WEBVTT

00:02.521 --> 00:05.896
.روایت محرمانه‌ی محبوس شدن نجواگر

00:05.979 --> 00:08.229
،صدها سال پیش

00:08.312 --> 00:11.354
.جادوگر ترسناکی خدایان را به چالش کشید

00:11.437 --> 00:17.062
خدایان نخستین قهرمانانی را فرستادند
.تا به هر قیمتی او را شکست دهند

00:17.146 --> 00:21.396
،در غاری که خطوط جادویی در آن محل به هم می‌رسیدند
قهرمانان با استفاده از جادوی الهی

00:21.479 --> 00:25.687
و ارواح جان‌باختگان
.یک مکشگر جادویی ساختند

00:25.771 --> 00:29.646
گردابی که از جادو تغذیه می‌کرد
تا جادوگر را تضعیف کند

00:29.729 --> 00:34.896
که بتوانند او را با سلاح الهی حقیقت
.از پا در آورند

00:34.979 --> 00:38.521
اما دشمن چنان نیرومند شده بود
.که دیگر نمی‌شد نابودش کرد

00:39.562 --> 00:43.521
،بی‌آن‌که چاره‌ی دیگری داشته باشند
،قهرمانان جان خود را فدا کردند

00:43.604 --> 00:47.271
و جادوگر را در بُعدی متروک

00:47.354 --> 00:49.271
.به نام ثار آمفالا به دام انداختند

00:50.396 --> 00:53.479
.تمام اسناد این نبرد نابود شد

00:53.562 --> 00:55.937
،تنها نشانه‌ی باقی‌مانده

00:56.021 --> 01:00.062
رگه‌ای از بلورهای مرگ‌آلود در سراسر غار
،و یک طومار بود

01:00.146 --> 01:03.729
طوماری که محفل ما تا پای جان
.از آن محافظت خواهد کرد

01:03.812 --> 01:06.271
...به نام کوبو سو

01:07.437 --> 01:10.187
...کـ... کو... کوکو مو

01:10.271 --> 01:13.687
.کوکو سبزی؟ نه، درست نیست

01:13.771 --> 01:15.187
.ای وای، اثر معجون داره از بین می‌ره

01:15.271 --> 01:16.271
.گراگ، تمرکز کن

01:16.354 --> 01:18.062
نجواگر نقطه‌ضعفی هم داره؟

01:18.146 --> 01:19.521
این قهرمان‌ها که ازشون اسم بردی کیا بودن؟

01:22.229 --> 01:24.104
.نوچ. اثرش پرید

01:25.271 --> 01:26.604
.کلی سوال ایجاد شد

01:26.687 --> 01:28.937
وَکس یکی رو می‌شناسه
.که جواب این سوال‌ها رو می‌دونه

01:29.021 --> 01:31.354
.کی‌کی، این کار درست نیست

01:31.437 --> 01:33.437
.این‌قدر از بانو دفاع نکن

01:34.396 --> 01:37.604
خبر خوب اینه
.که بالاخره می‌دونیم اون گوی چیه

01:37.687 --> 01:41.062
ولی خبر بد اینه
.که یه دروازه‌ست به سمت نیروهای اهریمنی پلید

01:41.146 --> 01:43.354
.ولی با این وجود خیلی آروم به‌نظر می‌رسی

01:43.437 --> 01:45.562
.چون یه فکری دارم

01:45.646 --> 01:49.937
،اگه اون گوی از جادو قدرت بگیره
.احتمالا بدونم چطور از کار بندازمش

01:50.021 --> 01:52.187
!شگفتا. پیش به سوی وایت‌استون

01:52.271 --> 01:53.187
.تاری

01:53.271 --> 01:55.937
.اومم، شما جلوتر برین

01:56.021 --> 01:57.687
.من و گراگ باید بریم دنبال یه سرنخ

01:57.771 --> 01:59.229
عه؟

01:59.312 --> 02:03.062
اومم، یکی از قهرمان‌های این داستان رو
،توی رویام دیدم

02:03.146 --> 02:05.271
.و قیافه‌ش عین من بود

02:05.354 --> 02:06.646
یعنی جزو نیاکانت بوده؟

02:06.729 --> 02:09.479
.نمی‌دونم، ولی قراره بفهمم

02:10.062 --> 02:12.771
.گراگ، می‌ریم خونه

03:25.062 --> 03:31.021
«افسانه‌ی واکس ماکینا»

03:31.045 --> 03:36.045
مترجم: علیرضا شیخ عارفی
A.SHRFE

03:36.069 --> 03:39.369
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

03:39.396 --> 03:41.062
.واو، وست‌رِن

03:41.146 --> 03:44.604
.از زمان قضیه‌ی کِوداک نیومده بودم این‌جا

03:44.687 --> 03:46.146
.همین‌طور اون اژدها

03:46.229 --> 03:47.896
.نباید دوباره اتفاق بیفته

03:47.979 --> 03:49.646
.یا خدا

03:49.729 --> 03:51.271
خیالاتی شده‌م؟

03:51.354 --> 03:53.312
!پایک! گراگ

03:53.396 --> 03:54.479
...منجی‌های تالـ

03:54.562 --> 03:56.354
.گراگ

03:56.937 --> 03:58.437
!اوخ

03:58.521 --> 04:01.229
.وای، چقدر بزرگ شدی

04:01.312 --> 04:02.937
.شایدم من کوچیک شده‌م

04:03.021 --> 04:04.271
بابابزرگ، حالت خوبه؟

04:04.354 --> 04:07.187
.به‌نظر میاد... خسته‌ای

04:07.271 --> 04:10.896
سنم باعث می‌شه
.ظاهرم این‌طوری به‌نظر برسه، عزیزم

04:10.979 --> 04:13.312
.ویلهند، احمق گیج

04:13.396 --> 04:17.312
.‏۳۴۵ سالته ولی یه ذره هم عقلت رشد نکرده

04:17.396 --> 04:20.812
جدی می‌گم، با این حال و وضعت
.اصلا نباید از تیرهای سقف بالا بری

04:20.896 --> 04:24.521
.خیلی ببخشید که به حرفت گوش ندادم، لوئیزا

04:24.604 --> 04:28.437
.پسر شیطونی شدی

04:28.521 --> 04:32.187
.به‌نظرم بهتره برای تنبیه بهم درکونی بزنی

04:33.771 --> 04:35.937
عجب، جریان چیه؟

04:36.021 --> 04:38.229
.عجب دیوثی هستی بابابزرگ

04:43.437 --> 04:44.937
.اومم

04:45.021 --> 04:46.854
!خورش... آی

04:46.937 --> 04:48.437
!هی -
.نوچ -

04:48.521 --> 04:50.312
.اینا برای شام اجتماعه

04:50.396 --> 04:51.812
.رئیس آشپزخونه اونه

04:51.896 --> 04:54.021
.منم رئیس یه‌ جای دیگه‌م -
!اوخی -

04:57.229 --> 04:59.479
.اصلا این چیزها به من مربوط نیست

04:59.562 --> 05:03.146
.ما هردومون به بازسازی شهر کمک می‌کردیم

05:03.229 --> 05:05.687
ولی اژدهایان کوفتی از وسط میدون عمومی شهر
.رد شدن و نابودش کردن

05:05.771 --> 05:08.729
مسئول‌های کله‌گنده هم گفتن
...تعمیرش زیادی خرج برمی‌داره

05:08.812 --> 05:13.354
که البته قبلش خزانه‌ی شهر رو خالی کرده بودن
...تا جیب خودشون رو پر کنن، دمشونم گرم

05:13.437 --> 05:15.312
.و ما رو به حال خودمون رها کرده بودن

05:15.396 --> 05:19.229
،ولی یه مرد مقدس جدید ما رو دور هم جمع کرد
،و از ما یه اجتماع واقعی تشکیل داد

05:19.312 --> 05:22.812
.و شام امشب هم برای اعضای همین اجتماعه

05:22.896 --> 05:24.771
.اومم، ببخشید

05:24.854 --> 05:28.604
به‌نظرم بهتر بود زودتر می‌اومدیم
.تا کمک کنیم

05:28.687 --> 05:31.062
.بی‌خیال. شما ناسلامتی قهرمانین

05:31.146 --> 05:32.937
.خیلی بهتون افتخار می‌کنه

05:33.021 --> 05:34.271
پیش‌بندش رو دیدین؟

05:34.354 --> 05:37.354
،بعضی از تریک‌فوت‌ها با اژدها مبارزه می‌کنن
.بعضی‌هاشونم ساختمون‌ها رو تعمیر می‌کنن

05:37.437 --> 05:39.062
.یا شایدم از بالای ساختمون می‌افتن

05:39.146 --> 05:40.812
.این‌جا رو، چهره‌م رو روی پیش‌بند کشیدن

05:42.312 --> 05:47.729
،راستی، حالا که بحث از خونواده شد
.یه سوال داشتم راجع به یه نفر که ممکنه باهام نسبتی داشته باشه

05:47.812 --> 05:49.687
.پیش خوب کسی اومدی

05:49.771 --> 05:52.854
،می‌خوای از داردن تریک‌فوت برات بگم
که برای اعضای اوسندد هوست

05:52.937 --> 05:54.812
کشتی رویا می‌ساخت؟

05:54.896 --> 05:59.146
یا آلوسا، که در برابر لشکری از غول‌ها ایستادگی کرد؟

05:59.229 --> 06:01.771
اومم، یه قهرمان الهی چطور؟

06:01.854 --> 06:04.062
...چی، آمم

06:04.146 --> 06:05.854
.نه، فکر نکنم بشناسم

06:05.937 --> 06:11.021
یه جادوگرکُش خفن
که سال‌های سال پیش زندگی می‌کرده؟

06:11.104 --> 06:14.062
.وای، خیلی ببخشید، گراگ

06:14.146 --> 06:15.979
.بذار برات یه کاسه بریزم

06:16.062 --> 06:19.104
.اومم، نه، نمی‌شناسم، عزیز دلم

06:21.729 --> 06:23.437
.دوتی، بنویس

06:23.521 --> 06:27.521
،«با الهام از میدان ضدجادوی «ماجرای بزرگ تاریون

06:27.604 --> 06:30.687
پرسیوال می‌کوشد
.چرخش آن گوی شوم را متوقف کند

06:31.687 --> 06:33.354
...خیلی‌خب، علم و دانش

06:33.437 --> 06:35.437
.کارت رو انجام بده

06:41.104 --> 06:44.104
.ایول. ایول

06:45.604 --> 06:47.479
تاری؟ -
.اوه اوه -

06:51.521 --> 06:52.687
!نه

06:57.479 --> 06:58.979
.جادوی زیادی این اطراف در جریانه

06:59.062 --> 07:00.771
.خیلی خوب پیش نمی‌ره

07:00.854 --> 07:03.062
اشیای جادوییت باعث می‌شن
.بیش‌ازحد جادو جذب کنه

07:03.146 --> 07:06.146
تو و سنگ‌های قیمتی دوتی
.آخرش کاری می‌کنین این‌جا با خاک یکسان شه

07:07.146 --> 07:09.271
،گوی از انرژی جادویی تغذیه می‌کنه

07:09.354 --> 07:12.521
برای همینم یه دستگاه مثل دستگاهی
.که توی خزانه‌ی کبالت بود می‌تونه خالی‌ش کنه

07:12.604 --> 07:15.271
پرسیوال، نمی‌شه سرنوشتمون رو
.بدیم دست یه مشت فرضیه

07:15.354 --> 07:16.854
.وقت زیادی نداریم

07:16.937 --> 07:21.312
.درسته. وِکس در موردِ... شرایط خاصت بهم گفت

07:21.396 --> 07:25.521
،همین‌طور گفت که به ازدواجمون هم اشاره کرده
...و می‌خواستم بگم

07:25.604 --> 07:27.479
.راستش هر چی کم‌تر درباره‌ش حرف بزنی بهتره

07:27.562 --> 07:28.771
!ای وای من

07:28.854 --> 07:30.937
!معمای گوی رو حل کردم

07:32.437 --> 07:37.104
.اوخی، ببخشید، کلی لباس جادویی تنم بود

07:40.021 --> 07:42.196
[در باب بانوی کلاغ‌ها]
[طالع‌بینی خدایان نخستین]

07:42.271 --> 07:43.937
!کیلث -
!کاری نمی‌کنم! صرفا کارهای عادی آشاری‌هاست -

07:44.021 --> 07:46.146
.تو خبر داشتی که برادرم مریضه

07:46.229 --> 07:49.521
...وِکس، به خدا می‌خواستم بهت بگم

07:49.604 --> 07:51.604
من و تو با هم
،یه سری حساب‌وکتاب ناتموم داریم

07:51.687 --> 07:55.229
برای همینم وقتشه
.به سبک واکس ماکینا حل‌وفصلشون کنیم

07:57.354 --> 07:59.687
هان؟

07:59.771 --> 08:02.229
.قراره با مشروب خوردن تسویه‌حساب کنیم

08:10.021 --> 08:11.562
.ببخشید

08:12.729 --> 08:14.854
.به اجتماعمون خوش اومدین

08:19.396 --> 08:21.146
.این‌جا محشره

08:21.229 --> 08:22.937
.آدم ندونه نمی‌فهمه به این‌جا حمله شده بوده

08:23.021 --> 08:26.604
.ما در کنار هم از هر هیولای زهرپاشی قوی‌تریم

08:31.646 --> 08:33.771
.همه برین عقب. فضا رو براش باز کنین

08:38.521 --> 08:39.604
چه مشکلی براش پیش اومده؟

08:39.687 --> 08:40.812
.ریه‌ی اژدها

08:40.896 --> 08:42.771
.بین بازمانده‌ها بیماری رایجیه

08:42.854 --> 08:46.104
سموم داخل نفس اژدها
.توی ریه‌ها به دام می‌افتن

08:46.187 --> 08:48.354
.تیا ساعت‌ها زیر آوار مونده بود

08:48.437 --> 08:51.229
.نگران نباش، من پیشتم

08:58.187 --> 08:59.562
.ممنون

09:06.229 --> 09:07.312
.بیا، تیا

09:07.396 --> 09:09.646
بذار ویلهند پیرمرد
.یه چیزی بهت بده تا حالت بهتر شه

09:20.979 --> 09:22.521
...اومم

09:22.604 --> 09:24.396
.به‌نظر بهش احتیاج داری

09:24.979 --> 09:27.271
.نگران نباش، آب نیست

09:32.896 --> 09:36.979
،نتونستم سریع حالش رو خوب کنم
.انگار که هنوزم داشت می‌سوخت

09:37.062 --> 09:39.812
.نفس اژدها خیلی مقاومه

09:39.896 --> 09:44.062
،حتی اگه درمانش هم بکنی
.باز دوباره ریه‌ها شروع می‌کنن به آسیب دیدن

09:44.146 --> 09:46.229
.این تقصیر ماست

09:46.312 --> 09:48.896
قطعا برای یه درمانگر

09:48.979 --> 09:52.437
،جنگیدن با مرگ سخته
،چون می‌دونه که نمی‌شه ازش فرار کرد

09:52.521 --> 09:54.687
.ولی راه‌های دیگه‌ای هم برای درمان هست

09:55.771 --> 09:57.771
دوست داری بهم ملحق شی؟

09:57.854 --> 09:59.271
.بعدا

09:59.354 --> 10:01.229
.فعلا باید تمرکزم رو حفظ کنم

10:01.312 --> 10:04.021
،خیلی‌خب، قبل از این‌که غذا رو شروع کنیم

10:04.104 --> 10:06.979
.مایلم گیدیون چوپان یه خرده برامون حرف بزنه

10:12.812 --> 10:17.354
،دوستان، تسلیم شدن در روزهای سخت کار آسونیه

10:17.437 --> 10:19.312
«این‌که آدم از خودش بپرسه «چرا؟

10:19.396 --> 10:21.896
.بانو سرنوشت‌هامون رو می‌سازه

10:21.979 --> 10:25.104
.روشنایی ابدی راه رستگاری رو نشون می‌ده

10:25.187 --> 10:27.562
،ولی وقتی روشنایی ابدی رو گم کنیم

10:27.646 --> 10:30.979
.باید به‌ هم‌دیگه ایمان داشته باشیم

10:31.062 --> 10:33.937
.چرا که ما از خون اوییم

10:34.021 --> 10:36.354
.ما از خون اوییم

10:36.437 --> 10:38.146
چی شد یهو؟

10:38.229 --> 10:41.229
.ما از خون اوییم

10:41.312 --> 10:44.437
.ما از خون اوییم

10:48.104 --> 10:50.021
وایستا ببینم، داریم کجا می‌ریم؟

10:50.104 --> 10:51.979
.هر جایی دور از این‌جا

10:52.062 --> 10:53.562
.اینا آدم‌های بدن

10:53.646 --> 10:56.562
،به مراسم تاج‌گذاری کیلث حمله کردن
.و به وایت‌استون هجوم آوردن

10:56.646 --> 10:58.312
.ولی به‌نظر آدم‌های خیلی خوبی میان

10:58.396 --> 11:00.812
.وایستین! وایستین ببینم

11:01.937 --> 11:03.271
.دارن ویلهند رو می‌برن -
دارن چی‌کار می‌کنن؟ -

11:03.354 --> 11:04.812
.بذارش پایین

11:04.896 --> 11:05.896
.اون به ما نیاز داره

11:05.979 --> 11:08.229
.بذارش زمین -
،نه، نه، نه -

11:08.312 --> 11:10.354
.آیین ما این‌طوری نیست

11:10.437 --> 11:12.354
.لطفا آروم باشین

11:12.437 --> 11:14.729
.هر کسی باید مسیر دلخواه خودش رو انتخاب کنه

11:14.812 --> 11:16.229
.لوئیزا، ایمان داشته باش

11:16.312 --> 11:19.146
.لطفا بذار با گفت‌وگو حلش کنن

11:19.229 --> 11:21.812
.نزدیک بابابزرگ من نشو

11:27.104 --> 11:30.479
واضحه که پسماند زیگورات

11:30.562 --> 11:35.687
داره ویژگی‌های جذب جادوی مکشگر رو
.به‌صورت هماهنگی تقویت می‌کنه، اما انرژی در اون مقیاس از بین‌رفتنی نیست

11:35.771 --> 11:37.687
.یه جور علمه که با اعداد و ارقام نمی‌شه تفسیرش کرد

11:37.771 --> 11:39.312
.اصلا علم نیست

11:39.396 --> 11:43.146
نمی‌شه با یه سازوکار علمی
.یه هاله‌ی جادویی رو از بین برد

11:43.229 --> 11:47.979
برای این کار به یه منبع دائمی احضار جادویی نیازه
.که انرژی جادویی رو به انرژی جنبشی تبدیل کنه

11:48.062 --> 11:49.062
.در نتیجه، دوتی

11:49.146 --> 11:50.146
.تاری

11:51.437 --> 11:53.187
چیه؟

11:53.271 --> 11:57.646
فقط فهمیدم که تو یه احمق پولداری
.که یه مشت سنگ قیمتی داری

11:58.479 --> 12:00.937
.و قبلا هم ربات درست کرده‌م

12:01.021 --> 12:02.937
.تاریون دارینگتون راست می‌گه

12:03.021 --> 12:04.771
.قطعا شوخیت گرفته -
.ایول. دوتی، بنویس -

12:04.854 --> 12:07.771
.غیرعادیه، ولی در واقع یه مسئله‌ی غیرعادیه

12:07.854 --> 12:09.979
.تاری، راهش بنداز

12:11.979 --> 12:13.687
.برگردین عقب. احتمالش هست که منفجر شه

12:13.771 --> 12:17.687
هوم؟ -
.احتمالش کمه. ۸۰-۲۰ یا شایدم ۲۰-۸۰ -

12:17.771 --> 12:18.979
کدومش برای ما بدتره؟

12:20.062 --> 12:23.312
،یک سال تمام غیبت زده بود
،بدون این‌که با کسی ارتباط داشته باشی

12:23.396 --> 12:26.021
بعد اون‌وقت تمام مدت وَکس داشته
سر بیماری تب‌خال الهی جون می‌داده

12:26.104 --> 12:28.104
و اصلا به ذهنت هم خطور نکرد که بهم خبر بدی؟

12:28.187 --> 12:30.271
!اون برادرمه، زنیکه‌ی شاخ‌دار

12:32.146 --> 12:35.937
خیلی ببخشیدها، یادم رفته بود
این‌قدر با هم رابطه‌ی صمیمی‌ای دارین

12:36.021 --> 12:40.896
.که به جشن ازدواج مخفیانه‌ت دعوتش نکردی

12:40.979 --> 12:44.479
.وَکس خیلی از این موضوع ناراحت شد

12:44.562 --> 12:46.187
.از مشروب محرومت می‌کنم

12:46.271 --> 12:48.146
من رو محروم می‌کنی؟

12:48.229 --> 12:51.271
.من ندای طوفانم

12:51.354 --> 12:52.771
!این منم که محرومت می‌کنم

12:52.854 --> 12:54.687
!آی -
!ای وای -

12:54.771 --> 12:56.562
،وای خدا، خیلی ببخشید

12:56.646 --> 12:58.104
.یه لحظه از دستم در رفت

12:58.187 --> 13:00.854
،ببین، این جنده

13:00.937 --> 13:03.437
همه‌ش برای وَکس رئیس‌بازی در میاره
.و بهش امر و نهی می‌کنه

13:03.521 --> 13:04.521
.به معنای واقعی کلمه

13:04.604 --> 13:06.854
.هوف، می‌دونم

13:06.937 --> 13:10.812
،بیماریش رو هم از همون گرفت
.و اصلا حتی کاریش هم نداشت

13:10.896 --> 13:14.521
می‌دونی، یه معبد برای بانو
.توی وایت‌استون هست

13:14.604 --> 13:17.521
می‌تونیم همین الان بریم
.دنبال جواب سوال‌هامون

13:17.604 --> 13:21.062
.آره، آره، باید همین کار رو بکنیم

13:21.146 --> 13:23.062
.واقعا باید همین کار رو کنیم

13:23.146 --> 13:26.604
می‌شه سر راهمون شیرینی‌فروشی هم بریم؟

13:27.687 --> 13:29.479
پایک، بی‌خیال، لااقل نمی‌شه

13:29.562 --> 13:31.062
با لوئیزا حرف بزنیم؟

13:31.146 --> 13:33.437
.اینا دوست‌ها و همسایه‌هامن

13:33.521 --> 13:37.937
تو که احیانا به این کسشرهای «ما از خون اوییم» اعتقاد نداری؟

13:38.021 --> 13:39.896
.فکر می‌کردم استعاره باشه

13:39.979 --> 13:41.271
.ولی نیست، باور کن

13:41.354 --> 13:43.604
.حواست باشه، فقط وسایل ضروری رو بردار

13:43.687 --> 13:46.021
.ببخشید، اینم ضروریه

13:46.104 --> 13:49.187
.یادگاری‌های خونوادگی، دستور پخت‌های سرّی، و این

13:50.187 --> 13:54.146
،حتی وقتی شما دوتا پیشم نباشین
.من رو یاد خونواده‌م می‌ندازه

13:54.229 --> 13:56.937
.و دوست دارم این پیش تو باشه، گراگ

13:57.021 --> 13:59.437
.ولی من که نسبت خونوادگی مستقیم ندارم

13:59.521 --> 14:02.604
یه جنگجو که مشت‌هاش به اندازه‌ی دلش قدرتمنده؟

14:02.687 --> 14:04.687
.به‌نظر من که تو هم مثل تریک‌فوت‌هایی

14:04.771 --> 14:07.687
پسر از این بهتر می‌خوام؟

14:10.479 --> 14:12.979
.وای، گراگ، خیلی قوی‌ای

14:16.854 --> 14:18.271
.برای تو هم یه چیزی دارم

14:18.354 --> 14:20.437
،اون فامیلمون که درباره‌ش پرسیده بودی

14:20.521 --> 14:23.146
،اسمش ازره بود
،قهرمان بانوی دانش

14:23.229 --> 14:28.271
صاحب یه سلاح الهی
.که باهاش می‌تونست حتی قدرتمندترین مردگان متحرک رو هم بکُشه

14:28.354 --> 14:31.021
،یه روز رفت به یه ماموریت مخفی، و دیگه برنگشت

14:31.104 --> 14:33.521
،و بعدش سروکله‌ی یه سری راهب پیدا شد
،که سلاحش رو بردن

14:33.604 --> 14:37.437
،خونه‌ش رو غارت کردن
.و هیچ چیزی ازش باقی نذاشتن

14:37.521 --> 14:39.812
.به جز این

14:39.896 --> 14:43.062
،نمی‌تونستم جلوی کسی بهت نشونش بدم
.حتی لوئیزا

14:43.146 --> 14:45.437
.چون اطلاعات خطرناکی توشه

14:45.521 --> 14:48.437
،ولی فقط چون خونواده‌ت از دنیا رفتن
،فراموششون نکن

14:48.521 --> 14:51.437
.و ازره هم جزو خونواده‌ته

14:51.521 --> 14:52.854
.وای

14:52.937 --> 14:55.396
این افسانه‌شکافه؟

14:55.479 --> 14:58.021
«.سلاح الهی حقیقت»

14:58.104 --> 15:01.062
.شیء اسکانلان متعلق به بانوی دانش بوده

15:01.146 --> 15:03.021
.این‌طوری می‌شه نجواگر رو کشت

15:03.104 --> 15:03.979
!ویلهند

15:05.062 --> 15:08.812
.روحتم خبر نداره چه دردسری درست کردی

15:08.896 --> 15:12.062
خیلی ببخشید که آبروت رو
.جلوی فرقه‌ی مرگ‌پرست‌هات بردم

15:12.146 --> 15:14.104
.لوئیزا، پایک، آروم باشین

15:15.187 --> 15:16.187
!ولش کن بره

15:16.271 --> 15:17.771
،تو هم درست مثل بقیه‌ی قهرمان‌هایی

15:17.854 --> 15:19.771
یهو پیدات می‌شه و خیال می‌کنی
.بهتر از همه می‌فهمی چی به صلاحمونه

15:19.854 --> 15:22.729
!چون واقعا هم بهتر از همه می‌فهمم -
.بس کنین لطفا -

15:22.812 --> 15:25.354
بابابزرگ؟ بابابزرگ؟

15:25.437 --> 15:27.062
.پایکی، نمی‌تونه نفس بکشه

15:28.604 --> 15:29.646
!چه بلایی سرش آوردی؟

15:29.729 --> 15:31.521
.ما داریم سعی می‌کنیم نجاتش بدیم

15:33.479 --> 15:36.271
.وای خدا، به بیماری ریه‌ی اژدها مبتلا شده

15:36.354 --> 15:41.521
،ولی فرزندان حقیقت می‌تونن درمانش کنن
.تا حدی که نمیره

15:43.521 --> 15:45.396
.درمان کردن رفیق‌هات رو هم دیده‌م

15:45.479 --> 15:47.812
!نگران نباش، بابابزرگ، برات یه... آی

15:56.646 --> 16:00.187
.ببخشید، پایک، ولی اون بهم نیاز داره

16:08.396 --> 16:10.729
.لوئیزا؟ خواهش می‌کنم

16:10.812 --> 16:12.396
چرا می‌خوای این کار رو بکنی؟

16:12.479 --> 16:14.229
.چون دوستت دارم

16:14.312 --> 16:16.271
.قبلا هم تاثیر این مراسم رو دیده‌م

16:16.354 --> 16:19.812
.بهم اعتماد کن، قراره از همیشه قوی‌تر بشی

16:25.812 --> 16:28.146
!گراگ. گراگ

16:46.604 --> 16:48.354
!آفرین، ترینک

16:48.437 --> 16:51.979
.گوش کن خانمی پرپری کسکش

16:52.062 --> 16:53.437
.خوب گفتی، کی‌کی

16:53.521 --> 16:56.729
.قشنگ تو روی کثافتش بگو

16:56.812 --> 17:00.312
.آره. من از توی آتیش رد شده‌م

17:00.396 --> 17:01.729
.به عناصر دستور دادم

17:01.812 --> 17:03.187
!آفرین، خواهر

17:03.271 --> 17:05.229
...و

17:05.312 --> 17:06.604
...خیلی

17:06.687 --> 17:08.354
.نگرانم

17:08.437 --> 17:13.062
.نگرانم که دوباره نتونم عزیزانم رو نجات بدم

17:14.896 --> 17:18.479
نمی‌فهمم چرا همچین بلایی

17:18.562 --> 17:22.062
.سر کسی که این‌قدر برات احترام قائله آوردی

17:22.146 --> 17:25.396
حتی حاضر نیستی بهش بگی
...چرا باید بمیره

17:26.479 --> 17:27.771
.و من رو تنها بذاره...

17:33.604 --> 17:35.062
.تو تنها نیستی

17:35.146 --> 17:36.854
.من همیشه هوات رو دارم

17:36.937 --> 17:39.729
...همیشـ

17:42.771 --> 17:44.521
.خوب شد این بار من نبودم

17:46.146 --> 17:48.146
این به عنوان پیشکش مناسب هست یا نه؟

17:53.937 --> 17:56.979
،اگه محاسباتم درست باشه
.با این کار فشار زیادی به گوی وارد می‌شه

18:13.896 --> 18:15.687
.تاری

18:17.271 --> 18:21.312
!دووم بیار، دوتی. تحمل کن! تحمل کن

18:21.396 --> 18:23.437
...تا... ری

18:31.854 --> 18:33.729
!موفق شدیم! ایول

18:33.812 --> 18:35.104
.دوتی، بنویس

18:35.187 --> 18:38.062
...آن سه دلیر موفق شدند

18:38.146 --> 18:39.271
.عه

18:45.604 --> 18:47.604
...فکر این‌جاش رو نکرده بودم

18:50.479 --> 18:54.187
.خوب بخوابی، شاهزاده‌ی فلزی مهربون

18:54.271 --> 18:56.729
.عالی بودی، آقای دارینگتون

18:56.812 --> 18:59.437
دست‌کم گرفته بودیمت. مگه نه وَکس؟

18:59.521 --> 19:00.854
.آره واقعا

19:01.937 --> 19:03.271
.موفق شدیم

19:03.354 --> 19:06.271
قراره شکافی
که سال‌هاست زیر خونه‌م ریشه دوونده رو ببندیم

19:06.354 --> 19:08.146
بعد اون‌وقت حرفی برای گفتن نداری؟

19:08.229 --> 19:10.479
.ببخشید که از خوش‌حالی پشتک نمی‌زنم

19:10.562 --> 19:12.021
.یه خرده ذهنم درگیره

19:12.104 --> 19:15.521
بی‌خیال ناموسا، ببخشید، خب؟

19:15.604 --> 19:19.104
ببخشید که نجات دادن جون من
.باعث شد جون خودت به خطر بیفته

19:19.187 --> 19:20.979
ببخشید که کسی
که مقصر بیماریته

19:21.062 --> 19:23.062
.یهو عوض شده و با خواهرت ازدواج کرده

19:23.146 --> 19:26.187
احمق نفهم، من در هر صورت
.بدون ذره‌ای تردید نجاتت می‌دادم

19:26.271 --> 19:28.687
ناراحتیم از این نیست
.که با وِکسالیا ازدواج کردی

19:28.771 --> 19:30.937
از اینه که من توی مراسم ازدواجتون
.حضور نداشتم

19:31.021 --> 19:32.771
.از دستش دادم

19:32.854 --> 19:34.937
و به زودی، قراره تمام لحظات شیرین رو
.از دست بدم

19:35.021 --> 19:37.312
می‌خوایم دنیایی رو نجات بدیم
.که قرار نیست زنده بمونم و ببینمش

19:38.812 --> 19:40.812
.من هنوز آماده‌ی مردن نیستم، پرسی

19:58.437 --> 20:01.979
خواهر، مطمئنی این آیین رو بلدی؟

20:02.062 --> 20:04.229
الان که تا این‌جا پیش رفتیم
.دیگه راه برگشتی نیست

20:09.437 --> 20:11.896
.مطمئنم خودتم دلت با این کار نیست

20:11.979 --> 20:14.396
.تنها راه نجاتت همینه

20:15.812 --> 20:18.396
.ما از خون اوییم

20:21.229 --> 20:22.812
.نه

20:22.896 --> 20:24.521
.ماییم که از خونشیم

20:24.604 --> 20:27.187
.مجبورمون نکنین بهتون آسیب بزنیم

20:27.271 --> 20:30.896
.بابابزرگم رو ول کنین

20:30.979 --> 20:32.854
.ما خیلی چیزها رو از دست دادیم

20:32.937 --> 20:35.354
.دلم نمی‌خواد اون رو هم از دست بدم

20:35.437 --> 20:36.771
.لوئیزا، خواهش می‌کنم

20:36.854 --> 20:40.104
.اونم مثل تو می‌خواد کمک کنه

20:40.187 --> 20:41.521
پس این‌همه مدت کجا بوده؟

20:41.604 --> 20:43.896
!یک سال آزگار نبوده

20:43.979 --> 20:46.437
.این قهرمان‌های کوفتی همه‌شون مثل همن

20:46.521 --> 20:49.396
.دیگه خسته‌م از بی‌تفاوتی‌هاشون

20:55.396 --> 20:56.896
.همین‌جا بمون، بابابزرگ

21:16.229 --> 21:18.396
.گراگ! آخ

21:26.271 --> 21:27.312
.پسرم

21:32.937 --> 21:35.146
.پسرم، خواهش می‌کنم

21:35.229 --> 21:37.896
.یالا، پا شو. زود باش پا شو

21:48.979 --> 21:52.312
بانوی من. اومدید از نزدیک شاهد باشین؟

21:52.396 --> 21:54.521
شاهد تحریف یه آیین مقدس

21:54.604 --> 21:56.812
با سنگ سایه‌ی دزدیده‌شده باشم؟

21:56.896 --> 21:58.687
.فکر نکنم

22:00.979 --> 22:02.896
.مجبور بودم دست‌به‌کار شم

22:02.979 --> 22:04.562
.حالا خودتون هم خواهید دید

22:04.646 --> 22:08.562
من فقط این رو می‌بینم
.که به نقشه‌ش ایمان نداره

22:10.812 --> 22:13.187
.نه

22:17.854 --> 22:19.021
.قاتل

22:20.104 --> 22:21.687
.تو قرار نیست امروز بمیری

22:21.771 --> 22:23.771
.ولی اونا ممکنه

22:27.979 --> 22:29.562
.نه

22:37.854 --> 22:40.229
جریان چیه؟ -
.یالا، پا شو -

22:40.312 --> 22:43.146
.به‌هوش بیا. چیزی نشده. تو رو خدا

22:45.396 --> 22:47.896
گراگ حالش خوبه؟

22:47.979 --> 22:49.312
.نفس می‌کشه

22:49.396 --> 22:51.354
فقط به‌هوش بمون، خب؟

22:55.187 --> 22:58.396
.ممنون، عزیزکم

23:07.271 --> 23:11.229
.بازی‌های سرنوشت را نمی‌توان پیش‌بینی نمود

23:13.354 --> 23:16.687
.بار مرگ را زندگان بر دوش می‌کشند

23:18.479 --> 23:21.146
.برخی زخم‌ها هرگز التیام نمی‌یابند

23:22.229 --> 23:24.187
،آن‌ها را با خود حمل می‌کنیم

23:24.271 --> 23:25.854
.و یاد می‌گیریم با آن‌ها زندگی کنیم

23:26.562 --> 23:30.396
.در هر لحظه‌ای که کنار یک‌دیگر هستید، شادی را بیابید

23:30.479 --> 23:34.187
.چرا که آن لحظات را نیز با خود حمل می‌کنیم

23:34.271 --> 23:37.396
.و گاهی تنها چیزی که برایمان می‌ماند، همین‌هاست

23:37.479 --> 23:42.937
تا روزی که همگی دوباره در حیات جاویدان
.کنار هم باشیم

23:43.021 --> 23:47.021
ویلهند تریک‌فوت]
[روحش شاد

23:47.104 --> 23:49.104
حالا چی‌کار کنیم؟

23:56.271 --> 23:58.021
.اون کسکش رو بکُشیم

23:59.021 --> 24:00.687
.و حالا می‌دونیم چطور می‌شه کشتش

24:07.854 --> 24:10.729
.داری کنترل پیروانت رو از دست می‌دی

24:10.812 --> 24:13.229
.نزدیک بود یکی از تریک‌فوت‌ها رو جزو خودمون کنیم

24:13.312 --> 24:17.812
الان یکی‌شون رو از دست دادیم
.و اون‌یکی هم ایمانش متزلزل شده

24:17.896 --> 24:22.229
.باید خودش با اختیار خودش به حقیقت برسه

24:22.312 --> 24:26.396
به محض این‌که فهمیدم
.یه خنجر دزدیده شده، مداخله کردم

24:26.479 --> 24:29.437
.ازتون طلب بخشش دارم، سرورم

24:29.521 --> 24:31.271
.وفادارترین مُرید من

24:31.354 --> 24:33.896
.من همیشه تو رو می‌بخشم

24:33.979 --> 24:37.146
.می‌دونم دلت جای دیگه‌ای گرفتار شده

24:37.229 --> 24:38.396
.حالا هم برو

24:38.479 --> 24:43.187
.مراقب دلت باش، دلایلا

24:43.271 --> 24:45.521
.من از خون توئم

24:46.602 --> 24:50.021
مترجم: علیرضا شیخ عارفی
A.SHRFE

24:50.051 --> 24:55.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

24:55.051 --> 25:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
