WEBVTT

00:00.221 --> 00:07.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:07.041 --> 00:10.045
مترجم: علیرضا شیخ عارفی
A.SHRFE

00:13.396 --> 00:15.687
.وای خدا، نه

00:15.771 --> 00:18.396
پایک... چی‌کار کرد؟

00:18.479 --> 00:21.521
.وارد دروازه شد
...گراگ هم

00:21.604 --> 00:24.354
هردوشون مُرده‌ن؟ -
.نه -

00:24.437 --> 00:27.021
،پایک یه طلسم تو گردنش بود
.همون طلسمی که اعضای فرقه تونستن باهاش عبور کنن

00:27.104 --> 00:28.479
.ممکنه زنده باشه

00:28.562 --> 00:31.437
،ولی نه گوی رو داریم، نه دروازه‌ای
...و نه مسیری برای دنبال کردنشون. اونا

00:31.521 --> 00:33.979
.رفتن. دیگه امیدی به پیدا کردنشون نیست

00:34.062 --> 00:35.979
.چقدر هول شدی

00:36.062 --> 00:37.937
...شاید امیدی به پیدا کردن گراگ نباشه

00:38.521 --> 00:41.312
ولی یه راهی هست
.که از طریقش خودمون رو به پایک برسونیم

00:41.396 --> 00:43.354
.و اون راه زیر وایت‌استون قرار داره

00:43.437 --> 00:47.062
دلایلا مشخصا از گوی‌ها
،برای سفر به یه قلمروی دیگه استفاده کرده

00:47.146 --> 00:48.979
.همین ثار آمفالا

00:49.062 --> 00:51.896
.ما هم یه گوی داریم

00:51.979 --> 00:53.479
.پرسی، خودت گوی رو غیرفعال کردی

00:53.562 --> 00:56.604
.پس باید دوباره فعالش کنیم

00:56.687 --> 00:58.562
...و امیدوار باشیم

00:59.646 --> 01:01.354
،پایک هر جا که هست...

01:01.437 --> 01:04.562
.تا وقتی پیداش کنیم زنده بمونه

01:15.937 --> 01:17.854
.خیلی‌خب، کسکش‌ها

01:19.312 --> 01:21.771
.بیاین کار رو تموم کنیم

02:34.062 --> 02:37.062
«افسانه‌ی واکس ماکینا»

02:43.896 --> 02:46.604
.منتظر چی هستین؟ یالا بیاین

02:47.187 --> 02:49.812
.نجواگر منتظرته

02:49.896 --> 02:51.604
چی؟

03:01.604 --> 03:02.896
اینا دوست‌هاتن؟

03:02.979 --> 03:05.729
منتظرین معبود دروغینتون ظاهر بشه؟

03:05.812 --> 03:08.312
.منتظر توئن

03:25.062 --> 03:30.062
.خواهر پایک. خوش‌حالم بالاخره یه آشنا دیدم

03:41.854 --> 03:43.021
.انگار یه خواب بده

03:43.104 --> 03:45.604
.واکس ماکینا هیچ‌وقت شکست نمی‌خوره

03:45.687 --> 03:48.771
.مطمئن باش ما هم شکست می‌خوریم

03:48.854 --> 03:51.937
.ولی در حالت عادی این‌قدر اذیت‌کننده نیست

03:52.021 --> 03:55.312
.ولی ما که هم‌تیمی نیستیم. دوستیم

03:55.396 --> 03:58.437
.تصورم از زندگی ماجراجویانه این‌طوری نبود

03:58.521 --> 04:01.729
کس دیگه‌ای هم نفس کشیدن براش سخت شده؟

04:01.812 --> 04:04.646
.کاش می‌تونستم بگم بهتر می‌شه

04:04.729 --> 04:10.062
،حرف زدن کمک می‌کنه
.ولی در حال حاضر طبیعیه درد داشته باشی

04:10.146 --> 04:12.854
پرسی این وضعیت رو به چشم
.یه مشکل قابل حل می‌بینه

04:12.937 --> 04:16.271
هر کسی... به یه نحوی
.باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کنه

04:20.603 --> 04:21.937
.یه شکوفه‌ی جدید رشد کرده

04:23.937 --> 04:26.062
.جواب داد

04:28.896 --> 04:30.103
.آروم

04:30.187 --> 04:32.687
.وقت نداریم بخواین نگران من باشین

04:32.771 --> 04:34.187
.داریم

04:34.271 --> 04:37.187
وَکس... به‌نظرم باید
.یه چیزی رو بهت نشون بدم

04:37.271 --> 04:38.853
.اول باید پایک رو پیدا کنیم

04:38.937 --> 04:41.687
.بقیه‌ی کارها باشه برای بعدش

04:45.853 --> 04:51.187
،شاید شما به اونا نزدیک‌تر بوده باشین
.ولی همه‌مون در این فقدان دردناک شریکیم

04:51.271 --> 04:56.937
اقلا این موضوع مایه‌ی تسلیه
.که فداکاری پایک و گراگ هرگز فراموش نمی‌شه

04:57.021 --> 05:01.896
.ماموریت غیرممکنی بود
.اونا بار همه‌مون رو به دوش کشیدن

05:01.979 --> 05:07.062
،الان که به آرامش رسیده‌ن
.این کابوس هم بالاخره می‌تونه تموم شه

05:07.146 --> 05:09.104
ببخشید، منظورتون چیه؟

05:09.187 --> 05:12.687
،الان که اون‌یکی گوی نابود شده
.دیگه مسیر بسته شد. تموم شد

05:13.271 --> 05:16.312
.هیچی تموم نشده -
.منم همین رو می‌گم -

05:16.396 --> 05:19.437
،آره، گراگ رو از دست دادیم
.ولی پایک هنوز اسیره

05:19.521 --> 05:21.562
می‌تونیم از طریق گوی زیگورات
.خودمون رو بهش برسونیم

05:21.646 --> 05:23.228
.ممکنه هنوز زنده باشه

05:23.312 --> 05:25.646
.ممکنه؟» نمی‌دونم والا»

05:25.728 --> 05:32.146
،خوش‌بینی‌ت قابل‌ تحسینه
.ولی دوباره فعال کردن گوی خیلی خطرناکه

05:32.228 --> 05:35.228
ممکنه باعث شه نجواگر
.دوباره برگرده زیر قلعه

05:35.312 --> 05:36.687
از کجا معلوم؟

05:36.771 --> 05:40.562
مطمئنم دوست نداری دوباره قمار کنی
و خونه‌مون رو به خطر بندازی، مگه نه؟

05:40.646 --> 05:43.062
.شما اتفاقات خیلی سختی رو پشت سر گذاشتین

05:43.146 --> 05:47.687
بهتره یادتون نره که ما هیچی
.راجع به ثار آمفالا یا منشاش نمی‌دونم

05:47.771 --> 05:50.353
.شاید حتی توش امکان زنده موندن وجود نداشته باشه

05:50.437 --> 05:53.146
...پایک احتمالا مُرده -
.بسه -

05:53.228 --> 05:56.187
.من قبلا عزیزانم رو رها کرده‌م

05:56.271 --> 05:59.187
.قسم خوردم دیگه این اشتباه رو تکرار نکنم

06:02.896 --> 06:05.437
.برادر، باهات حرف دارم

06:12.146 --> 06:13.729
چطور ممکنه؟

06:13.812 --> 06:17.521
،جسم من توی این بُعد محبوس مونده

06:17.603 --> 06:21.937
،ولی هر چقدر ایمان بقیه بهم بیش‌تر شده
.قدرت من هم افزایش یافته

06:22.021 --> 06:27.437
و تونسته‌م برای چند نفر
.توی قلمروی شما ظاهر بشم

06:27.521 --> 06:31.771
.پس تمام مدت نجواگر تو بودی

06:31.853 --> 06:33.396
چی بگم؟

06:41.687 --> 06:46.812
،تو دروغ گفتی! هم به اونا، هم به من
!و هم به پدربزرگم

06:46.896 --> 06:49.853
.می‌دونی چیه؟ حقمه

06:49.937 --> 06:51.896
.حالا هم می‌میری

06:51.978 --> 06:54.646
.وایستا. این‌یکی فرق می‌کنه

06:54.728 --> 06:58.521
،قبل از این‌که از اون شمشیر استفاده کنی
.یه سری چیزها هست که باید بدونی

06:58.603 --> 06:59.896
یعنی بازم دروغ؟

06:59.978 --> 07:02.229
،بی‌اعتماد بودن و شک داشتنت رو درک می‌کنم

07:02.312 --> 07:07.729
ولی چیزی که می‌خوام بگم همون حقیقتیه
.که روشنایی ابدی می‌ترسه ازش باخبر بشی

07:07.812 --> 07:10.771
.قرار نیست دیگه چیزی رو ازت پنهون کنم
،هر چی باشه

07:10.854 --> 07:14.729
.تو گذاشتی دوستم زرکسوس صحبت کنه

07:14.812 --> 07:17.187
زرکسوس. چطور؟

07:17.271 --> 07:21.187
.مسبب تمام این جریانات هم همین بود

07:21.271 --> 07:26.771
،همین انتخاب‌هایی که الان پیش روی تو گذاشته شده‌
.باعث شدن زرکسوس بیفته تو زندان

07:26.853 --> 07:30.771
.اون بیچاره هزار ساله که نادیده گرفته شده

07:30.853 --> 07:34.396
تقصیری داره که فقط می‌خواست

07:34.478 --> 07:36.562
چرخه‌ی رنج و بی‌اعتنایی رو بشکنه؟

07:36.646 --> 07:39.646
مگه خودتم همین رو نمی‌خوای؟

07:39.728 --> 07:41.771
.احمق کسخل

07:41.853 --> 07:43.937
به چه جرئتی بهم تهمت احساساتی بودن می‌زنی؟

07:44.021 --> 07:46.021
.پرسی، تو داری جایگاه من رو پایین میاری

07:46.103 --> 07:48.187
ما هم همه‌ش عمدا
...نقشت تو این جریان رو یادمون می‌ره

07:48.271 --> 07:51.271
به‌نظرم بهتره از هم جداشون کنم
.قبل این‌که یه درولوی دیگه رو هم از دست بدیم

07:51.353 --> 07:54.771
.مطمئنی؟ به‌نظر می‌رسه اون تو خطرناک باشه

07:54.853 --> 07:57.812
عزیزم، من کاملا
.با دعواهای خواهر و برادرها آشنام

07:57.896 --> 08:00.562
.گاهی اوقات فقط نیاز به یه گوش شنوا دارن

08:00.646 --> 08:02.146
.اصلا این‌جا نمی‌بود...

08:02.229 --> 08:04.604
.امیدوارم مزاحم نشده باشم -
چیه؟ -

08:04.687 --> 08:08.271
،مطمئنم دوست ندارین نظر یه نفر سوم رو بشنوین

08:08.354 --> 08:11.062
،ولی پرسی عزیزم، در این مورد

08:11.146 --> 08:14.437
.کاملا حق با کساندراست

08:14.521 --> 08:18.437
.عذرخواهی من رو از طرف برادر بی‌عقلت قبول کن

08:18.521 --> 08:22.853
تمام مدتی که اون نبود، یه‌تنه این شهر رو
،دوباره به رونق برگردوندی

08:22.937 --> 08:25.687
.اما انگار خودش این موضوع رو یادش رفته

08:25.771 --> 08:28.603
هیچ‌کی نمی‌تونست
.کاری که تو کردی رو انجام بده

08:28.687 --> 08:33.146
بهت قول می‌دم کسی قرار نیست
.دستش به گوی برسه

08:33.228 --> 08:36.646
،به عنوان یه اشراف‌زاده‌ی جدید
.این‌جا خونه‌ی من هم هست

08:38.853 --> 08:41.936
.خدا رو شکر که ازدواج کرد

08:42.021 --> 08:45.061
عقلت رو از دست دادی؟

08:45.146 --> 08:49.854
.هیس، هیس، پرسی عزیزم
.حرفی نزن که بعدا از گفتنش پشیمون بشی

08:49.936 --> 08:54.896
.وارد اون گوی می‌شیم. همین امشب

08:54.979 --> 08:59.646
.اون لازمت نمی‌شه

08:59.729 --> 09:02.146
.اجازه بده این‌جا رو نشونت بدم

09:11.396 --> 09:13.604
،راستش رو بخوای

09:13.687 --> 09:15.479
.این‌جا افتضاحه

09:15.562 --> 09:18.396
.تصمیم خودم نبود که بیام این‌جا، مجبور شدم

09:18.479 --> 09:20.854
.می‌دونم. همه‌چی رو دیدم

09:20.937 --> 09:23.854
.آه، الهاماتت

09:23.937 --> 09:25.729
.همه‌چی رو ندیدی، عزیزم

09:25.812 --> 09:29.146
.فقط چیزهایی رو دیدی که خدایان می‌خواستن ببینی

09:29.229 --> 09:30.771
تو چی می‌خوای؟

09:30.854 --> 09:32.354
.جواب، درست مثل خودت

09:32.436 --> 09:35.936
مثلا این‌که چرا جونت رو به خطر انداختی
،و اومدی این‌جا

09:36.021 --> 09:38.646
در حالی که نمی‌دونستی
.این‌طرف چی در انتظارته

09:38.729 --> 09:41.854
اگه گراگ جای من می‌بود حاضر بود
.صد بار یا حتی بیش‌تر این کار رو به‌خاطر من بکنه

09:41.936 --> 09:44.104
.به‌نظر دوست خوبی میاد

09:44.186 --> 09:49.311
،ما هر دومون سعی داریم اوضاع رو درست کنیم
.و هر دومون هم وقتی می‌گن از پسش بر نمیایم، حاضر نیستیم قبول کنیم

09:49.396 --> 09:54.854
،من از این زندان بدم نمیاد
.بلکه دوست دارم تغییر و بهبودش بدم

09:54.936 --> 09:59.729
تنها خواسته‌ی من اینه
،که جهان رو از درد و رنج پاک کنم

09:59.811 --> 10:03.104
و به مردم این قدرت رو بدم
،که خودشون در مورد سرنوشتشون تصمیم بگیرن

10:03.187 --> 10:06.604
.ولی این خواسته‌م برخلاف نقشه‌ی یه نفر بود

10:06.687 --> 10:10.229
.درک نمی‌کنم چرا خدایان مانع همچین چیزی شدن

10:10.312 --> 10:13.229
.قدرت و دانش باید به اشتراک گذاشته بشه

10:13.312 --> 10:17.979
...حرف‌های قشنگی می‌زنی
.ولی تو کتم نمی‌ره

10:19.062 --> 10:21.854
پس می‌شه یه چیزی نشونت بدم؟

10:34.936 --> 10:36.646
!گراگ

10:43.561 --> 10:46.436
.دوستت خیلی قویه

10:46.521 --> 10:50.729
بقیه‌ی کسایی که بدون دعوت از گوی عبور کردن
.وضعشون خیلی بدتر از اینا می‌شده

10:50.811 --> 10:53.729
.انرژی زیادی صرف برگردوندن جسمش شد

10:53.811 --> 10:56.896
،برای زنده کردنش انرژی خیلی بیش‌تری نیازه

10:56.979 --> 11:00.062
.و در حال حاضر انرژی من محدوده

11:00.146 --> 11:03.146
می‌تونی دوباره زنده‌ش کنی؟ چطوری؟

11:03.729 --> 11:06.604
.خیلی چیزها از تو پنهون نگه داشته شده

11:06.687 --> 11:09.271
.این تازه اولشه

11:09.354 --> 11:11.479
.نه، نمی‌تونم بهت اعتماد کنم

11:11.562 --> 11:14.104
دیدم که پیروانت چه بلاهایی

11:14.187 --> 11:16.479
.سر گراگ و بی‌شمار آدم دیگه آوردن

11:16.562 --> 11:21.437
حق با توئه. فرزندان حقیقت
،کارهای وحشتناکی ازشون سر زده

11:21.521 --> 11:26.812
،ولی پیروانم می‌دونن که اگه قرار باشه تهش موفق شیم
.هیچ‌کدوم از این کارها مهم نیست

11:26.896 --> 11:28.604
چی داری می‌گی؟

11:28.687 --> 11:30.646
،هر پیرو تازه‌ای که به دست میارم

11:30.729 --> 11:34.811
،هر اقدام سرکشانه‌ای که توی دنیای شما رخ می‌ده
.به این آرمان نیرو می‌بخشه

11:34.896 --> 11:37.729
.ما چشمان اوییم

11:37.811 --> 11:40.729
.انرژی الهی به این‌جا هدایت می‌شه -
.ما صدای اوییم -

11:40.811 --> 11:42.561
.و برای برگردوندن‌شون استفاده می‌شه

11:42.646 --> 11:45.104
تنها رویای من از اول عمرم این بوده

11:45.186 --> 11:48.146
که درد از دست دادن کسایی
،که بیش‌تر از همه برامون عزیزن رو پایان بدم

11:48.229 --> 11:52.561
.تا دیگه هیچ‌وقت نیش میرایی رو احساس نکنیم

11:53.979 --> 11:58.771
.پایک، من سعی دارم مرگ رو درمان کنم

12:01.812 --> 12:04.562
پس، داستانم رو گوش می‌کنی؟

12:17.146 --> 12:18.771
...بانو

12:19.854 --> 12:22.562
.درد دارم...

12:22.646 --> 12:25.896
.من این‌جام، در امانی

12:27.396 --> 12:29.646
.پرستار از تو بهتر نداریم

12:29.729 --> 12:31.771
.کاش منم مریض بهتری می‌بودم

12:31.854 --> 12:33.729
.راستش این ناله کردن‌هات واقعا رومخن

12:33.811 --> 12:36.936
...،ولی خوش‌بختانه من عاشقتم

12:38.146 --> 12:39.604
.و هیچ مشکلی با این قضیه ندارم...

12:39.686 --> 12:41.354
این دیگه چیه؟

12:41.436 --> 12:44.311
اکسیریه که می‌تونه
.نفرین‌های الهی رو درمان کنه

12:44.396 --> 12:47.604
از یه نمونه گل کمیاب
.که توی آزمایشگاه دلایلا پیدا کردم به دست میاد

12:47.686 --> 12:51.186
سعی داشته برای درمان سایلاس
...یه شکوفه‌ی کامل ازش پرورش بده، ولی

12:51.271 --> 12:53.936
مثل من نمی‌تونسته طبیعت رو کنترل کنه

12:54.436 --> 12:56.311
،عشقم

12:56.396 --> 12:59.479
نمی‌شه به چیزهایی
.که مال اون بوده اعتماد کرد

12:59.561 --> 13:02.104
بعد اون‌وقت بانو مشکلی نداره؟

13:02.187 --> 13:05.604
لااقل دلایلا داشته به‌خاطر یه نفر
.به جز خودش تلاش می‌کرده

13:05.687 --> 13:07.979
.کی‌کی -
...آخه -

13:08.896 --> 13:12.562
،اگه قرار باشه بریم به ناکجاآباد ثار آمفالا...

13:12.646 --> 13:14.854
می‌شه لطفا بخوری‌ش؟

13:16.562 --> 13:19.646
من کی باشم که از ندای طوفان سرپیچی کنم؟

13:23.354 --> 13:28.187
،ما میدان انرژی گوی رو غیرفعال کردیم
.پس الان باید غیرفعال بودنش رو غیرفعال کنیم

13:28.271 --> 13:30.687
.گمونم فقط کافیه فعالش کنیم، عزیزم

13:30.771 --> 13:33.936
اون کلید بدون این‌که کسی باخبر بشه
.می‌تونه فعالش کنه

13:34.021 --> 13:36.686
.خواهرم بالای زیگورات پیل‌گارد مستقر کرده

13:36.771 --> 13:38.896
خوش‌بختانه تونل‌های زیرزمینی
.احتمالا عالی جواب بدن

13:40.436 --> 13:42.686
تاریون، طلسم‌ها در چه حالن؟

13:44.979 --> 13:48.771
،عالی. یه وقت فکر نکنین دارم از استرس دیوونه می‌شم
،چون اگه اینا بی‌نقص نباشن

13:48.854 --> 13:51.811
تعداد بیش‌تری از صمیمی‌ترین دوست‌هام
.به خمیر تاپیوکا تبدیل می‌شن

13:51.896 --> 13:54.686
.عالی داره پیش می‌ره

13:57.936 --> 14:01.437
.تاری، من، یعنی دختر کوچولوی الفت رو ببین

14:02.021 --> 14:04.021
.بگو چی تو ذهنته

14:04.104 --> 14:07.354
.از پسش بر نمیام

14:07.437 --> 14:10.437
.همه‌ش چهره‌ی پایک و گراگ جلوی چشممه

14:10.521 --> 14:15.437
،اونا اولین کسایی بودن که من رو قبول کردن
،باهام مثل یه قهرمان رفتار کردن

14:15.521 --> 14:18.187
.و الان ممکنه مرده باشن

14:18.271 --> 14:23.354
.خوش‌حالم که دوتی این‌جا نیست
.وگرنه این فصل کتابم خیلی ناخوشایند می‌شد

14:23.437 --> 14:26.479
،پایان خوش فقط مال داستان‌هاست

14:26.562 --> 14:29.479
ولی تو برای من بیش‌تر
.از یه داستان ارزش داری

14:29.562 --> 14:34.396
تو توی تاریک‌ترین لحظات هم کم نیاوردی
.و مثل یه جواهر درخشیدی

14:34.479 --> 14:36.811
.تو یه قهرمان خیالی نیستی

14:36.896 --> 14:38.811
.بلکه کاملا واقعی‌ای

14:38.896 --> 14:43.186
.تو تاریون دارینگتون از واکس ماکینایی

14:43.271 --> 14:47.771
.لطفا گند نزن. از تاپیوکا متنفرم

14:52.229 --> 14:54.979
ازم انتظار نداشته باش
.حرف‌هات رو چشم‌بسته قبول کنم

14:55.061 --> 14:58.604
به‌خاطر همینم ازت می‌خوام
.چیزی که با چشم‌هات دیدی رو باور کنی

14:58.686 --> 15:00.604
،تو افسانه‌تراش رو در اختیار داری

15:00.687 --> 15:05.021
سلاحی الهی از بانوی دانش
،که نه تنها حقایق حال حاضر

15:05.104 --> 15:08.562
.بلکه حقایق گذشته رو هم آشکار می‌کنه

15:09.979 --> 15:12.646
.خون ما ویژه‌ست

15:12.729 --> 15:15.396
.سرگذشتمون رو تعریف می‌کنه

15:15.896 --> 15:17.812
چی قراره ببینم؟

15:17.896 --> 15:21.062
.زندگیم رو، هم بخش‌های خوبش، هم بخش‌های بدش

15:24.771 --> 15:30.062
،قبل از فاجعه‌ی مبارزه‌ی خدایان
.طاعونی عظیم اگزاندریا رو به نابودی کشوند

15:30.146 --> 15:32.104
،در تلاش برای فهمیدن اتفاقاتی که رخ داده بود

15:32.186 --> 15:37.104
تحقیقاتم در حوزه‌ی علوم اسرارآمیز
،من رو به زنی زیبا و بااستعداد رسوند

15:37.186 --> 15:42.146
،زنی که غمش به‌خاطر عزیزان از دست‌رفته‌ش
.با غم خودم برابر بود

15:42.229 --> 15:46.186
با هم در جست‌وجوی راهی
،برای رسیدن به خدایان بودیم

15:46.271 --> 15:50.646
تا ازشون بخوایم ستمی رو
.که در حق ما روا داشته بودن، جبران کنن

15:50.729 --> 15:53.771
.اما جوابی بهمون ندادن

15:53.854 --> 15:57.729
سکوتشون صرفا باعث شد عطشمون برای دانش

15:57.811 --> 16:00.646
.و عشقمون نسبت به هم‌دیگه شعله‌ور شه

16:00.729 --> 16:05.437
برای همینم سوگند خوردیم راهی
،برای ساختن یه جهان تازه پیدا کنیم

16:05.521 --> 16:08.437
جهانی که در اون هیچ بی‌گناهی
،از مرگ ترس نداشته باشه

16:08.521 --> 16:12.146
و اون چیزی که خدایان بهش «نظم» می‌گن رو
.به چالش بکشیم

16:12.229 --> 16:15.062
.اون خیلی به موفقیت نزدیک شده بود

16:16.396 --> 16:19.812
ولی خدایان تحمل نداشتن
.که کسی بخواد اونا رو به چالش بکشه

16:19.896 --> 16:22.604
.راه اونا تنها راه ممکن بود

16:22.687 --> 16:26.229
.به عنوان مجازاتم، اون رو ازم گرفتن

16:26.312 --> 16:29.562
.من رو طرد و نفرین کردن

16:29.646 --> 16:34.936
دوباره تنها شده بودم
،و غم و خشم تمام وجودم رو گرفت

16:35.021 --> 16:38.896
،نه فقط برای اون
.بلکه به خاطر حقیقتی که ازمون ربوده شده بود

16:38.979 --> 16:40.479
.از همه‌مون

16:40.561 --> 16:43.729
قسم خوردم که یه بار دیگه
،کفه‌های ترازو رو برابر کنم

16:43.811 --> 16:47.186
حتی اگه مجبور می‌شدم
.خودم به یه خدا تبدیل شم

16:50.186 --> 16:53.646
...این زنی که دوستش داشتی
می‌دونی چی به سرش اومد؟

16:53.729 --> 16:56.521
ملکه‌ی کلاغ‌ها نه تنها نابودش کرد

16:56.604 --> 17:00.021
بلکه هر اثری از اون رو
.از صحنه‌ی روزگار پاک کرد

17:01.104 --> 17:02.896
،بهم بگو، پایک

17:02.979 --> 17:06.771
واقعا ارزش داره آدم جونش رو
برای یه خدای کینه‌توز فدا کنه؟

17:13.104 --> 17:14.104
کیلث؟

17:19.271 --> 17:22.979
.سرنوشتت نزدیکه، قهرمان

17:23.061 --> 17:26.686
.دیگه رمزی حرف نزن
.یه بارم که شده واضح حرفت رو بگو

17:26.771 --> 17:30.021
اگه بهم نگی جریان چیه
.نمی‌تونم به هیچ‌کی کمک کنم

17:30.104 --> 17:33.146
تنها چیزی که باید بدونی اینه که آینده‌ت

17:33.229 --> 17:35.396
.تو رو به سمت ثار آمفالا فرا می‌خونه

17:35.479 --> 17:39.021
موهبت من توی نبردی که پیش‌رو داری
.ازت محافظت می‌کنه

17:39.104 --> 17:41.812
.ما دنبال جنگ نیستیم

17:41.896 --> 17:43.646
.فقط می‌خوایم پایک سالم به خونه برگرده

17:43.729 --> 17:46.062
.هیچ‌کدوممون مشتاق مرگ نیستیم

17:46.146 --> 17:49.062
.ولی با این حال سرنوشتت مرگه

17:49.146 --> 17:52.896
،از همون روزی که پیمانمون بسته شد
.خودت رو براش آماده کردی

17:52.979 --> 17:57.437
،این قدرت رو به تو می‌بخشم
.قدرتی فراتر از توان تحمل هر فانی‌ای

17:57.521 --> 18:00.354
،وقتی رشته‌های سرنوشت آشکار بشن

18:00.437 --> 18:02.521
.با نجواگر مواجه می‌شی

18:02.604 --> 18:06.521
.اون به پایان راهش می‌رسه، و تو هم همین‌طور

18:06.604 --> 18:11.937
این سرنوشته که تو رو
.به سمت فرجام گریزناپذیرش هدایت می‌کنه، منادی من

18:12.021 --> 18:15.979
.دست راست من. قهرمان من

18:24.271 --> 18:26.021
وَکس؟

18:26.104 --> 18:28.396
.باید بقیه رو پیدا کنیم

18:28.979 --> 18:30.521
برادر؟

18:31.104 --> 18:33.104
.بابت بحثی که با هم داشتیم عذر می‌خوام

18:33.187 --> 18:36.021
،برای این‌که از دلت در بیارم
.یه بطری مشروب «دلیری» برات کش رفتم

18:37.104 --> 18:39.021
.سال خیلی خوبیه

18:41.187 --> 18:44.729
،پرسی، جدی می‌دونم فشار زیادی روته

18:44.812 --> 18:47.312
.ولی فقط خواستم تشکر کنم

18:49.604 --> 18:52.521
!به چه جرئتی این کار رو کرده؟

19:01.896 --> 19:04.354
و عملا برات توضیح داد؟

19:04.437 --> 19:05.937
.تا حدودی

19:06.021 --> 19:09.271
به‌نظرم یه راهی هست که بشه
.این وضعیت داغون رو به نفع خودمون برگردونیم

19:09.354 --> 19:10.521
جدی؟

19:10.604 --> 19:12.687
یعنی حاضری اکسیر رو بخوری؟

19:12.771 --> 19:16.146
.هنوز نه، ولی همراهت باشه

19:16.229 --> 19:18.354
.بهم اعتماد کن

19:19.354 --> 19:20.354
،وقتی برسیم

19:20.437 --> 19:23.479
،اتصال دوتی رو قطع می‌کنم
.و این‌طوری گوی دوباره فعال می‌شه

19:23.562 --> 19:26.896
،با استفاده از طلسم‌ها وارد ثار آمفالا می‌شیم
،پایک رو نجات می‌دیم

19:26.979 --> 19:31.146
،گوی رو پشت سرمون می‌بندیم
.و دعا می‌کنیم که یه جادوگر-خدای دیوونه به خاکستر تبدیلمون نکنه

19:31.229 --> 19:33.062
.من بیش‌تر نگران خواهرتم

19:35.104 --> 19:38.146
.ببین، واقعا درک می‌کنم

19:38.229 --> 19:40.437
.منم خیلی چیزها رو از دست داده‌م

19:40.521 --> 19:42.854
.بحث غم نیست، پایک

19:42.937 --> 19:44.229
.یا انتقام

19:44.312 --> 19:47.396
من دارم برای حق
.به دست گرفتن سرنوشتمون می‌جنگم

19:47.479 --> 19:49.271
.و خدایان هم از همین می‌ترسن

19:49.354 --> 19:52.562
اون‌قدر می‌ترسن که قهرمانانی رو فرستادن
،تا جلوم رو بگیرن

19:52.646 --> 19:55.937
.از جمله جدت، اِزره -
.آره -

19:56.021 --> 19:58.396
.دیدم. کُشتی‌شون

20:00.687 --> 20:04.771
.نه، خدایانِ خودشون کشتنشون
.اونا مثل گوشت قربونی بودن

20:04.854 --> 20:08.312
،بازیچه بودن. خدایان از ایمانشون تغذیه کردن

20:08.396 --> 20:10.271
.بعد هم دور انداختن‌شون

20:16.187 --> 20:19.562
.تک‌تکشون رو، حتی روشنایی ابدی

20:19.646 --> 20:23.479
.پرستش ماست که باعث حفظ قدرت اونا می‌شه

20:23.562 --> 20:25.021
.بهشون نیرو می‌بخشه

20:25.104 --> 20:29.312
اونا فقط روایت خودشون از حقیقت رو ارائه می‌کنن
.و هر حقیقت دیگه‌ای رو کنار می‌زنن

20:29.396 --> 20:34.604
.فلانی باید زنده بمونه. فلانی باید بمیره»
«.چرا؟ چون ما می‌گیم

20:34.687 --> 20:37.396
و وای به حال هر کسی
.که جرئت کنه اونا رو زیر سوال ببره

20:37.479 --> 20:42.104
.ولی تو... می‌تونی ریاکاریشون رو آشکار کنی

20:42.187 --> 20:44.771
...من؟ چـ... چطور

20:44.854 --> 20:47.437
.تو شخص ویژه‌ای هستی، پایک

20:56.146 --> 21:00.229
.تبار تو خاستگاه آسمانی‌ای داره

21:00.312 --> 21:04.646
،تباری که موهبت عبور از مرز بین زندگی و مرگ

21:04.729 --> 21:07.687
.مرز بین فناپذیری و خدا بودن رو به دست آورده

21:07.771 --> 21:12.854
خدایان از ازره استفاده کردن
.و وقتی دیگه به کارشون نمی‌اومد، اون رو کنار گذاشتن

21:12.937 --> 21:16.896
خون اون توی رگ‌های تو جریان داره

21:16.979 --> 21:22.479
،و این خون، کلید به بند کشیدن من تا ابد
.یا کمک به عروج منه

21:22.562 --> 21:26.437
،آسمانی؟ نه. اگه واقعی می‌بود
.ویلهند بهم می‌گفت

21:26.521 --> 21:28.604
از کجا می‌خواسته بدونه؟

21:28.687 --> 21:32.271
خدایان حقایقی که اونا رو زیر سوال می‌بره رو
.مخفی می‌کنن

21:32.354 --> 21:34.771
.مهم کاریه که قراره در ادامه انجام بدی

21:34.854 --> 21:38.396
روشنایی ابدی گفت که می‌تونی
،مسیر دلخواهت رو انتخاب کنی

21:38.479 --> 21:44.562
،ولی همه‌شون به یه چیز ختم می‌شن
.به توهم اراده‌ی آزاد

21:44.646 --> 21:49.479
من دارم بهت چیزی رو پیشنهاد می‌دم
.که خدایان عمرا پیشنهاد بدن، یه انتخاب واقعی

21:51.812 --> 21:56.062
فقط پیشاپیش بگم، اگه این طلسم‌ها کار نکردن
.به‌خاطر کیفیتشون نیست

21:56.146 --> 22:00.062
،موقع حک کردن نقش‌ونگارهای ظریفشون
.دوتا از ناخن‌هام شکستن

22:00.146 --> 22:02.937
.خب، خب، خب
.ببینین کیا تو رومون دروغ گفتن

22:03.021 --> 22:05.854
یعنی حاضرین جون تمام اهالی وایت‌استون رو
به خطر بندازین؟

22:05.937 --> 22:07.562
فقط به‌خاطر یه نفر؟

22:07.646 --> 22:10.354
.به‌خاطر یه نفر عادی نیست. به خاطر پایکه

22:10.437 --> 22:14.646
ما همه‌تون رو دوست داریم، ولی متاسفانه
.نمی‌تونیم همچین اجازه‌ای بدیم

22:14.729 --> 22:16.812
.برین کنار

22:17.312 --> 22:20.771
رفقا، مطمئنم می‌تونیم مثل چندتا آدم بالغ
.با حرف زدن حلش کنیم

22:20.854 --> 22:22.604
.فقط اون طلسم‌ها رو بدین به ما

22:26.854 --> 22:28.354
.پس به زور ازتون می‌گیریمشون

22:29.437 --> 22:30.937
.گندش بزنن

22:31.021 --> 22:32.312
.پسشون بگیرین

22:33.854 --> 22:35.271
.جلو نیا

22:38.437 --> 22:40.312
.ساندراستون

22:41.854 --> 22:43.937
.اگه جات بودم کاری نمی‌کردم

22:56.187 --> 22:57.646
.گرفتمشون

22:57.729 --> 22:59.896
.بعدا عذرخواهی می‌کنیم

23:00.479 --> 23:02.396
!همه برین سمت گوی

23:06.271 --> 23:07.937
.من می‌رم اتصال دوتی رو قطع کنم

23:08.021 --> 23:10.271
.زود باشین، هر کی یه دونه برداره

23:10.354 --> 23:11.854
وایستا ببینم، فقط چهارتاست؟

23:11.937 --> 23:14.229
این که هنوز بهم باور ندارین
،واقعا مایه‌ی افتخاره

23:14.312 --> 23:16.229
.ولی من باهاتون نمیام

23:16.312 --> 23:18.062
همیشه می‌گفتین دست‌وپاگیرم
و سد راهتون می‌شم، مگه نه؟

23:18.146 --> 23:20.437
.خب پس بذارین این بار سد راه اونا بشم

23:22.021 --> 23:25.937
.من می‌تونم قهرمان‌های واقعی رو از روی ظاهرشون تشخیص بدم
.حالا برین و دوست‌هامون رو برگردونین

23:26.521 --> 23:27.854
.زود باشین

23:28.437 --> 23:29.854
!باز شد

23:35.771 --> 23:38.729
!در لامصب رو باز کن -
!بذار بیایم تو -

23:38.812 --> 23:42.979
.«آخرین ایستادگی تاریون دارینگتون»
.اوف، عجب عنوان خفنی

23:44.021 --> 23:47.687
!دوتی، بنویس

23:50.062 --> 23:53.729
.واقعا برام سخته. وقت بیش‌تری می‌خوام

23:53.812 --> 23:55.812
.پیروانم آماده‌ن

23:55.896 --> 23:57.562
.نیروها دارن برعلیه من متحد می‌شن

23:57.646 --> 24:00.187
.متاسفانه وقت زیادی نداریم

24:00.271 --> 24:01.812
اگه بگم نه چی؟

24:01.896 --> 24:03.479
.تصمیمش با خودته

24:03.562 --> 24:06.604
من برای برگشتن به اگزاندریا
،به خون تو نیاز دارم

24:06.687 --> 24:09.646
.و این خون باید با رضایت خودت اهدا بشه

24:09.729 --> 24:11.562
.باید باور داشته باشی

24:11.646 --> 24:13.812
،اگه تصمیم بگیری من رو از پا در بیاری

24:13.896 --> 24:16.771
.رسالتم به پایان می‌رسه

24:16.854 --> 24:18.896
.کشاو، ویلهند، گراگ

24:18.979 --> 24:22.187
دوست‌های از دست‌رفته‌ت
،همون‌طوری باقی می‌مونن

24:22.271 --> 24:25.187
،یا این‌که می‌تونیم با هم دیگه نجاتشون بدیم

24:25.271 --> 24:28.979
همین‌طور جون بی‌شمار افراد دیگه‌ای رو
،که تحت سلطه‌ی خدایان رنج کشیده‌ن

24:29.062 --> 24:32.771
تا دیگه هیچ‌کی مجبور نباشه
.فقدانی که تو تحمل کردی رو تجربه کنه

24:40.937 --> 24:44.521
بسیارخب، پایک؟ کمکم می‌کنی؟

24:56.521 --> 24:59.354
.برادر، زرهت

24:59.437 --> 25:00.687
.بیماریم

25:00.771 --> 25:03.312
.حسش متفاوت شده، بهتر شده

25:03.396 --> 25:06.812
.بانو درست می‌گفت. این یه نفرین نیست

25:06.896 --> 25:10.312
حالا چطور پایک رو پیدا کنیم؟

25:11.562 --> 25:14.187
.اون همیشه ایمان داشته

25:14.271 --> 25:17.729
.بیاین امیدوار باشیم ایمان ما هم از بین نره

25:17.743 --> 25:21.021
مترجم: علیرضا شیخ عارفی
A.SHRFE

25:21.051 --> 25:26.021
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

25:26.051 --> 25:36.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
