WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:18.687 --> 00:21.854
‫[برگرفته از یه داستان حقیقی]

00:21.937 --> 00:27.271
‫قوانین فیزیک دست و پای انسان‌ها رو می‌بنده.

00:28.521 --> 00:33.604
‫اما امروز، شاهد یه معجزه خواهید بود!

00:33.687 --> 00:36.646
‫یه زن زیبا و فرازمینی،

00:36.729 --> 00:39.104
‫بر می‌خیزد و روی هوا می‌رقصد.

00:39.187 --> 00:43.396
‫چون طبیعت هدیه کمیابی رو بهش اعطا کرده.

00:43.479 --> 00:46.979
‫میراندا، ملکه باد،

00:47.062 --> 00:50.479
‫امشب ازت درخواست می‌کنیم پرواز کنی.

00:50.562 --> 00:52.646
‫هوپ!

00:52.729 --> 00:53.979
‫بر فراز همه ما!

00:54.979 --> 00:56.521
‫هوپ.

01:02.646 --> 01:03.646
‫هپ.

01:09.000 --> 01:16.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:21.104 --> 01:23.312
‫به پرید بگو که تارها رو ببره.

01:25.187 --> 01:27.104
‫تارها!

01:33.729 --> 01:36.687
‫خانم‌ها و آقایون، حالا توجه کنین.

01:36.771 --> 01:41.354
‫میراندا همین تازه بهم خبری محشر داد.

01:41.437 --> 01:44.479
‫فقط برای شما و فقط برای امشب،

01:44.562 --> 01:50.062
‫او برای اولین بار بدون تار پرواز خواهد کرد.

02:17.229 --> 02:18.562
‫هوپ!

03:16.479 --> 03:21.062
‫مردها معمولاً یه جوری راجع به زن‌ها
‫صحبت می‌کنن که انگار از پایه شکننده بودن.

03:21.937 --> 03:24.312
‫اون‌ها ظرفیتشون برای علوم، هوششون،

03:24.396 --> 03:28.312
‫ارتباط اجتماعیشون، سیاستشون،
‫قدرتشون رو نادیده می‌‌گیرن

03:28.396 --> 03:31.812
‫و ببخشید اما من نیستم که این رو میگه.

03:31.896 --> 03:35.312
‫اما خودشون متوجه این شدن، با قوانینشون.

03:36.812 --> 03:39.646
‫اما اگه واقعاً به حرفی
‫که میزنن باور داشتن،

03:39.729 --> 03:42.812
‫انقدر ما زن‌ها براشون تهدید‌آمیز
‫نبودیم دیگه، درسته؟

03:43.937 --> 03:47.521
‫اگه واقعاً شکننده و بی‌کفایت بودیم،

03:47.604 --> 03:51.062
‫پس نیازی نمی‌بود که دائماً ما رو
‫تحت حفاظت اجباری نگه دارن.

03:52.062 --> 03:55.146
‫- بله؟
‫- دکتر پوئت، لطفاً بهم اجازه بدین.

03:55.229 --> 03:57.729
‫- حرفی که می‌زنین فوق‌العاده‌ست.
‫- اما؟

03:57.812 --> 04:01.979
‫اما البته به نظرم این مثالتون میگه

04:02.062 --> 04:06.229
‫برای این که یه زن بتونه روی آزادی‌خواهیش
‫به طور مداوم کار کنه،

04:06.312 --> 04:10.354
‫نیاز به... به حفاظ یه مرد داره،

04:10.437 --> 04:12.437
‫همون‌طور که شما
‫به برادرتون نیاز دارین وکیل پوئت.

04:14.396 --> 04:17.271
‫من بابت تمام کار‌هایی
‫که برادرم برام انجام داده،

04:17.354 --> 04:19.396
‫ازش سپاسگزارم.

04:19.479 --> 04:21.271
‫اما حقیقت چیز دیگه‌ایه.

04:21.896 --> 04:26.021
‫این که من این‌جا با همه شما
‫توی این اتاقم

04:26.104 --> 04:31.229
‫و یه قانونی که من نوشتم توی پارلمان
‫داره راجع بهش بحث و رای‌گیری میشه،

04:31.312 --> 04:33.562
‫بیشتر به لطف یک زنه.

04:37.271 --> 04:40.187
‫وقتی باهاش آشنا شدم،
‫داشت توی یه کارخونه تنباکو کار می‌کرد.

04:40.812 --> 04:43.687
‫و من تازه از خونه پدرم فرار کرده بودم.

04:43.771 --> 04:46.687
‫من تنها و کاملاً ناآماده برای زندگی بودم.

04:46.771 --> 04:49.646
‫حتی پول غذا هم نداشتم.

04:49.729 --> 04:51.812
‫و اولین دفعه‌ای که باهام
‫صحبت کرد، گفت:

04:51.896 --> 04:54.479
‫«تا حالا تو زندگیت یه روز هم
‫کار نکردی، مگه نه؟»

04:55.396 --> 04:57.729
‫بهم پیشنهاد خونه‌ای برای موندن داد

04:57.812 --> 05:00.979
‫و حتی توی شهریه دانشگاهم هم بهم کمک کرد،

05:01.062 --> 05:04.062
‫بدون این که چیزی جز این که یه دوست
‫کنارش باشه بخواد.

05:04.146 --> 05:05.312
‫ببخشید قربان.

05:05.396 --> 05:07.854
‫بهتون نگفتن ارابه‌هایی که فانوس نفتی دارن،

05:07.937 --> 05:09.771
‫به طور موقت ممنوع شدن؟

05:09.854 --> 05:10.854
‫می‌بینین؟ اون‌جا رو ببینین.

05:10.937 --> 05:12.896
‫توی نبش ویا پو یه تصادف پیش اومد.

05:12.979 --> 05:15.146
‫اگه ارابه شما رو می‌گرفتن،
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستم خودم رو ببخشم.

05:15.229 --> 05:18.271
‫- متشکرم. خیلی ممنونم!
‫- بانو! بانو! بانو!

05:19.021 --> 05:19.896
‫خب...

05:20.687 --> 05:23.729
‫شاید حقیقت داشته باشه
‫که هنوز زمانش نرسیده

05:24.437 --> 05:27.771
‫که یه زن به تنهایی
‫و بدون مردهایی که قدرت تغییر رو

05:27.854 --> 05:30.854
‫در دستشون دارن، کاری کنه.

05:32.896 --> 05:36.104
‫ولی فقط به زنی که کنارتون
‫نشسته نگاه کنین

05:37.062 --> 05:39.729
‫و بهش توی همون نبرد ملحق بشین

05:40.271 --> 05:44.229
‫که صدای یه نفر تبدیل
‫به صدای همه‌مون بشه.

05:44.854 --> 05:46.896
‫و مهم‌تر از همه،
‫که صدامون به گوش کسایی

05:46.979 --> 05:48.604
‫که نمی‌خوان گوش کنن برسه.

05:49.146 --> 05:53.104
‫پس...

06:19.896 --> 06:22.812
‫خب... خیلی وقته که منتظری؟

06:22.896 --> 06:24.021
‫فقط نه ساله.

06:26.979 --> 06:27.812
‫تو...

06:27.896 --> 06:29.396
‫- یکم پیرتر شدم؟
‫- زیبا شدی.

06:33.812 --> 06:35.604
‫دلم برات تنگ شده بود.

06:35.687 --> 06:36.812
‫من هم همین‌طور.

06:39.896 --> 06:43.104
‫می‌تونیم جدی صحبت کنیم؟
‫کی من رو معرفی می‌کنی؟

06:44.687 --> 06:47.104
‫- کی؟
‫- پنهون کاری نکن. دادستان رو میگم.

06:47.187 --> 06:48.354
‫هیس.

06:48.437 --> 06:50.687
‫- رسمی نشده.
‫- نشده؟

06:50.771 --> 06:52.146
‫نه، نمی‌تونیم راجع بهش صحبت کنیم.

06:52.229 --> 06:54.604
‫- همون‌جا وایسا!
‫- می‌دونه که قراره قلبش رو بشکونی؟

06:54.687 --> 06:55.771
‫در واقع خیلی ازش خوشم میاد.

06:55.854 --> 06:57.771
‫- مامانی؟
‫- بس کن! کارابینیری!

06:57.854 --> 06:59.271
‫ممنون میلا، این‌ها معرکه‌ن.

06:59.354 --> 07:00.812
‫مراقب باش لیدیا!

07:00.896 --> 07:02.271
‫خوک کثیف! من رو ول کن!

07:06.229 --> 07:07.812
‫نه، وایسا. برگرد!

07:10.354 --> 07:12.437
‫متوجه میشین این سوءاستفاده از قدرته؟

07:12.521 --> 07:14.229
‫کنار وایسین خانم.
‫این زن یه دختر رو کشت.

07:14.312 --> 07:17.604
‫- این دلیل نمیشه صورتش رو به زمین بکوبین.
‫- من کاری نکردم.

07:17.687 --> 07:18.729
‫تکون بخور!

07:19.396 --> 07:20.479
‫راه برو.

07:26.812 --> 07:30.021
‫درخواست برای انریکو پوئت بکن.
‫اون یه وکیله.

07:30.104 --> 07:33.354
‫- درسته. حالا وکیل هم می‌خواد.
‫- انریکو پوئت. اون توی پارلمانه!

07:35.479 --> 07:38.062
‫- لیدیا، لباست پاره شده.
‫- این کمترین نگرانیمه.

07:38.146 --> 07:40.021
‫نه، خیلی بد پاره شده.

07:40.104 --> 07:42.604
‫وای، کیر توش. اوه...

07:42.687 --> 07:45.812
‫ببخشید عزیزم. تو هیچ‌وقت
‫نباید از این کلمات استفاده کنی. هیچ‌وقت.

07:48.687 --> 07:51.187
‫حالا بیا، این‌جا چیزی برای دیدن نیست.
‫تکون بخورین.

07:51.271 --> 07:53.104
‫- خونم رو به جوش میارن.
‫- می‌دونم.

07:53.187 --> 07:55.021
‫می‌دونی چند بار مردم رو

07:55.104 --> 07:56.687
‫بدون داشتن کوچک‌ترین مدرکی
‫دستگیر می‌کنن؟

07:56.771 --> 07:57.812
‫بیا، تموم شد.

07:58.604 --> 08:00.229
‫- ممنون.
‫- عالی شد.

08:00.979 --> 08:02.562
‫پس تو امشب باهامون می‌مونی.

08:02.646 --> 08:05.354
‫نه، وسایلمون تو مهمون‌خونه‌ست.
‫امکان نداره بتونیم بمونیم.

08:05.437 --> 08:08.146
‫یه چیزی بهت قرض میدم.
‫ما یه خونه با 16 اتاق در دسترس داریم.

08:08.229 --> 08:09.187
‫بیا ازشون استفاده کنیم.

08:09.271 --> 08:11.687
‫- اول نباید به انریکو خبر بدیم؟
‫- نه.

08:11.771 --> 08:13.312
‫از این بابت مطمئنی؟

08:13.396 --> 08:15.437
‫فردا با ترسا بر می‌گرده.

08:16.354 --> 08:19.312
‫- و هنوز به سلامتی ننوشیدیم.
‫- من هم می‌تونم بنوشم؟

08:19.396 --> 08:22.104
‫عه... میلا، شاید ده سال دیگه.

08:22.187 --> 08:24.354
‫چرا به دور و اطراف خونه
‫یه نگاهی نمیندازی؟

08:24.437 --> 08:26.771
‫می‌تونی ببینی محل زندگی
‫این رای‌دهندگان چه طوریه.

08:26.854 --> 08:28.646
‫وکیل‌ها حوصله‌سربرن.

08:28.729 --> 08:30.604
‫- خب...
‫- آره، حقیقته.

08:30.687 --> 08:34.354
‫اما دخترهاشون رو به یاد دارم.
‫همه‌شون برای بازی عروسک دارن.

08:34.437 --> 08:36.771
‫و اگه به انتخاب برادرزاده‌م بری،
‫اون‌ها هنوز اون‌جان.

08:36.854 --> 08:39.396
‫الان توی پاریس زندگی می‌کنه
‫پس بهش نمیگیم که تو پیداشون کردی.

08:39.479 --> 08:41.062
‫انتهای راهروی طولانیه.

08:47.729 --> 08:49.771
‫به سلامتی خودمون، دوست من.

08:53.854 --> 08:56.104
‫نیاز دارم یه اعترافی کنم.

08:58.354 --> 09:00.854
‫درواقع برای یه دلیلی به دیدنت اومدم.

09:04.021 --> 09:06.312
‫متاسفانه نیاز به یه وام دارم.

09:10.937 --> 09:12.104
‫باشه.

09:12.187 --> 09:15.104
‫نه، مقدار پول زیادیه.

09:15.187 --> 09:18.062
‫بدهی‌هایی درست کردم
‫که همسرم چیزی راجع بهشون نمی‌دونه و...

09:18.146 --> 09:19.146
‫چه قدر؟

09:21.479 --> 09:23.896
‫2 هزار لیر.

09:23.979 --> 09:25.937
‫می‌دونم. همه‌ش رو پس میدم، خاطرت جمع باشه.

09:26.021 --> 09:28.979
‫مشکل این نیست گرزیا.
‫من این پول رو ندارم.

09:30.604 --> 09:31.729
‫ندارمش.

09:34.771 --> 09:37.271
‫- انریکو نمی‌تونه بهمون کمک کنه؟
‫- انریکو...

09:39.562 --> 09:41.437
‫می‌تونم سعی کنم باهاش حرف بزنم اما...

09:46.979 --> 09:49.021
‫یه کاریش می‌کنیم.

09:49.104 --> 09:50.229
‫نگران نباش.

09:52.146 --> 09:55.229
‫بهم بگو، تو چه طور...
‫تو چه طور اصلاً...

09:55.312 --> 09:57.021
‫می‌تونم با این بازی کنم؟

09:57.104 --> 09:58.146
‫اوه، البته.

09:58.896 --> 10:01.437
‫اما اول باید با من بیای.

10:01.521 --> 10:03.146
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

10:04.354 --> 10:09.146
‫چون می‌فهمی که مادرت...
‫یه رقاص محشره.

10:09.229 --> 10:10.312
‫نه.

10:10.396 --> 10:12.521
‫- و حالا بهت نشون میدیم.
‫- نه.

10:12.604 --> 10:13.604
‫اوه، آره.

10:13.687 --> 10:16.187
‫- و نمی‌تونی درخواستمون رو رد کنی.
‫- نه لیدیا، لطفاً.

10:16.271 --> 10:18.729
‫وای خدا...

10:18.812 --> 10:22.312
‫خیلی خب. این طوری.
‫یه دست این‌جا و اون یکی دست این‌جا.

10:22.396 --> 10:26.562
‫و بچرخون، بچرخون، بچرخون،
‫سریع‌تر، سریع‌تر، سریع‌تر و سریع‌تر...

10:26.646 --> 10:27.771
‫خیلی خب.

10:27.854 --> 10:30.146
‫من هدایت می‌کنم اگه اجازه بدی.

10:41.396 --> 10:43.729
‫- وای خدا، چه باوقاری.
‫- نه، من...

10:43.812 --> 10:45.312
‫تماشاییه!

10:45.396 --> 10:47.771
‫وای نه، نه، نه! نمی‌تونم!

10:50.812 --> 10:55.062
‫وایسا، وایسا! دا...
‫فکر کنم دوباره دامنم پاره شد!

10:56.896 --> 10:59.729
‫- وای.
‫- برای امروز کافیه.

10:59.812 --> 11:02.062
‫- نه. میلا، ادامه بدیم؟
‫- نه، من دیگه تمومم.

11:02.146 --> 11:03.604
‫- آره! اون گفت آره!
‫- وای خدا!

11:03.687 --> 11:07.062
‫اون گفت آره. سریع‌تر، سریع‌تر!

11:07.146 --> 11:08.312
‫کمک!

11:17.604 --> 11:18.562
‫انریکو.

11:19.729 --> 11:22.771
‫ترسا. مگه قرار نبود فردا برگردی؟

11:23.396 --> 11:26.229
‫می‌تونم بپرسم چرا با لباس زیری لیدیا؟

11:26.312 --> 11:28.312
‫اوه، خب...

11:28.896 --> 11:30.271
‫منظورمون رو اشتباه برداشت نکن لیدیا.

11:30.354 --> 11:33.104
‫خیلی خوشحالیم که دوباره
‫این دوستت رو پیدا کردی.

11:33.187 --> 11:37.062
‫اما از اون جایی که داره تو خونه ما
‫می‌خوابه، فقط دوست داریم بدونیم کیه.

11:37.854 --> 11:39.229
‫انریکو الان توی پارلمانه

11:39.312 --> 11:41.771
‫و نمی‌تونیم بذاریم آدم‌های غریبه
‫تو خونه بیان.

11:41.854 --> 11:44.104
‫درواقع، انریکو به خوبی می‌دونه
‫که اون کیه.

11:44.187 --> 11:46.687
‫- وانمود می‌کنه یادش نمیاد.
‫- تو کل زندگیم ندیدمش.

11:46.771 --> 11:49.604
‫اگه به خاطر اون نبود، هیچ‌وقت
‫دانشگاه رو تموم نمی‌کردم. تو می‌دونی.

11:49.687 --> 11:51.687
‫پس بهش بدهکاری؟

12:01.896 --> 12:03.812
‫نه.

12:07.771 --> 12:11.312
‫به هرحال انریکو، نیاز دارم
‫حقوق‌های بعدیم رو زودتر بگیرم.

12:12.521 --> 12:13.354
‫خیلی خب.

12:14.104 --> 12:16.146
‫حدود 2 هزار لیر.

12:17.771 --> 12:20.604
‫لیدیا، می‌دونی خرج خونه چه قدره؟

12:21.604 --> 12:23.312
‫شاید ندونی چون کمکی توشون نمی‌کنی.

12:23.396 --> 12:26.479
‫حرف انریکو اینه که وکیل بودن
‫هزینه زیادی داره

12:26.562 --> 12:28.896
‫و قطعاً خواسته اون نبوده.

12:32.146 --> 12:34.271
‫حداقل می‌تونم بپرسم
‫که برای چی بهش نیاز داری؟

12:37.437 --> 12:39.354
‫پس یعنی... نه.

12:39.437 --> 12:42.021
‫- فقط یه سوال ساده پرسیدم.
‫- من هم یه جواب دادم.

12:42.104 --> 12:44.437
‫فکر نکن من تو هزینه‌های
‫این خونه کمکی نمی‌کنم.

12:44.521 --> 12:46.687
‫دفعه بعدی که نیاز داشتی
‫یه بیانیه نهایی مرور باشه،

12:46.771 --> 12:48.021
‫بهتره از یکی دیگه بخوای.

12:48.104 --> 12:49.562
‫- صبح به خیر.
‫- صبح به خیر.

12:49.646 --> 12:50.896
‫صبح به خیر.

12:51.521 --> 12:53.729
‫میلا، عزیزم.

12:53.812 --> 12:55.854
‫اون عروسک خیلی شکننده‌ست.

12:55.937 --> 12:57.646
‫- اوه، ببخشید، این...
‫- نگران نباش.

12:57.729 --> 13:01.104
‫- اگه بدیش به من، میذارمش سر جاش.
‫- لطفاً بشینین.

13:01.187 --> 13:02.104
‫ممنون.

13:02.187 --> 13:04.396
‫از خودتون پذیرایی کنین.
‫از همه‌چیز مقداری هست.

13:04.479 --> 13:06.562
‫چای با شیر، کروسان، شکلات داغ.

13:08.396 --> 13:09.812
‫نه، نه، نه، لطفاً.

13:09.896 --> 13:11.729
‫اجازه بده البرتینا. ببخشید.

13:11.812 --> 13:13.187
‫چیزی نیست.

13:19.771 --> 13:21.271
‫- خوب خوابیدی؟
‫- آره.

13:22.937 --> 13:26.437
‫- تو... باهاش حرف زدی؟
‫- آره.

13:26.979 --> 13:30.187
‫یکم زمان پیچیده‌ایه.

13:30.271 --> 13:33.146
‫شاید اگه بتونی چند روز صبر کنی...

13:35.521 --> 13:37.104
‫نمی‌تونی؟ در توانت نیست؟

13:37.187 --> 13:40.396
‫نه، به همسرم گفتم امروز بر می‌گردیم،
‫پس خیلی مهمه که ما...

13:40.479 --> 13:42.187
‫نمی‌تونی براش نامه بنویسی؟

13:42.271 --> 13:44.104
‫بهش بگی یکم بیشتر می‌مونیم.

13:44.812 --> 13:46.604
‫که بتونیم یکم با همدیگه وقت بگذرونیم.

13:48.396 --> 13:49.479
‫نمی‌تونم لیدیا.

13:49.562 --> 13:53.271
‫لیدیا!

13:53.937 --> 13:57.396
‫- بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم. جایی نرو.
‫- اوهوم. نه.

14:14.187 --> 14:17.937
‫لیدیا، این آقایون مهربون
‫کارت کاری من رو داشتن.

14:18.021 --> 14:19.562
‫برداشتم اینه که کار توـه؟

14:19.646 --> 14:20.646
‫اوهوم.

14:20.729 --> 14:23.146
‫- من پریدم از سیرک لافورت.
‫- سلام.

14:23.229 --> 14:26.312
‫دیروز یکی از هنرمندهای ما
‫دستگیر شد و کتکش زدن.

14:26.396 --> 14:28.646
‫- اسمش لورنا گوری‌ـه.
‫- البته.

14:28.729 --> 14:32.354
‫اما لطفاً راحت باشین.
‫برادرم خیلی خوشحال میشه بهتون کمک کنه.

14:34.521 --> 14:39.312
‫یکشنبه قبلی، اوایل صبح،
‫میراندا لافورت یه بندبازی بدون تار ایمنی

14:39.396 --> 14:43.729
‫اجرا کرد و از ارتفاع نه متری افتاد.

14:43.812 --> 14:45.937
‫اولش به نظر یه تصادف میومد

14:46.021 --> 14:48.812
‫اما بعد پزشکی قانونی فهمید
‫که روی ران قربانی،

14:48.896 --> 14:51.354
‫اثرات تزریق مداوم بوده.

14:51.437 --> 14:53.812
‫و مشخص شد که موکل شما

14:53.896 --> 14:56.146
‫به طور منظم به قربانی
‫ضد درد تزریق می‌کرد.

14:56.229 --> 14:58.146
‫بیاین تو.

14:58.937 --> 15:01.646
‫صبح به خیر عالی‌جناب.
‫بابت تاخیرم عذر می‌خوام.

15:02.771 --> 15:04.979
‫تایپوگرافی تورین واقعاً رمزآلوده.

15:05.062 --> 15:07.396
‫با دادستان سلطنتی جدید ملاقات داشتین؟

15:07.479 --> 15:11.104
‫- جیووانی کنتامسا، مفتخرم.
‫- وکیل مدافع انریکو پوئت. باعث افتخار منه.

15:12.896 --> 15:16.687
‫و بهم بگین، حضور این بانوی زیبا رو
‫مدیون کی هستیم؟

15:17.687 --> 15:21.396
‫ایشون دکتر لیدیا پوئت هستن،

15:21.479 --> 15:25.396
‫دستیار من در مسائل حقوقی و خواهرم.

15:26.021 --> 15:28.562
‫شنیدین که جناب فورنئو
‫به عنوان دادستان عمومی

15:28.646 --> 15:30.437
‫دادگاه آسیزس انتخاب شد؟

15:30.521 --> 15:32.187
‫بله، قطعاً شنیدیم.

15:32.271 --> 15:34.604
‫به لطف جناب کنتامسا،
‫جاش خالی نمی‌مونه.

15:34.687 --> 15:35.521
‫اوه.

15:35.604 --> 15:37.396
‫توی این پرونده به خصوص
‫خیلی دقیق و موشکافانه واقع شد.

15:37.979 --> 15:39.812
‫وظیفه من بود عالی‌جناب.

15:39.896 --> 15:41.312
‫دادم واگن‌های سیرک رو بگردن

15:41.396 --> 15:44.187
‫و از شاهدین بازجویی
‫و بیانه کتبی‌شون رو جمع کنن.

15:44.271 --> 15:47.854
‫و همون‌طور که احتمالاً
‫قاضی از قبل بهتون گفته،

15:47.937 --> 15:51.187
‫سرنگ و ویالی که برای تزریق
‫استفاده شد رو پیدا کردم.

15:51.271 --> 15:54.604
‫و دادم محتوای ویال رو تجزیه و تحلیل کنن

15:54.687 --> 15:57.437
‫و همون‌طور که از گزارش
‫می‌تونین ببینین،

15:58.104 --> 16:01.021
‫نتایج اومد و مشخص شد
‫که این ماده آرام‌بخش،

16:01.104 --> 16:03.104
‫قابلیت بی‌هوش کردن اسب رو داره.

16:03.187 --> 16:06.521
‫چرا احتمال اشتباه رو خط زدین؟

16:08.229 --> 16:10.312
‫درست سوال رو درک نمی‌کنم مشاور.

16:11.562 --> 16:14.854
‫برامون سوال شده که چرا فوراً

16:14.937 --> 16:19.812
‫به یه قتل از قبل برنامه‌ریزی شده
‫فکر کردین و نه این که تصادفی بوده.

16:19.896 --> 16:23.021
‫اه، البته، یه اشتباه همیشه
‫جز احتمالاته. حق با شماست.

16:23.104 --> 16:27.187
‫عجیبه اما این اشتباه
‫توسط خانم لورنا گوری پیش اومده

16:27.271 --> 16:29.729
‫که همسر آقای روبینو گوری هستن

16:29.812 --> 16:32.437
‫که این شخص این‌جاست
‫و همون‌طور که می‌تونین ببینین،

16:32.521 --> 16:37.396
‫توی تمام تبلیغات سیرک همراه مقتوله.

16:37.479 --> 16:40.604
‫و واضحه که... در حالت‌های شهوت‌انگیز بودن.

16:40.687 --> 16:44.604
‫پس به نظرتون انگیزه... حسادته؟

16:46.146 --> 16:50.896
‫خب، همون‌طور که می‌دونیم مشاور،
‫مردم به دو دلیل مرتکب قتل میشن.

16:50.979 --> 16:54.271
‫اگه برای پول نیست، برای عشقه.

16:55.354 --> 16:57.937
‫میراندا وقتی شش سالش بود
‫جفت والدینش رو از دست داد

16:58.771 --> 17:00.271
‫مثل خواهر بود برام.

17:00.354 --> 17:03.937
‫همسر من بهش بندبازی رو یاد داد.
‫و بهم میگی که من حسودیم شد؟

17:04.021 --> 17:06.479
‫اوه، متاسفانه دادستان قانع شده

17:06.562 --> 17:09.437
‫که یه چیز جسمانی‌تری
‫بین همسرت و میراندا بود.

17:09.521 --> 17:11.146
‫و اون از کجا ممکنه بدونه؟

17:11.229 --> 17:13.771
‫اون اهل جنوبه.
‫اون‌ ور هرجا رو نگاه کنن حسادته.

17:13.854 --> 17:15.271
‫حالا، بدون این که بخوایم
‫نتیجه‌گیری کنیم...

17:15.354 --> 17:18.479
‫مشکل این‌جاست که تو از این سرنگ
‫و ویال خاص استفاده کردی.

17:18.562 --> 17:21.646
‫آره، قبل برنامه بهش تزریق کردم.
‫خب که چی؟

17:21.729 --> 17:24.562
‫اون از کمردرد رنج می‌برد.
‫می‌تونین از همسرم بپرسین.

17:24.646 --> 17:28.104
‫بهتون میگه که خود میراندا اصرار کرد.
‫می‌خواست هر طور که شده اجرا کنه.

17:28.187 --> 17:31.104
‫کاملاً مطمئنین داروی اشتباهی رو
‫استفاده نکردین؟

17:31.187 --> 17:32.479
‫چه طور ممکنه اشتباه کنم قربان؟

17:33.062 --> 17:35.979
‫این ویال یه برچسب قرمز داشت.
‫هر روز از همون استفاده می‌کردم.

17:36.854 --> 17:39.271
‫- مطمئنی این بهترینیه که دارین؟
‫- ببخشید، چه طور جرعت...

17:39.354 --> 17:43.437
‫آره، بهترینه. حرفی اینه که ممکنه
‫یه کسی که راجع به این تزریقات می‌دونسته،

17:43.521 --> 17:47.437
‫به سادگی می‌تونست مسکن رو
‫با آرام‌بخش قوی جابه‌جا کنه.

17:48.729 --> 17:50.937
‫یه کسی که می‌خواست
‫میراندا رو بکشه؟

17:51.479 --> 17:52.479
‫چرا؟

17:54.437 --> 17:56.646
‫نه مشاور.

17:56.729 --> 17:59.021
‫مسئله این‌جاست که از ما
‫بدشون میاد چون کولی‌ـم.

17:59.104 --> 18:01.271
‫دادستان خودش رو توی روزنامه خوب نشون داد.

18:01.354 --> 18:04.021
‫خب، صادقانه امیدوارم
‫که مسئله این نباشه.

18:04.104 --> 18:07.396
‫و اگه هم باشه، به زانو میوفتن
‫و ازتون عذرخواهی می‌کنن.

18:07.479 --> 18:08.896
‫قول میدم.

18:10.646 --> 18:13.687
‫فقط خودمون سه تاـیم و خانم ماریانا.

18:14.271 --> 18:16.104
‫متاسفانه خبری از برادرم نشنیدم.

18:16.187 --> 18:19.271
‫- از شنیدنش متاسفم خانم.
‫- خب، اهمیتی نداره.

18:20.687 --> 18:22.687
‫ببخشید عزیزم.

18:22.771 --> 18:25.854
‫درست نفهمیدم که برنامه دارین
‫چند وقت پیشمون بمونین.

18:25.937 --> 18:27.646
‫اوه، ما میریم...

18:27.729 --> 18:28.937
‫- ما میریم...
‫- اوه، عالیه.

18:29.021 --> 18:31.812
‫چون دخترم روز جمعه نیک میرسه
‫و به اتاق نیاز داره.

18:59.687 --> 19:01.562
‫بیا تو.

19:05.687 --> 19:06.937
‫خانم پوئت.

19:08.396 --> 19:10.229
‫از دیدنتون غافلگیر شدم.

19:10.771 --> 19:13.521
‫ببخشید، من دنبال دادستان عمومی

19:13.604 --> 19:15.312
‫دادگاه آسیزس می‌گشتم.

19:15.396 --> 19:18.646
‫پس باید دو هفته دیگه
‫که رسمی میشه برگردین

19:18.729 --> 19:21.646
‫چون من فقط این‌جام
‫تا قرارهای ملاقاتش رو هماهنگ کنم.

19:26.979 --> 19:28.771
‫داری یکم مضطرب میشی؟

19:29.479 --> 19:30.396
‫می‌تونست بدتر باشه.

19:31.271 --> 19:35.479
‫آره. در نهایت دلم برای
‫تحقیقات میدانی تنگ میشه.

19:36.479 --> 19:41.187
‫اما مشکل پوشیدن یه لباس خیلی مسخره‌ست.

19:41.271 --> 19:42.979
‫آره.

19:45.021 --> 19:47.146
‫اگه به اولین جلسه دادگاه
‫میومدم باعث خجالتت می‌شد؟

19:47.229 --> 19:48.479
‫نه.

19:48.562 --> 19:51.021
‫نه، یعنی... باعث خجالتم نیست.

19:51.896 --> 19:55.687
‫اما فکر می‌کنم که...
‫اگه نیای بهتره.

19:56.312 --> 20:01.354
‫برای این که هیچ... شایعه‌ای به پا نشه.

20:01.437 --> 20:02.479
‫همین.

20:03.021 --> 20:05.854
‫شاید بهتر باشه که کلید در رو بگیری پس.

20:06.562 --> 20:08.021
‫به فرمان شما.

20:15.271 --> 20:16.354
‫دوستت چه طوره؟

20:16.437 --> 20:19.687
‫چیزی که راجع بهش توی اون سخنرانی گفتی
‫باعث شد بخوام ببینمش.

20:19.771 --> 20:22.937
‫بهت معرفیش می‌کنم.
‫اون... اون باید چند روز دیگه بمونه.

20:23.021 --> 20:27.687
‫فقط تا وقتی بتونم چندتا...
‫از مشکلات مالیش رو حل کنم.

20:28.354 --> 20:30.146
‫- کاری از دست من بر میاد؟
‫- نه.

20:32.146 --> 20:33.146
‫نه.

20:36.687 --> 20:38.354
‫این دیروز رسید.

20:40.562 --> 20:43.271
‫دکتری که عملم کرد فرستادش.

20:43.354 --> 20:47.479
‫و خیلی نازکه پس مشخصه
‫که کتاب نیست.

20:48.271 --> 20:50.396
‫با خودم گفتم اگه کتاب
‫نیست پس یه نامه‌ست.

20:50.479 --> 20:52.729
‫- اما اگه دکتر برات نامه بفرسته...
‫- می‌خوای من بازش کنم؟

20:54.771 --> 20:57.062
‫لطفاً. آره.

21:17.604 --> 21:18.937
‫چی نوشته؟

21:21.187 --> 21:22.521
‫خیلی وخیمه؟

21:24.229 --> 21:25.062
‫لیدیا.

21:25.771 --> 21:28.104
‫تو توی تاریخ درمان قرار گرفتی.

21:28.771 --> 21:31.021
‫ببین.

21:34.687 --> 21:37.396
‫مغزم رو ببین، هوم؟

21:39.437 --> 21:42.896
‫«حقیقت اینه که علائم دیگه مشخص نیستن.»

21:46.271 --> 21:47.479
‫تو زنده‌ای.

21:48.062 --> 21:49.437
‫حالت خوبه.

21:50.021 --> 21:51.521
‫از نظر بعضی‌ها خوشتیپی.

21:56.187 --> 21:58.604
‫بدون تو هیچ‌وقت نمیذاشتم عملم کنن.

21:58.687 --> 21:59.937
‫هیچ‌وقت.

22:02.312 --> 22:04.354
‫تو خیلی رمانتیکی.

22:04.437 --> 22:05.604
‫ورثر جوان من.

22:09.396 --> 22:11.437
‫[بابت همه‌چیز ممنونم. نمی‌تونستم
‫منتظرت بمونم - گرزیا]

22:11.521 --> 22:12.854
‫گرزیا امروز صبح رفت.

22:12.937 --> 22:13.812
‫من خونه نبودم

22:13.896 --> 22:16.771
‫اما مطمئنم ترسا هر کاری از دستش
‫بر میومد انجام داد تا جلوش رو بگیره.

22:16.854 --> 22:18.229
‫منظورت چیه که رفت؟ چرا؟

22:18.312 --> 22:21.562
‫به هرحال، خوبه
‫چون یه بازدیدکننده دیگه داریم.

22:21.646 --> 22:24.396
‫- نه، نه، نه.
‫- نه، نه، یه بازدیدکننده خوب. خیالت جمع.

22:24.479 --> 22:26.771
‫یه غافلگیری خاص و محشر.

22:26.854 --> 22:30.354
‫یه کسی که... هیچ‌وقت خودش رو
‫توی رم نشون نمی‌داد

22:30.437 --> 22:33.229
‫اما تصمیم گرفت خونه به دیدنمون بیاد.

22:39.729 --> 22:40.812
‫یاکاپو.

22:40.896 --> 22:41.937
‫لیدیا.

22:43.771 --> 22:45.979
‫- خوش برگشتی.
‫- ممنون.

22:47.812 --> 22:49.854
‫تبریک میگم. هیچ‌وقت برام نامه ننوشتی.

22:49.937 --> 22:52.062
‫- اوه ولی برای روزنامه‌م می‌نویسم.
‫- اه.

22:52.146 --> 22:54.021
‫توی تورین، ایل مارتلو ندارین؟

22:54.104 --> 22:55.729
‫این‌جا اون رو نمی‌خونیم.

22:59.104 --> 23:01.104
‫تو کانسولو...

23:01.187 --> 23:03.729
‫کانسولو وگا دل کارمن‌ـی.
‫از آشنایی باهات خوش‌وقتم لیدیا.

23:03.812 --> 23:05.979
‫اوه، باعث افتخاره.

23:06.062 --> 23:07.687
‫توی سالن اپرا توی رم
‫با همدیگه آشنا شدیم.

23:07.771 --> 23:12.187
‫بین تماشاچی‌ها بودم و اون نتونست
‫در مقابل جاذبه‌م مقاومت کنه.

23:12.271 --> 23:13.479
‫جاذبه تو.

23:13.562 --> 23:14.812
‫- اون یکی، آره.
‫- حقیقت داره.

23:14.896 --> 23:17.812
‫این مرد خطرناک باعث شد
‫هر درکی از واقعیت رو از دست بدم.

23:19.229 --> 23:22.312
‫لا تراویاتا فردا تو رگیو
‫اجرا می‌کنه و اون ویولتا خواهد بود.

23:22.396 --> 23:24.354
‫برای همین ما بی‌خبر اومدیم.

23:24.437 --> 23:25.771
‫اصلاً مشکلی نداره.

23:26.521 --> 23:29.562
‫و کانسلو، جکاپو باید خودش رو
‫خیلی خوش شانس بدونه.

23:29.646 --> 23:30.687
‫می‌دونم.

23:33.187 --> 23:36.062
‫من رو ببخشین، تازه برگشتم و باید...

23:38.521 --> 23:40.521
‫برم به اتاقم. بعداً می‌بینمتون.

23:40.604 --> 23:42.271
‫امیدوارم برای شام بمونین.

23:42.354 --> 23:44.521
‫- اوه، آره!
‫- نه، نه، نه.

23:46.687 --> 23:49.437
‫اما حداقل می‌تونیم عید پاک رو
‫با همدیگه بگذرونیم، درسته؟

23:49.521 --> 23:51.937
‫ترسا، عید پاک خیلی وقت دیگه‌ست.
‫بعداً بهش فکر می‌کنیم.

24:15.479 --> 24:17.604
‫مرگش فوری بود.

24:17.687 --> 24:20.062
‫شکستگی استخوان ‌پس‌سری.

24:20.687 --> 24:22.604
‫البته همون‌طور که می‌تونین ببینین،

24:22.687 --> 24:25.479
‫این‌جا کبودی‌هایی وجود داره.

24:25.562 --> 24:27.812
‫اون‌ها از چندین تزریق میاد.

24:28.646 --> 24:33.229
‫می‌تونی بهمون بگی که قربانی
‫آرام‌بخش مصرف می‌کرد یا نه؟

24:33.312 --> 24:34.854
‫خب، گفتنش سخته

24:34.937 --> 24:37.729
‫اما سرنگی که پیدا کردیم
‫کمی ردش رو داشت.

24:37.812 --> 24:39.687
‫ببخشید. این چیه؟

24:40.479 --> 24:42.729
‫این یه زخم به شدت تازه‌ست.

24:42.812 --> 24:44.354
‫برای ده روز پیشه شاید.

24:44.437 --> 24:48.021
‫اما خیلی سطحیه.
‫نمی‌تونست باعث سقوط بشه.

24:52.562 --> 24:53.854
‫چی تو فکرته؟

24:54.437 --> 24:57.021
‫تا حالا وقتی بچه بودی یه پیمان خونی بستی؟

24:57.104 --> 24:58.479
‫نه.

24:58.562 --> 25:02.021
‫خب، قسم می‌خورین که تا ابد دوست
‫باشین و همیشه به همدیگه حقیقت رو بگین.

25:02.104 --> 25:04.979
‫- من دوست‌های عادی داشتم لیدیا.
‫- نه تو دوستی نداشتی انریکو.

25:05.062 --> 25:06.187
‫متاسفم.

25:06.979 --> 25:10.021
‫- گیورگیو دوست من بود.
‫- اون باغبون بود. 55 سالش بود.

25:10.104 --> 25:11.771
‫لازم نیست دوباره این بحث رو داشته باشیم.

25:28.146 --> 25:29.187
‫اسمت چیه؟

25:30.521 --> 25:31.896
‫سوسانا.

25:33.437 --> 25:35.021
‫متاسفم اما واقعاً نمی‌تونم.

25:35.104 --> 25:38.604
‫پیش میراندا قسم خوردم که راجع
‫به وسایلش چیزی به کسی نمیگم.

25:38.687 --> 25:41.146
‫سوسانا، یکی تو زندانه

25:41.229 --> 25:43.896
‫و وظیفه توـه که بهمون کمک
‫کنی حقیقت رو در بیاریم.

25:43.979 --> 25:46.146
‫نه، قطعاً ما یه رابطه نامشروع نداشتیم.

25:46.229 --> 25:48.646
‫نمی‌دونم چرا سوسانا همچین
‫چیزی بهتون گفت.

25:48.729 --> 25:52.771
‫دادستان قانع شده که این انگیزه همسرتونه.

25:54.021 --> 25:57.271
‫پس اگه اتفاقی افتاده بود،
‫هر چیزی که به ذهنتون میرسه،

25:58.146 --> 25:59.812
‫ما نیاز داریم بدونیم.

26:03.687 --> 26:04.979
‫متوجهین دیگه، درسته؟

26:05.937 --> 26:08.937
‫می‌دونم یه پیمان چه قدر
‫برای یه دوست اهمیت داره.

26:11.312 --> 26:13.396
‫ما فقط می‌خوایم این احتمال

26:13.479 --> 26:18.104
‫که میراندا و روبینو رابطه عاشقانه
‫داشتن رو خط بزنیم.

26:21.187 --> 26:22.896
‫نمی‌تونیم خطش بزنیم؟

26:24.396 --> 26:27.312
‫نمی‌دونم، شاید میراندا
‫از خودش در آورده باشه، درسته؟

26:27.896 --> 26:30.729
‫من بهش اهمیت می‌دادم.
‫واقعاً اهمیت می‌دادم.

26:30.812 --> 26:34.271
‫اما اون دختری بود که دروغ می‌گفت
‫و کلی راز داشت.

26:34.354 --> 26:35.687
‫اون عجیب و غریب بود.

26:35.771 --> 26:36.771
‫چه جوری عجیب و غریب بود؟

26:39.646 --> 26:41.021
‫هفته قبل وقتی دیدمش،

26:41.104 --> 26:44.437
‫جلوی اون هتل مجلل بزرگ رگیو نشسته بود.

26:44.521 --> 26:45.562
‫سعی کردم ازش دوری کنم.

26:45.646 --> 26:48.687
‫نمی‌خواستم فکر کنه که داشتم
‫دنبالش می‌کردم یا همچین چیزی.

26:48.771 --> 26:49.979
‫اما عجیب بود.

26:50.062 --> 26:51.771
‫آره اما چرا؟

26:51.854 --> 26:55.229
‫خب، چون به نظر می‌رسید
‫که منتظر کسی بود.

26:56.521 --> 26:58.521
‫راستش رو بگم،
‫به هیچ کدومشون اعتماد ندارم.

26:58.604 --> 27:00.312
‫اما مسئله اعتماد نیست انریکو.

27:00.396 --> 27:04.146
‫فقط باید به رگیو بریم
‫و بپرسیم کسی میراندا رو دیده یا نه.

27:04.229 --> 27:05.229
‫حتی اگه دیده باشنش،

27:05.312 --> 27:07.312
‫چه ربطی به حسادت لورنا داشت؟

27:07.396 --> 27:09.562
‫هیچ ربطی بهش نداره
‫اما اگه میراندا رفت اون‌جا

27:09.646 --> 27:10.896
‫و به رفیق صمیمیش نگفت،

27:10.979 --> 27:12.812
‫یعنی یه چیزی بود که ازش خجالت می‌کشید

27:12.896 --> 27:14.854
‫یا می‌تونست اون رو تو دردسر بندازه.

27:18.479 --> 27:20.854
‫- چه خبر شده؟
‫- برو. من همون جا می‌مونم.

27:27.937 --> 27:29.354
‫می‌تونم توضیح بدم.

27:33.687 --> 27:37.729
‫- انگار یه عمر گذشته.
‫- متوجه شدم.

27:39.271 --> 27:40.271
‫متاسفم لیدیا.

27:40.354 --> 27:43.021
‫فقط می‌خوام درک کنم که چرا
‫صبر نکردی من برگردم.

27:43.104 --> 27:45.146
‫- متاسفم، نمی‌تونستم صبر کنم.
‫- چرا نمی‌تونستی؟

27:46.812 --> 27:48.937
‫بدهی‌ـی نبود. بهت دروغ گفتم.

27:50.021 --> 27:52.437
‫سعی داشتم از دست شوهرم فرار کنم.

27:53.187 --> 27:55.187
‫یکی رو پیدا کردم
‫که من رو از مرز کنه

27:55.271 --> 27:58.396
‫اما وقتی سعی کردم گردنبند رو
‫بهش بدم، قبول نمی‌کرد.

28:01.896 --> 28:04.812
‫چرا فقط همین رو نگفتی؟ چرا؟

28:06.312 --> 28:08.021
‫چون شرمم میومد.

28:11.021 --> 28:12.896
‫گرزیا، لازم نیست احساس شرم کنی.

28:13.646 --> 28:15.229
‫ها؟ منم.

28:17.312 --> 28:19.146
‫من ازش بیزارم لیدیا.

28:21.979 --> 28:24.396
‫اون کنترلم می‌کنه.
‫بهم میگه که چی بپوشم.

28:25.396 --> 28:27.146
‫نمیذاره کسی رو ببینم.

28:29.771 --> 28:33.354
‫یه دفعه، بهش گفتم تو رفتارش
‫با میلا خیلی خشن برخورد می‌کنه...

28:33.437 --> 28:35.646
‫یه جوری کتکم زد نزدیک بود بمیرم.

28:37.187 --> 28:40.604
‫و بعد یه ماه من رو توی خونه
‫نگه داشت و به همه می‌گفت مریضم.

28:43.646 --> 28:46.937
‫- نمی‌تونم برگردم خونه پیش اون.
‫- نه. معلومه که نه.

28:52.021 --> 28:54.021
‫به جدا شدن فکر کردی؟

28:54.104 --> 28:56.354
‫- همچین چیزی هست؟
‫- آره.

28:57.062 --> 28:58.812
‫البته جفتتون باید توافق کنین.

28:58.896 --> 29:02.562
‫- اون با همچین چیزی موافقت نمی‌کنه.
‫- خب، پس می‌بریمش دادگاه.

29:07.812 --> 29:09.271
‫اشک ریختن بسه.

29:09.354 --> 29:10.354
‫نه.

29:11.229 --> 29:12.271
‫گوش کن.

29:13.812 --> 29:17.771
‫فقط به من فکر کن. خب؟

29:18.479 --> 29:19.896
‫به ما دو تا.

29:20.646 --> 29:25.437
‫به زمانی که با همدیگه
‫تو اون خونه افتضاح زندگی می‌کردیم.

29:25.521 --> 29:27.104
‫ورشکسته کامل.

29:28.521 --> 29:31.896
‫و به این که چه طور زغال
‫می‌دزدیدیم تا خودمون رو گرم نگه داریم.

29:34.104 --> 29:36.146
‫ما هنوز این‌جاـیم، مگه نه؟

29:40.771 --> 29:44.062
‫و به نظرم به یه نوشیدنی قوی نیاز داریم.

29:45.437 --> 29:47.646
‫نوشیدنی بسیار قوی.

29:49.812 --> 29:52.271
‫بیا... باهام بیا.

29:58.562 --> 29:59.854
‫پس...

30:01.271 --> 30:02.479
‫یکی رو انتخاب کن.

30:02.562 --> 30:05.854
‫- باید لباسم رو عوض کنم؟
‫- برای نوشیدن تو جایی که داریم میریم آره.

30:06.437 --> 30:08.687
‫لباس لیدیا پوئت رو می‌پوشم؟

30:15.354 --> 30:18.687
‫پس پنج دقیقه من رو تنها بذار
‫و بعد میریم بار.

30:18.771 --> 30:21.396
‫- باعث میشه فکر کنن فاحشه‌ای.
‫- آره، تو فکرم همین بود.

30:21.479 --> 30:24.271
‫می‌بینی، همه از فاحشه‌ها
‫خوششون میاد، می‌دونی؟

30:24.354 --> 30:25.979
‫- نه...
‫- آره، قطعاً، واقعاً...

30:26.062 --> 30:28.521
‫متاسفم اما نمی‌تونی این‌جا بمونی.

30:28.604 --> 30:31.396
‫- فقط می‌خواستیم در سکوت یه نوشیدنی بخوریم.
‫- نه.

30:33.771 --> 30:39.479
‫خب، درسته، عه... حداقل می‌تونم بپرسم
‫که این خانم رو دیدین یا نه؟

30:42.729 --> 30:44.479
‫اون یه سوال پرسید.
‫مشکل چیه؟

30:44.562 --> 30:46.562
‫- مشکل کار شماست.
‫- اه.

30:46.646 --> 30:48.479
‫خب، ظاهراً همه هم
‫از فاحشه‌ها خوششون نمیاد.

30:48.562 --> 30:51.021
‫ببین، دوست من که این‌جاست
‫خواهر رای‌دهنده پوئته.

30:51.104 --> 30:53.646
‫- اون توی کل روزنامه‌ست.
‫- لیدیا پوئت.

30:53.729 --> 30:56.354
‫آره و من شاهزاده ویتوریو امانوئل
‫هستم و من تو...

30:56.437 --> 30:59.271
‫معلومه که اصلاً روزنامه
‫نمی‌خونین. این حقیقت داره.

30:59.354 --> 31:01.062
‫- حراست!
‫- وای، صبر کن...

31:01.146 --> 31:02.646
‫- حراست؟
‫- لازم نیست حراست رو خبر کنین.

31:02.729 --> 31:04.437
‫نمی‌تونم باور کنم! لیدیا پوئت!

31:04.521 --> 31:07.146
‫به دوستانمون ملحق بشین.
‫با بقیه‌شون توی باریم.

31:07.229 --> 31:10.354
‫- اون‌ها با منن، ممنون.
‫- باعث افتخار بود عالی‌جناب.

31:10.437 --> 31:11.854
‫اگه مشکلی نیست...

31:11.937 --> 31:15.396
‫آقایون، همون‌طور که تقدیر خواسته،
‫ببینین کی رو پیدا کردم... لیدیا پوئت!

31:15.479 --> 31:17.437
‫اه.

31:18.646 --> 31:20.687
‫- جالبه.
‫- سلام.

31:21.604 --> 31:23.271
‫ممنون.

31:27.479 --> 31:28.729
‫فاحشه. فاحشه. فاحشه.

31:29.312 --> 31:31.562
‫به نظر جکاپو و دادستان این‌جان.

31:31.646 --> 31:34.312
‫- اه. برات یه نوشیدنی میارم.
‫- ممنون.

31:40.021 --> 31:41.021
‫جکاپو.

31:41.104 --> 31:42.021
‫لیدیا.

31:42.604 --> 31:44.479
‫- دادستان.
‫- خانم پوئت.

31:45.604 --> 31:47.729
‫آقایون و خانم‌ها، لطفاً ساکت باشین!

31:47.812 --> 31:50.771
‫- ساکت. ساکت.
‫- آقایون، بیاین یه بازی کنیم.

31:50.854 --> 31:52.687
‫یه بازی نوشیدن باحال.

31:56.104 --> 31:58.354
‫- جکاپو، قوانین رو توضیح بده لطفاً.
‫- اه، آره، آره، آره.

31:58.437 --> 32:00.562
‫عه... اگه چیزی رو یادم رفت بهم کمک کنین.

32:00.646 --> 32:02.396
‫قوانین ساده اینه که...

32:02.479 --> 32:05.771
‫کسی که نوبتش میشه
‫باید یه چیزی از خودش رو بگه

32:05.854 --> 32:07.896
‫که تا حالا تجربه نکرده، درسته؟

32:07.979 --> 32:10.146
‫- به همه اتاق.
‫- به همه اتاق، آره، با صدای بلند.

32:10.229 --> 32:14.771
‫و اگه بقیه بازیکن‌ها تجربه‌ش کردن،

32:14.854 --> 32:17.354
‫باید یه لیوان کنیاک بخورن!

32:20.937 --> 32:22.396
‫می‌تونیم دروغ بگیم؟

32:23.146 --> 32:26.187
‫خب، این هدف بازی نیست اما...
‫ما کی باشیم که قضاوت کنیم، ها؟

32:27.437 --> 32:28.437
‫نوبت منه!

32:29.396 --> 32:31.062
‫- لیوان. خیلی خب.
‫- ممنون.

32:31.771 --> 32:33.937
‫خب، من هیچ‌وقت...

32:34.854 --> 32:37.437
‫عاشق نشدم.

32:38.729 --> 32:41.104
‫کانسلو... این جوری بهم میگیش؟

32:41.187 --> 32:43.562
‫من با توـم فقط چون خوشتیپی عشقم.

32:49.354 --> 32:53.812
‫عه... خانم، شما متاهلی
‫اما الکل نمی‌نوشی، ها؟

32:53.896 --> 32:55.521
‫شوهر بیچاره‌ت.

32:56.812 --> 32:59.104
‫هیچ‌وقت زنی ندیدم که دلیل ازدواجش رو
‫عشق بیان کرده باشه.

32:59.187 --> 33:01.437
‫خواهرم! خواهرم.

33:01.521 --> 33:04.354
‫که راستی خیلی شخصیت فوق‌العاده‌ای هم داره.

33:04.437 --> 33:05.937
‫نوبت توـه گرزیا.

33:06.021 --> 33:07.021
‫نوبت من؟

33:09.437 --> 33:10.854
‫من هیچ‌وقت...

33:12.729 --> 33:13.729
‫تا حالا مجبور نشدم که کرستی

33:13.812 --> 33:16.937
‫به تنگی کرستی که امشب
‫لیدیا من رو داخلش چپوند، بپوشم.

33:19.396 --> 33:21.646
‫شرمی نداری؟
‫فقط می‌خوای مست بشی؟

33:21.729 --> 33:25.187
‫چی راجع به کارهایی
‫که تو پاریس کردم می‌دونی عشق عزیزم؟

33:25.271 --> 33:27.729
‫- نوبت منه.
‫- آره، ادامه بده.

33:31.521 --> 33:32.687
‫خب، پس...

33:34.021 --> 33:35.604
‫من هیچ‌وقت...

33:39.146 --> 33:42.187
‫افتخار دیدن یه هنرمند بندبازی رو نداشتم.

33:47.562 --> 33:50.979
‫اما من داشتم.
‫درواقع بیشتر از یکی.

33:51.062 --> 33:53.521
‫آقای کلورت یه مدیر سیرک فرانسوی عالیه.

33:54.104 --> 33:57.354
‫بعد از این لیوان، قطعاً نمی‌تونم
‫روی پاهام دیگه وایسم.

33:59.937 --> 34:03.021
‫- به سلامتی مدیر!
‫- میشه خصوصی باهاتون صحبت کنم؟

34:03.729 --> 34:05.771
‫آره، با افتخار، آره.

34:09.187 --> 34:11.146
‫می‌خواست به شرکتم ملحق بشه.

34:13.104 --> 34:15.729
‫سیرک خانوادگیش براش کافی نبود.

34:15.812 --> 34:21.271
‫اون... تماشاچی‌های بیشتر
‫و سفر دور دنیا و...

34:21.354 --> 34:23.271
‫...معروف شدن می‌خواست.

34:23.354 --> 34:26.812
‫برای همین قول دادم که بیام
‫و نمایش یکشنبه‌ش رو ببینم.

34:28.146 --> 34:30.521
‫همونی که توش اون تصادف پیش اومد.

34:30.604 --> 34:32.604
‫آره. همون.

34:33.396 --> 34:35.187
‫اما من نتونستم برسم.

34:36.021 --> 34:38.896
‫از طریق روزنامه راجع
‫به تصادف فهمیدم.

34:41.812 --> 34:43.437
‫متاسفم خانم.

34:43.521 --> 34:45.812
‫متاسفانه این تمام کمکیه که می‌تونم بکنم.

34:45.896 --> 34:48.479
‫مشکلی نیست.
‫همین الانش هم خیلی کمک کردین.

34:48.562 --> 34:50.396
‫- مرسی.
‫- خواهش می‌کنم.

34:58.000 --> 35:05.000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

35:12.187 --> 35:13.437
‫خانم پوئت.

35:15.854 --> 35:17.229
‫از این‌جا دیدنتون خوشحالم شدم.

35:17.312 --> 35:18.479
‫من هم همین‌طور.

35:19.229 --> 35:21.104
‫و براتون یه غافلگیری دارم.

35:22.604 --> 35:25.896
‫داشتم فکر می‌کردم که اگه
‫توی تورین با همدیگه دیده شدن مشکل داره،

35:26.604 --> 35:27.437
‫و این...

35:27.521 --> 35:28.354
‫اوهوم.

35:28.896 --> 35:30.604
‫...می‌تونیم بریم یه جای دیگه.

35:35.021 --> 35:36.646
‫[ایستگاه مرکزی تورین - وین]

35:37.521 --> 35:38.562
‫وین.

35:38.646 --> 35:40.354
‫امروز صبح گرفتمشون، آره.

35:40.437 --> 35:44.021
‫تصورش کن، پنج روز، من و تو

35:44.104 --> 35:45.896
‫توی یه جایی که کسی نمی‌دونه.

35:45.979 --> 35:47.479
‫اوه...

35:49.646 --> 35:51.021
‫نظرت چیه؟

35:53.187 --> 35:54.937
‫این عالی به نظر میرسه.

35:55.021 --> 35:56.729
‫خیلی خب.

35:58.854 --> 36:03.062
‫فقط بهم به اندازه کافی وقت بده
‫که مسئله گرزیا رو حل کنم.

36:04.271 --> 36:05.312
‫باشه.

36:05.396 --> 36:07.229
‫پول کمک بهش رو پیدا کردی؟

36:07.312 --> 36:08.437
‫نه.

36:08.521 --> 36:12.479
‫خوشبختانه این شد، چون به این پول
‫برای فرار از شوهرش...

36:12.562 --> 36:15.271
‫برای همیشه ناپدید شدن
‫می‌خواست استفاده کنه.

36:15.354 --> 36:18.312
‫دارم جدایی قانونی رو پیشنهاد میدم
‫تا ببینم کمکی می‌کنه یا نه.

36:20.937 --> 36:22.396
‫باهاش چی کار کرد؟

36:24.479 --> 36:25.687
‫کتکش زد.

36:26.812 --> 36:27.812
‫و...

36:29.104 --> 36:32.729
‫بهم گفت که یه دفعه نزدیک بود بکشتش.

36:36.937 --> 36:40.104
‫مشکل اینه که توی دادگاه
‫حرف‌های اون کافی نیست.

36:43.312 --> 36:44.604
‫می‌دونم.

36:45.396 --> 36:47.604
‫مراقب باش، مراقب باش.

36:47.687 --> 36:49.854
‫خیلی... خیلی متاسفم.

36:49.937 --> 36:51.646
‫خوبه، همینه.

36:51.729 --> 36:55.979
‫آفرین، آفرین. همینه.

36:58.104 --> 37:00.229
‫بهت که گفتم این روزها توانش رو ندارم.

37:00.312 --> 37:05.271
‫- آره، می‌تونم ببینم.
‫- اوه...

37:07.146 --> 37:08.562
‫خیلی متاسفم.

37:09.562 --> 37:12.187
‫- نگران نباش.
‫- نه، واقعاً، متاسفم.

37:15.521 --> 37:17.687
‫نزدیک بود یه کار وحشتناک بکنم.

37:20.187 --> 37:22.729
‫و فرار یه کار از روی ناچاریه.

37:25.229 --> 37:27.271
‫نمی‌تونم کل زندگیم رو فرار کنم.

37:28.979 --> 37:31.021
‫برای میلا انصاف نیست.

37:33.604 --> 37:34.979
‫برای خودم هم همین‌طور.

37:53.937 --> 37:55.396
‫بیا از این‌جا بریم.

37:58.896 --> 37:59.937
‫حتماً.

38:02.937 --> 38:04.229
‫اون پرها!

38:09.312 --> 38:10.604
‫«ماده 150.»

38:10.687 --> 38:15.104
‫«در صورت اتفاق افتادن تجاوز، سوءاستفاده، تهدید

38:16.854 --> 38:19.229
‫و توهین‌های جدی، درخواست جدایی
‫می‌تونه داده بشه.»

38:21.562 --> 38:23.062
‫بذارین واضح بگم.

38:23.146 --> 38:26.146
‫خشونت خانگی توی سیستم قانونی ما
‫یه جرم نیست

38:26.229 --> 38:30.937
‫و به شدت شک دارم که دادگاه
‫به حرف خالی اتکا کنه.

38:31.687 --> 38:35.104
‫به نظر من، بهتره که ماده 158 رو دنبال کنیم.

38:35.187 --> 38:36.812
‫«جدایی توافقی.»

38:36.896 --> 38:39.104
‫- آره.
‫- دخترم با من می‌مونه؟

38:39.187 --> 38:42.396
‫عه... اگه همسرتون موافقت کنه آره.

38:42.479 --> 38:43.604
‫همچین کاری نمی‌کنه.

38:44.354 --> 38:49.062
‫و اگه ممکنه توی این بازه زمانی،
‫سعی کنین ارتباط خوبی داشته باشین.

38:49.146 --> 38:50.771
‫سعی می‌کنیم باهاش حرف بزنیم.

38:50.854 --> 38:53.271
‫کاری می‌کنیم متوجه بشه
‫که به نفع خودشه که بیخیال بشه

38:53.354 --> 38:55.479
‫چون ما تو موقعیتی هستیم
‫که می‌تونیم پاش رو به دادگاه بکشونیم.

38:56.062 --> 38:59.104
‫- اما من نمی‌خوام برگردم اون‌جا.
‫- در واقع، تو این‌جا می‌مونی.

39:00.437 --> 39:01.979
‫تا هر موقع که بخوای.

39:02.521 --> 39:03.937
‫درسته؟

39:04.021 --> 39:05.354
‫قطعاً.

39:05.437 --> 39:08.021
‫نمی‌دونم چه طور ازتون تشکر کنم.
‫شما به من خیلی محبت داشتین.

39:09.146 --> 39:09.979
‫جدی میگم.

39:10.562 --> 39:11.604
‫ممنونم.

39:12.854 --> 39:15.937
‫الان میرم ببینم که میلا پایه‌ی
‫بیشتر شیطنت کردن هست یا نه.

39:25.604 --> 39:26.937
‫بیا بریم.

39:27.021 --> 39:28.937
‫- ژاکتت رو بپوش.
‫- چرا؟

39:29.021 --> 39:31.646
‫میراندا می‌خواست که از دست
‫خانواده‌ش فرار کنه.

39:32.312 --> 39:34.979
‫اون می‌خواست که به سیرک کلوارت ملحق بشه.

39:35.062 --> 39:38.771
‫برای همین می‌خواست اون شب
‫به هر قیمتی شده اجرا کنه.

39:39.979 --> 39:43.146
‫چون تنها فرصتی بود که برای
‫قانع کردنش داشت.

39:43.229 --> 39:45.229
‫و شاید یکی می‌خواست جلوش رو بگیره.

39:46.021 --> 39:47.562
‫می‌دونی اون ممکنه کی باشه؟

39:49.437 --> 39:51.812
‫فقط پرید به ذهنم میرسه.

39:51.896 --> 39:55.021
‫اون پدربزرگ میرانداـه.
‫عمراً اجازه می‌داد اون بره.

39:55.104 --> 39:56.021
‫البته.

39:56.104 --> 39:57.729
‫امکان نداره اون ویال‌ها رو عوض کرده باشه.

39:57.812 --> 39:58.812
‫نه، قطعاً.

39:58.896 --> 40:01.562
‫ولی باز... خب، چرا نه؟ جور در میاد.

40:01.646 --> 40:03.354
‫چون جور در نمیاد انریکو.

40:03.437 --> 40:06.521
‫اگه پرید می‌دونست که نوه‌ش
‫یه آرامبخش مصرف کرده،

40:06.604 --> 40:09.812
‫هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد تو اون حالت
‫روی اون بند بره. نه!

40:10.937 --> 40:12.187
‫- نه.
‫- نه، دقیقاً.

40:12.854 --> 40:15.687
‫اگه می‌خواست، می‌تونست
‫نمایش میراندا رو لغو کنه.

40:15.771 --> 40:17.062
‫لازم نبود خرابش کنه.

40:17.146 --> 40:20.062
‫نه، باید یکی می‌بود که قدرت کمتری،

40:20.146 --> 40:23.521
‫اجازه کمتری می‌داشت و نمی‌تونست
‫فکر این که بدون اون زندگی کنه رو تحمل کنه.

40:24.812 --> 40:27.062
‫یکی بود که می‌دونست

40:27.146 --> 40:29.771
‫اما نمی‌تونست به کسی چیزی بگه.

40:30.479 --> 40:33.271
‫چون یه پیمان خونی بسته بودن.

40:33.354 --> 40:35.146
‫سوسانا!

40:38.979 --> 40:40.312
‫سوسانا!

40:50.104 --> 40:51.396
‫انریکو!

41:19.896 --> 41:21.771
‫- سوسانا!
‫- دور شو!

41:22.854 --> 41:25.104
‫- سوسانا، بیا پایین.
‫- اگه بیای بالا می‌پرم.

41:25.187 --> 41:27.021
‫- این‌جا می‌مونم.
‫- می‌پرم!

41:27.104 --> 41:28.479
‫همین پایین می‌مونم.

41:29.229 --> 41:30.937
‫- سوسانا!
‫- وایسا، وایسا، وایسا...

41:31.021 --> 41:34.646
‫- می‌پرم. برام مهم نیست!
‫- هیچکس نمیاد! هیچکس نمیاد.

41:35.812 --> 41:40.687
‫سوسانا، می‌دونم...
‫که نمی‌خواستی میراندا رو بکشی.

41:40.771 --> 41:42.021
‫تو هیچی نمی‌دونی!

41:42.104 --> 41:43.437
‫بهم اعتماد کن، می‌دونم.

41:45.729 --> 41:48.021
‫می‌دونم داری چی می‌گذرونی.

41:48.104 --> 41:50.104
‫من هم با دوستم یه پیمان خونی بستم.

41:52.271 --> 41:54.062
‫که رازی بینمون نباشه، درسته؟

41:56.021 --> 42:00.104
‫و بعد حامله شد، ازدواج کرد

42:00.187 --> 42:03.437
‫و تا به امروز، هنوز از افکاری
‫که داشتم پشیمونم.

42:04.062 --> 42:07.604
‫چون من نمی‌خواستم که ازدواج کنه.
‫من نمی‌خواستم که یه مادر بشه.

42:07.687 --> 42:09.896
‫اون طوری، من تنها نمی‌موندم.

42:12.062 --> 42:15.437
‫تو نمی‌دونستی که میراندا می‌خواد
‫بدون یه تار ایمنی اجرا کنه.

42:17.021 --> 42:19.437
‫تو فقط نمی‌خواستی که کلورت اون رو ببینه.

42:21.604 --> 42:24.646
‫چون می‌ترسیدی از دستش بدی، درسته؟

42:41.187 --> 42:43.937
‫اکثر مواقع آدم‌ها از روی نفرت
‫مرتکب قتل میشن

42:44.021 --> 42:47.021
‫اما تو مورد هنرمند بندبازی جوون
‫میراندا لافورت،

42:47.104 --> 42:49.104
‫فقط یه حقیقت وجود داره.

42:49.187 --> 42:51.062
‫هیچکس نمی‌خواست بکشتش.

42:51.146 --> 42:53.562
‫یه اشتباه پیش اومد، آره.

42:55.812 --> 42:57.354
‫اما در ریشه اون اشتباه،

42:57.437 --> 43:00.562
‫شریف‌ترین حس انسانی ممکن بود.

43:01.521 --> 43:02.687
‫حس دوستی.

43:08.896 --> 43:10.896
‫و دوستی حقیقی تا ابد باقی می‌مونه.

43:13.729 --> 43:16.062
‫اما گاهی اوقات، دوستی انقدر شدید میشه

43:16.146 --> 43:17.854
‫که تبدیل به چیزی خطرناک میشه

43:17.937 --> 43:19.521
‫و ترس از دست دادن یه دوست

43:19.604 --> 43:22.646
‫می‌تونه باعث بشه
‫خوب‌ترین و احساسی‌ترین آدم هم

43:22.729 --> 43:25.187
‫خودخواهی‌های وحشتناکی
‫از خودش نشون بده.

43:25.812 --> 43:28.854
‫سوسانا گارن نمی‌خواست بکشتش.

43:28.937 --> 43:30.437
‫خلافش بود،

43:30.521 --> 43:33.562
‫اون می‌خواست که دوستش
‫تا ابد باهاش زندگی کنه.

43:38.604 --> 43:41.937
‫هدفش این بود. نه مرگ.

43:50.271 --> 43:51.687
‫و به خاطر همین،

43:53.354 --> 43:55.062
‫حکم قتل عمدی

43:55.146 --> 43:59.604
‫غیرقابل بخششه و این حقیقت روش تاثیری نداره.

44:05.604 --> 44:08.896
‫گذروندن عید پاک با خانواده‌م یکم...

44:09.729 --> 44:11.187
‫بیش از حد نیست؟

44:12.104 --> 44:14.104
‫چرا فقط خودمون دوتا نباشیم؟

44:14.771 --> 44:19.729
‫می‌تونیم ترتیب بدیم برامون
‫گوسفند رست‌شده و شامپاین بیارن...

44:20.354 --> 44:21.437
‫عشقم،

44:22.646 --> 44:25.604
‫اگه لیدیا مشکلی داره،
‫می‌تونی راحت بهم بگی.

44:27.562 --> 44:30.312
‫فکر می‌کنی...
‫هنوز حرارت عشق توش شعله‌وره؟

44:30.396 --> 44:34.562
‫نه، «شعله عشق» اغراقه..

44:36.854 --> 44:38.646
‫تو انتخاب می‌کنی جکاپو.

44:39.437 --> 44:42.104
‫نمی‌خوام به خاطر من عذاب بکشه.

44:42.187 --> 44:44.146
‫اما شش ماه شده.

44:44.229 --> 44:47.979
‫شاید وقتش باشه که می‌دونی...
‫کنار بیاین و بگذرین، درسته؟

44:49.479 --> 44:52.104
‫بیخیال، نخند. می‌دونم حرف‌هام
‫خنده‌دار به نظر میرسه.

44:52.187 --> 44:53.771
‫- نه! نه، نه، نه.
‫- چیه؟

44:53.854 --> 44:56.771
‫عشقم، حرفت خنده‌دار نیست، قدیمیه.

44:56.854 --> 44:59.187
‫حرف‌هات شیکن.

44:59.271 --> 45:02.354
‫عشقم، خالصانه شاعرانه‌ست.

45:03.187 --> 45:04.437
‫آره.

45:04.521 --> 45:05.729
‫بیا این‌جا.

45:05.812 --> 45:09.687
‫بیا این‌جا بشین.

45:20.354 --> 45:21.396
‫اون خیلی باهوشه.

45:22.146 --> 45:23.854
‫و خیلی خیلی مهربون.

45:23.937 --> 45:25.146
‫- و زیبا.
‫- آره.

45:27.812 --> 45:29.562
‫اما هنوز من رو به خوبی نمی‌شناسه.

45:30.729 --> 45:33.979
‫دیر یا زود، متوجه میشه
‫که اشتباه کرده. درسته؟

45:34.062 --> 45:35.271
‫- آره متاسفانه.
‫- آره.

45:35.354 --> 45:36.479
‫- آره.
‫- آره.

45:38.687 --> 45:42.521
‫و داستان تو و دادستانت چی؟

45:42.604 --> 45:45.771
‫کدوم دادستان؟

45:50.354 --> 45:51.687
‫خوبه.

45:52.604 --> 45:53.771
‫خیلی خوشحالم.

45:54.562 --> 45:55.604
‫عالیه.

45:57.437 --> 45:58.437
‫من هم همین‌طور.

45:58.521 --> 45:59.521
‫خوبه.

46:11.896 --> 46:14.854
‫فرشته‌های توی بهشت هم در برابر
‫هارمونی طبیعی صدات عددی نیستن.

46:14.937 --> 46:15.812
‫ممنون.

46:15.896 --> 46:18.062
‫- نوش!
‫- تبریک میگم.

46:19.354 --> 46:21.979
‫جکاپو بهم گفت که دخترتون هم
‫از موسیقی خوشش میاد.

46:22.062 --> 46:23.562
‫- اوه آره.
‫- دوست دارم یه روزی ببینمش.

46:23.646 --> 46:25.937
‫متاسفانه گذاشت و رفت.

46:26.021 --> 46:28.312
‫الان به اکول سوپریور تو پاریس میره.

46:28.396 --> 46:31.479
‫اوه، چه عالی!
‫پاریس توی بهار خیلی معرکه‌ست.

46:31.562 --> 46:34.604
‫شاید اما می‌تونست یه هفته
‫برای خانواده‌ش وقت جور کنه.

46:34.687 --> 46:37.729
‫می‌دونم جوون‌ها اهمیت زیادی
‫به رسم و رسوم نمیدن اما...

46:37.812 --> 46:42.854
‫عید پاک یه معنی عرفانی داره...
‫یه معنی خیلی عمیق.

46:42.937 --> 46:45.354
‫اون به چند زبان صحبت می‌کنه.
‫اسپانیایی، فرانسوی، یعنی اون...

46:45.437 --> 46:46.812
‫ببخشید!

46:46.896 --> 46:48.979
‫- بله؟
‫- یکی دنبال شما می‌گرده.

46:49.062 --> 46:52.396
‫راستش رو بگم، این خیلی نامناسبه.
‫تازه سر میز نشستیم.

46:52.479 --> 46:53.562
‫حق با شماست خانم.

46:53.646 --> 46:55.771
‫- درواقع، از همگی معذرت می‌خوام.
‫- بابایی!

46:55.854 --> 46:57.479
‫سلام شاهدخت.

46:57.562 --> 46:59.187
‫می‌دونی چه قدر دلم
‫برات تنگ شده عزیزم؟

47:00.146 --> 47:04.229
‫اگه این موضوعی ضروری نبود،
‫انقدر نامناسب برخورد نمی‌کردم.

47:06.646 --> 47:07.979
‫لطفاً کاپیتان،

47:08.062 --> 47:10.312
‫اگه دوست دارین
‫به ناهار حقیرانه ما ملحق بشین.

47:10.396 --> 47:12.187
‫نه، زحمت نکشین قربان.

47:12.271 --> 47:15.771
‫اگه میشه، می‌خوام یه دقیقه
‫با همسرم تو تنهایی صحبت کنم.

47:15.854 --> 47:17.479
‫نه، اگه چیزی برای گفتن
‫داری، بگو...

47:17.562 --> 47:19.396
‫نه لیدیا. چیزی نیست.

47:20.562 --> 47:23.021
‫عزیزم، برو پیش جاکپو بشین.

47:23.937 --> 47:24.937
‫بیا بریم.

47:38.937 --> 47:41.646
‫پدرت با یونیفرم کامل خیلی خوشتیپه.

47:44.271 --> 47:47.562
‫می‌دونی قبل ناهار کی باهام تماس گرفت
‫تا برام آرزوی یه عید پاک شاد بکنه لیدیا؟

47:48.854 --> 47:50.562
‫زنردلی.

47:51.396 --> 47:55.812
‫عیب‌جوها اون رو به عنوان
‫یه ساده‌لوح مبتذل نشون میدن

47:55.896 --> 47:58.104
‫اما اون درواقع آدم خوبیه.

47:59.979 --> 48:02.562
‫هنوز نظر واضحی راجع به قانونمون نداده

48:02.646 --> 48:04.812
‫اما قول داد وقتی وزیر بشه،

48:04.896 --> 48:07.521
‫بهم یه موقعیت مهم پیشنهاد بده.

48:07.604 --> 48:09.312
‫اون همین الانش هم دپرتیس رو خاک کرد.

48:13.646 --> 48:14.521
‫گرزیا!

48:14.604 --> 48:17.229
‫نه، بمون عزیزم.
‫همین‌جا بمون. بر می‌گردم.

48:31.229 --> 48:33.312
‫همین الان سعی کرد من رو بکشه.

48:34.000 --> 48:54.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
