WEBVTT

00:07.005 --> 00:14.005
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:17.021 --> 00:19.927
« پایگاه نیروی هوایی ایلسون، آلاسکا »

00:26.081 --> 00:28.171
‫برج مراقبت، نوامبر ۲۰۷ صحبت می‌کنه

00:28.171 --> 00:31.021
‫آماده‌ یادداشت قواعد پرواز ابزاری به
‫فرودگاه دالس واشنگتن هستم

00:31.021 --> 00:33.341
‫یو‌اِس‌ام ۲۰۷، از بخش مجوز پرواز صحبت می‌کنم

00:33.341 --> 00:36.501
‫مجوز پروازبه دالس واشنگتن صادر شد.
‫در امتداد باند پرواز کن

00:38.484 --> 00:45.484
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:45.508 --> 00:52.508
‫مترجم: «محمدعلی sm »
‫در تلگرام mmli_Subs@

02:46.931 --> 02:48.521
‫لعنتی. این دیگه چی بود؟

02:53.651 --> 02:55.611
‫کمک! کمک!

02:55.611 --> 02:58.221
‫آتش‌سوزی در موتور ‫هواپیمای نوامبر ۲۰۷

02:58.245 --> 03:00.441
‫مسیر فوری برای فرود رو می‌خوام

03:19.841 --> 03:22.511
‫من رو از اینجا ببرید!

03:46.411 --> 03:47.831
‫- سلام رفیق
‫- سلام

03:48.541 --> 03:51.501
‫- چی شده؟ خوابت نبرد؟
‫- آره

03:52.291 --> 03:53.371
‫نتونستیم ببینیمش

03:53.861 --> 03:56.821
‫خب...

03:56.821 --> 03:59.001
‫شفق‌های قطب شمال که جایی نمیرن

03:59.001 --> 04:01.841
‫این‌طوری بهونه‌مون هم جور شد تا
‫سال بعد دوباره برگردیم

04:01.841 --> 04:03.081
‫آره

04:05.891 --> 04:06.891
‫بابا

04:10.601 --> 04:12.391
‫بدو. بدو. بدو!

04:16.231 --> 04:21.231
‫♪ Righteous Brothers - Unchained Melody ♪

04:27.871 --> 04:30.451
‫فشار هوا داره کم میشه،
‫باید ارتفاع رو کم کنیم

04:35.461 --> 04:38.171
‫فشار در حال متعادل شدنـه.
‫سرعت پرواز ثابتـه

06:14.641 --> 06:15.971
‫دو هزار پا فاصله داریم

06:15.971 --> 06:19.041
‫داریم سقوط می‌کنیم،
‫آماده‌ی برخورد باشید

07:01.066 --> 07:04.079
« آخرین مرز »

07:04.103 --> 07:06.456
‫« فربنکس، آلاسکا »

07:09.523 --> 07:11.449
‫« از شمال به‌سوی آینده »
‫« آلاسکا »

07:11.474 --> 07:16.474
‫♪ Willie Nelson - Blue Skies ♪

07:30.011 --> 07:31.761
‫- صبح‌ به‌خیر باب
‫- صبح‌ به‌خیر فرانک

07:32.261 --> 07:35.241
‫خسته نباشی

08:05.041 --> 08:07.211
‫پشمام

08:10.381 --> 08:11.381
‫عزیزم

08:11.821 --> 08:14.921
‫نظرت چیه امروز دوتایی واسه ناهار
‫بریم رستوران چاودر هاوس

08:14.921 --> 08:16.761
‫از خدامـه اما امروز دو تا شیفت دارم

08:16.761 --> 08:18.891
‫راستی، زیرشلواریت رو پیدا کردم

08:18.891 --> 08:20.641
‫خب می‌تونم برات ناهار بیارم

08:21.231 --> 08:23.811
‫تو لباس‌‌هایی بود که دیشب بهت گفتم
‫خشک‌شون کنی

08:23.811 --> 08:25.881
‫زود باش لوک. دیرت شده

08:26.191 --> 08:28.401
‫میشه ساعت خاموشی امشب ۱۲ و نیم باشه؟

08:28.401 --> 08:30.931
‫- خودت که می‌دونی بعد از نیمه‌شب...
‫- هیچ اتفاق خوبی نمیفته

08:30.931 --> 08:33.781
‫می‌دونم اما بازی «بازگشت به خانه»ست و
‫همه بعدش میرن دِوونز

08:33.781 --> 08:36.581
‫- نمی‌خوام فقط من باشم که نمیرم
‫- بد هم نمیگه

08:36.911 --> 08:40.871
‫اگه بابات مشکلی نداشته باشه، مشکلی نیست.
‫اما یه دقیقه هم دیر نمی‌کنی، خب؟

08:40.871 --> 08:42.911
‫برو دیگه، زود باش. دیرت شده

08:43.461 --> 08:45.331
‫پس ناهار کلاً کنسلـه؟

08:46.701 --> 08:48.281
‫حالا چرا گیر دادی به ناهار؟

08:48.281 --> 08:51.781
‫بعدشم، چرا نیشت بازه؟
‫داری سکته می‌کنی؟

08:57.461 --> 08:59.061
‫کلبه رو خریدیم

08:59.931 --> 09:01.521
‫پیشنهادمون رو قبول کردن

09:01.521 --> 09:03.681
‫وای خدا. خدایا

09:03.681 --> 09:05.311
‫کِی زنگ زد؟

09:05.311 --> 09:07.401
‫زنگ نزد. امروز صبح بهم پیام داد

09:07.401 --> 09:09.361
‫واقعاً تصمیم‌مون قطعیـه؟

09:09.361 --> 09:11.281
‫خب لابد قسمت بوده دیگه

09:11.281 --> 09:13.761
‫دقیقاً چطوری قراره پولش رو بدیم؟

09:13.761 --> 09:15.861
‫هی، هی، هی

09:16.621 --> 09:18.341
‫وانتم رو می‌فروشم

09:18.341 --> 09:20.201
‫با دست راست و تخم چپم

09:21.541 --> 09:22.661
‫دست بردار

09:22.661 --> 09:25.871
‫تام هم می‌خواد سر ناهار
‫درمورد همین قضیه حرف بزنه

09:25.871 --> 09:27.101
‫باشه

09:27.101 --> 09:28.671
‫اون‌وقت کارت چی میشه؟

09:28.671 --> 09:32.211
‫- کارم چی میشه؟
‫- خب این حسابی حواست رو پرت می‌کنه

09:32.211 --> 09:36.061
‫خب، تا اونجایی که من یادم میاد،
‫صدا از سنگ بلند شده اما از این شهر نه

09:36.551 --> 09:39.551
‫نمیشه که تا ابد این کار رو بکنم.
‫دیگه سنی ازم گذشته

09:39.551 --> 09:41.391
‫باید کم کم به فکر آینده باشم

09:43.431 --> 09:44.891
‫مارشال‌ها عین خونواده‌تن

09:44.891 --> 09:46.101
‫قرار هم نیست که نباشن

09:46.101 --> 09:47.901
‫یه شبه که اتفاق نمی‌افته اما...

09:50.271 --> 09:52.071
‫گفتم زمان مناسبیـه

09:52.071 --> 09:53.651
‫لوک بهتر شده

09:53.651 --> 09:55.741
‫چندین ماهه دیگه کابوس ندیده

09:56.321 --> 09:58.701
‫من و تو هم که یه رابطه‌ی مطمئن داریم، پس...

10:00.161 --> 10:01.781
‫- آره
‫- نوبت توئـه

10:03.791 --> 10:05.161
‫جدی میگی؟

10:05.161 --> 10:08.421
‫از زمان دبیرستان همش درمورد داشتن
‫یه مهمون‌خونه حرف می‌زدی

10:08.421 --> 10:09.881
‫بیخیال دیگه

10:09.881 --> 10:11.501
‫جدی میگم؟

10:11.501 --> 10:14.341
‫خواسته‌ی توئـه. خواسته‌ی خودمونـه.
‫خواسته‌ی منـه

10:15.881 --> 10:18.381
‫آره

10:19.431 --> 10:21.681
‫- آره. آره
‫- ازم راضی هستی؟

10:21.681 --> 10:24.001
‫- آره، ازت راضی‌ام
‫- ازم راضی‌ای؟

10:25.571 --> 10:28.976
‫« به فربکنس خوش آمدید »
‫« قلب طلایی آلاسکا »

10:29.001 --> 10:34.001
♪ Tony Joe White -
I've Got a Thing About You Baby ♪

10:35.901 --> 10:37.861
‫خیلی خب

10:37.861 --> 10:41.621
‫شیرینی موردعلاقت رو خریدم،‌ گنده‌بک.
‫دونات «لانگ جان» مغزدار با روکش

10:41.901 --> 10:44.951
‫دیگه اون کاستاردهای مزخرف کافیـه

10:44.951 --> 10:47.371
‫- بعضیا امروز خیلی شنگولن
‫- صبح‌ به‌خیر، جین

10:47.371 --> 10:48.501
‫کمرت چطوره؟

10:48.501 --> 10:50.871
‫تعریفی نداره اما ممنون که یادم انداختی

10:50.871 --> 10:53.421
تا من رژیم مایعات گرفتم
تو دونات آوردی

10:53.421 --> 10:55.051
‫اَنی نمی‌فهمه. زود باش

10:55.051 --> 10:56.921
‫اَنی همه‌چی رو می‌فهمه

10:56.921 --> 10:59.421
‫- یه شکلاتیش رو واسم کنار گذاشتی؟
‫- آره

10:59.421 --> 11:01.131
‫شماها اینجا چی‌کار می‌‌کنید؟

11:01.131 --> 11:03.431
‫خب، من و نورا یاد گرفتیم
‫لِی‌لِی بازی کنیم

11:03.431 --> 11:06.101
‫برای همین یه سنگ مخصوص برای
‫تمرین واسم درست کرده

11:06.101 --> 11:07.311
‫- اوه
‫- نه بابا؟

11:07.311 --> 11:09.851
‫مامانی هم داشت از خوشحالی بال می‌زد و
‫دیوونه می‌شد،

11:09.851 --> 11:11.691
‫واسه همین گفتیم یه قهوه‌ای بگیریم و

11:11.691 --> 11:14.151
‫سنگ مخصوص بابایی رو سر کارش بهش بدیم

11:14.641 --> 11:17.151
‫خیلی قشنگـه، خودت رنگش کردی؟

11:17.731 --> 11:19.951
‫بابایی عاشق لِی‌لِی بازی کردنـه

11:19.951 --> 11:21.741
‫آره، می‌دونی بابایی دیگه عاشق چیه؟

11:22.321 --> 11:23.701
‫دونات

11:23.701 --> 11:25.411
‫- نه
‫- چرا. عاشق‌ دوناتـه

11:25.411 --> 11:28.581
‫بابایی دونات نمی‌خواد چون اگه بابایی
‫۱ کیلو دیگه وزن کم کنه

11:28.581 --> 11:32.081
‫مامانی یه سورپرایز توی اتاق خواب براش داره

11:32.081 --> 11:33.461
‫بگو «خدافظ بابایی»

11:33.461 --> 11:35.091
‫خدافظ بابایی. دوستت دارم

11:35.091 --> 11:36.211
‫خدافظ

11:36.211 --> 11:37.341
‫خدافظ دخترا

11:37.961 --> 11:40.801
‫- الو؟ سلام تام
‫- سنگم رو بده بهم

11:40.801 --> 11:42.681
‫- بله
‫- بیا. بذارش کنار

11:43.261 --> 11:44.601
‫فرانک

11:44.601 --> 11:45.931
‫صبح به‌خیر فرانک

11:45.931 --> 11:47.061
‫- صبح به‌خیر هاچ
‫- کجا؟

11:47.061 --> 11:49.021
‫کیف‌پولت رو هم با اون دونات‌ها آوردی؟

11:49.021 --> 11:51.101
‫- چطور مگه؟
‫- ۲۰‌ دلار بهم بدهکاری

11:51.101 --> 11:54.101
‫- پشمام. تو دادگاه حاضر نشد؟
‫- نه‌خیر

11:54.101 --> 11:56.151
‫فرانک، فرمانده آتش‌نشانی بود

11:56.151 --> 11:58.481
‫گفته سمت شمال دود راه افتاده اما دید ندارن

11:58.481 --> 12:01.521
‫گفت اگه میشه با هلی‌کوپتر برید و
‫یه نگاهی بندازید

12:01.901 --> 12:03.381
‫بریم ببینیم چه خبره

12:13.541 --> 12:15.041
‫لِی‌لِی؟ خدایی؟

12:15.831 --> 12:18.061
‫تو کارتون «سسمی استریت» دیدم

12:18.341 --> 12:20.461
‫راستش دانی، حتی اگه ۱ کیلو هم کم نکنی،

12:20.461 --> 12:22.471
‫همیشه آقای اسنافی من می‌مونی

12:25.391 --> 12:26.471
‫لعنتی

12:26.471 --> 12:28.561
‫- اون...
‫- هی فرِد

12:28.561 --> 12:30.751
‫یه جای نزدیک بهش فرود بیا

14:19.671 --> 14:21.711
‫- زنده‌ست!
‫- کمین کردن

14:21.711 --> 14:22.711
‫هان؟

14:23.801 --> 14:25.301
‫- هان؟
‫- کمین کردن

14:26.881 --> 14:29.011
‫هلی‌کوپتر رو جایی نبر!

14:29.011 --> 14:31.681
‫- یالا، بلندش کن! بلندش کن!
‫- یالا!

14:31.681 --> 14:33.681
‫بریم! بریم!

15:15.811 --> 15:17.141
‫از جات تکون نخور!

15:20.311 --> 15:21.941
‫بهش شلیک کن!

15:24.361 --> 15:25.571
‫بندازش زمین!

15:38.331 --> 15:40.461
‫یالا هاچ. باید برش گردونیم به هلی‌کوپتر

15:40.461 --> 15:41.621
‫- یالا دانی
‫- بریم

15:46.881 --> 15:48.511
‫- یالا، بلند شو دانی
‫- بلند شو

15:48.511 --> 15:51.261
‫دانی، بلند شو!
‫یالا، بلندش کن!

15:53.261 --> 15:54.431
‫برید عقب!

15:55.391 --> 15:57.681
‫یالا، پاشو

15:57.681 --> 15:58.681
‫برید عقب!

15:58.681 --> 16:00.681
‫برید عقب. برید عقب

16:52.441 --> 16:54.531
‫چیزی نمی‌بینم!

17:06.751 --> 17:08.331
‫بلند شو دیگه. یالا

17:08.331 --> 17:10.051
‫باید برگردیم هلی‌کوپتر!
‫زود باش!

17:10.051 --> 17:13.051
‫زود باش! برو تو هلی‌کوپتر!
‫بجنب!

17:14.221 --> 17:16.221
‫- بریم، بریم، بریم!
‫- بجنبید، بجنبید!

17:18.261 --> 17:21.681
‫برو تو هلی‌کوپتر!
‫برو تو هلی‌‌کوپتر کوفتی!

17:21.681 --> 17:23.521
‫یالا فرِد. زود باش بریم

17:24.141 --> 17:25.641
‫بریم! بریم!

17:25.641 --> 17:28.811
‫حالت خوبـه دان؟ بریم!
‫زودتر راه بیفت

17:32.991 --> 17:34.071
‫بریم! بجنب

17:58.021 --> 18:00.867
« ستاد مرکزی سیا »
« لانگلی، ویرجینیا »

18:16.951 --> 18:18.111
‫اتواتر سقوط کرده

18:20.071 --> 18:22.031
‫- کِی این اتفاق افتاده؟
‫- کمتر از یه ساعت پیش

18:22.031 --> 18:23.991
‫- سامانه ارتباطات و دیتالینک‌ها چی؟
‫- هیچ‌کدوم پاسخی ندادن

18:23.991 --> 18:26.251
‫خوبـه، ببین «دفتر ملی شناسایی» چیا می‌دونه

18:26.251 --> 18:29.121
‫تعداد کشته‌ها که مشخص شد،
‫به نوری میگم یه تیم تشکیل بده...

18:29.121 --> 18:31.461
‫فکر کنم متوجه نشدید.
‫عملیات همچنان برقراره

18:31.461 --> 18:32.671
‫گفتی هواپیما سقوط کرده

18:32.671 --> 18:34.761
‫ارتباط تا لحظه‌ی برخورد برقرار بود

18:34.761 --> 18:36.511
‫بنا به دلایلی مطمئنیم بازمانده داریم

18:36.511 --> 18:39.841
‫- گندش بزنن. پس لو رفتیم
‫- «اداره هوانوردی فدرال» هنوز بی‌خبره

18:39.841 --> 18:41.511
‫باید اسکافیلد رو بیاری

18:41.511 --> 18:43.061
‫خیلی خب، اصلاً فکر خوبی نیست

18:43.061 --> 18:45.021
‫ما دیگه پامون رو فراتر از قانون گذاشتیم

18:45.021 --> 18:47.981
‫اسکافیلد باهوشـه و نفوذ داره

18:47.981 --> 18:49.481
‫اصلاً خودش هَولاک رو ساخته

18:49.481 --> 18:51.681
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫این گندکاری خودشـه

18:51.681 --> 18:54.152
‫پس میری و اون رو از
هر سوراخ موشی که هست

18:54.176 --> 18:56.526
‫بیرون می‌کشی و میاریش اینجا

18:56.551 --> 19:01.551
♪ Irma Thomas -
I Haven't Got Time to Cry ♪

19:45.331 --> 19:47.371
‫خاله سیدنی، اومدی!

19:47.371 --> 19:49.201
‫معلومـه که اومدم

19:49.201 --> 19:52.121
‫واقعاً فکر کردی بزرگ‌ترین جشن تولد سال رو
‫از دست میدم؟

19:52.121 --> 19:54.591
‫- کیک کو پس؟
‫- تای از پله‌ها افتاد و لبش پاره شد

19:54.591 --> 19:57.171
‫- باید بیای ببینی
‫- امکان نداره!

19:57.171 --> 19:58.961
‫واسش ماهی آوردی؟

19:58.961 --> 20:00.341
‫من هم از دیدنت خوشحال شدم آجی

20:00.341 --> 20:03.091
‫زوئی و باباش برای کمک به
حیوانات داوطلب شدن

20:03.091 --> 20:07.041
‫واسه چی براش یه ماهی غیربومی آوردی که
‫از طبیعت دزدیده شده؟

20:07.601 --> 20:08.771
‫فقط یه ماهیـه دیگه

20:09.351 --> 20:11.021
‫سه، چهار، پنج،‌ شروع!

20:12.311 --> 20:13.811
‫چه خبر از پرونده؟

20:14.861 --> 20:16.861
‫می‌دونی که نباید درمورد کارم حرف بزنم

20:16.861 --> 20:19.691
‫نیتن گفته می‌خوان بفرستنت
‫پیش بازرس کل

20:19.691 --> 20:20.781
‫کی این رو بهش گفته؟

20:20.781 --> 20:24.411
‫گفته اگه متهم بشی،
‫ممکنه به جرم خیانت بیفتی زندان

20:27.581 --> 20:31.161
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

20:35.631 --> 20:36.791
‫مأمور اسکافیلد؟

20:37.421 --> 20:38.436
‫شاید

20:38.461 --> 20:40.299
‫خانم، باید باهامون بیاید

20:40.324 --> 20:42.164
‫درمورد پروتکل اتواتره

20:44.634 --> 20:48.500
« سازمان اطلاعات مرکزی »
« ایالات متحده آمریکا »

20:54.247 --> 20:58.987
‫« به یاد کارکنان سازمان اطلاعات مرکزی‌ که
‫جان خود را در راه خدمت به کشور از دست دادند »

20:59.781 --> 21:01.741
‫پدرت مرد خوبی بود سید

21:03.111 --> 21:04.531
‫ما هم دلتنگشیم

21:09.581 --> 21:10.991
‫با می چی‌کار داشتی؟

21:10.991 --> 21:13.317
خارج از خاباروفسک،

21:13.341 --> 21:16.186
تو بیست کیلومتریِ ‫شمال مرز چین گرفتیمش

21:16.211 --> 21:19.631
‫دولت همه‌چی رو مخفی نگه داشت تا
‫تیم‌های ما آماده شن

21:19.631 --> 21:21.917
‫ما با هواپیما بردیمش به
‫یه پایگاه توی آلاسکا،

21:21.942 --> 21:24.301
بعد هم بردیمش به یه ترابری مخفی

21:24.301 --> 21:26.181
‫اینجا بود که اوضاع قمر در عقرب شد

21:26.701 --> 21:28.511
‫قرار بود این یه مأموریت مخفی باشه

21:28.511 --> 21:32.391
‫سازمان تشخیص داد که انتقال «ساما»
‫بهترین پوشش رو فراهم می‌کنه

21:32.391 --> 21:34.891
‫نه مارشال‌ها و نه خلبان‌ها
از جزئیات مأموریت باخبر نبودن

21:34.891 --> 21:38.191
‫مسیر انتقال زندانی‌ها رو به آلاسکا
کج کردید تا ‫هولاک رو سوار کنید؟

21:38.191 --> 21:39.361
‫اون یه خطر سطح چهار بود

21:39.361 --> 21:41.861
‫حتی سرگروهبان یکم نیروی هوایی هم
هنوز بی‌خبره

21:41.861 --> 21:46.031
‫مشکل اینـه که هواپیما ساعت ۷ صبح
‫از رادار ناپدید شده

21:46.031 --> 21:48.531
‫تصاویر ماهواره‌ای نشون میدن بازمانده داشتیم

21:48.531 --> 21:51.241
‫که یعنی هولاک هنوز زنده‌ست

21:51.831 --> 21:53.811
‫انگار به مشکل برخوردید

21:54.251 --> 21:55.751
‫این مشکل همه‌مونـه سیدنی

21:55.751 --> 21:58.001
‫نه، اشتباه می‌کنی.
‫تو انداختیم بیرون

21:58.001 --> 22:00.091
‫خب، الان هم نیاز دارم که برگردی

22:11.261 --> 22:12.601
‫یالا!

22:27.741 --> 22:29.201
‫یالا، یالا، یالا

22:30.321 --> 22:32.411
‫همه بیان اینجا

22:32.411 --> 22:34.621
‫تو ۳‌ کیلومتر جنوب اینجا
‫یه هواپیما سقوط کرده

22:34.621 --> 22:35.911
‫هواپیمای ترابریـه

22:35.911 --> 22:39.121
‫دوموتوره‌ست، پس احتمالاً اون‌قدری بزرگـه که
‫صدتا زندانی رو جا بده

22:39.121 --> 22:41.171
‫- منظورت از «زندانی» چیـه؟
‫- هواپیمای «ساما»ئـه

22:41.171 --> 22:43.211
‫سامانه انتقال مجرمین و اتباع غیرقانونی

22:43.211 --> 22:46.261
‫برای جابجایی زندانی‌ها به کل کشور برای
‫حضور تو دادگاه‌‌ها استفاده می‌شده

22:46.261 --> 22:47.721
‫یعنی با خلاف‌کارها طرفیم؟

22:47.721 --> 22:49.761
.برو بالاتر
‫اینا زندانی‌های فدرالن

22:49.761 --> 22:54.011
‫خارجی، داخلی، مرد، زن، مسلح، خشن و خطرناک

22:54.011 --> 22:57.231
‫فرض رو بر این بذارید که برای بعضی‌هاشون،
‫تنها فرصتِ آزادیـه

22:57.231 --> 23:00.021
‫حالا هر دقیقه‌ای که بگذره،
‫مشکلات‌مون چند برابر میشن

23:00.021 --> 23:02.231
‫اولین کاری که باید انجام بدیم
‫اینـه که دره رو مسدود کنیم

23:02.231 --> 23:04.261
‫دو طرف استیس رو ببندید

23:04.261 --> 23:05.611
‫یه مرکز فرماندهی می‌خوایم

23:05.611 --> 23:08.250
‫یه جایی که آب و برق و فضای کافی برای
‫انتقال هوایی داشته باشه

23:08.275 --> 23:10.836
‫- اردوگاه رودخانه یوکان تو بزرگراه ۱۱
‫- نه، خیلی دوره، دیگه چی هست؟

23:10.861 --> 23:13.421
‫کارخونه سیمان قدیمی امپایر چطوره؟
‫۱۰ کیلومتر فاصله داره

23:13.421 --> 23:15.161
‫- میریم همون‌جا. خیلی خب
‫- باشه

23:15.161 --> 23:16.791
‫یکی هم بیمارستان رو خبر کنه

23:16.791 --> 23:18.541
‫بگید پروتکل اضطراری رو آغاز کنن

23:18.541 --> 23:19.711
‫خیلی خب، بهشون بگید...

23:20.251 --> 23:23.091
‫بهشون بگید یه سونامی دردسر تو راهـه

23:34.601 --> 23:37.471
‫به گمونم ‫باید قرار ناهار با
فرانک رو بندازی عقب

23:37.471 --> 23:38.811
‫چرا؟ مگه چی شده؟

23:38.811 --> 23:39.941
‫یه حادثه‌ای رخ داده

23:39.941 --> 23:42.061
‫انگار داشتن زندانی‌ها رو جابجا می‌کردن

23:42.061 --> 23:44.021
‫دکتر لین گفته باید تریاژ رو شروع کنیم

23:44.021 --> 23:47.041
‫انگار می‌گفت باید طبقه سوم رو قرنطینه کنیم

23:55.741 --> 23:59.081
‫فرانک، حالت خوبـه؟ قضیه چیه؟
‫میگن یه حادثه اتفاق افتاده

23:59.081 --> 24:00.331
‫یه هواپیمای ساما سقوط کرده

24:00.331 --> 24:02.561
‫دانی زخمی شده.
‫منتظر هلی‌کوپتر پزشکی‌ایم

24:02.561 --> 24:04.221
‫- منظورت چیه که زخمی شده؟
‫- گوشی

24:04.221 --> 24:06.301
‫فهرست مسافرها رو از دفترت آوردم

24:06.301 --> 24:07.921
‫من عکس لازم دارم.
‫بیخیال، عکس می‌خوام

24:07.921 --> 24:10.671
‫به ستاد مرکزی بگو پرونده‌های نزدیکان و
‫سوءپیشینه‌هاشون رو بفرسته

24:10.671 --> 24:12.101
‫باید مُرده‌ها رو شناسایی کنم

24:12.101 --> 24:13.341
‫- باشه
‫- عکس لازم دارم

24:13.341 --> 24:16.681
‫- فرانک، جون به لب شدم. چی شده؟
‫- دانی چاقو خورده

24:16.681 --> 24:19.851
‫واسه همین یکی باید به اَنی بگه.
‫به زودی میاد پیش‌تون

24:19.851 --> 24:21.891
‫باشه. خودت چی؟ حالت خوبـه؟

24:22.901 --> 24:24.481
‫لوک که تو خطر نیست؟

24:24.481 --> 24:26.361
‫جای لوک امنـه. مدرسه‌ست.
‫من هم خوبم

24:26.361 --> 24:28.191
‫فقط کاش زیرشلواریم رو پوشیده بودم

24:29.611 --> 24:32.151
‫ببین عزیزم، من باید برم.
‫هر وقت تونستم زنگ می‌زنم

24:32.151 --> 24:33.781
‫- فرانک؟
‫- بله

24:33.781 --> 24:35.649
‫مراقب باش، خب؟

24:35.674 --> 24:37.991
‫منتظر بمون تا گروه نجات برسه

24:37.991 --> 24:40.121
‫عزیزم، ما خودمون گروه نجاتیم

24:41.711 --> 24:45.171
‫نایب‌سرپرست آلاسکا، فرانک رمنیکـه

24:45.171 --> 24:48.381
‫تا جای ممکن چیزی بهش نمیگی اما
‫به حرفاش بها بده

24:48.381 --> 24:49.961
‫ما اونجا اختیار قانونی نداریم

24:49.961 --> 24:52.171
‫این گاوچرون، نگهبان دروازه‌ست

24:52.421 --> 24:53.631
‫چطوری باید برخورد کنیم؟

24:53.631 --> 24:57.351
‫طرف کدخدای آلاسکای دور‌افتاده‌ست و
‫بچه‌ی همون‌جاست

24:57.351 --> 25:00.311
‫شیش سال توی شیکاگو
‫عضو گروهِ ویژه‌ی مجرمان فراری بوده اما

25:00.311 --> 25:02.431
‫نتونست شهر رو تحمل کنه

25:02.431 --> 25:04.691
‫دوباره منتقل شد به این یخ‌دونی و

25:04.691 --> 25:08.771
‫از اون‌موقع تا حالا، تو این پنج‌ سال،
‫دو بار مجبور به شلیک اسلحه‌ی سازمانیش شده

25:08.771 --> 25:10.561
‫تو دوران مسئولیتش هیچ‌کسی کشته نشده

25:10.561 --> 25:12.321
‫دفعه اولـه با چنین موقعیتی روبرو میشه

25:12.321 --> 25:14.041
‫پس به خودش هم شک می‌کنه

25:14.571 --> 25:16.201
‫از نقطه‌‌ضعف‌شون استفاده کن

25:16.781 --> 25:19.451
‫بهش بفهمون که به کمکت نیاز داره

25:20.461 --> 25:21.791
‫پس باهاش رفیق بشم، فهمیدم

25:21.791 --> 25:23.661
‫پرستارهام توی اداره کیان؟

25:24.161 --> 25:27.211
‫دوتا چندتا مأمور از انکوریج، بولتون و شاو

25:27.211 --> 25:28.421
توجیه شدن

25:28.421 --> 25:30.671
‫- اونجا منتظرتن
‫- پشت خطـه

25:32.051 --> 25:34.591
‫یادت باشه، به فرانک نیاز داریم

25:34.591 --> 25:36.664
‫اگه مارشال‌‌ها مانع‌مون بشن،

25:36.689 --> 25:39.657
همه‌مون به خاک سیاه می‌شینیم

25:46.601 --> 25:48.311
‫آقای رمنیک، سیدنی اسکافیلد هستم

25:48.311 --> 25:50.901
‫دفتر انکوریج حتماً بهتون گفتن که
‫منتظر تماس من باشید

25:50.901 --> 25:53.281
‫بله. فقط به طور واضح نگفتن که
‫واسه کی کار می‌کنید

25:53.281 --> 25:55.031
‫درک می‌کنم. یکم پیچیده‌ست

25:55.031 --> 25:57.281
‫من برای تیم‌های ویژه‌ی چندتا سازمان
کار می‌کنم

25:57.281 --> 25:58.661
‫منظورت سازمان‌های مخفیـه؟

25:58.661 --> 26:00.281
‫تلاشم اینـه که اطلاعات غیرمحرمانه

26:00.281 --> 26:01.701
‫از اتفاقات رو بهتون بگم

26:01.701 --> 26:03.661
‫هواپیماهای ساما مال مارشال‌هاست،
‫نه سیا

26:03.661 --> 26:06.671
‫نمی‌تونم رو خط غیر امن درموردش حرف بزنم اما
‫می‌‌تونم بگم که

26:06.671 --> 26:08.881
‫دارم میام پیش‌تون تا قضیه رو
‫براتون توجیه کنم و

26:08.881 --> 26:10.501
‫منابعی رو در اختیارتون بذارم

26:10.501 --> 26:13.381
‫تا اون‌موقع باید هر جوری شده که
‫محوطه رو امن کنید

26:13.381 --> 26:14.671
‫از پسش بر میاید؟

26:14.671 --> 26:16.431
‫خانم اسکافیلد، اینجا آلاسکاست

26:16.431 --> 26:17.961
‫محوطه‌ای وجود نداره

26:27.500 --> 26:30.220
‫« به فربکنس خوش آمدید »
‫« شهر قلب طلایی »

26:32.790 --> 26:35.897
« تو راهی؟ »

26:38.981 --> 26:40.741
‫- سلام!
‫- سلام!

26:40.741 --> 26:41.951
‫هی، کاپشنت رو آوردی؟

26:41.951 --> 26:44.081
‫تو کمدمـه. مگه چی‌‌کار قراره بکنیم؟

26:44.081 --> 26:45.771
‫می‌خوایم گردهمایی رو بپیچونیم

26:46.161 --> 26:47.161
‫چرا؟

26:48.791 --> 26:50.631
‫سورپرایزه، خب؟ زود باش

26:56.591 --> 26:58.091
‫صبح به‌خیر، هاسکی‌ها

26:58.091 --> 27:00.931
‫مدیر کنیگی هستم و ‫باید موضوع مهمی رو
به اطلاع‌تون برسونم

27:00.931 --> 27:04.061
‫بهم گفته شده که نیروی انتظامی
‫در حال رسیدگی به یه ناآرامی

27:04.061 --> 27:05.641
‫در حوالی این منطقه هست و

27:05.641 --> 27:08.691
‫افسر مارکس از گشت ایالیتی آلاسکا

27:08.691 --> 27:11.041
‫اومدن اینجا تا وضعیت رو شرح بدن

27:12.111 --> 27:13.731
‫با تشکر از مدیر کنیگی

27:14.661 --> 27:16.561
‫همون‌طور که گفته شد...

27:16.561 --> 27:19.561
‫در حال رسیدگی به معضلی در یوکان فلتس هستیم

27:21.201 --> 27:25.394
‫در حال حاضر شما جاتون اینجا امنـه اما
‫محض احتیاط،

27:25.991 --> 27:29.291
‫مدرسه رو در وضعیت قرنطینه‌ی خفیفی
قرار میدیم

27:26.015 --> 27:27.715
« مامان »

27:29.291 --> 27:32.501
‫و متأسفانه یعنی بازی امشب
‫در برابر تیم «نورث استار» و

27:32.501 --> 27:36.381
‫مراسم رقص بازگشت به خانه‌ی فرداشب
‫ناچاراً به تاریخ دیگه‌ای موکول میشه

27:37.301 --> 27:38.381
‫زنده‌باد هاسکی‌ها

27:45.261 --> 27:48.181
‫مارشال گرنجر، من زندگیم رو مدیون شمام

27:48.181 --> 27:51.811
‫فرانک رمنیک هستم، نایب‌سرپرست.
‫حال‌تون چطوره؟

27:51.811 --> 27:54.151
‫بقیه رو پیدا کردید؟
‫نباید ول‌شون کنیم

27:55.111 --> 27:56.941
‫سه تا مارشال مُردن

27:56.941 --> 27:58.571
‫به همراه یه خلبان

27:58.571 --> 27:59.991
‫هجده نفر دیگه مفقود شدن

27:59.991 --> 28:01.491
‫خیلی خب، یعنی میگید مُردن؟

28:01.491 --> 28:03.531
‫هوا منفی ۹ درجه‌ست پس اوضاع جالب نیست

28:03.531 --> 28:05.581
‫ول، میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟

28:05.581 --> 28:06.901
‫ممنون

28:09.191 --> 28:11.501
‫شما با هلی‌کوپتر پزشکی به
‫فربنکس منتقل میشید

28:11.501 --> 28:12.581
‫درستـه

28:12.581 --> 28:15.791
‫اما قبل این که برید،
‫باید بدونم اون بالا چه اتفاقی افتاده

28:15.791 --> 28:18.171
‫یکی از زندانی‌ها فرار کرد و
‫هواپیما رو دست‌کاری کرد

28:18.171 --> 28:19.231
‫کدوم‌شون؟

28:19.631 --> 28:22.631
‫نمی‌دونم. مسیرمون منحرف شد.
‫بدون هماهنگی بود

28:22.631 --> 28:23.551
‫به کجا منحرف شد؟

28:23.551 --> 28:25.681
‫- فکر کنم یه پایگاه هوایی بود...
‫- پایگاه هوایی؟ کجا؟

28:25.681 --> 28:27.681
‫- وسط ناکجا آباد
‫- با ساحل غربی چقدر فاصله داشت؟

28:27.681 --> 28:29.181
‫- نمی‌دونم
‫- باشه، اشکالی نداره

28:29.181 --> 28:31.271
‫فقط بگو چی دیدی؟

28:33.901 --> 28:35.901
‫سرش رو پوشونده بودن

28:35.901 --> 28:37.081
‫تو غل و زنجیر بود

28:38.901 --> 28:40.491
‫بهش می‌گفتن «هولاک»

28:43.361 --> 28:46.041
‫می‌گفتن یه زندانی با اولویت بالا و
غیررسمیـه

28:46.371 --> 28:47.621
و همین‌طوری سوارش کردید؟

28:47.621 --> 28:48.691
‫نه

28:49.061 --> 28:50.791
‫نذاشتیمش پیش بقیه.
‫گذاشتیمش عقب

28:50.791 --> 28:53.331
‫- با اجازه‌ی کی...
‫- محکم بستیمش. کاری که هیچ‌وقت نمی‌‌کنیم

28:53.331 --> 28:55.171
‫بر خلاف مقررات محافظ از زندانیـه

28:56.001 --> 28:58.421
‫اما این یارو انگار یه چیزهایی می‌دونست

28:58.961 --> 29:00.011
‫چی می‌دونست؟

29:00.881 --> 29:02.971
‫که عمراً بتونیم جلوش رو بگیریم

29:03.301 --> 29:06.221
‫این یارو از بقیه باهوش‌تر بود

29:06.221 --> 29:08.931
‫می‌دونست که هر موقع پاش به زمین برسه،

29:08.931 --> 29:11.061
‫قراره آزاد بشه

29:13.231 --> 29:16.561
‫- فرانک. هلی‌کوپتر پزشکی رسید
‫- باشه، یه لحظه صبر کنید

29:18.191 --> 29:19.841
‫فقط محض اطمینان می‌پرسم،

29:20.041 --> 29:22.901
‫یعنی میگید هواپیمای سامای شما
‫خارج از برنامه فرود اومده،

29:22.901 --> 29:25.071
‫یه مجرمی که جزو مسافرین نبوده و

29:25.071 --> 29:27.491
‫ما اجازه‌ش رو نداده بودیم رو سوار کرده و

29:27.491 --> 29:29.661
‫- هیشکی هم هیچی نپرسیده؟
‫- آره. آره

29:30.241 --> 29:31.801
‫فرانک، باید راه بیفتن

29:35.331 --> 29:36.921
‫مطمئن باش

29:36.921 --> 29:38.711
‫این یارو هواپیما رو سرنگون کرده

29:45.681 --> 29:47.551
‫این چی می‌گفت؟

29:47.551 --> 29:48.681
‫نمی‌دونم

29:50.101 --> 29:52.601
‫یکی رو بفرست پیشش تا ازش اظهارنامه بگیره

29:53.141 --> 29:54.231
‫حال دانی چطوره؟

29:55.601 --> 29:56.941
‫هی

29:56.941 --> 29:58.731
‫شنیدم خون‌ریزیت مهار شده

29:59.771 --> 30:01.281
‫امروز شانس آوردی

30:01.281 --> 30:03.941
‫شنیدم جفت‌مون شانس آوردیم.
‫مبارک باشه

30:05.031 --> 30:06.611
‫به‌خاطر کلبه‌ت میگم

30:06.611 --> 30:08.461
‫تام دیشب موقع پوکر بازی کردن گفت

30:08.991 --> 30:10.331
‫مبارک تو و سارا باشه

30:10.911 --> 30:13.501
به چیزی رسیدی که آرزوی هر مارشالیـه

30:13.501 --> 30:14.501
‫چه چیزی؟

30:15.161 --> 30:16.541
‫زنده موندن؟

30:16.541 --> 30:18.631
‫این که آخر سر با زنت برگردی خونه‌ت؟

30:18.631 --> 30:20.291
‫مراقب خودت باش

30:20.291 --> 30:22.061
‫دیگه چیزی تا خونه نمونده

30:28.431 --> 30:35.431
« دیـ.جی.مــو.ویـ.ز »

30:47.071 --> 30:49.741
‫خیلی خب. گوش کنید.
‫قراره گرو‌ه‌هایی از خارج شهر بیان

30:49.741 --> 30:52.491
‫ورودتون به سرزمین «تانانای پایینی» رو
‫خوش‌آمد میگم،

30:52.491 --> 30:55.081
‫جایی که به اسم «فربنکس نورت استار بورو» هم
‫شناخته میشه

30:55.081 --> 30:57.501
‫با جامعه‌ی ما محترمانه برخورد کنید تا
‫احترام متقابل ببینید

30:57.501 --> 31:00.251
‫من و مارشال رمنیک این گزارش رو
‫آماده کردیم اما بدونید که

31:00.251 --> 31:02.961
اطلاعات به‌صورت آنی به دست‌مون می‌رسن

31:02.961 --> 31:05.641
‫تصاویر بازداشتی‌ها و پرونده‌ها
‫هنوز از سازمان زندان‌ها نرسیدن،

31:05.641 --> 31:07.721
‫به محض این که رسیدن،
‫به شما تحویل میدیم

31:07.721 --> 31:11.641
‫چیزی که ما می‌دونیم اینـه که
‫۵۲ زندانی سوار این هواپیما بودن،

31:11.641 --> 31:13.811
‫۲۳ نفرشون مُردن، ۱۱ نفرشون دستگیر شدن

31:13.811 --> 31:16.521
‫که یعنی ۱۸ تا زندانی گم شدن یا...

31:16.521 --> 31:17.981
‫متواری‌اند

31:17.981 --> 31:20.151
‫خیلی خب، به‌زودی اطلاعات بیشتر می‌رسه

31:20.151 --> 31:21.231
‫پس با هم در ارتباط باشید و

31:21.231 --> 31:24.191
‫اطلاعات رو با همدیگه به اشتراک بذارید اما
‫باید دست بجنبونیم رفقا

31:24.191 --> 31:25.691
‫هر روز روشنایی هشت دقیقه کم‌تر میشه

31:25.691 --> 31:28.071
‫اگه الان پیداشون نکنیم،
‫می‌خوریم به تاریکی

31:28.071 --> 31:30.241
‫خیلی خب، ممنونم

31:32.444 --> 31:33.451
‫آقای رمنیک؟

31:33.451 --> 31:34.451
‫بله

31:34.451 --> 31:37.331
‫با تلفن صحبت کردیم.
‫من سیدنی اسکافیلد هستم

31:37.331 --> 31:38.621
‫من هم فرانکم

31:38.621 --> 31:39.871
‫آقای رمنیک پدرم هستن

31:39.871 --> 31:41.381
‫خیلی خب، فرانک

31:41.381 --> 31:43.711
‫درمورد این وضعیت چه اطلاعاتی دارید؟

31:43.711 --> 31:46.761
‫به محض پیدا کردن جعبه سیاه،
‫به اطلاعات بیشتری می‌رسیم اما فعلاً...

31:46.761 --> 31:51.101
‫می‌دونیم که هواپیما به خاطر یه عملیات مخفیانه
‫با دخالت یه عامل غیردولتی، تغییر مسیر داده

31:51.101 --> 31:52.301
‫فقط همین رو می‌تونی بگی؟

31:52.301 --> 31:55.311
‫تیم من در حال تهیه‌ی یه گزارشـه که
‫تا یه ساعت دیگه به دستت می‌رسه

31:55.311 --> 31:58.851
‫فعلاً وزارت دادگستری فشار آورده که
‫آمار همه‌ی مسافرین،

31:58.851 --> 32:01.061
‫چه مُرده، چه بازداشتی و
چه گم‌شده رو در بیاریم

32:01.061 --> 32:02.231
‫خب این کار شدنیـه اما

32:02.231 --> 32:05.611
‫چیزی که نمی‌فهمم اینـه که چرا سیا
‫از هواپیمای ساما استفاده کرده؟

32:05.611 --> 32:07.801
‫- این محرمانه‌ست اما تو گزارش آورده میشه
‫- منطقی نیست

32:07.801 --> 32:09.981
‫تمامی جابجایی‌ها تحت نظارت مارشال‌ها
‫انجام میشن،

32:09.981 --> 32:12.381
‫با این‌حال هیچ اطلاعاتی از
‫این عملیات به ما داده نشده

32:12.381 --> 32:14.031
‫- می‌دونم سؤالات زیادی داری...
‫- بله

32:14.031 --> 32:15.901
‫...و تلاش من اینـه به همه‌شون جواب بدم اما

32:15.901 --> 32:18.561
‫در حال حاضر با چندین سازمان سر و کار داریم

32:18.561 --> 32:20.381
‫بنابراین اوضاع درهم برهمـه

32:22.301 --> 32:24.041
‫این‌ها همه‌ی کساییـن که پیدا کردی؟

32:24.041 --> 32:25.041
فعلاً آره

32:26.171 --> 32:29.021
‫بقایای هواپیما ۱.۵ کیلومتری دورتره،
‫شاید هم بیشتر

32:30.301 --> 32:31.931
‫عجب کلاهی داره

32:36.901 --> 32:38.681
‫تو خودت خلبانی فرانک

32:38.681 --> 32:40.181
‫بقایای هواپیما رو دیدی

32:40.181 --> 32:43.151
‫این تصادفـه یا یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست؟

32:43.151 --> 32:44.481
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌‌کاسه‌ست

32:44.481 --> 32:47.021
‫آخه تا این‌جای شمال اومدن،
‫یعنی کجا می‌خواستن برن؟

32:51.571 --> 32:52.951
‫این یکی خفه شده

32:53.301 --> 32:56.071
‫خون‌مردگی داره.
‫استخون لامیش شکستـه

32:56.661 --> 32:58.791
‫باید با زندانی‌های بازداشت شده حرف بزنم

32:58.791 --> 33:01.121
‫خب، فکر می‌کنی کار هولاک بوده؟

33:01.911 --> 33:02.961
‫چی گفتی؟

33:04.711 --> 33:06.751
‫مگه دنبال همین یارو هولاک نیستی؟

33:06.751 --> 33:08.171
‫تو این اسم رو از کجا شنیدی؟

33:08.901 --> 33:11.571
‫یه مارشال از حادثه جون سالم به در برده

33:11.571 --> 33:13.471
‫هولاک رو از پایگاه هوایی سوارش کردید دیگه؟

33:13.471 --> 33:14.681
‫باید اون مارشال رو ببینم

33:14.681 --> 33:17.511
‫اونا نباید مسیر پرواز رو تغییر می‌دادن.
‫اجازه‌ نداشتن

33:17.511 --> 33:20.101
‫- تمام جزئیات این مأموریت...
‫- توی گزارش گفته میشه. یه بار گفتی

33:20.101 --> 33:23.771
‫ببین، من دارم چندتا سؤال سطحی می‌پرسم و
‫تو داری پرت و پلا میگی

33:24.501 --> 33:25.811
‫تو پایگاه صحبت می‌کنیم

33:25.811 --> 33:27.941
‫بیا درمورد اون دوستم که
‫نزدیک بود صبح بمیره و

33:27.941 --> 33:29.901
‫الان راهی بیمارستان شده حرف بزنیم

33:29.901 --> 33:31.031
‫زن و بچه‌ی کوچیک داره

33:31.031 --> 33:35.571
‫لطفاً درک کن که من اجازه‌ی قانونی
‫برای صحبت درمورد جزئیات این مأموریت...

33:35.571 --> 33:37.951
‫لازم نیست سر من رو شیره بمالی، خب؟

33:37.951 --> 33:40.081
‫مشخصـه که قضیه چیه

33:40.081 --> 33:43.001
‫من دنبال ۱۸ تا زندانی‌‌ام،
‫سیا دنبال یکی

33:43.501 --> 33:45.871
‫خیلی چیزها اینجا هست که متوجهش نمیشم اما

33:45.871 --> 33:48.841
‫یه چیزی رو خوب می‌دونم.
‫اینجا رو می‌شناسم

33:48.841 --> 33:50.591
‫اینجا جای بی‌رحمیـه

33:50.591 --> 33:53.081
‫حتی اگه بلایای طبیعی یا
‫حیوون‌ها دخلت رو نیارن،

33:53.081 --> 33:55.721
‫مطمئن باش که ۱۸ ساعت تاریکی
این کار رو می‌کنه

33:56.471 --> 33:58.061
‫مردم اینجا با بقیه فرق دارن

33:58.061 --> 34:01.141
‫خیلی‌ها گوشی ندارن.
‫بیشترشون تفنگ دارن

34:01.141 --> 34:03.711
‫من هم سوگند خوردم که ازشون محافظت کنم

34:03.931 --> 34:06.191
‫به این سوگند تا پای جون وفادارم

34:06.191 --> 34:07.941
‫می‌خوام یه چیزی رو روشن کنم

34:07.941 --> 34:09.521
‫اگه این رازی که مخفی کردی

34:09.521 --> 34:12.361
‫نسبت به جون و امنیت مردم اینجا
برات مهم‌تر باشه،

34:12.361 --> 34:14.111
‫به مشکل می‌خوریم

34:14.111 --> 34:15.611
‫- آقای رمنیک...
‫- اون پدرمـه

34:16.111 --> 34:17.321
‫درستـه

34:17.321 --> 34:19.281
‫فرانک

34:19.281 --> 34:20.531
‫راستش رو میگم فرانک

34:21.121 --> 34:22.871
‫خودم دلم نمی‌خواد اینجا باشم و

34:22.871 --> 34:26.001
‫حال و حوصله‌ی محافظت از کسایی که
‫فرستادنم اینجا رو هم ندارم

34:26.001 --> 34:29.001
‫پس بگو چی می‌خوای بدونی؟

34:30.921 --> 34:32.211
‫بیا با هولاک شروع کنیم

34:33.751 --> 34:34.841
‫سه سال پیش،

34:34.841 --> 34:38.641
‫شایعاتی پخش شد که یه جاسوس
‫تو عمیق‌ترین لایه‌های سیا،

34:38.641 --> 34:41.971
‫یه مرتد ایدئولوژی شروع به
فروش اسرار کرده،

34:42.561 --> 34:44.221
‫نه برای پولش،

34:44.221 --> 34:49.651
‫بلکه در راستای براندازی و
‫نابودی دولت آمریکا

34:49.651 --> 34:51.651
‫اطلاعاتش این‌قدر زیاد و مخرب بود که

34:51.651 --> 34:56.691
‫وزارت دادگستری یه گروه ویژه‌ی چندسازمانی
‫برای پیدا کردنش تشکیل داد اما

34:56.691 --> 35:00.491
‫حقیقت ماجرا اینـه که
اون خائن اصلاً خطری نداره

35:00.491 --> 35:03.411
‫اون یه مترسکـه که سیا به عنوان بخشی از

35:03.411 --> 35:06.661
‫عملیات مخفیانه‌ش به اسم «پروتکل اتواتر»
‫عَلم کرده

35:06.661 --> 35:09.909
‫سازمان چندتا از این مرتدها رو
راهی جامعه کرد تا ‫

35:09.934 --> 35:11.131
اطلاعات درز بدن تا

35:11.131 --> 35:14.694
‫دشمن‌هاش رو بکشه بیرون و
‫از بین‌شون ببره

35:15.011 --> 35:17.721
‫یکی از اون‌ها لیوای تیلور هارتمن بود

35:17.721 --> 35:19.481
‫با اسم رمزِِ...

35:19.481 --> 35:20.891
‫هولاک

35:20.891 --> 35:23.971
‫به من مأموریت دادن که
اون نابغه رو مسلح کنم و

35:23.971 --> 35:26.181
‫پروژه رو احیا کنم

35:26.181 --> 35:31.481
‫من به هولاک کار با اسلحه،
‫زبان و سلاخی یاد دادم

35:31.481 --> 35:33.231
‫تو دو سال اخیر،

35:33.231 --> 35:36.031
‫هولاک این اطلاعات رو طعمه کرده تا

35:36.031 --> 35:39.951
‫اهداف‌مون توی اروپا و خاور دور رو
‫به دام بندازه و نابودشون کنه

35:39.976 --> 35:42.472
‫همه‌چیز تا ماه پیش داشت عالی پیش می‌رفت

35:42.497 --> 35:44.331
تا این که ‫اون افسانه رنگ واقعیت گرفت

35:44.331 --> 35:45.741
‫هولاک غیبش زد

35:45.741 --> 35:48.711
‫اطلاعات محرمانه هم باهاش غیب شدن

35:48.711 --> 35:52.131
‫بنا به دلایلی رفیق‌مون تغییر رویه داد و
قضیه رو واقعی کرد

36:03.261 --> 36:06.851
‫دو روز پیش، تو مرز چین و روسیه دستگیر شد

36:06.851 --> 36:09.391
‫سیا داشت برش می‌گردوند خونه،

36:09.391 --> 36:13.231
‫که از آسمون سقوط کرد و
‫افتاد تو حیاط پشتی شما

36:16.321 --> 36:20.151
‫اما مطمئن باش نقشه‌ی هولاک هر چی که هست،

36:20.151 --> 36:24.031
‫فرار کردنش از دست پلیس تو
‫ارتفاع ۳۰ هزار فوتی، تازه شروعشـه

36:27.371 --> 36:28.951
‫دنبال این می‌گشتی، پیری؟

36:39.801 --> 36:41.131
‫بفرمایید

36:42.361 --> 36:46.061
‫راستش داشتم به این یارو هولاک و
‫اون هواپیما فکر می‌کردم

36:46.811 --> 36:49.681
‫چطوری این کار رو کرده؟
‫یعنی میگی کسی بهش کمک کرده؟

36:49.681 --> 36:50.851
‫چه جور کمکی؟

36:50.851 --> 36:52.271
‫- خب...
‫- این چیه؟

36:53.021 --> 36:55.401
‫خوراک سیب‌زمینی و گوشت اسپمـه

36:55.401 --> 36:56.861
‫از غذاهای لاکچری شمالیـه

36:56.861 --> 36:59.611
‫وای. چه خوشمزه

36:59.611 --> 37:00.651
‫همم

37:00.651 --> 37:02.821
مال مامان بزرگم خیلی خوشمزه می‌شد

37:02.821 --> 37:06.031
‫البته دستور پخت «رامی بلک‌جک» رو از
‫کتاب آشپزی کلیسا کِش رفته بود

37:07.041 --> 37:09.061
‫زود باش. باید بخوری

37:09.581 --> 37:11.911
‫سعی می‌کنم گوشتی که نمی‌شناسم رو نخورم

37:11.911 --> 37:13.001
‫سالاد دارید؟

37:13.001 --> 37:14.331
‫ما سالاد نمی‌خوریم

37:15.081 --> 37:16.381
‫اسپم هم گوشت خوکـه

37:17.211 --> 37:20.061
‫بیخیال. یکم فکر کن

37:20.581 --> 37:23.591
حتماً با کمک کسی،
مواد منفجره رو برده توی هواپیما

37:23.591 --> 37:25.801
‫هیچ راه دیگه‌ای نداره

37:26.511 --> 37:28.101
‫ببخشید. باید این رو جواب بدم

37:31.101 --> 37:32.101
‫بله؟

37:41.781 --> 37:44.071
‫- الان برمی‌گردم
‫- خیلی خب، ممنون

37:44.661 --> 37:46.071
‫حال دانی خوبـه؟

37:46.871 --> 37:50.661
‫ خون‌ریزی داخلی تو بدنش پیدا کردن.
‫تو اتاق عمل اورژانسـه. دارم میرم اونجا

37:50.661 --> 37:52.541
‫ای خدا

37:52.541 --> 37:54.791
‫هی، از لوک خبری نداره؟
‫جواب گوشیش رو نمیده

37:54.791 --> 37:57.331
‫نه، حال لوک خوبـه. جاش امنـه.
‫تو مدرسه قرنطینه شده

37:57.331 --> 37:58.541
‫ببین، تو مراقب دانی باش

37:58.541 --> 38:00.001
‫- لوک رو بسپار به خودم
‫- باشه

38:06.391 --> 38:08.681
‫سلام جِین. منم.
‫گوش کن، یه لطفی بکن

38:08.681 --> 38:12.161
‫وقتی خواستن مدرسه رو خالی کنن،
‫میری دنبال لوک و پیش خودت نگهش داری؟

38:12.161 --> 38:13.771
‫- خیالت راحت
‫- عالیـه

38:13.771 --> 38:15.021
‫دانی چطوره؟

38:15.021 --> 38:16.811
‫حالش خوب نیست.
‫دارن می‌برنش اتاق عمل

38:16.811 --> 38:18.611
‫ببین، هر خبری شد بهت میگم، باشه؟

38:19.271 --> 38:20.271
‫خدافظ

38:21.861 --> 38:23.071
‫سارا همسرتـه؟

38:23.071 --> 38:24.071
‫آره، همین‌طوره

38:26.071 --> 38:27.161
‫حالت چطوره؟

38:27.911 --> 38:29.781
‫اگه می‌تونستم ببینم خیلی بهتر می‌شد

38:30.527 --> 38:31.541
‫آره

38:31.541 --> 38:33.201
‫دست آدم کاردرستی‌ام

38:33.201 --> 38:34.161
‫همین‌طوره

38:34.161 --> 38:36.871
‫میشه بپرسم بقیه‌ی مارشال‌ها رو هم
‫پیدا کردید یا نه؟

38:37.961 --> 38:38.961
‫حال‌شون خوبـه؟

38:39.461 --> 38:41.227
‫نــه!

38:42.634 --> 38:43.707
نه

38:54.181 --> 38:55.181
‫نه

39:00.441 --> 39:01.651
‫متأسفم

39:08.241 --> 39:11.491
‫چطور تونستی بذاری این اتفاق بیفته فرانک؟

39:11.491 --> 39:13.831
‫مُرده! اون مُرده!

39:14.751 --> 39:16.291
‫اون مُرده!

39:19.211 --> 39:22.001
‫اون مُرده. اون مُرده

39:47.071 --> 39:48.571
‫می‌ترسم

39:49.201 --> 39:50.861
‫برای خودمون می‌ترسم

39:52.121 --> 39:53.281
‫برای لوک

39:53.281 --> 39:54.371
‫نه، لوک حالش خوبـه

39:54.371 --> 39:56.541
‫با جین حرف زدم.
‫میره مدرسه دنبالش

39:56.541 --> 39:58.661
‫منظورم این نیست و خودت هم می‌دونی

40:01.631 --> 40:04.171
‫یه بار خونواده‌مون رو نجات دادم.
‫نمی‌تونم...

40:06.711 --> 40:08.661
‫نمی‌تونم دوباره این کار رو بکنم

40:11.051 --> 40:12.261
‫من یه سوگندی خوردم

40:16.641 --> 40:19.561
‫به من هم یه قولی دادی...

40:20.521 --> 40:21.521
‫به پسرت

40:22.441 --> 40:23.561
‫آخه لوک رو نگاه کن

40:23.561 --> 40:25.731
‫دیگه داروهاش رو نمی‌خوره.
‫همون آدم سابق شده

40:25.731 --> 40:27.031
‫اصلاً یه نگاه به خودت بنداز

40:27.031 --> 40:29.741
‫می‌تونی... می‌تونی راه بری،
‫می‌تونی حرف بزنی

40:29.741 --> 40:32.201
‫یعنی یادت رفته چه چیزهایی رو گذروندی؟

40:33.951 --> 40:36.041
‫حتی یه لحظه هم یادم نمیره

40:36.291 --> 40:38.161
‫این کار نابودت می‌کنه

40:41.081 --> 40:42.421
‫مشخصـه

40:43.131 --> 40:44.631
‫از همین الان مشخصـه

40:45.921 --> 40:48.921
‫اما دلیلی نداره که این جنگ تو باشه، عزیزم

40:50.801 --> 40:55.351
‫تو ۱۸ سال از عمرت رو
‫پای مارشال‌ها گذاشتی

40:56.151 --> 40:57.611
‫خونواده‌ت، ما...

41:02.231 --> 41:03.691
‫بهت نیاز داریم

41:16.241 --> 41:17.911
‫آره

41:18.661 --> 41:19.791
‫اوم...

41:21.371 --> 41:22.921
‫من...

41:23.831 --> 41:27.501
‫ظهر رفتم خونه و زیرشلواریت رو
‫انداختم تو خشک‌کن

41:29.521 --> 41:30.961
‫تو رو نداشتم چی‌کار می‌کردم؟

41:30.961 --> 41:33.011
‫احتمالاً از سرما می‌مُردی

41:33.011 --> 41:34.261
‫صد در صد

41:34.261 --> 41:35.721
‫یا این که از گشنگی می‌مردی

41:43.081 --> 41:44.867
« هاچ »

41:46.101 --> 41:47.901
‫- بله؟
‫- یه چیزی پیدا کردیم

41:48.441 --> 41:49.611
‫باشه. الان راه میفتم

41:51.281 --> 41:52.321
‫باید برم

41:52.931 --> 41:54.321
‫وزارت ترابری تماس گرفته

41:54.321 --> 41:55.491
‫سازمان هواشناسی انکوریج،

41:55.491 --> 41:57.741
‫اعلام کرد یکی از ناظرها
‫بهشون سیگنال آزاد داده

41:57.741 --> 41:58.831
‫شاید پیام اضطراری باشه

41:58.831 --> 42:00.541
‫خب از کجا مخابره شده؟

42:00.541 --> 42:02.501
‫گفتن از برجِ جنوب وینتای

42:02.501 --> 42:04.581
‫شیش تا ناظر با سازمان هواشناسی
قرارداد دارن

42:04.581 --> 42:07.171
‫با پنج‌تاشون حرف زدیم.
‫تنها کسی که باهاش تماس نگرفتیم...

42:07.171 --> 42:08.131
‫زب وبره

42:08.131 --> 42:09.211
‫زب وبر کیـه؟

42:09.211 --> 42:11.501
‫آخه هاچ، اونجا یه ۳۰‌ کیلومتری با
‫محل سقوط فاصله داره

42:11.501 --> 42:14.131
‫یعنی یکی می‌تونه با پای پیاده
‫این‌قدر دور بشه؟

42:14.131 --> 42:15.931
‫آدم من که می‌تونه.
‫زب وبر کیه؟

42:15.931 --> 42:17.511
‫طرف سورتمه‌ی سگ می‌رونه

42:17.511 --> 42:19.431
‫حتی با متر و معیارهای آلاسکا هم گوشه‌گیره

42:19.431 --> 42:22.561
‫تو مزرعه‌ی خونوادگیش زندگی می‌کنه،
‫سگ‌های سورتمه‌ران داره

42:22.561 --> 42:25.521
‫یعنی میگی تو ۳۰ کیلومتریِ محل سقوط،
‫یه پایگاه با دکل و

42:25.521 --> 42:27.811
‫سگ‌های سورتمه‌ران هست؟

42:28.771 --> 42:29.821
‫این همون آدم منـه

43:07.351 --> 43:08.481
‫تو چی‌کار کردی؟

43:33.301 --> 43:34.421
‫اشکالی نداره

43:34.421 --> 43:35.761
‫داره. گیر کردیم

43:38.841 --> 43:40.341
‫گوشی تو آنتن میده؟

43:42.761 --> 43:45.101
‫مجبوریم پیاده بریم

44:17.011 --> 44:19.301
‫اینجا خیلی باحالـه

44:20.681 --> 44:22.841
‫این همون کلبه‌ایـه که مامان‌بابات خریدن؟

44:22.841 --> 44:24.301
همچنان آنتن نداره

44:25.141 --> 44:26.391
‫خط تلفن چی؟

44:27.221 --> 44:28.311
‫قطعـه

44:28.311 --> 44:30.441
‫این کلبه رو از ماه ژوئن گذاشتن برای فروش

44:32.601 --> 44:34.561
‫بابام اعصابش خُرد میشه

44:36.531 --> 44:38.441
‫اینجا رو واسه خودمون آماده کردی؟

44:38.441 --> 44:40.201
‫آره. این همون سورپرایز بود

44:52.121 --> 44:55.591
‫از اینجا پیاده میریم.
‫کلبه ۷۰۰‌ متر از اون قُله فاصله داره

44:55.591 --> 44:57.591
‫یعنی چی؟ گیر کرده

44:58.551 --> 45:01.051
‫- چی؟
‫- تفنگم رو میگم، گیر کرده

45:01.051 --> 45:02.931
‫یعنی بیرون نگهش داشتی؟

45:02.931 --> 45:05.261
‫- آره
‫- بخار آب یخ می‌زنه

45:05.261 --> 45:06.261
‫آره، می‌دونم

45:06.621 --> 45:09.521
‫یا قضیه اینـه، یا هم از لوبریکانتِ
‫مبتنی بر آب استفاده می‌کنی...

45:09.521 --> 45:11.941
‫در هر صورت من که تفنگ زاپاس ندارم، پس...

45:12.781 --> 45:14.381
‫اسلحه‌ت رو بده بهش

45:14.861 --> 45:17.191
‫باشه. خنده‌دار بود. موفق باشی

45:17.191 --> 45:19.741
‫این مأمور فدرالـه و داره به
مارشال‌ها کمک می‌کنه

45:19.741 --> 45:21.901
‫تو مأمور سیایی که صلاحیت قانونی
‫برای اینجا بودن نداری

45:21.901 --> 45:24.111
‫- اسلحه‌ت رو بده بهش
‫- ندم چی میشه؟ دستگیرم می‌کنی؟

45:30.161 --> 45:31.541
‫باشه

45:31.541 --> 45:33.331
‫اما این عقب نمی‌مونم

45:33.331 --> 45:35.661
‫مطمئنم می‌تونی از پس خودت بر بیای

46:25.051 --> 46:26.891
‫حالت خوبـه زب؟
‫کجاست؟

46:42.361 --> 46:43.361
‫هاچ!

47:09.011 --> 47:10.351
‫برو، برو، برو

47:18.151 --> 47:19.651
‫- شاو
‫- من حالم خوبـه

47:23.531 --> 47:24.741
‫از جات تکون نخور!

47:24.741 --> 47:26.281
‫- برید عقب!
‫- تکون نخور!

47:26.281 --> 47:28.161
‫- اسلحه رو بذار زمین!
‫- به خدا بهش شلیک می‌کنم!

47:28.161 --> 47:29.781
‫خیلی خب، آروم باش!

47:29.781 --> 47:31.953
‫- اسلحه رو بذار زمین!
‫- من برنمی‌گردم

47:32.491 --> 47:33.871
‫آروم و یواش

47:33.871 --> 47:35.451
‫- باید بهش شلیک کنی فرانک!
‫- بهش بگو خفه شه!

47:35.451 --> 47:37.461
‫می‌بینی که محاصره شدی

47:37.461 --> 47:40.461
‫تنها وظیفه‌ی من اینـه که
‫تو رو صحیح و سالم برسونم

47:40.461 --> 47:43.501
‫برای این کار باید اسلحه‌ت رو بذاری زمین

47:43.501 --> 47:44.921
‫گروگان رو می‌کشه!

47:44.921 --> 47:46.761
‫ماشه‌ی کوفتیت رو بکش!

47:46.761 --> 47:48.591
‫می‌تونم ازت محافظت کنم

47:48.591 --> 47:50.221
‫خب؟ تو آدم مهمی هستی، می‌دونم

47:50.221 --> 47:52.501
‫واسه همینـه که دختره اومده اینجا

47:56.641 --> 47:58.101
‫تفنگت رو بذار زمین

47:58.101 --> 47:59.731
‫خودمون دوتایی حرف می‌زنیم

48:08.111 --> 48:09.821
‫جداش کن!

48:10.451 --> 48:12.281
‫زب، به سگت بگو ولش کنه!

48:12.281 --> 48:14.121
!‫زب، بگو ولش کنه

48:14.121 --> 48:15.991
‫زب، به سگ لعنتیت بگو ولش کنه!

48:15.991 --> 48:17.371
‫بگو ولش کنه

48:49.031 --> 48:50.201
این هولاک نیست

49:06.381 --> 49:09.261
‫گفتی از لاشه‌ی هواپیما
‫سه تا جسد دیگه کشیدی بیرون؟

49:09.841 --> 49:10.841
‫اونجان

49:31.701 --> 49:33.834
‫مأمور بولتون به زور زنده موند اما

49:33.859 --> 49:36.031
‫زندونی‌مون دَووم نیورد

49:36.031 --> 49:37.991
‫می‌خوای واسه‌شون گل بخری؟

49:37.991 --> 49:39.621
‫قضیه شوخی‌بردار نیست، خب؟

49:39.621 --> 49:42.251
‫من پول می‌گیرم آدم‌ها رو زنده تحویل بدم.
‫یه زندانی فدرال

49:42.251 --> 49:44.121
‫به‌خاطر تو مُرده

49:44.121 --> 49:45.881
‫میشه پرونده‌های خدمه رو ببینم؟

49:46.541 --> 49:47.921
‫هی. شنیدی چی گفتم؟

49:48.671 --> 49:49.711
‫آره

50:00.471 --> 50:03.521
‫قبلاً این زندانی رو دیدیم.
‫خون‌مُردگی...

50:07.231 --> 50:09.361
‫- حاکی از خفگیـه
‫- خب؟

50:11.821 --> 50:14.111
‫اما مچ دستاش کبود نشده

50:14.111 --> 50:17.701
‫اگه دست‌بند داشت و از خودش دفاع می‌کرد،
‫باید جاش می‌موند

50:17.701 --> 50:20.371
‫لابد ریختن سرش.
‫زندونی‌ها افتاده بودن به جون هم

50:21.081 --> 50:23.871
‫آره، ولی خب این طرف زندونی نبوده

50:25.211 --> 50:26.211
‫چی؟

50:27.961 --> 50:29.341
‫گرنجر؟ نه

50:29.341 --> 50:32.541
‫نه، من با گرنجر حرف زدم.
‫درمورد سقوط هواپیما باهام حرف زد

50:32.541 --> 50:34.091
‫مارشال گرنجر

50:34.091 --> 50:35.431
‫فرانک رمنیک هستم

50:35.431 --> 50:37.261
‫باید بدونم اونجا چه اتفاقی افتاده

50:37.261 --> 50:39.901
‫یکی از زندانی‌ها فرار کرد و
‫هواپیما رو دست‌کاری کرد

50:39.901 --> 50:41.061
‫کدوم‌شون؟

50:41.061 --> 50:43.081
‫سرش رو پوشونده بودن

50:43.641 --> 50:44.721
‫تو غل و زنجیر بود

50:46.691 --> 50:48.381
‫بهش می‌گفتن «هولاک»

50:53.491 --> 50:56.061
‫می‌گفتن یه زندانی با
اولویت بالا و غیررسمیـه

50:58.221 --> 51:01.261
‫این یارو از بقیه باهوش‌تر بود

51:07.807 --> 51:09.347
« گرنجر »

51:11.211 --> 51:15.061
‫می‌دونست که هر موقع پاش به زمین برسه،
‫قراره آزاد بشه

51:21.971 --> 51:23.101
‫ممنونم

51:23.641 --> 51:25.981
‫- دادن دارو کار منـه
‫- نه، منظورم اون نبود

51:26.851 --> 51:29.191
‫شما و فرانک بیشتر از این‌ها به من لطف کردید

51:30.021 --> 51:33.301
‫خب، به محض این که دکتر رایت بیاد سراغ پات

51:33.301 --> 51:35.221
‫این‌قدر تشکر نمی‌کنی

51:37.584 --> 51:38.698
« فرانک »

51:39.951 --> 51:42.241
‫- فرانک؟
‫- سلام سارا. خدا رو شکر. گوش کن

51:42.241 --> 51:43.701
‫گوش کن. اون نگهبانی که آوردیم...

51:43.701 --> 51:44.791
‫- خب؟
‫- گرنجر

51:45.501 --> 51:47.041
‫- خب چی؟
‫- گرنجر. خب؟

51:47.041 --> 51:49.791
‫طرف نگهبان نیست.
‫زندانیـه. زندانی

51:49.791 --> 51:53.171
‫از بیمارستان بیا بیرون و خودت رو
‫به نزدیک‌ترین مأمور پلیس برسون، خب؟

51:53.171 --> 51:54.381
‫من دارم میام

51:55.051 --> 51:56.171
‫سارا؟

51:57.701 --> 52:02.701
‫♪ Leonard Cohen - Avalanche ♪

53:55.671 --> 53:57.591
‫- سارا رو پیدا کردی؟
‫- نه

53:58.211 --> 54:00.211
‫- خب حدأقل بگو یه سرنخی داری
‫- نه

54:00.211 --> 54:02.171
‫صبر کن فرانک، به‌خاطر لوک زنگ زدم

54:02.171 --> 54:03.381
‫مگه لوک چش شده؟

54:03.381 --> 54:05.761
‫نمی‌دونیم اون کجاست. رفته

54:05.761 --> 54:07.681
‫مدرسه فیلم‌های دوربین رو چک کرده و

54:07.681 --> 54:09.891
‫بعد از ناهار با کیرا مور ول کردن و رفتن

54:10.471 --> 54:12.771
‫باید سعی کنیم گوشیش رو ردیابی کنیم

54:12.771 --> 54:15.441
‫من دارم واسه کنفرانس خبری، میرم مدرسه

54:15.441 --> 54:17.941
‫- باشه، بسپارش به من
‫- خیلی خب

55:07.871 --> 55:08.991
‫ما قرار گذاشتیم

55:08.991 --> 55:10.621
‫که چیزی رو مخفی نکنیم.
‫تو دروغ گفتی

55:10.621 --> 55:11.701
‫فرانک، آروم باش

55:11.701 --> 55:13.701
‫با خودت نگفتی یه عکس از طرف نشونم بدی؟

55:13.701 --> 55:16.121
‫من صورتش رو دیدم سیدنی،
‫شاید می‌شناختمش

55:16.121 --> 55:17.211
‫شاید هم نمی‌خواستی

55:17.211 --> 55:18.831
‫- چرت نگو
‫- شاید می‌دونی چی‌کار می‌کنه

55:18.831 --> 55:20.541
‫- شاید می‌دونی نقشه‌ش چیـه
‫- الان ناراحتی

55:20.541 --> 55:22.341
‫هی، چیا می‌دونی؟ چیا می‌دونی؟

55:22.341 --> 55:25.721
‫چیزی که می‌دونم اینـه که هولاک
‫نقشه‌ش رو اجرا می‌کنه

55:25.721 --> 55:30.261
‫می‌دونم دو قدم از ما جلوتره که این
‫ما رو دو کیلومتر دورتر می‌کنه

55:31.051 --> 55:33.181
‫یه چیزی رو ازم مخفی می‌کنی

55:35.811 --> 55:38.731
‫خیلی خب، بهم بگو.
‫چرا می‌خوای قبل از من یارو رو پیدا کنی؟

55:38.731 --> 55:39.731
‫چرا؟

55:41.441 --> 55:42.611
‫اونا می‌کشنش

55:44.821 --> 55:48.071
سیا گفته بیارمش خونه تا
‫بتونن اعدامش کنن و

55:48.071 --> 55:49.821
‫بعد از این که کارشون باهاش تموم شد،

55:49.821 --> 55:52.371
‫دخل من رو هم میارن چون فکر می‌کنن
‫من هم کلکی تو کارمـه

55:52.371 --> 55:56.001
‫واسه همین اگه من اول هولاک رو پیدا کنم
‫می‌تونم تحویلش بدم به اِف‌بی‌آی،

55:56.001 --> 56:00.061
‫اونا می‌تونن کمکم کنن حقیقت رو ثابت کنم و
‫برگردم به زندگی‌ای که داشتم

56:00.881 --> 56:02.131
‫زندگی کوفتیت

56:03.001 --> 56:05.461
‫می‌تونی برگردی به زندگیت

56:05.461 --> 56:06.921
‫سارا رو پیدا می‌کنیم، فرانک

56:06.921 --> 56:09.511
‫نه، ما هیچ کاری نمی‌کنیم

56:10.681 --> 56:12.141
‫بهت گفتم

56:12.141 --> 56:14.502
‫اگه مخفی‌کار‌هات جون آدم‌ها رو
به خطر بندازه

56:14.527 --> 56:15.931
‫به مشکل می‌خوریم

56:15.931 --> 56:17.181
‫رفیقم مُرده،

56:17.181 --> 56:19.311
‫پسرم گم شده و زنم رو هم بردن...

56:19.311 --> 56:21.561
‫- فرانک، می‌فهمم. الان ناراحتی
‫- آقای رمنیک!

56:23.071 --> 56:24.691
‫آلاسکا حوزه‌ی قضایی منـه

56:25.181 --> 56:28.621
‫زن من با خائنی که دنبالشی تو جنگلـه و
‫جون کسایی که قسم خوردم مراقب‌شون باشم

56:28.621 --> 56:29.571
‫توی خطره

56:29.571 --> 56:31.991
‫پس حتی اگه مجبور بشم،
تیکه‌های اون هواپیما رو

56:31.991 --> 56:33.531
دوباره سر هم می‌کنم و

56:33.531 --> 56:36.751
هم آدمت رو پیدا می‌کنم،
هم چیزی که پنهون کردی

56:36.751 --> 56:38.421
‫اما من و تو دیگه کاری بهم نداریم

56:38.421 --> 56:39.751
‫ببخشید اما

56:39.751 --> 56:42.581
‫باید به یه کنفرانس خبری برسم و
‫دنبال یه یارویی بگردم

57:01.771 --> 57:02.861
‫- فرانک
‫- بله

57:02.861 --> 57:05.271
‫- آفلاین شدیم
‫- یعنی چی؟

57:05.681 --> 57:07.781
‫ظاهراً یه ایستگاه مخابراتی رو از دست دادیم

57:07.781 --> 57:10.941
‫ارائه‌دهنده‌ها، اینترنت و آنتن‌های موبایل
‫همه‌شون قطع شدن

57:10.941 --> 57:14.321
‫هی سید، اونجایی؟

57:14.321 --> 57:15.871
‫آره، معلومـه که اونجایی

57:15.871 --> 57:17.501
‫حدس بزن کی داره حرف می‌زنه؟

57:18.411 --> 57:22.791
‫خلاصه که من صحیح و سالمم و
‫دارم نقشه می‌کشم

57:23.421 --> 57:25.291
‫اما تو خبر داری، مگه نه سید؟

57:26.041 --> 57:28.091
‫می‌دونی زنگ نزدم با تو حرف بزنم

57:28.671 --> 57:30.341
‫زنگ که با تو حرف بزنم فرانک

57:31.581 --> 57:33.471
‫شرمنده که تو رو درگیر این قضایا کردم

57:33.471 --> 57:37.221
‫راستش من و سیدنی...

57:37.221 --> 57:40.231
‫چطور بگم؟ گذشته‌ی کثیفی داریم

57:41.271 --> 57:43.021
‫اما خب مقصرهای زیادی هست

57:44.061 --> 57:47.151
‫منظورم اینـه که من به هیچ‌کدوم از
‫مأمورهای سیا اعتما ندارم

57:47.771 --> 57:49.941
‫اما تو یه‌ گل‌پسر بین اون فاسد‌هایی، فرانک

57:50.901 --> 57:51.901
‫به تو اعتماد دارم

57:53.241 --> 57:56.041
‫اعتماد دارم چون یه چندساعتی
‫پیش زنت بودم

57:57.161 --> 57:58.161
‫ازش خوشم میاد

57:59.121 --> 58:01.041
‫واسه همینـه که هنوز زنده‌ست فرانک

58:01.411 --> 58:04.961
‫و چون هنوز زنده‌ست و در امانـه،
‫بهم مدیونی

58:06.081 --> 58:08.661
برای همین باید ‫چندتا لطف در حقم بکنی

58:09.341 --> 58:11.081
‫تو یه‌جورایی...

58:11.081 --> 58:13.071
‫واسطه‌ی منی فرانک

58:13.341 --> 58:15.511
‫باید بیشتر از این‌ها با همدیگه آشنا شیم

58:16.181 --> 58:18.041
‫و کاری که قراره با هم انجام بدیم،

58:18.851 --> 58:22.061
‫دنیا رو متحول می‌کنه

58:30.416 --> 58:37.416
‫مترجم: «محمدعلی sm »
‫در تلگرام mmli_Subs@

58:37.440 --> 58:44.440
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

58:44.464 --> 58:51.464
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
