WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:22.021 --> 00:24.771
‫از اول می‌دونستم آخر و عاقبتت خوب نمی‌شه.

00:27.312 --> 00:28.312
‫بابا؟

00:30.854 --> 00:33.479
‫لیدیا پوئت،

00:34.146 --> 00:37.729
‫عامدانه ماهیت قانون رو زیر پا گذاشتی،

00:38.354 --> 00:41.396
‫اعتبار سازمان‌مون و نظم عمومی رو مختل کردی.

00:41.896 --> 00:44.854
‫عنوان مشاور حقوقی رو تصاحب کردی

00:45.396 --> 00:49.396
‫و حضور زنانه‌ات رو در دادگاه‌ها تحمیل کردی.

00:52.437 --> 00:54.979
‫به این خاطر، بدین‌وسیله محکومت می‌کنیم.

01:01.062 --> 01:02.062
‫آماده!

01:03.562 --> 01:04.562
‫هدف!

01:14.104 --> 01:15.104
‫شلیک!

01:24.062 --> 01:28.562
‫« قانون به گفته‌ی لیدیا پوئت »

01:39.062 --> 01:40.354
‫چیزی نیاز داری خانم؟

01:41.021 --> 01:42.312
‫ممنون آلبرتینا.

01:43.521 --> 01:44.646
‫صبح بخیر.

01:45.812 --> 01:47.187
‫صبح بخیر لیدیا.

01:49.479 --> 01:50.604
‫خوب خوابیدی؟

01:51.979 --> 01:53.562
‫آره، بد نبود.

01:55.604 --> 01:59.521
‫من و تریسا می‌خوایم یه بار دیگه
‫حمایت کامل‌مون رو بهت اعلام کنیم.

02:00.104 --> 02:02.521
‫حمله‌ی ناشایستی بود.

02:03.396 --> 02:06.812
‫ویراستار روزنامه قبلاً عذرخواهی شخصی کرده

02:06.896 --> 02:08.896
‫و قول داده فوراً جمعش کنه،

02:08.979 --> 02:12.687
‫البته تو فکرم که ازش غرامت جدی بگیرم

02:12.771 --> 02:16.437
‫با توجه به لحن افتراآمیز شنیع
‫و ابتذال مفهوم.

02:16.521 --> 02:17.729
‫هیچ... نه.

02:19.229 --> 02:20.312
‫حرف اشتباهی زدم؟

02:25.646 --> 02:26.646
‫فقط...

02:28.854 --> 02:32.396
‫چیزی که نوشتن کاملاً اشتباه نیست.

02:32.479 --> 02:34.062
‫- به این خاطر.
‫- جان؟

02:35.937 --> 02:38.187
‫من و دادستان فورنو،

02:38.771 --> 02:41.687
‫قبل از شروع این محاکمه،

02:43.562 --> 02:47.521
‫می‌شه گفت یه رابطه دوستانه داشتیم.

02:50.104 --> 02:51.437
‫لطفاً

02:52.229 --> 02:54.229
‫دوستانه رو توضیح بده.

02:54.312 --> 02:55.479
‫رمانتیک.

02:57.687 --> 03:00.687
‫قاعدتاً خیلی محتاط بودیم،

03:00.771 --> 03:04.146
‫این مسئله هم هیچ تاثیری روی روند دادگاه نذاشت.

03:04.229 --> 03:05.146
‫کاملاً برعکس.

03:05.229 --> 03:08.521
‫ولی ببینید، بوسه‌ای که
‫روزنامه‌ها ازش نوشتن...

03:08.604 --> 03:09.979
‫اتفاق افتاده؟

03:11.354 --> 03:12.521
‫آره، اتفاق افتاده.

03:13.021 --> 03:15.979
‫- بهتره تنهاتون بذارم.
‫- نه تریسا، بمون.

03:16.062 --> 03:18.687
‫بمون. چیز مخفی‌ای بین ما نیست.

03:18.771 --> 03:22.062
‫و راستش، چیزی نیست که باید ازش خجالت بکشم.

03:22.146 --> 03:25.396
‫مسئله خجالت کشیدن یا نکشیدن نیست، لیدیا.

03:26.521 --> 03:28.896
‫برام مهم نیست.
‫مهم نیست چطوری عاشق می‌شی،

03:28.979 --> 03:31.187
‫قید عشق رو می‌زنی،
‫ازدواج می‌کنی یا نمی‌کنی.

03:31.271 --> 03:33.021
‫دیگه از تلاش واسه درک کردنت خسته شدم.

03:33.521 --> 03:36.062
‫ولی این واقعیت که منـو توی دادگاه جنایی

03:36.146 --> 03:37.312
‫درگیر یه محاکمه کردی

03:37.396 --> 03:41.771
‫در حالی که با دادستان رابطه داشتی، نابخشودنیه.

03:41.854 --> 03:44.146
‫چیش نابخشودنیه، انریکو؟

03:44.812 --> 03:46.979
‫که آزادانه زندگیم رو کردم؟

03:47.062 --> 03:50.479
‫آزادیت، اعمالت،
‫روی زندگی دیگران تاثیر می‌ذارن.

03:50.562 --> 03:52.646
‫مثل بابا حرف نزن. سخنرانی...

03:52.729 --> 03:55.812
‫- نه. اجازه نمیدم.
‫- باید بهت می‌گفتم. ببخشید.

03:55.896 --> 03:58.646
‫- دیگه نمی‌دونم چی بگم.
‫- نه! بمون و گوش کن.

03:58.729 --> 04:00.729
‫این چهار سال هر کاری گفتی کردم.

04:00.812 --> 04:03.146
‫«تو دادگاه جنایی واسه استیناف کمکم کن.»

04:03.229 --> 04:05.396
‫«حتماً!»
‫«درخواست تصویب قانون من رو ببر دادگاه.»

04:05.479 --> 04:06.896
‫«چشم، خانم!»

04:06.979 --> 04:10.937
‫«می‌شه وکیل دوستم گراتزیا بشی؟»
‫«البته! مجانی انجامش میدم!»

04:11.021 --> 04:12.937
‫به خاطرت خواب شبم رو از خودم دریغ کردم.

04:13.646 --> 04:15.396
‫هرکاری برات کردم!

04:15.479 --> 04:16.562
‫تو چی؟

04:17.812 --> 04:19.104
‫تو چی کار کردی؟

04:19.979 --> 04:21.271
‫فقط به فکر خودتی.

04:25.104 --> 04:27.021
‫وسایلت رو جمع کن و از این خونه برو.

04:29.771 --> 04:31.021
‫دیگه کاری باهم نداریم.

04:43.937 --> 04:45.187
‫متاسفم تریسا.

05:15.687 --> 05:17.729
‫بفرمایید، اینجا اتاق شماست.

05:17.812 --> 05:19.729
‫- ممنون.
‫- راحت باش.

05:36.937 --> 05:41.396
‫یاکوپوی عزیزم، برات نامه می‌نویسم
‫چون تنها دوستی هستی که برام مونده

05:41.479 --> 05:44.729
‫نمی‌خوام بگم داداشم درست میگه یا نه،

05:44.812 --> 05:48.146
‫بلکه می‌خوام به تنها مشکلی که واقعاً برام مهمه
‫اشاره کنم،

05:48.229 --> 05:50.979
‫که اونـم سرنوشت دوستم گراتزیاست.

05:51.479 --> 05:56.479
‫پس از آینده میگم، نه گذشته،
‫که آماده نیستم درباره‌اش صحبت کنم.

05:56.562 --> 05:59.604
‫گرچه، می‌خوام انریکو از نبردی که

05:59.687 --> 06:02.562
‫باهمدیگه شروع کردیم غفلت نکنه
‫با وجود

06:02.646 --> 06:05.104
‫از گذشته‌ی فونتانا تحقیق کن.

06:12.104 --> 06:13.604
‫باورم نمی‌شه.

06:14.628 --> 06:16.628
‫لیدیا پوئت.

06:17.312 --> 06:18.521
‫منـو یادت میاد؟

06:19.829 --> 06:21.829
‫ژولیو بونومو.

06:21.854 --> 06:25.437
‫سال ۸۱ باهمدیگه فارغ‌التحصیل شدیم.
‫هنوز یادمه چقدر تشویق شدی.

06:25.521 --> 06:27.562
‫ژولیو، البته.

06:28.146 --> 06:31.187
‫ببخشید، داشتم نامه می‌نوشتم اگه اجازه بدی.

06:31.271 --> 06:33.062
‫- البته، عجله‌ای نیست.
‫- ممنون.

06:35.021 --> 06:38.771
‫ببین، مقاله‌ای که درباره‌ات نوشتن
‫واقعاً بزدلانه بود. امیدوارم که...

06:38.854 --> 06:41.104
‫- می‌شه برامون دو لیوان گراپا بیارید؟
‫- ژولیو!

06:41.687 --> 06:44.104
‫راستش نمی‌دونم...

06:44.187 --> 06:46.354
‫نمی‌شناسیم، آره می‌فهمم.

06:49.021 --> 06:50.271
‫به مشیت الهی اعتقاد داری؟

06:51.521 --> 06:52.521
‫منم ندارم.

06:53.021 --> 06:56.479
‫ولی وقتی اینجا دیدمت،
‫گفتم شاید بهتره نظرم رو عوض کنم.

06:57.729 --> 07:02.062
‫پرونده‌ای بهم دادن که واقعاً خواب شبم رو ازم گرفته...

07:02.063 --> 07:03.246
‫ژولیو.

07:03.271 --> 07:06.187
‫دوران سختی دارم.
‫کلی کار دارم.

07:06.271 --> 07:10.062
‫درباره بچه‌ایه که به اشتباه
‫به قتل متهم شده.

07:12.354 --> 07:15.854
‫چهارده سالشه. از بچگی آزارش می‌دادن.

07:16.771 --> 07:18.104
‫می‌تونم ادامه بدم؟

07:19.271 --> 07:21.146
‫می‌تونم بگم نه؟

07:21.229 --> 07:24.479
‫مدیر مدرسته به فاصله ۲ متر

07:24.562 --> 07:27.354
‫از جسد معلم پیداش می‌کنه
‫و دستـاش کاملاً خونی بوده.

07:27.437 --> 07:29.854
‫دادستان میگه همین مدرک کافیه
‫که جرم رو گردن اون بندازن،

07:29.937 --> 07:31.521
‫ولی من می‌دونم کار اون نبوده.

07:31.604 --> 07:33.187
‫اسمش برتو تونلی‌ـه.

07:33.271 --> 07:35.187
‫می‌خوام کمکش کنم، ولی حرف نمی‌زنه.

07:35.271 --> 07:38.021
‫یه نگاهی توی چشمـاش داره...
‫گوش میدی؟

07:38.771 --> 07:39.812
‫بله.

07:39.896 --> 07:43.021
‫فکر می‌کنم کمکت خیلی فرق ایجاد کنه.
‫هیچوقت...

07:43.104 --> 07:46.146
‫باشه، ولی اگه کمکت کنم،
‫می‌شه ۵ ثانیه حرف نزنی؟

07:51.812 --> 07:53.729
‫اینـو هم برام تحویل بده.

07:53.812 --> 07:56.687
‫آدرس روش نوشته شده.
‫ممنون بونومو.

08:02.021 --> 08:04.104
‫عقل داداشت سر جاش نیست.

08:04.187 --> 08:06.187
‫کامل هم اشتباه نمیگه.

08:06.854 --> 08:07.854
‫شاید.

08:08.312 --> 08:09.396
‫ولی داشتم فکر می‌کردم،

08:09.479 --> 08:11.604
‫اگه رابطه ما

08:12.187 --> 08:13.646
‫نرمال بود،

08:14.937 --> 08:16.312
‫اعلامش کرده بودیم...

08:17.271 --> 08:18.562
‫باهمدیگه تصمیم گرفتیم.

08:20.229 --> 08:23.062
‫فردا، روزنامه قراره رسماً تکذیب کنه.

08:23.146 --> 08:26.062
‫- فکر کردن بهش فایده نداره.
‫- دقیقاً نکته همینه.

08:28.437 --> 08:31.437
‫شاید حرفم دیوانگی باشه،

08:32.729 --> 08:34.146
‫ولی فرض بگیر تکذیبش نکنیم.

08:35.521 --> 08:39.729
‫تکذیب نکنیم و اعلام کنیم، جلوی همه عزیزان‌مون.

08:41.687 --> 08:43.521
‫و اینکه قصد داریم ازدواج کنیم.

08:43.604 --> 08:46.521
‫نمیگم واسه حفظ ظاهر.
‫میگم چون جدی هستم.

08:48.104 --> 08:49.354
‫چون می‌خوامش.

08:50.854 --> 08:53.146
‫از اولین بوسه‌مون.

08:58.021 --> 09:00.562
‫بگو فقط تخیل من نبوده، که...

09:01.812 --> 09:03.687
‫- همه‌اش تو ذهن من نبوده...
‫- پیر.

09:05.646 --> 09:07.437
‫من نمی‌خوام ازدواج کنم.

09:10.187 --> 09:11.979
‫بهت اهمیت میدم، خودت می‌دونی.

09:14.896 --> 09:15.979
‫منـم عاشقتم.

09:26.812 --> 09:28.062
‫متاسفم.

09:41.937 --> 09:44.062
‫هم‌کلاسی‌های برتو میگن

09:44.146 --> 09:47.771
‫معلم جلوی همه شدیداً تنبیهش کرده بود.

09:47.854 --> 09:53.729
‫همین هم برای دادستان کانتامسا دلیل کافی‌ایه
‫که سرش رو لِه کرده.

09:54.646 --> 09:57.979
‫با یه رز صحرایی،
‫یه سنگ از کلکسیون معلم.

10:00.354 --> 10:03.229
‫می‌بینی کارهاش رو؟
‫هیچی نمیگه.

10:04.521 --> 10:06.354
‫چون چیزی ازش نپرسیدی.

10:12.187 --> 10:13.229
‫باشه، خب...

10:17.812 --> 10:19.104
‫سلام، من لیدیا هستم.

10:19.687 --> 10:21.104
‫اومدم کمکت کنم.

10:21.687 --> 10:23.771
‫شنیدم اسمت برتوئه، درسته؟

10:25.979 --> 10:27.812
‫خوشبختم برتو.

10:28.437 --> 10:32.062
‫می‌خوای من سعی کنم
‫که به خونه برت گردونم؟

10:35.562 --> 10:36.687
‫فکرش رو می‌کردم.

10:37.729 --> 10:41.396
‫واسه رفتن از اینجا،
‫باید قبلش چندتا سوال ازت بپرسم.

10:41.479 --> 10:42.479
‫مشکلی نیست؟

10:43.812 --> 10:47.937
‫واقعیت داره که معلم جلوی همه تنبیهت کرده؟

10:48.021 --> 10:49.729
‫زیاد این کار رو می‌کرد؟

10:49.812 --> 10:50.937
‫کتکت می‌زد؟

10:51.021 --> 10:54.146
‫آقای بورومی کسی رو کتک نمی‌زد.

10:55.062 --> 10:57.479
‫بقیه معلم‌ها با خط‌کش می‌زدن.

10:58.271 --> 10:59.312
‫ولی اون نمی‌زد.

10:59.812 --> 11:02.062
‫فقط سرم داد می‌زد.

11:03.021 --> 11:05.437
‫وقتی رفتم داخل، دیدم روی زمین افتاده.

11:06.104 --> 11:09.562
‫کلی خون ازش رفته بود.
‫بعد گفتن مُرده.

11:09.646 --> 11:11.271
‫درسته، متاسفانه.

11:12.312 --> 11:13.979
‫ولی حالا ما اینجاییم

11:14.771 --> 11:16.396
‫که بفهمیم چه بلایی سرش اومده.

11:16.479 --> 11:17.979
‫اگه بخوای کمک‌مون کنی.

11:18.062 --> 11:20.979
‫به نظرت می‌تونم برم خونه؟

11:21.646 --> 11:25.479
‫برتو، افرادی که آوردنت اینجا،

11:26.521 --> 11:30.854
‫فکر می‌کنن تو معلم رو کشتی.

11:30.937 --> 11:32.146
‫متوجهی؟

11:33.771 --> 11:37.812
‫ولی اگه چیزی که بهم گفتی درست باشه،
‫نظرشون رو عوض می‌کنیم.

11:38.979 --> 11:40.229
‫باشه؟

11:41.437 --> 11:42.896
‫جزئیات واضح نیستن.

11:43.396 --> 11:45.479
‫ولی فکر می‌کنم انریکو هم بوده.

11:45.562 --> 11:48.604
‫با یه پمپ مکانیکی هم ور می‌رفته،

11:48.687 --> 11:52.562
‫مثل همونی که سه‌چرخه‌ات داشت.

11:53.062 --> 11:55.396
‫اون که داشت با پمپ ور می‌رفت، من یهو باد کردم.

11:55.479 --> 11:58.187
‫ولی سبک بودم و رفتم تو هوا،
‫از سوپرگا بالاتر رفتم.

11:58.937 --> 12:00.396
‫مثل یه بالون هوای گرم؟

12:00.896 --> 12:01.896
‫دقیقاً.

12:02.229 --> 12:04.312
‫گِرد بودم مثل یه بالون هوای گرم.

12:05.312 --> 12:07.646
‫یا مثل زنی که تو ماه آخر حاملگیشـه.

12:10.604 --> 12:12.896
‫عزیزم، فقط یه خوابه.

12:17.854 --> 12:18.854
‫عزیزم،

12:19.354 --> 12:21.312
‫خواب دیدم حامله شدم.

12:21.396 --> 12:23.104
‫آره، خواب خیلی چیزها رو می‌بینیم.

12:23.604 --> 12:27.271
‫آره، ولی خواب‌های هشداردهنده هم داریم.
‫شوپنهاور هم میگه.

12:27.354 --> 12:29.562
‫فلسفه‌ی آلمان رو نکش وسط تریسا، لطفاً.

12:32.437 --> 12:36.021
‫به کارت افتخار می‌کنی؟

12:37.437 --> 12:40.812
‫لیدیا توی بد مخمصه‌ای گیرم انداخت.
‫محاکمه از دست رفته.

12:40.896 --> 12:42.437
‫اشتباهت اینجاست.

12:42.521 --> 12:46.062
‫روزنامه‌های بورژوازی همه علیهت شدن.
‫درسته.

12:46.146 --> 12:48.521
‫ولی یکی‌شون حاضره ازت حمایت کنه.

12:48.604 --> 12:49.687
‫یعنی روزنامه خودت؟

12:50.187 --> 12:52.104
‫بحث لیدیا که باشه،

12:52.187 --> 12:55.729
‫روزنامه یاکوپو همیشه خیلی جسور می‌شه.

12:55.812 --> 12:57.771
‫این داره وسواست می‌شه، عزیزم؟

12:57.854 --> 13:01.354
‫می‌فهمم. مزاحمت نمی‌شم. ببخشید.

13:04.912 --> 13:06.912
‫یاکوپو.

13:08.937 --> 13:10.479
‫با اجازه، عزیزم.

13:16.271 --> 13:18.979
‫انریکو، واسه یه بارم که شده،
‫خوب به حرفم گوش کن.

13:20.312 --> 13:25.187
‫داستانی که مطبوعات دارن به خورد مردم میدن ساده‌ست.

13:26.229 --> 13:29.396
‫یه طرف، یه قهرمان جنگی پرافتخار رو داریم.

13:30.146 --> 13:31.812
‫یه ور دیگه، زنش،

13:31.896 --> 13:33.312
‫خیانت‌کار،

13:33.396 --> 13:36.729
‫که دوستی با اخلاقیات بحث‌برانگیز ازش دفاع کرده.

13:36.812 --> 13:37.896
‫برو سر اصل مطلب.

13:37.979 --> 13:40.104
‫بیا از کاپیتان نیروی دریایی گویدو فونتانا صحبت کنیم.

13:40.854 --> 13:44.687
‫انریکو، ما عملاً هیچی ازش نمی‌دونیم.

13:45.437 --> 13:47.062
‫نمی‌دونیم کِی وارد ارتش شده.

13:47.854 --> 13:50.562
‫نمی‌دونیم چطوری مدال افتخارش رو گرفته.

13:51.104 --> 13:55.312
‫انریکو، حتی نمی‌دونیم که واقعاً توی جنگ بوده یا نه.

13:56.021 --> 13:58.354
‫هنوز یکم وقار برام مونده، یاکوپو،

13:58.437 --> 14:02.104
‫و به صورت اساسی حاضر نیستم
‫یه قربانی رو محاکمه کنم.

14:02.187 --> 14:04.146
‫صبرکن. هدف همینه.

14:04.646 --> 14:07.354
‫اگه بگی کاپیتان فونتانا قربانیه،

14:07.437 --> 14:11.104
‫فرض رو بر این گذاشتی که گراتزیا
‫قانوناً از خودش دفاع نکرده.

14:11.729 --> 14:14.187
‫بهش میگن مصادره به مطلوب.

14:14.271 --> 14:16.896
‫انریکو، اگه می‌خوای بگی دفاع از خود بوده،

14:16.979 --> 14:20.854
‫باید ثابت کنی که گراتزیا تنها قربانی واقعیه.

14:20.937 --> 14:24.021
‫از اونجایی که شاهد دیگه‌ای نداریم،

14:25.146 --> 14:28.646
‫تنها امیدت اینه که کاپیتان فونتانا

14:28.729 --> 14:32.979
‫اون آدم درستی که بهمون گفتن نیست.

14:33.062 --> 14:34.896
‫امید خیلی کمی داره.

14:36.021 --> 14:38.771
‫پس کنجکاو نیستی بفهمی

14:38.854 --> 14:41.687
‫کاپیتان فونتانا قبل از ازدواجش چی کار می‌کرده؟

14:47.646 --> 14:50.562
‫چیزی که می‌دونم اینه که، تو دهه ۷۰،
‫که روباتینو

14:50.646 --> 14:54.104
‫خلیج عصب رو از طرف دولت ایتالیا
‫در اریتره خرید،

14:54.604 --> 14:58.146
‫نیروی دریایی یه کشتی به نام وِدِتا فرستاد،

14:58.229 --> 15:00.896
‫که شوهرم افسر فرمانده‌اش بود.

15:00.979 --> 15:02.937
‫چند ماهی اونجا موند.

15:03.021 --> 15:06.479
‫فکر کنم اون زمان زخمی می‌شه،

15:06.979 --> 15:09.354
‫ولی وقتی باهم آشنا شدیم،
‫دیگه مرخص شده بود.

15:09.937 --> 15:13.229
‫هیچوقت از گذشته‌اش نمی‌گفت.
‫حتی نمی‌دونم کجا زندگی می‌کرده.

15:13.312 --> 15:16.521
‫معمولاً توی ارتش، روابط دوستانه خیلی نزدیکی شکل می‌گیره.

15:17.271 --> 15:20.354
‫با هیچکدوم از هم‌خدمتی‌هاش در تماس نبود؟

15:20.437 --> 15:22.479
‫حتی دوستان زیادی نداشت.

15:23.729 --> 15:25.604
‫آدم سخت‌گیری بود.

15:25.687 --> 15:27.354
‫این شاید کمک کنه.

15:28.812 --> 15:30.771
‫اگه کسی بتونه شهادت بده.

15:31.854 --> 15:32.854
‫این ایده لیدیاست؟

15:34.021 --> 15:35.021
‫ببخشید، چی؟

15:35.687 --> 15:37.229
‫این ایده لیدیاست؟

15:38.187 --> 15:41.146
‫نه، ایده لیدیا نیست.
‫یه ایده خالیه.

15:41.229 --> 15:43.562
‫شاید ایده درستی نباشه،
‫ولی بازم یه ایده‌ست.

15:43.646 --> 15:45.146
‫گراتزیا، ایده خیلی خوبیه.

15:46.146 --> 15:48.437
‫و مطمئنم لیدیا هم موافقه.

15:49.604 --> 15:51.396
‫براش یه نامه نوشتم.

15:54.771 --> 15:56.687
‫اگه ممکنه بهش برسونش.

16:03.062 --> 16:05.021
‫فکر می‌کنی بالاخره بیاد دیدنم؟

16:06.396 --> 16:08.687
‫رک میگم.

16:09.937 --> 16:11.479
‫لیدیا دیگه به قدر کافی صدمه وارد کرده.

16:12.479 --> 16:13.604
‫من الان اینجام،

16:13.687 --> 16:17.187
‫و به شرفم قسم قصد ندارم این محاکمه رو ببازم.

16:19.479 --> 16:23.562
‫آقای بورومی اینجا آزمایشگاه علوم ساخته بود، می‌بینید؟

16:25.062 --> 16:29.104
‫اونجا روی زمین پیداش کردم.
‫هنوز یکم لکه خون هست.

16:31.021 --> 16:34.062
‫کلکسیونی که می‌گفتی اینه، درسته؟

16:34.146 --> 16:39.812
‫آره. دادستان میگه برتو سنگ رو از اونجا برداشته
‫و باهاش زدتش...

16:39.896 --> 16:42.187
‫یه لحظه بیا اینجا. مراقب خون باش.

16:43.396 --> 16:44.396
‫باشه، خب

16:45.062 --> 16:46.187
‫من و تو اینجا هستیم.

16:46.271 --> 16:50.854
‫- آره.
‫- داریم حرف می‌زنیم، بعد محکم هلت میدم.

16:51.396 --> 16:54.021
‫سرت ممکنه به اونجا بخوره،

16:54.646 --> 16:58.104
‫بیفتی روی زمین و زمین رو خونی کنی.

16:58.187 --> 16:59.562
‫ولی اگه بچه باشم،

17:00.062 --> 17:00.937
‫قدم ازت کوتاه‌تره،

17:01.021 --> 17:07.062
‫باید با سنگ از پشت بزنمت،
‫که یعنی باید نشسته باشی.

17:09.312 --> 17:12.271
‫معلم کجا نشسته بوده، به گفته دادستان؟

17:12.354 --> 17:13.521
‫پشت میز.

17:15.562 --> 17:16.437
‫شما هم می‌بینید دیگه.

17:16.521 --> 17:19.562
‫اگه اونجا نشسته بوده،
‫نمی‌تونسته بیفته اونجا.

17:20.146 --> 17:22.729
‫پس میگی نمی‌خواسته بکشتش.

17:22.812 --> 17:25.396
‫- فقط خواسته هلش بده.
‫- نه، برتو فقط یه پسربچه‌ست.

17:25.896 --> 17:28.646
‫فکر نکنم می‌تونسته اونقدر محکم هلش بده.

17:28.729 --> 17:29.896
‫پس کار کی بوده؟

17:30.937 --> 17:33.229
‫جناب مدیر، تا جایی که شما می‌دونید،

17:33.312 --> 17:39.062
‫دانش‌آموز بزرگسال یا معلمی نبوده
‫که با آقای بورومی بحث کرده باشه؟

17:39.146 --> 17:44.062
‫فقط چند ماه اینجا بود،
‫پس دوست زیادی پیدا نکرده بود.

17:44.146 --> 17:46.021
‫ولی ما رابطه‌ی صمیمی‌ای داشتیم.

17:46.104 --> 17:47.729
‫- می‌تونید از هرکسی بپرسید.
‫- البته.

17:49.396 --> 17:54.896
‫ولی بقیه همکارهاش،
‫فکر می‌کردن یکم آدم عجیبیه.

17:54.979 --> 17:55.979
‫بود؟

17:56.687 --> 17:59.521
‫من ازش خوشم می‌اومد.
‫آرمان‌گرا بود.

18:00.146 --> 18:03.354
‫گاهی، اگه والدین بچه‌هاشون رو نمی‌آوردن مدرسه،

18:03.437 --> 18:05.354
‫می‌رفت خونه دنبالـشون.

18:10.771 --> 18:13.146
‫دادستان اینـا رو دیده؟

18:13.646 --> 18:14.479
‫بله.

18:14.562 --> 18:15.729
‫خب؟

18:16.229 --> 18:17.312
‫نه، ندیده.

18:17.396 --> 18:21.562
‫اینـا پرتره‌های معلمه.
‫بچه‌ها واسه ایستر بهش دادن.

18:22.687 --> 18:24.854
‫بچه‌ها هم همه‌چیز رو می‌فهمن، درسته؟

18:32.062 --> 18:34.521
‫«فراروتی دانته.»

18:35.354 --> 18:37.479
‫«خیابان ریوارولو، پلاک ۹.»

18:40.979 --> 18:43.646
‫سلام. دیر کردی‌ها.

18:43.729 --> 18:46.396
‫شاید، ولی خبرهای مهم دارم.

18:46.896 --> 18:50.687
‫اول، این رو گراتزیا داد.

18:50.771 --> 18:52.937
‫خبررسون رو هم مقصر نکن.

18:53.437 --> 18:55.937
‫بعدش کاری که خواستی رو کردم،

18:56.021 --> 19:02.396
‫نتیجه این شد که انریکو رو
‫بردم فرماندهی نیروی دریایی.

19:02.479 --> 19:06.812
‫حالا اینـش رو گوش کن،
‫لیست ملوان‌هایی رو بهمون دادن

19:06.896 --> 19:11.229
‫که تو دهه ۱۸۷۰، با کاپیتان فونتانا
‫سوار وِدِتا بودن.

19:11.812 --> 19:15.187
‫ماموریت‌شون محافظت از اولین کلنی ایتالیایی،

19:15.271 --> 19:16.521
‫در خلیج عصب بود.

19:16.604 --> 19:18.646
‫پس فونتانا در اریتره بوده.

19:18.729 --> 19:20.646
‫اونجا پاش تیر خورده.

19:20.729 --> 19:24.604
‫ولی اطلاعات بیشتری بهت میدم
‫چون یکی از ملوان‌ها در تورین ساکنه.

19:25.104 --> 19:27.146
‫داداشت می‌خواد گیرش بیاره.

19:29.229 --> 19:30.271
‫باشه.

19:30.354 --> 19:33.062
‫حالا می‌شه لبخند بزنی؟ فقط یه بار.

19:34.812 --> 19:38.062
‫فقط اگه بتونی انریکو رو قانع کنی
‫که برم گردونه روی پرونده.

19:38.687 --> 19:40.062
‫با شناختی که ازش دارم،

19:40.771 --> 19:44.896
‫فکر نکنم به خاطر رابطه‌ات با فورنو دیگه ببخشتت.

19:45.729 --> 19:48.562
‫پس بهش بگو رابطه‌ام با فورنو تموم شده.

19:50.687 --> 19:51.771
‫نمی‌تونست ادامه پیدا کنه.

19:53.104 --> 19:55.062
‫بگذریم، ترجیح میدم ازش حرف نزنم.

19:58.604 --> 19:59.729
‫خیلی متاسفم.

20:06.604 --> 20:10.021
‫« دادستان فورنو: جلوی شایعات رو بگیر »

20:10.104 --> 20:12.479
‫صبح بخیر آقای دادستان.

20:14.229 --> 20:15.729
‫صبح بخیر جناب قاضی.

20:18.396 --> 20:21.604
‫همونطور که برات قابل‌تصوره،
‫از محاکمه اختصاری خوشم نمیاد.

20:22.146 --> 20:24.729
‫خصوصاً اونـایی که مطبوعات بزرگش کنن.

20:25.229 --> 20:26.937
‫از شنیدنش خوشحالم، جناب قاضی.

20:27.021 --> 20:30.979
‫ولی انتظاری که ازت دارم
‫شفاف‌سازی قاطعه.

20:31.479 --> 20:35.104
‫باید چه فکری درباره رابطه‌ات با خانم پوئت داشته باشم؟

20:35.187 --> 20:36.646
‫مطلقاً هیچی.

20:37.312 --> 20:39.229
‫همه‌اش دروغه، جناب قاضی.

20:40.771 --> 20:47.021
‫ولی دقیق یادمه که باهمدیگه تو پارک ولنتینو دیدمـتون.

20:48.937 --> 20:49.937
‫منظورتون چیه؟

20:50.437 --> 20:52.646
‫اگه قول بدی، همین برام کافیه.

20:52.729 --> 20:53.979
‫قول میدم.

20:54.479 --> 20:55.854
‫انتظارم همین بود.

20:56.354 --> 20:59.062
‫امیدوارم دیگه سوپرایزی نباشه.

21:11.021 --> 21:12.021
‫لیدیای عزیز،

21:12.812 --> 21:14.896
‫حتی نمی‌دونم از کجا شروع کنم،

21:16.646 --> 21:20.229
‫ولی حس می‌کنم لازمه با تمام وجودم
‫این نامه رو برات بنویسم.

21:21.229 --> 21:22.229
‫عذر می‌خوام

21:23.396 --> 21:27.312
‫که این همه مدت
‫یه چیز به این مهمی رو مخفی کردم.

21:27.812 --> 21:30.312
‫توجیهی به جز این واقعیت ندارم

21:30.396 --> 21:32.646
‫که گاهی به اسم دوستی

21:32.729 --> 21:33.937
‫کارهای احمقانه یا حتی زشت انجام میدیم.

21:36.646 --> 21:38.396
‫می‌ترسیدم بری.

21:39.312 --> 21:43.271
‫تو تنها دوستم بودی،
‫و نمی‌خواستم تنها باشم.

21:44.021 --> 21:45.604
‫امیدوارم بتونی منـو ببخشی.

21:46.104 --> 21:47.187
‫دوستت دارم.

21:47.687 --> 21:50.354
‫با عمیق‌ترین علاقه، گراتزیا.

21:55.396 --> 21:56.479
‫صبح بخیر.

21:58.146 --> 21:59.229
‫آقای فراروتی؟

21:59.729 --> 22:03.354
‫سلام. باید با پسرتون دانته صحبت کنم، اگه خونه‌ست.

22:03.937 --> 22:05.937
‫- چرا؟ تو دردسر افتاده؟
‫- نه.

22:06.021 --> 22:10.062
‫به هیچ وجه.
‫باید چندتا سوال ازش بپرسم.

22:10.146 --> 22:13.854
‫همونطور که می‌دونید، معلم دانته
‫به طرز غم‌انگیزی به قتل رسیده...

22:13.937 --> 22:15.771
‫بازم ماجرای این معلمه؟

22:15.854 --> 22:19.104
‫آره، ببینید، مدیر مدرسه ازم خواسته

22:19.187 --> 22:21.521
‫ببینم بچه‌ها ازش چی یادشون میاد، پس...

22:22.121 --> 22:24.121
‫رزا!

22:24.146 --> 22:25.896
‫دانته رو بفرست اینجا!

22:26.396 --> 22:27.562
‫زودباش!

22:29.187 --> 22:32.771
‫تازه از کارخونه ریسندگی برگشته.
‫شیفتش تا ساعت ۵ عصر بود.

22:33.729 --> 22:38.854
‫از اول می‌دونستیم برتو پسر عجیبیه، می‌دونی؟

22:38.937 --> 22:42.021
‫یه بار نزدیک بود بیرون کارخونه
‫کله‌ی دانته رو بشکافه.

22:42.104 --> 22:43.146
‫اینه‌هاش!

22:43.646 --> 22:46.104
‫پسر کوچولوم.
‫زخم روی سرت رو به خانم نشون بده.

22:46.187 --> 22:47.979
‫- نه.
‫- زودباش، نشونش بده.

22:48.062 --> 22:51.354
‫تو بگو که آیا این رفتار درستیه یا نه.

22:54.312 --> 22:55.312
‫سلام دانته.

22:58.271 --> 23:00.646
‫تو این نقاشی رو کشیدی، درسته؟

23:01.646 --> 23:03.646
‫آره، واسه معلم.

23:04.354 --> 23:05.437
‫نقاشیت خیلی خوبه.

23:05.937 --> 23:07.354
‫این معلمه، درسته؟

23:07.979 --> 23:09.896
‫آره، ولی خیلی شبیهش نیست.

23:12.604 --> 23:14.562
‫این یکی چی، این غوله؟

23:14.646 --> 23:17.062
‫وقتی کشیدیش
‫منظورت آدم خاصی بود؟

23:19.771 --> 23:21.562
‫جواب خانم رو بده.
‫پسر خوبی باش.

23:22.771 --> 23:25.479
‫داشتم به آقای کالکانیو

23:26.562 --> 23:28.104
‫فکر می‌کردم.

23:28.771 --> 23:29.979
‫اون کیه؟

23:30.062 --> 23:32.479
‫مالک کارخونه ریسندگی.

23:32.562 --> 23:34.646
‫ولی اون غول نیست.

23:34.729 --> 23:38.771
‫به حرفش گوش نده.
‫همیشه چرند میگه.

23:38.854 --> 23:41.937
‫حتماً بعد از ۱۰ ساعت کار خسته شده.

23:43.187 --> 23:44.771
‫- بذاریم استراحت کنه.
‫- برو.

23:44.854 --> 23:45.937
‫ممنون دانته.

23:48.437 --> 23:51.146
‫دانته به خاطر مرگ معلمش خیلی ناراحت بوده.

23:51.812 --> 23:53.646
‫همه خیلی دوستش داشتیم.

23:53.729 --> 23:54.854
‫می‌فهمم.

23:55.396 --> 23:57.521
‫بهم گفتن آدم خاصیه.

24:00.646 --> 24:02.562
‫ممنون. خدافظ.

24:33.229 --> 24:37.062
‫حقیقت اینه که آقای بورومی
‫خیلی اعصاب‌خردکن بود.

24:37.146 --> 24:40.604
‫کل روستا رو بهم می‌ریخت،
‫می‌گفت بچه‌هاشون نباید کار کنن

24:40.687 --> 24:42.812
‫نه، قانون اینـو میگه، آقای کالکانیو.

24:43.729 --> 24:45.104
‫واسه خانواده‌شون پول در میارن.

24:45.187 --> 24:47.771
‫واسه تو هم پول در میارن، نه؟

24:48.271 --> 24:51.896
‫بعدش این آدم اعصاب‌خردکن پیداش می‌شه
‫و کارگر ارزونت رو ازت می‌گیره.

24:51.979 --> 24:55.104
‫البته. همیشه رئیس‌ها قتل رو انجام میدن.

24:55.187 --> 24:56.229
‫هیچوقت این حرف رو نزدم.

24:56.312 --> 24:58.229
‫من احمق نیستم، خانم پوئت.

24:58.312 --> 25:01.729
‫شاید یکی بهت گفته
‫که با معلمه بحث‌های خاصی داشتم،

25:01.812 --> 25:03.146
‫تو هم شلوغش کردی.

25:03.229 --> 25:05.396
‫پس اعتراف می‌کنی که بحث کردین.

25:05.479 --> 25:07.271
‫گوش کن، دیگه بسه.

25:07.354 --> 25:11.104
‫هیچ توضیحی بهت مدیون نیستم،
‫ولی نمی‌خوام وقتت رو هدر بدم.

25:11.187 --> 25:15.979
‫روز قتل، رفته بودم کومو
‫که بار ابریشم بخرم.

25:16.062 --> 25:18.521
‫در مسافرخونه‌ی لاریو اقامت داشتم.

25:18.604 --> 25:21.396
‫براشون نامه بنویس که تایید کنن.

25:21.896 --> 25:25.271
‫حالا با اجازه‌ات، من کار دارم.

25:39.021 --> 25:40.271
‫داره میاد.

25:53.604 --> 25:55.854
‫اگه کمکم کنی، زمانی که می‌خواد نصف می‌شه.

25:55.937 --> 25:57.271
‫باشه، بعدش چی؟

25:59.271 --> 26:01.812
‫فرار هم بکنیم، میلا رو چی کار کنم؟

26:01.896 --> 26:03.312
‫مگه نگفتی باهوشه؟

26:03.812 --> 26:06.812
‫اگه تو بتونی فرار کنی،
‫شاید اونـم بتونه از عموش فرار کنه.

26:06.896 --> 26:08.854
‫بهش بگو کجایی تا بیاد پیشت.

26:09.854 --> 26:12.146
‫ولی اگه بمونی و محکوم بشی...

26:12.229 --> 26:14.312
‫چون می‌دونی که محکومت می‌کنن، درسته؟

26:14.812 --> 26:16.187
‫متاسفانه آره.

26:16.271 --> 26:17.271
‫بعدش چی؟

26:17.354 --> 26:19.854
‫بعد از حکم، می‌فرستنت زندان فوق‌امنیتی.

26:19.937 --> 26:21.896
‫دیگه دخترت رو نمی‌بینی.

26:24.187 --> 26:27.104
‫دادرسی نهایی یک هفته دیگه‌ست.
‫موفق نمی‌شیم.

26:28.021 --> 26:29.021
‫شاید نه.

26:30.271 --> 26:32.229
‫ولی حداقل می‌تونی بگی تلاشت رو کردی.

26:39.646 --> 26:42.937
‫من خراب‌شده‌های زیادی رو دیدم،
‫ولی خلیج عصب...

26:43.021 --> 26:46.229
‫خورشید چشمـات رو می‌سوزونه.
‫آب نیست.

26:46.729 --> 26:49.229
‫شن و خاک همه‌جا میرن.

26:49.312 --> 26:52.979
‫بعدش فونتانا بود که زندگی‌مون رو جهنم کرده بود.

26:53.062 --> 26:55.979
‫- ولی اون یه قهرمان باافتخار بوده، درسته؟
‫- خب...

26:56.604 --> 26:58.396
‫فقط می‌دونم با من مشکل داشت.

27:00.021 --> 27:02.937
‫یه بار ۷ روز زندانیم کرد

27:03.021 --> 27:04.812
‫چون پوتینم برق نمی‌زد.

27:05.312 --> 27:06.312
‫در عصب.

27:08.396 --> 27:10.771
‫بگو چه زمانی توی جنگ زخمی شد.

27:11.354 --> 27:13.104
‫کدوم جنگ؟

27:13.937 --> 27:17.271
‫خودش رو زخمی کرد.
‫اشتباهی به پاش شلیک کرد.

27:18.062 --> 27:21.354
‫به جز اون، اکثر زمانش رو
‫با دخترهای جوون محلی می‌گذروند.

27:23.146 --> 27:24.229
‫ببخشید؟

27:24.812 --> 27:27.479
‫آره، می‌گفت از دخترهای سفیدپوست
‫بیشتر تحویلش می‌گیرن.

27:28.271 --> 27:30.479
‫هرچی کوچیکتر بودن،
‫بیشتر دوستـشون داشت.

27:31.812 --> 27:33.979
‫کوچیک از نظر جثه؟

27:37.396 --> 27:39.354
‫آقا، توی کدوم سیاره زندگی می‌کنی؟

27:40.146 --> 27:42.604
‫ببخشید. ادامه بدید.
‫من الان برمی‌گردم.

27:44.562 --> 27:46.479
‫بگو. ادامه بده لطفاً.

27:56.021 --> 27:57.979
‫تریسا، چی کار می‌کنی؟

27:58.479 --> 28:01.687
‫دختربچه‌مون یه تخت جدید نیاز داره.
‫ماریانا مناسب نیست.

28:01.771 --> 28:03.937
‫از همین الان می‌دونی که دختره؟

28:04.021 --> 28:05.187
‫می‌تونم حسش کنم.

28:06.146 --> 28:07.604
‫شوهرم، آقای پوئت.

28:07.687 --> 28:09.521
‫قربان، صبح بخیر.

28:09.604 --> 28:11.062
‫صمیمانه تبریک میگم.

28:11.146 --> 28:12.354
‫ممنون.

28:12.854 --> 28:14.271
‫- عزیزم؟
‫- بله؟

28:15.187 --> 28:17.396
‫نمی‌خوام انتقاد کنم،

28:17.479 --> 28:21.521
‫ولی به نظرت یکم زود نیست؟

28:24.646 --> 28:27.437
‫امروز صبح سه بار بالا آوردم.

28:28.687 --> 28:30.437
‫- خب، در این صورت...
‫- آره.

28:32.937 --> 28:35.354
‫- ادامه بدید.
‫- ممنون.

28:42.146 --> 28:43.646
‫لطفاً ادامه بدید.

28:46.562 --> 28:49.896
‫این یارو ادواردو گورینو،
‫ملوان روی کشتی ودتا،

28:50.396 --> 28:55.312
‫ادعا می‌کنه کاپیتان فونتانا
‫یه دختر اریتره‌ای زیرسن‌قانونی

28:55.812 --> 28:59.104
‫به نام امیرا رو خریده و به ایتالیا آورده.

29:00.896 --> 29:02.396
‫گراتزیا هیچوقت بهم نگفته.

29:02.479 --> 29:05.354
‫درسته، دقیقاً. نمی‌دونم اصلاً داستانش چقدر واقعیه.

29:05.437 --> 29:07.771
‫در ضمن، البته این برداشت منه،

29:08.271 --> 29:11.354
‫ظاهراً از کاپیتان فونتانا کینه شخصی داره.

29:12.562 --> 29:15.854
‫ولی حتی اگه واقعیت هم داشت،
‫مدرکی واسه اثباتش نیست.

29:15.937 --> 29:17.812
‫هیچ رد مدرکی نداره.

29:19.521 --> 29:23.979
‫می‌دونیم وقتی کاپیتان از آفریقا برگشته
‫کجا مستقر شده؟

29:24.062 --> 29:27.396
‫می‌دونیم زاده تورین بوده،

29:28.021 --> 29:29.979
‫به آکادمی لا اسپتزیا رفته،

29:30.479 --> 29:33.312
‫بعد از عروسی هم یه واحد در جنوا خریده.

29:33.812 --> 29:36.396
‫متاسفانه، قبل از اون هیچ ردی ازش نیست.

29:36.479 --> 29:37.646
‫- عالیه.
‫- آره.

29:40.312 --> 29:43.604
‫- ثبت احوال رفتی؟
‫- ثبت احوال؟ واسه چی؟

29:43.687 --> 29:47.271
‫فونتانا با زخم پا برگشته، درسته؟

29:47.771 --> 29:51.146
‫وقتی شما آقایون هم زخمی می‌شید،
‫همیشه میرید پیش مامان‌تون گریه کنید.

29:51.646 --> 29:54.354
‫دنبال زنه بگرد تا شاید خودش رو پیدا کنیم.

30:04.854 --> 30:07.146
‫کافیه! شما دوتا، برید!

30:07.729 --> 30:10.771
‫درست بازی کنید، فهمیدین؟
‫توپ رو بنداز وسط، زودباش.

30:13.687 --> 30:14.854
‫من باید برم.

30:14.937 --> 30:16.187
‫چی شد؟

30:16.271 --> 30:19.437
‫هیچی. ممنون، عالی بودی.

30:19.521 --> 30:20.521
‫ولی...

30:46.729 --> 30:48.854
‫می‌خوای از دوستـات بهم بگی؟

30:48.937 --> 30:51.062
‫- زیاد دوست ندارم.
‫- نداری؟

30:52.146 --> 30:53.146
‫چطور؟

30:53.771 --> 30:56.146
‫می‌دونیم با یکی از هم‌کلاسی‌هات دعوات شده

30:56.229 --> 30:57.896
‫و سرش رو زخمی کردی.

30:57.979 --> 30:59.187
‫چطوره تو دهنت رو ببندی؟

30:59.896 --> 31:01.604
‫- ببخشید.
‫- گفتی می‌بریم خونه.

31:01.687 --> 31:05.812
‫می‌خوام، ولی اول باید مطمئن بشم
‫که کل حقیقت رو بهم گفتی.

31:09.646 --> 31:11.896
‫زیاد درگیر می‌شی؟

31:13.187 --> 31:15.271
‫آره، گاهی پیش میاد.

31:15.771 --> 31:17.604
‫ولی من کاری با معلمه نکردم.

31:17.687 --> 31:20.146
‫باشه، ولی چرا با دانته دعوات شد؟

31:21.146 --> 31:23.562
‫چون معلم براش کلاس خصوصی می‌ذاشت.

31:23.646 --> 31:26.687
‫می‌گفت باهوشه،
‫که باید بیشتر درس بخونه.

31:26.771 --> 31:29.771
‫می‌خواست ببرتش مدرسه غیرانتفاعی پولدارها.

31:29.854 --> 31:31.979
‫اون چه حسی بهت داد؟

31:32.479 --> 31:33.896
‫نمی‌دونم.

31:34.437 --> 31:35.437
‫بد.

31:36.396 --> 31:39.396
‫ولی آخرش، پدر دانته
‫نخواست جایی بفرستتش.

31:39.979 --> 31:41.396
‫گفت باید کار کنه.

31:41.896 --> 31:44.312
‫مثل خودش، مثل همه.

31:46.187 --> 31:47.187
‫درسته.

31:48.021 --> 31:49.437
‫منظورت از درسته چیه؟

31:49.521 --> 31:52.021
‫اول، می‌خوای ببریم خونه.
‫حالا فکر می‌کنی کار من بوده؟

31:52.104 --> 31:53.437
‫برعکس، برتو.

31:55.104 --> 31:57.354
‫یادمه چه قولی بهت دادم.

31:58.479 --> 32:01.479
‫الان هم اطلاعات خیلی مهمی بهم دادی.

32:02.521 --> 32:03.521
‫چی؟

32:36.562 --> 32:37.604
‫می‌شه بیام تو؟

32:41.146 --> 32:42.729
‫شوهرم خونه نیست.

32:42.812 --> 32:44.354
‫دنبال شوهرت نبودم.

32:45.521 --> 32:48.521
‫با تو کار داشتم.

32:54.871 --> 32:56.871
‫رزا.

32:58.896 --> 33:01.104
‫این تصویر شوهرته، درسته؟

33:05.312 --> 33:09.437
‫معلمه می‌خواسته قانعش کنه
‫که بذاره پسرتون درس بخونه.

33:09.937 --> 33:12.437
‫و فکر کنم واسه همین دعواشون شده.

33:13.062 --> 33:14.604
‫و دانته اونـا رو دیده.

33:16.229 --> 33:19.271
‫و در ماه‌های بعد،
‫معلمه اصرار کرده،

33:19.354 --> 33:20.937
‫شوهرت هم صبرش تموم شده،

33:21.021 --> 33:24.354
‫و یه روز حتماً زیادی هلش داده،

33:24.437 --> 33:26.104
‫که معلمه مُرده.

33:27.021 --> 33:30.271
‫شاید تصادفی بوده، شاید نه.
‫ولی اتفاقی که افتاده اینه و تو...

33:30.354 --> 33:33.437
‫خانم، می‌دونیم با وکیل برتو تونلی کار می‌کنی.

33:35.437 --> 33:37.146
‫ما حرفی نداریم بهمدیگه بزنیم.

33:40.854 --> 33:44.021
‫رزا، نمی‌تونم وادارت کنم.

33:44.521 --> 33:45.604
‫هیچکس نمی‌تونه.

33:46.521 --> 33:47.854
‫ولی می‌خوام

33:49.271 --> 33:50.687
‫بهت شجاعتش رو بدم

33:51.437 --> 33:52.812
‫که اتفاقی که افتاده رو برملا کنی

33:52.896 --> 33:55.729
‫چون می‌دونی در حق پسرت منصفانه نیست.

33:56.229 --> 33:59.646
‫منصفانه نیست که یه بچه
‫توی کارخونه عرق بریزه.

33:59.729 --> 34:02.187
‫منصفانه نیست وسط خشونت زندگی کنه

34:02.271 --> 34:05.896
‫و نتونه آینده‌ای جز آینده‌ی پدرش رو تصور کنه.
‫منصفانه نیست.

34:05.979 --> 34:08.146
‫یه بچه دیگه هم الان توی زندانه

34:08.229 --> 34:10.646
‫به خاطر شوهرت و اون هم منصفانه نیست.

34:10.729 --> 34:12.646
‫نمی‌خوای واسه خودت انجامش بدی؟
‫باشه.

34:13.229 --> 34:14.479
‫واسه اونـا انجامش بده.

34:15.729 --> 34:18.104
‫واسه پسرت انجامش بده، رزا.
‫می‌تونم کمکت کنم.

34:18.187 --> 34:19.354
‫برگشتی به خونه من؟

34:21.437 --> 34:23.271
‫خانم داشت می‌رفت، ارنستو.

34:23.771 --> 34:26.396
‫خب؟ میری یا نه؟

34:26.896 --> 34:29.187
‫وگرنه مثل معلمه من رو هم می‌کشی؟

34:29.271 --> 34:30.854
‫بس کن ارنستو! بسه!

34:30.937 --> 34:32.812
‫خفه شو!

34:49.229 --> 34:50.229
‫برو!

34:53.396 --> 34:55.562
‫دیگه نمی‌تونم ازت دفاع کنم.

34:57.771 --> 34:58.812
‫متاسفم.

35:24.771 --> 35:25.771
‫مامان!

35:31.604 --> 35:34.479
‫دیدی مشیت الهی بود که ما رو بهم رسوند؟

35:35.312 --> 35:36.562
‫یا شانس.

35:39.062 --> 35:40.062
‫ممنون.

35:40.562 --> 35:41.562
‫خواهش می‌کنم.

35:42.771 --> 35:44.979
‫توی دانشگاه هم بهترین بودی.

35:46.896 --> 35:50.979
‫حالا که شایعات تموم شده،
‫میری که محاکمه دوستت هم...

35:53.312 --> 35:54.396
‫بد شانسی میاره.

35:55.146 --> 35:56.437
‫- ببخشید.
‫- آره.

36:00.104 --> 36:01.437
‫نامه‌ام به دستت رسید؟

36:01.937 --> 36:03.937
‫لازم نیست درباره‌اش حرف بزنیم، گراتزیا.

36:04.021 --> 36:06.146
‫چرا، لازمه.

36:08.937 --> 36:11.354
‫خواستم عذرخواهی کنم.
‫خودخواهی کردم.

36:14.062 --> 36:16.771
‫چند شب پیش خواب دیدم.

36:18.271 --> 36:20.229
‫راستش کابوس بود.

36:22.521 --> 36:23.854
‫یه جوخه آتش

36:24.354 --> 36:28.646
‫آماده بود بهم شلیک کنه.

36:29.937 --> 36:31.479
‫دستـام بسته بود.

36:32.479 --> 36:34.771
‫پدرم هم داشت جرمم رو می‌خوند.

36:35.646 --> 36:36.729
‫افتضاحه.

36:36.812 --> 36:37.812
‫واقع‌گرایانه‌ست.

36:42.396 --> 36:44.312
‫من و تو مثل همـیم، گراتزیا.

36:45.979 --> 36:48.271
‫همیشه تو سمت اشتباهی بودیم.

36:48.937 --> 36:51.271
‫کاری که کردی رو هم می‌تونم درک کنم.

36:52.104 --> 36:54.396
‫خودخواهانه باشه یا نه، درک می‌کنم.

36:55.271 --> 36:59.062
‫چون وقتی ازدواج کردی،
‫اگه منـم بودم هرکاری می‌کردم که نشه.

36:59.771 --> 37:00.896
‫باید این کار رو می‌کردی.

37:01.437 --> 37:02.479
‫درسته.

37:07.729 --> 37:09.187
‫پس باز دوست شدیم؟

37:12.229 --> 37:14.812
‫ما همیشه دوست می‌مونیم.

37:14.896 --> 37:15.896
‫متاسفم.

37:18.062 --> 37:19.896
‫حیف شد قراره با تیر خلاصم کنن.

37:19.979 --> 37:21.187
‫نه، دست بردار.

37:22.312 --> 37:23.896
‫نهایتاً حبس ابد می‌خوری.

37:24.896 --> 37:26.354
‫ها؟ یکم کار اجباری.

37:27.896 --> 37:30.021
‫۲۰ ساله که کسی رو اعدام نکردن.

37:41.562 --> 37:42.729
‫اتفاق نمی‌افته.

37:44.729 --> 37:45.979
‫حرفت رو باور می‌کنن.

37:47.854 --> 37:48.854
‫امیدوارم.

37:48.937 --> 37:50.021
‫قول میدم.

37:55.021 --> 37:57.312
‫« مسافرخانه استلا »

38:00.937 --> 38:03.604
‫شب بخیر. اتاق ۱۶ لطفاً.

38:05.312 --> 38:07.396
‫نامه دارید. براتون گرفتمش.

38:07.479 --> 38:08.562
‫خوبه.

38:11.396 --> 38:15.979
‫تهدید. تهدید. توهین.

38:18.521 --> 38:21.687
‫« برای لیدیا پوئت از طرف برتو »

38:21.771 --> 38:22.937
‫این یکی رو نگه می‌دارم.

38:23.021 --> 38:26.479
‫خانم. یه نفر توی اون یکی اتاق سراغ‌تون رو می‌گرفت.

38:35.604 --> 38:39.979
‫والدین کاپیتان فونتانا
‫اینجا در تورین، توی پورتا نووا زندگی می‌کنن.

38:40.604 --> 38:42.687
‫ولی خونه به ارث برده شده.

38:42.771 --> 38:45.646
‫بعدش فوری فروختنش،
‫پس اون به جایی نمی‌رسه.

38:45.729 --> 38:50.062
‫ولی یه وصیت دست‌نویس رو پیدا کردم،

38:50.646 --> 38:56.146
‫که میگه یه ملک بزرگ
‫توی لیک گرانده در آویلیانا وجود داره.

38:56.229 --> 38:57.271
‫می‌بینی؟

38:57.896 --> 39:01.354
‫یه ویلای ۸۰۰ متر مربعی
‫به عنوان ارثیه به جا مونده.

39:01.937 --> 39:03.937
‫فردا صبح با انریکو میرم اونجا.

39:04.021 --> 39:08.271
‫برای پسرم گویدو فونتانا،
‫که از قبل اونجا اقامت دائم داره.

39:08.354 --> 39:10.979
‫زیاد نیست، می‌دونم.
‫اطلاعات خاصی نیست.

39:11.062 --> 39:15.479
‫ولی اگه کسی یه دختر اریتره‌ای رو به یاد بیاره...

39:16.229 --> 39:18.646
‫می‌تونم ازش یه مقاله در بیارم.

39:19.229 --> 39:21.437
‫به نظرت هیئت منصفه
‫لحاظش می‌کنه؟

39:21.937 --> 39:27.729
‫خب، اگه بتونیم خود امیرا رو پیدا کنیم،
‫ماجرا فرق می‌کنه، آره.

39:27.812 --> 39:31.104
‫اگه هنوز توی ویلا ساکن باشه،
‫نباید سخت باشه.

39:31.687 --> 39:34.437
‫آره، ولی مراقب باش.
‫خوش‌بینی برای سیاستمدارهاست.

39:45.312 --> 39:47.521
‫شنیدم کانسوئلا رفته میلان بخونه.

39:48.604 --> 39:49.604
‫که چی؟

39:51.604 --> 39:53.479
‫- هیچی. کلی گفتم.
‫- نه، چی...

39:53.979 --> 39:56.187
‫کانسوئلو چه ربطی به ماجرا داره؟

39:56.271 --> 39:58.437
‫هیچی. فقط خواستم یه چیزی گفته باشم.

39:59.187 --> 40:00.854
‫لیدیا، فقط داریم حرف می‌زنیم.

40:01.396 --> 40:05.104
‫می‌خوایم یه مسئله جدی رو حل کنیم.
‫کانسوئلو چه ربطی به داستان داره؟

40:05.187 --> 40:06.729
‫- فقط خواستم بپرسم.
‫- نپرس!

40:06.812 --> 40:08.729
‫- باشه. هیس. حله.
‫- نپرس.

40:12.896 --> 40:15.062
‫ببخشید. شلوغش کردم. متاسفم.

40:15.146 --> 40:16.896
‫نه، من متاسفم.
‫قصد نداشتم...

40:19.479 --> 40:21.271
‫لیدیا، کانسوئلو فوق‌العاده‌ست.

40:21.771 --> 40:22.979
‫شگفت‌انگیزه.

40:23.896 --> 40:27.062
‫فقط با اون، احساس ناکافی بودن دارم چون اون عاشقمه.

40:29.396 --> 40:30.396
‫ولی من نیستم.

40:32.687 --> 40:33.854
‫می‌دونی کِی فهمیدم؟

40:35.104 --> 40:37.562
‫وقتی بهم گفتی از دادستان جدا شدی.

40:38.062 --> 40:41.062
‫چون همونطور که شاید حدس زده باشی،

40:41.729 --> 40:43.604
‫وقتی بهم گفتی، خوشحال شدم چون...

40:43.687 --> 40:45.479
‫- بسه. بهتره بری.
‫- چی؟ چرا؟

40:45.562 --> 40:48.479
‫چون حرفت مسخره‌ست و خودتم می‌دونی.

40:51.271 --> 40:54.479
‫وایسا! می‌دونی چی مسخره‌ست، لیدیا؟
‫می‌دونی چی مسخره‌ست؟

40:54.979 --> 40:56.104
‫که من و تو اینجاییم

40:57.187 --> 40:59.896
‫و نمی‌تونیم حرف دلـمون رو بزنیم.

41:00.479 --> 41:01.687
‫و نمی‌دونم چرا.

41:02.187 --> 41:06.146
‫چون نمی‌خوایم کسی رو ناراحت کنیم؟
‫چون خودمون نمی‌خوایم عذاب بکشیم!

41:06.229 --> 41:09.062
‫ولی حتی اگه تظاهر کنیم خبری نیست، معلومه ما...

41:09.146 --> 41:10.271
‫چی؟

41:11.062 --> 41:12.062
‫چی؟

41:15.687 --> 41:16.687
‫تو بگو.

41:22.187 --> 41:23.187
‫لعنتی.

42:42.562 --> 42:44.812
‫فکر کنم تو هم باید به آویلیانا بیای.

42:45.312 --> 42:47.854
‫فکر نکنم انریکو از دیدنم خوشحال بشه.

42:49.104 --> 42:51.104
‫جواب میده، لیدیا.

42:52.646 --> 42:53.646
‫خدافظ.

42:54.354 --> 42:57.604
‫فردا صبح ساعت ۸. آماده باش.

42:57.687 --> 42:59.562
‫آره. خدافظ.

43:02.229 --> 43:03.229
‫فردا می‌بینمت.

43:19.229 --> 43:21.729
‫« برای لیدیا پوئت از طرف برتو »

43:28.354 --> 43:30.979
‫« ممنون »

43:36.104 --> 43:37.271
‫« برای لیدیا »

43:38.062 --> 43:38.896
‫« از طرف تریسا - ضروری »

43:38.979 --> 43:42.604
‫لیدیای عزیز، امیدوارم این نامه ناراحتت نکنه.

43:43.812 --> 43:47.104
‫دارم از یه سوتفاهم وحشتناک مطلعت می‌کنم

43:47.187 --> 43:50.437
‫که ممکنه خوشبختی برادرم یاکوپو رو به خطر بندازه.

43:51.354 --> 43:54.104
‫کانسوئلو ازش حامله‌ست،

43:54.937 --> 43:56.271
‫ولی جرات نداره بهش بگه

43:56.354 --> 43:58.896
‫به خاطر این ترس احمقانه که هنوز عاشق توئه.

44:02.896 --> 44:06.271
‫لطفاً این رو بهش نگو،
‫ولی اگه ممکنه تلاش کن،

44:06.354 --> 44:09.021
‫که باهاش ارتباطی نداشته باشی.

44:11.937 --> 44:14.604
‫می‌خوام واضح بگم که نبخشیدمت.

44:16.187 --> 44:17.062
‫باشه، متوجهم.

44:17.146 --> 44:18.229
‫خوبه.

44:18.729 --> 44:20.396
‫نمی‌خوام امیدوار بشی.

45:19.104 --> 45:20.104
‫خودشه.

45:21.271 --> 45:22.312
‫امیراست.

45:31.871 --> 45:33.871
‫لیدیا.

45:33.896 --> 45:35.687
‫کار اشتباهی کردم؟

45:36.687 --> 45:38.604
‫بیاید اینجا. ببینید.

45:38.687 --> 45:40.604
‫اشتباه کردیم یاکوپو.

45:41.000 --> 46:01.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
