WEBVTT

00:00.937 --> 00:09.729
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.937 --> 00:19.729
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:20.937 --> 00:27.729
‫« یوزپـلـنـگ »

00:28.229 --> 00:31.896
‫[آگست 1862]

00:32.229 --> 00:40.896
‫« ترجمه از حسین فلاح»
‫.:: Hossein_Hidden ::.

00:54.896 --> 00:55.979
‫بله؟

00:59.687 --> 01:02.396
‫مامان، با من کاری داشتید؟

01:14.521 --> 01:16.646
‫بلاخره باید اینا رو برداری

01:17.729 --> 01:19.271
‫بذار یکم دیگه‌ام باشه

01:23.979 --> 01:26.146
‫پدرت تصمیم گرفته که بره به تورین

01:26.812 --> 01:29.854
‫داره به این فکر می‌کنـه که سمت
‫سناتوری رو قبول بکنـه یا نه

01:29.937 --> 01:30.937
‫نه

01:31.687 --> 01:33.437
‫نمی‌تونی ازم بخوای که باهاش برم

01:33.521 --> 01:35.312
‫- خواهش می‌کنم
‫- نه، مامان

01:37.854 --> 01:40.104
‫تحمل دیدن دوباره‌ی تانکردی رو ندارم

01:44.021 --> 01:47.104
‫حال پدرت خیلی بدتر از چیزیه
‫که تصورش رو می‌کنـی

01:49.104 --> 01:51.812
‫از بعد از مرگ پائولو دیگه اون آدم قبل نیست

02:05.187 --> 02:06.354
‫کونچتا

02:13.396 --> 02:14.521
‫من باهاتون میام

02:15.312 --> 02:16.312
‫چی گفتی؟

02:16.812 --> 02:18.771
‫همراهی‌تون می‌کنم.
‫باهاتون میام.

02:19.854 --> 02:21.354
‫معرکه‌ست

02:25.187 --> 02:28.021
‫حتی اگه فقط به خاطر اصرار مادرت این کارو می‌کنی

02:29.062 --> 02:30.521
‫اگه راست باشه که میگن شبیه به توام

02:30.604 --> 02:33.312
‫پس هیچکس نمی‌تونه مجبورم کنـه که
‫کاری مخالف میلـم انجام بدم

02:34.646 --> 02:36.271
‫منم یه سالینا هستم

03:10.562 --> 03:14.687
‫[تورین]
‫[پایتخت پادشاهی ایتالیا]

03:43.354 --> 03:44.479
‫دایی!

03:50.437 --> 03:51.812
‫سفرتون چطور بود؟

03:51.896 --> 03:53.187
‫یکم طولانی بود

03:53.271 --> 03:54.271
‫می‌تونم تصورش کنم

03:55.896 --> 03:57.187
‫- کونچتا
‫- پسرخاله

04:00.396 --> 04:01.479
‫خوش آمدید

04:01.979 --> 04:02.979
‫بیایید داخل

04:16.479 --> 04:18.479
‫دنبالـم بیایید، خونه رو نشون‌تون میدم

04:25.312 --> 04:27.062
‫[گاریبالدی و ارتشـش آماده‌ی ترک سیسیل]

04:27.104 --> 04:29.896
‫درگیری‌های کوچیک‌مون اینجا هم خبرساز شدن

04:31.146 --> 04:34.146
‫میگن 4 هزار سرباز آماده‌ی اینن که
‫همراهش به سمت رم برن

04:34.937 --> 04:36.562
‫این دیوونگیـه، دایی

04:36.646 --> 04:39.104
‫خودت چی؟
‫دیوونگیـت شفا پیدا کرده؟

04:40.062 --> 04:41.729
‫نه کاملاً کونچتا

04:42.271 --> 04:43.812
‫سالینا‌ها، خوش اومدید

04:46.021 --> 04:47.687
‫- عمو
‫- عزیزم

04:49.437 --> 04:51.187
‫- کونچتا
‫- آنجلیکا

04:51.271 --> 04:52.812
‫خونه‌ی زیبایی دارید

04:52.896 --> 04:55.187
‫این نقاشی رو نگاه کن.
‫چقد خوب با قلم مو کارش کردن.

04:56.562 --> 04:57.771
‫نظر منم همینـه

04:58.396 --> 05:02.271
‫هرچقدر هم خوب باشه، بازم به پای
‫نقاشی بلینی در ویلای سالینا نمی‌رسه

05:03.104 --> 05:05.937
‫- درست نمیگم، دایی
‫- کونچتا، حال زن‌دایی چطوره؟

05:07.896 --> 05:09.187
‫همونطور که می‌تونی تصور کنی

05:09.271 --> 05:10.354
‫یه سورپرایز داریم

05:11.937 --> 05:13.229
‫باید ببینید که شوالی

05:13.312 --> 05:15.354
‫امشب چه جایی براتون توی اپرا رزرو کرده

05:15.437 --> 05:16.812
‫پادشاه هم اونجاست

05:17.896 --> 05:19.354
‫- امشب؟
‫- البته

05:19.437 --> 05:22.104
‫کلی چیز هست که باید ببینید،
‫یک لحظه هم نباید وقت تلف کنیم

05:22.687 --> 05:24.771
‫الان مرکز همه‌چی تورینـه

05:25.437 --> 05:26.937
‫قراره چی ببینیم؟

05:27.021 --> 05:28.854
‫نابوکو می‌بینیم

05:30.687 --> 05:32.187
‫در هر صورت، امشب...

05:32.687 --> 05:34.771
‫وزیر فرانسه در ایتالیا هم اونجاست

05:34.854 --> 05:35.812
‫میشه بهشون بگم؟

05:35.896 --> 05:37.687
‫هنوز هیچی مشخص نیست

05:37.771 --> 05:39.979
‫تانکردی رو برای یک سمت دیپلماتیک

05:40.062 --> 05:41.604
‫در سفارت ایتالیا در فرانسه در نظر گرفتن

05:44.104 --> 05:47.146
‫- پاریس؟
‫- وزیر فرانسه ازش حمایت می‌کنـه

05:47.229 --> 05:49.937
‫اگه پشتیبانی شما رو هم
‫داشته باشم عالی میشه

05:51.646 --> 05:52.687
‫داری

05:53.979 --> 05:55.646
‫بیا، خونه رو بهت نشون میدم

06:02.687 --> 06:04.104
‫کونچتا چطوره؟

06:06.604 --> 06:07.604
‫خوبه

06:11.104 --> 06:12.396
‫این اتاق توئه

06:21.062 --> 06:22.229
‫واقعاً قشنگـه

06:23.562 --> 06:25.896
‫خیلی مناسب اتاق بچه‌هاست، نه؟

06:32.937 --> 06:35.646
‫اما احتمال اینکه بشه اتاق بیلیارد بیشتره

06:40.604 --> 06:42.437
‫خیلی خوشحالـم که اینجایید

06:44.021 --> 06:45.312
‫تانکردی هم همینطور

06:48.104 --> 06:50.979
‫همیشه میگه باهوش‌ترین آدمی
‫که میشناسه شمایید

06:54.521 --> 06:56.229
‫همیشه آدم سیاستمداری بوده

06:57.521 --> 06:59.854
‫میرم که به استراحتـت برسی

07:27.521 --> 07:29.604
‫میزبانی شما در اینجا باعث افتخاره، شاهزاده

07:30.187 --> 07:33.479
‫مخصوصاً اینکه به تازگی یک تراژدی داشتید

07:36.979 --> 07:38.854
‫روزهای پرفعالیتی برام تدارک دیدید

07:38.937 --> 07:41.062
‫بله. فردا یک بازدید از مجلس سنا دارید

07:41.146 --> 07:43.354
‫و عصر هم یک پذیرایی کوچیک

07:43.437 --> 07:46.562
‫و البته بعدش، سخنرانی‌تون در
‫مجمع ملی در روز جمعه

07:47.604 --> 07:51.354
‫اجازه بدید آقای شارو، وزیر فرانسه رو
‫بهتون معرفی کنم

07:52.062 --> 07:52.896
‫شاهزاده

07:52.979 --> 07:54.729
‫- از آشنایی‌تون خوشوقتم
‫- باعث افتخاره

07:54.812 --> 07:56.771
‫ایشون دخترم هستن، کونچتا

08:03.979 --> 08:07.646
‫به نظر میرسه که دوتایی‌تون خیلی زود
‫معروف شدید

08:08.271 --> 08:10.771
‫فکر کنم تیکه انداختی

08:12.979 --> 08:15.854
‫صادق باش، کونچتا.
‫نظرت درمورد همه اینا چیـه؟

08:15.937 --> 08:16.937
‫درمورد تورین؟

08:17.646 --> 08:18.687
‫درمورد ایتالیا

08:20.187 --> 08:22.146
‫چیزی که بهم قولـش رو داده بودن نیست

08:22.646 --> 08:23.646
‫چطور؟

08:24.437 --> 08:27.021
‫یک قایق از مسینا به ناپل

08:27.104 --> 08:28.354
‫سپس یک قطار

08:28.437 --> 08:30.354
‫به رم، فلورانس و ونیز

10:35.937 --> 10:38.229
‫گاریبالدی دستورات پادشاه رو نادیده گرفته

10:39.271 --> 10:42.729
‫ارتشـش از تنگه مسینا عبور کردن
‫و حالا توی خشکی هستن

10:43.312 --> 10:44.187
‫پدر

10:57.271 --> 10:59.687
‫دستورات پادشاه‌ شما بی ارزش هستن، تانکردی؟

11:00.646 --> 11:03.146
‫یا دستورات جدیدی داده شده
‫که من ازشون بی‌خبرم؟

11:03.229 --> 11:05.687
‫پادشاه فوراً یک ارتش به رم می‌فرستن

11:05.771 --> 11:06.979
‫اگه نفرستن

11:07.062 --> 11:09.687
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه اقدامات شما رو

11:09.771 --> 11:11.479
‫به عنوان اعلان جنگی به فرانسه تلقی کنیم

11:11.562 --> 11:14.354
‫- ازتون خواهش می‌کنم صبور باشید
‫- من رو ببخشید، شاهزاده

11:14.437 --> 11:16.687
‫- من باید برم
‫- خواهش می‌کنم، نرید. اینجا بمونید.

11:16.771 --> 11:17.854
‫توی پاریس منتظرم هستن

11:17.937 --> 11:20.312
‫جناب وزیر، با اجازه

11:21.479 --> 11:25.396
‫اگه برید مهمونی‌ای که فردا برای
‫عموم برگزار کردیم رو از دست می‌دید

11:26.396 --> 11:28.729
‫بدون شما چیکار کنیم؟

11:30.437 --> 11:31.271
‫کنتس...

11:32.604 --> 11:35.062
‫اگه این حادثه به موقع حل بشه، شاید بیام

11:36.937 --> 11:40.562
‫اما الان متاسفانه علاقه‌ام برای
‫تماشای اپرای وردی رو از دست دادم

11:41.312 --> 11:42.479
‫شاهزاده

11:42.979 --> 11:44.354
‫من رو ببخشید

12:01.687 --> 12:04.062
‫دایی، اگه گاریبالدی واقعاً بتونه رم رو بگیره

12:04.146 --> 12:06.812
‫تا زمانی که تبدیل به جمهوری نشیم
‫دست بر نمیداره

12:06.896 --> 12:09.812
‫مردمی مثل ما توی چنین ایتالیایی
‫زیاد دووم نمیارن

12:11.104 --> 12:13.229
‫اگه بخوایم شرایط همینطور بمونـه

12:13.312 --> 12:15.604
‫پارلمان باید دست به کار بشه

12:15.687 --> 12:16.812
‫هنوز مطمئن نیستم که

12:16.896 --> 12:20.021
‫این دنیای سیاست من رو مجذوب خودش می‌کنـه
‫یا بیزارم می‌کنـه

12:20.854 --> 12:23.562
‫اما چیزی که من رو خوشحال می‌کنـه

12:23.646 --> 12:27.146
‫اینـه که می‌بینم اینجا داری
‫چیزای زیادی به دست میاری

12:28.521 --> 12:30.521
‫خواهر زاده‌ی دوست داشتنی من

12:31.021 --> 12:32.687
‫حرفه‌ی خوبی داری

12:32.771 --> 12:36.396
‫و تا جایی که متوجه شدم ازدواج
‫موفقی هم داشتی، درسته؟

12:37.521 --> 12:39.729
‫مطمئنم که مادرت داخل بهشتـه

12:39.812 --> 12:41.187
‫و خیلی بهت افتخار می‌کنـه

12:43.312 --> 12:44.521
‫ممنون دایی

12:45.104 --> 12:47.646
‫حرف‌هاتون واقعاً خیلی برام معنی داشتن

12:50.687 --> 12:52.396
‫اوه، باید بدونید که

12:52.479 --> 12:54.146
‫دون کالوجرو داره میاد

12:54.229 --> 12:55.187
‫- نه!
‫- بله

12:55.271 --> 12:59.146
‫ظاهراً اومده دنبال اثبات اصل
‫و نسب اشرافیـش

13:00.979 --> 13:03.771
‫پادشاه سربازان را به سمت گاریبالدی می‌فرستد

13:04.479 --> 13:06.979
‫ایتالیا در آستانه جنگ داخلی!

13:08.062 --> 13:09.104
‫شاهزاده...

13:09.604 --> 13:12.062
‫کانون سیاست در ایتالیای جدید

13:12.146 --> 13:13.812
‫مجلس سنا

13:17.021 --> 13:19.062
‫قلب ملت جدیدمون

13:19.979 --> 13:22.312
‫امیدوار موافقت کنید که بخشی ازش بشید

13:23.604 --> 13:26.437
‫هدایایی که برای گرامیداشت اتحادمون گرفتیم

13:26.521 --> 13:30.021
‫نشون دهنده‌ی اینـه که چه ملت متنوعی داریم

13:31.854 --> 13:33.604
‫این هدیه از طرف پادشاهی شماست

13:34.604 --> 13:36.146
‫کاملاً مشخصه از سمت سیسیلـه

13:36.229 --> 13:37.229
‫منظورتون چیـه؟

13:37.312 --> 13:40.729
‫بقیه افرادی که هدیه فرستادن
‫حداقل یک مقصود داشتن

13:40.812 --> 13:42.896
‫زین، یک پیراهن زره‌ای

13:42.979 --> 13:45.562
‫و ما چی فرستادیم؟

13:45.646 --> 13:48.187
‫یک کشتی گالئون ساخته شده از مرجان

13:48.271 --> 13:51.187
‫که با اولین تماس با آب غرق میشه

13:51.271 --> 13:52.771
‫صرفاً ظاهرسازی

13:52.854 --> 13:54.104
‫و فخر فروشی

13:55.437 --> 13:57.896
‫این دقیقاً همون خردی هست

13:57.979 --> 14:00.687
‫که در حال حاضر به شدت بهش نیاز داریم

14:01.854 --> 14:03.896
‫با افرادی مثل شما

14:03.979 --> 14:06.896
‫حرکات خشونت‌آمیزی مثل حرکت
‫گاریبالدی به سمت رم

14:06.979 --> 14:08.437
‫اتفاق نمی‌افتن

14:11.854 --> 14:12.854
‫صد و ده

14:15.937 --> 14:18.146
‫این رنگ بهتون میاد

14:20.354 --> 14:21.354
‫خیلی خب

14:21.854 --> 14:24.521
‫در اسرع وقت لباس رو بهتون تحویل می‌دیم

14:24.604 --> 14:25.646
‫ممنون

14:29.854 --> 14:31.187
‫از شما هم ممنونـم

14:31.271 --> 14:33.937
‫فکر کردم باید یک چیز خاص داشته باشی

14:34.021 --> 14:35.771
‫تا توی مهمونی پدرت بپوشی

14:36.521 --> 14:38.229
‫زندگی اینجا همیشه انقد شلوغـه؟

14:38.771 --> 14:41.604
‫بله. واسه همین هم دوستـش دارم.

14:42.979 --> 14:44.062
‫دوست نداری...

14:44.937 --> 14:48.229
‫دوست نداری یه عصری رو فقط
‫خودتون دوتایی بگذرونید؟

14:51.187 --> 14:53.562
‫ازدواج اینجا خیلی متفاوتـه

14:57.021 --> 14:58.021
‫بیا داخل

15:05.437 --> 15:06.937
‫از طرف کنت بومبلو هست

15:07.812 --> 15:09.687
‫- اومده اینجا تا تو رو ببینـه
‫- که من رو ببینـه؟

15:12.271 --> 15:14.062
‫پدرم باید حضور داشته باشه

15:14.146 --> 15:15.812
‫- یا حداقل تانکردی
‫- کونچتا...

15:17.729 --> 15:19.146
‫اینجا که سیسیل نیست

15:21.271 --> 15:22.604
‫اینجا توی تورین

15:22.687 --> 15:24.146
‫می‌تونی بی باکانه رفتار کنی

15:26.521 --> 15:27.979
‫بیا، لباس بپوش

15:39.104 --> 15:39.979
‫کنت!

15:40.062 --> 15:41.062
‫کونچتا

15:42.896 --> 15:45.229
‫- ممنون که قبول کردید من رو ببینید
‫- البته

15:45.812 --> 15:47.146
‫پدرتون اینجا نیستن؟

15:47.812 --> 15:49.937
‫نه. پسر خاله‌ام هم نیست.

15:50.021 --> 15:52.604
‫اما بهم گفتن اینجا به چنین
‫تشریفاتی اهمیت نمیدن

15:54.021 --> 15:55.437
‫مطمئن نیستم

15:57.687 --> 16:00.979
‫توی اپرا دیدم‌تون و به خودم گفتم
‫حتماً اینجا می‌تونم پیداتون کنم

16:01.062 --> 16:01.979
‫درست فکر کردی

16:03.521 --> 16:05.771
‫نمی‌تونستم بذارم الان که

16:05.854 --> 16:07.979
‫جفتمون توی تورین هستیم
‫چنین فرصتی رو از دست بدم

16:08.979 --> 16:12.229
‫اگه داخل اون جمعیت متوجه من شدی
‫حتماً جات خیلی خوب بوده

16:12.312 --> 16:13.312
‫نه

16:13.812 --> 16:15.187
‫نه اصلاً

16:19.729 --> 16:21.354
‫نه، بخاطر این دیدم‌تون

16:22.521 --> 16:24.521
‫چون از بقیه درخشان‌تر بودی

16:29.646 --> 16:31.562
‫چقدر داخل تورین می‌مونید؟

16:32.146 --> 16:33.479
‫بستگی به پدرم داره

16:35.354 --> 16:37.479
‫سمتی که بهش پیشنهاد دادن
‫رو قبول می‌کنـه؟

16:38.396 --> 16:40.896
‫فکر نمی‌کنم بدش بیاد

16:44.437 --> 16:46.312
‫از دولت حمایت نمی‌کنید؟

16:46.396 --> 16:48.187
‫فکر می‌کنم این یه...

16:48.896 --> 16:50.271
‫سازشـه

16:51.104 --> 16:52.437
‫نه یک دوره جدید

16:53.312 --> 16:54.979
‫چیزی نیست که براش جنگیدم

16:56.604 --> 16:59.396
‫چرا با گاریبالدی از تنگه عبور نمی‌کنی؟

16:59.979 --> 17:01.396
‫جنگ من تموم شده

17:02.937 --> 17:04.187
‫باید به زندگیـم برسـم

17:07.979 --> 17:11.312
‫میشه قبل از رفتن‌تون دوباره ببینم‌تون؟

17:11.396 --> 17:13.187
‫توی میلان منتظرتون نیستن؟

17:15.687 --> 17:17.854
‫همه چیز رو عقب می‌ندازم

17:17.937 --> 17:19.729
‫تا دوباره پیش شما باشم

17:25.354 --> 17:27.687
‫دفعه بعد اگه اول از پدرم بخواید خیلی بهتره

17:28.312 --> 17:29.271
‫البته

17:31.062 --> 17:32.146
‫با اجازه

17:59.229 --> 18:00.312
‫بیا داخل

18:05.062 --> 18:06.062
‫اجازه هست؟

18:14.062 --> 18:15.229
‫تو خیلی زیبایی

18:23.021 --> 18:26.021
‫دیدن دوبارت برام آسون نبوده، کونچتا

18:41.687 --> 18:43.687
‫برات آسون نبوده؟

18:48.104 --> 18:50.021
‫خب، شاید تو بهتر می‌تونی پنهانـش کنی

18:52.187 --> 18:53.687
‫کونچتا، آماده‌ای؟

18:54.854 --> 18:56.104
‫داریم میاییم!

19:01.312 --> 19:02.521
‫باید بریم!

19:13.937 --> 19:14.896
‫بریم

19:20.021 --> 19:23.187
‫خانم‌ها و آقایان، عذر می‌خوام

19:23.271 --> 19:25.062
‫چندتا خبر خیلی مهم دارم

19:25.146 --> 19:28.521
‫تازه بهم خبر رسیده که گاریبالدی

19:28.604 --> 19:31.062
‫امروز عصر در آسپرامونته

19:31.146 --> 19:34.354
‫توسط ژنرال پالاویچینو، یک شکست داشته

19:34.437 --> 19:36.979
‫با تشکر از اقدامات سرنوشت ساز پادشاه

19:37.062 --> 19:40.229
‫شورشی‌ها در 500 کیلومتری رم متوقف شدن

19:40.312 --> 19:42.187
‫همچنین خبر رسیده که

19:42.271 --> 19:45.396
‫یک تیر سرگردان به پای گاریبالدی خورده

19:45.479 --> 19:48.104
‫توی پاش؟ پس دیگه نمی‌تونه
‫بره سمت رم!

19:48.187 --> 19:49.687
‫همراه با این خبر خوش

19:49.771 --> 19:53.104
‫مایلم که نوشیدنی‌مون رو به سلامتی
‫این مردی بخوریم

19:53.187 --> 19:57.937
‫که به زودی افتخار این را خواهیم داشت
‫که ایشون رو به عنوان یکی از سناتورهامون داشته باشیم

19:58.021 --> 19:59.896
‫مهمان اصلی ما

19:59.979 --> 20:03.479
‫دون فابریزیو کربرای، شاهزاده‌ی ساینا

20:03.562 --> 20:05.479
‫- به سلامتی شاهزاده!
‫- به سلامتی شاهزاده!

20:09.854 --> 20:12.229
‫بسیار ظریف هستـش، مگه نه؟

20:12.312 --> 20:13.521
‫هرچند، فکر می‌کنم

20:14.021 --> 20:16.104
‫دولچی‌ای که توی کتابخونه‌تون آویزون کردید

20:16.687 --> 20:19.229
‫حزن عمیق‌تری رو منتقل می‌کنـه

20:19.312 --> 20:20.354
‫موافق نیستید؟

20:22.146 --> 20:23.771
‫از پاریس بازدید کردید؟

20:23.854 --> 20:27.354
‫وزیر، تشریف بیارید و با ژنرال آشنا بشید

20:27.437 --> 20:28.729
‫باید اطاعت کنم

20:30.604 --> 20:31.812
‫ببخشید لطفاً

20:33.062 --> 20:36.146
‫سفیر شارو، ایشون ژنرال مارینی هستند

21:00.271 --> 21:02.146
‫کونچتا، باید باهات صحبت کنم

21:03.646 --> 21:05.479
‫اما نه اینجا جلوی چشم همه

21:07.979 --> 21:08.979
‫کجا؟

21:12.062 --> 21:13.646
‫این آدرس رو حفظ کن

21:14.146 --> 21:16.437
‫۷۵، خیابان لاسکاریس

21:20.521 --> 21:21.521
‫میای؟

22:05.521 --> 22:06.771
‫پدر؟

22:06.854 --> 22:07.854
‫همه‌چی مرتبه؟

22:08.354 --> 22:09.354
‫بله

22:13.021 --> 22:14.562
‫می‌خوام برم

22:16.729 --> 22:18.146
‫دختر داییـت رو می‌بری خونه؟

22:18.229 --> 22:19.646
‫البته، دایی

22:21.396 --> 22:23.479
‫- شب بخیر، پدر
‫- شب بخیر

22:25.479 --> 22:27.979
‫تو با کالسکه برو.
‫منم سریع میام.

23:30.437 --> 23:31.604
‫تاسونی؟

23:39.146 --> 23:40.771
‫منم به اندازه‌ی تو غافل گیر شدم

23:43.187 --> 23:44.646
‫اینجا چیکار می‌کنـی؟

23:46.229 --> 23:47.354
‫اینجا زندگی می‌کنم

23:48.479 --> 23:51.021
‫حتماً اشتباهی شده.
‫خیلی متاسفم.

23:51.104 --> 23:52.479
‫فکر نمی‌کنم

23:52.562 --> 23:56.021
‫وقتی تانکردی گفت که امشب
‫دوباره آپارتمان رو نیاز داره

23:56.104 --> 23:58.854
‫فکرش رو هم نمی‌کردم که بانوی جوان
‫مورد نظر تو باشی

23:58.937 --> 23:59.896
‫دوباره؟

24:00.396 --> 24:03.854
‫انگار حتی شما دختران راهبه هم تسلیم
‫جذابیتـش می‌شید

24:08.562 --> 24:09.479
‫خواهش می‌کنم

24:10.604 --> 24:11.604
‫دنبالـم بیا

24:15.812 --> 24:16.812
‫دنبالـم بیا

25:26.146 --> 25:30.146
‫یعنی اختیازات شاهزاده انقد زیاده که حتی
‫می‌تونه توی روابط خصوصی یک دختر سرک بکشه؟

25:31.146 --> 25:32.937
‫وقتی اون دختر بچه‌ی برادرش باشه، آره

25:33.437 --> 25:36.396
‫حتی اگه شوهر اون برادرزاده، دو ماه

25:36.896 --> 25:38.729
‫بعد از ازدواج بهش خیانت کرده باشه؟

25:40.229 --> 25:42.687
‫اگه فقط مشکلـت اینه که کسی نفهمه

25:43.437 --> 25:44.937
‫تخت‌های دیگه‌ای هم هستن

25:46.312 --> 25:47.854
‫همینطور هتل‌های ساکت‌تر

25:53.354 --> 25:54.354
‫می‌خوای...

25:55.437 --> 25:57.104
‫می‌خوای یه سالینا باشی

25:59.771 --> 26:01.687
‫یا یه فاحشه؟

26:05.187 --> 26:08.729
‫مردها از زمانی که 12 ساله بودم
‫درموردم حرف می‌زدن، عمو

26:11.312 --> 26:14.104
‫بهم قول بده که

26:15.104 --> 26:16.646
‫دیگه هیچ وقت اتفاق نمی‌افته

26:50.896 --> 26:52.229
‫تاسونی گذاشت بیام داخل

26:56.146 --> 26:57.687
‫معشوقه‌هات رو میاری اینجا؟

26:58.604 --> 26:59.812
‫معشوقه‌هام؟

27:01.312 --> 27:03.479
‫جوری میگی انگار صد نفر بودن

27:03.562 --> 27:05.479
‫بهم گفتی می‌خوای باهام حرف بزنی

27:06.896 --> 27:10.187
‫بعد از دیدنـت توی مراسم دفن پائولو،
‫کاملاً زده بود به سرم

27:13.104 --> 27:14.646
‫فقط می‌خواستم دوباره ببینمت

27:22.521 --> 27:23.896
‫پس ازدواجـت چی؟

27:24.396 --> 27:27.729
‫اگه انقد نگران ازدواج منـی، پس چرا اینجایی؟

27:33.562 --> 27:35.312
‫حقیقت اینـه که، من به اون نیاز داشتم

27:37.521 --> 27:38.687
‫از روی شهوت

27:40.896 --> 27:42.771
‫و حتی بیشتر از اون بخاطر فقرم

27:43.771 --> 27:45.812
‫و من به ازدواجـم وفادار بودم

27:46.312 --> 27:47.604
‫بهش باور داشتم

27:50.729 --> 27:52.187
‫اما خیلی زود فهمیدم که...

27:54.271 --> 27:57.062
‫من و آنجلیکا هیچ وجه اشتراکی
‫نداریم، جز جاه‌طلبی

27:58.062 --> 28:00.229
‫و حالا روزها به این فکر می‌کنم که

28:01.062 --> 28:03.812
‫اگه من و تو با هم می‌بودیم، چطوری میشد

28:17.854 --> 28:18.854
‫خب؟

29:02.771 --> 29:04.937
‫دایی. هنوز بیدارید؟

29:08.354 --> 29:10.937
‫کونچتا رو آوردم خونه.
‫همه‌چی مرتبه.

29:12.479 --> 29:13.479
‫یکم می‌خواید؟

29:14.729 --> 29:16.271
‫یه لحظه بشین

29:37.146 --> 29:38.396
‫همسرت...

29:41.271 --> 29:42.812
‫یه رابطه‌ای...

29:44.812 --> 29:46.896
‫با اون وزیر فرانسوی داره

29:53.021 --> 29:55.396
‫متوجه شدی چی گفتم، پسر؟

29:57.979 --> 29:59.729
‫لازم نیست نگران باشید، دایی

30:01.646 --> 30:02.979
‫همه‌چیز تحت کنترلـه

30:05.271 --> 30:06.771
‫حتماً متوجه شدید که

30:06.854 --> 30:09.521
‫جاه طلبی آنجلیکا برای رشد حرفه‌ی من

30:09.604 --> 30:11.312
‫حتی از مال خودمـم بیشتر شده

30:12.646 --> 30:14.271
‫داری چی میگی؟

30:17.229 --> 30:19.021
‫با این کار موافقت کردی؟

30:20.479 --> 30:22.396
‫به این هرزگی رضایت دادی؟

30:24.729 --> 30:25.771
‫بیخیال، دایی

30:27.937 --> 30:30.479
‫تا جایی که یادمه، خودتون هم
‫همیشه یه معشوقه داشتید

30:49.604 --> 30:53.104
‫مراقب باش. هنوزم می‌تونم
‫صورتت رو له کنم!

30:57.562 --> 30:58.937
‫قرمساق

30:59.771 --> 31:01.771
‫قرمساق شدی

31:58.937 --> 32:00.354
‫خوش آمدید آقای سدارا

32:00.854 --> 32:02.229
‫دارن صبحانه می‌خورن؟

32:02.312 --> 32:05.021
‫بله. لطفاً دنبالـم بیایید.

32:15.062 --> 32:17.687
‫جوانی چه زیباست!

32:18.521 --> 32:19.479
‫آنجلیکای دوست داشتنی من

32:21.771 --> 32:24.104
‫- تانکردی!
‫- دون کالوجرو، صبح بخیر

32:25.021 --> 32:26.312
‫شاهدخت

32:26.396 --> 32:27.437
‫کدخدا

32:30.104 --> 32:31.229
‫گرسنه هستید دون کالوجرو؟

32:31.812 --> 32:32.646
‫بله

32:35.354 --> 32:36.812
‫بابت داییـم عذر می‌خوام

32:37.396 --> 32:39.021
‫دارن روی سخنرانی‌شون کار می‌کنن

32:39.104 --> 32:41.021
‫پس عذرشون موجه هست

32:41.104 --> 32:44.062
‫لطف کردید که این همه راه
‫برای شنیدن سخنرانی‌شون اومدید

32:44.146 --> 32:47.396
‫راستـش یه دلیل دیگه‌ام داشت

32:48.062 --> 32:49.062
‫جداً؟

32:49.146 --> 32:51.104
‫آنجلیکا، تو که می‌دونی

32:51.729 --> 32:56.729
‫من و خانواده‌ام مدت‌ها فکر می‌کنیم

32:57.312 --> 33:01.521
‫که ممکنه نسبتی با بارون پریزی سوم داشته باشیم

33:01.604 --> 33:04.479
‫البته از طرف خانمـش

33:04.562 --> 33:08.187
‫می‌خوام یک بار برای همیشه ببینم
‫همچین چیزی هست یا نه

33:08.271 --> 33:12.104
‫بهم گفتن که بهترین هرا‌لدیست‌ها رو تورین داره
‫[متخصص‌های شناسایی افراد اشراف زاده]

33:12.187 --> 33:14.562
‫براتون آرزوی خوش شانسی دارم

33:14.646 --> 33:17.646
‫اما دلیل اصلی که اومدم اینجا

33:17.729 --> 33:19.896
‫و سختی‌های این سفر خسته کننده

33:19.979 --> 33:21.562
‫و طولانی رو به جون خریدم

33:21.646 --> 33:23.979
‫دوست خوبم، شاهزاده سالینا هست

33:24.062 --> 33:26.437
‫که دارن یک مدال درخشان دیگه دریافت می‌کنن

33:26.521 --> 33:28.312
‫که بزنن روی سینه‌شون!

33:28.396 --> 33:31.437
‫شاهدخت، شما باید به پدرتون افتخار کنید

33:31.521 --> 33:32.937
‫مثل همیشه لطف دارید دون کالوجرو

33:34.812 --> 33:37.854
‫مادرتون کم کم دارن بهتر میشن؟

33:40.604 --> 33:41.854
‫کم کم

33:42.354 --> 33:43.687
‫البته

33:44.396 --> 33:46.479
‫از دست دادن جانشین...

33:49.896 --> 33:51.229
‫دردناک‌تر اونه

33:52.896 --> 33:54.146
‫که حتی بشه بهش فکر کرد

33:54.229 --> 33:55.437
‫نمی‌تونم تصورش رو هم بکنم

33:58.854 --> 34:01.854
‫و اون اسب زیبا، اون موجود نادر
‫که این شکلی هلاک میشه...

34:02.646 --> 34:04.562
‫ببخشید، باید یه سر به پدرم بزنم

34:04.646 --> 34:05.687
‫شاهدخت

34:08.146 --> 34:09.271
‫با اجازه

34:16.562 --> 34:17.521
‫پدر

34:19.354 --> 34:20.646
‫سدارا رسیده

34:29.396 --> 34:30.812
‫می‌دونی، آسون نیست

34:32.521 --> 34:33.521
‫چی؟

34:39.104 --> 34:42.271
‫این که به سن من برسی و متوجه بشی
‫توی همه‌چی اشتباه کردی

34:44.354 --> 34:45.729
‫چرا همچین چیزی میگید؟

34:48.271 --> 34:50.604
‫من همیشه تانکردی رو دوست داشتم

34:53.437 --> 34:55.104
‫اما ببین تبدیل به چی شده

35:03.812 --> 35:06.521
‫درحالی که پائولو برای این که من
‫دوستـش داشته باشم، باید تلاش می‌کرد

35:11.687 --> 35:14.104
‫و در حال تلاش براش به کام مرگ رفت

35:23.896 --> 35:25.604
‫و همه‌اش تقصیر من بود

35:25.687 --> 35:28.104
‫اگرچه هیچ‌کس جرأت گفتن این را ندارد

35:34.979 --> 35:36.021
‫تو...

35:39.312 --> 35:41.354
‫انقد شجاع هستی که بهم بگیـش

35:47.729 --> 35:48.896
‫بریم، پدر

35:49.771 --> 35:50.854
‫زود باش

36:10.604 --> 36:13.812
‫خانم‌ها و آقایان، توجه کنید

36:13.896 --> 36:16.896
‫ضمن خوش آمد به اعضای مجمع سیاسی

36:17.479 --> 36:21.854
‫سناتور‌ها و مهمانان خانم عزیزمان

36:22.521 --> 36:25.104
‫امروز اینجا گرد هم آمده‌ایم

36:25.187 --> 36:28.062
‫تا سخنرانی سناتور سیسیلیـه آینده

36:28.562 --> 36:30.646
‫دون فابریزیو کوربرا

36:31.437 --> 36:33.354
‫شاهزاده‌ی سالینا رو بشنویم

36:33.437 --> 36:34.396
‫خواهش می‌کنم بفرمایید

36:37.937 --> 36:40.854
‫سناتورها، وزرا وزیرها،

36:41.937 --> 36:43.521
‫خانم‌ها و آقایان

36:44.812 --> 36:48.437
‫فقط چند روزه که داخل تورین هستم

36:48.521 --> 36:52.271
‫اما باید اعتراف کنم که این چند روز
‫خیلی مفید بوده

36:53.354 --> 36:55.979
‫کمکـم کرد چی و کی بودنـم رو

36:56.979 --> 37:00.021
‫به خاطرم بیارم

37:01.854 --> 37:04.146
‫و من به شدت زیادی...

37:04.646 --> 37:05.771
‫اهل سیسیل هستم

37:07.354 --> 37:11.354
‫بیش از 25 قرن هست که ما سیسیلی‌ها

37:11.437 --> 37:14.937
‫بار تمدن‌های گوناگون و شگفت‌انگیزی

37:15.021 --> 37:17.187
‫رو به دوش می‌کشیم، تمدن‌هایی که همگی

37:17.271 --> 37:19.729
‫از سرزمین‌های دوردست به اینجا اومدن

37:19.812 --> 37:22.104
‫کاملاً شکل‌گرفته، کامل

37:22.187 --> 37:23.604
‫و بی نقص

37:23.687 --> 37:26.562
‫هرگز لذت این که یکی از این تمدن‌ها

37:26.646 --> 37:30.521
‫از جزیره‌ی خودمون برخیزه رو نداشتیم

37:31.229 --> 37:33.271
‫برای 2500 سال گذشته

37:34.562 --> 37:36.604
‫ما مستعمره بودیم

37:36.687 --> 37:39.062
‫باید اعتراف کنم که

37:39.146 --> 37:41.729
‫تا حد زیادی، تقصیر خود ماست

37:41.812 --> 37:44.729
‫اما همونطور که می‌بینید، همه‌ی این

37:45.229 --> 37:48.854
‫سلطه‌گری‌ها ما رو تسلیم و سرخورده کرده

37:48.937 --> 37:54.646
‫و حالا، چیزی که واقعاً آرزوش رو داریم

37:56.354 --> 37:57.729
‫خوابه

37:59.187 --> 38:03.146
‫از اینکه یکی سعی کنـه بیدارمون کنه، متنفریم

38:03.229 --> 38:08.521
‫حتی اگه یکی با بهترین قصد و نیت‌ها انجامـش بده

38:08.604 --> 38:10.354
‫مثلاً مثل همین مورد

38:10.854 --> 38:14.187
‫که این قدرت بزرگ رو بهم پیشنهاد می‌دید

38:15.146 --> 38:19.021
‫من عضوی از طبقهٔ حاکم قدیمم

38:19.104 --> 38:22.271
‫من به رژیم قدیمی بوربون وابسته‌ام

38:23.312 --> 38:29.354
‫این پیوندی‌ست بر اساس نجابت،
‫تا علاقه‌ی واقعی

38:29.437 --> 38:32.729
‫همچنین من متعلق به یک نسل نگون بختـم

38:32.812 --> 38:35.771
‫که بین دنیای جدید و قدیم گیر کرده

38:36.479 --> 38:40.396
‫و نمی‌تونه با هیچ کدوم خودش رو وفق بده

38:40.896 --> 38:42.021
‫بنابراین...

38:42.104 --> 38:43.771
‫با تمام تواضع

38:44.562 --> 38:45.812
‫و قدردانی

38:45.896 --> 38:48.771
‫مجبورم که پیشنهاد شما رو رد کنم

39:08.562 --> 39:09.812
‫معرکه‌ست

39:10.562 --> 39:12.937
‫هرکس دیگه‌ای بود همچین
‫افتخاری رو قبول می‌کرد

39:14.771 --> 39:17.021
‫حالا چه به کشور اهمیت می‌دادن چه نمی‌دادن

39:19.771 --> 39:20.812
‫در هر صورت...

39:21.771 --> 39:23.104
‫به طریقی...

39:23.687 --> 39:26.021
‫همیشه آخرش کاری می‌کنـه
‫که بهش افتخار می‌کنم

39:29.354 --> 39:30.854
‫توام باید همچین حسی داشته باشی

39:32.604 --> 39:33.646
‫دارم

39:40.187 --> 39:41.146
‫بعداً می‌بینمت

39:45.771 --> 39:46.937
‫التماس می‌کنم که تجدید نظر کنید

39:50.021 --> 39:52.521
‫اگر مرد‌های صادقی مثل شما کنار برن

39:52.604 --> 39:55.187
‫راه برای افرادی که هیچ اصولی ندارن باز میشه

39:55.687 --> 39:58.521
‫اون وقت ملت جوان ما چه امیدی
‫می‌تونه داشته باشه؟

39:59.687 --> 40:03.271
‫بهتون التماس می‌کنم، شاهزاده.
‫به وجدان‌تون گوش بدید.

40:03.354 --> 40:05.437
‫اما الان دقیقاً همین کار رو کردم

40:07.312 --> 40:09.396
‫تو جنتلمنی، شوالی

40:09.979 --> 40:12.604
‫خوشحالـم که باهات آشنا شدم

40:16.521 --> 40:18.271
‫اگه اجازه بدید

40:18.354 --> 40:20.521
‫می‌خوام یکی رو برای این سمت پیشنهاد بدم

40:23.437 --> 40:24.521
‫البته

40:25.104 --> 40:26.312
‫می‌دونید...

40:27.396 --> 40:30.812
‫اون پدرزن تانکردی است،
‫دون کالوجرو سدارا

40:30.896 --> 40:32.104
‫به سلامتی‌تون آقایون!

40:32.187 --> 40:35.521
‫اون بهترین مرد برای این کاره

40:35.604 --> 40:37.229
‫علاوه بر این...

40:37.312 --> 40:41.396
‫او از نسل یک خاندان اشرافی کهنـه

40:41.896 --> 40:44.479
‫یا شنیدم که به زودی قراره بشه

40:44.562 --> 40:46.646
‫درموردش فکر کن

40:53.812 --> 40:54.812
‫عذر می‌خوام

40:57.229 --> 40:59.271
‫- کونچتا
‫- کنت

40:59.854 --> 41:01.771
‫پدرت همش آدم رو غافل گیر می‌کنـه

41:03.937 --> 41:06.521
‫فکر می‌کنم الان دیگه باهاش می‌رید

41:06.604 --> 41:08.979
‫فکر نکنم انتخاب دیگه‌ای داشته باشم

41:11.354 --> 41:14.896
‫خب، این یعنی که من به سیسیل میام
‫تا باهاشون صحبت کنم

41:21.479 --> 41:22.479
‫ممنون

41:28.146 --> 41:29.187
‫با اجازه

41:41.271 --> 41:43.187
‫چیز دیگه‌ای برای سفر نیاز دارید؟

41:43.271 --> 41:45.229
‫- فکر نمی‌کنم
‫- عذر می‌خوام

41:46.021 --> 41:49.187
‫این به تازگی رسیده.
‫وقتی مهرش رو دیدم، نتونستم صبر کنم و بازش کردم.

41:54.104 --> 41:56.771
‫موقعیت سیاسیـم رسمی شد.
‫میریم به پاریس.

42:01.271 --> 42:03.396
‫به جفت‌تون تبریک میگم

42:04.146 --> 42:05.646
‫- ممنون
‫- خداحافظ

42:05.729 --> 42:07.104
‫خداحافظ، شاهزاده

42:08.604 --> 42:10.479
‫- ممنون بابت همه‌چی
‫- سفر به خیر

42:11.979 --> 42:13.312
‫خیلی برات خوشحالـم

42:13.396 --> 42:14.687
‫ممنون، کونچتا

42:16.146 --> 42:17.687
‫هر چیزی که می‌خواستی رو بدست آوردی

42:26.562 --> 42:27.604
‫پاریس!

43:04.479 --> 43:07.187
‫چقد احمق بودم

43:10.229 --> 43:13.021
‫چطور فکر کردم که می‌تونم
‫اینجا زندگی بکنم

43:18.312 --> 43:19.896
‫بیا بریم خونه

43:20.646 --> 43:21.854
‫درسته، کونچتا؟

43:24.562 --> 43:28.312
‫یک پیرزن افسرده و زیبا منتظر منـه

43:32.146 --> 43:33.271
‫و تو؟

43:34.979 --> 43:35.979
‫و من چی؟

43:37.812 --> 43:40.937
‫برات یه شوهر خوب سیسیلی پیدا می‌کنیم

43:42.687 --> 43:45.146
‫- پدر
‫- باید نزدیک‌مون بمونی

43:45.229 --> 43:46.437
‫پدر، خواهش می‌کنم

43:46.521 --> 43:49.604
‫اینطوری حواسـت به مادر هست
‫و به برادرت هم کمک می‌کنـی

43:49.687 --> 43:50.687
‫کافیه!

43:51.604 --> 43:52.604
‫کافیه!

43:52.687 --> 43:56.479
‫این میل تصمیم‌گیری برای زندگی دیگران...

43:56.562 --> 43:59.854
‫و کنترل کردن زندگی‌شون مثل توله سگ، کافیه

44:01.396 --> 44:03.604
‫باید یه چیزی از خودم بسازم!

44:03.687 --> 44:06.396
‫باید زندگی خودم رو بکنم، بدون شما

44:11.937 --> 44:13.937
‫من خیلی دوستـت دارم، پدر

44:17.479 --> 44:19.937
‫اما نمی‌تونم توی دنیایی که تو ساختی زندگی کنم

44:20.021 --> 44:22.146
‫چون باید دنیای خودم رو بسازم

44:28.062 --> 44:30.896
‫کنت بومبلو قراره منو از شما خواستگاری کنـه

44:33.354 --> 44:35.729
‫و می‌خوام که لطفاً جواب مثبت بدید

44:39.187 --> 44:40.937
‫باید از دست تو آزاد باشم

44:48.687 --> 44:49.979
‫حالا بیا بریم خونه

44:55.687 --> 45:02.979
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:04.687 --> 45:12.979
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:15.687 --> 45:22.979
‫« ترجمه از حسین فلاح»
‫.:: Hossein_Hidden ::.

45:59.062 --> 46:00.979
‫[بر اساس رمان "یوزپلنگ" اثر
‫جوزپه تومازی دی لامپه دوزا]
