WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:22.646 --> 00:24.771
‫خانم مهمون ما بود.

00:25.396 --> 00:27.271
‫می‌خواست از شوهرش جدا بشه.

00:27.937 --> 00:31.437
‫سروان فونتانا سر ناهار بدون دعوت پیداش شد.

00:33.812 --> 00:35.312
‫خانم فونتانا.

00:36.104 --> 00:37.437
‫لطفاً به من نگاه کنید.

00:38.229 --> 00:40.687
‫می‌دونم ممکنه شوکه شده باشید،

00:40.771 --> 00:43.687
‫ولی متاسفانه، دوستانـتون چیزی ندیدن،

00:43.771 --> 00:47.979
‫پس شما باید لطف کنید هر اتفاقی که

00:48.062 --> 00:51.604
‫از لحظه ورود شما و همسرتون به این اتاق
‫افتاده رو برام تعریف کنید.

00:55.312 --> 00:58.354
‫شوهرم مرد خشنی بود
‫و قبلاً هم سعی کرده بود من رو بُکشه.

00:58.937 --> 01:00.771
‫ولی این بار، شما هم باهاش درگیر شدید.

01:01.271 --> 01:02.812
‫اون این‌کار رو باهاتون کرده؟

01:04.604 --> 01:06.812
‫نامه‌باز‌کن چی؟

01:07.979 --> 01:12.229
‫قبل یا بعد از این حمله برش داشتید؟

01:12.312 --> 01:13.479
‫بعدش.

01:13.562 --> 01:16.187
‫بعدش. و کجا بود؟

01:17.437 --> 01:18.437
‫روی اون میز.

01:18.479 --> 01:20.479
‫دادستان، به نظر ما مشخصه که

01:20.562 --> 01:23.187
‫خانم فونتانا مشخصاً داشته از خودش دفاع می‌کرده.

01:27.479 --> 01:29.687
‫برگردیم سراغ همسرتون، خانم.

01:30.187 --> 01:34.062
‫کسی هست که حاضر باشه در اون مورد شهادت بده؟

01:35.021 --> 01:36.896
‫یه دکتر از جنوا.

01:37.729 --> 01:39.979
‫- تولیو موناری.
‫- تولیو موناری.

01:40.479 --> 01:42.896
‫وقتی من رو معاینه کرد، دکتر محلی‌مون بود.

01:43.979 --> 01:48.479
‫لطفاً برای سوالات بیشتر در دسترس باشید.

01:57.562 --> 02:01.187
‫و شما خانم، متاسفانه مجبورم بازداشتـتون کنم.

02:02.896 --> 02:05.146
‫فقط می‌خواستم دیگه دعوا نکنن.

02:15.687 --> 02:16.896
‫چی شده؟

02:16.979 --> 02:18.146
‫ساکت.

02:20.729 --> 02:21.896
‫قضیه چیه؟

02:24.979 --> 02:25.979
‫وایسا!

02:29.312 --> 02:30.812
‫کارابینیری، وایسا!

02:32.104 --> 02:33.437
‫وایسا وگرنه می‌زنمت!

02:33.937 --> 02:36.146
‫اونجا چی داری؟ ها؟

02:41.062 --> 02:44.146
‫اعتراف می‌کنم که شرایط مشکوک به نظر میاد.

02:44.854 --> 02:47.229
‫ولی قول میدم که می‌تونم توضیح بدم.

02:58.187 --> 03:02.604
‫« قانون به گفته‌ی لیدیا پوئت »

03:02.687 --> 03:04.229
‫قهرمان جنگی توسط همسرش کُشته شد!

03:04.312 --> 03:05.312
‫« روزنامه پیه‌مونت »

03:05.396 --> 03:07.146
‫روزنامه بخرید!

03:07.229 --> 03:09.604
‫قاتل دوستِ لیدیا پوئتـه!

03:10.687 --> 03:13.729
‫- ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم، ولی...
‫- انریکو، باید باهات حرف بزنم.

03:13.812 --> 03:15.104
‫زاناردلی پشت خطه.

03:17.229 --> 03:18.396
‫البته.

03:19.479 --> 03:21.979
‫قول میدم هرکاری از دستم برمیاد انجام بدم.

03:22.062 --> 03:24.062
‫روزنامه رو خوندی؟

03:29.604 --> 03:31.521
‫بعدازظهر دوباره صحبت می‌کنیم.

03:33.146 --> 03:34.146
‫خدانگهدار.

03:36.354 --> 03:37.354
‫چیه؟

03:37.854 --> 03:39.354
‫روزنامه خریدم.

03:39.437 --> 03:42.187
‫درمورد یه قتل بی‌رحمانه با خونسردی نوشتن.

03:42.271 --> 03:46.062
‫روزنامه‌نگارن. کارشون همینه.
‫چیزی که دادستان بهشون بگه رو پخش می‌کنن.

03:46.146 --> 03:49.937
‫باید تمام نکات رو بررسی کنیم.
‫اگه حداقل دکتر موناری رو پیدا می‌کردیم...

03:50.021 --> 03:52.021
‫لیدیا، بسه. بسه لیدیا.

03:53.229 --> 03:55.771
‫می‌دونی که من نمی‌تونم وکالتش رو قبول کنم، درسته؟

03:57.771 --> 03:59.187
‫چی داری میگی؟

03:59.271 --> 04:03.896
‫دارم میگم همین که یکی
‫توی خونه ما به قتل رسیده رسوایی‌آور هست.

04:03.979 --> 04:06.771
‫گراتزیا بهترین دوستمه.
‫هرکسی نیست.

04:06.854 --> 04:11.812
‫برای همین باید وکالتش رو یکی که
‫هیچ شائبه‌ای نسبت بهش نباشه قبول کنه.

04:12.312 --> 04:14.646
‫- اگه بخوای، می‌تونم به یه همکار تلگراف بزنم...
‫- متوجه شدم.

04:14.729 --> 04:17.937
‫- زاناردلی بهت گفت فاصله‌ات رو حفظ کنی.
‫- دست بردار.

04:18.021 --> 04:20.229
‫- پس درمورد چی حرف زدید؟
‫- به تو ربطی نداره.

04:20.312 --> 04:21.562
‫تو یه دروغگویی. دروغگو!

04:21.646 --> 04:24.687
‫ازم خواست یکی از دوستـاش رو راهنمایی کنم.
‫باشه؟

04:26.437 --> 04:27.562
‫لوئیجی کاستِل

04:27.646 --> 04:29.646
‫- نقاشـه؟
‫- آره، نقاشـه.

04:30.354 --> 04:32.812
‫دیشب با شرایط عجیبی دستگیر شده.

04:34.521 --> 04:35.979
‫متهم به قتلـه.

04:36.062 --> 04:38.229
‫زاناردلی ازم خواست وکالتش رو به عهده بگیرم.

04:38.312 --> 04:42.146
‫امروز قراره کارگاهش رو بازرسی کنن،
‫و ازم خواست منم برم.

04:42.229 --> 04:46.271
‫- اصلاً اگه می‌خوای بیا...
‫- برای همین نمی‌تونی پرونده گراتزیا رو قبول کنی؟

04:46.354 --> 04:49.771
‫ول نمی‌کنی!
‫بهت گفتم وکیل باید به ماجرا دور باشه.

04:49.854 --> 04:51.955
‫کسی که به ماجرا دوره رو نمی‌خوام!
‫برادرم رو می‌خوام!

04:51.979 --> 04:53.937
‫برادرت همین‌الان گفت که نمی‌تونه!

05:02.562 --> 05:06.562
‫ببین لیدیا، باید از هرگونه کار خلاف شئونات دوری کنیم.

05:07.354 --> 05:08.354
‫باشه، انریکو.

05:08.396 --> 05:10.021
‫- هی، لیدیا.
‫- خیلی ممنون.

05:10.104 --> 05:11.312
‫گوش کن، لیدیا.

05:33.479 --> 05:34.479
‫چی شده؟

05:34.854 --> 05:36.187
‫من که چیزی نگفتم.

05:39.937 --> 05:40.937
‫عشقم.

05:41.396 --> 05:42.854
‫بهم بگو. یالا.

05:44.521 --> 05:45.729
‫اگه می‌خوای بدونی،

05:46.229 --> 05:49.104
‫روزنامه‌ی تو تنها جاییـه که درموردش حرف نزده.

05:49.187 --> 05:52.479
‫چون روزنامه‌ی سیاسیـه،
‫و ما درمورد داستان‌های جنایی نمی‌نویسیم.

05:53.229 --> 05:55.521
‫زنی که از خودش در برابر شوهر خشنـش دفاع می‌کنه

05:55.604 --> 05:58.854
‫به نظر من که موضوع سیاسیـه.
‫از یه ظالم به مظلوم دیگه، درسته؟

05:59.354 --> 06:00.604
‫داری کمونیست می‌شی؟

06:00.687 --> 06:02.646
‫دختره داشته از خودش دفاع می‌کرد.

06:02.729 --> 06:05.187
‫هیچ‌کدومشون نمیگن چطوری شوهرش سعی کرده بُکشتش.

06:05.271 --> 06:08.354
‫عشقم، من وکیل نیستم.

06:08.854 --> 06:10.854
‫- می‌دونم.
‫- پس ازم چی می‌خوای؟

06:13.312 --> 06:16.229
‫شاید بتونی با اون دکتره مصاحبه کنی، نه؟

06:17.437 --> 06:20.437
‫که مردم از یه دید دیگه این ماجرا رو ببینن.

06:24.021 --> 06:25.354
‫ایده‌ی خوبیـه.

06:27.437 --> 06:29.312
‫ایده‌ی خوبیـه. خب؟

06:29.396 --> 06:32.021
‫ولی فعلاً بیا آماده بشیم.
‫قطار ساعت ۲ حرکت می‌کنه.

06:34.604 --> 06:37.937
‫بهتره امیدمون رو بالا نبریم.
‫گراتزیا رو می‌فرستن محاکمه.

06:38.021 --> 06:40.646
‫و وقتی شروع بشه، من باید دادستان رو معرفی کنم.

06:40.729 --> 06:42.562
‫بهتره تو باشی تا یکی دیگه.

06:42.646 --> 06:45.437
‫آره. این حقیقت باقی می‌مونه
‫که شما دوتا دوست‌های صمیمی هستید، درسته؟

06:45.521 --> 06:46.354
‫آره.

06:46.437 --> 06:48.687
‫و با اینکه ما نسبت خونی باهم نداریم،

06:48.771 --> 06:50.312
‫یه مقدار خلاف شئوناته...

06:50.396 --> 06:52.396
‫شماها خیلی به این کلمه علاقه دارید.
‫باعث می‌شه من...

06:52.479 --> 06:55.646
‫دوسش ندارم، ولی نمی‌تونی تظاهر کنی که مشکل نیست.

06:57.812 --> 06:59.687
‫صبح بخیر، آقای دادرس.

07:00.396 --> 07:01.604
‫صبح بخیر، جناب قاضی.

07:01.687 --> 07:03.854
‫درمورد مقام جدیدت شنیدم.

07:04.396 --> 07:06.396
‫به نظرم خیلی زود توی دادگاه همدیگه رو می‌بینیم.

07:08.646 --> 07:10.396
‫خانم پوئت.

07:11.021 --> 07:12.729
‫سلام من رو به معاون برسونید.

07:12.812 --> 07:15.229
‫حتماً. روز خوبی داشته باشید.

07:15.937 --> 07:17.854
‫- خدانگهدار.
‫- خدانگهدار.

07:22.729 --> 07:26.896
‫نگران نباش. ازم متنفره، ولی کار عجیبی نمی‌کردیم.

07:27.812 --> 07:30.396
‫اون به عنوان قاضی دادگاه جنایی انتخاب شده، لیدیا.

07:30.479 --> 07:31.479
‫حرومزاده!

07:31.521 --> 07:33.187
‫قبلاً بهت گفتم دوباره هم میگم.

07:33.271 --> 07:35.937
‫فکر می‌کنم از این به بعد نباید باهم دیده بشیم.

07:36.021 --> 07:37.521
‫باشه. پس چی‌کار کنیم؟

07:37.604 --> 07:40.562
‫توی اون هتل‌های مشکوکی
‫که ساعتی پول می‌گیرن قایم بشیم؟

07:40.646 --> 07:41.729
‫نه، هتل نه.

07:41.812 --> 07:43.729
‫با اینکه می‌تونه باحال باشه.

07:47.437 --> 07:49.187
‫یه فکریش می‌کنیم.

07:51.604 --> 07:52.729
‫قول میدم.

07:56.271 --> 07:57.979
‫نیمه پر لیوان رو ببین.

07:58.854 --> 08:02.146
‫حتی یه جلسه از اولین محاکمه‌ات رو از دست نمیدم.

08:02.229 --> 08:03.479
‫عالیه.

08:04.812 --> 08:06.437
‫انریکو ریاست تیم مدعی‌علیه رو به عهده می‌گیره؟

08:07.979 --> 08:08.812
‫الان نه.

08:08.896 --> 08:11.812
‫امیدوارم قبل از کیفرخواست بتونم قانعش کنم.

08:12.812 --> 08:14.979
‫- قانعش می‌کنم.
‫- شک ندارم.

08:23.479 --> 08:27.187
‫نقاشی بیانگر جنگ سن مارتینوست.

08:27.271 --> 08:30.854
‫یه پروژه عمومی برای شهرداریـه،

08:30.937 --> 08:34.354
‫ولی فکر نمی‌کنم آقای کاستل بعد از قتل

08:34.854 --> 08:35.979
‫بتونه تمومش کنه.

08:36.062 --> 08:37.979
‫- قتل احتمالی.
‫- قاعدتاً.

08:38.062 --> 08:41.437
‫ولی قربانی، آقای الیو استورتی،

08:41.521 --> 08:46.812
‫چند ماهی با حالت صمیمانه، اینجا زندگی کرده.

08:47.687 --> 08:50.896
‫ببخشید، جناب دادستان، ولی منظورتون رو نمی‌فهمم.

08:50.979 --> 08:55.812
‫آقای کاستل پیش ما به یک گناه مخفی اعتراف کرد.

08:56.937 --> 08:58.021
‫چی؟

08:58.104 --> 09:00.146
‫اون مثل بقیه ما نیست.

09:00.229 --> 09:01.646
‫البته. اون یه هنرمند بود.

09:01.729 --> 09:03.812
‫آره، دقیقاً. حالا بیاید بگیم هنرمند.

09:03.896 --> 09:08.062
‫حالا، حقیقت اینه که هنرمند اینجا با معشوقه‌اش زندگی می‌کرده،

09:08.562 --> 09:12.104
‫و یکشنبه عید پاک، فکر کرده
‫بهترین موقعیته که از پشت بهش شلیک کنه.

09:12.187 --> 09:14.312
‫خون روی نقاشی پاشیده شده،

09:14.396 --> 09:17.729
‫بعد سعی کرده تا جایی که می‌تونه تمیزش کنه

09:17.812 --> 09:20.396
‫و بعد جسد رو توی یه فرش بپیچه.

09:20.479 --> 09:21.979
‫- دادستان، صبح بخیر.
‫- لیدیا.

09:22.062 --> 09:23.896
‫ببخشید دیر رسیدم، قربان.

09:23.979 --> 09:27.437
‫همونطور که دادستان میگن،
‫جغرافیای تورین رازهای خودش رو داره.

09:28.146 --> 09:29.604
‫داشتم توضیح می‌دادم، اگه اجازه بدید،

09:30.396 --> 09:35.146
‫که آقای کاستل هرکاری تونسته کرده تا ردپای قتل رو مخفی کنه.

09:35.229 --> 09:37.771
‫اول، پنجره رو شکسته

09:37.854 --> 09:40.312
‫که ما باور کنیم شلیک از بیرون بوده.

09:40.396 --> 09:43.146
‫بعد سعی کرده خون رو پاک کنه،

09:43.229 --> 09:45.979
‫و وقتی داشته از شر جسد خلاص می‌شده،

09:46.062 --> 09:48.771
‫یه کارابینیر سخت‌کوش در حین ارتکاب به جرم می‌گیرتش.

09:48.854 --> 09:50.229
‫سلاح چی؟

09:50.312 --> 09:56.021
‫هنوز سلاح پیدا نشده،
‫ولی مطمئنیم یه پیستول کالیبر کوچیکه.

09:56.104 --> 10:00.187
‫یه اسلحه خانم‌پسند،
‫با عرض پوزش از اصطلاحی که به کار بردم.

10:00.271 --> 10:01.937
‫چیز دیگه‌ای برای اضافه کردن نیست.

10:02.021 --> 10:05.062
‫می‌تونم بپرسم فرضیه‌ای برای انگیزه قتل دارید؟

10:05.646 --> 10:07.437
‫چی بگم، خانم؟

10:07.521 --> 10:10.479
‫حسادت؟ دعوای عشاق؟

10:10.979 --> 10:13.021
‫بالاخره، زندگی هرج و مرج داره.

10:13.104 --> 10:15.396
‫شما وکیل‌ها دوست دارید توش غلت بزنید،

10:15.479 --> 10:17.854
‫و ما دادستان‌ها باید همه چیز رو سرجاش بذاریم.

10:17.937 --> 10:21.271
‫ببخشید دادستان، پس دارید به من میگید،

10:21.354 --> 10:25.521
‫از نظر شما، کاستل پنجره رو شکسته
‫که تحقیقات رو به سمت دیگه‌ای ببره، درسته؟

10:26.062 --> 10:27.187
‫همین رو گفتم.

10:27.271 --> 10:28.812
‫چرا باید چنین کاری بکنه؟

10:28.896 --> 10:33.979
‫اگه می‌خواسته از شر جسد خلاص بشه، یکم عجیبه.

10:34.979 --> 10:37.021
‫- خانم جوان باهوشـه.
‫- مشاور حقوقی.

10:37.104 --> 10:38.979
‫مشاور حقوقی. با اینکه یه زنـه.

10:40.021 --> 10:43.687
‫ولی می‌دونید، قاتل‌ها با این منطق پیش نمیرن.

10:44.271 --> 10:50.062
‫من فکر می‌کنم کاستل اول پنجره رو شکسته
‫که تحقیقات رو به سمت دیگه‌ای ببره،

10:50.146 --> 10:53.604
‫و بعد تصمیم گرفته خون رو تمیز کنه

10:53.687 --> 10:55.729
‫و جسد رو توی رودخونه بندازه.

10:56.229 --> 10:59.187
‫بهتون که گفتم، قربان.
‫قانون طبیعتـه.

10:59.271 --> 11:01.771
‫- اگه موضوع پول نباشه...
‫- به خاطر عشقـه.

11:04.562 --> 11:08.354
‫فکر می‌کردم عصبانی هستی و قراره چند هفته بداخلاق باشی.

11:08.437 --> 11:12.187
‫- بیخیال، می‌دونی که من کینه‌ای نیستم.
‫- البته که نه.

11:13.771 --> 11:16.146
‫- حرفت با عقل جور درمیاد.
‫- اوه.

11:16.229 --> 11:19.021
‫گراتزیا به یکی که جدی‌تر و باهوش‌تر باشه نیاز داره.

11:19.104 --> 11:19.979
‫درسته.

11:20.062 --> 11:22.354
‫از وقتی وارد سیاست شدی، هوش کاریت رو از دست دادی.

11:22.437 --> 11:23.646
‫بالاخره فهمیدی.

11:23.729 --> 11:28.104
‫نه! جهت شفاف‌سازی،
‫من هیچوقت نگفتم هوش کاریم رو از دست دادم.

11:29.021 --> 11:32.062
‫فقط داشتم ضرورت سیاسی رو مطرح می‌کردم.

11:32.146 --> 11:35.562
‫باشه، بیا بگیم برای تو مناسب نبود که قبولش کنی.

11:36.937 --> 11:38.062
‫دقیقاً.

11:41.979 --> 11:44.104
‫من به شدت عاشق الیو بودم.

11:44.896 --> 11:46.896
‫تازه باهاش آشنا شده بودم.

11:47.687 --> 11:50.187
‫اون توی یه کلبه توی بورگو وانچیلیا زندگی می‌کرد،

11:50.271 --> 11:53.479
‫و خیلی سریع ازش خواستم بیاد با من زندگی کنه.

11:54.521 --> 11:58.187
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫همچین اتفاق وحشتناکی ممکنه براش بیفته.

11:58.687 --> 12:00.771
‫نمی‌فهمم، آقای کاستل

12:01.271 --> 12:04.104
‫چطوری ایده‌ی خلاص شدن از شر جسد به ذهن‌تون رسید؟

12:04.187 --> 12:06.479
‫می‌دونید، من همجنسگرام.

12:07.521 --> 12:10.937
‫یه هرزه، یه فاسد، یه لواط‌گر.

12:11.937 --> 12:14.687
‫وقتی اومدم خونه و اون همه خون رو دیدم،

12:15.187 --> 12:17.021
‫ترسیدم به کارابینیری اطلاع بدم.

12:17.521 --> 12:20.021
‫می‌دونستم سریعاً من رو مقصر می‌کنن.

12:21.229 --> 12:23.687
‫خبر داری الیو دشمنی داشته یا نه؟

12:24.187 --> 12:26.312
‫معشوقه‌هایی که بهشون خیانت شده، رقیبی، نمی‌دونم.

12:26.396 --> 12:30.396
‫اون هیچوقت درمورد گذشته‌اش حرف نمی‌زد،
‫منم ترجیح می‌دادم چیزی ندونم.

12:30.896 --> 12:33.521
‫اینجوری سخت‌تر می‌تونیم کمکت کنیم، آقای کاستل.

12:33.604 --> 12:36.562
‫معاون زاناردلی بهمون اصرار کرد...

12:36.646 --> 12:37.646
‫اون یه دوست عزیزه.

12:40.687 --> 12:43.937
‫منظورم همون دوست خالیـه. نگران نشید.

12:45.396 --> 12:46.854
‫شما حرفم رو باور می‌کنید، خانم؟

12:47.854 --> 12:49.146
‫من حماقت کردم،

12:49.229 --> 12:51.437
‫ولی هیچوقت نمی‌تونم آدم بکشم.

12:53.396 --> 12:56.937
‫یادته ساعت چند جسد رو پیدا کردی؟

13:02.562 --> 13:05.729
‫دقیق نمی‌دونم، ولی بعد از غروب بود.

13:06.271 --> 13:09.521
‫سعی کردم خون رو از روی بوم نقاشی پاک کنم.
‫زمین رو تمیز کردم.

13:09.604 --> 13:12.562
‫یکشنبه عید ایستر بود.
‫مگه باهم نبودید؟

13:12.646 --> 13:14.271
‫نه، من به این چیزها اهمیت نمیدم.

13:14.354 --> 13:18.812
‫خیلی‌خب. می‌تونی بگی اون روز کجا بودی؟
‫با کی بودی؟

13:19.312 --> 13:22.187
‫احتمالاً کنار رودخونه قدم زدم،

13:22.687 --> 13:25.562
‫بعد از ظهرش هم رفتم خونه کسی،

13:25.646 --> 13:27.437
‫ولی نمی‌دونم چند ساعت اونجا بودم.

13:27.521 --> 13:28.937
‫ما ترتیبش رو میدیم.

13:29.771 --> 13:32.187
‫فقط باید اسم این شخص رو بدونیم.

13:36.146 --> 13:37.729
‫الیزابتا فِری.

13:39.687 --> 13:42.062
‫توی اقامتگاه کُنت بلونی کار می‌کنه.

13:42.146 --> 13:43.854
‫ولی بهتون هشدار میدم، خانم.

13:44.646 --> 13:49.021
‫ما رابطه‌ی خوبی باهم نداریم،
‫و فکر نمی‌کنم بتونه کمکی بهم بکنه.

13:49.104 --> 13:50.812
‫امیدوارم بتونه، آقای کاستل.

13:51.979 --> 13:53.604
‫باید خوشبین باشیم.

13:55.062 --> 13:59.021
‫اگه بی‌گناه باشی،
‫یه راهی پیدا می‌کنیم که به جامعه برت گردونیم.

14:00.771 --> 14:04.979
‫که به شدت منتظر اثر بعدیتـه.

14:16.687 --> 14:18.146
‫مطمئنی، لیدیا؟

14:19.396 --> 14:22.354
‫هیچ راهی نیست بتونه مادرش رو ببینه؟

14:24.646 --> 14:26.271
‫تو عضو پارلمانی. یه کاری بکن.

14:26.354 --> 14:28.396
‫می‌تونم از شر پیانوها خلاص بشم

14:29.562 --> 14:31.229
‫وقت شوخی نیست.

14:31.729 --> 14:34.312
‫نمی‌دونی زندان چقدر وحشتناکه.

14:35.562 --> 14:37.562
‫برای یه دختر کوچولو باعث تروما میشه.

14:39.646 --> 14:41.604
‫ببخشید. اشتهام رو از دست دادم.

14:49.187 --> 14:50.979
‫تریسا درست میگه، انریکو.

14:53.021 --> 14:55.812
‫ولی بدون تو، نمی‌تونم وکالت گراتزیا رو انجام بدم.

14:55.896 --> 14:58.937
‫از اونجایی که نتونستم
‫وکیل دیگه‌ای پیدا کنم که وکالتش رو به عهده بگیره،

14:59.021 --> 15:01.146
‫نمی‌تونم به قاضی درخواست بدم، که...

15:01.229 --> 15:03.229
‫می‌تونی حداقل وکالت رو امضا کنی

15:03.312 --> 15:05.812
‫که بتونم با گراتزیا حرف بزنم و بهش بگم حال میلا خوبه؟

15:05.896 --> 15:08.146
‫- البته که می‌تونم.
‫- وای، لطف می‌کنی!

15:08.646 --> 15:11.562
‫ببخشید، قربان. آقای یاکوپو رسیدن.

15:11.646 --> 15:12.646
‫چه عالی.

15:55.187 --> 15:58.437
‫چی شد؟
‫قطار وسط راه خراب شد؟

15:58.521 --> 16:00.187
‫نه. رفتنم رو عقب انداختم.

16:00.271 --> 16:01.896
‫کانسوئلو برش گردونده.

16:01.979 --> 16:05.604
‫کانسوئلو، جهت اطلاعت،

16:06.729 --> 16:11.229
‫افتخار می‌کنه که بدونه من توی بدترین شرایط همراهتونم،

16:11.312 --> 16:12.687
‫و برای یه دلیل درست می‌جنگم.

16:12.771 --> 16:15.854
‫- چقدر تاثیرگذار.
‫- پس برگشتی که توی محاکمه باشی؟

16:15.937 --> 16:19.437
‫« آزادگان و برده‌ها، اشراف و عوام. »

16:19.521 --> 16:22.562
‫خلاصه بگیم، ظالمان و مظلوم.
‫این مانیفستِ...

16:22.646 --> 16:24.937
‫- ...حزب کمونیستـه، بله.
‫- نخوندمش.

16:25.021 --> 16:27.437
‫چمدون برای چی آوردی؟

16:28.104 --> 16:29.604
‫انریکو، بذار توضیح بدم.

16:30.104 --> 16:33.312
‫گراتزیا مظلومه.
‫شوهرش ظالم بوده.

16:33.979 --> 16:36.187
‫روزنامه من مسئولیت اخلاقی داره

16:36.271 --> 16:38.604
‫که این داستان رو از یه دید سیاسی بگه.

16:38.687 --> 16:41.771
‫بالاخره، یکی گفتش. ممنون.

16:41.854 --> 16:43.937
‫ولی همه‌اش این نیست. همه‌اش این نیست.

16:44.021 --> 16:48.771
‫با دکتری که گراتزیا گفت صحبت کردم، دکتر تولیو موناری،

16:48.854 --> 16:50.146
‫و...

16:50.812 --> 16:53.729
‫قراره به زودی برای مصاحبه ببینمش.

16:53.812 --> 16:54.979
‫- از من تشکر نکنید.
‫- عالیه.

16:55.062 --> 16:57.021
‫چون دادگاه هنوز شروع نشده، ایده‌ی بدیـه.

16:57.104 --> 16:58.896
‫پس وکالت گراتزیا با توئه؟

16:58.979 --> 17:01.937
‫- تو وکیلش نیستی؟
‫- نه. بریم.

17:02.021 --> 17:03.354
‫جوابم رو درمورد چمدون بده.

17:04.479 --> 17:09.479
‫انریکو، نمی‌تونم از توی یه سوئیت توی هتل رجیو با بی‌عدالتی بجنگم.

17:10.646 --> 17:11.646
‫باشه؟

17:14.104 --> 17:18.979
‫البرتینا، لطف می‌کنی شومینه اتاق من رو روشن کنی؟‌

17:19.062 --> 17:20.896
‫چشم، آقای یاکوپو!

17:20.979 --> 17:22.521
‫- پس خودتـم آتیش بزن.
‫- چی؟

17:23.229 --> 17:24.437
‫شب خوبی داشته باشی.

17:31.771 --> 17:35.771
‫خانم فونتانا با یه شکستگی در مچ سمت چپش اومد کلینیک.

17:35.854 --> 17:36.979
‫تابستون گذشته بود.

17:37.062 --> 17:39.437
‫بعدش من و خانواده‌ام به تورین نقل‌مکان کردیم،

17:39.521 --> 17:43.937
‫ولی خوب یادمه، چون خب...

17:44.521 --> 17:46.812
‫گفت از پله افتاده،

17:46.896 --> 17:49.854
‫ولی مشخص بود که دروغ میگه.

17:50.354 --> 17:51.896
‫خیلی ممنون، خانم.

17:52.812 --> 17:55.479
‫از کجا مطمئنی؟

17:56.104 --> 18:00.146
‫بیمار توی نقاط مختلف بدنش جای کبودی داشت.

18:00.229 --> 18:03.271
‫روی پاهاش، دستـاش، گردنش.

18:03.354 --> 18:07.687
‫بعضی‌هاشون مشخص‌تر و جدیدتر بودن، بقیه نه.

18:07.771 --> 18:11.229
‫پس همه‌شون از یه افتادن ایجاد نمی‌شدن.

18:11.312 --> 18:12.312
‫البته.

18:17.604 --> 18:21.312
‫حاضرید این‌ها رو توی دادگاه تکرار کنید؟

18:24.854 --> 18:28.479
‫من فقط با یه مصاحبه با آقای باربریس موافقت کردم.

18:28.562 --> 18:29.562
‫بله، البته،

18:30.062 --> 18:31.862
‫ولی وقتی مقاله توی اِل مارتلو بیرون بیاد،

18:31.896 --> 18:36.187
‫خود به خود تبدیل به شاهد اصلی تیم مدعی‌علیه می‌شید.

18:36.271 --> 18:37.312
‫متوجه این هستید؟

18:40.437 --> 18:44.562
‫بله متوجهم، ولی حقیقتاً بهش فکر نکردم.

18:44.646 --> 18:45.771
‫پس بهش فکر کنید.

18:50.187 --> 18:51.521
‫گوش کنید،

18:52.854 --> 18:54.937
‫شاید بهتر باشه بیخیال کل این ماجرا بشیم.

18:55.021 --> 18:59.021
‫همونطور که گفتم، ما تازه اومدیم به تورین.
‫تازه دارم می‌بینم...

18:59.104 --> 19:01.896
‫البته. آرامش ذهن از همه‌چیز مهم‌تره، درسته؟

19:02.396 --> 19:04.979
‫- اینطوری هم می‌تونید بهش نگاه کنید.
‫- موضوع این نیست.

19:05.062 --> 19:08.562
‫یه زن هست که سال‌هاست قربانی خشونت شوهرش بوده،

19:08.646 --> 19:10.937
‫و هیچکس هیچی ندیده،
‫هیچکس درموردش حرف نمی‌زنه.

19:11.021 --> 19:13.354
‫شما تنها کسی هستید که مدرک محکمی داره.

19:13.437 --> 19:18.187
‫آقای باربریس اومده اینجا باهاتون مصاحبه کنه
و شما بابتش خوشحال بودید

19:18.271 --> 19:20.229
‫در خونه‌تون رو به روی ما باز کردید،
‫چای بهمون تعارف کردید،

19:20.312 --> 19:21.604
‫ما رو به همسرتون معرفی کردید.

19:21.687 --> 19:26.646
‫ولی وقتی زمان قبول کردن مسئولیت
‫جلوی قاضی می‌شه، عقب می‌کشید.

19:26.729 --> 19:28.146
‫پس موضوع چی بود، دکتر موناری؟

19:28.229 --> 19:31.187
‫مسئله غرور از داشتن یه مقاله توی روزنامه؟

19:31.271 --> 19:34.104
‫چون اگه اینطوره، بحث بیشتری باهم نداریم.

19:41.687 --> 19:42.854
‫معذرت می‌خوام.

19:43.771 --> 19:45.521
‫خیلی‌خب، من...

19:46.854 --> 19:48.604
‫یه لحظه لغزش کردم.

19:50.271 --> 19:51.271
‫متوجهم.

19:52.271 --> 19:54.729
‫البته که حاضرم شهادت بدم.

19:56.187 --> 19:57.229
‫ممنون.

20:06.354 --> 20:08.312
‫همیشه خوشحال می‌شم

20:09.187 --> 20:10.271
‫توی کار ببینمت.

20:11.187 --> 20:12.187
‫بیخیال.

20:12.229 --> 20:17.354
‫نه لیدیا. تو می‌تونی هرکسی رو
‫برای هرچیزی قانع کنی، بهم اعتماد کن.

20:19.062 --> 20:20.604
‫کاشکی اینطور بود.

20:24.354 --> 20:25.354
‫نه، لیدیا.

20:26.562 --> 20:31.437
‫اگه داری درمورد پارسال صحبت می‌کنی
‫که ازم خواستی نرم رُم،

20:31.937 --> 20:33.979
‫فکر می‌کنم تصمیم درست رو گرفتم. من...

20:34.062 --> 20:35.354
‫داشتم درمورد انریکو صحبت می‌کردم.

20:40.646 --> 20:44.437
‫بدون اون نمی‌تونم برای گراتزیا کاری بکنم، پس...

20:48.479 --> 20:49.771
‫به هرحال، نمی‌دونم چطوری...

20:51.771 --> 20:53.896
‫بابت کاری که کردی ممنونم.

20:54.437 --> 20:55.604
‫خواهش می‌کنم.

20:59.146 --> 21:01.146
‫دفتر دادستان کل.

21:01.229 --> 21:02.729
‫سلام، دادستان.

21:06.021 --> 21:07.146
‫اتفاقی افتاده؟

21:07.229 --> 21:08.646
‫نه، می‌خواستم...

21:10.312 --> 21:11.979
‫می‌خواستم صدات رو بشنوم.

21:17.354 --> 21:18.937
‫نه، فقط اینکه من...

21:20.437 --> 21:25.187
‫نمی‌تونم به آرامش برسم. خوابم نمی‌بره.
‫مدام به گراتزیا و ایستر فکر می‌کنم.

21:27.312 --> 21:31.687
‫شاید باید یه کاری می‌کردم.
‫شاید اگه نمی‌ذاشتم تنها صحبت کنن...

21:31.771 --> 21:34.979
‫گوش کن ببین چی میگم.
‫تو هیچ کاری از دستت برنمی‌اومد.

21:35.479 --> 21:37.896
‫- هیچی.
‫- می‌تونستم جلوش رو بگیرم، پیر.

21:37.979 --> 21:41.271
‫اگه به حسم اعتماد می‌کردم، اگه وارد اون اتاق می‌شدم،

21:41.354 --> 21:44.896
‫شاید الان مجبور نمی‌شدم با همه بجنگم
‫که ازش دفاع کنم.

21:44.979 --> 21:47.187
‫و اصلاً نمی‌دونم می‌تونم انجامش بدم یا نه.

21:48.229 --> 21:49.229
‫به هرحال،

21:49.812 --> 21:55.687
‫امروز دکترش رو دیدم و اون حاضره شهادت بده، پس...

21:55.771 --> 21:56.937
‫نه، وایسا وایسا.

21:57.437 --> 21:59.437
‫نمی‌تونیم درمورد پرونده صحبت کنیم.

21:59.521 --> 22:02.229
‫لیدیا، من قراره دادستان کلِ اون محاکمه باشم.

22:02.312 --> 22:04.104
‫یه قوانینی هست که باید بهشون عمل کنیم.

22:04.187 --> 22:06.521
‫نه، البته.
‫نمی‌خواستم روی نظرت تاثیر بذارم.

22:06.604 --> 22:10.104
‫می‌دونم. می‌دونم نمی‌خوای.
‫ولی فکر می‌کنی...

22:11.146 --> 22:14.521
‫چیزهایی که بهم بگی،
‫می‌تونم علیه‌ات ازشون استفاده کنم.

22:18.771 --> 22:21.146
‫البته، فقط اینکه تو تنها کسی هستی

22:21.229 --> 22:23.687
‫که دوست دارم درمورد این موضوع
‫باهاش حرف بزنم و نمی‌تونم.

22:26.771 --> 22:28.062
‫خیلی‌خب...

22:29.021 --> 22:31.021
‫دیروقته. شب بخیر، پیر.

22:46.687 --> 22:51.021
‫آقای کاستل میگه یکشنبه ایستر دیدتت.

22:51.104 --> 22:54.479
‫کاستل همیشه دروغگو بوده.
‫توانایی هرکاری رو داره.

22:54.562 --> 22:57.604
‫چندین ساله می‌شناسمش،
‫و تا حالا هیچ حرف صادقانه‌ای نزده.

22:57.687 --> 23:00.687
‫آره، گفت که رابطه‌تون خوب نیست.

23:00.771 --> 23:04.604
‫پس بهتون گفت به محض اینکه فهمید حامله‌ام ولم کرد؟

23:06.771 --> 23:07.854
‫نه، نگفت.

23:08.354 --> 23:10.437
‫معلومه که نگفت.

23:12.104 --> 23:16.687
‫باید خودش رو وقف نقاشی می‌کرد،
‫و ما مایه دردسرش بودیم.

23:17.646 --> 23:19.771
‫بعضی وقت‌ها بهمون پول می‌داد.

23:21.062 --> 23:23.646
‫ولی یکشنبه ایستر، اومد بگه تمومش کرده.

23:24.146 --> 23:25.937
‫که به اندازه کافی کار کرده.

23:27.812 --> 23:28.896
‫برای همین...

23:28.979 --> 23:32.312
‫بی‌ادبی من رو ببخشید، ولی می‌تونید تایید کنید روز قتل

23:32.396 --> 23:33.771
‫پیش شما بوده؟

23:35.312 --> 23:39.396
‫کاستل بعد از ظهر اومد پیشم و ده دقیقه موند.

23:40.479 --> 23:43.521
‫و اگه پلیس ازم بپرسه همین رو میگم.

23:45.812 --> 23:46.812
‫البته.

23:50.229 --> 23:51.354
‫داره دروغ میگه.

23:51.437 --> 23:54.437
‫کاستل ترکش کرده، و اینم نمی‌خواد کمکش کنه.

23:56.104 --> 24:00.896
‫شاید، ولی بازم کاستل باید توضیح بده
‫بین ساعت ۴ تا ۱۰ شب کجا بوده

24:00.979 --> 24:02.771
‫چون منطقی نیست.

24:06.354 --> 24:07.646
‫می‌دونم هدفت چیه.

24:09.521 --> 24:12.562
‫فقط گفتی کمکم می‌کنی که گیجم کنی.

24:12.646 --> 24:14.979
‫و همه‌اش به این خاطر که نمی‌خواستم وکیل گراتزیا بشم.

24:15.062 --> 24:16.604
‫یکم بچگونه‌ست، نه؟

24:16.687 --> 24:19.604
‫- چرا باید چنین کاری کنم؟
‫- پس توضیح بده برنامت چیه.

24:19.687 --> 24:20.687
‫هیچی.

24:20.771 --> 24:24.896
‫فقط میگم نمی‌تونیم هرچی کاستل میگه رو باور کنیم

24:24.979 --> 24:26.396
‫فقط چون وکیلش هستیم.

24:28.104 --> 24:30.729
‫پس این رو ببین، خانم شاگرد اول کلاس.

24:31.646 --> 24:34.729
‫اینا ۵۷تا نامه هستن که توسط یک نفر نوشته شدن

24:34.812 --> 24:36.604
‫و همه به آدرس الیو استورتی هستن.

24:36.687 --> 24:39.646
‫اینـا رو توی اتاقش توی بورگو وانچیلیا پیدا کردم

24:39.729 --> 24:42.354
‫همراه با کلی چیز دیگه، ولی اینـاش جالب بودن.

24:42.437 --> 24:43.479
‫بخونـشون.

24:44.979 --> 24:47.854
‫« هیچ قاضی، انسان یا خدایی، نمی‌تونه من رو محکوم کنه

24:47.937 --> 24:50.812
‫وقتی زخم‌های قلب رنجورم رو

24:51.896 --> 24:55.604
‫با شستنشون در خونی که از سمت تو جاریه درمان می‌کنم. »

24:57.312 --> 24:58.646
‫یه تهدید به مرگـه.

24:58.729 --> 25:01.896
‫روشش واضح نیست، ولی قبول دارم.

25:02.937 --> 25:04.646
‫یه داستان عاشقانه این وسطـه.

25:05.187 --> 25:09.896
‫اشتیاق به یه شعله تابان و خالص تشبیه شده.

25:09.979 --> 25:13.187
‫و اینجا آخرش، «خونی که جاریـه »

25:17.896 --> 25:19.146
‫- آفرین، انریکو.
‫- ممنون.

25:19.229 --> 25:23.187
‫این شرایط رو تغییر میده.
‫می‌دونیم کی نوشته‌شون؟

25:23.271 --> 25:25.104
‫سوال همینجاست. امضا ندارن.

25:26.229 --> 25:27.229
‫می‌شه ببرمـشون؟

25:27.729 --> 25:29.771
‫من سه‌بار خوندمشون، ولی اگه فکر می‌کنی...

25:29.854 --> 25:31.146
‫به هرحال تلاشم رو می‌کنم.

25:33.479 --> 25:36.021
‫- ببخشید.
‫- نه، لطفاً. داریم کار می‌کنیم. ممنون.

25:36.104 --> 25:38.729
‫عموی میلا با دوتا کارابینیری اینجاست.

25:44.437 --> 25:46.396
‫این همه عجله رو نمی‌فهمم.

25:46.479 --> 25:50.062
‫عجله‌ای نیست خانم، ولی من قیم قانونی اون دختر هستم.

25:50.562 --> 25:54.187
‫شب‌تون بخیر، آقایون.
‫چی شده تشریف آوردید؟

25:54.271 --> 25:57.021
‫ستوان پیترو فونتانا.
‫من عموی میلا هستم.

25:57.687 --> 26:00.271
‫ستوان، تسلیت میگم.

26:00.354 --> 26:04.146
‫بابت محبتی که به برادرزاده‌ام داشتید ممنونم، قربان.

26:04.229 --> 26:07.062
‫خوشبختانه تونستم مرخصی ویژه بگیرم، و از امروز به بعد،

26:07.146 --> 26:08.646
‫می‌تونم مراقبش باشم.

26:09.521 --> 26:11.146
‫میلا دردسری برای ما نداره.

26:11.229 --> 26:13.104
‫مثل دختر خودمه.

26:17.521 --> 26:19.354
‫ستوان حق دارن.

26:21.312 --> 26:24.229
‫- آلبرتینا، دختر رو آماده کن.
‫- چشم.

26:27.896 --> 26:30.896
‫می‌تونم بپرسم می‌خواید شهر رو ترک کنید؟

26:33.229 --> 26:36.271
‫شما خانم پوئت هستید، درسته؟

26:36.979 --> 26:39.937
‫امیدوارم ایده‌های عجیبی رو توی سر زن‌داداشـم نکرده باشید.

26:40.021 --> 26:42.687
‫جواب سوالم رو ندادید.
‫قصد دارید از شهر برید؟

26:42.771 --> 26:44.562
‫نه خانم. نمیریم.

26:45.646 --> 26:47.729
‫تا محکوم شدنش، محاکمه رو دنبال می‌کنم.

26:57.562 --> 26:58.562
‫شاهزاده خانم.

27:00.396 --> 27:02.187
‫یه بغل به عمو پیترو نمیدی؟

27:07.312 --> 27:10.104
‫میلا. عزیزم، نگران نباش.

27:11.354 --> 27:13.187
‫می‌خوام پیش شما بمونم.

27:15.521 --> 27:17.354
‫قول میدم خیلی زود دوباره همدیگه رو ببینیم.

27:20.312 --> 27:21.812
‫نه، بذار پیشت باشه.

27:23.604 --> 27:24.604
‫حالا برو.

27:26.104 --> 27:28.437
‫بریم واسه آخرین بار با بابا خدافظی کنیم.

27:30.062 --> 27:31.396
‫آقا.

27:32.896 --> 27:34.187
‫خداحافظ.

27:51.729 --> 27:53.937
‫حتماً باید با گراتزیا صحبت کنم.

27:54.521 --> 27:56.562
‫- وکالت میدم.
‫- ممنون.

28:10.021 --> 28:12.187
‫ده سال دیگه زندگی خودت رو چجوری می‌بینی؟

28:12.271 --> 28:14.479
‫- نمی...
‫- بیخیال.

28:14.562 --> 28:17.687
‫حتی ده روز دیگه رو هم نمی‌تونم تصور کنم، گراتزیا.

28:17.771 --> 28:20.229
‫- من میگم چجوری تصورت می‌کنم.
‫- باشه.

28:20.312 --> 28:25.812
‫تصور می‌کنم که داری یه سخنرانی خفن توی دادگاه انجام میدی،

28:25.896 --> 28:28.937
‫و من اونجام و تشویقت می‌کنم.

28:30.104 --> 28:31.229
‫اینجوری خیلی خوب میشه.

28:31.312 --> 28:33.312
‫- عالیه.
‫- بعیده، ولی خوبه.

28:33.396 --> 28:35.896
‫نه، اتفاق می‌افته. آره، اتفاق می‌افته.

28:35.979 --> 28:37.562
‫تو چجوری خودت رو تصور می‌کنی؟

28:39.229 --> 28:40.396
‫ازدواج کردم.

28:40.937 --> 28:41.771
‫نه.

28:41.854 --> 28:43.437
‫صبر کن.

28:43.521 --> 28:46.437
‫با یه مرد خیلی خوشتیپ ازدواج کردم.

28:47.187 --> 28:48.687
‫- پولدار.
‫- درسته.

28:48.771 --> 28:50.812
‫با یه ویلا کنار دریا.

28:51.312 --> 28:54.187
‫با دوتا بچه و یه سگ.

28:54.271 --> 28:55.312
‫یه معشوقه.

28:56.021 --> 28:57.312
‫- یه معشوقه؟
‫- آره.

28:57.396 --> 29:00.104
‫تا حالا مردی رو دیدی که پولدار، خوشتیپ باشه،
‫تازه آدم حسابی هم باشه؟

29:00.604 --> 29:01.812
‫باید معشوقه پیدا کنی.

29:02.729 --> 29:03.729
‫یه معشوقه.

29:04.146 --> 29:06.062
‫ببین چقدر سریع قبول کردی.

29:09.104 --> 29:10.771
‫و بعد یه معشوقه برای اون معشوقه.

29:11.271 --> 29:14.729
‫پس یه شوهر، یه معشوقه، و یه معشوقه دیگه.

29:17.312 --> 29:21.146
‫از نظر قانونی میگم، این یه تصمیم بی‌چون‌وچراست.

29:21.896 --> 29:24.812
‫چون پیترو فونتانا نزدیک‌ترین خویشاونده.

29:25.812 --> 29:29.187
‫برای همین میلا تا پایان محاکمه باید پیشش بمونه، متاسفانه.

29:29.271 --> 29:31.937
‫و همینطور بعدش،
‫از اونجایی که احتمالاً اعدامم می‌کنن.

29:33.937 --> 29:36.021
‫مطمئنم می‌ذارتش توی ردیف اول که تماشا کنه.

29:36.104 --> 29:38.437
‫ناگفته نمونه، به نظر دوسش داشت.

29:38.521 --> 29:40.521
‫- اون یه حرومزاده‌ست، لیدیا.
‫- خیلی‌خب.

29:41.271 --> 29:42.771
‫مثل برادرش.

29:44.312 --> 29:45.312
‫خیلی‌خب.

29:46.146 --> 29:47.896
‫انریکو نمی‌تونه کاری بکنه؟

29:48.604 --> 29:51.479
‫نمی‌تونه حداقل قاضی رو راضی کنه که بذاره من ببینمش؟

29:59.521 --> 30:03.979
‫انریکو فکر نمی‌کنه بتونه الان پرونده‌ات رو قبول کنه.

30:11.604 --> 30:12.979
‫الان چی کار کنم؟

30:16.521 --> 30:18.354
‫- چی کار کنم؟
‫- من یه نقشه دارم.

30:22.604 --> 30:25.146
‫من رو ببین.

30:27.771 --> 30:29.229
‫من می‌تونم قانعش کنم.

30:32.104 --> 30:35.021
‫من قانعش می‌کنم. باشه؟

30:42.354 --> 30:43.437
‫بیا تو.

30:46.437 --> 30:49.312
‫مصاحبه با دکتر موناری رو نوشتم.

30:49.812 --> 30:52.646
‫گفتم توی روزنامه‌ی یکشنبه بذارمش.

30:52.729 --> 30:53.729
‫ممنون.

30:54.062 --> 30:56.396
‫می‌خوای بخونیش؟

30:58.021 --> 30:59.021
‫بهت اعتماد دارم.

31:04.437 --> 31:08.771
‫این موضوع که انریکو نمی‌خواد وکیل گراتزیا بشه،

31:08.854 --> 31:11.437
‫نظرت درموردش چیه؟

31:13.854 --> 31:15.396
‫نظر من؟

31:16.479 --> 31:18.354
‫ایمان داشته باش، باربریس.

31:18.937 --> 31:20.146
‫یه جوری ردیفش می‌کنم.

31:26.729 --> 31:29.646
‫اگه همینجوری وایسادی بِر و بِر نگاه کنی، بیا بهم کمک کن.

31:30.354 --> 31:31.187
‫باشه.

31:31.271 --> 31:36.729
‫می‌خوام بفهمم زنی که این نامه‌های مضحک رو نوشته کیه

31:36.812 --> 31:39.187
‫چون یه سری جزئیات جالب رو گفته،

31:39.271 --> 31:42.646
‫مثل، «ناقوس کلیسای سنت مایکل فرشته مقرب

31:42.729 --> 31:45.271
‫من رو یاد اولین باری که من رو بدست آوردی می‌اندازه.»

31:45.354 --> 31:46.604
‫آدم رمانتیکیـه.

31:46.687 --> 31:49.521
‫- سنت مایکل فرشته مقرب اینجاست، درسته؟
‫- آره.

31:56.271 --> 31:59.854
‫« فواره‌ای با مجسمه‌ی ایتالیای تاج‌دار. »

32:01.812 --> 32:04.979
‫فواره‌ای که مجسمه‌ی تاج‌دار داره، توی میدان سزار بالبوـه.

32:05.062 --> 32:06.187
‫درسته.

32:06.271 --> 32:08.271
‫- پس فواره اینجاست.
‫- آره.

32:08.354 --> 32:12.521
‫« گولیِلمو پپه توی غروب رو یادته؟
‫از آلاچیق خونه‌ی من می‌دیدیمش.»

32:13.521 --> 32:17.979
‫و مجسمه گولیِلمو پپه توی پیاتزا ماریا تریساست.

32:18.479 --> 32:21.146
‫- همه‌شون توی یه محله هستن.
‫- آره.

32:24.312 --> 32:25.312
‫بفرما.

32:33.479 --> 32:35.437
‫وایسا. همینجاست.

32:36.104 --> 32:39.062
‫« از گل‌های کنج، فقط رنگـشون مونده. »

32:39.646 --> 32:42.687
‫« بوشون با آخرین نگاه تو رفت. »

32:45.021 --> 32:47.229
‫« هنوز توی خونه‌ی سفید منتظرتم

32:47.312 --> 32:50.312
‫جایی که تابستون
‫توی سایه‌ی درخت‌ها اسمت رو زمزمه می‌کنه. »

32:51.604 --> 32:52.604
‫پیداش کردم.

32:54.229 --> 32:56.562
‫عالیه. چی کار کنیم؟ بریم داخل؟

32:57.729 --> 32:59.646
‫اگه اشکالی نداره، می‌خوام تنها برم.

33:00.354 --> 33:03.521
‫با چه امیدی؟ که اعتراف بگیری؟

33:03.604 --> 33:05.687
‫من نیومدم اینجا که سریع نتیجه‌گیری کنم.

33:10.062 --> 33:11.062
‫ممنون.

33:11.521 --> 33:12.521
‫منم ممنونم.

33:12.979 --> 33:15.437
‫اینـا ادعاهای تکان‌دهنده‌ای هستن، خانم.

33:16.562 --> 33:20.604
‫- علاقه‌ای به بیشتر شنیدن ندارم.
‫- اشتباه متوجه منظور من شدید، کنتس.

33:20.687 --> 33:23.979
‫نه، خیلی هم خوب متوجه شدم.

33:24.604 --> 33:27.979
‫جقیقتاً تعجب کردم که یه زن داره همچین حرف‌هایی می‌زنه.

33:32.104 --> 33:33.104
‫تا حالا...

33:34.104 --> 33:35.812
‫برای عشق عذاب نکشیدی؟

33:39.521 --> 33:44.229
‫پس باید بدونی که یه زن عاشق
‫می‌تونه چیزهای وحشتناکی بگه.

33:45.521 --> 33:49.896
‫ولی به این معنی نیست که می‌تونه اون حرف‌ها رو عملی کنه.

33:50.396 --> 33:52.271
‫کنتس، معذرت می‌خوام.

33:52.354 --> 33:56.187
‫اصلاً قصدم اتهام زدن به شما نبود.

33:56.271 --> 34:00.729
‫برعکس، من اومدم بهتون هشدار بدم،
‫چون برادرم، انریکو پوئت،

34:00.812 --> 34:02.521
‫وکالت آقای کاستل رو قبول کرده.

34:02.604 --> 34:05.187
‫و می‌ترسم بخواد این مکاتبات رو

34:05.271 --> 34:06.687
‫پیش دادستان پادشاهی ببره.

34:06.771 --> 34:09.562
‫- انگار یه کابوسه.
‫- و من اینجام که کمکـتون کنم.

34:11.854 --> 34:15.687
‫می‌شه بیشتر درمورد الیو استورتی بگید؟

34:16.729 --> 34:18.521
‫می‌دونم خوب می‌شناختیدش.

34:20.354 --> 34:22.354
‫اون عشق زندگیم بود.

34:24.604 --> 34:28.687
‫مرگش من رو به اعماق غم فرو برد.

34:31.812 --> 34:32.812
‫متوجهم.

34:36.521 --> 34:40.187
‫شک نکرده بودید که الیو
‫معشوقه‌ی دیگه‌ای غیر شما داشته باشه؟

34:42.729 --> 34:44.687
‫اون فقط عاشق پول بود.

34:46.021 --> 34:48.687
‫من همه‌چیز بهش دادم، ولی ظاهراً،

34:49.646 --> 34:50.729
‫کافی نبود.

34:52.312 --> 34:54.979
‫یه جایی برای نقاشی نیاز داشت،

34:55.479 --> 34:58.979
‫و من یه اتاق کامل بهش دادم.

34:59.062 --> 35:01.937
‫هروقت می‌خواست می‌تونست بیاد اینجا، که کار کنه،

35:02.729 --> 35:04.062
‫یا استراحت کنه.

35:04.896 --> 35:06.937
‫این اثرِ کانالتو نیست؟

35:07.437 --> 35:08.896
‫به نظر میاد اصلی باشه، نه؟

35:10.354 --> 35:12.271
‫چهارتاشون رو فروخت.

35:15.812 --> 35:18.062
‫داری میگی الیو استورتی کلاهبردار بود؟

35:19.062 --> 35:20.396
‫اسم خودش رو گذاشته بود هنرمند،

35:20.479 --> 35:24.312
‫ولی در واقعیت،
‫هیچوقت یه کار اورجینال انجام نداد، فقط کپی می‌کرد.

35:24.396 --> 35:28.062
‫این قضیه عذابش می‌داد
‫که هیچوقت معروف نمی‌شه.

35:28.146 --> 35:32.604
‫برای همین یه راهی پیدا کرد که کارش رو امضا کنه

35:33.104 --> 35:35.187
‫بدون اینکه کسی متوجه بشه. اینجا رو ببین.

35:36.354 --> 35:41.771
‫یه اِچ، بعدش یه ای، یه اِل.

35:43.687 --> 35:44.771
‫« هلیوس. »

35:46.812 --> 35:49.562
‫حتی توی این هم کارش اصالت نداشت.

35:50.896 --> 35:52.771
‫ولی من بازم دوستش داشتم.

35:53.812 --> 35:58.021
‫فکر می‌کنی الیو تمام نقاشی‌های جعلیش رو اینجوری امضا کرده؟

35:58.104 --> 36:01.604
‫فکر کنم، ولی مطمئن نیستم.

36:03.396 --> 36:05.854
‫چرا؟ مهمه؟

36:07.687 --> 36:08.937
‫خیلی.

36:10.312 --> 36:12.729
‫خب؟ چی رو باید ببینم؟

36:12.812 --> 36:15.062
‫- جواب مسئله‌ات.
‫- نمی‌بینمش!

36:15.146 --> 36:18.021
‫- جلوی چشمته. قسم می‌خورم.
‫- داره میره روی مخم.

36:18.104 --> 36:20.271
‫نه، لطفاً روی مخت نره.

36:20.354 --> 36:22.437
‫ولی اگه می‌خوای همه‌چیز رو بهت بگم،

36:23.146 --> 36:25.562
‫باید به شرفت قسم بخوری

36:26.062 --> 36:28.396
‫که وکالت گراتزیا رو قبول می‌کنی.

36:28.479 --> 36:31.271
‫- می‌دونستم نقشه ریختی.
‫- هرکس با قوانین خودش بازی می‌کنه.

36:31.354 --> 36:33.562
‫تو همونی نبودی که گفتی من هوش کاریم رو از دست دادم؟

36:33.646 --> 36:34.646
‫دروغ گفتم.

36:34.979 --> 36:36.812
‫هیچوقت نمی‌تونستم وکیلی بهتر از تو پیدا کنم.

36:36.896 --> 36:39.354
‫نمی‌تونستی کسی رو پیدا کنی
‫که بتونی مثل من براش رئیس بازی دربیاری.

36:39.437 --> 36:40.562
‫باشه، هرچی تو بگی.

36:40.646 --> 36:42.896
‫پس وکیل گراتزیا میشی، یا بریم خونه؟

36:44.562 --> 36:45.646
‫بذار این رو مشخص کنیم.

36:45.729 --> 36:49.521
‫حاضری یه آدم بی‌گناه توی زندان بمونه
‫فقط برای اینکه لج من رو دربیاری؟

36:49.604 --> 36:53.854
‫روحت هم خبر نداره
‫چه کارهایی حاضرم برای کمک به اون انجام بدم.

36:59.896 --> 37:01.521
‫کاستل بی‌گناهه، مگه نه؟

37:03.687 --> 37:04.687
‫فکر کنم.

37:08.354 --> 37:10.937
‫خیلی‌خب، تو بُردی. به شرافتم قسم می‌خورم.

37:11.021 --> 37:12.021
‫- قول میدی؟
‫- قول میدم.

37:12.104 --> 37:13.229
‫- قول میدی!
‫- قول میدم!

37:17.646 --> 37:18.646
‫باشه پس.

37:19.312 --> 37:20.354
‫اینجا رو ببین.

37:21.687 --> 37:26.146
‫یه اِچ هست، یه ای و یه اِل،
‫که یعنی...

37:26.229 --> 37:27.521
‫- هلیوس.
‫- هلیوس.

37:27.604 --> 37:29.646
‫امضای الیو استورتی‌ـه.

37:32.229 --> 37:35.021
‫پس الیو نقاشی‌های کاستل رو امضا کرده؟

37:35.104 --> 37:37.104
‫نه، انریکو. اون نقاشی‌شون کرده.

37:37.604 --> 37:39.812
‫- اون یه جاعل بوده.
‫- چرت و پرته.

37:39.896 --> 37:42.562
‫کاستل دیگه نمی‌تونه نقاشی کنه.

37:43.187 --> 37:45.146
‫ندیدی دستاش می‌لرزید؟

37:45.896 --> 37:48.396
‫الیو استورتی براش نقاشی می‌کرد.

37:50.146 --> 37:54.104
‫پس داری میگی کاستل الیو رو آورد توی خونه‌اش

37:54.187 --> 37:56.979
‫که این نقاشی رو براش بکشه و بعد عاشقش شده؟

37:57.062 --> 37:58.979
‫عاشقش نشده.

38:00.354 --> 38:02.937
‫باید باهم زندگی کردن‌شون رو توجیح می‌کرد،

38:03.021 --> 38:06.937
‫برای همین با شایعات پیش رفت.

38:07.937 --> 38:10.687
‫طبق محاسبه من، بعد از ظهر ۱۰ آوریل،

38:10.771 --> 38:13.187
‫الیو اینجا بوده و داشته جنگ سن مارتینو رو می‌کشیده.

38:14.104 --> 38:16.187
‫یکی از پشت پنجره دیدتش.

38:17.646 --> 38:20.396
‫دیدنش و فکر کردن کاستلـه.

38:20.896 --> 38:22.271
‫برای همین کُشتنش.

38:22.896 --> 38:25.729
‫روش اون‌طرف بوده. تاریک بوده.

38:26.437 --> 38:27.521
‫وقتی کاستل برگشته،

38:27.604 --> 38:30.729
‫جسد الیو استورتی با قلم موهاش توی دستش هنوز اینجا بوده

38:30.812 --> 38:34.312
‫وحشت کرده و فکر کرده اگه با کارابینیری تماس بگیره،

38:34.396 --> 38:37.229
‫همه می‌فهمن که الیو براش نقاشی می‌کشه.

38:37.937 --> 38:40.521
‫- برای همین تصمیم گرفته از شر جسد خلاص بشه.
‫- با عقل جور درمیاد.

38:42.437 --> 38:45.854
‫البته، اگه نگفته بود الیو معشوقـشه،

38:45.937 --> 38:50.271
‫ثابت کردن بی‌گناهیش یکم آسون‌تر می‌شد.

38:52.437 --> 38:54.271
‫ولی خوشبختانه، من... ؟

38:56.187 --> 38:57.396
‫تو یه نابفه‌ای، آره.

38:57.479 --> 38:58.937
‫یه نابغه!

38:59.437 --> 39:01.937
‫ازم پرسیدن چرا الیو استورتی توی خونه‌ام بود.

39:02.604 --> 39:04.479
‫باید یه توضیح منطقی پیدا می‌کردم.

39:04.562 --> 39:07.937
‫فکر کنم باید به دادستان خبر بدیم چی شده

39:08.021 --> 39:11.354
‫چون کسی که شلیک کرده می‌خواسته تو رو بُکشه، کاستل.

39:11.437 --> 39:14.396
‫بهتره کارابینیری با الیزابتا فری صحبت کنن.

39:16.729 --> 39:19.854
‫من نمیگم کار اون بوده، ولی انگیزه داشته.

39:20.354 --> 39:22.854
‫تو خودت گفتی، در روز قتل، اون...

39:22.937 --> 39:24.521
‫متوجه نیستی، خانم.

39:25.771 --> 39:28.646
‫منظورم این بود که امروز پیش دادستان اعتراف می‌کنم

39:28.729 --> 39:30.896
‫که من الیو استورتی رو از روی حسادت کُشتم.

39:30.979 --> 39:33.062
‫این کاملاً نامعقوله.

39:33.146 --> 39:36.646
‫آقای کاستل، متوجه عواقب این...

39:36.729 --> 39:38.021
‫من یه هنرمندم، آقا.

39:39.187 --> 39:40.937
‫نقاشی زندگی من بوده.

39:41.437 --> 39:44.896
‫وقتی مریض شدم، به خودکشی فکر می‌کردم.

39:45.812 --> 39:47.604
‫الیو آخرین امیدم بود.

39:47.687 --> 39:49.937
‫با راهنماییِ من، می‌تونست به جای من خلق کنه.

39:53.562 --> 39:56.271
‫هنرمندها هر گناهی رو می‌بخشن،

39:57.312 --> 39:58.854
‫جز دزدی هنری.

39:59.437 --> 40:01.812
‫نمی‌خوام به عنوان یه شیاد توی تاریخ به یاد آورده بشم.

40:02.937 --> 40:06.729
‫می‌دونم به معاون زاناردلی قول دادید،

40:06.812 --> 40:08.771
‫ولی نگران نباشید.

40:10.312 --> 40:13.437
‫به محض اینکه بفهمه
‫من خودم رو به عنوان یه همجنسگرا معرفی کردم،

40:13.521 --> 40:16.354
‫خودش رو از هر چیزی که به من مربوط باشه فاصله میده.

40:20.437 --> 40:21.437
‫باشه.

40:22.771 --> 40:26.354
‫به الیزابتا بگو متاسفم که باعث شدم اینقدر زجر بکشه.

40:30.104 --> 40:31.729
‫اصلاً به ذهنم نرسید.

40:37.062 --> 40:41.229
‫خواننده‌ی ثابت ممکنه تعجب کنه که ببینه

40:41.312 --> 40:43.604
‫روزنامه‌ی ما همچین اهمیتی

40:43.687 --> 40:46.104
‫به یه موضوع به ظاهر خصوصی میده،

40:46.604 --> 40:49.979
‫ولی باور ما اینه که موضوعات خصوصی،

40:50.062 --> 40:51.562
‫به شکل گسترده‌ای، عمومی هستن.

40:51.646 --> 40:53.187
‫- خانم؟
‫- بله؟

40:53.687 --> 40:55.354
‫این برای شما اومده.

40:55.437 --> 40:56.437
‫ممنون.

40:57.312 --> 41:03.354
‫این در موارد موضوع قدرت، تسلط یا سواستفاده صدق می‌کنه.

41:03.437 --> 41:08.854
‫ولی بیشتر هم حقیقت داره وقتی که یه زن، و عمداً تکرار می‌کنم یک زن،

41:09.979 --> 41:13.146
‫که صرفاً مشکک به استفاده از خشونت شده

41:13.646 --> 41:19.729
‫توسط مطبوعات وظیفه نشناس
‫مورد قضاوت وحشیانه خوانندگان قرار بگیره.

41:21.646 --> 41:25.479
‫قضاوتی که بیشتر شبیه به
‫دار زدن وحشیانه‌ی یه قربانیه

41:25.562 --> 41:27.979
‫تا یه میلِ متمدنانه برای عدالت.

41:28.479 --> 41:30.396
‫از امروز به بعد،

41:30.937 --> 41:33.604
‫روزنامه‌ی ما صداش رو بلند می‌کنه،

41:33.687 --> 41:37.479
‫با مصاحبه با دکتر تولیو موناری شروع می‌کنیم،

41:37.562 --> 41:42.521
‫دکتری که اولین‌بار متوجه نشانه‌های خشونت وحشیانه‌ای شد

41:42.604 --> 41:47.146
‫که این به اصطلاح قهرمان جنگی طی سالیان

41:47.229 --> 41:48.312
‫به همسرش، گراتزیا وارد کرده.

41:48.396 --> 41:50.479
‫به‌علاوه، از الان،

41:50.562 --> 41:57.104
‫من شخصاً پیشرفت محاکمه رو قدم به قدم دنبال می‌کنم

41:57.187 --> 42:01.104
‫تا وقتی که عدالت اجرا بشه.

42:05.000 --> 42:12.000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

42:16.104 --> 42:17.604
‫قول دادم، نه؟

42:21.271 --> 42:24.854
‫خب شامپاین داریم...

42:26.854 --> 42:28.104
‫دو تا گیلاس،

42:29.187 --> 42:32.021
‫چندتا شمع، ولی از همه مهمتر...

42:36.604 --> 42:37.604
‫کیک تورته زاخر.

42:43.062 --> 42:45.771
‫خب، شاید وین نباشه،

42:45.854 --> 42:48.146
‫ولی تا آخر محاکمه اجاره‌اش کردم.

42:48.854 --> 42:51.062
‫اگه نمی‌تونیم شفاف درموردش بحث کنیم،

42:51.146 --> 42:55.354
‫حداقل می‌تونیم بدون ریسک اینجا بمونیم...

42:55.437 --> 42:57.271
‫خیلی کارت خوب بوده.

43:18.937 --> 43:20.021
‫سلام.

43:21.187 --> 43:22.187
‫دیدی؟

43:23.562 --> 43:25.229
‫آقای پوئت.

43:25.896 --> 43:27.396
‫خوشحالم دوباره می‌بینمـتون.

43:27.896 --> 43:31.729
‫می‌شه گفت شرایط می‌تونست بهتر باشه.

43:33.271 --> 43:36.521
‫امروز صبح، دادستان تصمیم گرفت کیفرخواست رو صادر کنه،

43:37.021 --> 43:43.104
‫و ما باید تا چند روز دیگه جلوی هیئت منصفه قرار بگیریم.

43:44.062 --> 43:46.437
‫چقدر شانس برای یه رای مساعد داریم؟

43:47.812 --> 43:49.687
‫حقیقتاً، خیلی کم.

43:49.771 --> 43:53.021
‫ولی عناصر مهمی داریم که به نفعمونـه.

43:53.687 --> 43:58.812
‫کالبدشکافیِ شوهرت نشون داد
‫بافتِ پوششی زیر ناخن‌هاش بوده،

43:58.896 --> 44:01.354
‫که این ثابت می‌کنه بهت حمله کرده.

44:01.437 --> 44:04.896
‫بعد دکتر موناری رو داریم،
‫که درمورد خشونت قبلی شهادت میده

44:04.979 --> 44:08.854
‫و این فرصت رو بهمون میده که بگیم از خودت دفاع کردی.

44:08.937 --> 44:10.479
‫- حقیقت همینه.
‫- البته.

44:10.562 --> 44:14.646
‫متاسفانه، حقیقت توی محاکمه‌ای که هیئت منصفه داره،
‫ممکنه کافی نباشه.

44:15.479 --> 44:17.104
‫مهمه که این رو بدونی.

44:21.062 --> 44:22.104
‫باشه.

44:22.729 --> 44:23.729
‫ممنون.

44:25.271 --> 44:26.562
‫خیلی ممنون.

44:33.271 --> 44:35.687
‫تا کِی می‌خوای باهام حرف نزنی؟

44:36.229 --> 44:37.562
‫می‌خوای چی بگم؟

44:39.396 --> 44:41.104
‫که کار درست رو کردی.

44:42.312 --> 44:45.729
‫که قبلاً دنبال بهونه بودی.
‫زمینه برای انجام ندادنش.

44:45.812 --> 44:48.229
‫- درسته. دنبال بهونه بودم.
‫- خیلی‌خب.

44:48.312 --> 44:50.021
‫از خودت پرسیدی چرا؟

44:51.354 --> 44:56.062
‫چون روی سیاست متمرکز شدی
‫و فکر کردی این محاکمه می‌تونه بهت آسیب بزنه.

44:56.146 --> 44:57.396
‫نمی‌دونم، قسم می‌خورم.

44:58.187 --> 45:01.104
‫خیلی هم می‌دونی،
‫ولی خیلی مونده من رو بشناسی.

45:01.604 --> 45:04.604
‫- نمی‌خواستم بهت توهین کنم.
‫- توهین هم بکنی مهمه مگه، لیدیا؟

45:04.687 --> 45:08.271
‫موضوع اینه که، من این پرونده رو نمی‌خواستم
‫چون می‌ترسیدم ببازم. باشه؟

45:11.896 --> 45:13.312
‫گراتزیا دوست توئه.

45:14.021 --> 45:16.604
‫اگه نتونم تبرئه‌اش کنم، فکر می‌کنی تقصیر منه،

45:16.687 --> 45:18.521
‫و مسئولیتش من رو می‌ترسونه.

45:18.604 --> 45:19.979
‫- تقصیر ما می‌شه.
‫- گوش کن.

45:20.062 --> 45:21.521
‫بذار حرفم رو تموم کنم.

45:24.854 --> 45:27.229
‫اگه ببازیم تقصیر ما می‌شه.

45:30.979 --> 45:34.187
‫ولی این محاکمه رو برنده می‌شیم.
‫من رو ببین، لطفاً.

45:38.729 --> 45:40.521
‫من و تو باهم.

45:41.896 --> 45:43.396
‫برنده می‌شیم. باشه؟

46:02.187 --> 46:03.187
‫باشه.

46:03.729 --> 46:07.896
‫دیروز، رسماً منصوب شدم که نماینده دادستانی

46:07.979 --> 46:10.312
‫در محاکمه علیه گراتزیا فونتانا باشم.

46:11.187 --> 46:14.729
‫دادگاه توسط قاضی سرجیو داوانزاتی مدیریت می‌شه،

46:14.812 --> 46:18.771
‫در حالی که اسامی اعضای هیئت منصفه ثبت شده.

46:19.271 --> 46:24.562
‫چند روز دیگه نیاز دارم تا مدارک برای پرونده رو جمع کنم، ولی

46:25.354 --> 46:27.937
‫گفتم بیای اینجا که بهت اطلاع بدم

46:28.021 --> 46:31.187
‫که کیفرخواست برای قتل عمد

46:32.271 --> 46:33.854
‫همراه با نیت قبلی ثبت می‌شه.

46:33.937 --> 46:34.771
‫امکان نداره.

46:34.854 --> 46:39.229
‫ببخشید، ولی خانم فونتانا
‫نمی‌دونست که شوهرش میاد دنبالش بگرده.

46:39.312 --> 46:45.437
‫بله، می‌دونست. دو روز قبل از قتل،
‫گراتزیا فونتانا این تلگراف رو ارسال کرده.

46:49.021 --> 46:50.937
‫« مقصد: جنوا
‫مبدا: تورین »

46:51.021 --> 46:54.437
‫« ما تورین هستیم، خونه‌ی لیدیا پوئت.
‫منتظرتم، گراتزیا. »

46:55.271 --> 46:59.104
‫متاسفانه خانم فونتانا کل حقیقت رو بهتون نگفته.

46:59.500 --> 47:19.500
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
