WEBVTT

00:01.594 --> 00:06.594
♪ Edward Sharpe & The Magnetic Zeros -
40 Day Dream ♪

00:13.334 --> 00:16.327
‫« شیکاگو، ایلینوی »
‫« ۴ سال پیش »

00:16.351 --> 00:23.351
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:26.041 --> 00:28.231
‫قبول کن روبی،‌ ترسیدی

00:29.001 --> 00:30.001
‫- نه خیر
‫- بله

00:30.001 --> 00:31.841
‫دیدم که گرگا اومدن، چشمات رو گرفتی

00:31.841 --> 00:34.091
‫- فقط غافلگیر شدم
‫- آهان

00:34.091 --> 00:35.761
‫- خب، من که ترسیدم
‫- چی؟

00:35.761 --> 00:38.181
‫- آره، گرگا واقعاً ترسناک بودن
‫- دقیقاً

00:38.181 --> 00:39.921
‫دیدم تا زوزه کشیدن، از جاش پرید

00:39.921 --> 00:41.181
‫- ندیدی. ندیدی
‫- دیدم

00:41.181 --> 00:43.471
‫ندیدی، ندیدی

00:43.481 --> 00:44.981
‫بیخیال، ندیدی

00:44.981 --> 00:46.331
‫بیخیال

00:47.351 --> 00:48.691
‫خیلی خب

00:48.691 --> 00:50.571
‫واقعاً بعضی‌وقتا می‌ترسی؟

00:50.571 --> 00:53.381
‫خب معلومـه که می‌ترسم.
‫همه می‌ترسن

00:53.901 --> 00:57.551
‫گوش کن، می‌دونی من هر وقت می‌ترسم
‫چی‌کار می‌‌کنم؟

00:57.571 --> 00:58.881
‫رازم رو بهت بگم؟

00:59.741 --> 01:04.811
‫به همه‌ی کسایی که دوستم دارن فکر می‌کنم،
‫کسایی که حاضرم واسم هر کاری بکنن

01:04.831 --> 01:09.161
‫- مثل مامان؟
‫- مثل مامان. مثل لوک. مثلِ...

01:09.421 --> 01:10.771
‫من؟

01:11.961 --> 01:13.211
‫واقعاً؟

01:13.761 --> 01:17.091
‫وقتی این صورت رو می‌بینم،
‫جرأتم زیاد میشه

01:17.091 --> 01:18.591
‫مثلاً‌ هر کاری می‌تونم بکنم

01:21.101 --> 01:24.871
‫بعضی‌وقتا که ناراحت میشم یا می‌ترسم،
‫مارشمالو حالم رو بهتر می‌کنه

01:24.891 --> 01:27.601
‫وای، پس بهتره یه چیز مارشمالو دار
برات بگیریم

01:27.601 --> 01:29.521
‫- هات چاکلت؟
‫- هات چاکلت

01:29.521 --> 01:31.141
‫باشه

01:31.901 --> 01:33.361
‫ما هات‌ چاکلت می‌خوریم، لوک

01:33.361 --> 01:36.241
‫- تو این گرما خر تب می‌کنه
‫- گرما؟ بیخیال

01:36.241 --> 01:38.491
‫میشه لطفاً یه هات چاکلت با
‫مارشمالوی اضافه بدید؟

01:38.491 --> 01:39.571
‫- بابا
‫- بله؟

01:39.571 --> 01:41.371
‫- سوئیچ رو بده
‫- واسه چی؟

01:41.371 --> 01:43.231
‫تا شیشه‌‌ی آرزوهام رو بیارم.
‫یه فکری دارم

01:43.231 --> 01:45.211
‫زود باش تا یادم نرفته بابا

01:46.121 --> 01:47.621
‫مواظب خیابون باش، خب؟

01:47.621 --> 01:48.981
‫باشه، باشه، باشه

01:50.631 --> 01:52.711
‫به مامانت نگو اومدیم اینجا، خب؟

01:52.791 --> 01:54.591
‫خودش می‌فهمه. مامانه‌ها

01:59.801 --> 02:01.631
‫ببخشید دختر خانم

02:01.881 --> 02:03.721
‫فکر می‌کنم هات‌چاکلت سفارش داده بودید

02:03.721 --> 02:06.071
‫با مارشمالوهای اضافی؟

02:06.621 --> 02:11.621
♪ Fionn Regan - Cormorant Bird ♪

02:11.645 --> 02:18.645
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:18.669 --> 02:25.669
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:31.881 --> 02:33.391
‫بابایی

02:46.221 --> 02:47.971
‫بیا، آفرین. خیلی خب

02:47.981 --> 02:49.561
‫بیا اینجا. بیا اینجا

02:49.561 --> 02:51.071
‫چیزی نیست

02:51.351 --> 02:52.351
‫بابا...

02:52.351 --> 02:53.921
‫بیا اینجا

02:55.021 --> 02:58.311
‫زود باش، زود باش، زود باش

02:58.781 --> 03:01.421
‫زود باش... ای خدا

03:01.451 --> 03:03.661
‫ای خدا

03:03.661 --> 03:06.081
‫یالا عزیزم، چیزی‌مون نمیشه

03:06.081 --> 03:09.781
‫- بابا! بابا!
‫- چیزی‌مون نمیشه. خب؟

03:11.121 --> 03:13.751
‫گوشیم! یالا، تو جیبمـه

03:13.751 --> 03:17.141
‫- یالا. هوات رو دارم. هوات رو دارم
‫- باشه

03:36.271 --> 03:38.781
<i>‫اورژانس، بفرمایید؟</i>

03:45.086 --> 03:48.093
« آخرین مرز »

03:57.091 --> 03:58.881
‫سلام نیکی... منم

03:58.881 --> 04:00.131
‫گوش کن، دنبال سارا بودم

04:00.131 --> 04:02.011
‫الان بیمارستانـه؟

04:02.551 --> 04:04.631
‫بیمارستانـه؟ نه، نه، می‌دونم.
‫خودم فهمیدم

04:04.641 --> 04:06.431
‫آخه می‌دونم چقدر نیرو کم دارید

04:06.431 --> 04:09.241
‫این قطعی برق هم اوضاع رو بدتر کرده، خب...

04:09.261 --> 04:14.221
‫گوش کن، هروقت سرش خلوت شد،
‫بهش میگی یه زنگ بهم بزنه؟

04:14.231 --> 04:16.261
‫کار واجب باهاش دارم

04:17.191 --> 04:20.021
‫نه، نیکی، اون‌طوری نیست.
‫فقط باید باهاش حرف بزنم

04:20.031 --> 04:21.591
‫آره. مسئله‌ی خانوادگیـه

04:22.241 --> 04:23.491
‫خیلی خب، عالی میشه

04:23.491 --> 04:25.101
‫تو هم همین‌طور.
مراقب خودت باش

04:50.971 --> 04:53.431
‫بدجوری مشتاق خبرهای خوبـم.
‫چی واسه‌مون داری؟

04:53.431 --> 04:54.601
‫خب، هیچ خبر خوبی ندارم

04:54.601 --> 04:55.691
‫محله همچنان تاریکـه

04:55.691 --> 04:56.891
‫نه برقی داره، نه گرمایی

04:56.901 --> 04:58.411
‫ای خدا

04:58.861 --> 05:00.481
‫خیلی خب، گوش کنید.
‫سارا قراره زنگ بزنه

05:00.481 --> 05:02.231
‫هر وقت زنگ زد، تحت هر شرایطی بهم بگید

05:02.231 --> 05:03.941
‫- باید باهاش حرف بزنم
‫- چیزی شده؟

05:03.941 --> 05:05.151
‫- نه
‫- فرانک...

05:05.151 --> 05:07.711
‫سلام. پس اینجایی. دنبالت بودم

05:07.871 --> 05:09.701
‫باید از تیاگو بازجویی کنیم

05:09.701 --> 05:13.401
‫- فکر می‌کردم قراره خسته‌ش کنیم
‫- آره اما وقت زیادی نداریم

05:13.451 --> 05:14.911
‫باید بریم سر وقتش

05:14.911 --> 05:17.081
‫اف‌بی‌آی گفته تا نیومدن
‫کسی نباید باهاش حرف بزنه

05:17.081 --> 05:19.331
‫من رو ببر پشت میله‌ها.
‫به حرف میارمش

05:19.331 --> 05:21.341
‫این یارو کلیدِ پیدا کردن هولاکـه

05:21.341 --> 05:22.711
‫نزدیکیم

05:22.711 --> 05:24.551
‫وای، پاک یادم رفت.
‫خبرهای خوب هم دارم

05:24.551 --> 05:25.921
‫با بایگانی حرف زدم

05:25.921 --> 05:28.381
‫- خبر خوبت اینـه؟
‫- بایگانیِ روزنامه

05:28.391 --> 05:31.661
‫روزنامه‌ی «کپیتال گزت».
‫میگن بیشتر از یه عکس دارن

05:31.681 --> 05:33.831
‫- از کجا این رو پیدا کنی؟
‫- از یکی از دوستام تو شیکاگو

05:33.831 --> 05:35.141
‫جست‌وجوی پیشرفته‌ی تصویر چهره

05:35.141 --> 05:37.601
‫تو آرشیو یکی از روزنامه‌های مری‌لند
‫نشونش داده

05:37.601 --> 05:38.771
‫مال سال ۹۷ـه

05:38.771 --> 05:41.561
‫بخشی از کلاژ یه عکس از رژه‌‌ها‌ی محلیـه

05:41.571 --> 05:44.401
‫سردبیر گفته عکسای بیشتری از
‫همین حلقه فیلم داره

05:44.401 --> 05:45.741
‫هر چی پیدا کنن رو می‌فرستن

05:45.741 --> 05:47.531
‫- خوبـه
‫- باید همین رو بکنیم تو چشماش

05:47.531 --> 05:48.781
‫- شاید دهن باز کنه
‫- نه

05:48.781 --> 05:50.991
‫فرانک، این بارو مأمور سیائـه

05:50.991 --> 05:54.351
‫وقتشـه موانع رو بشکونیم

05:54.371 --> 05:59.111
‫اگه از این ماجرا سر در نیاریم،
‫این منـم که آسیب می‌بینم

05:59.371 --> 06:02.381
‫باشه. خیلی خب اما من حرف می‌زنم

06:02.381 --> 06:04.171
‫تو بهش دست نمی‌زنی.
‫چیزی رو نمی‌شکونیم

06:04.171 --> 06:08.201
‫این رو کسی میگه که یه ماشین پر از فراری رو
‫با هلی‌کوپتر بوکسل کرد

06:10.301 --> 06:11.661
‫مرسی

06:13.141 --> 06:15.811
‫می‌دونم آدمی مثل تو احتمالاً
‫دوستای زیادی داره

06:15.811 --> 06:17.311
‫احتمالاً هم میان کمکت

06:17.311 --> 06:18.961
‫اما بدون که من هم دوستای خودم رو دارم

06:18.961 --> 06:20.851
‫یکی‌شون قاضیـه. با هم میریم ماهی‌گیری

06:20.851 --> 06:22.941
‫کارم اینجا تموم شد، میرم دادگاهش و

06:22.941 --> 06:24.481
‫یه سوگندنامه‌ی ایالتی می‌نویسم و

06:24.481 --> 06:26.611
‫درخواست حکم جلب با دلایل محتمل می‌کنم

06:26.611 --> 06:30.151
‫و به جرم ورود به ایالت آلاسکا با
‫مدارک جعلی، متهمت می‌کنم

06:30.161 --> 06:34.451
‫ساده‌ست. مشکل اینجاست که دوست من یعنی
‫همون قاضی، جلسه تفهمیم اتهام نمی‌ذاره

06:34.451 --> 06:37.371
‫نمی‌تونه چون من نمی‌تونم ثابت کنم
‫کی هستی

06:37.911 --> 06:42.501
‫و تا نتونم ثابت کنم کی هستی،
‫اینجا نگهت می‌داره

06:42.961 --> 06:44.581
‫ور دل خودم

06:46.461 --> 06:48.501
‫پس می‌بینی که قراره چی بشه؟

06:52.761 --> 06:54.641
‫من نگران ایشونـم

06:55.641 --> 06:57.981
‫پس حرف هم می‌زنه. خوبـه

06:57.981 --> 07:01.441
‫نظرت چیـه بهمون بگی از کجا می‌دونستی
‫هولاک توی قطبـه؟

07:01.441 --> 07:03.261
‫تو منطقه جاسوس داری؟

07:03.441 --> 07:04.691
‫هان؟

07:05.111 --> 07:07.821
‫خودت رو نزن به کوچه علی‌چپ، عوضی.
‫می‌دونیم مأمور سازمانی

07:07.821 --> 07:09.741
‫فیلمت رو دمِ فرودگاه داریم

07:09.741 --> 07:11.951
‫اون هاردی که با خودت آوردی، دست‌مونـه

07:11.951 --> 07:13.031
‫می‌دونیم بدافزاره

07:13.031 --> 07:15.991
‫می‌دونیم باهاش هواپیما رو زدی زمین

07:15.991 --> 07:18.701
‫پس انگاری خودتون همه‌چی رو فهمیدید

07:18.701 --> 07:20.651
‫مشکل چیـه؟

07:23.421 --> 07:24.671
‫این مشکل به حساب میاد؟

07:24.671 --> 07:28.001
‫وقتی دوستات توی سیا داشتن هویتت رو
‫پاک می‌کردن،‌ این رو جا انداختن

07:28.011 --> 07:32.471
‫یعنی تموم چهره‌ها و لبخندها و
‫جزئیات رو می‌گردیم و

07:32.471 --> 07:34.051
‫از زندگیت سر در میاریم

07:34.051 --> 07:35.891
‫همکارات، دوستات

07:35.891 --> 07:37.641
‫همه‌ی عزیزان و کسایی که برات مهمـن،

07:37.641 --> 07:39.811
‫از جمله رابطه‌ی عاشقانه‌ت با سیا

07:39.811 --> 07:43.101
‫حالا شاید توعاشق و دلباخته‌ی لنگلی باشی اما

07:43.101 --> 07:45.441
‫باور کن واسه‌ی اونا یه عشق زودگذری

07:45.441 --> 07:48.361
‫و به محض این که بفهمن هویتت لو رفته،

07:48.361 --> 07:50.151
‫وبال گردن‌شون میشی

07:50.151 --> 07:54.061
‫و جفت‌مون می‌دونیم که سازمان
‫با وبال‌های گردنش چی‌کار می‌کنه

07:54.201 --> 07:56.341
‫اومدی اینجا تا یکی رو بکشی

07:59.121 --> 08:00.411
‫خانم اسکافیلد،

08:00.411 --> 08:02.001
‫دلیل این که روبروی شما نشستم،

08:02.001 --> 08:06.521
‫آرمان و اصولیـه که از
درک بیشترِ مردم خارجـه

08:06.541 --> 08:11.071
‫آرمانی که افق‌های جدیدی برای
آینده‌ی کشورتون رقم می‌زنه

08:11.091 --> 08:14.431
‫آیا روش‌های کارفرمای من افراطی هستن؟

08:14.551 --> 08:15.641
‫بدون شک

08:15.641 --> 08:18.191
‫آدم‌های بی‌گناه قربانی میشن؟

08:18.461 --> 08:19.461
‫بله

08:19.461 --> 08:22.461
‫تو این برهه، همه‌مون قربانی‌ایـم

08:23.891 --> 08:25.801
‫اما این دلیل موجهـه

08:26.651 --> 08:29.461
‫این مأموریت مایه‌ی رستگاری منـه

08:29.531 --> 08:34.891
‫و حاضرم برای تحققش، همه‌چیزم رو فدا کنم

08:38.341 --> 08:39.911
‫شما چطور؟

08:40.601 --> 08:41.621
‫فرانک

08:41.621 --> 08:43.601
‫فرانک، یه مسئله‌ای پیش اومده

08:44.001 --> 08:45.771
‫خیلی خب... دیگه کاری نداریم

08:48.711 --> 08:50.551
‫بریگز، چی شده؟

08:50.551 --> 08:53.171
‫از «کینگز لاج» با نیروهای گشت تماس گرفتن،

08:53.171 --> 08:56.181
‫وقتی رسیدن اونجا، دیدن که یه زندانی
‫داره دیوار رو سوارخ می‌کنه

08:56.181 --> 08:58.141
‫- جداً؟
‫- می‌‌خواست اتاق‌ها رو بهم وصل کنه

08:58.141 --> 08:59.971
‫فکر می‌‌کنیم نمک حمام مصرف کرده

08:59.971 --> 09:02.271
‫- شناساییش کردید؟
‫- آره، هنری پاتون، ملقب به «رتل‌بونز»

09:02.271 --> 09:03.931
‫عضو دار و دسته‌ی «وارلاکس»ـه

09:03.931 --> 09:07.111
‫و به خاطر کشتن یه پلیس مخفی
‫داره حبس ابدش رو می‌گذرونه

09:07.861 --> 09:10.861
‫همون‌طور که گفتم،
همچین عاشق‌پیشه‌ی پلیس‌ها نیست

09:10.861 --> 09:13.031
‫هی! هی! هی!
‫تفنگ‌ها رو بگیرید پایین!

09:13.031 --> 09:14.531
‫چاقو رو بذار زمین

09:14.531 --> 09:16.991
‫تفنگت رو بگیر پایین. خب؟

09:16.991 --> 09:19.201
‫نظرت چیـه با صحبت مشکل رو حل کنیم؟

09:19.201 --> 09:21.261
‫نظرت چیـه که...

09:21.261 --> 09:23.041
‫یکم خون‌سردی‌مون رو حفظ کنیم؟

09:23.118 --> 09:28.118
♪ King Harvest - Dancing In the Moonlight ♪

10:05.291 --> 10:07.161
‫خب، برق هم اومد

10:07.278 --> 10:08.284
« پاتون »

10:08.308 --> 10:10.227
« مُرده »

10:10.251 --> 10:12.881
‫با مرگ پاتون،
همچنان دو تا زندانی فراری داریم

10:12.881 --> 10:15.301
‫مارکوس رمزی و جولین استیل

10:15.301 --> 10:17.341
‫رمزی، عضو سابق «نیروی ویژه بریتانیا» که

10:17.341 --> 10:20.011
‫به جرم سرقت از چندین بانک محکوم شده

10:20.011 --> 10:21.971
‫- خیلی خب. استیل چطور؟
‫- به جرم قتل، حبس ابد خورده

10:21.971 --> 10:23.351
‫میگه اشتباه گرفتنش

10:23.351 --> 10:26.141
‫یکی از شاهدین به مأمورها گفته که
یه کامیون رو از ‫«چنا ریج» بلند کرده

10:26.141 --> 10:28.641
‫- احتمالاً از مرز رد شده
‫- پس رفته سمت بقیه‌ی ایالات

10:28.641 --> 10:31.271
‫آره، همین نظر رو داریم.
‫می‌خواد بره پیش برادرش توی تالسا

10:31.271 --> 10:33.481
‫خب. دو نفر موندن، میشه یه کاریش کرد، نه؟

10:33.481 --> 10:35.661
‫دو تا زندونی رو که دیگه میشه پیدا کرد

10:35.661 --> 10:38.041
‫حاضر نیستم سرش شرط ببندم رفیق

10:54.091 --> 10:56.021
‫فکر کردم اشتباهی اومدم

10:56.021 --> 10:59.051
‫«نیروهای پشتیبانی عملیات»
‫دارن سوئیچ تخریب رو خنثی می‌کن

10:59.051 --> 11:01.981
‫وقتی تموم شد، آماده‌ایم به هولاک حمله کنیم

11:01.981 --> 11:03.301
‫این چیـه؟

11:03.301 --> 11:04.921
‫تو بگو

11:06.101 --> 11:08.551
‫رفیق مارشالت دیشب دست‌گیرش کرده

11:08.561 --> 11:11.911
‫اف‌بی‌آی در جریان‌مون گذاشته
‫چون واسه شناساییش کمک می‌خوان

11:11.941 --> 11:13.901
‫- امکان نداره
‫- خب، حالا که اونجاس

11:13.901 --> 11:16.271
‫چرا؟ دوست قدیمی‌مون اونجا با
‫هولاک چی‌کار داره؟

11:16.281 --> 11:18.111
‫- مشکلی نیست
‫- بازداشت شده

11:18.111 --> 11:19.531
‫- هیچی نمی‌دونه
‫- ببخشید،

11:19.531 --> 11:23.061
پام رو گذاشتم تو منطقه‌ی «گرگ و میش»؟

11:24.861 --> 11:27.801
‫یا یادت رفته بود که دوست قدیمی‌مون
‫از جزئیات عملیاتی با خبره؟

11:27.801 --> 11:29.791
‫اگه تصمیم بگیره حقایق رو افشا کنه،

11:29.791 --> 11:31.521
‫جاسوس‌هامون پخش و پلا میشن

11:33.331 --> 11:34.691
‫اسکافیلد تا چه حد می‌دونه؟

11:35.171 --> 11:36.291
‫نمی‌تونم بگم

11:36.301 --> 11:38.801
‫می‌دونه طرف برای پدرش کار می‌کرده؟

11:38.921 --> 11:40.231
‫که شاگردش بوده؟

11:41.221 --> 11:43.801
‫گوش کن چی میگم.
‫همه‌جا آتیش گرفته

11:43.801 --> 11:46.761
‫خونه‌مون داره می‌سوزه و
تو باید مهارش کنی

11:46.761 --> 11:49.221
‫همین الان و به سرعت

11:49.221 --> 11:51.561
‫چون نمی‌ذارم موش آزمایشگاهیت

11:51.561 --> 11:55.421
‫کس دیگه‌ای جز تو رو با خودش بکشه پایین

11:56.681 --> 11:57.771
‫گزارش بده

11:57.771 --> 12:00.111
‫رمز ایمیل جعلی هولاک رو شکوندیم و

12:00.111 --> 12:02.451
‫مکانیزمی که دستگاه تخریب رو
‫ساخته بود، پیدا کردیم

12:02.451 --> 12:03.531
‫حرف نمی‌زنه

12:03.531 --> 12:05.821
‫- وکیل می‌خواد
‫- ریدم به وکیلش

12:05.821 --> 12:07.121
‫من هم همین رو گفتم

12:07.121 --> 12:09.741
‫یه درخواست حقوقی اضطراری به
‫دادگاه «اطلاعات خارجی» فرستادیم

12:09.751 --> 12:10.951
‫وارد هاردش شدن

12:10.951 --> 12:13.711
‫و از طریق اون، آی‌پی رو
از طریق ۶ تا پروکسی مختلف

12:13.711 --> 12:15.481
‫به یه سرور تو تل‌آویو ردیابی کردم

12:16.001 --> 12:18.961
‫- یعنی سوئیچ تخریب خاموش نشده؟
‫- نه هنوز

12:18.961 --> 12:21.881
‫سوئیچ همچنان فعالـه اما ساعت سیستم رو
‫از نو تنظیم کردم

12:21.881 --> 12:24.341
‫این‌طوری فکر می‌کنه هنوز
‫وقت فعال شدنش نرسیده

12:24.341 --> 12:25.591
‫اما آرشیو...

12:25.591 --> 12:29.851
‫هنوز یه جایی توی سرور هولاکـه

12:29.851 --> 12:32.061
‫بر طبل شادانه کوبیدن‌تون همین بود؟

12:32.061 --> 12:34.311
‫هولاک الان چه خطری برای ما داره؟

12:34.311 --> 12:36.401
‫سوئیچش غیرفعالـه

12:36.401 --> 12:38.401
‫و بله، آرشیو هنوز روی سرور هولاکـه اما

12:38.401 --> 12:39.691
‫ازش بیرون افتاده

12:39.691 --> 12:42.821
‫نمی‌تونه فایل رو ببینه.
‫نمی‌‌تونه سوئیچ رو فعال کنه

12:42.821 --> 12:46.031
‫داریم روی پاکسازی آرشیو کار می‌کنیم اما
‫یکم زمان می‌بره

12:46.881 --> 12:48.521
‫وقت نداریم

12:48.521 --> 12:50.581
‫- حرومزاده!
‫- انجامش میدم

13:11.351 --> 13:12.601
‫هی

13:14.581 --> 13:17.821
‫تیاگو رو به حرف میاریم، خب؟

13:18.311 --> 13:21.041
‫نمی‌تونه تا ابد ازشون محافظت کنه، پس...

13:22.821 --> 13:27.241
‫دادگستری شرقی ویرجینیا رسماً
‫یه هیئت منصفه احضار کرده و

13:27.241 --> 13:29.061
‫می‌خواد اتهامات رو مطرح کنه

13:30.141 --> 13:31.741
‫به‌زودی کیفرخواستش صادر میشه

13:31.741 --> 13:34.611
‫خیلی خب، حالا چی‌کار میشه کرد؟

13:34.871 --> 13:36.041
‫کاری نمیشه کرد

13:36.041 --> 13:38.071
‫نمی‌‌تونی درستش کنی

13:38.251 --> 13:39.921
‫هیشکی نمی‌تونه

13:44.341 --> 13:46.951
‫من به خاطر اونا به خیلیا آسیب زدم فرانک

13:47.941 --> 13:50.291
‫کلی دروغ گفتم

13:52.011 --> 13:54.521
‫باید فکرش رو می‌کردم که این‌طوری میشه

13:54.521 --> 13:57.731
‫باید می‌دونستم که اونا هم مثل بقیه
‫بهم نارو می‌زنن

13:57.731 --> 13:59.481
‫هیشکی نمی‌تونست این رو پیش‌بینی کنه

13:59.481 --> 14:01.691
‫شغل من همینـه فرانک

14:01.691 --> 14:03.071
‫پیش‌دستی کردن

14:03.071 --> 14:05.021
‫این که شیش قدم جلوتر باشم

14:05.021 --> 14:07.081
‫اگه کار به دادگاه بکشه

14:07.081 --> 14:10.081
‫شاید دیگه هیچ‌وقت نتونم خونواده‌م رو ببینم

14:10.991 --> 14:13.231
‫راه فرار معجزه‌آسایی وجود نداره

14:22.131 --> 14:23.841
‫اگه این‌ مسیر رو همین‌طوری بری...

14:23.841 --> 14:26.181
‫یعنی خیلی باید بری‌ها...

14:26.551 --> 14:28.111
‫اون سرِ افق،

14:28.381 --> 14:31.511
‫آخرش می‌رسی به رشته‌کوه بروکس

14:32.181 --> 14:34.891
‫اونجا هم مثل هر جایی تو این منطقه
‫عجیب‌غریبـه

14:35.271 --> 14:37.481
‫کوه‌هاش رو اقیانوس ساخته

14:37.481 --> 14:39.301
‫برای همین وقتی روش راه میری،

14:39.301 --> 14:43.061
‫در واقع داری رو یه بستر دریایی باستانی
قدم می‌زنی

14:45.691 --> 14:47.881
‫مرجان‌های فسیل‌شده می‌بینی،

14:48.781 --> 14:50.031
‫تریلوبیت‌ها و

14:50.681 --> 14:53.281
‫ماهی‌هایی که تا حالا اسم‌شون هم
به گوشت نخورده

14:53.281 --> 14:56.261
‫مردم همه‌جور چیزی اون بالا پیدا می‌کنن که

14:56.371 --> 14:58.401
‫هیچ‌وقت حتی خوابش رو هم نمی‌دیدن

15:02.081 --> 15:03.601
‫این دفعه نه

15:05.461 --> 15:09.821
‫انداختن به زندان مساویـه با از بین رفتنِ
‫همه‌ی چیزهایی که پدرم براش جنگیده

15:09.841 --> 15:13.131
‫شرافتش، اصولش

15:13.301 --> 15:14.551
‫میراثش

15:15.011 --> 15:17.521
‫به خدا اگه هیچ‌کدوم از
این چیزها براش مهم بود

15:21.061 --> 15:22.891
‫تو پدرم رو نمی‌شناختی

15:24.271 --> 15:25.731
‫دخترم رو که می‌شناختم

15:29.111 --> 15:31.251
‫می‌دونم چه حسی بهش داشتم

15:35.531 --> 15:39.291
‫نه، اگه پدرت بود،
‫دلش می‌خواست خوشحال باشی و

15:39.291 --> 15:42.681
‫می‌خواست بدونی که دوستت داره.
‫فقط همین

15:44.501 --> 15:46.981
‫سید، هر روزی که زنده‌ایم...

15:46.981 --> 15:49.171
‫درواقع یه روز بیشتر از مرگ فرار کردیم

15:49.171 --> 15:50.531
‫خب؟

15:51.631 --> 15:53.511
‫من این رو از راه سختش فهمیدم

15:55.101 --> 15:57.961
‫اما هم تو اینجایی،‌ هم من

15:57.971 --> 16:00.791
‫و این ماجرا هنوز تموم نشده، خب؟

16:00.891 --> 16:02.871
‫به هیچ عنوان

16:08.441 --> 16:11.191
‫کپیتال گزت نوار فیلم‌ها رو از
آناپولیس فرستاده

16:11.201 --> 16:14.431
‫عکس‌های این آقای تیاگو رو
‫پرینت گرفتم

16:14.821 --> 16:16.281
‫همش همینـه؟

16:16.281 --> 16:19.201
‫- آره. ۷ تا عکس
‫- عکاس چی می‌دونه؟

16:19.201 --> 16:20.831
‫هیچی. سال ۲۰۱۲ مُرده

16:20.831 --> 16:24.081
‫به دوستت بگو بقیه‌ی چهره‌ها رو هم بگرده.
‫شاید یکی‌شون یه چیزی دونست

16:24.081 --> 16:25.501
‫نظر تو چیـه؟

16:25.501 --> 16:27.791
‫این عکس‌ها مال بالای ۲۵ سال پیشـن

16:27.791 --> 16:29.551
‫احتمالاً نصف‌شون مُردن

16:29.551 --> 16:31.881
‫- این دختره احتمالاً هم‌سن من شده باشه
‫- خب؟

16:31.881 --> 16:34.131
‫خب شاید نباید رو صورت‌هاشون تمرکز کنیم

16:34.131 --> 16:36.011
‫شاید باید سؤال دیگه‌ای بپرسیم

16:36.011 --> 16:38.721
‫- مثلاً تو آناپولیس چه خبر بوده؟
‫- خب، یه چیزی کشوندتش اونجا

16:38.721 --> 16:40.427
‫شاید بخشی از آکادمی نیروی دریایی بوده

16:40.452 --> 16:42.131
‫- شاید کپیتال کار می‌کرده
‫- شاید خونواده داشته

16:42.131 --> 16:44.441
‫ببینم مایک می‌تونه بقیه رو هم
شناسایی کنه یا نه

16:44.441 --> 16:46.401
‫هاچ، تا اون موقع باید پروفایلش رو
تشکیل بدیم

16:46.401 --> 16:47.521
‫با آناپولیس شروع می‌کنیم،

16:47.521 --> 16:50.191
‫ببینیم اصلاً چی باعث شده بیاد اونجا

16:50.191 --> 16:52.071
‫هی، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

16:52.071 --> 16:53.951
‫بهش می‌خوره مهم باشه. نمی‌دونم.
‫شاید نباشه

16:53.951 --> 16:55.031
‫بریگز

16:55.031 --> 16:58.031
‫برق که وصل شد،
‫مجبور شدم رادیوها رو از اول کالیبره کنم

16:58.031 --> 17:02.121
‫گاهی اوقات نوسانات برق می‌تونن
آف‌ستِ فرکانسیِ ‫گیرنده‌هامون رو بهم بزنن

17:02.121 --> 17:05.411
‫خلاصه، همون موقع بود که
‫یه سیگنالی پیدا کردم

17:05.421 --> 17:06.711
‫چه سیگنالی؟

17:06.711 --> 17:09.711
‫یه سیگنال مخابراتی که از یه جایی
توی مرکز فرماندهی ارسال میشه و

17:09.711 --> 17:11.221
‫مال ما نیست

17:12.011 --> 17:14.471
‫- مطمئنی؟
‫- ۱۰۰ درصد

17:14.471 --> 17:16.141
‫اسکافیلد، هی!

17:16.591 --> 17:18.111
‫اسکافیلد...

17:18.551 --> 17:20.061
‫در رو باز کن

17:24.361 --> 17:26.601
‫- بهت شنود وصله؟ واسه همین اومدی؟
‫- نمی‌دونم چی داری میگی

17:26.601 --> 17:28.561
‫اونا فرستادنت؟ سیا داره گوش میده؟

17:28.561 --> 17:31.111
‫- نمی‌دونم چی داری میگی
‫- دستگاهت کدوم گوریـه؟

17:31.111 --> 17:32.861
‫کجاس؟

17:32.861 --> 17:35.321
‫اسکافیلد. نه، نه، نه. هی

17:35.321 --> 17:36.901
‫اسکافیلد،‌ بسـه! هی، هی

17:36.911 --> 17:38.681
‫بسـه! بسـه

17:52.881 --> 17:55.511
‫از همون لحظه که گرفتیمش
‫داشتن به حرفامون گوش می‌کردن

17:55.511 --> 17:57.931
‫- کی گوش می‌کرده؟ اف‌بی‌آی؟
‫- سیا

17:57.931 --> 17:59.091
‫- واسه چی؟
‫- آره، واسه چی؟

17:59.091 --> 18:00.891
‫اگه شک‌شون این بوده که تو کاری کردی،

18:00.891 --> 18:03.311
‫- چرا به ما نگفتن؟
‫- چون به شما اعتماد ندارن

18:03.311 --> 18:06.381
‫واسه همین براتون شنود گذاشتن

18:06.891 --> 18:08.441
‫راستش بعید بدونم خودش خبر داشته

18:08.441 --> 18:10.611
‫- تیاگو؟ خبر داشته
‫- آره، چرا همچین فکری می‌کنی؟

18:10.611 --> 18:12.771
‫- آخه،‌ به صورتش می‌خورد که...
‫- خبر داشته

18:12.771 --> 18:14.861
‫انگار جا خورد

18:15.241 --> 18:19.151
‫- خبر داشته
‫- اصلاً شاید هولاک بهش شنود وصل کرده

18:19.451 --> 18:22.411
‫مشخصه که سیا توش دست داره

18:22.411 --> 18:23.701
‫فکر کن

18:23.701 --> 18:27.161
‫تیاگو چطوری قبل از ما هولاک رو پیدا کرد؟

18:27.161 --> 18:28.921
‫چون دست‌تنها نیست

18:28.921 --> 18:30.711
‫سیا داره بهش اطلاعات میده

18:30.711 --> 18:35.451
‫می‌خواستن تیاگو رو پیدا کنیم تا
‫بتونن حرفای ما رو بشنون

18:36.261 --> 18:38.551
‫فرانک. سارا رو پیدا کردم

18:39.011 --> 18:41.621
‫خیلی خب، یه لحظه

18:42.011 --> 18:44.051
‫ممنون. در رو پشت سرت ببند

18:46.601 --> 18:48.941
‫سلام عزیزم، نه

18:48.941 --> 18:51.021
‫نه، چیزی نشده...

18:51.311 --> 18:53.771
‫راستش می‌خواستم دور هم جمع شیم تا
‫با هم صحبت کنیم

18:53.771 --> 18:55.181
‫لوک هم هست؟

18:56.321 --> 18:58.441
‫خوبـه، باشه. الان راه میفتم

18:58.451 --> 19:00.951
‫زودی می‌رسم. خیلی خب. خدافظ

19:08.621 --> 19:09.711
‫چی شده؟

19:09.711 --> 19:11.581
‫یه مسئله‌ی خونوادگیـه.
‫زود برمی‌گردم

19:11.581 --> 19:13.931
‫نذارید اف‌بی‌آی باهاش حرف بزنه

19:14.041 --> 19:15.901
‫به حرفی که زدی فکر می‌کنم، خب؟

19:15.901 --> 19:17.991
‫فرانک، چی شده؟

19:23.391 --> 19:25.111
‫سلام، بچه‌ها؟

19:33.561 --> 19:34.821
‫سلام؟

19:45.031 --> 19:46.161
‫همین‌جاس

19:46.161 --> 19:48.191
‫- سلام
‫- ای تف

19:49.961 --> 19:51.611
‫ترسوندیم‌ها

19:51.711 --> 19:52.711
‫ببخشید

19:52.711 --> 19:55.471
‫آخه راستش یکم...

19:57.101 --> 19:58.281
‫لوک کجاس؟

19:58.281 --> 19:59.591
‫بیرون بودیم

19:59.591 --> 20:01.091
‫همین‌جاس

20:01.091 --> 20:02.601
‫لوک

20:05.471 --> 20:07.301
‫می‌خوام با تو و مامانت صحبت کنم

20:09.521 --> 20:11.501
‫نظرتون چیـه بشینیم؟

20:15.311 --> 20:19.121
‫بهم فرصت بدید چون نمی‌دونم
‫از کجا باید شروع کنم

20:28.661 --> 20:30.121
‫از اولش شروع کن

20:31.961 --> 20:33.781
‫این تفنگ مال شیکاگوئـه

20:34.121 --> 20:37.981
‫مال یه زندانی به اسم مایک بود که
‫چندین ماه دنبالش بودم

20:39.211 --> 20:40.461
‫آخرش گرفتیمش

20:40.461 --> 20:41.821
‫محاکمه‌ش کردن

20:42.091 --> 20:43.341
‫فرستادنش استیتسویل

20:43.341 --> 20:44.931
‫یه ماه از حبسش نگذشته بود که

20:44.931 --> 20:47.431
‫یکی از اعضای دار و دسته‌ی رقیبش،
‫در حد مرگ کتکش زد

20:47.431 --> 20:49.361
کوگن رو داری میگی

20:50.181 --> 20:51.491
‫آره

20:51.981 --> 20:54.841
‫پدی کوگن حروم‌زاده

20:56.840 --> 20:59.802
‫قبل از کشته شدنش،
‫وقتی هنوز داشت محاکمه می‌شد،

21:00.511 --> 21:04.097
‫من و مایک یه سری داراییِ ضبط‌شده
‫از یه پرونده‌ی جداگونه پیدا کردیم

21:04.098 --> 21:06.016
‫این دارایی‌ها شامل یه سلاح هم می‌شدن

21:07.309 --> 21:09.687
‫به یکی از قتل‌های کوگن مربوط می‌شد

21:11.313 --> 21:12.773
‫مشکل...

21:14.692 --> 21:18.445
‫مشکل اینجا بود که من و مایک فهمیدیم
‫اثر انگشت روی تفنگ مال خودش نیست

21:19.697 --> 21:22.616
‫این قتل به‌خصوص در پرونده‌ی دادستان مهم بود

21:23.659 --> 21:25.326
‫تفنگ اثبات می‌کرد که اون قاتل نیست

21:25.327 --> 21:26.787
‫بی‌گناه بود

21:27.329 --> 21:30.164
‫باید این رو بفهمید،
منظورم کسیه که آدم کشته بود

21:30.165 --> 21:32.792
‫دوتا پلیس رو با بی‌رحمی اعدام کرد،

21:32.793 --> 21:35.128
‫قاچاق جنسی کرد، قاچاق مواد کرد،

21:35.129 --> 21:37.297
‫زنِ خودش رو این‌قدر کتک زد که
تا مرگ یه قدم فاصله داشت

21:37.298 --> 21:41.260
‫ولی تو این یه جرم، بی‌گناه بود،
‫و تفنگ ثابتش می‌کرد

21:45.848 --> 21:47.349
‫پس هیچ‌وقت تحویلش ندادم

21:50.311 --> 21:54.188
‫مدارک رو سرکوب کردم تا
مطمئن شم که طرف آزاد نشه

21:54.189 --> 21:55.983
‫یه جوری برادرهاش فهمیدن...

21:58.986 --> 22:00.613
‫و سفارش کردن که من رو بکشن

22:13.667 --> 22:14.710
‫دروغ گفتی؟

22:17.296 --> 22:18.797
‫و روبی مُرد؟

22:20.716 --> 22:24.011
‫و به خاطر تو مُرده؟

22:27.514 --> 22:28.599
‫بله

22:32.102 --> 22:35.271
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم هیچ‌کدوم از شما
‫توی خطر قرار بگیرید

22:35.272 --> 22:39.360
‫ولی خودم از نزدیک دیدم
‫که قوانین همیشه جواب نمیدن

22:40.236 --> 22:45.698
‫که عدالت از مردمِ خوب دریغ میشه،
‫و یه شانس واسه تغییرش داشتم

22:45.699 --> 22:47.992
‫باشه؟ واسه شکستنِ قوانین

22:47.993 --> 22:49.203
‫و شکستم

22:49.954 --> 22:53.289
‫و به خاطر اون، بله، دختربچه‌مون مُرده

22:53.290 --> 22:55.166
‫و حاضرم هر کاری بکنم، باشه؟

22:55.167 --> 22:58.128
‫حاضرم هر کاری بکنم که درستش کنم،
ولی نمی‌تونم

23:01.465 --> 23:02.715
‫ولی نمی‌تونم

23:02.716 --> 23:04.218
‫باشه؟ نمی‌تونم. من...

23:08.847 --> 23:10.014
‫چرا تفنگ رو نگه داشتی؟

23:10.015 --> 23:11.392
‫مدرکه

23:12.309 --> 23:13.644
‫مدرکِ حقیقت

23:15.104 --> 23:16.688
‫پس قراره خودت رو تحویل بدی؟

23:16.689 --> 23:19.649
‫نمی‌دونم. یعنی، من... می‌دونید،
‫همیشه می‌دونستم که باید باهاش مواجه بشم،

23:19.650 --> 23:22.486
‫ولی فقط نمی‌دونم که این قضیه با ما،
‫با خانواده‌مون چی‌کار می‌کنه

23:23.821 --> 23:25.530
‫- پس تقصیر من نبود؟
‫- چی تقصیر تو نبود؟

23:25.531 --> 23:27.282
‫این نفرینی که روی خانواده‌مون افتاده

23:27.283 --> 23:28.366
‫تقصیر توئه

23:28.367 --> 23:30.076
‫- به خاطر توئه
‫- پسرم

23:30.077 --> 23:31.244
‫- هی
‫- باید جواب تلفن رو بدی

23:31.245 --> 23:33.329
‫- لوک
‫- نه، گوش کن

23:33.330 --> 23:36.916
‫اون روز رو یک میلیون بار
‫توی ذهنم مرور کردم، بابا

23:36.917 --> 23:38.710
‫که چرا اون مُرد و من نمُردم؟

23:38.711 --> 23:40.712
‫چرا سریع‌تر شماره نگرفتم؟

23:40.713 --> 23:44.883
‫چرا اصلاً من اصرار کردم که
بریم خبر مرگ‌مون بستنی بخوریم؟

23:44.884 --> 23:46.968
‫ولی کل این مدت تقصیر تو بود!

23:46.969 --> 23:48.387
‫تقصیر تو بود!

23:48.929 --> 23:49.972
‫گه توش!

23:49.996 --> 23:57.996
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:00.691 --> 24:01.942
‫فرانک، هستی؟

24:07.114 --> 24:08.824
‫انگار کارت دارن

24:14.872 --> 24:16.081
‫از پایگاه به رمنیک

24:16.916 --> 24:18.167
‫فرانک، هستی؟

24:19.501 --> 24:21.879
‫هی فرانک. توی فرماندهی نیازت داریم. فوریه

24:36.769 --> 24:38.853
‫- فرانک
‫- بله؟

24:38.854 --> 24:41.898
‫سیا نیست که شنودمون می‌کنه. هولاکه

24:41.899 --> 24:44.192
‫- چطور فهمیدین؟
‫- ردِ سیگنال رو زدیم

24:44.193 --> 24:46.444
‫- پیداش کردیم
‫- جدی؟ بریگز، آره؟

24:46.445 --> 24:47.779
‫آراِفه، نه جی‌اِس‌اِم،

24:47.780 --> 24:49.530
‫- پس نمی‌تونم مکان دقیق رو ردیابی کنم
‫- باشه

24:49.531 --> 24:51.366
‫وقتی نوع ماژول و قدرتش رو سنجیدم،

24:51.367 --> 24:53.660
‫نوشته که از وسط ناکجاآباد میاد

24:53.661 --> 24:55.061
‫به معنی واقعی کلمه از ناکجاآباد

24:56.497 --> 24:57.539
‫- چی؟
‫- هولاکه

24:58.916 --> 25:01.125
‫هولاک چرا بخواد شنودمون کنه؟
‫امیدواره که به چی برسه؟

25:01.126 --> 25:03.878
‫- باید خودش باشه
‫- هاچ، اینجا جنگل تاناناست

25:03.879 --> 25:06.422
‫اونجا چیزی جز صنوبر سیاه و خرس گریزلی نیست

25:06.423 --> 25:08.466
‫- برج‌های آتش‌نشانی متروکه
‫- آره

25:08.467 --> 25:09.677
‫خودشه

25:11.387 --> 25:14.264
‫محیط‌بان‌ها رو خبر کنید. مکان دقیق برج رو
‫در این ناحیه پیدا کنید

25:14.265 --> 25:16.140
‫نه بالگرد می‌خوام نه موتور چهارچرخ

25:16.141 --> 25:17.976
‫نباید کاری کنیم که طرف بفهمه تو راهیم

25:17.977 --> 25:19.812
‫خب، پس چطوری به اونجا برسیم؟

25:20.479 --> 25:21.897
‫با اسب

26:10.696 --> 26:12.155
‫هی، هی

26:12.156 --> 26:13.656
‫هی، دل به کار بده.
‫افسارت رو بگیر بالا

26:13.657 --> 26:15.158
‫- بگیرش وسط
‫- داره چه غلطی می‌کنه؟

26:15.159 --> 26:16.243
‫اضطراب داره

26:16.869 --> 26:18.370
‫داره باهات صحبت می‌کنه

26:19.455 --> 26:20.539
‫درست شد؟

26:21.040 --> 26:22.041
‫خودشه

26:25.294 --> 26:27.004
‫به این نیاز داری، نه؟

26:27.671 --> 26:29.381
‫چی؟ اسب‌سواری؟

26:30.090 --> 26:31.091
‫کار کردن

26:32.885 --> 26:35.804
‫بهت یه حس... نمی‌دونم تو چی بهش میگی

26:36.388 --> 26:37.514
‫رضایت میده

26:38.432 --> 26:39.849
‫خیلی بهش فکر نکردم

26:39.850 --> 26:41.060
‫منم همین‌جوریـم

26:41.644 --> 26:44.521
‫وقتی به مشکل می‌خوری، کار کمکت می‌کنه

26:46.857 --> 26:48.192
‫درست میگی

26:54.156 --> 26:57.575
‫اگه خواستی از شرایط خونه و
‫خانواده‌ت حرف بزنی،

26:57.576 --> 26:59.036
‫با کمال میل گوش می‌کنم

27:00.663 --> 27:02.413
‫درک می‌کنم

27:02.414 --> 27:05.083
‫اینجا ردپا داریم. تازه‌ست.
‫مظنون توی درخت‌های جلوست

27:05.084 --> 27:07.252
‫- باشه، کول، یه بار دیگه بگو
‫- فراری رو داریم می‌بینیم

27:07.253 --> 27:09.253
‫- هولاک نیست، ولی یکی از فراری‌هامونه...
‫- هی

27:10.089 --> 27:12.757
‫- هی! گوش کن. نگام کن، باشه؟
‫- تیراندازی شده. مظنون مسلحه!

27:12.758 --> 27:14.551
‫- با احتیاط پیش برید!
‫- افسارت رو محکم بگیر،

27:14.552 --> 27:16.636
‫وزنت رو بنداز جلو،
با پاشنه‌هات فرمان بده، باشه؟

27:16.637 --> 27:18.347
‫- از پسش برمیای. بریم
‫- باشه

27:29.567 --> 27:30.943
‫هی

27:32.987 --> 27:34.404
‫باشه، ببین. تو برو چپ

27:34.405 --> 27:36.865
‫من میرم این طرف،
‫دمِ رودخونه از جلوش در میام، باشه؟

27:38.367 --> 27:39.702
‫هی

27:45.207 --> 27:46.791
‫مظنون داره به سمت مرز درختی میره

27:46.792 --> 27:48.168
‫تیم براوو، داره به سمت شما میاد

28:41.096 --> 28:43.515
‫هی

28:47.311 --> 28:49.188
‫فراری به سمت شرق میره

29:12.002 --> 29:13.003
‫لعنتی. گندش بزنن

29:24.890 --> 29:26.432
‫- لعنت!
‫- تو بازداشتی

29:26.433 --> 29:27.977
‫کون لقت، خوک کثیف

29:34.900 --> 29:37.570
‫یکی مونده به آخریـه، مارکوس رمزی. گرفتیمش

29:40.573 --> 29:41.906
‫راست می‌گفتی

29:41.907 --> 29:42.992
‫بهش نیاز دارم

30:16.794 --> 30:18.333
‫« حقیقت‌گو برای شما پیامی فرستاد »
‫« و می‌خواهد با شما چت کند »

30:18.358 --> 30:21.471
‫« از پست آخرت خوشم اومد »
‫« عاشق اطلاعاتیـم که از عملیات‌های ارتشی داری »

30:23.068 --> 30:25.061
‫« به شما نِردها گفته بودم که کارم درسته. »
‫« اطلاعات محرمانه، مجوز امنیتی »

30:27.039 --> 30:30.194
‫« همه‌شون رو دارم! همه‌چیز رو می‌بینم »

30:31.257 --> 30:33.897
‫« از جمله اطلاعات به‌دست‌اومده از ایلسون؟ »

30:34.997 --> 30:36.990
‫« می‌خوای برام شرّ درست کنی؟ »

30:37.015 --> 30:39.015
‫« هیچ‌وقت هم نگفتم که کجا مستقرم.
‫من رو نمی‌شناسی »

30:45.260 --> 30:47.853
‫« تو جمال فریمن هستی »
‫« هوانورد کلاس یکم از گردان اطلاعاتی ۳۰۱ »

30:47.878 --> 30:49.878
‫« تو هم اطلاعاتی داری که من نیاز دارم »

30:53.062 --> 30:54.438
‫خوب گوش کن، جمال

30:56.315 --> 30:59.442
‫من اخیراً یه سری اطلاعات مهم
‫روی یه سرور ابری خصوصی آپلود کردم،

30:59.443 --> 31:01.445
‫که دسترسیم به اون سرور رو از دست دادم

31:02.738 --> 31:05.491
‫خبر خوش اینه که وقتی فایل‌ها رو آپلود کردم
‫روسیه بودم و...

31:06.659 --> 31:09.661
‫همون‌طور که دوتامون می‌دونیم،
‫یه پست شنود اختصاصی امنیت ملیـه

31:09.662 --> 31:12.413
‫که آسیای شمالی و شرق دور روسیه رو
نظارت می‌کنه

31:12.414 --> 31:14.250
‫متوجه منظورم میشی؟

31:16.043 --> 31:17.127
‫خوبه

31:18.254 --> 31:20.646
‫یه جایی که خیلی از اینجا دور نیست،

31:20.671 --> 31:24.192
‫یه پست شنود اختصاصی هست
‫که یه کپی از داده‌ام رو داره

31:25.094 --> 31:26.386
‫باید بدونم کجاست

31:26.387 --> 31:28.638
‫فکر کردی من محل پست‌های شنودِ
امنیت ملی رو می‌دونم؟

31:28.639 --> 31:31.724
‫پست‌هات رو دیدم.
‫تو دسترسی سرّی بالا داری، جمال

31:31.725 --> 31:34.473
‫چون واسه سیستم‌هایی که
‫ترافیک حساس حمل می‌کنن،

31:34.498 --> 31:36.187
پشتیبانی آی‌تی فراهم می‌کنم

31:36.188 --> 31:37.313
‫دسترسی ندارم

31:37.314 --> 31:39.816
‫- فقط آمار رو نگهداری می‌کنم
‫- ولی دسترسی داری، جمال

31:39.817 --> 31:41.651
‫دسترسی‌ای که نداری رو هم می‌تونی جور کنی،

31:41.652 --> 31:44.332
‫- که دقیقاً کاریه که قراره بکنی
‫- نه، ممکنه بیفتم زندان

31:46.323 --> 31:48.950
‫گزارش تمام پست‌هات توی
اون چت‌روم‌ها رو دارم

31:48.951 --> 31:51.244
‫اگه بخوایم جاسوسی و خیانت به
‫کشور رو کنار بذاریم،

31:51.245 --> 31:54.248
‫همین‌جوریش باید ده دوازده سال
تو لِوِن‌وُرث آب‌خنک بخوری

31:54.832 --> 31:55.999
‫خیلی ساده‌ست، جمال

31:56.000 --> 31:58.377
‫به من کمک کن. تا به خودت کمک کنی

32:06.468 --> 32:08.554
‫الان یه مختصاتی براتون می‌فرستم

32:09.221 --> 32:10.431
‫شیبِ این ناحیه خیلی زیاده

32:18.981 --> 32:21.357
‫- یکی با عجله رفته
‫- آره، می‌دونسته قراره بیایم

32:21.358 --> 32:24.360
‫برگه‌های سوخته توی کوره،
‫لپتاپش رو نابود کرده

32:24.361 --> 32:26.613
‫سگ‌ها یه بویی رو پیدا کردن،
‫ولی دمِ رودخونه از بین رفت

32:26.614 --> 32:28.218
‫آره، یه تیم اونجا داریم

32:28.243 --> 32:30.345
‫وقتی ما سوارِ اسب شدیم
خیلی وقت بود که از اینجا رفته بود

32:30.370 --> 32:32.201
‫از این فاصله داشته ما رو نظارت می‌کرده؟

32:32.202 --> 32:33.286
‫آره، ظاهراً

32:33.287 --> 32:36.080
‫و انگار باند اضطراری دوربُردمون رو کِش رفته

32:36.081 --> 32:37.206
‫از کجا برق آورده؟

32:37.207 --> 32:40.108
‫یه شارژر خورشیدی کوچیک روی سقف هست
‫که رادیو رو روشن می‌کنه

32:40.133 --> 32:43.100
‫پس بهترین حدسم اینه که به
تکرارکننده دسترسی پیدا کرده و

32:43.124 --> 32:45.025
بعد تغییر کانفیگش داده

32:45.049 --> 32:47.342
‫- شبیه کارهای اون نیست
‫- نباید دقیقاً شبیه کارهاش باشه؟

32:47.343 --> 32:50.179
‫خب، اون وسیله هنوز داره سیگنال می‌فرسته.
‫همین‌جوری به اینجا رسیدیم

32:51.013 --> 32:52.722
‫اون‌قدرها حواس‌پرت نیست

32:52.723 --> 32:54.058
‫پس نظرت چیه؟

32:55.768 --> 32:56.977
‫حس درستی نداره

32:57.561 --> 32:59.896
‫می‌دونیم هولاک خسته و زخمیه

32:59.897 --> 33:01.856
‫ولی این مقدار شلخته بودن عجیبه

33:01.857 --> 33:03.317
‫یه چیزی حساسش کرده

33:04.944 --> 33:06.070
‫احساساتیش کرده

33:06.779 --> 33:08.029
‫شانس آوردیم

33:08.030 --> 33:10.199
‫هارد خراب نشده. فقط نمایشگر مشکل داره

33:13.869 --> 33:15.578
‫جمال فریمن کدوم خریه؟

33:15.579 --> 33:16.788
‫نمی‌تونم بگم

33:16.789 --> 33:18.164
‫معلومه یه چیزی می‌دونی

33:18.165 --> 33:20.250
‫آخه تو قبل از ما رسیدی.
‫بچه چی میگه؟

33:20.251 --> 33:21.960
‫اجازه ندارم بگم

33:21.961 --> 33:23.670
‫هولاک با یه هوانورد نوجوان چی‌کار داره؟

33:23.671 --> 33:25.547
‫نمی‌تونم بگم. اون هم نمی‌تونه اینجا باشه

33:25.548 --> 33:27.966
‫نمی‌تونه بگه چون نمی‌دونه.
‫بچه حرف نزده؟

33:27.967 --> 33:30.927
خبر داشتی هولاک داشته پایگاه فرماندهی‌مون
رو ‫نظارت می‌کرده؟

33:30.928 --> 33:32.512
‫- فرانک
‫- می‌دونستی و به ما نگفتی؟

33:32.513 --> 33:34.389
‫- این بالاتر از سطح صلاحیت توئه
‫- برو بابا

33:34.390 --> 33:36.636
‫- ببین، سعی دارم کمکت کنم
‫- نه، کارمون تمومه، باشه؟ تمومه

33:36.661 --> 33:39.686
‫باشه، قبول. دورت می‌زنم و
به فرماندار زنگ می‌زنم

33:39.687 --> 33:41.187
‫- جریانت چیه تو...
‫- توی لاشی رو دور می‌زنم

33:41.188 --> 33:42.605
‫- سعی دارم کمکت کنم
‫- من سعی دارم کمکت کنم!

33:42.606 --> 33:44.440
‫نمی‌بینی دختره ارزشش رو نداره؟
‫قراره بره زندان

33:44.441 --> 33:46.442
‫- نذار ببره...
‫- دردت چیه تو؟

33:46.443 --> 33:48.027
‫- داری با کی حرف...
‫- دیدنش سخته!

33:48.028 --> 33:50.280
‫همه خبر دارن چه خبره!
‫سعی داری نجاتش بدی و...

33:50.281 --> 33:52.407
‫- هی!
‫- نجاتش بدم؟ چی رو؟

33:52.408 --> 33:54.702
‫- دیوث...
‫- از اینجا ببریدش!

33:55.327 --> 33:57.787
‫- ببریدش بیرون! ببریدش بیرون!
‫- لعنتی...

33:57.788 --> 33:59.123
‫برو بابا

34:04.003 --> 34:05.920
‫- فرانک
‫- بله

34:05.921 --> 34:07.857
‫شرمنده بابت آرنجی که زدم

34:07.882 --> 34:09.632
‫عیب نداره. فقط داری کارت رو می‌کنی

34:09.633 --> 34:10.759
‫تو هم همین‌طور

34:11.634 --> 34:14.012
‫ببین، فقط این رو فهمیدن. یه قایق

34:14.013 --> 34:15.889
‫- توی بندر دیلینگامه
‫- آره؟ چه قایقی؟

34:15.890 --> 34:17.932
‫بچه‌هه نمیگه. وحشت کرده

34:17.933 --> 34:19.767
‫قاعدتاً توی زباله‌هاش پیداش کردن

34:19.768 --> 34:21.184
‫اون یه قایق ماهیگیریه؟

34:21.185 --> 34:23.521
‫نه. بیشتر شبیه یه کشتی پژوهشیه

34:23.522 --> 34:25.315
مأمورهای فدرال می‌خوان
شماره بدنه رو پیدا کنن

34:25.316 --> 34:27.734
‫می‌خوان بدونن خصوصیه یا حامی دولتی داره

34:27.735 --> 34:30.946
‫ولی در هر صورت،
این رو از من نگرفتی. باشه؟

34:31.572 --> 34:32.656
غمت نباشه

34:34.491 --> 34:36.575
‫هولاک با یه کشتی پژوهشی چی‌کار داره؟

34:36.576 --> 34:38.661
‫مگر این که کشتی پژوهشی نباشه

34:38.662 --> 34:40.162
‫گوش میدم

34:40.163 --> 34:43.541
‫امنیت داخلی در شراکت با بیزنس‌ها
‫توی دریا برنامه‌های جمع‌آوری اطلاعات داره

34:43.542 --> 34:46.586
‫تا کمک‌شون کنه که

34:46.587 --> 34:48.588
‫تو فعالیت‌های دریایی عادی،
‫خودشون رو مخفی کنن

34:48.589 --> 34:50.088
‫پس یه پستِ شنود دولتیه

34:50.089 --> 34:52.175
‫پستی که هولاک واسه پیدا کردنش به
کمک نیاز داشته

34:52.176 --> 34:53.885
‫پس از بچه‌هه استفاده کرده

34:53.886 --> 34:55.303
‫دیلینگام چقدر فاصله داره؟

34:55.304 --> 34:57.938
‫هشتصد کیلومتر، کم و بیش

34:57.963 --> 34:59.798
‫هولاک زودتر از ما شروع کرده

35:27.384 --> 35:30.578
‫چطوره خشونت رو بذاریم کنار
‫و من رو ببری پیش معاون فرمانده‌ت؟

35:32.383 --> 35:33.384
‫برو

35:35.553 --> 35:36.803
نمی‌تونی قسر در بری

35:36.804 --> 35:38.277
همچین انتظاری هم ندارم

36:07.626 --> 36:10.461
‫اداره امنیت عملیاتی تأیید کرده
‫که داده مسروقه رو از آرشیو ۶ پاک کردیم

36:10.462 --> 36:12.881
‫- تموم شد
‫- از بابتش مطمئنی؟

36:12.882 --> 36:15.008
‫طبقه نهم پروتکل‌هاش رو بازنویسی کرده،
‫حفره رو پُر کرده

36:15.009 --> 36:17.427
‫غیرممکنه که دوباره بخواد وارد سرورهامون بشه

36:17.428 --> 36:20.854
‫هولاک رو دقیقاً واسه انجام کارهای
غیرممکن تعلیم دادیم

36:23.754 --> 36:26.778
‫به نظرت ممکنه راه دیگه‌ای
‫واسه رسیدن به آرشیو پیدا کنه؟

36:28.147 --> 36:29.273
‫تنهامون بذارید

36:33.152 --> 36:35.278
‫از وضعیت فربنکس برام بگو

36:35.279 --> 36:36.779
‫تیاگو شناسایی نشده

36:36.780 --> 36:38.031
‫اف‌بی‌آی رو معطل کردم

36:38.032 --> 36:39.782
‫- اسکافیلد؟
‫- می‌خواد صحبت کنه

36:39.783 --> 36:41.743
‫- میگه ضروریه
‫- عمراً

36:41.744 --> 36:43.828
‫حداقل بهش بگیم که سوئیچ تخریب
از کار افتاده؟

36:43.829 --> 36:46.831
‫نه. از حالا چیزی بهش نمیگیم

36:46.832 --> 36:47.958
‫گوشت با من نیست

36:48.667 --> 36:50.169
‫باید با بردفورد صحبت کنم

36:53.255 --> 36:54.256
‫کجاست؟

36:55.299 --> 36:57.217
‫- برام مهم نیست
‫- به گارد ساحلی اطلاع دادیم

36:57.218 --> 36:59.199
‫مارشال‌ها تو راهن. سعی داریم شماره بدنه رو

36:59.224 --> 37:01.804
‫- با هر چیزی که روی آب شناوره تطبیق بدیم
‫- باشه. گشت ایالتی چی؟

37:01.805 --> 37:02.889
‫تو راهن

37:02.890 --> 37:06.601
‫باید بردفورد رو پیدا کنی
‫و بهش بگی که ضروریه

37:06.602 --> 37:09.062
‫اینجا رو گوش کن، آنتن‌دهی تلفن همراه توی
فربنکس برقرار شده

37:09.063 --> 37:11.689
‫می‌دونم. با سارا و لوک تماس گرفتم
‫ولی وصل نمیشه

37:11.690 --> 37:14.109
‫- اوضاع خوبه؟
‫- نمی‌دونم

37:15.110 --> 37:16.778
‫حس بدی دارم، هاچ

37:16.779 --> 37:17.863
‫حس می‌کنم...

37:19.657 --> 37:21.532
‫مثل یکی از اون قورباغه‌هام که بهم گفتی

37:21.533 --> 37:23.284
‫قورباغه؟ چیزی درباره قورباغه نگفتم

37:23.285 --> 37:25.371
‫گفتی. قورباغه‌های توی یخ گیر کرده

37:25.996 --> 37:28.039
‫- منظورت «نیهای» هست
‫- آره

37:28.040 --> 37:30.540
‫آره. قبل از سیل شدنِ رودخانه
آواز می‌خونن که

37:30.564 --> 37:32.418
شکستنِ یخ رو بهمون هشدار بدن

37:32.443 --> 37:35.363
‫نیهای‌ها می‌تونن هرج ‌و مرج رو
قبل از ما حس کنن

37:35.881 --> 37:39.426
‫خب، حسِ من اینه.
‫حس می‌کنم هرج ‌و مرج قراره به بار بیاد

37:41.095 --> 37:44.097
‫حس می‌کنم... یه چیزهایی در جریانه، هاچ

37:44.098 --> 37:46.141
‫چیزهایی که من و تو نمی‌تونیم ببینیم

37:47.851 --> 37:49.436
‫می‌خوام یه تیم آماده کنی

37:50.354 --> 37:51.480
‫میریم آلاسکا؟

37:52.064 --> 37:53.523
‫فقط یه تیم آماده کن

37:53.524 --> 37:55.400
‫انگار یه چیزی توی راهه

37:55.401 --> 37:56.484
‫یخ قراره بشکنه

37:56.485 --> 37:57.777
‫رودخونه قراره سیل بشه

37:57.778 --> 38:00.488
‫خب به خاله رنه‌ زنگ زدم،

38:00.489 --> 38:02.699
‫گفت می‌تونیم تا هر وقت خواستیم پیشش بمونیم

38:02.700 --> 38:05.035
‫که قراره همه‌مون رو قورت بده

38:12.334 --> 38:15.003
‫آماده‌ای بریم دیلینگام؟
‫آدمت رو پیدا کنیم؟

38:15.004 --> 38:16.589
‫این‌ها اصلاً می‌تونن پرواز کنن؟

39:03.969 --> 39:08.265
‫وقتی آشنا شدیم، می‌خواستی
درباره زخم‌های کمرم بدونی

39:08.766 --> 39:09.808
‫پرونده‌ت رو خوندم

39:15.147 --> 39:16.815
‫پس ماجرای روبی رو می‌دونی

39:18.067 --> 39:19.067
‫و شیکاگو

39:19.068 --> 39:20.611
تصورش هم سختـه

39:23.280 --> 39:24.572
‫اون یه ظرف شیشه‌ای داشت

39:24.573 --> 39:26.699
‫- لازم نیست که...
‫- بهش می‌گفت شیشه‌ آرزو‌ها

39:26.700 --> 39:28.369
‫هرجا می‌رفت با خودش می‌بردش

39:30.037 --> 39:31.622
‫یادداشت‌های کوچیک توش می‌انداخت

39:32.206 --> 39:33.873
‫تمام آرزوها و امیدهاش رو

39:33.874 --> 39:38.169
‫گاهی می‌رفتیم رودخونه
‫و می‌سوزوندیم‌شون

39:38.170 --> 39:39.588
‫آزادشون می‌کردیم

39:43.467 --> 39:46.553
‫هر از گاهی، یکی از شیشه برمی‌دارم،

39:46.554 --> 39:49.682
‫می‌خونمش و واسه‌ی روز با خودم نگهش می‌دارم

39:50.432 --> 39:52.977
‫هی فکر می‌کنم شاید ما رو
‫به هم نزدیک‌تر کنه،

39:54.019 --> 39:56.354
‫ولی انگار فقط یادآوری می‌کنن
‫که چندتا آرزوی نرسیده رو

39:56.355 --> 39:57.439
‫از خودش به جا گذاشته

40:01.485 --> 40:03.070
‫هر چیزی که نمی‌تونه انجام بده

40:10.828 --> 40:12.328
‫فرانک. هستی فرانک؟

40:12.329 --> 40:14.455
‫آره، فرانک به گوشم. بگو که پیداش کردیم

40:14.456 --> 40:17.458
‫گارد ساحلی به کشتی رسیده
‫ولی وقتی رسیدن رفته بوده

40:17.459 --> 40:19.085
‫خدمه تأیید کردن که اونجا بوده

40:19.086 --> 40:20.461
‫پس رفتنش رو دیدن؟

40:20.486 --> 40:22.141
‫کمتر از بیست دقیقه پیش.

40:22.165 --> 40:24.775
‫سوار یه قایق سریع که داشته به
سمت بندر می‌رفته

40:24.800 --> 40:28.553
‫خوبه. با نگهبانی بندر تماس بگیرید،
‫بگید تمام ترافیک بندر رو متوقف کنن

40:28.554 --> 40:29.846
‫توی فرودگاه هم همین کار رو بکنید

40:29.847 --> 40:32.390
‫اگه مربوط به نیروهای قانون نباشه،
هیچی نباید حرکت کنه

40:32.391 --> 40:34.100
‫- گیرش آوردیم
‫- به حرکت ادامه میده،

40:34.101 --> 40:36.312
‫چه با هوا چه دریا چه خشکی

40:36.896 --> 40:39.731
‫- متوقف نمیشه
‫- آره خب، خیلی دور نمیشه

40:39.732 --> 40:41.233
‫دیلینگام توی سیستم جاده‌ای نیست

40:43.444 --> 40:48.198
‫بریگز، فقط یه جاده‌ی خروجی از شهر هست
‫و سی کیلومتری شمالِ الکناگیک تموم میشه

40:50.534 --> 40:52.827
‫با گشت ایالتی تماس بگیرید
‫و بگید راه بیفتن

40:52.828 --> 40:53.913
‫تنها راهش اونه

40:57.541 --> 40:59.084
‫برو که رفتیم

41:33.535 --> 41:35.787
‫- چه غلطی می‌کنی؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

41:35.788 --> 41:37.206
‫دارم جلوش رو می‌گیرم دیگه

41:50.094 --> 41:51.262
‫گیرت انداختم

41:58.477 --> 41:59.728
‫دیگه گیرت انداختم

42:08.529 --> 42:09.863
‫- فرانک
‫- زود باش

42:11.865 --> 42:13.158
‫بکش بالا!

42:18.048 --> 42:23.048
♪ The Hollies - The Air That I Breathe ♪

43:54.927 --> 43:57.095
‫اسکافیلد! زود باش. از اینجا برو!

43:57.096 --> 43:58.930
‫بریم! یالا. پاشو!

43:58.931 --> 44:02.892
‫- چی‌کار می‌کنی؟ زود باش!
‫- نه!

44:02.893 --> 44:04.311
‫زود باش. من اینجام

44:40.055 --> 44:41.473
‫سلام جیگر

44:44.351 --> 44:45.977
‫تو بازداشتی

44:45.978 --> 44:47.521
‫بریم

45:31.690 --> 45:32.900
بهیارها چی میگن؟

45:33.400 --> 45:35.653
‫آسیب شدیدی به سرش وارد شده

45:36.487 --> 45:38.029
‫احتمالاً فقط یه کوفتگی باشه

45:38.030 --> 45:40.698
‫ولی می‌خوان سی‌تی اسکن انجام بدن
‫که یه وقت خون‌ریزی نباشه

45:40.699 --> 45:41.783
‫باهاش حرف زدی؟

45:41.784 --> 45:43.244
‫نه. هنوز نه

45:44.370 --> 45:45.496
‫چی شده؟

45:46.622 --> 45:50.250
‫خب، طبق محاسبه من، همه رو پیدا کردیم
‫به جز جولین استیل

45:50.251 --> 45:52.744
‫گزارش تأیید‌نشده‌ای از
رؤیتش توی تالسا داریم

45:52.768 --> 45:54.768
‫محل زندگی برادرش

45:55.172 --> 45:57.216
‫پس به نظرم اون دیگه مشکلِ اکلاهوماست

45:59.468 --> 46:01.803
‫آره. پس دیگه تموم؟

46:01.804 --> 46:02.887
‫همه رو جمع کردیم

46:02.888 --> 46:04.180
‫تقریباً

46:04.181 --> 46:06.100
‫عجب فرودی داشتی، فرانک

46:07.184 --> 46:09.284
‫- خوشحالم حالت خوبـه
‫- ممنون

46:09.937 --> 46:12.064
‫دستور داریم که دستگیرش کنیم

46:12.731 --> 46:13.732
‫باشه

46:14.525 --> 46:16.652
‫اسکافیلد رو با خودتون می‌برید

46:17.945 --> 46:19.988
‫- می‌دونی که نمی‌تونم
‫- همینه که هست

46:19.989 --> 46:21.407
‫نمی‌ذارم هولاک از جلوی چشمم دور بشه

46:21.432 --> 46:22.887
‫معاون دادستان کل که نظر دیگه‌ای داره

46:22.912 --> 46:25.243
‫ببین برنت، تو یه کاری داری
‫و قراره انجامش بدی. باشه؟

46:25.244 --> 46:26.536
‫ولی اون رو با خودت ببر

46:26.537 --> 46:28.663
‫وقتی هم ازش بازجویی کنید
‫بهم نیاز دارید

46:28.664 --> 46:30.039
‫می‌تونم کمک کنم

46:30.040 --> 46:32.093
‫- شرمنده بچه‌ها. قانون قانونه
‫- قانون؟

46:32.118 --> 46:34.586
‫می‌خواید چه اتهامی بهش وارد کنید؟
‫چون کاملاً مطمئنم که زنده موندن

46:34.587 --> 46:37.130
‫- از سقوط هواپیما جرم نیست
‫- خب، معاون دادستان کل بهم...

46:37.131 --> 46:39.132
‫قاعدتاً هر اتهامی محلیه، نه فدرالی

46:39.133 --> 46:40.884
‫و اون توی هواپیمای سامای من بوده

46:40.885 --> 46:43.636
‫اگه با خودت نبریش،
‫خودم منتقلش می‌کنم

46:43.637 --> 46:45.139
‫اون فراریِ منه

46:48.642 --> 46:51.352
‫باشه. بهش نگاه نمی‌کنی،
‫باهاش حرف نمی‌زنی

46:51.353 --> 46:53.473
‫به محض این که بهیارها بگن
مشکلی نداره هم میریم

46:54.023 --> 46:55.024
‫بعداً می‌بینمت، فرانک

47:00.946 --> 47:01.947
‫ممنون

47:02.531 --> 47:03.574
‫بابت چی؟

47:06.410 --> 47:07.620
‫که بهم باور داشتی

47:08.996 --> 47:11.206
‫فرصت دادی تا خودم رو تبرئه کنم

47:12.124 --> 47:13.375
‫و زندگیم رو پس بگیرم

47:16.712 --> 47:18.255
‫برو بابات رو سربلند کن

47:25.888 --> 47:28.807
‫تمام چیزی که دختربچه‌ت می‌خواست
‫این بود که خوشحال باشی،

47:29.391 --> 47:32.061
‫و بدونی که دوستت داره

47:36.815 --> 47:37.900
‫آره

47:38.442 --> 47:39.443
‫برو خونه، فرانک

47:40.653 --> 47:41.904
‫پیش خانواده‌ت باش

47:45.199 --> 47:46.617
‫فقط اون‌ها اهمیت دارن

47:51.867 --> 47:53.867
♪ Josh Ritter - Change of Time ♪

48:32.021 --> 48:36.147
‫« آرزو می‌کنم به اندازه بابا شجاع بودم »

49:08.032 --> 49:10.326
‫این عکس‌ها مال بالای ۲۵ سال پیشـن

49:19.668 --> 49:21.462
این دختره احتمالا هم‌سن من شده باشه

49:38.979 --> 49:41.148
نمی‌دونی قبلاً چه آدمی بودم

49:42.066 --> 49:44.109
‫من به خاطر اونا به خیلیا آسیب زدم

49:44.652 --> 49:46.028
‫کلی دروغ گفتم

49:46.737 --> 49:48.723
‫باید فکرش رو می‌کردم که این‌طوری میشه

49:58.916 --> 50:00.756
‫شاید باید سوال دیگه‌ای بپرسیم

50:08.175 --> 50:10.177
‫شغل من همینـه فرانک

50:11.635 --> 50:13.095
‫پیش‌دستی کردن

50:13.119 --> 50:15.119
‫این که شیش قدم جلوتر باشم

50:19.144 --> 50:20.395
‫کارمون اینه

50:20.396 --> 50:21.689
‫یه حقه جادوییه

50:21.713 --> 50:28.713
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:34.660 --> 50:36.411
‫اونه، هاچ. اسکافیلده

50:36.412 --> 50:37.870
‫آروم باش. دوباره بگو

50:37.871 --> 50:40.582
‫گوش کن، تو عکس‌های تیاگو،
یه دختربچه هست

50:40.583 --> 50:42.041
‫اون سیدنیـه

50:42.042 --> 50:45.879
‫مردی هم که کنار تیاگو ایستاده
‫رابرت اسکافیلد، پدرشـه

50:45.880 --> 50:47.964
‫- چی؟
‫- بهمون دروغ گفت، هاچ

50:47.965 --> 50:50.675
‫اون تیاگو رو می‌شناسه.
‫کل عمرش می‌شناختش

50:50.676 --> 50:53.220
‫که یعنی تیاگو واسه سیا کار نمی‌کنه،
‫واسه اسکافیلد کار می‌کنه

50:53.929 --> 50:55.139
‫اون هواپیما رو ساقط کرد

50:55.931 --> 50:57.266
‫اون تصمیم‌ها رو می‌گیره

50:58.183 --> 51:00.269
‫اسکافیلد پشت کل این قضایاست

51:00.293 --> 51:07.293
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

51:07.318 --> 51:14.318
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
