WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:21.229 --> 00:27.687
‫« یوزپلنگ »

00:28.812 --> 00:33.104
‫[آوریل - سال ۱۸۶۰]

00:37.646 --> 00:42.146
‫شبه‌جزیره ایتالیا به چندین پادشاهی کوچک تقسیم شده است

00:43.771 --> 00:47.562
‫بیش از صد سال است که سیسیل،

00:47.646 --> 00:49.646
‫تحت حاکمیت خاندان بوربون قرار دارد

00:51.187 --> 00:57.312
‫در شمال، جنبشی برای اتحاد ایتالیا در حال قدرت گرفتن است

00:59.021 --> 01:05.896
‫ژنرال گاریبالدی ارتشی گرد هم آورده تا به سمت جنوب حرکت کند

01:07.729 --> 01:11.854
‫شهر پالرمو خود را برای رویارویی آماده می‌کند

01:11.878 --> 01:21.878
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:46.729 --> 01:49.312
‫ممنوعیت رفت‌وآمد شروع شده!
‫برگردین خونه‌هاتون!

01:49.396 --> 01:50.646
‫همین الان برین خونه!

02:07.646 --> 02:08.687
‫سلاح‌هاتون رو آماده کنید!

02:20.604 --> 02:23.646
‫دیوانه‌ای یا کلاً احمقی؟

02:24.479 --> 02:26.146
‫شهر تعطیله!

02:32.479 --> 02:34.187
‫بله، خبر داریم سروان

02:34.896 --> 02:35.979
‫شاهزاده

02:36.604 --> 02:37.854
‫سلاح‌هاتون رو بیارید پایین!

02:38.437 --> 02:40.812
‫اینجا براتون خطرناکه، شاهزاده

02:41.396 --> 02:43.687
‫کل شهر در آشوبه

02:43.771 --> 02:46.854
‫حامیان گاریبالدی هر لحظه خشن‌تر می‌شن

02:47.354 --> 02:49.271
‫اینجا دارید کار خوبی انجام میدید

02:50.146 --> 02:52.646
‫ولی باید الان رد بشیم

02:58.271 --> 02:59.437
‫حتماً

02:59.937 --> 03:02.979
‫بذارید رد بشن!
‫برای یوزپلنگ راه رو باز کنید!

03:03.003 --> 03:13.003
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

03:27.146 --> 03:29.604
‫راه رو برای شاهزاده‌ی سالینا باز کنید!

03:36.646 --> 03:37.771
‫اعلی‌حضرت

03:53.312 --> 03:54.396
‫بابا!

03:56.187 --> 03:59.229
‫- بابا!
‫- شاهزاده، ممنوعیت رفت‌وآمد!

04:00.687 --> 04:01.979
‫پدر

04:02.062 --> 04:03.521
‫برو وسایلت رو جمع کن

04:04.312 --> 04:05.312
‫برو

04:08.479 --> 04:09.437
‫بندیکو، زود باش

04:10.187 --> 04:11.354
‫چرا اومده اینجا؟

04:23.312 --> 04:24.146
‫بندیکو!

04:24.229 --> 04:29.104
‫خاندان‌هایی که به خاندان بوربون وفادارن
‫مستقیماً مورد تهدید این شورش‌ها قرار دارن

04:29.187 --> 04:31.646
‫برای اجتناب از هرگونه احتمال خطر،

04:31.729 --> 04:34.354
‫ترجیح میده دختره رو ببریم خونه

04:35.812 --> 04:38.312
‫شاهزاده، بیرون هر اتفاقی بیفته،

04:38.396 --> 04:40.229
‫جاش اینجا امنه

04:41.354 --> 04:44.812
‫کی جرأت می‌کنه به صومعه خدای مقدس حمله کنه؟

04:45.396 --> 04:49.604
‫به نظرتون احترام می‌ذارم، راهبه اعظم.
‫و اتفاقاً باهاش موافقم

04:50.104 --> 04:53.854
‫ولی زنم، که بانیِ این صومعه است،

04:54.604 --> 04:57.021
‫تا دخترش نره خونه،
‫دست از سر من

04:57.104 --> 04:59.646
‫یا خدای مقدس بر نمی‌داره

05:21.521 --> 05:22.937
‫چی شده؟

05:23.021 --> 05:24.562
‫سریع گاری‌ها رو جابجا کنید!

05:31.479 --> 05:32.396
‫چی شده؟

05:39.021 --> 05:40.021
‫بابا!

05:40.521 --> 05:41.854
‫برگردین داخل، اعلی‌حضرت

05:45.771 --> 05:46.854
‫کمک!

05:55.187 --> 05:56.479
‫کمک!

06:00.479 --> 06:01.562
‫بابا

06:01.646 --> 06:03.021
‫اگه اینجا بمونیم کارمون تمومه

06:03.104 --> 06:04.354
‫اعلی‌حضرت، بیاید بریم

06:04.437 --> 06:06.437
‫آماده‌ایم شاهزاده. می‌تونیم بریم

06:12.396 --> 06:14.979
‫شاهزاده، سوار شید، سریع! الان!

06:15.062 --> 06:16.062
‫اعلی‌حضرت؟

06:16.146 --> 06:17.854
‫شاهزاده، کمک!

06:19.396 --> 06:20.437
‫خواهش می‌کنم

06:20.937 --> 06:22.896
‫- شاهزاده!
‫- سروان! سریع!

06:22.979 --> 06:24.604
‫- سوار بشید، اعلی‌حضرت
‫- کمک!

06:24.687 --> 06:25.729
‫صبر کن!

06:25.812 --> 06:26.812
‫بابا!

06:28.521 --> 06:29.646
‫حرومزاده!

06:29.729 --> 06:30.729
‫برو!

06:31.646 --> 06:34.521
‫مرگ بر خاندان بوربون!

06:37.937 --> 06:40.521
‫خداوندا، امیدوارم نور ابدی شامل حالـشون بشه

06:42.604 --> 06:45.021
‫وقتی میگن «مرگ بر خاندان بوربون»،
‫منظورشون ماییم؟

06:45.104 --> 06:46.604
‫مرگ بر ما

06:46.687 --> 06:50.604
‫اون‌ها بدعت‌گذارن، از دین برگشته و آدمکشـن

06:51.229 --> 06:53.646
‫گاریبالدی می‌خواد صومعه‌ها رو خراب کنه

06:54.562 --> 06:56.146
‫و پاپ رو دار بزنه

06:56.229 --> 06:59.312
‫چرند نگو، پدر

07:02.187 --> 07:03.312
‫گاریبالدی اینجا نیست

07:03.396 --> 07:05.021
‫هنوز در جنوآست

07:05.854 --> 07:09.896
‫اون عده فقط به یه مشت سرباز بدشانس حمله می‌کنن

07:09.979 --> 07:12.437
‫وقتی هم به قدر کافی
‫از سردابه‌ها شراب دزدیدن،

07:12.521 --> 07:13.896
‫بر می‌گردن خونه

07:15.979 --> 07:19.229
‫منم مجبورم برگردم صومعه، نه؟

07:19.729 --> 07:21.354
‫خواستِ مادرته

07:22.437 --> 07:23.437
‫خواهیم دید

07:25.271 --> 07:26.354
‫بیا بغلم

08:20.812 --> 08:22.771
‫خوشحالم که برگشتم خونه

08:24.729 --> 08:26.062
‫اومدن!

08:26.937 --> 08:28.562
‫رسیدن!

08:33.854 --> 08:36.354
‫- کونچتا!
‫- کاترینا!

08:38.062 --> 08:40.646
‫- خیلی لاغر شدی!
‫- همیشه لاغره

08:40.729 --> 08:41.979
‫برو کنار!

08:43.729 --> 08:45.396
‫توی شهر جنگ بود؟

08:47.562 --> 08:48.687
‫کونچتا!

08:49.521 --> 08:52.062
‫- درست به موقع درت آوردیم
‫- چرا خودت رو می‌اندازی وسط؟

08:52.146 --> 08:53.896
‫تو رو توی پالرمو ندیدم

08:53.979 --> 08:57.146
‫می‌خواست بره، ولی نتونست هفت‌تیرهای دوئلش رو پیدا کنه

08:58.271 --> 08:59.854
‫برادرتون رو دست نندازید

09:00.354 --> 09:01.354
‫مامان!

09:05.812 --> 09:08.312
‫موهات بوی صابون صومعه رو میده

09:11.146 --> 09:12.229
‫ممنون

09:12.812 --> 09:14.646
‫خب، بریم؟

09:16.312 --> 09:18.854
‫- بریم صبحونه بخوریم
‫- بابا برام تعریف کرده

09:18.937 --> 09:20.812
‫یه دسر گرانیتای خوشمزه داریم

09:34.396 --> 09:37.146
‫خدایا، ما را برکت بده،

09:38.396 --> 09:40.062
‫و نعماتی را که به لطف بی‌کرانت

09:40.562 --> 09:43.979
‫در آستانه دریافتـشان هستیم، متبرک ساز

09:44.479 --> 09:46.812
‫به واسطه مسیح، پروردگارمان

09:47.312 --> 09:48.687
‫- آمین
‫- آمین

09:52.229 --> 09:54.646
‫زود باشید، تا پدر پیرون همه رو نخورده

09:56.354 --> 09:57.354
‫تانکردی کجاست؟

09:58.104 --> 10:00.271
‫پسرخاله‌مون هر جور مایل باشه میاد و میره

10:00.354 --> 10:02.396
‫الان یه مرد بالغ شده

10:02.479 --> 10:04.271
‫زندگی و کارهای خودش رو داره

10:04.354 --> 10:06.146
‫که ما پولش رو میدیم

10:06.229 --> 10:08.354
‫پدر پیرون، حالـتون خوش نیست؟

10:08.437 --> 10:10.021
‫یکم رنگ‌پریده هستید

10:10.104 --> 10:12.312
‫پدر پیرون یه شب افتضاح داشته

10:12.396 --> 10:16.021
‫واسه همین یکم رنگت پریده؟
‫صورتت یکم سفید شده، پدر

10:17.896 --> 10:19.146
‫خنده‌دار نیست

10:20.187 --> 10:22.187
‫با پدر پیرون موافقم

10:22.812 --> 10:24.146
‫اصلاً خنده‌دار نیست

10:24.229 --> 10:26.271
‫کاملاً حق داشته که وحشت کنه

10:26.354 --> 10:28.687
‫- پائولو، اون‌ها...
‫- این مسئله شوخی نیست

10:28.771 --> 10:30.646
‫تو حرف مادرت نپَر

10:33.271 --> 10:34.271
‫ببخشید

10:36.604 --> 10:39.062
‫ولی گاریبالدی فقط مرگ یسوعی‌ها رو نمی‌خواد،

10:39.146 --> 10:41.062
‫کل قلمروی بوربون رو هدف گرفته

10:41.146 --> 10:44.437
‫می‌خواد ما رو لِه کنه و بریزه توی دریا

10:44.521 --> 10:47.479
‫- راست میگه
‫- پس بیخیالِ لباس مجلسی و جشن

10:48.479 --> 10:51.229
‫- چرند نگو، پائولو
‫- همه عاشق جشن هستن

10:51.312 --> 10:54.437
‫یه ارتش داره میاد، متوجهید؟

10:54.521 --> 10:57.021
‫رعایا و راهزنانی که دارن پالرمو رو آتیش می‌زنن

10:57.104 --> 10:58.187
‫راه رو براش باز می‌کنن

10:58.271 --> 10:59.437
‫بس کن

11:01.187 --> 11:02.271
‫ساکت باش

11:04.187 --> 11:05.562
‫ببخشید، بابا

11:06.729 --> 11:07.729
‫ببخشید

11:09.729 --> 11:12.146
‫ولی نمی‌دونم چرا بیشتر نگران نیستید

11:12.229 --> 11:14.562
‫پائولو، اینجا سیسیل‌ـه

11:14.646 --> 11:16.062
‫ماه آوریل‌ـه

11:16.146 --> 11:19.812
‫دو ماه دیگه، اینجا اینقدر گرم می‌شه

11:19.896 --> 11:23.521
‫که انقلاب کردن

11:23.604 --> 11:24.937
‫به ذهن هیچکس خطور نمی‌کنه

11:25.021 --> 11:28.146
‫فقط چون تشنه‌ی سایه می‌شن،
‫به سوراخ‌موش‌هاشون پناه می‌برن،

11:28.229 --> 11:30.312
‫و اونجا دراز می‌کشن و منتظر ماه اکتبر می‌شن

11:30.396 --> 11:32.896
‫تو این بین، ما زندگی‌مون رو ادامه میدیم

11:34.562 --> 11:36.854
‫جای همه‌تون اینجا امنه

11:37.646 --> 11:39.312
‫همین و بس

11:41.396 --> 11:42.354
‫بله بابا

11:42.437 --> 11:43.646
‫- بله بابا
‫- بله بابا

11:44.354 --> 11:47.771
‫حالا، بیاید از صبحونه‌مون و بازگشتِ کونچتا
‫لذت ببریم. هوم؟

11:48.771 --> 11:50.146
‫زود باشید دیگه، بخورید

11:53.937 --> 11:54.979
‫«خنده‌دار نیست»

11:56.937 --> 11:59.771
‫«نه، اصلاً خنده‌دار نیست!»

12:03.354 --> 12:05.271
‫بیخیال پدر. فقط داریم شوخی می‌کنیم!

13:40.521 --> 13:43.979
‫[سخنرانی‌های گردآوری‌شده‌ی جوزپه گاریبالدی]

13:49.771 --> 13:50.687
‫دُن تانکردی!

13:52.771 --> 13:53.854
‫کونچتا!

13:55.104 --> 13:57.146
‫چیزی نیست، گایتانو

13:57.896 --> 14:00.146
‫فقط دخترعمومه که اومده بهمون سر بزنه

14:06.396 --> 14:08.521
‫ممنون که سر زدی، کونچتا

14:08.604 --> 14:10.646
‫همیشه از دیدنت خیلی خوشحال می‌شم

14:10.729 --> 14:12.771
‫ولی الان یکم دستم بنده

14:12.854 --> 14:15.812
‫- اون سلاح‌ها برای کیه، تانکردی؟
‫- برای یه دوست

14:15.896 --> 14:17.896
‫کمک به دوستامون مهمه، نه؟

14:17.979 --> 14:21.021
‫افرادی که دیروز توی پالرمو دیدم
‫و می‌خواستن یک سروانِ شاه رو بکشن

14:21.104 --> 14:22.812
‫به نظرم دوست نبودن

14:23.312 --> 14:26.771
‫یعنی شبیه گایتانو بودن؟
‫گایتانو دوستمه، کونچتا

14:26.854 --> 14:28.729
‫تصمیم گرفتی براشون بجنگی؟

14:29.229 --> 14:30.354
‫بابا دیوونه می‌شه!

14:30.437 --> 14:33.396
‫- اون پدر توئه، نه من
‫- از دیدِ اون اینجوری نیست

14:33.479 --> 14:35.187
‫پس بهش نگو

14:35.271 --> 14:37.896
‫نظرش اینه که آخرش هیچی نمی‌شه

14:37.979 --> 14:41.271
‫البته کونچتا.
‫باید هم نتیجه‌ی ترجیحیش این باشه

14:41.354 --> 14:44.937
‫هر چیزی که داره رو، خاندان بوربون بهش دادن

14:45.021 --> 14:48.354
‫و هر چی که تو داری رو پدر من بهت داده

14:49.646 --> 14:51.729
‫خونه‌هامون، باغ‌هامون...

14:51.812 --> 14:54.104
‫می‌خوای همه‌چیز رو برای کمک به دوستان جدیدت فدا کنی؟

14:54.187 --> 14:55.979
‫نه، می‌خوام از همه‌چیز محافظت کنم

14:56.062 --> 14:57.271
‫- جدی؟
‫- آره

14:58.146 --> 15:00.896
‫ولی اگه توی سمتِ بازنده باشم
‫چطوری این کار رو بکنم؟

15:01.437 --> 15:03.146
‫کی میگه ما می‌بازیم؟

15:04.396 --> 15:05.396
‫من میگم

15:06.479 --> 15:08.146
‫بهش فکر کن، کونچتا

15:08.229 --> 15:10.937
‫سربازهای لباس‌آبیت واسه کی می‌جنگن؟

15:11.896 --> 15:14.021
‫واسه شاهی که هیچوقت ندیدن؟

15:15.396 --> 15:19.021
‫واسه یه مشت کشیش چاق که چاق‌تر هم بشن؟

15:19.104 --> 15:21.562
‫به نظر من خیلی انگیزه‌دهنده نیست

15:21.646 --> 15:23.521
‫اون‌ها توی شمال ایده‌های نو دارن

15:23.604 --> 15:25.521
‫صنعت و پیشرفت وجود داره

15:26.312 --> 15:27.729
‫ما اینجا چی داریم؟

15:28.312 --> 15:30.104
‫تفتیش عقاید و فساد

15:33.479 --> 15:34.646
‫تازه...

15:35.604 --> 15:36.896
‫اگه ببازید،

15:38.021 --> 15:40.104
‫مجبور نیستی به صومعه برگردی

15:43.937 --> 15:46.187
‫این اولین حرف ترغیب‌کننده‌ات بود

15:47.187 --> 15:48.187
‫کونچتا

15:48.771 --> 15:51.729
‫می‌دونستی دارن راه‌آهن جدید می‌سازن؟

15:53.187 --> 15:55.896
‫می‌تونیم با قایق از مسینا به ناپل بریم،

15:56.396 --> 15:58.104
‫بعدش با قطار به رُم بریم،

15:58.646 --> 16:00.687
‫فلورنس، یا ونیز

16:03.354 --> 16:04.812
‫همه‌اش می‌شه یه کشور؟

16:04.896 --> 16:06.396
‫شکوهش رو تصور کن

16:08.229 --> 16:10.104
‫سیسیل، دیگه فقط یه جزیره نباشه،

16:10.604 --> 16:12.646
‫بلکه بخشی از یک کشور باشه

16:15.229 --> 16:17.562
‫به پدرت نگو من رو دیدی

16:19.771 --> 16:21.562
‫نمی‌تونم بهش بگم؟

16:22.396 --> 16:24.396
‫فکر کنم هر کاری بخوام می‌کنم

16:25.146 --> 16:26.229
‫کونچتا...

16:28.479 --> 16:29.646
‫باشه

16:30.979 --> 16:32.437
‫ولی به یک شرط

16:33.104 --> 16:35.812
‫که زیاد برام نامه بنویسی
‫و بگی حالت خوبه

16:38.187 --> 16:40.687
‫نگرانیت برای من خیلی متأثرکننده است

16:56.479 --> 16:58.771
‫کونچتا، طبقه بالا که بودیم...

16:59.771 --> 17:01.187
‫همه‌جا رو دیدی؟

17:07.021 --> 17:08.896
‫خدانگهدار، کونچتا!

17:28.812 --> 17:29.812
‫روسو!

17:31.354 --> 17:33.646
‫- شاهزاده
‫- همیشه به موقع

17:39.104 --> 17:40.687
‫چکمه قشنگیه

17:41.521 --> 17:42.521
‫نوئه؟

17:44.896 --> 17:46.854
‫من رو به آرجیووکاله ببر

17:47.604 --> 17:50.146
‫می‌خوام بدونم وضعیت لیموهام چیه

18:28.937 --> 18:31.729
‫آقای «ایبا آگنولو»

18:32.229 --> 18:33.437
‫کشاورز اجاره‌نشین

18:34.229 --> 18:36.271
‫طبق محاسبات من،

18:36.771 --> 18:40.396
‫پنجاه سبد لیموی آرجیووکاله ازم برداشتی

18:40.479 --> 18:43.854
‫نه، حقیقت نداره!
‫ربطی به من نداره!

18:43.937 --> 18:46.187
‫- باور کنید!
‫- چتر رو ببر

18:46.271 --> 18:49.437
‫- خواهش می‌کنم!
‫- شاهزاده، از اون آب ننوشید

18:50.104 --> 18:51.562
‫یه اپیدمی وجود داره

18:53.146 --> 18:54.771
‫شاهزاده، التماسـتون می‌کنم

18:55.271 --> 18:57.604
‫اون لیموها رو

18:57.687 --> 18:58.937
‫راهزنان دزدیدن

18:59.021 --> 19:02.437
‫تفنگ داشتن و به خانواده‌ام حمله کردن

19:02.521 --> 19:04.187
‫باید چی کار می‌کردم؟

19:04.771 --> 19:07.771
‫مجبور شدم لیموها رو بهشون بدم، شاهزاده

19:08.354 --> 19:10.521
‫حرفش رو باور می‌کنی، روسو؟

19:11.562 --> 19:14.687
‫اگه راهزنان لیموها رو دزدیدن،

19:17.146 --> 19:19.062
‫چرا گزارش سرقت نداده؟

19:23.979 --> 19:25.979
‫شاهزاده، این رعایا همه‌شون مثل همَـن

19:26.062 --> 19:28.271
‫همه‌شون دروغگواَن

19:32.062 --> 19:33.896
‫معلومه. اون‌ها سیسیلی هستن

19:34.396 --> 19:37.062
‫در سیسیل، ما دائم دروغ میگیم، نه؟

19:38.396 --> 19:40.687
‫حتی تو، الان...

19:42.896 --> 19:44.812
‫داری دروغ به خوردم میدی. نه؟

19:47.771 --> 19:49.312
‫خیر، شاهزاده

19:49.396 --> 19:51.187
‫- نه؟
‫- نه

19:51.271 --> 19:54.104
‫خوب می‌دونم

19:54.187 --> 19:57.187
‫که راهزنانی که ازشون حرف می‌زنه
‫افراد تو هستن

19:59.062 --> 20:03.437
‫و فقط پنجاه سبد لیموی آرجیووکاله نیست
‫که گم شده

20:05.312 --> 20:07.479
‫حدود سیصد سبده

20:07.562 --> 20:10.771
‫توی سردابه‌ی تو مخفی شدن

20:21.771 --> 20:23.396
‫قصد نداشتم، قسم می‌خورم

20:24.771 --> 20:26.021
‫پس بهم بگو،

20:26.521 --> 20:28.604
‫نقشه‌ات چیه؟

20:30.354 --> 20:32.396
‫حالا ازم دله‌دزدی می‌کنی،

20:32.979 --> 20:36.146
‫بعدش شاید وقتی انقلاب من رو سرنگون کرد،

20:36.979 --> 20:39.146
‫بقیه‌اش رو هم بر می‌داری؟

20:48.229 --> 20:49.812
‫حالا...

20:53.312 --> 20:55.104
‫باید نابودت کنم

20:57.479 --> 20:59.437
‫باید خونه‌ات رو با خاک یکسان کنم

21:00.146 --> 21:02.979
‫باید پسرانت رو روانه‌ی کوه کنم

21:03.062 --> 21:04.521
‫التماست می‌کنم، نه!

21:08.229 --> 21:09.812
‫التماست می‌کنم! نه!

21:18.312 --> 21:19.687
‫ولی اون کار رو نمی‌کنم

21:21.687 --> 21:23.104
‫فقط این یه بار

21:27.104 --> 21:28.312
‫پاشو

21:29.562 --> 21:32.312
‫شاهزاده، نمی‌دونم چطوری ازتون تشکر کنم

21:34.979 --> 21:37.021
‫با یکم وفاداری

21:37.979 --> 21:40.604
‫و به خاطر آوردن قوانین

21:43.062 --> 21:44.812
‫این مردم،

21:44.896 --> 21:46.229
‫جایگاه خودشون رو می‌دونن

21:47.854 --> 21:49.021
‫تو...

21:49.521 --> 21:51.229
‫جایگاهت رو می‌دونی

21:51.812 --> 21:53.562
‫من هم...

21:53.646 --> 21:55.229
‫جایگاهم رو می‌دونم

21:56.521 --> 21:57.729
‫مفهومه؟

22:08.604 --> 22:11.396
‫یه چاه جدید برای آب تمیز اینجا حفر کن

22:12.896 --> 22:16.021
‫و مطمئن شو این مردم
‫همیشه نون تازه داشته باشن

22:16.104 --> 22:18.437
‫- حالا بریم
‫- انجامش میدم!

22:27.604 --> 22:30.021
‫- زغال
‫- زغال سنگ

22:33.646 --> 22:35.312
‫صبح بخیر، اعلی‌حضرت

22:36.771 --> 22:38.854
‫- بانو کونچتا
‫- ممنون، ماریو

22:39.771 --> 22:41.854
‫- شکلاتی
‫- شکلات

22:43.729 --> 22:45.021
‫بیا بندیکو. بریم

22:45.104 --> 22:47.396
‫[شورشیان توسط نیروهای سلطنتی عقب رانده شدند]
‫[ناآرامی‌ها ادامه دارد]

22:49.271 --> 22:51.937
‫برای بانو کونچتا کوربرای ارجمند

22:52.687 --> 22:53.896
‫حال من خوبه

22:53.979 --> 22:57.229
‫خدمتکارت، تانکردی فالکونری

23:00.312 --> 23:01.562
‫زود باشید!

23:07.812 --> 23:08.854
‫با دستور شما!

23:14.396 --> 23:17.062
‫برای بانو کونچتا کوربرا. همه‌چیز خوبه

23:18.021 --> 23:19.521
‫تانکردی، کمک!

23:36.937 --> 23:38.604
‫- مراقب باش
‫- بله قربان

23:39.604 --> 23:42.229
‫برای بانو کونچتا کوربرا.
‫همه‌چیز طبق برنامه است

23:51.604 --> 23:53.646
‫حمله!

23:53.729 --> 23:55.229
‫حال من خوبه

23:58.354 --> 23:59.562
‫تفنگ‌ها رو بیارید!

24:01.479 --> 24:03.646
‫- برای ایتالیای متحد!
‫- آره!

24:11.729 --> 24:15.729
‫اراده‌ات در زمین همان‌گونه که در آسمان است، انجام شود

24:25.104 --> 24:26.604
‫مرگ بر خاندان بوربون!

24:30.354 --> 24:33.021
‫و مبارک است

24:33.104 --> 24:35.312
‫ثمره‌ی رحم تو، عیسی

24:35.396 --> 24:39.021
‫مریم مقدس، مادر خدا، اکنون برای ما گناهکاران دعا کن

25:27.812 --> 25:29.104
‫برای من نامه‌ای نیومده؟

25:30.979 --> 25:33.354
‫نه، بانو کونچتا. متأسفم

25:53.479 --> 25:54.896
‫چی شده؟ چرا پارس می‌کنی؟

27:01.021 --> 27:03.854
‫میگن خونه مادرش
‫نزدیک اینجاست در مونرئاله

27:04.979 --> 27:07.687
‫می‌خواسته به خونه بره

27:07.771 --> 27:09.229
‫خدای مهربون

27:14.396 --> 27:16.646
‫چی شده، پائولو؟
‫حرفی واسه گفتن داری؟

27:18.479 --> 27:20.437
‫اون یکی از نیروهای ما بود، بابا

27:21.396 --> 27:24.062
‫و به خاطر سگ‌های بزدلی مثل تانکردی

27:24.854 --> 27:27.562
‫یه مادر باید براش سوگواری کنه

27:28.521 --> 27:30.187
‫می‌دونی حرف همه چیه؟

27:30.812 --> 27:32.396
‫که تانکردی عزیزت

27:32.937 --> 27:36.521
‫آشکارا از شورشیان حمایت می‌کنه

27:38.521 --> 27:41.896
‫بابا، می‌دونم فکر می‌کنی آدم خاصیه...

27:41.979 --> 27:44.271
‫- پائولو!
‫- ولی وقتشه یکی بهش شلیک کنه!

27:44.354 --> 27:45.396
‫بیا اینجا

27:47.646 --> 27:49.021
‫بیا اینجا!

27:53.812 --> 27:54.646
‫فابریتزیو!

27:54.670 --> 28:04.670
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

28:16.021 --> 28:17.021
‫کیه؟

28:17.937 --> 28:19.937
‫- بابا؟
‫- بله؟

28:23.896 --> 28:26.937
‫حرفی که پائولو در مورد تانکردی زد...

28:27.437 --> 28:28.687
‫اهمیت نده

28:38.979 --> 28:40.771
‫چی شده، دخترم؟

28:41.479 --> 28:43.187
‫انگار یکم ناراحتی

28:46.812 --> 28:49.354
‫قول دادم چیزی نگم

28:51.187 --> 28:54.146
‫تصمیم گرفتی اون قول رو بشکنی؟

28:59.312 --> 29:01.354
‫همیشه میگی همه‌چیز رو می‌دونی،

29:01.437 --> 29:04.562
‫پس شاید گفتنش بهت فایده نداشته باشه

29:05.562 --> 29:08.646
‫من خدا نیستم. نمی‌تونم همه‌چیز رو بدونم

29:10.062 --> 29:12.521
‫و می‌شه هر وقت خواستم
‫این رو برات یادآوری کنم؟

29:14.646 --> 29:16.854
‫دیگه از این بازی خسته شدم

29:20.729 --> 29:21.687
‫بهم بگو

29:22.187 --> 29:23.646
‫چی شده؟

29:27.562 --> 29:29.187
‫تانکردی برام نامه می‌نویسه

29:30.229 --> 29:32.396
‫هر روز. از پالرمو

29:33.729 --> 29:35.229
‫چی میگه؟

29:35.312 --> 29:36.771
‫که حالش خوبه

29:38.312 --> 29:39.437
‫که جاش امنه

29:40.396 --> 29:42.687
‫چرا نباشه؟

29:46.187 --> 29:48.604
‫رفته پالرمو به شورشی‌ها ملحق بشه

29:49.187 --> 29:50.979
‫بله، اون رو هم می‌دونم

29:55.229 --> 29:56.646
‫برو سر اصل مطلب

29:59.062 --> 30:01.021
‫دیگه نامه‌ای نمیاد

30:02.146 --> 30:04.729
‫- کجا میری؟
‫- کونچتا توضیح میده

30:04.812 --> 30:06.146
‫کونچتا؟

30:06.229 --> 30:08.104
‫نمی‌شه تا صبح صبر کرد؟

30:27.271 --> 30:30.229
‫باز کنید!
‫راه رو برای شاهزاده‌ی سالینا باز کنید!

30:42.521 --> 30:43.687
‫شاهزاده

30:44.187 --> 30:46.937
‫- اون کیه؟
‫- شاهزاده است دیگه، نمی‌دونی؟

30:49.312 --> 30:50.687
‫عمو!

30:56.479 --> 30:57.979
‫چطوری پیدام کردی؟

31:02.646 --> 31:06.896
‫واقعاً فکر کردی نمی‌دونم پولی که بهت دادم رو
‫چطوری خرج کردی؟

31:09.521 --> 31:13.021
‫حتی اون اعلامیه‌های شورشی که منتشر کردی

31:14.771 --> 31:16.562
‫با پول من

31:16.646 --> 31:19.229
‫می‌دونستی و جلوم رو نگرفتی؟

31:19.312 --> 31:20.479
‫اگه می‌دونستم

31:20.562 --> 31:23.729
‫قراره آخرش تیر بخوری، جلوت رو می‌گرفتم

31:28.271 --> 31:29.812
‫نظرمون اینه...

31:30.312 --> 31:32.812
‫که خیلی جدی نیستن

31:32.896 --> 31:35.437
‫چقدر حیف، چون جمعیت زیادی هستن

31:35.521 --> 31:39.312
‫که مشتاقن تا فردا از نزدیک

31:39.396 --> 31:42.104
‫اعدام شدنت رو تماشا کنن

31:45.562 --> 31:48.896
‫صبح سعی می‌کنم با یکی صحبت کنم
‫که حلش کنم

31:48.979 --> 31:50.729
‫ولی نمی‌تونم ضمانتی بدم

32:05.979 --> 32:08.271
‫خواهرم رو خیلی دوست داشتم

32:10.271 --> 32:13.271
‫با اینکه تا حدودی ساده‌لوح بود

32:18.146 --> 32:21.937
‫با یه احمق ازدواج کرد
‫که ثروتش رو به باد داد

32:26.687 --> 32:28.062
‫وقتی خواهرم مُرد...

32:33.646 --> 32:35.187
‫وقتی خواهرم مُرد،

32:36.562 --> 32:39.396
‫چیزی برای تانکردی باقی نموند

32:40.687 --> 32:43.354
‫حتی یه مسکوک

32:46.021 --> 32:48.437
‫پس من براش فراهم کردم

32:50.187 --> 32:52.646
‫اون همیشه استثنائی بوده،

32:54.812 --> 32:56.646
‫حتی وقتی بچه بود

32:58.479 --> 33:01.937
‫بیشتر از بچه‌های خودم
‫باهاش وقت گذروندم

33:06.646 --> 33:09.521
‫فردا آزادش می‌کنی؟

33:15.354 --> 33:19.187
‫هنوز نمی‌دونم قراره به اون فرماندار آشغال چی بگم

33:40.437 --> 33:43.479
‫از کِی آرمان‌گران جوان رو

33:43.562 --> 33:45.479
‫با جوخه‌ی آتش مجازات می‌کنیم؟

33:45.562 --> 33:50.021
‫آرمان‌گران جوان از ابتدای خلقت اعدام شدن

33:51.104 --> 33:54.104
‫و جوانِ مورد نظر یه تهدید به حساب میاد

33:54.687 --> 33:56.937
‫بله، مطمئنم

33:58.187 --> 34:01.229
‫بیشتر واسه خودش، وقتی قمار می‌کنه

34:02.479 --> 34:05.312
‫شاهزاده، نیروهای من دارن برای جنگ آماده می‌شن

34:06.604 --> 34:08.479
‫و توی جنگ، باید درس‌عبرت بسازیم

34:09.062 --> 34:11.437
‫تانکردی فالکونری، که به هیچ عنوان پسرت نیست،

34:12.021 --> 34:14.229
‫بهترین درس‌عبرت ممکنیه که می‌تونم بسازم

34:18.396 --> 34:21.104
‫و قراره خواهرزاده من رو

34:22.771 --> 34:24.896
‫برای اون چاپلوس‌ها درس‌عبرت کنی؟

34:26.104 --> 34:28.604
‫خواهرزاده شاهزاده سالینا؟

34:29.979 --> 34:31.646
‫خیلی متأسفم

34:32.812 --> 34:34.146
‫ولی اون افراد،

34:35.187 --> 34:36.896
‫قراره اونجا گلوله بخورن

34:38.604 --> 34:39.771
‫اگه بخوای،

34:40.562 --> 34:43.104
‫می‌تونی از تراس تماشا کنی

34:52.104 --> 34:55.354
‫این دسته‌چک حساب لندن منه

35:01.354 --> 35:02.729
‫فقط قیمتت رو بگو

35:06.104 --> 35:07.354
‫ممنون،

35:09.396 --> 35:12.562
‫ولی من هیچوقت دنبال پول نبودم

35:13.896 --> 35:15.646
‫هدر دادنش خیلی راحته

35:19.437 --> 35:20.687
‫چی می‌خوای؟

35:21.396 --> 35:22.729
‫زمین

35:24.646 --> 35:25.812
‫همون زمینی

35:25.896 --> 35:28.896
‫که همیشه زیادش رو داشتی،

35:29.812 --> 35:32.521
‫و معنیش این بوده که هیچوقت
‫لازم نبوده نگران چیزی باشی

35:33.729 --> 35:35.229
‫چه زمینی رو می‌خواستی؟

35:36.312 --> 35:37.896
‫آرجیووکاله توی فکرم بود

35:39.146 --> 35:40.229
‫آرجیووکاله؟

35:44.687 --> 35:46.271
‫بیست هکتار بهت میدم

35:47.937 --> 35:50.271
‫فقط یه تیکه زمین نمی‌خوام

35:51.396 --> 35:52.646
‫کلش رو می‌خوام

35:54.396 --> 35:58.312
‫بله، می‌دونم خانواده‌ات بیش از صد سال
‫اونجا قدرت داشته

35:59.646 --> 36:01.062
‫ولی قیمتم اینه

36:09.979 --> 36:11.396
‫اگه تصمیم گرفتی بیای واسه تماشا...

36:12.604 --> 36:14.187
‫توی تراس می‌بینمت

36:18.187 --> 36:19.771
‫پنجاه هکتار

36:24.437 --> 36:25.604
‫صبر کن!

36:30.687 --> 36:32.396
‫اگه اینقدر زندان دوست داری،

36:32.479 --> 36:34.229
‫چرا بانک نمی‌زنی؟

36:34.312 --> 36:38.229
‫اونجوری حداقل می‌تونستی یکم از چیزی که خرج کردم

36:38.312 --> 36:39.229
‫تا درت بیارم رو پس بخری

36:39.312 --> 36:41.521
‫هم‌سنگرهام هنوز اونجان

36:41.604 --> 36:45.104
‫بی‌شرفی نیست که بذارم توی زندان بمونن؟

36:45.854 --> 36:48.187
‫اینقدر پُررویی که واسه من از شرف حرف می‌زنی؟

36:48.979 --> 36:50.062
‫راه بیفت

37:03.021 --> 37:05.271
‫- اجازه هست؟
‫- خواهش می‌کنم

37:05.354 --> 37:08.729
‫- اعلی‌حضرت
‫- بالسامو، لباس تنش کن

37:09.396 --> 37:11.187
‫جریان چیه، دایی؟

37:12.687 --> 37:14.104
‫غذات رو بخور

37:30.896 --> 37:33.437
‫ولی چرا داریم به کلاب میریم؟ ها؟

37:50.021 --> 37:51.229
‫دوتا برندی

37:58.187 --> 38:00.687
‫آقایون، می‌خوام یه سلامتی بزنم

38:01.312 --> 38:04.104
‫سلامتی خواهرزاده‌ام، تانکردی فالکونری

38:10.812 --> 38:14.312
‫هرکی مشروب نخوره می‌تونه خودش رو دشمنم بدونه

38:17.437 --> 38:19.021
‫- یه برندی، لطفاً
‫- چشم

38:19.104 --> 38:21.437
‫زنده باد تانکردی فالکونری!

38:21.521 --> 38:23.937
‫زنده باد تانکردی فالکونری!

38:40.937 --> 38:42.187
‫الان می‌تونیم بریم بیرون

38:43.604 --> 38:45.146
‫منظره قشنگی نمی‌شه

38:50.437 --> 38:51.437
‫ببخشید

39:50.354 --> 39:52.271
‫- پسربچه‌ام!
‫- مامان، می‌ترسم!

40:03.562 --> 40:06.062
‫ای مریم مقدس، به ما رحم کن

40:06.146 --> 40:07.646
‫به ما رحم کنید، خواهش می‌کنم

40:07.729 --> 40:08.979
‫نمی‌خوام بمیرم!

40:12.062 --> 40:13.562
‫هدف!

40:19.771 --> 40:20.729
‫شلیک!

40:32.437 --> 40:33.604
‫زنده‌باد ایتالیا!

40:33.687 --> 40:34.854
‫هدف!

40:34.937 --> 40:36.437
‫زنده‌باد گاریبالدی!

40:36.521 --> 40:37.437
‫شلیک!

40:49.521 --> 40:53.104
‫نه!

41:46.646 --> 41:50.021
‫تصور کن می‌ذاشتم با تیر بزننت

41:53.854 --> 41:55.062
‫- فرانچسکو!
‫- باشه!

41:55.146 --> 41:57.396
‫فابریتزیو، می‌شه سگ رو از روی میز برداری؟

41:57.896 --> 41:59.812
‫بابا دوست داره که سگ روی میز باشه

42:04.104 --> 42:06.062
‫تارت بهش ندی بخوره. مریض می‌شه

42:06.146 --> 42:07.062
‫بچه‌ها!

42:07.146 --> 42:09.687
‫تارت نبود، یه تیکه بریوش بود

42:12.187 --> 42:13.687
‫- پسردایی دختردایی‌ها!
‫- تانکردی برگشته!

42:13.771 --> 42:15.062
‫تانکردی!

42:15.146 --> 42:16.146
‫کاترینا!

42:16.646 --> 42:17.687
‫سلام

42:17.771 --> 42:19.437
‫- دلـمون برات تنگ شده بود
‫- کیارای عزیز

42:19.521 --> 42:20.854
‫- سلام
‫- پسرخاله

42:20.937 --> 42:24.812
‫مهمان والامقام که نیست.
‫بذارید بشینه و یکم غذا بهش بدین

42:24.896 --> 42:26.187
‫بیا بشین، پسرخاله

42:31.187 --> 42:32.521
‫زن‌دایی استلا

42:32.604 --> 42:34.854
‫ممنون که اینقدر خوب مراقبم بودین

42:35.354 --> 42:37.271
‫اینجا خونه توئه، تانکردی

42:37.979 --> 42:40.729
‫برات دعا کردیم، تانکردی

42:40.812 --> 42:41.812
‫پدر

42:42.562 --> 42:44.729
‫دلت واسه این ضیافت‌ها تنگ نشده بود، پسرخاله؟

42:44.812 --> 42:45.854
‫- بله کاترینا!
‫- واقعاً!

42:45.937 --> 42:48.979
‫و می‌خوام بگم که تا حالا هیچ میزی

42:49.062 --> 42:51.562
‫بهتر از این نبوده و نخواهد بود!

42:54.687 --> 42:56.771
‫از گرانیتا بخور. حرف نداره!

42:56.854 --> 42:58.687
‫بریوش‌ها هم خوشمزه‌ان!

42:58.771 --> 43:00.687
‫- بیا
‫- مشتاقش بودم

43:01.896 --> 43:04.062
‫کونچتا، می‌شه منم یکم بخورم؟

43:04.146 --> 43:05.187
‫کونچتا؟

43:05.271 --> 43:07.062
‫نه کیارا. دیگه به قدر کافی خوردی!

43:07.146 --> 43:08.271
‫- کونچتا!
‫- مامان!

43:08.354 --> 43:09.187
‫وای!

43:11.896 --> 43:13.187
‫خیلی خوشمزه است!

43:14.271 --> 43:15.729
‫تانکردی، چطور جرأت می‌کنی؟

43:16.312 --> 43:18.896
‫خدای من، باز شروع کرد

43:18.979 --> 43:22.646
‫تمام هویت ما، هر چیزی که بهش دادیم رو انکار کرده

43:22.729 --> 43:24.521
‫فکر کنم از غذا خوشش میاد، پائولو

43:25.354 --> 43:27.021
‫حست رو می‌فهمم

43:28.396 --> 43:29.687
‫واقعاً میگم

43:31.812 --> 43:34.687
‫تو پسردایی منی و من همیشه دوستت خواهم داشت

43:34.771 --> 43:37.771
‫گاریبالدی و ارتشش
‫چند روز دیگه می‌رسن

43:38.479 --> 43:40.021
‫حضورش در اینجا

43:40.104 --> 43:42.604
‫برات سرزنش‌آمیزه و حتی نمی‌فهمی

43:43.187 --> 43:44.521
‫یا شاید می‌فهمی؟

43:45.021 --> 43:47.479
‫چون اگه اون خائنه و جای انکاری هم نیست،

43:47.562 --> 43:49.646
‫تو چی هستی، بابا؟

43:54.771 --> 43:56.396
‫خب دایی،

43:57.021 --> 43:58.687
‫سؤال خیلی خوبیه

44:02.396 --> 44:04.937
‫فکر نکنم حرفش خیلی جدال‌آمیز بوده باشه

44:05.687 --> 44:07.479
‫پسرت رو تحقیر کردی

44:07.979 --> 44:09.479
‫شرمسارش کردی

44:10.604 --> 44:13.354
‫یه سؤال کاملاً منطقی ازت پرسید

44:14.604 --> 44:16.396
‫معلومه که تانکردی رو دوست داریم

44:16.479 --> 44:17.812
‫مثل پسر ماست

44:19.062 --> 44:20.687
‫ولی برعلیه ما شده

44:21.979 --> 44:24.646
‫یا حداقل برعلیه جایگاهیه که باید حفظش کنیم

44:25.896 --> 44:29.271
‫گرچه دیگه اصلاً نمی‌دونم که جایگاهـمون چیه

44:30.146 --> 44:31.229
‫جایگاه ما

44:32.062 --> 44:34.021
‫محکم و استوار روی زمین ماست

44:34.771 --> 44:36.521
‫مثل همیشه؟

44:38.479 --> 44:39.979
‫مثل همیشه

44:51.687 --> 44:53.937
‫خواهرزاده‌ات رو به پسرت ترجیح میدی

44:56.896 --> 44:59.062
‫کونچتا رو هم به خواهرهاش

45:01.104 --> 45:03.312
‫و ملاقات‌هات در پالرمو رو به من

45:12.187 --> 45:14.437
‫من تو رو اونجوری که هستی می‌شناسم

45:15.646 --> 45:17.729
‫خدا هم همینطور

45:18.312 --> 45:21.479
‫نمی‌تونم جهنمی شدنت رو تحمل کنم

45:25.271 --> 45:27.562
‫روزانه برای روحت دعا می‌کنم

45:28.396 --> 45:30.646
‫شفاعت‌هات با خدا

45:30.729 --> 45:33.729
‫بدون شک باعث فروتنی من می‌شن

45:33.812 --> 45:36.771
‫هیچی تو این دنیا باعث فروتنی تو نمی‌شه

45:39.854 --> 45:44.646
‫♪ بذار گریه کنم ♪

45:45.937 --> 45:51.062
‫♪ به خاطر سرنوشت بی‌رحمم ♪

45:52.187 --> 45:57.812
‫♪ و اینکه مشتاق ♪

45:57.896 --> 46:02.812
‫♪ آزادی هستم ♪

46:04.646 --> 46:10.021
‫♪ و اینکه مشتاقم ♪

46:10.896 --> 46:15.771
‫♪ و اینکه مشتاقم ♪

46:15.854 --> 46:19.312
‫♪ برای آزادی ♪

46:19.396 --> 46:20.979
‫فکر کنم ناراحتی

46:21.979 --> 46:23.271
‫خیلی

46:25.812 --> 46:27.771
‫ممنون که متوجه شدی، کونچتا

46:31.437 --> 46:33.104
‫به خاطر دوست‌هاته؟

46:33.604 --> 46:34.646
‫کدومـشون؟

46:35.729 --> 46:37.354
‫اون‌هایی که تیر خوردن؟

46:38.604 --> 46:40.354
‫و اون‌هایی که تیر نخوردن

46:41.146 --> 46:45.229
‫الان دارن انقلابی که اینقدر می‌خوایش رو فراهم می‌کنن

46:47.104 --> 46:49.271
‫کونچتا، اینجا مثل بهشته

46:51.396 --> 46:54.354
‫بخشی از وجودم میگه کاش می‌تونستم تا ابد اینجا بمونم

46:56.021 --> 46:58.229
‫ولی معنیش اینه که به چیزی که همین الان دارم قانع بشم

46:58.771 --> 47:00.687
‫که یعنی هیچی، کونچتا

47:00.771 --> 47:02.062
‫حقیقت نداره

47:03.396 --> 47:04.437
‫ما رو داری

47:06.812 --> 47:08.021
‫و تمام این‌ها رو

47:10.437 --> 47:13.354
‫من یه خونه‌ی ویرانه دارم
‫و صدقه‌های پدرت رو

47:14.979 --> 47:17.146
‫اون بیرون یه دنیای بزرگ هست

47:18.229 --> 47:20.021
‫باید اونجا باشم

47:25.229 --> 47:28.312
‫جایی که شاید یه آینده واسه خودم بسازم

47:28.812 --> 47:29.854
‫می‌فهمی؟

48:14.521 --> 48:15.646
‫اعلی‌حضرت

48:26.812 --> 48:28.104
‫لیموهاتون رو آوردم

48:28.604 --> 48:29.979
‫یه خبرهایی دارم

48:30.521 --> 48:34.479
‫ملکم در آرجیووکاله رو به فرماندار لئونفورته بخشیدم

48:36.604 --> 48:40.104
‫ولی کاری کردم باور کنه که فقط تو
‫می‌تونی مدیریتش کنی

48:41.521 --> 48:44.812
‫پس از امروز، دیگه از من دزدی نمی‌کنی

48:44.896 --> 48:47.021
‫و از اون دزدی می‌کنی

48:47.104 --> 48:49.354
‫برات خیلی پُرسودتره

48:50.479 --> 48:52.312
‫برات حرکت خوبی نزدم؟

48:53.021 --> 48:53.979
‫راضی هستی؟

48:54.937 --> 48:57.562
‫خیلی سخاوتمندین، شاهزاده

48:58.062 --> 49:01.146
‫خوبه. حالا می‌خوام یه چیزی در عوض ازت بخوام

49:01.937 --> 49:03.354
‫هر چیزی که باشه

49:03.937 --> 49:07.646
‫گاریبالدی و چاپلوس‌های لباس‌قرمزش...

49:07.729 --> 49:09.771
‫ممکنه هر آن از راه برسن

49:11.812 --> 49:13.187
‫تو و افرادت حاضرین

49:14.146 --> 49:18.312
‫از هر گونه تهاجمی از ما دفاع کنید؟

49:18.396 --> 49:19.771
‫شاهزاده،

49:20.354 --> 49:21.729
‫منزل شما

49:22.479 --> 49:24.479
‫از صومعه هم ساکت‌تر خواهد بود

49:25.729 --> 49:26.729
‫خوبه

49:33.146 --> 49:35.146
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای بهم بگی؟

49:35.229 --> 49:36.229
‫بله

49:38.229 --> 49:40.229
‫مسئله خواهرزاده‌تون

50:01.104 --> 50:05.229
‫دایی! چی شده؟
‫چیزی جا گذاشتم؟

50:08.271 --> 50:10.104
‫می‌دونی چی واقعاً اعصابم رو خرد می‌کنه؟

50:11.437 --> 50:13.521
‫که باید از یه غریبه بشنوم

50:13.604 --> 50:16.729
‫چطوری توی یه میدون نبرد بی‌فایده
‫از خونریزی مُردی

50:19.896 --> 50:21.646
‫ترجیح میدم همین الان با تیر بزنمت

50:24.146 --> 50:26.729
‫اینجوری توی کلاب تمام اعتبارتون رو پس می‌گیرید

50:29.479 --> 50:30.604
‫کاملاً درسته

50:35.312 --> 50:36.979
‫واقعاً فکر می‌کنی

50:37.062 --> 50:40.729
‫تو و اون ژنرالت می‌تونید سیسیل رو فتح کنید؟

50:41.479 --> 50:44.479
‫- یادت رفته از کجا اومدی؟
‫- هیچوقت یادم نمیره

50:46.146 --> 50:49.021
‫یونانی‌ها، رومی‌ها، عرب‌ها، نورمن‌ها...

50:49.104 --> 50:51.437
‫همه در نهایت رفتن خونه

50:51.521 --> 50:53.062
‫و هر دفعه ما فقط شونه بالا انداختیم،

50:53.146 --> 50:55.229
‫خاک رو از لباسـمون تِکوندیم،

50:56.646 --> 50:58.354
‫و با خودمون گفتیم،

50:58.437 --> 51:02.021
‫«چی باعث شد فکر کنن که می‌تونن بیان اینجا
‫و ارباب ما بشن؟»

51:02.104 --> 51:04.437
‫بعدش دوباره صبورانه منتظر موندیم

51:04.521 --> 51:07.312
‫تا اربابان بعدی‌مون از راه برسن

51:07.812 --> 51:09.979
‫دایی، اربابان بعدی‌مون قراره برسن

51:11.187 --> 51:12.937
‫فقط امیدوارم آماده باشی

51:15.146 --> 51:17.396
‫ممکنه شرایطـمون رو بهتر کنن

51:17.479 --> 51:19.104
‫از چه نظر؟

51:19.812 --> 51:23.479
‫ماهرتر بشیم؟ بافرهنگ‌تر بشیم؟

51:23.562 --> 51:25.979
‫از لحاظ مالی آبرومند بشیم؟

51:26.646 --> 51:27.979
‫خیال برت داشته

51:29.396 --> 51:31.062
‫ما نمی‌خوایم بهتر بشیم

51:31.562 --> 51:34.021
‫فکر می‌کنیم همینجوری که هستیم بی‌نقصیم

51:35.604 --> 51:39.646
‫یادت باشه، خودبینی ما از هر ارتشی قوی‌تره

51:41.604 --> 51:44.021
‫دایی، اگه می‌خوایم همه‌چیز
‫همینجوری بمونه،

51:44.854 --> 51:46.396
‫پس همه‌چیز باید عوض بشه

51:54.187 --> 51:55.562
‫صبر کن

51:59.062 --> 52:00.229
‫صبر کن

52:00.253 --> 52:10.253
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

52:12.437 --> 52:14.229
‫هر چی نباشه ما در سیسیل هستیم

52:14.312 --> 52:17.229
‫دیر یا زود، باید به یکی رشوه بدی

52:22.354 --> 52:23.646
‫خدانگهدار، دایی

52:23.670 --> 52:33.670
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

53:55.812 --> 53:57.479
‫زنده‌باد گاریبالدی!

54:24.896 --> 54:26.854
‫سلاح‌ها آماده!

54:26.878 --> 54:36.878
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

54:45.479 --> 54:46.604
‫اگه بمیره چی؟

54:53.854 --> 54:54.896
‫نمی‌میره

55:00.062 --> 55:01.979
‫[بر اساس رمان یوزپلنگ نوشته‌ی جوزپه تومازی دی لامپه‌دوزا]
