WEBVTT

00:01.060 --> 00:21.122
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:21.146 --> 00:27.729
‫« یوزپلنگ »

00:31.562 --> 00:37.437
‫« ژوئن سال ۱۸۶۰ »

00:46.479 --> 00:48.479
‫پس از دو ماه جنگ،

00:48.562 --> 00:51.354
‫گاریبالدی و هزار سلحشور
سیسیل را فتح نمودند

00:51.437 --> 00:56.562
‫جزیره در آستانه‌ی پیوستن
‫به پادشاهی جدید ایتالیاست

00:56.586 --> 01:06.586
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:10.949 --> 01:20.849
‫ترجمه از iredprincess

01:21.187 --> 01:22.604
قد و بالاشون رو نگاه کن

01:33.479 --> 01:34.437
‫ببخشید، خانم

01:41.104 --> 01:43.146
‫اون‌وقت همین چند هفته پیش،

01:43.229 --> 01:47.146
زدید ملت رو به خاطر
‫پوشیدنِ این رنگ تیربارون کردید

01:48.937 --> 01:50.729
‫حتماً شنیدی که چی میگن، شاهزاده

01:51.354 --> 01:53.687
‫«چو کوه استوار باش، ولی نرم و انعطاف‌پذیر»

01:55.146 --> 01:57.854
‫باید با ارباب‌های جدیدمون کنار بیایم

01:59.896 --> 02:02.146
‫گوش کن، جریانی که در مورد
‫مجوزها شنیدم چیـه؟

02:03.562 --> 02:05.229
‫مجوز سفر

02:06.896 --> 02:07.937
‫تابستون شده

02:08.021 --> 02:10.562
‫اما تموم راه‌های خروجی شهر مسدودن

02:11.646 --> 02:13.937
‫می‌خوام خونواده‌ام رو ببرم دونافوگاتا

02:14.021 --> 02:16.771
‫ولی این گذرنامه رو لازم دارم،
‫همین مجوزه

02:16.854 --> 02:19.771
‫البته، کاخ دل‌انگیزِ دونافوگاتا!

02:20.271 --> 02:22.771
چشمه‌های زلال، هوای تازه‌ی کوهستان

02:23.271 --> 02:27.229
‫به دور از گرمای جهنمیِ این شهرِ اشغالی

02:27.312 --> 02:29.937
چیز جدیدی نیست

02:30.021 --> 02:32.646
سنت دیرینه‌ی ما بوده و هست

02:32.729 --> 02:34.646
‫ولی برای این سفر،
‫به اجازه‌ی من نیاز داری

02:34.729 --> 02:35.604
‫نخیر!

02:36.521 --> 02:37.937
‫امضات کافیـه

02:40.937 --> 02:42.104
‫اتفاقاً،

02:43.854 --> 02:46.479
‫دیگه اجازه یا ردِ چیزی
‫در حیطه‌ی اختیارات من نیست

02:46.562 --> 02:48.229
‫پس دستِ کیـه؟

02:48.312 --> 02:50.854
‫این یارویی که با ریش قرمز
روی اسب نشسته رو می‌بینی؟

02:50.937 --> 02:52.104
‫زنده باد گاریبالدی!

02:52.812 --> 02:53.854
‫زنده باد ژنرال!

02:57.979 --> 02:59.104
‫دستِ اونـه

03:03.437 --> 03:04.646
مرحبا

03:13.937 --> 03:15.062
‫تانکردی اونجاست!

03:17.979 --> 03:18.812
‫ما این بالاییم!

03:44.146 --> 03:46.312
‫تاسونی، کاوریاگی! بیاید اینجا!

03:49.271 --> 03:51.479
‫ایشون دایی بنده‌ست،
‫شاهزاده سالینا، ملقب به یوزپلنگ

03:51.562 --> 03:53.312
‫استلا، زندایی من و ایشون هم شاهدختـه

03:55.271 --> 03:57.896
‫راستش فکر می‌کردن
‫کسی اینجا ایتالیایی بلد نیست

03:57.979 --> 03:59.979
‫خیال می‌کردن زبونِ رایج سیسیل چیـه پس؟

04:00.062 --> 04:01.229
‫عربی!

04:01.937 --> 04:03.521
‫واقعاً فقط هزار نفرید؟

04:03.604 --> 04:05.146
‫بودیم. الان بیشتریم

04:05.729 --> 04:07.396
‫تانکردی، چشمت چی شده؟

04:07.479 --> 04:09.271
‫کاپیتان تانکردی، زندایی

04:09.354 --> 04:12.104
‫چیزی نیست.
‫عمراً اگه به خاطر چشمم از رژه بگذرم.

04:17.979 --> 04:19.979
‫برو کنار!

04:21.187 --> 04:22.854
‫کجاست؟ کونچتا!

04:24.104 --> 04:25.187
‫برید کنار!

04:26.729 --> 04:28.729
‫- کونچتا، خوبی؟
‫- آره

04:34.229 --> 04:36.229
‫چشمت چی شده، تانکردی؟

04:37.979 --> 04:40.854
‫نگران نباش.
‫قول بده که نگرانم نمیشی.

04:43.812 --> 04:45.187
‫اونا کین؟

04:45.687 --> 04:46.937
‫اُسرای جنگی‌ان

04:47.687 --> 04:49.646
‫اُسرا جاشون تو زندونـه ها

04:49.729 --> 04:52.854
‫ارتش ژنرال گاریبالدی آزادشون کرد

04:53.437 --> 04:55.604
‫- اهل و عیالم رو از اینجا ببر
‫- چشم

04:55.687 --> 04:56.521
‫بریم!

04:56.604 --> 04:58.271
‫- باید بریم
‫- سوار شید!

04:58.354 --> 05:00.604
‫- کیارا، کاترینا؟ فرانچسکو!
‫- بهمون سر بزنید!

05:01.187 --> 05:03.354
‫- کاترینا؟ کیارا؟
‫- سوار شید!

05:03.437 --> 05:04.396
‫کونچتا؟

05:05.396 --> 05:06.604
‫اجازه هست؟

05:06.687 --> 05:07.687
‫صد البته

05:10.604 --> 05:12.021
‫بعداً می‌بینمت

05:12.104 --> 05:13.771
‫چی؟ نمیای با ما؟

05:13.854 --> 05:15.562
‫من و تانکردی باید یه کاری بکنیم

05:16.062 --> 05:17.187
‫چی، فابریتزیو؟

05:18.354 --> 05:19.896
پیرون، همراهم بیا

05:19.979 --> 05:20.812
‫حالا خیالت راحت شد؟!

05:23.354 --> 05:24.521
‫خداحافظ، تانکردی

05:25.646 --> 05:28.062
‫- زودتر بیا به دیدن‌مون، پسرعمه
‫- میام

05:47.687 --> 05:49.437
‫- از سر راهم برید کنار!
‫- نوشیدنی می‌خوای؟

05:49.521 --> 05:52.979
‫اگه مثل شاهزاده با
‫ارتشی از سرباز روبرو می‌شدیم،

05:53.062 --> 05:54.687
‫- باید جمیعاً ریق رحمت رو سَر می‌کِشیدیم
‫- آره

05:54.771 --> 05:57.396
‫بیا بالا، کشیش‌جان.
‫باید به گناهانم اعتراف کنم!

05:57.479 --> 05:59.937
‫بومبلو فرمانده‌ی نیروهای پیشروئـه

06:00.437 --> 06:02.646
‫اگه مجوز می‌خوای،
‫اون باید امضا بزنه

06:02.729 --> 06:04.396
‫این سرهنگ اهل کجاست؟

06:04.479 --> 06:05.729
‫میلان

06:06.312 --> 06:08.521
‫پس سعی می‌کنم ‫توجیهش کنم

06:09.021 --> 06:10.854
‫اگه لازم شد، عربی سؤالم رو می‌پرسم

06:10.937 --> 06:12.687
‫مطمئنم تأثیری نداره

06:12.771 --> 06:14.521
‫از سر راهم برید کنار!

06:14.604 --> 06:16.021
‫چه بی‌ادب!

06:16.104 --> 06:18.729
‫راضیش می‌کنم.
‫هر کسی یه قیمتی داره.

06:19.271 --> 06:22.354
‫بله، دایی. اما اینجا
کسی برای جنگیدن پول نگرفته

06:22.437 --> 06:24.021
‫- بیا بگیرش!
‫- پسش بده!

06:24.104 --> 06:26.021
‫چیکار می‌کنی؟
‫بدو بیا، بس کن!

06:26.104 --> 06:28.146
به خاطر باورهاشون اومدن

06:28.229 --> 06:30.437
‫یه رداـه دیگه، پدرجان.
‫خوبـه یه عالمه داری.

06:35.979 --> 06:36.979
‫دروازه رو باز کنید!

06:39.437 --> 06:41.104
‫بذارید بیایم تو!

06:42.729 --> 06:43.896
‫سرهنگ بومبلو

06:47.812 --> 06:50.812
‫دایی بنده، شاهزاده سالینا،
‫ملقب به یوزپلنگ

06:51.312 --> 06:52.812
‫شنیدم کُنتی

06:53.521 --> 06:55.854
با عنوانت صدات بزنم؟

06:56.937 --> 07:00.687
‫ستوان کاویارگی هم کُنتـه،
‫حتی اگه رفتارش خلافش رو نشون بده

07:00.771 --> 07:03.062
‫خب، ستوان تاسونی هم همینطور

07:03.896 --> 07:06.729
‫ترجیح میدم سلسله‌مراتب‌مون حفظ بشه

07:07.479 --> 07:08.854
‫هنوز درگیر جنگیم، شاهزاده

07:08.937 --> 07:11.646
‫من ترجیح میدم «اِشغال» بخونمش

07:12.437 --> 07:13.937
‫میرم سر اصل مطلب

07:14.437 --> 07:17.562
‫با خونواده‌ام داریم میریم خونه‌مون...

07:17.646 --> 07:19.896
‫- شاهزاده...
‫- توی دونافوگاتا

07:19.979 --> 07:21.854
‫هیچکس پاشو از اینجا بیرون نمیذاره

07:22.729 --> 07:24.979
‫شورش‌های حومه‌ی شهر
‫هنوز سرکوب نشده

07:25.604 --> 07:27.979
‫اوضاع پالرمو هم همینـه

07:29.104 --> 07:30.229
‫برگردیم سر اصل قضیه

07:31.729 --> 07:33.771
‫اگه نگران امنیت مایی،

07:33.854 --> 07:35.437
تموم مسئولیتش رو به گردن می‌گیرم

07:35.521 --> 07:37.187
‫برات کتباً می‌نویسم

07:38.271 --> 07:40.646
‫متأسفانه از حیطه‌ی اختیارات شما خارجـه

07:42.937 --> 07:44.437
‫اینجا جزیره‌ی منـه

07:44.521 --> 07:45.979
شهر من هم هست

07:59.021 --> 08:02.187
‫«ای قلب مسیح، تسلای خاطر ما»

08:02.271 --> 08:04.896
‫«ای قلب مسیح، قربانیِ گناهان ما»

08:12.312 --> 08:14.021
‫وضع و اوضاع همچین هم فرقی نکرده

08:16.521 --> 08:19.771
‫این اطراف، هنوزم خانم‌ها
‫گلدون‌های ریحون‌شون رو میذارن لبه‌ی پنجره

08:20.687 --> 08:21.812
‫مثل همیشه

08:22.729 --> 08:26.021
‫بدون شک هم کار و کاسبی‌شون
‫با مهاجم‌ها گرفته

08:28.146 --> 08:31.146
یوزپلنگ ما حس می‌کنه
‫مورد تهاجم واقع شده؟

08:35.146 --> 08:36.604
‫چنگال‌هاش رو نشون میده؟

08:39.562 --> 08:43.437
‫اگه بومبلو نذاره برم دونافوگاتا،

08:44.062 --> 08:45.812
‫حتماً چنگال‌هام رو نشونش میدم

08:48.021 --> 08:50.062
‫یعنی انقدر ‫پیش من سخت می‌گذره؟

08:53.312 --> 08:54.437
‫کافیـه دیگه

09:07.937 --> 09:09.146
‫بیدار شو، پدر!

09:09.812 --> 09:12.687
‫امیدوارم منتظر که بودی کسی ازت چیزی ندزدیده
‫یا اذیت و آزاری ندیده باشی

09:21.312 --> 09:23.354
‫میشه اونجوری بهم زُل نزنی؟

09:27.479 --> 09:29.562
‫واضحـه که من آدم سست‌بنیانی هستم

09:30.854 --> 09:33.854
‫ولی مردِ پُرانرژی و پُرشوری هم هستم

09:33.937 --> 09:36.521
‫واقعاً باید با زنی سَر کنم که

09:36.604 --> 09:39.396
‫بعدِ هر بوسه،
دست به توبه میشه؟

09:40.687 --> 09:42.562
‫پنج‌تا بچه پس انداختیم!

09:42.646 --> 09:45.479
‫حتی نافش رو تا حالا نشونم نداده

09:49.854 --> 09:51.396
‫میشه حداقل اعتراف کنی؟

09:52.021 --> 09:54.562
‫باشه. هر کاری می‌خوای بکن

09:55.479 --> 09:57.062
‫روح توئـه، نه من

09:57.146 --> 10:00.146
‫اقلاً منو قاتی ماجراهات نکن

10:02.354 --> 10:04.812
می‌بینی منو؟
‫دارم بدون ردا میرم خونه

10:32.479 --> 10:35.229
‫از خودت بپرس
‫ارزشش رو داشت یا نه

10:35.312 --> 10:37.187
‫مگه مغلوب ما نشدن الان؟

10:37.896 --> 10:40.604
‫حالا که اینجاییم،
‫داریم وسط کوره‌ی آتیش

10:40.687 --> 10:43.979
‫می‌تازونیم تا جلوی شاهزاده بوربون
‫سر خم کنیم

10:44.771 --> 10:47.646
‫- شاهزاده، شاهزاده‌ست دیگه، تاسونی
‫- آره، حتماً

10:48.229 --> 10:49.937
‫بهرحال، دیگه هممون ایتالیایی هستیم

10:51.854 --> 10:53.604
‫دست بجنبونید، آفتاب‌سوخته‌ها!

11:05.396 --> 11:07.979
‫عجب عمارتیـه، تانکردی

11:08.062 --> 11:09.562
‫دیدی گفتم؟

11:18.604 --> 11:19.812
‫دون تانکردی

11:20.312 --> 11:23.896
‫سرهنگت خیال کرده می‌تونه
‫با اون خلال دندون بیاد به جنگِ با ما؟

11:23.979 --> 11:25.271
‫آقای روسو!
‫صبح عالی متعالی

11:28.271 --> 11:30.146
‫هوا داره روز به روز گرم‌تر میشه

11:31.729 --> 11:34.521
‫رفته رفته داره میشه جهنم

11:36.604 --> 11:38.812
‫اسب‌ها رو بگیرید!

12:06.562 --> 12:09.479
‫عالیجناب،
‫میزبانیِ شما افتخار ماست

12:10.312 --> 12:12.271
لازم نیست رسمی باشی، سرهنگ

12:12.771 --> 12:15.021
‫- ایشون همسر منـه
‫- شاهدخت

12:26.312 --> 12:27.396
‫داره میاد

12:27.479 --> 12:29.896
‫کونچتا، وقت‌شناس‌ترین دخترمـه

12:34.771 --> 12:35.979
سنگین باش

12:39.187 --> 12:40.646
‫قدم‌رنجه فرمودید

12:43.937 --> 12:45.521
لطف دارید، دوشیزه کونچتا

12:56.771 --> 12:59.187
‫سرهنگ ما رو به جشنش دعوت کرده

12:59.271 --> 13:01.229
‫ردش کردن. خیلی ناراحتـه

13:01.312 --> 13:02.146
‫جشنـه مگه؟

13:02.687 --> 13:05.896
‫پدرت بهت نگفت؟
‫پس چیکار می‌کنه؟

13:06.396 --> 13:09.104
‫قهر کرده.
‫دیگه نزدیک جولایـه و هنوز اینجاست.

13:09.729 --> 13:11.146
‫تو هم همینطور، کونچتا

13:12.687 --> 13:14.104
‫دیگه نمیری صومعه

13:15.646 --> 13:17.812
نه تا وقتی‌که
‫اوضاع شهر به هم ریخته‌

13:17.896 --> 13:21.396
‫پس لطفاً وظیفه‌نشناس باش و
‫بذار همین وضع ادامه پیدا کنه

13:21.479 --> 13:22.729
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم

13:25.562 --> 13:29.062
‫یه ضیافت کوچیک به پا کردیم.
‫چیز خاصی نیست.

13:29.146 --> 13:30.312
‫از خودتون پذیرایی کنید

13:38.271 --> 13:41.521
‫شاهزاده، خبرهای خاصی
‫در مورد اینجا شنیده بودم، ولی...

13:47.312 --> 13:48.312
چشمت رو گرفت؟

13:49.729 --> 13:50.812
‫به شدت

13:51.354 --> 13:53.146
‫می‌خوای از نزدیک‌تر نگاه کنی؟

13:53.937 --> 13:56.604
وایسا بذار کمکت کنم

13:56.687 --> 13:59.229
‫این میز کوچیکه رو خالی کن و
‫بذارش اون طرف

13:59.854 --> 14:01.104
‫ماریو، صندلی رو بذار اونجا

14:01.187 --> 14:05.021
‫این پله خدمتِ سرهنگ که
‫ازش بالا بره

14:08.271 --> 14:09.271
‫بفرمایید

14:23.687 --> 14:24.854
‫یانوسـه

14:26.437 --> 14:27.979
‫از خدایانِ نخستین

14:30.187 --> 14:31.896
‫پروردگار گذرگاه‌ها

14:33.729 --> 14:35.312
‫از جنگ تا به صلح

14:35.896 --> 14:37.687
‫از حیاتی به حیاتی دیگر

14:40.854 --> 14:43.812
‫وقتی یه چیزی همیشه جلوی چشمت باشه،

14:43.896 --> 14:45.937
‫بعد از یه مدت دیگه به چشمت نمیاد

14:46.021 --> 14:48.396
‫در و دیوارهای این قصر
‫همه پُر نقش و نگاره

14:48.479 --> 14:51.646
‫البته، خونه‌های هممون اینطوره

14:52.896 --> 14:55.937
‫نقاشی‌های دیواریِ دونافوگاتا
‫به طرز عجیبی زبانزد خاص و عامـه

14:56.521 --> 14:58.437
‫چطوری تا دونافوگاتا برم؟

14:58.521 --> 15:00.187
‫باید مجوز داشته باشی

15:04.354 --> 15:05.271
‫برندی؟

15:38.021 --> 15:39.937
‫شاهزاده، عرض کنم خدمتتون که،

15:40.729 --> 15:43.646
‫با وجود این گرمای سوزان،
‫این جزیره جذابیت‌های زیادی داره

15:44.521 --> 15:47.979
‫ولی می‌خوام دوباره
‫موضوع رد کردنِ دعوتنامه رو پیش بکِشم

15:49.271 --> 15:51.312
‫راستش خیلی ناراحت شدیم

15:52.479 --> 15:53.729
‫ژنرال هم ناراحت شد

15:55.312 --> 15:57.312
‫گاریبالدیِ بزرگ متوجه میشه که

15:57.396 --> 16:00.187
‫خونواده‌ی من تصمیم می‌گیره
‫توی چه مراسماتی شرکت کنه؟

16:01.229 --> 16:05.354
‫وقتی بحث خونواده‌ای
مثل شما وسط باشه، صد البته

16:05.937 --> 16:08.812
‫ما اهلِ جشن و سُروریم، مگه نه، تانکردی؟

16:09.771 --> 16:13.854
‫با این حال،
‫وقتی اسمش رو میذارید «جشنِ آزادی»

16:15.021 --> 16:17.937
‫قبول کردنِ دعوتنامه‌تون
‫برای ما سخت میشه

16:29.562 --> 16:33.271
‫خیلی از خانواده‌های بزرگ دیگه‌ی جزیره
‫قراره شرکت کنن

16:33.771 --> 16:35.229
‫خب، ما سیسیلی‌ها از

16:35.729 --> 16:38.604
تعارفات آبکی خوشمون میاد

16:42.354 --> 16:44.687
بیخیال بابا. شوخی کردم

16:44.771 --> 16:47.646
‫انقدر ما رو جدی نگیرید. یاتون نره

16:49.187 --> 16:50.521
‫خب، من تازه‌واردم

16:51.562 --> 16:52.646
اصلاً این کار رو می‌کنیم؛

16:53.437 --> 16:58.229
‫من و خونواده‌ام توی جشنِ آزادی‌تون
‫شرکت می‌کنیم

17:01.396 --> 17:02.562
‫و در اِزاش،

17:02.646 --> 17:04.979
‫شما مجوزمون برای رفتن به
‫دونافوگاتا رو امضا کنید

17:10.021 --> 17:13.187
‫شاهزاده، دوستیِ شما
‫از روی اخلاص نیست؟

17:13.271 --> 17:15.521
‫کاملاً خالصانه‌ست

17:15.604 --> 17:17.562
‫اما خب، توی این جزیره،

17:17.646 --> 17:21.104
همه حال می‌کنن
به همدیگه خوبی کنن

17:22.021 --> 17:23.771
‫نه، اینجوری سنگ رو سنگ بند نمیشه

17:25.187 --> 17:26.687
‫درخواست شما حکم توهین رو داره

17:26.771 --> 17:28.229
‫خدای من

17:28.312 --> 17:31.937
‫من به سمت‌تون دست دوستی دراز می‌کنم و
‫شما به چشم توهین بهش نگاه می‌کنید

17:33.062 --> 17:36.729
‫کاپیتان تانکردی، به افرادتون بگید
‫تمرین سرود تموم شد

17:37.479 --> 17:39.562
‫- بله، سرهنگ
‫- با اجازه‌تون مرخص میشم

17:48.812 --> 17:50.687
‫- به زودی می‌بینمت، دایی
‫- به زودی می‌بینمت، پسرجان

17:52.062 --> 17:53.187
‫خدانگهدار، تانکردی

17:53.271 --> 17:54.271
‫کونچتا

17:59.812 --> 18:01.187
‫خانم کونچتا

18:03.937 --> 18:07.562
‫اقامت موقتم توی عمارت‌تون
‫باعث افتخار بنده بوده

18:08.437 --> 18:10.271
‫قدم‌تون روی چشم ماست

18:11.354 --> 18:12.354
‫شاهدخت

18:16.354 --> 18:18.979
‫سرهنگ، با اینکه به خاطر خونِ آلمانیِ
‫تو رگ‌هات یکمی خُشکی،

18:19.062 --> 18:21.062
ولی ‫الحق که یه پارچه آقایی

18:21.146 --> 18:23.021
‫هر وقت خواستید برگردید

18:40.437 --> 18:41.437
‫خب؟

18:44.479 --> 18:47.812
‫یکی رو بفرستید دنبال بالسامو و خیاط‌هاش

18:56.646 --> 18:57.812
‫خوشگلـه

18:58.646 --> 19:00.479
‫خیلی بهت میاد، کونچتا

19:01.437 --> 19:03.104
‫نظرت چیـه، کونچتا؟

19:03.604 --> 19:05.396
رنگش بد نیست

19:08.104 --> 19:10.604
‫به نظرت یکمی... بچگونه نیست؟

19:13.937 --> 19:14.937
‫بالسامو،

19:15.437 --> 19:18.854
‫مثل یه خانم لباس تنش کن،
‫نه یه دختربچه!

19:18.937 --> 19:20.979
‫به روی چشم، شاهزاده

19:24.521 --> 19:25.937
‫- کاترینا، نوبت توئـه
‫- بله

19:26.021 --> 19:27.937
‫- نه، نوبت منـه!
‫- کیارا!

19:28.021 --> 19:29.229
‫کیارا، مراقب باش

19:30.229 --> 19:31.187
‫کار هرروزشـه

19:31.271 --> 19:33.687
‫یه جوری باهامون تا می‌کنن که
‫انگار دیگه امیدی بهمون نیست و

19:33.771 --> 19:35.687
‫فقط پاچه‌خواریشون رو می‌کنیم

19:37.062 --> 19:39.771
‫پائولو، من توی جشن‌های زیادی شرکت کردم که

19:39.854 --> 19:41.729
‫اکثراً از میزبان‌شون متنفر بودم

19:43.521 --> 19:45.812
‫اینجوری صلح حاکم میشه

19:46.687 --> 19:48.187
جلوشون سر خم می‌کنی

19:48.271 --> 19:49.312
‫چی؟

19:49.396 --> 19:50.729
جلوشون سر خم می‌کنی

19:51.229 --> 19:53.354
‫نه، اونا جلوم سر خم می‌کنن

19:53.437 --> 19:55.312
‫بعد از اینکه اندازه‌هات رو گرفتم،
‫دیگه شیرینی نخور

19:55.396 --> 19:56.646
‫هر چقدر دلم بخواد می‌خورم!

19:58.271 --> 20:01.104
‫اگه این سرخ‌پوش‌ها بخوان
‫از دخترت یه فاحشه بسازن چی؟

20:04.146 --> 20:06.687
‫نگاه‌های اون سرهنگ
‫به کونچتا رو ندیدی؟

20:07.812 --> 20:09.771
‫- مطمئنم که دیدی
‫- بس کن، پائولو!

20:09.854 --> 20:11.687
‫- ساکت باش
‫- درست مثل خودت، پدر پیورن؟

20:11.771 --> 20:16.062
‫که همیشه ساکتی، حتی وقتی‌که
‫شاهزاده میره پیشِ فاحشه‌ی خودش!

20:20.812 --> 20:21.979
‫متأسفم، مادر

20:23.437 --> 20:24.729
‫از همه معذرت می‌خوام

20:30.312 --> 20:31.896
‫برگرد سر کارت، بالسامو

20:54.854 --> 20:56.021
‫شاهزاده!

20:57.229 --> 20:59.187
‫شنیدم دعوتنامه رو رد کردی

20:59.271 --> 21:00.812
‫اما کار درستی کردی که اومدی

21:01.354 --> 21:03.021
‫عصر بخیر، فرماندار

21:03.104 --> 21:04.271
‫روسو

21:04.771 --> 21:07.604
‫خیالم راحت که داری
‫این یارو رو تیغ می‌زنی؟!

21:07.687 --> 21:09.729
‫آروم و با دقت

21:09.812 --> 21:10.812
‫خوبـه

21:47.687 --> 21:50.354
‫دایی، سرهنگ خیلی خوشحالـه که اومدید

22:13.937 --> 22:15.729
‫چرا نمی‌رقصن؟

22:18.479 --> 22:20.104
‫قبول کردن دعوتنامه به جای خود،

22:20.187 --> 22:23.729
‫ولی اینکه وانمود کنی داره
‫بهت خوش می‌گذره یه چیز دیگه‌ست

22:30.021 --> 22:32.604
‫چسکو، با کونچتا برقص

22:33.521 --> 22:35.104
‫برو. به حرفم گوش کن

22:41.062 --> 22:43.312
‫برو دو تا رقاص
‫واسه دختردایی‌هات پیدا کن

22:43.396 --> 22:45.687
‫- الساعه، دایی‌جان
‫- افسران جوان!

22:56.146 --> 22:58.604
‫از لحظه‌ای که رسیدیم،
‫همش چشمش به توئـه

22:58.687 --> 23:00.854
‫تاسونی، کاویارگی، همراهم بیاید

23:00.937 --> 23:01.937
‫بریم برقصیم

23:10.104 --> 23:11.271
‫کیارا، کاترینا...

23:11.354 --> 23:12.354
‫بله، بابا

23:21.604 --> 23:23.229
‫بخور

24:49.146 --> 24:51.812
‫تانکرادی، کونچتا، با هم برقصید

25:15.062 --> 25:19.021
‫زشتـه برم بگم بهم زُل نزنه؟

25:20.104 --> 25:22.354
‫چند بار با همدیگه رقصیدیم؟

25:23.271 --> 25:25.104
‫یه بار. اونم الان

25:25.187 --> 25:26.312
‫نه، محالـه

25:26.396 --> 25:28.312
‫چرا، اگه می‌رقصیدیم یادم می‌موند

25:28.937 --> 25:31.271
‫اگه داری همون کاری رو میکنی که فکر می‌کنم،

25:31.854 --> 25:35.562
‫سر پائولو داد زدی چون فهمید
چطور آدمی هستی

25:36.312 --> 25:37.354
‫من داد زدم؟

25:37.437 --> 25:40.229
‫خیلی ببخشید ها،
‫تو خوابوندی زیر گوشش

25:42.104 --> 25:45.104
‫نگاهش کن،
‫حاضره واسه اینکه یه لحظه دستشو بگیره،

25:45.187 --> 25:47.146
‫مدال‌هاش رو بکنه تو حلق خودش

25:48.896 --> 25:50.604
‫پدرم توی شهر یه معشوقه داره

25:53.771 --> 25:55.146
‫تعجب نکردی

25:55.229 --> 25:56.896
تعجبی نداره، کونچتا

25:56.979 --> 25:58.896
‫ولی غافلگیر شدم که
تو ‫چطور خبر داری

25:59.771 --> 26:02.896
‫همه می‌دونن، اما هیچکس براش مهم نیست

26:06.479 --> 26:08.396
‫ناسلامتی یوزپلنگـه

26:08.479 --> 26:10.312
‫دنیا رو انگشتش می‌چرخه

26:10.396 --> 26:12.979
‫اون‌وقت ما باید ازش تبعیت کنیم؟

26:13.062 --> 26:15.146
‫آره، بگی‌نگی

26:19.521 --> 26:22.687
‫بومبلو حق داره بهت خیره بشه

26:46.062 --> 26:47.646
‫میرم شامپاین بخورم

27:16.229 --> 27:17.896
‫- شاهزاده
‫- عجب عصر دل‌انگیزی

27:17.979 --> 27:20.396
‫بالاخره بهش رسیدیم، نه، سرهنگ؟

27:22.187 --> 27:24.396
قدم شما و خونواده‌تون روی چشم ماست

27:30.729 --> 27:31.812
‫می‌خواستم بپرسم..

27:32.312 --> 27:35.812
افتخار رقصیدن با دخترتون رو بهم می‌دید؟

27:39.021 --> 27:41.146
‫بله، البته!

27:41.229 --> 27:43.187
‫ولی قبلش یه سؤال دارم

27:44.562 --> 27:47.479
‫هنوز هم مصممی که
‫بابت اون حرکت کوچیک دوستانه

27:48.354 --> 27:50.396
‫دست رد به سینه‌ام بزنی؟

27:50.896 --> 27:52.396
بیخیال، سرهنگ

27:52.479 --> 27:55.104
‫این همه جنجال واسه یه امضای ساده؟

28:08.812 --> 28:09.854
‫این یعنی آره؟

28:13.896 --> 28:14.896
‫کونچتا

28:15.937 --> 28:16.896
‫کونچتا؟

28:18.021 --> 28:21.479
‫می‌خوای با دوست جدیدمون برقصی؟

28:23.812 --> 28:24.812
‫البته

28:25.604 --> 28:26.979
‫خوبـه. خوش بگذره

29:30.687 --> 29:31.854
‫برید عقب!

29:32.771 --> 29:33.812
‫عقب!

29:33.896 --> 29:35.354
‫فرمانده اینجا کیـه؟

29:35.437 --> 29:36.437
‫بنده

29:41.937 --> 29:43.979
‫این امضای سرهنگ بومبلوئـه

29:45.146 --> 29:47.021
‫بفرمایید. می‌تونید برید

29:49.812 --> 29:51.021
‫راه رو باز کنید!

30:16.646 --> 30:18.104
‫سرهنگ بومبلو

30:19.104 --> 30:21.812
‫خواسته وقتی برگشت میلان،
‫برات نامه بنویسه

30:24.729 --> 30:26.021
‫بهش اجازه میدی؟

30:29.812 --> 30:32.437
‫شاید بهش گفتم قراره برگردی صومعه

30:33.979 --> 30:35.187
‫ولی طرف کُنتـه

30:35.812 --> 30:37.312
کم کسی نیست

30:41.729 --> 30:44.396
وگرنه الان باید برمی‌گشتم صومعه

30:49.062 --> 30:50.146
‫چی گفتی؟

30:51.146 --> 30:52.979
تیکه انداختی، دخترجون؟

30:54.146 --> 30:57.562
‫اگه بود، مجبورم می‌کردی
‫امسال تابستون توی پالرمو بمونم،

30:57.646 --> 30:59.062
‫درست مثل کاری که
‫با پائولو کردی؟

31:07.396 --> 31:09.271
‫نگران پائولو نباش

31:10.604 --> 31:14.396
‫باید بمونه و از خونه محافظت کنه

31:15.812 --> 31:19.021
‫اونجا خوشحالـه و داره
‫برای یه حرکت ضدانقلاب برنامه‌ریزی می‌کنه

31:21.354 --> 31:25.229
می‌تونیمم بهش بگیم نقشه‌ی
قتلِ بومبلو رو بریزه ها

31:25.771 --> 31:26.729
‫نظرت چیـه؟

31:29.312 --> 31:32.187
‫گمونم خرابکاری کنه و گیر بیفته

31:32.271 --> 31:34.521
‫آره، حتما! همین میشه!

32:24.729 --> 32:34.729
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

32:44.937 --> 32:45.937
‫کونچتا

32:46.521 --> 32:47.854
‫بیا، پیشم بشین

33:02.937 --> 33:03.979
‫نوشیدنی می‌خوری؟

33:04.812 --> 33:05.896
‫نه، مرسی

33:18.896 --> 33:20.937
‫چشمت چی شده، تانکردی؟

33:25.062 --> 33:27.562
‫قول دادی نگران نشی

33:27.646 --> 33:29.604
من ‫قولی ندادم. تو خواستی قول بدم

33:29.687 --> 33:31.021
‫ولی من که قولی ندادم

33:38.646 --> 33:40.229
‫کونچتا، باید برگردم

33:41.687 --> 33:44.937
‫بومبلو بهم اجازه داد
‫تا دونافوگاتا همراهی‌تون کنم

33:45.021 --> 33:46.812
‫ولی بعدش باید برگردم سرکارم

33:58.729 --> 34:00.979
‫تا حالا شده فکر کنی اگه
‫یه وقتِ دیگه و

34:01.062 --> 34:05.104
‫یه جای دیگه متولد می‌شدیم
‫چی می‌شد؟

34:05.187 --> 34:08.687
‫یا که اصلاً شاید حتی متولد نمی‌شدیم؟

34:08.771 --> 34:11.312
‫الان فیلسوف شدی واسه من؟

34:18.229 --> 34:19.646
‫کونچتا، به من گوش کن

34:20.146 --> 34:21.646
‫برنگرد صومعه

34:22.729 --> 34:24.604
‫می‌تونیم فرار کنیم، خودم و خودت

34:26.104 --> 34:29.396
‫دوتا اسب برمی‌داریم و یه قایق،
‫بعدش هرجایی دلمون بخواد میریم

34:29.479 --> 34:32.104
‫هرجوری هم که دلمون بخواد
‫با هم زندگی می‌کنیم

34:34.771 --> 34:36.729
‫فکر کن چقدر حال میده

34:39.812 --> 34:41.562
‫میتونی تصورش کنی، کونچتا؟

34:48.771 --> 34:50.479
‫می‌خوای به بابام بگم؟

34:54.854 --> 34:56.021
میده تیربارونم کنن

34:56.104 --> 34:58.312
‫اونقدرهام که به نظر می‌رسه
‫ترسناک نیست

34:58.396 --> 34:59.562
‫بهش نگو، تو رو خدا

35:12.354 --> 35:14.521
‫نمی‌تونیم فرار کنیم، تانکردی

36:53.771 --> 36:54.896
‫رسیدن!

36:55.396 --> 36:57.687
‫اعلیحضرت، شاهزاده اینجاست!

36:59.937 --> 37:01.646
‫شاهزاده برگشته!

37:02.437 --> 37:03.687
‫کدخدا!

37:03.771 --> 37:06.854
‫کدخدا سدارا، شاهزاده اومده!

37:07.521 --> 37:11.646
‫اعلیحضرت، شاهزاده برگشته!
‫بالاخره رسیده!

37:13.979 --> 37:15.104
‫اینجاست!

37:15.187 --> 37:17.062
‫اعلیحضرت، شاهزاده اینجاست!

37:18.021 --> 37:19.396
‫- آهای!
‫- بله؟

37:19.479 --> 37:21.479
‫- بیا اینجا. تو
‫- بله

37:21.562 --> 37:23.812
‫- برو رهبر نوازنده‌ها رو بیدار کن
‫- چیکار باید بکنم؟

37:25.062 --> 37:27.104
‫- یه شال بده بهم
‫- کدوم؟

37:29.854 --> 37:30.854
‫قرمزه

37:31.771 --> 37:33.479
‫دارن میان! بجنبید!

37:33.562 --> 37:35.187
‫دارن میان!

37:35.271 --> 37:37.437
‫از سر راه برید کنار!

37:37.521 --> 37:39.146
‫رهبر، بنواز!

38:03.812 --> 38:04.979
‫شاهزاده!

38:06.896 --> 38:11.104
‫شاهزاده، خشونت و گرما رو
‫پشت سر گذاشتید

38:11.187 --> 38:13.062
‫اینجا دیگه آرامش خاطر دارید

38:13.646 --> 38:16.062
دزدهای اینجا سیاسی نیستن

38:16.146 --> 38:17.229
از قدیمی‌هان

38:17.312 --> 38:20.646
‫آقای روسو و افرادش مرخص‌ان

38:22.187 --> 38:25.271
‫روسو، نظرت چیـه؟
‫گمونم دیگه می‌تونی بری

38:26.687 --> 38:27.562
‫شاهزاده

38:27.646 --> 38:30.604
‫کدخدا، هیچ پرچمی نمی‌بینم

38:30.687 --> 38:32.687
‫نه قدیمیه و نه جدیده

38:32.771 --> 38:34.354
‫خیر، شاهزاده

38:34.437 --> 38:36.396
‫پیش خودم گفتم بهتره صبر کنیم

38:36.479 --> 38:38.437
‫همه‌ی شهرها، مِن‌جمله شهر خودمون،

38:38.521 --> 38:40.771
‫باید رأی بدن که آیا می‌خوایم

38:40.854 --> 38:42.771
‫با سرزمین اصلی متحد بشیم یا نه

38:42.854 --> 38:43.854
‫با ایتالیا

38:45.729 --> 38:47.354
‫ما، مغلوب‌ها،

38:47.979 --> 38:50.229
‫نظرمون رو پرسیدن که

38:50.312 --> 38:52.854
‫می‌خوایم فاتحانمون برن یا که بمونن

38:52.937 --> 38:55.271
‫ممکنه قبل اینکه بیان اینجا
‫ازمون بپرسن

38:55.354 --> 38:58.812
‫که دیگه الکی به اینجا حمله نکنن!

39:02.146 --> 39:03.854
‫- پرچم
‫- آره، پرچم

39:04.354 --> 39:06.021
‫- پرچم قدیمی
‫- آره

39:06.104 --> 39:07.312
‫- فعلاً
‫- آره

39:16.146 --> 39:18.146
‫امشب، طبق مداییل،

39:18.729 --> 39:20.687
‫دعوتید که با ما هم‌سفره بشید

39:21.312 --> 39:22.646
‫همراه همسرتون

39:22.729 --> 39:24.521
‫مایه‌ی افتخار ماست، شاهزاده

39:24.604 --> 39:26.896
‫اما همسرم ناخوش‌احوالـه

39:26.979 --> 39:29.687
‫حتی نمی‌تونیم شب‌ها
‫کرکره‌ها رو بالا بدیم

39:31.646 --> 39:35.437
‫هر سال دقیقاً همین جواب رو بهم میدی

39:36.062 --> 39:38.312
‫دیگه کم‌کم دارم شک می‌کنم
‫اصلاً زن داری یا نه

39:38.396 --> 39:40.396
‫معلومـه که دارم، شاهزاده!

39:40.479 --> 39:44.562
‫با اجازه‌تون،
‫می‌تونم دخترم رو بیارم

39:44.646 --> 39:45.937
‫- آنجلیکا؟
‫- بله

39:46.021 --> 39:47.146
‫اون که بچه‌ست

39:47.646 --> 39:48.771
‫۱۸‏ سالشـه

39:50.021 --> 39:52.687
‫من هم مثل شما متعجبم، شاهزاده

39:52.771 --> 39:55.146
‫هر روز که بهش نگاه می‌کنم
‫از خودم می‌پرسم دختر منـه؟

39:56.479 --> 39:57.562
‫بیارش

39:58.729 --> 40:02.562
‫لباس رسمی بپوشید،
‫اما مراسم خیلی رسمی نیست

40:02.646 --> 40:04.771
‫متوجه شدم، شاهزاده

40:04.854 --> 40:07.021
‫شاهدخت، خانم کونچتا

40:07.104 --> 40:10.104
‫وای، چقدر بزرگ شدن!

40:10.187 --> 40:12.312
‫- کدخدا
‫- چه عالی!

40:12.896 --> 40:14.562
‫چه عالی!
‫از این طرف، لطفاً

40:15.687 --> 40:17.562
‫- خوش اومدید
‫- شاهزاده

40:28.854 --> 40:30.812
‫کافیـه! برید خونه دیگه!

40:30.896 --> 40:32.812
‫رهبر! کافیـه. دیگه نزن

40:42.562 --> 40:44.812
‫- امشب ده نفریم
‫- خیلی خوبـه

40:48.562 --> 40:50.479
‫هر سال انگار سفرمون طولانی‌تر میشه

40:50.562 --> 40:52.896
‫امیدوارم وقت بشه یه آبی
‫به سر و صورتمون بزنیم

42:15.437 --> 42:16.396
‫بله؟

42:17.604 --> 42:19.062
‫- پدر
‫- کونچتا

42:20.771 --> 42:22.521
‫باید باهاتون حرف بزنم

42:24.229 --> 42:25.437
‫بیا بشین

42:37.771 --> 42:39.021
باندم کثیف شده

42:40.937 --> 42:42.687
‫یدونه تمیزش رو می‌خوام

42:42.771 --> 42:44.021
چشم، دان تانکردی

42:45.271 --> 42:47.479
‫یه شال ابریشمی‌ای چیزی برام بیار

42:48.187 --> 42:49.187
‫چشم

43:10.104 --> 43:13.021
‫غریزه‌ام با تموم آموخته‌هام در جدالـه

43:17.104 --> 43:19.396
‫کونچتا، جسم نمی‌تونه

43:20.229 --> 43:22.271
‫به روح غلبه کنه

43:23.937 --> 43:24.979
‫معصیتـه

43:25.604 --> 43:27.521
‫پدرم گناهکاره، نه؟

43:29.062 --> 43:30.229
‫تو هم همینطور

43:31.354 --> 43:34.104
‫چون اجازه میدی دروغ بگه و
‫به گناهانش ادامه بده

43:34.187 --> 43:35.937
‫نه، کونچتا، نه

43:36.479 --> 43:38.396
بحث روح پدرت با

43:39.021 --> 43:41.271
روح تو خیلی فرق داره

43:43.021 --> 43:44.021
‫بگو ببینم،

43:45.729 --> 43:48.854
‫احساسی که داری،

43:49.979 --> 43:51.187
‫صرفاً یه

43:52.021 --> 43:53.146
‫هوا و هوس که نیست،

43:53.937 --> 43:55.521
‫هست؟

43:57.396 --> 43:58.396
‫نه

44:03.146 --> 44:04.187
‫نه...

44:07.562 --> 44:09.354
‫شدیدترین هیجانیـه که تابحال

44:10.271 --> 44:13.271
‫همراه با آرامشی بزرگ حس کردم

44:27.479 --> 44:29.021
‫این پسر...

44:30.062 --> 44:31.104
‫کیـه؟

44:33.271 --> 44:34.271
‫اسمش

44:37.729 --> 44:39.104
‫می‌تونی اسمش رو بهم بگی؟

44:43.062 --> 44:44.437
‫باید به دن فابریتزیو بگی

44:44.521 --> 44:46.146
‫نه، شاهدخت

44:48.521 --> 44:50.562
‫- مطمئنم یه مادر...
‫- باید بگی!

44:51.521 --> 44:54.146
‫اگه من بگم، خیال می‌کنه
‫تو سرم نقشه دارم

44:54.229 --> 44:55.937
‫مگه همینطوری نیست؟

44:57.979 --> 44:59.604
‫شرمنده، شاهدخت

45:04.771 --> 45:05.687
‫برو

46:23.687 --> 46:24.687
‫کیـه؟

46:28.729 --> 46:30.854
‫- شرمنده، عالیجناب
‫- چیـه؟

46:30.937 --> 46:33.396
‫پدر پیرون می‌خواد ببیندتون

46:34.312 --> 46:36.229
‫همین الان؟ نمی‌تونه صبر کنه؟

46:40.479 --> 46:41.521
‫بذار بیاد تو

46:49.104 --> 46:51.396
‫اینجوری نکن، پدر.
‫سرخ شدن نداره که.

46:51.479 --> 46:53.521
اون همه سال ‫توی حوزه،

46:54.229 --> 46:56.604
‫حتماً یه چندتایی دیدی، ندیدی؟

46:57.479 --> 46:59.521
‫اون حوله بزرگه رو بده بهم

47:00.646 --> 47:01.646
‫اون یکی

47:17.021 --> 47:19.729
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- شرمنده، عالیجناب

47:23.021 --> 47:24.062
‫خب...

47:25.062 --> 47:26.062
‫یالا

47:27.229 --> 47:28.562
‫بگو ببینم

47:28.646 --> 47:31.229
‫اعتراف کن. چه خبره؟

47:31.937 --> 47:35.396
‫عالیجناب، موضوع کونچتاست

47:35.479 --> 47:36.937
‫کونچتا چی؟

47:39.687 --> 47:43.521
اومد و ‫سفره‌ی دلش رو پیشم باز کرد...

47:45.979 --> 47:48.729
‫یه مسئله‌ای هست که عمیقاً آزارش میده

47:51.771 --> 47:54.146
دردِ عشقـه، عالیجناب

47:54.229 --> 47:55.396
‫کونچتا عاشقـه؟

47:57.771 --> 47:59.479
‫عاشقِ کی؟ کی؟

48:00.271 --> 48:02.146
‫نکنه اون بومبلوی خودشیفته؟

48:02.229 --> 48:03.646
‫نه، عالیجناب

48:04.354 --> 48:05.729
‫اون نیست

48:06.604 --> 48:07.604
‫پس کی؟

48:12.646 --> 48:14.521
‫چی داری میگی؟

48:15.021 --> 48:18.562
‫هر کی از راه می‌رسه
‫یه دل نه صد دل عاشق این تانکردی میشه

48:19.646 --> 48:22.604
‫کونچتا هم می‌خواد به جمعِ
‫اون دخترهای بیچاره اضافه بشه

48:24.562 --> 48:26.979
‫تا حالا به ذهنت خطور نکرده که
‫شاید اون هم عاشقش بشه؟

48:29.062 --> 48:32.062
به همون اندازه‌ که این دختر دوستش داره

48:33.437 --> 48:35.854
‫شاید به لطفِ این عشق
‫تغییر کنه و

48:36.687 --> 48:38.187
‫بقیه رو یادش بره؟

48:40.562 --> 48:42.604
خبر داشتی؟

48:44.354 --> 48:45.687
‫کور که نیستم، فابریتزیو

48:46.729 --> 48:48.354
‫افکارت پلیده!

48:49.979 --> 48:51.437
‫نمی‌دونم، من...

48:52.229 --> 48:54.396
‫تموم خرج و مخارج اون پسر
‫گردنِ منـه،

48:54.479 --> 48:55.729
تموم دار و ندارم رو گرفته

48:55.812 --> 48:57.979
‫حالا باید جهیزیه‌ی کونچتا رو هم بهش بدم

48:58.062 --> 49:00.104
‫به خرج و مخارجش فکر نکن، فابریتزیو

49:01.104 --> 49:02.354
‫به سودش فکر کن

49:04.229 --> 49:05.729
از خدامون هم باشه

49:06.604 --> 49:09.312
‫با همدیگه هم می‌تونن
‫پرچمدار معنایِ

49:09.396 --> 49:12.021
‫این دولت جدیدمون بشن

49:13.021 --> 49:15.562
‫شاهزاده و شاهدخت سالینا

49:16.396 --> 49:17.646
‫وارث‌های تو

49:18.896 --> 49:21.479
‫تا آخر عمرت در کنارتن

49:22.771 --> 49:25.812
‫حتی اون‌موقع هم،
‫روحت در کنارشون با فکرِ اینکه

49:26.687 --> 49:30.437
‫همیشه در قلب خودشون و
فرزندانشون شون جاودانه می‌مونی

49:31.021 --> 49:32.729
‫به آرامش می‌رسه

49:36.062 --> 49:38.271
‫فکر ازدواج کونچتا

49:38.354 --> 49:41.062
‫باعث شده
‫یهو حس پیری کنم

49:42.979 --> 49:43.979
‫خب...

49:51.437 --> 49:56.021
‫♪ اینجا منتظر کدخدا سدارا و دخترشون ♪

49:56.104 --> 50:00.062
‫♪ آنجلیکا هستیم ♪
‫♪ اونجا پیش ما می‌شینه ♪

50:00.604 --> 50:04.687
‫♪ بوی عطرش قبل از خودش ♪
‫♪ توی هوا می‌پیچه! ♪

50:04.771 --> 50:07.104
‫♪ خدای من، آنجلیکا! ♪

50:08.062 --> 50:10.146
‫باید یه دستی به سر و روش بکِشی

50:10.646 --> 50:12.354
‫زشتـه اینجوری میگی

50:12.437 --> 50:15.312
‫اینجاست، کونچتا خانم

50:15.396 --> 50:16.646
‫کاترینا...

50:17.229 --> 50:19.687
‫- عصر بخیر، دایی‌زاده‌ها!
‫- تانکردی

50:19.771 --> 50:21.354
‫- عصر بخیر
‫- پدر

50:21.437 --> 50:24.021
‫عصر بخیر، پسرعمه.
‫خیال کردم کدخدا اومده.

50:24.104 --> 50:25.771
‫باید بوی عطرش رو می‌گرفتیم!

50:27.104 --> 50:27.937
‫بسـه!

50:28.729 --> 50:30.187
‫عصر بخیر، تانکردی

50:30.271 --> 50:31.646
‫عصر بخیر، کونچتا

50:34.312 --> 50:35.312
‫همراهم بیا

50:49.771 --> 50:51.021
‫یه معذرت‌خواهی بهت بدهکارم

50:51.896 --> 50:53.562
‫مثل خوره افتاده بود به جونم

50:55.187 --> 50:57.021
‫اون حرفی که اون روز بهت زدم...

50:59.021 --> 51:00.812
‫درست نبود

51:01.854 --> 51:04.729
‫نه، اتفاقاً خوشحال شدم گفتی

51:04.812 --> 51:07.396
‫کونچتا، من مست بودم

51:08.854 --> 51:12.021
‫فکرِ فرار درست نبود.
‫دیوونگی بود.

51:12.104 --> 51:13.979
‫در موردش با پدر پیرون صحبت کردم

51:14.479 --> 51:16.479
‫- در مورد ما؟
‫- آره

51:18.521 --> 51:21.896
‫اون بابا که بدتر از فرانچسکو
‫نخود تو دهنش خیس نمی‌خوره!

51:22.771 --> 51:24.104
‫به خاطر همین بهش گفتم

51:24.187 --> 51:25.354
‫چی بهش گفتی؟

51:30.521 --> 51:31.646
‫که دوستت دارم

51:36.437 --> 51:38.687
‫- عصر بخیر
‫- عصر بخیر

51:39.646 --> 51:41.437
‫مامان، چقدر امشب خوشگل شدی

51:42.312 --> 51:43.937
‫- ممنونم
‫- همیشه خوشگلـه

51:44.021 --> 51:46.021
‫آره، همیشه خوشگلـه

51:46.521 --> 51:48.187
‫یه ترانه‌ی جدید ساختیم

51:48.271 --> 51:49.604
‫- جداً؟
‫- راجع‌به کدخدا سدارا

51:49.687 --> 51:52.187
‫- می‌خواید بخونم؟
‫- پدر پیرون که خوشش اومد

51:52.271 --> 51:54.729
‫دون کالوجرو سدارا و

51:54.812 --> 51:58.146
‫خانم آنجلیکا سدارا

52:13.437 --> 52:14.562
‫شاهدخت

52:14.646 --> 52:15.937
‫دون کالوجرو

52:16.021 --> 52:18.396
‫- دون فابریتزیو
‫- خوش اومدید

52:23.021 --> 52:23.979
‫آنجلیکا؟

52:25.521 --> 52:26.562
‫آنجلیکا!

52:34.209 --> 52:44.209
‫ترجمه از iredprincess

52:53.896 --> 52:55.229
‫آنجلیکا!

52:55.812 --> 52:58.396
‫خیلی وقتـه همدیگه رو ندیدیم.
‫بیا تو، خیلی خوش اومدی.

53:01.354 --> 53:03.646
‫- پاریس بوده، خانم کونچتا
‫- آها!

53:03.729 --> 53:04.812
‫فرانسوی یاد گرفته

53:05.812 --> 53:07.562
این شکلی نبود ها

53:10.250 --> 53:20.250
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

53:21.104 --> 53:22.229
‫شاهزاده

53:24.187 --> 53:25.187
خوشگلـه

53:26.104 --> 53:27.312
‫واقعاً خوشگلـه

53:27.336 --> 53:37.336
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

53:38.312 --> 53:40.229
‫« بر اساس رمان یوزپلنگ نوشته‌ی جوزپه تومازی دی لامپه‌دوزا »
