WEBVTT

00:01.974 --> 00:10.018
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

00:10.042 --> 00:11.521
‫باید بدونم این آدما کی‌ان.‬

00:11.522 --> 00:13.362
‫می‌خوای به زنم در مورد رابطه‌مون بگی؟‬
‫همینه؟‬

00:13.387 --> 00:15.255
‫کمیسر و معاون بپتیست.

00:15.364 --> 00:17.057
‫دنبال اون مرده بودیم.

00:17.082 --> 00:18.829
‫معلوم شد جنازه‌هه پلیس بوده.

00:18.861 --> 00:19.954
‫چی؟‬

00:20.082 --> 00:21.442
‫هی!‬

00:22.882 --> 00:26.322
‫دقیقاً آیریس نیکسون کیه و کجاست؟‬

00:28.478 --> 00:30.865
‫کاری میکنم بره رد کارش.
‫مهم نیست چه آتویی ازت داره.

00:31.682 --> 00:34.841
‫ایشون خالق چارلیه؛ جنسن.‬

00:34.842 --> 00:37.881
‫تنها چیزی که لازم داریم تا دستگاه‬
‫دوباره روشن و راه‌اندازی بشه،‬

00:37.882 --> 00:39.721
‫اینه که یه توالی فعال‌سازی رو وارد کنیم.‬

00:39.722 --> 00:41.801
‫آیریس، باید چارلی رو برام بیدار کنی،‬

00:41.802 --> 00:43.601
‫وگرنه منو می‌کُشن.‬

00:43.602 --> 00:46.201
‫بگو. «من یه پلیس‌کُشم.»‬

00:46.202 --> 00:48.161
‫به معنای واقعی کلمه، هیچ کس دیگه‌ای‬
‫نیست که بتونم بهش اعتماد کنم.‬

00:48.162 --> 00:49.841
‫باید یه چیزی رو قایم کنم،‬
‫یه کتابه.‬

00:49.842 --> 00:51.121
‫یه چیزی تو مایه‌های دفتر خاطرات.‬

00:51.122 --> 00:54.921
‫تحت هیچ شرایطی،‬
‫نباید بذاری کسی تو رو ببینه.‬

00:54.922 --> 00:57.282
‫یا دستشون به اون کیف برسه.‬

01:06.626 --> 01:07.546
‫[18 ماه پیش]

01:09.442 --> 01:11.641
‫بین سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۳،‬

01:11.642 --> 01:15.962
‫دولت آمریکا ۱۱۶ تحقیق روی اِل‌اِس‌دی رو تأمین مالی کرد.‬

01:19.282 --> 01:21.881
‫داروهای روان‌گردان قوی به الکلی‌ها،‬

01:21.882 --> 01:24.281
‫اختلال وسواس فکری-عملی، افسرده‌ها،‬

01:24.282 --> 01:26.441
‫اسکیزوفرنی‌ها، محکومین...‬

01:26.442 --> 01:29.682
‫...و کسایی که سرطان لاعلاج داشتن، داده شد.‬

01:30.562 --> 01:34.441
‫این آزمایش‌ها نشون دادن که‬
‫یه دوز اِل‌اِس‌دی‬

01:34.442 --> 01:37.241
‫می‌تونه ترس از مرگ رو‬

01:37.242 --> 01:40.682
‫در بیماران لاعلاج کاهش بده، یا حتی از بین ببره.‬

01:43.042 --> 01:44.802
‫به همسرم، ام...‬

01:46.178 --> 01:47.657
‫...فقط سه ماه مهلت داده بودن.‬

01:47.682 --> 01:49.202
‫و...‬

01:50.402 --> 01:53.001
‫...اضطرابی که تجربه می‌کرد،‬
‫غیرقابل تحمل بود.‬

01:53.002 --> 01:57.162
‫نمی‌تونست تحمل کنه که محو بشه.‬

01:58.522 --> 02:03.401
‫هر چی که حس یا فکر کرده بود،‬
‫برای همیشه از بین بره.‬

02:03.402 --> 02:05.442
‫انگار که هیچ‌وقت نبوده.‬

02:08.722 --> 02:10.881
‫برای همین، بهش اونقدری اِل‌اِس‌دی دادم‬

02:10.882 --> 02:13.162
‫تا هویّت ذهنی‌شو از دست بده.‬

02:14.642 --> 02:17.602
‫اولش، چیزای وحشتناکی می‌دید...‬

02:19.082 --> 02:21.601
‫...چیزایی که‬
‫حاضر نبود در موردشون حرف بزنه.‬

02:21.602 --> 02:22.962
‫اما من کنارش موندم.‬

02:24.002 --> 02:27.201
‫و بعد از اینکه از این سایه عبور کرد،‬

02:27.202 --> 02:28.842
‫ترسش رو رها کرد‬

02:29.802 --> 02:33.002
‫و با... مُرده‌ها ملاقات کرد:‬

02:35.122 --> 02:38.282
‫پدرش، مادرش.‬

02:40.482 --> 02:41.562
‫بچه‌مون.‬

02:44.562 --> 02:47.602
‫وقتی برگشت، بهم گفت که مُردن آسونه.‬

02:48.802 --> 02:50.442
‫مُرده‌ها همه اطرافمون هستن.‬

02:51.282 --> 02:52.282
‫هیچی تموم نمی‌شه.‬

02:53.602 --> 02:54.602
‫هیچی تموم نمی‌شه.‬

02:56.802 --> 03:00.042
‫ دستشو گرفته بودم که مُرد و...‬

03:02.002 --> 03:04.522
‫...اون خوشحال‌ترین لحظه‌ی زندگی‌اش بود.‬

03:15.402 --> 03:16.402
‫اوه، ببخشید.‬

03:17.362 --> 03:19.481
‫ای وای. خوبی؟‬

03:19.482 --> 03:21.082
‫آره، من...‬

03:21.842 --> 03:23.322
‫...تو یه دنیای دیگه بودم.‬

03:34.562 --> 03:35.761
‫اونو ببین.‬

03:35.762 --> 03:38.802
‫دارن به معنای واقعی کلمه، کلاه فکرشو سرش می‌ذارن.‬

03:44.442 --> 03:47.642
‫آماده‌ای شروع کنی؟‬
‫همیشه.‬

05:14.328 --> 05:15.328
‫لعنتی!‬

05:36.842 --> 05:38.122
‫برگرد اینجا!‬

05:54.162 --> 05:56.682
‫بزن کنار!‬

05:57.762 --> 05:59.241
‫ماشین رو نگه دار!

06:18.755 --> 06:20.515
‫- اون رو بده به من.‬
‫- نه!‬

06:23.682 --> 06:25.322
‫از ماشین پیاده شو!

06:26.042 --> 06:28.361
‫ولم کن!‬
‫از ماشین پیاده شو!

06:37.922 --> 06:39.162
‫گوشیت کجاست؟‬

06:43.442 --> 06:44.761
‫نمی‌تونی این کارو بکنی.‬

06:44.762 --> 06:45.802
‫آره؟ چرا نمی‌تونم؟‬

06:47.002 --> 06:49.642
‫شما پلیسین.‬

07:06.722 --> 07:07.761
‫لعنتی.‬

07:11.322 --> 07:12.362
‫خب.‬

07:21.719 --> 07:23.626
‫خانم صندوق عقب رو باز می کنید؟

07:38.235 --> 07:39.394
‫کجایی؟‬

07:39.419 --> 07:42.178
‫تو اداره‌ی پلیسم.‬
‫گند گنده‌‌ای زدی.‬

07:42.282 --> 07:43.562
‫تئو، به کمکت نیاز دارم.‬

07:44.342 --> 07:46.541
‫باید هر چه زودتر از اینجا فرار کنم.‬

07:46.566 --> 07:48.085
‫واقعاً تو دردسر بزرگی افتادم.‬

07:48.202 --> 07:50.241
‫همه جا پر از پلیسه،‬

07:50.242 --> 07:53.321
‫و تو تنها راهی هستی که می‌تونم‬
‫از این جزیره خارج بشم.‬

07:53.322 --> 07:55.481
‫و دقیقاً از من چه کمکی می‌خوای؟‬

07:55.482 --> 07:58.601
‫با ماشین پلیست، منو با کشتی‬
‫از جزیره خارج کنی.‬

07:58.602 --> 08:00.841
‫گمشو. همچین اتفاقی نمی‌افته.‬

08:00.955 --> 08:03.235
‫این تنها راهیه که می‌تونی‬
‫منو از زندگیت بیرون کنی.‬

08:06.242 --> 08:08.201
‫باشه. کجایی؟‬

08:08.202 --> 08:11.001
‫یه برج دیدبانی قدیمی هست.‬
‫کنار ساحل.‬

08:11.002 --> 08:12.801
‫۸ کیلومتری کالیاری.‬

08:12.802 --> 08:14.042
‫اونجا رو می‌شناسم.‬

08:16.202 --> 08:17.602
‫هوم.‬

08:20.944 --> 08:22.590
‫آفرین.

08:23.424 --> 08:24.857
‫من همین جا میمونم. قرار دارم.

08:40.882 --> 08:42.281
‫اوه، آقای بکستر.‬

08:42.282 --> 08:43.322
‫بله.‬

08:44.122 --> 08:45.921
‫بله، من دختر شما رو می‌شناسم.‬

08:45.922 --> 08:48.882
‫این کی بود؟‬

08:51.562 --> 08:53.122
‫مدل و شماره پلاک.‬

08:54.922 --> 08:56.321
‫جیا. جیا.‬

08:56.322 --> 08:58.921
‫بله؟‬
‫شماره تلفنش؟‬

09:26.682 --> 09:27.682
‫باشه...‬

09:35.076 --> 09:36.496
‫[کریدون انگلستان]

09:51.762 --> 09:52.961
‫الو؟‬

09:52.962 --> 09:54.802
‫سلام! شما آلفی برد هستید؟‬

09:55.722 --> 09:57.282
‫خودمم. شما کی هستید؟‬

09:58.602 --> 10:01.841
‫ما هیچ‌وقت با هم حرف نزدیم.‬
‫اسم من آیریس نیکسونه.‬

10:01.842 --> 10:03.081
‫خیلی بامزه است.‬

10:03.082 --> 10:06.241
‫کلر هستی؟‬
‫نه، من آیریس هستم.‬

10:06.242 --> 10:09.001
‫اصلاً می‌دونی چندتا آیریس نیکسون بهم زنگ می‌زنن؟‬

10:09.002 --> 10:11.161
‫راستش نه.‬
‫خب، تعدادشون زیاده.‬

10:11.162 --> 10:12.921
‫همه‌شون فکر می‌کنن خیلی خنده‌دارن‬

10:12.922 --> 10:15.214
‫و فکر می‌کنن اولین کسی‌ان
‫که این ایده به سرشون زده.‬

10:15.239 --> 10:17.798
‫نصفشون هم مردن.‬
‫صدای منو تشخیص نمی‌دی؟‬

10:18.002 --> 10:20.321
‫عکس‌ها رو دیدم.‬
‫اما هیچ‌وقت صداش رو نشنیدم.‬

10:20.322 --> 10:23.721
‫هیچ‌وقت به این فکر نکرده بودم.‬
‫خب، «آیریس»، کجایی؟‬

10:23.722 --> 10:25.721
‫مهم نیست. دارم می‌رم.‬

10:25.722 --> 10:27.641
‫خب، یه سلفی بگیر، بفرست.‬

10:27.642 --> 10:30.401
‫که تو هم منو بذاری سرتاسر اینترنت؟‬

10:30.402 --> 10:32.761
‫من این کارو نمی‌کنم.‬
‫اگه واقعی باشی.‬

10:32.762 --> 10:34.042
‫باور نمی‌کنم.‬

10:35.202 --> 10:38.401
‫باشه. ممنون از تماست.‬
‫فکر کنم باید قطع کنم.‬

10:38.402 --> 10:41.841
‫خیلی خب، بیا
‫قطبیت جریان نوترونی رو برعکس کنیم.‬

10:41.842 --> 10:44.241
‫خب، کاری که می‌خوای بکنی اینه که‬
‫از طریق من پول دربیاری. درسته؟‬

10:44.242 --> 10:46.081
‫مطمئن نیستم بخوام دقیقاً این‌طوری بگم...‬

10:46.082 --> 10:48.441
‫نه، به خودم نمی‌گیرم.‬
‫من برای تو یک محتوام.‬

10:48.442 --> 10:50.146
‫و این خوبه.‬
‫دنیا همینه.‬

10:50.171 --> 10:52.546
‫اما تو محتوای بهتری می‌خوای.‬
‫یه داستان بزرگ‌تر می‌خوای!‬

10:52.682 --> 10:54.921
‫ترافیک می‌خوای!‬
‫می‌خوای وایرال بشی!‬

10:54.922 --> 10:56.601
‫یه میلیارد بازدید می‌خوای! درسته؟‬

10:56.602 --> 10:59.161
‫آره، می‌خوام. معلومه که می‌خوام.‬

10:59.162 --> 11:01.441
‫خب، من می‌تونم بهت اینو بدم،‬
‫ای آدم خوش‌شانس!‬

11:01.442 --> 11:04.521
‫می‌تونم کل داستان رو بهت بدم.‬
‫چی شد. برای کی. و چرا.‬

11:04.522 --> 11:06.361
‫- چرا؟‬
‫- بله! و چرا!‬

11:06.362 --> 11:09.841
‫نه. نه. منظورم اینه که چرا...‬
‫چرا باید این کارو بکنی؟‬

11:09.842 --> 11:10.921
‫آها، فهمیدم.‬

11:10.922 --> 11:14.361
‫چون به یکی گفتم اگه دنبالم بیاد، مجازاتش می‌کنم.‬

11:14.362 --> 11:17.241
‫کل دنیای اطرافش رو نابود می‌کنم.‬

11:17.242 --> 11:20.722
‫اما گوش نکرد. حالا به کمک تو نیاز دارم‬
‫که این کارو بکنم.‬

11:22.402 --> 11:23.601
‫واقعاً خودتی؟‬

11:23.602 --> 11:25.961
‫آره. معلومه. مگه‬
‫می‌تونه کس دیگه‌ای باشه؟‬

11:25.962 --> 11:27.801
‫باور نمی‌کنم.‬

11:27.802 --> 11:30.242
‫نه. اما دوست داری باور کنی، مگه نه؟‬
‫ب.ا.م.ا.بـ.یـ.ن

11:31.282 --> 11:32.761
‫پس کاری که می‌خوام انجام بدم اینه.‬

11:32.762 --> 11:35.281
‫یه نمونه از اون مدرکی که دارم رو‬
‫برات می‌فرستم.‬

11:35.282 --> 11:39.321
‫حالا، یه اخطار دوستانه.‬
‫اگه حتی ذره‌ای از این چیزا تو اینترنت دربیاد،‬

11:39.322 --> 11:42.401
‫یه شب منو می‌بینی که بالا سر تختت وایسادم،‬

11:42.402 --> 11:43.681
‫با یه تیغ تو دستم.‬

11:43.682 --> 11:46.321
‫و تخم‌هاتو می‌بُرم و می‌چپونم ته حلقت.‬

11:46.322 --> 11:47.921
‫بعد شکمت رو باز می‌کنم‬

11:47.922 --> 11:51.121
‫و روده‌هاتو مثل تزیینات کوفتی کریسمس‬
‫آویزون دیوارای اتاق می‌کنم.‬

11:51.122 --> 11:52.322
‫فهمیدی چی گفتم؟‬

11:53.002 --> 11:54.001
‫بله.‬

11:54.002 --> 11:57.641
‫خوبه. چون این کُس‌پلی نیست،‬
‫و نقش‌بازی کردن هم نیست.‬

11:57.642 --> 11:59.561
‫اینه واقعیه.‬

12:36.602 --> 12:39.041
‫آیریس؟‬
‫بله؟‬

12:39.042 --> 12:41.802
‫ام، این واقعیه‌، درسته؟‬

12:42.682 --> 12:43.841
‫آره، واقعیه.‬

12:43.842 --> 12:46.321
‫مطمئن نیستم که اصلاً هیچ‌وقت فکر می‌کردم که...‬

12:46.322 --> 12:50.242
‫نـه، نه از ته قلبم.‬
‫همه‌اش فقط... می‌دونی...‬

12:51.802 --> 12:55.521
‫خب، واقعاً اون لعنتی چیه؟‬

12:55.522 --> 12:57.722
‫همینه که دارم سعی می‌کنم بفهمم.‬

12:59.602 --> 13:02.841
‫منو تو رُم ببین تا‬
‫همه‌چیز رو بهت بگم.‬

13:02.842 --> 13:06.401
‫چی؟ تو ایتالیا؟ کِی؟‬

13:06.402 --> 13:09.202
‫فردا اونجا باش. بهت زنگ می‌زنم.‬

13:22.442 --> 13:25.561
‫راستی، اشکالی نداره اگه عصبی باشی.‬
‫من عصبی نیستم.‬

13:25.562 --> 13:27.161
‫اوه، بس کن، تو هم یه انسانی.‬

13:27.162 --> 13:29.041
‫اغلب اوقات به این موضوع فکر می‌کنم.‬

13:29.042 --> 13:32.281
‫شاید من تو یه تشت بزرگ شدم و‬
‫مثل مایه پنکیک ریختنم بیرون.‬

13:34.162 --> 13:36.002
‫ببین، این برای من جالبه.‬

13:36.762 --> 13:38.041
‫چی جالبه؟‬

13:38.042 --> 13:41.081
‫تو مرتب احساساتی رو انکار می‌کنی‬
‫که آشکارا داری تجربه‌شون می‌کنی.‬

13:41.082 --> 13:44.081
‫- چرا این کارو می‌کنی؟‬
‫- مطمئن نیستم.‬ تو چرا مرتب اصرار داری،‬

13:44.082 --> 13:46.401
‫که من حسی رو دارم که‬
‫به احتمال زیاد ندارم؟‬

13:46.402 --> 13:48.441
‫- نه. نه.‬
‫- داری سعی می‌کنی‬ منو تحقیر کنی؟‬

13:48.442 --> 13:50.561
‫نه! من قصد تحقیر هیچ‌کس رو ندارم،‬
‫مخصوصاً تو رو.‬

13:50.562 --> 13:52.601
‫فقط آدم‌ها رو خوب می‌شناسم.‬
‫واقعاً؟‬

13:52.602 --> 13:55.042
‫آره، یه دوره دیدم.‬
‫معلومه که دیدی.‬

13:57.682 --> 14:01.054
‫اگه برات مهمه، منم عصبی‌ام.‬

14:02.762 --> 14:03.801
‫می‌دونم.‬

14:05.482 --> 14:06.961
‫آیریس، می‌خوام برگرده.‬

14:06.962 --> 14:09.602
‫عاشقشم و دلم براش تنگ شده و‬
‫می‌خوام برگرده.‬

14:10.562 --> 14:12.081
‫چارلی؟‬

14:12.082 --> 14:13.721
‫جنسن!‬

14:13.722 --> 14:15.521
‫آره، حدس می‌زنم بهش احتیاج داری.‬

14:15.522 --> 14:17.802
‫یا خدا.‬
‫فکر می‌کنی من اینجوریم؟‬

14:18.578 --> 14:21.057
‫که واقعاً بهش‬
‫اهمیت نمی‌دم؟‬

14:21.082 --> 14:24.321
‫اگه حتی یه بار دیده بودیش،‬
‫نمی‌تونستی همچین فکری کنی.‬

14:24.322 --> 14:27.561
‫مهربون، بافکر، و شوخ بود،‬

14:27.562 --> 14:30.241
‫و باعث می‌شد آدم‌های باهوش‬
‫احساس حماقت کنن،‬

14:30.242 --> 14:33.082
‫و بقیه احساس کنن نابغه‌ان.‬

14:33.802 --> 14:37.241
‫و مجبور شدم ببینم که همه‌ی این‌ها‬
‫کم‌کم از وجودش سلب می‌شه،‬

14:37.242 --> 14:42.082
‫تا اینکه هر چی ازش مونده بود، شد یه فلاسک کوفتی‬
‫خلاْ به شکل جنسنه.‬

14:42.882 --> 14:45.961
‫و بله، می‌خوام اون دستگاه لعنتی رو بیدار کنی،‬

14:45.962 --> 14:47.881
‫چون نمی‌خوام مردم به من صدمه بزنن.‬

14:47.882 --> 14:50.161
‫اما نه، من یه ربات کوفتی‬
‫نیستم.‬

14:50.162 --> 14:52.081
‫و بله، واقعاً‬
‫به اون اهمیت می‌دم.‬

14:52.082 --> 14:55.881
‫پس لطفاً جوری در موردش صحبت نکن‬
‫که انگار هیچی نیست. اون هیچی نیست.‬

14:55.882 --> 14:59.761
‫کامرون، من نمی‌خواستم...‬
‫نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم.‬

14:59.762 --> 15:00.802
‫من سعی نکردم...‬

15:01.858 --> 15:07.682
‫من هیچ‌وقت کسی رو نداشتم که‬
‫به اندازه‌ی جنسن برای تو مهم باشه.‬

15:08.722 --> 15:12.482
‫من همیشه مجهز به‬
‫درک ظرافت‌های احساسی نیستم،‬

15:14.762 --> 15:18.522
‫از نظر عاطفی، چیزی نیست که من‬
‫تو اون...‬

15:20.562 --> 15:22.362
‫خیلی خوب باشم.‬

15:23.762 --> 15:25.881
‫درسته، مگه نه؟‬
‫دروغ نمی‌گی.‬

15:25.882 --> 15:30.202
‫چرا باید دروغ بگم؟ تو دوره دیدی.‬

15:31.482 --> 15:32.801
‫دوست نداری؟‬

15:32.826 --> 15:35.546
‫ام... نه، واقعاً نه.‬

15:36.573 --> 15:37.602
‫هیچ‌وقت؟‬

15:39.882 --> 15:41.081
‫نه.‬

15:41.082 --> 15:44.842
‫بقیه‌اش چی؟‬
‫هیچ آدم خاصی تو زندگیت نیست؟‬

15:46.082 --> 15:48.041
‫ام، نه، چیزی برای گفتن نیست.‬

15:48.042 --> 15:50.402
‫باور نمی‌کنم.‬
‫ببین، تو می‌تونی...‬

15:51.242 --> 15:52.921
‫...هر چی دوست داری باور کنی.‬

15:52.922 --> 15:55.481
‫اما نمی‌فهمم چرا این مسئله فرقی می‌کنه.‬

15:55.482 --> 15:58.121
‫چون اگه ما برای هم هیچ معنایی نداشته باشیم،‬

15:58.122 --> 16:00.401
‫پس هیچ چیزی معنی نداره، مگه نه؟‬

16:00.426 --> 16:01.922
‫اوه، کاملاً موافقم.‬

16:07.294 --> 16:10.001
‫این یه طرز تفکر خیلی غم‌انگیز و ناامیدکننده‌ست.‬

16:10.002 --> 16:11.082
‫اصلاً این‌طور نیست.‬

16:13.882 --> 16:14.882
‫پس همینه؟‬

16:15.602 --> 16:18.521
‫هیچ‌وقت به آسمون شب نگاه نمی‌کنی و‬
‫تعالی و عمق،‬

16:18.522 --> 16:22.762
‫زیبایی، اتحاد، یگانگی رو نمی‌بینی؟‬

16:23.762 --> 16:27.402
‫من فقط... واقعیت رو می‌بینم.‬

16:28.842 --> 16:31.162
‫اما تو فقط مغزت نیستی، آیریس.‬

16:32.682 --> 16:34.162
‫بیشتر از این حرف‌هاست.‬

16:35.762 --> 16:36.762
‫کجا؟‬

16:37.722 --> 16:39.001
‫همه‌جا.‬

16:39.002 --> 16:40.042
‫اینجا.‬

16:41.122 --> 16:42.122
‫حالا.‬

16:59.042 --> 17:01.881
‫صبح بخیر به همه.‬
‫آماده‌ایم؟

17:01.882 --> 17:03.761
‫بله، راه‌اندازی شده.‬

17:03.762 --> 17:05.282
‫عالیه. تیم، بزن بریم!‬

17:06.202 --> 17:08.841
‫سلام، جنسن.‬
‫شاید آیریس رو به یاد بیاری.‬

17:08.842 --> 17:10.481
‫خیلی کوتاه همدیگه رو دیدید.‬

17:10.482 --> 17:15.961
‫اون با ماست چون توی‬
‫حل معماها خیلی، خیلی خوبه.‬

17:15.962 --> 17:19.802
‫درست می‌گی.‬

17:20.522 --> 17:22.362
‫خب، نمی‌دونم.‬

17:31.372 --> 17:34.262
‫تلگرام و اینستاگرام: Bamabincom@

17:34.442 --> 17:36.882
‫خب، قضیه اینه، جنسن...‬

17:37.922 --> 17:41.801
‫الان دفتر خاطراتت یه معمائه.‬

17:41.802 --> 17:44.761
‫و رمز عبور چارلی تو اینه.‬

17:44.762 --> 17:48.161
‫و به خاطر همینه که دیا اینجا‬
‫این رو برام سرهم کرده.‬

17:48.162 --> 17:49.721
‫تا کمکم کنه حلش کنم.‬

17:49.722 --> 17:54.041
‫این از تصویربرداری عصبی برای تشخیص‬
‫تغییرات احساسی در مغز استفاده می‌کنه.‬

17:54.042 --> 17:56.561
‫خشم، غم، یا هر چیز دیگه.‬

17:56.562 --> 17:59.841
‫اساساً، یه دروغ‌سنج خیلی‬
‫مؤثرتره.‬

17:59.842 --> 18:03.882
‫چون احساسات نمی‌تونن دروغ بگن.‬

18:08.042 --> 18:12.162
‫خب، مشکل اول اینه:‬
‫از چه رمزی استفاده کردی؟‬

18:15.042 --> 18:18.401
‫تو سطح بالا،‬
‫این رمز «نیهیلیست»ه.‬

18:18.402 --> 18:20.882
‫همه‌ی این خط‌خطی‌ها رو ببین.‬

18:21.762 --> 18:24.761
‫اما در هسته،‬
‫یه رمز جایگزینی ساده‌ست.‬

18:24.762 --> 18:27.121
‫احتمالاً یه رمز کتابی.‬

18:30.898 --> 18:34.577
‫چون رمزهای کتابی تقریباً‬
‫غیرقابل شکسته شدنن.‬

18:34.602 --> 18:38.002
‫مگه اینکه کتابی رو که برای ساختنش‬
‫استفاده شده، بشناسی.‬

18:40.442 --> 18:41.442
‫و بعد...‬

18:42.882 --> 18:44.682
‫...یه چیزی به فکرم رسید.‬

18:47.049 --> 18:48.769
‫چرا یه دفتر خاطرات رو انتخاب کردی؟‬

18:51.402 --> 18:56.801
‫فکر می‌کنم تو خیلی، خیلی حیله‌گر‬
‫و خیلی محتاط هستی.‬

18:56.802 --> 18:59.841
‫فکر می‌کنم هر هفته‬
‫رمز رو عوض می‌کردی.‬

18:59.842 --> 19:03.001
‫رمزنویس‌ها بهش می‌گن‬
‫«چرخش کلید».‬

19:03.026 --> 19:06.866
‫خب، این کار باید سخت باشه، درسته؟‬
‫این همه رمز.‬

19:08.852 --> 19:13.201
‫پس، هر دوشنبه،‬
‫یه سرنخ کوچیک برای خودت می‌ذاشتی.‬

19:18.762 --> 19:22.402
‫می‌دونی، برای مدتی طولانی فکر می‌کردم‬
‫این یه طرح از مغزه.‬

19:23.228 --> 19:25.707
‫تو خیلی حیله‌گرتر از این حرفایی.‬

19:25.802 --> 19:27.521
‫این یه مغز نیست.‬

19:27.522 --> 19:28.842
‫پس چی می‌تونه باشه؟‬

19:32.322 --> 19:33.322
‫نمی‌دونم...‬

19:37.242 --> 19:38.362
‫...اگه این باشه چی...‬

19:41.122 --> 19:44.642
‫...توالی دی‌ان‌ایِ‬
‫دینوکوکوس رادیودورانس.‬

19:46.002 --> 19:48.522
‫سرسخت‌ترین باکتریِ جهان.‬

19:49.522 --> 19:52.921
‫که احتمالاً با حس شوخ‌طبعی تو جور در میاد.‬

19:52.922 --> 19:57.322
‫یعنی، استفاده از توالی دی‌ان‌ای‬
‫به عنوان منبع رمز کتابیت.‬

19:58.282 --> 20:02.202
‫چون دی‌ان‌ای «کتاب زندگی» میشه، درسته؟‬

20:10.242 --> 20:12.282
‫داره کار می‌کنه، جنسن.‬

20:25.602 --> 20:28.322
‫برات با عقل جور درمیاد؟

20:29.188 --> 20:31.988
‫نه. تو؟

20:32.355 --> 20:34.955
‫با هویت جعلی خونه رو اجاره کردن.

20:35.995 --> 20:40.688
‫اثرانگشت‌ها با مورد کالگیری
‫همخوانی داره. قشنگ نیکسونه.

20:41.775 --> 20:43.822
‫خبری از دختره نبود؟

20:44.214 --> 20:46.941
‫داریم جنگل رو می‌گردیم
‫ولی آروم پیش میره.

20:47.234 --> 20:50.047
‫سانتونی نزدیک بود پاش بره تو تله خرس.

20:50.072 --> 20:52.541
‫چی؟
‫تله خرس.

20:53.516 --> 20:54.763
‫چند صد تا بود.

20:55.883 --> 20:58.916
‫به‌نظرت با چی طرفیم؟

20:58.941 --> 21:00.363
‫بله؟

21:00.388 --> 21:02.023
‫والدینش رسیدن.

21:06.922 --> 21:10.201
‫ممنونم که اومدین.‬
‫من بازرس کاسترمان هستم.‬

21:10.202 --> 21:12.121
‫جوی کجاست؟‬
‫سخت می‌شه مطمئن بود.‬

21:12.122 --> 21:14.962
‫اما نگرانیم که جوی‬
‫شاید در خطر باشه.‬

21:15.715 --> 21:19.034
‫چیزی به ذهنتون می‌رسه
‫که کمکمون کنه پیداش کنیم؟‬

21:19.162 --> 21:21.561
‫جایی که ممکنه بخواد قایم بشه.‬

21:21.562 --> 21:24.321
‫مثلاً پیش دوستاش؟‬
‫محاله.‬

21:24.322 --> 21:26.362
‫- دوست‌پسر؟‬
‫- کاشکی.‬

21:27.762 --> 21:29.041
‫ژاکتش.‬

21:29.042 --> 21:30.161
‫ببخشید؟‬

21:30.162 --> 21:32.201
‫می‌دونه که می‌تونیم گوشیشو ردیابی کنیم.‬

21:32.202 --> 21:35.202
‫و عادت داره که...‬
‫از این کارا بکنه.‬

21:35.922 --> 21:36.922
‫و؟‬

21:37.762 --> 21:42.202
‫و من یه ردیاب تو آستر ژاکتش دوختم.‬

22:02.877 --> 22:04.871
‫میخواست کتاب رو ببره.

22:06.122 --> 22:08.201
‫که اینطور.

22:08.290 --> 22:10.762
‫آفرین، جوی.‬
‫خیلی کار شجاعانه‌ای بود.‬

22:15.062 --> 22:16.669
‫کجاست؟

22:19.295 --> 22:21.175
‫خب این شد یه چیزی.

22:23.762 --> 22:26.561
‫متأسفم که اون تو رو‬
‫قاطی این ماجرا کرد.‬

22:26.562 --> 22:30.242
‫و حالا متأسفانه نمی‌دونم
‫با تو چه غلطی بکنم.‬

22:35.347 --> 22:37.174
‫زنگ بزنیم به خرپوله...

22:37.199 --> 22:39.501
‫ببینیم اون میخواد چیکارش کنه.

22:45.842 --> 22:47.682
‫فکر کنم تنها اومدی.‬

22:49.995 --> 22:54.034
‫یک ساعت دیگه یه کشتی مسافربری از‬
‫کالیاری به چیویتاوکیا حرکت می‌کنه.‬

22:54.242 --> 22:55.322
‫من باید سوارش بشم.‬

22:56.722 --> 22:58.161
‫با این منو ببر.

22:58.162 --> 23:02.121
‫دم ایستگاه دریایی پیاده کن.‬
‫یه چند یورو هم بهم بده.‬

23:02.122 --> 23:03.881
‫و دیگه تمومه. کارمون با هم تمومه.‬

23:03.906 --> 23:05.066
‫من می‌رم.‬

23:05.342 --> 23:06.177
‫ب‌ام‌ابین‌

23:06.202 --> 23:08.561
‫بخش جرایم خاص‬
‫دنبال توئه.‬

23:08.562 --> 23:09.602
‫چیزیت نمی‌شه.

23:11.562 --> 23:12.562
‫هوم.‬

23:40.322 --> 23:42.042
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم؟‬

23:43.042 --> 23:44.042
‫«بهم اعتماد کنی»؟‬

23:45.762 --> 23:47.322
‫تو داری ازم باج‌گیری می‌کنی.‬

23:48.189 --> 23:50.709
‫بیشتر از این چی می‌خوای؟‬
‫می‌خوای ازش لذت ببرم؟‬

23:52.995 --> 23:53.995
‫سوار شو دیگه.

25:02.802 --> 25:04.402
‫اینجا چیکار می‌کنیم؟‬

25:05.602 --> 25:07.601
‫قراره یکی رو ببینیم.‬

25:07.602 --> 25:08.922
‫کی؟‬

25:09.762 --> 25:12.082
‫بارباپاپا.‬

25:13.282 --> 25:14.601
‫این یعنی چی؟‬

25:14.602 --> 25:17.162
‫هیچی. سر جات بشین.‬
‫حالا می‌رسیم.‬

25:35.322 --> 25:37.082
‫آره، برو.‬
‫فکر کنم نوبت تو باشه.‬

25:43.842 --> 25:46.802
‫نه، این‌طور نیست!‬
‫من بردم! من همیشه می‌برم...‬

25:47.682 --> 25:48.801
‫باشه، وظیفه صدام می‌کنه.‬

25:52.482 --> 25:53.761
‫فکر کنم پیداش کردم.‬

25:53.922 --> 25:56.282
‫- رمز عبور؟‬
‫- آره.‬
‫- دوباره؟‬

25:57.255 --> 25:59.454
‫آره، شبیه مختصاته.‬

25:59.642 --> 26:02.641
‫عالیه. صبر کن. فردا انجامش بده.‬

26:02.642 --> 26:03.801
‫دقیقاً.‬

26:03.802 --> 26:06.441
‫یالا. پیش دوستات بمون.‬
‫آره. این چندمین باره؟‬

26:06.442 --> 26:08.122
‫صد و بیست و هفتمین بار اگه شانس بیاریم...‬

26:10.482 --> 26:12.721
‫- باشه، تاس بریز.‬
‫- اون برنمی‌گرده.‬

26:12.746 --> 26:15.786
‫نه!‬

26:35.793 --> 26:37.046
‫[یک رمز عبور جدید شناسایی شد]

26:52.681 --> 26:54.254
‫[بله یک مختصات کیهانی از محلی در فضا هست که خلا بوتس نام دارد]

26:54.481 --> 26:55.922
‫«خلأ بوتِس.»‬

27:10.722 --> 27:12.522
‫هر چی که حالتو خوب می‌کنه.‬

27:42.602 --> 27:44.162
‫باشه؟‬

28:28.122 --> 28:29.122
‫آیریس؟‬

28:32.162 --> 28:33.722
‫آیریس، چیکار کردی؟‬

28:52.682 --> 28:54.401
‫آیریس!‬

28:54.402 --> 28:57.361
‫توجه. وضعیت اضطراری.‬
‫لعنتی!

28:57.362 --> 29:00.681
‫این مرکز ظرف دو دقیقه قفل می‌شود.‬

29:00.682 --> 29:04.961
‫اگر نمی‌تونید به منطقه‌ی امن برسید،‬
‫سر جای خود پناه بگیرید.‬

29:27.522 --> 29:29.361
‫توجه. وضعیت اضطراری.‬

29:29.362 --> 29:33.081
‫این مرکز ظرف ۳۰ ثانیه قرنطینه می‌شود.‬

29:33.082 --> 29:37.161
‫اگر نمی‌تونید به منطقه‌ی امن برسید،‬
‫سر جای خود پناه بگیرید.‬

29:47.322 --> 29:48.402
‫اوه، خدای من!‬
‫[تأیید خاموشی؟]

30:06.642 --> 30:07.842
‫این چه کوفتیه!‬

30:12.642 --> 30:13.642
‫لعنتی!‬

30:27.042 --> 30:29.241
‫توجه! وضعیت اضطراری!‬

30:29.242 --> 30:32.162
‫این مرکز ظرف ۶۰ ثانیه قرنطینه می‌شود.‬

30:35.868 --> 30:37.275
‫[پاک کردم همه فایل‌ها؟]

30:43.326 --> 30:44.953
‫[دائمی حذف شدن؟]

30:47.761 --> 30:48.761
‫به درک!‬

31:03.842 --> 31:05.521
‫توجه. وضعیت اضطراری!‬

31:05.522 --> 31:08.242
‫این مرکز ظرف ۳۰ ثانیه قرنطینه می‌شود.‬

31:10.482 --> 31:11.482
‫آیریس!‬

31:15.922 --> 31:17.881
‫دسترسی ممنوع.‬

31:17.882 --> 31:19.441
‫وای، خدا.‬

31:19.442 --> 31:21.922
‫۲۰ ثانیه تا قرنطینه شدن کامل.‬

31:25.722 --> 31:27.002
‫دسترسی ممنوع.‬

31:29.242 --> 31:31.202
‫۱۰ ثانیه تا قرنطینه شدن کامل.‬

31:33.002 --> 31:34.562
‫آیریس!‬

31:37.402 --> 31:38.562
‫آیریس!‬

31:41.362 --> 31:42.362
‫سه...‬

31:44.522 --> 31:45.522
‫دو...‬

31:47.442 --> 31:48.442
‫یک.‬

31:52.442 --> 31:55.281
‫این مرکز کاملاً قرنطینه شد.‬

31:55.282 --> 31:56.721
‫چرا این کارو کردی؟‬

31:56.722 --> 32:00.281
‫چارلی. نباید. بیدار. شه.‬

32:00.282 --> 32:03.401
‫اونا آدمای خوبی بودن!‬
‫نباید بیدار شه! نباید بیدار شه!‬

32:03.402 --> 32:05.082
‫نباید بیدار شه!‬

32:05.962 --> 32:07.482
‫نباید آزاد بشه.‬

32:11.162 --> 32:13.321
‫کتاب رو نابود کن. بسوزونش.‬

32:24.682 --> 32:26.961
‫آیریس. آیریس...‬

32:26.962 --> 32:28.282
‫تو الآن جات امنه.‬

32:30.162 --> 32:31.881
‫اینجا قرنطینه شده.‬

32:31.882 --> 32:35.041
‫نمی‌تونیم از اینجا قفل هوایی رو باز کنیم،‬
‫اما جات امنه.‬

32:35.042 --> 32:38.362
‫خیلی، خیلی متأسفم. اما جات امنه.‬

32:42.122 --> 32:43.122
‫این کارو نکن.‬

32:44.482 --> 32:46.002
‫لعنتی!

32:50.842 --> 32:53.721
‫کامرون، مشکل دستگاه چیه؟‬

32:53.722 --> 32:55.481
‫چی رو به من نمی‌گی؟‬

32:55.482 --> 32:58.641
‫هیچی. دستگاه هیچ مشکلی نداره.‬

32:58.642 --> 33:00.201
‫باور نمی‌کنم.‬

33:00.202 --> 33:04.121
‫آیریس، نمی‌تونم بذارم بری.‬
‫و به اون دفتر خاطرات احتیاج دارم.‬

33:04.122 --> 33:07.161
‫یالا. خواهش می‌کنم.‬

33:07.162 --> 33:09.881
‫مشکل دستگاه چیه؟‬

33:09.882 --> 33:13.602
‫هیچی. اون کتاب رو نبر!‬

33:16.242 --> 33:18.881
‫آیریس، جایی برای رفتن نداری.‬

33:18.882 --> 33:22.322
‫دنبـالت می‌گردم. مجبورم نکن این کارو بکنم.‬

33:26.082 --> 33:28.681
‫آیریس، نرو. آیریس، برگرد!‬

33:28.682 --> 33:31.441
‫برگرد! برگرد اینجا!‬

33:31.442 --> 33:33.882
‫اگه ببریش منو می‌کُشی!‬

34:33.082 --> 34:34.921
‫چطور سر از اینجا درآوردی؟‬

34:34.922 --> 34:37.482
‫دید که دارم کیف رو قایم می‌کنم.‬
‫برو کنار!‬

34:38.202 --> 34:41.161
‫اون رو از خاک درآورد. خب؟‬

34:41.162 --> 34:43.161
‫و من سعی کردم پسش بگیرم.‬

34:43.162 --> 34:44.281
‫چرا؟‬

34:44.282 --> 34:46.922
‫که قایمش کنم یه جای دیگه.‬

34:55.042 --> 34:56.402
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

34:57.642 --> 34:59.802
‫بهت گفتم. اونا برای پول اینجان.‬

35:00.528 --> 35:03.047
‫و الآن هم،‬
‫دارن برای این عوضی کار می‌کنن.‬

35:07.202 --> 35:08.522
‫سلام.‬

35:09.482 --> 35:10.482
‫روز خوبی باشه!‬

35:11.362 --> 35:14.601
‫خوشحالم که دیدمتون، رفقا.‬
‫کارتون عالی بود.‬

35:14.602 --> 35:16.362
‫افتخار بزرگی برای حرفه‌تون.‬

35:17.242 --> 35:18.881
‫چطور پیدام کردی؟‬

35:18.882 --> 35:21.761
‫خب، اونا افسر پلیس هستن.‬
‫آدم‌ها رو پیدا می‌کنن.‬

35:21.762 --> 35:23.362
‫منظورم اینه که دقیقاً چطور؟‬

35:24.362 --> 35:27.081
‫تلسکوپت.‬
‫البته، یه کم طول کشید.‬

35:27.082 --> 35:28.881
‫اما، خب، تو همون‌جا بودی.‬

35:28.882 --> 35:30.401
‫خب، حالا احساس حماقت می‌کنم.‬
‫بامابین

35:30.402 --> 35:32.961
‫راستش، ناراحت نباش.‬
‫تو هم یه انسانی.‬

35:32.962 --> 35:34.161
‫ظاهراً.‬

35:34.162 --> 35:36.761
‫نه. اون مال منه.‬
‫خیلی ممنونم.‬

35:36.762 --> 35:39.801
‫در واقع نه، مال تو نیست، لعنتی.‬
‫خیلی هم ممنون.‬

35:39.802 --> 35:44.041
‫چطور شد که من و تو اینجا،‬
‫وسط این همه آدم سر درآوردیم؟‬

35:44.042 --> 35:45.761
‫نقشه‌ی اصلی چی بود؟‬

35:45.762 --> 35:48.961
‫که جوی دفتر خاطراتو قایم کنه،‬
‫در حالی که تئو منو از جزیره خارج می‌کرد.‬

35:48.962 --> 35:51.841
‫که بعداً بتونی برگردی و وقتی همه‌مون‬
‫رفتیم، اونو از خاک دربیاری؟‬

35:51.842 --> 35:53.641
‫مثل خرخاکی زیر آجر. بله.‬

35:53.642 --> 35:55.601
‫این که واقعاً نقشه‌ی دندان‌گیری نیست، هست؟‬

35:55.602 --> 35:57.641
‫خب، اگه بخوای منصف باشی،‬
‫داشتم بداهه‌پردازی می‌کردم.‬

35:57.642 --> 35:59.842
‫خب، این همون موسیقی جَزه، مگه نه؟‬

36:03.322 --> 36:07.121
‫راستش، تو مثل کسی هستی که انداختنش تو مخلوط‌کن.‬

36:07.122 --> 36:10.081
‫یعنی تو کارآموزشون هستی؟‬

36:10.082 --> 36:13.042
‫اون یه نفر رو کشته، در موردش چیزی گفته؟‬

36:14.122 --> 36:15.642
‫اُبی‌وان رو ببین.

36:16.762 --> 36:17.882
‫خانم میاگی.‬

36:20.002 --> 36:22.921
‫جنازه‌اش رو تا وسط جزیره کشونده،‬

36:22.922 --> 36:25.562
‫آتیشش زده و بعد از صخره پرتش کرده پایین.‬

36:26.682 --> 36:27.801
‫اوه، خب، آیریس.‬

36:27.802 --> 36:29.841
‫یه نقشه‌ی نصفه‌و‌نیمه داشتی‬
‫که خراب شد.‬

36:29.842 --> 36:32.482
‫شکست رو بپذیر.‬
‫بذارید بریم پی زندگی‌مون. خب.

36:33.202 --> 36:37.321
‫دو تا رمز سه رقمی. اینکه بچه بازیه.‬

36:37.322 --> 36:40.001
‫البته که این‌طور نخواهد بود، چون این کار توئه.‬

36:40.002 --> 36:42.481
‫معنیش اینه که تله‌گذاری شده.‬

36:42.482 --> 36:46.321
‫اگه رمز اشتباه رو بزنم،‬
‫دفتر خاطراتو نابود می‌کنه.‬

36:46.322 --> 36:49.201
‫نمی‌دونم. بازش کن و ببین.‬

36:49.202 --> 36:51.721
‫چیه؟ اسیده؟ یه نوع ماده قلیایی؟‬

36:51.722 --> 36:54.441
‫خب، الآن که دیگه قلیایی نیست، درسته، احمق.‬

36:54.442 --> 36:56.561
‫پس اسیده. هیدروکلریک؟‬

36:56.562 --> 36:57.921
‫موریاتیک.‬

36:57.922 --> 37:01.401
‫که... نه.‬
‫پس... همون هیدروکلریکه.‬

37:01.402 --> 37:03.441
‫آفرین، خیلی خوبه.‬
‫شیطون.‬

37:03.442 --> 37:06.801
‫نه... پس، اگه رمز اشتباه رو وارد کنم...‬

37:06.802 --> 37:08.241
‫دیگه دفتر خاطراتی در کار نیست.‬

37:08.242 --> 37:11.361
‫یعنی چیزی که بهش احتیاج دارم،‬
‫رمز درستشه،‬

37:11.362 --> 37:13.922
‫اگه اشکالی نداره.‬
‫چرا، خیلی هم اشکال داره.‬

37:15.242 --> 37:18.361
‫شماها رابطه‌تون عاشقانه بود؟
‫محض رضای خدا بس کن.‬

37:18.362 --> 37:19.441
‫معلومه که نه.‬

37:19.442 --> 37:22.201
‫چون اون حس خاص‬
‫تو وجود تو پیدا نمی‌شه، مگه نه؟‬

37:22.202 --> 37:24.561
‫- نه زیاد، نه.‬
‫- اینو که تو می‌گی.‬

37:24.562 --> 37:27.721
‫قضیه اینه، آیریس، من واقعاً فکر می‌کنم‬
‫خیلی با شخصیت‌تر از اونی هستی‬

37:27.722 --> 37:29.882
‫که می‌خوای همه باور کنن.‬

37:31.882 --> 37:34.761
‫خب، پس اشتباه می‌کنی.‬
‫این اولین بارت نیست.‬

37:34.762 --> 37:39.082
‫بذار ببینم.‬
‫ رمز چیه؟‬

37:39.842 --> 37:41.001
‫تاریخ تولدت.‬

37:42.522 --> 37:43.562
‫باشه.‬

37:44.682 --> 37:47.442
‫خب، نمی‌تونم بگم که سعی نکردم.‬

37:49.042 --> 37:52.321
‫چقدر باید باشه که‬
‫یه کم... ترتیبشو بدم؟‬

37:52.322 --> 37:54.681
‫- پول.‬
‫- آره. اما چقدر؟‬

37:54.682 --> 37:56.241
‫صد هزار تا.‬

37:56.242 --> 37:57.282
‫جدی می‌گی؟‬

37:58.962 --> 38:01.602
‫من شریک دارم. و اونم پلیسه.‬

38:03.362 --> 38:04.402
‫باشه. حق داری.

38:12.162 --> 38:13.162
‫هنوزم «نه»؟‬

38:15.082 --> 38:16.482
‫هنوزم «نه».‬

38:20.362 --> 38:22.841
‫هی، تکون نخور!‬

38:22.842 --> 38:24.961
‫گوش کن. تئو بودی؟

38:24.962 --> 38:26.921
‫راستش نمی‌خوام این اتفاق بیفته.‬

38:26.922 --> 38:30.681
‫اما میفته، مگر اینکه آیریس‬
‫کمکم کنه این کیف رو باز کنم‬

38:30.682 --> 38:32.201
‫بدون اینکه به محتویاتش آسیب برسه.‬

38:32.202 --> 38:34.322
‫پس یه لطفی بکن و ازش بپرس.‬

38:35.322 --> 38:36.682
‫مونیکا...‬

38:38.002 --> 38:39.242
‫لطفاً هر چی می‌گه انجام بده.‬

38:43.082 --> 38:44.282
‫این اسم من نیست.‬

38:46.002 --> 38:48.801
‫و متأسفم، تئو، واقعاً متأسفم.‬
‫اما...‬

38:48.802 --> 38:51.121
‫...نباید اجازه بدیم‬
‫به خواسته‌اش برسه.‬

38:51.122 --> 38:54.361
‫جدی می‌گی؟ تهش همینه؟
‫آیریس، بس کن.‬

38:54.362 --> 38:56.721
‫این کارو باهاش نکن.‬
‫خانم بروک، خواهش می‌کنم نذارید.‬

38:56.722 --> 38:58.441
‫این اسم من نیست. و ساکت باش.‬

38:58.442 --> 39:00.402
‫واقعاً تو بودن این شکلیه؟‬

39:00.448 --> 39:02.368
‫یا اینم فقط یه دروغ دیگه‌ست؟‬

39:04.042 --> 39:05.243
‫- امتحان کن تا ببینی.‬
‫- باشه.‬

39:05.348 --> 39:07.187
‫بهم بگو کِی می‌خوای تموم شه.‬

39:07.395 --> 39:09.363
‫باشه. می‌خوام تموم شه.‬

39:10.482 --> 39:14.481
‫چون داری خودتو به خاطر هیچی‬
‫تحت فشار می‌ذاری.‬

39:14.482 --> 39:17.001
‫تو برای خشونت ساخته نشدی.‬

39:17.002 --> 39:18.322
‫بعد تو شدی؟‬

39:19.402 --> 39:20.402
‫ظاهراً.‬

39:24.282 --> 39:25.922
‫نه!‬

39:49.202 --> 39:52.081
‫لطفاً بس کن! وایسا! ولش کن!‬
‫ولش کن!‬

39:52.082 --> 39:54.722
‫- حق با اونه. وایسا!‬
‫- خواهش می‌کنم!‬

40:00.002 --> 40:01.482
‫چطور ممکنه برات مهم نباشه؟‬

40:02.682 --> 40:06.041
‫نمی‌دونم. خب، برام مهم... نیست.‬

40:06.066 --> 40:08.266
‫این درست نیست!‬

40:19.922 --> 40:23.121
‫محض رضای خدا، کامرون.‬ مسخره نباش.‬
‫- خانم بروک!‬

40:23.122 --> 40:24.882
‫حالا آروم باش.‬
‫همه چی خوب می‌شه.‬

40:25.021 --> 40:26.940
‫هیچی خوب نیست!‬
‫یالا، آیریس!‬

40:27.122 --> 40:29.881
‫شلیک کن یا نکن.‬ هیچی عوض نمی‌شه.‬
‫- خانم بروک!‬

40:29.882 --> 40:32.001
‫بی‌نهایت منهای یک، جوی.‬
‫نترس.‬

40:32.002 --> 40:33.561
‫این مزخرف محضه، جوی!‬

40:33.562 --> 40:35.945
‫این فقط موضعیه که گرفته.‬
‫حتی خودش هم باورش نداره!‬

40:35.970 --> 40:38.770
‫مطمئن باش که خیلی هم باورش داره.‬
‫خب.‬

40:40.802 --> 40:44.122
‫خانم بروک. لطفاً منو نکُش.‬
‫لطفاً منو نکُش.‬

40:48.722 --> 40:50.802
‫حق با اونه. نمی‌تونم.‬

40:52.362 --> 40:53.802
‫- تو این کارو بکن.‬
‫- نه!‬

40:55.082 --> 40:57.321
‫باشه، صبر کن! وایسا! فقط وایسا! باشه!‬

40:57.322 --> 41:00.522
‫می‌شه همه‌تون یه لحظه خفه شید، و‬
‫دست از سرش بردارید؟

41:06.762 --> 41:10.161
‫اگه کوچک‌ترین اتفاقی برای‬
‫محتویات کیف بیفته، کوچک‌ترین اتفاقی،‬

41:10.162 --> 41:12.521
‫می‌خوام یه تیر تو سر این خانم جوون خالی کنه.

41:12.522 --> 41:14.921
‫بله. پول. بله. مفهومه؟‬

41:14.922 --> 41:16.242
‫بله آقا. کاملاً واضحه.‬

41:20.802 --> 41:21.802
‫سمت چپ:‬

41:23.042 --> 41:27.322
‫صفر. صفر. صفر.‬

41:38.122 --> 41:39.242
‫سمت راست:‬

41:40.282 --> 41:42.242
‫صفر. صفر...‬

41:44.002 --> 41:46.642
‫صفر.‬
‫شوخی می‌کنی!‬

41:56.802 --> 41:57.882
‫صبر کن!‬

42:01.402 --> 42:05.042
‫- آیریس.‬
‫محض رضای خدا، کامرون.‬ قبول کن که بردی دیگه.‬

42:11.901 --> 42:12.901
‫باشه.‬

42:14.842 --> 42:15.842
‫بهم نشون بده.‬

42:51.642 --> 42:53.321
‫این برای من بود؟‬

42:54.882 --> 42:56.842
‫نمی‌خواستم کسی بازش کنه.‬

43:02.522 --> 43:05.761
‫خدای من.‬
‫من هنوز اون دفتر خاطرات رو دارم.‬

43:05.762 --> 43:07.962
‫ منو بکش، ولی نمی‌ذارم بهش برسی.‬

43:08.568 --> 43:10.528
‫به جوی آسیب بزنی، بهش نمی‌رسی.‬

43:20.042 --> 43:21.481
‫باشه جوی.‬

43:21.482 --> 43:24.161
‫معذرت می‌خوام و از این حرفا،‬
‫ولی اون تو رو گروگان کرد.

43:24.162 --> 43:26.161
‫نه! خانم بروک!‬

43:26.162 --> 43:28.281
‫جوی، متأسفم‬
‫ولی مجبوری باهاش بری.‬

43:28.282 --> 43:30.441
‫- سوار شو!‬
‫- فقط برای یه مدت کوتاه.‬

43:30.442 --> 43:31.482
‫سوار شو!‬

43:32.442 --> 43:34.442
‫میام دنبالت، قول می‌دم.‬

43:59.002 --> 44:00.642
‫از شرش خلاص شو!‬

44:14.722 --> 44:16.562
‫لعنتی کلیداش، آیریس! عجله کن!‬

44:16.586 --> 44:30.050
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.
