WEBVTT

00:00.021 --> 00:16.021
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

00:16.322 --> 00:19.915
‫- هنوز نه؟‬
‫- هنوزم نه.‬

00:22.482 --> 00:25.922
‫- هی!‬
‫- گوش کن... اسمت تئو بود، درسته؟‬

00:25.962 --> 00:28.322
‫راستش نمی‌خوام این اتفاق بیفته، ولی میفته‬...

00:28.362 --> 00:30.962
‫مگر اینکه آیریس کمکم کنه تا این کیفو باز کنم‬

00:31.002 --> 00:33.402
‫بدون اینکه محتویاتش آسیب ببینه.‬

00:33.442 --> 00:35.642
‫پس یه لطفی کن و ازش بخواه این کارو برام بکنه.‬

00:35.682 --> 00:37.722
‫مونیکا...‬

00:38.335 --> 00:40.215
‫لطفاً کاری رو که می‌گه انجام بده.‬

00:41.762 --> 00:43.002
‫اسمِ من این نیست.‬

00:43.882 --> 00:46.722
‫متأسفم تئو، واقعاً متأسفم.‬

00:46.762 --> 00:48.842
‫ولی نباید اجازه بدیم به خواسته‌ش برسه.‬

00:48.882 --> 00:50.482
‫خانم بروک، لطفاً نذارید این کارو بکنن.‬

00:50.522 --> 00:52.802
‫اون اسمِ من نیست. و دیگه هیس.

00:58.642 --> 01:00.202
‫نه.‬

01:07.842 --> 01:09.842
‫تو رو خدا بس کنید! بس کنید! ولش کنید.‬

01:09.882 --> 01:12.762
‫راست می‌گه. بس کنید!‬

01:18.402 --> 01:20.362
‫چطور برات مهم نیست؟

01:22.122 --> 01:24.162
‫نمی‌دونم. من اصلا...‬

01:25.122 --> 01:28.962
‫- مهم نیست!
‫- این درست نیست!‬

01:37.602 --> 01:40.242
‫کامرون، خجالت بکش، مسخره بازی درنیار.‬

01:40.282 --> 01:42.882
‫- خانم بروک.
‫ - آروم باش، همه‌چی خوبه.‬

01:42.922 --> 01:45.482
‫- هیچی خوب نیست!
‫- آیریس، یالا!

01:45.522 --> 01:47.362
‫شلیک بکنی یا نکنی، هیچی تغییر نمی‌کنه.‬

01:47.402 --> 01:48.482
‫خانم بروک!‬

01:48.507 --> 01:50.777
‫بی‌نهایت منهای یک، جوی. نترس.‬

01:50.802 --> 01:52.602
‫اوه، چه مزخرفاتی.‬

01:52.642 --> 01:55.082
‫این فقط یه موضعیه که گرفته. خودشم باورش نداره.‬

01:55.122 --> 01:58.042
‫بهت اطمینان می‌دم که اتفاقاً خیلی هم باور داره.‬

02:02.882 --> 02:05.242
‫خواهش می‌کنم شلیک نکن.‬
‫منو نکُش.‬

02:06.722 --> 02:09.002
‫خانم بروک...‬

02:09.042 --> 02:11.162
‫راست می‌گه، نمی‌تونم.‬

02:12.202 --> 02:13.682
‫تو انجامش بده.‬

02:15.002 --> 02:16.682
‫نه!‬

03:21.082 --> 03:23.202
‫[ساردینیا، ایتالیا‬]

03:23.242 --> 03:26.362
‫[روزِ قبل‬]

04:01.522 --> 04:04.002
‫این برنامه «دو ثانیه تا نیمه‌شب» است
‫و من آلفی برد هستم.‬

04:04.042 --> 04:06.162
‫کسایی که اخبار تئوری‌های توطئه رو دنبال می‌کنن،‬

04:06.202 --> 04:10.202
‫می‌دونن که اخیراً کلی گزارش از دیده‌شدن آیریس داشتیم.‬

04:10.242 --> 04:12.762
‫عکس‌های بی‌کیفیت از همه‌جای دنیا،‬

04:12.802 --> 04:15.682
‫زن‌هایی رو نشون می‌دن که ممکنه،‬
‫فقط ممکنه، اون باشن.‬

04:15.722 --> 04:19.282
‫در همه‌جای دنیا،‬
‫همزمان.‬

04:19.322 --> 04:22.522
‫یعنی، حس نمی‌کنید این یه عملیات اطلاعات غلطه؟‬

04:22.562 --> 04:26.442
‫تقریباً مثل اینکه یکی داره سعی می‌کنه
‫ما رو به جاهای اشتباهی بکشونه.‬

04:26.482 --> 04:28.562
‫و کی می‌تونه چنین کاری بکنه؟‬

04:28.602 --> 04:30.762
‫نکنه کسیه که نمی‌خواد پیدا بشه؟‬

04:30.802 --> 04:33.442
‫مثلاً، کسی که قایم شده.‬

04:37.162 --> 04:39.122
‫ما فقط یه چیز رو مطمئنیم.‬

04:40.122 --> 04:44.362
‫با جایزه‌ای که الان به چهار میلیون یورو رسیده...‬

04:45.842 --> 04:47.562
‫سؤال اصلی اینه...‬

04:48.482 --> 04:50.362
‫کی قراره زودتر پیداش کنه؟‬

05:26.082 --> 05:27.762
‫بونجورنو.

05:27.802 --> 05:29.242
‫بونجورنو.‬

05:29.515 --> 05:31.235
‫انگلیسی؟‬

05:31.922 --> 05:33.442
‫- بله.‬
‫- باشه.‬

05:33.482 --> 05:35.922
‫می‌شه لطفاً از لبه یه کم عقب برید؟‬

05:35.962 --> 05:37.682
‫چرا؟‬

05:37.961 --> 05:40.041
‫من فقط دارم به دریا نگاه می‌کنم.‬

05:40.842 --> 05:43.402
‫اون چیه دستت؟‬

05:45.282 --> 05:47.082
‫لطفاً بده‌ش به من.‬

05:50.962 --> 05:52.522
‫هوی!

05:52.562 --> 05:54.362
‫آروم.‬

06:40.602 --> 06:45.242
‫و تا جایی که می‌دونید قبلاً هم از این کارا کرده؟‬

06:45.522 --> 06:49.242
‫تا جایی که من می‌دونم نه،‬
‫ولی باهاش صحبت می‌کنم.‬

06:49.282 --> 06:52.162
‫و، برای کاغذبازی‌هاش می‌پرسم، شما کی هستید؟‬

06:53.122 --> 06:56.442
‫من معلم خصوصی جوی هستم. هریت بروک.‬

06:56.488 --> 06:57.770
‫و اینجا زندگی می‌کنید؟‬

06:57.795 --> 07:00.203
‫نه. من دوشنبه‌ها، چهارشنبه‌ها‬
‫و هر دو هفته یک بار جمعه‌ها اینجام.‬

07:00.242 --> 07:02.402
‫پدر و مادرش کِی برمی‌گردن خونه؟‬

07:02.442 --> 07:03.642
‫قیم‌هاش.‬

07:03.682 --> 07:05.722
‫انتظار می‌ره امشب برگردن.‬

07:06.002 --> 07:08.842
‫پاریس. سالگرد ازدواج.‬

07:09.242 --> 07:10.682
‫خوبه.‬

07:10.775 --> 07:14.735
‫مطمئنم به محض برگشتن، سریعاً باهاتون تماس می‌گیرن.‬

07:15.722 --> 07:17.322
‫نمی‌خوام بی‌ادبی کنم،‬

07:17.362 --> 07:19.682
‫ولی واقعاً حس می‌کنم باید پیشِ جوی باشم.‬

07:19.722 --> 07:22.122
‫اینم اطلاعات تماسِ من اگه لازم داشتید.‬

07:22.162 --> 07:24.202
‫خیلی ممنونم.‬

08:00.362 --> 08:03.642
‫خب، فکر کنم
‫می‌خواستی توجهشون رو جلب کنی.‬

08:03.682 --> 08:04.682
‫نه.‬

08:04.762 --> 08:06.642
‫من هیچ کاری نمی‌کردم.‬

08:06.682 --> 08:09.882
‫- خوبه. چون فایده‌ای نداشت.‬
‫- فقط داشتم به دریا نگاه می‌کردم.‬

08:09.922 --> 08:11.762
‫چرا نداشت؟‬

08:11.802 --> 08:13.322
‫چون اونا زیاد ازت خوششون نمیاد.‬

08:13.842 --> 08:15.202
‫- این حرفِ...‬
‫- چی؟‬

08:15.242 --> 08:17.282
‫- درست نیست.‬
‫- نمی‌فهمم چرا نه؟‬

08:17.322 --> 08:19.282
‫در ضمن، مسخره‌ست چون تلاش کردن...‬

08:19.322 --> 08:21.882
‫واسه از بین بردن وجود خودت،

08:22.322 --> 08:23.802
‫غیرممکنه.

08:23.842 --> 08:27.322
‫- مطمئناً درست نیست، هست؟‬
‫- چرا کاملاً درسته.‬

08:27.362 --> 08:30.802
‫- سیلویا پلات. اون زنِ دیگه.‬
‫- بله.‬

08:30.842 --> 08:33.642
‫اما مسئله اینه که جهان هستی بی‌نهایته...‬

08:33.682 --> 08:38.162
‫و در فضایِ بی‌نهایت که تعداد محدودی ذره داره،‬

08:38.202 --> 08:40.962
‫هر ترکیب ممکنی از اون ذرات‬...

08:41.002 --> 08:43.362
‫باید بی‌نهایت بار اتفاق بیفته.‬

08:43.402 --> 08:47.042
‫یعنی بی‌نهایت «تو» اون بیرون وجود داره‬

08:47.082 --> 08:49.362
‫و بی‌نهایت «من».‬

08:49.402 --> 08:51.402
‫درسته.‬

08:52.402 --> 08:54.282
‫خب؟‬

08:59.762 --> 09:01.642
‫خب...‬

09:01.682 --> 09:08.657
‫اگه همین الان رگِ گردنِ خودم رو پاره کنم...‬

09:08.682 --> 09:12.562
‫این واقعیتِ خاص برای من تموم می‌شه.‬

09:12.899 --> 09:14.419
‫با.مابین

09:15.082 --> 09:17.642
‫- بس کن دیگه!‬
‫- ولی مهم نیست.‬

09:18.042 --> 09:22.182
‫چون بی‌نهایت منهای یک هنوز هم بی‌نهایته.‬

09:24.602 --> 09:27.962
‫یعنی تمام اون نسخه‌های بی‌نهایت از من‬...

09:28.002 --> 09:30.122
‫هرگز اون مرگ رو تجربه نمی‌کنن.‬

09:30.162 --> 09:33.562
‫پس، من نمی‌میرم. چون نمی‌تونم.‬

09:33.602 --> 09:35.882
‫ریاضیات اینو می‌گه.‬

09:37.522 --> 09:40.522
‫قتلی در کار نیست، جوی،‬
‫و خودکشی‌ای هم در کار نیست.‬

09:41.562 --> 09:43.602
‫ریاضیات می‌گه تو مجبوری که وجود داشته باشی.‬

09:43.642 --> 09:48.242
‫پس، کلکش به اینه که این وجود رو بپذیری...‬

09:49.122 --> 09:50.722
‫و ازش لذت ببری.‬

09:54.322 --> 09:56.802
‫بفرما. کی می‌گه ریاضیات نمی‌تونه
‫سرگرم‌کننده باشه؟‬

10:23.629 --> 10:26.709
‫بسته یک ماه پیش رسید.‬

10:27.115 --> 10:28.515
‫تحویل گرفته شده توسط...‬

10:29.122 --> 10:31.882
‫شخصی به نام میرنا لوی.‬

10:31.935 --> 10:35.015
‫ - احتمالاً اسم واقعیش نیست.‬
‫- احتمالاً نه.‬

10:37.002 --> 10:38.562
‫آدرسی داده؟‬

10:38.602 --> 10:39.602
‫نه.‬

10:39.642 --> 10:42.642
‫قرار بود بسته تحویل گرفته بشه.‬

11:35.675 --> 11:37.555
‫مونیکاست.‬

11:39.442 --> 11:41.362
‫سلام.‬

11:49.562 --> 11:53.842
‫[رُم، ایتالیا‬]

12:16.802 --> 12:18.442
‫لعنتی.‬

12:18.922 --> 12:20.602
‫لعنتی، چی؟‬

12:25.002 --> 12:28.682
‫- لعنتی.‬
‫- خودت گفتی.‬

12:29.362 --> 12:31.482
‫اینجوری نمی‌تونن تابوتش رو باز بذارن.‬

12:31.522 --> 12:34.122
‫به نظر میاد مرگ بر اثر تصادف بوده. لامصب.‬

12:34.162 --> 12:38.042
‫کیسه‌ها‌ی جسدمون زودتر
‫از آدمای عوضی تموم می‌شه.‬

12:39.762 --> 12:42.242
‫صبح بخیر رئیس، سرت چطوره؟‬

12:47.002 --> 12:49.802
‫انگار یه الاغ بهش لگد زده.‬

12:50.835 --> 12:52.795
‫اینجا چی داریم؟‬

12:52.996 --> 12:54.796
‫دو تا خائن، با سیم بسته‌شده بودن.‬

12:55.414 --> 12:57.254
‫انگشت‌ها، بینی،‬
‫انگشت‌های پا و زبانشون بریده شده.‬

13:05.602 --> 13:07.802
‫پیداش کردی.‬

13:08.362 --> 13:09.642
‫این عکس کجا گرفته شده؟‬

13:09.682 --> 13:12.762
‫شش هفته پیش در یک انبار کالا تو کالیاری.‬

13:12.802 --> 13:15.162
‫یه تلسکوپ گرفته بود.‬

13:20.095 --> 13:21.855
‫می‌تونی بری، ممنونم.‬

13:34.482 --> 13:36.882
‫- آدرسی نداری؟‬
‫- هنوز نه.‬

13:37.202 --> 13:38.802
‫چند تا گزینه هست.‬

13:38.842 --> 13:41.522
‫یه جا نزدیک آلگرو نویدبخشه.‬

13:41.562 --> 13:43.282
‫برناردو رفته یه نگاهی بندازه.‬

13:44.242 --> 13:45.522
‫عالیه.‬

13:45.562 --> 13:47.282
‫اگه از راه درست بریم جلو،‬

13:47.322 --> 13:50.082
‫کلی پولِ مفت گیرمون می‌آد.‬

13:51.322 --> 13:54.602
‫ما باید اینجا بمونیم و پرونده‌ی اِمو رو حل کنیم.‬

13:54.648 --> 13:56.968
‫تو با برناردو برو آلگرو.‬

13:57.002 --> 13:59.482
‫نباید دیده بشی. با فرابر توریستی برو.‬

14:01.562 --> 14:04.042
‫آیریس نیکسون رو پیدا کن.‬

14:04.842 --> 14:07.322
‫بیارش و معامله رو انجام بده.‬

14:08.802 --> 14:12.562
‫به هرکی مشتریه بفروشش.

14:26.562 --> 14:28.402
‫تو فکر چی هستی؟‬

14:29.402 --> 14:31.082
‫هیچی. چرا؟‬

14:35.242 --> 14:37.322
‫خب، فکر می‌کنم...‬

14:39.042 --> 14:41.122
‫چرا مجبوریم همیشه اینجا همدیگه رو ببینیم؟‬

14:42.648 --> 14:45.408
‫خب، همیشه می‌تونیم بریم خونه‌ی تو.‬

14:45.468 --> 14:47.228
‫آره.‬

14:49.282 --> 14:51.282
‫آخه...‬

14:52.282 --> 14:54.442
‫من حتی آپارتمانِ تو رو هم ندیدم.‬

14:55.762 --> 14:58.002
‫احساس می‌کنم هیچی در موردت نمی‌دونم.‬

14:58.922 --> 15:01.442
‫خب، اساساً چیزی برای دونستن وجود نداره.‬

15:02.402 --> 15:04.162
‫خب، این که درست نیست.‬

15:05.242 --> 15:07.122
‫چرا این حرفو می‌زنی؟‬

15:07.169 --> 15:09.569
‫تو زندگی من سرک کشیدی؟

15:09.602 --> 15:11.402
‫دنبالم بودی؟‬

15:13.962 --> 15:16.162
‫معلومه که نه! خدای من، مونیکا!‬

15:17.162 --> 15:19.482
‫تو فقط خیلی آدمِ بسته‌ای هستی.‬

15:19.522 --> 15:21.522
‫منظورم اینه...‬

15:22.522 --> 15:24.642
‫...خواهر و برادر داری؟‬

15:24.682 --> 15:26.602
‫قبلاً ازدواج کردی؟‬

15:26.642 --> 15:29.482
‫- فیلم دوست داری؟‬
‫- جدی، کی اهمیت می‌ده؟‬

15:30.408 --> 15:32.128
‫من اهمیت می‌دم!‬

15:32.162 --> 15:35.642
‫وای، باید این کارو تموم کنی تئو، واقعاً باید تمومش کنی.‬

15:35.682 --> 15:37.442
‫چرا؟‬

15:37.482 --> 15:40.282
‫چون کسی که فکر می‌کنی هستم، نیستم.‬

15:42.042 --> 15:43.922
‫بعضی وقتا آرزو می‌کنم اون آدم بودم، ولی...‬

15:45.642 --> 15:47.602
‫خب نیستم.‬

15:49.722 --> 15:55.362
‫خب، می‌دونی، همه‌ی آدما...
‫یه چیزی رو قایم می‌کنن.‬

15:55.402 --> 15:57.242
‫نه؟‬

16:04.602 --> 16:08.442
‫حقیقت اینه که ما چیز زیادی در موردش نمی‌دونیم.‬

16:08.467 --> 16:12.707
‫فقط اینکه آدمِ مهمی نبود، از جایِ مهمی هم نبود.‬

16:12.762 --> 16:15.522
‫زنی با مغزی به اندازه‌ی یک سیاره.‬

16:15.562 --> 16:19.082
‫همین‌جوری
‫از این شغلِ کم‌درآمد به اون یکی می‌رفت،‬

16:19.107 --> 16:21.147
‫بدون اینکه اصلاً کسی متوجهش بشه.‬

16:21.202 --> 16:24.802
‫و اینکه شدیداً به حل پازل‌ها معتاد بود.‬

16:24.842 --> 16:27.522
‫معماها. جدول‌های رمزآلود.‬

16:27.562 --> 16:30.122
‫رمزها. سودوکو. اتاق‌های فرار.‬

16:31.202 --> 16:33.082
‫تا اینکه...‬

16:33.122 --> 16:38.482
‫«خب، یه بازیِ رمزآلودِ اینترنتی رو دنبال کرد تا رسید به فلورانس.‬

16:39.482 --> 16:41.282
‫و ناپدید شد.‬

16:42.482 --> 16:45.042
‫کاملاً غیبش زد.‬

16:47.682 --> 16:51.122
‫[دو سال قبل‬]

17:36.802 --> 17:38.162
‫آیریس؟‬

17:40.962 --> 17:42.522
‫آیریس، درسته؟‬

17:42.562 --> 17:44.362
‫خوش اومدی!‬

17:44.402 --> 17:45.962
‫من کامرون هستم.‬

17:46.002 --> 17:47.602
‫می‌خوای بشینی؟‬

17:48.602 --> 17:49.802
‫ممنونم.‬

17:57.542 --> 18:01.262
‫من شما رو می‌شناسم. من... مجله‌ی وایرد رو خوندم.‬

18:01.302 --> 18:03.742
‫خب، در واقع نه، ولی می‌دونم کی هستید.‬

18:03.782 --> 18:06.422
‫- می‌دونی کارم چیه؟‬
‫- نه واقعاً. خب...‬

18:06.462 --> 18:08.462
‫یعنی، تقریباً. شما اساساً‬

18:08.502 --> 18:10.702
‫یه سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر و از این‌جور چیزا، هستید.‬

18:10.742 --> 18:12.862
‫من یه سرمایه‌گذارم. یه سرمایه‌گذار خصوصی.‬

18:12.902 --> 18:13.902
‫نمی‌خوام بی‌ادبی کنم،‬

18:14.002 --> 18:16.602
‫ولی این فقط یه روش قشنگ‌تر برای گفتنِ
‫«سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر» نیست؟‬ بامـــــــــــــابین

18:16.627 --> 18:18.347
‫نه.‬

18:18.372 --> 18:22.052
‫اِ، این روشِ آدم‌بزرگ‌هاست برای گفتنِ‬
‫«من از ایده‌های بزرگ هیجان‌زده می‌شم».‬

18:22.142 --> 18:25.022
‫- و پول، قاعدتاً.‬
‫- نه، پول هدف نیست.‬

18:25.062 --> 18:28.182
‫پول محصولِ جانبی‌ایه که بهم
‫اجازه می‌ده کاری که دوست دارم رو ادامه بدم.‬

18:28.207 --> 18:29.687
‫اون کار چیه؟‬

18:29.712 --> 18:32.592
‫کمک به آدم‌های باهوش
‫برای انجام کارهای درخشان..‬

18:33.982 --> 18:37.982
‫در همین رابطه، برنده شدنت
‫تو این بازیِ جستجوی گنج رو تبریک می‌گم،‬

18:38.022 --> 18:41.262
‫- که خب معلومه، همین الان انجامش دادی.‬
‫- ممنونم.‬

18:41.302 --> 18:43.102
‫و با اختلاف زیاد.‬

18:43.142 --> 18:44.742
‫در واقع چند روز زودتر.‬

18:47.382 --> 18:50.462
‫اصلاً می‌دونی چند نفر توش شرکت کردن؟‬

18:50.502 --> 18:52.742
‫- نه.‬
‫- حدس بزن.‬

18:52.782 --> 18:55.422
‫- دوازده نفر.‬
‫- ۱۷ هزار نفر!‬

18:55.462 --> 18:57.382
‫کم یا زیاد.‬

18:57.422 --> 18:59.982
‫و این شامل تیم‌هایی از آکسفورد و استنفورد می‌شه،‬

19:00.022 --> 19:03.822
‫دیوونه‌های امنیت رمزی،
‫آدم‌های وسواسی، آماتورها، کله‌خراب‌ها.‬

19:05.182 --> 19:06.742
‫ولی تو اینجایی.‬

19:11.748 --> 19:13.868
‫خب...‬

19:13.902 --> 19:15.942
‫بله؟‬

19:15.982 --> 19:17.742
‫چیزی برنده شدم؟‬

19:17.782 --> 19:19.502
‫- چی مثلاً؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

19:19.542 --> 19:21.622
‫یه کارخونه‌ی شکلات‌سازی؟‬

19:24.822 --> 19:27.702
‫این استعدادِ حل پازل از کجا اومده؟‬

19:27.742 --> 19:29.542
‫نمی‌دونم. هیچ‌وقت بهش فکر نکردم.‬

19:29.728 --> 19:31.968
‫آیریس، مطمئن نیستم این حرفت رو باور کنم.‬

19:32.009 --> 19:35.169
‫به نظر میاد تو احتمالاً به همه چیز خیلی فکر می‌کنی.‬

19:36.822 --> 19:39.142
‫باشه.‬

19:39.502 --> 19:42.182
‫- یه عدد بهم بگو.‬
‫- بین چه عددی و چه عددی؟‬

19:42.222 --> 19:45.822
‫- هر عددی. فقط یه عدد.‬
‫- 1729

19:47.142 --> 19:50.742
‫1729 کوچک‌ترین عددیه که می‌شه‬

19:50.782 --> 19:53.342
‫به صورت مجموعِ دو مکعب در دو حالت مختلف بیانش کرد.‬

19:53.382 --> 19:55.022
‫اوکی.‬

19:55.062 --> 19:57.062
‫واو.‬

19:57.107 --> 20:00.637
‫من هیچ اعتباری برای این ندارم.‬
‫من با این قابلیت به دنیا اومدم.‬

20:00.662 --> 20:02.382
‫کجا و از چه کسی به دنیا اومدی؟‬

20:02.422 --> 20:04.422
‫جایِ خاصی نه، از آدمِ خاصی هم نه.‬

20:05.502 --> 20:09.022
‫اما خب، حدس می‌زنم
‫شما همه‌ی اینا رو از قبل می‌دونی.‬

20:09.622 --> 20:11.502
‫با اون همه تحقیق و بررسی که کردید.‬

20:11.542 --> 20:13.462
‫پس یه زنِ خودساخته‌ای.‬

20:13.502 --> 20:15.342
‫که عدم موفقیتش رو مدیونِ هیچ‌کس نیست.‬

20:15.382 --> 20:17.022
‫می‌تونستی بری بیرون و میلیون‌ها دلار درآمد داشته باشی!‬

20:17.062 --> 20:18.822
‫آره، ولی اگه راستش رو بخوای...‬

20:19.862 --> 20:22.102
‫هیچ‌وقت اونقدرا علاقه‌ای نداشتم.‬

20:22.142 --> 20:24.302
‫ولی می‌دونی که این قضیه‌ی گنج‌یابی،‬

20:24.342 --> 20:26.302
‫اساساً یه مصاحبه‌ی شغلی بود، درسته؟‬

20:26.342 --> 20:28.022
‫یعنی، حتماً می‌دونی.‬

20:28.062 --> 20:30.262
‫من دوست دارم افرادِ خاص رو استخدام کنم.‬

20:30.302 --> 20:33.662
‫و تو واقعاً یه آدمِ خیلی خیلی خاصی هستی!‬

20:35.822 --> 20:38.422
‫ببین، اِ...‬

20:38.462 --> 20:41.502
‫واقعاً از توجهتون و همه‌چیز ممنونم،‬

20:41.542 --> 20:43.342
‫ولی من اون کسی نیستم که دنبالشی.‬

20:43.382 --> 20:45.662
‫هنوز نگفتم چه کاریه، یا چقدر دستمزد داره.‬

20:45.702 --> 20:46.702
‫فرقی نمی‌کنه.‬

20:46.727 --> 20:49.047
‫- من و شغل با هم جور درنمیایم.‬
‫- چرا؟ خسته می‌شی؟‬

20:50.502 --> 20:51.582
‫تا حدودی.‬

20:52.462 --> 20:55.342
‫پس حل کردن پازل برات یه اجباره؟‬

20:56.502 --> 21:00.102
‫ببین، من مکعب روبیک نیستم کامرون.
‫من یه جدولِ کلمات نیستم.‬

21:00.142 --> 21:03.382
‫- تو نمی‌تونی منو حل کنی.‬
‫- نه. نمی‌خوام تو رو حل کنم.‬

21:03.822 --> 21:05.902
‫فقط سعی دارم متقاعدت کنم بیای و با من کار کنی.‬

21:05.942 --> 21:08.782
‫- چه‌کاری؟‬
‫- حل کردنِ...

21:08.822 --> 21:11.222
‫یه پازلِ فوق‌العاده دشوار.‬

21:11.262 --> 21:14.142
‫کاری که هیچ‌کس نتونسته انجام بده.‬

21:18.302 --> 21:19.982
‫چه جور پازلی؟‬

21:20.015 --> 21:21.855
‫پازلی که مهمه.‬

21:21.902 --> 21:24.782
‫«مهم» یه اصطلاحِ نسبیه.
‫بعضیا فکر می‌کنن جاز مهمه.‬

21:24.822 --> 21:26.822
‫خب، ما داریم در موردِ اهمیت در سطح نیوتن حرف می‌زنیم.‬

21:26.862 --> 21:28.942
‫انیشتین. اوپنهایمر.‬

21:29.942 --> 21:32.382
‫ماهیتِ بنیادینِ واقعیتِ زیرین.‬

21:34.055 --> 21:36.535
‫در سطحِ «دیدنِ چهره‌ی خدا» مهمه.‬

21:39.542 --> 21:41.462
‫من واقعاً علاقه‌ای ندارم.‬

21:43.142 --> 21:45.782
‫خدای من، معلومه که داری دروغ می‌گی.‬

21:49.662 --> 21:51.502
‫باشه، ببین...‬

21:51.542 --> 21:53.502
‫این کاریه که به نظرم باید انجام بدیم.‬

21:53.542 --> 21:57.222
‫با من بیا، خودت ببینش.‬

21:57.262 --> 21:59.262
‫و اگه باز هم جوابِ نه بود...‬

21:59.302 --> 22:01.022
‫خب، دیگه تلاشِ خودم رو کردم.‬

22:10.422 --> 22:12.422
‫[اسلوونی‬]

22:12.469 --> 22:14.349
‫پس این مخفی‌گاهِ شیطانیِ شماهاست؟‬

22:14.382 --> 22:17.422
‫تقریباً. اسمش کالیبرنِ.‬

22:23.222 --> 22:26.022
‫- واقعاً اینجا زندگی می‌کنی؟‬
‫- باور کنی یا نه، بیشترِ وقت‌ها،‬

22:26.062 --> 22:27.822
‫آره.‬

22:27.862 --> 22:30.662
‫قبلاً یه جورایی ایستگاه شنودِ دولتی بوده.‬

22:30.702 --> 22:32.742
‫بخشِ زندگی طبقه بالاست.‬

22:32.782 --> 22:34.862
‫در واقع خیلی شیک و جذابه.‬

22:35.902 --> 22:38.382
‫خب، چی رو این پایین قایم کردی؟‬

23:04.102 --> 23:07.302
‫- ما بهش می‌گیم چارلی گنده‌بک.
‫- چرا؟‬

23:07.342 --> 23:09.222
‫خب، چون کوچیک نیست.

23:10.262 --> 23:12.022
‫فقط یه اسمه.‬

23:13.422 --> 23:15.422
‫نه، این نیست.‬

23:15.462 --> 23:17.582
‫داری کوچیکش می‌کنی چون می‌ترسونتت.‬

23:18.661 --> 23:20.341
‫آره، یه کم می‌ترسونه.‬

23:21.388 --> 23:23.388
‫خب، دقیقاً چیه؟‬

23:24.502 --> 23:26.982
‫یه دستگاه کوانتومی توپولوژیه.‬

23:27.022 --> 23:29.902
‫که در دمای تقریباً نزدیک به دمای اتاق کار می‌کنه.‬

23:30.163 --> 23:32.283
‫برای کیوبیت‌هاش از چی استفاده می‌کنه؟‬

23:32.308 --> 23:34.788
‫شبه‌ذراتِ حالت صفرِ ماژورانا.‬

23:35.983 --> 23:37.783
‫این یه پیکربندیِ پیچیده‌ست...‬

23:37.808 --> 23:40.528
‫از الکترون‌هایی که دچار
‫خطاهای تصادفی نمی‌شن. می‌دونم.‬

23:41.582 --> 23:43.582
‫آره.‬

23:43.622 --> 23:46.982
‫و اون چیزا چی هستن، اون...‬

23:47.022 --> 23:48.982
‫برجستگی‌ها؟‬

23:49.022 --> 23:51.502
‫- ارگانیک به نظر می‌رسن.‬
‫- تقریباً، ولی نه.‬

23:51.542 --> 23:55.302
‫داره از پلیمرهای غیر‌ارگانیک
‫برای ساختِ مسیرهای عصبی استفاده می‌کنه.‬

23:55.342 --> 23:58.662
‫که می‌تونه خلاقانه فکر کنه.‬

24:00.862 --> 24:03.022
‫داره مغزِ خودش رو رشد می‌ده.‬

24:03.235 --> 24:05.315
‫خب، همه‌مون یه زمانی این کارو کردیم.‬

24:07.942 --> 24:10.022
‫کاربردش چیه؟‬

24:10.982 --> 24:13.742
‫اینکه به افکاری فکر کنه
‫که هنوز به ذهنِ کسی خطور نکرده.‬

24:13.901 --> 24:16.261
‫قدرت پردازشیش معادلِ چقدره؟‬

24:17.222 --> 24:19.382
‫مثلاً، دو میلیون کیوبیت.‬

24:21.742 --> 24:23.702
‫این غیرممکنه.‬

24:23.742 --> 24:28.382
‫خب، همون‌طور که گفتم،
‫آدمای باهوش کارهای درخشان انجام می‌دن.‬

24:28.422 --> 24:30.622
‫اون دنیا رو تغییر می‌ده.‬

24:30.662 --> 24:32.982
‫اون قبل و بعده.‬

24:34.768 --> 24:36.728
‫اون چرخِ اختراعه.‬

24:37.902 --> 24:40.022
‫چند وقت پیش، درمان...

24:40.062 --> 24:42.382
‫سرطانِ حاد لنفوبلاستیک. رو پیدا کرد.

24:44.755 --> 24:46.675
‫ازش پرسیدیم در موردش چه حسی داره.‬

24:48.222 --> 24:49.942
‫چی گفت؟‬

24:49.982 --> 24:52.102
‫هیچی نگفت.‬

24:52.142 --> 24:53.702
‫آواز خوند.‬

25:18.422 --> 25:20.022
‫خب، پس مشکلش چیه؟‬

25:20.508 --> 25:22.948
‫و اون پازلی که باید حل بشه چیه؟‬

25:24.182 --> 25:26.462
‫خوابیده.‬

25:27.902 --> 25:30.182
‫و من به تو نیاز دارم‬
‫تا بیدارش کنی.‬

25:38.062 --> 25:39.462
‫[ساردینیا، زمان حال‬]

25:39.502 --> 25:40.782
‫کِی می‌خواستی به ما بگی؟‬

25:40.822 --> 25:42.462
‫در مورد چی؟‬

25:42.502 --> 25:44.782
‫- در مورد پلیس؟‬
‫- کدوم پلیس؟‬

25:44.822 --> 25:48.022
‫پلیسی که امروز صبح تو رو رسوند خونه.‬

25:48.062 --> 25:51.182
‫- کی بهتون گفت؟‬
‫- سینیورا آنتونیو.‬

25:51.262 --> 25:52.582
‫اون یه دروغگوئه.‬

25:52.608 --> 25:54.397
‫در واقع اون یه زنِ خیلی خوبیه.‬

25:54.422 --> 25:56.262
‫و چرا باید دروغ بگه؟‬

25:56.302 --> 25:57.982
‫چون از من خوشش نمیاد؟‬

25:58.022 --> 26:01.422
‫اصلاً به ذهنت رسیده که می‌تونیم به پلیس زنگ بزنیم‬

26:01.462 --> 26:04.542
‫- و ازشون بپرسیم چی شده؟‬
‫- حالا هر چی.‬

26:04.582 --> 26:06.622
‫چه فایده‌ای داره وقتی
‫در هر صورت حرفِ منو باور نمی‌کنید؟‬

26:06.662 --> 26:08.662
‫باشه. کافیه. می‌تونی...‬

26:08.702 --> 26:11.182
‫می‌تونی لطفاً بری و یه کارِ مفید انجام بدی.‬

26:14.102 --> 26:16.302
‫اون باید یه نفر رو ببینه.‬

26:16.342 --> 26:18.622
‫کی مونده؟ جن‌گیر؟‬

28:05.062 --> 28:07.662
‫این برنامه «دو ثانیه تا نیمه‌شب» است
‫و من آلفی برد هستم.‬

28:07.702 --> 28:11.342
‫فعالیتِ بیشتر در صفحه‌ی
‫جمع‌آوری کمک مالیِ‬ رو ببینید.‬

28:11.375 --> 28:13.455
‫آخرین باری که چک کردم، شمارنده‬

28:13.502 --> 28:17.342
‫روی کمی کمتر از ۴/۱ میلیون یورو بود.‬

28:17.382 --> 28:22.942
‫یکی ۲۰۰ هزار یورو، صبر کنید،
‫۲۰۰ هزار یورو اضافی اهدا کرده.‬

28:22.982 --> 28:24.702
‫کامرون. دیگه بس کن.‬

28:24.742 --> 28:26.502
‫این تقریباً باعث می‌شه فکر کنم...‬

29:27.222 --> 29:28.702
‫آخ!‬

29:28.742 --> 29:30.822
‫آخ!‬

29:34.822 --> 29:37.142
‫آخ!‬

29:39.702 --> 29:41.542
‫آخ!‬

30:07.822 --> 30:09.502
‫آخ!‬

30:15.142 --> 30:16.302
‫آخ!‬

30:16.342 --> 30:18.142
‫- نه!‬
‫- تنهایی؟‬

30:18.182 --> 30:20.382
‫تو. تنهایی؟ !‬

30:20.422 --> 30:23.542
‫- آخ!‬
‫- خوبه. عالیه، تنهایی.‬

30:23.582 --> 30:25.342
‫آخ!‬

30:26.382 --> 30:28.142
‫آخ!‬

30:28.182 --> 30:29.942
‫- باشه.‬
‫- آخ!‬

30:41.902 --> 30:44.422
‫آخ!‬

30:44.462 --> 30:46.542
‫انگلیسی صحبت می‌کنی؟‬

30:48.422 --> 30:50.782
‫تو. انگلیسی. صحبت. می‌کنی؟‬

30:53.782 --> 30:55.022
‫باشه.‬

30:57.102 --> 31:00.982
‫دارم حوصله‌ام سر می‌ره.
‫فکر کنم آلتت رو ببرم.‬

31:01.982 --> 31:03.262
‫آه.‬

31:03.302 --> 31:05.342
‫پس انگلیسی صحبت می‌کنی، خوبه.‬

31:05.382 --> 31:07.382
‫فعلاً بیا نگرانِ آلتت نباشیم.‬

31:07.422 --> 31:09.862
‫بیا بحثِ آلتت رو بذاریم پشتِ گوش.‬

31:09.887 --> 31:12.247
‫بیا فعلاً... آلتت رو همون‌جا که هست نگه داریم.‬

31:14.982 --> 31:17.862
‫- آخ!‬
‫- خب، خبرِ خوب اینه.‬

31:17.902 --> 31:19.702
‫منو پیدا کردی.‬

31:19.742 --> 31:21.902
‫خبرِ بد اینه:‬

31:21.942 --> 31:25.742
‫اینه که حتی اگه گلوی تو رو نبُرم،‬

31:25.782 --> 31:28.222
‫خونریزی و شوک می‌کشنت.‬

31:28.662 --> 31:31.582
‫خب، می‌خوای شبِ تو این‌جوری تموم بشه؟‬

31:32.222 --> 31:33.942
‫خوبه. پس نظرت در موردِ این چیه؟‬

31:33.982 --> 31:35.862
‫من یه کاری برای خونریزیت می‌کنم.‬

31:35.915 --> 31:38.955
‫و تو می‌گی اینجا چی‌کار می‌کنی،‬

31:38.982 --> 31:41.862
‫برای کی کار می‌کنی و چند نفرید؟‬

31:41.902 --> 31:44.062
‫خوبه؟‬

31:44.582 --> 31:45.902
‫بله.‬

31:45.942 --> 31:49.102
‫- بله!‬
‫- بسیار خب.‬

31:49.822 --> 31:51.662
‫هی.‬

31:51.702 --> 31:53.502
‫بمون.‬

31:56.502 --> 31:58.902
‫آخ!‬

32:22.062 --> 32:23.902
‫لعنتی.‬

33:09.862 --> 33:11.702
‫اه!‬

33:24.702 --> 33:26.142
‫وافان‌کولو!‬

33:50.102 --> 33:52.622
‫سه، دو...‬

33:54.062 --> 33:55.862
‫هی!‬

34:26.942 --> 34:27.942
‫[اسلوونی‬]

34:29.182 --> 34:32.142
‫[دو سال قبل‬]
‫[ب-ا-م-ا-بیـن]

34:36.262 --> 34:40.822
‫و این خالقِ چارلیه: جنسن.‬

34:41.942 --> 34:45.102
‫جنسن یه مغزِ فوق‌العاده داره.‬

34:45.142 --> 34:46.822
‫ها، جنسن؟‬

34:47.742 --> 34:49.502
‫فوق‌العاده.‬

34:49.542 --> 34:51.062
‫چی شد؟‬

34:52.742 --> 34:54.462
‫جنون.‬

35:07.462 --> 35:10.582
‫نبوغ در روزِ خوب، یه جور جنونه.‬

35:15.262 --> 35:17.782
‫روزایِ خوبِ جنسن تموم شد.‬

35:27.542 --> 35:30.542
‫نباید بیدار بشه. نباید بیدار بشه.‬

35:41.102 --> 35:43.542
‫اون هر چی داشت رو به چارلی داد.‬

35:45.102 --> 35:46.942
‫و فکر کنم آخرش ازش متنفر شد.‬

35:53.142 --> 35:55.342
‫و از اون موقع تا حالا همین‌طوری بوده.‬

35:56.302 --> 35:58.542
‫همه‌ی چیزی که برای دوباره فعال کردنِ ماشین نیاز داریم،‬

35:58.582 --> 36:01.102
‫وارد کردنِ یه توالیِ فعال‌سازیه.‬

36:01.142 --> 36:02.862
‫اساساً یه رمز عبور.‬

36:02.902 --> 36:07.022
‫خب، آره، فقط با این تفاوت
‫که یه رمز عبورِ فوق‌العاده پیچیده‌ست.‬

36:07.062 --> 36:09.822
‫که جنسن اون رو تویِ این رمزگذاری کرده.‬

36:09.862 --> 36:11.622
‫این دفترِ خاطراتشه.‬

36:11.662 --> 36:15.222
‫با استفاده از یه سیستمِ رمزنگاری که فقط خودش اونو می‌فهمه.‬

36:16.262 --> 36:18.742
‫و هیچ‌کس نتونسته اونو بشکنه.‬

36:18.782 --> 36:20.702
‫نه، جنسن؟‬

36:21.742 --> 36:23.942
‫هنوز نه!‬

36:25.942 --> 36:28.542
‫پس، اگه بتونی رمزِ عبور رو رمزگشایی کنی،‬

36:28.582 --> 36:30.742
‫می‌تونیم چارلی رو دوباره فعال کنیم، و...‬

36:32.462 --> 36:34.502
‫...همه‌چی ردیفه.‬

37:01.022 --> 37:04.302
‫خب، این مخفی‌کاری‌ها با بازیِ گنج‌یابی واسه چی بود؟‬

37:04.342 --> 37:06.822
‫چرا مثل یه آدم معمولی شغل رو آگهی نکردی؟‬

37:12.022 --> 37:14.302
‫چون هیچ‌کس نباید در موردِ این بدونه.‬

37:14.342 --> 37:17.582
‫تحت هیچ شرایطی. هیچ‌وقت.‬

37:17.622 --> 37:20.862
‫من تحتِ تأثیرِ احتمالات قرار گرفتم.‬

37:20.902 --> 37:24.102
‫تمام سرمایه‌ام رو سوزوندم و تحت فشار قرار گرفتم.

37:24.142 --> 37:26.222
‫برای همین مجبور شدم دنبالِ پول بگردم.‬

37:27.348 --> 37:29.228
‫یه سرمایه‌گذارِ خاموش.‬

37:29.262 --> 37:31.262
‫- چه جور سرمایه‌گذاری؟‬
‫- خب...‬

37:32.142 --> 37:33.742
‫می‌دونی از اون سرمایه‌گذارایی‬

37:33.782 --> 37:37.742
‫که می‌تونی چندین
‫میلیارد دلار آمریکا ازشون قرض کنی‬

37:37.782 --> 37:40.902
‫در ازای دسترسیِ انحصاری به یه فناوری‬

37:40.942 --> 37:43.342
‫که قراره اونا رو بیش از پیش پولدارتر کنه،‬

37:43.382 --> 37:46.022
‫اما وقتی بهشون تحویل نمی‌دی،
‫اونا در کمال خونسردی بیخیال می‌شن‬

37:46.062 --> 37:48.182
‫و می‌گن «یه تجربه شد»؟‬

37:48.222 --> 37:53.022
‫و تو رو به فجیع‌ترین و غیر‌قابلِ تصورترین روش‌ها نمی‌کُشن؟‬

37:53.062 --> 37:54.742
‫آره؟‬

37:54.782 --> 37:57.102
‫من پیشِ اون مدل سرمایه‌گذار نرفتم.‬

37:59.222 --> 38:02.022
‫من نیاز دارم چارلی رو برام بیدار کنی، آیریس.‬

38:03.382 --> 38:05.502
‫وگرنه منو می‌کُشن.‬

38:52.982 --> 38:56.462
‫قتلی در کار نیست، خودکشی‌ای هم در کار نیست، از نظر ریاضی.‬

38:57.422 --> 39:01.062
‫قتلی در کار نیست،
‫خودکشی‌ای هم در کار نیست، از نظر ریاضی.‬

42:47.222 --> 42:49.542
‫نپرس ما کی هستیم.‬

42:50.022 --> 42:54.062
‫تنها چیزی که باید بدونی اینه که،
‫ما جایِ آیریس نیکسون رو پیدا کردیم.‬

42:54.102 --> 42:56.262
‫و ما پولِ تو رو می‌خوایم.‬

43:01.015 --> 43:02.855
‫آیریس رو گرفتید؟‬

43:02.880 --> 43:06.920
‫هنوز نه.‬
‫می‌خوام پول رو تویِ حساب امانتی ببینم.‬

43:07.115 --> 43:10.035
‫وقتی برگرده، تحویلش می‌دیم.‬

43:11.222 --> 43:13.382
‫بذارید کار رو براتون ساده‌تر کنیم.‬

43:13.422 --> 43:17.102
‫کاری که ما از شما می‌خوایم
‫ اینه که کتابی رو که از ما دزدیده پیدا کنید.‬

43:17.142 --> 43:19.302
‫چه جور کتابی؟‬

43:20.622 --> 43:23.582
‫اگه اینو پیدا کنید، پول مالِ شماست.‬

44:33.342 --> 44:35.062
‫یک دیسک.‬

44:56.302 --> 44:58.062
‫هی!‬

44:58.102 --> 45:00.022
‫آیریس نیکسون! وایسا!‬

45:00.046 --> 45:20.046
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.
