WEBVTT

00:30.781 --> 00:32.561
‫باید باهام میومدی

00:33.611 --> 00:35.441
‫می‌تونستیم یه فکری براش بکنیم

00:36.701 --> 00:40.161
‫- من می‌تونستم کمکت کنم
‫- حرف نباشه. نگهشون دار واسه بازجویی

00:41.291 --> 00:45.081
‫می‌دونم چی‌کار کردی.
‫داشتم گوش می‌کردم،‌ سید

00:46.501 --> 00:48.711
‫این مأموریت مایه‌ی رستگاری منـه

00:48.711 --> 00:53.301
‫و حاضرم برای تحققش، همه‌چیزم رو فدا کنم

00:53.881 --> 00:55.281
‫شما چطور؟

00:55.281 --> 00:57.761
‫فرانک، یه مسئله‌ای پیش اومده

00:57.761 --> 00:59.181
‫خیلی خب... دیگه کاری نداریم

01:02.601 --> 01:03.931
‫بریگز، چی شده؟

01:09.661 --> 01:12.731
‫چطوری گذاشتی به همین راحتی دست‌گیرت کنن؟

01:12.731 --> 01:13.941
‫خبر دارن؟

01:13.941 --> 01:15.241
‫فقط یه کار داشتی

01:15.241 --> 01:17.701
‫درمورد ما خبر دارن؟

01:17.701 --> 01:21.271
‫نه هنوز. تو فقط ساکت بمون.
‫بسپارش به خودم

01:24.901 --> 01:27.671
‫من فکر می‌کردم سازمان داره بهش دستورات میده

01:27.671 --> 01:29.291
‫این مأموریت تو بود

01:29.291 --> 01:31.841
‫از سوئیچ تخریب خبر داشتی.
‫از آرشیو خبر داشتی

01:31.841 --> 01:35.261
‫می‌دونستی مرگ مگه اون رو فعال می‌کنه

01:35.261 --> 01:39.681
‫تو باعث سقوط اون هواپیما شدی.
‫تو اون آدما رو کشتی

01:39.681 --> 01:41.601
‫اما گوش کن چی میگم

01:41.601 --> 01:45.271
‫با کشتن من به چیزی که می‌خوای، نمی‌رسی

01:49.521 --> 01:52.481
‫شاو، فرانک هستم.
‫الان اسکافیلد پیشتـه؟

01:52.481 --> 01:55.191
‫باید اون رو فوراً از زندانی جدا کنی...

04:04.121 --> 04:07.001
‫« آخرین مرز »

04:52.741 --> 04:54.741
‫گندش بزنن

04:58.381 --> 05:01.001
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم بهت آسیب برسونم

05:10.141 --> 05:13.921
‫« یک ماه پیش »

05:15.021 --> 05:17.201
‫« پاریس، فرانسه »

05:26.401 --> 05:29.491
‫بیا فردا این‌قدر تو رخت‌خواب بمونیم که
‫دیگه تحمل‌مون تموم شه

05:30.121 --> 05:32.991
‫می‌‌خوام ببینم چقدر می‌تونیم بخوابیم

05:35.661 --> 05:37.291
‫خوشحالم اینجایی

05:38.121 --> 05:40.501
‫ببخشید اون موقع زیادی شلوغش کردم

05:40.501 --> 05:42.251
‫می‌فهمم،‌ اشکالی نداره

05:42.251 --> 05:44.091
‫من با اسم مستعار اومدم

05:44.091 --> 05:47.001
‫و تا اونجایی که لانگلی خبر داره،

05:47.001 --> 05:50.001
‫رفتم به دیدن یه کارگزار توی لوکزامبورگ

05:54.601 --> 05:56.041
‫تموم شد

05:56.041 --> 05:57.391
‫این هم از انگشت شست من

05:57.391 --> 05:58.481
‫همم

05:58.481 --> 06:00.771
‫می‌خوام هر بار که می‌بینیش،
‫به یاد من بیفتی

06:02.111 --> 06:03.801
‫رنگ خوبی هم زدی

06:08.911 --> 06:10.871
‫به چی داری فکر می‌کنی؟

06:10.871 --> 06:13.081
‫به خودمون

06:13.081 --> 06:14.371
‫آینده‌مون

06:14.371 --> 06:15.411
‫خب؟

06:16.001 --> 06:18.791
‫می‌خوام آینده داشته باشیم

06:18.791 --> 06:20.251
‫به خاطر الیزابت میگی؟

06:20.251 --> 06:22.671
‫اونا می‌خواستن بکشنش، سید.
‫حذفش کنن

06:23.501 --> 06:26.131
‫این کاریـه که اونا می‌کنن...

06:26.131 --> 06:28.011
‫...وقتی کارگزارها دردسرساز میشن

06:28.011 --> 06:29.551
‫تو دردسری نداری

06:29.551 --> 06:33.101
‫خب، الان شاید نه. اما موقعی که
‫تاریخ مصرفم تموم شد چی؟

06:33.581 --> 06:35.681
‫بهم تندیس که نمیدن

06:35.681 --> 06:36.851
‫من زیادی می‌دونم

06:36.851 --> 06:39.731
‫حالا می‌‌خوای چی‌کار کنی؟
‫برو تو یه ساحل تو گوا زندگی کنی؟

06:39.731 --> 06:42.551
‫آره، چرا که نه؟
‫شاید هم تونستیم اهرم فشار پیدا کنیم

06:44.071 --> 06:45.361
‫این خطر داره

06:45.361 --> 06:46.531
‫داشتن نقشه‌ی خروج؟

06:46.531 --> 06:49.401
‫نه. چک و چونه زدن با آژانس

06:50.701 --> 06:52.411
‫جدی میگم،‌ لیوای

06:52.411 --> 06:53.851
‫باید بهم اعتماد کنی

07:00.041 --> 07:01.421
‫الو

07:02.171 --> 07:03.751
‫چی؟ کِی؟

07:05.341 --> 07:06.501
‫خیلی خب

07:09.091 --> 07:10.511
‫کی بود؟

07:18.431 --> 07:21.101
‫خانم اسکافیلد، جیمز بیل هستم

07:21.101 --> 07:22.234
‫ایشون طارق حمدی هستن،

07:22.259 --> 07:24.301
‫ کارگزار محلی‌مون که عملیات اینجا رو
‫انجام میدن

07:24.301 --> 07:25.361
بازداشت شده؟

07:25.361 --> 07:27.151
‫بله، خانم. ۴ ساعت پیش

07:27.151 --> 07:28.741
‫رمز عبور رو بلد بود

07:28.741 --> 07:31.321
‫یه پاسپورت روسیِ دولتی همراهش بود و

07:31.321 --> 07:33.601
‫از اونجا بود که فهمیدیم به کرملین وصلـه

07:40.751 --> 07:42.751
‫یعنی طرف جاسوسـه؟

07:42.751 --> 07:45.671
‫اسمش ویکتور واسـه.
‫روسی‌‌آمریکاییـه

07:45.671 --> 07:49.591
‫قبل این که به روس‌ها بپیونده،
‫ده سال برای سیا عملیات میدانی انجام داد

07:49.591 --> 07:51.501
‫که البته روس‌ها رو هم فروخت

07:52.091 --> 07:54.431
‫طرف یه حزب باد تو بازار سیاهـه

07:54.431 --> 07:56.301
‫کارش معامله‌ی اسراره

07:56.301 --> 07:59.391
‫به آقای حمدی گفتن که سرویسِ
‫امنیت فدرال روسیه دنبالشـه

07:59.391 --> 08:00.931
‫گفته شما می‌تونید کمکش کنید

08:00.931 --> 08:02.191
‫دلیلش رو نمی‌دونم

08:02.191 --> 08:05.001
‫دفعه اوله تو زندگیم این یارو رو می‌بینم

08:06.651 --> 08:07.821
‫ممنون

08:15.951 --> 08:17.541
‫اومدی

08:17.541 --> 08:20.061
‫واقعاً خودتی

08:21.081 --> 08:22.661
‫بهم گفتن کارت مهمـه

08:23.331 --> 08:27.091
‫آره. ما همدیگه رو نمی شناسیم اما
‫فکر کنم بتونیم به هم کمک کنیم

08:27.751 --> 08:28.921
‫خیلی خب

08:29.711 --> 08:31.091
‫میشه دوربین‌ها رو خاموش کنی؟

08:32.161 --> 08:33.641
‫نه

08:34.881 --> 08:37.551
‫آقای واس، خواستید بیام اینجا و
‫الان هم اومدم

08:37.551 --> 08:41.081
‫من شما رو نمی‌شناسم و تمایلی هم به کمک کردن
‫بهتون ندارم، مگه این که توضیح بدید...

08:41.081 --> 08:43.311
‫خیلی خب. برای سر من جایزه گذاشتن

08:44.061 --> 08:46.271
‫کرملین می‌دونه اینجام.
‫تیم فرستادن

08:46.271 --> 08:50.111
‫من یه راه عبور امن می‌خوام.
‫اسم جدید، مدارک جدید

08:50.111 --> 08:52.111
‫از این خبرها نیست

08:52.111 --> 08:54.401
‫زندگی من تو دستای توئـه، سیدنی

08:54.401 --> 08:57.781
‫نه، زندگی شما زمانی به پایان رسید که
‫آژانس رو دور زدید

08:59.941 --> 09:01.741
‫لطفاً دوربین‌ها رو خاموش کنیم

09:02.521 --> 09:04.161
‫ما دیگه کاری با هم نداریم

09:04.161 --> 09:06.081
‫بهت گفتن وقتی تیم پدرت

09:06.081 --> 09:10.501
‫گرفتارِ کمین شبکه‌ی حقانی توی
‫افغانستان شد، کشته شد

09:10.501 --> 09:14.381
‫بهش گفتن می‌تونسته فرار کنه اما مونده

09:14.971 --> 09:18.091
‫جونش رو فدای نجات چهار تا مأمور دیگه کرده

09:18.681 --> 09:19.801
‫چی داری میگی؟

09:22.311 --> 09:23.481
‫اما...

09:23.481 --> 09:25.271
‫این حقیقت نداره

09:25.271 --> 09:26.441
‫تو کی هستی؟

09:26.441 --> 09:29.981
‫حقیقت اینـه که اون جزئیات به این دلیل
‫محرمانه هستند که اتفاق نیفتادن

09:29.981 --> 09:32.281
‫و من می‌دونم، چون اونجا بودم

09:32.281 --> 09:34.741
‫و اگه می‌خوای بدونی دیگه چیا می‌‌دونم،

09:34.741 --> 09:38.201
‫تا سرویس امنیت روسیه نرسیده،
‫من رو از پاریس خارج کن

09:38.201 --> 09:40.001
‫اشتباه نکن، سیدنی

09:40.001 --> 09:42.981
‫اونا واقعاً‌ دارن میان

09:50.881 --> 09:54.381
‫- این یارو رو از کجا پیدا کردید؟
‫- گفتم که. خودش اومد پیش‌مون

09:54.381 --> 09:55.881
‫چطوری؟

09:55.881 --> 09:58.721
‫از کجا می‌دونسته من اینجام؟
‫من فقط ۶ ساعته که رسیدم

09:59.971 --> 10:03.061
‫- با رئیس پایگاه تماس می‌گیرم
‫- نه، به هیشکی زنگ نمی‌زنی

10:03.971 --> 10:07.141
‫دوربین‌ها رو خاموش کن و
‫فایل‌ها رو پاک کن

10:07.141 --> 10:09.521
‫- طرف فراری تحت تحقیبـه
‫- که خودش رو تسلیم کرده

10:09.521 --> 10:12.441
‫و درمورد من و مرگ پدرم، اطلاعات داره

10:12.441 --> 10:14.321
‫اگه از دوربین‌ها می‌ترسه، خاموش‌شون کنید

10:14.321 --> 10:15.441
‫من نیازی به ضبطش ندارم

10:15.441 --> 10:18.201
‫باید بدونم واسه چی اومده اینجا و
‫دیگه چیا می‌دونه

10:25.751 --> 10:28.061
‫دوربین‌ها رو قطع کن

10:39.341 --> 10:40.681
‫این رو از کجا آوردی؟

10:40.681 --> 10:43.511
‫پدرت این رو تو کیف پولش
‫نگه داشته بود

10:43.511 --> 10:45.351
‫نصف دیگه‌ش پیش توئـه

10:45.351 --> 10:48.691
‫نقشه‌ی گنجیـه که وقتی دختر بچه بودی،
‫کشیدیش

10:49.101 --> 10:51.021
‫خب این چی رو ثابت می‌کنه؟

10:51.981 --> 10:54.021
‫که من از یه سری چیزها با خبرم

10:54.691 --> 10:58.021
‫و اگه من رو از پاریس خارج کنی
‫بیشتر هم بهت میگم

11:00.821 --> 11:02.531
‫چطوری باید این کار رو بکنم؟

11:04.581 --> 11:05.871
‫من رو ببر پیش هولاک

11:07.201 --> 11:09.251
‫اون تو دنیای جنایتکارها، منابع داره

11:10.001 --> 11:14.211
‫بهش بگو همین امشب غیبم کنه تا
‫هر چی می‌دونم رو بهت بگم

12:14.851 --> 12:17.861
‫سیدنی! چه غلطی داری می‌کنی؟

12:18.441 --> 12:19.941
‫سیدنی!

13:03.491 --> 13:05.241
‫یالا

13:13.041 --> 13:15.921
‫رسیدیم. یالا! یالا

13:23.011 --> 13:24.341
‫- برو
‫- تو کی هستی؟

13:25.011 --> 13:26.181
‫- جواب بده
‫- برو!

13:26.181 --> 13:27.681
‫پدرم رو از کجا می‌شناسی؟

13:27.681 --> 13:28.681
‫من...

13:29.551 --> 13:31.511
‫من مأموریـم که اون رو کشت

13:33.061 --> 13:34.521
‫متأسفم

13:38.941 --> 13:40.111
‫متأسفم

13:47.411 --> 13:48.951
‫خب، شاید دروغ گفته

13:48.951 --> 13:50.411
‫چرا باید موقع مرگ بهم دروغ بگه؟

13:50.411 --> 13:53.541
‫چرا اگه پدرم رو نکشته،
‫باید مسئولیتش رو قبول کنه؟

13:54.831 --> 13:56.371
‫نمی‌تونی به لانگلی بگی

13:56.371 --> 13:59.211
‫آدم‌‌ها کشته شدن. خانه‌ی امن لو رفت

13:59.211 --> 14:00.591
‫هیشکی نمی‌دونه تو اونجا بودی

14:00.591 --> 14:03.961
‫گفتی دوربین‌ها رو خاموش کردن و
‫فیلماش رو هم پاک کردن

14:03.961 --> 14:06.011
‫شاهدها مُردن

14:06.011 --> 14:09.641
‫وقت داریم که سر در بیاریم
‫واس از کجا می‌دونسته پاریسی

14:09.641 --> 14:11.641
‫از کجا می‌دونسته من و تو با هم کار می‌کنیم

14:11.641 --> 14:13.601
‫ما لو رفتیم، سید

14:13.601 --> 14:15.891
‫واسه همین باید گزارشش رو به لانگلی بدم

14:15.891 --> 14:18.101
‫آخه واسه‌ی چی؟
‫اونا درمورد پدرت دروغ گفتن

14:18.101 --> 14:19.561
‫به بردفورد اعتماد دارم

14:20.691 --> 14:23.981
‫از وقتی بچه بودم می‌شناختمش.
‫جزو خانواده‌ست

14:23.981 --> 14:25.741
‫دست بردار. این‌قدر ساده‌لوح نباش

14:25.741 --> 14:28.451
‫شاید بردفورد بیشتر از چیزی که
‫نشون میده، می‌دونه

14:31.371 --> 14:33.281
‫بگو قضیه چیه

14:36.961 --> 14:40.081
‫می‌دونی که من به خودمون و
آینده‌مون فکر کردم

14:40.081 --> 14:43.821
‫و می‌دونی که آژانس به محض این که بفهمه
براشون تهدیدم، کارم رو تموم می‌کنن که

14:43.821 --> 14:45.171
‫فکر می‌کنم این‌طور هم شده

14:45.171 --> 14:46.341
‫چی‌کار کردی؟

14:46.341 --> 14:48.541
‫برای اهرم فشار...

14:48.541 --> 14:49.971
‫فیشینگ کردم

14:49.971 --> 14:53.601
‫یه خط کد رو توی یکی از
گزارش‌هام جاساز کردم و

14:53.601 --> 14:57.311
‫رد فایل رو تا یه سرور محرمانه توی
لانگلی گرفتم

14:57.311 --> 15:00.601
‫- تو دیوونه‌ای
‫- اسم یکی از فایل‌هاشون، آرشیو ۶ـه

15:00.601 --> 15:03.111
‫- خب؟
‫- ۲۰ سال پیش ایجاد شده

15:03.111 --> 15:05.641
‫پدرت ایجادش کرده و هنوز فعالـه

15:05.641 --> 15:09.901
‫فکر می‌کنم تو این آرشیو ۶ـه که
‫سوابق همه‌ی کارهایی که کردیم و

15:09.901 --> 15:12.001
‫احتمالاً اتفاقاتی که...

15:12.001 --> 15:14.531
‫برای پدرت افتاده رو نگه‌ می‌دارن

15:14.531 --> 15:18.451
‫- باید از این ماجرا کنار بشی
‫- چرا کنار بکشم؟

15:18.451 --> 15:20.561
‫اونا دارن بهمون دروغ میگن، سید

15:20.561 --> 15:22.581
‫درمورد پدرت، درمورد این یارو واس

15:22.581 --> 15:25.381
‫اما اگه آرشیو رو گیر بیارم،
‫شاید بتونم حقیقت رو بفهمم

15:25.381 --> 15:27.631
‫تو دنبال حقیقت نیستی. دنبال اهرم فشاری

15:27.631 --> 15:29.221
‫اگه به جفت‌شون برسم چی؟

15:34.061 --> 15:35.681
‫خیلی خطرناکـه

15:35.681 --> 15:38.431
‫قبول دارم که فعلاً نباید به
بردفورد چیزی بگیم

15:38.431 --> 15:41.691
‫اما نمی‌تونم اجازه بدم
‫یه فایل محافظت‌شده رو بدزدی

15:41.691 --> 15:45.021
‫- تو خیلی برای من مهمی
‫- یعنی واس رو فراموش کنیم؟

15:45.021 --> 15:46.691
‫نه. من همچین چیزی نگفتم

15:46.691 --> 15:49.071
‫فقط باید با یه روش دیگه بفهمیم که
‫چیا می‌دونسته

15:51.401 --> 15:54.991
‫آخه، بازسازی مسیر واس تقریباً غیرممکنـه

15:54.991 --> 15:56.451
‫حتی قبل از خیانتش،

15:56.451 --> 15:59.661
‫سازمان داشت به آب و آتیش می‌زد تا
‫ردش رو پاک کنه

15:59.661 --> 16:02.711
‫بیشتر چیزهایی که لانگی بهم اجازه‌ی
‫دسترسی میده، پاک شدن

16:02.711 --> 16:06.541
‫طرف اموال و مدارک بانکی و اسم‌های جعلی داره

16:06.541 --> 16:09.631
‫باید یه چیزی باشه که اون رو به
‫سازمان مرتبط کنه

16:10.421 --> 16:13.721
‫یه دقیقه صبر کن. فهمیدم. شارون تیدول

16:13.721 --> 16:14.721
‫کی؟

16:15.471 --> 16:19.521
‫ایمیل‌های بین وزارت دادگستری و یکی از
‫کارمندای سابق سازمان رو خوندم

16:20.731 --> 16:24.061
‫ازش خواستن علیه واس شهادت بده اما

16:24.061 --> 16:26.611
‫اون قبول نکرده، چون می‌ترسیده که تلافی کنه

16:26.611 --> 16:28.271
‫برای همین احضارش کردن

16:28.271 --> 16:30.021
‫یعنی این زنه واس رو می‌شناخته و...

16:30.021 --> 16:32.081
‫رازهاش رو به کسی نگفته

16:32.991 --> 16:34.421
‫ایناهاش

16:34.421 --> 16:36.101
‫شارون تیدول

16:36.101 --> 16:39.041
‫«مسئول قراردادهای آماد در خدمات اکتسابی»

16:39.041 --> 16:42.941
‫طرف مسئول شغل‌‌های پوششی واس،
‫ارز، محل اقامت و مدارک شناسایی بوده

16:42.941 --> 16:44.441
‫همون آژانس مسافرتی جاسوس‌ها

16:44.441 --> 16:47.921
‫حتماً یه چیزهایی درمورد واس می‌دونسته که
‫ازش خواستن شهادت بده

16:48.281 --> 16:49.651
‫باید بریم پیشش

16:52.091 --> 16:54.861
‫« ناکسویل، تنسی »

17:01.891 --> 17:03.521
‫خیلی ممنون

17:05.981 --> 17:07.111
‫سلام، شارون

17:07.691 --> 17:10.731
‫- صبح به‌خیر
‫- سلام. موعظه عالی بود

17:10.731 --> 17:12.781
‫راستش ما به موعظه نرسیدیم

17:12.781 --> 17:15.031
‫اومدیم درمورد ویکتور واس باهات حرف بزنیم

17:15.031 --> 17:17.491
‫ما با کارفرمای سابقت توی سیا کار می‌کنیم

17:17.491 --> 17:19.741
‫- نباید اینجا باشید
‫- گفتیم می‌‌تونیم کمک‌مون کنی که...

17:19.741 --> 17:22.081
‫نظرتون برام مهم نیست.
‫باهاتون حرفی ندارم

17:22.081 --> 17:25.751
‫پس برگردید، راه‌تون رو بکشید و
‫برید و تنهام بذارید

17:26.061 --> 17:29.541
‫خانواده‌ت از سر و کارت با
‫«اداره خدمات عمومی» خبر داره؟

17:29.541 --> 17:30.751
‫که چی‌کار کردی؟

17:31.671 --> 17:35.051
‫هیچ‌وقت با واس حرف نزدم.
‫با کارگزارها ارتباطی نداشتم

17:35.881 --> 17:38.301
‫اما کمک شایانی براشون فراهم می‌کردی

17:38.301 --> 17:39.601
‫آره، اما من نمی‌شناختمش

17:39.601 --> 17:42.681
‫واس فرار کرد. چندین سال خبری ازش نبود

17:42.681 --> 17:44.891
‫خب، درمورد مأموریت مخفیش که
‫رابرت اسکافیلد هم

17:44.891 --> 17:46.351
‫توش دخیل بود، چیا می‌دونی؟

17:46.851 --> 17:49.021
‫سازمان دستور مرگش رو داده بود؟

17:51.271 --> 17:52.401
‫تو دخترشی

17:53.191 --> 17:54.651
‫تو دستور قتل رو دیدی؟

17:54.651 --> 17:57.031
‫طفلکی. تازه خبردار شدی؟

17:57.841 --> 18:00.161
‫چرا سازمان باید بخواد اون بمیره؟

18:00.161 --> 18:03.871
‫من تو بخش آماد بودم.
‫منابع فراهم می‌کردم

18:03.871 --> 18:06.461
‫بهم نمی‌گفتن چرا یه سری کارها رو می‌کنن و
‫من هم سؤال نمی‌کردم

18:06.461 --> 18:08.541
‫به من ربطی نداره

18:08.541 --> 18:10.901
‫اون اطلاعات توی آرشیو هست؟

18:10.921 --> 18:12.461
‫آرشیو ۶ رو میگم

18:12.461 --> 18:14.211
‫درموردش بهمون بگو

18:14.211 --> 18:16.381
‫به نفعتـه خیلی حواست باشه

18:16.381 --> 18:17.761
‫دیگه چه اسراری داخلشـن؟

18:17.761 --> 18:21.621
‫نمی‌دونم. اگه هم می‌دونستم
‫امکان نداشت به تو بگم

18:22.761 --> 18:25.981
‫دستور قتلی که برای پدرم صادر شد
‫توی آرشیو ۶ موجوده؟

18:26.481 --> 18:27.691
‫عزیزم...

18:27.691 --> 18:30.061
‫باید از این ماجرا کنار بکشی

18:30.061 --> 18:32.901
‫از میراث پدرت محافظت کن

18:32.901 --> 18:37.901
‫به نفع همه‌مونـه که فقط از اون
‫به عنوان یه قهرمان یاد کنیم

18:49.741 --> 18:50.751
‫نگو

18:50.751 --> 18:52.671
‫چی رو؟ که حق باهام بود؟

18:55.131 --> 18:56.921
‫باید ببینیم توی آرشیو ۶ چی هست

18:57.671 --> 18:59.431
‫امیدوارم نقشه‌ای داشته باشی

19:01.971 --> 19:03.931
‫فردا صبح باید بری سر کارت

19:03.931 --> 19:06.431
‫باید با رئیس بخشت حرف بزنی و

19:06.431 --> 19:08.641
‫بهش بگی ما دارم میرم کراچی

19:08.641 --> 19:11.231
‫بهش بگو به خاطر فعالیت‌های فرامرزی

19:11.231 --> 19:13.231
‫با همدیگه هیچ ارتباطی نداشتیم

19:13.231 --> 19:14.771
‫یه هفته‌ست که حرف نزدیم

19:14.771 --> 19:17.701
‫باید این رو روشن کنم که تموم کارهایی که
دارم انجام میدم رو

19:17.701 --> 19:19.941
‫- کاملاً انکار می‌‌کنی
‫- خب داری چی‌کار می‌کنی

19:19.941 --> 19:22.371
‫می‌خوام به آرشیو ۶ برسم،

19:22.371 --> 19:24.701
‫تا وقتی که فقط یه ناظرم،
هیچ‌جوره نمی‌فهمن که

19:24.701 --> 19:26.621
‫کی داره هک‌شون می‌کنه

19:26.621 --> 19:30.041
‫چهارشنبه، باید توی خانه‌ی امن پاریس
‫همدیگه رو ببینیم

19:30.041 --> 19:33.291
‫بهت میگم چی پیدا کردم اما
‫فقط باید یه قولی بهم بدی

19:33.291 --> 19:35.461
‫اگه بوی کوچیک‌ترین دردسری به مشامت خورد،

19:35.461 --> 19:38.671
‫نیا. خب؟

19:38.671 --> 19:41.181
‫- بهم قول بده
‫- منظورت از دردسر چیـه؟

19:43.051 --> 19:44.291
‫بردفورد باهات کار داره

19:47.471 --> 19:51.941
‫جمعه‌شب یکی از مراکز سرّی‌مون توی پاریس
‫مورد حمله قرار گرفت

19:51.941 --> 19:56.611
‫کارگزار محلی و معاون رئیس مرکزمون،
‫هر دو مُردن

19:57.191 --> 19:59.991
‫و همین‌طور یکی از کارگزاران سابق،
ویکتور واس

19:59.991 --> 20:01.071
‫واس کیه؟

20:01.071 --> 20:05.161
‫طرف خائنـه که بیشترِ دهه‌ی گذشته رو
‫دنبالش بودیم

20:05.161 --> 20:08.331
‫تا این که جنازه‌ش رو بیرون یکی از
‫تأسیسات‌مون پیدا کردیم

20:08.331 --> 20:10.911
‫نه دوربین‌ها فعال بودن.
‫نه فیلمی ضبط شده

20:10.911 --> 20:12.461
‫دنبال چی بوده؟

20:12.461 --> 20:14.421
‫- گفتیم تو شاید بدونی؟
‫- چطور مگه؟

20:14.421 --> 20:16.641
‫هولاک اون شب توی پاریس بوده

20:16.641 --> 20:18.341
‫خب؟

20:18.341 --> 20:19.551
‫این نگرانت نمی‌کنه؟

20:19.551 --> 20:21.221
‫هولاک واس رو نمی‌شناسه

20:21.221 --> 20:22.931
‫مطمئنی؟

20:22.931 --> 20:24.221
‫ژاک، قضیه چیه؟

20:24.221 --> 20:28.511
‫یه سری نفوذ به شبکه‌ی «سیگماوالت‌»مون رو
‫شناسایی کردیم

20:28.511 --> 20:32.061
‫آی‌پیش رو نمیشه ردیابی کرد اما
‫فکر می‌کنیم از خودی‌هاست

20:32.061 --> 20:33.811
‫هولاک هم باهاش تطابق داره

20:33.811 --> 20:35.621
‫یعنی میگی هولاک خیانت کرده؟

20:35.621 --> 20:37.221
‫همچین حرفی نزدم

20:37.221 --> 20:39.111
‫دارم ازت می‌پرسم بهش اعتماد داری یا نه

20:39.111 --> 20:41.191
‫چرا اون باید به شبکه‌مون نفوذ کنه؟

20:41.191 --> 20:42.441
‫نمی‌دونم اما...

20:42.441 --> 20:45.441
‫خیلی دستش رو باز گذاشتیم

20:45.451 --> 20:47.081
‫دسترسی داره

20:47.081 --> 20:49.951
‫تو دنیای جنایتکارها، منابع داره

20:49.951 --> 20:51.961
‫بهش اعتماد داری؟

20:51.961 --> 20:53.441
‫با تمام وجودم

20:55.251 --> 20:56.441
‫تنهامون بذار

21:03.721 --> 21:05.471
‫عین بابات می‌مونی

21:06.091 --> 21:08.891
‫پدرت هم فوق‌العاده زودباور بود

21:09.681 --> 21:12.431
‫همیشه آدم‌ها رو به مأموریت‌ها
تو ارجحیت قرار می‌داد

21:13.811 --> 21:15.001
‫و همین به کشتنش داد

21:19.731 --> 21:21.761
‫حواست به هولاک باشه

21:21.761 --> 21:23.741
‫اما ازش فاصله بگیر

21:24.081 --> 21:27.101
‫باید مراقب خودت باشی

21:31.541 --> 21:33.041
‫هنوز بهش فکر می‌کنی؟

21:34.001 --> 21:35.211
‫هر روز

21:36.291 --> 21:39.291
‫پدرت بزرگ‌ترین فداکاری ممکن رو کرد،

21:39.291 --> 21:43.051
‫برای همین با خودم عهد بستم که
‫ازت محافظت کنم

21:43.631 --> 21:45.131
‫مراقب باش، سید

21:46.011 --> 21:47.591
‫حواسم به هولاک هست

21:56.731 --> 21:57.771
‫دروغ میگه

21:59.561 --> 22:01.731
‫با اون حرومزاده می‌خوابه

22:10.161 --> 22:12.871
‫گفتم فیشینگ برای پیدا کردن اهرم فشار،
‫کار اشتباهیـه

22:12.871 --> 22:14.911
‫اما گوش نکردی و الان فهمیدن

22:14.911 --> 22:17.001
‫پای تو گیر نیست

22:17.461 --> 22:20.131
‫نگران خودم نیستم،‌ لیوای

22:20.131 --> 22:22.341
‫نگران تو ام. باید به حرفای وامونده‌م
گوش می‌کردی

22:22.341 --> 22:25.471
‫دنبال این بودی که جلو بیفتی،
‫چون فکر می‌کردی توی خطری و

22:25.471 --> 22:28.341
‫- الان واقعاً‌ توی خطری
‫- همیشه بودم. منظور من همینـه

22:28.341 --> 22:31.861
‫آرشیو ۶ هر چیزی که تا الان ازش می‌ترسیدم رو
‫ثابت می‌کنه

22:31.861 --> 22:34.931
‫سیا می‌خواد من رو بکشه، درست مثل بقیه

22:34.931 --> 22:36.271
‫کدوم بقیه؟

22:36.271 --> 22:38.521
‫آرشیو یه فهرست از تموم عملیات‌های قبلیـه که

22:38.521 --> 22:40.771
‫تحت پروتکل اتواتر انجام شده

22:40.771 --> 22:43.021
‫کار ما انجام عملیات‌های بدون مجوزه

22:43.021 --> 22:47.281
‫آره، اما من و تو تنها عامل‌های
‫برنامه‌ی مخفی بردفورد نیستیم

22:47.281 --> 22:49.911
‫بردفورد هم عین ما
عملیات‌های بدون مجوز و مخفیانه

22:49.911 --> 22:50.991
‫انجام میده

22:50.991 --> 22:54.041
‫بدون هیچ نظارتی، مأمورهاش رو
وارد عملیات می‌کنه

22:54.041 --> 22:58.161
‫اطلاعات محرمانه‌ای رو بهشون میده که
‫هنوز برای انتشار تأیید نشدن و

22:58.161 --> 23:01.421
‫ازش برای بیرون کشیدن و کشتن دشمن‌هامون
‫استفاده می‌کنه

23:01.421 --> 23:04.361
‫لندن، قاهره، آتن

23:04.361 --> 23:07.221
‫فقط یه چندتاش رو چاپ کردم.
‫این تازه اولشـه

23:07.221 --> 23:08.511
‫این یه طرح مخفیـه

23:08.511 --> 23:10.051
‫کاملاً خودسرانه‌ست

23:10.051 --> 23:12.401
‫سید، نمی‌دونم این کارگزارها رو
‫از کجا میاره اما

23:12.401 --> 23:15.351
‫تنها کسایی که هنوز زنده‌ن،
‫اوناییـن که مشغول به کارن

23:15.351 --> 23:19.311
‫چون به محض این که کار عواملش تموم بشن،
‫اونا رو ناکار می‌کنه

23:19.311 --> 23:22.651
‫سید، پدرت جزو اولین سوژه‌های بردفورد بوده

23:31.201 --> 23:34.371
‫- حالا چی‌کار کنیم؟
‫- من باید فرار کنم. مخفی شم

23:35.411 --> 23:37.161
‫چاره‌ی دیگه‌ای مگه دارم؟

23:37.161 --> 23:39.621
‫ماجرا رو علنی کن.
‫حقایق رو افشا کن

23:39.621 --> 23:41.711
‫خیلی خطرناکـه

23:41.711 --> 23:43.081
‫کار درست همینـه

23:43.081 --> 23:45.001
‫بردفورد آدم با نفوذیـه

23:45.001 --> 23:47.421
‫تموم حرفامون رو تکذیب می‌کنه

23:47.421 --> 23:49.511
‫مطمئنی آخرش می‌تونن ردت رو بگیرن؟

23:49.511 --> 23:51.721
‫ردپای دیجیتالیم رو کل اون نفوذ هست

23:52.561 --> 23:54.181
‫شاید من بتونم مسیرشون رو عوض کنم

23:54.181 --> 23:55.811
‫نه، نظارت کردن فرق می‌کنه سید

23:55.811 --> 23:57.891
‫به محض این که یه بخش از
‫آرشیو رو دانلود کنم،

23:57.891 --> 24:00.841
‫خودم رو لو میدم.
‫اونا هم یه تیم می‌فرستن دنبالم

24:00.841 --> 24:02.941
‫میان اینجا و می‌کشنم

24:04.651 --> 24:05.731
‫نمی‌تونم از دستت بدم

24:07.241 --> 24:09.301
‫پس باهام بیا

24:12.111 --> 24:15.981
‫بیا با همدیگه بریم،
‫یه زندگی جدید شروع کنیم

24:17.081 --> 24:18.661
‫من زندگی دارم

24:18.661 --> 24:19.751
‫جداً؟

24:21.661 --> 24:24.021
‫چقدر بعد از این که از رابطه‌مون خبردار بشه؟

24:25.461 --> 24:27.651
‫تو به خاطر همکاری با من مجرمی

24:29.051 --> 24:30.261
‫نمی‌تونم

24:30.261 --> 24:33.841
‫اگه بریم، بردفورد جرأت نمی‌کنه بیاد سمت‌مون

24:33.841 --> 24:35.471
‫اهرم فشار داریم

24:35.971 --> 24:39.191
‫اگه تهدید کنیم که آرشیو رو علنی می‌کنیم،

24:39.191 --> 24:41.021
‫شاید زنده بمونیم

24:46.111 --> 24:48.041
‫من عاشقتم، لیوای

24:49.571 --> 24:51.341
‫اما پدرم...

24:51.341 --> 24:53.701
‫خونواده‌م...

24:55.581 --> 24:58.021
‫نمی‌تونم پام رو از این ماجرا بکشم بیرون

24:58.791 --> 25:01.001
‫باید درستش کنم

25:01.001 --> 25:03.041
‫حقیقت رو افشا کنم

25:03.041 --> 25:05.041
‫به حرفی که زدم فکر کن

25:10.211 --> 25:11.741
‫وقت زیادی نداریم

25:15.511 --> 25:17.141
‫« واشینگتن دی.سی »

25:17.141 --> 25:19.341
‫خیلی شما دخترها رو دوست داشت

25:19.341 --> 25:21.181
‫می‌دونم، مامان

25:21.181 --> 25:24.181
‫شاید مجبور شدم یه مدتی نباشم

25:25.981 --> 25:27.311
‫کِی میای خونه؟

25:29.191 --> 25:30.651
‫معلوم نیست

25:34.401 --> 25:36.951
‫- تو دردسری افتادی؟
‫- نه

25:37.741 --> 25:39.121
‫مسائل کاریـه دیگه

25:42.201 --> 25:44.021
‫دروغ میگی

25:46.291 --> 25:49.251
‫قضیه درمورد پدرت و
‫اتفاقیـه که واقعاً افتاده

25:50.801 --> 25:53.671
‫واسه چی میگی اتفاقی که واقعاً‌ افتاده؟

26:05.901 --> 26:09.021
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم تو یا خواهرت
‫آسیبی ببینید

26:09.641 --> 26:13.021
‫اصل قضیه همیشه این بوده که
‫از شما دخترها محافظت کنم

26:18.911 --> 26:22.831
‫حس کردم به صلاح‌تونـه که از باباتون
‫به‌عنوان یه قهرمان یاد کنید

26:24.561 --> 26:26.121
‫مامان...

26:26.121 --> 26:29.121
‫چی داری میگی؟

26:31.841 --> 26:32.881
‫همم

26:34.091 --> 26:35.841
‫مامان...

26:35.841 --> 26:38.041
‫حالت خوبـه؟

26:45.851 --> 26:48.521
‫مامان، این مرده توی عکس که
‫پیش من و باباس کیه؟

26:49.151 --> 26:52.671
‫به نظرم وقتشـه که حقیقت رو بفهمی

26:53.111 --> 26:56.397
‫« برانکس جنوبی، نیویورک »

27:07.127 --> 27:08.295
‫وینسنت تیاگو؟

27:18.013 --> 27:19.014
‫سیدنی

27:20.516 --> 27:24.228
‫وقتی تازه با بابات توی لندن آشنا شدم
‫۲۴ سالم بود

27:25.563 --> 27:27.940
‫یه پناهنده‌ی بی‌پول بودم

27:28.941 --> 27:31.485
‫اون یکی رو نیاز داشت که ترکی بلد باشه

27:32.861 --> 27:34.321
‫مترجمش بودی

27:36.115 --> 27:41.996
‫دوستیِ من با پدرت تو جاهای خشن و
باشکوه شکل گرفت

27:43.163 --> 27:46.792
‫ایران، روسیه، لبنان

27:48.252 --> 27:52.214
‫ولی به خاطر کارمون، دشمنان زیادی تراشیدم

27:52.965 --> 27:55.259
‫پدرت من رو به اینجا آورد

27:55.259 --> 27:56.886
‫برای ویزا گرفتنم بهم کمک کرد،

27:56.886 --> 28:00.055
‫برای بررسی سوابق و مدارک شهروندیم

28:00.556 --> 28:05.394
‫شش سال به عنوان زبان‌شناس
توی واشینگتن کنارش کار کردم

28:10.816 --> 28:14.778
‫بعدش اون رو از ما گرفتن

28:16.196 --> 28:17.990
‫یعنی به قتل رسید

28:17.990 --> 28:22.328
‫متأسفانه پدرت رو ترور کردن
‫تا از یه راز محافظت کنن

28:26.916 --> 28:28.626
‫چه رازی؟

28:28.626 --> 28:31.295
‫به ژاکلین بردفورد مربوطه؟

28:32.213 --> 28:33.923
‫به آرشیو ۶؟

28:38.135 --> 28:39.345
‫بریم یه هوایی بخوریم

28:41.138 --> 28:44.975
‫وقتی پدرت ایده‌ی پروتکلِ اتواتر رو مطرح کرد،

28:44.975 --> 28:47.811
‫بردفورد دوآتیشه‌ترین حامیش بود

28:47.811 --> 28:49.355
‫دوتاشون می‌دونستن

28:49.355 --> 28:52.274
‫که با وجود غیرعادی و مهیب بودنِ برنامه،

28:53.067 --> 28:56.237
‫قطعاً شرارت‌های بشر رو نابود می‌کرد

28:56.820 --> 29:01.659
‫توی قلب پدرت،
‫سلاحی بود برای وقتی که چاره‌ای نیست

29:01.659 --> 29:04.662
‫راهی برای حذف دقیقِ تهدیدهای قریب‌الوقوع

29:05.287 --> 29:07.623
‫بردفورد یه چیز دیگه دید

29:07.623 --> 29:12.378
‫فرصتی دید که با بی‌پروایی
‫دشمنان رو در سرتاسر دنیا نابود کنه

29:12.378 --> 29:15.381
‫بدون یک ذره نظارت، که ازش استفاده کرد

29:15.381 --> 29:19.385
‫تا حدی پیش رفت که خیلی از
عوامل خودش رو نابود کرد

29:19.385 --> 29:21.762
‫تا برنامه رو مخفی نگه داره

29:22.555 --> 29:27.017
‫ولی پدرت بدگمانی‌های اخلاقی عمیقی پیدا کرد

29:27.851 --> 29:30.555
‫حس کرد عمیقاً بهش خیانت شده ‫و می‌خواست

29:30.555 --> 29:33.486
این سوءاستفاده رو افشا کنه ولی مدرک نداشت

29:33.486 --> 29:38.070
‫پس شروع کرد به جمع‌آوری اطلاعات
‫از این اعدام‌های هدفمند،

29:38.070 --> 29:40.155
‫که خیلی‌هاشون رو مثل تصادف جا زده بودن

29:40.739 --> 29:45.077
‫شک کرده بود که بردفورد
‫دشمنان سیاسی رو هدف گرفته،

29:45.953 --> 29:47.788
‫حتی از اون قتل‌ها سود می‌بره

29:50.207 --> 29:52.960
‫پدرت تحقیقات کمی که جمع کرده بود رو بهم داد

29:52.960 --> 29:56.213
‫و گفت اگه بلایی سرش اومد،

29:57.798 --> 29:59.800
‫باید برم سراغ مقامات

30:03.178 --> 30:05.055
‫فکر می‌کردم توهم زده

30:06.515 --> 30:10.185
‫یک هفته بعد، توی افغانستان کشته شد

30:10.185 --> 30:12.855
‫دعا کردم همون‌طور که گفتن یه کمین بوده باشه

30:13.480 --> 30:16.692
‫ولی وقتی سخنرانی بردفورد
‫برای پدرت در انظار عموم رو دیدم،

30:16.692 --> 30:19.862
‫که مردی که ازش بیزار شده بود رو
‫ستایش می‌کرد، فهمیدم دروغه

30:19.862 --> 30:21.447
‫حقیقت رو به مادرت گفتم،

30:21.447 --> 30:25.034
‫ولی از بردفورد می‌ترسید و گفت ولش کنم

30:25.659 --> 30:28.037
‫بذارم دخترهاش در آرامش زندگی کنن

30:29.413 --> 30:31.790
‫بذارم از پدرشون به عنوان یه قهرمان
یاد بشه

30:32.875 --> 30:35.502
‫- پس همین کار رو می‌کردم
‫- ولی تو هم توی خطر بودی

30:35.502 --> 30:39.757
‫پس ناپدید شدم. خودم رو حذف کردم

30:41.300 --> 30:44.303
‫نزدیک به بیست سال، از حقیقت مخفی شدم

30:45.471 --> 30:48.682
‫خیلی وقته که آرزوی لو دادن بردفورد

30:48.682 --> 30:51.101
‫برای گرفتن انتقام پدرت رو دارم،
‫کسی که خیلی دوستش داشتم،

30:51.101 --> 30:54.813
‫ولی تمام چیزی که دارم
این تیکه‌هاست. نه مدرک

30:57.024 --> 30:58.776
‫اگه مدرکی باشه چی؟

30:59.276 --> 31:02.529
‫مأموری که بهت گفتم، هارتمن،

31:02.529 --> 31:04.990
‫به سرورِ لانگلی نفوذ کرده،

31:04.990 --> 31:08.077
‫به فایلی به نام آرشیو ۶ دسترسی پیدا کرده

31:10.287 --> 31:12.331
‫تمام حرف‌هات رو تأیید می‌کنه

31:13.123 --> 31:16.085
‫دستورِ قتل بردفورد، کارگزارهاش،

31:16.085 --> 31:18.879
‫پول سیاهی که برای عملیات‌هاش
‫ازش استفاده می‌کنه

31:18.879 --> 31:23.467
‫تو می‌تونی برنامه رو افشا کنی.
‫بردفورد رو به سزای اعمالش برسونی

31:23.467 --> 31:24.802
‫به اون سادگی‌ها نیست

31:24.802 --> 31:30.057
‫پدرم مدرکِ اینه که بردفورد
‫حاضره تا کجا پیش بره که رازش رو مخفی کنه

31:30.057 --> 31:32.351
‫ریسک داره؟ بله

31:32.351 --> 31:35.229
‫ولی حرکتِ بی‌خطرتر اینه که از این مدارک
‫برای زنده موندن استفاده کرد

31:35.229 --> 31:37.481
‫تا وقتی هنوز می‌تونم ناپدید بشم

31:37.481 --> 31:41.527
‫من ناپدید شدم. ساکت موندم

31:41.527 --> 31:44.113
‫و تا امروز از اون تصمیم پشیمونم

31:44.863 --> 31:48.659
‫ولی تو یه چیزی داری که من نداشتم. مدرک

31:48.659 --> 31:50.828
‫تو فرصت تغییر اوضاع رو داری

31:51.412 --> 31:53.247
‫کاری که پدرت شروع کرد رو تموم کنی

31:54.248 --> 31:56.667
‫تو می‌تونی درستش کنی

31:59.545 --> 32:02.172
‫کدوم گوری بودی؟
‫همه منتظرن

32:02.172 --> 32:05.301
‫- منبع رو شناسایی کردن؟
‫- چرا این‌قدر لفتش دادی؟

32:05.301 --> 32:06.927
‫گریفین، جوابم رو بده

32:06.927 --> 32:09.013
‫منبع نفوذ رو شناسایی کردن یا نه؟

32:12.057 --> 32:15.102
‫خودشه، سید. هارتمن پشت این نفوذهاست

32:15.728 --> 32:18.092
‫- باورم نمیشه
‫- مدرک داریم

32:18.092 --> 32:21.442
‫جرم‌شناسی شش اثرِ دیجیتالی منحصربه‌فرد رو
شناسایی کرده که همگی قابل استنادن

32:21.442 --> 32:23.736
‫مدرک داریم که به شبکه‌مون نفوذ کرده

32:23.736 --> 32:25.321
‫ببخشید، شما؟

32:25.321 --> 32:27.948
‫مایکل فیتزجرالد،
‫معاون رئیس بخش ضداطلاعات

32:27.948 --> 32:29.950
‫ایشون خانم رامباور هستن

32:29.950 --> 32:31.602
‫آقای کمبل از دفتر مشاور کل اومدن

32:31.602 --> 32:33.621
‫ما برای دفاع از حق شما اینجاییم،
‫خانم اسکافیلد

32:33.621 --> 32:35.487
‫هرگونه دخالتِ احتمالی رو مشخص کنیم

32:35.487 --> 32:36.665
توی چی؟

32:36.665 --> 32:39.126
‫- کارگزار شما سیا رو هک کرده
‫- به گفته شما

32:39.126 --> 32:41.629
‫سعی داریم بفهمیم چی برداشته.
‫ببینیم ممکنه چی بدونید

32:41.629 --> 32:43.088
‫آخرین بار کِی صحبت کردین؟

32:44.048 --> 32:46.050
‫سید، نمیشه اینجا جواب بدی

32:46.050 --> 32:49.094
‫سال‌های سال هارتمن رو با
اطلاعاتِ قوی مسلح کردیم

32:49.094 --> 32:51.388
‫مدت زیادی توی اون زندگی بوده

32:51.388 --> 32:54.642
‫اگه مرتد شده باشه،
‫اگه کم‌کم اون دروغ رو باور کرده باشه،

32:54.642 --> 32:56.894
‫برای سازمان فاجعه‌آمیز میشه

32:56.894 --> 32:59.063
‫پس باهاش ارتباط برقرار می‌کنم و میارمش

32:59.063 --> 33:00.898
‫نه. نباید ارتباطی داشته باشی

33:00.898 --> 33:03.400
‫می‌تونم کمک‌تون کنم.
‫بهم اعتماد داره

33:03.400 --> 33:04.944
‫ولی کم‌کم دارم حس می‌کنم

33:04.944 --> 33:06.946
‫که من باید وکیل خبر کنم

33:06.946 --> 33:08.614
گرفتن وکیل توصیه میشه

33:08.614 --> 33:11.450
‫وکیلِ سازمان داره میگه وکیل بگیرم؟

33:11.450 --> 33:13.577
‫خانم اسکافیلد، سعی ندارم تحریکت کنم،

33:13.577 --> 33:15.412
‫ولی سعی کن از دیدگاه ما به قضیه نگاه کنی

33:15.476 --> 33:16.937
« شماره ناشناس »

33:17.414 --> 33:20.000
‫- لازمه جوابش رو بدی؟
‫- آره، لازمه

33:20.000 --> 33:22.795
‫خواهرمه و مادرمون مریضه. جواب میدم

33:26.257 --> 33:27.341
‫فهمیدن کارِ تو بوده

33:27.341 --> 33:29.718
‫می‌دونم. یه تیم فرستادن

33:29.718 --> 33:32.054
‫چه تیمی؟ کجایی؟ خوبی؟

33:32.054 --> 33:33.264
‫مُردن. همه‌شون

33:33.264 --> 33:35.599
‫یه تیم دیگه هم می‌فرستن، واسه تو، واسه من

33:35.599 --> 33:38.269
‫دستور قتل صادر کردن، سید. فهمیدن

33:38.269 --> 33:40.729
‫- باید ناپدید بشیم
‫- بریم کجا؟

33:40.729 --> 33:44.174
‫بیا خاباروفسک، هتل آنیا.
‫اتاق ۲۰۳. پنج‌شنبه

33:44.174 --> 33:46.735
‫- لیوای، صبرکن یه لحظه
‫- گوش کن، تا اون موقع یه نقشه می‌ریزم

33:46.760 --> 33:48.252
‫پول جور می‌کنم.
پاسپورت جور می‌کنم

33:48.252 --> 33:50.578
‫فقط یادت باشه، هتل آنیا، خاباروفسک

33:50.578 --> 33:53.117
‫- می‌تونیم با هم ناپدید بشیم
‫- نه. گوش کن چی میگم...

33:53.117 --> 33:54.285
دوستت دارم، سید

33:55.077 --> 33:57.580
‫باید برم. مراقب خودت باش

33:58.556 --> 34:03.556
♪ Marika Hackman - Before I Sleep ♪

35:17.117 --> 35:19.912
‫با یه تصمیم غیرممکن مواجهی

35:19.912 --> 35:24.500
‫با مردی که عاشقشی فرار کنی،
‫یا بمونی و بجنگی؟

35:45.437 --> 35:47.815
‫- مطمئنیم که خودشه؟
‫- کاملاً

35:47.815 --> 35:50.401
‫نیروهامون در محل هستن و منتظر دستور شما

36:15.009 --> 36:16.886
‫- سلام
‫- رسیدی

36:16.886 --> 36:19.305
‫مستقیم بیا هتل.
‫خبرهای عالی دارم

36:19.305 --> 36:20.931
‫از آرشیو سر در آوردم

36:20.931 --> 36:22.558
‫که چطوری باهاش از خودمون محافظت کنیم

36:22.558 --> 36:25.185
‫یه پرتالِ به‌اشتراک‌گذاری فایله
‫که یه سوئیچِ ارسالِ خودکار داره

36:25.185 --> 36:28.147
‫باید هر ۷۲ ساعت یک بار
‫یک سری رمزعبور وارد کنیم

36:28.147 --> 36:32.526
‫وگرنه... اگه بلایی سر یکی از ما بیاد،
‫آرشیو پخش میشه

36:32.526 --> 36:34.278
‫دادستان کل، کمیته اطلاعاتی،

36:34.278 --> 36:35.696
‫تمام رسانه‌های خبریِ درست‌درمون

36:35.696 --> 36:38.073
‫- یه سوئیچ تخریب
‫- آره، دقیقاً

36:38.073 --> 36:39.533
‫ضمانتِ ماست، سید

36:40.159 --> 36:42.772
‫به محض این که برسی اینجا،
‫به بردفورد خبر میدیم

36:43.245 --> 36:44.747
‫لیوای، متأسفم

36:51.754 --> 36:52.922
‫نیومدی، نه؟

36:54.381 --> 36:55.424
‫نه

36:57.343 --> 36:58.719
‫کجایی؟

36:58.719 --> 37:00.888
‫درباره پروتکل راست می‌گفتی

37:01.597 --> 37:05.117
‫- بردفورد داره نقش خدا رو بازی می‌کنه
‫- نه، سید

37:05.142 --> 37:06.894
‫مردم بی‌گناه دارن می‌میرن

37:06.894 --> 37:09.438
‫نمی‌تونی با بردفورد در بیفتی.
‫زنده نمی‌مونی

37:09.438 --> 37:10.898
‫چاره‌ای ندارم

37:10.898 --> 37:14.026
‫اگه من و تو فرار کنیم،
‫خودمون رو نجات میدیم

37:14.026 --> 37:18.489
‫اگه من بمونم و باهاش مواجه بشم،
‫کی می‌دونه جون چند نفر رو میشه نجات داد؟

37:19.823 --> 37:23.494
‫کل زندگیم با دروغ احاطه شده بودم

37:23.494 --> 37:24.620
‫خونه، کار

37:24.620 --> 37:29.959
‫توی این کار این‌قدر شخصیت‌های مختلف داشتم،
‫که دیگه نمی‌دونم کی هستم

37:31.669 --> 37:32.753
‫ولی...

37:35.005 --> 37:37.466
‫فرصت مواجه شدن با حقیقت رو دارم...

37:39.760 --> 37:42.273
‫و این که برای یه چیزی ایستادگی کنم

37:42.846 --> 37:45.349
‫نه به خاطر این که دستوری بوده
‫که بهم داده شده،

37:45.349 --> 37:47.142
‫بلکه چون درست همینه

37:47.893 --> 37:49.770
‫و چون انتخاب خودمه

37:49.770 --> 37:52.147
‫سیدنی، نمی‌تونی بدون من با بردفورد در بیفتی

37:52.147 --> 37:54.233
‫آرشیو دست منه، نه تو

37:54.233 --> 37:56.777
‫و حاضر نیستم بهت بدمش.
‫زیادی عاشقتم

37:56.777 --> 37:58.821
‫نمی‌ذارم خودت رو نابود کنی

37:59.405 --> 38:02.157
‫دوتامون می‌دونیم در افتادن با بردفورد،
خودکشیه

38:02.157 --> 38:04.493
‫لیوای، از پسش بر میام

38:06.537 --> 38:08.455
‫خودت بهم نشون دادی

38:09.373 --> 38:11.000
‫تاب‌آوردن رو تو یادم دادی

38:11.500 --> 38:15.254
‫گفتی یه موبَرداشتگیِ کوچیک

38:15.254 --> 38:17.840
‫می‌تونه قوی‌ترین سیستم رو از پا در بیاره

38:18.966 --> 38:20.634
‫من می‌تونم اون موبَرداشتگی باشم...

38:22.386 --> 38:24.638
‫و شبکه بردفورد رو نابود کنم

38:25.222 --> 38:28.434
‫وقتی کارم تموم شد، پیدات می‌کنم

38:34.189 --> 38:37.651
‫- لیوای، یه حرفی بزن
‫- ریختن اینجا

38:37.651 --> 38:39.862
‫کی؟ کی اونجاست؟

38:39.862 --> 38:43.365
‫نیروهای ویژه. مال اون‌ها، مالِ ما.
‫مهم نیست

38:43.365 --> 38:45.284
‫باید همین الان بزنی بیرون.
‫باید بری

38:45.284 --> 38:47.620
‫سید، یه قولی بهم بده

38:47.620 --> 38:50.414
‫لیوای، اگه گرفتنت، می‌کشنت

38:50.414 --> 38:51.624
‫باید بری

38:55.419 --> 38:57.338
‫باید بری. خواهش می‌کنم

38:57.338 --> 39:00.007
‫قول بده نری توی این جنگ

39:02.801 --> 39:03.802
‫عاشقتم

39:05.512 --> 39:06.805
‫منم عاشقتم

39:11.060 --> 39:12.561
‫لیوای؟

39:15.898 --> 39:17.066
‫بسه

39:20.486 --> 39:22.279
‫بسه! بسه!

39:59.817 --> 40:01.902
‫نمی‌تونه قسر در بره

40:01.902 --> 40:04.317
‫می‌دونم این افراد چطوری کار می‌کنن

40:04.342 --> 40:08.837
‫طولی نمی‌کشه که تا یه تیم از کُدنویس‌ها
‫اون سوئیچ رو از کار بندازن

40:08.862 --> 40:11.291
کارگزارهایی که منتظرن تا شکنجه‌ش کنن

40:12.121 --> 40:13.414
‫خونش رو بریزن و پاکش کنن

40:14.081 --> 40:16.834
‫- باید به حرفش گوش می‌کردم
‫- نه، از خطراتش باخبر بود

40:16.834 --> 40:20.713
‫آره. ولی می‌خواست مرگش
‫یه معنایی داشته باشه. تغییری ایجاد کنه

40:21.463 --> 40:22.631
‫حالا هم...

40:34.810 --> 40:37.813
‫همینه. مرگش

40:37.813 --> 40:38.898
‫چی؟

40:38.898 --> 40:41.191
‫مرگِ لیوای اجتناب‌ناپذیره

40:42.735 --> 40:44.612
‫اگه بتونیم کنترلش کنیم چی؟
‫اگه...

40:45.112 --> 40:47.239
‫اگه مرگش راه‌حل باشه؟

40:48.157 --> 40:51.035
‫لیوای تو مرز سیبری-روسیه دستگیر شد

40:51.035 --> 40:53.329
‫لانگلی مخفیانه جابجاش می‌کنه

40:53.329 --> 40:54.413
‫چطوری؟

40:54.413 --> 40:55.748
‫با هواپیما

40:55.748 --> 40:57.358
‫ولی اگه اون هواپیما فرود نیاد چی؟

40:57.358 --> 40:59.462
‫اگه هواپیما سقوط کنه

40:59.462 --> 41:02.713
‫قبل از این که سیا بتونه
سوئیچ تخریب رو نابود کنه؟

41:02.713 --> 41:04.965
‫قبل از این که بتونن شکنجه‌ش کنن

41:04.965 --> 41:09.261
‫اگه هولاک توی مسیر بمیره،
‫سوئیچ تخریب فعال میشه،

41:09.261 --> 41:11.680
‫آرشیو ۶ خودبه‌خود پخش میشه

41:12.181 --> 41:14.433
‫بردفورد هم افشا میشه

41:14.433 --> 41:16.894
‫و مردی که عاشقشی می‌میره

41:16.894 --> 41:18.812
‫مردی که عاشقشم همین‌جوریش هم مُرده

41:23.692 --> 41:26.820
‫می‌دونی، من حاضر بودم
هر کاری واسه پدرت بکنم

41:27.905 --> 41:29.073
‫واسه تو

41:30.699 --> 41:32.660
‫پس بگو راهش چیه؟

41:33.285 --> 41:36.372
‫پارسال، من و لیوای یه نقشه ترور

41:36.372 --> 41:37.498
‫از جانب سازمان طراحی کردیم

41:37.498 --> 41:41.377
‫ایده این بود که کشتار رو توی
حادثه‌ی سقوط هواپیما مخفی کنیم

41:41.377 --> 41:43.587
‫سقوطی که بتونی کنترلش کنی

41:43.587 --> 41:45.798
‫یه کُدنویس اجیر کردیم،
که بدافزارش رو طراحی کرد

41:45.798 --> 41:48.676
‫برنامه باعث نشتی سوخت و
در نتیجه انفجار می‌شد

41:48.676 --> 41:50.678
‫پس همه‌ی تیکه‌های نقشه سرِ جاشونن؟

41:50.678 --> 41:52.513
‫باید سریع اقدام کنیم

41:52.513 --> 41:55.599
‫بردفورد می‌خواد هولاک رو از روسیه خارج کنه

41:55.599 --> 42:00.479
‫نزدیک‌ترین پایگاه ایلسونـه، نزدیکِ فربنکس.
‫دوردسته، امنه

42:00.980 --> 42:02.648
‫وقتی وارد کشور شد،

42:02.648 --> 42:05.401
‫از یه حاملِ دولتی استفاده می‌کنن
‫که جلبِ توجه نکنه

42:05.401 --> 42:07.778
‫یه هواپیمای باری، شاید سوخت‌رسان

42:07.778 --> 42:10.322
‫از آلاسکا می‌برنش به یک پایگاه سرّی

42:10.322 --> 42:12.324
‫پس آلاسکا تنها شانس ما

42:12.324 --> 42:13.784
‫- برای اینه که متوقفش کنیم؟
‫- بله

42:13.784 --> 42:16.036
‫من باید با وکیل‌ها سروکله بزنم،

42:16.036 --> 42:18.163
‫پس تو باید به سن پترزبورگ بری

42:18.163 --> 42:19.843
‫و سازنده‌ی بدافزار رو ملاقات کنی

42:20.332 --> 42:22.209
‫اسمش آرمن ژدانکوئه

42:22.209 --> 42:25.880
‫وقتی بدافزار رو گرفتی، سوار هواپیما شو،
‫ببرش فربنکس

42:25.880 --> 42:28.799
‫با یکی از پاسپورت‌های جعلیت وارد کشور شو

42:28.799 --> 42:31.719
‫برو مسافرخونه.
‫یه جای ساکت. آفتابی نشو

42:32.219 --> 42:37.224
‫سلام، منم. رسیدم.
‫همه‌چیز طبق برنامه‌ست

42:37.725 --> 42:43.230
‫مهمه قبل از این که هولاک رو برگردونن به
خاک آمریکا، انجامش بدی

42:43.230 --> 42:45.316
‫یه روز، نهایتاً دو روز وقت داریم

42:45.316 --> 42:49.236
‫باید بدافزار رو به خوردِ هواپیما بدی
‫قبل از این که هولاک از آلاسکا خارج شه

42:58.704 --> 43:01.498
‫منم. رسیدم

43:01.498 --> 43:03.208
‫هواپیما هم الان نشست

43:04.835 --> 43:07.963
‫سیدنی، بابت این قضیه مطمئنی؟

43:19.016 --> 43:20.100
‫مطمئنم

43:20.100 --> 43:21.810
‫چون وقتی انجام بشه...

43:22.478 --> 43:23.812
‫لیوای دیگه مُرده

43:23.812 --> 43:26.148
‫هیچ‌وقت توی پایگاه سرّی زنده نمی‌مونه

43:28.150 --> 43:30.069
‫ولی این به مرگش معنا میده

43:31.403 --> 43:35.574
‫بدون که این یعنی انجامِ کار درست و عادلانه،

43:36.242 --> 43:38.494
‫و افشای یه زنِ فاسد،

43:38.494 --> 43:42.915
‫که داره با قدرتِ بدون نظارتش
‫جون مردم بی‌گناه رو ازشون می‌گیره

43:43.707 --> 43:45.459
‫پس آره، مطمئنم

43:46.544 --> 43:48.003
‫و قلبم رو به درد میاره

43:48.587 --> 43:51.465
‫ولی تا حالا تو زندگیم از
هیچی مطمئن‌تر نبودم

43:54.927 --> 43:56.303
‫وقتی انجام شد بهت زنگ می‌زنم

44:28.210 --> 44:30.212
‫کنترل‌های پرواز هنوز پاسخ نمیدن

44:30.212 --> 44:31.630
‫برنامه اصلیت رو خاموش کن!

44:31.630 --> 44:32.756
‫از اینجا ببرش بیرون

44:32.756 --> 44:34.383
‫اِم‌اِم‌آرت مشکل پیدا کرده

44:34.383 --> 44:35.593
‫از کجا می‌دونی؟

44:35.593 --> 44:38.095
‫کامپیوترهاتون ویروسی شدن

44:38.095 --> 44:40.514
‫این هواپیما برنامه‌ریزی شده که سقوط کنه

44:48.856 --> 44:51.454
‫واحد مرجع داده‌ها مسموم شده.
‫نمیشه ریست‌شون کرد

44:51.454 --> 44:53.820
‫سیستم‌های فرعی رو از کار بنداز
‫و کنترل پرواز رو خاموش کن

44:53.820 --> 44:55.466
‫الان واحد مرجع داده‌ها رو سایکل می‌کنم

44:55.466 --> 44:57.031
‫نکن. خاموشش کن

44:57.031 --> 44:59.658
‫هنوز تریم، تراستِ تفاضلی و سکان‌ها رو داریم

45:00.951 --> 45:03.037
‫۶۰۰۰ فوت. نگه دار

45:03.037 --> 45:04.496
‫- دماغه بالا
‫- دماغه بالا

45:04.496 --> 45:09.210
‫- ۳۰۰۰ پا. دماغه بالا!
‫- نگه دار!

45:09.210 --> 45:10.252
‫آماده‌ی برخورد باش!

45:53.796 --> 45:54.797
‫ای لعنت

46:00.177 --> 46:01.428
‫سلام آبجی

46:02.680 --> 46:04.515
‫چی؟ نه

46:05.975 --> 46:07.560
‫نه، یادم نرفته

46:08.435 --> 46:11.772
‫اومدم فروشگاه کادو انتخاب کنم

46:12.523 --> 46:13.524
‫آره

46:15.609 --> 46:18.445
‫دارم میام. قبل از کیک می‌رسم

46:41.969 --> 46:43.053
‫انجام شد؟

46:43.053 --> 46:44.430
‫یه مشکلی داریم

46:44.430 --> 46:47.308
‫اون‌طوری که فکر می‌کردیم، هواپیما باری نبود

46:47.308 --> 46:50.269
‫هواپیمای انتقال زندانی بود و پُر از آدم بود

46:50.895 --> 46:52.771
‫یعنی چی که پُر بود؟

46:52.771 --> 46:55.316
‫پُر از زندانی بود. باید یه تصمیمی می‌گرفتم

46:55.316 --> 46:58.277
‫نقشه‌مون رو اجرا کردم
‫و بدافزار رو نصب کردم

46:58.277 --> 46:59.445
‫چی‌کار کردی؟

46:59.445 --> 47:02.948
‫مشکل زندانی‌ها نیستن.
‫مشکل هواپیماست

47:02.948 --> 47:06.118
‫هواپیما جوری که می‌بایست رفتار نکرد

47:06.118 --> 47:09.914
‫برنامه‌‌نویسی جواب نداد. یه اتفاقی افتاد

47:09.914 --> 47:13.167
‫فرود اجباری کردن.
‫شاهد هم داریم

47:13.167 --> 47:15.711
‫مصدوم. تلفات

47:15.711 --> 47:18.714
‫ولی نمی‌دونم هولاک بین بازمانده‌هاست یا نه

47:19.566 --> 47:21.139
‫باید برم

47:24.282 --> 47:29.282
♪ Irma Thomas - I Haven't Got Time to Cry ♪

47:57.836 --> 47:59.380
‫اتواتر سقوط کرده

48:04.885 --> 48:06.637
‫باید اسکافیلد رو بیاری

48:06.637 --> 48:08.182
‫ایده‌ی افتضاحیه

48:08.182 --> 48:09.766
خودش هَولاک رو ساخته

48:09.766 --> 48:11.806
تا جایی که من می‌دونم، این گندکاری خودشـه

48:11.831 --> 48:14.019
مسیر انتقال زندانی‌ها رو به
آلاسکا کج کردید تا

48:14.044 --> 48:15.271
هولاک رو سوار کنید؟

48:15.271 --> 48:17.481
تصاویر ماهواره‌ای نشون میدن بازمانده داشتیم

48:17.481 --> 48:19.608
که یعنی هولاک هنوز زنده‌ست

48:19.608 --> 48:21.235
انگار به مشکل برخوردید

48:22.194 --> 48:23.529
این مشکل همه‌مونـه، سیدنی

48:23.529 --> 48:26.865
نایب‌سرپرست آلاسکا، فرانک رمنیکـه

48:26.865 --> 48:28.117
‫سیدنی اسکافیلد هستم

48:28.117 --> 48:30.202
بگو ‫فرانک. آقای رمنیک پدرم بودن

48:30.202 --> 48:31.662
می‌خوام یه چیزی رو روشن کنم

48:31.662 --> 48:33.789
اگه این رازی که مخفی کردی

48:33.789 --> 48:36.417
‫نسبت به جون و امنیت مردم اینجا
‫برات مهم‌تر باشه،

48:36.417 --> 48:38.002
به مشکل می‌خوریم

48:38.730 --> 48:40.728
‫زنم کجاست؟

48:40.753 --> 48:42.298
اونی که نگرانشـم تویی

48:42.298 --> 48:45.092
چون فکر می‌کنم این اتفاقات به خاطر توئه

48:45.092 --> 48:48.304
‫چون یه رازی داری که این مرد
‫ ازش استفاده کرده

48:48.304 --> 48:50.848
‫پس حتی اگه مجبور بشم،
‫تیکه‌های اون هواپیما رو

48:50.848 --> 48:53.434
‫دوباره سر هم می‌کنم و
‫آدمت رو پیدا می‌کنم،

48:53.434 --> 48:55.686
هواپیما رو وادار کرد به حالت دستی بره

48:55.686 --> 48:57.021
‫کنترلش رو به دست گرفت؟

48:57.021 --> 48:58.314
‫هواپیما رو نجات داد

48:58.314 --> 49:00.816
فقط به خاطر اونه که یه عده
توی هواپیما زنده موندن

49:00.816 --> 49:02.735
‫عاشقتم، لیوای

49:02.735 --> 49:05.905
‫داره دروغ میگه. با اون حرومزاده می‌خوابه

49:05.905 --> 49:07.489
جست‌وجوی پیشرفته‌ی تصویر چهره

49:07.489 --> 49:10.075
‫تو آرشیو یکی از روزنامه‌های مری‌لند
‫ نشونش داده

49:10.075 --> 49:12.161
از ماجرامون خبر دارن؟

49:12.161 --> 49:13.454
‫کار اونه، هاچ

49:13.454 --> 49:14.663
اون هواپیما رو ساقط کرد

49:14.663 --> 49:16.373
اون تصمیم‌ها رو می‌گیره

49:16.373 --> 49:18.626
اسکافیلد پشت کل این قضایاست

49:30.554 --> 49:32.431
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم بهت آسیب برسونم

49:35.392 --> 49:39.104
‫فقط این کار رو کردم چون می‌دونستم
در هر صورت می‌میری

49:40.606 --> 49:43.150
‫می‌دونستم مرگت حقیقت رو افشا می‌کنه

49:43.150 --> 49:44.985
‫بیخیال. تفنگ رو بکش اونور

49:44.985 --> 49:48.614
‫باید جلوی بردفورد رو بگیرم
‫و آرشیو رو افشا کنم

49:49.198 --> 49:53.911
‫ببین... کشتنِ من آرشیو رو پخش نمی‌کنه

49:53.911 --> 49:56.538
‫افرادِ بردفورد سوئیچ رو غیرفعال کردن

49:57.248 --> 49:58.374
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

49:59.667 --> 50:01.854
‫مرگِ من باعثِ هیچی نمیشه

50:01.879 --> 50:03.714
‫می‌تونم آرشیو رو بهت بدم

50:04.368 --> 50:07.532
‫اگه باور نداری، ماشه رو بکش

50:19.228 --> 50:20.782
‫بردفورد هستم

50:20.807 --> 50:22.767
‫سوئیچ رو غیرفعال کردی؟

50:24.019 --> 50:25.104
‫کجایی؟

50:26.235 --> 50:27.236
‫جوابم رو بده

50:27.820 --> 50:31.688
‫بله، سوئیچ تخریب غیرفعال شده.
‫دسترسی هولاک قطع شده

50:31.713 --> 50:33.968
‫می‌دونیم تو اون هواپیما رو ساقط کردی، سید

50:33.993 --> 50:36.345
هارد اثبات‌کننده‌ش رو داریم

50:36.370 --> 50:39.846
‫بعد از تمام زحماتی که کشیدم،
بهم خیانت کردی؟

50:41.208 --> 50:43.377
‫زنی این حرف رو می‌زنه که پدرم رو کشته

50:44.336 --> 50:45.671
‫بابات باهوش بود،

50:45.671 --> 50:48.631
‫ولی نه اون‌قدر که بدونه
‫کِی باید از سر راه بره کنار

50:49.231 --> 50:51.610
‫انگار ارثیه

50:51.635 --> 50:53.596
‫داریم میایم سراغت، سیدنی

50:59.226 --> 51:01.962
‫وقتی رو در رو باشی خیلی آسون نیست، درسته؟

51:01.962 --> 51:05.399
‫وقتی گفتی می‌تونی آرشیو رو
بهم بدی منظورت چی بود؟

51:05.399 --> 51:07.154
‫وقتی بردفورد دسترسیم رو قطع کرد،

51:07.154 --> 51:10.449
‫آرشیو رو توی یک نسخه سخت بازسازی کردم

51:32.468 --> 51:34.845
‫ببخشید که باید این‌جوری تموم می‌شد

51:35.485 --> 51:37.097
‫کاش می‌تونستیم با هم باشیم

51:37.097 --> 51:40.643
‫اگه می‌تونستیم چی؟
‫اگه مجبور نبودی تنهایی انجامش بدی؟

51:40.643 --> 51:41.769
‫منظورت چیه؟

51:41.769 --> 51:43.562
‫بردفورد می‌افته دنبالت

51:44.647 --> 51:46.631
‫هرجایی دنبالت میاد

51:46.631 --> 51:54.631
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

51:54.656 --> 52:02.656
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

52:21.433 --> 52:22.518
‫بخواب زمین

52:24.679 --> 52:26.019
‫بخواب زمین!

52:32.319 --> 52:34.530
‫کجاست؟ جوابم رو بده

52:35.114 --> 52:36.599
‫دیگه رفته، فرانک

52:36.599 --> 52:42.418
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
