم داشت برای اف‌ بی‌ آی آدم‌ فروشی میکرد.

15:10.263 --> 15:13.266
‫ولی بدون شهادت گازاریان، راهی نیست که
‫ثابت کنیم اون از این موضوع خبر داشته.

15:13.850 --> 15:14.935
‫صبر کن، یه لحظه وایسا.

15:15.018 --> 15:17.896
‫ما به «وَل» سپردیم که به اون پلیس
‫توی «لوس آلامیتوس» احضاریه بده.

15:17.979 --> 15:20.106
‫افسر... اسمش چی بود، راندتری؟

15:20.190 --> 15:21.149
‫اوهوم.

15:21.232 --> 15:24.235
‫- اون نمیتونه سم رو به اف‌ بی‌ آی ربط بده؟
‫- از هیچی بهتره.

15:24.319 --> 15:27.197
‫ولی بازم ما رو به نسخه‌ گازاریان
‫از داستان نمیرسونه.

15:27.739 --> 15:30.825
‫در این بین، باید یه راهی پیدا کنیم
‫که لیسا ترمل رو بی‌ اعتبار کنیم.

15:30.909 --> 15:32.535
‫اون امروز بهمون ضربه زد.

15:33.662 --> 15:36.790
‫خب، شاید من بتونم
‫توی این مورد کمک کنم.

15:37.916 --> 15:41.002
‫اینا رو توی پرونده‌‌ها پیدا کردم،
‫و فکر کردم شاید به درد بخورن.

15:41.753 --> 15:43.964
‫- اینا چیه؟
‫- نامه.

15:45.006 --> 15:47.425
‫لیسا از توی زندان برات نامه مینوشته.

15:50.637 --> 15:54.516
‫همین الان بهت هشدار میدم؛
‫اینا اصلاً مناسب محیط کار نیستن.

16:06.569 --> 16:08.363
‫صبح بخیر، خانم ترمل.

16:08.989 --> 16:11.032
‫تو میچل باندورانت رو کشتی؟

16:11.116 --> 16:15.203
‫اعتراض دارم. قبلاً ثابت شده که
‫خانم ترمل بی‌ گناه شناخته شده.

16:15.286 --> 16:17.455
‫جناب قاضی، همونطور که
‫خانم برگ به‌ خوبی میدونه...

16:17.539 --> 16:20.250
‫تبرئه شدن با بی‌ گناه بودن یکی نیست.

16:20.834 --> 16:23.461
‫اعتراض وارد نیست.
‫شاهد میتونه به سؤال پاسخ بده.

16:25.088 --> 16:27.632
‫نه، من نکشتم.

16:27.716 --> 16:29.300
‫میدونی کی اون رو کشت؟

16:29.801 --> 16:34.097
‫دقیقاً نمیدونم، ولی میکی توی دادگاه
‫مظنون دیگه‌ ای رو مطرح کرد.

16:34.180 --> 16:35.056
‫اون کی بود؟

16:35.682 --> 16:39.185
‫یه پیمانکار که معاملات تجاری
‫مشکوکی با باندورانت داشت.

16:39.269 --> 16:42.564
‫اسمش الکس گازاریان بود.

16:43.606 --> 16:46.943
‫و چرا الکس گازاریان
‫مظنون به قتل بود؟

16:47.027 --> 16:50.697
‫خب، معلوم شد که اون با جنایات
‫سازمان‌ یافته ارتباطاتی داشته...

16:50.780 --> 16:54.117
‫و میچل باندورانت تهدید کرده بود که
‫اون رو به پلیس فدرال لو میده، برای همین...

16:54.200 --> 16:55.118
‫متوجهم.

16:55.201 --> 16:59.497
‫پس فرضیه این بود که الکس گازاریان
‫میچل باندورانت رو کشته...

16:59.581 --> 17:02.167
‫چون باندورانت داشت درباره
‫اون با اف‌ بی‌ آی صحبت میکرد؟

17:02.250 --> 17:03.793
‫اعتراض دارم.
‫چه ربطی به موضوع داره؟

17:03.877 --> 17:06.004
‫جناب قاضی، از این موضوع میگذرم.

17:06.087 --> 17:09.299
‫حالا بیا درباره این اختلاف ادعایی
‫بر سر حق‌ الوکاله صحبت کنیم.

17:09.382 --> 17:12.177
‫خانم ترمل، تو گفتی که
‫آقای هالر عصبانی بود...

17:12.260 --> 17:14.095
‫چون نمیتونستی پولش رو پرداخت کنی.

17:14.179 --> 17:17.724
‫ولی یادته که حق امتیاز داستان
‫زندگیت رو به آقای هالر واگذار کردی؟

17:17.807 --> 17:18.975
‫بله، یادمه.

17:19.893 --> 17:24.522
‫و آیا اطلاع داشتی که هنری دال،
‫سازنده پادکست درباره دادگاهت...

17:24.606 --> 17:28.443
‫در نهایت مبلغ قابل‌ توجهی
‫پول به آقای هالر پرداخت کرد...

17:28.526 --> 17:30.612
‫تا در عوضش اون حق
‫امتیاز رو به دست بیاره؟

17:30.695 --> 17:34.324
‫جناب قاضی، مدرک «ج» دفاعیه،
‫جهت زیر سؤال بردن اعتبار شاهد ارائه میشه.

17:37.702 --> 17:40.830
‫اوه، نه.
‫من اصلاً از این موضوع خبر نداشتم.

17:41.414 --> 17:44.667
‫همونطور که می‌بینی، این مبلغ برای پوشش دادن
‫حق‌ الوکاله آقای هالر کاملاً کافی بود.

17:44.751 --> 17:47.420
‫ولی این باعث نشد که اون نخواد
‫از من انتقام بگیره. مگه نه؟

17:47.504 --> 17:51.007
‫بله. خب، در اون مورد...

17:51.800 --> 17:57.021
‫تو زیر سوگند اظهار کردی که فکر میکنی
‫تقصیر آقای هالره که الان توی زندانی. درسته؟

17:57.514 --> 17:58.431
‫خب...

18:01.101 --> 18:02.727
‫منظورم اینه که،
‫مسئولیت کارم رو قبول کردم.

18:02.811 --> 18:05.063
‫حتی کارم به دادگاه هم نکشید.

18:05.146 --> 18:08.650
‫من به گناهم اعتراف کردم،
‫و مسئولیت کامل مرگ شوهرم رو به عهده گرفتم.

18:08.733 --> 18:12.570
‫ولی تو آقای هالر رو برای بازداشت شدنت
‫توسط پلیس مقصر میدونی، مگه نه؟

18:13.238 --> 18:14.948
‫فکر کردم نمیتونم
‫به این سوال جواب بدم.

18:15.448 --> 18:18.535
‫تو میتونی از طرف خودت حرف بزنی.
‫فقط نمیتونی از طرف آقای هالر حرف بزنی.

18:19.410 --> 18:20.954
‫خب، پس، بله.

18:22.038 --> 18:23.039
‫من اون رو مقصر میدونم.

18:23.915 --> 18:27.627
‫و تا به حال تهدید کردی که کاری میکنی
‫آقای هالر تقاص کارش رو پس بده؟

18:27.710 --> 18:29.796
‫ببینید، من آدم کینه‌ ای نیستم.

18:29.879 --> 18:32.006
‫از اینکه میکی به اعتمادم
‫خیانت کرد صدمه دیدم، ولی...

18:32.090 --> 18:34.217
‫مدرک دفاعی «د»،
‫جناب قاضی.

18:36.052 --> 18:39.305
‫خانم ترمل، از زندان برای
‫آقای هالر نامه فرستادی؟

18:39.889 --> 18:40.807
‫از جمله همین یکی؟

18:40.890 --> 18:44.394
‫اعتراض دارم، جناب قاضی.
‫من قبلاً هیچ وقت این نامه رو ندیده بودم.

18:44.477 --> 18:46.312
‫همچنین برای زیر سوال بردن
‫اعتبار شاهد، جناب قاضی.

18:46.396 --> 18:49.858
‫اعتراض وارد نیست.
‫اگه بخوای فرصت بازجویی مجدد داری، خانم برگ.

18:50.775 --> 18:52.694
‫این امضای تو در پایین برگه‌ست؟

18:54.028 --> 18:55.446
‫و شماره زندانیت؟

18:56.447 --> 18:57.448
‫مطمئن نیستم.

18:57.532 --> 18:59.909
‫خب، من ۱۵ تای دیگه هم مثل این دارم.

18:59.993 --> 19:02.495
‫یه نامه دیگه به بازیابی
‫حافظه‌ت کمک می‌کنه؟

19:07.167 --> 19:10.753
‫باشه. آره، من نامه رو فرستادم، ولی...

19:12.422 --> 19:13.756
‫ببینید، موضوع اینه که،

19:13.840 --> 19:17.260
‫از وقتی توی زندانم،
‫خیلی افسرده میشم.

19:18.219 --> 19:19.596
‫به خاطرش پیش پزشک میرم.

19:20.763 --> 19:24.434
‫بعضی وقت‌ ها، توی یه جور حالت
‫گسستگی و فراموشی فرو میرم.

19:24.517 --> 19:27.729
‫یادم نمیاد چیکار کردم یا چی گفتم.

19:27.812 --> 19:30.148
‫اشکالی نداره چون خوشبختانه،
‫نامه رو درست مقابلت داری...

19:30.231 --> 19:35.421
‫و میتونی اون رو با صدای بلند بخونی،
‫و دقیقاً به خودت یادآوری کنی که چی گفتی.

19:36.738 --> 19:40.992
‫خانم ترمل، میشه لطفاً نامه رو
‫با صدای بلند برای هیئت منصفه بخونی؟

19:43.870 --> 19:45.246
‫خانم ترمل، نامه رو بخون.

19:53.504 --> 19:55.798
‫«وکیلِ عوضیِ عزیز...»

19:58.343 --> 20:02.222
‫«فقط میخواستم بدونی که فراموشت نکردم.»

20:02.722 --> 20:05.016
‫«هیچ‌ وقت فراموشت نمیکنم.»

20:06.184 --> 20:07.644
‫«تو زندگی من رو نابود کردی.»

20:09.020 --> 20:11.189
‫«و قول میدم کاری کنم که»

20:11.773 --> 20:12.857
‫«تاوانش رو پس بدی.»

20:14.234 --> 20:18.905
‫«نمیدونم اصلاً چی توی وجودت دیدم.
‫تو یه تیکه آشغالی.»

20:19.489 --> 20:21.783
‫«خودت رو وکیل میدونی،
‫ولی هیچی نیستی.»

20:22.825 --> 20:24.786
‫«امیدوارم خدا رو پیدا کرده باشی چون...»

20:26.496 --> 20:27.497
‫«بهش نیاز پیدا میکنی.»

20:28.831 --> 20:30.833
‫سؤال دیگه‌ ای ندارم، جناب قاضی.

20:32.001 --> 20:32.835
‫بازجویی مجدد.

20:35.421 --> 20:36.631
‫دو تا سؤال دارم، جناب قاضی.

20:37.715 --> 20:44.521
‫خانم ترمل، معتقدی که آقای هالر عصبانی بود،
‫چون نمیتونستی دستمزدش رو بدی؟

20:44.597 --> 20:45.431
‫بله.

20:45.515 --> 20:50.821
‫معتقدی که اون به همین خاطر
‫علیه‌ت اقدام تلافی‌ جویانه‌ ای انجام داد؟

20:52.105 --> 20:52.939
‫بله.

20:53.439 --> 20:55.275
‫ممنون. سؤال دیگه‌ ای نیست.

20:56.859 --> 20:58.987
‫خیلی خب.
‫شاهد مرخصه.

21:07.495 --> 21:09.914
‫خانم برگ، مورد دیگه‌ ای هست؟

21:16.671 --> 21:17.714
‫جناب قاضی...

21:18.548 --> 21:19.757
‫دادسرا ختم ارائه ادله رو اعلام می‌کنه.

21:25.847 --> 21:29.225
‫حتی با بازجویی مجدد هم،
‫هیئت منصفه فهمید که اون چه دروغگوییه.

21:29.309 --> 21:31.436
‫در بهترین حالت،
‫براشون بی‌ اثر بوده.

21:31.519 --> 21:33.396
‫امیدوارم حق با تو باشه.

21:34.063 --> 21:34.897
‫هالر.

21:35.398 --> 21:37.442
‫میدونم که هست. باشه؟

21:46.075 --> 21:47.285
‫سلام.

21:48.036 --> 21:49.120
‫- سلام.
‫- اوه، سلام لورنا.

21:50.246 --> 21:51.456
‫خب حالا...

21:52.206 --> 21:54.208
‫کارآگاه دراکر رو
‫دوباره احضار میکنیم.

21:54.292 --> 21:57.170
‫اون ما رو به افسر راندتری میرسونه،
‫و اون هم ما رو به اف‌ بی‌ آی وصل می‌کنه.

21:57.253 --> 22:00.715
‫فکر کنم برای این کار واقعاً به کارشناس سازمان
‫محیط زیست نیاز داشته باشیم. آرت شولتز؟

22:00.798 --> 22:03.634
‫چرا؟ مگه هر دوتاشون از راه‌‌های مختلف،
‫ما رو به اونجا نمیرسونن؟

22:04.135 --> 22:07.889
‫راندتری میتونه بگه وقتی سم رو
‫به خاطر تخلف رانندگی متوقف کرد...

22:07.972 --> 22:10.558
‫توی پرونده‌ش یه علامت هشدار
‫از طرف اف‌ بی‌ آی وجود داشت.

22:11.309 --> 22:12.226
‫خب، اوم...

22:12.310 --> 22:15.188
‫خب، که چی، اوم...

22:15.980 --> 22:20.234
‫مسئله اینه که ما هیچ‌ وقت هشدار اف‌ بی‌‌ آی رو
‫توی مدارک مکشوفه ارائه ندادیم.

22:20.318 --> 22:21.527
‫ببخشید؟

22:21.611 --> 22:23.488
‫- میخواستم زودتر بهت بگم.
‫- میکی.

22:23.571 --> 22:26.366
‫اف‌ بی‌ آی تازه گزارش حادثه رو
‫یواشکی بهم داده بود.

22:26.449 --> 22:28.534
‫مطمئن نبودم «آیس‌ برگ»
‫چقدر ازش خبر داره.

22:28.618 --> 22:31.537
‫ما چیزی رو که لازم داشتیم توی «لوس آلامیتوس»
‫بدون هیچ رد پای کاغذی به دست آوردیم...

22:31.621 --> 22:33.373
‫برای همین تصمیم گرفتیم
‫صداش رو در نیاریم.

22:33.456 --> 22:37.001
‫- منظورت اینه که «تو» تصمیم گرفتی صداش رو در نیاری.
‫- خیلی غیرقابل‌ پیش‌ بینی بود.

22:37.085 --> 22:39.379
‫حس میکردم ممکنه دردسرساز بشه،
‫و دیگه خیلی دیر شده بود...

22:39.462 --> 22:41.923
‫خیلی خب، بس کنید.
‫هر دوتاتون.

22:42.006 --> 22:44.092
‫توی درس اخلاق بهت نمره ردی میدم...

22:44.675 --> 22:47.261
‫ولی اونقدر از دست «دینا برگ» عصبانی ام
‫که نمیخوام نگران این موضوع باشم.

22:48.554 --> 22:50.473
‫دقیقاً مثل یه وکیل مدافع واقعی حرف زدی.

22:51.265 --> 22:53.434
‫هنوزم باید اون هشدار اف‌ بی‌ آی رو
‫وارد پرونده کنی، درسته؟

22:53.518 --> 22:56.854
‫اگه مدارک رو تحویل ندادیم،
‫چطوری قاضی رو قانع کنیم که اون رو قبول کنه؟

22:58.856 --> 23:02.527
‫لازم نیست این کار رو بکنیم.
‫کارآگاه دراکر میتونه برامون انجامش بده.

23:03.111 --> 23:05.988
‫دیدی؟ حالا تو هم داری مثل
‫یه وکیل مدافع فکر میکنی.

23:06.072 --> 23:08.324
‫- تغییر ماهیتت کامل شد.
‫- دهنت رو ببند، هالر.

23:09.534 --> 23:11.452
‫تو چی؟
‫پرونده قتلت در چه حاله؟

23:11.536 --> 23:16.332
‫زیاد خوب نیست، ولی منم برای امروز
‫یه غافلگیری کوچیک توی آستین دارم.

23:16.874 --> 23:19.752
‫خانم دکتر، میشه لطفاً برای
‫ثبت در پرونده، اسم کاملت رو بگی؟

23:19.836 --> 23:21.879
‫حتماً. میریام ارسلانیان.

23:22.021 --> 23:26.521
‫میشه لطفاً دادگاه رو در جریان حوزه‌ تخصص
‫حرفه‌ ای و سوابق تحصیلیت بذاری؟

23:26.634 --> 23:31.221
‫من کارشناس پزشکی قانونی با بیش از
‫۲۰ سال تجربه در آزمایش‌‌های بالستیک هستم.

23:31.264 --> 23:34.142
‫مدرک کارشناسی مهندسی
‫از دانشگاه هاروارد دارم...

23:34.225 --> 23:37.437
‫و همچنین مدرک کارشناسی
‫ارشد و دکترا از دانشگاه ام‌ آی‌ تی.

23:37.520 --> 23:42.021
‫در ضمن، یه مدرک هم از کالج موسیقی برکلی گرفتم،
‫همون موقع که داشتم درس میخوندم.

23:42.608 --> 23:45.069
‫فرصت کردی شواهد رو بررسی کنی؟

23:45.153 --> 23:46.112
‫بله، بررسی کردم.

23:46.195 --> 23:49.157
‫خوبه. میشه لطفاً درباره
‫سلاح قتل بهمون بگی؟

23:50.616 --> 23:54.787
‫خب، همونطور که می‌بینید،
‫سلاح یه کلت نیمه‌ خودکار «گلاک ۱۹» بود.

23:54.871 --> 23:58.458
‫یه سلاح کمری رایجه که
‫بین نیروهای پلیس محبوبه.

23:58.541 --> 24:00.418
‫پس تفنگیه که پلیس‌ ها
‫ازش استفاده میکنن؟

24:00.501 --> 24:03.504
‫بله. به‌ ویژه اداره پلیس نیویورک.

24:03.588 --> 24:08.009
‫هر چند اداره پلیس نیویورک مجبور شد
‫چند سال پیش اکثر گلاک ۱۹هاش رو فراخوانی کنه.

24:08.092 --> 24:09.886
‫فراخوانی کنه؟ چرا؟

24:09.969 --> 24:12.513
‫متوجه شدن که این تفنگ‌ ها
‫مشکل گیر کردن دارن.

24:12.597 --> 24:14.056
‫اکثرشون تعمیر یا تعویض شدن.

24:14.140 --> 24:17.018
‫تا اونجایی که من میدونم،
‫ما توی لس‌ آنجلسیم، نه نیویورک.

24:17.101 --> 24:18.478
‫این موضوع دقیقاً
‫چه ربطی به پرونده داره؟

24:18.561 --> 24:19.812
‫جناب قاضی،
‫این موضوع مرتبطه...

24:19.896 --> 24:24.317
‫چون طارق جانسون، نگهبان،
‫به تازگی از اداره پلیس نیویورک بازنشسته شده...

24:24.400 --> 24:28.921
‫و رشاد هریسون، کارگر انبار، شهادت داد
‫که صدای گیر کردن سلاح قتل رو شنیده.

24:29.030 --> 24:29.864
‫اعتراض رد شد.

24:31.616 --> 24:35.036
‫آقای دکتر، تونستی گزارش پلیس،
‫و گزارش پزشکی قانونی رو هم بررسی کنی؟

24:35.119 --> 24:36.329
‫بله، بررسی کردم.

24:36.412 --> 24:39.790
‫در واقع، من به خودم اجازه دادم که
‫یه نسخه انیمیشنی از صحنه تیراندازی بسازم...

24:39.874 --> 24:43.419
‫که بر اساس اندازه‌ گیری‌‌های ارائه‌ شده
‫توسط پلیس و پزشکی قانونیه.

24:43.503 --> 24:47.006
‫اعتراض دارم. این اولین باریه که
‫درباره این انیمیشن چیزی میشنوم.

24:47.089 --> 24:50.384
‫من تازه دیشب موفق شدم
‫شهادت دکتر ارسلانیان رو قطعی کنم.

24:50.468 --> 24:51.969
‫حتی خود منم هنوز این ویدیو رو ندیدم.

24:52.053 --> 24:54.805
‫ولی این یه جلسه مقدماتیه،
‫نه جلسه محاکمه...

24:54.889 --> 24:58.142
‫و دادگاه قبلاً دکتر ارسلانیان رو
‫به عنوان کارشناس قبول کرده.

24:58.809 --> 25:01.229
‫آقای دکتر، حدس میزنم نسخه‌ هایی
‫از این انیمیشن رو همراهت داشته باشی؟

25:01.312 --> 25:02.355
‫بله، همین‌طوره.

25:02.980 --> 25:03.814
‫خیلی خب.

25:03.898 --> 25:07.568
‫آقای لورنزو، یک ساعت بهت وقت میدم تا بررسیش کنی.
‫دادگاه هم همین کار رو می‌کنه.

25:08.486 --> 25:10.071
‫ممنونم، جناب قاضی.

25:13.282 --> 25:14.408
‫جناب قاضی.

25:14.492 --> 25:15.451
‫عقب وایسا.

25:18.162 --> 25:21.207
‫- عصر بخیر کارآگاه.
‫- عصر بخیر وکیل.

25:21.290 --> 25:27.221
‫در طول تحقیقات‌تون، به غیر از آقای هالر،
‫دنبال مظنون احتمالی دیگه‌ ای هم بودید؟

25:27.296 --> 25:30.383
‫البته در ابتدا، تا جایی که میتونستیم
‫دایره‌ تحقیقات رو گسترده کردیم...

25:30.466 --> 25:34.637
‫ولی فراوانی مدارک باعث شد
‫خیلی سریع جستجومون رو محدود کنیم.

25:34.720 --> 25:38.349
‫سوال بله یا خیره.
‫دنبال مظنون دیگه‌ ای بودید؟

25:38.432 --> 25:39.976
‫مظنون دیگه‌ ای برای
‫پیگیری وجود نداشت.

25:40.893 --> 25:44.564
‫پس اعتراف میکنی که حتی به خودتون
‫زحمت ندادید مظنونین دیگه رو بررسی کنید؟

25:44.647 --> 25:46.607
‫- اعتراض دارم.
‫- پس گرفته شد.

25:46.691 --> 25:51.721
‫اگه شواهد به مظنون دیگه‌ ای اشاره میکرد،
‫با کمال میل اون رو پیگیری میکردم.

25:52.613 --> 25:54.740
‫من کارم رو خیلی جدی میگیرم.

25:55.533 --> 25:57.285
‫البته، کارآگاه.

25:58.119 --> 26:00.288
‫بیا بریم سراغ مدارکی که پیدا کردی.

26:00.371 --> 26:04.667
‫یه جایی متوجه شدی که «سم اسکیلز»
‫از اسم مستعار «کرک لنون» استفاده میکرده.

26:04.750 --> 26:06.836
‫- درسته؟
‫- بله.

26:06.919 --> 26:13.321
‫و حدس میزنم که سوابق شغلی کرک لنون،
‫وضعیت زندگی و سوءپیشینه‌ش رو بررسی کردی.

26:13.342 --> 26:15.261
‫- البته.
‫- و چی پیدا کردی؟

26:15.344 --> 26:20.621
‫به نظر میرسه آقای اسکیلز با اسم کرک لنون،
‫توی «سن پدرو» زندگی میکرده...

26:20.683 --> 26:23.769
‫و برای شرکتی به اسم «بایوگرین»،
‫راننده کامیون بوده.

26:23.853 --> 26:26.105
‫و سوابق راهنمایی و رانندگیش.
‫اون رو هم چک کردید؟

26:26.188 --> 26:28.983
‫ما تمام اسامی مستعارش رو
‫در اداره راهنمایی و رانندگی استعلام کردیم.

26:29.066 --> 26:30.401
‫چیز خاصی پیدا نشد.

26:30.484 --> 26:31.444
‫هوم.

26:32.111 --> 26:37.325
‫پس متوقف شدنِ کرک لنون
‫توسط پلیس در «لوس آلامیتوس»...

26:37.408 --> 26:41.787
‫که توی سوابق راهنمایی و رانندگیِ
‫پرونده‌ ارسالیت پیدا کردیم...

26:42.622 --> 26:44.123
‫درباره‌ش تحقیق کردی؟

26:48.502 --> 26:52.965
‫ظاهراً آقای اسکیلز تابلوی ایست رو رد کرده،
‫و پلیس متوقفش کرده.

26:53.049 --> 26:55.051
‫برای یه مجرم سابقه‌ دار،
‫یه جریمه‌ رانندگی ساده...

26:55.134 --> 26:57.345
‫به نظر نمیرسید که نیاز به
‫تحقیقات بیشتر داشته باشه.

26:57.428 --> 26:58.262
‫که اینطور.

26:58.846 --> 27:02.266
کاراگاه، ‫میشه اسم افسری که
‫آقای اسکیلز رو متوقف کرد بخونی؟

27:03.517 --> 27:05.478
‫افسر دنیس راندتری.

27:06.520 --> 27:08.022
‫سوال دیگه‌ ای ندارم، جناب قاضی.

27:10.316 --> 27:11.525
‫سؤالی در بازجویی متقابل نداری؟

27:11.609 --> 27:14.570
‫خیر جناب قاضی،
‫ولی اجازه هست نزدیک بشیم؟

27:14.654 --> 27:16.906
‫شاهد مرخصه.

27:21.243 --> 27:25.331
‫جناب قاضی، دادستانی به هرگونه
‫شهادت بیشتر در این مورد اعتراض داره.

27:25.414 --> 27:29.585
‫این توقف راهنمایی و رانندگی
‫کاملاً به اتهامات فعلی بی‌ ارتباطه.

27:29.669 --> 27:33.464
‫اینا همش نمایش‌‌های فرعی برای منحرف کردن
‫ذهن هیئت‌ منصفه از گناهکاری آقای هالره.

27:33.547 --> 27:36.592
‫منظورم اینه که چی؟
‫میخوای این افسر راندتری رو احضار کنی...

27:36.676 --> 27:39.470
‫و ازش درباره رد کردن
‫تابلوی ایست توسط مقتول بپرسی؟

27:39.553 --> 27:40.930
‫من گیج شدم، جناب قاضی.

27:41.013 --> 27:43.474
‫ما لیست شهودمون رو
‫خیلی زودتر ارائه دادیم...

27:43.557 --> 27:45.601
‫و افسر راندتری همیشه
‫توی اون لیست بوده.

27:45.685 --> 27:48.437
‫اگه خانم برگ به خودش زحمت
‫تحقیق نداده یا متوجه نشده...

27:48.521 --> 27:50.439
‫- بیخیال بابا.
‫- حق با اوناست.

27:50.523 --> 27:53.818
‫اگه به این شاهد اعتراضی داشتی،
‫باید زودتر مطرحش میکردی.

27:53.901 --> 27:55.569
‫ما به اندازه کافی
‫لایحه و درخواست داشتیم.

27:55.653 --> 27:58.322
‫خب، میخوام اعتراضم
‫در صورت‌ جلسه ثبت بشه...

27:58.406 --> 28:02.118
‫و این حق رو برای خودم محفوظ میدارم
‫که به محض اینکه از...

28:02.201 --> 28:04.245
‫هر موضوع مرتبطی که دنبالشن منحرف شدن،
‫دوباره مطرحش کنم.

28:04.328 --> 28:05.246
‫ثبت شد.

28:05.329 --> 28:08.457
‫حالا، اگه ممکنه همگی سر جاتون برگردید،
‫تا بتونیم ادامه بدیم.

28:16.507 --> 28:18.050
‫دفاع میتونه شاهدش رو فرا بخونه.

28:18.134 --> 28:20.302
‫بله جناب قاضی.
‫دفاع احضار می‌کنه افسر...

28:20.386 --> 28:21.595
‫دنیس راندتری رو.

28:22.096 --> 28:25.516
‫و میتونی به دادگاه بگی
‫کجا کار میکنی، افسر راندتری؟

28:26.100 --> 28:28.394
‫من افسر گشت در لوس آلامیتوسم.

28:28.477 --> 28:30.813
‫که درست اون طرف مرز
‫در شهرستان اورنج قرار داره.

28:31.522 --> 28:33.232
‫و چه مدتیه که اونجایی؟

28:33.315 --> 28:35.901
‫اوم، یه سال کارآموز بودم.

28:35.985 --> 28:38.612
‫از اون موقع تا حالا،
‫چهار ساله که در این اداره‌م.

28:38.696 --> 28:40.281
‫خیلی خب، و...

28:46.287 --> 28:49.165
‫آه، جناب قاضی، اجازه هست
‫یه لحظه یادداشت‌ هام رو چک کنم؟

28:49.248 --> 28:51.625
‫- سریع لطفاً، آقای هالر.
‫- ممنونم، جناب قاضی.

28:57.715 --> 29:00.926
‫الان نگاه نکن، ولی مأمور روث
‫تصمیم گرفته بهمون ملحق بشه.

29:03.137 --> 29:04.263
‫خب جناب افسر...

29:04.764 --> 29:08.976
‫میخوام توجهت رو به بعد از ظهر
‫۱۰ مِی سال گذشته جلب کنم.

29:09.059 --> 29:14.221
‫فرصت کردی گزارش حادثه‌ ای رو که در مورد توقف
‫خودرویی که اون روز انجام دادی نوشته بودی، مرور کنی؟

29:14.940 --> 29:16.192
‫بله، مرور کردم.

29:16.275 --> 29:18.152
‫میتونی درباره اون توقف خودرو برامون بگی؟

29:18.736 --> 29:19.987
‫بله قربان. اوم...

29:20.070 --> 29:26.321
‫نزدیک مدرسه ابتدایی بودم که یه ون سفید
‫با سرعت خیلی کم از تابلوی ایستِ سر نبش رد شد.

29:26.368 --> 29:30.321
‫اونجا بچه‌‌ها هستن، برای همین بلافاصله
‫چراغ‌ گردون رو روشن کردم و دنبالش رفتم.

29:30.372 --> 29:32.917
‫- و چی شد؟
‫- راننده کنار زد.

29:33.000 --> 29:35.544
‫از ماشین پیاده شدم،
‫و تخلفش رو براش توضیح دادم.

29:35.628 --> 29:38.506
‫تا حد زیادی همکاری کرد.

29:39.340 --> 29:42.092
‫چیز غیرعادی‌ ای در مورد
‫خودش یا ماشینش متوجه شدی؟

29:42.176 --> 29:44.386
‫- گواهینامه و کارت ماشین، لطفاً.
‫- حتماً.

29:44.470 --> 29:48.432
‫ماشین مجهز به ترمز و گاز دستی بود.

29:48.516 --> 29:49.350
‫بذار فقط...

29:49.433 --> 29:51.644
‫تا حالا توی گشت‌ زنی‌ هام
‫همچین چیزی ندیده بودم.

29:51.727 --> 29:54.730
‫که نشون میداد راننده
‫به نوعی معلولیت داره؟

29:54.814 --> 29:58.651
‫بله قربان.
‫توی گواهینامه‌ش هم قید شده بود.

29:59.276 --> 30:00.694
‫اسم راننده چی بود؟

30:02.321 --> 30:03.823
‫اسمش کرک لنون بود.

30:07.243 --> 30:10.162
‫و این همون مردیه که متوقفش کردی؟
‫این کرک لنونه؟

30:10.246 --> 30:11.997
‫به نظر میرسه خودش باشه. بله.

30:12.081 --> 30:16.544
‫در صورت جلسه قید بشه که شاهد،
‫«سم اسکیلز» رو به عنوان «کرک لنون» شناسایی کرد.

30:17.336 --> 30:18.629
‫بعدش چی شد، جناب افسر؟

30:18.712 --> 30:22.716
‫خب، اسمش رو توی سیستم استعلام کردم،
‫ولی علامت‌ دار بود.

30:22.800 --> 30:24.385
‫- علامت‌ دار؟
‫- بله.

30:24.969 --> 30:27.680
‫گاهی اوقات، اگه کسی برای
‫بازجویی تحت تعقیب باشه...

30:27.763 --> 30:31.221
‫یا اگه حکم بازداشتش صادر شده باشه،
‫اسمش علامت‌ دار میشه.

30:31.308 --> 30:34.144
‫این یکی هشدار اف‌ بی‌ آی بود،
‫یه ای‌ تی‌ ال.

30:34.228 --> 30:37.982
‫یعنی «تلاش برای مکان‌ یابی».
‫تماس گرفتم تا فقط تاییدش کنم.

30:39.108 --> 30:42.027
‫خب وقتی برای کسی
‫«تلاش برای مکان‌ یابی» ثبت شده، چیکار میکنی؟

30:42.111 --> 30:45.573
‫بازداشتش میکنی و به سازمانی
‫که هشدار رو داده اطلاع میدی.

30:45.656 --> 30:47.741
‫- و تو هم همین کار رو کردی؟
‫- بله قربان.

30:47.825 --> 30:51.704
‫آقای لنون رو به کلانتری بردم،
‫و به اف‌ بی‌ آی اطلاع دادم.

31:02.464 --> 31:03.841
‫تو نمیتونی این کار رو بکنی.

31:03.924 --> 31:08.262
‫نمیتونی کسی رو به خاطر
‫یه تخلف رانندگی ساده نگه داری!

31:08.888 --> 31:10.306
‫من حق و حقوق دارم،
‫میدونی که!

31:10.389 --> 31:14.143
‫هنوز توی این کشور
‫قانون اساسی وجود داره...

31:14.226 --> 31:18.521
‫و من... بهت تضمین میدم که
‫این کار تمام قوانین رو نقض می‌کنه...

31:18.606 --> 31:21.650
‫قوانین مربوط به...
‫مجازات‌‌های بی‌ رحمانه و غیرمتعارف...

31:21.734 --> 31:26.421
‫و توقیف غیرقانونی،
‫و هر کوفت و زهر مار دیگه‌ ای!

31:26.864 --> 31:28.449
‫من وکیلم رو میخوام!

31:32.786 --> 31:36.498
‫و کسی از اف‌ بی‌ آی اومد
‫تا آقای لنون رو ازت تحویل بگیره؟

31:36.582 --> 31:37.791
‫بله قربان.

31:37.875 --> 31:39.460
‫اسم اون شخص رو میدونی؟

31:39.543 --> 31:43.380
‫اوم، همینجا دارمش.
‫مجبور شد برای تحویل گرفتنش امضا بده.

31:43.464 --> 31:47.217
‫اسمش مامور فلیکس واسکز بود.

31:47.301 --> 31:50.137
‫سم. پیدا کردنت کار سختیه.

31:54.266 --> 31:56.435
‫خیلی ممنون، جناب افسر.
‫سوال دیگه‌ ای ندارم.

32:15.162 --> 32:16.038
‫نه.

32:16.121 --> 32:18.040
‫نه، دارم بهت میگم
‫که یه مشکلی داریم.

32:18.123 --> 32:19.541
‫شاید یه مشکل بزرگ.

32:40.729 --> 32:44.066
‫طبق تصاویر، میدونیم که
‫گری کارت‌ رایت پشت پیشخوان بود...

32:44.149 --> 32:47.236
‫و رشاد هریسون داشت
‫به سمت انبار برمیگشت.

32:47.987 --> 32:51.865
‫این رو هم میدونیم که فرد مسلح دقیقاً
‫ساعت ۵:۰۵ عصر وارد فروشگاه شد...

32:51.949 --> 32:56.120
‫و اولین کاری که کرد این بود که
‫به تنها دوربین امنیتی سالم شلیک کرد.

33:00.165 --> 33:02.292
‫چون تصویر امنیتی دیگه‌ ای
‫برای بررسی نداریم...

33:02.376 --> 33:08.121
‫حالا باید به شهادت شاهدان، گزارش‌‌های پلیس،
‫و یافته‌‌های کالبد شکافی تکیه کنیم.

33:08.215 --> 33:11.427
‫بر اساس اینا، میدونیم که گری
‫دستش رو زیر پیشخوان برد...

33:11.510 --> 33:14.471
‫تا سلاحش رو برداره،
‫و متقابلاً شلیک کنه.

33:17.141 --> 33:22.421
‫ولی تیرش خطا رفت، و اینجاست که
‫رشاد هریسون صدای گیر کردن کلت گلاک ۱۹ رو شنید...

33:22.479 --> 33:24.940
‫که باز هم با سوابق این اسلحه همخوانی داره.

33:25.024 --> 33:29.987
‫با این حال، همونطور که اسلحه ممکنه گیر کنه،
‫اون گیر هم ممکنه برطرف بشه.

33:30.571 --> 33:32.406
‫وقتی گری اسلحه‌ش رو بالا آورد
‫تا دوباره شلیک کنه...

33:32.489 --> 33:37.321
‫فرد مسلح یه بار دیگه ماشه رو کشید،
‫و این بار، اسلحه شلیک کرد.

33:37.369 --> 33:38.787
‫اون شلیک مرگبار بود.

33:42.791 --> 33:44.376
‫بعد از اون،
‫فرد مسلح فرار کرد.

33:44.460 --> 33:48.005
‫رشاد با ۹۱۱ تماس گرفت،
‫و پنج دقیقه بعد...

33:48.088 --> 33:52.421
‫طارق جانسون، نگهبان محلی،
‫وارد فروشگاه شد.

33:53.010 --> 33:57.821
‫خب، دکتر ارسلانیان، طارق جانسون گفته که
‫سعی کرده به قربانی احیای قلبی‌ ریوی بده...

33:57.848 --> 34:00.517
‫ولی خیلی دیر شده بود.
‫به نظر شما این منطقیه؟

34:01.101 --> 34:02.561
‫کاملاً.

34:02.644 --> 34:05.230
‫من آسیب دقیق ناشی از گلوله رو
‫به صورت تصویری نشون دادم.

34:06.774 --> 34:09.234
‫همونطور که می‌بینید،
‫قربانی در آخرین لحظه چرخیده...

34:09.318 --> 34:14.921
‫که باعث شده گلوله از اونجا وارد بدنش بشه،
‫بین دنده‌‌های حقیقی دوم و سوم...

34:14.948 --> 34:17.117
‫و از هر دو ریه عبور کنه.

34:17.201 --> 34:19.912
‫این باعث ایجاد پنوموتوراکس
‫فشارنده دو طرفه شده...

34:19.995 --> 34:22.706
‫که یعنی هر دو ریه
‫روی هم از کار افتادن.

34:22.790 --> 34:25.959
‫میتونی اهمیت این موضوع رو
‫به زبان ساده توضیح بدی؟

34:26.627 --> 34:27.795
‫حتماً.

34:27.878 --> 34:32.921
‫وقتی هر دو ریه از کار بیفتن،
‫هوا بین ریه‌‌ها و دیواره قفسه سینه حبس میشه.

34:33.008 --> 34:37.971
‫همونطور که می‌بینید، این یه دریچه یک‌ طرفه ایجاد می‌کنه
‫که اجازه میده هوا وارد بشه، ولی خارج نشه.

34:38.055 --> 34:43.560
‫این به ریه‌‌ها فشار میاره و باعث افت
‫فشار خون، تپش قلب و کمبود اکسیژن میشه.

34:43.644 --> 34:47.940
‫ظرف چند ثانیه، قربانی دیگه قادر
‫به تنفس یا صحبت کردن نمی‌شه.

34:48.023 --> 34:50.109
‫پس بعد از پنج دقیقه تمام...

34:50.192 --> 34:53.320
‫وقتی طارق جانسون رسید،
‫دیگه هیچ امیدی نبود.

34:54.404 --> 34:55.697
‫هوم.

34:56.490 --> 34:58.951
‫ولی دکتر ارسلانیان،
‫پیش‌ تر در همین جلسه رسیدگی...

34:59.034 --> 35:02.538
‫طارق جانسون شهادت داد که
‫قربانی موفق شده باهاش صحبت کنه.

35:02.621 --> 35:05.582
‫در واقع، اون اسم موکل من،
‫کارتر، رو به زبان آورده.

35:05.666 --> 35:10.003
‫- داری میگی این ممکن نیست؟
‫- دارم میگم که کاملاً غیرممکنه.

35:10.087 --> 35:11.171
‫پس طارق جانسون دروغ گفته.

35:11.255 --> 35:12.714
‫اعتراض دارم.
‫سوال القاییه.

35:12.798 --> 35:13.799
‫سوالم رو تغییر میدم.

35:13.882 --> 35:17.511
‫به نظرت دکتر، طارق جانسون
‫صادقانه شهادت میداد؟

35:18.095 --> 35:21.890
‫با دو ریه از کار افتاده،
‫به هیچ وجه امکان نداره کسی بتونه صحبت کنه.

35:21.974 --> 35:27.229
‫پس، به نظر من، شهادت اون
‫به وضوح و به طور اثبات‌ پذیری کذبه.

35:30.232 --> 35:31.859
‫خب، حالا چی؟

35:31.942 --> 35:35.154
‫دادستانی یه روز وقت خواست
‫تا کارشناسش یافته‌ هات رو بررسی کنه.

35:35.237 --> 35:37.447
‫ولی میدونیم باید به پروازت برسی،
‫برای همین...

35:37.531 --> 35:40.200
‫در بدترین حالت، اگه دوباره بهت نیاز داشتیم،
‫میتونی از راه دور شهادت بدی.

35:40.284 --> 35:41.493
‫خیلی ممنونم.

35:41.577 --> 35:42.953
‫خیلی خوشحالم که تونستم کمک کنم.

35:43.036 --> 35:46.081
‫فقط... کاش راهی بود که
‫میتونستم به میکی کمک کنم.

35:46.582 --> 35:47.499
‫حالش چطوره؟

35:48.458 --> 35:51.086
‫اون، خب...
‫داره دووم میاره.

35:51.587 --> 35:54.339
‫میکی رو که میشناسی.
‫بدون جنگیدن تسلیم نمی‌شه.

35:54.423 --> 35:57.968
‫درسته. خب، اگه کاری
‫از دستم بر میاد، دریغ نکنید.

35:58.051 --> 35:59.928
‫مطمئن باش، دریغ نمیکنیم.

36:00.012 --> 36:02.389
‫- باید به فرودگاه برسونمت.
‫- سفر بخیر.

36:05.184 --> 36:06.018
‫میتونم چند لحظه باهات حرف بزنم؟

36:06.101 --> 36:07.811
‫امیدوارم اون حرف،
‫«رد اتهام» باشه.

36:07.895 --> 36:11.148
‫دپارتمان من نمیخواد برای یه کارشناس
‫دیگه هزینه کنه تا داده‌‌ها رو تحلیل کنه.

36:11.231 --> 36:14.818
‫درسته. نمیخوایم برای پیدا کردن آدمِ
‫درست یا همچین چیزی پول خرج کنیم.

36:14.902 --> 36:17.362
‫ترجیح میدم اون حرفت رو نشنیده بگیرم،
‫و بهت یه پیشنهاد بدم.

36:17.863 --> 36:18.906
‫قتل شبه‌ عمد.

36:18.989 --> 36:23.535
‫من حداقل مجازات رو درخواست میکنم.
‫سه سال. با احتساب ایام بازداشت.

36:24.828 --> 36:28.221
‫با موکلم در میون میذارم، ولی بهت بگم،
‫اون ترجیح میده به دادگاه بره...

36:28.332 --> 36:31.001
‫به فرض اینکه قاضی راسمن
‫کل پرونده رو مختومه اعلام نکنه.

36:33.629 --> 36:35.214
‫برای یه تازه‌ کار،
‫کارت خیلی خوبه.

36:35.297 --> 36:37.132
‫معلم خوبی داشتم.

36:37.716 --> 36:38.634
‫چی میخوای؟

36:38.717 --> 36:41.762
‫میخوام اتهامات علیه کارتر گیتس
‫به طور قطعی رد بشه.

36:41.845 --> 36:44.264
‫و اگه جای تو بودم،
‫میگفتم پلیس‌‌ها حکم بازرسی بگیرن...

36:44.348 --> 36:46.975
‫برای خونه‌ اون نگهبان،
‫جایی که مطمئنم توش پیدا میکنی...

36:47.059 --> 36:50.312
‫یه کلت گلاک ۱۹ سازمانی پلیس
‫نیویورک که مشکل گیر کردن داره.

36:51.355 --> 36:52.356
‫بذار یه تماس بگیرم.

37:03.367 --> 37:04.993
‫میخواید درباره خودم حرف بزنم؟

37:05.077 --> 37:06.954
‫موضوع مورد علاقه‌م.

37:07.037 --> 37:08.413
‫اسم من آرتور شولتزه.

37:08.497 --> 37:11.833
‫من دانشمند محقق در سازمان
‫حفاظت از محیط زیست هستم.

37:11.917 --> 37:14.836
‫همچنین مأمور اجرایی هستم،
‫پس اطمینان حاصل میکنم که شرکت‌ ها...

37:14.920 --> 37:18.173
‫و جوامع، قوانین و مقررات
‫سازمان رو رعایت میکنن.

37:18.257 --> 37:22.219
‫همچنین استاد مدعو علوم محیط زیست
‫در دانشگاه یو‌ سی‌ ال‌ اِی هستم.

37:22.302 --> 37:26.682
‫جایی که در اون، در کنار مسائل دیگه،
‫درباره سوخت‌‌های جایگزین تدریس میکنی.

37:26.765 --> 37:27.599
‫درسته؟

37:27.683 --> 37:30.644
‫بله. من یه سمینار درباره مقابله
‫با تغییرات اقلیمی تدریس میکنم.

37:30.727 --> 37:32.396
‫سه‌ شنبه‌‌ها و پنج‌ شنبه‌‌ها ساعت ۱۰:۰۰.

37:33.063 --> 37:38.621
‫جناب قاضی، دادستانی اعتراضی
‫به صلاحیت دکتر شولتز به عنوان کارشناس نداره.

37:38.694 --> 37:41.655
‫ولی مرتبط بودن شهادتش
‫ممکنه بحث دیگه‌ ای باشه.

37:41.738 --> 37:45.325
‫دادگاه دکتر شولتز رو به رسمیت میشناسه.
‫ادامه بده، خانم مک‌ فرسون.

37:45.909 --> 37:47.202
‫ممنونم، جناب قاضی.

37:47.786 --> 37:54.421
‫خب، دکتر شولتز، فرصت کردی به تجزیه و تحلیل ماده‌ ای
‫که روی چرخِ ویلچر مقتول پیدا شده نگاهی بندازی؟

37:54.501 --> 37:57.713
‫بله. طبق گزارش،
‫اون ترکیبی از روغن گیاهی بود...

37:57.796 --> 38:00.882
‫و چربی مرغ که با مقادیر
‫کمی نیشکر مخلوط شده بود.

38:00.966 --> 38:04.970
‫ممکنه بهش بگید روغن سوخته رستوران،
‫ولی ما بهش میگیم خوراک اولیه.

38:05.053 --> 38:07.973
‫متوجهم، و این خوراک اولیه
‫ممکنه از کجا اومده باشه؟

38:08.056 --> 38:12.311
‫خب، این محصول جانبی سوخت زیستیه،
‫پس به احتمال زیاد از یه پالایشگاه سوخت زیستی.

38:12.394 --> 38:16.231
‫شرط می‌بندم فکر نمیکردید کسی بتونه توی
‫یه جمله دو بار «سوخت زیستی» بگه، مگه نه؟

38:16.982 --> 38:20.027
‫دکتر شولتز، اگه ممکنه
‫حاشیه‌ پردازی رو به حداقل برسون.

38:20.110 --> 38:21.069
‫البته.

38:21.153 --> 38:24.531
‫دکتر شولتز، میتونی سوخت زیستی رو
‫برای هیئت منصفه توضیح بدی؟

38:24.614 --> 38:26.450
‫شاید یه نسخه خلاصه و مفید؟

38:26.533 --> 38:29.870
‫بله. خب، به عنوان بخشی از
‫گذار ما از سوخت‌‌های فسیلی...

38:29.953 --> 38:32.080
‫دولت بودجه‌ ای رو برای
‫برنامه‌ هایی اختصاص میده...

38:32.164 --> 38:36.043
‫که میتونن پسماندهای غذایی
‫و سایر ترکیبات آلی رو به سوخت تبدیل کنن...

38:36.126 --> 38:39.087
‫ولی همونطور که میتونید تصور کنید،
‫قوانین و مقررات متعددی وجود داره.

38:39.171 --> 38:40.714
‫جناب قاضی، اعتراض دارم.

38:40.797 --> 38:43.050
‫این همون موضوع
‫مربوط بودنه که مطرح کردم.

38:43.133 --> 38:46.428
‫هیچکدوم از اینا چه ربطی
‫به قتل سم اسکیلز داره؟

38:46.511 --> 38:49.765
‫ماده‌ روی ویلچر آقای اسکیلز
‫و نحوه‌ قرار گرفتنش در اونجا...

38:49.848 --> 38:54.394
‫مستقیماً به قتلش مربوطه،
‫و ما قصد داریم این رو ثابت کنیم.

38:54.478 --> 38:56.813
‫سریع ثابتش کنید،
‫خانم مک‌ فرسون.

38:56.897 --> 39:01.401
‫حتماً. میتونی سریع توضیح بدی
‫که چرا مقررات انقدر ضروری ان؟

39:01.485 --> 39:03.820
‫- خب، در یک کلمه، پول.
‫- پول؟

39:04.404 --> 39:06.990
‫پس برای تولید سوخت زیستی،
‫باید مواد اولیه جمع‌ آوری کنید...

39:07.074 --> 39:10.619
‫و اون مواد اولیه باید با کشتی یا کامیون
‫به پالایشگاه‌‌ها فرستاده بشن...

39:10.702 --> 39:12.621
‫پالایشگاه‌ هایی که برای
‫فرآوری اون تغییر کاربری دادن...

39:12.704 --> 39:16.375
‫و دولت برای تشویق پالایشگاه‌ ها
‫به این کار، یارانه پرداخت می‌کنه.

39:16.458 --> 39:19.544
‫- درباره‌ چه مبلغی صحبت میکنیم؟
‫- دو دلار برای هر بشکه.

39:19.628 --> 39:20.962
‫زیاد به نظر نمیرسه.

39:21.046 --> 39:23.173
‫هر کامیون ۲۰۰ بشکه حمل می‌کنه...

39:23.256 --> 39:25.717
‫پس هر بار که یه کامیون
‫از مرکز خارج میشه، ۴۰۰ دلار میشه.

39:25.801 --> 39:28.845
‫اگه تعداد کامیون‌‌ها زیاد باشه،
‫مبلغ قابل‌ توجهی میشه.

39:29.763 --> 39:32.474
‫پس اینجاست که
‫پای کلاهبرداری وسط میاد.

39:33.100 --> 39:35.352
‫- و این کلاهبرداری چطور انجام میشه؟
‫- به روش‌‌های مختلف.

39:35.435 --> 39:37.604
‫مثلاً در آخرین پرونده‌ بزرگم در نوادا...

39:37.687 --> 39:40.023
‫پالایشگاه برچسب‌‌های روی
‫بشکه‌‌ها رو عوض میکرد.

39:40.107 --> 39:42.692
‫یعنی همون روغن با برچسب
‫مواد اولیه وارد میشد...

39:42.776 --> 39:44.820
‫و با برچسب سوخت زیستی خارج میشد.

39:45.404 --> 39:48.448
‫اینا ۲۵ کامیون رو دو بار در روز
‫با ۴۰۰ دلار سود برای هر کدوم راه مینداختن.

39:48.532 --> 39:50.992
‫اونا هفته‌ ای بیش از
‫۱۰۰ هزار دلار بالا میکشیدن.

39:51.076 --> 39:53.036
‫- فقط با عوض کردن برچسب‌ ها؟
‫- درسته.

39:53.120 --> 39:58.021
‫با پتانسیل همچین سودی، اغلب متوجه میشیم
‫که گروه‌‌های جنایتکار سازمان‌ یافته پشتشن.

39:58.166 --> 40:01.086
‫مثلاً در پرونده‌ نوادا،
‫قبل از اینکه اف‌ بی‌ آی وارد عمل بشه...

40:01.169 --> 40:03.630
‫تخمین زدیم که
‫۹ میلیون دلار به جیب زدن.

40:03.713 --> 40:06.675
‫تعدادی از افراد رده‌ پایین دستگیر شدن،
‫ولی هنوز دستشون...

40:06.758 --> 40:09.010
‫به کله‌ گنده‌ هایی که در نهایت
‫پشت این ماجران، نرسیده.

40:09.094 --> 40:11.805
‫و این پرونده استثنایی بود، یا...

40:11.888 --> 40:14.433
‫متأسفانه نه.
‫بخش ما و همچنین اف‌ بی‌ آی...

40:14.516 --> 40:16.685
‫در حال بررسی کلاهبرداری‌ هایی
‫در سراسر کشور بودن.

40:16.768 --> 40:18.186
‫بهش میگن : «دوشیدن غول».

40:18.270 --> 40:21.106
‫منظور از غول، دولته،
‫چون خیلی بزرگ و ثروتمنده.

40:21.189 --> 40:24.484
‫اونا فکر میکنن میتونن یکم از اون رو
‫برای خودشون بردارن و کسی متوجه نشه.

40:24.568 --> 40:25.902
‫۹ میلیون دلار کمه؟

40:25.986 --> 40:29.364
‫خب، برای یه دایناسور،
‫من مثل یه مورچه‌م.

40:29.448 --> 40:30.699
‫جناب قاضی.

40:30.782 --> 40:34.035
‫جناب قاضی، صحبتم رو تموم میکنم.
‫فقط یه سوال دیگه، آقای دکتر.

40:34.119 --> 40:36.997
‫گفتی که اف‌ بی‌ آی
‫کلاهبرداری نوادا رو متوقف کرد.

40:37.080 --> 40:41.001
‫اسم مامورهایی که مسئول اون
‫عملیات بودن رو به خاطر داری؟

40:41.084 --> 40:43.753
‫بله. ما همکاری نزدیکی داشتیم.
‫دو نفر بودن.

40:43.837 --> 40:47.174
‫مامور دان روث،
‫و مامور فلیکس واسکز.

40:47.257 --> 40:49.342
‫واقعاً؟
‫فلیکس واسکز؟

40:52.095 --> 40:54.389
‫ممنون، آقای دکتر.
‫سوال دیگه‌ ای ندارم.

40:57.267 --> 40:58.643
‫بازجویی متقابل؟

40:59.227 --> 41:02.314
‫نه جناب قاضی،
‫ولی اجازه هست دوباره نزدیک بشیم؟

41:02.814 --> 41:07.194
‫در واقع، فکر میکنم الان
‫زمان مناسبی برای استراحته.

41:08.445 --> 41:10.614
‫و وکلای طرفین رو در دفترم می‌بینم، لطفاً.

41:14.784 --> 41:19.414
‫خب، قبل از اینکه ادامه بدیم،
‫میخوام مطمئن بشم که دنبال نخود سیاه نرفتیم.

41:19.498 --> 41:20.832
‫تا جایی که یادمه،
‫آقای هالر...

41:20.916 --> 41:24.753
‫بیش از یک ماه پیش، حکم دادگاهی
‫خطاب به اف‌ بی‌ آی رو امضا کردم.

41:24.836 --> 41:28.381
‫اون موضوع به کجا رسید؟
‫میتونیم انتظار داشته باشیم که این شهادت رو تایید کنن؟

41:28.465 --> 41:30.717
‫تا الان که حکم رو نادیده گرفتن،

41:30.800 --> 41:33.595
‫و فکر میکنم همین‌طور ادامه بدن،
‫مگه اینکه مجبورشون کنیم.

41:34.095 --> 41:35.680
‫منظورت حکم جلب از طرف دادگاهه؟

41:35.764 --> 41:37.974
‫نادیده گرفتن اون براشون
‫خیلی سخت‌ تر میشه.

41:38.058 --> 41:41.853
‫جناب قاضی، من یه بار دیگه به کل
‫این روند بازجویی اعتراض دارم.

41:41.937 --> 41:46.816
‫تلف کردن وقت دادگاه با حکم جلب
‫برای ماموران اف‌ بی‌ آی؟

41:46.900 --> 41:50.028
‫این یه نمایش خیمه‌ شب‌ بازیه.
‫از اون کارهای مخصوص میکی هالره.

41:50.111 --> 41:53.156
‫این طرف کلیدهاش رو تکون میده
‫تا هیئت منصفه اون طرف رو نگاه نکنه.

41:53.240 --> 41:55.617
‫هوشمندانه بود.
‫این رو خودت تنهایی فکر کردی؟

41:55.700 --> 41:58.537
‫وکلا، لطفاً بحث و جدل‌ هاتون رو
‫برای وقت شخصی خودتون بذارید.

41:58.620 --> 42:01.456
‫مشخص شده که همه راه‌ ها
‫به اف‌ بی‌ آی ختم میشه.

42:01.540 --> 42:04.501
‫حالا، با ریسکِ رو کردنِ تمام دستمون...

42:04.584 --> 42:07.462
‫ما معتقدیم سم اسکیلز با الکس گازاریان
‫مشغول کلاهبرداری بوده...

42:07.546 --> 42:10.423
‫تا از دولت آمریکا کلاهبرداری کنن،
‫درست همونطور که دکتر شولتز توضیح داد.

42:10.507 --> 42:13.134
‫حالا، دلیل اینکه اف‌ بی‌ آی سم رو
‫در لوس آلامیتوس بازداشت کرد...

42:13.218 --> 42:17.138
‫این بود که مجبورش کنن خبرچین بشه،
‫و همین مستقیماً منجر به قتلش شد.

42:17.222 --> 42:20.850
‫حالا، تنها کسایی که میتونن این رو تایید کنن،
‫مامور روث و مامور واسکزن.

42:20.934 --> 42:23.979
‫اسم اونا توی پرونده ثبت شده.
‫هیئت منصفه حق داره حرف‌ هاشون رو بشنوه.

42:24.062 --> 42:26.565
‫اسم الکس گازاریان هم توی پرونده هست...

42:26.648 --> 42:28.692
‫پس هیئت منصفه قراره
‫حرف‌‌های اون رو هم بشنوه؟

42:29.484 --> 42:34.921
‫ما در حال بررسی اینیم که چه اطلاعاتی میتونیم
‫از آقای گازاریان یا کسی در اطرافش به دست بیاریم.

42:34.948 --> 42:38.743
‫در هر صورت، هیئت منصفه حق داره حقیقت رو بدونه،
‫به هر شکلی که بتونیم ارائه‌ش بدیم.

42:38.827 --> 42:39.953
‫همه ما همین‌طور.

42:40.036 --> 42:43.206
‫دادگاه وظیفه داره اطمینان حاصل کنه
‫که متهم محاکمه عادلانه‌ ای داره...

42:43.290 --> 42:46.167
‫و بدون این شهادت،
‫همچین اتفاقی اینجا نمیفته.

42:46.251 --> 42:48.503
‫کل پرونده به همین بنده.

42:48.587 --> 42:50.839
‫در غیر این صورت،
‫درخواست داریم که اتهام رو رد کنید.

42:50.922 --> 42:52.090
‫عمراً.

42:52.173 --> 42:54.759
‫خانم برگ، اوضاع رو کنترل کن.
‫همین حالا.

42:54.843 --> 42:57.012
‫خواهش میکنم، پیدا کردنشون
‫نباید کار سختی باشه.

42:57.095 --> 43:00.348
‫مأمور روث حتی برای بخشی از
‫شهادت‌‌های امروز در دادگاه حضور داشت.

43:01.349 --> 43:04.144
صبر کن، وایسا. داری میگی
یکی از ‫این مأمورها امروز اینجا بوده؟

43:04.728 --> 43:07.272
‫به شرافتم به عنوان مأمور دادگاه
‫قسم میخورم، بله، دیدمش.

43:07.355 --> 43:08.898
‫مدیر دفترم هم دیدش.

43:09.774 --> 43:12.902
‫حکم جلب تا یک ساعت آینده صادر میشه.

43:12.986 --> 43:14.446
‫- جناب قاضی...
‫- کافیه.

43:14.529 --> 43:16.865
‫اعتراضت هر چی که هست، رد میشه.

43:16.948 --> 43:20.160
‫من اصلاً خوشم نمیاد کسی
‫از دستوراتم سرپیچی کنه...

43:20.660 --> 43:22.746
‫فرقی هم نمی‌کنه چه نشانی
‫روی سینه‌ش باشه.

43:25.624 --> 43:27.709
‫انگار حسابی روی اعصاب دینا رفتیم.

43:28.209 --> 43:31.338
‫از طرز حرف زدنش درباره گازاریان،
‫فکر کنم میدونه که اون مرده.

43:31.421 --> 43:34.424
‫اون از ما جلوتره.
‫میدونه که اون دیگه نمیتونه شهادت بده.

43:34.507 --> 43:37.010
‫خب، بهتره دعا کنیم سیسکو
‫بتونه به یه جایی برسه.

43:45.769 --> 43:47.729
‫مجبور شدم سایزت رو حدس بزنم.

43:48.521 --> 43:49.939
‫ولی باید بهت هشدار بدم.

43:50.649 --> 43:52.609
‫انتخاب‌‌ها خیلی محدود بود.

43:52.692 --> 43:54.277
‫- امیدوارم اندازه باشن.
‫- ممنون.

43:56.363 --> 43:59.741
‫گوش کن، من، اوم، امیدوار بودم
‫بتونیم با هم حرف بزنیم.

44:00.241 --> 44:05.521
‫فکر میکنم هر دردسری که توش گیر افتادی،
‫به اتفاقاتی که برای رئیسم میفته ربط داره.

44:05.580 --> 44:09.959
‫قبلاً بهت گفتم، من چیزی نمیدونم،
‫ولی باز هم بابت لباس‌‌ها ممنون.

44:18.510 --> 44:19.344
‫خیلی خب، پس!

44:19.969 --> 44:22.931
‫من دارم به لس‌ آنجلس میرم.
‫اونجا یه سری کار دارم که باید انجام بدم.

44:23.014 --> 44:23.932
‫ولی، اوم...

44:24.516 --> 44:27.060
‫حدس میزنم اگه چیزی نمیدونی،
‫پس جات امنه.

44:28.770 --> 44:31.731
‫هزینه اتاق تا فردا پرداخت شده،
‫پس، اوم...

44:34.192 --> 44:35.318
‫می‌بینمت!

44:38.780 --> 44:39.656
‫وایسا.

44:40.949 --> 44:42.742
‫لطفاً...

44:44.244 --> 44:45.787
‫من رو اینجا تنها نذار.

44:48.164 --> 44:50.250
‫من قطعاً امنیت ندارم.

44:51.710 --> 44:52.794
‫گرسنه‌ ای؟

44:54.879 --> 45:00.021
‫ببین، تنها چیزی که میدونم اینه که الکس حتماً
‫یه غلطی کرده که از حماقت هم اون‌ ورتره...

45:00.093 --> 45:02.804
‫چون عموهاش و بقیه خانواده‌ش رو
‫حسابی شاکی کرده...

45:02.887 --> 45:04.848
‫و اونا آدم‌ هایی نیستن که
‫بخوای باهاشون در بیفتی.

45:04.931 --> 45:07.684
‫- هیچ‌ وقت نپرسیدی چیکار کرده؟
‫- چی فکر میکنی؟

45:07.767 --> 45:11.229
‫فکر کردی دور هم مینشستیم و تاریک‌ ترین
‫و عمیق‌ ترین رازهامون رو برای هم میگفتیم؟

45:11.312 --> 45:14.315
‫بهم گفت باید آفتابی نشیم،
‫ما هم آفتابی نشدیم.

45:14.399 --> 45:16.109
‫بعدش گفت که
‫به امنیت بیشتری نیاز داریم...

45:16.192 --> 45:19.070
‫برای همین هم تعداد بیشتری از اون
‫احمق‌ هاش این دور و بر پلک میزدن.

45:25.618 --> 45:26.661
‫مشکلی نیست.

45:27.287 --> 45:30.915
‫- اونا اینجا پیدامون نمیکنن.
‫- آره، ولی نمیتونیم تا ابد اینجا بمونیم.

45:33.126 --> 45:37.589
‫اصلاً چرا شما دو تا اولِ کار
‫فرار کردید رفتید پالم اسپرینگز؟ چی شد؟

45:40.175 --> 45:41.468
‫واقعاً نمیدونم.

45:41.968 --> 45:44.012
‫یه روز، یه یارویی اومد
‫این طرف‌‌ها سرک بکشه...

45:44.095 --> 45:46.973
‫و اون دو تا الدنگ هم
‫پشت انبار چوب بردنش.

45:47.849 --> 45:49.934
‫اونجا بود که الکس واقعاً ترسید.

45:51.186 --> 45:52.187
‫آره.

45:57.734 --> 45:58.860
‫باید بریم.

45:59.652 --> 46:02.363
‫بیخیال. من اینجا رو دوست دارم.

46:02.447 --> 46:05.116
‫فکر میکنی داره به کی زنگ میزنه؟
‫فکر میکنی داره پیتزا سفارش میده؟

46:05.200 --> 46:06.826
‫حرف هات اصلاً منطقی نیست، عزیزم.

46:07.410 --> 46:09.454
‫خودت گفتی به اون پسره نیاز داریم،
‫تا هوامون رو داشته باشن.

46:09.537 --> 46:12.665
‫آره، خب، الان دارم میگم که اونا
‫همونایی هستن که باید بپاییمشون.

46:13.249 --> 46:14.083
‫گیج شدم.

46:14.167 --> 46:15.710
‫ببین، گند زدم. باشه؟

46:16.336 --> 46:19.798
‫یه کا... اصلاً مهم نیست چیکار کردم.

46:19.881 --> 46:23.051
‫به عواقبش فکر نمیکردم،
‫ولی الان دارم فکر میکنم.

46:23.134 --> 46:25.261
‫- باشه.
‫- و فقط با من بحث نکن، باشه؟

46:25.345 --> 46:28.223
‫فقط وسایلت رو جمع کن و بریم.
‫بهم اعتماد کن.

46:36.231 --> 46:40.235
‫پس اصلاً نمیدونی چیکار کرده که
‫خانواده‌ش رو انقدر عصبانی کرده؟

46:40.318 --> 46:42.570
‫قبلاً بهت گفتم، نمیدونم.

46:50.453 --> 46:51.579
‫ممنون.

46:57.001 --> 47:00.547
‫الکس معمولاً خیلی وسواس داشت که
‫یه پسر کوچولوی خوب و حرف شنو باشه.

47:02.131 --> 47:03.633
‫پس هر چی که بوده...

47:05.552 --> 47:07.929
‫باید خیلی بد بوده باشه
‫که باعث شده فرار کنه.

47:10.181 --> 47:12.350
‫و حق هم داشت،
‫عوضیِ نیم‌ وجبی.

47:31.786 --> 47:33.746
‫هی!

47:45.675 --> 47:46.926
‫وایسا، وایسا، وایسا.

47:47.010 --> 47:48.136
‫اوه، خیلی خب.

47:49.804 --> 47:51.639
‫کارتر، تبریک میگم!

47:51.723 --> 47:54.142
‫اوه!

47:57.312 --> 47:59.731
‫چطور میتونم ازت تشکر کنم؟

48:00.315 --> 48:01.608
‫فکر کنم همین الان تشکرت رو کردی.

48:03.610 --> 48:06.362
‫اِم، بقیه‌ اون پول رو فردا آماده میکنم.

48:06.863 --> 48:10.074
‫الان اصلاً نگران اون نباش.
‫برو پیش خانواده‌ت.

48:13.036 --> 48:15.038
‫ممنون، لورنا.

48:16.998 --> 48:18.124
‫ممنونم.

48:20.627 --> 48:22.503
‫- خودشه.
‫- هی!

48:27.926 --> 48:29.135
‫چه حسی داره؟

48:30.053 --> 48:31.387
‫ای، همچین.

48:32.388 --> 48:33.973
‫هوم.

48:34.057 --> 48:37.602
‫همون حسی رو داره که وقتی
‫دانشکده حقوق بودم، آرزوش رو داشتم.

48:38.102 --> 48:41.564
‫انگار دنیا نسبت به یک ساعت پیش،
‫جای عادلانه‌ تری شده.

48:45.276 --> 48:47.445
‫- بهت افتخار میکنم، «اِل».
‫- ای جان!

48:47.528 --> 48:49.322
‫ممنون.

48:49.405 --> 48:52.075
‫انگار همه دست به یکی کردن که
‫امروز با اشک هام آرایشم رو خراب کنن.

48:53.409 --> 48:56.120
‫بهتره حواست رو جمع کنی.
‫حالا که یه وکیل بزرگ و موفق شدم...

48:56.204 --> 48:59.165
‫میخوام از دوست‌ دخترت بازجویی کنم،
‫و همه‌ چی رو بفهمم.

48:59.248 --> 49:00.249
‫هی، بیخیال.

49:00.333 --> 49:03.211
‫من و اون دوست‌ دختر میخوایم
‫برای جشن گرفتن، تو رو ببریم شام.

49:03.294 --> 49:06.506
‫عالیه. میشه فضای باز بشینیم که
‫بتونم «وینستون» رو هم بیارم؟

49:06.589 --> 49:08.549
‫حتماً.

49:12.720 --> 49:14.305
‫آیس‌ برگ راست میگه.

49:14.389 --> 49:17.725
‫فدرال‌‌ها هر کاری میکنن
‫تا پاشون به دادگاه باز نشه...

49:17.809 --> 49:19.727
‫حتی با وجود حکم جلب.

49:20.228 --> 49:23.022
‫هر چیزی رو که دارن مخفی میکنن،
‫حتماً دلیلی داره.

49:23.106 --> 49:25.984
‫میدونم. پارسال با یه مأمور «دی‌ ای‌ اِی»
‫همین بساط رو داشتم.

49:26.067 --> 49:28.820
‫اونم فقط چون فکر میکرد از من باهوش‌ تره،
‫روی سکوی شهادت رفت.

49:28.903 --> 49:32.907
‫چیکار کنیم؟ بدون کسی که داستان رو تأیید کنه،
‫نمیتونیم این پرونده رو به سرانجام برسونیم.

49:33.491 --> 49:35.827
‫یه نقشه دیگه دارم.
‫ازش خوشت نمیاد.

49:36.744 --> 49:38.663
‫من رو روی سکوی شهادت بفرست.

49:39.330 --> 49:40.164
‫جدی باش.

49:40.873 --> 49:42.291
‫کاملاً جدی‌ ام.

49:43.292 --> 49:47.721
‫میکی، این بدترین ایده‌ ایه که تا حالا شنیدم،
‫و خودت این رو بهتر از هر کسی میدونی.

49:47.755 --> 49:50.258
‫میدونم، ولی مگه چاره دیگه‌ ای هم داریم؟

49:50.341 --> 49:51.718
‫فقط یه راه برای خلاص شدنم هست...

49:51.801 --> 49:54.721
‫اونم اینه که داستانی تعریف کنم که
‫روی دستِ داستانِ «برگ» بلند بشه.

49:54.804 --> 49:58.057
‫و حالا، بدون اف‌ بی‌ آی یا گازاریان،
‫هیچکس دیگه‌ ای نیست که بتونه این کار رو بکنه.

50:02.770 --> 50:03.730
‫دیوونه شدی.

50:05.106 --> 50:08.151
‫- این دیوونگیه.
‫- حداقل بیا امشب براش تمرین کنیم.

50:08.234 --> 50:11.612
‫هر سوالی که به ذهنت میرسه ازم بپرس.
‫ببین طاقت میارم یا نه.

50:16.242 --> 50:17.744
‫توی خونه می‌بینمت.

50:39.766 --> 50:41.476
‫امیدوارم به ترافیک نخورده باشیم.

51:00.328 --> 51:02.789
‫خودت رو خسته نکن.
‫مجبورم کردن دستگاه پارازیت‌ انداز بردارم.

51:02.872 --> 51:04.207
‫گوشی کار نمی‌کنه.

51:05.166 --> 51:06.084
‫چی؟

51:08.544 --> 51:10.671
‫هی. اتوبان ۱۰۱ از اون طرفه.

51:11.172 --> 51:13.091
‫این راهِ خونه من نیست.

51:14.300 --> 51:15.134
‫هی!

51:16.385 --> 51:17.637
‫هی!

51:17.720 --> 51:19.847
‫- هی!
‫- تلاش برای اون هم فایده‌ ای نداره.

51:19.931 --> 51:22.308
‫داری من رو کجا می‌بری؟ هی!

51:24.310 --> 51:26.354
‫هی! بذار برم بیرون!

51:29.521 --> 51:30.021
‫هی!

51:30.021 --> 51:35.021
<b>°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○</b>

51:35.021 --> 51:40.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
