WEBVTT

00:02.021 --> 00:10.021
‫بامابین تقدیم می‌کند
‫.:: Bamabin.com ::.

00:10.042 --> 00:12.841
‫این جنسن، خالق چارلیه.‬

00:12.842 --> 00:15.121
‫تنها چیزی که لازم داریم تا دستگاه‬
‫شروع به کار کنه،‬

00:15.122 --> 00:17.161
‫وارد کردن توالی فعال‌سازیه‬

00:17.162 --> 00:19.293
‫که تو این دفترچه رمزگذاری شده.‬

00:19.322 --> 00:21.841
‫باید چارلی رو بیدار کنی، آیریس،‬
‫وگرنه منو می‌کشن.‬

00:22.042 --> 00:26.361
‫دفترچه‌ی خاطراتت یه پازله.‬
‫اون ماشین رو 'ناله‌ی خدا' می‌خونه.‬

00:26.362 --> 00:28.721
‫'سکوتِ صداهای مُرده.'‬

00:28.722 --> 00:30.801
‫'پلیدیِ ویرانی.'‬

00:30.802 --> 00:32.121
‫'کالی یوگا.'‬

00:32.122 --> 00:34.081
‫هنوز رمزگشاییش رو تموم نکردی؟‬

00:34.082 --> 00:37.161
‫بیا ببینم خودت می‌تونی.
‫اون کلید رو هر هفته عوض می‌کرد.‬

00:37.162 --> 00:38.921
‫پس یعنی نه.‬

00:38.922 --> 00:41.161
‫سلام؟‬
‫سلام. ما هیچ‌وقت با هم حرف نزدیم.‬

00:41.162 --> 00:43.961
‫اسم من آیریس نیکسونه.‬
‫این واقعیته، درسته؟‬

00:43.962 --> 00:46.441
‫منو تو رُم ببین تا همه‌چی رو بهت بگم.‬

00:46.705 --> 00:49.072
‫این آیریس نیکسون رو پیدا کنید.

00:49.842 --> 00:52.641
‫تئو، پیدام کردن. باید از این‬
‫جزیره برم وگرنه می‌میرم.‬

00:52.642 --> 00:54.925
‫'بهت گفتم.‬
‫اونا دنبال پولن.'‬

00:58.762 --> 01:01.801
‫دفترچه هنوز پیش منه.‬
‫منو بکشی، گیرت نمیاد.‬

01:01.802 --> 01:04.601
‫به جوی آسیب بزنی، گیرت نمیاد.‬

01:04.602 --> 01:05.762
‫بیا تو!‬

01:13.016 --> 01:14.169
‫[اسلوانی، 18 ماه قبل]

01:21.522 --> 01:24.402
‫تیم ۱،‬
‫اوضاع ردیفه. هیچ نجات‌یافته‌ای نیست.‬

01:26.202 --> 01:28.482
‫تیم ۱، اوضاع ردیفه.‬
‫هیچ نجات‌یافته‌ای نیست.‬

01:33.682 --> 01:35.641
‫خیلی خب، خیلی خب. بریم جلو.‬

01:35.642 --> 01:37.641
‫اوکی، دریافت شد.‬

01:57.642 --> 01:59.562
‫با من چیکار کردی، جنسن؟‬

02:08.042 --> 02:10.042
‫لطفاً کمکم کن بفهمم.‬

02:12.562 --> 02:14.441
‫تو می‌دونی چیکار کردی.‬

02:14.442 --> 02:16.362
‫اصلاً یادت میاد؟‬

02:19.602 --> 02:21.721
‫و می‌تونی توضیح بدی؟‬

02:21.722 --> 02:23.762
‫این... وظیفه‌ی‬

02:24.842 --> 02:27.881
‫...من بود.‬
‫وظیفه‌ی چی؟‬

02:27.882 --> 02:29.801
‫اینا آدمای خوبی بودن.‬

02:29.802 --> 02:33.121
‫آدمای باهوش، مهربون و نابغه‌ای بودن.‬

02:33.122 --> 02:36.602
‫قصد آسیب زدن به تو رو نداشتن.‬
‫قصد آسیب زدن به هیچ‌کس رو نداشتن.‬

02:37.762 --> 02:39.322
‫نه.‬

02:41.042 --> 02:42.921
‫پس...‬

02:42.922 --> 02:45.122
‫می‌تونی بهم بگی چرا؟‬

02:46.282 --> 02:47.802
‫کمکم کن؟‬

02:49.988 --> 02:53.121
‫یه مردی بود به اسم...‬ یوجین شیفلین.‬
‫- نه، نه.‬

02:53.122 --> 02:55.161
‫بسه.‬
‫اون تصمیم گرفت که...‬

02:55.162 --> 02:58.441
‫به ایالات متحده‌ی آمریکا...‬ همه‌ی پرنده‌های...‬
‫بسه، بسه...

02:58.442 --> 03:01.801
‫دارم خیلی سعی می‌کنم بفهمم.‬

03:01.802 --> 03:05.962
‫ولی من عصبانیم و می‌ترسم...‬

03:07.002 --> 03:08.882
‫و من اصلا...‬

03:09.882 --> 03:13.801
‫لازمه یه چیزی بهم بگی، تا بتونم ببخشمت.‬

03:13.802 --> 03:17.401
‫اون تصمیم گرفت که به ایالات متحده‌ی آمریکا‬

03:17.402 --> 03:20.014
‫تمام پرنده‌هایی رو که در نمایشنامه‌های
‫شکسپیر ازشون نام برده شده، وارد کنه.‬

03:20.041 --> 03:21.054
‫میدونم.

03:22.042 --> 03:26.601
‫سال ۱۸۹۰ اون ۸۰ مرغ ماهی‌خوار رو‬
‫تو سنترال پارک رها کرد.‬

03:26.602 --> 03:29.641
‫و تمام مرغ‌های ماهی‌خوار آمریکا‬
‫از همون‌جا اومدن...‬

03:29.642 --> 03:33.201
‫من این داستان رو می‌دونم.‬
‫...همون ۲۰۰ میلیون تا.‬

03:33.202 --> 03:35.201
‫مردی که عاشق شکسپیر بود‬

03:35.202 --> 03:37.681
‫و فقط می‌خواست دنیا رو‬
‫جای قشنگ‌تری کنه.‬

03:37.682 --> 03:40.922
‫من فقط به توالی فعال‌سازی احتیاج دارم.‬

03:44.322 --> 03:46.042
‫نه.‬

03:47.522 --> 03:49.082
‫هرگز.‬

03:50.682 --> 03:54.721
‫سال ۱۹۶۰ یه هواپیما تو بوستون سقوط کرد...‬

03:54.722 --> 03:58.922
‫چون ۱۰ هزار مرغ ماهی‌خوار‬
‫باهاش برخورد کرده بودن.‬

04:00.282 --> 04:03.281
‫۶۲ نفر مُردن.‬
‫این پرنده‌ها محصولات کشاورزی رو از بین می‌برن.‬

04:03.282 --> 04:06.121
‫اون‌ها گونه‌های بومی رو نابود می‌کنن.‬

04:06.122 --> 04:08.161
‫اون‌ها...‬

04:08.162 --> 04:10.242
‫بیماری پخش می‌کنن.‬

04:16.242 --> 04:17.922
‫می‌دونم...‬

04:19.458 --> 04:21.497
‫...تو اعتقاد داری...‬

04:21.522 --> 04:24.442
‫که حقیقت زیبا خواهد بود.‬

04:26.042 --> 04:28.001
‫فکر می‌کنی این‌طوره.‬

04:28.002 --> 04:30.761
‫شعرش، تقارنش.‬

04:30.762 --> 04:32.802
‫باور داری که ما رو آزاد می‌کنه.‬

04:34.842 --> 04:36.842
‫ولی حقیقت...‬

04:38.122 --> 04:39.842
‫...وحشیانه‌ست...‬

04:41.242 --> 04:43.242
‫...و غم‌انگیزه.‬

04:44.522 --> 04:46.802
‫نباید حرف بزنیم.‬

04:52.482 --> 04:54.922
‫می‌دونی،‬
‫من فقط به کمک تو نیاز دارم.‬

04:56.162 --> 04:57.842
‫می‌دونم.‬

05:00.442 --> 05:02.442
‫و دارم سعی می‌کنم.‬

06:08.842 --> 06:11.401
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی.‬

06:11.402 --> 06:13.442
‫چقدر حال به‌هم‌زنه.‬

06:18.202 --> 06:20.442
‫بیا.‬

06:24.442 --> 06:26.442
‫خب، تو کی هستی؟‬

06:27.282 --> 06:29.041
‫هیچ‌کس، واقعاً.‬

06:29.042 --> 06:31.201
‫منظورت چیه؟‬
‫همه یه کسی هستن.‬

06:31.202 --> 06:33.201
‫آره، معلومه.‬

06:33.202 --> 06:36.481
‫فقط آدم خاصی نیستم.‬
‫نه، نمی‌فهمم.‬

06:36.482 --> 06:39.602
‫با آیریس چه نسبتی داری؟‬
‫اون معلم منه.‬

06:40.522 --> 06:43.561
‫تو چی؟‬
‫ریاضی. علوم. فلسفه.‬

06:43.562 --> 06:45.881
‫پس اونجا تو باند فرود‬
‫چیکار می‌کردی؟‬

06:45.882 --> 06:49.281
‫اون ازم خواست.‬
‫تو بمب داشتی. تو بمب آوردی.‬

06:49.282 --> 06:50.601
‫نه! یعنی...‬

06:50.602 --> 06:54.001
‫آره، ولی این‌جوری نبود که بهم بگه.‬
‫من فکر می‌کردم...‬

06:54.002 --> 06:57.802
‫- چی؟‬  چی؟ یه بمب واقعی؟‬
‫- نمی‌دونم. نه که بمب باشه!‬

07:00.762 --> 07:04.241
‫پس تو همدستش یا‬
‫از این جور چیزا نیستی؟‬

07:04.242 --> 07:05.961
‫شریکش.‬
‫نه.‬

07:05.962 --> 07:08.441
‫دخترشی؟‬
‫نه.‬

07:08.442 --> 07:10.481
‫دوست‌دخترشی؟‬
‫چی؟ وای خدا!‬

07:10.482 --> 07:12.841
‫ببخشید،‬
‫فقط می‌خوام موضوع رو روشن کنم.‬

07:12.842 --> 07:14.921
‫هیچ‌کسِ اون نیستی؟‬

07:14.922 --> 07:16.922
‫ولی من تازه...‬

07:18.042 --> 07:20.201
‫اوه، خدای من.‬

07:20.202 --> 07:22.242
‫من چیکار کردم؟‬

07:24.722 --> 07:27.641
‫مسکی، وقتی از این محدوده‬
‫خارج شدیم،‬

07:27.642 --> 07:30.242
‫یه جای آروم پیدا کن تا فرود بیایم.‬

08:08.252 --> 08:10.245
‫دختره چی؟ جوی بکستر؟

08:13.642 --> 08:15.642
‫آیریس نیکسون؟‬

08:18.716 --> 08:20.203
‫گوش کنید!

08:20.228 --> 08:23.203
‫میخوام همه خروجی‌های
‫اصلی ایست بازرسی داشته باشن.

08:24.388 --> 08:26.614
‫مخصوصا جاده 131

08:26.988 --> 08:30.928
‫همه بنادر و فرودگاه‌ها، رسمی و غیررسمی.

08:30.953 --> 08:35.802
‫تک تک مزارع و کلبه‌ها و طویله ها رو بگردید.

08:36.986 --> 08:39.800
‫اگه تو روستاها جابه جا شده حتما یکی دیدتش.

08:40.333 --> 08:46.000
‫آب و غذا و یه جا برای موندن لازم داره.

08:46.126 --> 08:49.913
‫بار نونوایی مشروب فروشی پمپ بنزین.

08:49.938 --> 08:52.913
‫هیچکس رو بدون تفتیش رد نکنید.

08:53.046 --> 08:56.173
‫اون پلیس گشته. همکارمون رو.

08:56.198 --> 08:59.480
‫حق نداره از این جزیره بره. روشنه؟

09:00.340 --> 09:02.466
‫و بگید پهپاد بیارن.

09:27.842 --> 09:30.281
‫ببین، بابت این قضیه متأسفم،‬

09:30.282 --> 09:32.962
‫که تو رو با خودم آوردم.‬
‫فکر نکردم.‬

09:33.922 --> 09:38.041
‫فکر می‌کردم تو و اون...‬
‫فکر می‌کردم برای اون مهمی.‬

09:38.042 --> 09:41.282
‫که احمقانه‌ست، چون هیچ‌کس واسش‬
‫مهم نیست، واقعاً.‬

09:45.122 --> 09:48.082
‫اون دنبالم میاد.‬
‫آره؟ از کجا فکر می‌کنی؟‬

09:48.922 --> 09:52.002
‫اون قول داد.‬ به من که نمی‌گه.‬
‫- خب، اون دروغ می‌گه.‬

09:53.922 --> 09:55.922
‫کاش می‌تونستم موافق باشم، واقعاً.‬

09:57.122 --> 09:59.882
‫می‌تونم فرار کنم.‬
‫مسکی هم بهت شلیک می‌کنه.‬

10:04.242 --> 10:06.282
‫جسدم رو پیدا می‌کنن.‬

10:07.842 --> 10:09.881
‫ردش رو به تو می‌زنن.‬

10:09.882 --> 10:13.242
‫نه اگه تو رو بندازیم تو هلیکوپتر‬
‫و پرتت کنیم تو دریا.‬

10:15.682 --> 10:19.082
‫ولی دلت نمی‌خواد این کارو بکنی.‬
‫نه. واقعاً دلم نمی‌خواد.‬

10:20.242 --> 10:22.201
‫پس نکن.‬

10:22.202 --> 10:24.801
‫آره، موضوع اینه که من...‬

10:24.802 --> 10:27.721
‫فکر کنم احتمالاً مجبورم.‬
‫چون ممکنه به بقیه بگم.‬

10:27.722 --> 10:29.762
‫آره، تقریباً همین‌طوره.‬
‫بــــــــــــامـــــــــــــــــــــبیــــین

10:33.162 --> 10:35.201
‫پس بهم پول بده.‬
‫آره، اوکی.‬

10:35.202 --> 10:37.561
‫ولی... موضوع اینه که،‬
‫آدمایی که می‌شه خریدشون‬

10:37.562 --> 10:40.281
‫معمولاً می‌شه دوباره هم خریدشون،‬
‫توسط گروه‌های دیگه.‬

10:40.282 --> 10:43.641
‫- پس، پیشنهاد زیاد بده.‬
‫- من در مورد پول حرف نمی‌زنم.‬

10:43.642 --> 10:45.682
‫من دارم در مورد چیزای بد حرف می‌زنم.‬

10:46.602 --> 10:50.762
‫دارم در مورد ترس و درد‬
‫و همه‌ی این چیزا حرف می‌زنم.‬

10:52.682 --> 10:54.242
‫ها؟‬

10:55.234 --> 10:57.241
‫خب، تو...‬

10:57.242 --> 11:00.121
‫راستش، فکر کنم یه تیکه استخون‬
‫تو موهات گیر کرده.‬

11:00.122 --> 11:03.042
‫وای، تورو خدا! درش بیار! کجاست؟‬

11:03.922 --> 11:05.202
‫اونجا.‬

11:10.322 --> 11:11.682
‫اَه.‬

11:20.042 --> 11:24.042
‫فکر می‌کنی اون کی بود‬
‫تو موهام؟‬

11:25.122 --> 11:26.962
‫نمی‌دونم.‬

11:29.162 --> 11:31.162
‫خانم بروُک رو از کجا می‌شناسی؟‬

11:32.122 --> 11:34.082
‫خب، من یه جورایی رئیسش بودم.‬

11:34.882 --> 11:36.722
‫حال به‌هم‌زنه.‬

11:39.042 --> 11:40.802
‫چی شد؟‬

11:41.682 --> 11:43.682
‫خب، اون یه چیزی رو دزدید.‬

11:45.002 --> 11:46.961
‫و موضوع اینه که،‬
‫اگه اون رو پس نگیرم،‬

11:46.962 --> 11:50.362
‫اوضاع واقعاً واقعاً‬
‫واسم بد می‌شه. واقعاً بد.‬

11:55.362 --> 11:57.362
‫آدمایی  اون بیرون هستن...‬

11:59.642 --> 12:01.001
‫جوی.‬

12:01.002 --> 12:03.042
‫جوی، آدمایی اون بیرون هستن...‬

12:04.042 --> 12:07.162
‫و تو باور نمی‌کنی‬
‫چه کارایی که نمی‌کنن.‬

12:08.122 --> 12:11.641
‫خودم هم باور نمی‌کردم...‬
‫تا وقتی که دیر شد.‬

12:11.642 --> 12:16.842
‫فقط کافیه یه قدم اشتباه برداری،‬
‫یه راه فرعی انتخاب کنی...‬

12:19.682 --> 12:22.282
‫و اوضاع واقعاً تیره و تار می‌شه.‬

12:23.482 --> 12:24.882
‫آره.‬

12:26.242 --> 12:28.242
‫می‌تونم ببینم.‬

12:33.242 --> 12:37.002
‫خب، ارزشش رو نداره، تو شبیه‬
‫آدمایی هستی که اون دوست داره...‬

12:37.682 --> 12:39.922
‫البته به روشِ خودشیفته‌وارِ خودش.‬

12:43.762 --> 12:45.521
‫یعنی تو نمی‌تونی این کارو بکنی.‬

12:45.522 --> 12:47.202
‫چه کارو؟‬
‫منو بکشی.‬

12:47.882 --> 12:50.402
‫آها، درسته. البته.‬

12:51.162 --> 12:52.721
‫اِم، ببخشید، چرا؟‬

12:52.722 --> 12:56.521
‫چون تو اون چیزت رو از خانم بروُک...‬
‫آیریس می‌خوای.‬

12:56.522 --> 12:59.201
‫...و تنها راهی که این اتفاق‬
‫قراره بیفته، اینه‬

12:59.202 --> 13:01.841
‫که اون واقعاً کمی‬
‫براش مهم باشم.‬

13:01.842 --> 13:04.521
‫که خودت گفتی، احتمالاً هستم.‬

13:04.522 --> 13:08.802
‫پس حتی اگه می‌خواستی منو بکشی،‬
‫که اساساً دلت نمی‌خواد...‬

13:10.162 --> 13:12.001
‫...نمی‌تونستی.‬

13:12.002 --> 13:14.041
‫هنوز که نه.‬

13:14.042 --> 13:16.001
‫تو منو زنده می‌خوای.‬

13:16.002 --> 13:19.362
‫به علاوه...‬
‫باید درباره‌ش اشتباه کرده باشی...‬

13:20.842 --> 13:23.881
‫که اتفاقا به‌نظرم اشتباه کردی.

13:34.522 --> 13:36.601
‫خیلی خب، خانم همه‌چی‌دان...‬

15:09.082 --> 15:10.881
‫یه معمای دیگه،‬

15:10.882 --> 15:13.881
‫که واقعاً فضای توطئه‌چی‌ها رو‬
‫زنده نگه می‌داره.‬

15:13.882 --> 15:17.721
‫آیریس نیکسون دقیقاً کی و کجاست.‬

15:17.746 --> 15:18.626
‫هلیکوپتر؟

15:18.745 --> 15:21.518
‫ناشناس پرواز کرده مدارکش رو نداریم.

15:21.913 --> 15:23.506
‫گارد ساحلی رو خبر کردیم...

15:23.693 --> 15:25.586
‫از پلیس و گشت مرزی هم خبری نشد.

15:25.686 --> 15:26.473
‫لعنتی.

15:26.498 --> 15:30.065
‫یه قایق از ریورا دل کورالو دزدیده شده.
‫به زمان ما میخونه.

15:30.090 --> 15:32.251
‫خوبه. بررسیش کن.
‫- باشه.

15:32.276 --> 15:33.816
‫چقدر دیگه طول میکشه؟

16:15.162 --> 16:17.841
‫'باید بدونم‬
‫چرا جنسن اون کارو کرد.'‬

16:18.882 --> 16:21.441
‫چارلی نباید بیدار بشه!‬

16:21.442 --> 16:23.002
‫بهم بگو چرا!‬

16:23.845 --> 16:26.137
‫'کتاب رو نابود کن. بسوزونش.'‬

16:26.162 --> 16:28.281
‫دفترچه‌ی خاطراتت یه پازله.‬

16:28.282 --> 16:30.081
‫'یه رمز دیگه برای شکستن،‬

16:30.082 --> 16:32.881
‫پنج صفحه‌ی دیگه برای خوندن...‬

16:32.882 --> 16:37.041
‫با استفاده از توالی دی‌ان‌ای‬
‫به عنوان منبع کد کتاب.'‬

16:37.042 --> 16:41.281
‫چارلی نباید بیدار بشه!‬

16:41.282 --> 16:43.641
‫'یه رمز دیگه برای شکستن...'}‬
‫{‬

16:43.642 --> 16:45.641
‫...با استفاده از توالی دی‌ان‌ای.‬

16:45.642 --> 16:50.082
‫دی‌ان‌ای کتاب زندگیه.
با استفاده از دی‌ان‌ای. با استفاده از دی‌ان‌ای.'‬

16:51.282 --> 16:53.282
‫خودت بودی، جنسن.‬

16:54.922 --> 16:56.921
‫از دی‌ان‌ای خودت استفاده کردی.‬

16:56.922 --> 17:00.522
‫حروم‌زاده‌ی حیله‌گر.‬

17:03.235 --> 17:05.028
‫[مقر مرکزی ملی پلیس. رم]

17:10.562 --> 17:12.042
‫کوماندانته.‬

17:19.408 --> 17:21.355
‫سر برناردو رو شسکته.

17:21.808 --> 17:24.195
‫جسم سخت ضربه سنگین.

17:25.092 --> 17:28.145
‫از صخره پرتش کرده پایین.
‫ماشین رو آتیش زده و پرتش  کرده پایین.

17:28.170 --> 17:29.399
‫ای لامصب.

17:29.424 --> 17:30.992
‫کراوس و بپتیست؟

17:31.017 --> 17:32.992
‫با مواد منفجره مخفی شده تو چمدون مردن.

17:33.217 --> 17:34.397
‫خدای بزرگ.

17:34.477 --> 17:37.537
‫که پول مفته؟

17:37.624 --> 17:39.697
‫باید بکشیمش درسته؟

17:51.106 --> 17:54.826
‫کاسترمن هستید؟
‫- بله قربان خودمم.

17:55.185 --> 17:57.532
‫سه نفر از افراد تیم من مردن.

17:57.557 --> 18:00.552
‫پلیس و آدم‌های خیلی خوبی بودن.

18:01.058 --> 18:03.845
‫چه غلطی اونجا کردن؟

18:04.145 --> 18:05.385
‫هنوز داریم روش کار می‌کنیم.

18:05.410 --> 18:08.592
‫خه ببینید قربان وضعیت خیلی غیرمعموله.

18:08.905 --> 18:12.545
‫میشه بهتر توضیح بدید که افرادتون تو منطقه ما چیکار می‌کردن؟

18:14.118 --> 18:16.904
‫مطمئنم همه اطلاعات ممکنه رو بهتون دادن.

18:16.929 --> 18:19.324
‫بله بهم گفتن که...

18:19.349 --> 18:22.018
‫حکم بازداشت بین المللی داشتن...

18:22.043 --> 18:25.108
‫و برای یه شهروند انگلیسی به اسم آیریس نیکسون بوده.

18:25.281 --> 18:28.968
‫اما بعد از مرگ د سانتوس بود که اعلام کردن.

18:28.993 --> 18:30.782
‫و پیداش کردن؟

18:30.807 --> 18:32.154
‫یه چیزی پیدا کردن.

18:33.053 --> 18:37.720
‫عجیب اینجاست که اصلا هیچ
‫حکم بازداشتی برای این آیریس نیکسون پیدا نکردم.

18:38.429 --> 18:39.949
‫چندین جایزه هست...

18:39.974 --> 18:43.563
‫اما هیچی تحت حوزه استحفاظی ما نیست.

18:44.668 --> 18:48.148
‫مجوزهای عملیاتی من به شما مربوط نیست بازرس.

18:48.173 --> 18:49.748
‫البته.

18:49.979 --> 18:52.679
‫قابل درکه که ممکنه
‫حساسیت‌های عملیاتی داشته باشید...

18:53.093 --> 18:56.500
‫اما در کمال احترام حس میکنم من تو بیخبری موندم.

18:56.786 --> 18:58.153
‫پس...

18:58.699 --> 19:01.613
‫اگه بشه بهم یه چیزی بگید
‫و یه کمکی کنید. ممنون میشم.

19:01.638 --> 19:03.639
‫میخوای یه چیزی بگم؟

19:03.664 --> 19:06.026
‫بذار این رو بهت بگم...

19:06.051 --> 19:07.944
‫افراد من مردن.

19:07.969 --> 19:11.891
‫و تنها وظیفه‌ت تو زندگی اینه که براشون پیشقدم شی.

19:11.916 --> 19:14.416
‫سر این زن رو بزن رو نیزه برام بیار...

19:14.441 --> 19:17.836
‫وگرنه به خدا قسم دمار از تو افراد اسکلت درمیارم. فهمیدی؟

19:32.001 --> 19:33.514
‫تالامول. خشکی ایتالیا.

21:11.082 --> 21:13.081
‫سلام و درود!‬

21:13.082 --> 21:15.041
‫با برنامه دو ثانیه تا نیمه‌شب همراهید...

21:15.042 --> 21:18.841
‫و من آلفی بِرد هستم با یک خبر مهم
درباره‌ی ماجرای آیریس نیکسون.‬

21:18.842 --> 21:22.361
‫خب، ما یه دختر گمشده داریم، 
یه قرنطینه‌ی سراسری در جزیره،‬

21:22.362 --> 21:26.001
‫یه هلیکوپتر مرموز،
‫یه بمب ظاهرا تروریستی‬

21:26.002 --> 21:29.561
‫و سکوت مطلق
از طرف پلیس محلی.‬

21:29.562 --> 21:32.281
‫چرا آیریس نیکسون تو ساردینیاست؟‬

21:32.282 --> 21:34.921
‫و چه چیزی رو دارن مخفی می‌کنن؟‬

21:34.922 --> 21:38.682
‫اینجا دو ثانیه تا نیمه‌شبه
‫و من آلفی بِرد هستم.‬

21:52.116 --> 21:53.310
‫[این عکسه رو دیدی؟ انگار خودشه. اگه
‫موقعیتش رو زدیم کسی دوست داره با هم بریم؟]

22:05.868 --> 22:09.548
‫[احسنت. دارم میام رم. باید پول جور کنم.
‫بیا فردا صبح زود همدیگه رو ببینیم]

22:25.442 --> 22:27.921
‫زود باش.‬

22:27.922 --> 22:30.201
‫چندین رسانه‌ی جریان اصلی‬

22:30.202 --> 22:32.361
‫تأیید می‌کنن که آیریس‬

22:32.362 --> 22:35.922
‫تو ساردینیا دیده شده.‬

22:36.475 --> 22:37.169
‫ب.ا.م.ا.ب.ی.ن

22:42.122 --> 22:44.481
‫الو؟
‫سلام.‬

22:44.482 --> 22:46.602
‫سلام؟
‫با آلفی بِرد صحبت می‌کنم؟‬

22:48.642 --> 22:51.161
‫ام... بله، خودمم.‬

22:51.162 --> 22:52.881
‫ببخشید، شما... شما کی هستید؟‬

22:52.882 --> 22:55.882
‫من بازرس کاسترمان از
‫پلیس ساردینیا هستم.‬

22:58.882 --> 23:00.882
‫باشه. وای. فهمیدم.‬

23:01.978 --> 23:03.817
‫چطور می‌تونم کمک کنم؟ مشکلی پیش اومده؟‬

23:03.842 --> 23:05.841
‫نه، اصلاً. ام...‬

23:05.842 --> 23:09.841
‫فکر می‌کنم... درست بگم که شما
‫نزدیک‌ترین چیز به یک متخصص...

23:09.842 --> 23:12.122
‫در مورد موضوع آیریس نیکسون. هستید.

23:13.202 --> 23:16.841
‫خب، این رو من نباید بگم، ولی..
‫آره، فکر کنم منصفانه باشه.‬

23:16.842 --> 23:20.402
‫یعنی، شما می‌تونید بگید،
‫ولی من نمی‌تونم نظری بدم.‬

23:21.562 --> 23:25.242
‫پس، آره، چه... چه خبره؟
‫چطور می‌تونم کمک کنم؟‬

23:26.282 --> 23:29.761
‫ما دلیل داریم که باور کنیم آیریس نیکسون
‫در حال حاضر در ساردینیاست.‬

23:29.762 --> 23:33.561
‫پس حرفی که تو اخبار می‌زنن واقعاً درسته؟‬

23:33.562 --> 23:37.801
‫متأسفانه که اجازه‌ی گفتنش رو ندارم.
‫ نه. نه، البته.‬

23:37.802 --> 23:41.481
‫در واقع زنگ زدم که بپرسم
آیا شما اطلاعاتی دارید‬

23:41.482 --> 23:44.681
‫که بتونه برای تحقیقات ما
مفید باشه.؟

23:44.682 --> 23:46.401
‫چه نوع اطلاعاتی؟‬

23:46.402 --> 23:49.082
‫خب، منظورم مطالبی از اون نوعه...‬

23:50.082 --> 23:53.641
‫...که راحت نیستید تو یه محیط عمومی بگید.
‫- مثل چی؟‬

23:53.642 --> 23:56.081
‫نمی‌دونم، آقای بِرد، من دارم از شما می‌پرسم.‬

23:56.082 --> 23:59.282
‫ها! آره، آره، البته. ام...‬

24:00.282 --> 24:04.001
‫پاپا پاپا... خب، آره چیزی
‫به ذهنم نمی‌رسه.‬

24:04.002 --> 24:08.881
‫یعنی، همین الان به ذهنم نمی‌رسه. ببخشید
‫که اینطور.‬

24:08.882 --> 24:10.681
‫می‌دونید، اگه یه وقت لندن بودید،‬

24:10.682 --> 24:12.881
‫شاید می‌تونستم باهاتون واسه کانال مصاحبه کنم.‬

24:12.882 --> 24:15.121
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه.‬

24:15.122 --> 24:18.602
‫ولی ممنونم،
‫لطف دارید ممنون از کمکتون.‬

24:26.602 --> 24:30.322
‫همین الان به ذهنم نمی‌رسه. ببخشید.‬

24:33.068 --> 24:35.868
‫همین الان به ذهنم نمی‌رسه. ببخشید.‬

24:37.065 --> 24:39.899
‫جیا ازت می‌خوام رد یه شماره رو بزنی.

24:59.202 --> 25:00.642
‫جوی.‬

25:10.802 --> 25:12.921
‫تو آزادی که هر وقت دوست داری بیای و بری...‬

25:12.922 --> 25:15.482
‫البته در چهارپوب محدودیت‌هایی که داری.

25:16.275 --> 25:18.354
‫نگران نباش، خیلی آسونه.‬

25:18.501 --> 25:20.941
‫سبز یعنی برو، قرمز یعنی نه، از این جور چیزا.‬

25:24.282 --> 25:26.722
‫خیلی ابتدایی به نظر میاد، آره.‬

25:28.682 --> 25:30.842
‫ابتدایی به معنای تحقیرآمیزش یا...؟‬

25:33.786 --> 25:35.922
‫بریم خونه، بریم خونه، جینگ و جینگ.‬

25:39.322 --> 25:43.322
‫به محوطه دسترسی داری، ولی
‫تلاش برای رفتن فکر بدیه.‬

25:43.843 --> 25:44.657
‫آره.

25:44.682 --> 25:47.361
‫ متأسفانه. حتی اگه یه عنکبوت
‫رادیواکتیوی هم گازت بگیره،‬

25:47.362 --> 25:49.761
‫ولی به نحوی از حصار گذشته باشی،‬

25:49.762 --> 25:52.601
‫ما وسط ناکجاآبادیم و از سرمازدگی می‌میری.‬

25:52.602 --> 25:56.641
‫خانم بروُک تونست.
‫آیریس. اِم، آره اون تونست.‬

25:56.642 --> 26:01.041
‫ولی اولاً، اون شیطانه
‫و دوماً، به خاطر همینه که ارتقاش دادیم.‬

26:01.042 --> 26:03.282
‫پس... فقط سعی نکن فرار کنی، باشه؟‬

26:03.962 --> 26:07.041
‫بدم میاد قبل از این‌که بمیری،
‫تیر بخوری‬

26:07.042 --> 26:08.881
‫قبل از این‌که با مین منفجر بشی،‬

26:08.882 --> 26:12.161
‫قبل از این‌که گرسنه بمونی و
از سرما بمیری‬

26:12.162 --> 26:15.082
‫و توسط... پستاندارها خورده بشی.‬

26:17.802 --> 26:19.641
‫هر چی.‬

26:19.642 --> 26:21.681
‫می‌تونم اینترنت داشته باشم؟
‫نه.‬

26:21.682 --> 26:25.001
‫فکر کنم که بتونیم یه جورایی دسترسی بهت بدیم...

26:25.002 --> 26:28.441
‫ولی طبیعتاً نه شبکه‌های اجتماعی.
‫- البته. فقط اسپاتیفای.‬

26:28.442 --> 26:32.041
‫آه، آره، باشه.
‫چه جور آهنگ‌هایی گوش می‌دی؟‬

26:32.042 --> 26:36.321
‫یعنی، بیلی آیلیش گوش می‌دی یا...؟
‫من آبی‌سال سِرِینِید رو دوست دارم.‬

26:36.322 --> 26:39.441
‫آره؟
‫پیل میدنایت هم بد نیستن، فکر کنم.‬

26:39.442 --> 26:42.721
‫باشه.
‫و ام... بعضی وقت‌ها دِلولو سیسترز.‬

26:42.722 --> 26:45.202
‫خب. داری این اسم‌ها رو الکی می‌گی؟‬

26:46.322 --> 26:47.801
‫آره.‬

26:47.826 --> 26:49.946
‫باشه.‬

26:53.802 --> 26:55.801
‫سلام.
‫آقای بِک.‬

26:55.802 --> 26:58.441
‫امیدوارم وقت بدی برای تماس
‫گرفتن نباشه.‬

26:58.442 --> 27:02.721
‫اسم من هوگو پایمه. من رئیس موقت
‫کمیته‌ی اینتراگروپ هستم.‬

27:02.722 --> 27:05.521
‫اِم، خب، من واقعاً انتظار
تماس نداشتم.‬

27:05.522 --> 27:08.281
‫ولی، اِم، معمولاً من با...
‫- بله.‬

27:08.282 --> 27:10.641
‫نه، دیگه با اون‌ها سر و کار نخواهید داشت.‬

27:10.642 --> 27:13.041
‫این مسئله، خب، به بالا
ارجاع داده شده.‬

27:13.042 --> 27:15.082
‫منظورتون چقدر بالاست؟‬

27:15.882 --> 27:17.761
‫متأسفم، بالاترین طبقه‌.‬

27:17.762 --> 27:19.841
‫دقیقاً یعنی چی؟‬

27:19.842 --> 27:22.321
‫خب، متأسفم که باید
خبر بد رو بهتون بدم،‬

27:22.322 --> 27:27.001
‫و واضحاً، این موضوع برای
هر دوی ما شرم‌آوره،‬

27:27.002 --> 27:29.441
‫اما وظیفه دارم بهتون اطلاع بدم
که، خب،‬

27:29.442 --> 27:32.762
‫یه مسئله‌ای با سهام‌دارها هست، به قول معروف.‬

27:33.922 --> 27:36.361
‫پول. یعنی، سرمایه‌گذاریشون، خب...

27:36.525 --> 27:38.560
‫به چندین میلیارد دلار می‌رسه.‬

27:38.842 --> 27:42.041
‫و اون‌ها هزاران برابر سرمایه‌گذاریشون رو
‫پس خواهند گرفت.‬

27:42.042 --> 27:45.681
‫بله، وقتی دوباره به اون...
‫دستگاه دسترسی پیدا کنید،‬

27:45.682 --> 27:47.561
‫به اون... تجهیزات.‬

27:47.562 --> 27:49.601
‫طبیعتا، بله.‬

27:49.602 --> 27:52.601
‫خب، مشکل اینجاست، می‌بینید؟
‫فکر می‌کنید کی ممکنه این اتفاق بیفته؟‬

27:52.602 --> 27:54.882
‫چون بدون یه جدول زمانی قطعی...‬

27:55.602 --> 27:58.921
‫این وضعیت کمتر شبیه
سودِ تعویق‌افتاده‌ی سرمایه‌گذاریه،‬
‫بامابین

27:58.922 --> 28:01.401
‫و بیشتر شبیه... خب، کلاهبرداریه.‬

28:01.402 --> 28:03.561
‫آقای پیم، کار می‌کنه.‬

28:03.562 --> 28:06.001
‫حالا هر چی، من وظیفه دارم
بهتون اطلاع بدم که،‬

28:06.002 --> 28:09.601
‫با توجه به عدم ارائه‌ی
‫هرگونه مدرک قانع‌کننده‌ای در مورد حسن نیت شما،‬

28:09.602 --> 28:11.681
‫تحریم‌هایی اعمال خواهد شد.‬

28:11.682 --> 28:14.801
‫مایلید ماهیت این تحریم‌ها رو بیان کنید؟‬

28:14.802 --> 28:16.882
‫متأسفم، اجازه‌ی
انجام این کار رو ندارم.‬

28:17.642 --> 28:21.401
‫خب، فقط برای این‌که کاملاً واضح باشه،
‫داریم در مورد کشتن من حرف می‌زنیم.‬

28:21.402 --> 28:24.481
‫طبیعتا، من نه می‌تونم این رو
تأیید کنم و نه تکذیب.‬

28:24.482 --> 28:27.561
‫ولی بین خودمون بمونه،‬

28:27.562 --> 28:30.481
‫بهتون توصیه می‌کنم مطمئن بشید
کارهاتون مرتبه.‬

28:30.482 --> 28:33.521
‫آقای پیم، من حواسم هست
‫من اهرم فشار دارم.‬

28:33.522 --> 28:36.401
‫خب، این خبر خوبیه.
چه جور اهرم فشاری؟‬

28:36.402 --> 28:40.121
‫خب، من چیزی رو دارم
‫که آیریس خیلی می‌خوادش‬

28:40.122 --> 28:42.081
‫و عمیقاً براش اهمیت قائل هست.‬

28:42.082 --> 28:43.642
‫جوی...‬

28:44.642 --> 28:46.402
‫...سلام کن.‬

28:49.528 --> 28:50.968
‫سلام.‬

28:52.242 --> 28:54.882
‫و این اهرم فشار چطور کار می‌کنه...
در عمل؟‬

28:57.002 --> 29:01.121
‫خب، آیریس چیزی رو که لازم دارم بهم می‌ده وگرنه...
‫- منظورمون همون دفترچه‌ی دزدیده‌شده‌ست.‬

29:01.122 --> 29:04.402
‫بله.
و اگه نده شما...‬

29:05.682 --> 29:08.001
‫این زن جوون رو می‌کشید؟‬

29:08.002 --> 29:09.522
‫بله.‬

29:13.761 --> 29:16.561
‫آقای بِک، 
این اصلاً خوب نیست، درسته؟‬

29:17.562 --> 29:20.122
‫نه؟
‫- البته که نه.‬

29:20.842 --> 29:23.762
‫آدم که اردکی که تخم طلایی می‌ذاره رو
نمی‌کشه.‬

29:24.562 --> 29:26.921
‫آدم تا جایی که می‌تونه اردک رو زنده نگه می‌داره‬

29:26.922 --> 29:30.601
‫هم‌زمان که داره تیکه‌تیکه‌اش می‌کنه و می‌پزه.
‫- ببخشید، متوجه نمی‌شم.‬

29:30.602 --> 29:34.473
‫دارم می‌گم شاید با قطع عضو شروع کنیم.
‫مثلاً یه پا یا یه دست.‬

29:34.498 --> 29:36.321
‫این اغلب برای حل مشکل کافیه.‬

29:36.322 --> 29:38.041
‫و اگه نشد، خب، ما تعدادی‬

29:38.042 --> 29:40.241
‫جراح ماهر رو میون حقوق‌بگیرهامون داریم‬

29:40.242 --> 29:44.481
‫که با کمال میل این زن جوان رو
‫زنده و هشیار نگه می‌دارن...‬

29:44.482 --> 29:47.962
‫تا جایی که ادامه‌ی حیات
تبدیل بشه به...‬

29:49.722 --> 29:52.761
‫خب، صراحتاً یه فاجعه‌ی اخلاقی.‬

29:52.762 --> 29:56.361
‫وقتی اعضا برداشته شدن، سراغ فک پایین می‌ریم.‬

29:56.362 --> 29:59.481
‫زبان. بینی. چشم‌ها.‬

29:59.482 --> 30:01.521
‫در واقع همه‌اش خیلی جذاب و جالبه.‬

30:01.522 --> 30:03.042
‫آقای پیم...‬

30:05.402 --> 30:07.721
‫...من متخصص استخدام می‌کنم،‬

30:07.722 --> 30:10.361
‫نه بیماران روانی.‬

30:10.362 --> 30:12.482
‫خب، پس خوش‌شانس بودیم که صحبت کردیم.‬

30:14.002 --> 30:15.961
‫فردا صبح اونجام.

30:28.562 --> 30:30.201
‫باشه؟‬

32:37.362 --> 32:40.521
‫امروز قراره پنج قسمت کلیدی رو
بررسی کنیم که باید هدف قرار بدید‬

32:40.522 --> 32:42.201
‫وقتی اندازه به نفع شما نیست.‬

32:42.202 --> 32:44.481
‫اول، سر.‬

32:44.482 --> 32:47.681
‫و قرار نیست که حتماً ضربه‌ی ناک‌اوت بزنی.‬

32:47.682 --> 32:51.042
‫هدف قرار دادن سر می‌تونه
‫تعادل و جهت‌یابی رو تحت تأثیر قرار بده.‬

32:52.762 --> 32:56.841
‫دوم، وارد فضای حریفت شو
و شونه رو کنترل کن،‬

32:56.842 --> 32:59.721
‫از لگن به عنوان اهرم استفاده کن
و اونو بنداز زمین.‬

32:59.722 --> 33:02.641
‫سوم، حمله کن، حمله کن و حمله کن.‬

33:02.642 --> 33:05.681
‫بی‌وقفه بودن کلید موفقیتته.‬

33:08.298 --> 33:11.192
‫هوی تو که حرف نمیزنی برو اونجا

33:11.912 --> 33:13.932
‫گفتم برو اونجا

33:14.318 --> 33:15.817
‫چیکار میکنی؟

33:17.257 --> 33:19.377
‫چه گهی میخوری؟

33:19.402 --> 33:20.882
‫لعنت!‬

33:23.482 --> 33:26.282
‫مچ رو بگیر. شونه رو بکش.‬

33:36.802 --> 33:38.361
‫آخ!‬

33:40.313 --> 33:42.906
‫تو دیگه کی هستی؟

33:42.931 --> 33:44.980
‫وایسا تا خبرش به گوش فردو برسه.

33:45.005 --> 33:47.640
‫میدونی با کی در افتادی کسکش؟

33:47.762 --> 33:49.682
‫خفه شو. خفه شو. خفه شو.‬

33:49.707 --> 33:52.871
‫میدونی با کی در افتادی؟

33:54.082 --> 33:57.241
‫خفه شو.
دیگه بهت آسیب نمی‌زنم.‬

33:57.242 --> 33:59.121
‫فقط می‌خوام جیبت رو بزنم.‬

33:59.122 --> 34:02.521
‫نمی‌ری که به پلیس بگی، مگه نه؟‬

34:02.522 --> 34:05.521
‫خفه شو، خفه شو، خفه شو.‬

34:18.282 --> 34:20.681
‫دیگه چی داری؟‬

34:20.682 --> 34:22.961
‫کوکائین. اِم‌دی‌اِم‌اِی.‬

34:22.962 --> 34:25.081
‫آدِرال.‬

34:25.082 --> 34:27.042
‫فنتانیل.‬

34:28.042 --> 34:30.041
‫نالوکسان.‬

34:30.042 --> 34:32.081
‫درد و درمان، ها؟‬

34:32.082 --> 34:33.401
‫باحاله.‬

35:58.602 --> 36:00.642
‫سلام.
سلام.‬

36:01.322 --> 36:02.881
‫حالت چطوره؟‬

36:02.882 --> 36:04.921
‫خسته‌ام. تو چطور؟‬

36:04.922 --> 36:06.522
‫خسته.‬

36:07.602 --> 36:09.201
‫جوی؟‬

36:09.202 --> 36:11.242
‫با توجه به شرایط، خیلی بد نیست.‬

36:11.962 --> 36:13.201
‫خوبه.‬

36:13.202 --> 36:16.562
‫خیلی مقاوم به نظر می‌رسه.
‫ولی خب بچه‌ها همینن، نه؟‬

36:18.002 --> 36:20.442
‫خودشون رو با شرایط وفق می‌دن.‬

36:22.042 --> 36:24.042
‫آره، امیدوارم این‌طوری باشه.‬

36:25.402 --> 36:28.082
‫نباید اونو با خودم میبردم، آیریس.
‫متأسفم.‬

36:31.322 --> 36:32.842
‫می‌دونم.‬

36:33.602 --> 36:36.122
‫فکر نمی‌کردم.
همه‌اش بخاطر آدرنالین بود.‬

36:38.042 --> 36:39.322
‫می‌دونم.‬

36:40.762 --> 36:42.761
‫ولی تو وضعیتی که الان توش هستم،‬

36:42.762 --> 36:44.801
‫حتی اگه نخوام بهش آسیب بزنم،‬

36:44.802 --> 36:47.082
‫که نمی‌خوام، 
آدمایی هستن که این کارو می‌کنن.‬

36:48.242 --> 36:50.242
‫پس نذار این کارو بکنن.‬

36:51.082 --> 36:53.481
‫فقط دفترچه رو واسم بیار.‬

36:53.482 --> 36:55.521
‫سعی نکن باهاش تماس بگیری.‬

36:55.522 --> 36:57.561
‫سعی نکن هیچ کار هوشمندانه‌ای انجام بدی.‬

36:57.562 --> 37:00.121
‫از تلاش برای برنده شدن دست بکش...‬

37:00.122 --> 37:03.761
‫چون در حال حاضر بهترین چیزی
‫که هر کدوم از ما می‌تونیم آرزوش رو داشته باشیم‬

37:03.762 --> 37:07.162
‫اینه که فقط زنده از این قضیه بیرون بیایم.‬

37:09.328 --> 37:13.008
‫پس، لطفاً، فقط دفترچه رو برام بیار.‬

37:15.618 --> 37:17.777
‫دارم سعی می‌کنم. نزدیکه.‬

37:17.802 --> 37:20.402
‫خب پس، فقط بهم بگو کجاست.‬

37:21.242 --> 37:23.242
‫عمراً.‬

37:24.282 --> 37:26.561
‫باید تهاتر کنیم.‬

37:26.562 --> 37:28.602
‫من دفترچه رو برات میارم و...‬

37:30.322 --> 37:32.042
‫...تو جوی رو به من می‌دی.‬

37:33.082 --> 37:36.322
‫فردا بهت زنگ می‌زنم.
‫با مدرک زنده بودن.‬

37:37.402 --> 37:39.402
‫باید بدونم که حالش خوبه.‬

37:40.082 --> 37:42.122
‫باشه. تهاتر می‌کنیم.‬

37:52.242 --> 37:55.042
‫امروز به یه چیز خیلی عجیب پی بردم.‬

37:56.682 --> 37:58.641
‫آره؟ چی؟‬

37:58.642 --> 38:02.002
‫طبق برخی معیارها، 
احتمالاً بهترین دوستِ منی.‬

38:04.002 --> 38:06.282
‫خب، طبق بعضی معیارها، 
تو مستی.‬

38:31.565 --> 38:35.321
‫باید یه پیغام بهش برسونم، 
ولی هیچ پیغامی نه می‌ره نه میاد.‬

38:35.322 --> 38:38.842
‫بازم می‌گم، اینجا سوپرمکس نیست،
‫نه کمرون؟ گیتمو نیست.‬

38:40.842 --> 38:43.761
‫چون می‌خوای از تو خوشش بیاد
‫نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری.‬

38:43.762 --> 38:47.681
‫خب، چیکار می‌کنی...
تا ازت خوشش بیاد؟‬

38:47.682 --> 38:49.561
‫یه چیزی بهش می‌دی.‬

38:49.562 --> 38:51.961
‫چون فکر می‌کنی این راهیه
که ازت خوشش بیاد.‬

38:51.962 --> 38:54.521
‫نیست، ولی تو فکر می‌کنی هست.
‫یه نفر مثل تو چی رو می‌تونه‬...

38:54.522 --> 38:56.721
‫به یه نفر مثل اون، 
تو موقعیتش بده؟‬

38:56.722 --> 39:00.721
‫یه نفر مثل تو چی می‌تونه به یه نفر مثل
اون، تو موقعیتش بده؟‬

39:59.642 --> 40:00.921
‫چی؟‬

40:03.482 --> 40:07.082
‫لیست ناقصی از آهنگ‌هایی که دوست دارم
‫و احتمالاً تو ازشون متنفری.‬

40:10.162 --> 40:12.162
‫کی دوباره تو رو ببینم.‬

40:12.962 --> 40:14.681
‫حرف نزن. صدایی در نیار.‬

40:14.682 --> 40:17.161
‫دارم میام دنبالت.
هیچ‌وقت ناامیدت نمی‌کنم.‬

40:17.162 --> 40:20.161
‫با این حال. یه چیزی هست که نیاز دارم.‬

40:20.162 --> 40:22.241
‫بالای پشت‌بوم. گوش کن.‬

40:22.242 --> 40:24.961
‫این برای توئه. خانم بروُک.‬

40:32.402 --> 40:35.482
‫'گوش کن، 
می‌دونم ترسیدی و تنهایی.'‬

40:36.362 --> 40:40.122
‫ولی دقیقاً می‌دونم کجایی، 
و همه‌چی خوب می‌شه.'‬

40:41.162 --> 40:43.881
‫من دفترچه‌ای که کمرون می‌خواد رو
به دست میارم‬

40:43.882 --> 40:45.641
‫و تو رو از اونجا میارم بیرون.‬

40:45.642 --> 40:48.122
‫'ولی باید
یه کاری برام انجام بدی.‬

40:49.402 --> 40:52.082
‫باید مردی به اسم جنسن رو پیدا کنی.‬

40:52.922 --> 40:56.081
‫باید کمی از دی‌ان‌ای اون رو
واسم بیاری.‬

40:56.082 --> 40:58.161
‫فقط یه تار مو کافیه‬

40:58.162 --> 41:01.242
‫تا بفهمم چرا همه‌ی این اتفاقات
داره می‌افته.'‬

41:08.452 --> 41:09.085
‫[رم]

41:10.325 --> 41:12.572
‫قایق رو سرگردون تا تالامور پیدا کردن

41:13.612 --> 41:15.365
‫از ریورا دل کورالو دزدیده شده بود.

41:15.390 --> 41:16.659
‫اثر انگشت؟

41:16.685 --> 41:18.252
‫آیریس نیکسون.

41:18.880 --> 41:20.680
‫با آثار انگشت تو آپارتمانش همخونی دارن.

41:20.705 --> 41:21.893
‫متوجه شدم.

41:22.433 --> 41:26.133
‫خارجی ها دست از پا دراز ترن دختره هم در رفته.

41:26.473 --> 41:27.873
‫بازم هست.

41:28.546 --> 41:33.540
‫گزارش شده از ساحل نزدیک قایق یه کیف دزده شده

41:33.565 --> 41:36.020
‫مشخصات مظنون با نیکسون همخونی داشته

41:36.045 --> 41:41.465
‫و بعد آخرین بار دیدنش که سوار اتوبوس رم شده.

41:44.126 --> 41:46.932
‫زنیکه رو ببین.

41:49.312 --> 41:51.119
‫با تموم آشناهاتون تماس بگیرید.

41:51.144 --> 41:53.826
‫هر پارتی و اهرم فشاری که دارید رو استفاده کنید.

41:54.232 --> 41:57.759
‫هرکی دیدش اول از همه ما خبردار بشیم.

42:12.482 --> 42:15.681
‫لطفاً فقط مستقیم به جلو نگاه کن.‬

42:15.682 --> 42:17.561
‫ممنون که اومدی.‬

42:17.562 --> 42:20.082
‫خواهش می‌کنم. نه... مشکلی نیست.‬

42:21.482 --> 42:23.481
‫باشه، همه‌چی رو بهت می‌گم.‬

42:23.482 --> 42:25.721
‫جنسن لیند. چارلی گنده بک.

42:25.722 --> 42:27.762
‫باهاش هر کاری می‌خوای بکن.‬

42:28.442 --> 42:31.842
‫همه‌شون رو به خاک سیاه بنشون.
‫پولدار شو. معروف شو.‬

42:33.722 --> 42:35.722
‫پس چطور این کارو انجام بدیم؟‬

42:39.162 --> 42:42.081
‫اول، 
باید یه کتابی رو جور کنم.

42:42.082 --> 42:45.202
‫یه جورایی دفترچه خاطراته
و من اینجا تو رُم قایمش کردم.‬

42:46.722 --> 42:48.842
‫مشکل اینه، 
که نمی‌تونم خودم برم بیارمش.‬

42:50.322 --> 42:52.522
‫آدمای زیادی دنبالم هستن.‬

42:53.402 --> 42:55.402
‫خب کجاست؟‬

42:56.162 --> 42:59.762
‫بیخیال آلفی، رفیق. بهترین جا واسه
‫قایم کردن یه کتاب کجاست؟‬

43:01.642 --> 43:04.001
‫راستش، حالا که اینجاییم،‬

43:04.002 --> 43:06.082
‫نمی‌دونم
می‌تونم این کارو بکنم یا نه.‬

43:06.882 --> 43:09.642
‫'معلومه که می‌تونی. خیلی آسونه.'‬

43:12.202 --> 43:14.642
‫حس می‌کنم همه‌ دارن
بهم نگاه می‌کنن.‬

43:15.642 --> 43:18.361
‫یه جورایی حس ششم رو دارم.‬

43:18.362 --> 43:20.681
‫هیچ‌کس بهت نگاه نمی‌کنه.‬

43:20.682 --> 43:23.521
‫سر یا بدن؟‬

43:25.265 --> 43:26.979
‫پول من رو دزدیدی؟

43:28.442 --> 43:31.458
‫به خدا. من برنداشتم.

43:31.483 --> 43:32.905
‫آشغال.

43:34.358 --> 43:35.758
‫به خدا!

43:37.912 --> 43:41.111
‫پول من کجاست مادرجنده؟

43:43.247 --> 43:46.940
‫نمیدونم. من که گفتم زنه دزدیدش.

43:46.965 --> 43:48.261
‫زنه؟

43:48.286 --> 43:49.207
‫کدوم زن؟؟

43:49.232 --> 43:50.767
‫نمیدونم. دزد بود.

43:55.585 --> 43:57.499
‫خودشه!

43:58.365 --> 43:59.712
‫خودشه!

44:04.612 --> 44:06.838
‫همه گوش بدن.

44:06.863 --> 44:10.172
‫یه جایزه چهار میلیون یوریویی...

44:10.532 --> 44:12.299
‫تو رم واسه خودش راست راست راه میره...

44:12.540 --> 44:15.647
‫و الان منتظر ماست.

44:16.654 --> 44:20.947
‫اینه. خوب ببینیدش. خب؟

44:22.359 --> 44:24.593
‫پس تن لش‌تون رو تکون بدید.

44:24.618 --> 44:26.939
‫برید پیداش کنید جاکش‌ها!

44:31.002 --> 44:33.361
‫باشه. من داخلم.‬

44:33.362 --> 44:36.082
‫واقعاً بزرگه.‬

44:49.922 --> 44:52.362
‫اون نگهبان قطعاً داره نگاه می‌کنه.‬

44:53.482 --> 44:56.562
‫نه، نگاه نمی‌کنه.
‫اصلا به تو نگاه نمی‌کنه.‬

44:57.842 --> 45:01.361
‫پس چشماش چیکار می‌کنه،
‫وقتی به سمت منه؟‬

45:01.362 --> 45:03.882
‫فقط به حرکتت ادامه بده، آلفی.‬

45:28.296 --> 45:30.836
‫سلام. چه روز قشنگی.

45:30.910 --> 45:34.610
‫میشه لطفا کتاب دوم شعریات ارسطو رو داشته باشم.

45:34.842 --> 45:36.842
‫ممنون از لطف شما.‬
‫- بله یک لحظه.

45:47.602 --> 45:48.602
‫ممنون.‬

45:51.812 --> 45:53.752
‫یه لحظه.

45:57.842 --> 46:00.921
‫آیریس، اون نگهبان قطعاً داره نگاه می‌کنه.‬

46:00.922 --> 46:04.241
‫اون بهت نگاه نمی‌کنه.
‫ولی اگه با خودت حرف بزنی‬

46:04.242 --> 46:06.881
‫انگار داروهات رو نخوردی،
‫اون وقت نگاهت میکنه.

46:06.882 --> 46:08.442
‫وای. چه بی‌ادب.‬

46:10.442 --> 46:12.281
‫فقط...‬

46:12.282 --> 46:14.322
‫فقط نامرئی باش.‬

46:21.242 --> 46:24.201
‫و یادت بیار که هیچ‌کس
اهمیت نمی‌ده که وجود داری.‬

46:24.202 --> 46:26.242
‫باشه. عالیه. مرسی.‬

46:34.442 --> 46:36.041
‫کدوم بخش؟‬

46:36.042 --> 46:38.082
‫نمی‌دونم. همه‌ ش رو.‬

46:40.562 --> 46:43.321
‫خب، وانمود کن یه مجسمه‌ای‬
‫و بی‌حرکت بمون.‬

46:43.322 --> 46:45.361
‫یادم رفته چطور باید وایساد.‬

46:45.362 --> 46:47.402
‫یعنی دستامو کجا بذارم؟‬

46:49.042 --> 46:51.761
‫این که یه دقیقه نیست.‬
‫گفت فقط یه دقیقه طول می‌کشه.‬

46:51.762 --> 46:53.642
‫آروم باش.‬

46:56.362 --> 46:58.042
‫باشه.‬

46:58.762 --> 46:59.961
‫هی!‬

47:02.162 --> 47:04.322
‫وای.‬
‫مرسی. نمی‌تونم صبر کنم که بپرم سراغش.‬

47:39.362 --> 47:41.362
‫کتابو باز کن، الفی.‬

47:43.722 --> 47:45.921
‫اینجاست. همینه.‬

47:53.882 --> 47:56.161
‫راستش‬
‫یکم می‌ترسم بهش دست بزنم.‬

47:56.162 --> 47:58.281
‫استرس نداشته باش.‬

47:58.282 --> 48:01.802
‫باشه، حالا مراقب باش. یواش.‬

48:06.955 --> 48:10.202
‫حالا اون قالب‌های صابون رو‬
‫بچپون تو حفره.‬

48:15.602 --> 48:16.962
‫اوه، لعنتی.‬

48:18.762 --> 48:22.401
‫الفی، الفی. الفی، جدی می‌گم.‬
‫دفتر خاطراتو بردار.‬

48:22.402 --> 48:25.881
‫الفی، به خودت بیا‬
‫و برش دار!‬

48:25.882 --> 48:29.161
‫الفی، صدامو می‌شنوی.‬
‫الفی، برش دار! الفی.‬

48:29.162 --> 48:32.361
‫آروم باش. من ریلکسم.‬

48:32.362 --> 48:34.042
‫اون دفتر خاطراتِ کوفتی رو بردار!‬

48:53.242 --> 48:54.682
‫حالا خوش‌حالی؟‬

48:57.402 --> 48:59.082
‫همینه.‬

49:00.842 --> 49:03.601
‫همینه. آفرین.‬
‫پسر خوب. کارت عالیه.‬

49:03.602 --> 49:05.642
‫مرسی.‬

49:39.133 --> 49:40.537
‫وای چه سریع بود.

49:40.562 --> 49:42.962
‫فکر کردم بامزه‌تر می‌شه.‬

49:48.042 --> 49:49.562
‫باشه.‬

49:53.961 --> 49:55.315
‫ممنون. ردیفه.

49:56.028 --> 49:57.395
‫روز خوش.

50:03.882 --> 50:05.681
‫اوه، نه.‬

50:05.682 --> 50:09.242
‫همینه.‬
‫الفی، فقط بزن بیرون از اونجا.‬

50:33.802 --> 50:36.602
‫سنگ تموم گذاشتی،‬
‫رفیق.‬

50:37.802 --> 50:40.121
‫کارت خوب بود.‬

50:40.122 --> 50:43.121
‫می‌دونم، مگه نه؟‬
‫تو برای این کار ساخته شدی.‬

50:43.122 --> 50:46.201
‫نه، من برای یه لیوان تکیلا ساخته شدم.‬
‫هدف من اینه.‬

50:46.202 --> 50:49.002
‫من مهمون می‌کنم.‬
‫خب، راستش، تو مهمون می‌کنی.‬

50:49.802 --> 50:51.321
‫آقای بِرد؟‬

50:51.322 --> 50:53.321
‫نیکو کاسترمان.‬

50:53.322 --> 50:55.002
‫دیروز با هم صحبت کردیم.‬

50:57.882 --> 51:00.881
‫می‌خواستم ببینم وقت دارید‬
‫که به چند سؤال من جواب بدید؟‬

51:00.882 --> 51:02.842
‫آره، البته.‬
‫خوبه.‬

51:03.562 --> 51:05.081
‫جایی برای موندن دارید؟‬

51:05.082 --> 51:07.042
‫آره.‬

51:07.842 --> 51:09.842
‫می‌تونید منو ببرید اونجا؟‬

51:15.960 --> 51:29.411
‫!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
‫.:: Bamabin.com ::.
