WEBVTT

00:02.381 --> 00:07.031
‫♪ Elisapie - Arnaq ♪

00:07.031 --> 00:14.031
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:14.031 --> 00:21.031
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:21.031 --> 00:27.381
‫تـرجمه از «محمدعلی sm و امیرعلی»
‫ :::. illusion & @mmli_Subs .:::

01:53.981 --> 01:55.991
‫آی ۲۸

01:58.321 --> 02:00.851
‫- بی ۶
‫- بی ۶

02:02.831 --> 02:03.831
‫جی ۱۹

03:37.867 --> 03:40.787
« آخرین مرز »

04:07.951 --> 04:11.161
‫خیلی خب، بیاید از اول شروع کنیم،
‫دقیقاً چیا می‌دونیم؟

04:11.161 --> 04:15.251
‫می‌دونیم که هولاک یه هکر کلاه‌سیاه از روسیه
‫برای سرقت آرشیو ۶ استخدام کرده

04:15.251 --> 04:18.631
‫می‌دونیم هکره غیب شده اما
‫نه قبل از دادن آرشیو به یه قاصد

04:18.631 --> 04:20.341
‫ملقب به وینسنت تیاگو

04:20.341 --> 04:22.101
‫اسم جعلی. مدارک جعلی. همه‌چیزش جعلی

04:22.101 --> 04:24.431
‫و چیزی که درمورد قاصده می‌دونیم اینـه که

04:24.431 --> 04:26.221
‫۲۴ ساعت قبل از سقوط رسیده اینجا

04:26.221 --> 04:27.971
‫که نشون می‌دونه از سقوط خبر داشته

04:27.971 --> 04:30.311
‫منتظر بوده هولاک رو ملاقات کنه و
‫آرشیو رو بهش بده

04:30.311 --> 04:32.521
‫اما از کجا می‌دونستن هولاک
‫قراره اینجا سقوط کنه؟

04:33.561 --> 04:36.771
‫شاید انتخاب هر دوشون بوده که
‫هواپیما رو دقیقاً همین‌جا بنشونن

04:36.771 --> 04:38.061
‫چرا؟

04:38.061 --> 04:39.441
‫مگه اینجا و آلاسکا چی داره؟

04:39.441 --> 04:42.861
‫خرس، کالباس اسپم، حشراتی که از
‫بیشتر پرنده‌ها هم گنده‌ترن

04:45.411 --> 04:46.781
‫این دیگه چیـه؟

04:46.781 --> 04:50.371
‫قراره توی مکا، یه جشن برای جمع‌آوری پول
‫واسه خانواده‌ی دانی برگزار شه

04:50.371 --> 04:51.841
‫آبجو و غذا میدن

04:51.841 --> 04:53.621
‫اگه شانسم بگه، بزن و برقص هم هست

04:53.621 --> 04:56.251
‫آبجو و بزن و برقص تو مراسم ترحیم؟
‫اونم وسط تعقیب و گریز؟

04:56.251 --> 04:59.671
‫مجلس ترحیم نیست.
‫تو قبایل ما، بهش میگن «پات‌لچ»

04:59.671 --> 05:02.361
‫وقتی یکی از آشناها فوت میشه،
‫کل جامعه حاضر میشن

05:02.361 --> 05:05.151
‫در حد توان‌شون کمک می‌کنن تا
‫بار خانواده سبک‌تر شه

05:05.151 --> 05:08.901
‫فرانک، یه مأمور گشت پشت خط شماره ۲ـه.
‫میگه کارش واجبـه

05:08.901 --> 05:09.901
‫رمنیک هستم

05:11.061 --> 05:13.641
‫سلام فرانک

05:13.641 --> 05:16.441
‫چقدر خوشحال شدم که دوباره
‫صدات رو شنیدم

05:16.441 --> 05:17.601
‫الان میرم تو کارش

05:17.601 --> 05:20.841
‫فکر می‌کردم جنازه‌ت رو تو
‫سرددشت‌های آلاسکا پیدا کنم

05:20.841 --> 05:23.211
‫خدا رو شکر همیشه به چیزی که می‌خوای،
‫نمی‌رسی

05:23.211 --> 05:25.611
‫شانس بهم رو کرد.
‫حالت چطوره؟

05:25.611 --> 05:28.111
‫خسته و کوفته‌م، تو چی؟

05:28.831 --> 05:30.161
‫خیلی خوبم

05:30.161 --> 05:33.581
‫با توجه به این که از سقوط هواپیما و
‫تعقیب و گریز زنده موندم

05:33.581 --> 05:35.371
‫کار آلاسکا هنوز باهات تموم نشده

05:35.371 --> 05:37.171
‫بازرس بریگز کجاس؟

05:37.831 --> 05:40.041
‫یه تماس گرفته شده.
‫پشت خط شماره ۲ـه

05:40.041 --> 05:41.971
‫خیلی خب

05:41.971 --> 05:44.341
‫چیزهای بیشتری درموردت خوندم، فرانک

05:44.341 --> 05:48.341
‫درمورد اون زمان که تو شیکاگو بودی و
‫برگشتی خونه

05:50.991 --> 05:52.741
‫نمی‌دونستم دخترت رو از دست دادی

05:53.601 --> 05:56.481
‫تسلیت میگم، فرانک.
‫باورش خیلی سختـه

05:56.481 --> 05:58.351
‫زنگ زدی درمورد دخترم حرف بزنی؟

05:58.351 --> 06:00.021
‫نه. زنگ زدم باهات حرف بزنم

06:00.021 --> 06:03.571
‫چون مسیری که داخلش هستیم
‫مستلزمِ درک متقابلـه

06:04.231 --> 06:05.941
‫و برای این کار هم،
‫باید خصوصی حرف بزنیم

06:05.941 --> 06:07.591
‫میشه لطفاً گوشی رو از بلندگو برداری؟

06:07.591 --> 06:10.031
‫نظرت چیه خودت رو تحویل بدی تا
‫هر چقدر خواستی گپ بزنیم؟

06:10.031 --> 06:12.531
‫جدی میگم، فرانک.
‫قضیه مهمـه

06:13.041 --> 06:14.351
‫گوشی رو بردار

06:16.251 --> 06:18.961
‫بردفورد از سوئیچ تخریبت ترسیده

06:18.961 --> 06:20.251
‫دنبال آتش‌بسـه

06:20.251 --> 06:21.921
‫مایلـه مذاکره کنـه

06:23.331 --> 06:25.001
‫من عاشقت بودم، سیدنی

06:25.031 --> 06:28.481
‫اما تو اومدی اینجا و
‫می‌خوای گیرم بندازی

06:28.511 --> 06:30.471
‫واسه همین باید با فرانک حرف بزنم

06:30.501 --> 06:32.471
‫فرانک، لطفاً گوشی رو بردار

06:32.471 --> 06:34.101
‫نمی‌خوام جلوی بقیه این کار رو بکنم

06:34.101 --> 06:36.561
‫- چی‌کار کنی؟
‫- درمورد رازمون حرف بزنم

06:42.901 --> 06:44.151
‫ممنون، فرانک

06:44.151 --> 06:46.481
‫راستش برام خیلی مهمـه که بهت ثابت کنم

06:46.481 --> 06:47.781
‫پای حرفم وایمیسم

06:48.611 --> 06:50.531
‫زنت رو که بهت برگردوندم

06:50.951 --> 06:53.911
‫درمورد اون تفنگه که تو خونه‌ت
قایم کرده بودی، ‫حرفی نزدم

06:53.911 --> 06:58.001
‫در ازاش فقط یه چیز ازت می‌خوام...

06:58.001 --> 07:01.111
‫این که جواب یه سؤالی رو بدی

07:01.711 --> 07:02.921
‫فقط یه سؤال

07:03.751 --> 07:04.841
‫سؤالت چیـه؟

07:04.841 --> 07:07.841
‫باید بهم قول بدی که راستش رو بگی، فرانک

07:08.511 --> 07:10.801
‫- این کار رو می‌کنی؟
‫- سؤالت چیـه؟

07:10.801 --> 07:12.511
‫خیلی ساده‌ست، فرانک

07:14.141 --> 07:15.811
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

07:16.641 --> 07:19.181
‫عجله نکن. راست بگو

07:19.181 --> 07:20.731
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

07:21.901 --> 07:23.021
‫آره یا نه؟

07:24.401 --> 07:25.401
‫آره

07:26.111 --> 07:27.531
‫ممنون، فرانک

07:32.411 --> 07:34.911
‫پیداش کردم. محلیـه.
‫شماره ثابتـه

07:34.911 --> 07:37.161
‫زنگ بزن به شرکت تلفن،
‫ببین شماره مال کیـه

07:37.161 --> 07:38.161
‫همین حالا، یالا

07:56.301 --> 07:58.181
‫- فرانک!
‫- بله؟

07:59.311 --> 08:00.311
‫سارائـه

08:01.391 --> 08:02.691
‫- سارا؟
‫- فرانک؟

08:02.691 --> 08:04.941
‫اونا رفتن. اونا... از کلبه رفتن

08:04.941 --> 08:06.401
‫لوک و کیرا... رفتن

08:06.401 --> 08:07.611
‫هی، هی، آروم باش. چی میگی؟

08:07.611 --> 08:09.861
‫مأمور گشته هم... مُرده

08:09.861 --> 08:10.901
‫کجایی؟

08:10.901 --> 08:13.111
‫تو پمپ بنزین پایین کوهم

08:13.111 --> 08:15.071
‫خیلی خب، از جات تکون نخور.
‫میام پیشت

08:15.071 --> 08:16.531
‫- فرانک
‫- گوشی. چیـه؟

08:16.531 --> 08:18.491
‫یه شکارچی کیرا مور رو پیدا کرده،
‫زنده‌ست

08:18.491 --> 08:20.661
‫- لوک چطور؟
‫- کیرا گفته پیش یه زندانیـه

08:20.661 --> 08:23.791
‫لوک رو پیدا می‌کنیم. دوستت دارم،
‫گوشی رو میدم دست هاچ

08:24.121 --> 08:26.211
‫مأمورها را اعزام کن،
‫هشدار کودک‌ربایی صادر کن

08:26.211 --> 08:29.001
‫به برج مراقبت بگو هلی‌کوپترشون رو می‌خوام.
‫هولاک باید منتظر بمونه

08:29.001 --> 08:30.001
‫برو

08:39.061 --> 08:41.221
‫- کجاس؟
‫- پیش بهیار دهکده‌مونـه

08:41.221 --> 08:43.061
‫بی‌هوش بود اما الان به هوش اومده

08:43.061 --> 08:44.561
‫- شما پیداش کردی؟
‫- بله، قربان

08:44.561 --> 08:46.961
‫حدود ۶ کیلومتر عقب‌تر،
‫کنار جاده پیداش کردم

08:51.071 --> 08:52.941
‫لورنا، سوزی

08:54.321 --> 08:55.361
‫حالت خوبـه؟

08:56.031 --> 08:57.721
‫بیا بغلم. بیا بغلم

08:58.491 --> 08:59.701
‫واقعاً شرمنده‌م

08:59.701 --> 09:01.871
‫وای، تو شرمنده نباش، خب؟

09:03.251 --> 09:05.711
‫من رو نگاه کن.
‫چیزی نیست که بابتش شرمنده باشی

09:05.711 --> 09:07.731
‫خب؟ جات امنـه

09:08.961 --> 09:10.701
‫برات کمک میاریم

09:12.421 --> 09:14.591
‫خب؟ تا اون موقع هم...

09:15.381 --> 09:18.911
‫باید به چندتا عکس نگاه کنی و
‫کمکم کنی کسی که لوک پیششـه رو شناسایی کنم

09:31.071 --> 09:33.151
‫- اینـه؟
‫- نه

09:33.151 --> 09:34.651
‫تو که بهم شلیک نمی‌کنی

09:35.451 --> 09:37.571
‫اون‌موقع فرصتش رو داشتی و نکردی

09:37.571 --> 09:39.411
‫- همینـه
‫- مطمئنی؟

09:39.411 --> 09:41.081
‫- کاملاً
‫- جدی؟

09:41.911 --> 09:44.041
‫باشه، چیزی نیست.
‫چیزیت نیست، بیا بغلم

09:44.041 --> 09:46.871
‫می‌زنم. به خدا می‌زنم

09:46.871 --> 09:48.421
‫اگه من رو بکشی،

09:48.421 --> 09:51.491
‫هر دفعه که چشمات رو ببندی،
‫قیافه‌ی من یادت می‌افته

09:55.421 --> 09:58.131
‫- تا بزرگراه چقدر راهـه؟
‫- با ماشین ۱۳ کیلومتر

09:58.131 --> 09:59.391
‫۲ کیلومتر هم پیاده

09:59.391 --> 10:00.871
‫ماشین برف‌روبم رو میارم

10:05.931 --> 10:09.351
‫سارا، اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫مأمورها رو فرستادم کلبه

10:09.351 --> 10:10.771
‫- لوک اینجاست؟
‫- نه

10:10.771 --> 10:12.901
‫هاچ گفت پیش یه زندانیـه.
‫می‌دونی کجا؟

10:12.901 --> 10:14.941
‫نه. اما می‌دونم طرف کیـه و
‫کجا بوده

10:14.941 --> 10:16.821
‫کیرا گفت تو بزرگراه تصادف کردن

10:16.821 --> 10:18.331
‫وایسا ببینم... تو آوردیش اینجا؟

10:18.351 --> 10:19.361
‫خب، اصرار کرد

10:19.361 --> 10:21.021
‫خیلی خب، باشه، باید سوئیچت رو بدی من

10:21.021 --> 10:22.371
‫خدایا، من هم باهات میام

10:22.371 --> 10:24.161
‫شاید بهتره من هم باهاتون بیام

10:24.161 --> 10:25.541
‫- نه
‫- نه. تو بمون همین‌جا

10:25.541 --> 10:26.701
‫خب می‌خوام کمک کنم

10:27.581 --> 10:29.791
‫گوش کن، کیرا مور داخل کلبه‌ست

10:29.791 --> 10:31.291
‫نمی‌دونی اون دختره چیا کشیده،

10:31.291 --> 10:33.091
‫باهاش حرف بزن.
‫به مامانش خبر بده

10:33.091 --> 10:34.501
‫باشه

10:35.051 --> 10:36.171
‫وانت من چی میشه؟

10:36.171 --> 10:39.701
‫بالأخره قراره وانتت عین یه وانت واقعی
رونده بشه

11:07.001 --> 11:08.081
‫سلام؟

11:08.791 --> 11:09.911
‫کسی اینجاست؟

11:18.971 --> 11:20.511
‫سوئیچت رو بده من

11:26.811 --> 11:28.391
‫مادرقحبه

11:31.101 --> 11:32.151
‫ممنون

11:41.031 --> 11:42.411
‫بلد نیستم این رو برونم

11:42.411 --> 11:44.991
‫خب، به نفعتـه یاد بگیری، قند عسلم

11:44.991 --> 11:46.561
‫من و تو یه کاری هست که باید بکنیم

11:56.807 --> 11:58.526
« مقر سیا »
« لانگلی، ویرجینیا »

11:58.551 --> 12:00.381
‫- کِی این اتفاق افتاده؟
‫- همین الان آنلاینـه

12:00.381 --> 12:02.281
‫می‌دونیم کجاست؟

12:05.391 --> 12:07.601
‫خودشـه، خانم. هولاکـه

12:07.601 --> 12:09.041
‫می‌خواستیم وقتی آنلاین شد،

12:09.041 --> 12:11.351
‫سوئیچ تخریبی که به آرشیو وصل کرده رو
قطع کنیم

12:11.351 --> 12:12.731
‫- الان خودش داره تایپ می‌کنه؟
‫- بله

12:12.731 --> 12:14.941
‫بیشتر از یه دقیقه‌ست که مشغولشـه که احتمالاً

12:14.941 --> 12:17.571
‫داره از یه‌جور رمز چندعاملی
‫برای بازنشانی سوئیچ استفاده می‌کنه

12:17.571 --> 12:19.201
‫- هنوز زنده‌ست
‫- و همچنان یه تهدیده

12:19.231 --> 12:21.031
‫از این میشه فهمید که کجاست؟

12:21.031 --> 12:22.801
‫داره سرتاسر دنیا سیگنال می‌فرسته

12:22.801 --> 12:26.201
‫حتی نمی‌تونیم لایه‌ی اول
رمزگذاریش رو هم باز کنیم

12:26.201 --> 12:29.041
‫جونی، باید این سوئیچ رو قطع کنی و
‫باید بدونی که

12:29.041 --> 12:32.831
‫همه‌ی منابع سازمان، برای پیدا کردنِ
‫یه راه‌حل رو در اختیار داری

12:32.831 --> 12:33.921
‫از پسش بر میای؟

12:33.921 --> 12:36.281
‫- بله، خانم
‫- خوبـه. شروع کن

12:36.281 --> 12:38.221
‫همین الان کارت رو شروع کن

12:42.761 --> 12:45.051
‫شرکت تلفنی بود

12:45.051 --> 12:47.941
‫تأیید کردن شماره‌‌ای که از
‫ثبت‌کننده‌ی ارتباطی‌مون برداشتیم

12:47.941 --> 12:50.721
‫مال کلوندایک لاج،
‫بزرگراه پارکس، اتاق ۱۳۰ـه

12:50.721 --> 12:52.311
‫هولاکـه. اونجاست

12:52.311 --> 12:53.981
‫چقدر طول می‌کشه بشه حکم گرفت؟

13:01.781 --> 13:02.861
‫پلیس فربنکس

13:03.991 --> 13:04.991
‫امنـه

13:06.491 --> 13:07.491
‫امنـه

13:20.381 --> 13:21.751
‫کاملاً امنـه

13:28.391 --> 13:29.641
‫اینجا بوده

13:30.431 --> 13:31.641
‫همه‌جا رو بگردید

14:01.501 --> 14:04.711
‫فرانک، من تحقیق کردم.
‫این یارو که پسرت رو برده، خطرناکـه

14:04.711 --> 14:08.051
‫رومرو پارانوئید بالینی داره و
‫یه جنایت‌کار روانیـه

14:08.051 --> 14:11.181
‫با نمره‌ی ممتاز از آکادمی نیروی دریایی
‫فارغ‌التحصیل شده

14:11.181 --> 14:13.391
‫مهندسی رباتیک و کنترل داره

14:13.391 --> 14:15.261
‫برای تحصیلات تکمیلیش رفته دارپا و

14:15.261 --> 14:18.061
‫اونجا همه‌جور ابزار نظارتی‌ای ساخته

14:18.061 --> 14:19.401
‫پس کجای کارش اشتباه رفته؟

14:19.401 --> 14:20.831
‫طبق اسناد دادگاه،

14:20.861 --> 14:23.661
‫رومرو معتقد بوده که مافوق‌هاش توی دارپا
‫جاسوسیش رو می‌کنن

14:23.661 --> 14:25.111
‫از طریق کامپیوتر و موبایلش

14:25.111 --> 14:27.201
‫ظاهراً دچار یه‌جور فروپاشی روانی شده بود

14:27.201 --> 14:29.821
‫دو هفته بعدش، ۶ تا کارمند فدرال رو می‌کشه

14:29.821 --> 14:32.661
‫تو ساختمان‌هایی که فکر می‌کرده
‫ایستگاه شنود دولتـه، بمب‌ می‌ذاره

14:32.661 --> 14:35.501
‫همسایه‌ش رو هم کشته،
‫سه‌تا از دندون‌هاش رو کشیده و

14:35.501 --> 14:38.371
‫سگش رو تیکه‌تیکه کرده و
‫دنبال دستگاه شنود گشته

14:38.371 --> 14:39.941
‫- وای خدا
‫- کیرا شنیده که

14:39.941 --> 14:42.951
‫رومرو داشته از گرفتن انتقام از یه معشوقه‌ی
‫ قدیمی حرف می‌زده. چیزی هست؟

14:42.951 --> 14:44.131
‫اینجا حرفی از زنی زده نشده

14:44.131 --> 14:47.471
‫زندگی شخصیش رو بررسی کن.
‫ببین دوست‌دختر یا همکار زن داشته؟

14:47.471 --> 14:48.801
‫باید بدونم کجا داره میره

14:48.801 --> 14:52.801
‫در ضمن فرانک، رد تماس هولاک رو که گرفتیم
‫به یه هتل تو همین‌جا رسیدیم

14:52.801 --> 14:54.761
‫هزینه‌ش رو قاصد پرداخت کرده بود

14:54.761 --> 14:58.041
‫فعلاً اون رو ول کن. بچسب به همون رومرو.
‫باید بدونم کجا داره میره

15:01.761 --> 15:05.071
‫فکر می‌کردم جای جفت‌شون امنـه.
‫خب؟ جدی میگم، فقط...

15:05.071 --> 15:09.051
‫از یه طرف درگیر تحقیقاتیم،
‫از طرف دیگه تو...

15:10.411 --> 15:11.661
‫یه چیزی بگو

15:12.371 --> 15:13.491
‫چی می‌خوای بگم؟

15:13.491 --> 15:16.871
‫حرفی نیست که بزنم چون اوضاع خوب نیست

15:18.831 --> 15:21.501
‫لعنتی، من می‌ترسم، درمونده‌ام

15:21.501 --> 15:24.501
‫و این اتفاق که جلوی چشم خودت اتفاق افتاده
‫اصلاً قابل توجیه نیست

15:24.501 --> 15:26.381
‫پس نه. نمی‌خوام حرف بزنم

15:26.381 --> 15:27.421
‫می‌خوام درستش کنی

15:27.421 --> 15:29.721
‫یه راه‌حل می‌‌خوام و
‫می‌خوام پسرمون رو پیدا کنی

15:29.721 --> 15:32.341
‫هی! هی! هی! وایسا!

15:34.011 --> 15:35.351
‫چی شده؟

15:35.351 --> 15:37.181
‫- جاکش به سمتم شلیک کرد
‫- کی؟ چی شده؟

15:37.181 --> 15:40.041
‫ماشین رو دیدم،
‫وایسادم تا ببینم حال همه خوب باشه

15:40.041 --> 15:41.731
‫یکی‌شون این پسر بود؟

15:41.731 --> 15:43.981
‫- آره، خودشـه
‫- آسیب دیده بود؟

15:43.981 --> 15:45.061
‫خب، جفت‌شون آسیب دیده بودن

15:45.061 --> 15:47.531
‫اون پسر ماست.
‫یه زندانی فدرال گروگانش گرفته

15:47.531 --> 15:49.561
‫اطلاعات مدل و برند ماشینت رو می‌خوام

15:49.581 --> 15:51.651
‫نمی‌دونم. مال من نیست.
‫کامیون دولتیـه

15:51.651 --> 15:53.411
‫- با خیش نمک‌ می‌پاشه
‫- نمک‌پاشه، خیلی خب

15:53.411 --> 15:54.701
‫خیلی خب، از کدوم‌ور رفتن؟

15:54.701 --> 15:56.161
‫- شرق
‫- برو! برو!

15:56.161 --> 15:57.451
‫نیروی کمکی می‌فرستیم

16:01.161 --> 16:02.171
‫هی

16:02.671 --> 16:06.421
‫اون موقع که هولاک زنگ زده بود،
‫منظورش چی بود که نمی‌خواست

16:06.421 --> 16:08.661
‫جلوی ما درمورد راز فرانک حرف بزنه؟

16:08.691 --> 16:09.921
‫قضیه چی بود؟

16:09.921 --> 16:11.511
‫احتمالاً یه زرت و پرتی کرده

16:12.631 --> 16:13.681
‫آره...

16:13.681 --> 16:15.081
‫من هم همین فکر رو کردم

16:35.411 --> 16:38.771
‫مال اون نیستن.
‫هر سه تاش مال دوستشن، همون قاصده

16:39.871 --> 16:41.791
‫می‌دونیم هولاک از این اتاق زنگ زده

16:41.791 --> 16:43.751
‫مدیر اینجا گفت قاصد نقدی حساب کرده

16:43.751 --> 16:46.381
‫باید یه مخفی‌گاه یا محل قراری در کار باشه

16:51.841 --> 16:52.921
‫اسکافیلد هستم

16:52.921 --> 16:54.431
‫جواب تماس‌هام رو نمیدی؟

16:55.011 --> 16:58.351
‫نه، این‌طوری نیست که خودم نخوام بدم.
‫دکل‌ها از کار افتادن

16:58.351 --> 17:00.521
‫و فقط می‌تونم با وای‌فای
تماس بگیرم که داغونـه

17:00.521 --> 17:01.811
‫مامان دوباره افتاده

17:01.811 --> 17:04.431
‫- حالش خوبـه؟
‫- نه، حالش خیلی بده

17:04.921 --> 17:06.441
‫از ماجرای گوشی‌ها خبر داری؟

17:06.441 --> 17:08.521
‫مامان گفت دیروز چندنفر اومدن اینجا

17:08.521 --> 17:11.361
‫چون بابا یه خط تلفن جدید
‫برای خودش سفارش داده

17:11.861 --> 17:15.241
‫باید یادت بیارم، بابا نزدیک ۲۰ ساله که
‫هیچ تماسی نگرفته

17:15.241 --> 17:17.621
‫- خیلی خب، مطمئنم یه دلیلی داشته...
‫- دکترها معاینه‌ش کردن

17:17.621 --> 17:20.371
‫تشخیص‌شون قطعیـه،
‫مامان زوال عقل عروقی داره

17:20.371 --> 17:21.911
‫خب باید نظر دکتر دیگه‌ای هم بپرسیم

17:21.911 --> 17:24.371
‫انتظار ندارم متوجه باشی.
‫این اخلاقت به بابا رفته

17:24.371 --> 17:26.001
‫خب دیگه، یکم انصاف داشته باش

17:26.541 --> 17:28.211
‫مامان رو می‌ذاریم خانه سالمندان

17:28.211 --> 17:29.501
‫گفتم بهتره بدونی

17:30.091 --> 17:32.711
‫- مالی؟
‫- من باید برم، دارم صدام می‌زنه

17:36.841 --> 17:38.091
‫چی پیدا کردید؟

17:42.311 --> 17:43.881
‫آرشیو رو

17:44.731 --> 17:47.311
‫- جمعش کنید. همه‌چی رو جمع کنید
‫- باشه. خیلی خب

17:59.571 --> 18:01.201
‫اینجا دیگه کجاس؟

18:33.821 --> 18:35.111
‫واسه چی اومدیم اینجا؟

18:37.361 --> 18:39.031
‫من قبلاً دیده‌بان بودم

18:40.361 --> 18:43.641
‫شغلم نظارتِ مردم بود.
‫تا تو زندگی شخصی‌شون سرک بکشم

18:45.291 --> 18:48.541
‫دولت خیال کرده اگه حواسش به مردم باشه،

18:48.541 --> 18:50.381
‫می‌تونه ساکت نگهشون داره

18:50.381 --> 18:51.831
‫کنترل‌شون کنه

18:52.671 --> 18:54.251
‫اما من مردم رو می‌شناسم

18:55.631 --> 18:57.261
‫چندین ساله تحلیل‌شون کردم

18:59.051 --> 19:00.221
‫و حقیقت اینـه که...

19:02.221 --> 19:03.351
‫واقعیت...

19:04.811 --> 19:08.891
‫اینـه که آشوب، حالت طبیعی مائه

19:08.891 --> 19:11.561
‫مردم آشفته‌ن. درهم‌شکسته‌ن

19:11.561 --> 19:15.731
‫اما این دلیل نمیشه که
دولت بخواد سربه‌سرمون بذاره

19:28.121 --> 19:29.501
‫کمکم کن

19:31.621 --> 19:32.711
‫یالا دیگه

19:35.801 --> 19:37.341
‫اون‌طرفش رو بگیر

19:50.981 --> 19:51.981
‫این دیگه چیه؟

19:53.981 --> 19:57.901
‫بچه‌، این سورپرایزیـه که اون جاکشا
‫هیچ‌جوره انتظارش رو ندارن

19:58.621 --> 20:01.721
‫قسمت جالبش حالا شروع میشه

20:06.741 --> 20:08.041
‫نتیجه‌ی حرفات با تاد چی شد؟

20:09.201 --> 20:12.421
‫خب... توضیحش سختـه

20:13.961 --> 20:16.741
‫حالا شاید بد نباشه یه امتحانی بکنی

20:18.171 --> 20:20.121
‫حس می‌کنم که...

20:20.121 --> 20:23.531
‫با همدیگه روراست نیستیم

20:27.011 --> 20:28.101
‫خیلی خب

20:28.101 --> 20:30.641
‫- و به نظرم باید حرف بزنیم
‫- در مورد چی؟

20:33.561 --> 20:35.481
‫فرانک، مارک اومده.
‫صدام رو داری؟

20:38.691 --> 20:39.941
‫فرانک به گوشـه

20:39.941 --> 20:43.281
‫به همه‌‌ی واحدا گزارش کامیون نمک‌پاش رو
‫دادیم اما ممکنه سرنخ دیگه‌ای هم باشه

20:43.281 --> 20:46.701
‫گزارش اومده که یکی از پست‌های برق
از کار افتاده

20:46.701 --> 20:49.411
‫۲۰ دقیقه پیش، خبر قطعی برق به
‫بخش عمیلاتی داده شد

20:49.411 --> 20:51.871
‫فکر می‌کنی ممکنـه به لوک ربط داشته باشه؟

20:51.871 --> 20:53.711
‫اون ایستگاه کجاس؟

21:21.821 --> 21:22.901
‫آره، اونا اینجا بودن

21:23.571 --> 21:26.321
‫لعنتی! برو سمت ماشین!
‫برگرد تو وانت!

21:33.201 --> 21:34.291
‫- خوبی؟
‫- آره

21:39.921 --> 21:41.251
‫هاچ

21:42.711 --> 21:44.341
‫به کاری که می‌خوای بکنی فکر کن

21:44.341 --> 21:45.721
طبق پروتکل پیش میرم

21:45.721 --> 21:48.641
‫اون هارد تهدیدی برای امنیت ملیـه

21:49.181 --> 21:53.181
‫اگه آرشیو رو بدی به اف‌بی‌آی،
‫وارد زنجیره‌ی مستندسازی میشه

21:53.931 --> 21:55.181
‫و دیگه جلوش رو نمیشه گرفت

21:55.181 --> 21:57.001
‫بحثی در این مورد نمی‌کنم

22:00.861 --> 22:04.741
‫صبر کن از سیا بهم خبر بدن.
‫اگه فرانک هم بود، قبول می‌کرد

22:04.741 --> 22:07.411
‫فرانک فقط نگران پسر خودشـه، خب؟

22:07.411 --> 22:11.161
‫بعدشم، یه بار جعبه سیاه از کف‌مون رفت،
‫نمی‌ذارم این هم از کف‌مون بره

22:11.161 --> 22:12.291
‫طبق پروتکلـه

22:12.291 --> 22:15.791
‫اگه هولاک از خودش به جا گذاشته،
‫یعنی کارش دلیل داشته

22:15.791 --> 22:18.121
‫یهویی که این هارد رو پیدا نکردیم

22:18.751 --> 22:19.791
‫این یه تله‌ست

22:20.591 --> 22:22.881
‫این هارد رو میدم به بخش تحقیقات ویژه

22:22.881 --> 22:27.511
‫شاید خودش خواسته این رو بفرستیم به ایلسون،
‫مثل یه‌جور اسب تروجان

22:28.591 --> 22:30.761
‫دیگه توهم برت داشته

22:30.761 --> 22:32.641
‫- فقط همین بود؟
‫- فقط همین بود

22:34.851 --> 22:38.391
‫هولاک خواسته اون هارد رو پیدا کنیم و
‫به عنوان مدرک ثبتش کنیم

22:38.391 --> 22:39.851
‫مثل همین کاری که داری می‌کنی

22:39.851 --> 22:42.691
‫خب، یادت باشه وقتی دستگیرش کردیم
‫ازم تشکر کنی، خب؟

22:49.951 --> 22:51.871
‫فرانک، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

22:51.871 --> 22:53.531
‫تو گذشته‌ی رومرو سرک کشیدم

22:53.531 --> 22:55.911
‫این یارو کلی ویدیو تو اینترنت گذاشته

22:55.911 --> 22:59.081
‫مکان‌هایی رو نشون میده که فکر می‌کنه،
‫ناقض حریم خصوصی‌ان

22:59.081 --> 23:02.421
‫سفارت‌خونه‌ها، دکل‌ها،
همه‌جور پایگاه‌های نظامی

23:02.421 --> 23:03.961
‫که من رو به یه فکری انداخت

23:03.961 --> 23:07.171
‫رومرو گفته می‌خواد از یه
‫معشوقه‌ی قدیمی انتقام بگیره

23:07.171 --> 23:09.471
‫اما اگه اشتباه منظورش رو فهمیده باشیم چی؟

23:09.471 --> 23:11.891
‫فکر می‌کنی منظورش با شخصی نبوده؟

23:12.681 --> 23:15.041
‫فکر می‌کنم منظورش از معشوقه، یه مکانـه

23:16.541 --> 23:19.041
‫این کابل برق‌ها به کجا میرن؟

23:19.851 --> 23:21.771
‫دلتا جانکشن، توک...

23:21.771 --> 23:23.481
‫مگه گاکونا تو اون مسیر نیست؟

23:23.481 --> 23:25.191
‫تأسیسات هارپ اونجا قرار داره

23:25.191 --> 23:28.401
‫گوش کن کول، پست برقی که رومرو ترکونده،
‫تأمین‌کننده‌ی برقِ

23:28.401 --> 23:31.321
‫یه آزمایشگاه تحقیقاتی نظامی سمت جنوب اینجاس

23:31.321 --> 23:32.581
‫هدفش اونجاست

23:32.611 --> 23:35.561
‫اون دنبال پایگاه تحقیقاتی نظامیـه

23:42.171 --> 23:43.331
‫اینجا دیگه کجاس؟

23:43.841 --> 23:46.501
هدف‌مون این سلیطه‌ست

23:49.971 --> 23:53.121
‫لانگلی گفته پاسپورت‌های تیاگو
‫همه‌شون جعلی‌ان و

23:53.121 --> 23:55.811
‫اثر انگشتی هم ازش ثبت نشده

23:56.801 --> 23:58.371
‫- کول؟
‫- آره. ممنون

23:59.311 --> 24:00.481
‫- الو؟
‫- هی

24:01.021 --> 24:02.061
‫سیدنی؟

24:03.201 --> 24:06.041
‫می‌تونم توجهت رو به یه بلیط بخت‌آزمایی
جلب کنم؟

24:06.521 --> 24:07.731
‫بلیط بخت‌آزمایی؟

24:07.731 --> 24:08.991
‫واسه مراسم امشب

24:08.991 --> 24:10.401
‫برای دانی

24:10.401 --> 24:13.361
‫راست میگی. همون پات‌لچ

24:13.361 --> 24:14.451
‫قرعه‌کشی چیـه؟

24:14.451 --> 24:15.581
‫کلی چیز خوب داریم

24:15.581 --> 24:20.251
‫بشکه بنزین، یکم هیزم،
‫یه کلاه دست‌بافت خوشگل هم داریم

24:20.251 --> 24:22.011
‫گوشت گوزن دودی هم داریم،

24:22.035 --> 24:24.536
‫مگه این‌ که گیاه‌خوار باشی،
‫شاید بدت بیاد اما...

24:24.561 --> 24:26.281
‫۲۰ دلار

24:26.291 --> 24:28.531
‫دعا می‌کنم بشکه بنزین در بیاد

24:30.051 --> 24:31.841
‫آنتن‌دهی‌تون که ریده

24:38.971 --> 24:40.431
‫تلفن

24:41.311 --> 24:43.041
‫دارن گوش می‌کنن

24:45.271 --> 24:46.881
‫تلفن دارید ازش استفاده کنم؟

24:49.031 --> 24:52.031
‫- چیزی هم می‌خری؟
‫- ودکا. بدون یخ

24:56.341 --> 24:59.467
« دبستان کپیتول ریور »

25:01.501 --> 25:04.461
‫- الو؟
‫- مالی، خدا رو شکر

25:04.461 --> 25:07.501
‫باید حرف بزنیم. گفتی مامان توهم زده که
‫داشته با چند نفر

25:07.501 --> 25:08.881
‫از شرکت تلفنی حرف می‌زنه

25:08.881 --> 25:11.921
.توهم نزده
‫واقعاً یکی اومده تو خونه

25:11.921 --> 25:12.841
‫کی؟

25:12.841 --> 25:16.221
‫فکر کنم اف‌بی‌آی حکم گرفته و
‫دارن خط مامان رو شنود می‌کنن

25:16.761 --> 25:17.971
‫اصلاً نزدیک اون خط نشو

25:17.971 --> 25:20.181
‫سید، داری می‌ترسونیم.
‫قضیه چیه؟

25:20.181 --> 25:22.891
‫با کسی که نمی‌شناسی حرف نزن.
‫کسی رو تو خونه راه نده

25:22.891 --> 25:25.941
‫اگه هم چیز مشکوکی دیدی،
‫بهم زنگ بزن

25:25.941 --> 25:28.361
‫- فهمیدی؟
‫- قضیه همون پرونده‌ی حقوقیتـه؟

25:28.361 --> 25:30.021
‫فهمیدی؟

25:30.021 --> 25:33.361
‫گوشی‌ها شنود شدن، تحت نظریم.
‫آره، فهمیدم

25:34.241 --> 25:36.361
‫سیدنی، اومدم مدرسه دنبال زوئی

25:36.361 --> 25:38.371
‫همین حالا داره میاد سمت ماشین

25:38.371 --> 25:41.701
‫نمی‌خوام با این چرت و پرت‌هایی که
‫میگی بترسونمش، خب؟

25:41.701 --> 25:44.831
‫گوشی رو قطع می‌کنم اما اگه توی خطریم،
‫باید بهم زنگ بزنی

25:44.831 --> 25:47.531
‫خب؟ دارم گوشی رو قطع می‌کنم

25:51.552 --> 25:52.720
‫چی هست؟

25:53.304 --> 25:54.305
‫از طرف شوهرت

25:56.974 --> 25:59.018
‫واسه یکی دیگه وقت داری؟

26:03.355 --> 26:06.567
‫ژنرال تچر، بعد از ظهر به‌خیر.
‫معاون مارشال استیون کول هستم

26:06.567 --> 26:08.152
‫شرایط رو بهتون اطلاع دادن؟

26:08.152 --> 26:09.695
‫از قطعی باخبریم

26:09.695 --> 26:11.280
‫قطعی توسط یک محکوم فراری ایجاد شده

26:11.280 --> 26:13.381
‫که باور داریم ممکنه تأسیسات هارپ رو
هدف گرفته باشه

26:13.406 --> 26:15.700
‫هارپ. معنیش چیه؟

26:16.118 --> 26:18.787
‫برنامه پژوهشی یونوسفر فعال با فرکانس بالا

26:18.787 --> 26:21.123
‫بخشی از برنامه دارپای قدیمی بود

26:21.123 --> 26:22.333
‫تهدید جدی‌ای هست؟

26:22.333 --> 26:26.503
‫چیز دقیقی نداریم ولی ایستگاهی
‫که غیرفعال شده به هارپ برق می‌رسونه

26:26.503 --> 26:28.589
‫فکر می‌کنیم اولین ضربه‌ی یک حمله‌ی بزرگتره

26:28.589 --> 26:30.419
‫معنیش رو نمی‌دونیم

26:30.444 --> 26:33.906
‫یعنی دارن روش‌های جدید برای گوش کردن به
‫هر کسی که دلـشون می‌خواد رو امتحان می‌کنن

26:34.678 --> 26:35.888
‫واقعاً می‌تونن چنین کاری بکنن؟

26:35.888 --> 26:38.557
‫هر چقدر که فراریِ شما باهوش باشه،

26:38.557 --> 26:41.310
‫هارپ برای چنین حوادثی تدارکاتی داره

26:41.310 --> 26:44.897
‫هر چقدر بخوان می‌تونن آماده باشن،
‫ولی با منبع برق،

26:44.897 --> 26:46.899
‫این‌جوری میشه یه دختر بزرگی
مثل این رو زمین زد

26:46.899 --> 26:48.901
‫به محض این که برق اون ایستگاه فرعی قطع شد،

26:48.901 --> 26:52.988
‫شبکه‌ی هارپ یک خطا رو شناسایی کرد و
‫منبع رو به یک پشتیبان باتری ذخیره تغییر داد

26:52.988 --> 26:54.323
‫توی سیلوست و جاش امنه

26:54.323 --> 26:57.243
‫این‌جوری فکر می‌کنن،
‫ولی جایِ هیچی واقعاً امن نیست

26:57.243 --> 26:59.411
‫- نمی‌خوام به کسی صدمه بزنم
‫- سفت بچسب، بچه

26:59.411 --> 27:01.121
‫قراره تاریخ‌ساز بشیم

27:07.169 --> 27:08.671
‫قیافه‌ت خسته‌ست

27:09.880 --> 27:11.549
‫از هتل تعقیبم کردی؟

27:13.092 --> 27:14.468
‫باید از خودت مراقبت کنی

27:15.427 --> 27:16.887
‫نکنه دکترمی؟

27:16.887 --> 27:18.847
‫نه، هوات رو دارم

27:20.057 --> 27:21.972
‫کارم اینه. همیشه انجامش دادم

27:21.997 --> 27:24.395
‫لازم نیست بهت اعتماد داشته باشم
‫که بخوام بهت اهمیت بدم، سید

27:24.395 --> 27:26.522
‫- آرشیو کجاست؟
‫- جاش امنه

27:26.522 --> 27:28.232
‫- اینجاست؟
‫- تو بگو

27:28.983 --> 27:30.734
‫تیمت توی اتاق هتلم پیداش کرد؟

27:32.319 --> 27:33.612
‫برات خنده‌داره؟

27:35.565 --> 27:36.799
‫نه

27:36.824 --> 27:38.117
‫چرا لبخند می‌زنی؟

27:39.285 --> 27:41.428
‫چون داری با لبت اون کاره رو انجام میدی

27:41.453 --> 27:44.081
‫که لبِ پایینیت رو گاز می‌گیری
‫وقتی حس می‌کنی کنترل دستت نیست

27:44.081 --> 27:48.002
‫آره خب، تو داری مثل یه دیوث بیش از حد
با اعتماد به نفس رفتار می‌کنی

27:48.002 --> 27:49.753
‫و دقیق نمی‌دونم که چرا

27:51.672 --> 27:53.966
‫راستش، می‌دونم.
داری از این شرایط لذت می‌بری

27:53.966 --> 27:55.426
‫آره، لذت می‌برم

27:56.135 --> 27:58.053
‫تعقیب شدن. شکار شدن

27:58.053 --> 28:00.514
‫و خارج از قاعده بودن، من‌درآوردی عمل کردن

28:01.140 --> 28:03.851
‫همیشه وقتی نقشه به گه کشیده می‌شد
‫و باید در لحظه عمل می‌کردی

28:03.851 --> 28:05.227
‫صدِ خودت رو می‌ذاشتی

28:05.227 --> 28:06.395
‫مثل وین

28:06.979 --> 28:09.231
‫این اصلاً شبیه وین نیست

28:10.691 --> 28:11.734
‫چرا اینجایی؟

28:12.443 --> 28:13.527
‫چرا ریسک کردی؟

28:15.696 --> 28:16.906
‫تا تو رو ببینم

28:18.490 --> 28:20.910
‫می‌خواستم بفهمم تو چه نقشی
تو این ماجرا داری

28:20.910 --> 28:22.286
‫طرفِ کی هستی

28:22.286 --> 28:25.915
‫می‌خوام باور کنم که سازمان این‌قدر
‫ بدبخت شده که به تو نیاز داشته ولی...

28:25.915 --> 28:28.626
‫غریزه‌ام میگه یه هدف دیگه داری

28:28.626 --> 28:29.919
‫به غریزه‌ات گوش نکن

28:29.919 --> 28:30.878
‫چرا؟

28:30.878 --> 28:33.881
‫چون من به معنی واقعی کلمه
‫تنها کسی‌ام که می‌تونی بهش اعتماد کنی

28:33.881 --> 28:35.549
‫- ثابتش کن
‫- چطوری؟

28:37.343 --> 28:38.552
‫باهام بیا

28:39.094 --> 28:41.055
‫بیا ناپدید بشیم

28:41.055 --> 28:43.390
‫- شدنی نیست
‫- می‌تونیم هر جایی بریم

28:43.390 --> 28:45.434
‫با آرشیو دست‌نیافتنی می‌شیم

28:47.019 --> 28:48.270
‫بهش فکر کن

28:48.771 --> 28:51.482
‫تو، من. یه ساحلی تو گوآ

28:52.580 --> 28:54.416
‫چقدر می‌تونه بد باشه؟

28:56.862 --> 28:58.030
‫باید برم

28:58.864 --> 29:00.282
‫بابت آبجو ممنون

29:00.306 --> 29:07.306
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

29:23.138 --> 29:26.350
‫چیزیش نمیشه.
‫لوک چیزیش نمیشه

29:26.350 --> 29:27.518
‫لطفاً این حرف رو نزن

29:27.518 --> 29:29.812
‫می‌‌خوای چی بگم؟
‫که نگرانم؟

29:29.812 --> 29:31.564
‫که نمی‌دونم پسرمون کجاست؟

29:31.564 --> 29:34.483
‫آره. چون اون‌جوری حداقل صادقانه حرف زدی

29:35.109 --> 29:36.151
‫یعنی چی اون‌وقت؟

29:38.320 --> 29:41.031
‫ای تُف. فرانک، بهت دروغ گفتم

29:41.031 --> 29:43.325
‫درباره آدم‌ربایی بهت دروغ گفتم

29:43.325 --> 29:45.035
‫هولاک...

29:46.954 --> 29:48.581
‫این رو بهم داد

29:50.082 --> 29:51.208
‫چیه؟

29:51.208 --> 29:52.626
‫یه محتوای ضبط‌شده از سقوطه

29:52.626 --> 29:54.545
‫و اون زنه که از سیا اومده، سیدنی،

29:54.545 --> 29:59.425
‫گفت شاید هولاک بخواد با دادنِ یه چیزی به من
‫تو رو بازیچه کنه، واسه همین من...

29:59.425 --> 30:01.468
‫...بهش گفتم که این‌طور نبوده

30:01.468 --> 30:02.970
‫هولاک اون رو بهت داده؟

30:02.970 --> 30:05.723
‫- آره. من هم ندادمش به...
‫- بهم دروغ گفتی، سارا

30:05.723 --> 30:06.932
‫آره، باید بهت می‌گفتم

30:06.932 --> 30:08.809
‫سارا، این مدرکه

30:08.809 --> 30:11.395
‫- باشه؟ مدرک
‫- فرانک، آروم برو!

30:11.395 --> 30:13.022
‫آروم!

30:15.524 --> 30:18.611
‫می‌دونم زنِ پلیس بودن چطوریه، باشه؟

30:18.611 --> 30:19.987
‫زندگیم رو درک می‌کنم

30:19.987 --> 30:23.198
‫ولی متوجه نیستی که این وضعیت
‫داره چه بلایی سر این خانواده میاره؟

30:23.198 --> 30:24.742
‫چی؟ ها؟
‫می‌خوای چه گهی بخورم؟

30:24.742 --> 30:27.161
‫می‌خواستی بیشتر خودت رو
درگیر این پرونده کنی، باشه؟

30:27.161 --> 30:31.248
‫من هم یه انتخابی داشتم
‫و تصمیم گرفتم ازت محافظت کنم

30:31.248 --> 30:32.833
‫کجا داری میری؟

30:32.833 --> 30:34.043
‫لعنتی. لعنتی

30:39.757 --> 30:41.175
‫فرانک، عاشقتم

30:42.009 --> 30:45.179
‫و متنفرم از این که بهت دروغ گفتم،
ولی متوجه نیستی؟

30:45.179 --> 30:47.640
‫این فقط یه مثال دیگه از اینه
‫که ما چقدر شکسته شدیم

30:52.394 --> 30:54.396
‫یه حرفی بزن!

30:54.396 --> 30:55.731
‫نمک جاده

30:56.315 --> 30:58.525
‫مال یه خودروی راه‌بازکن ایالتیـه،
شبیه همونی که لوک توشه

30:59.777 --> 31:01.737
‫- که چی؟
‫- اینجا جاده ایالتی نیست

31:03.239 --> 31:04.698
‫داره یه ردی برامون به جا می‌ذاره

31:36.105 --> 31:37.273
‫راه بیفت

31:41.485 --> 31:43.195
‫بذارش همین پایین

31:48.409 --> 31:49.410
‫روشنش کن

31:56.750 --> 32:00.629
‫ایزاک رومرو صحبت می‌کنه،
تکنسین الکترونیک درجه‌ی دو

32:00.629 --> 32:04.717
‫در روزهای آتی بهتون خواهند گفت
‫که من از نظر روانی شرایط خدمت نداشتم

32:05.593 --> 32:07.469
‫که از دولت خودم کینه به دل گرفتم

32:08.387 --> 32:10.139
‫و یه تروریست داخلی هستم

32:10.681 --> 32:11.932
‫همه‌شون درسته

32:11.932 --> 32:16.437
‫این هم درسته که دولت آمریکا
‫تک تکِ حرکات شما رو نظارت می‌کنه

32:16.437 --> 32:19.398
‫می‌دونم چون خودم یکی از شنوندگان بودم

32:19.398 --> 32:24.069
‫واسه همین وظیفه اخلاقی دارم
‫که راه‌حل رو فراهم کنم

32:24.069 --> 32:27.781
‫پشت سر من ایستگاه پژوهشی یونوسفر فعال
با فرکانس بالاست

32:27.781 --> 32:31.785
‫در واقعیت اصلاً ایستگاه پژوهشی نیست

32:31.785 --> 32:35.497
‫ولی قلب تپنده‌ی یک برنامه‌ی نظارتی عمده‌ست
‫که باید نابود بشه

32:36.957 --> 32:41.003
‫غیرفعال کردنش تأثیر موج‌دار خواهد داشت

32:42.338 --> 32:44.256
‫تاریکی‌ای که در پی داره...

32:46.383 --> 32:47.801
‫دردناکه

32:48.886 --> 32:50.804
‫جون افرادی از دست خواهد رفت و بابتش...

32:53.265 --> 32:54.808
‫بابتش متأسفم

33:07.404 --> 33:09.490
‫تمومش کن!

33:10.770 --> 33:13.410
‫- چه مرگته؟
‫- همین‌جوریش به خیلی‌ها صدمه زدی

33:13.410 --> 33:15.204
‫نمی‌ذارم به کسی دیگه صدمه بزنی

33:15.204 --> 33:17.164
‫اون چیه؟ داری مخابره می‌کنی؟

33:17.164 --> 33:19.208
‫اون چیه؟ تو...

33:19.208 --> 33:20.417
‫یه کویل میزان‌ساز کوفتیه

33:20.417 --> 33:22.461
‫نه، وسیع‌کننده کامـمه

33:22.461 --> 33:24.505
‫کل این مدت داشتی مخابره می‌کردی

33:25.089 --> 33:26.382
‫تو یکی از خودشونی

33:27.424 --> 33:28.727
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- دهنت رو...

33:28.752 --> 33:30.295
‫دهنت رو باز کن!

33:31.104 --> 33:32.388
‫- نه! بس کن!
‫- دهن کیریت رو باز کن

33:32.388 --> 33:33.456
‫این باید در بیاد

33:33.481 --> 33:35.154
‫فقط متخصص ارتودنسیـم می‌تونه انجامش بده...

33:35.179 --> 33:36.805
‫دهن کیریت رو باز کن!

33:41.230 --> 33:42.606
‫گوش کن!

33:42.606 --> 33:44.900
‫گوش کن!

33:46.318 --> 33:48.445
‫صدای چیه؟

33:52.825 --> 33:54.243
‫چه کوفتیه؟

33:54.743 --> 33:55.828
‫یه تکرارکننده‌ست

33:56.704 --> 33:58.998
‫مجبورم کردن داشته باشمش.
‫چاره‌ای نداشتم. قسم می‌خورم

33:58.998 --> 34:00.124
‫کی مجبورت کرد؟

34:01.625 --> 34:03.961
‫افرادی که باعث سقوط هواپیماتون شدن

34:04.545 --> 34:07.172
‫اسم کسی رو نمی‌شناسم،
‫ولی هر چیزی که می‌دونم رو بهت میگم،

34:07.172 --> 34:09.383
‫قول میدم، اگه فقط تفنگ رو بذاری کنار

34:10.009 --> 34:13.554
‫این تکرارکننده نیست.
‫یه اسباب‌بازی پلاستیکی کودکانه

34:35.701 --> 34:36.701
‫هی!

34:41.373 --> 34:43.292
‫بیسیم رو بردار و درخواست کمک کن

34:43.875 --> 34:45.085
‫تو ماشین بمون

34:58.432 --> 35:00.184
‫پیدات می‌کنم، لوک

35:17.409 --> 35:18.911
‫لوک...

35:23.749 --> 35:24.875
‫لوک...

35:26.210 --> 35:27.211
‫ایست!

35:49.775 --> 35:51.360
‫به بابات بگو تفنگ رو بگیره پایین

35:51.360 --> 35:53.070
‫تفنگ رو بگیر پایین، بابا

35:53.070 --> 35:55.406
بگیرش پایین وگرنه شلیک می‌کنم

35:56.407 --> 35:57.908
‫گفتم بگیرش پایین

36:01.453 --> 36:04.707
‫- برو عقب
‫- پسرم رو بهم بده، باشه؟

36:06.834 --> 36:08.168
‫باشه، گوش کن

36:08.794 --> 36:12.047
‫من رو بگیر و پسره رو بهم بده، باشه؟

36:12.047 --> 36:14.425
‫تفنگ رو پرت کن اینجا تا بچه رو بهت بدم

36:15.968 --> 36:17.261
‫دارم انجامش میدم، باشه؟

36:18.220 --> 36:20.556
‫به جاش من رو بگیر. خب؟ یالا

36:23.267 --> 36:25.477
‫بیا اینجا، بیا اینجا، بیا اینجا.
‫نه، نه، نه

36:25.477 --> 36:27.897
‫زود باش. گرفتمت. نه. باشه

36:34.069 --> 36:38.949
‫- چی شد
‫- لوک! بیا اینجا

36:38.949 --> 36:43.245
‫بذار نگات کنم.
‫خوبی؟ عزیزم

36:43.245 --> 36:44.872
‫لعنتی

36:46.665 --> 36:48.417
‫خدای من

36:52.296 --> 36:53.339
‫زود باش

37:22.326 --> 37:28.165
‫خب، آدم‌های دیگه‌ای هم مثل اون هستن؟

37:30.084 --> 37:31.085
‫آره

37:45.307 --> 37:48.686
‫یکی‌شون هم...

37:49.436 --> 37:52.064
‫دانی روی تخت جراحی مُرد، لوک

37:53.566 --> 37:54.984
‫قلبِ انی شکسته

37:56.235 --> 37:58.529
‫امشب توی بارِ مکا گردهمایی داریم

38:06.662 --> 38:07.663
‫می‌خوام کیرا رو ببینم

38:08.330 --> 38:09.373
می‌بینی

38:10.749 --> 38:13.043
‫اون... بیمارستانه

38:13.919 --> 38:15.462
‫که داریم می‌بریمت اونجا

38:15.462 --> 38:17.172
‫مامان، به خدا حالم خوبه

38:18.757 --> 38:21.468
‫تو اولویت اول ما هستی

38:21.468 --> 38:24.597
‫ما هم... باید مطمئن بشیم که حالت خوبه

38:35.065 --> 38:36.609
‫پس تموم نشده

38:41.864 --> 38:43.073
‫نه

39:03.969 --> 39:04.970
‫کجا داری میری؟

39:12.978 --> 39:16.649
‫- می‌خوای باهاش صحبت کنم؟
‫- فقط یکم فضا بهش بده

39:23.113 --> 39:26.200
‫نمی‌دونم دیگه می‌تونم
مثل قبل نگاش کنم یا نه

39:28.410 --> 39:30.162
‫عوض شده

39:32.790 --> 39:34.458
‫همه‌چیز عوض شده

39:51.642 --> 39:52.851
‫باهات تماس می‌گیرم

39:54.853 --> 39:56.647
‫- از کار انداختیش؟
‫- هنوز نه

39:56.647 --> 39:59.024
‫ولی ممکنه یه راهی واسه دور زدنش داشته باشیم

39:59.024 --> 40:00.776
‫ماجرای هالیدون ۲۴۱ رو می‌دونی، درسته؟

40:00.776 --> 40:02.361
‫یه پروژه‌ی نظارتیه

40:02.361 --> 40:05.030
‫که از سیگینتی که در امتداد
‫کابل‌های زیر دریاست استفاده می‌کنه

40:05.474 --> 40:07.721
‫یکی از سرورهامون یه رشته پیام
رمزگذاری‌شده رو شناسایی کرده

40:07.746 --> 40:08.988
‫که فکر می‌کنیم مال اونه

40:09.013 --> 40:12.162
‫- فکر می‌کنید؟
‫- به آرشیو ۶ اشاره میشه. خودشه

40:12.162 --> 40:14.707
‫در حال ردیابی مقصد اون پیام هستیم

40:14.707 --> 40:16.292
‫و این که دریافت‌کننده کی بوده

40:16.292 --> 40:18.127
‫جونی، چقدر طول می‌کشه؟

40:18.127 --> 40:21.005
‫بهم ۱۲ ساعت وقت بدید
‫تا کُدری رو که سوئیچ رو ساخته، شناسایی کنم

40:24.884 --> 40:26.719
‫فهمیدم که دنبال من می‌گردی

40:26.719 --> 40:29.263
‫بله. راحت نمیشه پیدات کرد

40:29.263 --> 40:31.098
‫خب، هر چی می‌خوای، سریع بگو

40:31.098 --> 40:34.852
‫ارتباط صوتی من تخریب‌پذیره که
تا ۹۰ ثانیه دیگه، ‫خودبه‌خود از بین میره

40:34.852 --> 40:36.812
‫می‌خوام درباره یه کار باهات صحبت کنم

40:36.812 --> 40:38.731
‫- علاقه‌مند نیستم
‫- میشی

40:38.731 --> 40:39.982
‫چطور مگه؟

40:39.982 --> 40:42.359
‫فقط در این حد بگم که
خط کاری دوتامون یه چیزه

40:42.359 --> 40:45.905
‫یه شرایطی داره پیش میاد که...

40:45.905 --> 40:47.573
‫...خیلی بهش علاقه‌مند میشی

40:55.414 --> 40:57.082
‫وای نه

41:08.093 --> 41:10.888
‫میشه همه توجه کنن، لطفاً؟

41:12.264 --> 41:14.058
‫ممنون، خیلی متشکرم

41:14.058 --> 41:16.393
‫گوش کنید، خیلی اذیت‌تون نمی‌کنم.
‫شرمنده مزاحم شدم

41:16.393 --> 41:19.313
‫ولی قبل از هر چیزی،
می‌خوام از می‌کده‌ی مکا و

41:19.313 --> 41:20.832
‫جیم که امشب میزبان‌مون بود تشکرک نم

41:20.857 --> 41:23.401
‫پس، ممنون جیم

41:26.362 --> 41:32.034
‫پَت گفت حراجِ خاموش، ۲۰ دقیقه‌ی دیگه
‫ تموم میشه، پس پیشنهادات رو بدید

41:32.034 --> 41:34.779
‫موارد خوب زیادی هست،
‫تمام هزینه‌ها هم به خانواده می‌رسه

41:34.804 --> 41:37.307
‫هنوز بلیت بخت‌آزمایی هم دارم!

41:39.458 --> 41:41.627
‫ولی از صمیم قلبم،

41:41.627 --> 41:44.004
‫واقعاً می‌خواستم تشکر کنم
‫که امشب اومدید

41:44.004 --> 41:46.215
‫خیلی ارزشمنده. واسه همه‌مون

41:46.215 --> 41:48.217
‫ما این‌جوری هستیم و کارمون اینه

41:51.428 --> 41:54.807
‫دانی مثل برادرم بود

41:55.432 --> 41:57.351
‫اولین آشنایی‌مون به کلاس هفتم بر می‌گرده

41:57.351 --> 41:59.937
‫نگران بودم و واسه کلاس دیرم شده بود،

41:59.937 --> 42:03.732
‫پس از زمین فوتبال میون‌بر زدم و
آب‌پاش‌ها روشن شدن

42:03.732 --> 42:07.236
‫وقتی که رسیدم... خیسِ آب بودم.
‫از سر تا پا

42:07.236 --> 42:11.740
‫دانی هم بدون این که شناختی ازم داشته باشه،
‫پلیوری که پوشیده بود رو بهم داد

42:11.740 --> 42:14.159
‫سه سایز ازم بزرگتر بود، ولی...

42:14.159 --> 42:16.912
‫ولی دانی این‌جور آدمی بود

42:17.454 --> 42:20.040
‫از اون روز به بعد، همیشه هوام رو داشت

42:20.624 --> 42:23.836
‫با هم برای چیزی که به نظر یک عمر می‌اومد،
مارشال بودیم

42:23.836 --> 42:26.422
‫و با هم عهدی بستیم،

42:26.422 --> 42:28.716
‫که اگه بلایی سر یکی از ما اومد...

42:29.967 --> 42:32.480
‫خب، جزئیاتش مهم نیست،
‫ولی نکته اینه...

42:32.504 --> 42:34.847
من سه چیز رو به دانی قول دادم

42:35.514 --> 42:39.935
خب، اول از همه، قول دادم
‫همیشه از زنش انی مراقبت کنم

42:41.228 --> 42:42.313
‫دوم...

42:45.774 --> 42:52.031
‫شبِ عروسیِ دخترش باهاش برقصم

42:52.907 --> 42:55.743
‫و سوم، زندگیش رو تجلیل کنم،
‫نه تنها در کلیسا،

42:55.743 --> 43:00.039
‫که انجامش خواهیم داد، ولی اینجا در مکا
‫با صدف کوه‌های راکی و بادوایزر

43:02.875 --> 43:03.959
‫هورا!

43:03.959 --> 43:05.878
‫دانی! دانی!

43:05.878 --> 43:08.047
‫واسه اشک و قصه کلی وقت هست،

43:08.047 --> 43:10.455
‫و واسه این که یادآوری کنیم
‫دانی چه چیزهای شگفت‌انگیزی رو

43:10.480 --> 43:12.760
‫به زندگی‌مون آورد، ولی امشب،

43:12.760 --> 43:16.478
‫بیاید همگی یه لیوان برداریم و
دانی رو جوری تجلیل کنیم که

43:16.503 --> 43:18.699
‫اون زندگی رو تجلیل می‌کرد

43:18.724 --> 43:20.809
‫- سلامتی دانی!
‫- سلامتی دانی!

43:20.809 --> 43:21.977
‫دوستت داریم رفیق!

43:22.001 --> 43:27.001
♪ Willie Nelson - Good Hearted Woman ♪

44:02.434 --> 44:04.853
‫مالی، آروم‌تر بگو

44:04.853 --> 44:06.146
‫کی اومده خونه؟

44:06.146 --> 44:08.232
‫اف‌بی‌‌آی. دارن همه‌چیز رو می‌برن

44:08.232 --> 44:11.360
‫کامپیوتر مامان، دسته چک، آلبوم عکس‌ها.
‫چی‌کار کنم؟

44:11.360 --> 44:14.738
‫اولاً باهاشون حرف نزن.
‫هیچی نگو

44:14.738 --> 44:16.031
‫به وکیلم زنگ می‌زنم

44:16.031 --> 44:17.366
‫مامان ترسیده

44:17.366 --> 44:19.952
‫- مامان اونجاست؟
‫- الان دارن باهاش حرف می‌زنن

44:24.957 --> 44:27.668
‫مالی، می‌خوام با دقت زیاد به حرفم گوش کنی

44:28.252 --> 44:30.212
‫می‌خوام گوشی رو بذاری زمین، باشه؟

44:30.212 --> 44:33.048
‫قطع نکن، فقط دریافت‌کننده رو بذار زمین

44:33.048 --> 44:35.759
‫وسایل مامان رو جمع کن و ببرش خونه خودت

44:35.759 --> 44:38.888
‫- چرا؟
‫- فقط گوشی رو بذار پایین

44:42.516 --> 44:46.103
‫می‌دونم این گوشی شنوده،
‫می‌دونم داری گوش میدی،

44:46.103 --> 44:47.396
‫و می‌خوام خیلی واضح بگم

44:47.396 --> 44:48.981
‫حق نداری این کار رو بکنی

44:49.648 --> 44:51.942
‫خانواده من کاری نکرده

44:51.942 --> 44:53.068
‫پس بیا سراغ من...

44:55.070 --> 44:58.032
‫زندگی من رو نابود کن،
‫ولی اون‌ها رو دخالت نده

44:58.949 --> 45:00.784
‫به قدر کافی سختی کشیدن

45:02.786 --> 45:06.040
‫فکر می‌کنم پدرت رفته بیرون بدوئه، عزیزدلم

45:08.792 --> 45:10.127
‫نه مامان

45:12.421 --> 45:13.797
‫بابا رفته

45:14.340 --> 45:16.008
‫کجا رفته؟

45:19.845 --> 45:21.555
‫یادت نیست

45:21.555 --> 45:22.765
‫یه تصادفی شد

45:24.683 --> 45:26.977
‫درسته. خدای من

45:27.478 --> 45:28.771
‫خیلی متأسفم

45:30.105 --> 45:32.107
‫چرا یادم نبود؟

45:33.692 --> 45:34.944
‫چیزی نیست

45:38.948 --> 45:40.449
‫روز غم‌انگیزی بود

45:41.408 --> 45:44.161
‫خیلی بهت افتخار می‌کرد، عزیزم

45:44.787 --> 45:48.207
‫بابات خیلی دوستت داشت

45:51.126 --> 45:52.127
‫آره

45:52.670 --> 45:53.671
‫تو رو هم دوست داشت

45:54.713 --> 45:55.714
‫آره

45:56.298 --> 45:58.259
‫می‌تونی بری مالی رو پیدا کنی؟

45:58.884 --> 46:00.427
‫مالی می‌تونه کمکت کنه

46:02.179 --> 46:03.597
‫دوستت دارم

46:04.765 --> 46:06.225
من هم ‫دوستت دارم

46:20.030 --> 46:21.031
‫متأسفم

46:21.907 --> 46:24.785
‫واسه چی؟ محافظت از خانواده‌ات؟

46:24.785 --> 46:27.705
‫هیچ‌وقت نباید واسه چنین چیزی عذرخواهی کنی

46:33.294 --> 46:34.587
‫پیام اضطراری، پیام اضطراری

46:34.587 --> 46:39.049
‫آتش‌سوزی در موتور ‫هواپیمای نوامبر ۲۰۷،
‫مسیر فوری برای فرود رو می‌خوام

46:39.049 --> 46:41.719
‫فشار هوا داره کم میشه،
‫باید ارتفاع رو کم کنیم

46:41.719 --> 46:44.138
‫هولاک محتویات جعبه‌سیاه رو برات فرستاده؟

46:44.138 --> 46:46.015
‫- دادتش به سارا
‫- واسه چی؟

46:46.015 --> 46:47.892
‫خودش اومد ازمون قاپیدش

46:47.892 --> 46:49.018
‫نه یادداشتی گذاشته. نه پیغامی

46:49.018 --> 46:51.228
‫فقط این دستورات که شخصاً به خودم بدتش

46:51.228 --> 46:53.480
‫توی توپ دیسکوی دسته کلید کوفتیش
مخفیش کرده بود

46:54.171 --> 46:56.039
‫خب، این‌جوری اخبار من نگران‌کننده‌تر میشه

46:56.064 --> 46:57.067
‫چه خبری؟

46:57.067 --> 46:59.268
‫هاردی که قاصد وارد کشور کرده رو
پیدا کردیم

46:59.293 --> 47:00.946
‫آرشیو ۶. به بخش تحقیقات ویژه دادیش...

47:00.946 --> 47:02.841
‫آره خب، هنوز نتونستن رمزش رو باز کنن

47:02.866 --> 47:06.493
‫ولی طبق چیزی که معلومه،
‫جرم‌شناسی میگه رازهای دولتی توی هارد نیست

47:06.493 --> 47:08.287
‫یک سری پرامپت‌های ناوبریه

47:08.287 --> 47:10.539
‫مثل چیزی که توی هوانوردی الکترونیک
استفاده می‌کنن

47:10.539 --> 47:12.166
‫- روی هواپیما
‫- آره

47:12.833 --> 47:15.920
‫امروز در حین تماس، هولاک جوری رفتار می‌کرد
‫انگار می‌خواد ازت محافظت کنه

47:16.421 --> 47:17.931
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

47:17.956 --> 47:19.457
‫فقط داره بازی می‌کنه

47:21.258 --> 47:22.676
‫باشه. فکرم همین بود

47:23.177 --> 47:25.971
‫ولی خب، اگه فقط بازی نبود...
بهم می‌گفتی دیگه؟

47:25.971 --> 47:29.725
‫ببین، قاصد یک روز قبل از
سقوط هواپیما رسیده، چرا؟

47:29.725 --> 47:32.728
‫هواپیمای خودمون بوده و
حتی ما هم نمی‌دونستیم مسیرش کجاست

47:33.229 --> 47:36.190
‫تنها افرادی که خبر داشتن
‫اون هواپیما داره به آلاسکا میاد...

47:36.190 --> 47:38.525
‫- سیا بود
‫- پس اگه اشتباه فهمیدیم چی، هاچ؟

47:38.550 --> 47:41.612
‫اگه قاصد واسه هولاک کار نمی‌کنه،
‫بلکه برای سیا کار می‌کنه؟

47:41.612 --> 47:43.948
‫و اگه اون هارد آرشیو ۶ نباشه،

47:43.948 --> 47:45.658
‫بلکه بدافزاریه که
باعث سقوط هواپیما شده چی؟

47:46.575 --> 47:49.536
‫داری میگی سیا باعث سقوط هواپیما شد
‫تا هولاک رو بکشه؟

47:49.536 --> 47:51.747
‫دارم میگم تصادفی نیست

47:52.336 --> 47:53.874
‫اسکافیلد چی؟
‫فکر می‌کنی پاش گیره؟

47:53.874 --> 47:56.252
‫نمی‌دونم. واسه همین بین خودمون می‌مونه

47:56.961 --> 47:59.004
‫آره خب، فکر کنم باید با زنت صحبت کنی

47:59.004 --> 48:00.089
‫آره، همین‌طوره

48:00.089 --> 48:02.091
‫هی، من و تو باید بشینیم

48:02.091 --> 48:04.093
‫و بفهمیم اینجا داره
چه اتفاقی می‌افته، باشه؟

48:04.093 --> 48:05.553
‫- آره
‫- خیلی خب

48:08.889 --> 48:10.140
‫- سلام
‫- سلام

48:10.140 --> 48:13.269
‫سرِ کار می‌تونی کار کنی، درسته؟
‫اومدیم اینجا از انی حمایت کنیم

48:13.269 --> 48:14.687
‫آره. فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

48:14.687 --> 48:16.772
‫اینجا ۱۵ تا اتفاق مختلف داره می‌افته

48:16.772 --> 48:19.233
‫خب، من فقط واقعاً به یکی‌شون اهمیت میدم

48:19.233 --> 48:21.110
‫به خودمون و خانواده‌مون اهمیت میدم

48:21.110 --> 48:23.529
‫می‌دونم یه شغلی داری، ولی...

48:25.656 --> 48:26.949
‫همچنین باید یه تصمیمی بگیری

48:27.533 --> 48:29.660
‫یعنی چی؟ نه، نه. یعنی چی؟

48:29.660 --> 48:30.744
‫«یه تصمیمی باید بگیرم»

48:30.744 --> 48:34.373
‫هی شما دوتا. دارن آهنگِ موردعلاقه دانی رو
‫پخش می‌کنن. بیاید

48:34.373 --> 48:37.209
‫- من نمی‌رقصم
‫- نمیشه نرقصیم. بیا بریم

48:39.492 --> 48:44.492
♪ Neil Diamond - Forever In Blue Jeans ♪

49:13.579 --> 49:16.081
‫- کدوم انتخاب؟
‫- ها؟

49:16.874 --> 49:18.959
‫گفتی باید یه انتخابی بکنم

49:20.586 --> 49:24.506
‫آره. کارت یا خانواده‌ات

49:27.593 --> 49:28.594
‫فرانک

49:29.220 --> 49:30.429
‫الان نه

49:31.013 --> 49:33.807
‫ببخشید. نمیشه بذاریم واسه بعد. ضروریه

49:55.996 --> 49:57.998
‫فرانک، فکر می‌کنم یه چیزی فهمیدیم

49:58.832 --> 50:01.043
‫ساعت‌ها از فیلم‌های اینترنتی رومرو رو گشتم

50:01.043 --> 50:03.921
‫و توی یکی‌شون به وضوح از هارپ حرف می‌زنه

50:03.921 --> 50:06.173
‫از قرار معلوم، یه سوئیچی هست که
به تأسیسات میگه

50:06.173 --> 50:08.288
‫در حالت اضطراری منبعش رو به
باتری پشتیبان تغییر بده

50:08.313 --> 50:11.136
‫رومرو ادعا می‌کنه اون سوئیچ
یعنی نقص در سیستم

50:11.136 --> 50:14.640
‫اگه سوئیچ موقع فعال شدندوباره تأسیسات
‫سرِ جاش نباشه،

50:14.640 --> 50:16.809
‫برق اصلی و باتری پشتیبان

50:16.809 --> 50:18.789
‫هر دو به خورد شبکه داده می‌شن

50:20.813 --> 50:23.524
‫اگه وقتی هارپ دوباره فعال میشه
‫اون سوئیچ نباشه،

50:23.524 --> 50:25.401
‫کل شبکه برق ما ممکنه نابود بشه

50:25.946 --> 50:27.945
‫باشه. زنگ بزن ژنرال.
‫بهش بگو تله‌ست

50:27.945 --> 50:29.613
‫بهش بگو روشنش نکنن

50:29.613 --> 50:31.365
‫- باشه؟
‫- فهمیدم

50:31.389 --> 50:38.389
‫تـرجمه از «محمدعلی sm و امیرعلی»
‫ :::. illusion & @mmli_Subs .:::

50:38.413 --> 50:45.413
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

50:45.438 --> 50:52.438
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
