WEBVTT

00:06.996 --> 00:13.996
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:16.354 --> 00:17.874
« برای فربنکس دعا کنید »

00:17.898 --> 00:22.898
♪ Neil Young - Tonight's the Night ♪

00:22.922 --> 00:29.922
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:29.946 --> 00:36.946
‫تـرجمه از «محمدعلی sm و امیرعلی»

00:59.951 --> 01:01.201
‫داره تشنج می‌کنه

01:01.791 --> 01:04.121
‫برگرد تو اتوبوس،
‫یه سرم نمکی آماده کن

01:04.121 --> 01:05.751
‫به گوشم. کیف پزشکی رو میارم

01:14.131 --> 01:15.631
‫دست و پا نزن عزیزم

01:16.221 --> 01:18.221
‫ولش کن

01:22.181 --> 01:24.641
‫همه‌ش زودی تموم میشه

01:27.441 --> 01:28.441
‫آره

01:49.541 --> 01:51.381
‫چند کیلویی؟ ۶۰ کیلو؟ ۷۰ کیلو؟

01:51.961 --> 01:53.801
‫فرض رو می‌ذاریم رو ۶۵ کیلو

01:54.411 --> 01:56.101
‫باید به نفس کشیدن ادامه بدی

01:56.101 --> 01:58.381
‫بس کن. تو رو خدا

02:14.941 --> 02:18.071
‫نگاهش کن. هنوز زنده‌ای

02:18.071 --> 02:19.071
‫آفرین بهت

02:19.701 --> 02:21.111
‫اوضاع از چه قراره؟

02:22.911 --> 02:27.621
‫نگران نباش چون من کارم رو توی تگزاس با

02:28.121 --> 02:29.904
‫تزریقات کشنده شروع کردم

02:31.331 --> 02:33.841
‫چیـه؟ شوخی می‌کنم بابا، شوخی می‌کنم

02:33.841 --> 02:36.171
‫پس فقط باید آروم باشی

02:37.011 --> 02:40.381
‫چون کارت عالیـه

02:40.381 --> 02:41.511
‫این هم از این

02:41.511 --> 02:44.181
‫و تا کمتر از ۸ ساعت...

02:44.971 --> 02:46.351
‫آزاد میشی...

02:48.351 --> 02:49.521
‫شاید هم بمیری

02:52.311 --> 02:53.481
‫نه

02:53.481 --> 02:55.191
‫واسه‌مون دعا کن

02:55.191 --> 02:57.231
‫انرژی مثبت!

03:55.661 --> 03:58.581
« آخرین مرز »

04:26.741 --> 04:30.371
‫با اداره برق حرف زدم. همه‌چی تو
گاکونا قطعـه. ‫آنتن موبایل، اینترنت

04:30.371 --> 04:33.601
‫حتی فدراسیون هوانوردی هم بی‌برقـه.
‫ترافیک هوایی رو از انکوریج تغییر مسیر دادن

04:33.601 --> 04:36.921
‫- چه خبر از فراری‌ها؟
‫- ۶ تا زندانی فراری داریم

04:36.921 --> 04:39.341
‫باید کلید رمزگذاری رادیوی باند مشترک‌مون رو
عوض کنیم

04:39.341 --> 04:41.421
‫کی جرأت داره با با پلیس فربنکس حرف بزنه؟

04:41.421 --> 04:43.671
‫رئیس هنوز از بازی هاکی بین سازمانی دلخوره

04:43.671 --> 04:44.961
‫آره، خب پاش رو شکوندی

04:44.961 --> 04:48.141
‫- هی، یخ پاش رو شکوند، خب؟
‫- آره ارواح عمت

04:48.141 --> 04:50.761
‫خودم باهاش حرف می‌زنم،
‫بهش میگم سوخت رو هدر ندن

04:50.761 --> 04:52.311
‫وارونگی هوا کار دست‌مون میده

04:52.311 --> 04:54.351
‫- وارونگی هوا؟
‫- وارونگی دیگه چیه؟

04:54.351 --> 04:57.771
‫کیفیت هوا. تو روز عادیش هم
‫به خاطر این همه هیزم افتضاحـه

04:57.771 --> 05:00.421
‫حالا برق که قطع شده،
‫همه با هیزم خودشون رو گرم می‌کنن

05:00.421 --> 05:04.111
‫یه لایه هوای سرد هم بیاد روش،
‫از هیوستون تو ژوئیه هم آلوده‌تر مشیه

05:04.111 --> 05:06.661
‫گوش کن کول، یه زحمتی بکش،
‫زنگ بزن به سازمان زندان‌

05:06.661 --> 05:08.411
‫ببین نیروی انسانی دارن؟

05:08.411 --> 05:10.241
‫جین، زنگ بزن به دفتر فرمانداری

05:10.241 --> 05:13.251
‫بگو داریم پروتکل رمزنگاری منحنی بیضوی رو
‫فعال می‌کنیم. چه خبر؟

05:13.251 --> 05:16.081
‫چه خبر از اون هاردی که تو
مهمون‌خونه پیدا کردیم؟

05:16.081 --> 05:17.541
‫تو پایگاه هواییـه

05:17.541 --> 05:19.461
‫- رمزش باز شده؟
‫- نه، چطور؟

05:19.461 --> 05:23.131
‫چون اف‌بی‌آی تلاش می‌کنه
‫اون هارد رو ضبط کنه

05:23.131 --> 05:25.631
‫تا وقتی که نفهمیدیم چی توشه،
‫نباید اجازه‌ش رو بدیم

05:25.631 --> 05:27.221
‫خیلی خب، چندتا تماس می‌گیرم

05:31.431 --> 05:33.021
‫نگرانشی؟

05:33.021 --> 05:34.471
‫نگران همه‌م، هاچ

05:35.061 --> 05:37.441
‫زنگ زدم به همکار قدیمیم تو شیکاگو تا ببینم

05:37.441 --> 05:39.351
‫می‌تونه کمک‌مون کنه قاصد رو شناسایی کنیم

05:39.351 --> 05:41.901
‫مایک؟ تا حالا حرفی از مایک نزده بودی

05:41.901 --> 05:44.481
‫حسودی کنم؟
‫از من خوشگل‌تره؟

05:44.481 --> 05:46.491
‫هیشکی از تو خوش‌قیافه‌تر نیست، هاچ

05:48.161 --> 05:49.161
‫هی

05:49.871 --> 05:53.951
‫اگه سیا اون قاصد رو فرستاده تا هواپیما رو
‫بزنه زمین و هولاک رو بکشه،

05:53.951 --> 05:55.871
‫یعنی کارش هنوز تموم نشده

05:55.871 --> 05:58.001
‫کاری که شروع کرده رو تموم می‌کنه

06:03.171 --> 06:04.501
‫ران، سلام

06:05.011 --> 06:06.261
‫حالش چطوره؟

06:06.261 --> 06:07.261
‫شانسش گفته

06:07.841 --> 06:09.471
‫همه‌ی شاخص‌هاش طبیعیـن

06:09.471 --> 06:12.101
‫یه حرفایی درمورد مُچ سمت چپش می‌زد

06:12.101 --> 06:15.221
‫تو عکس‌برداریش چیزی نبود.
‫جاییش نشکسته. حال اون و کیرا خوبـه

06:15.221 --> 06:16.731
‫جفت‌شون خوب میشن

06:16.731 --> 06:18.641
‫- ممنون
‫- دکتر اسکات

06:18.641 --> 06:21.481
‫تو اورژانس کارتون داریم.
‫ماشین انتقالی وین‌رایت تصادف کرده

06:21.481 --> 06:25.191
‫کلی بیمار توی راه داریم.
‫نمی‌دونیم چند نفر آسیب دیدن

06:25.191 --> 06:27.611
‫کلیر، سلام. من می‌تونم کمکی بکنم؟

06:27.611 --> 06:28.781
‫تو بهتره بمونی پیش لوک

06:29.401 --> 06:31.781
‫بیخیال، غریبه که نیستم.
‫چی‌کار می‌تونم بکنم؟

06:33.061 --> 06:34.411
‫بانک خون رو آماده کن

06:34.411 --> 06:37.761
‫حواست باشه توهر بخش یه آمبوبگ باشه تا
‫اگه لازم شد، دستی تنفس بدیم

06:37.761 --> 06:39.021
‫باشه، برو. بسپارش به خودم

06:40.421 --> 06:41.421
‫خیلی خب

06:49.511 --> 06:52.281
‫باید تو اتاق ۳ آزمایش ناسازگاری بگیریم

07:06.021 --> 07:07.441
‫هی، حواست کجاس؟

07:07.441 --> 07:08.781
‫داشتم رد می‌شدم

07:08.781 --> 07:10.487
‫یه بیمار ناشناس دارم

07:10.511 --> 07:14.197
‫فشار خونش ۱۸۰ رو ۹۹ـه.
‫احتمال خونریزی مغزی هست

07:14.741 --> 07:17.491
‫باشه. رادیولوژی انتهای راهروئـه

07:17.491 --> 07:18.501
‫مرسی

07:24.631 --> 07:26.421
‫- هی، جرمی
‫- سلام، چه خبر؟

07:26.921 --> 07:28.801
‫اون یارو رو می‌شناسی؟
‫بهیاره رو میگم

07:28.801 --> 07:32.011
‫مطمئن نیستم.
‫از همه‌جا اومدن کمک

07:44.191 --> 07:45.941
‫مرسی. چی شده؟ حال لوک خوبـه؟

07:46.521 --> 07:49.781
‫حالش خوبـه. فکر می‌کنم تو بیمارستان
‫یه مشکلی پیش اومده

07:49.781 --> 07:54.161
‫داشتم وسایل رو می‌بردم که
‫دیدم این بهیاره...

07:54.161 --> 07:56.201
‫- کی؟ کدوم بهیار؟
‫- خب، قضیه همینـه...

07:56.201 --> 07:57.911
‫من فقط...

07:58.911 --> 08:00.411
‫حس می‌کنم یکی از اون‌هاست

08:00.411 --> 08:02.001
‫فکر می‌کنی فراریـه؟

08:02.001 --> 08:03.541
‫آره، فکر کنم....

08:04.251 --> 08:06.381
‫فکر کنم توی پرونده‌هات دیدمش

08:06.381 --> 08:09.171
‫گوش کن، نزدیکش نشو.
‫به افسر مسئول خبر بده

08:09.171 --> 08:11.551
‫- بگو با پلیس فربنکس تماس بگیره. دارم میام
‫- نه فرانک

08:11.551 --> 08:13.591
‫لازم نیست بیای.
‫یکی رو بفرست

08:13.591 --> 08:14.591
‫دارم میام، خب؟

08:14.615 --> 08:17.866
‫یادتـه که خواستی بین کار و
خونواده یکی رو انتخاب کنم؟

08:17.891 --> 08:19.221
‫خودمون رو انتخاب کردم

08:19.221 --> 08:21.021
‫تصمیمم هیچ‌وقت عوض نمیشه

08:24.941 --> 08:27.271
‫خدا رو شکر آسانسور هنوز سالمـه

08:27.271 --> 08:29.271
‫فقط این یکیـه.
‫وصلـه به موتور برق

08:29.271 --> 08:32.111
‫رادیولوژی تو زیرزمینـه.
‫سالن دی ۲

08:34.111 --> 08:35.491
‫سلام

08:35.491 --> 08:36.571
‫من دکتر ویگـم

08:40.121 --> 08:41.411
‫اسم تو چیـه، بره‌ی ناقلا؟

08:41.961 --> 08:43.001
‫کلیر

08:43.001 --> 08:45.581
‫کلیر، در آسانسور که باز شد

08:45.581 --> 08:49.131
‫با بهیارِ پرواز تماس می‌گیری و
‫بهش توضیح میدی که

08:49.131 --> 08:51.591
‫یه بیمار با خون‌ریزی برون‌‌محوری داریم

08:51.591 --> 08:55.511
‫بهشون میگی که باید با
آمبولانس هوایی منتقل بشه به

08:55.511 --> 08:59.761
‫بیمارستان منطقه‌ای آلاسکا و
‫قبلاً با با بخش دورسنجی، هماهنگ کردی

09:00.811 --> 09:02.721
‫می‌تونی این کار رو بکنی، کلیر؟

09:02.721 --> 09:04.061
‫اوهوم

09:04.981 --> 09:05.981
‫خوبـه

09:10.361 --> 09:13.046
‫فرانک، صدام رو داری؟
‫فکر کنم بدونم دنبال کی هستیم

09:13.071 --> 09:17.361
‫فراری‌مون پزشکیـه به اسم دکتر ویلیام ویگ،
‫ملقب به فرشته‌ی مرگ

09:17.361 --> 09:19.491
‫طرف باهوشـه. تو ییل درس خونده

09:19.491 --> 09:21.991
‫متخصص نوروآنکولوژیـه و
‫کلی مقاله چاپ کرده

09:21.991 --> 09:23.701
‫قاتل سریالی هم هست

09:23.701 --> 09:26.831
‫طبق اسناد دادگاه، ویگ تا الان
‫۳۶ تا از مریض‌های خودش و

09:26.831 --> 09:28.331
‫همکارانش رو مسموم کرده

09:28.331 --> 09:30.211
‫تو سال ۲۰۰۵، به جرم قتل عمد محکوم شد و

09:30.211 --> 09:31.921
‫۱۰ سال گذشته رو تو زندان «پلیکان بی» بوده

09:31.921 --> 09:34.131
‫این ماه همه‌ی درخواست‌های
فرجام‌خواهیش رد شدن و

09:34.131 --> 09:38.141
‫داشت برای اجرای حکم اعدام به تره‌هوت
‫منتقل می‌شد که هواپیمای ساما سقوط کرد

09:38.141 --> 09:39.891
‫حله. داریم پیاده میشیم

09:42.511 --> 09:43.601
‫پشتم بیا

09:48.981 --> 09:50.271
‫کلیر. سلام

09:50.861 --> 09:52.941
‫دنبالت می‌گشتم.
‫ایشون رو باید از اینجا ببریم؟

09:52.941 --> 09:56.281
‫- بله. باید فوراً ببریمش
‫- خیلی خب... بیاید...

09:56.281 --> 09:57.801
‫از این‌طرف بریم

10:03.411 --> 10:05.581
‫شما سرتون شلوغـه.
‫برید به بقیه بیمارها برسید

10:05.581 --> 10:08.211
‫نه، اصلاً... نه، اصلاً مشکلی نیست

10:08.211 --> 10:10.791
‫اول شما رو راهی می‌کنم

10:10.791 --> 10:13.631
‫این‌طوری یه بیمار کمتر هست که...
‫نگرانش باشیم

10:15.711 --> 10:16.921
‫کلیر، بدو!

10:17.781 --> 10:19.531
‫تکون نخور!

10:20.391 --> 10:23.101
‫سرخرگ کاروتید.
‫شاهراه حیاتی قلبـه

10:23.101 --> 10:26.981
‫در هر دقیقه ۶۰۰ میلی‌لیتر خون منتقل می‌کنه و
‫با این‌حال خدا گذاشتتش اینجا،

10:27.641 --> 10:29.231
‫بدون هیچ محافظتی

10:30.231 --> 10:31.311
‫دستا بالا!

10:34.361 --> 10:36.361
‫صبر کن! نه، نباید به من آسیب بزنی.
‫خلبانه...

10:36.361 --> 10:38.651
‫کدوم خلبانه؟
‫خیلی خب، چه زری داری می‌زنی؟

10:38.651 --> 10:41.241
‫همونی که هواپیما رو نشوند... زنده‌ست

10:42.531 --> 10:45.081
‫اگه بذاری، می‌تونم ببرمت پیشش

10:50.221 --> 10:51.241
‫هی

10:58.841 --> 11:00.971
‫- خلبانه...
‫- تیموتی اوبانون

11:03.681 --> 11:05.221
‫یعنی میگی طرف هنوز زنده‌ست؟

11:05.221 --> 11:07.101
جسدش رو پیدا کردید؟

11:07.101 --> 11:10.101
‫تو تو بند اعدامی‌هایی.
‫داری برای اعدام منتقل میشی

11:10.101 --> 11:12.341
‫واقعاً انتظار داری باور کنیم که

11:12.341 --> 11:15.271
‫به جای فرار، حست بهت گفته که
‫جون یه نفر رو نجات بدی؟

11:15.271 --> 11:17.361
‫نه، اون واسه محض اطمینان بود

11:17.941 --> 11:21.071
‫حالا که جلوی فرارم رو گرفتید،
‫می‌خوام ازش استفاده کنم

11:21.071 --> 11:22.821
‫چرا باید باور کنیم که هنوز زنده‌ست؟

11:22.821 --> 11:24.451
‫چون من دکتر نابغه‌ایـم

11:25.911 --> 11:27.661
‫۳۶ تا از بیمارهات مُردن

11:28.291 --> 11:29.621
‫نمیشه جون همه رو نجات داد

11:29.621 --> 11:31.121
‫دروغ میگه

11:31.121 --> 11:32.671
‫داری خالی می‌بندی، رفیق

11:32.671 --> 11:36.801
‫بیمار یه مرد ۴۳ ساله‌ی فیلیپینیـه.
‫تموم عمرش سیگار می‌کشیده

11:36.801 --> 11:40.551
‫به خاطر جراحی کلاهک گرداننده‌ش،
‫رو شونه راستش جای زخم داره

11:40.551 --> 11:45.576
‫آسم داره و واسه درمان افسردگیش
‫دوز متوسط لگزوپرام می‌خوره که

11:45.601 --> 11:48.741
‫پیشنهاد می‌کنم کم‌ترش کنه

11:49.771 --> 11:50.981
‫یه چیزی می‌خوای

11:51.851 --> 11:52.851
‫این شد حرف حساب

11:53.521 --> 11:54.811
‫چی می‌خوای؟

11:54.811 --> 11:58.821
‫من یه جعبه‌ی امانات توی
‫بانک «فرست فدرال» سیاتل دارم

11:58.821 --> 12:01.701
‫جعبه‌ی شماره‌ی ۳۳۷

12:01.701 --> 12:04.741
‫به رئیس بانک بگو تا ساعت ۶ صبح

12:04.741 --> 12:08.716
‫باز نشده و دست‌نخورده بیارتش اینجا تا

12:08.741 --> 12:10.371
‫خلبانه زنده بمونه

12:10.371 --> 12:11.900
‫اگه نگم چی میشه؟

12:13.081 --> 12:14.501
‫خلبانه می‌میره

12:15.171 --> 12:18.091
‫از لاشه هواپیما که کشیدمش بیرون،
‫وضعیتش رو بررسی کردم

12:18.091 --> 12:20.904
‫بیمار توی شوک بود،
ضربان قلبش بالا بود

12:20.928 --> 12:22.928
‫بی‌حال و گیج بود

12:22.931 --> 12:25.591
‫معلوم شد که به‌خاطر ورم مغزیـه

12:26.431 --> 12:27.721
‫من درمانش کردم

12:27.721 --> 12:29.141
‫الان وضعیتش پایداره

12:29.141 --> 12:30.201
‫یه جای امنـه

12:31.431 --> 12:33.661
‫اما زمان داره می‌گذره

12:34.191 --> 12:37.811
‫ورم مغزی رو توی جنگل تشخیص دادی و
‫درمان کردی؟

12:39.271 --> 12:42.191
‫همم، با مته‌کاری آشنایی دارید؟

12:42.191 --> 12:45.571
‫وقتی مغز ورم می‌کنه،
چاره‌ی زیادی نداره

12:45.571 --> 12:47.451
‫نمی‌تونه بره بالا.
‫نمی‌تونه خارج شه

12:47.451 --> 12:49.541
‫برای همین میره پایین،
‫سمت قسمت تحتانی جمجمه،

12:49.541 --> 12:51.871
‫جایی که مخچه می‌رسه به ساقه‌ی مغز

12:52.371 --> 12:55.081
‫مشکل اینـه که ساقه‌ی مغز از
مهمون خوشش نمیاد

12:55.081 --> 12:58.341
‫مرگ اجتناب‌ناپذیره،
‫مگه این که این فشار رو آزاد کنی

12:58.341 --> 13:01.017
‫مته‌کاری روشیـه که طی اون

13:01.042 --> 13:04.396
‫سوراخ‌های مته‌ای داخل جمجمه ایجاد می‌کنی

13:04.421 --> 13:08.391
‫روشیـه که باستان‌شناسان و مورخان
‫از ۱۵۰۰‌ سال پیش تا الان

13:08.391 --> 13:10.181
‫مشاهده‌ش کردند

13:10.181 --> 13:14.311
‫اگه یه دکتر قبیله‌ای می‌تونه ورم مغز رو
‫توی جنگل تشخیص بده و درمان کنه،

13:14.311 --> 13:16.231
‫معلومـه که من هم می‌تونم

13:16.231 --> 13:18.521
‫سر یه آدم رو سوراخ کری

13:18.521 --> 13:21.571
‫می‌تونستم بکنم.
‫و شاید اگه این کار رو می‌کردم...

13:22.821 --> 13:24.151
‫خب، الان وضعیت بهتری داشت

13:24.151 --> 13:27.581
‫نه، با مانیتولی که از یه کلینیکِ
‫دامپزشکی حال‌بهم‌زن گرفته بودم،

13:27.581 --> 13:30.371
‫به روش شیمیایی، درمانش کردم

13:30.371 --> 13:34.711
‫هر ۸ ساعت، ۸۰ میلی‌گرم میدم بهش.
‫آخرین بار ساعت ۱۰ شب بهش دادم

13:34.711 --> 13:39.131
‫پس اگه تا طلوع آفتاب بعدی،
‫دوز بعدی به آقای اوبانون نرسه،

13:39.131 --> 13:41.091
‫راسو می‌پره بیرون

13:41.091 --> 13:42.817
‫یا بخوام دقیق‌تر بگم...

13:45.721 --> 13:48.721
‫گوش کن، جعبه‌ی ۳۳۷

13:48.721 --> 13:52.141
‫به رئیس بانک بگو تا ساعت ۶ صبح
‫باز نشده تحویلش بده

13:53.891 --> 13:55.521
‫وگرنه خلبانه می‌میره

13:56.391 --> 13:58.981
‫راستی، خال روی مچ دستت هم
به یه دکتر نشون بده

13:58.981 --> 14:01.691
‫شکل نامتقارنش نشون‌دهنده‌ی ملانومـه

14:04.901 --> 14:06.531
‫قابلی نداشت

14:08.321 --> 14:09.571
‫نظرت چیـه؟

14:09.571 --> 14:10.951
‫- من که میگم زر می‌زنه
‫- چرا؟

14:11.701 --> 14:14.661
‫امکان نداره خلبانه زنده مونده باشه.
‫اصلاً نمیشه

14:15.661 --> 14:17.001
‫اگه زنده مونده باشه چی؟

14:18.371 --> 14:21.591
‫بیخیال، آخه هاچ،
فقط بهش فکر کن، خب؟

14:22.291 --> 14:25.631
‫اگه زنده مونده باشه، ما وظیفه داریم
‫پیداش کنیم و بیاریمش خونه

14:25.631 --> 14:28.221
‫دست بردار بابا.
‫ما که نمی‌دونیم چی تو اون جعبه‌ست

14:28.681 --> 14:29.681
‫می‌تونه بمب باشه،

14:30.261 --> 14:31.681
‫شاید هم اسلحه،

14:31.681 --> 14:34.221
‫یا سرطان واقعی

14:34.221 --> 14:36.351
‫به نظر من باید جعبه‌ی ویگ رو براش بیاریم

14:36.981 --> 14:38.981
‫خلبانه زن و دو تا دختر داره...

14:38.981 --> 14:42.861
‫دلم نمی‌خواد کسی باشم که به دخترهاش بگم،
‫رو زندگی باباشون قمار کردیم

14:42.861 --> 14:45.191
‫موافقم. بعدش هم، اگه خلبانه رو پیدا کنیم

14:45.191 --> 14:48.071
‫شاید بتونه بهمون بگه که تو کابین خلبان
‫واقعاً چه اتفاقی افتاده

14:48.071 --> 14:49.571
‫چیزی هست که بخوای بگی؟

14:49.571 --> 14:50.571
‫نه

14:51.781 --> 14:53.121
‫مگه تو کابین خلبان چی شده؟

14:53.121 --> 14:55.281
‫خلبانه رو میاریم خونه، خب؟
‫زنگ بزن به بانک

14:55.281 --> 14:58.291
‫باید یکی رو از خواب بیدار کنی.
‫باید جعبه رو بفرستن

14:58.291 --> 15:00.227
‫فرانک، چی رو ازم پنهون کردی؟

15:00.252 --> 15:02.752
« مشروب‌فروشی تانانا سندبار »

15:15.221 --> 15:16.811
‫سلام غریبه. حالت چطوره؟

15:17.681 --> 15:20.601
‫به نسبت این که با یه روانی

15:20.601 --> 15:22.441
‫توی سردشت...

15:22.441 --> 15:24.761
‫تصادف کردم، حالم خوبـه

15:30.321 --> 15:32.241
‫ببین، من فقط می‌خواستم...

15:33.491 --> 15:37.976
‫بابت این که پای تو رو به این ماجراها
‫کشوندم، معذرت بخوام

15:38.001 --> 15:39.081
‫مگه تقصیر توئـه؟

15:39.581 --> 15:40.581
‫آره

15:41.581 --> 15:45.001
‫راستش، حق با تو بود.
‫من بی‌فکرم. کارم احمقانه بود

15:45.001 --> 15:48.841
‫بعضی‌وقتا حس اون پادشاهه تو
‫اون نمایشنامه‌‌ی انگلیسی رو دارم

15:48.841 --> 15:50.091
‫کدوم نمایشنامه؟

15:50.091 --> 15:52.181
‫یونانیـه، یادتـه؟

15:52.181 --> 15:54.581
‫مملکت طرف طاعون گرفته بود

15:54.971 --> 15:57.431
‫بعدش هم معلوم شد علتش خود پادشاه بوده

15:57.431 --> 15:59.311
‫آره، اما اون نفرین‌ شده بوه

15:59.981 --> 16:01.061
‫تو که نشدی

16:01.061 --> 16:04.351
‫هر جا که میرم، یه مشکلی پیش میاد.
‫آدم‌ها آسیب می‌بینن

16:05.861 --> 16:08.361
‫نمی‌دونم چطوری اما این وضعیت رو عوض می‌کنم

16:08.361 --> 16:10.071
‫سلام بچه‌ها. حال‌تون چطوره؟

16:10.691 --> 16:12.561
‫کیرا، باید علایمت رو چک کنم

16:18.201 --> 16:20.331
‫تو راست می‌گفتی.
‫واقعاً خوش‌یمنی میاره

16:38.541 --> 16:41.021
‫یه مشکلی هست.
‫زنگ زدیم به رئیس بانک

16:41.021 --> 16:43.731
‫اما بدون کلید،
‫رئیس بانک هم نمی‌تونه بازش کنه

16:43.731 --> 16:45.151
‫باید قفل رو دریل کنن

16:45.151 --> 16:47.191
‫فقط بگو دارن یه کاریش می‌کنن

16:47.191 --> 16:48.771
‫- هاچ؟
‫- کلیدساز بود

16:48.771 --> 16:51.741
‫- گفت نیم‌ساعت دیگه می‌رسه
‫- تا بخوان قفل رو باز کنن،

16:51.741 --> 16:54.361
‫- حداقل یه ساعت از دست میدیم
‫- خیلی خب، زنگ بزنید آتش‌نشانی

16:54.361 --> 16:57.161
‫باید تا اینجا بیاریمش.
‫باید تا نصف‌شب

16:57.161 --> 16:58.701
‫جعبه و رئیس بانک، سوار هواپیما باشن

16:58.701 --> 16:59.991
‫فرودگاه‌تون برق نداره

16:59.991 --> 17:02.201
‫تا هواپیما بخواد فرود بیاد،
‫برق هم وصل میشه

17:02.201 --> 17:04.251
‫- اگه نشد چی؟
‫- رمنیک، صدام رو داری؟

17:05.461 --> 17:06.541
‫رمنیک به گوشـه

17:06.541 --> 17:08.881
‫با اون زنه که ویگ آوردش اورژانس حرف زدم

17:08.881 --> 17:11.091
‫اون بهیار ارتش باستـه

17:11.091 --> 17:13.471
‫به اون و همکارش مأموریت خورده بود که

17:13.471 --> 17:15.781
‫ویگ غافلگیرشون کرد و
‫آمبولانس‌شون رو دزدید

17:15.781 --> 17:17.641
‫همکارش اطلاعاتی نداره؟

17:17.641 --> 17:19.641
‫پیداش نمی‌کنیم. گم شده

17:19.641 --> 17:21.431
‫اون خبر بد بود،
‫خبر خوب هم اینـه که

17:21.431 --> 17:24.981
‫مرکز اعزام، نشانی دقیق محل حادثه‌ رو
تأیید کرده

17:24.981 --> 17:27.651
‫تقاطع فارمز لوپ و جاده کالج

17:27.651 --> 17:29.061
‫دارم میرم اونجا

17:29.821 --> 17:33.901
‫گوش کنید. فراری یه بهیار رو کمتر از
‫یه ساعت پیش، از این محل دزدیده که

17:33.901 --> 17:36.731
‫یعنی احتمالاً گروگانش، خلبان هواپیمای ساما

17:36.755 --> 17:39.371
‫یعنی تیم اوبانون، همین اطرافـه

17:39.371 --> 17:42.661
‫گفته شده که اوبانون زخمیـه اما
‫وضعیتش پایداره و جاش امنـه

17:42.661 --> 17:43.961
‫راه بیفتید

17:43.985 --> 17:48.985
♪ The Dead South - Black Lung ♪

18:10.521 --> 18:13.111
‫اینجا! تکنسین اورژانس رو پیدا کردم

18:13.981 --> 18:15.901
‫سگ‌ها یه چی بو کشیدن

18:16.491 --> 18:18.321
‫فرانک، انگار همون خلبانه‌ست

18:19.741 --> 18:20.821
‫پیداش کنید!
‫پیداش کنید!

18:23.791 --> 18:25.411
‫کمک. کمک

18:41.391 --> 18:42.761
‫خب، اون رو برده

18:43.261 --> 18:44.681
‫اگه اصلاً اینجا بوده باشه

19:29.707 --> 19:33.847
« کیف، اوکراین »
« دو سال پیش »

19:35.651 --> 19:36.861
‫سلام

19:38.191 --> 19:40.151
‫- خنده‌دارهاش کجان؟
‫- خنده‌دارها؟

19:40.151 --> 19:42.281
‫کتاب‌های مصور. لطیفه‌ها

19:42.281 --> 19:43.371
‫اسنوپی. گارفیلد

19:43.371 --> 19:45.331
‫اوه، گارفیلد داریم ولی تو روزنامه نیست

19:45.331 --> 19:46.951
‫روزنامه واسه مسائل مهمـه

19:46.951 --> 19:48.371
‫خب، قشنگیش به همینـه

19:48.911 --> 19:51.041
‫اون جدیتش رو با چندتا شوخی و

19:51.621 --> 19:54.211
‫ماجراهای یه گربه‌ی گرسنه و
بداخلاق پاک می‌کنه

19:54.211 --> 19:55.381
‫«از دست شنبه‌ها، مگه نه؟»

19:55.381 --> 19:56.631
‫امروز که چهارشنبه‌ست

19:56.631 --> 19:58.171
‫نه، می‌دونم. داشتم...

19:58.171 --> 19:59.921
‫داشتم ادای گارفیلد رو در می‌آوردم

20:00.801 --> 20:03.041
.طوری نیست
‫ترجمه‌ش که کنی بی‌نمک میشه

20:04.441 --> 20:06.001
‫من... می‌‌خوام یه چیزی اهدا کنم

20:12.851 --> 20:15.041
‫باید این رو تا امشب برسونم به دست وُلکاو

20:15.441 --> 20:17.571
‫- خیالت راحت
‫- هفته‌ی بعد می‌بینمت؟

20:17.571 --> 20:19.901
‫آره. سعی می‌کنم برات خنده‌دار پیدا کنم

20:19.901 --> 20:21.861
‫باید بگی «چیزهای خنده‌دار»

20:22.951 --> 20:24.571
‫تقصیر تو نیست، مشکل انگلیسیـه

20:24.571 --> 20:26.331
‫- از دست زبون انگلیسی، مگه نه؟
‫- وای خدا

20:33.831 --> 20:35.711
‫سید، کی رسیدی؟

20:37.881 --> 20:39.091
‫همین حالا

20:39.091 --> 20:40.341
‫مسواک می‌زنی

20:40.921 --> 20:44.181
‫هیچ‌وقت مسواک‌زدن‌های بعد از
‫مسافرتت رو درک نمی‌کنم

20:44.181 --> 20:46.891
‫آخرین بار من کی مریض شدم و
‫آخرین بار تو کی مریض شدی؟

20:46.891 --> 20:49.141
‫خب، یه تفاوتی بینِ...

20:49.141 --> 20:51.561
‫همبستگی و علیت هست

20:52.261 --> 20:53.641
‫ممنون استاد

20:53.641 --> 20:55.401
‫اگه یه بار دیگه این نطق رو بشنوم

20:55.401 --> 21:00.802
‫بین مشتم و اون لبخند خوشگلت
‫یه هم‌بستگی درست می‌کنم

21:00.827 --> 21:02.861
‫اون میشه علیت

21:02.861 --> 21:03.991
‫خفه‌خون بگیر

21:09.371 --> 21:10.701
‫محموله رو تحویل دادی؟

21:10.701 --> 21:11.831
‫آره

21:11.831 --> 21:13.331
‫امشب میره به دیدن ولکاو

21:14.251 --> 21:16.581
‫باید فردا یه ملاقات دیگه
‫براش ترتیب بدی

21:16.581 --> 21:17.581
‫چرا؟

21:18.801 --> 21:19.801
‫چی شده؟

21:20.711 --> 21:23.801
‫امشب نیرو‌های ویژه به
ژنرال ولکاو شبیخون می‌زنن

21:23.801 --> 21:26.051
‫بعداً افرادش می‌خوان بدونن کی بهش خیانت کرده

21:26.051 --> 21:28.581
‫باید قانع‌شون کنیم که دنبال تو نباشن

21:29.511 --> 21:31.011
‫می‌خوای الیزابت رو به کشتن بدم؟

21:31.011 --> 21:33.771
‫ترتیب همه‌ش داده شده.
‫نامه‌ی خودکشی. تاریخچه‌ی تماس

21:33.771 --> 21:37.191
‫مدارک جوری نشون میدن که
‫الیزابت با سیا همکاری می‌کرده و

21:38.361 --> 21:39.731
‫می‌دونسته که لو رفته

21:39.731 --> 21:41.651
‫نه، نمی‌تونم این کار رو بکنم

21:41.651 --> 21:43.691
‫اون اسرارمون رو پیش دشمن فاش کرده

21:43.691 --> 21:45.361
‫برای محافظت از اردوگاه خودش

21:45.361 --> 21:47.911
‫نه، حق اون، این نیست، سید.
‫اون زندگی و خونواده داره

21:47.911 --> 21:49.451
‫- نه، نه
‫- خودم می‌دونم لیوای

21:50.201 --> 21:52.371
‫می‌تونه همه‌چی رو لو بده.
‫معذرت می‌خوام

22:12.221 --> 22:14.731
‫- فرانک
‫- ببین، طرف ماشین رو اوراق کرده

22:14.731 --> 22:17.941
‫پلاک. شماره شناسایی.
‫فکر همه‌چی و همه‌جا رو کرده

22:17.941 --> 22:19.101
‫هنوز با هاچ حرف نزدی؟

22:19.101 --> 22:21.151
‫رئیس بانک و جعبه، تو راه فرودگاهن

22:21.151 --> 22:24.651
‫بهتره دست بجنبونن چون خلبانه
زیرِِ ۷ ساعت وقت داره

22:24.651 --> 22:27.031
‫اصلاً به تحقیقات ویژه گفتی که
‫اون هارد رو برگردونن؟

22:27.031 --> 22:28.451
‫نه، سرم یکم شلوغ بود

22:28.451 --> 22:31.741
‫اف‌بی‌آی درخواست مدارک مستندسازی رو کرده

22:31.741 --> 22:34.161
‫گوش کن. تا رمز رو نشکونیم
‫هیچ‌کاری نمیشه کرد...

22:34.161 --> 22:36.121
‫اون هارد چیزی نیست که فکرش رو می‌کنی

22:36.121 --> 22:37.791
‫- پس چیـه؟
‫- آرشیو ۶ نیست

22:40.131 --> 22:41.171
‫بدافزاره

22:42.211 --> 22:44.881
‫که فکر می‌کنم چیزیـه که
تو و هاچ کشفش کردید و

22:44.881 --> 22:46.551
‫دارید ازم مخفیش می‌کنید

22:47.721 --> 22:50.958
‫فرانک، سقوط اون هواپیما حادثه نبود،

22:50.983 --> 22:53.443
‫یه سوءقصد نافرجام بود

22:53.891 --> 22:57.311
‫که اگه موفق می‌شدن،
‫عین یه حادثه به‌نظر می‌رسید

22:57.311 --> 23:00.691
‫مسافرها و خدمه هیچ شانسی نداشتن

23:00.691 --> 23:04.881
‫همش از پیش‌ تعیین‌شده بود.
‫تموم مسافرهای اون هواپیما باید می‌مُردن

23:06.257 --> 23:08.107
‫اون‌وقت تو از کجا این رو می‌دونی؟

23:08.781 --> 23:11.031
‫دو سال پیش، بهم مأموریت دادن که

23:11.031 --> 23:12.871
‫یه دیپلمات رده‌بالای چینی رو بکشم

23:14.121 --> 23:16.081
‫باید مثل یه حادثه جلوه می‌دادنش

23:16.941 --> 23:19.001
‫آتیش‌سوزی. خروج قطار از ریل

23:19.001 --> 23:20.291
‫سقوط هواپیما

23:21.081 --> 23:23.131
‫پرواز شماره ۴۴۶ استرا رو یادت هست؟

23:23.131 --> 23:26.841
‫آره. سقوط کرد توی قطب.
‫پرواز نیویورک به آتن بود. خب؟

23:26.841 --> 23:30.511
‫نشانگرهای سرعت هوا از کار افتادن،
‫هواپیما رو به حالت کنترل بی‌واسطه برد

23:30.511 --> 23:32.681
‫تموم ۲۲۸ مسافرش کشته شدن

23:33.261 --> 23:37.181
‫من و لیوای پیشنهاد دادیم که اگه سیا بتونه
‫این حادثه رو تکرار کنه،

23:38.271 --> 23:43.059
‫اگه بتونیم بدافزار رو وارد هواپیما کنیم تا
‫سقوط کنه و سوژه رو بکشه،

23:43.084 --> 23:45.206
‫هیچکس چیزی نمی‌فهمه

23:45.231 --> 23:47.151
‫پیشنهادش رو به سازمان دادم

23:47.151 --> 23:48.241
‫خوش‌شون اومد

23:48.241 --> 23:50.611
‫اما آخرش تصمیم گرفتن که
‫عملیات رو کنسل کنن

23:50.611 --> 23:52.241
‫گفتن خیلی ریسکش بالاس

23:53.321 --> 23:54.321
‫تا این که...

23:56.241 --> 23:58.321
‫تصمیم گرفتن علیه هولاک به کار بگیرنش

23:58.321 --> 24:00.081
‫آره، اما اون انتظارش رو داشت

24:00.081 --> 24:03.461
‫و حالا که فرار کرده، می‌خوان تقصیرها رو
‫بندازن گردن یکی و اون یه نفر، منـم

24:03.461 --> 24:05.541
‫- چرا؟ تو که انگیزه‌ای نداری
‫- لازم نیست

24:06.211 --> 24:07.921
‫همین‌طوریش هم تحت بازجوییـم

24:07.921 --> 24:09.301
‫با دشمن خوابیدی

24:09.301 --> 24:12.181
‫اگه اف‌‌بی‌آی بدافزار رو توی
‫اون هارد پیدا کنه،

24:12.181 --> 24:14.261
‫فکر می‌کنن ایده‌ی من بوده

24:14.261 --> 24:16.221
‫چون واقعاً هم ایده‌ی من بوده

24:16.221 --> 24:18.021
‫هولاک رو تحویل میدیم،

24:18.021 --> 24:21.191
‫اونا می‌کشنش، بعدش هم کل این گندکاری رو
‫می‌اندازن گردن من

24:22.061 --> 24:25.401
‫تحقیقات ویژه از هارد خبر داره، خب؟

24:26.651 --> 24:28.441
‫نمی‌تونم جلوی تحقیقات رو بگیرم که.

24:28.441 --> 24:31.761
‫باشه اما می‌تونی سرعتش رو کم کنی.
‫برامون زمان بخری

24:36.331 --> 24:38.491
‫به نظرت هولاک واقعاً چقدر از
‫این ماجرا خبر داره؟

24:38.491 --> 24:41.081
‫خب قطعاً این رو می‌دونه که
‫می‌خواستن بکشنش

24:41.081 --> 24:42.621
‫می‌خواد این رو نشونت بده

24:42.621 --> 24:46.661
‫تو رو به مسافرخونه‌ی قاصد،
‫پاسپورت‌هاش و هارد رسوند

24:46.661 --> 24:48.601
‫این ضبط کابین خلبانـه.
‫همونی که دزدید

24:48.601 --> 24:49.681
‫متوجه نیستی؟

24:49.681 --> 24:53.631
‫هولاک داره این مدارک رو بهت میده
‫چون به یه پاسدار حقیقت نیاز داره

24:53.631 --> 24:56.551
‫می‌خواد این رو باز کنه،
‫مثل تو و من

24:56.551 --> 25:01.464
‫و می‌دونه که کنترل کردن مدارک،
‫یعنی کنترل کردن واقعیت‌ها

25:03.981 --> 25:07.231
‫فرانک، درخواست کمک کردن
برای من کار آسونی نیست

25:07.231 --> 25:08.361
‫من اینجا تنهام

25:10.481 --> 25:12.071
‫اما التماست رو می‌کنم

25:13.451 --> 25:15.364
‫لطفاً...

25:15.388 --> 25:19.577
نذار دست اف‌بی‌آی به اون هارد برسه

25:22.911 --> 25:25.041
‫فرانک. یه مشکلی پیش اومده

25:27.541 --> 25:28.841
‫فرانک به گوشـه

25:30.218 --> 25:31.386
‫وقت بیشتری نیاز داریم

25:31.386 --> 25:32.971
‫بیمار وقت بیشتری نداره

25:32.971 --> 25:33.972
‫بگیر بشین ببینم

25:35.431 --> 25:38.101
‫صندوق اماناتی که خواستی توی یه هواپیماست

25:38.101 --> 25:40.895
‫طبق درخواستت، رئیس بانک داره باهاش میاد،

25:40.895 --> 25:43.273
‫ولی اگه اون باند نور نداشته باشه،
‫نمی‌تونن فرود بیان

25:43.273 --> 25:45.533
‫اداره‌ی هوانوردی داره کل ترافیک رو
‫به انکوریج منتقل می‌کنه

25:45.533 --> 25:46.533
‫مشکل من نیست

25:46.579 --> 25:48.570
‫دقیقاً مشکل توئه

25:48.570 --> 25:50.488
‫جعبه توئه، ضرب‌العجلش رو خودت گذاشتی

25:51.823 --> 25:56.160
‫به عنوان یه تومورشناسی که تو بند اعدامه،
‫کاملاً از مشکلات آخر عمر آگاهم

25:56.160 --> 25:58.121
‫- بهش وسواس فکری دارم
‫- اون چه ربطی به...

25:58.121 --> 26:00.206
‫مقالات متعددی درباره اخلاق زیستی

26:00.206 --> 26:02.375
‫و تخصیص منابع پزشکی کمیاب نوشتم

26:02.375 --> 26:06.087
‫می‌دونستید ۴۰ درصد از پرداختی‌های مدیکر
خرج پایان عمر میشه؟

26:06.087 --> 26:08.214
‫- نه، فقط وقت بیشتری می‌خوایم. همین
‫- جدی؟

26:08.214 --> 26:09.465
‫- آره
‫- ارزشش رو داره؟

26:09.465 --> 26:13.344
‫طولانی کردن عمر یه بیمار
‫در کجا ارزش هزینه‌اش رو داره؟

26:13.344 --> 26:16.598
‫- همیشه ارزشش رو داره
‫- من... خیلی موافق نیستم

26:16.598 --> 26:19.601
‫خوش ندارم باهات مذاکره کنم، باشه؟

26:19.601 --> 26:20.727
‫فقط به کمکت نیاز دارم

26:20.727 --> 26:23.062
‫نه،

26:23.062 --> 26:24.898
‫باید یه تصمیم بگیری

26:25.398 --> 26:29.611
‫حاضری چه منابعی رو منحرف کنی
‫که جون خلبان رو نجات بدی؟

26:32.648 --> 26:34.908
‫اون صندوق امانات
‫باید زیر چهار ساعت برسه اینجا

26:34.908 --> 26:36.469
‫چندتا گزینه نیاز دارم.
هر کسی داره بگه

26:36.494 --> 26:38.320
‫- فرود توی پایگاه هوایی چطور؟
‫- تلاش کردیم

26:38.345 --> 26:41.497
‫آیلسون با دستور ویژه برای حفظ ظرفیت عملیاتی
با برق ذخیره فعاله

26:41.497 --> 26:44.250
‫- یه چیز دیگه. دیگه؟
‫- باندِ نینانا برق داره؟

26:44.250 --> 26:46.920
‫نه، ولی مینتو داره. می‌تونن برن اونجا و
‫یه ماشین بفرستیم دنبالـشون

26:46.920 --> 26:49.039
‫دو ساعت به زمان سفر اضافه می‌کنه.
‫وقت نداریم

26:49.064 --> 26:51.424
‫باید یه خلبان هواپیماهای کوچیک رو
بفرستیم انکوریج. به هواپیما برسیم

26:51.424 --> 26:54.185
‫- بازم جایی واسه فرود نیست
‫- نه، ولی یه هواپیمای توربینی با خلبان خوب

26:54.210 --> 26:56.221
‫می‌تونه تو جاهای بیشتری نسبت به
جت خصوصی فرود بیاد

26:56.221 --> 26:58.389
‫- بهترین خلبان هواپیماهای کوچیک‌مون کیه؟
‫- مارک بِل

26:58.389 --> 27:00.099
نفر بعدشم، مارک بلِ هوشیاره

27:00.099 --> 27:02.185
‫باشه. بریم بیدارش کنیم و بفرستیمش تو آسمون

27:02.894 --> 27:06.397
‫خبر خوش. تونستم ردِ بارکُدِ باتریِ
اون کامیون حمل‌بار رو بزنم

27:06.397 --> 27:08.316
‫ظاهراً به شرکت داونینگ فروخته شده

27:08.316 --> 27:09.859
‫- شرکت باربری رو میگی؟
‫- که همچنین

27:09.859 --> 27:11.611
‫کلی واحد انباری نو این ناحیه داره

27:11.611 --> 27:14.037
‫فکر کنم ویگ، اوبانون رو تو یکی از
واحدهاشون گذاشته

27:14.062 --> 27:16.741
‫واسه حکم دادگاه گرفتن وقت نیست.
‫می‌تونیم برای جستجو، رضایت بگیریم؟

27:16.741 --> 27:19.160
‫آره. ولی با کل مکان‌ها،
میشه بالای ششصد واحد

27:19.160 --> 27:22.163
‫اگه بخوایم تا شش صبح بگردیم‌شون،
‫به تمام افسرهای در دسترس نیاز داریم

27:22.163 --> 27:23.289
‫ما. گشت ایالتی. نیروهای پلیس

27:23.289 --> 27:24.791
‫فرانک، ایده‌ی بدیه

27:24.791 --> 27:27.794
اصلاً ‫نمی‌دونیم ویگ اوبانون رو برده یا نه

27:27.794 --> 27:31.589
‫تا جایی که می‌دونیم، اون خلبان یه جایی
توی جنگل ‫به صندلیش بسته شده

27:31.589 --> 27:33.716
‫هیچ شاهدی نمی‌تونه تأیید کنه که زنده‌ست

27:35.510 --> 27:36.678
‫یکی هست که بتونه

27:43.393 --> 27:44.686
‫هارتمن، هستی؟

27:49.649 --> 27:51.651
‫بیخیال، می‌دونم داری گوش میدی. جواب بده

27:59.075 --> 28:01.119
‫قبلاً گفتی می‌خوای اعتمادم رو جلب کنی

28:01.119 --> 28:02.620
‫باشه خب، الان فرصتش رو داری

28:02.620 --> 28:05.623
‫یکی از فراری‌هامون میگه
یه نفر رو از پروازتون گروگان گرفته

28:05.623 --> 28:08.004
‫ولی قبل از این که واسه پیدا کردنش
‫منابع اختصاص بدم،

28:08.029 --> 28:09.919
‫ باید بدونم که هنوز زنده‌ست

28:09.919 --> 28:12.714
‫اسمش اوبانونـه.
‫یکی از دو خلبان توی هواپیما بوده

28:12.714 --> 28:14.215
‫هنوز زنده‌ست؟

28:15.675 --> 28:17.051
‫سلام فرانک

28:17.051 --> 28:19.095
‫سارا هدیه‌ام رو بهت داد، درسته؟

28:19.095 --> 28:20.638
‫نگهش دار، فرانک

28:20.638 --> 28:24.809
‫اون کارت حافظه خیلی مهم میشه.
‫به زودی یه هدیه‌ی دیگه بهت میدم

28:25.310 --> 28:27.145
‫خلبان. از خلبانه برام بگو

28:27.145 --> 28:28.980
‫اوبانون هنوز زنده‌ست؟

28:29.647 --> 28:32.483
‫گفتی این فرصتم واسه جلب اعتمادتـه

28:32.483 --> 28:34.958
‫قبلاً مشخص کردیم که من بهت اعتماد دارم

28:34.983 --> 28:37.527
‫ولی خیالم راحت شد که شنیدم بهم اعتماد داری

28:37.552 --> 28:40.867
‫و بله، خلبان هنوز زنده‌ست

28:40.867 --> 28:43.286
‫حداقل وقتی به جنگل کشیده شد
‫هنوز زنده بود

28:43.286 --> 28:44.929
‫امیدوارم به زودی پیداش کنی

28:44.954 --> 28:47.415
‫کسی که بُردش شبیه یه روانی لاشی بود

28:47.957 --> 28:49.626
‫لعنتی. باشه، خوبه. همه رو جمع کنید،

28:49.626 --> 28:52.212
‫هر کسی که هست رو بردارید

28:52.212 --> 28:53.880
‫و برید دنبال اوبانون بگردید. برید

28:59.969 --> 29:01.054
‫سلام

29:01.054 --> 29:02.889
‫با چندتا از بقیه افراد تماس گرفتم

29:02.889 --> 29:04.682
‫صحبت‌مون رو بهشون گفتم

29:04.682 --> 29:05.767
‫خب؟

29:05.767 --> 29:07.977
‫به دیدنِ مدرک خیلی علاقه دارن

29:07.977 --> 29:10.355
‫در واقع، با توصیه‌ات موافقـن که
همه جمع بشیم

29:10.355 --> 29:12.273
‫نه، باید بیاید پیش من

29:12.273 --> 29:14.400
‫- مفهومه
‫- سریع انجامش بده

29:14.400 --> 29:16.236
‫دارم ترتیبش رو میدم

29:16.986 --> 29:18.571
فربنکس می‌بینیمت

29:19.123 --> 29:20.541
‫باشه

29:34.462 --> 29:36.798
‫- این چیـه؟
‫- زود باش بازش کن

29:38.258 --> 29:41.261
‫- داری فیلم می‌گیری؟
‫- آره. ای خدا. بازش کن دیگه

29:41.970 --> 29:43.471
‫بیخیال!

29:43.471 --> 29:47.475
‫واسه شیشه آرزوهاته که ازش مراقبت کنه.
با خودت ببریش

29:47.475 --> 29:48.935
‫خیلی خفنه

29:48.935 --> 29:50.144
‫لوک، ممنون...

29:50.144 --> 29:51.396
‫- یه لحظه وقت داری؟
‫- آره

29:51.396 --> 29:53.690
‫- ببخشید. می‌تونم بعداً برگردم
‫- نه، نه

29:53.690 --> 29:54.899
‫خوبی؟

29:54.899 --> 29:57.193
‫آره بابا. هی. بیا تو. خوبم

29:59.070 --> 30:00.947
‫شنیدم داری مرخص می‌شی

30:01.906 --> 30:03.074
‫آره، آره

30:03.074 --> 30:05.285
‫به خاطر خوش‌رفتاری زودتر آزادم می‌کنن

30:05.285 --> 30:08.079
‫می‌تونم با هیئت عفو مشروط صحبت کنم،
‫ضمانتت رو بکنم

30:08.830 --> 30:09.831
‫چی شده؟

30:10.415 --> 30:11.416
‫آم...

30:13.710 --> 30:17.630
‫فقط داشتم به قبل فکر می‌کردم

30:18.131 --> 30:20.216
‫توی کلبه و اون قضایا

30:20.216 --> 30:25.179
‫و فقط خواستم بگم ببخشید
‫که اون‌قدر بهت سخت گرفتم

30:25.179 --> 30:26.306
‫نه، نیازی نیست

30:27.682 --> 30:29.809
‫فکر کنم کم‌کم دارم درکت می‌کنم

30:30.476 --> 30:33.021
‫- من؟
‫- آره. تو

30:34.105 --> 30:35.106
‫تو

30:36.316 --> 30:37.650
‫متفاوتی

30:37.650 --> 30:40.111
‫خدای من. شروع شد

30:40.111 --> 30:42.030
‫جدی میگم، باشه؟

30:42.030 --> 30:47.702
‫تو و خانواده‌ات چیزهایی رو گذروندین
‫که حتی نمی‌تونم تصور کنم یا بفهمم

30:47.702 --> 30:51.789
‫و گاهی می‌تونه واسه آدم‌هایی
مثل من عجیبش کنه

30:51.789 --> 30:52.790
‫ولی...

30:54.751 --> 30:57.670
‫تو شبیه پادشاه اون نمایشنامه نیستی

30:58.254 --> 30:59.505
‫نفرین‌شده نیستی

31:00.882 --> 31:02.800
‫اتفاقات بد هی می‌افتن

31:03.384 --> 31:04.886
‫به خاطر تو نیست

31:04.886 --> 31:08.848
‫آره خب، اگه من مقصر نیستم،

31:08.848 --> 31:10.642
‫پس کیه؟

31:11.267 --> 31:13.269
‫تو خیلی باهوشی، لوک

31:13.269 --> 31:16.189
‫اگه به قدر کافی بهش فکر کنی،
‫احتمالاً خودت بفهمی

31:16.189 --> 31:19.484
‫ولی هیچ‌کدوم از این اتفاقات به خاطر تو نیست

31:26.088 --> 31:29.911
‫اسکافیلد بهت گفت سیا می‌خواد واسه
‫سقوط هواپیما برای اون پاپوش درست کنه؟

31:29.911 --> 31:32.455
‫آره. کاملاً بهش اعتراف کرد

31:32.455 --> 31:35.625
‫ترسیده بود، ولی حرفش رو باور کردم

31:36.793 --> 31:38.878
‫- آره، منم همین‌طور
‫- جدی؟

31:39.820 --> 31:42.030
‫- چرا؟
‫- رفیق، من واسه دولت کار می‌کنم

31:42.055 --> 31:44.230
‫دلیل نمیشه به نصف کارهاشون
اعتماد داشته باشم

31:44.255 --> 31:46.761
‫لاشی‌های دی‌سی حاضرن اسکافیلد رو
به باد فنا بدن

31:46.761 --> 31:48.137
‫اگه معنیش حفظ قدرت باشه

31:48.721 --> 31:50.139
‫به نظرت باید چی‌کار کنیم؟

31:50.139 --> 31:53.101
‫به کارمون ادامه میدیم.
‫این قضیه رو بین خودمون نگه می‌داریم

31:57.522 --> 31:59.107
‫بریگز فکر می‌کنه یه چیزی پیدا کرده

31:59.654 --> 32:01.402
‫وقتی داشتید با بی‌سیم با هولاک حرف می‌زدید،

32:01.427 --> 32:04.096
‫صداتون رو ضبط کردم چون یه صدایی شنیدم

32:05.113 --> 32:07.156
‫سارا هدیه‌ی من رو بهت داد، درسته؟

32:07.156 --> 32:08.658
‫نگهش دار، فرانک

32:08.658 --> 32:10.952
‫اون کارت حافظه خیلی مهم میشه...

32:10.952 --> 32:12.537
‫زنگ کلیساست؟

32:12.537 --> 32:16.374
‫همین فکر رو می‌کردم. ولی اکثراً
‫فقط ساعت نُه صبح و ساعت سه ظهر زنگ می‌خورن،

32:16.374 --> 32:18.626
‫ولی این زنگ‌ها رأس ساعت ۲ صبح
به صدا در اومدن

32:18.626 --> 32:20.670
‫و تنها زنگ دیگه‌ای که توی
‫فربنکس به فکرم می‌رسه...

32:20.670 --> 32:22.046
‫برج ساعت کاریلون

32:22.046 --> 32:24.883
‫آره. دو بلوک دورتر از تئاتر قدیمی پولاریس

32:24.883 --> 32:27.468
‫هولاک این ریسک رو رو نمی‌‌کنه که
‫ بره تئاتر . خیلی شلوغه

32:27.468 --> 32:28.553
‫این تئاتر نه

32:28.553 --> 32:31.556
‫۲۰ ساله که متروکه‌ست.
‫بهترین جا برای مخفی شدنه

32:31.556 --> 32:33.850
‫- باید همین الان بریم اونجا
‫- می‌خوای به کول زنگ بزنم؟

32:33.850 --> 32:36.102
‫بگم واحدهایی که به محوطه انباری
فرستادیم رو برگردونه؟

32:36.102 --> 32:37.881
‫نه. بی‌سیم نزن. بیا ساده انجامش بدیم

32:37.906 --> 32:40.732
‫من می‌تونم بیام. روخاس و کارلایل رو هم
میارم. ‫این‌جوری میشیم شش نفر

32:40.732 --> 32:42.066
‫- انجامش بده
‫- باشه

32:42.066 --> 32:43.443
‫من باهاش میرم

32:44.027 --> 32:46.529
‫- براش آماده‌ای؟
‫- اگه بگم نه فرقی می‌کنه؟

33:07.884 --> 33:09.469
‫ولکاو مُرده؟

33:09.469 --> 33:11.763
‫افراد ولکاو باور دارن که یکی جاسوسی کرده

33:11.763 --> 33:14.349
‫واسه همین اومدی؟ فکر می‌کنن کار منه؟

33:14.349 --> 33:15.391
‫کار توئه

33:16.226 --> 33:18.019
‫- با سیا در ارتباطی
‫- نه

33:18.019 --> 33:20.230
‫همین الان با سیا در ارتباطی

33:20.230 --> 33:22.065
‫نه، تو یه فراری هستی

33:22.065 --> 33:24.025
‫فرستادنم که دخت رو بیارم

33:24.049 --> 33:26.471
‫و می‌خوان صحنه‌سازی کنم که
انگار خودکشی کردی

33:27.195 --> 33:28.363
‫یه راه دیگه هست

33:28.363 --> 33:31.574
‫اگه بتونم الان ببرمت، همین الان،
‫قبل از این که کسی بفهمه...

33:31.574 --> 33:32.909
‫سیا یا افراد ولکاو...

33:36.579 --> 33:39.832
‫- می‌خوای فرار کنم؟
‫- بله، ولی باید همین الان بریم

33:39.832 --> 33:41.668
‫خانواده‌ام چی؟ زندگی اینجام؟

33:41.668 --> 33:43.253
‫زندگیت اینجات تموم شده، الیزابت

33:43.836 --> 33:46.798
‫نقشه خوبی نیست، ولی فقط این‌جوری می‌تونم
ازت محافظت کنم

33:48.007 --> 33:50.426
‫بریم. وسایلت رو جمع کن

33:51.386 --> 33:52.387
‫سریع باش

36:33.965 --> 36:36.467
‫بالکنِ بالا! بالکن بالا، هاچ

36:43.683 --> 36:44.976
‫تفنگ رو بیار پایین

36:53.610 --> 36:55.945
‫داری اشتباه بزرگی می‌کنی

36:57.614 --> 36:59.866
‫سازمان می‌خواست هواپیمام رو ساقط کنی

37:00.867 --> 37:02.076
‫چقدر می‌دونست؟

37:02.827 --> 37:04.913
‫سیدنی رو میگم. چقدر از نقشه خبر داشت؟

37:07.373 --> 37:09.250
‫خبر داشت؟ آره یا نه؟

37:09.250 --> 37:10.919
‫لعنتی

37:20.678 --> 37:21.679
‫بندازش

37:35.485 --> 37:36.486
‫لیوای!

37:37.695 --> 37:38.905
‫لیوای!

37:43.326 --> 37:44.619
‫برو پسر! برو!

37:45.787 --> 37:46.871
‫پخش بشید

37:46.871 --> 37:48.957
‫هر قفلی رو باز کنید. هر دری رو باز کنید

37:48.957 --> 37:51.292
‫گروگان اینجاست و وقت زیادی نداره

37:53.711 --> 37:54.796
‫هیچی نیست

37:54.796 --> 37:56.339
‫نزدیک اینجا نیست

37:56.339 --> 37:57.340
‫تا اون پشت رو بگردید

38:03.513 --> 38:05.598
‫اسمت چیه، هوم؟

38:05.598 --> 38:07.350
‫وینسنت تیاگو؟

38:07.850 --> 38:09.060
‫کورهان دوراک؟

38:09.060 --> 38:11.396
‫- کدومه؟
‫- جواب سؤال رو بده

38:11.396 --> 38:13.439
‫رفیق، ما یه تعداد پاسپورت داریم
‫که اسم تو روشونه

38:13.439 --> 38:15.817
‫می‌خوام بدونم دلت می‌خواد
اسم کدومش رو روی گزارش بزنم

38:15.817 --> 38:17.527
‫می‌دونیم برای هولاک کار نمی‌کنی

38:17.527 --> 38:20.113
‫سیا فرستادتت تا هولاک رو بکشی

38:20.113 --> 38:22.213
‫داریم خودمون رو خسته می‌کنیم.
‫قرار نیست جواب بده

38:22.238 --> 38:24.158
‫باید بفهمیم چطوری اون هواپیما رو
فرود بیاریم

38:24.158 --> 38:25.577
‫اوبانون کمتر از یک ساعت وقت داره

38:33.751 --> 38:35.044
‫یونانیه. قبرسی

38:35.795 --> 38:42.176
‫خدا فرشتگانش را به صورت روح درمی‌آورد
‫و خدمتگزارانش را شعله‌های آتش می‌سازد

38:43.845 --> 38:45.054
‫شعله‌های آتش؟

38:48.975 --> 38:50.301
‫چی فهمیدی؟

38:51.968 --> 38:54.003
‫فرودگاه نیروی هوایی گراولی
یه پایگاه هواییه که

38:54.028 --> 38:56.109
‫بریتانیا توی جنگ جهانی دوم
‫ازش استفاده می‌کرد،

38:56.134 --> 38:58.435
‫و یه داستان معروفی هست که
به خاطرِ شرایط هوایی

38:58.460 --> 39:00.320
‫مجبور شدن باند رو با آتیش روشن کنن

39:00.320 --> 39:02.739
‫می‌خوای باند رو با آتیش روشن کنی؟

39:02.739 --> 39:04.616
‫می‌خوام از نور چراغ ماشین‌ها استفاده کنم

39:04.616 --> 39:06.826
‫- جین، هستی؟
‫- بله، جین به گوشم

39:06.826 --> 39:09.204
‫جین، کول تونست اوبانون رو پیدا کنه؟

39:09.204 --> 39:12.290
‫هنوز نه. هنوز می‌گرده.
‫ولی کمتر از یک ساعت وقت دارن

39:12.290 --> 39:14.000
‫باشه، گوش کن، بگو به گشتن ادامه بده

39:14.000 --> 39:17.545
‫ولی تو این بین، ویگ رو سوار یه ماشین کنید
‫و بفرستید به فربنکس

39:17.545 --> 39:20.256
‫هواپیما یه ربع پیش به سمت انکوریج برگشته.
سوخت کافی ندارن

39:20.256 --> 39:23.092
‫جین، به خلبان بی‌سیم بزن
‫و بگو برگرده

39:23.092 --> 39:25.428
‫- همین الان ویگ رو سوار اون ماشین بکنید
‫- دریافت شد

39:25.428 --> 39:27.347
‫هیچ‌وقت نمی‌تونیم دکتر رو
‫به موقع به باند برسونیم

39:27.347 --> 39:29.349
‫قرار نیست دکتر رو ببریم به باند

39:29.349 --> 39:31.434
‫باند رو می‌بریم پیش دکتر

39:34.312 --> 39:35.318
‫صبح به‌خیر اهالی فربنکس

39:35.342 --> 39:37.916
بو استارلایت هستم و
‫ یه درخواست غیرعادی دارم،

39:37.941 --> 39:39.025
‫پس خوب گوش کنید

39:39.025 --> 39:40.860
‫مارشال‌ها به کمک شما نیاز دارن

39:40.860 --> 39:43.196
‫مارک بِل می‌خواد سوپر کابش رو

39:43.196 --> 39:45.615
‫برای تعقیب جنایتکاران فرود بیاره و
به نور نیاز داره

39:45.615 --> 39:49.160
‫مارشال‌ها درخواست دارن که
هر وانت، تراکتور و برف‌روبی

39:49.160 --> 39:51.996
‫که هدلایت داره به سمت مزرعه رُزی کریک بره

39:51.996 --> 39:54.958
‫اون مزرعه قراره یه باند اضطراری بشه

39:54.958 --> 39:57.001
‫پس آبجوتون رو بذارید کنار
‫یا از تخت پاشید

39:57.001 --> 39:59.587
‫تا یکم نور بتابید
‫که مارک بتونه هواپیماش رو فرود بیاره

39:59.611 --> 40:04.611
♪ The Hollies - Long Cool Woman ♪

41:01.191 --> 41:02.692
‫نه، نه، نه

41:02.692 --> 41:04.235
‫چیزی که می‌خوایم رو بهمون بگو

41:04.235 --> 41:06.696
‫خلبان توی یه انباری تو شرکت داونینگه

41:06.696 --> 41:09.574
‫جاده‌ی کالج پلاک ۲۰۶. واحد ۳۱۵

41:09.574 --> 41:11.576
‫- کول، هستی؟
‫- باشه، بازش کن

41:11.576 --> 41:15.079
‫واحد ۳۱۵. دوباره میگم، سه، یک، پنج

41:15.079 --> 41:16.247
‫دریافت شد

41:16.247 --> 41:17.624
‫۳۱۵ رو پیدا کنید

41:22.962 --> 41:25.215
‫اوه

41:44.692 --> 41:46.861
‫پسرت. هنری

41:46.861 --> 41:48.238
‫اولین قتلم بود

41:49.405 --> 41:52.534
‫- آزادش کردم
‫- قضیه هیچ‌وقت درباره جعبه نبود

41:52.534 --> 41:55.161
‫- بذار حرف بزنه. بذار حرف بزنه
‫- لازم نیست گوش کنی

41:55.912 --> 41:58.373
‫خیلی بهت فکر کردم، خانم شراک

41:59.582 --> 42:01.334
‫من دکتر ویلیام ویگ هستم

42:02.210 --> 42:06.005
‫وقتی پسرت فوت کرد
‫رزیدنتِ بیمارستان «پسیفیک متودیست» بودم

42:06.589 --> 42:09.300
‫بهت گفتن که مرگش
‫در نتیجه نارسایی قلبی بوده

42:09.300 --> 42:10.593
‫دروغ گفتن

42:12.136 --> 42:14.097
‫پسرت سرطان کشنده داشت

42:14.889 --> 42:16.349
‫آستروسیتومای درجه چهار

42:16.349 --> 42:18.977
‫واسه همین جواب آزمایشش رو عوض کردم

42:18.977 --> 42:21.938
‫و یه معجون مواد مخدر به خوردش دادم
‫که عمرش تموم بشه

42:21.938 --> 42:24.858
‫عذابش تموم بشه. آزاد بشه

42:26.609 --> 42:27.610
‫می‌دونم

42:28.236 --> 42:29.487
‫می‌دونی؟

42:30.154 --> 42:31.364
‫چی رو؟

42:31.364 --> 42:32.991
‫این که تو کی هستی

42:32.991 --> 42:33.992
‫چی‌کار کردی

42:34.784 --> 42:38.621
‫- واسه همین سوار هواپیما شدم
‫- از کجا می‌تونستی بدونی؟

42:38.621 --> 42:40.123
‫محاکمه‌ات رو توی تلویزیون دیدم

42:40.707 --> 42:42.458
‫قیافه‌ات رو یادمه

42:43.167 --> 42:47.171
‫این همه سال به این فکر کردم
‫که باهات تماس بگیرم، ولی فایده‌اش چیه؟

42:47.922 --> 42:49.257
‫چی می‌گفتم؟

42:50.216 --> 42:51.551
‫تو چی می‌گفتی؟

42:52.552 --> 42:53.720
‫که متأسفم

42:53.720 --> 42:55.305
‫واسه همین گفتی بیام اینجا؟

42:56.389 --> 42:57.807
‫که عذرخواهی کنی؟

42:57.807 --> 43:00.101
‫- بله
‫- متأسف نیستی

43:01.686 --> 43:02.979
‫می‌شناسمت

43:02.979 --> 43:04.772
‫تمام مقالاتت رو خوندم

43:04.772 --> 43:07.859
‫واسه تو، پسر من فقط یه انگل بوده

43:07.859 --> 43:09.319
‫یه فشاری بر سیستم

43:09.319 --> 43:10.612
‫سیستم ناقصه

43:10.612 --> 43:12.697
‫سرِ اون توافق داریم. بله

43:12.697 --> 43:16.701
‫همون سیستمی که نتونست تو رو
‫مقصرِ مرگ پسرم کنه

43:17.577 --> 43:20.590
‫که بهت سرپناه و غذا داد و
‫این همه سال زنده نگهت داشت که

43:20.614 --> 43:22.349
فقط اعدامت کنه

43:22.373 --> 43:24.876
‫با تمام مقالاتی که از اخلاق زیستی نوشتی،

43:24.876 --> 43:28.546
‫تو بیشتر از همه باید درک کنی که
‫خودت چقدر باعث هدر رفت منابعی

43:31.216 --> 43:33.843
‫- کاملاً موافقم
‫- خوبه

43:33.843 --> 43:36.179
‫پس این رو هم می‌فهمی که اومدم اینجا،

43:36.179 --> 43:39.641
‫که نه تنها باهات رو در رو بشم،
بلکه آزادت کنم

43:40.600 --> 43:41.935
‫اقدامی نکنید!

43:43.152 --> 43:48.152
♪ Colter Wall -
The Devil Wears a Suit and Tie ♪

44:18.513 --> 44:19.514
‫یه مسیر باز کنید!

44:21.641 --> 44:22.642
‫زنده‌ست

44:23.476 --> 44:24.852
‫اوبانون زنده‌ست

45:01.472 --> 45:04.183
‫- دستورات اکید داشتی
‫- اشتباه نمی‌کنم

45:04.183 --> 45:06.311
‫- به دستورات خیانت کردی
‫- نه، تنها کسی

45:06.311 --> 45:07.812
‫که بهش خیانت شد، الیزابتـه

45:07.812 --> 45:09.731
‫بیش از یه سال برامون کار کرد

45:09.731 --> 45:12.609
‫و در عوض، سازمان اون رو فروخت. چرا؟

45:13.193 --> 45:14.694
‫چرا؟ واسه محافظت از من؟

45:14.694 --> 45:16.738
‫نه، نه فقط تو

45:17.322 --> 45:18.907
‫برنامه

45:18.907 --> 45:23.119
‫و حالا که الیزابت هنوز اون بیرونه،
‫افراد ولکاو شکارش می‌کنن

45:23.119 --> 45:26.497
‫خانواده‌اش رو شکنجه میدن.
‫هر کسی که دوستش داره

45:26.497 --> 45:28.833
‫ولی زنده‌ست

45:29.834 --> 45:31.586
‫- مشکلت چیه؟
‫- مشکل من چیه؟

45:31.586 --> 45:34.964
‫مشکل تو چیه؟
‫باورم نمیشه با این قضیه مشکلی نداری!

45:34.964 --> 45:36.216
‫دارم!

45:36.216 --> 45:37.884
‫کاری که با اون زن کردیم

45:39.052 --> 45:40.261
‫افتضاحه

45:42.263 --> 45:43.723
‫غم‌انگیزه

45:43.723 --> 45:46.684
‫ولی یه سیستمی در کاره
‫که باید بهش اعتماد کنیم

45:46.684 --> 45:49.604
‫تو با جون خودت به سیستم اعتماد داری؟
با جون من؟

45:49.604 --> 45:51.147
‫- آره
‫- جدی؟

45:52.190 --> 45:55.985
‫چقدر طول می‌کشه تا سازمان
‫بخواد من یا تو رو حذف کنه؟

45:57.654 --> 46:01.699
‫به محض این که به نفع‌شون باشه
‫به هر کدوم از ما خیانت می‌کنن

46:03.243 --> 46:04.869
‫باید جلوش وایسیم

46:07.163 --> 46:08.540
‫می‌دونم نمی‌خوای صحبت کنی

46:08.540 --> 46:11.751
‫فرانک میگه واسه اینه که عضو سیا هستی
‫و می‌خوای از افرادتون محافظت کنی

46:11.751 --> 46:13.378
‫درکش می‌کنم

46:13.378 --> 46:14.504
‫کار اشتباهیه

46:14.504 --> 46:16.756
‫تو چیزی هستی که مردمِ من بهش میگن «نائین»

46:16.756 --> 46:18.508
‫یعنی مطرود

46:18.508 --> 46:21.427
‫ببین، وقتی یکی باعث بی‌آبرویی قبیله بشه،
‫بیرون میشه،

46:22.136 --> 46:23.763
‫از جامعه تبعید میشه

46:23.763 --> 46:24.973
‫به حال خودش رها میشه

46:24.973 --> 46:26.683
‫مثل حکم مرگه

46:27.433 --> 46:30.353
‫نائین‌ها، سعی می‌کنن کودکان رو
‫از دهکده دور کنن

46:30.353 --> 46:32.021
‫تا بخورنـشون چون غذا ندارن

46:32.689 --> 46:35.275
‫ابزار یا سرپناه یا جامعه ندارن

46:36.067 --> 46:39.445
‫اینجا در شمالگان جامعه‌ای ندارن،
‫یعنی باید فقط بمیری

46:40.029 --> 46:43.533
‫بقای تو به خودت و کاری که
حاضری بکنی بستگی داره

46:44.075 --> 46:46.369
‫چون کسی نمیاد نجاتت بده

46:46.369 --> 46:47.620
‫دیگه خودتی و خودت

46:52.959 --> 46:56.004
‫- رمنیک هستم
‫- ببین چقدر زود بیدار شده. وای

46:56.004 --> 46:58.131
‫مایکی. چطوری؟ کجایی؟

46:58.131 --> 47:00.675
‫از می‌خونه‌ی موردعلاقه‌مون تو
شیکاگو خیلی فاصله دارم

47:00.675 --> 47:01.759
‫پیغامم بهت رسید؟

47:01.759 --> 47:03.678
‫نه. هنوز برق نیست. آنتن‌دهی نداریم

47:03.678 --> 47:04.804
‫اینجا خیلی اوضاع داغونه

47:04.804 --> 47:06.514
‫از فرد مجهول‌الهویه‌ام چیزی دستگیرت شد؟

47:06.514 --> 47:08.141
‫آره. یه فکس برات فرستادم

47:08.141 --> 47:10.852
‫تصویرش رو تو یه سری پایگاه‌داده بررسی کردم

47:10.852 --> 47:13.354
‫که تک‌تک حقوق مدنیش رو نقض می‌کنه

47:13.354 --> 47:16.649
‫یه عکس از بالای ۲۰ سال پیش پیدا کردم

47:16.649 --> 47:18.234
‫- فقط یکی؟
‫- یک عکس

47:18.234 --> 47:19.861
‫روی هر پلتفرمی

47:19.861 --> 47:22.363
‫وبِ فعال، بایگانی‌ها، دارک‌ساید

47:23.198 --> 47:25.158
‫فرانک، می‌دونی چقدر سخته

47:25.158 --> 47:27.243
‫که فقط یه عکس ازت توی اینترنت باشه؟

47:27.243 --> 47:30.663
‫نه گذشته‌ای، نه سابقه‌ای تو
پایگاه‌های داده مدنی یا تبهکاری؟

47:30.663 --> 47:31.789
‫یکی پاکش کرده

47:31.789 --> 47:34.125
‫هرکی که هست، وجود خارجی نداره

47:34.125 --> 47:37.086
‫- نمی‌دونم چطوری می‌خوای پیداش کنی
‫- مشکلم همینه

47:38.129 --> 47:40.715
‫گوش کن، باید برم باشه؟
‫باهات تماس می‌گیرم. ممنون مایکی

47:40.715 --> 47:43.134
‫- چی شده؟
‫- خلبان. به هوش اومده

47:43.667 --> 47:45.220
‫پیام اضطراری، پیام اضطراری

47:45.220 --> 47:47.263
آتش‌سوزی در موتور هواپیمای نوامبر ۲۰۷

47:47.263 --> 47:49.557
مسیر فوری برای فرود رو می‌خوام

47:49.557 --> 47:52.393
‫فشار هوا داره کم میشه،
‫باید ارتفاع رو کم کنیم

47:52.393 --> 47:55.230
‫کنترل‌ها مشکل دارن! پارازیت داریم...

47:56.523 --> 47:59.042
‫وقتی هشدار رو گرفتیم
‫هنوز داشتیم اوج می‌گرفتیم

47:59.067 --> 48:01.027
‫توی موتور شماره یک آتش‌سوزی داشتیم

48:01.027 --> 48:04.531
‫سرکوب آتش از کار افتاد.
‫پیام‌ها همه ناقص بودن

48:04.531 --> 48:06.407
‫ناقص یعنی چطوری؟

48:06.407 --> 48:08.326
‫توی هواپیما سه‌تا کامپیوتر داریم

48:08.326 --> 48:11.079
‫مدام فرمان‌ها رو برای ضوابط ایمنی
ارزیابی می‌کنن

48:11.079 --> 48:14.582
‫ولی در این مورد، هر سه واحد مرجع
داده‌های هوا خراب شده بودن

48:14.582 --> 48:17.085
‫رادار از کار افتاد. اندیکاتورهای هدایتی

48:17.085 --> 48:18.920
‫نمی‌تونستیم سرعت تغییر زاویه‌مون رو
کنترل کنیم

48:18.920 --> 48:20.463
‫کنترلی نداشتیم

48:20.463 --> 48:22.840
‫- ببخشید آقای رمنیک؟
‫- بله؟

48:22.840 --> 48:24.342
‫یه تماس براتون دارم

48:25.301 --> 48:26.636
‫ممنون. می‌خوای تو ادامه‌اش بدی؟

48:31.015 --> 48:33.184
‫پس فکر می‌کنی هواپیما رو دستکاری کرده بودن؟

48:33.184 --> 48:35.311
‫اون لحظه به ذهنم خطور نکرد

48:35.311 --> 48:37.355
‫چطوری دوباره کنترل رو به دست گرفتید؟

48:37.355 --> 48:38.648
‫ما نتونستیم

48:39.691 --> 48:41.192
‫یکی از زندانی‌ها تونست

48:49.617 --> 48:51.661
‫آره، خودشه

48:51.661 --> 48:52.880
‫یه جوری وارد کابین شد

48:52.905 --> 48:55.723
‫می‌دونست واحدهای مرجع داده‌های هوا
آلوده شدن

48:55.748 --> 48:57.166
‫از کار انداخت‌شون

48:57.166 --> 48:59.711
‫هواپیما رو وادار کرد به حالت دستی بره

48:59.711 --> 49:02.964
‫- کنترل رو به دست گرفت؟
‫- نه... کنترل رو به ما داد

49:04.549 --> 49:05.675
‫هواپیما رو نجات داد

49:06.301 --> 49:09.054
‫فقط به خاطر اونه که یه عده
توی هواپیما زنده موندن

49:16.936 --> 49:17.937
‫چیه؟

49:19.063 --> 49:20.523
‫هاچ بود

49:20.523 --> 49:21.649
‫اف‌بی‌آی...

49:22.984 --> 49:24.444
‫همین الان از پایگاه رفته

49:24.444 --> 49:26.404
‫هارد تحت حضانت اف‌بی‌آی قرار داره

49:28.198 --> 49:30.658
‫تحلیل‌گره گفت تونستن رمزش رو باز کنن

49:30.658 --> 49:34.495
‫گفتن یه جور نرم‌افزار هدایتِ
از پیش تنظیم‌شده‌ست، تِرکام

49:34.495 --> 49:36.080
‫- ترکام
‫- آره

49:37.123 --> 49:38.917
‫سامانه‌ی تطبیق پستی‌وبلندی زمین

49:39.667 --> 49:42.393
‫همون نرم‌افزاری که ارتش باهاش
‫موشک‌های کروز رو

49:42.417 --> 49:45.073
تو مسیر از پیش تنظیم‌شده قرار میده

49:45.673 --> 49:47.592
‫متأسفم. واقعاً. فقط...

49:47.592 --> 49:49.260
‫تلاش‌مون رو کردیم. تمام تلاش‌مون رو کردیم

49:49.260 --> 49:52.222
‫پس حالا هم مدرک فیزیکی دارن...

49:52.222 --> 49:55.266
‫...هم خلبانی که شاهده

49:58.645 --> 49:59.687
‫یه کاریش می‌کنیم

50:05.235 --> 50:08.279
‫نه. هی، هی، هی

50:08.303 --> 50:13.303
♪ Fairport Convention -
Who Knows Where the Time Goes? ♪

50:56.202 --> 50:57.203
‫هی!

50:57.787 --> 50:59.455
‫خدای من، لوک

50:59.455 --> 51:01.291
‫- جابجاش کردی
‫- چی رو؟

51:01.291 --> 51:03.209
‫می‌دونم چی اونجا مخفی بود. قبلاً دیده بودمش

51:03.209 --> 51:04.919
‫- پسرم...
‫- نه. گوش کن چی میگم

51:05.420 --> 51:07.253
‫من کامل نمی‌دونم قضیه چیه

51:07.333 --> 51:10.925
‫فقط می‌دونم یه چیزی خراب شده و
تقصیر من نیست

51:10.925 --> 51:12.760
‫- پسرم...
‫- تا وقتی هم حقیقت رو بهمون نگی

51:12.785 --> 51:15.471
‫- درست نمیشه
‫- بیا اینجا... پسرم، هی

51:15.471 --> 51:16.997
‫لوک. لوک

51:17.578 --> 51:24.021
‫تـرجمه از «محمدعلی sm و امیرعلی»

51:24.046 --> 51:34.041
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
