WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:23.104 --> 00:26.312
‫«فونتانا قاتله.»
‫یعنی کی اینـو نوشته؟

00:26.396 --> 00:27.687
‫درستش می‌کنیم.

00:28.187 --> 00:31.104
‫احتمالاً خرابکاریِ یه بچه‌ی محلی باشه.

00:31.187 --> 00:32.354
‫- صبرکنید.
‫- چی شده؟

00:32.437 --> 00:33.437
‫یکی اونجاست.

00:34.271 --> 00:35.271
‫کی اونجاست؟

00:36.229 --> 00:39.312
‫یاکوپو، بیا وقت هدر ندیم.
‫بریم توی شهر و پرس‌وجو کنیم...

00:39.396 --> 00:40.854
‫ساکت!

00:42.271 --> 00:43.271
‫کی اونجاست؟

00:49.521 --> 00:50.896
‫خوبی؟

00:53.187 --> 00:54.312
‫وایسا!

00:54.396 --> 00:56.687
‫خدای من!

00:58.937 --> 01:00.104
‫تو کی هستی؟

01:00.187 --> 01:03.146
‫- بگو کی هستی! حرف بزن!
‫- من کاری نکردم! کی فرستادتت؟

01:03.229 --> 01:08.146
‫هیچکس. داداشم وکیله.
‫داریم درباره پرونده فونتانا تحقیق می‌کنیم.

01:10.437 --> 01:12.229
‫آقای پوئت؟

01:12.729 --> 01:13.937
‫بله. منـو می‌شناسی؟

01:14.021 --> 01:16.187
‫معلومه که می‌شناسم.

01:17.312 --> 01:19.104
‫افتخار بزرگیه.

01:19.128 --> 01:21.128
‫روبرتو رونکو.

01:22.687 --> 01:23.771
‫خوشبختم.

01:30.646 --> 01:34.604
‫« قانون به گفته‌ی لیدیا پوئت »

01:38.604 --> 01:40.396
‫به خانه‌ی درویشی من خوش اومدین.

01:40.479 --> 01:42.021
‫ممنون آقای رونکو.

01:42.104 --> 01:43.896
‫یکم شلخته‌ست، می‌دونم،

01:43.979 --> 01:46.687
‫ولی فکرشـو نمی‌کردم بیاید دیدن من.

01:46.771 --> 01:48.021
‫ما هم همینطور.

01:48.687 --> 01:50.021
‫گراپا میل دارید؟

01:50.521 --> 01:53.354
‫- نه ممنون.
‫- واسه من یکم زوده.

01:53.437 --> 01:55.354
‫ببخشید، اجازه هست...

01:59.771 --> 02:00.771
‫ممنون.

02:03.771 --> 02:05.479
‫- روبرتو، درسته؟
‫- بله.

02:07.812 --> 02:08.854
‫چطوری...

02:08.937 --> 02:11.479
‫اول از همه بگم که من نوشتم فونتانا قاتله.

02:14.437 --> 02:17.979
‫دوم، من هیچ دخلی به کاپیتان نداشتم.

02:18.479 --> 02:22.687
‫آخرین باری که دیدمش ۱۶ سالم بود،
‫ولی خوب می‌شناختمش.

02:23.271 --> 02:26.396
‫وقتی هم از آفریقا برگشت
‫و توی ویلای والدینش سروسامون گرفت،

02:26.479 --> 02:28.146
‫حتی کمکش کردم که وسایل منزلش رو بیاره.

02:28.229 --> 02:29.312
‫و با امیرا آشنا شدم.

02:33.021 --> 02:35.479
‫امیرا اینه؟

02:42.437 --> 02:43.937
‫ما هم‌سن بودیم.

02:46.979 --> 02:50.021
‫کاپیتان به همه گفته بود که خدمتکارشه.

02:51.896 --> 02:53.729
‫ولی من عاشق امیرا شدم.

02:55.437 --> 02:57.562
‫هروقت هم می‌شد،
‫سعی می‌کردم پیشش باشم.

02:59.479 --> 03:02.687
‫اونطوری فهمیدم کاپیتان

03:03.771 --> 03:05.771
‫وادارش می‌کرده تا هرکاری می‌خواد بکنه.

03:07.146 --> 03:08.729
‫حتی

03:09.562 --> 03:13.271
‫کارهایی که مردها توی اتاق‌خواب
‫با زن‌هاشون می‌کنن.

03:14.812 --> 03:18.604
‫امیرا مثل یه برده بود.
‫واسه همین باید کمک می‌کردم تا فرار کنه.

03:19.187 --> 03:21.271
‫تصمیم گرفتیم باهم بریم...

03:23.687 --> 03:25.104
‫تو شب یک ماه کامل.

03:25.979 --> 03:26.979
‫بعدش چی؟

03:28.729 --> 03:30.062
‫امیرا نیومد.

03:31.312 --> 03:33.021
‫فونتانا گزارش کرد مفقود شده.

03:33.604 --> 03:34.687
‫رفتش.

03:35.271 --> 03:36.437
‫خونه خالی موند.

03:38.271 --> 03:40.021
‫و فقط من می‌دونستم امیرا رو کشته.

03:40.937 --> 03:44.437
‫ببخشید، ولی چطوری فهمیدی؟

03:44.521 --> 03:45.646
‫دیدمش.

03:46.396 --> 03:50.354
‫داری میگی تو شاهد عینی به قتل هستی؟

03:50.437 --> 03:53.604
‫- دقیقاً همین رو گفتم.
‫- چرا گزارش نکردی؟

03:53.687 --> 03:56.521
‫به کارابینیری گفتم.
‫فقط اون موقع هیچ...

03:57.771 --> 03:59.187
‫- چیه؟
‫- چیه؟

04:02.521 --> 04:03.937
‫دنبالم بیاید لطفاً.

04:04.437 --> 04:06.479
‫بهتون نشون میدم که قبلاً کجا همدیگه رو می‌دیدیم.

04:07.062 --> 04:08.062
‫آره.

04:10.854 --> 04:13.562
‫ما جایی نمیریم.
‫میریم خونه.

04:13.646 --> 04:15.937
‫- شاید بفهمیم...
‫- وضعیت مسخره‌ایه.

04:16.021 --> 04:18.646
‫- خب؟ دنبالم بیاید دیگه.
‫- بله.

04:18.729 --> 04:19.771
‫- حتماً.
‫- اومدیم.

04:21.000 --> 04:28.000
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ @AvaMovie_in ]

04:29.562 --> 04:30.604
‫بفرمایید داخل.

04:31.437 --> 04:36.021
‫فکر نکنم آقای روبرتو خیلی قابل‌اعتماد باشه.

04:37.604 --> 04:38.729
‫طناب رو بگیرید.

04:46.354 --> 04:50.562
‫می‌دونید ما واقعیت رو کاملاً نادرست می‌فهمیم؟

04:51.812 --> 04:54.896
‫پدید اومدن و ناپدید شدن‌ها رو می‌بینیم،

04:54.979 --> 04:57.979
‫و فکر می‌کنیم که واقعاً یه قبل و بعدی وجود داره.

04:58.062 --> 05:04.104
‫ولی در واقعیت، زمان و فضا
‫فقط ساختارهای ذهنی هستن.

05:04.604 --> 05:05.604
‫نه بابا.

05:07.146 --> 05:10.312
‫من خودم تازه فهمیدم اصلاً ممکنه.

05:10.396 --> 05:12.771
‫که همه‌چیز حاضره و همه‌چیز ابدی.

05:15.896 --> 05:18.437
‫همینجا. می‌بینید؟

05:19.021 --> 05:22.062
‫تمام اتفاقات اون شب رو دیدم.

05:22.646 --> 05:25.396
‫سوم آگست سال ۱۸۷۴.

05:27.979 --> 05:31.729
‫قاعدتاً چیزهای دیگه‌ای هم دیدم.
‫قراره جنگ وحشتناکی رخ بده، می‌دونستید؟

05:32.562 --> 05:33.562
‫درسته.

05:34.562 --> 05:36.312
‫حالا اونجا چیه؟

05:36.396 --> 05:38.479
‫مردم هیچوقت حرفـم رو باور نمی‌کنن.

05:38.562 --> 05:40.937
‫ولی اونـا کوته‌فکرن.

05:41.021 --> 05:43.229
‫درسته. منـم همیشه همینـو میگم.

05:50.229 --> 05:51.896
‫روبرتو رونکوی بدبخت.

05:53.021 --> 05:58.437
‫حتی توی بیمارستان سرتوسا بستریش کردن.
‫با حمام سرد درمانش کردن. بدون هیچ نتیجه‌ای.

05:59.021 --> 06:02.021
‫ولی کاپیتان یه دختر اریتره‌ای ۱۶ ساله رو

06:02.104 --> 06:03.937
‫خریده و به ایتالیا آورده، ستوان.

06:04.021 --> 06:07.896
‫محض رضای خدا، خانم.
‫داری چهره‌ی هیولاگونه‌ای از طرف می‌سازی.

06:09.354 --> 06:11.271
‫فکر می‌کنید طبیعیه؟

06:12.396 --> 06:15.854
‫من گویدو فونتانا رو از بچگی می‌شناختم.

06:15.937 --> 06:18.021
‫دختره، امیرا احمد هم،

06:18.104 --> 06:22.021
‫نمی‌تونید تصور کنید که در آفریقا
‫مجبور بوده با چه شرایطی زندگی کنه.

06:22.854 --> 06:26.521
‫گویدو تحت‌تاثیر قرار گرفته بود.
‫می‌خواست آینده بهتری بهش بده.

06:27.562 --> 06:32.854
‫روبرتو یه پسرِ عاشق بود و وقتی امیرا فرار کرد، دیوانه شد.

06:32.937 --> 06:35.687
‫چرا اینقدر مطمئنید که فرار کرده؟

06:36.437 --> 06:39.187
‫چون دیدمش.
‫اون شب داشتم گشت می‌زدم،

06:39.687 --> 06:42.312
‫امیرا رو هم دیدم که داره از ویلا دور می‌شه

06:42.396 --> 06:43.979
‫و به سمت جنگل فرار می‌کنه.

06:47.229 --> 06:49.937
‫که اینطور. این براتون کافی نیست، نه؟

06:50.937 --> 06:56.104
‫اینجا می‌تونید اظهارات سرافینا مالپتزی رو بخونید.

06:56.187 --> 06:58.646
‫اون آشپز کاپیتان فونتانا بود.

06:58.729 --> 07:00.979
‫توی ویلا هم زندگی می‌کرد،

07:01.479 --> 07:03.437
‫و تایید کرده که حوالی ۲ صبح،

07:03.521 --> 07:07.729
‫صداهایی شنیده، بیرون پنجره رو نگاه کرده
‫و دیده که امیرا داره فرار می‌کنه.

07:10.187 --> 07:13.187
‫باشه، با این سرافینا مالپتزی صحبت می‌کنیم.

07:13.812 --> 07:15.687
‫یا به ویلا برمی‌گردیم.

07:16.312 --> 07:19.854
‫یه عکس پیدا کردیم.
‫شاید بازم باشه.

07:19.937 --> 07:24.104
‫آقا، خواهش می‌کنم.
‫می‌تونید هرچقدر خواستید سوال بپرسید،

07:24.187 --> 07:28.062
‫ولی مجبورم نکنید بهتون اتهام تجاوز به ملک شخصی وارد کنم.

07:28.146 --> 07:30.354
‫- لازم نیست، ممنون.
‫- نه، درسته.

07:30.437 --> 07:32.937
‫می‌تونیم مستقیماً از قاضی جواز تفتیش بگیریم.

07:33.021 --> 07:34.562
‫خب، بهتره دیگه بریم.

07:34.646 --> 07:37.437
‫همینجوریش به قدر کافی مزاحم ستوان بودیم.
‫با اجازه.

07:48.771 --> 07:50.937
‫مزاحم تفکر عمیقت شدم؟

07:54.021 --> 07:55.312
‫نه، جناب قاضی.

07:56.937 --> 07:58.604
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

07:58.687 --> 08:02.687
‫خواستم بدونم آیا اظهارات پایانی
‫برای پرونده فونتانا مکتوب شده یا نه.

08:03.396 --> 08:05.312
‫جلسه برای پنجشنبه تنظیم شده.

08:06.229 --> 08:07.854
‫- هنوز سه روز وقت دارم.
‫- می‌دونم.

08:07.937 --> 08:10.937
‫متاسفانه، نگرانم چون

08:11.437 --> 08:13.521
‫اگه هیئت منصفه، به طرز مسخره‌ای،

08:14.021 --> 08:15.979
‫بخواد اون زن رو تبرئه کنه،

08:16.604 --> 08:20.729
‫هیچ مرد خانواده‌داری دیگه نمی‌تونه با آرامش بخوابه.

08:21.604 --> 08:24.396
‫اینجوری که اپیدمی بی‌خوابی می‌مونه رو دستـمون، جناب قاضی.

08:25.771 --> 08:29.312
‫اینکه یه زن شوهرش رو بکشه و یه وکیل

08:30.146 --> 08:33.271
‫به خاطر چندتا کبودی، هرکاری واسه تبرئه‌اش بکنه

08:33.354 --> 08:34.896
‫اصلاً دست‌مایه استهزا نیست.

08:34.979 --> 08:36.771
‫جناب قاضی، با کمال احترام،

08:37.687 --> 08:40.437
‫فکر نکنم این بحث با شما درست باشه.

08:40.521 --> 08:44.646
‫در هر حال، من خودم توی این برگه

08:44.729 --> 08:47.521
‫نکات ضروری اظهارات پایانیـت رو یادداشت کردم.

08:48.854 --> 08:51.562
‫متوجه وخامت این کاری که می‌کنید هستید؟

08:51.646 --> 08:54.229
‫رسیدهای دوتا بلیت قطار

08:54.312 --> 08:58.021
‫به نام شما و خانم پوئت دستـمه.

08:58.646 --> 09:00.729
‫به مقصد وین.

09:02.104 --> 09:04.687
‫می‌شه بگید کدوم قانون رو زیرپا گذاشتم، جناب قاضی؟

09:05.187 --> 09:08.562
‫اگه این دو بلیت رو برای مطبوعات بفرستم،

09:08.646 --> 09:12.979
‫به نظرت چه تاثیری روی اعتبارت می‌ذاره؟

09:13.729 --> 09:14.729
‫خب،

09:16.146 --> 09:17.521
‫با هرچی که لازم باشه مواجه می‌شم.

09:18.396 --> 09:20.854
‫شک ندارم.
‫تو مرد قانون‌مداری هستی.

09:20.937 --> 09:24.437
‫ولی ما مردها همیشه روی پامون فرود میایم.

09:26.312 --> 09:28.271
‫ولی به معشوقه‌ات فکر کن،

09:28.896 --> 09:30.854
‫اگه هنوز دوستش داری.

09:31.354 --> 09:33.937
‫تمام چیزهایی که باید بگی اینجا هست.

09:34.021 --> 09:37.896
‫اگه کار لازم رو انجام بدی،
‫دیگه رسوایی نداریم.

09:38.396 --> 09:44.396
‫ولی اگه بخوای تعهد کاملت رو
‫به جایگاه بلندمرتبه‌ات نشون ندی

09:44.479 --> 09:48.646
‫یا این صحبت‌مون رو به خانواده پوئت بگی

09:48.729 --> 09:51.146
‫تا محاکمه رو بی‌اعتبار کنی،

09:51.937 --> 09:55.021
‫قول میدم بدجوری پشیمون بشی.

10:06.562 --> 10:08.604
‫می‌دونی که عمراً بهمون جواز بدن، درسته؟

10:08.687 --> 10:09.896
‫چرا؟

10:09.979 --> 10:12.354
‫چرا؟ به نظرت چطوری باید قاضی رو قانع کنم؟

10:12.437 --> 10:14.812
‫برم بهش بگم یه مسافر زمان شهادت داده؟

10:14.896 --> 10:18.062
‫باشه انریکو.
‫می‌دونم باور کردن حرفش سخته،

10:18.146 --> 10:20.812
‫ولی شاید درباره خشونت کاپیتان راست بگه، خب؟

10:21.312 --> 10:22.812
‫می‌شه خواهشاً به خواهرم بگی

10:22.896 --> 10:25.271
‫فقط سه روز برای نوشتن اظهارات پایانیم وقت دارم؟

10:25.354 --> 10:26.937
‫فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

10:27.896 --> 10:30.312
‫وقتی هیچی دست‌مون نیست
‫می‌خوای چی توش بنویسم؟

10:30.396 --> 10:32.729
‫دقیقاً. فقط دارم وقتم رو هدر میدم.

10:32.812 --> 10:35.396
‫باشه. هرکاری می‌خوای بکن.
‫برو اظهارات پایانیت رو بنویس.

10:35.479 --> 10:37.937
‫باهم برید.
‫مثل همیشه تنهایی حلش می‌کنم.

10:38.021 --> 10:40.812
‫امیدوار بودم که اینـو بگی. بدرود.

10:40.896 --> 10:42.479
‫نه. بیخیال، بس کن.

10:49.396 --> 10:50.646
‫لیدیا، وایسا!

10:50.729 --> 10:53.604
‫- تنهام بذار.
‫- نه، یه توضیح بهم بدهکاری.

10:53.687 --> 10:56.854
‫- توضیحی نیست.
‫- نه، توضیح می‌خوام.

10:56.937 --> 10:58.729
‫- دست از سرم بردار!
‫- توضیح می‌خوام!

10:58.812 --> 11:00.979
‫- بگو چرا اینجوری شدی!
‫- بهت میگم.

11:01.062 --> 11:02.896
‫- ولی خوشت نمیاد.
‫- باشه!

11:04.979 --> 11:06.104
‫حامله‌ام.

11:10.396 --> 11:12.354
‫هنوز عاشق پیر هستم.

11:15.146 --> 11:16.146
‫کی؟

11:16.229 --> 11:17.854
‫فورنو دیگه، یاکوپو. پس کی؟

11:21.437 --> 11:22.812
‫بهتره بذاری برم.

11:31.104 --> 11:33.437
‫« مسافرخانه کانتامرلو »

11:51.396 --> 11:53.937
‫خیلی ناراحت شدم، تریسا.

11:54.021 --> 11:56.312
‫سه روز رفتم میلان، برگشتم خوشحالش کنم،

11:56.396 --> 11:59.354
‫می‌بینم طبق معمول با لیدیا رفته ماجراجویی.

11:59.437 --> 12:02.771
‫ببخشید. امروز روز سختی بوده.

12:05.229 --> 12:06.979
‫البته که تو ازش دفاع می‌کنی.

12:08.854 --> 12:10.979
‫شب بخیر عزیزم.
‫شب بخیز کانسوئلو.

12:11.062 --> 12:12.812
‫- یاکوپو برگشت؟
‫- چی کار می‌کنید؟

12:12.836 --> 12:14.836
‫یاکوپو که نه.

12:15.687 --> 12:19.229
‫ولی توی جستجومون خیلی پیشرفت کردیم،

12:19.312 --> 12:21.604
‫یه سری چیزها هم هنوز باید بررسی بشن، پس...

12:21.687 --> 12:23.729
‫پس پیش لیدیا مونده دیگه.

12:24.229 --> 12:25.396
‫جنده.

12:25.479 --> 12:27.687
‫نه. خواهر من خیلی نقص اخلاقی داره،

12:27.771 --> 12:30.479
‫ولی از این عبارت‌ها خوشم نمیاد، کانسوئلو.

12:35.979 --> 12:36.979
‫عزیزم.

12:37.521 --> 12:39.021
‫چرا داری گریه می‌کنی؟

12:40.812 --> 12:42.562
‫اشتباه کردم، انریکو.

12:43.062 --> 12:45.521
‫فکر کردم حامله‌ام، ولی...

12:46.271 --> 12:47.687
‫بالاخره تو سن من...

12:49.354 --> 12:50.896
‫ولی تو جوونی، عشقم.

12:52.146 --> 12:54.187
‫دوباره هم تلاش می‌کنیم.
‫عزیزم، قول میدم بهت.

12:54.271 --> 12:56.896
‫درک نمی‌کنی انریکو.
‫تو سیاست و کارت رو داری.

12:56.979 --> 12:59.146
‫من همیشه فقط یه همسر و یه مادر بودم.

12:59.229 --> 13:01.646
‫ولی این واقعیت نداره.
‫تو کلی علایق داری.

13:01.729 --> 13:04.812
‫- مدرک آموزشی داری.
‫- خدای من، خواهش می‌کنم دیگه چیزی نگو.

13:04.896 --> 13:05.937
‫بغلم کن.

13:14.229 --> 13:15.604
‫صبحونه!

13:17.854 --> 13:20.729
‫هوای روستا معجزه می‌کنه.
‫حالم خوب خوب شده.

13:20.812 --> 13:21.729
‫- دیوونه شدی؟
‫- آره.

13:21.812 --> 13:23.979
‫- فهمیدی دیروز چی گفتم؟
‫- آره.

13:24.062 --> 13:26.146
‫من عاشق یکی دیگه‌ام.
‫فکرم پیش یکی دیگه‌ست.

13:26.229 --> 13:28.562
‫- نمی‌خوام با تو باشم.
‫- بله لیدیا.

13:28.646 --> 13:32.146
‫امروز من. فردا اون.
‫روالت اینه. همینه که هست.

13:32.229 --> 13:34.187
‫بشین. باید یه چیز مهم بهت بگم.

13:34.271 --> 13:35.187
‫نمی‌خوام بشنیم.

13:35.271 --> 13:36.729
‫سرافینا مالپتزی رو دیدم،

13:37.312 --> 13:38.729
‫آشپز فونتانا.

13:39.729 --> 13:40.562
‫خب؟

13:40.646 --> 13:41.896
‫می‌دونی بهم چی گفت؟

13:41.979 --> 13:44.854
‫که اصلاً ندیده امیرا از ویلا فرار کنه.

13:44.937 --> 13:47.437
‫ندیدتش چون اون شب خونه نبوده.

13:48.646 --> 13:51.646
‫چرا به کارابینیری دروغ گفته؟

13:51.729 --> 13:56.271
‫چون مخفیانه واسه یه مرد جوان فرار کرده بود.
‫زیاد انجامش می‌داد.

13:56.354 --> 13:58.521
‫واسه همین نتونسته راستش رو بگه.

13:58.604 --> 14:01.437
‫حالا اون مرد جوان شوهرشه و نیاز نیست دروغ بگه.

14:01.521 --> 14:02.854
‫نه، وایسا یاکوپو.

14:02.937 --> 14:07.979
‫پیووانو میگه دیده که یه دختر
‫از ویلا به سمت جنگ فرار کرده.

14:08.937 --> 14:10.937
‫ولی شاید اون دختر امیرا نبوده.

14:11.521 --> 14:13.396
‫شاید اون دختر آشپزه بوده،

14:13.896 --> 14:15.937
‫که از سوتفاهم پیش‌اومده استفاده کرده

14:16.021 --> 14:18.812
‫و واسه رسوا نشدن یه اظهاریه‌ی غلط داده.
‫منطقیه.

14:18.896 --> 14:21.271
‫- امیرا چی شده؟ اون کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

14:21.354 --> 14:23.521
‫ممکنه اصلاً نرفته باشه.
‫ممکنه هنوز اونجا باشه.

14:23.604 --> 14:25.937
‫- ممکنه اون موقع مُرده باشه.
‫- دنبال چی می‌گردی؟

14:26.021 --> 14:27.979
‫- کلاهم. ولش کن، بریم.
‫- کجا بریم؟

14:28.062 --> 14:30.104
‫به ویلا دیگه، یاکوپو. کجا پس؟

14:44.271 --> 14:46.021
‫هنوز اونجا نرفتیم.

14:47.062 --> 14:48.062
‫بریم.

14:54.937 --> 14:55.937
‫چیزی نیست.

15:30.687 --> 15:32.396
‫ستوان پیووانو.

15:33.562 --> 15:37.187
‫فکر کردم دیگه رفتین.

15:43.687 --> 15:45.437
‫چی کار می‌کنی ستوان؟

15:47.521 --> 15:51.271
‫- من نکشتمش.
‫- می‌دونستی اینجا دفن شده.

15:51.354 --> 15:54.646
‫با این وجود بهمون گفتی امیرا فرار کرده.

15:54.729 --> 15:56.312
‫فونتانا یه دوست بود.

15:56.812 --> 15:57.979
‫مرد بزرگی بود.

15:58.896 --> 16:01.562
‫ولی ضعف شهوت داشت،

16:02.062 --> 16:03.771
‫و حسود بود.

16:04.271 --> 16:06.396
‫وقتی فهمید امیرا با روبرتو بوده

16:06.479 --> 16:08.771
‫و می‌خواست فرار کنه، عقلش رو از دست داد.

16:09.354 --> 16:14.979
‫با هیکل خونی اومد پیش من و آشفته بود.
‫ازم درخواست کمک کرد.

16:15.604 --> 16:17.187
‫باید چی کار می‌کردم؟

16:17.937 --> 16:20.021
‫دستگیرش می‌کردی شاید، ستوان؟

16:20.854 --> 16:22.729
‫اون بهترین دوستم بود.

16:25.354 --> 16:26.562
‫برگردید.

16:27.854 --> 16:29.021
‫برگردید!

16:33.771 --> 16:36.687
‫ستوان، ما به خاطر دوستی
‫کارهای خیلی احمقانه‌ای می‌کنیم.

16:36.771 --> 16:39.312
‫کاپیتان مُرده.
‫دیگه هیچ دینی بهش نداری.

16:42.396 --> 16:44.062
‫نه. انجامش نده لطفاً.

16:55.271 --> 16:56.479
‫ستوان!

16:59.646 --> 17:00.646
‫زنده‌ایم؟

17:04.829 --> 17:06.829
‫یاکوپو!

17:06.854 --> 17:07.854
‫ستوان!

17:07.937 --> 17:09.104
‫باز کن!

17:16.062 --> 17:17.062
‫لعنتی.

17:18.771 --> 17:20.937
‫کامل فهمیدم، زاناردلی.

17:21.729 --> 17:23.687
‫به نظرم واسه همه بهترین راهه.

17:25.562 --> 17:29.146
‫شب شما خوش، قربان.
‫یا بهتره بگم، جناب وزیر.

17:47.146 --> 17:48.146
‫عزیزم.

17:49.979 --> 17:50.979
‫همه‌چیز خوبه؟

17:53.229 --> 17:55.521
‫همه‌چیز رو خراب کردم، تریسا.

17:56.854 --> 17:57.896
‫من یه احمقـم.

18:04.146 --> 18:05.312
‫متاسفم.

18:07.812 --> 18:08.812
‫تو چطوری؟

18:11.687 --> 18:14.604
‫یه تصمیم مهم گرفتم.

18:16.437 --> 18:18.354
‫درسته. من توانایی خیلی کارها رو دارم.

18:19.604 --> 18:23.771
‫و با اون مدرک آموزشی،
‫می‌تونم تو مقطع دبستان تدریس کنم.

18:24.437 --> 18:25.771
‫بورگو دورا

18:26.896 --> 18:27.937
‫یه معلم از دست داده.

18:30.521 --> 18:32.896
‫و درخواست دادم که جایگزینش بشم.

18:35.896 --> 18:37.312
‫به نظرم ایده شگفت‌انگیزیه.

18:43.579 --> 18:45.579
‫انریکو.

18:45.604 --> 18:46.604
‫بله؟

18:47.021 --> 18:49.271
‫چرا یاکوپو و لیدیا هنوز برنگشتن؟

18:49.354 --> 18:51.937
‫کانسوئلوی عزیزم،
‫نیازی نیست حسادت کنی.

18:52.021 --> 18:55.396
‫حسادت نمی‌کنم. نگرانم.
‫باید بریم دنبالـشون بگردیم.

18:55.479 --> 18:56.896
‫گوش کن، بیا این کار رو بکنیم.

18:57.396 --> 19:00.396
‫اگه تا فردا صبح برنگشتن،
‫باهم میریم دنبالـشون.

19:00.979 --> 19:01.979
‫باشه؟

19:04.979 --> 19:07.021
‫اینقدر نگاه نکن. بسه دیگه.

19:08.396 --> 19:10.062
‫فقط ۱۶ سالش بوده.

19:10.646 --> 19:15.521
‫می‌دونم لیدیا، ولی اگه راه خروجی پیدا نکنیم،
‫آخرش همینجوری می‌شیم.

19:18.646 --> 19:19.646
‫زودباش.

19:26.604 --> 19:28.146
‫بعدم، تو راست می‌گفتی.

19:28.937 --> 19:31.521
‫با وجود قتل یه بچه ۱۶ ساله،

19:32.854 --> 19:35.562
‫هیئت منصفه قطعاً نظرش رو عوض می‌کرد.

19:36.521 --> 19:37.854
‫هنوز وقت داریم.

19:38.854 --> 19:42.979
‫نه. مثل تریستان و ایزولد می‌میریم.

19:45.729 --> 19:47.771
‫تریستان روی ساحل می‌میره.

19:49.979 --> 19:52.687
‫معشوقه‌هایی که زنده‌زنده دفن می‌شن
‫آیدا و رادامس هستن.

19:54.562 --> 19:56.021
‫دیدی گفتی.
‫«معشوقه.»

19:56.604 --> 19:59.187
‫آیدا یه کار تخیلیه، یاکوپو.

19:59.854 --> 20:02.104
‫لیدیا، یه پامون لب گوره،

20:02.187 --> 20:06.104
‫می‌تونی به خودت زحمت بدی
‫که بپذیری عاشقمی.

20:06.187 --> 20:08.521
‫من عاشق یک مرد دیگه‌ام.
‫قبلاً بهت گفتم.

20:08.604 --> 20:11.271
‫لیدیا، عمراً باور کنم. هرگز.

20:14.729 --> 20:15.979
‫باشه، راستش رو بگم؟

20:16.062 --> 20:17.646
‫ترسیدی، می‌دونم.

20:17.729 --> 20:18.937
‫- و تو...
‫- بذار صحبت کنم.

20:19.021 --> 20:22.604
‫و ترست هم توجیه‌پذیره که نمی‌خوای یه زن دیگه عذاب بکشه.

20:22.687 --> 20:25.187
‫متوجهم. هیچوقت نمی‌خوام
‫کانسوئلو عذاب بکشه.

20:25.271 --> 20:26.854
‫یاکوپو، بچه‌ات توی راهه.

20:31.437 --> 20:34.271
‫واسه همین ما دوتا نمی‌تونیم باهم باشیم.

20:41.812 --> 20:42.937
‫متاسفم. من...

20:44.146 --> 20:46.021
‫نمی‌خواستم اینجوری بهت بگم.

20:50.271 --> 20:52.187
‫آقای روبرتو، می‌شه بیایم داخل؟

20:52.271 --> 20:53.562
‫آقای پوئت هستم.

20:53.646 --> 20:57.146
‫دنبال خواهرم لیدیا پوئت می‌گردم،

20:57.812 --> 20:59.354
‫و دامادم.

21:00.354 --> 21:02.437
‫آقای روبرتو، خونه‌ای؟

21:06.729 --> 21:07.729
‫این کلاه لیدیاست.

21:08.479 --> 21:09.937
‫یاکوپو حتماً پیش اونه.

21:11.021 --> 21:12.146
‫می‌دونم کجان.

22:03.729 --> 22:06.604
‫لیدیا، حق نداری اینجوری از زندگیم ناپدید بشی، خب؟

22:07.729 --> 22:09.937
‫نه بعد از دعوایی که داشتیم، لیدیا!

22:18.687 --> 22:19.812
‫ببینم چی پیدا کردیم.

22:21.771 --> 22:22.937
‫وایسا.

22:30.396 --> 22:31.479
‫حالا چی؟

22:33.021 --> 22:37.437
‫روبرتو و امیرا قبلا توی زیرزمین
‫ملاقات می‌کردن، یادته؟

22:37.979 --> 22:39.562
‫شاید از اینجا اومده.

22:40.437 --> 22:42.021
‫دختر جوونی بوده.

22:42.104 --> 22:43.104
‫منطقیه.

22:45.104 --> 22:46.104
‫من میرم.

22:46.771 --> 22:50.729
‫- چی؟ کجا می‌خوای بری؟
‫- تنها امیدمونه. جا نمی‌شی.

22:50.812 --> 22:52.729
‫می‌دونم، ولی کجا می‌خوای بری، لیدیا؟

22:54.729 --> 22:56.771
‫صبرکن! بذار امتحان کنم.

23:14.646 --> 23:18.146
‫هر از گاهی داد بزن که بدونم زنده‌ای!

23:51.146 --> 23:54.479
‫امروز، ۲۰اُم نوامبر، سال ۱۹۲۰،

23:54.562 --> 23:56.979
‫روزیه که توی تاریخ ثبت می‌شه.

23:57.646 --> 24:02.396
‫کانون وکلای تورین،
‫که من افتخار سرپرستیش رو دارم،

24:02.896 --> 24:05.937
‫پذیرش لیدیا پوئت

24:06.021 --> 24:08.896
‫به رجیستر حرفه‌ای رو خوش‌آمد میگه.

24:09.646 --> 24:11.937
‫خانم پوئت، این رداییـه

24:12.021 --> 24:16.062
‫که واسه مدت زیادی
‫به ناحق از شما انکار شده.

25:11.896 --> 25:13.021
‫انریکو، من اینجام!

25:20.562 --> 25:22.021
‫لیدیا، کجایی؟

25:22.104 --> 25:23.396
‫توی تونل!

25:27.229 --> 25:28.604
‫صبرکن، فکر کنم فهمیدم.

25:32.187 --> 25:33.229
‫وایسا، باشه؟

25:36.812 --> 25:38.021
‫من اینجام!

25:38.104 --> 25:39.562
‫آبجی، منـو می‌بینی؟

25:40.854 --> 25:42.312
‫اون‌جا چی کار می‌کنی؟

25:43.396 --> 25:46.896
‫باقی‌مونده‌ای از امیرا پیدا کردیم.

25:46.979 --> 25:49.312
‫فونتانا کشتتش

25:49.396 --> 25:51.937
‫و بعد معاون پیووانو...
‫بیخیال، بیام بیرون توضیح میدم.

25:52.021 --> 25:54.271
‫- باشه.
‫- جکاپو کجاست؟

25:54.354 --> 25:57.646
‫توی زیر زمین ویلاـه. حالش خوبه.

25:59.271 --> 26:01.354
‫سعی کن به خودت کش بیاری
‫و دستم رو بگیری، باشه؟

26:01.437 --> 26:04.354
‫یکم بیشتر به خودت کش بیار.

26:04.437 --> 26:07.062
‫یالا. یالا خواهر، تو می‌تونی. یالا.

26:07.146 --> 26:08.687
‫- لیدیا!
‫- یالا لیدیا! یالا!

26:09.271 --> 26:10.604
‫بیا!

26:10.687 --> 26:12.729
‫بیا خواهر. یالا. چیزی نمونده.

26:12.812 --> 26:14.729
‫چیزی نمونده...

26:16.146 --> 26:17.854
‫بفرما. بفرما.

26:17.937 --> 26:19.937
‫اوه، آفرین خواهر. آفرین!

26:20.021 --> 26:22.312
‫آفرین، آفرین!
‫باید من رو ببخشی.

26:22.396 --> 26:24.437
‫نمی‌خواستم از خونه بندازمت
‫بیرون، می‌دونی دیگه؟

26:24.521 --> 26:26.187
‫- فقط خیلی آسیب دیده بودم.
‫- می‌دونم...

26:26.271 --> 26:29.062
‫خیلی خوشحالم که نمردی خواهر.
‫اه، خواهر کوچولوی من!

26:29.146 --> 26:31.437
‫آفرین.

26:42.271 --> 26:44.479
‫جکاپو! سلام.

26:46.479 --> 26:49.354
‫نزدیک بود از ترس من رو به کشتن بدی.

26:49.437 --> 26:50.812
‫دوست دارم خوشتیپ.

26:58.521 --> 27:01.271
‫خواننده‌ها و همرزم‌های عزیز،
‫به این‌جا رسیدیم.

27:02.479 --> 27:06.021
‫بعد از اظهارات پایانی دادستان عمومی فورنئو

27:06.104 --> 27:07.562
‫و وکیل مدافع پوئت،

27:08.521 --> 27:12.187
‫قاضی‌ها فراخوانده میشن
‫تا رای‌شون رو صادر کنن.

27:12.271 --> 27:14.646
‫اما یه چیزی هست که همه،

27:14.729 --> 27:18.229
‫از جمله هیئت منصفه
‫و مردم عادی باید بدونن.

27:18.312 --> 27:22.271
‫جند سال پیش،
‫کاپیتان قهرمان گویدو فونتانا،

27:22.979 --> 27:25.854
‫امیرا احمد که یه دختر جوان اریتره‌ای

27:25.937 --> 27:30.104
‫که فقط 16 سالش بود رو خرید،

27:30.187 --> 27:33.729
‫بهش تجاوز کرد و به بعد
‫به طور ظالمانه‌ای کشتتش.

27:34.646 --> 27:37.271
‫باقی‌مونده‌ش رو توی ویلای اویگلیانا،

27:38.021 --> 27:41.312
‫جایی که کاپیتان مجبورش می‌کرد
‫باهاش زندگی کنه، پیدا کردیم.

27:43.479 --> 27:47.354
‫صبح به خیر خانم ترسا.

27:48.937 --> 27:49.812
‫صبح به خیر.

27:50.729 --> 27:51.937
‫این حقیقتیه

27:52.021 --> 27:56.062
‫که باید هر انسان دلسوزی رو مجاب کنه

27:56.146 --> 28:00.104
‫که بدون ذره‌ای سایه‌ی تردید باور کنن...

28:04.771 --> 28:07.396
‫که گرازیا فونتانا همسرش رو کشت

28:07.479 --> 28:11.687
‫تا فقط از دست خشم مردی
‫خلاص بشه که قبلاً هم...

28:11.771 --> 28:14.604
‫به اسم عشق مرتکب قتل شده.

28:16.354 --> 28:18.021
‫آفرین باربریس.

28:18.937 --> 28:20.729
‫خب، شاید الان...

28:21.562 --> 28:24.646
‫واقعاً ممکنه شانس بردن
‫داشته باشیم. نظرت چیه؟

28:24.729 --> 28:27.104
‫لیدیا، وقتی اظهارات نهاییم رو
‫بهت دادم چی گفت؟

28:28.021 --> 28:32.604
‫عه... گفتی همه اشتباهات رو درست کنم
‫و پیشنهادی راجع به بهتر کردنش بدم.

28:32.687 --> 28:34.354
‫و چرا نقل قول سیسرو نیست؟

28:34.437 --> 28:38.312
‫چون نمی‌تونیم دائما
‫از سیسرو نقل قول کنیم انریکو.

28:38.396 --> 28:40.312
‫اما مفیده. می‌تونیم نظر قضات رو جلب کنیم.

28:40.396 --> 28:43.854
‫- اون‌ها رو دیدی؟ اون‌ها پیرمردن.
‫- خیلی خب. برگردونش.

28:43.937 --> 28:48.146
‫- به هرحال محکومش می‌کنن.
‫- اوه، انریکو، امروز چه‌ت شده؟

28:48.229 --> 28:50.812
‫- چرا داری انقدر منفی برخورد می‌کنی؟
‫- چون می‌بازیم. می‌بازیم.

28:50.896 --> 28:53.021
‫تکلیف مشخص بود،
‫از اول این محاکمه مشخص شده بود.

28:53.104 --> 28:54.104
‫نفس بکش!

28:55.437 --> 28:57.562
‫بهم اعتماد داری؟

28:57.646 --> 28:59.146
‫نه.

28:59.729 --> 29:01.646
‫خب، من خیلی بهت اعتماد دارم، باشه؟

29:01.729 --> 29:02.979
‫باعث خاطر جمعیه.

29:04.479 --> 29:07.604
‫بهترین سخنرانی زندگیت رو
‫قراره داشته باشی. مطمئنم.

29:07.687 --> 29:10.604
‫یه سخنرانی برای تغییر دادن
‫دنیا کافی نیست لیدیا.

29:10.687 --> 29:15.271
‫پس شاید نیاز به ده‌ها، صدها
‫یا هزاران سخنرانی بیشتر داریم.

29:15.354 --> 29:17.021
‫اگه تسلیم نشیم،

29:17.604 --> 29:20.729
‫اگه به مبارزه ادامه بدیم،
‫دیر یا زود یه چیزی تغییر می‌کنه.

29:20.812 --> 29:24.479
‫لیدیا، زنردلی بهم یه پیشنهاد

29:24.562 --> 29:27.854
‫موقعیت معاون وزیر رو
‫داد اما من رد کردم.

29:28.396 --> 29:30.146
‫باید فوراً رم رو ترک می‌کردم.

29:31.396 --> 29:34.229
‫نمی‌تونستم قبل از اظهاریه نهایی
‫محاکمه رو ترک کنم.

29:37.146 --> 29:38.312
‫ما باختیم لیدیا.

29:39.104 --> 29:40.187
‫متاسفم.

29:41.521 --> 29:43.729
‫نه، اشکال نداره.
‫اشکال نداره، اشکال نداره...

29:44.812 --> 29:48.521
‫بیا یکی یکی روی شکست‌ها تمرکز کنیم، خب؟

29:49.437 --> 29:51.232
‫امروز نیاز دارم تو بهترین حالتت باشی.

29:51.256 --> 29:52.979
‫- فقط سعی کن.
‫- وکیل مدافع!

29:53.062 --> 29:54.604
‫یه غافلگیری در کاره.

29:57.104 --> 29:59.021
‫- اوه!
‫- عزیزم.

29:59.854 --> 30:00.854
‫سلام.

30:01.854 --> 30:03.812
‫بالاخره، پرتویی از آفتاب.

30:03.896 --> 30:04.812
‫آره.

30:07.479 --> 30:09.271
‫اوه.

30:19.187 --> 30:22.104
‫- دادستان، صبحتون به خیر.
‫- صبحتون به خیر.

30:22.687 --> 30:23.729
‫سلام.

30:25.687 --> 30:26.854
‫حالتون چه طوره؟

30:28.229 --> 30:29.354
‫خوب نیستم.

30:30.437 --> 30:32.771
‫اما شاید بهتر باشه
‫بعد از اتفاقی که افتاد،

30:32.854 --> 30:34.187
‫جلوی همه راجع بهش صحبت نکنیم.

30:35.229 --> 30:36.562
‫بعد از اظهاریه نهاییم،

30:36.646 --> 30:39.396
‫هیچ کس فکر نمی‌کنه
‫که هیچ‌وقت بین ما چیزی بوده.

30:41.354 --> 30:43.979
‫پس باید انتظار اشد مجازات رو داشته باشم؟

30:45.979 --> 30:47.562
‫کار دیگه‌ای نمی‌تونم بکنم.

30:49.187 --> 30:51.187
‫نمی‌تونی یا نمی‌کنی؟

30:56.562 --> 30:58.812
‫موفق باشی دکتر.

30:59.771 --> 31:01.396
‫شما هم همین‌طور دادستان.

31:06.271 --> 31:08.604
‫- داشتم محاکمه رو دنبال می‌کرده‌ام.
‫- ببخشید.

31:08.687 --> 31:10.937
‫برام بسیار جالبه. یعنی...

31:21.354 --> 31:22.604
‫سلام.

31:31.771 --> 31:33.354
‫باید یه صندلی برای جکاپو نگه داریم.

31:33.437 --> 31:35.312
‫اوه نه. عمو بهم گفت

31:35.396 --> 31:37.062
‫که باید راجع به یه موضوع خیلی حساس

31:37.146 --> 31:39.479
‫با یه آدم مهم صحبت کنه
‫و شما متوجه این موضوع میشین.

31:39.562 --> 31:40.396
‫آره.

31:40.479 --> 31:42.771
‫برای قاضی پرافتخار همه برخیزید.

31:44.271 --> 31:46.396
‫- متوجه شدی؟
‫- آره.

31:47.062 --> 31:49.021
‫- من هم می‌تونم متوجه بشم؟
‫- نه.

32:00.854 --> 32:04.896
‫دادستان عمومی برای
‫اظهاریه نهاییش آماده شده؟

32:07.187 --> 32:08.062
‫بله عالی‌جناب.

32:09.479 --> 32:10.521
‫می‌تونید شروع کنین.

32:15.812 --> 32:19.271
‫دادستان عمومی، برای خوندن
‫به عینک نیاز دارین؟

32:40.979 --> 32:42.396
‫اعضای هیئت منصفه.

32:44.646 --> 32:46.021
‫عالی‌جناب.

32:48.604 --> 32:51.104
‫کلی حرف پشت این محاکمه بوده.

32:53.729 --> 32:56.437
‫که اغلب هم حرف‌های بسیار نامناسبی بوده.

32:56.521 --> 32:59.479
‫حتی چندتا «فمنیست» دیدم که...

33:00.229 --> 33:03.604
‫اگه اشتباه میگم تصحیح کنین
‫اما فکر کنم به خودشون «فمنیسیت» میگن،

33:03.687 --> 33:06.187
‫که این مسئله رو برای خودشون شخصی کردن.

33:06.729 --> 33:09.812
‫انگار داشتن از ایالت درخواست می‌کردن

33:09.896 --> 33:12.104
‫که بهشون این حق رو بده
‫که وقتی زندگی با همسرشون

33:12.187 --> 33:15.937
‫دیگه براشون فایده نداشت،
‫بتونن از شرش خلاص بشن.

33:17.604 --> 33:22.479
‫آقایون، حقیقت یه چیزه
‫و اون چیز ساده‌ست.

33:23.771 --> 33:26.896
‫کاپیتان گویدو فونتانا قربانیه.

33:28.479 --> 33:31.146
‫خانم گرازیا اول بهش خیانت کرد،

33:31.771 --> 33:33.312
‫بعد رهاش کرد

33:33.396 --> 33:35.354
‫و در نهایت وقتی فقط سعی داشت

33:35.437 --> 33:38.562
‫که اون رو به عقل و منطق
‫برگردونه، به طور ظالمانه‌ای کشتتش.

33:38.646 --> 33:41.396
‫- واقعاً عاشقش...؟
‫- هیس، هیس، هیس.

33:42.312 --> 33:44.687
‫برای همه مشخصه که خانم فونتانا،

33:44.771 --> 33:48.062
‫بعد از ده سال زندگی راحت
‫و با آرامش تو خونه همسرش،

33:48.146 --> 33:49.562
‫یه معشوقه پیدا کرد

33:49.646 --> 33:53.354
‫و تصمیم گرفت که زندگی متاهلی رو ترک کنه.

33:54.854 --> 33:55.937
‫حالا،

33:56.021 --> 34:00.021
‫بابت تمام این دلیل‌هایی
‫که در طول محاکمه اثبات شدن،

34:00.604 --> 34:04.812
‫دفتر دادستانی سلطنتی
‫درخواست می‌کنه که به این زن،

34:05.396 --> 34:09.562
‫زنی که جرعت کرد دست پر محبت
‫مردی که بهش غذا می‌داد رو گاز بگیره...

34:19.062 --> 34:20.021
‫...مجازات اعدام بدین.

34:45.854 --> 34:49.062
‫متوجه نشدم که امروز
‫چرا به دادگاه نرفتی.

34:49.771 --> 34:52.687
‫مگه قرار نبود مهم‌ترین
‫جلسه محاکمه باشه؟

34:53.229 --> 34:57.354
‫آره اما باید یه چیزی بهت
‫بگم که خیلی مهم‌تره.

34:59.187 --> 35:03.854
‫وقتی توی اون زیرزمین تنگ
‫و تاریک... آماده بودم بمیرم،

35:04.479 --> 35:11.146
‫متوجه شدم که... تنها چیزی
‫که برام اهمیت داره تویی.

35:13.312 --> 35:15.854
‫با گفتن این...

35:17.604 --> 35:19.562
‫بیا ازدواج کنیم.

35:22.812 --> 35:24.104
‫بیا، بگیرش. بیا.

35:24.187 --> 35:25.437
‫عشقم.

35:27.396 --> 35:28.771
‫جدی؟

35:33.896 --> 35:37.021
‫اما اول من باید بهت یه چیزی بگم.

35:39.229 --> 35:40.812
‫خبر فوق‌العاده‌ایه.

35:42.396 --> 35:43.854
‫من یه بچه کوچولو تو شکممه.

35:45.521 --> 35:47.104
‫این معرکه‌ست!

35:50.021 --> 35:51.187
‫تو می‌دونستی.

35:52.354 --> 35:53.979
‫نه، نمی‌دونستم.

35:54.062 --> 35:56.687
‫- حس کردم یه خبری هست.
‫- همه‌چی معلوم شد.

35:56.771 --> 35:57.896
‫چی؟

35:58.812 --> 36:00.604
‫چون حامله‌م می‌خوای باهام ازدواج کنی.

36:00.687 --> 36:03.896
‫نه، می‌خوام باهات ازدواج کنم چون
‫می‌خوام باهات یه خانواده تشکیل بدم کانسلو.

36:03.979 --> 36:05.854
‫جکاپو، حقیقت رو بهم بگو.

36:06.729 --> 36:08.479
‫لیدیا رو دوست داری؟ آره یا نه؟

36:12.229 --> 36:15.062
‫دوست داشتن، عه...
‫معناهای زیادی داره.

36:15.146 --> 36:18.062
‫- دوستش داری، آره یا نه؟ آره یا نه؟!
‫- دوستش دارم.

36:18.146 --> 36:20.146
‫باشه؟ دوست دارم. باشه؟

36:21.062 --> 36:23.104
‫اما فکر کنم می‌تونم فراموشش کنم.

36:24.187 --> 36:27.437
‫جکاپو، تو درک می‌کنی که من نمی‌تونم
‫انتخاب دوم کسی باشم، مگه نه؟

36:32.021 --> 36:34.062
‫تو واقعاً پست‌فطرتی.

36:35.937 --> 36:38.937
‫اگه من رو دوست می‌داشتی،
‫خیلی خوشحالم می‌کرد.

36:39.021 --> 36:40.479
‫خیلی خوشحال.

36:42.312 --> 36:45.354
‫به نظر میرسه که قسمت نیست
‫من با خوشحالی عاشق باشم.

36:46.646 --> 36:48.187
‫اما می‌تونی یاد بگیری.

36:50.729 --> 36:52.146
‫و من می‌خوام تلاشم رو بکنم،

36:53.187 --> 36:54.021
‫به تنهایی.

36:55.000 --> 37:01.000
آ و ا ‌مـ ـو و ی

37:02.396 --> 37:04.437
‫تو هم باید همین کار رو بکنی جکاپو.

37:05.729 --> 37:07.354
‫زندگی کوتاهه.

37:08.312 --> 37:10.062
‫و فقط یه بار زندگی می‌کنی.

37:19.062 --> 37:20.646
‫خداحافظ خوشتیپ من.

37:33.729 --> 37:34.812
‫عالی‌جناب،

37:35.437 --> 37:37.646
‫قاضی‌های سرشناس هیئت منصفه،

37:38.312 --> 37:39.479
‫این حقیقته.

37:40.146 --> 37:41.979
‫گرازیا فونتانا همسرش،

37:42.687 --> 37:45.146
‫کاپیتان گویدو فونتانا رو کشت.

37:45.229 --> 37:47.812
‫اعتراف کرده. در این شکی نیست.

37:48.979 --> 37:51.396
‫اما در این لحظه از همیشه مهم‌تره

37:51.479 --> 37:56.021
‫که انگیزه پشت قتل این زن رو مشخص کنیم.

37:57.229 --> 37:58.854
‫چاره دیگه‌ای نداشت.

38:00.146 --> 38:03.771
‫اگه بهش چاقو نمی‌زد،
‫الان اون این‌جا توی سلول نشسته بود.

38:04.521 --> 38:06.396
‫برای اثبات این تئوری،

38:06.479 --> 38:09.354
‫شهادت‌هایی وجود داره
‫که با هر گونه تلاش برای بی‌اعتبار کردن

38:09.437 --> 38:11.062
‫کسی که شرایط زندگی رو
‫براشون فراهم می‌کرد مخالفت می‌کنه،

38:11.146 --> 38:12.854
‫و حقیقتی محکمه

38:12.937 --> 38:15.896
‫که نمیشه از اون‌ها به عنوان
‫شواهد در این محاکمه استفاده کرد.

38:15.979 --> 38:17.979
‫اما توی روزنامه‌ها بوده

38:18.062 --> 38:19.646
‫و نمیشه نادیده‌ گرفتشون.

38:19.729 --> 38:23.146
‫وکیل مدافع، حتی سعی نکنین
‫که این‌جا به داستان‌های خبری اشاره کنین.

38:23.229 --> 38:26.521
‫اگه منظورتون امیرا احمده، اصلاً
‫قصد نداشتم بهش اشاره کنم.

38:26.604 --> 38:28.604
‫وکیل مدافع، همین حالا تمومش کنین!

38:28.687 --> 38:30.021
‫ببخشید عالی‌جناب.

38:30.104 --> 38:33.354
‫هیئت منصفه به خوبی می‌دونه
‫که دارم راجع به چی صحبت می‌کنم.

38:33.896 --> 38:37.146
‫با اجازه شما، من الان
‫به طور مستقیم بهشون میگم.

38:39.312 --> 38:41.896
‫برای محکوم یا تبرئه کردن مدافع،

38:42.854 --> 38:45.562
‫یک به یک فرا خوانده میشید...

38:45.646 --> 38:48.937
‫...تا رای‌ـی برای کل جامعه مدنی صادر کنین.

38:49.562 --> 38:52.771
‫حامعه‌ای که نه تنها از زن‌ها
‫تبعیت، فرمان‌برداری،

38:52.854 --> 38:54.771
‫و کناره‌گیری می‌خواد...

38:54.854 --> 38:58.271
‫...بلکه ازشون می‌خواد
‫که مثل گوسفندهایی برای قربانی باشن.

38:58.937 --> 39:01.354
‫آقایون هیئت منصفه،
‫حقیقت رو بهم بگین.

39:01.937 --> 39:04.062
‫چه اتفاقی باید برای
‫خانم گرازیا فونتانا میوفتاد

39:04.146 --> 39:06.521
‫تا شما باور کنین که ایشون قربانی‌ـن؟

39:09.354 --> 39:10.604
‫باید می‌مرد.

39:11.896 --> 39:14.687
‫فقط تو اون شرایط یکم
‫براش دل می‌سوزوندین.

39:15.729 --> 39:17.646
‫در حالی که همسرش در بیشترین حالت

39:17.729 --> 39:21.104
‫به شش سال حبس محکوم می‌شد

39:21.187 --> 39:25.062
‫چون اجازه داره که از شرفش دفاع کنه.

39:34.604 --> 39:36.021
‫اما حالا،

39:37.396 --> 39:39.687
‫فکر کنین توی قرن بعدی هستین.

39:42.229 --> 39:44.854
‫برای دخترهاتون چی می‌خواین؟

39:51.479 --> 39:53.521
‫شخصاً تردیدی ندارم.

39:56.062 --> 39:58.312
‫من آرزو دارم بتونن آزاد از ترس،

39:59.354 --> 40:01.187
‫تحت حفاظت قانون

40:02.062 --> 40:04.187
‫و کاملاً آگاه از وقار
‫و جایگاهشون زندگی کنن.

40:05.104 --> 40:07.884
‫و آرزو دارم هیچ مردی
‫حس نکنه اجازه داره

40:07.908 --> 40:10.687
‫همون‌‌‌طور که کمی پیش گفته شد،

40:10.771 --> 40:12.312
‫«اون‌ها رو سر عقلشون بیاره»

40:13.146 --> 40:15.646
‫یا بهشون صدمه بزنه، بزنتشون یا بکشتشون

40:15.729 --> 40:19.354
‫تا فقط جلوی رفتنشون رو بگیرن.

40:20.229 --> 40:24.521
‫آقایون هیئت منصفه،
‫امروز با حکم شما،

40:24.604 --> 40:27.312
‫اولین خشت این آینده بنا خواهد شد.

40:28.937 --> 40:32.104
‫نه تنها زندگی خانم گرازیا فونتانا

40:32.187 --> 40:33.729
‫و دخترشون میلا در دستان شماست.

40:34.979 --> 40:37.687
‫زندگی تمام زنان آینده هم
‫در دستان شماست.

40:37.771 --> 40:38.937
‫آره.

40:48.521 --> 40:49.979
‫ساکت!

40:53.229 --> 40:55.812
‫- غیرقابل قبوله!
‫- به این میگن عدالت؟

40:55.896 --> 40:57.062
‫نظم رو رعایت کنین!

41:03.396 --> 41:04.979
‫سکوت را در دادگاه رعایت کنید!

41:09.229 --> 41:10.687
‫ساکت، همین حالا!

41:15.479 --> 41:19.312
‫با شنیدن اظهارات نهایی،
‫دادگاه دستور میده که هیئت منصفه

41:20.021 --> 41:25.062
‫به اتاقشون برگردن تا در مورد
‫رای نهایی مشورت کنن.

41:30.979 --> 41:32.646
‫این چه قدر طول می‌کشه؟

41:33.729 --> 41:36.687
‫درواقع هر چه قدر بیشتر
‫طول بکشه، برای ما بهتره.

41:38.771 --> 41:40.437
‫حقیقت رو بهم بگو لیدیا.

41:41.146 --> 41:42.521
‫امیدی داری؟

41:47.562 --> 41:49.354
‫همیشه امیدی هست گرازیا.

41:51.937 --> 41:53.021
‫قوی بمون.

41:54.396 --> 41:55.729
‫برای میلا قوی بمون.

41:58.104 --> 41:59.604
‫و برای من.

42:25.312 --> 42:26.437
‫آماده‌ای؟

42:32.979 --> 42:35.521
‫متاسفانه نمی‌تونم باهات بیام.
‫متاسفم ویرجینیا.

42:37.062 --> 42:38.729
‫داری چی میگی؟

42:38.812 --> 42:41.396
‫روز و شب کار کردم
‫تا قبل از رای تو فرار کنیم.

42:41.479 --> 42:42.687
‫می‌دونم اما نمی‌تونم برم.

42:44.604 --> 42:46.687
‫این کار من براشون مثل
‫تایید گناهکاریم می‌مونه.

42:46.771 --> 42:48.979
‫اما قاضی بهت میگه که گناهکاری.

42:49.062 --> 42:52.271
‫این سیستم به تو
‫یا اون دوست وکیلت اهمیتی نمیده.

42:52.354 --> 42:53.896
‫این رو به لیدیا مدیونم.

42:55.146 --> 42:56.937
‫و به خودم هم مدیونم.

42:59.229 --> 43:03.229
‫آرزوم اینه که یه روزی، زن‌ها
‫بتونن آزاد از ترس زندگی کنن.

43:04.062 --> 43:06.979
‫وکیل‌ها با این حرف‌های بی ارزش
‫پول در میارن.

43:07.854 --> 43:08.979
‫احتمالاً.

43:13.604 --> 43:15.021
‫گوش کن ویرجینیا.

43:15.771 --> 43:20.104
‫اگه تنها فرار کنی، شانس بهتری
‫توی موفق شدن داری.

43:22.771 --> 43:26.854
‫اگه بیان تا تو رو به دادگاه ببرن
‫و من رو توی سلول پیدا نکنن،

43:26.937 --> 43:28.396
‫برای جفتمون بد میشه.

43:29.479 --> 43:31.104
‫تو همدست من میشی

43:32.687 --> 43:34.812
‫و من رو هم پنج دقیقه‌ای می‌گیرن.

43:41.979 --> 43:44.562
‫تو این شرایط دیگه فقط
‫منتظر می‌مونم تو به جهنم بری.

43:59.646 --> 44:01.604
‫- سلام.
‫- سلام.

44:03.771 --> 44:05.771
‫هیئت منصفه هنوز دارن مشورت می‌کنن؟

44:07.562 --> 44:10.729
‫وقتی به یه رای برسن،
‫با تلفن‌مون تماس می‌گیرن.

44:10.812 --> 44:12.146
‫خوبه.

44:22.604 --> 44:24.812
‫با کانسلو به یه توافقی رسیدم.

44:25.437 --> 44:26.437
‫اوه.

44:28.146 --> 44:31.646
‫من فرصت این رو دارم
‫که تو زندگی پسرم نقش داشته باشم

44:32.146 --> 44:33.979
‫و رفاه و سلامتش رو فراهم کنم.

44:36.104 --> 44:38.187
‫با امید این که...

44:38.729 --> 44:41.937
‫...اون فرد بالغی مسئولیت‌پذیرتر
‫از پدرش بشه.

44:42.021 --> 44:45.354
‫خب، به نظر من که شانس بالایی داره.

44:47.021 --> 44:50.146
‫اما دیگه علاقه نداره
‫با من صحبت کنه.

44:52.312 --> 44:53.604
‫متاسفم.

44:55.312 --> 44:56.937
‫خب، این اتفاق باید میوفتاد.

45:01.187 --> 45:03.354
‫به این که میشه با خوشحالی
‫عاشق بود باور داری؟

45:04.146 --> 45:06.771
‫با خوشحالی عاشق بود؟
‫از چه لحاظ؟

45:07.271 --> 45:13.896
‫این که بدون در نظر گرفتن شرایط...
‫وقتی یکی رو دوست داری خوشحال باشی.

45:15.062 --> 45:15.896
‫نه.

45:17.812 --> 45:19.187
‫به نظر با هم هم‌نظریم.

45:20.187 --> 45:21.187
‫نظر کانسلو این نیست.

45:22.521 --> 45:25.854
‫می‌دونی، برای این که باهام ازدواج کنه،

45:25.937 --> 45:28.646
‫خواسته‌ش این بود که مثل خودش
‫دوستش داشته باشم.

45:28.729 --> 45:30.062
‫- این دیوونگیه.
‫- قطعاً.

45:30.146 --> 45:33.979
‫در واقع سعی کردم بهش بگم:
‫«کانسلو، کار پسندیده‌ای نیست

45:34.062 --> 45:35.729
‫که با یکی به خاطر عشق ازدواج کنی.»

45:35.812 --> 45:38.187
‫- و اون؟
‫- اون...

45:38.271 --> 45:40.562
‫اون رو که می‌شناسی. یه دنده‌ست.

45:41.354 --> 45:46.229
‫- زودجوشی اسپانیایی‌هاست دیگه.
‫- حرفت چیه جکاپو؟

45:48.604 --> 45:49.937
‫دارم میگم دوستت دارم،

45:50.687 --> 45:51.854
‫لیدیا پوئت.

45:53.229 --> 45:56.396
‫و به همین خاطر، به احتمال زیاد

45:57.437 --> 46:01.229
‫محکوم به عمری بدون خوشحالی هستیم.

46:01.896 --> 46:05.354
‫اما اگه معلوم باشه که احساساتت

46:05.437 --> 46:11.229
‫نسبت به دادستان فورنئو
‫از صمیم قلب نبوده، اون وقت...

46:11.812 --> 46:16.729
‫شاید بتونیم بقیه عمرمون رو
‫تو ناخوشحالی عمیق،

46:17.729 --> 46:19.437
‫عاشق باشیم.

46:24.062 --> 46:25.104
‫اگه نه چی؟

46:26.687 --> 46:31.229
‫اگه نه من تمام این احساسات رو پاک می‌کنم،

46:31.312 --> 46:33.854
‫و در تنهایی کامل پژمرده میشم.

46:34.979 --> 46:37.437
‫می‌خوام واضح باشم که
‫نمی‌خوام فشاری روت وارد کنم.

46:41.312 --> 46:42.521
‫پس...

46:43.687 --> 46:49.104
‫ازم می‌خوای که برای ادامه زندگیمون
‫به شدت درمونده و بدون خوشحالی باشم؟

46:49.187 --> 46:50.312
‫آره.

46:51.271 --> 46:52.896
‫اما من و تو با همدیگه.

46:57.312 --> 46:58.354
‫خوبه.

47:30.937 --> 47:31.937
‫بله؟

47:34.562 --> 47:35.771
‫آماده‌ام.

47:43.187 --> 47:47.062
‫گرازیا رو آزاد کنین!
‫گرازیا رو آزاد کنین!

47:47.146 --> 47:49.271
‫گرازیا رو آزاد کنین!

47:49.354 --> 47:51.646
‫گرازیا رو آزاد کنین!

47:51.729 --> 47:55.687
‫- گرازیا رو آزاد کنین! گرازیا رو آزاد کنین!
‫- ساکت! نظم رو به دادگاه برگردونین!

47:56.479 --> 48:01.229
‫با بررسی مدارک و کلیت پرونده،

48:02.271 --> 48:05.729
‫هیئت منصفه به رای‌ـی متفق‌القول رسیدن.

48:05.812 --> 48:08.271
‫مدافع، گرازیا فونتانا،

48:08.354 --> 48:10.187
‫متهم به قتل درجه یک

48:10.271 --> 48:13.604
‫با شرایط وخیم قبلی،

48:13.687 --> 48:16.354
‫قتل کاپیتان بازنشسته، گویدو فونتانا،

48:17.104 --> 48:18.479
‫بی‌گناه از تمام اتهامات...

48:35.062 --> 48:36.937
‫...اعلام می‌گردد.

48:57.604 --> 48:59.146
‫ساکت!

49:00.979 --> 49:03.604
‫بذارین قرائت رای رو تموم کنم!

49:06.062 --> 49:07.437
‫«بنابراین...»

49:09.021 --> 49:12.271
‫«بنابراین، این دادگاه دستور می‌دهد

49:12.354 --> 49:15.312
‫مدافع فوراً آزاد شود.»

49:15.396 --> 49:18.562
‫پست‌فطرت! همه‌تون به شدت شنیع‌ـین!

49:18.646 --> 49:23.146
‫- مامانی!
‫- عزیزم... عزیزم.

49:29.396 --> 49:32.854
‫موفق شدیم! موفق شدیم!

49:33.521 --> 49:35.062
‫همه‌ش به لطف توـه.

49:35.146 --> 49:36.646
‫ممنون.

49:36.729 --> 49:39.104
‫- ممنون انریکو. ازت خیلی ممنونم.
‫- موفق شدیم.

49:39.187 --> 49:40.104
‫ممنونم.

49:43.396 --> 49:45.104
‫ممنونم.

49:45.187 --> 49:48.271
‫با نبود هیچ مسئله دیگری برای بحث،

49:49.229 --> 49:52.312
‫اتمام جلسه محاکمه رو اعلام می‌کنم.

49:55.771 --> 49:57.062
‫[گرازیا رو آزاد کنین]
‫[ما عدالت می‌خوایم]

49:57.146 --> 49:58.062
‫آره!

50:02.479 --> 50:04.479
‫- خوشحالی؟
‫- آره.

50:50.271 --> 50:54.146
‫امروز، بیستم نوامبر 1920،

50:54.229 --> 50:57.854
‫روزیه که در تاریخ ثبت میشه.

51:00.854 --> 51:03.062
‫کانون وکلای تورین

51:03.146 --> 51:06.479
‫که من افتخار ریاستش رو دارم،

51:06.562 --> 51:10.229
‫از قبولی ثبت حرفه‌ای

51:10.312 --> 51:13.437
‫وکیل مدافع لیدیا پوئت استقبال می‌کنه.

52:17.437 --> 52:20.437
‫در نهم آگوست 1883،
‫لیدیا پوئت تبدیل به اولین زن ایتالیایی شد

52:20.521 --> 52:22.062
‫که برای تحصیل در حقوق قبول شد.

52:22.146 --> 52:24.312
‫اما در 11 نوامبر همان سال،

52:24.396 --> 52:28.271
‫دادگاه استیناف قبولیش در ثبت رو باطل کرد.

52:30.354 --> 52:32.729
‫از آنجا لیدیا نتوانست
‫در این رشته تحصیل کند

52:32.812 --> 52:35.437
‫اما به مدت 35 سال
‫با برادرش انریکو همکاری

52:35.521 --> 52:42.104
‫و اکثراً برای حقوق بچه‌ها،
‫گروه‌های محروم و زنان کار کرد.

52:44.354 --> 52:47.562
‫در سال 1920 بود که قانون تغییر کرد
‫و لیدیا در سن 65 سالگی،

52:47.646 --> 52:49.271
‫بالاخره به کانون وکلا پیوست

52:49.354 --> 52:54.146
‫و تبدیل به اولین زن
‫در ایتالیا شد که وکیل شده.

52:56.354 --> 53:00.521
‫این داستان به کسایی تقدیم میشه که می‌تونن

53:00.604 --> 53:02.604
‫چیزی که وجود نداره رو تصور کنن

53:02.687 --> 53:06.896
‫و شجاعتش رو به دست بیارن
‫که اون رو به واقعیت تبدیل کنن.

53:07.500 --> 53:27.500
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
