WEBVTT

00:00.021 --> 00:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.521 --> 00:09.521
‫اگه میخوام زندگیم رو پس بگیرم،
‫باید بی‌ گناهیم رو ثابت کنم.

00:09.530 --> 00:12.408
‫- مطمئنی میخوای این کار رو بکنی؟
‫- صد درصد. پای زندگیم در میونه.

00:12.491 --> 00:15.161
‫مشکوک بودم که شاید معاون‌‌های کلانتر
‫توی زندان دارن جاسوسیم رو میکنن.

00:15.244 --> 00:16.871
‫- برای «باخا» آماده‌ ای؟
‫- همه‌ چی ردیفه.

00:16.954 --> 00:21.021
‫این مکالمه یه امتحان بود تا ببینیم
‫مصونیت رابطه وکیل و موکل نقض شده یا نه.

00:21.167 --> 00:22.835
‫بی‌ عدالتی بزرگی صورت گرفته.

00:22.918 --> 00:25.337
‫من مبلغ وثیقه رو به یک میلیون دلار کاهش میدم،
‫که از همین لحظه لازم‌ الاجراست.

00:25.421 --> 00:27.256
‫- آفرین.
‫- اینم دستگاه ردیابته.

00:27.339 --> 00:29.633
‫- باتریش چقدر دووم میاره؟
‫- تا ۴۰ ساعت.

00:29.717 --> 00:32.636
‫اگه بذاری باتریش تموم بشه،
‫به نیروهای انتظامی اطلاع داده میشه.

00:32.720 --> 00:34.472
‫مطمئنم جک مشتاقه که برگردی پیشش.

00:34.555 --> 00:36.640
‫خیلی وقته ندیدمت و همش دارم
‫درباره خودم حرف میزنم.

00:36.724 --> 00:37.641
‫و اون.

00:37.725 --> 00:40.186
‫دنبال یه وکیل میگردم.
‫لورنا کرین.

00:40.269 --> 00:42.271
‫با این وضعیت حتی نمیتونم از پس
‫هزینه‌‌های موندن توی اون خونه بر بیام.

00:42.354 --> 00:46.021
‫آخرش فقط یه تبخال برام موند،
‫و یه کبودی روی پام اونم به خاطر ترمز ماشینش؟

00:46.192 --> 00:47.359
‫توی ماشینش باهاش رابطه داشتی؟

00:47.443 --> 00:49.487
‫سلست، لورنام.
‫فکر کنم یه نقشه دارم.

00:49.570 --> 00:51.113
‫دارم سعی میکنم بفهمم قدم بعدیم چیه.

00:51.197 --> 00:53.741
‫من رو صحیح و سالم از اینجا بیار بیرون،
‫شاید بتونم کمکت کنم.

00:53.824 --> 00:56.827
‫- این قطعاً یه کیف پوله.
‫- توی گزارش اموال ثبت نشده.

00:56.911 --> 01:00.039
‫برای این کارآگاه دراکر احضاریه بفرست.
‫اون گزارش اموال رو امضا کرده.

01:00.122 --> 01:02.291
‫باید خیلی بیشتر به آخرین
‫سرمایه‌ گذارم پول بدم.

01:02.374 --> 01:03.542
‫اگه ندم، مُردم.

01:03.626 --> 01:05.294
‫سم یه کلاهبرداری طولانی‌ مدت راه انداخته بود.
‫یه چیز بزرگ.

01:05.377 --> 01:08.714
‫اون کیف پول رو پیدا کنیم،
‫میفهمیم سم دنبال چی بوده و با کی.

01:08.798 --> 01:10.674
‫- میکی.
‫- دارن میان سراغم.

01:10.758 --> 01:12.051
‫این تازه اولشه.

01:42.665 --> 01:44.208
‫اون میکی هالره؟

01:44.291 --> 01:45.251
‫وای.

01:45.334 --> 01:46.669
‫داره خودش رو نشون میده؟

01:47.211 --> 01:48.671
‫فقط بهشون بی‌ توجهی کن.

01:50.673 --> 01:52.758
‫- خوزه.
‫- از دیدنت خوشحالم، هالر.

01:53.843 --> 01:55.427
‫اوه. وایسا.

01:56.053 --> 01:59.640
‫- چیز فلزی همراهت داری؟
‫- این یکی رو یادم رفته بود.

02:17.032 --> 02:19.743
‫میدونیم خوشگلیم.
‫نیازی نیست زل بزنید.

02:24.957 --> 02:26.375
‫خیلی خب، بفرما.

02:28.021 --> 02:30.521
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم. همه‌ چی مرتبه.

02:35.021 --> 02:40.021
<i><b>[ وکیل لینکلن ]
[ فصل چهارم : قسمت سوم ]</b></i>

02:51.483 --> 02:53.903
‫امروز صبح به سیسکو زنگ زدم.
‫رفت روی پیغام‌ گیر.

02:53.986 --> 02:56.363
‫میدونی چیزی درباره وضعیت
‫مالی سم پیدا کرده یا نه؟

02:56.447 --> 03:01.621
‫یه چیزهایی زیر لب درباره پرواز به آریزونا گفت،
‫ولی من نیمه‌ خواب بودم و بعدش اون رفت.

03:01.660 --> 03:02.786
‫آریزونا؟

03:07.791 --> 03:08.626
‫هالر.

03:09.293 --> 03:11.170
‫اوه، بامبا.
‫اینجا چیکار میکنی؟

03:11.879 --> 03:15.174
‫دنبالت میگشتم.
‫چم و خم دادگاه دستمه.

03:15.257 --> 03:16.759
‫دیدم اسمت توی لیست برنامه هست.

03:17.259 --> 03:18.302
‫کی آزاد شدی؟

03:18.385 --> 03:21.055
‫دیروز. بالاخره وکیل تسخیریم
‫کارم رو راه انداخت...

03:21.138 --> 03:24.225
‫ولی افسر تعلیقم برای پیدا کردن کار
‫بدجور بهم گیر داده.

03:24.850 --> 03:27.061
‫ببخشید، این لورنا کرین، همکارمه.

03:27.144 --> 03:30.105
‫لورنا، این بامباست.
‫یادت میاد وقتی بازداشتگاه بودم کمکم کرد؟

03:30.189 --> 03:31.440
‫آه، درسته.

03:31.523 --> 03:36.221
‫شوهرم هر هفته پول حفاظت رو
‫به دوست‌ دخترت میرسوند تا میکی اون تو تیزی نخوره.

03:36.320 --> 03:37.780
‫توی زندان روال کار همینه.

03:38.280 --> 03:39.657
‫ولی الان بیرونیم.

03:40.699 --> 03:42.117
‫میخوام از اون پیشنهادت استفاده کنم.

03:42.785 --> 03:43.994
‫کدوم... کدوم پیشنهاد؟

03:44.078 --> 03:46.288
‫گفتی وقتی آزاد شدم،
‫یه کاری برام ردیف میکنی.

03:46.372 --> 03:49.166
‫آه، درسته. آره.

03:50.167 --> 03:51.043
‫آره.

03:52.628 --> 03:55.506
‫- گواهینامه... رانندگی داری؟
‫- آره.

03:55.589 --> 03:59.921
‫تازگی‌‌ها ماشینم رو از دست دادم،
‫و ممکنه گاهی به یه راننده نیاز داشته باشم.

03:59.969 --> 04:01.470
‫اوه، آره. عالیه.

04:01.553 --> 04:04.181
‫خیلی خوبه پسر. میتونم به عنوان
‫یه شغل جانبی روش حساب کنم.

04:04.265 --> 04:07.351
‫ببین، من به داشتن چند تا
‫منبع درآمد عادت دارم.

04:07.434 --> 04:08.269
‫البته از راه قانونی.

04:08.352 --> 04:11.230
‫- اوم.
‫- لازم نیست نگران من باشی.

04:11.313 --> 04:13.691
‫فقط با دفترم تماس بگیر،
‫با مدیر دفترم صحبت کن.

04:13.774 --> 04:15.693
‫اون کارهای اداری رو برات ردیف می‌کنه.

04:15.776 --> 04:18.988
‫باید برم دادگاه،
‫ولی از دیدنت توی آزادی خوشحالم مرد.

04:19.071 --> 04:20.614
‫- منم همین‌طور داداش.
‫- خیلی خب.

04:20.698 --> 04:22.116
‫و ممنونم مرد.

04:23.075 --> 04:24.243
‫ناامیدت نمیکنم.

04:24.326 --> 04:25.703
‫از دیدنت خوشحال شدم، بامبا.

04:29.415 --> 04:32.126
‫چیه؟ وقتی زندان بودم باید
‫انگیزه‌ش رو حفظ میکردم.

04:32.209 --> 04:34.712
‫تازه، به یه نفر احتیاج دارم،
‫و اونم آدم قابل‌ اعتمادیه.

04:34.795 --> 04:36.839
‫تو برو داخل.
‫منم الان میام.

04:40.509 --> 04:41.510
‫سلام لورنا.
‫چه خبر؟

04:41.593 --> 04:46.021
‫سلام ایزی، یکی به اسم بامبا قراره باهات تماس بگیره،
‫در مورد اینکه راننده جدید میکی بشه.

04:46.140 --> 04:48.892
‫یه لطفی بهم بکن. سوابقش رو چک کن،
‫اونم خیلی موشکافانه.

04:48.976 --> 04:50.602
‫مگه از پس هزینه‌ راننده جدید بر میایم؟

04:50.686 --> 04:55.221
‫نه، مخصوصاً کسی که تازه از هلفدونی آزاد شده،
‫و خالکوبی‌‌های «کریپ لایف» هم ثابتش می‌کنه.

04:55.232 --> 04:57.735
‫وایسا، سوابق من رو هم چک کردی؟

04:57.818 --> 04:58.986
‫نه.

04:59.069 --> 05:00.696
‫البته که نه.

05:00.779 --> 05:01.864
‫سیسکو چکش کرد.

05:01.947 --> 05:03.907
‫ولی میدونی چیه؟
‫ببین چقدر عالی از آب در اومد.

05:04.408 --> 05:06.535
‫اوهوم. باشه، ردیفش میکنم.

05:06.618 --> 05:07.828
‫باشه ایزی.
‫خداحافظ.

05:22.926 --> 05:24.595
‫می‌بینم که به خبرنگارها خبر دادی.

05:25.387 --> 05:28.724
‫من نه. فکر میکنی دلم میخواد
‫این پرونده رسانه‌ ای بشه؟

05:28.807 --> 05:30.100
‫من دارم به جرم قتل محاکمه میشم.

05:30.184 --> 05:32.811
‫اوه، بیخیال.
‫همه میدونن تو عاشق توی چشم بودنی.

05:32.895 --> 05:35.689
‫چیزی به اسم تبلیغات بد وجود نداره، مگه نه؟

05:35.773 --> 05:38.901
‫این رو به مدیر دفترم بگو، اونم بعد از اینکه
‫همه مشتری‌ هامون عذرمون رو خواستن.

05:38.984 --> 05:42.279
‫دینا، این یه لکه ننگ روی اعتبار منه،
‫و از این اتهامت بیزارم.

05:42.363 --> 05:45.074
‫خب، منم از اتهام تو بیزارم، هالر.

05:45.157 --> 05:47.993
‫این یه درخواست واهی برای
‫الزام به افشای ادله‌ست.

05:48.077 --> 05:49.536
‫من همه‌ چی رو بهت دادم.

05:49.620 --> 05:50.537
‫آره، حتماً.

05:51.246 --> 05:53.374
‫قاضی قراره قشنگ
‫حسابت رو کف دستت بذاره.

05:53.457 --> 05:55.542
‫از شدت هیجان دارم میلرزم.

06:02.049 --> 06:05.511
‫به نظرت «دینای چشم‌ مرده» چطوره؟
‫این یکی جدیده، خودم ساختمش.

06:05.594 --> 06:07.262
‫اوه، این رو قبلاً هم شنیده بودم.

06:07.346 --> 06:09.765
‫لعنتی. بازم روش کار میکنم.

06:10.974 --> 06:12.184
‫همگی بلند بشید.

06:12.851 --> 06:15.104
‫با حضور قاضی عالی‌ رتبه،
‫لایونل استون.

06:16.355 --> 06:17.189
‫بفرمایید بشینید.

06:18.774 --> 06:21.068
‫متوجهم که برای رسیدگی
‫به درخواست الزام به افشا اینجاییم.

06:21.568 --> 06:25.521
‫فکر میکردم خیلی روشن توضیح دادم که انتظار دارم
‫روند افشای ادله توی دادگاه من چطور پیش بره.

06:25.621 --> 06:30.619
‫جناب قاضی، قبل از اینکه به آقای هالر
‫اجازه داده بشه ادعاهای کاملاً بی‌ اساسش رو...

06:30.702 --> 06:32.204
‫برای دوست هاش در مطبوعات مطرح کنه...

06:32.287 --> 06:36.621
‫دادستانی درخواست داره که این جلسه در اتاق قاضی
‫برگزار بشه تا ذهنیت هیئت منصفه مسموم نشه.

06:36.708 --> 06:38.877
‫و دفاعیه اعتراض داره، جناب قاضی.

06:38.961 --> 06:44.521
‫تنها چیزی که بی‌ اساسه، کنایه خانم برگ هستش
‫که من رو به نوعی مسئول حضور رسانه‌‌ها میدونه.

06:44.550 --> 06:47.636
‫دفاعیه چیزی برای مخفی کردن نداره،
‫دادستانی هم نباید داشته باشه.

06:47.719 --> 06:49.805
‫این پرونده باید علنی بمونه،
‫و در صورت‌ جلسه ثبت بشه.

06:49.888 --> 06:51.932
‫من مایلم در این مورد
‫با آقای هالر موافقت کنم.

06:52.015 --> 06:54.059
‫درخواست رد شد.
‫بریم سراغ اصل مطلب.

06:54.143 --> 06:56.687
‫آقای هالر، این درخواست توئه.
‫شاهدی داری؟

06:57.271 --> 07:00.190
‫بله، جناب قاضی.
‫دفاعیه کارآگاه کنت دراکر رو فرا میخونه.

07:01.191 --> 07:04.236
‫کارآگاه، تو بازپرس ارشد
‫این پرونده ای. درسته؟

07:04.319 --> 07:06.071
‫بله، به همراه همکارم.

07:06.155 --> 07:08.407
‫می‌بینم که امروز پرونده‌
‫قتل رو با خودت آوردی.

07:08.490 --> 07:09.366
‫بله، آوردم.

07:09.450 --> 07:12.619
‫خوبه. لطفاً سراغ گزارش
‫اموال کشف‌ شده برو.

07:14.079 --> 07:14.955
‫خیلی خب.

07:15.038 --> 07:19.001
‫میشه لطفاً لیست اشیایی که در صحنه
‫همراه «سم اسکیلز» پیدا شد رو بخونی؟

07:19.084 --> 07:27.321
‫پول خرد، یه شونه، یه گیره‌ پول حاوی ۱۸۰ دلار
‫به صورت اسکناس‌‌های ۲۰ دلاری، و ظاهراً یه بالم لب.

07:27.342 --> 07:30.220
‫چیز دیگه‌ ای توی جیبش نبود؟
‫تلفن همراه؟

07:31.805 --> 07:32.973
.خیر، جناب

07:33.056 --> 07:34.433
‫کیف پول چطور؟

07:35.017 --> 07:36.310
‫کیف پول هم نداشت.

07:36.810 --> 07:40.105
‫پس حدس میزنم گواهینامه
‫یا کارت شناسایی هم همراهش نبوده؟

07:40.189 --> 07:41.106
‫درسته.

07:41.190 --> 07:42.983
‫این به نظرت عجیب نیومد؟

07:43.066 --> 07:44.902
‫نه، چندان عجیب نیست.

07:47.863 --> 07:49.156
‫خیلی خب، پس...

07:49.656 --> 07:53.035
‫چطور هویت آقای اسکیلز رو شناسایی کردی؟
‫منظورم اینه که اگه کارت شناسایی نداشت؟

07:53.118 --> 07:54.661
‫ازش انگشت‌ نگاری کردیم.

07:55.162 --> 07:57.039
‫این کار باعث شد
‫سوابق کیفریش مشخص بشه؟

07:57.122 --> 08:00.417
‫بله. اون لیست بلندی از کلاهبرداری،
‫فریب کاری و جرایم دیگه داره...

08:00.501 --> 08:02.252
‫که مطمئنم به خوبی ‫ازشون اطلاع دارید

08:02.336 --> 08:07.090
‫و آیا این حقیقت نداره که در تمام اون
‫کلاهبرداری‌ ها، فریب کاری‌‌ها و جرایم دیگه...

08:07.174 --> 08:10.135
‫آقای اسکیلز از نام‌‌های مستعار
‫متفاوتی استفاده میکرده؟

08:10.219 --> 08:13.847
‫اعتراض دارم. اینا چه ربطی
‫به درخواست الزام به ارائه مدارک داره؟

08:14.640 --> 08:16.391
‫برو سر اصل مطلب، آقای هالر.

08:16.475 --> 08:17.684
‫حتماً، جناب قاضی.

08:19.686 --> 08:22.689
‫کارآگاه، میخوام توجه‌ت رو
‫به این دو عکس جلب کنم.

08:22.773 --> 08:25.692
‫عکسی که در سمت چپه،
‫توسط دادستانی در مرحله افشای ادله ارائه شده.

08:25.776 --> 08:28.695
‫عکسی که در سمت راسته،
‫نسخه بزرگ نمایی‌ شده همون عکسه.

08:28.779 --> 08:32.324
‫حالا، صرفاً جهت ثبت در پرونده،
‫میتونی... میتونی عکس‌‌ها رو توصیف کنی؟

08:32.407 --> 08:35.160
‫اینا عکس‌‌های صحنه جرم هستن
‫که جسد مقتول رو نشون میدن...

08:35.244 --> 08:37.454
‫در حالی که در صندوق‌ عقب ماشینت افتاده.

08:38.622 --> 08:41.083
‫و میتونم توجه‌ت رو به عکس
‫سمت راستی جلب کنم؟

08:41.708 --> 08:44.294
‫به‌ طور مشخص،
‫جیب جلوی سمت چپ مقتول؟

08:44.920 --> 08:47.214
‫آیا در اینجا طرحی مستطیل‌ شکل می‌بینی...

08:47.881 --> 08:50.050
‫با این لکه تیره که از جیبش بیرون زده؟

08:50.133 --> 08:53.971
‫یه جور طرحی می‌بینم.

08:54.054 --> 08:56.974
‫کارآگاه، شبیه به طرح کلی
‫یه کیف پول نیست؟

08:58.016 --> 09:00.227
‫اوه، بفرما.
‫از نزدیک‌ تر نگاه کن.

09:02.479 --> 09:04.064
‫نمیتونم با اطمینان بگم اون چیه.

09:04.147 --> 09:06.233
‫ولی قبول داری که یه چیزی توی جیبشه.

09:06.316 --> 09:09.069
‫من، اوم... واقعاً نمیتونم بگم.

09:10.487 --> 09:12.698
‫بالاخره کدومش، کارآگاه؟

09:12.781 --> 09:14.866
‫همین الان گفتی نمیتونی
‫تشخیص بدی اون چیه.

09:14.950 --> 09:17.661
‫چیزی توی جیب مقتول می‌بینی یا نه؟

09:17.744 --> 09:19.580
‫اعتراض دارم.
‫داره به شاهد فشار میاره.

09:19.663 --> 09:22.416
‫فقط دارم سعی میکنم
‫از کارآگاه شفاف‌ سازی بخوام.

09:22.499 --> 09:24.167
‫ادامه بده، آقای هالر.

09:24.251 --> 09:27.212
‫آیا ممکنه چیزی که مقتول
‫با خودش حمل میکرده...

09:27.296 --> 09:30.173
‫توی جیب جلوی سمت چپش،
‫در واقع یه کیف پول بوده باشه؟

09:30.257 --> 09:31.925
‫اعتراض دارم.
‫این سوال بر پایه حدس و گمانه.

09:32.009 --> 09:35.887
‫سوالم رو اصلاح میکنم.
‫کارآگاه، بر اساس سال‌‌ها تجربه‌ت...

09:35.971 --> 09:38.974
‫به نظرت میاد که مقتول
‫یه کیف پول توی جیبش داشته؟

09:39.558 --> 09:40.851
‫نمیدونم چه چیزی همراهش بوده.

09:40.934 --> 09:44.688
‫تنها چیزی که میدونم اینه که
‫هیچ کیف پولی از طرف تیم تشخیص هویت...

09:44.771 --> 09:47.024
‫یا دفتر پزشکی قانونی
‫به من تحویل داده نشده.

09:48.275 --> 09:51.737
‫خیلی خب. فعلاً سوال دیگه ای
‫از این شاهد ندارم، جناب قاضی.

10:02.122 --> 10:03.707
‫وایسا، پس واقعاً به خبرنگارها خبر دادی.

10:03.790 --> 10:07.878
‫نه به همشون. شاید یه آمار کوچیک به اون
‫خبرنگار شبکه ۵، کیسی مونتویا، داده باشم.

10:07.961 --> 10:11.632
‫میخوام هر کلک کثیفی که دینا
‫میخواد سوار کنه رو پخش کنن.

10:14.259 --> 10:15.260
‫ایزی!

10:15.761 --> 10:18.513
‫اوه، خوبه. اومدید.

10:20.057 --> 10:22.142
‫هی، مگز. اینجا چیکار میکنی؟

10:22.225 --> 10:23.310
‫خب، توی شهر بودم.

10:23.393 --> 10:26.271
‫اوم، لورنا، میکی، این جکه.

10:26.355 --> 10:28.523
‫جک، لورنا، میکی.

10:28.607 --> 10:29.858
‫سلام، از دیدنت خوشبختم.

10:29.941 --> 10:31.234
‫سلام، آره، منم همین‌طور.

10:31.318 --> 10:33.528
‫خیلی تعریفت رو شنیده بودم.
‫تو هم همین‌طور، لورنا.

10:34.237 --> 10:36.239
‫خیلی عالیه که هر دوتون اینجایید.

10:36.323 --> 10:37.449
‫چه سعادتی.

10:38.533 --> 10:40.911
‫- ایزی، میتونم یه لحظه اون‌ طرف ببینمت؟
‫- آره، حتماً.

10:44.289 --> 10:45.457
‫چرا بهم هشدار ندادی؟

10:45.540 --> 10:48.126
‫همین الان رسیدن.
‫نمیدونستم میکی هم باهات میاد.

10:48.210 --> 10:51.296
‫قاضی زودتر وقت ناهار داد.
‫خودت که میدونی میکی چقدر روی ناهار حساسه.

10:52.881 --> 10:55.050
‫خب، ام... توی لس‌ آنجلس چیکار میکنی؟

10:55.133 --> 11:00.421
‫خب، جک جراح ارتوپده، پزشکی ورزشی،
‫و یکی از مریض‌ هاش بازیکن تیم لیکرزه.

11:00.472 --> 11:02.599
‫نمیتونم اسمی ببرم.
‫خودت که میدونی چطوریه.

11:02.683 --> 11:03.517
‫اوه، آره.

11:03.600 --> 11:06.520
‫به هر حال، اون برای بازی امشب چند تا
‫بلیط جایگاه ویژه بهمون داده، برای همین...

11:07.104 --> 11:08.647
‫اوه، بسکتبال، هوم؟

11:08.730 --> 11:10.816
‫بسکتبال. آره.

11:11.316 --> 11:12.776
‫هیلی هم بعد از کلاس میاد پیشمون.

11:12.859 --> 11:14.236
‫به نظر سرگرم‌ کننده میاد.

11:14.986 --> 11:16.530
‫فقط اومدی یه سری بزنی و سلام کنی؟

11:16.613 --> 11:19.324
‫نه، میخواستم از لورنا بخوام
‫یکی رو بهم معرفی کنه.

11:19.408 --> 11:21.118
‫معرفی؟ برای چی؟

11:21.201 --> 11:26.123
‫یکی از مریض‌‌های جک با یه نفر که اسکوتر برقی
‫«لایم» داشته تصادف کرده. پاش شکسته.

11:26.206 --> 11:30.210
‫اون بازیکن تیم دانشگاه یو‌ سی‌ ال‌ اِیه،
‫و حالا کل وضعیت درافتش به هم ریخته.

11:30.293 --> 11:32.045
‫اون وکیلِ پرونده‌‌های خسارت بدنی رو
‫که معرفی میکردی، هنوز داری؟

11:32.129 --> 11:34.673
‫اوه، منظورت جو ویلسونه؟

11:34.756 --> 11:36.383
‫آره، نه، اون پارسال بازنشسته شد.

11:36.466 --> 11:38.552
‫به خاطر همین هم الان من جاشم.

11:38.635 --> 11:41.012
‫اطلاعاتش رو بهم بده،
‫تا خودم باهاش تماس بگیرم.

11:41.096 --> 11:42.514
‫الان پرونده‌‌های خسارت بدنی قبول میکنی؟

11:43.181 --> 11:45.183
‫الان دیگه هر کاری انجام میدم.

11:45.267 --> 11:47.394
‫دیگه خجالت رو گذاشتم کنار،
‫چون به کار نیاز داریم.

11:49.187 --> 11:52.023
‫خب، از کجا شروع کنیم؟

11:53.358 --> 11:56.027
‫خب، پس پزشکی ورزشی، هان؟

11:56.111 --> 11:57.738
‫- آره.
‫- خیلی جالبه.

11:57.821 --> 11:58.989
‫دوستش داری؟

11:59.072 --> 11:59.990
‫- عاشقشم.
‫- آره.

12:00.073 --> 12:02.117
‫آره. همیشه یه چیز جدید هست.

12:07.372 --> 12:09.207
‫تو چی؟ تو حقوق رو دوست داری؟

12:09.791 --> 12:12.419
‫آره، آره. یعنی، فعلاً نه زیاد.

12:12.502 --> 12:13.879
‫درسته، درسته، البته.

12:13.962 --> 12:16.423
‫آره، واقعاً بابت شرایطی که
‫داری میگذرونی متاسفم.

12:17.007 --> 12:18.550
‫- آره.
‫- ولی منظورم اینه که...

12:19.050 --> 12:22.763
‫همش فقط مثل...
‫یه سوءتفاهم بزرگه.

12:22.846 --> 12:23.972
‫مگه نه؟

12:24.055 --> 12:26.308
‫مثلاً، بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته چیه؟

12:28.602 --> 12:32.689
‫خب، اگه... اگه مجرم شناخته بشم،
‫ممکنه به اعدام محکوم بشم.

12:34.107 --> 12:37.360
‫از سال ۲۰۰۶ تا حالا هیچ اعدامی
‫توی کالیفرنیا انجام نشده...

12:37.444 --> 12:41.573
‫پس احتمالاً حکمش حبس ابد
‫بدون امکان آزادی مشروطه.

12:48.246 --> 12:49.998
‫اوه، ببخشید.
‫من فقط باید، اوم...

12:50.081 --> 12:51.541
‫آره، نه، راحت باش.
‫به کارت برس.

12:58.632 --> 13:01.968
‫راستی، حالا که اینجایی،
‫میتونم یه سوال در سطح دادستان ازت بپرسم؟

13:02.052 --> 13:02.886
‫حتماً.

13:03.637 --> 13:08.021
‫ممکنه علیه شوهری به خاطر انتقال
‫بیماری مقاربتی به همسرش اعلام جرم کرد؟

13:09.184 --> 13:12.187
‫اوه، برای خودم نیست.
‫برای موکلمه. یه طلاق جنجالیه.

13:12.270 --> 13:15.690
‫آهان، خب.
‫فکر کنم احتمالش هست.

13:15.774 --> 13:18.735
‫منظورم اینه که مشکل اینجاست
‫که باید «سوءنیت» رو ثابت کنی.

13:18.819 --> 13:21.613
‫باید میدونسته که بیماری مقاربتی داره،
‫و عمداً میخواسته اون رو به همسرش منتقل کنه.

13:21.696 --> 13:23.365
‫کار خیلی سختیه.

13:23.448 --> 13:25.700
‫همین‌طور فکر میکردم.
‫اشکالی نداره.

13:25.784 --> 13:29.371
‫ایده‌‌های دیگه‌ ای هم دارم. فقط میخواستم
‫تمام جوانب مربوط به بیماری مقاربتی رو بسنجم.

13:29.454 --> 13:31.456
‫باشه. آره.

13:34.543 --> 13:35.544
‫میتونم، اِم...

13:36.378 --> 13:37.546
‫میتونم یه سوال ازت بپرسم؟

13:37.629 --> 13:38.672
‫آره.

13:38.755 --> 13:40.423
‫خب، لورنا.

13:40.924 --> 13:42.801
‫اونم زنِ سابقته؟

13:43.301 --> 13:45.303
‫اِم... پیچیده‌ست.

13:46.721 --> 13:48.598
‫- میتونم تصور کنم.
‫- آره.

13:50.308 --> 13:51.518
‫خب، پس تیم لِیکرز، هان؟

13:51.601 --> 13:53.562
‫- آره.
‫- خیلی باحاله.

13:53.645 --> 13:55.313
‫تا حالا با تیم داجرز کار کردی؟

13:55.397 --> 13:59.192
‫فرصتش پیش نیومده،
‫ولی جزو کادر فنی تیم پادرسم.

13:59.776 --> 14:01.611
‫اوه. پادرس.

14:01.695 --> 14:03.029
‫هوم. باحاله.

14:04.072 --> 14:07.242
‫اِم، لورنا، ما باید...
‫باید برگردیم دادگاه.

14:07.325 --> 14:08.159
‫اومدم.

14:08.243 --> 14:10.620
‫ما هم باید برگردیم.
‫نمیخوام هیلی منتظر بمونه.

14:10.704 --> 14:13.290
‫- توی راه ناهار سفارش میدیم.
‫- باشه.

14:13.373 --> 14:14.207
‫خداحافظ، ایز.

14:14.708 --> 14:15.542
‫خواهش میکنم.

14:21.214 --> 14:22.674
‫من اگه بودم از پله‌‌ها میرفتم.

14:45.530 --> 14:49.284
‫کارآگاه، در زمان تنفس دادگاه تونستی
‫عکس‌‌های صحنه جرم رو بررسی کنی؟

14:49.367 --> 14:50.869
‫بله، همین‌طوره.

14:50.952 --> 14:54.080
‫و از چیزی که دیدی،
‫به نتیجه‌ گیری جدیدی رسیدی؟

14:55.332 --> 15:01.421
‫بله. بعد از بررسی دقیق‌ تر عکس‌ ها،
‫حالا معتقدم که به احتمال زیاد یه کیف پول...

15:01.504 --> 15:05.300
‫در جیب جلوی سمت چپ مقتول،
‫زمانی که جسد در صندوق عقب بود، وجود داشته.

15:05.383 --> 15:08.929
‫با این حال، در گزارش اموال
‫اسمی از کیف پول برده نشده.

15:09.012 --> 15:10.263
‫این رو چطور توضیح میدی؟

15:10.347 --> 15:12.807
‫فقط میتونم فرض کنم که
‫کیف پول در مقطعی برداشته شده.

15:12.891 --> 15:14.601
‫برداشته شده؟
‫منظورت اینه که گم شده؟

15:14.684 --> 15:19.221
‫احتمالاً. طبق روال معمول، تا زمانی که ماموران
‫پزشکی قانونی برسن، جسد باید در محل باقی بمونه.

15:19.314 --> 15:20.649
‫اونا جسد رو برای کالبد شکافی بردن.

15:20.732 --> 15:23.318
‫اونا فهرستی از لباس‌‌ها و اموال تهیه کردن.

15:23.401 --> 15:25.695
‫فرداش برای تحویل گرفتن اونا باهام تماس گرفتن،
‫که همین کار رو هم کردم.

15:25.779 --> 15:28.448
‫و این چقدر بعد از کشف جسد بود؟

15:28.531 --> 15:30.533
‫تقریباً ۱۷ ساعت.

15:30.617 --> 15:32.744
‫۱۷ ساعت.

15:32.827 --> 15:37.621
‫که در طول این مدت، لباس‌‌ها و اموال مقتول،
‫در دفتر پزشکی قانونی نگهداری میشد؟

15:37.707 --> 15:43.221
‫بله. تنها نتیجه‌ گیری ممکن اینه که کیف پول
‫باید در اون بازه زمانی ناپدید شده باشه.

15:43.254 --> 15:46.216
‫جناب قاضی، این داستان خیلی قشنگیه
‫که به شکلی مصلحتی...

15:46.299 --> 15:50.011
‫پلیس و دادستانی رو از هر گونه تقصیر
‫بابت گم کردن یه مدرک کلیدی تبرئه می‌کنه...

15:50.095 --> 15:52.347
‫البته اگه اصلاً این توضیح رو
‫که مدرک گم شده، باور کنیم.

15:52.430 --> 15:56.768
‫جناب قاضی، من به اتهام‌ زنی‌ های
‫متهم در مقابل رسانه‌‌ها اعتراض دارم...

15:56.851 --> 15:59.270
‫و اینکه تلویحاً میگه
‫این اتفاق به نوعی عمدی بوده.

15:59.354 --> 16:02.273
‫اینکه عمدی بوده یا نه،
‫موضوع اصلی نیست.

16:02.357 --> 16:05.110
‫واقعیت اینه که یه مدرک حیاتی،
‫الان از بین رفته.

16:05.193 --> 16:08.530
‫«سم اسکیلز» هویتش رو همونطوری عوض میکرد
‫که بقیه کفش‌ هاشون رو عوض میکنن.

16:08.613 --> 16:10.824
‫کیف پولش احتمالاً
‫حاوی هویت فعلیش بوده.

16:10.907 --> 16:15.221
‫بدون اون، تیم من هیچ راهی نداره تا تحقیق کنه که
‫اون قبل از به قتل رسیدنش، مشغول چه کاری بوده.

16:15.328 --> 16:17.455
‫حق من برای داشتن یه دادرسی عادلانه،
‫داره پایمال میشه.

16:17.539 --> 16:19.541
‫- پایمال؟ جناب قاضی...
‫- کافیه خانم برگ.

16:19.624 --> 16:21.918
‫میدونم چی میخوای بگی،
‫و آقای «هالر» چی میخواد بگه.

16:22.002 --> 16:23.837
‫نیازی نیست دوباره بشنومش.

16:26.923 --> 16:29.718
‫دادگاه اطلاعاتی که امروز فاش شد رو
‫خیلی نگران‌ کننده میدونه.

16:30.427 --> 16:33.346
‫دادستانی حالا قبول می‌کنه که
‫یه کیف پول در جیب مقتول بوده...

16:33.430 --> 16:36.307
‫ولی نمیتونه اون کیف رو
‫برای بررسیِ دفاعیه ارائه بده.

16:36.391 --> 16:38.977
‫مطمئن نیستم چطور باید پیش بریم،
‫یا راهکار قانونی چی میتونه باشه.

16:39.060 --> 16:43.189
‫۴۸ ساعت وقت میذارم تا در موردش فکر کنم.
‫به دادستانی هم همین ۴۸ ساعت رو وقت میدم...

16:43.273 --> 16:46.860
‫تا یا کیف پول رو پیدا کنه یا دقیقاً
‫مشخص کنه چه اتفاقی براش افتاده.

16:46.943 --> 16:50.155
‫خانم برگ، بهت توصیه میکنم
‫دست‌ خالی برنگردی.

16:51.031 --> 16:52.407
‫متوجهم، جناب قاضی.

16:52.490 --> 16:53.533
‫ختم جلسه رو اعلام میکنم.

16:56.077 --> 16:58.455
‫حالا یهو دارن در مورد
‫کیف پول راستش رو میگن.

16:58.538 --> 17:01.124
‫«برگ» باهوشه. میدونه که باید
‫«دراکر» رو وادار به اعتراف میکرد...

17:01.207 --> 17:03.460
‫تا بتونه اعتبار اون رو
‫برای دادگاه حفظ کنه.

17:03.543 --> 17:06.087
‫اون میدونه که این اراجیف
‫جلوی هیئت منصفه خریدار نداره.

17:08.381 --> 17:10.967
‫واقعاً فکر میکنی من این کار رو
‫عمدی انجام دادم؟

17:11.051 --> 17:15.013
‫نمیدونم، ولی از همون اول سعی کردی
‫بازی رو به نفع خودت پیش ببری.

17:15.096 --> 17:17.307
‫چرا یه دلیل بهم نمیدی
‫که حرفت رو باور نکنم؟

17:17.932 --> 17:19.434
‫فقط برو اون کیف پول رو برام پیدا کن.

18:01.976 --> 18:03.937
‫خب، تا حالا توی جایگاه ویژه ورزشگاه بودی؟

18:04.020 --> 18:06.940
‫نه. راسته که یه گارسون مخصوص داری
‫که برات غذا میاره؟

18:07.023 --> 18:08.316
‫آره، راسته.

18:08.399 --> 18:10.527
‫شاید وقتی برسیم اونجا،
‫یه بوفه کامل چیده باشن.

18:10.610 --> 18:12.445
‫وای. اصلاً بد نیست.

18:29.754 --> 18:32.298
‫بچه‌ ها، باید یه تماس فوری بگیرم.
‫اون تو می‌بینمتون؟

18:32.382 --> 18:33.299
‫حتماً.

18:40.932 --> 18:43.184
‫هی مگی. لازم نبود زنگ بزنی.

18:43.268 --> 18:45.019
‫حرف زدن راحت‌ تر از پیام دادنه.

18:45.103 --> 18:46.688
‫برای بازی هیجان داری؟

18:46.771 --> 18:49.190
‫اوه، آره.

18:49.274 --> 18:51.317
‫مگی، تو که از بسکتبال متنفری.

18:51.401 --> 18:53.194
‫واقعاً متنفرم.

18:53.278 --> 18:56.072
‫همه فقط می‌دون این‌ ور و اون‌ ور،
‫و یه میلیون بار امتیاز میگیرن.

18:56.573 --> 18:58.491
‫ولی هیلی هیجان‌ زده‌ست.

18:58.575 --> 19:01.870
‫و این روزها، هر کاری که باعث بشه
‫اون لبخند بزنه رو انجام میدم.

19:02.829 --> 19:05.456
‫آره، خب این من رو هم خوشحال می‌کنه.

19:05.540 --> 19:06.457
‫واقعاً؟

19:08.877 --> 19:11.546
‫نگرانتم، میکی.

19:12.021 --> 19:16.021
‫متأسفم که امروز سر زده و بدون خبر اومدیم،
‫ولی حقیقت اینه که...

19:17.552 --> 19:19.554
‫میخواستم مطمئن بشم که حالت خوبه.

19:19.637 --> 19:21.723
‫نمیخواستی این رو جلوی جک بگی؟

19:23.892 --> 19:25.518
‫من خوبم، مگی.

19:25.602 --> 19:28.188
‫میدونی، وقتی گفتم به نظر آدم خوبی میاد،
‫واقعاً جدی بودم.

19:28.271 --> 19:30.899
‫میدونی، اون اولین دوست‌ پسرت بود
‫که من تا حالا دیدم.

19:30.982 --> 19:34.777
‫عجیبه، چون حس میکنم با تک‌ تک
‫زن‌ هایی که باهاشون بودی آشنا شدم.

19:35.361 --> 19:36.863
‫زنِ دومِ سابقت.

19:36.946 --> 19:39.365
‫همکار سابق خودم.

19:39.449 --> 19:41.993
‫اون سرآشپزی که شوهرش رو کشت.

19:42.076 --> 19:43.453
‫خیلی خب، باشه.

19:43.995 --> 19:45.413
‫آره، اون یکی واقعاً بخیر گذشت.

19:46.789 --> 19:50.627
‫پس یعنی فقط برای
‫حرف زدن با لورنا نیومدی اینجا؟

19:50.710 --> 19:53.421
‫چون شما دو تا یهو
‫خیلی با هم صمیمی شدید.

19:53.922 --> 19:57.634
‫باید نگران یه جور «انتقامِ زن‌‌های سابق»
‫یا یه همچین چیزی باشم؟

19:58.426 --> 20:01.804
‫نه، اون فقط داره من رو در جریان
‫روند پرونده‌ت می‌ذاره، همین.

20:01.888 --> 20:03.723
‫اونم نگرانته.

20:03.806 --> 20:04.891
‫همه‌مون نگرانتیم.

20:06.142 --> 20:09.229
‫نمیتونم تصور کنم
‫چقدر تحت فشاری. فقط...

20:10.772 --> 20:12.607
‫باید بدونم که مراقب خودتی.

20:12.690 --> 20:16.277
‫هستم مگی. در واقع، من و ایزی
‫داریم به یه جلسه میریم.

20:16.861 --> 20:17.820
‫خوبه.

20:19.656 --> 20:20.823
‫از شنیدنش خوشحالم.

20:23.284 --> 20:26.120
‫اگه چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن، باشه؟

20:26.704 --> 20:27.538
‫باشه.

20:32.669 --> 20:34.504
‫خب، اوم، من دیگه باید برگردم.

20:34.587 --> 20:36.422
‫حتماً، درسته. اِم...

20:37.548 --> 20:38.591
‫شب بخیر، مگز.

20:39.550 --> 20:40.426
‫شب بخیر، میک.

20:45.682 --> 20:48.226
‫حاضری؟ داریم میریم جلسه «هایلند پارک».

20:48.309 --> 20:49.394
‫دونات‌‌های بهتری داره.

20:50.353 --> 20:51.271
‫بریم که انجامش بدیم.

21:04.367 --> 21:05.243
‫تقصیر من بود.

21:05.743 --> 21:08.121
‫ماشین دوست‌ دخترمه.
‫یادم میره چقدر ارتفاعش کمه.

21:08.204 --> 21:11.249
‫مشکلی نیست.
‫من قدر ماشین‌‌های کلاسیک رو میدونم.

21:13.960 --> 21:15.003
‫خدای من، میدونی چیه؟

21:15.086 --> 21:19.321
‫از طرف دیگه، شاید بهتر باشه بریم
‫لینکلن من رو از پارکینگ توقیفی در بیاریم.

21:22.135 --> 21:24.345
‫بامبا، میشه صدای موسیقی رو یکم کم کنی؟

21:26.472 --> 21:28.182
‫سیسکو، کدوم گوری هستی؟

21:28.266 --> 21:31.060
‫یوما. یه خبر خوب دارم و یه خبر بد.

21:31.144 --> 21:38.321
‫خبر خوب اینه که فهمیدم سم هر ماه به حساب
‫فروشگاه یه زندانی اینجا توی زندان ایالتی پول حواله میکرده.

21:38.359 --> 21:39.444
‫توی آریزونا؟

21:39.527 --> 21:40.486
‫آره.

21:40.570 --> 21:43.781
‫اسم زندانی آستین نیدرلنده.

21:43.865 --> 21:45.825
‫خلاصه یکم پرس‌ و جو کردم.

21:45.908 --> 21:49.037
‫معلوم شد اون و سم، اِم،
‫هم‌ سلولی‌‌های قدیمی بودن...

21:49.120 --> 21:52.081
‫وقتی سم چند سال پیش اینجا زندانی بود.

21:52.165 --> 21:54.083
‫خب، سم واقعاً همه جا سرک کشیده، مگه نه؟

21:54.167 --> 21:55.418
‫خب خبر بد چیه؟

21:56.586 --> 21:59.297
‫خبر بد اینه که اون
‫فقط با تو حرف میزنه...

21:59.797 --> 22:01.132
‫و بدتر از اون...

22:01.632 --> 22:03.259
‫فقط حضوری این کار رو می‌کنه.

22:03.343 --> 22:06.095
‫تلاشم رو کردم میک،
‫ولی نتونستم یه کلمه هم از زیر زبونش بکشم.

22:07.138 --> 22:08.639
‫سیسکو، این از بد هم بدتره.

22:08.723 --> 22:11.434
‫من پابند الکترونیکی دارم.
‫من... نمیتونم از محدوده لس‌ آنجلس خارج بشم.

22:11.517 --> 22:12.935
‫آره، میدونم.

22:13.019 --> 22:15.271
‫ولی واقعاً فکر میکنم این یارو
‫یه چیزهایی میدونه، میک.

22:15.355 --> 22:18.816
‫تا اسم سم رو آوردم،
‫سریع روزه سکوت گرفت.

22:18.900 --> 22:21.319
‫فقط منتظر بمون.
‫بذار ببینم چیکار میتونم بکنم.

22:21.402 --> 22:23.488
‫کاری کن این یارو اسم من رو به عنوان
‫یکی از وکلای خودش رد کنه...

22:23.571 --> 22:25.448
‫تا بتونیم یه اتاق خصوصی داشته باشیم، باشه؟

22:25.531 --> 22:26.574
‫قبلاً انجامش دادم.

22:28.034 --> 22:30.703
‫اوه، این آهنگ مورد علاقه منه، داداش!

22:31.454 --> 22:32.705
‫♪ تاچ‌ داون ♪

22:35.333 --> 22:36.584
‫♪ تاچ‌ داون ♪

22:36.667 --> 22:37.752
‫♪ ایست، تموم ♪

22:37.835 --> 22:40.671
‫بامبا، اشکالی نداره؟
‫باید یه تماس دیگه بگیرم.

22:40.755 --> 22:42.799
‫واقعاً داری فازم رو خراب میکنی.

22:44.425 --> 22:47.303
‫میکی، امکان نداره قاضی
‫بذاره از ایالت خارج بشی.

22:47.387 --> 22:48.471
‫سیسکو بهت زنگ زد؟

22:48.554 --> 22:51.641
‫معلومه، من زنشم.
‫البته که اول به من زنگ زد.

22:51.724 --> 22:53.309
‫کجایی؟ پیش بامبایی؟

22:53.393 --> 22:54.560
‫آره، چطور؟

22:54.644 --> 22:56.229
‫نتیجه‌ بررسی سوابقش اومد.

22:56.312 --> 22:57.980
‫چند تا اتهام مواد مخدر.
‫بدون خشونت.

22:58.564 --> 23:00.525
‫اون... لورنا، تو سوابقش رو...

23:00.608 --> 23:01.734
‫معلومه که چک کردم.

23:01.818 --> 23:04.112
‫و خشن باشه یا نه،
‫اصلاً از این وضعیت خوشم نمیاد.

23:04.195 --> 23:06.030
‫یه وقت دیگه به اون رسیدگی میکنیم.

23:06.114 --> 23:08.324
‫باید سعی کنیم قاضی رو
‫راضی کنیم این رو تأیید کنه.

23:08.408 --> 23:10.952
‫ممکنه این یارو بدونه سَم
‫قبل از مرگش داشت چیکار میکرد.

23:11.035 --> 23:13.079
‫دارم پروازها رو چک میکنم.
‫پرواز مستقیمی به یوما نیست.

23:13.162 --> 23:15.081
‫برو فینیکس و از اونجا با ماشین برو.

23:15.164 --> 23:19.168
‫باشه. یه پرواز ظهر از بربنک رزرو کن.
‫جزئیات رو به سیسکو بده. اون میاد دنبالم.

23:19.252 --> 23:22.171
‫و لورنا، در اسرع وقت بیا دادگاه.
‫خیلی خب.

23:28.511 --> 23:29.470
‫آریزونا؟

23:29.554 --> 23:31.681
‫جناب قاضی، این واقعاً غیرقابل قبوله.

23:31.764 --> 23:36.721
‫طبق شرایط وثیقه‌ آقای هالر، اون اجازه خروج
‫از شهرستان رو نداره، چه برسه به ایالت...

23:36.769 --> 23:41.021
‫و حالا میخواد تا خودِ یوما بره
‫تا یه سرنخِ بی‌ اساس رو دنبال کنه؟

23:41.107 --> 23:46.421
‫جناب قاضی، من... میدونم این چقدر غیرعادیه،
‫ولی سم اسکیلز سه سال پیش در یوما زندانی بود.

23:46.446 --> 23:49.490
‫هم‌ سلولیش هنوز اونجاست.
‫ما معتقدیم اطلاعات ارزشمندی داره.

23:49.574 --> 23:53.286
‫حالا متأسفانه، اون اصرار داره که
‫فقط با من و فقط حضوری صحبت کنه.

23:53.369 --> 23:55.746
‫این سرنخ میتونه برای دفاعیه من
‫حیاتی باشه، جناب قاضی.

23:55.830 --> 23:59.521
‫با توجه به ابهامات موجود درباره
‫محلِ شواهد کلیدی در این پرونده...

23:59.625 --> 24:01.752
‫باید به من اجازه داده بشه تا حدی
‫برای پیگیریش آزادی عمل داشته باشم.

24:01.836 --> 24:05.715
‫و این سرنخ هم تصادفاً فقط
‫ده مایل با مرز مکزیک فاصله داره؟

24:05.798 --> 24:10.321
‫جناب قاضی، اگه اجازه بدید، از خانم برگ
‫میخوام که از اشاره به مکزیک خودداری کنن.

24:10.386 --> 24:12.013
‫ما قبلاً این راه رو رفتیم.

24:12.096 --> 24:14.765
‫تا جایی که یادمه،
‫برای دادستانی عاقبت خوشی نداشت.

24:14.849 --> 24:17.768
‫جناب قاضی،
‫صرف‌ نظر از اتفاقات گذشته...

24:17.852 --> 24:21.939
‫ما همچنان معتقدیم آقای هالر الان بیش از
‫هر زمان دیگه‌ ای احتمال فرارش وجود داره.

24:22.023 --> 24:23.316
‫بیخیال.
‫این مسخره‌ست.

24:23.399 --> 24:26.319
‫از زمان آزادیم، هیچ کاری جز
‫آماده شدن برای دادگاه انجام ندادم.

24:26.402 --> 24:27.820
‫من میخوام در دادگاه از خودم دفاع کنم.

24:27.904 --> 24:31.199
‫حتی با وجود فشار مضاعفِ دادستانی
‫که طبق قوانین بازی نمی‌کنه.

24:31.282 --> 24:34.410
‫«طبق قوانین بازی نمی‌کنه؟»
‫هیچ مدرکی وجود نداره که من...

24:34.494 --> 24:35.870
‫- بیخیال.
‫- هیچ مدرکی؟

24:35.953 --> 24:38.414
‫تمومش کنید. همتون.

24:39.165 --> 24:42.460
‫قصد ندارم روزم رو با داوری کردن
‫بین شما سه نفر شروع کنم.

24:42.543 --> 24:45.254
‫حالا، دادگاه اذعان داره که
‫این درخواست خیلی غیرمتعارفه.

24:45.338 --> 24:47.340
‫با این حال،
‫حرف آقای هالر منطقیه...

24:47.423 --> 24:49.967
‫در مورد اینکه اجازه داشته باشه
‫سرنخ‌‌های دفاعیه‌ش رو پیگیری کنه.

24:50.051 --> 24:53.179
‫من به آقای هالر اجازه میدم
‫که با این شاهد مصاحبه کنه.

24:53.262 --> 24:55.097
‫من به واحد وثیقه و بازداشتگاه اطلاع میدم...

24:55.181 --> 24:57.517
‫و نامه‌ ای از طرف دادگاه
‫بهت میدم تا به زندان ارائه کنی.

24:57.600 --> 25:00.102
‫ولی آقای هالر،
‫بذار کاملاً روشن بگم.

25:00.186 --> 25:03.105
‫تا نیمه‌ شب امشب وقت داری
‫چیزی که لازم داری رو به دست بیاری...

25:03.189 --> 25:06.609
‫و به شهرستان لس‌ آنجلس برگردی،
‫وگرنه متواری محسوب میشی...

25:06.692 --> 25:09.111
‫و متعاقباً وثیقه‌ت لغو میشه.
‫متوجه شدی؟

25:09.695 --> 25:11.280
‫متوجه شدم جناب قاضی. ممنونم.

25:15.034 --> 25:17.828
‫ایزی کارت پروازت رو فرستاد.
‫پروازت یه ساعت دیگه می‌پره.

25:17.912 --> 25:18.746
‫خیلی خب. خوبه.

25:19.247 --> 25:21.499
‫پاسپورت مکزیکیت رو
‫محض احتیاط آوردی؟

25:21.582 --> 25:24.377
‫- لورنا.
‫- شوخی میکنم، شوخی میکنم.

25:24.460 --> 25:25.795
‫یه جورایی.

25:34.845 --> 25:35.680
‫هی، لورنا.

25:35.763 --> 25:37.598
‫هی. مگی که برنگشته، درسته؟

25:37.682 --> 25:39.809
‫نه. نه. موکلت، سلست، هست.

25:39.892 --> 25:41.644
‫اون دیر به جلسه‌ت میرسه.

25:41.727 --> 25:42.728
‫اوه لعنتی.

25:42.812 --> 25:44.230
‫کاملاً فراموش کردم.

25:44.313 --> 25:46.524
‫چقدر سریع میتونم از اینجا
‫به وودلند هیلز برسم؟

25:46.607 --> 25:47.775
‫وودلند هیلز؟

25:51.487 --> 25:53.406
‫واقعاً متاسفم.

25:53.489 --> 25:55.950
‫نه، مشکلی نیست.
‫فقط گیج شدم.

25:56.033 --> 25:58.411
‫توی یه شرکت بیمه چیکار میکنیم؟

25:58.494 --> 26:00.746
‫این چه ربطی به طلاق من داره؟

26:00.830 --> 26:04.208
‫این فقط یه شرکت بیمه معمولی نیست.
‫در واقع شرکت بیمه خودته.

26:04.292 --> 26:07.503
‫- میخوای از اون عوضی خسارت بگیری.
‫- خب، برای همین استخدامت کردم.

26:07.587 --> 26:09.505
‫اون توافق‌ نامه پیش از
‫ازدواجِ لعنتی مانع کار شده.

26:09.589 --> 26:11.382
‫من یه نقشه دارم،
‫ولی باید بهم اعتماد کنی.

26:12.133 --> 26:15.511
‫سلام، من لورنا کرین هستم به همراه سلست بیکر.
‫اومدیم خانم الدریج رو ببینیم.

26:15.595 --> 26:16.679
‫بهش خبر میدم.

26:18.598 --> 26:21.601
‫خیلی ممنونم که با وجود وقت کم،
‫باهامون ملاقات کردی.

26:21.684 --> 26:23.728
‫خدمات مشتریان اینجا واقعاً درجه‌ یکه.

26:23.811 --> 26:25.229
‫ممنونم، خانم کرین.

26:25.313 --> 26:27.898
‫همونطور که دیروز گفتم،
‫مطمئن نیستم چطور میتونم کمک کنم.

26:27.982 --> 26:31.110
‫اگه موکلت ادعای خسارتی داره،
‫باید اون رو در دفتر خسارات ثبت کنه.

26:31.193 --> 26:37.021
‫آره، خب، این یه مورد استثنائیه که
‫شامل مسائلی با ماهیت خیلی شخصیه...

26:37.121 --> 26:41.921
‫به همین خاطر فکر کردم بهتره مستقیماً پیش مشاور
‫حقوقی کل بیام و موضوع رو محرمانه نگه دارم...

26:42.496 --> 26:43.623
‫در حال حاضر.

26:43.706 --> 26:45.708
‫خیلی خب، خب...

26:46.292 --> 26:47.251
‫اوم...

26:47.877 --> 26:49.503
‫خب، تا جایی که من متوجه شدم...

26:49.587 --> 26:52.423
‫تو حتی راننده‌ ثبت‌ شده‌
‫خودروی مورد نظر نیستی.

26:52.506 --> 26:54.634
‫بیمه‌ نامه به نام همسرشه.

26:54.717 --> 26:56.886
‫به‌ زودی همسر سابق.
‫خداروشکر.

26:57.386 --> 26:59.639
‫تام بیکر، ولی اون هم راننده‌ ماشین نبود.

27:00.348 --> 27:01.766
‫پس کی رانندگی میکرد؟

27:01.849 --> 27:03.643
‫هیچکس. اونا داشتن توی ماشین
‫رابطه‌ جنسی برقرار میکردن...

27:03.726 --> 27:06.687
‫وقتی که خانم بیکر دچار
‫آسیب بدنی شدیدی شد.

27:08.022 --> 27:09.315
‫توی یه ماشین پارک‌ شده؟

27:09.398 --> 27:11.984
‫رابطه داشتن توی ماشین
‫در حال حرکت یه جورایی سخته.

27:12.068 --> 27:13.861
‫نه اینکه مردم امتحانش نکرده باشن.

27:14.945 --> 27:17.490
‫خیلی خب،
‫ماهیت دقیق این آسیب چیه؟

27:17.573 --> 27:20.493
‫چیزی روت افتاد؟
‫ماشین دیگه‌ ای به ماشینت زد؟

27:20.576 --> 27:23.829
‫اوه، اون عوضی بهم تبخال تناسلی داد.

27:23.913 --> 27:25.665
‫میدونم چی میخوای بگی.

27:25.748 --> 27:29.921
‫اینکه یه بیماری مقاربتی، برای اهداف
‫یه بیمه‌ نامه آسیب بدنی محسوب نمی‌شه.

27:30.002 --> 27:32.421
‫متأسفم، ولی فکر میکنم در این مورد،
‫دادگاه‌‌ها باهات موافق نباشن.

27:32.505 --> 27:35.132
‫این مستندات کامل ادعای ماست.

27:35.216 --> 27:38.219
‫و اینا پرونده‌ هایی در کالیفرنیا هستن
‫که موارد مختلفی رو شامل میشن...

27:38.302 --> 27:42.598
‫که تحت پوشش بیمه خودرو قرار میگیرن،
‫به شرطی که در داخل ماشین اتفاق افتاده باشن.

27:42.682 --> 27:45.559
‫و «بیکرها»، ‫بیمه مسئولیت
جامع ( چتری ) هم دارن

27:45.643 --> 27:48.104
‫که همه چی رو پوشش میده،
‫به همین دلیل بهش «چتری» میگن.

27:48.187 --> 27:49.897
‫و همونطور که مطمئنم اطلاع داری...

27:49.980 --> 27:53.442
‫قوانین ایالتی هر گونه ابهامی رو
‫دقیقاً به نفع بیمه‌ گذار برطرف میکنن.

27:54.985 --> 27:55.903
‫اوه.

27:56.821 --> 27:58.572
‫این مبلغیه که ما به دنبالشیم.

28:00.991 --> 28:01.867
‫جدی که نمیگید؟

28:01.951 --> 28:05.746
‫خب، این مبلغ فقط برای زمانیه
‫که قضیه رو بی‌ سروصدا حل کنیم.

28:05.830 --> 28:08.708
‫ما کاملاً حاضریم توافق‌ نامه
‫عدم افشا رو امضا کنیم...

28:08.791 --> 28:10.126
‫یا اینکه میتونیم موضوع رو علنی کنیم.

28:10.209 --> 28:12.628
‫که برای موکلت خیلی شرم‌ آور میشه.

28:14.004 --> 28:15.673
‫هر کاری میخوای بکنید.

28:15.756 --> 28:18.342
‫بذارید دنیا بفهمه
‫«تامی» کجاها می‌پلکیده.

28:18.426 --> 28:22.221
‫نکته اصلی اینجاست که، با وجود اینکه
‫میدونم این یه ادعای جدیده...

28:22.304 --> 28:24.849
‫افراد زیادی در ماشین رابطه جنسی دارن.

28:24.932 --> 28:28.394
‫و میلیون‌‌ها مشتری در سراسر کشور داری.

28:28.477 --> 28:31.439
‫فقط تصور کن که این شامل
‫چه تعداد شاکی احتمالی میشه.

28:33.566 --> 28:35.276
‫یا اینکه میتونی کاری کنی
‫کل این ماجرا تموم بشه.

28:36.110 --> 28:40.021
‫خبر خوب اینه که همیشه بند ۱۷-سی،
‫در بیمه‌ نامه وجود داره.

28:46.662 --> 28:47.496
‫می‌بینی؟

28:49.373 --> 28:51.834
‫عالیه، مگه نه؟
‫همه برنده میشن.

28:56.672 --> 28:58.424
‫لعنتی!

28:58.924 --> 29:01.218
‫واقعاً قراره برام چک بکشن.

29:01.719 --> 29:03.512
‫باورم نمی‌شه از پسش بر اومدی.

29:04.764 --> 29:06.474
‫خب، بهت گفتم که یه ایده‌ ای دارم.

29:06.557 --> 29:10.060
‫اعتراف میکنم که ایده‌ احمقانه‌ ای بود،
‫ولی با این حال...

29:11.145 --> 29:15.524
‫آره، ولی الان تنها مشکل،
‫اینه که تام قسر در میره.

29:15.608 --> 29:18.527
‫نه دقیقاً. اینجاست که
‫بند ۱۷-سی وارد عمل میشه.

29:18.611 --> 29:20.362
‫شرط جانشینی در بیمه‌ نامه‌ت.

29:20.446 --> 29:21.906
‫- چی؟
‫- یه اصطلاح حقوقیه.

29:21.989 --> 29:25.743
‫شرکت بیمه میتونه برگرده،
‫و سراغ طرف مسئول بره.

29:25.826 --> 29:27.119
‫طرف مسئول؟

29:27.203 --> 29:29.497
‫معمولاً نمیتونن اون رو علیه
‫بیمه‌ شده‌ خودشون به کار ببرن.

29:29.580 --> 29:31.791
‫ولی اگه پای قصور در میون باشه، میتونن.

29:31.874 --> 29:34.084
‫به نظر من داشتن رابطه‌ جنسی
‫محافظت‌ نشده با همسرت...

29:34.168 --> 29:37.379
‫بعد از رابطه با هر جنبنده‌ ای که
‫از کنارت رد میشه، قصور محسوب میشه.

29:39.381 --> 29:41.717
‫تو یه نابغه‌ ای.

29:42.968 --> 29:44.261
‫دارم بهش نزدیک میشم.

30:00.945 --> 30:04.281
‫اگه میخوایم به پروازت برسیم،
‫باید کم‌ کم سمت فینیکس راه بیفتیم.

30:04.365 --> 30:06.075
‫بیا پنج دقیقه‌ دیگه هم صبر کنیم.

30:06.158 --> 30:08.702
‫میدونستم سر این پابند
‫الکترونیک معطلی پیش میاد.

30:17.127 --> 30:19.296
‫مجبور شدم برای تأیید این موضوع
‫با دادگاه لس‌ آنجلس تماس بگیرم.

30:19.380 --> 30:21.799
‫قاضی پرونده‌ت سر جلسه بود،
‫ولی بالاخره تماس گرفت.

30:21.882 --> 30:22.842
‫میتونی بری داخل.

30:22.925 --> 30:25.135
‫فقط خودت.
‫نه اون.

30:25.719 --> 30:29.306
‫من همینجا منتظر میمونم.
‫و میک، آخرین پرواز ساعت ۹ می‌پره.

30:29.390 --> 30:31.517
‫- پس زود تمومش کن.
‫- باشه.

30:33.602 --> 30:36.105
‫هی، خوش‌ تیپ!

30:44.905 --> 30:45.906
‫همینجا منتظر بمون.

30:57.543 --> 31:00.379
‫آقای نیدر لند، ببخشید معطل شدی.

31:00.462 --> 31:03.173
‫میکی هالرم.

31:03.257 --> 31:05.384
‫قبلاً اینطوری با زنجیر نمی‌بستنت.

31:05.467 --> 31:06.635
ببخشید؟

31:06.719 --> 31:09.847
‫قبلاً موقع ملاقات با وکیل،
‫اینطوری با زنجیر نمی‌بستنت.

31:10.347 --> 31:12.892
‫اوه. خب، فکر کنم روال کارشون اینه.

31:12.975 --> 31:13.893
‫آره.

31:13.976 --> 31:16.478
‫اگه دست و پام بسته نبود،
‫همین الان میکشتمت.

31:16.562 --> 31:17.688
‫چی گفتی؟

31:27.323 --> 31:28.908
‫ببین آقای نیدر لند...

31:28.991 --> 31:32.328
‫من این همه راه رو از لس‌ آنجلس اومدم،
‫چون گفتی میخوای من رو ببینی.

31:33.120 --> 31:35.080
‫تو بهترین دوستم رو کشتی.

31:35.164 --> 31:37.791
‫کی، سم؟ من سم رو نکشتم.

31:37.875 --> 31:40.920
‫بهت قسم میخورم. برای همینم باید
‫باهات حرف بزنم. برام پاپوش درست کردن.

31:41.921 --> 31:43.714
‫اینجا همه همین رو میگن.

31:43.797 --> 31:46.508
‫دارم سعی میکنم کسی رو
‫که سم رو کشته پیدا کنم.

31:46.592 --> 31:49.094
‫این همه راه رو اومدم تا ببینم
‫میتونی بهم کمک کنی یا نه.

31:49.178 --> 31:50.638
‫من هیچ کمکی بهت نمیکنم.

31:54.016 --> 31:56.268
‫عالیه. واقعاً... واقعاً عالیه.

31:58.395 --> 32:00.981
‫شاید حرفم رو باور نکنی،
‫و شاید حتی به خاطرش محکوم بشم...

32:01.065 --> 32:04.721
‫ولی دارم بهت میگم، یه نفر دیگه
‫اون بیرون هست که دوستت رو کشته.

32:04.818 --> 32:08.948
‫باشه؟ و اون الان آزاده.
‫با کمک نکردن به من، داری به اون کمک میکنی.

32:09.531 --> 32:11.450
‫آستین، پای جونم در میونه!

32:11.533 --> 32:14.995
‫اگه میخوای بفهمم چه بلایی سر سم اومده،
‫باید بهم کمک کنی، رفیق.

32:17.873 --> 32:19.166
‫باشه.

32:19.249 --> 32:21.168
‫بیخیال. ممنون که وقتم رو تلف کردی.

32:22.628 --> 32:23.963
‫از سم خوشت میومد؟

32:25.297 --> 32:26.215
‫چی؟

32:26.757 --> 32:28.175
‫از سم خوشت میومد؟

32:29.969 --> 32:30.886
‫اِم...

32:31.679 --> 32:35.599
‫اون... سم سر خیلی‌‌ها کلاه گذاشت،
‫از جمله من.

32:36.517 --> 32:38.268
‫ولی بامزه بود، و، اِم...

32:38.852 --> 32:40.854
‫چند باری هم بهم کمک کرد، پس، آره.

32:40.938 --> 32:43.065
‫با این همه، فکر کنم یه جورایی
‫ازش خوشم میومد.

32:44.566 --> 32:45.401
‫آره.

32:46.193 --> 32:48.946
‫سم دیگه پیش خیلی‌ ها
‫از چشم افتاده بود.

32:50.906 --> 32:51.740
‫ولی پیش تو نه؟

32:58.372 --> 33:00.499
‫برای وقتی که از اینجا
‫بیام بیرون، نقشه داشتیم.

33:02.793 --> 33:04.878
‫یه کاسبیِ بزرگِ آخر.

33:07.423 --> 33:09.258
‫میتونی درباره این کاسبی بزرگ بهم بگی؟

33:10.509 --> 33:12.428
‫- سم قبلاً پیداش کرده بود؟
‫- نمیدونم.

33:13.929 --> 33:16.265
‫اینطور نبود که بتونه توی
‫یکی از نامه‌ هاش بنویسه.

33:16.849 --> 33:19.810
‫تو نباید با زندانی‌‌های سابقِ بیرون
‫هیچ تماسی داشته باشی.

33:19.893 --> 33:21.562
‫پس چطوری با هم ارتباط داشتید؟

33:22.146 --> 33:23.939
‫آره، حتماً.

33:25.190 --> 33:27.276
‫من الان وکیلتم، آستین.

33:27.359 --> 33:29.111
‫برای همینه که گذاشتن بیام اینجا.

33:29.194 --> 33:32.156
‫پس میتونی همه‌ چی رو بهم بگی.
‫اونا نمیتونن گوش بدن. منم نمیتونم بازگو کنم.

33:32.239 --> 33:33.574
‫این محرمانه‌ست.

33:37.411 --> 33:40.581
‫بهش گفتم به اسم عموم برام نامه بفرسته.

33:41.665 --> 33:43.125
‫این چیزی بود که ازش خواسته بودم.

33:43.208 --> 33:45.127
‫این عمو؛ اسمش چیه؟

33:45.210 --> 33:46.128
‫بود.

33:46.211 --> 33:48.547
‫چند سال پیش فوت کرد. اسمش...

33:49.381 --> 33:51.508
‫کرک لنون.

33:51.592 --> 33:53.385
‫لنون، مثل جان لنون.

33:53.469 --> 33:54.470
‫کرک لنون.

33:54.970 --> 33:57.056
‫تا حالا براش جواب فرستادی؟

33:57.139 --> 33:58.849
‫مگه توی این خراب‌ شده
‫کار دیگه‌ ای هم دارم؟

33:58.932 --> 34:01.310
‫یادته اون نامه‌‌ها رو به کجا میفرستادی؟

34:05.397 --> 34:06.732
‫سن پدرو.

34:10.569 --> 34:14.073
‫خیابون ساوث کابریلو،
‫پلاک ۲۷۲۳.

34:14.573 --> 34:16.992
‫- ۲۷۲۳ ساوث کابریلو.
‫- اوهوم.

34:17.076 --> 34:18.827
‫خب، اون توی سن پدرو چیکار میکرد؟

34:18.911 --> 34:21.622
‫همونطور که گفتم،
‫نمیدونم. نپرسیدم.

34:21.705 --> 34:24.374
‫نمیخواستم کسی بو ببره
‫یا اون رو توی دردسر بندازم.

34:24.458 --> 34:25.667
‫کل چیزی که میدونم همینه.

34:25.751 --> 34:26.960
‫ممنون، آستین.

34:27.044 --> 34:29.838
‫گوش کن، ممکنه یکی از پلیس
‫لس‌ آنجلس بیاد باهات حرف بزنه.

34:29.922 --> 34:31.882
‫فقط بفرستش پیش من.
‫من الان وکیلتم.

34:31.965 --> 34:33.801
‫من به اونا هیچی نمیگم.

34:33.884 --> 34:36.970
‫گوش کن، تو فقط اونی که
‫این کار رو کرده پیدا کن، باشه؟

34:37.054 --> 34:39.640
‫پیداشون کن و دخلشون رو بیار.

34:50.859 --> 34:52.820
‫- چیزی که میخواستی رو فهمیدی؟
‫- آره، بریم.

34:54.696 --> 34:55.697
‫لعنتی.

34:55.781 --> 34:57.032
‫پابند الکترونیک.

34:57.116 --> 34:59.868
‫- باتریش داره تموم میشه.
‫- خب، چقدر شارژ نگه میداره؟

34:59.952 --> 35:02.746
‫۴۰ ساعت.
‫نمیدونم دیروز کامل شارژش کردم یا نه.

35:02.830 --> 35:04.081
‫شارژر همراهت نیاوردی؟

35:04.164 --> 35:07.084
‫خونه‌ست. مجبور شدم با عجله برم فرودگاه.
‫وقت نکردم.

35:07.668 --> 35:09.837
‫به محض اینکه بوق بزنه، یه ساعت وقت داریم
‫به شارژ بزنیمش، وگرنه خاموش میشه.

35:09.920 --> 35:11.588
‫به پرواز نمیرسیم.

35:12.089 --> 35:12.923
‫گندش بزنن.

35:13.423 --> 35:15.342
‫هی، میدونی کجا میتونم این رو شارژ کنم؟

35:15.425 --> 35:18.554
‫ما اینجا به پابند نیاز نداریم.
‫اینجا همه از قبل زندانی ان.

35:18.637 --> 35:19.596
‫باشه.

35:19.680 --> 35:21.807
‫ولی فکر کنم دختر خاله‌م
‫یکی از اینا داشته باشه.

35:33.443 --> 35:35.696
‫اِم... معاون گومز من رو فرستاده.

35:36.989 --> 35:38.407
‫همون که توی بازداشتگاه بخش کار می‌کنه.

35:39.533 --> 35:40.492
‫منظورت تیتوئه؟

35:40.576 --> 35:41.952
‫آره، آره، تیتو.

35:42.035 --> 35:45.414
‫آره، گفت زنگ میزنه.
‫تو همون پسر خاله ای؟
( کلمه Cousin معنی‌های زیاده داره مثلاً دختر خاله، پسر خاله-عمو و... که میکی اینجا فک کرده اون پسره )

35:45.497 --> 35:46.498
‫نه رفیق.

35:46.582 --> 35:47.416
‫من نیستم.

35:47.916 --> 35:49.084
‫خاله اوژنیا!

35:49.710 --> 35:51.420
‫یه کت‌ و شلواری اومده اینجا ببیندت.

35:52.087 --> 35:53.130
‫و یه «فرشته جهنم».

35:54.882 --> 35:56.800
‫در واقع، «قدیس‌‌های جاده».

36:00.637 --> 36:03.432
‫خب، همونجا واینستید. بیاید تو.

36:04.016 --> 36:05.058
‫بیاید دیگه.

36:07.186 --> 36:08.562
‫سلام. چطوری؟

36:42.679 --> 36:44.264
‫بفرما، پسرم.

36:44.765 --> 36:45.682
‫ممنون.

36:45.766 --> 36:48.560
‫اینا مشکلی ندارن. نه...

36:48.644 --> 36:49.686
‫اوه.

36:49.770 --> 36:50.771
‫ممنون، یوجینیا.

36:50.854 --> 36:53.232
‫بهم بگو تیا.
‫همه همین‌طوری صدام میکنن.

36:53.732 --> 36:56.568
‫بذار یه نکته‌ ای رو
‫برای دفعه بعد بهت بگم.

36:56.652 --> 37:00.489
‫یکم فویل بردار،
‫و دور دستبند رو حسابی محکم بپیچ.

37:01.240 --> 37:04.034
‫اینطوری ده دقیقه بیشتر شارژ نگه میداره.

37:04.117 --> 37:05.494
‫- خوبه که دونستم.
‫- اوهوم.

37:16.296 --> 37:17.464
‫لورناست؟

37:18.257 --> 37:19.091
‫اوهوم.

37:19.174 --> 37:20.550
‫اوه.

37:24.388 --> 37:26.056
‫سلام، مگز.

37:26.139 --> 37:28.642
‫- پروازت رو از دست دادی؟
‫- حدس میزنم لورنا بهت زنگ زده.

37:28.725 --> 37:30.686
‫در جریان پرونده‌م قرارت میده.

37:30.769 --> 37:32.187
‫کجایی، میکی؟

37:33.397 --> 37:35.607
‫خب، این... داستانش طولانیه.

37:35.691 --> 37:37.693
‫داری این موضوع رو جدی میگیری؟

37:37.776 --> 37:40.612
‫کمتر از پنج ساعت وقت داری
‫به لس‌ آنجلس برگردی...

37:40.696 --> 37:42.281
‫وگرنه دوباره میندازنت زندان.

37:42.364 --> 37:44.533
‫خوب میدونم، و ما...
‫چقدر دیگه مونده؟

37:45.367 --> 37:48.161
‫چهار ساعت تا مرز شهرستان فاصله داریم.
‫پس وقت زیاده.

37:48.245 --> 37:51.999
‫باید همیشه یه شارژر همراهت داشته باشی.

37:52.082 --> 37:53.083
‫الان دیگه این رو میدونم.

37:53.166 --> 37:54.209
‫وای، خدای من.

37:54.293 --> 37:56.336
‫اگه نرسی، به هیلی چی بگم؟

37:56.420 --> 37:59.256
‫همچین اتفاقی نمیفته، مگی.
‫بهت قول میدم. باشه؟

37:59.339 --> 38:01.049
‫- نگران نباش.
‫- گفتنش برای تو راحته.

38:01.133 --> 38:02.384
‫باشه، گوش کن.

38:02.467 --> 38:05.595
‫باید برم، ولی به محض اینکه رسیدم،
‫بهت خبر میدم. باشه؟

38:05.679 --> 38:06.722
‫موفق باشی.

38:09.891 --> 38:11.101
‫لعنتی.

38:19.651 --> 38:20.610
‫ممنون.

38:25.824 --> 38:26.825
‫یالا!

38:36.752 --> 38:38.253
‫وقت رفتنه.

38:48.096 --> 38:49.890
‫این ماشین نمیتونه تندتر بره؟

38:49.973 --> 38:52.017
‫میک، ارزون‌ ترین مدلی
‫که میتونستم رو گرفتم.

38:52.559 --> 38:53.977
‫یادته که میخواستیم صرفه‌ جویی کنیم؟

39:07.866 --> 39:08.992
‫اونا میرسن.

39:09.785 --> 39:10.786
‫آره.

39:11.912 --> 39:13.538
‫فردا فقط یه کار داری.

39:13.622 --> 39:16.249
‫به اون مرکز پابندهای الکترونیک برگرد،
‫و سه تا شارژر بخر.

39:16.333 --> 39:18.335
‫هر جا میره باید یکی همراهش باشه.

39:19.753 --> 39:20.962
‫یالا، یالا.

39:47.489 --> 39:48.657
‫چقدر دیگه مونده؟

39:49.157 --> 39:51.159
‫چند مایلی تا مرز شهرستان مونده.

39:52.202 --> 39:53.203
‫ولی، اوم...

39:54.621 --> 39:55.789
‫یه مشکل دیگه داریم.

39:56.665 --> 39:57.499
‫چه مشکلی؟

40:02.045 --> 40:03.547
‫چراغش چند وقته روشنه؟

40:04.756 --> 40:05.590
‫سی دقیقه.

40:05.674 --> 40:06.758
‫سی...

40:06.842 --> 40:08.260
‫خب، من اینطور صلاح دیدم، میک.

40:08.343 --> 40:10.929
‫از مسیرمون دور بود.
‫خیلی طول میکشید.

40:11.012 --> 40:13.265
‫نمیفهمم.
‫قبل از اینکه راه بیفتیم پرش کردیم.

40:13.348 --> 40:15.851
‫آره میدونم،
‫ولی باک این فقط نه گالن ظرفیت داره.

40:15.934 --> 40:19.312
‫خواهش میکنم فقط آروم باش. میرسیم.

40:19.896 --> 40:21.982
‫- فکر کنم.
‫- اوه، فکر میکنی؟

40:22.065 --> 40:25.318
‫خب مایکل،
‫من که غیب گو نیستم، پس...

40:29.281 --> 40:30.699
‫ببین، الان داریم حرکت میکنیم.

40:30.782 --> 40:32.451
‫باید همه‌ چی درست پیش بره.

40:32.534 --> 40:34.953
‫تا وقتی که به تـ...

40:36.204 --> 40:37.414
‫ترافیک نخوریم.

40:46.590 --> 40:49.301
‫ای وای، نه، نه، نه.
‫این دیگه چه کوفتیه؟

40:50.385 --> 40:52.471
‫فکر کنم جلوتر تصادف شده.

40:52.554 --> 40:54.931
‫ای بابا، شوخیت گرفته؟

40:59.519 --> 41:01.396
‫میدونی چیه؟
‫از همین خروجی برو بیرون.

41:01.480 --> 41:03.231
‫- نه.
‫- از همین خروجی برو بیرون!

41:03.315 --> 41:04.858
‫نه، اینطوری راهمون دور میشه.

41:04.941 --> 41:06.860
‫از این سریع‌ تر میرسیم.
‫برو دیگه. یالا.

41:06.943 --> 41:08.403
‫خب، نمیتونم از اینجا بیام بیرون.

41:08.487 --> 41:10.739
‫هی! اجازه میدید؟ ممنون.

41:11.490 --> 41:12.324
‫برو، برو، برو.

41:21.166 --> 41:22.209
‫دارن چیکار میکنن؟

41:26.379 --> 41:29.174
‫- چقدر دیگه مونده؟
‫- کمتر از یه مایل، ولی، خب...

41:29.257 --> 41:30.383
‫چی؟

41:34.971 --> 41:37.265
‫- نمیتونیم از این سربالایی بریم بالا.
‫- لعنتی.

41:37.933 --> 41:39.351
‫نه، نه. یالا!

41:39.434 --> 41:40.310
‫یالا دیگه!

41:41.228 --> 41:43.647
‫- گور باباش. یالا. بیا بریم. بدو!
‫- کجا؟

41:55.992 --> 41:57.661
‫حالا دارن چه غلطی میکنن؟

42:44.021 --> 42:45.521
‫هیچ‌ وقت از رسیدن به خونه
‫انقدر خوشحال نبودم.

42:51.521 --> 42:52.521
‫اوه!

43:09.021 --> 43:11.021
‫هالرِ لعنتی.

43:15.021 --> 43:20.021
<b>°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○</b>

43:20.021 --> 43:30.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
