WEBVTT

00:52.680 --> 00:53.680
‫پاشو!

00:54.200 --> 00:55.680
‫داداشت رو بگیر!

01:00.640 --> 01:02.880
‫مراقب باش، الکس! مراقب باش!

01:02.904 --> 01:18.204
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:18.400 --> 01:19.600
‫خوابیدن؟

01:21.080 --> 01:23.240
‫آره، خیلی طول کشید

01:26.320 --> 01:27.680
‫زهره‌ترک‌شون کردی

01:30.160 --> 01:31.000
‫می‌دونم

01:37.400 --> 01:38.240
‫هی

01:39.840 --> 01:42.760
‫گفتی که قبلاً یه بار مُردی...
‫منظورت چی بود؟

01:46.880 --> 01:49.240
‫چیزی که درموردم دیدی واقعیت بود

01:51.440 --> 01:52.360
‫نمی‌فهمم

01:54.640 --> 01:55.640
‫من مُردم

01:57.160 --> 01:59.200
‫دقیقاً همونطوری که توصیفش کردی

01:59.280 --> 02:03.560
‫« آخرین شب در ساحل ترمور »

02:06.640 --> 02:09.080
‫« قسمت چهارم »
‫« برای جودی »

02:09.160 --> 02:10.840
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم

02:17.520 --> 02:19.200
‫واسه خیلی وقت پیشـه

02:20.640 --> 02:24.640
‫اگه به روم نمی‌آوردی که چی دیدی،
‫احتمالاً من هم لام تا کام حرف نمی‌زدم

02:27.280 --> 02:29.880
‫کابوس‌های من ناشی از
‫یه کابوس واقعی‌ان

02:33.760 --> 02:36.520
‫هشت سال پیش،
‫آماده بودم دنیا رو بپذیرم،

02:37.720 --> 02:39.240
‫از زندگی لذت ببرم،

02:40.040 --> 02:41.000
‫با آدم‌های جدید آشنا بشم

02:43.320 --> 02:45.240
‫تصمیم گرفتم برم تولوز

02:47.200 --> 02:48.880
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

02:49.640 --> 02:50.480
‫جودی شمایی؟

02:51.960 --> 02:54.160
‫- بله
‫- خیلی‌خب، کلیدها خدمتِ شما

02:54.240 --> 02:55.560
‫آپارتمانت اونجاست

02:55.640 --> 02:57.360
‫هیچوقت ترسی از شروع نداشتم

02:57.440 --> 02:58.800
‫- عالیه
‫- خداحافظ

02:58.880 --> 03:03.040
‫قبلاً بخاطر مامانم این کار رو نکردم.
‫جز خودمون کسِ دیگه‌ای رو نداشتیم.

03:04.160 --> 03:05.920
‫هم برام پدر بود و هم مادر

03:12.680 --> 03:15.560
‫یه ماه قبل از اینکه راهی تولوز بشم،
‫فوت کرد

03:15.640 --> 03:17.320
‫چندین سال با بیماریش دست‌وپنجه نرم کرد

03:17.400 --> 03:19.400
‫شاید بخاطر همینـه که پرستار شدم

03:22.360 --> 03:23.240
‫عالیـه

03:23.320 --> 03:26.640
‫یاد گرفتم که زندگی و مرگ
‫با هم رابطه‌ی مستقیم دارن

03:26.720 --> 03:31.080
‫وقتی فهمیدم چقدر عمر آدمی کوتاهـه،
‫باعث شد بتونم از چیزهای کوچیک لذت ببرم

03:31.160 --> 03:32.880
‫دکتره برگشت به مریض گفت:

03:33.400 --> 03:36.200
‫«متأسفم، جناب. وقت زیادی براتون نمونده»

03:36.760 --> 03:40.960
‫«وقت زیادی برام نمونده؟
‫میشه کاری کرد که بیشتر زنده بمونم؟»

03:41.040 --> 03:42.800
‫«بله، می‌تونی آروم‌تر بشمری»

03:44.080 --> 03:44.920
‫همین؟

03:48.160 --> 03:50.160
‫میرای، افتضاح بود

03:50.880 --> 03:54.360
‫اسمش میرای بود و
‫بهترین دوستم توی تولوز بود

03:57.360 --> 03:58.320
‫تو سفارش بده

03:58.400 --> 03:59.520
‫- من؟
‫- آره

04:00.200 --> 04:02.440
‫دو... دوتا کروسان، لطفاً

04:02.520 --> 04:05.920
‫نذاشت احساس غریبی کنم.
‫همیشه کنارم بود.

04:14.960 --> 04:17.360
‫خونه‌ام رو ترک کردم تا
‫بتونم یجور دیگه زندگی کنم

04:17.440 --> 04:19.200
‫به نظرم ریوخا بهترینـه

04:19.280 --> 04:20.920
‫- ریوخا خوبه
‫- آره

04:21.000 --> 04:22.880
‫جودی، دقیقاً اهل کجایی؟

04:22.960 --> 04:23.800
‫سانتاندر

04:24.600 --> 04:26.160
‫من تسلیمم. میرم بخوابم

04:26.680 --> 04:28.760
‫کم کم، جایگاهم رو پیدا کردم...

04:31.920 --> 04:33.440
‫- پایه‌ام
‫- خب؟

04:34.920 --> 04:36.400
‫- من بردم!
‫- عمراً

04:36.480 --> 04:38.680
‫تیشرت!

04:41.120 --> 04:44.240
‫...به دور از تموم چیزهایی که
‫باهاشون بزرگ شدم

04:46.080 --> 04:48.240
‫میرای از اون دسته آدم‌ها بود که...

04:50.240 --> 04:52.040
‫به دردت می‌خورد

04:53.360 --> 04:54.600
‫عاشق این پارک‌ام

04:56.240 --> 04:58.600
‫دوستش داری؟ کبوترهای خوشگل رو نگاه!

05:00.000 --> 05:01.600
‫می‌تونیم پیک‌نیک بیایم اینجا

05:02.440 --> 05:03.360
‫سعی کردیم

05:03.880 --> 05:07.720
‫از زندگی لذت ببریم که حدأقل
‫چیزیـه که همه‌مون باید انجام بدیم

05:10.080 --> 05:11.640
‫- میمی
‫- میمی

05:11.720 --> 05:13.120
‫توی تولوز خیلی خوشبخت بودم

05:13.720 --> 05:15.200
‫نگاه کن! این چه خفنـه

05:15.280 --> 05:16.760
‫اونجا معرکه‌ست

05:18.120 --> 05:20.800
‫تا ساعت ۴ صبح، ترغیب شدم

05:21.360 --> 05:23.440
‫تا شبی که همه‌چیز عوض شد

05:32.080 --> 05:33.840
‫دستت طلا، گوگولی مگولی!

05:37.160 --> 05:39.480
‫- این مهمونی رو باش!
‫- باید بریم اونجا

05:40.240 --> 05:42.680
‫آماده شو، دوست من.
‫قراره حسابی عشق کنی!

05:44.320 --> 05:45.720
‫بخور!

05:47.000 --> 05:48.760
‫قراره حسابی خوش بگذرونیم!

05:48.840 --> 05:52.280
‫- میرای، تو دیوونه‌ای
‫- می‌دونم. بیا بریم عشق و حال

05:54.040 --> 05:55.120
‫- اون طرفی
‫- کجا؟

05:55.200 --> 05:57.760
‫نمی‌دونم، هوس یه نوشیدنی کردم

05:57.840 --> 05:59.000
‫جونمی جون!

06:00.280 --> 06:01.760
‫همه‌جا رنگ عشق گرفته!

06:16.320 --> 06:18.960
‫ببین کِی گفتم،
‫تا فردا از اینجا نمیریم!

06:56.960 --> 06:58.440
‫با چند نفری آشنا شدیم

07:01.040 --> 07:02.840
‫هیچوقت اسم‌هاشون رو یادم نمیره

07:03.680 --> 07:04.880
‫آلفونس

07:04.960 --> 07:06.320
‫- کلود
‫- قدیر

07:06.400 --> 07:08.880
‫کلمنت. رفقام کِلم صدام می‌کنن

07:09.680 --> 07:10.520
‫پیِر

07:11.040 --> 07:11.880
‫پیر

07:13.880 --> 07:15.360
‫اسمش پیر بود و

07:17.120 --> 07:18.080
‫ازش خوشم اومد

07:20.080 --> 07:21.200
‫خیلی چشمم رو گرفته بود

07:21.280 --> 07:23.520
‫سه، چهار، پنج. پنج

07:24.120 --> 07:26.440
‫یه کاروان اجاره کردیم و
‫داریم باهاش سفر می‌کنیم

07:27.280 --> 07:30.080
‫چطوری سر از اینجا درآوردید،
‫البته اگه دوست دارید بهمون بگید؟

07:30.680 --> 07:33.280
‫چطوری سر از اینجا درآوردیم؟
‫سوال خوبیـه

07:35.080 --> 07:38.960
‫چون گرگ کوچولومون داره بزرگ میشه.
‫تازه ۲۶ سالش شده.

07:41.760 --> 07:45.560
‫تولدت مبارک!

07:45.640 --> 07:49.600
‫با کاروان‌شون دل به جاده زده بودن.
‫یجورهایی براشون سنت بود.

07:50.320 --> 07:52.760
‫پیر بهم نگاه کرد و گفت:

07:53.760 --> 07:55.080
‫«می‌خوای برقصی؟»

08:20.680 --> 08:21.640
‫باهام میای؟

08:24.480 --> 08:25.320
‫آره

08:25.400 --> 08:28.000
‫خیلی وقت بود که تو لاک خودم رفته بودم

08:29.240 --> 08:30.520
‫اون شب، آزاد شدم

08:31.560 --> 08:32.800
‫اون شب، رقصیدم

08:48.480 --> 08:50.440
‫شروع کردیم به... بوسیدن همدیگه

09:05.200 --> 09:07.920
‫میرای داشت با یکی که وسط رقص
‫دیده بودتش دل می‌داد و قلوه می‌گرفت

09:08.800 --> 09:10.240
‫پسره دعوتش کرد خونه‌اش

09:11.600 --> 09:14.280
‫قبل رفتن، ازم پرسید برسونتم یا نه

09:16.680 --> 09:17.520
‫ببخشید؟

09:19.640 --> 09:20.480
‫میرای!

09:23.920 --> 09:25.160
‫می‌خوای تا خونه برسونمت؟

09:29.000 --> 09:30.960
‫یه حرفی به میرای زدم که...

09:31.040 --> 09:32.720
‫تا عمر دارم یادم نمیره

09:35.960 --> 09:37.600
‫«فردا از این کارم پشیمون میشم»

09:39.400 --> 09:41.080
‫فردا از این کارم پشیمون میشم

09:41.600 --> 09:43.920
‫دنیا دو روزه. مگه نه، خوشگلم؟

09:46.840 --> 09:49.400
‫- فردا توی بیمارستان می‌بینمت؟
‫- آره

09:52.640 --> 09:53.480
‫بعدش رفت

09:56.320 --> 09:59.440
‫بعدش پیر اومد جلوتر و در گوشم گفت:

09:59.520 --> 10:01.520
‫«میشه ببرمت یه جای جادویی؟»

10:10.400 --> 10:12.400
‫گوشه به گوشه‌ی خونه رو گشتیم

10:13.320 --> 10:14.760
‫تا اینکه رسیدیم به

10:17.880 --> 10:18.720
‫زیرزمین

10:46.240 --> 10:48.320
‫وایسا، در

10:49.160 --> 10:50.000
‫برو ببندش

10:51.120 --> 10:51.960
‫یالا

10:59.480 --> 11:02.960
‫دقیقاً می‌دونست داره باهام چیکار می‌کنه و...

11:04.040 --> 11:05.560
‫من لذت می‌بردم

11:10.880 --> 11:12.040
‫عاشق بوسیدنتـم

11:28.600 --> 11:29.600
‫عاشق پوستت‌ام

12:05.720 --> 12:06.560
‫صبر کن

12:06.640 --> 12:08.720
‫چیه؟ دلت می‌خواد بریم توی کاروان؟

12:08.800 --> 12:11.000
‫نه، کاندوم داری؟

12:17.600 --> 12:20.960
‫احساس آزادی مطلق می‌کردم

12:21.960 --> 12:23.400
‫صرفاً می‌خواستم

12:24.280 --> 12:25.880
‫باهاش خوش بگذرونم

12:39.680 --> 12:40.880
‫تو خیلی خوشگلی

13:25.640 --> 13:26.840
‫بعد دیدمش

13:27.560 --> 13:29.680
‫می‌خوام...

13:29.760 --> 13:31.040
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

13:35.640 --> 13:37.800
‫- چی؟
‫- ازم فیلم گرفتی؟

13:38.920 --> 13:41.120
‫- فیلم گرفتی دیگه، لاشی
‫- نه، نگرفتم

13:41.200 --> 13:42.640
‫- فیلم گرفتی!
‫- نگرفتم!

13:42.720 --> 13:44.840
‫- فیلم گرفتی ازم
‫- روی ضبط نزده بودم

13:44.920 --> 13:46.400
‫- گوشی رو بده من!
‫- می‌خوایش؟

13:46.480 --> 13:47.840
‫گوشی رو بده من!

13:47.920 --> 13:49.280
‫- گوشی رو می‌خوای؟
‫- آره

13:49.360 --> 13:50.640
‫مؤدبانه بگو

13:52.480 --> 13:54.240
‫- گوشی رو می‌خوای؟
‫- آره

13:54.320 --> 13:55.760
‫- می‌خوای گوشیو؟
‫- آره!

13:55.840 --> 13:57.880
‫گوشی رو می‌خوای دیگه؟ بیا بگیرش

13:58.960 --> 14:00.040
‫این از گوشی

14:01.400 --> 14:02.880
‫- حالا گمشو برو
‫- لاشی

14:02.960 --> 14:04.160
‫- چی گفتی؟
‫- لاشی

14:04.240 --> 14:05.680
‫- جنده
‫- لاشی

14:05.760 --> 14:06.760
‫جنده!

14:09.320 --> 14:10.240
‫گمشو بیرون!

14:11.200 --> 14:12.080
‫لاشی

14:12.160 --> 14:13.840
‫کیفت رو بردار بزن به چاک!

14:15.960 --> 14:17.920
‫برو ردّ کارت. گفتم برو گمشو!

14:19.160 --> 14:20.360
‫اینجا چه خبره؟

14:23.600 --> 14:25.360
‫نگو که انقدر سریع تموم شدی

14:25.440 --> 14:27.760
‫- می‌خواد نیمه‌کاره ول کنه بره
‫- نه

14:28.560 --> 14:30.240
‫بی‌ادبیـه

14:30.760 --> 14:33.440
‫باید کاری که شروع کردی رو تموم کنی

14:33.520 --> 14:34.360
‫چه خبر، پسر؟

14:37.600 --> 14:40.360
‫کار نیمه‌تموم واسه ما معنی نداره.
‫کاری که شروع کردی رو تمومش کن.

14:40.440 --> 14:41.560
‫بذارید برم

14:42.400 --> 14:44.120
‫نگران نباش. می‌خوایم برقصیم

14:44.200 --> 14:45.040
‫بذارید برم

14:46.040 --> 14:48.800
‫می‌خواستم برم اما راه فراری نداشتم

14:48.880 --> 14:50.760
‫- بس کنید!
‫- تکون نخور

14:50.840 --> 14:53.080
‫- وایسید!
‫- محکم نگهش دارید!

14:53.160 --> 14:55.480
‫نمی‌تونستم. کاری... از دستم برنمی‌اومد

15:04.960 --> 15:07.400
‫یکی‌شون شلوارش رو کشید پایین

15:08.000 --> 15:09.480
‫برو تو کارش، پسر!

15:09.560 --> 15:10.760
‫خب، اول من

15:11.400 --> 15:12.280
‫چیکار می‌کنی؟

15:12.360 --> 15:16.360
‫اون موقع یهو پیر یه چیزی گفت که
‫مو به تنم سیخ شد

15:18.760 --> 15:20.920
‫«برو تو صف، اول منـم»

15:22.360 --> 15:23.920
‫ساکت

15:25.520 --> 15:26.520
‫ساکت

15:26.600 --> 15:27.800
‫ساکت

15:27.880 --> 15:29.320
‫گفتم ساکت! ساکت!

15:31.280 --> 15:34.440
‫صدای چندتا دختر رو شنیدم که
‫یهو سروکله‌شون پیدا شده بود

15:38.680 --> 15:39.840
‫- برو دم در مراقب باش
‫- چی؟

15:39.920 --> 15:40.760
‫برو نگهبانی بده

15:40.840 --> 15:43.600
‫همیشه من میرم. خسته شدم دیگه

15:44.200 --> 15:45.640
‫فکر کردم شاید...

15:51.280 --> 15:53.600
‫نه، مهمونی طبقه‌ی بالاست

15:58.160 --> 16:01.720
‫آروم آروم می‌کنم تو. آروم و یواش

16:02.360 --> 16:03.920
‫یالا، رفیق. برو تو کارش!

16:04.000 --> 16:05.760
‫- بجنب!
‫- ایولا!

16:24.360 --> 16:26.080
‫بهم تجاوز کردن، الکس

16:29.320 --> 16:30.160
‫بهم تجاوز کردن

16:31.160 --> 16:32.720
‫هر پنج‌تاشون بهم تجاوز کردن

16:59.360 --> 17:01.720
‫وقتی هم که کارشون تموم شد،
‫همونجا ولم کردن

17:09.520 --> 17:12.800
‫نشستن فیلم‌هایی که با گوشی‌هاشون
‫گرفته بودن رو تماشا کردن

17:17.320 --> 17:18.360
‫من تشنمـه

17:19.360 --> 17:22.640
‫میرم چندتا نوشیدنی بیارم.
‫بازم آبجو می‌خواید؟

17:23.400 --> 17:25.920
‫رفتم گوشیم رو بردارم زنگ بزنم کمک اما...

17:28.280 --> 17:29.120
‫پیر منو دید

17:31.560 --> 17:32.920
‫به قدری ترسیدم که...

17:36.480 --> 17:38.680
‫چیکار می‌کنی، جغله خانم؟

17:39.600 --> 17:41.360
‫...نمی‌تونستم از خودم دفاع کنم

17:42.120 --> 17:44.000
‫رفقا، ببینید کی بیدار شده

17:46.560 --> 17:48.000
‫به این زودی بیدار شدی، عشقم؟

17:48.080 --> 17:51.040
‫بیا، بیا اینجا. بیا اینجا پیش خودمون

17:53.800 --> 17:55.680
‫چقدر تو خوشگلی

17:55.760 --> 17:57.680
‫دیدید؟ اسپانیاییم همچین هم بد نیست

17:58.400 --> 18:00.240
‫خیلی ملوسـه، نه؟

18:01.880 --> 18:04.000
‫آره، استراحت کن. لیاقتش رو داری، عشقم

18:04.600 --> 18:05.840
‫آره، لیاقتش رو داری

18:07.640 --> 18:09.360
‫- نگاه کن
‫- خدایا، چقدر تو خوشگلی

18:12.000 --> 18:13.480
‫آبجو آوردم

18:15.440 --> 18:16.400
‫تشنتـه؟

18:18.480 --> 18:19.800
‫یهو به فکرم رسید که

18:21.600 --> 18:23.160
‫«امکان نداره همچین اتفاقی افتاده باشه»

18:28.120 --> 18:31.400
‫دیگه مغزم نکشید و از حال رفتم

18:32.480 --> 18:34.400
‫نمی‌دونم چقدر بیهوش بودم

18:36.240 --> 18:39.320
‫بعد که بیدار شدم، فکر کردم همه‌چی تموم شده

18:41.800 --> 18:43.560
‫الان‌هاست که بقیه برن

18:48.640 --> 18:50.120
‫سلام، زیبای خفته

18:50.200 --> 18:51.360
‫خوب خوابیدی؟

18:51.440 --> 18:53.720
‫راستی گوشیت رو هم با خودمون می‌بریم

18:56.360 --> 18:57.800
‫صبر کنید

19:00.000 --> 19:00.960
‫اما بعدش...

19:07.840 --> 19:09.760
‫اینم از امشب، حالا من و تو اینجاییم...

19:10.800 --> 19:13.120
‫راستش گمونم هنوزم شق درد دارم

19:15.640 --> 19:18.280
‫یکی‌شون دید که هنوز سیر نشده

19:22.720 --> 19:23.560
‫هیچکس...

19:24.880 --> 19:27.640
‫هیچکس جلوش رو نگرفت و
‫گذاشتن دوباره بهم تجاوز کنه

19:30.840 --> 19:32.200
‫نتونستم تحمل کنم

19:33.680 --> 19:34.800
‫نتونستم تحمل کنم

19:36.960 --> 19:38.160
‫یه بطری برداشتم و

19:39.240 --> 19:42.360
‫کوبوندم تو صورت اون بی‌ناموس

19:56.560 --> 20:00.640
‫همه‌شون زدن زیر خنده تا اینکه
‫متوجه شدن تکون نمی‌خوره

20:01.800 --> 20:03.720
‫رفیق، تِلِپی افتاد رو زمین

20:12.640 --> 20:14.040
‫دادا، حالت خوبه؟

20:18.040 --> 20:19.880
‫برو ببین نفس می‌کِشه یا نه

20:33.000 --> 20:34.320
‫خاک بر سرم، مُرده

20:34.400 --> 20:36.960
‫نمیخواستم همچین اتفاقی بیفته

20:38.520 --> 20:39.360
‫اما

20:40.240 --> 20:41.240
‫حقش بود

20:52.600 --> 20:53.440
‫من...

20:57.560 --> 20:59.640
‫تا آخر عمرم عذاب وجدان دارم

21:02.400 --> 21:04.760
‫- نه، لعنتی!
‫- هی، پسر

21:04.840 --> 21:06.920
‫رفیق، اصلاً خنده‌دار نیست

21:07.000 --> 21:09.920
‫مزه نریز! بس کن!

21:10.520 --> 21:11.480
‫کم کم دیگه...

21:13.400 --> 21:14.640
‫بی‌دست‌وپا شدن

21:14.720 --> 21:16.160
‫نمی‌دونستن چیکار کنن

21:18.400 --> 21:19.560
‫بر پدرت

21:28.640 --> 21:30.080
‫زنیکه‌ی تخمی!

21:32.120 --> 21:33.240
‫داری چیکار می‌کنی؟

21:33.840 --> 21:34.960
‫زنگ می‌زنم آمبولانس

21:35.040 --> 21:37.920
‫زنگ بزنی آمبولانس که به گا می‌ریم.
‫همه‌مون رو به گای سگ میدی!

21:38.000 --> 21:39.520
‫افتاده مُرده ها

21:39.600 --> 21:41.840
‫به نفعتـه زر نزنی، جنده!

21:41.920 --> 21:43.080
‫مهم نیست

21:43.160 --> 21:46.520
‫پلیس که جسدهاشون رو پیدا کنه،
‫ما رو شناسایی می‌کنه

21:46.600 --> 21:48.480
‫به من نگاه کن

21:48.560 --> 21:50.080
‫نباید با خودت می‌آوردیش

21:50.160 --> 21:53.120
‫- برو طناب و چاقو بیار
‫- از کدوم قبرستونی پیدا کنم؟

21:53.200 --> 21:55.840
‫با اون آشفته‌بازاری که بالا به‌پاست،
‫همچین هم کار سختی نیست

21:55.920 --> 21:57.880
‫یالا! راه بیفت!

22:00.440 --> 22:02.240
‫برو یه طناب پیدا کن!

22:03.480 --> 22:04.920
‫چیکار کنیم حالا؟

22:05.680 --> 22:06.840
‫صبر داشته باش!

22:07.520 --> 22:11.520
‫یارویی که رفت طبقه‌ی بالا،
‫با یه چاقو و طناب برگشت

22:12.720 --> 22:14.560
‫پیر بدجور استرس داشت

22:17.040 --> 22:18.000
‫دست‌هاش!

22:18.080 --> 22:20.240
‫نه

22:20.320 --> 22:22.240
‫سعی کردم مقاومت کنم اما پیر...

22:23.040 --> 22:23.920
‫منو زد و

22:25.480 --> 22:26.320
‫گفت:

22:30.040 --> 22:32.480
‫«تکون نخور وگرنه بدتر میشه»

22:32.560 --> 22:34.360
‫تکون نخور وگرنه بدتر میشه

22:34.440 --> 22:35.320
‫نه، توروخدا

22:35.400 --> 22:37.000
‫- نه
‫- انقدر تکون نخور!

22:37.760 --> 22:39.080
‫گفتم انقدر تکون نخور!

22:39.920 --> 22:41.320
‫جنده‌ی هرجایی!

22:42.080 --> 22:43.040
‫دست‌هاش رو نگه دار

22:54.600 --> 22:55.520
‫خودت خواستی

23:51.560 --> 23:53.760
‫تو اون تصویر رو از من دیدی، الکس

23:57.560 --> 23:59.280
‫بعد از تموم اون ماجراها، رفتن

24:00.480 --> 24:01.560
‫منو تنهایی توی اون زیرزمین

24:03.160 --> 24:05.480
‫جلوی اون جنازه

24:06.520 --> 24:07.960
‫ول کردن

24:12.400 --> 24:15.400
‫رفتن یه چیزی بخورن و
‫وقتی هم که برگشتن،

24:15.480 --> 24:17.240
‫میراری داشت به گوشیم زنگ می‌زد

24:24.760 --> 24:26.400
‫رفیقت نگرانت شده

24:28.400 --> 24:32.800
‫بگو مامان و بابات فوت کردن و
‫بعداً بهش زنگ می‌زنی

24:34.840 --> 24:35.920
‫باش

24:36.000 --> 24:37.000
‫هروقت آماده‌ای

24:37.960 --> 24:39.240
‫بگو جواب بدم

24:41.840 --> 24:43.680
‫میراری باور نمی‌کنه

24:45.200 --> 24:46.640
‫همه‌چیزم رو می‌دونه

24:48.560 --> 24:50.160
‫من کسی رو اونجا ندارم

24:51.080 --> 24:53.200
‫کل زندگیم همینجاست

24:58.520 --> 25:00.120
‫خب؟ حالا چه خاکی به سرمون بریزیم؟

25:01.160 --> 25:02.520
‫طبق نقشه پیش میریم

25:03.280 --> 25:04.720
‫بدون هیچ نامه‌ی خداحافظی‌ای؟

25:05.560 --> 25:07.280
‫جسدهان که مهم‌ان

25:09.080 --> 25:10.000
‫جسد نباشه،

25:11.680 --> 25:12.520
‫جرمی هم نیست

25:13.720 --> 25:15.120
‫قرعه‌کشی می‌کنیم

25:19.840 --> 25:21.400
‫هرکی که توپ مشکی به قرعه‌اش بیفته

25:24.200 --> 25:28.200
‫- یانیک، صبر کن. فکر خوبی نیست
‫- اینجوری صدام نکن، کسخل

25:28.280 --> 25:29.240
‫صدات رو می‌شنوه

25:29.840 --> 25:31.800
‫هیچکدوم‌مون اسم واقعی‌مون رو نگفته

25:32.720 --> 25:35.400
‫راست میگه. بهتره به اسم همدیگه رو صدا نکنیم

25:37.040 --> 25:38.640
‫می‌خواستن منو بکشن و

25:40.200 --> 25:42.120
‫جسد رفیق‌شون رو دفن کنن

25:43.520 --> 25:44.640
‫قرعه انداختن

26:33.720 --> 26:34.800
‫التماست رو می‌کنم

26:38.120 --> 26:39.960
‫بذار برم لطفاً

27:49.840 --> 27:52.080
‫اولویت مغز همیشه زنده موندنـه

27:54.000 --> 27:57.400
‫وقتی هوا بهت نرسه،
‫برای حفظ اکسیژن وارد حالت بقا میشه

27:57.480 --> 27:58.720
‫بخاطر همینـه که بیهوش میشی

28:01.560 --> 28:02.480
‫مغز من هم

28:03.800 --> 28:06.480
‫بدنم رو از کار انداخت و
‫اون‌هام خیال کردن مُردم

28:08.200 --> 28:09.120
‫گند بالا آوردن

28:12.120 --> 28:14.040
‫اون حرومزاده‌ها گند بالا آوردن

28:30.520 --> 28:33.440
‫- باهاش چیکار کنیم؟
‫- می‌اندازیمش توی سد

29:59.480 --> 30:01.560
‫- یانیک، چیکار کنیم؟
‫- انقدر اسمم رو نگو!

30:01.640 --> 30:03.960
‫حالا هرچی. ما که بیرونیـم. چیکار کنیم؟

30:05.840 --> 30:09.200
‫- باید همین الان بریم
‫- باید همه‌چی رو جمع و جور کنیم

30:13.200 --> 30:16.760
‫- سد چقدر باهامون فاصله داره؟
‫- دو ساعت. دورترین‌شونـه

30:25.240 --> 30:26.320
‫- لوئیس
‫- بله؟

30:26.920 --> 30:29.160
‫همه‌ی شوینده‌ها رو برداشتی؟

30:29.680 --> 30:33.120
‫بیاید همه‌چی رو تر و تمیز کنیم،
‫بعدش جسدها رو میاریم

30:33.200 --> 30:34.160
‫بجنب

30:34.240 --> 30:35.200
‫بجنبید

30:56.720 --> 30:58.240
‫کمک!

30:59.400 --> 31:00.320
‫کمک!

31:00.840 --> 31:01.680
‫کمک!

31:02.680 --> 31:03.560
‫کمک!

31:04.640 --> 31:05.520
‫کمک!

31:06.600 --> 31:07.640
‫کمک!

31:08.280 --> 31:09.560
‫کمک!

31:10.320 --> 31:12.680
‫کمک!

31:20.680 --> 31:23.760
‫بعد از اینکه دستگیر شدن،
‫فکر می‌کردم قسمت سخت ماجرا تموم شده

31:29.000 --> 31:31.680
‫اما اونجا بود که مجبور شدم
‫دوباره همه رو از نو تجربه کنم...

31:34.840 --> 31:36.120
‫اون هم چندین بار

31:39.200 --> 31:40.040
‫باید مو به مو

31:41.840 --> 31:43.200
‫بهشون می‌گفتم که

31:45.320 --> 31:46.640
‫چطوری بهم تجاوز کردن

31:50.760 --> 31:52.240
‫تا اینکه دادگاه برگزار شد

31:53.920 --> 31:55.880
‫نمی‌فهمم چرا اینجام

31:55.960 --> 31:58.200
‫اوضاع ناخوشی دارم و تحت درمانم

31:58.280 --> 32:02.160
‫درسته که خودش باصراحت نگفته راغب بوده اما...

32:04.360 --> 32:06.480
‫اون شب داشت با هر پنج نفرمون تیک می‌زد

32:08.400 --> 32:11.080
‫از لحظه‌ای که رسید،
‫از زدن مخ‌مون...

32:12.240 --> 32:13.200
‫دست برنداشت تا

32:14.320 --> 32:17.040
‫اینکه بالأخره با یکی‌مون مشغول معاشقه شد

32:18.160 --> 32:21.520
‫بعدش از بقیه‌مون خواست که
‫بریم پیش‌شون و فیلمبرداری کنیم

32:22.200 --> 32:25.160
‫به محض اینکه فهمید داریم فیلمش رو
‫برای بعضی از دوست‌هامون می‌فرستیم،

32:25.240 --> 32:26.600
‫حتماً حس شرمندگی بهش دست داد

32:28.480 --> 32:30.200
‫رفتارش به شدت خشونت‌آمیز شد

32:30.280 --> 32:32.040
‫تموم شب مشغول مشروب خوردن بود

32:32.840 --> 32:34.920
‫خیلی مشروب خورده بود، گل کشیده بود...

32:37.320 --> 32:39.440
‫یه بطری برداشت و بعدش...

32:40.240 --> 32:43.320
‫محکم کوبوند توی صورتش.
‫کارد می‌زدی خونش درنمی‌اومد

32:43.400 --> 32:46.680
‫بدترین لحظه‌ی زندگیم بود که
‫هیچوقت از ذهنم درنمیره

32:46.760 --> 32:47.600
‫کلمنت...

32:49.040 --> 32:51.400
‫خودش منو کشوند توی زیرزمین

32:57.600 --> 32:58.960
‫روزی که شهادت دادن،

32:59.840 --> 33:01.200
‫این دفعه جلوی همه

33:02.960 --> 33:04.240
‫بهم تجاوز کردن

33:04.840 --> 33:05.960
‫اینو یادتون میاد؟

33:06.040 --> 33:09.480
‫محاکمه برای چهار متجاوزی بود که
‫قصد جونم رو کرده بودن و

33:09.560 --> 33:12.000
‫می‌خواستن رفیق مُرده‌شون رو خاک کنن

33:12.080 --> 33:14.120
‫اما وکیل مدافع به سرعت بحث رو منحرف کرد

33:14.200 --> 33:15.040
‫بگید ببینم

33:16.040 --> 33:18.600
‫- اینو یادتونـه؟
‫- بله

33:18.680 --> 33:20.880
‫دیگه حرفی از تجاوز به میون نیاوردن

33:21.480 --> 33:25.120
‫جای اینکه از تجاوز دسته‌جمعی‌شون حرف بزنن،
‫بحث رو به سمت این بردن که

33:26.200 --> 33:27.440
‫آیا من با هدف قتل از
‫اون بطری استفاده کردم یا نه

33:27.520 --> 33:30.760
‫اظهارات این چهار مرد رو تأیید می‌کنید که
‫توی صورتش کوبوندید؟

33:32.560 --> 33:33.400
‫بله

33:34.360 --> 33:36.400
‫بخاطر اینکه دوباره بهم تجاوز نکنه

33:37.000 --> 33:39.160
‫وکیل مدافع اون چهار حرومزاده

33:39.880 --> 33:43.120
‫تونست وجهه‌ی من رو جلوی بقیه خراب کنه

33:46.720 --> 33:48.160
‫کاری کردن که بخاطر دفاع از خودم

33:48.920 --> 33:50.160
‫برای اینکه قربانی بی‌نقصی نبودم

33:52.560 --> 33:54.480
‫احساس گناه کنم

33:55.800 --> 33:57.360
‫باید همچین چیزی باشه

33:58.920 --> 34:00.200
‫تا سزاوار اجرای عدالت باشی

34:03.400 --> 34:04.800
‫هیئت منصفه حرفت رو باور می‌کنه، جودی

34:04.880 --> 34:08.200
‫وقتی تموم ماجرا رو تعریف کردی،
‫از صورت‌شون خوندم

34:09.280 --> 34:11.160
‫اگه اینطوری نباشه چی؟

34:11.240 --> 34:14.640
‫در صورت لزوم درخواست تجدید نظر می‌دیم و
‫بهت قول میدم که بُرد با ماست

34:34.520 --> 34:37.400
‫به نمایندگی از نُه نفر از اعضای هیئت منصفه و

34:37.480 --> 34:39.800
‫پس از بررسی و رأی‌گیری،

34:40.320 --> 34:42.160
‫چهار متهم را به جرم آدم‌ربایی و

34:43.000 --> 34:45.920
‫تجاوز گروهی جودی گارمندیا

34:48.360 --> 34:54.160
‫با شش رأی موافق و سه رأی مخالف،
‫گناهکار اعلام می‌داریم

35:04.440 --> 35:05.280
‫ممنونم

35:08.920 --> 35:10.320
‫محکوم شدن

35:11.960 --> 35:13.400
‫اما زندگیم رو نابود کردن

35:31.160 --> 35:32.560
‫بابا!

35:33.160 --> 35:34.000
‫بابا!

35:40.760 --> 35:41.600
‫بابا!

35:41.680 --> 35:43.040
‫- بابا!
‫- چی شده؟

35:43.120 --> 35:46.040
‫دوباره برونو اونجوری شده. بیا

35:46.120 --> 35:47.720
‫- بجنب
‫- کجاست؟

35:48.960 --> 35:50.880
‫- آروم باش
‫- بدو، بابا. بجنب

35:51.640 --> 35:52.480
‫بجنب

36:22.520 --> 36:23.560
‫رفیق

36:25.960 --> 36:26.800
‫هی

36:27.720 --> 36:28.560
‫پسرم

36:30.080 --> 36:31.840
‫صدام رو می‌شنوی؟ آهای؟

36:33.240 --> 36:34.920
‫نگران نباش. بابایی پیشتـه

36:35.840 --> 36:36.760
‫آروم باش

36:37.600 --> 36:38.840
‫داری چیکار می‌کنی؟

36:38.920 --> 36:40.840
‫بهتره بیدارش نکنیم

36:41.920 --> 36:44.160
‫- سرتاپاش شاشی شده
‫- بسپُرش به من

36:44.240 --> 36:46.080
‫مامان و نیلز هیچوقت همچین کاری نمی‌کردن

36:46.160 --> 36:48.040
‫مامان و نیلز رو چیکار دارم من

36:48.120 --> 36:51.040
‫- همه‌تون یه مُشت دیوونه‌اید!
‫- ناسلامتی باباتم ها

36:51.720 --> 36:52.920
‫صدات رو بیار پایین

36:53.000 --> 36:54.000
‫هرچی تو بگی!

37:26.560 --> 37:28.000
‫نیازی نیست بری

37:34.240 --> 37:36.080
‫تو هم می‌خوای ولش کنی؟

37:36.680 --> 37:37.880
‫چطوری تحملش می‌کنی؟

37:39.000 --> 37:40.920
‫بخاطر بابات نیست که اینجوریم

37:42.680 --> 37:43.520
‫مطمئنی؟

37:45.840 --> 37:46.680
‫مطمئنم

37:53.040 --> 37:54.440
‫بیا اینجا

38:08.840 --> 38:10.160
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

38:13.320 --> 38:14.200
‫البته

38:15.840 --> 38:16.720
‫مشکلش چیه؟

38:21.480 --> 38:22.600
‫می‌ترسی ازش؟

38:23.440 --> 38:24.280
‫آره

38:26.400 --> 38:27.240
‫من هم همینطور

38:28.840 --> 38:31.080
‫مشکلش هرچی که باشه، من کمکش می‌کنم

38:31.680 --> 38:32.520
‫چطوری؟

38:33.040 --> 38:34.880
‫کنارش می‌مونم. نگران نباش

38:36.360 --> 38:37.320
‫تا یکی رو پیدا نکنم که

38:38.960 --> 38:41.040
‫بتونه کمکش کنه دست برنمی‌دارم. قول میدم

38:43.800 --> 38:45.440
‫یه قولی بهم میدی؟

39:00.760 --> 39:01.800
‫هیچوقت نذار...

39:04.120 --> 39:04.960
‫کسی...

39:06.960 --> 39:08.000
‫ساکتت کنه

39:09.280 --> 39:10.120
‫قول میدی؟

39:15.000 --> 39:17.440
‫- دست خودم نبود
‫- آره، می‌دونم

39:18.160 --> 39:19.480
‫تو خواب داشتی راه می‌رفتی

39:21.120 --> 39:23.040
‫خواب و بیدار بودی

39:23.760 --> 39:25.160
‫نگران نباش. چیزی نیست

39:25.760 --> 39:28.920
‫- من هم هم‌سن تو بودم اینجوری می‌شدم
‫- یادت می‌اومد؟

39:29.520 --> 39:30.360
‫چی رو؟

39:32.840 --> 39:34.760
‫من یادمه چی خواب می‌دیدم

39:35.560 --> 39:37.040
‫دوباره همون هیولائه بود

39:40.040 --> 39:41.440
‫همونی که توی غار بود؟

39:44.640 --> 39:46.000
‫می‌خواست اذیت‌مون کنه

39:47.360 --> 39:50.240
‫رو صورتش ماسک کشیده بود

39:53.440 --> 39:54.800
‫با ماسک؟

39:55.440 --> 39:56.360
‫همینجا

39:57.840 --> 39:58.680
‫توی این خونه بود

40:07.560 --> 40:09.280
‫انگار اصلاً خواب و رؤیا نبود

40:09.880 --> 40:10.960
‫خیلی ترسیده بودم

40:11.440 --> 40:13.320
‫- انگار واقعی بود
‫- آره

40:14.200 --> 40:15.040
‫و...

40:16.520 --> 40:18.640
‫قبلاً هم تا حالا همچین ترسی رو حس کردی؟

40:21.960 --> 40:23.920
‫وقتی اینطوری میشه
‫چه حسی بهت دست میده؟

40:24.840 --> 40:26.160
‫انگار که دردسر تو راهـه

40:27.520 --> 40:28.360
‫آها

40:43.840 --> 40:45.680
‫بیا یه کاری بکنیم

40:46.680 --> 40:49.680
‫فعلاً چیزی در این مورد به مامان نمی‌گیم. باشه؟

40:49.760 --> 40:51.920
‫اگه دوباره اینجوری شدی،
‫بهم بگو. باشه؟

40:53.920 --> 40:57.080
‫حالا سعی کن یکم بخوابی.
‫چشم‌هات رو ببند، رفیق.

40:57.160 --> 40:58.000
‫ببندشون

40:59.360 --> 41:00.280
‫آفرین، پسرم

41:08.640 --> 41:09.480
‫هی

41:19.080 --> 41:22.640
‫- بابت امشب معذرت می‌خوام
‫- همیشه همین حرف‌ها رو می‌زنی، بابا

41:22.720 --> 41:24.280
‫ولی هیچ کاری نمی‌کنی

41:45.920 --> 41:48.760
‫همه‌ی بچه‌ها توی یه برهه‌ای خواب هیولا می‌بینن

41:48.840 --> 41:51.120
‫ما هم دوران بچگی‌مون
‫همچین تجربیاتی داشتیم

41:57.600 --> 42:00.400
‫شاید برونو خواب نمی‌بینه

42:04.480 --> 42:06.000
‫شاید چیزی که من می‌بینم رو می‌بینه

42:09.720 --> 42:11.520
‫هیچکس نمی‌تونه آینده رو پیش‌بینی کنه

42:13.200 --> 42:15.240
‫یا گذشته رو ببینه

42:15.320 --> 42:16.680
‫امکان نداشت

42:17.800 --> 42:20.360
‫بدونم دقیقاً چطوری با طناب بسته بودنت،
‫اما دیدم

42:20.960 --> 42:22.160
‫نمی‌تونی مُنکرش بشی

42:23.680 --> 42:25.920
‫شاید توی یکی از کابوس‌هام بهت گفتم

42:27.000 --> 42:30.480
‫شاید وقتی خواب بودی ازم شنیدی و
‫خیال کردی داری خواب می‌بینی

42:30.560 --> 42:31.640
‫توی عالم خواب نبود

42:35.720 --> 42:37.400
‫اما دیگه مهم نیست

42:39.320 --> 42:40.160
‫حالت چطوره؟

42:45.720 --> 42:47.000
‫تو چی؟

42:51.280 --> 42:53.480
‫جفت‌مون اوضاع و احوال درستی نداریم

42:58.440 --> 43:00.240
‫می‌دونم تو نگران برونویی

43:00.960 --> 43:02.640
‫تو هم نگران منی

43:04.400 --> 43:06.960
‫با این مشکل دارم.
‫خودت کم بدبختی نداری.

43:08.360 --> 43:11.600
‫الکس، مشکل اصلی اینـه که
‫دیشب بچه‌ها رو ترسوندی

43:12.920 --> 43:13.760
‫هم پسرت و هم بی

43:21.560 --> 43:22.560
‫جودی

43:25.600 --> 43:26.720
‫الکس

43:30.680 --> 43:31.800
‫جودی، من چیکار کنم؟

43:38.760 --> 43:39.600
‫الکس،

43:41.000 --> 43:41.920
‫فکر کنم...

43:43.880 --> 43:46.240
‫وقتشـه یکی کمکت کنه

43:47.920 --> 43:50.240
‫می‌دونم کی می‌تونه کمکت کنه. باور کن

43:58.800 --> 44:01.320
‫بعد از تموم مصیبت‌هایی که کِشیدم،
‫همیشه...

44:02.760 --> 44:04.680
‫کابوس‌های وحشتناکی می‌دیدم

44:07.040 --> 44:11.280
‫تصمیم گرفتم از تولوز برم و
‫برگردم وطنم، سانتاندر

44:12.760 --> 44:14.640
‫انگار که فرار کردن راه‌حل‌ام بود

44:14.720 --> 44:15.560
‫جودی

45:03.480 --> 45:06.440
‫یکی از همکارهام بهم گفت که
‫اون هم روزهای سختی رو پشت‌سر گذاشته...

45:06.520 --> 45:08.080
‫متوجه شدم حال و روز خوشی نداری

45:08.160 --> 45:10.480
‫...روزهایی بوده که به‌زور
‫از رختخواب می‌اومد بیرون

45:11.960 --> 45:13.840
‫تا اینکه رفت پیش یه روانپزشک

45:15.080 --> 45:16.080
‫دکتر کافمن

45:17.360 --> 45:18.440
‫رفتم دیدنش

45:19.920 --> 45:23.320
‫مهم‌ترین تصمیمی بود که تو کل زندگیم گرفتم

45:24.200 --> 45:25.800
‫زندگیم رو بهش مدیونم

45:35.880 --> 45:38.160
‫جودی گارمندیا؟ تشریف میارید؟

45:38.240 --> 45:41.240
‫روشش فشرده‌ست.
‫بعد یک ماه، اون هیولاها رو فراموش کردم.

45:41.320 --> 45:42.600
‫بهتر شدم

45:43.680 --> 45:44.800
‫آروم‌ترم

45:46.560 --> 45:48.640
‫راحت‌تر می‌خوابم

45:49.600 --> 45:53.600
‫- کابوس‌ها هنوز...
‫- کابوس‌ها هیچوقت از بین نمیرن، جودی

45:53.680 --> 45:54.680
‫شاید تا همیشه هم بمونن

45:56.640 --> 45:59.920
‫باید درک کنی که کابوس‌ها زخم‌هایی از
‫یک جراحت خیلی بزرگ‌ان

46:02.000 --> 46:02.840
‫راست می‌گفت

46:03.960 --> 46:07.040
‫اما بعد از مدت‌ها، برای اولین بار،
‫آماده‌ی پشت‌سر گذاشتن همه‌چیز بودم

46:14.080 --> 46:16.680
‫از شغلم استعفا دادم.
‫از آپارتمان نقل مکان کردم.

46:17.960 --> 46:20.600
‫فقط یه چندتا چیزم رو نگه داشتم و
‫رفتم تا خودم رو پیدا کنم

46:47.960 --> 46:51.320
‫اما برای شروع دوباره،
‫لازم بود که جودیِ جدیدی بسازم

47:05.240 --> 47:06.080
‫پیاده‌روی کردم

47:07.440 --> 47:08.440
‫تنهایی سفر رفتم

47:09.360 --> 47:10.560
‫هیچ مقصدی نداشتم

47:12.680 --> 47:14.160
‫نه توی سفرهام و نه زندگیم

47:16.640 --> 47:18.320
‫شروع کردم دوباره خودم رو از نو ساختن

47:18.840 --> 47:19.760
‫کم کم،

47:20.760 --> 47:21.600
‫با صبر و حوصله

47:31.360 --> 47:33.160
‫هر قدمی که رو به جلو برمی‌داشتم،

47:33.920 --> 47:37.000
‫حس می‌کردم داشتم تموم بلاهایی که
‫به سرم اومده رو پشت‌سر می‌ذارم

47:38.040 --> 47:41.600
‫جای اون زخم‌ها مونده بود
‫اما داشتن من رو به آدم دیگه‌ای تبدیل می‌کردن

48:02.520 --> 48:05.880
‫تا اینکه یه روز، با کسی آشنا شدم که
‫من رو از درون تغییر داد

48:14.960 --> 48:16.800
‫هی! بیا اینجا!

48:18.480 --> 48:19.520
‫یالا، دختر!

48:25.480 --> 48:28.920
‫توی مزرعه‌ای زندگی می‌کردن که خودشون
‫توی دل طبیعت بازسازی کرده بودنش

48:29.440 --> 48:31.760
‫دعوتم کردن یه چند روزی پیششون باشم

48:36.360 --> 48:38.800
‫یه بهشت دورافتاده که باعث رشد و نمو

48:39.640 --> 48:40.720
‫جسم و روح‌شون می‌شد

48:47.160 --> 48:51.200
‫همونجا با آرورا آشنا شدم.
‫به مرور با همدیگه صمیمی شدیم.

48:51.280 --> 48:53.600
‫- سه‌تا تخم‌مرغ، آرورا
‫- سه‌تا؟ عالیـه

48:54.360 --> 48:57.200
‫ترسم ریخت و کم‌کم احساس امنیت بهم دست داد

48:57.920 --> 48:59.040
‫شیر و کلوچه

48:59.680 --> 49:01.240
‫داستان رو فقط برای آرورا تعریف کردم

49:05.240 --> 49:08.720
‫آرورا دعوتم کرد برم زادگاه‌اش،
‫یه شهر ساحلی کوچیک

49:09.680 --> 49:11.640
‫اونجا، زمان جور دیگه‌ای می‌گذشت

49:17.360 --> 49:18.560
‫- محشره
‫- نه؟

49:21.640 --> 49:26.160
‫آرورا یه مسافرخونه داشت اما می‌خواست
‫بازنشسته بشه و یه روزی به تنریفه بره

49:27.200 --> 49:30.800
‫باز نظرت رو درمورد تزئین ورودی بهم بگو

49:35.440 --> 49:36.280
‫صبح بخیر

49:36.360 --> 49:39.480
‫رفتم چندهفته‌ای اونجا بمونم که شد چندسال

49:39.560 --> 49:41.640
‫اتاق شماره‌ی پنج مال شماست

49:42.120 --> 49:43.200
‫- عالیه
‫- خوش اومدید

49:43.280 --> 49:44.480
‫- روز خوش
‫- ممنون

49:44.560 --> 49:45.400
‫صبح بخیر

49:46.400 --> 49:48.440
‫کم کم مسئولیت‌های بیشتری بهم داد

49:49.320 --> 49:53.040
‫اجازه داد مِنو براش بنویسم.
‫ترتیب کارگاه‌های یوگا رو دادیم.

49:54.120 --> 49:56.800
‫قبل از اینکه به خودم بیام،
‫زندگی جدیدی رو برای خودمون رقم زده بودیم

50:05.400 --> 50:06.560
‫خونه‌ی تو

50:10.480 --> 50:11.600
‫ممنونم، آرورا

50:31.240 --> 50:35.920
‫« مسافرخونه‌ی جودی »

50:37.000 --> 50:38.320
‫خودم رو توی ترمور جا کرده بودم

50:39.360 --> 50:40.200
‫آرامش و

50:40.880 --> 50:42.000
‫چند نفری هم دور و برم

50:47.680 --> 50:50.400
‫بهترین مکان برای اینکه
‫حواسم باشه کی وارد زندگیم میشه

51:00.400 --> 51:02.120
‫تمرکزم رو روی شاد بودنم گذاشتم

51:02.840 --> 51:05.320
‫تنها آرزوم این بود که
‫از هر روزم لذت ببرم

51:05.400 --> 51:06.360
‫روز خوش

51:13.880 --> 51:15.400
‫تا چهار ماه پیش

51:16.400 --> 51:17.680
‫- سلام
‫- سلام

51:18.320 --> 51:20.080
‫اتاق خالی نداریم

51:20.160 --> 51:22.720
‫صرفاً می‌خواستم بدونم اینترنت دارید اینجا یا نه؟

51:22.800 --> 51:25.000
‫همسایه‌هام گفتن اینجا اینترنت هست

51:25.080 --> 51:26.680
‫آره، همراهم بیاید

51:27.440 --> 51:30.160
‫- راستی، من جودی‌ام
‫- الکس. از دیدنت خوشحالم

51:33.760 --> 51:35.960
‫- نگاه کن، می‌تونی اینجا بشینی
‫- ممنونم

51:36.040 --> 51:37.280
‫- سلام
‫- سلام، حالتون چطوره؟

51:37.360 --> 51:41.040
‫روزی که باهم آشنا شدیم،
‫حسی بهم دست داد که مدت‌ها بود حس نکرده بودم

52:01.680 --> 52:05.160
‫قبل از کافمن،
‫نمی‌تونستم با هیچ مردی تنها باشم

52:13.320 --> 52:17.000
‫اون گفتگو باعث شد جوری درد دل کنم که
‫تا حالا تو عمرم نکرده بودم

52:17.080 --> 52:18.440
‫واسه همین شهره

52:19.440 --> 52:20.640
‫امیدوارم خوب باشه

52:22.640 --> 52:25.600
‫بحث‌مون تا خود طلوع آفتاب ادامه پیدا کرد

52:34.840 --> 52:37.680
‫دوتا غریبه‌ای که یهویی باهم ارتباط گرفته بودن،

52:38.720 --> 52:40.960
‫با اینکه هردومون سعی داشتیم مخفیش کنیم

52:43.360 --> 52:44.440
‫نه! مراقب باش

52:44.520 --> 52:47.520
‫تو اومدی ترمور تا تصمیم بگیری
‫با زندگیت چیکار کنی

52:48.240 --> 52:49.200
‫گم شده بودی

52:50.680 --> 52:52.640
‫دقیقاً مثل حال من،
‫روز اولی که اومدم اینجا

52:55.960 --> 52:58.000
‫وقتی از خودم می‌پرسم: «چرا تو؟»

52:59.680 --> 53:01.240
‫جوابش خیلی ساده‌ست

53:05.080 --> 53:06.480
‫چون درکت کردم

53:46.640 --> 53:48.760
‫تو قوی‌ترین زنی هستی که می‌شناسم

53:51.280 --> 53:53.200
‫مامانت خیلی بهت افتخار می‌کرد

53:56.520 --> 53:57.960
‫کافمن همیشه می‌گفت...

53:59.000 --> 54:00.720
‫ما همه به یه اندازه توانمندیم

54:04.400 --> 54:06.880
‫اما باید قدرتت رو اینجا پیدا کنی

54:20.040 --> 54:22.680
‫می‌ترسی حرفی بزنه که
‫دلت نمی‌خواد بشنوی؟

54:26.760 --> 54:30.200
‫اگه تصمیم بگیری نری و
‫همه‌چی رو به بسپُری به زمان،

54:31.160 --> 54:34.160
‫ممکنه خودت مسبب درد و
‫رنجی بشی که داری ازش فرار می‌کنی

54:38.160 --> 54:39.400
‫وقتت رو تلف نکن

55:17.640 --> 55:19.560
‫« برای استرلا »

56:31.760 --> 56:32.880
‫خودت ساختیش؟

56:44.240 --> 56:45.360
‫یالا، دوباره

57:23.400 --> 57:24.520
‫- هی!
‫- بابابزرگ!

57:26.120 --> 57:27.920
‫- حالتون چطوره؟
‫- خوبیم

57:28.000 --> 57:31.600
‫بالأخره اومدی؟ واسه پیرمردی
‫مثل تو کار شاقّیـه، آقا

57:31.680 --> 57:35.240
‫خوبیِ نقشه‌ی خوب داشتن اینـه که
‫هیچوقت راهت رو گم نمی‌کنی

57:36.040 --> 57:38.480
‫می‌بینم که سری به سلمونی شهر هم نزدی

57:38.560 --> 57:39.440
‫نه والا

57:40.840 --> 57:41.880
‫من جودی‌ام

57:43.160 --> 57:44.360
‫تو همون دوستشی

57:45.440 --> 57:47.120
‫- از دیدنت خوشحالم
‫- با همدیگه‌ان

57:47.200 --> 57:49.320
‫- از خبرها عقبی
‫- هی

57:50.160 --> 57:52.200
‫- چی داری میگی؟
‫- بیاید بریم

57:57.360 --> 58:00.000
‫- کجا می‌برید منو؟
‫- بریم خونه رو نشونت بدیم

58:07.440 --> 58:08.280
‫باشه

58:09.400 --> 58:12.880
‫موقتیـه، خب؟
‫تا وقتی که خط تلفن بگیریم

58:12.960 --> 58:16.120
‫دیگه نیازی نیست چیزی پیش اومد
‫تا فانوس دریایی برید

58:16.200 --> 58:19.160
‫- باز میگی من تو عهد بوق موندم
‫- ساز و کارش یادته؟

58:19.760 --> 58:23.000
‫همون اولین بار فهمیدم.
‫دیگه نیازی به توضیح دوباره نیست.

58:23.080 --> 58:24.200
‫مطمئنی؟

58:24.280 --> 58:25.880
‫- بیخیال
‫- باش

58:25.960 --> 58:28.720
‫شام توی یخچالـه.
‫همه‌جور غذا هست.

58:28.800 --> 58:32.240
‫فردا زیرزمین رو تعمیر می‌کنن.
‫نرو پایین، خیلی کثیف کاریـه

58:32.320 --> 58:33.160
‫الکس

58:34.560 --> 58:36.320
‫نگران ما نباش

58:37.360 --> 58:38.200
‫ولی تو چی؟

58:39.240 --> 58:40.240
‫نگرانت نباشیم؟

58:41.440 --> 58:43.320
‫آره گمونم

58:44.280 --> 58:46.280
‫خوبـه با یکی صحبت کنم...

58:47.440 --> 58:49.800
‫یکی که اطلاعات بیشتری تو این زمینه داره

58:49.880 --> 58:50.720
‫آره

58:50.800 --> 58:53.800
‫جودی خوب می‌شناسدش؟
‫منظورم دکتره‌ست

58:55.520 --> 58:56.640
‫چی؟

58:58.640 --> 59:02.600
‫بخاطر چیزهایی که با مادرت پشت‌سر گذاشتیم میگم.
‫از این دکتر به اون دکتر.

59:02.680 --> 59:05.520
‫هرکدوم‌شون هم یه نظریه و
‫برنامه‌ی درمانی‌ای داشتن

59:06.200 --> 59:08.520
‫دیگه از دست همه‌شون خسته شده بودم، الکس

59:09.200 --> 59:10.760
‫خیال می‌کنن همه‌چی‌دون‌ان

59:10.840 --> 59:13.880
‫سر مامانت، بدون هیچ دانشی،
‫حدس و گمانه‎‌زنی‌های زیادی داشتن...

59:14.400 --> 59:17.480
‫خیال می‌کردم تو هم به اندازه‌ی من مأیوسی

59:18.440 --> 59:19.280
‫اما، بگذریم...

59:20.360 --> 59:21.400
‫می‌خوام تلاشم رو بکنم

59:22.600 --> 59:25.120
‫- اگه فکر می‌کنی فکر خوبیـه...
‫- تصمیمم رو گرفتم

59:25.200 --> 59:27.880
‫- تو هم بهش احترام بذار
‫- البته، پسرم

59:29.400 --> 59:33.840
‫اما خب، اگه خواستی درمورد مامانت
‫یا دوران بچگیت و یا هرچیز دیگه‌ای

59:33.920 --> 59:36.600
‫با دکترت صحبت کنم...

59:39.320 --> 59:40.360
‫ممنونم، بابا

59:45.280 --> 59:47.760
‫راستش می‌خوام یه درخواستی ازت بکنم

59:48.920 --> 59:49.800
‫چی؟

59:50.400 --> 59:52.600
‫لطفاً برونو رو قاتی این قضایا نکن

59:52.680 --> 59:56.320
‫پائولا می‌برتش پیش یه روانپزشک و
‫دچار وحشت شبونه میشه...

59:56.400 --> 59:58.240
‫وحشت شبونه نیست

59:58.840 --> 01:00:03.360
‫صرفاً یه بچه‌ست که از باباش دوره و
‫باباش توی یه کشور دیگه زندگی می‌کنه

01:00:03.440 --> 01:00:04.840
‫- بابا...
‫- الکس

01:00:06.480 --> 01:00:07.440
‫باید بریم

01:00:07.520 --> 01:00:10.120
‫- یک ساعت طول می‌کشه تا برسیم سانتاندر
‫- خیلی‌خب

01:00:13.320 --> 01:00:14.160
‫بابا

01:00:15.200 --> 01:00:16.760
‫وحشت شبونه نیست

01:00:17.440 --> 01:00:18.760
‫خودت هم خوب می‌دونی

01:00:20.080 --> 01:00:24.160
‫اگه وقتی توی بچگیم که خوابگردی می‌کردم،
‫بیشتر بهم توجه می‌کردی،

01:00:24.240 --> 01:00:26.680
‫شاید هیچوقت دستم رو با
‫پیانو نمی‌شکستم

01:00:32.520 --> 01:00:34.640
‫پاشو، بریم با بچه‌ها خداحافظی کنم

01:00:37.360 --> 01:00:39.360
‫رفقا، من دارم میرم

01:00:41.240 --> 01:00:42.520
‫پاتو وردار، پسر

01:00:49.440 --> 01:00:51.320
‫- هنوزم از دستم عصبانی‌ای؟
‫- نه

01:00:52.160 --> 01:00:53.680
‫مؤدب باشید، خب؟

01:00:55.480 --> 01:00:56.840
‫مراقب بابابزرگ هم باشید

01:00:57.480 --> 01:00:59.320
‫میشه موقع تلویزیون تماشا کردن بخوابیم؟

01:00:59.960 --> 01:01:00.840
‫نه

01:01:00.920 --> 01:01:02.920
‫- بیخیال دیگه، اجازه بده
‫- نه

01:01:03.000 --> 01:01:05.360
‫وقتی برگشتی، می‌تونی
‫بغل‌مون کنی ببری‌مون طبقه بالا

01:01:05.440 --> 01:01:06.280
‫نخیر

01:01:06.880 --> 01:01:08.520
‫- چرا خب؟
‫- چون همینـه که من میگم

01:01:09.600 --> 01:01:10.560
‫باش

01:01:11.960 --> 01:01:12.800
‫قبولـه

01:01:20.240 --> 01:01:21.480
‫نه!

01:01:22.640 --> 01:01:24.160
‫نه

01:01:24.240 --> 01:01:25.160
‫یه بوس بدید!

01:01:26.080 --> 01:01:26.920
‫بیاید اینجا

01:02:08.040 --> 01:02:09.400
‫سعی کن یکم بخوابی

01:02:53.360 --> 01:02:54.200
‫الکس

01:02:57.120 --> 01:02:58.080
‫نگران نباش

01:03:23.520 --> 01:03:24.640
‫آقای د لا فونته؟

01:03:26.800 --> 01:03:29.080
‫ویکتوریا کافمن هستم. تشریف میارید؟

01:03:32.960 --> 01:03:34.080
‫- حالتون چطوره؟
‫- خوبم

01:03:35.880 --> 01:03:40.280
‫گوش بدید، آقای د لا فونته،
‫نمیگم که مسئله‌ی شما... غیرعادیـه

01:03:41.960 --> 01:03:45.280
‫موارد مشابه وضعیت‌تون رو شنیدم
‫اما بیشتر جسته گریخته بوده

01:03:46.200 --> 01:03:48.600
‫وضعیت شما... شبیه یه اپرای بزرگـه

01:03:49.760 --> 01:03:51.560
‫مغز جالبی داری

01:03:51.640 --> 01:03:53.640
‫درمورد مامانم هم همین رو می‌گفتن

01:03:54.800 --> 01:03:57.480
‫چیزی که تو اسمش رو گذاشتی «بصیرت»

01:03:58.360 --> 01:04:02.080
‫چیزی نیست جز توجیهی که
‫مغزت بنا به دلایلی،

01:04:02.160 --> 01:04:04.520
‫برای خوابگردی‌هات سرهم می‌کنه

01:04:05.280 --> 01:04:06.440
‫«بنا به دلایلی»؟

01:04:07.840 --> 01:04:10.640
‫آقای د لا فونته، شما می‌خوای بدونی
‫چه اتفاقی داره برات میفته و

01:04:10.720 --> 01:04:12.320
‫من هم درک‌تون می‌کنم

01:04:12.400 --> 01:04:13.960
‫اما ما تازه باهم آشنا شدیم

01:04:15.400 --> 01:04:18.520
‫هنوز نفهمیدم چرا مغزت
‫داره باهات بازی می‌کنه

01:04:18.600 --> 01:04:20.680
‫چیزی که می‌تونم با اطمینان بهت بگم

01:04:20.760 --> 01:04:23.720
‫اینـه که توی زندگی همه‌چی یه توجیه علمی داره

01:04:23.800 --> 01:04:25.000
‫همچین باوری دارید؟

01:04:28.400 --> 01:04:29.720
‫شما مرد ایمان هستید

01:04:30.480 --> 01:04:31.520
‫یا علم؟

01:04:34.360 --> 01:04:37.880
‫نیازی نیست الان جوابم رو بدی.
‫سوال می‌پرسم که روش فکر کنی.

01:04:40.040 --> 01:04:42.920
‫اسم کتاب تفسیر خواب فروید به گوشت خورده؟

01:04:43.000 --> 01:04:43.840
‫نه

01:04:43.920 --> 01:04:46.400
‫یه داستانی توی این کتاب هست که
‫میگه یه مرد معمولی

01:04:46.480 --> 01:04:49.840
‫همیشه خواب درمان حیوانات
‫به وسیله‌ی گیاهان دارویی رو می‌بینه که

01:04:49.920 --> 01:04:52.280
‫وقتی بیدار میشه اسمش رو بخاطر میاره

01:04:52.360 --> 01:04:54.120
‫سرخس دیواری جودانه

01:04:54.920 --> 01:04:58.000
‫بعدش متوجه میشه که
‫نه تنها همچین اسمی وجود نداره،

01:04:58.080 --> 01:05:01.080
‫بلکه اسم یه گیاه داروییـه

01:05:01.160 --> 01:05:02.680
‫نکته‌ی اخلاقیش چیه اون‌وقت؟

01:05:03.280 --> 01:05:04.680
‫شونزده سال قبل،

01:05:05.200 --> 01:05:07.800
‫ذهن اون مرد،
‫وقتی که داشته به سوئیس سفر می‌کرده،

01:05:07.880 --> 01:05:11.800
‫اسم اون گیاه رو ثبت و ذخیره کرد و
‫بعدش فراموشش کرد

01:05:11.880 --> 01:05:13.200
‫تا اینکه یه شب،

01:05:13.680 --> 01:05:16.360
‫وقتی که ذهنش داشته یه خواب جدیدی می‌ساخته،

01:05:16.440 --> 01:05:19.360
‫این اسم رو از گوشه‌ی ذهنش می‌کِشه بیرون تا

01:05:19.440 --> 01:05:22.640
‫توی اون حالت روانی متبلورش کنه

01:05:23.720 --> 01:05:25.440
‫سرخس دیواری جودانه

01:05:27.080 --> 01:05:28.320
‫بی‌سابقه نیست

01:05:28.840 --> 01:05:31.120
‫اولین چیزی هم که همیشه به ذهن می‌رسه

01:05:31.200 --> 01:05:32.880
‫توجیه فراطبیعیـه

01:05:33.680 --> 01:05:35.840
‫زندگی‌های گذشته، تناسخ...

01:05:36.560 --> 01:05:40.640
‫حتی الهامات آخرالزمانی، همون چیزی که
‫فکر می‌کنی درگیرشی

01:05:42.480 --> 01:05:43.640
‫اما چرا من؟

01:05:46.120 --> 01:05:50.040
‫شاید شانس شما نسبت به
‫اکثر مردم بیشتر بوده

01:05:50.640 --> 01:05:53.560
‫توی مقوله‌ی شما،
‫بحث‌مون روی ذهنی خلاقـه که

01:05:53.640 --> 01:05:59.160
‫عادت به توجیه احساسات عمیق و ناخودآگاه

01:05:59.240 --> 01:06:02.080
‫به واسطه‌ی چیزی انتزاعی
‫به اندازه‌ی نوت‌های موسیقی داره

01:06:03.080 --> 01:06:05.440
‫البته تصادفت رو از قلم نندازیم

01:06:05.520 --> 01:06:08.240
‫عوارض شوک الکتریکی توی مغزت

01:06:08.320 --> 01:06:11.400
‫می‌تونه منشأ این الهامات افراطی باشه

01:06:12.080 --> 01:06:14.840
‫با توجه به شکلی که به خودشون می‌گیرن،

01:06:15.680 --> 01:06:16.800
‫نمادگرایی‌شون...

01:06:18.600 --> 01:06:21.320
‫می‌تونیم یک سال تموم رو
‫برای تلاش برای درک‌شون

01:06:22.200 --> 01:06:24.200
‫اختصاص بدیم

01:06:26.320 --> 01:06:29.200
‫مورد شما اصلاً پیش‌پاافتاده نیست، آقای د لا فونته

01:06:31.320 --> 01:06:33.400
‫تنها کاری که از دست‌تون برمیاد همینـه؟

01:06:37.040 --> 01:06:39.200
‫تا حالا اسم هیپنوتیزم بالینی
‫به گوش‌تون خورده؟

01:06:40.360 --> 01:06:43.680
‫- می‌خواید هیپنوتیزمم کنید؟
‫- تموم مدت هشیار هستید

01:06:47.680 --> 01:06:49.160
‫یکمی تنش داری، الکس

01:06:50.160 --> 01:06:51.520
‫سعی کن آروم باشی، خب؟

01:06:55.400 --> 01:06:56.240
‫عالیـه

01:06:56.720 --> 01:06:58.560
‫ضربان قلبت داره تثبیت میشه

01:07:00.560 --> 01:07:02.680
‫نذار این چیزها روت تأثیر بذارن

01:07:02.760 --> 01:07:04.360
‫درواقع، کار سختی هم نیست

01:07:04.440 --> 01:07:09.080
‫فقط باید دوتا کار انجام بدی؛
‫آروم باشی و بذاری هدایتت کنم

01:07:11.440 --> 01:07:12.760
‫هدایتم کنی؟ به کجا؟

01:07:15.160 --> 01:07:18.800
‫هنوز شروع نکردیم و همینجوریش
‫داری هردوتا کار رو اشتباه انجام میدی

01:07:18.880 --> 01:07:20.280
‫آروم باش لطفاً

01:07:23.160 --> 01:07:25.360
‫ازت می‌خوام که بذاری ذهنت خالی بشه

01:07:25.880 --> 01:07:28.360
‫تموم توجه‌ات رو بذار روی چراغ‌ها

01:07:30.840 --> 01:07:33.240
‫می‌خوام خودت رو جلوی یه در تصور کنی

01:07:35.680 --> 01:07:36.760
‫عجله‌ای نیست

01:07:42.840 --> 01:07:44.080
‫در رو می‌بینی؟

01:07:44.160 --> 01:07:45.040
‫آره

01:07:45.120 --> 01:07:47.040
‫تو جلوی یه در وایسادی

01:07:48.120 --> 01:07:51.040
‫پشت این در،
‫خاطره‌ای هست که خودت می‌خوای

01:07:52.120 --> 01:07:53.840
‫یه خاطره از زندگیت رو انتخاب کن

01:07:54.440 --> 01:07:57.960
‫من تا سه می‌شمرم و
‫تو در رو باز می‌کنی

01:07:58.960 --> 01:08:00.760
‫- متوجه شدی؟
‫- بله

01:08:01.360 --> 01:08:03.360
‫هر خاطره‌ای انتخاب بکنی،

01:08:03.960 --> 01:08:07.320
‫پشتِ این در،
‫به حقیقت پی می‌بریم

01:08:08.840 --> 01:08:10.240
‫حالا شروع می‌کنیم

01:08:11.120 --> 01:08:11.960
‫یک

01:08:14.240 --> 01:08:15.160
‫دو

01:08:16.800 --> 01:08:18.040
‫سه

01:08:26.840 --> 01:08:29.680
‫اگه شما یا کسی که می‌شناسید
‫خشونت جنسی را تجربه کرده،

01:08:29.760 --> 01:08:33.240
‫می‌تونید در سایت مذکور اطلاعات و
‫پشتیبانی دریافت نمایید
