WEBVTT

00:00.021 --> 00:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.021 --> 00:08.195
‫میدونی یه پرونده مثل این شبیه چیه؟

00:08.279 --> 00:09.280
‫شبیه یه درخته.

00:09.363 --> 00:11.407
‫- خب من چی‌ ام؟
‫- تو اون مردِ تبر به دستی.

00:11.490 --> 00:15.421
‫درسته. من اون مرد تبر به دستم،
‫و میخوام اون درخت رو از ریشه قطع کنم.

00:15.453 --> 00:17.663
‫ما درخواستی برای اعتراض
‫به توقف خودرو ثبت کردیم...

00:17.747 --> 00:20.166
‫و بازرسی صندوق‌ عقبم،
‫توسط افسر کالینز.

00:20.249 --> 00:22.001
‫برای این درخواست،
‫برگزاری جلسه دادرسی الزامیه...

00:22.084 --> 00:24.462
‫ولی هنوز خبری از افسر کالینز نیست.

00:24.545 --> 00:26.338
‫بماند که ویدئوهای ضبط‌ شده هم مفقود شده.

00:26.422 --> 00:31.521
‫افسر کالینز اون شب دوربین روی لباس داشت،
‫و توی ماشین گشتش هم دوربین داشبورد وجود داره.

00:32.845 --> 00:33.888
‫ماشین رو گذاشت روی دنده حرکت.

00:33.971 --> 00:36.807
‫قبل از اینکه اصلاً متوجه بشه
‫پلاک عقب ماشین میکی سر جاش نیست.

00:36.891 --> 00:39.435
‫چند نفرمون میخوایم بریم
‫کافه «تیبل‌ تاپ» توی «اکو پارک».

00:39.518 --> 00:40.352
‫آره، سعیم رو میکنم.

00:40.436 --> 00:44.190
‫باشه، خب، پس شاید بعداً ببینمت، ایزی.

00:44.273 --> 00:45.983
‫بچه‌‌ها میخوان باهام حرف بزنن.

00:46.067 --> 00:49.028
‫میخوان یه جا من رو از رده خارج کنن.

00:49.111 --> 00:52.698
‫- فکر میکردم اینجا هوام رو داری.
‫- نگران نباش، حواسم بهت هست.

00:52.782 --> 00:54.950
‫دینا برگ، به نمایندگی از دادستان، جناب قاضی.

00:55.034 --> 00:57.286
‫- اون دیگه کدوم خریه؟
‫- دینا «جوخه اعدام».

00:57.369 --> 00:59.663
‫نمیخوام دیگه «هیلی» رو بیاری اینجا.

00:59.747 --> 01:01.582
‫اگه میخواد بیاد دادگاه، مشکلی نیست.

01:01.665 --> 01:03.375
‫نمیخوام من رو توی این وضعیت ببینه.

01:04.126 --> 01:05.753
‫من همون مرد تبر به‌ دستم.

01:06.587 --> 01:08.339
‫من همون مرد تبر به‌ دستم.

01:31.278 --> 01:33.280
‫چهار صبح خیلی زود میرسه، مگه نه؟

01:34.740 --> 01:36.617
‫باید هر طور شده
‫از این خراب‌ شده بزنم بیرون.

01:37.701 --> 01:38.869
‫به کی داری میگی؟

01:38.953 --> 01:41.080
‫اصلاً از اولش هم نباید اینجا می‌بودم.

01:41.997 --> 01:43.874
‫فکر کردم به خاطر
‫نقض آزادی مشروط اینجایی.

01:43.958 --> 01:45.668
‫وکیل تسخیری میگه همش چرنده.

01:45.751 --> 01:48.129
‫ولی دل خوش نکردم
‫که اونا درستش کنن.

01:49.588 --> 01:51.590
‫دارم فکر میکنم بعدش باید چیکار کنم.

01:54.677 --> 01:55.594
‫میدونی چیه؟

01:56.345 --> 01:59.306
‫من رو صحیح و سالم از اینجا بیار بیرون،
‫شاید بتونم توی اون مورد کمکت کنم.

01:59.807 --> 02:00.766
‫آره؟

02:05.146 --> 02:07.356
‫اگه من رو صحیح و سالم،
‫از اینجا بیاری بیرون.

03:08.834 --> 03:11.170
‫فکر نکنم از وقتی پاک شدم
‫این کار رو کرده باشم.

03:11.754 --> 03:12.588
‫چی رو؟

03:13.088 --> 03:15.549
‫تمام شب بیرون موندن با یه دختر جذاب
‫که تازه باهاش آشنا شدی؟

03:15.633 --> 03:18.260
‫حتی فقط همون بخشِ
‫تمام شب بیرون موندنش.

03:19.511 --> 03:22.181
‫خب، اگه بخوام از طرف خودم بگم...

03:22.973 --> 03:24.516
‫واقعاً بهم خیلی خوش گذشت.

03:25.851 --> 03:27.144
‫ازت خوشم میاد، ایزی.

03:28.395 --> 03:29.730
‫منم ازت خوشم میاد.

03:29.813 --> 03:31.398
‫- آره؟
‫- اوهوم.

03:33.817 --> 03:36.654
‫- ببین، گریس...
‫- اوه، اوه.

03:36.737 --> 03:39.573
‫نه، موضوع اون نیست.
‫فقط، خب...

03:42.201 --> 03:44.954
‫الان همه چی توی زندگیم
‫یه جورایی به هم ریخته‌ست.

03:45.621 --> 03:47.331
‫یه جورایی عجیب و غریب،
‫مثل «منطقه گرگ و میش».

03:48.707 --> 03:50.918
‫به خاطرِ، امم، دادگاهِ رئیست؟

03:51.502 --> 03:53.379
‫میدونم اون برای بقیه فقط
‫مثل یه تیترِ خبره، ولی...

03:55.881 --> 03:57.299
‫اون مثل خانواده‌مه...

03:58.092 --> 04:02.137
‫و الان بهم نیاز داره، و...
‫نمیتونم پشتش رو خالی کنم.

04:03.555 --> 04:06.350
‫اگه این یعنی هر وقت زنگ زد
‫باید هر کار دیگه‌ ای رو ول کنم...

04:06.433 --> 04:08.644
‫خب این کاریه که باید انجام بدم.

04:10.020 --> 04:12.690
‫فقط... الان توی این موقعیتم.

04:14.525 --> 04:15.609
‫منظورم اینه که، من، خب...

04:16.735 --> 04:20.521
‫فکر میکنم تقریباً مهم‌ ترین
‫ویژگی توی یه انسان، وفاداریه.

04:22.283 --> 04:23.867
‫حالا میدونم که تو این ویژگی رو داری.

04:25.703 --> 04:26.996
‫ببین، بیا فقط...

04:27.079 --> 04:29.123
‫بیا فقط ببینیم چی پیش میاد، باشه؟

04:29.623 --> 04:33.043
‫اگه وقت آزاد داشتی،
‫و خواستی با هم باشیم، هستیم.

04:33.877 --> 04:35.963
‫و اگه رئیست باید اولویت اولت باشه...

04:37.214 --> 04:38.549
‫کاملاً درک میکنم.

04:57.985 --> 04:59.278
‫ببین، امم...

05:00.487 --> 05:03.615
‫- یه کافه آلفرد نزدیک آپارتمانمه.
‫- اوهوم.

05:03.699 --> 05:09.021
‫چطوره من رو تا خونه برسونی،
‫و منم برای توی راه برات یه لاته بخرم؟

05:11.498 --> 05:12.416
‫قبوله.

05:12.499 --> 05:13.334
‫قبوله؟

05:13.834 --> 05:15.252
‫قبوله. قبوله.

05:15.336 --> 05:18.756
‫حتی کروسان شکلاتیم رو هم
‫باهات نصف میکنم. چطوره؟

05:18.839 --> 05:19.673
‫اوه!

05:19.757 --> 05:22.176
‫هی، اصراری نیست.
‫ریسکی نداره. سخت نگیر.

05:22.259 --> 05:24.636
‫- من با هر کسی چیزی رو شریک نمیشم.
‫- چه ادعای بزرگی.

05:29.892 --> 05:31.268
‫تحت مجازات...

05:35.189 --> 05:36.315
‫بفرما.

05:57.961 --> 06:00.339
‫- سلام.
‫- اوه، چه خوب. بازم قهوه.

06:00.422 --> 06:03.258
‫و نون بیگل. باید برای میکی
‫یه غذای درست و حسابی بگیریم.

06:03.342 --> 06:04.551
‫ممنون.

06:08.305 --> 06:10.265
‫انگار یه نفر دیشب درست نخوابیده؟

06:12.601 --> 06:13.435
‫خب...

06:13.519 --> 06:16.772
‫ایزی، میدونم همه‌مون داریم
‫سخت کار میکنیم تا چرخ اینجا بچرخه...

06:16.855 --> 06:19.066
‫ولی تو هم باید زندگی شخصی
‫خودت رو داشته باشی.

06:22.861 --> 06:24.113
‫حق با توئه.
‫میدونم.

06:25.239 --> 06:28.075
‫تا یادم نرفته، موعد اجاره‌ تبلیغات
‫روی نیمکت‌‌های اتوبوس رسیده.

06:28.158 --> 06:29.868
‫دارن قیمت رو ۱۰ درصد افزایش میدن.

06:29.952 --> 06:32.162
‫مطمئن نیستم این بهترین
‫استفاده از منابع‌مون باشه.

06:32.246 --> 06:34.623
‫یه لحظه دست نگه دار.
‫فکر کنم یه نقشه‌ ای دارم.

06:36.083 --> 06:37.084
‫باشه.

06:37.793 --> 06:41.213
‫سیسکو، گفتی برای گره کوری که توی
‫آزمایشگاه سم‌ شناسی افتاده، نقشه‌ ای داری؟

06:41.296 --> 06:43.173
‫همین الان دارم روش کار میکنم.

06:43.674 --> 06:45.717
‫اینا هم فرم‌‌های بیمه مستأجری هستن.

06:46.218 --> 06:47.636
‫فکر میکردم میخوای برای
‫خرید یه خونه پیشنهاد بدی.

06:47.719 --> 06:48.554
‫همین‌طور بود.

06:48.637 --> 06:51.181
‫ولی با توجه به اتفاقاتی که داره میفته،
‫فعلاً عقب انداختیمش.

06:51.265 --> 06:52.641
‫باید اینا رو امضا کنی.

06:52.724 --> 06:55.310
‫بعداً هم میتونیم این کار رو بکنیم.
‫باید کاری کنیم این پرونده رد بشه.

06:55.394 --> 06:57.271
‫برامون آرزوی موفقیت کن.
‫چون بهش نیاز داریم.

06:57.354 --> 06:58.397
‫موفق باشید.

06:59.022 --> 07:00.566
‫- خبر جدید شد بهم پیام بده.
‫- باشه.

07:25.215 --> 07:27.634
‫- صدای پیامک بود؟
‫- آره، همین‌طور به نظر میرسه.

07:28.802 --> 07:31.013
‫حالا تماشا کن.

07:37.436 --> 07:40.272
‫این مرتیکه همین‌طوری الکی
‫و تصادفی من رو متوقف نکرد.

07:40.355 --> 07:41.565
‫یکی بهش گفته بود این کار رو بکنه.

07:41.648 --> 07:44.193
‫خب، منم همین فکر رو میکردم،
‫ولی چطوری ثابتش کنیم؟

07:44.276 --> 07:47.362
‫هنوز نمیدونم، ولی با گرفتن حکم قضایی
‫برای ریز مکالماتش شروع میکنیم...

07:47.446 --> 07:49.740
‫مربوط به اون شب.
‫هم کاری و هم شخصی.

07:49.823 --> 07:53.285
‫میک، پلیس‌‌ها وقتی توی زندگی شخصی‌شون
‫سرک بکشی، از کوره در میرن.

07:53.368 --> 07:54.536
‫ممکنه عواقب بدی داشته باشه.

07:54.620 --> 07:57.206
‫من که همین الانش هم به جرم قتل توی زندانم.
‫دیگه از این بدتر چی میخواد بشه؟

07:57.289 --> 08:00.876
‫میکی، یه چیزی که از کار کردن برای تو یاد گرفتم،
‫اینه که اوضاع همیشه میتونه بدتر بشه.

08:00.959 --> 08:02.211
‫ریسکش رو قبول میکنم.

08:02.294 --> 08:05.756
‫میدونم قرار بود تو انجامش بدی،
‫ولی میخوام خودم از این پلیسه بازجویی کنم.

08:05.839 --> 08:07.132
‫تو به درخواست وثیقه برس.

08:10.052 --> 08:12.179
‫- چیه؟
‫- منشی قاضی زنگ زد.

08:12.262 --> 08:14.932
‫اون الان درگیر جلسه دادرسیه،
‫پس فقط برای یه درخواست وقت هست.

08:15.015 --> 08:17.267
‫پس فکر کنم باید وثیقه رو ردیف کنیم،
‫و کالینز رو عقب بندازیم.

08:17.351 --> 08:20.604
‫نه، نه. اگه کالینز اینجاست،
‫همین الان می‌بریمش جایگاه شهود.

08:20.687 --> 08:23.649
‫تازه، اگه درخواست رد دعوا رو ببریم،
‫اصلاً نیازی به وثیقه نداریم.

08:23.732 --> 08:27.569
‫ولی اگه نبریم، مجبوری حداقل
‫یه شب دیگه بازداشت بمونی.

08:27.653 --> 08:30.781
‫همینه که هست.
‫یالا، بریم.

08:32.407 --> 08:35.244
‫اوه، یه چیز دیگه.
‫برای «باها» آماده‌ ایم؟

08:38.497 --> 08:39.915
‫مطمئنی میخوای این کار رو بکنی؟

08:40.499 --> 08:43.585
‫معلومه که هستم. احتیاط شرط عقله.
‫پای زندگیم در میونه.

08:47.089 --> 08:48.465
‫آره. همه چی ردیفه.

08:48.549 --> 08:49.883
‫فقط لب تر کن.

08:49.967 --> 08:51.176
‫خیلی خب. بریم.

08:56.348 --> 09:00.921
‫جناب افسر، تو شهادت دادی که شب دستگیری من،
‫توی مرکز شهر در حال گشت‌ زنی بودی. درسته؟

09:01.019 --> 09:02.813
‫درسته. من توی مأموریت گشت سیار بودم.

09:02.896 --> 09:06.149
‫یعنی در جاهای مختلف پارک میکنیم،
‫و مراقب اوضاع هستیم.

09:06.233 --> 09:09.695
‫به همین خاطر بود که وقتی من اومدم بیرون،
‫توی خیابون دوم پارک کرده بودی؟

09:09.778 --> 09:10.988
‫آره.

09:11.071 --> 09:15.450
‫پس میتونی دقیقاً به دادگاه بگی
‫کی و چرا تصمیم گرفتی من رو متوقف کنی؟

09:15.534 --> 09:20.221
‫وقتی از کنار جدول حرکت کردی،
‫دیدم که خودروت پلاک نداره.

09:20.289 --> 09:22.624
‫این یه حرکت رایج برای کارهای خلافه،
‫برای همین...

09:22.708 --> 09:23.709
‫کارهای خلاف؟

09:23.792 --> 09:26.336
‫گاهی اوقات، وقتی افراد درگیر
‫فعالیت‌‌های مجرمانه هستن‌...

09:26.420 --> 09:29.756
‫پلاک رو برمیدارن،
‫تا شناسایی‌شون سخت‌ تر بشه.

09:29.840 --> 09:32.301
‫برای همین وقتی دیدم
‫ماشینت پلاک نداره...

09:32.384 --> 09:35.345
‫تصمیم گرفتم تعقیبت کنم تا مطمئن بشم
‫کار غیرقانونی انجام نمیدی.

09:35.429 --> 09:37.723
‫چند بلوک جلوتر،
‫دستور توقف دادم.

09:38.390 --> 09:41.518
‫دیدی که من از رستوران خارج شدم،
‫و... و به سمت ماشینم رفتم؟

09:42.144 --> 09:43.228
‫آره، دیدم.

09:44.187 --> 09:46.315
‫کار مشکوکی انجام میدادم؟

09:47.065 --> 09:48.734
‫فکر کردی مستم؟

09:49.568 --> 09:50.402
‫نه.

09:50.902 --> 09:52.613
‫پس روی من تمرکز نکرده بودی...

09:53.113 --> 09:56.408
‫تا وقتی که متوجه شدی پلاک نیست.
‫این شهادت توئه؟

09:56.992 --> 09:58.577
‫آره، حقیقت همینه.

10:10.505 --> 10:11.632
‫آقای هالر؟

10:14.426 --> 10:16.553
‫اوم...

10:17.137 --> 10:20.474
‫افسر کالینز، آیا... کسی بهت
‫گفت که من رو متوقف کنی؟

10:21.099 --> 10:26.021
‫نه. همونطور که گفتم، دیدم پلاک نیست،
‫مشکوک شدم و تصمیم گرفتم تعقیبت کنم.

10:26.063 --> 10:29.232
‫هیچکس هیچ خبری بهت نداده بود؟

10:29.316 --> 10:30.400
‫نه.

10:31.318 --> 10:34.237
‫و تو اونجا منتظر نبودی
‫تا بتونی من رو متوقف کنی؟

10:34.321 --> 10:35.656
‫اعتراض دارم.

10:35.739 --> 10:38.367
‫سوال تکراریه،
‫و قبلاً پاسخ داده شده.

10:38.450 --> 10:39.451
‫وارده.

10:39.534 --> 10:40.744
‫ادامه بده، آقای هالر.

10:41.703 --> 10:43.246
‫بله، جناب قاضی.

10:43.330 --> 10:44.289
‫اِم...

10:48.126 --> 10:49.920
‫اِم، جناب قاضی، میتونم یه...

10:50.003 --> 10:52.047
‫میتونم یه لحظه یادداشت‌ هام رو بررسی کنم؟

10:52.130 --> 10:54.049
‫فقط لطفاً کوتاهش کن.

10:54.132 --> 10:55.467
‫ممنونم، جناب قاضی.

11:02.599 --> 11:05.102
‫نمیدونستم هیلی و مگی قراره اینجا باشن.

11:05.185 --> 11:08.605
‫از مگی خواستم بیاد که اگه برای وثیقه به شاهد
‫صلاحیت اخلاقی نیاز داشتیم، اینجا باشه.

11:11.983 --> 11:14.861
‫منتظر چی هستی؟
‫سیسکو ویدیو رو آماده کرده.

11:24.871 --> 11:26.039
‫اِم...

11:26.123 --> 11:27.207
‫جناب قاضی، من...

11:28.125 --> 11:31.086
‫در حال حاضر سؤال دیگه‌ ای
‫از این شاهد ندارم.

11:42.389 --> 11:43.932
‫مطمئنی، آقای هالر؟

11:44.015 --> 11:45.183
‫بله.

11:45.976 --> 11:47.394
‫شاهد دیگه‌ ای هست؟

11:47.477 --> 11:48.395
‫نه، جناب قاضی.

11:53.817 --> 11:54.818
‫خیلی خب.

11:56.069 --> 11:59.656
‫در این صورت،
‫درخواست ابطال دعوا رد میشه.

11:59.740 --> 12:01.658
‫دادگاه طبق برنامه ادامه پیدا می‌کنه.

12:02.743 --> 12:04.494
‫انتخاب هیئت منصفه،
‫پنج هفته دیگه شروع میشه.

12:04.578 --> 12:08.081
‫فردا ساعت ۹ صبح دوباره تشکیل جلسه میدیم،
‫تا اظهارات وکلا درباره وثیقه شنیده بشه.

12:08.999 --> 12:10.292
‫ختم جلسه اعلام میشه.

12:10.917 --> 12:12.669
‫نه اینجا، نه الان.

12:19.968 --> 12:21.178
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

12:21.261 --> 12:24.598
‫گفتی میخوای از کالینز بازجویی کنی،
‫ولی فقط چند تا سوال آبکی ازش پرسیدی...

12:24.681 --> 12:28.059
‫اصلاً بهش فشار نیاوردی،
‫و حتی فیلم رو هم نشون ندادی.

12:28.143 --> 12:31.438
‫اون یارو قبل از اینکه پلاکِ کنده شده رو ببینه،
‫میدونست که میخواد بکشدت کنار.

12:31.521 --> 12:33.398
‫- شهادتش چرنده.
‫- میدونم.

12:33.482 --> 12:36.318
‫میفهمم که احتمال اینکه قاضی
‫پرونده رو رد کنه خیلی کم بود...

12:36.401 --> 12:37.986
‫ولی حداقل یه شانسی داشتیم.

12:38.069 --> 12:39.946
‫اصلاً میدونی این چقدر نادره؟

12:40.030 --> 12:41.156
‫آره لورنا، میدونم.

12:41.239 --> 12:43.575
‫بهم اعتماد کن.
‫من بیشتر از هر کسی میخوام این غائله تموم بشه...

12:43.658 --> 12:46.119
‫ولی نمیتونم بذارم این پرونده
‫به خاطر یه نقص فنی رد بشه.

12:46.703 --> 12:47.746
‫آخه چرا لعنتی؟

12:48.747 --> 12:53.043
‫چون وقتی مگی و هیلی رو دیدم،
‫فهمیدم اگه بخوام زندگیم رو پس بگیرم...

12:53.126 --> 12:55.796
‫و زندگی خانواده‌م رو
‫به روال قبل برگردونم، اون وقت...

12:55.879 --> 12:58.715
‫باید اعتبارم رو پس بگیرم،
‫اونم بدون هیچ لکه‌ ای.

12:59.341 --> 13:00.342
‫مگه قبلاً بود؟

13:00.425 --> 13:03.553
‫اگه فقط پرونده رو مختومه کنم،
‫اون وقت همه همیشه با خودشون میگن...

13:03.637 --> 13:04.971
‫«واقعاً اون کار رو انجام داده؟»

13:05.555 --> 13:07.974
‫تنها راهِ جلوگیری از این اتفاق، تبرئه کامله.

13:08.058 --> 13:10.560
‫باید ثابت کنم بی‌ گناهم.
‫اینم فقط توی دادگاه اتفاق میفته.

13:10.644 --> 13:14.272
‫نه، نه، این هیچ‌ وقت توی دادگاه اتفاق نمیفته،
‫هیچ‌ وقت، خودت هم این رو میدونی.

13:14.356 --> 13:17.150
‫همیشه میگی هیچ‌ وقت حکم
‫به بی‌ گناهی صادر نمی‌شه.

13:17.234 --> 13:20.529
‫بهترین چیزی که میتونی بهش امید داشته باشی
‫«تبرئه» شدنه. این دفعه چه فرقی داره؟

13:20.612 --> 13:23.615
‫خب، من. فرقش اینه.
‫من موکلم.

13:23.698 --> 13:26.827
‫من روی اون یکی صندلی نشستم.
‫حالا میفهمم چه حسی داره.

13:26.910 --> 13:28.662
‫علاوه بر این،
‫برای اولین بار توی زندگیم...

13:28.745 --> 13:31.414
‫صد درصد مطمئنم که موکلم
‫اون کار رو انجام نداده.

13:33.166 --> 13:35.335
‫باشه. چطوری ثابتش کنیم؟

13:36.962 --> 13:39.673
‫خب، این قانون نانوشته‌ بی‌ گناهیه.

13:39.756 --> 13:44.421
‫به ازای هر کسی که مرتکب جرمی نشده،
‫یه نفر اون بیرون هست که واقعاً گناهکاره.

13:44.511 --> 13:46.096
‫یه نفر دیگه این کار رو کرده...

13:46.596 --> 13:49.349
‫و برای ثابت کردن بی‌ گناهیم،
‫باید بفهمیم کی بوده.

13:49.432 --> 13:52.018
‫نه یه متهم ساختگی،
‫یا یه فرضیه‌ محتمل.

13:52.102 --> 13:53.562
‫بلکه خودِ واقعیش.

13:53.645 --> 13:56.064
‫و برای شروع، به نتایج آزمایش
‫سم‌ شناسی «سم» نیاز داریم.

13:56.147 --> 13:57.899
‫چرخ‌‌ها به حرکت در اومدن.

13:57.983 --> 13:58.984
‫خیلی خب.

13:59.568 --> 14:03.530
‫ببینید، اوم، از هر دوتون
‫بابت همه‌ چی ممنونم.

14:05.198 --> 14:08.493
‫اوه، لورنا، به مگی بگو متاسفم
‫که امروز وقتش رو تلف کردم.

14:08.577 --> 14:10.871
‫یه روزی براش جبران میکنم، باشه؟

14:11.371 --> 14:12.664
‫- هی، میکی؟
‫- هوم؟

14:14.791 --> 14:16.835
‫واقعاً امیدوارم بدونی داری چیکار میکنی.

14:18.169 --> 14:19.921
‫آره، منم همین‌طور.

14:20.714 --> 14:23.021
‫در.

14:35.021 --> 14:40.021
<i><b>[ وکیل لینکلن ]
[ فصل چهارم : قسمت دوم ]</b></i>

14:46.521 --> 14:49.242
‫سیسکو، هر چی لازم داری،
‫فقط کافیه بپرسی.

14:49.326 --> 14:51.328
‫لازم نیست اول سعی کنی
‫خودت رو توی دل من جا کنی.

14:51.411 --> 14:55.206
‫خب، راستش اینا برای تو نیست.
‫برای اریک چیوره.

14:57.334 --> 14:58.543
‫اریک چیور کیه؟

14:58.627 --> 15:01.755
‫اریک چیور تکنسین آزمایشگاه جنایی منطقه‌ست.

15:02.923 --> 15:05.383
‫و این نقشه تو برای جبران
‫عقب‌ افتادگی شش هفته‌ ای کارهاست؟

15:06.051 --> 15:07.427
‫یه جعبه شکلات؟

15:07.510 --> 15:10.847
‫خب، این فقط یه جعبه شکلات معمولی نیست.

15:11.348 --> 15:16.895
‫این کلکسیون جهانیِ
‫«ژان شارل روشو» هست.

15:17.395 --> 15:20.357
‫توی پاریس ساخته شده،
‫و مجبور شدم به فرانسوی سفارش بدم...

15:20.440 --> 15:22.984
‫پس میدونی که خیلی باکلاسه.

15:23.068 --> 15:24.819
‫بماند که...

15:24.903 --> 15:28.323
‫۱۷۵ دلار هم قیمتشه.

15:28.406 --> 15:32.786
‫۱۷۵ دلار خرج شکلات کردی،
‫اون‌ وقت ما داریم قهوه «کاستکو» میخوریم؟

15:32.869 --> 15:35.914
‫راستش بیشتر از اینا شد.
‫اونا به خارج از فرانسه ارسال ندارن...

15:35.997 --> 15:40.251
‫برای همین خودم مجبور شدم
‫ارسال بین‌ المللی فوری رو هماهنگ کنم.

15:41.670 --> 15:43.213
‫شرایط اضطراریه دیگه.

15:43.713 --> 15:46.216
‫باشه، اصلاً فرض کنیم
‫که همه اینا منطقیه.

15:46.299 --> 15:49.135
‫چرا خودت این رو
‫برای آقای چیور نمی‌بری؟

15:49.219 --> 15:50.303
‫خب...

15:51.429 --> 15:53.056
‫- سلام بچه‌ ها.
‫- سلام.

15:53.807 --> 15:56.810
‫ببخشید مزاحم شدم. فقط میخواستم
‫فیش پارکینگم رو تایید کنید.

15:56.893 --> 15:58.103
‫اینجا پارک کردی؟

15:58.186 --> 16:01.064
‫تا حالا سعی کردی جلوی دادگاه پارک کنی؟
‫اونجا غلغله‌ست. اشکالی نداره؟

16:02.732 --> 16:04.985
‫دفعه قبلی که اینجا بودم
‫یه کارآموز نداشتی؟

16:05.527 --> 16:08.863
‫آه، جسیکا.
‫آره، مجبور شدیم عذرش رو بخوایم.

16:08.947 --> 16:13.118
‫ظاهراً سعی میکنی هزینه‌‌ها رو توی
‫همه چی به جز شکلات پایین نگه داری.

16:13.702 --> 16:14.703
‫من باید برم.

16:15.704 --> 16:16.871
‫اریک چیور.

16:18.707 --> 16:20.750
‫ممنون. لورنا اینجاست؟

16:20.834 --> 16:22.627
‫در واقع، اون روی پشت بومه.

16:23.503 --> 16:24.587
‫پشت بوم؟

16:29.884 --> 16:33.763
‫خب، حالا یادت باشه، باید خیلی خوشگل به نظر بیام،
‫ولی در عین حال باهوش.

16:34.431 --> 16:37.100
‫سرسخت، ولی یه جورایی دلسوز.

16:37.183 --> 16:39.310
‫مهربون، ولی احتمالاً خطرناک.

16:39.394 --> 16:41.771
‫من رسماً شبیه یکی از آهنگ‌ های
‫«آلانیس موریسِت» هستم.

16:48.987 --> 16:50.280
‫لعنتی.

16:50.363 --> 16:51.698
‫میشه پنج دقیقه استراحت کنیم؟

16:52.907 --> 16:53.950
‫مگی!

16:54.034 --> 16:55.201
‫سلام.

16:55.285 --> 16:58.371
‫خوشحالم اومدی.
‫راستش میخواستم بهت زنگ بزنم.

16:59.164 --> 17:01.624
‫به جولی کمک کردم تا از شر یه سری
‫جریمه‌‌های چراغ قرمز خلاص بشه...

17:01.708 --> 17:06.421
‫برای همین یه جورایی بهم مدیونه،
‫و چون میکی هم فعلاً در دسترس نیست...

17:06.463 --> 17:08.840
‫فکر کردم باید سطح تبلیغاتم رو بالا ببرم.

17:08.923 --> 17:12.761
‫برای همین دارم تبلیغات روی نیمکت‌ های
‫اتوبوس و بیلبوردهای خودم رو راه میندازم.

17:12.844 --> 17:14.888
‫لس‌ آنجلس شهرِ وکلای بیلبوردیه.

17:14.971 --> 17:17.140
‫داری بهم یادآوری میکنی چرا
‫دوست دارم سمتِ خودم باشم.

17:17.223 --> 17:19.642
‫چیزهایی که وقتی برای دولت کار میکنی،
‫نگرانشون نیستی.

17:19.726 --> 17:21.644
‫آره، واقعاً اوضاع خیلی شلوغه...

17:21.728 --> 17:24.731
‫و دارم سعی میکنم شرکت رو
‫بدون میکی سر پا نگه دارم.

17:24.814 --> 17:26.399
‫لازم نیست چیزی رو توضیح بدی.

17:26.483 --> 17:29.611
‫خیلی خوشحالم که میکی تو رو داره،
‫تا جاش رو پر کنی.

17:29.694 --> 17:32.655
‫ولی میخواستم بپرسم امروز
‫شما دو تا داشتید به چی فکر میکردید.

17:32.739 --> 17:34.407
‫افسر رو بردید جایگاه شهود.

17:34.491 --> 17:37.952
‫ولی هیچ کاری برای
‫زیر سوال بردن اعتبارش نکردید.

17:38.036 --> 17:41.456
‫باور کن، اون کارِ «ما» نبود.
‫همش تصمیم میکی بود.

17:41.539 --> 17:43.249
‫اون میخواد برای تبرئه کامل اقدام کنه.

17:43.333 --> 17:45.502
‫گفت این تنها راهیه که میتونه
‫زندگیش رو پس بگیره.

17:45.585 --> 17:49.380
‫پس از خوش‌ بینیِ افراطی
‫به ریسک‌ پذیریِ بی‌ پروا رسیده.

17:49.464 --> 17:51.716
‫۱۲ مرحله‌ میکی هالر.

17:51.800 --> 17:54.427
‫آره، بیا قبل از اینکه مرحله سیزدهم رو کشف کنه،
‫از زندان بیاریمش بیرون.

17:54.511 --> 17:56.387
‫راستش به همین خاطر
‫میخواستم بهت زنگ بزنم.

17:56.471 --> 17:58.890
‫دیدی که امروز موفق نشدیم
‫قرار وثیقه رو بگیریم.

17:58.973 --> 18:00.975
‫و ازم میخوای تا وقتی که بگیریش،
‫همینجا بمونم.

18:01.059 --> 18:03.103
‫آره. برای فردا صبح تعیین شده.

18:03.186 --> 18:07.148
‫تو معاون دادستانی.
‫شهادت تو خیلی تعیین‌ کننده‌ست.

18:07.232 --> 18:09.776
‫داشتم بررسیش میکردم.
‫ببینم چه کارهایی رو میتونم جابجا کنم.

18:09.859 --> 18:12.112
‫ممنونم.
‫واقعاً میگم.

18:14.364 --> 18:16.032
‫اوه، اوم، باید برگردم.

18:16.116 --> 18:20.620
‫جولی تا دو ساعت دیگه باید عکاسی
‫از یه حیوون خانگی رو انجام بده، پس وقت تنگه.

18:22.163 --> 18:24.207
‫اوه، لورنا؟

18:24.707 --> 18:27.377
‫رنگ مرجانی خیلی بهت میاد.
‫من که استخدامت میکردم.

18:35.802 --> 18:36.636
‫خوبه؟

18:36.719 --> 18:39.764
‫مجبور شد یه برنامه‌ ای رو لغو کنه،
‫ولی قبول کرد که بمونه.

18:39.848 --> 18:42.142
‫اوه، در ضمن، با بخش حقوقی تماس گرفتم.

18:42.225 --> 18:44.811
‫فکر کنم به هر چی شهادت در مورد
‫حسن شهرت که میتونیم، نیاز داریم.

18:44.894 --> 18:47.730
‫اون از هر بهونه‌ ای برای بیرون اومدن استقبال می‌کنه،
‫مخصوصاً اگه دادگاه باشه.

18:47.814 --> 18:49.649
‫خب، در مورد وثیقه چی؟
‫به «وال» زنگ زدی؟

18:49.732 --> 18:52.318
‫اونم اونجا میاد.
‫امیدوارم بتونیم ازش کمک بگیریم.

18:52.402 --> 18:55.029
‫آره، امیدوارم.
‫یه چیز دیگه. اوم...

18:55.113 --> 18:57.866
‫برای «باخا»... آماده‌ ایم؟

19:00.285 --> 19:02.829
‫آره میک.
‫همه‌ چی ردیفه.

19:02.912 --> 19:06.040
‫کل پکیج؟
‫مدارک سفر، همه‌ چی؟

19:06.124 --> 19:08.168
‫آره. سیر تا پیازش.

19:08.251 --> 19:12.088
‫میتونی توی این مورد به آدمِ من اعتماد کنی، میک.
‫کارش مو لای درزش نمیره.

19:13.631 --> 19:16.134
‫اگه، اوم... اگه مجبورم کنن
‫پابند الکترونیکی ببندم چی؟

19:16.718 --> 19:18.178
‫خب، اون برای اونم یه فکری می‌کنه.

19:18.928 --> 19:23.016
‫خوبه، چون فقط یه فرصت دارم.
‫شانس آوردیم که اسپانیایی بلدی، لورنا.

19:23.099 --> 19:27.437
‫شماها میتونید بیاید پیشم.
‫میتونیم لب ساحل تاکوی ماهی بخوریم.

19:28.438 --> 19:29.939
‫بیا از الان صابون به دلمون نزنیم.

19:30.023 --> 19:32.066
‫خیلی خب.
‫فردا می‌بینمت.

19:39.407 --> 19:40.700
‫صبح بخیر.

19:41.284 --> 19:45.955
‫در پرونده «دادستان علیه هالر» هستیم،
‫با موضوع درخواست کاهش وثیقه. خانم کرین، بفرما.

19:46.039 --> 19:47.624
‫ممنونم، جناب قاضی.

19:47.707 --> 19:50.168
‫درخواست ما در وهله اول،
‫بر این اساسه که...

19:50.251 --> 19:54.721
‫آقای هالر متهم به ارتکاب،
‫جرمی با شرایط خاص نشده...

19:54.797 --> 19:57.258
‫و دادستانی در هیچ زمانی
‫حتی اشاره‌ ای هم نکرده...

19:57.342 --> 20:00.261
‫که اون ممکنه خطری برای جامعه
‫یا احتمال فرار داشته باشه.

20:00.345 --> 20:03.306
‫در واقع، آقای هالر چیزی جز
‫عزم و اراده نشون نداده...

20:03.389 --> 20:06.226
‫تا با این اتهام واهی مبارزه،
‫و از خودش اعاده حیثیت کنه.

20:06.309 --> 20:09.479
‫دادستانی میخواد اون رو در بازداشت نگه داره،
‫چون از این موضوع میترسن...

20:09.562 --> 20:11.481
‫و میخوان شرایط رو
‫به نفع خودشون تغییر بدن.

20:11.564 --> 20:13.691
‫علاوه بر این،
‫من شاهدانی در اختیار دارم...

20:13.775 --> 20:16.194
‫که در صورت نیاز،
‫در مورد صلاحیت اخلاقی آقای هالر شهادت بدن.

20:16.277 --> 20:19.864
‫خیلی خب. خانم برگ،
‫می‌بینم که مشتاق پاسخگویی هستی.

20:19.948 --> 20:22.283
‫بله. ممنونم، جناب قاضی.

20:22.367 --> 20:26.496
‫من با اظهاراتی آماده در مورد
‫این واقعیت اومدم که متهم...

20:26.579 --> 20:28.915
‫هم ابزار و هم انگیزه لازم برای فرار رو داره.

20:28.998 --> 20:32.418
‫جسد در صندوق عقب ماشین اون پیدا شد،
‫و گلوله در گاراژش...

20:32.502 --> 20:35.255
‫- جناب قاضی.
‫- نیازی به مرور مکرر نیست، خانم برگ.

20:35.338 --> 20:39.621
‫ولی همه اینا در مقابل اطلاعات نگران‌ کننده‌ ای
‫که امروز صبح به دستم رسیده، رنگ می‌بازه.

20:39.717 --> 20:45.921
‫متأسفانه باید دادگاه رو مطلع کنم،
‫که تحقیقاتی در مورد ادعاهایی در جریانه...

20:46.021 --> 20:51.221
‫مبنی بر اینکه متهم قصد داره بعد از آزادی،
‫از کشور به مقصد مکزیک فرار کنه.

20:51.312 --> 20:52.438
‫جداً، جناب قاضی؟

20:52.522 --> 20:55.942
‫به نظر میرسه خانم برگ برای نگه داشتن من در زندان،
‫از من برای بیرون اومدن مشتاق‌ تره.

20:56.025 --> 21:00.029
‫این ادعای بزرگیه، خانم برگ.
‫امیدوارم بتونی ثابتش کنی.

21:00.113 --> 21:04.867
‫تنها چیزی که فعلاً میدونم،
‫اینه که یه مخبر مخفی در زندان...

21:04.951 --> 21:10.221
‫به بازپرس‌‌ها گفته که متهم قصد داره
‫به محض آزادی، به «باخا کالیفرنیا» فرار کنه.

21:10.331 --> 21:15.753
‫این نقشه همچنین شامل دور زدن
‫احتمالی پابند الکترونیکی هم میشه.

21:15.837 --> 21:18.464
‫آقای هالر، مایلی پاسخ بدی؟

21:18.548 --> 21:19.716
‫بله جناب قاضی، مایلم.

21:19.799 --> 21:22.385
‫اول از همه،
‫هیچ مخبر محرمانه‌ ای در کار نیست.

21:22.468 --> 21:26.055
‫فقط افسران بازداشتگاه هستن که
‫به تماس‌‌های تلفنی محرمانه گوش میدن...

21:26.139 --> 21:31.521
‫و بعد چیزهایی رو که میشنون به دادستانی میرسونن،
‫که این نقض فاحش حقوق قانون اساسی منه.

21:31.561 --> 21:33.771
‫یه اتهام بسیار جدیِ دیگه.

21:33.855 --> 21:39.921
‫متوجهم جناب قاضی، ولی حرمتِ مصونیت رابطه
‫وکیل و موکل، سنگ بنای سیستم قضایی ماست.

21:40.021 --> 21:44.621
‫راستش، من مشکوک شده بودم که بعضی از افسرها
‫ممکنه توی بازداشتگاه جاسوسی من رو بکنن.

21:44.699 --> 21:46.951
‫برای همین من و تیمم تصمیم گرفتیم
‫فرضیه‌مون رو امتحان کنیم.

21:47.035 --> 21:50.288
‫ما طی یه تماس تلفنی محرمانه،
‫یه داستان ساختگی درست کردیم...

21:50.371 --> 21:55.421
‫با همکار وکیلم، و اون داستان الان دقیقاً
‫کلمه به کلمه از دهن خانم برگ خارج شد...

21:55.501 --> 21:59.088
‫چه وقاحتی جناب قاضی.
‫خودش همین الان این نقشه رو تایید کرد...

21:59.172 --> 22:02.383
‫و حالا داره سعی می‌کنه اون رو
‫به یه تئوری توطئه ربط بده؟

22:02.467 --> 22:04.260
‫اوه، به دادگاه اطمینان میدم
‫که این اصلاً تئوری نیست.

22:04.344 --> 22:08.264
‫هر چند ایشون خیلی راحت
‫هیچ مدرکی برای اثباتش ندارن.

22:08.348 --> 22:11.434
‫همونطور که متهم میدونه،
‫تماس‌‌های محرمانه ضبط نمیشن.

22:11.517 --> 22:12.518
‫خب، این یکی ضبط شد.

22:12.602 --> 22:15.188
‫همونطور که گفتم جناب قاضی،
‫داشتیم فرضیه‌مون رو امتحان میکردیم...

22:15.271 --> 22:18.775
‫برای همین بازرسم تماس رو ضبط کرد.
‫همین الان میتونیم پخشش کنیم.

22:19.400 --> 22:20.735
‫اعتراض دارم.

22:20.818 --> 22:22.653
‫دقیقاً به چی، خانم برگ؟

22:22.737 --> 22:25.740
‫خب، اول از همه اینکه راهی
‫برای تایید اصالت این تماس نداریم.

22:25.823 --> 22:29.410
‫جناب قاضی، بازرس ما میتونه
‫تحت سوگند اصالتش رو تایید کنه.

22:29.494 --> 22:32.830
‫من به عنوان یکی از ارکان دادگاه،
‫میتونم صحت نوار رو تایید کنم.

22:33.414 --> 22:36.918
‫خانم برگ، تو این موضوع رو مطرح کردی،
‫پس یا آقای هالر خطر فرار داره...

22:37.001 --> 22:39.587
‫یا اینکه با مشکل جدی‌ تری روبروییم.

22:40.129 --> 22:42.840
‫تو هم باید به اندازه من،
‫دنبال حقیقت باشی.

22:42.924 --> 22:44.717
‫نوار رو پخش کن، خانم کرین.

23:00.733 --> 23:01.651
‫لورنا کرین.

23:01.734 --> 23:04.028
‫- این یه تماس با هزینه گیرنده‌ست از طرف...
‫- میکی هالر.

23:04.112 --> 23:05.947
‫از بازداشتگاه توئین تاورز.

23:06.030 --> 23:07.657
‫- هزینه تماس رو قبول میکنی؟
‫- بله.

23:08.199 --> 23:09.200
‫الو؟ لورنا؟

23:09.283 --> 23:11.786
‫هی. برای جلسه رسیدگی
‫به وثیقه فردا همه‌ چی ردیفه.

23:11.869 --> 23:13.246
‫یه لحظه، لورنا.

23:13.329 --> 23:17.125
‫من میکی هالرم، متهمی که شخصاً از خودش دفاع می‌کنه،
‫دارم با همکار وکیلم، لورنا کرین صحبت میکنم.

23:17.208 --> 23:20.253
‫این تماس محرمانه و دارای
‫مصونیت قانونیه و نباید ضبط بشه.

23:20.336 --> 23:21.963
‫خیلی خب.
‫بگو لورنا.

23:22.046 --> 23:26.551
‫همونطور که گفتم، دفاعیاتم کاملاً آماده‌ست،
‫در ضمن، با مگی هم صحبت کردم.

23:27.844 --> 23:30.721
‫با اجازه، میخوام سراغ بخش مربوطه برم.

23:30.805 --> 23:31.931
‫بفرما.

23:35.935 --> 23:39.230
‫خیلی خب، یه چیز دیگه.
‫راستی، برای «باخا» همه‌ چی ردیفه؟

23:39.313 --> 23:41.107
‫آره میک.
‫همه‌ چی ردیفه.

23:41.816 --> 23:44.193
‫کل پکیج؟
‫مدارک سفر، همه‌ چی؟

23:44.277 --> 23:45.987
‫آره، سیر تا پیازش.

23:46.070 --> 23:49.907
‫میتونی به آدمِ من اعتماد کنی.
‫کارش مو لای درزش نمیره.

23:50.408 --> 23:52.660
‫اگه مجبورم کنن
‫پابند الکترونیکی ببندم چی؟

23:53.244 --> 23:54.620
‫خب، اون رو هم میتونه ردیف کنه.

23:54.704 --> 23:58.374
‫خوبه که اسپانیایی بلدی.
‫میتونی اونجا به دیدنم بیای.

23:58.458 --> 24:00.626
‫میتونیم لب ساحل تاکوی ماهی بخوریم.

24:00.710 --> 24:02.587
‫بیا فعلاً صابون به دلمون نزنیم.

24:02.670 --> 24:04.422
‫خیلی خب.
‫فردا هر دوتون رو می‌بینم.

24:11.095 --> 24:15.099
‫من لورنا کرین هستم، همکار وکیلِ متهم،
‫مایکل هالر، که شخصاً از خودش دفاع می‌کنه.

24:15.183 --> 24:19.621
‫این مکالمه یه آزمایش بود تا ببینیم
‫مصونیت رابطه وکیل و موکل نقض شده یا نه.

24:19.729 --> 24:24.066
‫در حال حاضر ساعت ۶:۴۸
‫بعد از ظهر پنجشنبه، ۶ نوامبره.

24:30.823 --> 24:31.949
‫نظم در دادگاه.

24:35.077 --> 24:37.038
‫نظم رو رعایت کنید. همگی.

24:38.498 --> 24:41.626
‫جناب قاضی، به شرفم قسم،
‫به عنوان مأمور دادگاه...

24:41.709 --> 24:43.753
‫من به اون تماس گوش ندادم.

24:43.836 --> 24:48.621
‫چیزی که به دادگاه ارائه دادم، همون مطلبی بود که
‫به من توسط نمایندگان اداره کلانتر گزارش شده بود.

24:48.716 --> 24:51.469
‫دلیلی نداشتم که به حرف‌شون شک کنم.

24:51.552 --> 24:53.513
‫ظاهراً تو شک داشتی، خانم برگ.

24:53.596 --> 24:55.890
‫بی‌ عدالتی بزرگی صورت گرفته...

24:55.973 --> 24:59.393
‫نه تنها در حق این متهم،
‫بلکه در حق کل سیستم قضایی.

24:59.477 --> 25:02.605
‫تحقیقاتی انجام میشه.
‫مسببان مجازات میشن.

25:02.688 --> 25:04.607
‫در این میان، من آماده‌‌م در مورد
‫وثیقه حکم صادر کنم...

25:04.690 --> 25:07.985
‫مگه اینکه دادستانی مورد دیگه ای
‫برای اضافه کردن داشته باشه.

25:08.069 --> 25:09.820
‫خیر، جناب قاضی.

25:10.404 --> 25:11.989
‫انتخاب هوشمندانه‌ ایه.

25:12.823 --> 25:16.118
‫در این صورت، مبلغ وثیقه رو به ۱ میلیون دلار
‫کاهش میدم که از همین حالا لازم‌ الاجراست.

25:16.994 --> 25:18.829
‫برای وکیل مدافع قابل قبوله؟

25:24.502 --> 25:26.462
‫بله، جناب قاضی. ممنونم.

25:26.546 --> 25:29.257
‫خیلی خب.
‫ختم جلسه رو اعلام میکنم.

25:42.603 --> 25:43.479
‫آفرین.

25:52.280 --> 25:55.157
‫- اونا اونجان. منم تا چند لحظه دیگه میام.
‫- خیلی خب.

25:55.241 --> 25:57.868
‫باید بگم، فکر کردم این دفعه
‫حسابی گیرت انداختن‌...

25:57.952 --> 26:00.413
‫ولی بعدش اون تماس تلفنی رو رو کردی.

26:00.496 --> 26:03.874
‫لعنتی. پشیمون میشن
‫که باهات در افتادن، پسر.

26:03.958 --> 26:05.626
‫هی، ول، از کمکت ممنونم...

26:05.710 --> 26:08.671
‫ولی باید سر یه معامله به توافق برسیم.
‫حتی ۱۰۰ هزار تا همین الان...

26:08.754 --> 26:11.924
‫هی، این دفعه میخوام بهت
‫تخفیف ویژه دوستان و خانواده بدم.

26:12.008 --> 26:15.011
‫۱۰ درصدِ اون ۱۰ درصد. فقط ۱۰ هزار تا بهم بده،
‫و با هم بی‌ حساب میشیم، عزیزم.

26:15.094 --> 26:18.848
‫ممنون. واقعاً لطف کردی، ول.
‫تا آخر امروز پول رو حواله میکنم.

26:18.931 --> 26:22.018
‫باشه، ولی در عوض،
‫این‌ بار یه کارِ جدی ازت میخوام.

26:22.101 --> 26:24.061
‫هان؟ فکر کنم دیگه حقمه.

26:24.145 --> 26:25.271
‫بهت قول میدم.

26:27.189 --> 26:29.108
‫اوه، یه چیز دیگه.

26:29.191 --> 26:34.221
‫اگه از شهر فرار کنی، این منم که یه میلیون دلار
‫از جیبم میره، پس سندِ خونه‌ت رو لازم دارم.

26:35.197 --> 26:37.575
‫- محض احتیاط.
‫- ای بابا، بیخیال مرد.

26:37.658 --> 26:40.328
‫داشتم دستت مینداختم پسر!

26:40.411 --> 26:41.412
‫قیافه‌ت دیدنی بود.

26:42.246 --> 26:43.998
‫فعلاً!

26:48.294 --> 26:49.462
‫هی.

26:50.171 --> 26:55.221
‫همیشه برام سوال بود که داشتن
‫به اون تماس‌‌های تلفنی گوش میدادن یا نه.

26:55.259 --> 26:56.677
‫حالا دیگه میدونی که حق با تو بود.

26:57.261 --> 26:58.679
‫از این بابت خوشحال نیستم.

26:59.513 --> 27:01.641
‫امیدوارم اون عوضی‌ ها
‫به سزای عملشون برسن.

27:01.724 --> 27:03.601
‫امیدوارم اوضاعت بدتر نشه، بچه.

27:03.684 --> 27:07.104
‫مدام در مورد مجرم‌ های
‫نشان‌ دار بهت هشدار میدم.

27:07.688 --> 27:14.521
‫پیگیرِ یه پلیس شدن یه چیزه،
‫ولی تو کلِ اداره‌ کلانتری رو زیر ذره‌ بین بردی.

27:14.612 --> 27:16.947
‫اونا هم این رو بی‌ پاسخ نمیذارن.

27:17.031 --> 27:18.616
‫خب، فردا نگرانش میشم.

27:18.699 --> 27:21.243
‫الان فقط دلم میخواد
‫یکم هوای تازه بخورم.

27:21.327 --> 27:23.788
‫میکی! میکی!
‫میکی، چه حسی داری؟

27:23.871 --> 27:27.166
‫- شکایت میکنی، هالر؟
‫- اطلاعات خاصی داری که...

27:27.249 --> 27:29.669
‫- نظری نداریم، همگی ممنون.
‫- بعداً بهتون زنگ میزنم.

27:31.837 --> 27:33.547
‫- بیا از اینجا ببریمت.
‫- آره.

27:34.048 --> 27:35.174
‫کجا میخوای بری؟

27:35.883 --> 27:37.009
‫اوم...

27:49.230 --> 27:52.233
‫حس میکنم هیچ‌ وقت
‫اون بو از دماغم نمیره.

27:52.733 --> 27:54.026
‫میره.

27:54.110 --> 27:55.695
‫عالی بود بابا.

27:55.778 --> 27:57.988
‫جوری که مچ اون عوضی‌‌ها رو
‫موقع شنود گرفتی.

27:58.072 --> 27:59.907
‫هنوز بابت اون قضیه خیلی عصبانی ام.

27:59.990 --> 28:00.825
‫آره.

28:00.908 --> 28:02.785
‫مامانت از اینکه طرفِ
‫خودش تقلب کنه متنفره.

28:02.868 --> 28:04.620
‫- همین‌طوره.
‫- به نظر میرسه اونا زیاد تقلب میکنن.

28:04.704 --> 28:05.996
‫دختر خودمی.

28:09.375 --> 28:12.211
‫میدونی چیه؟ بدم میاد بحث رو
‫نیمه‌ کاره ول کنم، ولی باید برم.

28:12.294 --> 28:14.505
‫مامان، اون هفته‌ هاست که زندانی بوده.

28:14.588 --> 28:18.259
‫تو هر چقدر بخوای میتونی بمونی،
‫ولی من نمیتونم دوباره برنامه‌م رو تغییر بدم.

28:18.342 --> 28:22.555
‫مامانت باید برگرده سر کارش،‌ هیلی،
‫و اون هیچ‌ وقت تقلب نمی‌کنه.

28:23.848 --> 28:27.017
‫تازه، مطمئنم جک مشتاقه که برگردی پیشش.

28:28.018 --> 28:29.353
‫چند وقت شده؟

28:30.438 --> 28:31.480
‫دو روز.

28:31.564 --> 28:32.898
‫اوه، منظورم اینه که،
‫از وقتی که...

28:33.399 --> 28:35.609
‫از وقتی که با هم وارد رابطه شدید.

28:36.110 --> 28:37.319
‫اوه، اوم...

28:37.403 --> 28:39.238
‫تقریباً شش ماه؟

28:40.614 --> 28:42.158
‫اون درباره‌ همه‌ اینا چی فکر می‌کنه؟

28:43.242 --> 28:45.161
‫چی، تو و اتهامات؟

28:46.120 --> 28:48.038
‫لابد فکر می‌کنه کار من بوده، مگه نه؟

28:48.122 --> 28:49.039
‫بابا.

28:49.832 --> 28:52.168
‫نه، اون فکر نمی‌کنه کار تو بوده.

28:53.711 --> 28:57.423
‫جالبش اینجاست که فکر میکنی
‫ما تمام وقتمون رو صرف حرف زدن درباره‌ تو میکنیم.

28:57.506 --> 29:01.844
‫ما بدون تمام این ملودرام‌‌های میکی هالر،
‫زندگی خیلی پرمشغله‌ ای داریم.

29:01.927 --> 29:03.429
‫شک دارم زیاد بهش فکر کنه.

29:03.512 --> 29:05.931
‫آه، واقعاً خوب به نظر میرسه.

29:06.015 --> 29:08.184
‫کاش منم میتونستم دیگه بهش فکر نکنم.

29:08.267 --> 29:11.270
‫- خب، الان دیگه میتونی.
‫- آره.

29:11.353 --> 29:13.898
‫و تو، حواست باشه که پدرت رو
‫دیگه توی دردسر نندازی.

29:14.482 --> 29:16.817
‫- اشکالی نداره اگه یه مدتی اینجا بمونم؟
‫- شوخی میکنی؟

29:16.901 --> 29:18.903
‫هر چقدر دلت میخواد
‫پیش من بمون، عزیزم.

29:21.113 --> 29:22.782
‫تو توی این پرونده پیروز میشی، میکی.

29:22.865 --> 29:25.910
‫از دهنت به گوش خدا،
‫یا حداقل به گوش دینای «بند اعدامی‌ ها».

29:25.993 --> 29:26.827
‫آره.

29:27.578 --> 29:29.205
‫وقتی رسیدم خونه بهت پیام میدم.

29:29.288 --> 29:30.581
‫- باشه. خداحافظ مامان.
‫- خداحافظ.

29:30.664 --> 29:32.333
‫- خداحافظ مگی.
‫- خداحافظ.

29:44.553 --> 29:45.471
‫میتونم کمکت کنم؟

29:45.554 --> 29:47.515
‫آره، من...

29:50.518 --> 29:52.061
‫میشه یه لحظه من رو ببخشی؟

30:03.572 --> 30:05.074
‫ایز، جواب داد؟

30:05.157 --> 30:07.076
‫هنوز نمیدونم.
‫چون وقتی رسیدم اینجا...

30:07.159 --> 30:09.411
‫اولین چیزی که دیدم،
‫عکست روی یه تابلو بود...

30:09.495 --> 30:12.498
‫که یه خط قرمز روش کشیده شده بود.
‫میشه بگی جریان چیه؟

30:12.581 --> 30:16.377
‫اوم، شاید به خاطر اینه که
‫ورودم به ساختمون ممنوع شده.

30:16.460 --> 30:18.546
‫ورودت به ساختمون ممنوع شده؟

30:19.088 --> 30:20.548
‫میدونی جرم واقعی چیه؟

30:20.631 --> 30:23.634
‫اون آزمایشگاه به طرز فجیعی کارش عقبه.
‫جرم واقعی همینه.

30:23.717 --> 30:26.220
‫سیسکو، چطور شد که ورودت
‫به آزمایشگاه جنایی منطقه ممنوع شد؟

30:26.303 --> 30:29.139
‫خب، رئیس‌‌ها بو بردن که من، اوم...

30:29.223 --> 30:31.350
‫یه سری رشوه‌‌های کوچیک میدادم،
‫ولی نگران نباش.

30:31.433 --> 30:33.352
‫اونا قبلاً تو رو ندیدن.
‫جات امنه.

30:33.435 --> 30:35.521
‫چرا دارم برای این یارو شکلات می‌برم؟

30:36.146 --> 30:40.521
‫لطفاً بگو که دیابت نداره چون اصلاً
‫حوصله ندارم به زور به کسی قند بدم.

30:40.609 --> 30:41.986
‫اصلاً اینطوری نیست.

30:42.069 --> 30:43.737
‫پس دقیقاً چطوریه؟

30:44.363 --> 30:47.449
‫تا حالا به یکی از اون رستوران‌ های
‫خوراک‌ شناسی مولکولی رفتی...

30:47.533 --> 30:53.021
‫که توش یه جور، نمیدونم، کف،
‫جلوت میذارن و میگن غذاست؟

30:53.038 --> 30:54.290
‫با این سبک آشنام.

30:54.373 --> 30:57.821
‫خب، «چیور» عشقِ این کارهاست،
‫ولی با شکلات.

30:57.877 --> 31:00.421
‫میخواد خط تولید خودش رو
‫راه بندازه، میدونی...

31:00.921 --> 31:03.382
‫و توشون رو با کلی چیزهای عجیب پر کنه.

31:03.465 --> 31:06.093
‫اول میخواد بهترین شکلات‌‌ها رو
‫از همه جا امتحان کنه.

31:06.176 --> 31:09.221
‫- که با حقوق تکنسین آزمایشگاه سخته.
‫- درسته.

31:09.305 --> 31:13.058
‫تازه، زنش هم بهداشتکار دهان و دندونه.

31:13.142 --> 31:15.060
‫و خودش هم دندون هاش مستعد پوسیدگیه،
‫برای همین...

31:17.313 --> 31:19.607
‫حس میکنم معذبی.

31:20.691 --> 31:22.693
‫نمیتونم تصور کنم
‫این فکر از کجا به سرت زده.

31:22.776 --> 31:25.654
‫ما واقعاً به اون پرونده‌‌ها نیاز داریم، ایز.
‫خواهش میکنم.

31:25.738 --> 31:27.072
‫اصلاً چی باید بگم؟

31:27.156 --> 31:30.784
‫فقط بگو از طرف دفتر دکتر هرشی اومدی،
‫و وقت قبلی داری.

31:30.868 --> 31:32.369
‫اون دقیقاً میفهمه منظورت چیه.

31:32.953 --> 31:33.787
‫دکتر...

31:35.080 --> 31:38.000
‫باشه، ولی اگه بازداشت شدم،
‫باید وثیقه بذاری بیام بیرون.

31:38.584 --> 31:41.295
‫ایزی، قرار نیست بازداشت بشی.

31:42.087 --> 31:42.922
‫سلام؟

31:43.964 --> 31:45.341
‫سلام. اوم...

31:45.883 --> 31:47.593
‫اومدم اریک چیور رو ببینم.

31:48.135 --> 31:50.721
‫دکتر هرشی من رو فرستاده.

31:54.308 --> 32:00.321
‫تمام اون مزخرفات درباره‌ رابطه‌ راه دور که
‫ازدواجمون رو جذاب و غیرقابل‌ پیش‌ بینی نگه میداره...

32:00.773 --> 32:02.316
‫و منِ احمق هم حرفت رو باور کردم.

32:02.399 --> 32:05.277
‫واقعاً فکر کردی میتونم هفته‌ ها
‫بدون رابطه جنسی سر کنم؟

32:05.361 --> 32:06.195
‫خیلی خب، بیا...

32:06.278 --> 32:08.614
‫فکر کردی دروغ گفتن
‫در موردش ایده‌ خوبی بود؟

32:08.697 --> 32:11.450
‫- میتونستیم حرف بزنیم.
‫- حرف زدیم. بهت گفتم با من بیا.

32:11.533 --> 32:14.495
‫منم بهت گفتم نمیتونم
‫همین‌طوری دنبالت راه بیفتم.

32:14.578 --> 32:15.537
‫منم برای خودم شغلی دارم.

32:15.621 --> 32:18.040
‫چی، اون مغازه‌ کوچیکت توی لارچ‌ مونت؟

32:18.707 --> 32:20.417
‫تو فقط شمع و خرده‌ ریز میفروشی.

32:20.501 --> 32:23.796
‫این شرکت معماری منه که
‫خرج زندگی‌مون رو میده.

32:23.879 --> 32:24.838
‫لعنت بهت، تام.

32:24.922 --> 32:28.133
‫تو توی حومه شهر خونه‌‌های سری‌ ساز میسازی.
‫فرانک لوید رایت که نیستی.

32:28.217 --> 32:33.055
‫خیلی خب، اجازه بدید وسط
‫این بحث بسیار تأثیرگذار بپرم...

32:33.138 --> 32:36.350
‫تا بحث توافق‌ نامه پیش از ازدواجی که
‫هر دوتون امضا کردید رو پیش بکشم، خانم بیکر.

32:36.433 --> 32:39.603
‫مطمئنم تا الان فرصت کردی
‫مرورش کنی، خانم کرین.

32:39.687 --> 32:44.024
‫پس میدونی که خیانت
‫باعث ابطال مفاد قرارداد نمی‌شه.

32:44.108 --> 32:46.860
‫شاید نه، ولی آسیب بدنی باید بشه.

32:46.944 --> 32:48.278
‫کدوم آسیب بدنی؟

32:48.362 --> 32:51.365
‫منظورم اینه که همه طرفین
‫موافقن که آقای بیکر خیانت کرده...

32:51.448 --> 32:53.158
‫ولی به هیچ وجه بد رفتاری نکرده.

32:53.742 --> 32:56.996
‫اوه، تامی کوچولو با خودش
‫بیماری مقاربتی آورده خونه.

32:57.079 --> 32:57.997
‫چی؟

32:58.497 --> 32:59.832
‫مزخرفه.

32:59.915 --> 33:02.918
‫اگه بیماری مقاربتی داری،
‫از اون یارو توی کلاس سفالگریت گرفتی.

33:03.002 --> 33:04.044
‫همونی که گردنبند مهره‌ ای داشت.

33:04.128 --> 33:05.295
‫خیلی خب.

33:05.796 --> 33:10.467
‫خانم بیکر یه هفته قبل از اینکه
‫برای دیدن آقای بیکر...

33:10.551 --> 33:13.137
‫به مینیاپولیس پرواز کنه،
‫یه آزمایش کامل خون انجام داده بود...

33:13.220 --> 33:17.683
‫برای قرار ملاقات‌‌های منظم‌شون،
‫جهت «حفظ رابطه».

33:17.766 --> 33:19.351
‫جواب آزمایشش منفی بود.

33:20.561 --> 33:23.230
‫ده روز بعد،
‫اینا نتایج آزمایشش هستن.

33:24.732 --> 33:27.609
‫خب تام، اینم یه جور راه
‫برای «حفظ رابطه»ست.

33:27.693 --> 33:29.486
‫میتونیم با هم بریم کلینیک.

33:29.570 --> 33:32.281
‫و متن صریح توافق‌ نامه
‫پیش از ازدواج کاملاً روشن کرده که...

33:32.364 --> 33:34.700
‫که آسیب بدنی، در واقع،
‫باعث ابطال اون میشه.

33:34.783 --> 33:39.621
‫خب، حتی اگه این درست باشه،
‫که بعید میدونم باشه...

33:39.663 --> 33:45.021
‫اون بند به آزار فیزیکی اشاره داره،
‫نه ابتلای ناخواسته.

33:45.127 --> 33:48.088
‫خب، این دیگه به تفسیر آدم‌‌ها بستگی داره.

33:48.172 --> 33:51.383
‫خب، پس، میتونید کار رو
‫به دادگاه بکشونید.

33:51.467 --> 33:56.680
‫امتحانش کن. هر پولی که سرش دعوا دارن رو
‫خرج هزینه‌‌های دادرسی میکنیم.

33:57.347 --> 34:01.685
‫یا، بفرما.
‫این پیشنهاد نهایی ماست.

34:06.231 --> 34:07.900
‫هر وقت آماده‌ پذیرفتنش بودی زنگ بزن.

34:19.995 --> 34:22.456
‫با این پول حتی نمیتونم از پس
‫هزینه‌ موندن توی این خونه بر بیام.

34:23.165 --> 34:25.459
‫منظورم اینه که بعد از اون همه
‫کثافت‌ کاری که تحمل کردم...

34:25.542 --> 34:29.621
‫آخرش فقط یه تبخال تناسلی نصیبم شد،
‫و یه کبودی بزرگ روی پام به خاطر ترمز ماشینش؟

34:29.713 --> 34:31.548
‫ماشین چه ربطی به این موضوع داره؟

34:31.632 --> 34:35.177
‫بهت گفتم. آخرین باری که دیدمش،
‫توی ماشینش با هم سکس داشتیم.

34:35.677 --> 34:37.304
‫همون موقع بود که آلوده شدم.

34:37.387 --> 34:41.600
‫- وایسا، توی ماشینش سکس داشتید؟
‫- اون میگفت : «بیا دوباره مثل نوجوون‌‌ها باشیم.»

34:41.683 --> 34:45.354
‫دوست‌ دخترش احتمالاً طبقه بالا بود،
‫برای همین مجبور شدیم توی ماشین انجامش بدیم.

34:45.437 --> 34:46.688
‫اصلاً باورم نمی‌شه.

35:01.954 --> 35:03.330
‫سلام. اِم، گیلروی؟

35:04.248 --> 35:06.166
‫- مستقیم از اون طرف.
‫- ممنون.

35:09.962 --> 35:11.171
‫سلام.

35:11.255 --> 35:12.214
‫سلام.

35:14.716 --> 35:17.386
‫- اوم، از دیدنت خوشحالم.
‫- آره، منم همین‌طور.

35:17.469 --> 35:23.421
‫خب، من چند تا پیش‌ غذا سفارش دادم، و، اِم،
‫این همون شراب بوردو سفیده که دوست داری؟

35:23.559 --> 35:25.561
‫- عالیه.
‫- آره.

35:25.644 --> 35:29.189
‫واقعاً متأسفم که دیر کردم.
‫وقتی به «لا هویا» رسیدم ترافیک سنگین شد.

35:32.234 --> 35:33.485
‫دیشب دلم برات تنگ شده بود.

35:35.237 --> 35:36.864
‫بابت اون هم معذرت میخوام.

35:36.947 --> 35:39.074
‫میخواستن برای کاهش وثیقه استدلال بیارن،

35:39.158 --> 35:41.618
‫و فکر کردن من میتونم شاهد
‫صلاحیت اخلاقی خوبی باشم.

35:42.119 --> 35:44.538
‫زن‌‌های سابق معمولاً
‫بهترین حامی‌‌ها نیستن.

35:44.621 --> 35:48.125
‫خب، فکر کنم بیشتر به خاطر
‫اینه که من معاون دادستانم.

35:48.208 --> 35:50.669
‫استدلالِ نظم و قانون رو خنثی می‌کنه.

35:52.212 --> 35:53.839
‫تو چی؟
‫خبر هیجان‌ انگیزی هست؟

35:53.922 --> 35:57.301
‫خب، بدون تو،
‫زندگی من همیشه هیجان کمتری داره.

35:57.384 --> 36:00.429
‫آه، مطمئنم این رو
‫به همه دخترها میگی.

36:02.431 --> 36:05.225
‫در واقع، ممکنه هفته دیگه
‫مجبور بشم برم لس‌ آنجلس.

36:05.309 --> 36:07.644
‫- اوه.
‫- رباط صلیبی یکی از بازیکن‌‌های لیکرز پاره شده.

36:08.228 --> 36:09.521
‫وای، خدای من.

36:09.605 --> 36:10.564
‫آره.

36:10.647 --> 36:14.151
‫هیچ‌ وقت به این فکر کردی که چطور
‫شغل‌‌های ما به بدبختی بقیه وابسته‌ست؟

36:14.776 --> 36:18.447
‫من ترجیح میدم خودم رو قهرمانی ببینم
‫که از راه میرسه و اوضاع رو نجات میده.

36:21.158 --> 36:23.577
‫خب، اگه بتونی وقت آزاد پیدا کنی، شاید...

36:24.077 --> 36:25.662
‫شاید تو هم بتونی بیای.

36:25.746 --> 36:28.123
‫آره، عالی میشه.
‫میتونم هیلی رو ببینم.

36:28.207 --> 36:30.125
‫اون چند روزی رو پیش پدرش میمونه،
‫برای همین…

36:30.959 --> 36:32.377
‫پس بالاخره با وثیقه آزاد شد.

36:33.462 --> 36:35.297
‫آره، شد.

36:35.380 --> 36:37.049
‫باورم نمی‌شد.

36:37.132 --> 36:41.721
‫فکر میکرد کسی داره به تماس‌‌های محرمانه‌ش
‫گوش میده، و معلوم شد که حق با اون بوده.

36:43.305 --> 36:45.432
‫متنفرم از اینکه دادستان‌ ها،
‫قانون‌ شکنی میکنن.

36:45.515 --> 36:49.186
‫اینجوری انگار تمام زحمات ما،
‫بی‌ اعتبار میشه.

36:49.811 --> 36:52.439
‫بعضی وقت‌‌ها فکر میکنم
‫میکی تمام مدت حق داشته.

36:53.148 --> 36:57.152
‫منظورم اینه که من با تمام وجود
‫یه دادستانم، ولی این پرونده؟

36:57.903 --> 37:00.405
‫میدونم مدارک علیه‌شه.
‫میدونم اونا از میکی متنفرن...

37:00.489 --> 37:02.616
‫چون همیشه شکست‌شون میده، ولی قاتل؟

37:02.699 --> 37:05.452
‫امکان نداره «آیس‌ برگ»
‫همچین فکری بکنه.

37:05.535 --> 37:06.662
‫آیس‌ برگ؟

37:07.162 --> 37:09.581
‫دینا برگ.
‫با هم کارمون رو شروع کردیم.

37:09.665 --> 37:13.085
‫هیچ‌ وقت فکر نمیکردم انقدر کور باشه.
‫داریم درباره میکی هالر حرف میزنیم.

37:13.585 --> 37:15.379
‫- همین‌طوره.
‫- بفرمایید.

37:15.462 --> 37:16.296
‫ممنون.

37:17.547 --> 37:19.758
‫خیلی وقته ندیدمت،
‫و دارم درباره خودم حرف میزنم.

37:20.342 --> 37:21.385
‫و اون.

37:22.970 --> 37:23.845
‫درسته.

37:23.929 --> 37:25.514
‫آره، معذرت میخوام.

37:25.597 --> 37:29.643
‫خب، بیا درباره تو حرف بزنیم.
‫آخر هفته رو با بچه‌‌ها گذروندی؟

37:29.726 --> 37:31.728
‫در واقع، آره.
‫همین‌طوره.

37:31.812 --> 37:33.480
‫- خوبه.
‫- بردمشون سینما.

37:33.563 --> 37:34.523
‫عالیه.

37:34.606 --> 37:35.482
‫خوش گذشت.

37:35.983 --> 37:36.817
‫این رو امتحان کن.

38:30.203 --> 38:31.204
‫خوابت نمی‌بره؟

38:31.747 --> 38:33.081
‫اوه نه. بیدارت کردم؟

38:33.165 --> 38:35.417
‫نه، نه. منم خوابم نمی‌بره.

38:36.418 --> 38:38.170
‫خیلی ساکته.

38:38.962 --> 38:41.340
‫فکر کنم به سر و صدای زندان عادت کردم.

38:41.965 --> 38:43.842
‫وقتی زندان بودی نمیتونستم بخوابم.

38:43.925 --> 38:46.053
‫الان که بیرونی،
‫بازم نمیتونم.

38:50.140 --> 38:52.225
‫نمیخوام نگران من باشی، عزیزم.

38:53.977 --> 38:55.395
‫آره، خب...

38:56.063 --> 38:57.564
‫گفتنش آسونه.

38:59.858 --> 39:00.776
‫بیا اینجا.

39:08.700 --> 39:10.827
‫میدونی، چطوره برامون
‫یکم پاپ‌ کورن درست کنم؟

39:10.911 --> 39:14.748
‫میدونی، یه فیلم ببینیم،
‫و مثل آدم‌‌های عادی روی کاناپه خوابمون ببره.

39:15.624 --> 39:17.042
‫عالی به نظر میرسه.

39:26.635 --> 39:28.762
‫نتایج آزمایش سم‌ شناسی سم.

39:30.180 --> 39:31.640
‫چطور انقدر سریع گرفتیشون؟

39:32.140 --> 39:34.226
‫ایزی یکم بهم کمک کرد.

39:34.309 --> 39:36.728
‫همونطور که انتظار میرفت،
‫توی بدنش روهیپنول پیدا کردن.

39:36.812 --> 39:38.146
‫آهان، حالا منطقی شد.

39:38.230 --> 39:40.649
‫هر کسی که میخواسته برام پاپوش درست کنه،
‫باید سم رو توی ماشین من میکشته...

39:40.732 --> 39:42.692
‫ولی برای اینکه بکشوننش اونجا،
‫باید بهش داروی بیهوشی میدادن.

39:42.776 --> 39:47.521
‫ولی اگه فرضیه اینه که تو این کار رو کردی،
‫نباید از خونه میزدی بیرون تا بری دنبال سم؟

39:47.614 --> 39:51.159
‫نمیتونیم از سوابق جی‌ پی‌ اس گوشی استفاده کنیم
‫تا ثابت کنیم اصلاً از خونه خارج نشدی؟

39:51.243 --> 39:53.328
‫آره، ولی اونا هم میگن
‫گوشیم رو خونه گذاشته بودم.

39:53.412 --> 39:55.831
‫چون دوربین‌‌های امنیتی هم قطع بودن،
‫راهی برای رد کردنش نیست.

39:55.914 --> 39:57.582
‫این یه سوالی رو به وجود میاره.

39:57.666 --> 40:02.221
‫اگه کسی سم رو سوار کرده و بهش دارو داده،
‫از کجا سوارش کردن؟

40:03.672 --> 40:04.589
‫اینجا رو ببین.

40:08.885 --> 40:10.846
‫اون رو می‌بینی؟
‫اون درخشش رو؟

40:11.596 --> 40:12.431
‫روی فرمون.

40:12.514 --> 40:13.515
‫آره، اون چیه؟

40:13.598 --> 40:16.351
‫تحلیل‌‌های اولیه صحنه
‫جرم به دستمون رسید.

40:16.435 --> 40:19.062
‫طبق گزارش،
‫چربی پخت‌ و پزه.

40:19.146 --> 40:21.189
‫چربی پخت‌ و پز؟
‫مثل روغن نباتی؟

40:21.273 --> 40:22.649
‫یا شاید چربی مرغ.

40:22.732 --> 40:24.943
‫خب که چی،
‫سم توی رستوران کار میکرده؟

40:25.026 --> 40:27.863
‫آره، البته اگه راهی پیدا کرده باشه
‫که بهشون مرغ قلابی بفروشه.

40:29.948 --> 40:31.575
‫سم داشت چه غلطی میکرد؟

40:33.702 --> 40:37.497
‫نمیدونیم، ولی این رو
‫میدونیم که کارآگاه ارشد...

40:37.581 --> 40:41.621
‫کنت دراکر، یه حسابرس قضایی استخدام کرده،
‫که داره توی امور مالیش سرک میکشه.

40:41.710 --> 40:43.295
‫ما هم باید خودمون
‫ته و توی قضیه رو در بیاریم.

40:43.378 --> 40:45.922
‫میتونی این رو بزرگ کنی؟
‫قسمت جیب رو؟

40:50.260 --> 40:51.720
‫به نظرت اون چیه؟

40:52.512 --> 40:53.930
‫شاید یه کیف پول؟

40:54.890 --> 40:57.642
‫به نظر منم همینه.
‫اگه هست، پس کجاست؟

40:57.726 --> 40:59.728
‫توی گزارش اموالی که در مرحله
‫افشای ادله گرفتیم، نیست.

40:59.811 --> 41:01.271
‫- نیست؟
‫- نه.

41:01.354 --> 41:03.148
‫اون قطعاً یه کیف پوله.

41:03.231 --> 41:08.221
‫خب، یه درخواست فوری برای الزام به افشای مجدد
‫ادله تنظیم کن و برای کارآگاه دراکر احضاریه بفرست.

41:08.320 --> 41:10.280
‫اون کسیه که گزارش اموال رو امضا کرده.

41:10.363 --> 41:13.116
‫فکر میکنی دینا برگ دوباره
‫سعی می‌کنه مدارک رو مخفی کنه؟

41:13.200 --> 41:15.202
‫نمیدونم. شاید اون کسی نیست
‫که داره مخفیش می‌کنه.

41:15.285 --> 41:16.661
‫پس کی؟

41:17.162 --> 41:19.206
‫یه بخشی از وجودم فکر می‌کنه
‫مربوط به پرونده «لا کاس» هست.

41:19.289 --> 41:21.124
‫منظورم اینه که من
‫کل سیستم رو بی‌ آبرو کردم.

41:21.208 --> 41:23.585
‫نه، اونا خودشون خودشون رو بی‌‌ آبرو کردن.

41:23.668 --> 41:26.671
‫خب، هنوز دارن بابت نوشتن
‫چک توافق به ما به هن‌ و هن میفتن.

41:27.172 --> 41:30.550
‫آدم‌ هایی هستن که خوشحال میشن من رو
‫بندازن زندان و کلیدش رو هم دور بندازن.

41:30.634 --> 41:35.221
‫این هم کمکی نمی‌کنه که تو دوباره
‫دماغ اداره کلانتر رو به خاک مالیدی.

41:35.263 --> 41:38.850
‫آره، تبریک میگم.
‫الان واقعاً دشمن شماره یک مردم شدی.

41:38.934 --> 41:42.621
‫فقط این رو میدونم که اگه کسی اون
‫کیف پول رو قایم کرده، حتماً دلیلی براش داره.

41:47.943 --> 41:49.528
‫درباره سم چی میدونیم؟

41:49.611 --> 41:50.570
‫هوم.

41:50.654 --> 41:54.115
‫اینکه یه کلاهبردار و کلاً
‫یه آدم پست‌ فطرت بود.

41:54.199 --> 41:55.242
‫خدا بیامرزدش.

41:55.325 --> 41:56.409
‫دیگه چی؟

41:56.493 --> 42:01.721
‫منظورم اینه، اون یه چیزی که همه کلاهبردارها
‫موقع کلاهبرداری ازش استفاده میکنن چیه؟

42:01.831 --> 42:03.333
‫یه هویت جعلی.

42:03.416 --> 42:04.960
‫سم هزار تا از این هویت‌‌ها داشت.

42:06.002 --> 42:09.798
‫همینه. منظورم اینه، ما اینجا نشستیم،
‫و سعی میکنیم بفهمیم سم دنبال چی بوده...

42:09.881 --> 42:12.133
‫ولی اون آخرین باری که
‫دیدیمش بهمون گفت. یادتونه؟

42:12.842 --> 42:16.304
‫قاضی با آزادی مشروط تحت نظارت موافقت کرد.
‫اون باید تمام پول رو برگردونه.

42:16.388 --> 42:20.225
‫- که به این زودی‌ها اتفاق نمیفته.
‫- داری درباره چی حرف میزنی؟

42:20.308 --> 42:22.561
‫ببین، من باید خیلی بیشتر از اینا
‫به آخرین سرمایه‌ گذارم بدم.

42:22.644 --> 42:23.812
‫اگه ندم، کارم تمومه.

42:24.479 --> 42:26.648
‫سم داشت یه کلاهبرداری
‫طولانی‌ مدت راه مینداخت. یه چیز بزرگ.

42:26.731 --> 42:29.901
‫و هر هویتی که ازش استفاده میکرده،
‫باید توی اون کیف پول باشه.

42:29.985 --> 42:32.028
‫دقیقاً. برای همین هم
‫یکی دفنش کرده بود.

42:32.112 --> 42:35.521
‫اگه اون کیف رو پیدا کنیم،
‫میفهمیم سم دنبال چی بوده و با کی.

42:35.574 --> 42:37.075
‫خیلی خب.
‫من پیگیر لایحه میشم.

42:37.158 --> 42:40.745
‫موضوع کیف پول رو با رابطم توی
‫پلیس لس‌ آنجلس در میون میذارم.

42:40.829 --> 42:42.914
‫هر چند، من روی هیچی حساب نمیکنم.

42:42.998 --> 42:44.666
‫ایزی، میشه من رو یه جایی برسونی؟

42:44.749 --> 42:47.794
‫- مشکلی نیست. کجا میریم؟
‫- فقط باید یه چیزی رو بردارم.

42:51.756 --> 42:54.843
‫این پابند الکترونیکی توئه.
‫طبق شرایط قرار وثیقه...

42:54.926 --> 42:58.805
‫باید ۲۴ ساعته پات باشه تا بتونیم
‫رفت‌ و آمدهات رو ردیابی کنیم.

42:58.888 --> 43:00.181
‫میتونم دوش بگیرم؟

43:00.265 --> 43:03.727
‫آره، ولی توی وان حموم
‫یا استخر زیر آب نبرش.

43:03.810 --> 43:06.521
‫و هر کاری که میکنی،
‫نباید بازش کنی.

43:06.605 --> 43:08.898
‫اگه این کار رو بکنی،
‫پلیس بلافاصله مطلع میشه.

43:08.982 --> 43:10.317
‫اون بازش نمی‌کنه.

43:10.400 --> 43:12.068
‫پاچه‌ شلوارت رو بزن بالا، لطفاً.

43:15.947 --> 43:19.701
‫با تردد آزادانه‌ت موافقت شده...

43:19.784 --> 43:23.413
‫تا زمانی که در محدوده‌
‫شهرستان لس‌ آنجلس بمونی.

43:23.496 --> 43:26.666
‫حتی برای یه ثانیه هم
‫از اون خط عبور نکن.

43:27.917 --> 43:32.321
‫ما یه ردیاب جی‌ پی‌ اس داریم،
‫پس تمام مدت میدونیم کجایی.

43:33.214 --> 43:34.633
‫باتریش چقدر شارژ نگه میداره؟

43:34.716 --> 43:37.469
‫تا ۴۰ ساعت،
‫ولی توصیه نمیکنیم امتحانش کنی.

43:37.552 --> 43:40.221
‫باید هر شب شارژش کنی.
‫اگه شارژ باتری کم بشه...

43:40.305 --> 43:42.974
‫یه چراغ چشمک میزنه،
‫و صدای هشدار بلند میشه.

43:43.058 --> 43:45.935
‫اگه بذاری باتری تموم بشه،
‫فرض رو بر این میذاریم که بازش کردی...

43:46.019 --> 43:48.229
‫و به پلیس اطلاع داده میشه.

43:49.105 --> 43:50.148
‫همین؟

43:50.231 --> 43:54.321
‫همینه. میتونی بری، به محض اینکه
‫هزینه‌ اجاره‌ دستگاه رو پرداخت کنی.

43:54.361 --> 43:56.780
‫- وایسا، اون باید پولش رو بده؟
‫- قانون رو من وضع نمیکنم.

45:41.342 --> 45:42.635
‫سلست، لورنام.

45:42.719 --> 45:45.096
‫فکر کنم یه نقشه دارم.
‫بهم زنگ بزن.

45:48.683 --> 45:50.477
‫- لعنتی!
‫- بهش عادت میکنی.

45:50.977 --> 45:53.563
‫نه، نمیکنم.
‫اصلاً هم نمیخوام عادت کنم.

45:54.314 --> 45:56.024
‫خب، چی، برگردیم دفتر؟

45:57.108 --> 45:59.944
‫نه. میدونی چیه؟
‫بیا بریم شام بخوریم.

46:00.028 --> 46:01.863
‫شام؟ ساعت چهار و نیمه.

46:01.946 --> 46:04.115
‫آره، خب، ایزی، من هنوز طبق
‫وقتِ شهرستان وقت دارم.

46:04.991 --> 46:08.161
‫بیا بریم «موسو و فرانک»، مهمون من.
‫بگو لورنا و سیسکو هم بیان.

46:08.244 --> 46:09.954
‫- باشه.
‫- با وثیقه آزاد شدم.

46:10.872 --> 46:12.207
‫هر چی باشه،
‫این خودش یه موفقیته.

46:12.290 --> 46:15.126
‫- پس بهتره جشن بگیریم.
‫- هی، من با چیزِ مجانی مخالفتی ندارم.

46:15.210 --> 46:17.337
‫اوه... میکی.

46:21.424 --> 46:23.092
‫قسم میخورم قانونی پارک کرده بودم.

46:24.052 --> 46:26.638
‫اوه، بیخیال، عوضی. هی!

46:26.721 --> 46:29.057
‫هی، اون ماشین منه.
‫زمان پارک‌ سنج هنوز تموم نشده.

46:29.140 --> 46:30.099
‫مشکل من نیست.

46:30.809 --> 46:31.768
‫من دستور دارم، رفیق.

46:31.851 --> 46:33.019
‫دستور از طرف کی؟

46:37.482 --> 46:39.234
‫هی! نمیخوای بگی قضیه از چه قراره؟

46:39.317 --> 46:40.819
‫- هی.
‫- انگار خودم نمیدونم.

46:40.902 --> 46:42.737
‫پیشنهاد میکنم یه قدم بری عقب، آقا.

46:45.031 --> 46:48.368
‫طبق سوابق ما، این خودرو جزو عواید
‫حاصل از مواد مخدر محسوب میشه...

46:48.451 --> 46:51.955
‫طبق ماده ۵۰۲ قانون مجازات
‫و در نتیجه توقیف میشه.

46:52.038 --> 46:53.540
‫عواید مواد مخدر؟
‫جدی میگی؟

46:53.623 --> 46:56.251
‫بله، آقا.
‫ظاهراً با پول‌‌های کارتل خریداری شده.

46:56.334 --> 46:59.003
‫اوه، که اینطور،
‫و این هیچ ربطی به این نداره که...

46:59.087 --> 47:01.673
‫مچ شما عوضی‌‌ها رو به خاطر
‫شنود تماس‌ هام گرفتم؟

47:01.756 --> 47:03.424
‫من چیزی در این مورد نمیدونم.

47:03.508 --> 47:05.176
‫- درسته.
‫- فقط دارم وظیفه‌م رو انجام میدم.

47:06.344 --> 47:08.888
‫ولی اگه جسارت نباشه...

47:09.973 --> 47:11.266
‫یکم بدبین به نظر میرسی.

47:18.731 --> 47:19.899
‫بخش حقوقی درست میگفت.

47:20.483 --> 47:23.403
‫اونا قراره نیست کوتاه بیان.
‫دارن میان سراغم.

47:24.487 --> 47:26.021
‫این تازه اولشه.

47:30.021 --> 47:35.021
<b>°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○</b>

47:35.021 --> 47:40.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
