WEBVTT

00:01.061 --> 00:11.061
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:16.976 --> 00:19.228
‫آنچه گذشت...

00:19.312 --> 00:20.772
‫- اون دیگه چه گوهیـه؟
‫- کسی نمی‌دونه چیـه

00:20.855 --> 00:22.648
‫تقریباً هر هفته می‌بینیمش

00:22.732 --> 00:24.442
‫فاجعه‌ی پلکان سرخ؟

00:24.525 --> 00:27.236
‫آره، اَنی خیلی راجع‌بهش می‌گفت

00:27.320 --> 00:31.115
‫«نوتر پَن» یعنی نونِ ما، یه
‫ جوک بود، بین خودشون

00:31.199 --> 00:32.867
‫هیچ‌وقت نفهمیدیم چیـه

00:32.950 --> 00:35.244
‫سمت جاده شماره ١٠ نرو

00:35.328 --> 00:37.288
‫همون مرکز تحقیقاتیـه؟

00:37.371 --> 00:40.374
‫جریان چیـه؟
‫همون بیماری عفونیـه؟

00:40.458 --> 00:42.335
‫- هری!
‫- خفه شو!

00:42.418 --> 00:46.297
‫هری کراس و دوقلوهای ویلکاکس

00:46.380 --> 00:48.299
‫در آسایش کامل به سر می‌برن

00:48.382 --> 00:51.427
‫و انتظار میره به زودی
‫ بهبودی کامل پیدا کنن

00:51.511 --> 00:54.222
‫همه‌ی ما این‌جا یه مشت بچه‌ایم

00:54.305 --> 00:57.141
‫کاری از دست من بر‌نمیاد

00:57.225 --> 01:00.561
‫من فقط یه سرایدارم

01:00.645 --> 01:02.480
‫تو از چیزی که تصور
‫ می‌کنی قوی‌تری، مورین

01:02.563 --> 01:04.482
‫نتایج بعضی از آزمایشاتت

01:04.564 --> 01:08.820
‫با پیشرفتی که داری

01:08.903 --> 01:10.613
‫همخونی ندارن

01:10.696 --> 01:12.657
‫شاید بخاطر اینکه
‫ این آزمایشات کسشعرن

01:12.740 --> 01:14.659
‫مثل مکانشون
‫و واقعاً معذرت می‌خوام

01:14.742 --> 01:16.369
‫اما درست مثل خودت.
‫همه کسشعرن

01:16.452 --> 01:18.329
‫من دشمنت نیستم، لوک

01:18.412 --> 01:20.665
‫داری با لوک الیس خارج
‫ از برنامه کار می‌کنی

01:20.748 --> 01:22.667
‫فکرِ استک‌هاوس بود

01:22.750 --> 01:24.710
‫اون بهم گفت ادامه بدم

01:24.794 --> 01:26.337
‫الیس چی میشه؟

01:26.420 --> 01:28.172
‫چی می‌خواد بشه؟

01:28.256 --> 01:32.301
‫باید یه راهی پیدا کنیم که
‫ ثابت کنه اون د.آ داره

01:32.385 --> 01:34.887
‫بسپارش به خودم

01:34.971 --> 01:38.390
‫تقریبا تنها کارشون اینـه که ما رو
‫ واسه «شب‌های فیلم دیدن» جمع کنن

01:38.474 --> 01:43.271
‫دیشب داشتیم مسواک می‌زدیم،
‫بعدش رانندگی کردیم

01:43.354 --> 01:44.563
‫بعدش هم داشتیم کارهای دکتری می‌کردیم

01:44.646 --> 01:46.482
‫مثلاً مریض معاینه می‌کردیم

01:46.566 --> 01:48.693
‫بهشون آمپول می‌زدیم و از اینجور کارها

01:50.319 --> 01:52.738
‫مغزش ایراد پیدا کرده

01:52.822 --> 01:54.699
‫شب‌های فیلم دیدن تاثیر بدی می‌ذارن

01:54.782 --> 01:56.825
‫اول یه شب آتیش‌بازی رو بهش میدن

01:56.908 --> 02:01.539
‫بعد هم می‌فرستنش بخش «بازپروری»

02:01.622 --> 02:04.208
‫زمزمه از همونجا داره میاد

02:06.544 --> 02:10.506
‫خیلی‌خب. من باید برم

02:10.590 --> 02:12.884
‫لوک، فهمیدم پشت اون در چیـه

02:12.967 --> 02:14.677
‫همون دری که شا
‫ بهمون نشون داد

02:14.760 --> 02:16.512
‫توی ذهن مورین دیدمش

02:17.153 --> 02:27.153
‫ترجمه از نیک و نهـال

02:33.738 --> 02:36.282
‫♪ فریاد می‌زنم، فریاد می‌زنم ♪

02:36.365 --> 02:39.410
‫♪ خودم رو خالی می‌کنم ♪

02:39.493 --> 02:43.748
‫♪ این‌ها چیزهایی‌ان که
‫ می‌تونم بدون اون‌ها سر کنم ♪

02:43.831 --> 02:47.376
‫♪ آره ♪

02:47.460 --> 02:49.003
‫♪ دارم با تو حرف می‌زنم ♪

02:49.085 --> 02:50.838
‫♪ آره ♪

02:54.592 --> 02:59.263
‫♪ توی دوران سخت ♪

02:59.347 --> 03:03.267
‫♪ نباید روحت رو بفروشی ♪

03:05.394 --> 03:09.774
‫♪ توی خوشی و ناخوشی ♪

03:09.857 --> 03:13.861
‫♪ همه باید بدجوری بدونن ♪

03:17.031 --> 03:19.825
‫♪ فریاد می‌زنم، فریاد می‌زنم ♪

03:19.909 --> 03:22.620
‫♪ خودم رو خالی می‌کنم ♪

03:22.703 --> 03:27.541
‫♪ این‌ها چیزهایی‌ان که
‫ می‌تونم بدون اون‌ها سر کنم ♪

03:27.625 --> 03:28.834
‫♪ آره ♪

03:30.378 --> 03:32.797
‫♪ دارم با تو حرف می‌زنم ♪

03:32.880 --> 03:34.256
‫♪ آره ♪

04:44.576 --> 04:46.579
‫بازمانده‌ حادثه‌ی دیشبـه؟

04:46.662 --> 04:49.790
‫هندریکس گفت که...
‫خیلی زود از حال رفتـه

04:50.791 --> 04:53.586
‫یه چیزی در مورد اینکه
‫ پیوند روانیش با خواهرش

04:53.669 --> 04:55.880
‫به طرز خشنی قطع شده

04:55.963 --> 04:58.132
‫قبلاً از اینا نداشتیم

04:58.215 --> 04:59.633
‫آره دیگه

04:59.717 --> 05:02.553
‫سیگسبی فکر می‌کنه هنوز

05:02.636 --> 05:04.555
‫جا داره ازشون استفاده کنه

05:07.516 --> 05:11.437
‫کمکی از دستم ساخته‌ست؟

05:12.354 --> 05:16.108
‫حالا که گفتی، بیا این
‫ آشغالا رو ببر بیرون

05:17.151 --> 05:19.445
‫کمبود نیرو داریم،
‫ ممنون میشم کمک کنی

05:19.528 --> 05:20.654
‫باشه

05:20.738 --> 05:22.490
‫فکرشو نمی‌کردیم به این زودی‌ها

05:22.573 --> 05:24.742
‫مرخصش کنن

05:24.825 --> 05:27.578
‫دنی اون توئـه، داره آماده‌ش می‌کنه

05:27.661 --> 05:28.996
‫کمکت می‌کنه ببریش

05:40.007 --> 05:41.133
‫درو بگیر

06:04.573 --> 06:06.492
‫خوبی؟

06:06.575 --> 06:08.452
‫- آره
‫- خیلی‌خب، با سه شمارش

06:08.536 --> 06:10.037
‫یک، دو، سه

06:12.665 --> 06:14.166
‫حواست به دستت باشه

07:14.768 --> 07:17.897
‫همه‌مون تهش دود میشیم می‌ریم هوا

07:23.819 --> 07:25.237
‫نه

07:27.114 --> 07:29.074
‫من نمی‌ذارم

07:35.789 --> 07:38.042
‫الیسو بفرستید داخل

07:42.630 --> 07:44.673
‫لوک

07:47.801 --> 07:53.933
‫شنیدی میگن «حقیقت شما را
‫ آزاد خواهد کرد»؟

07:54.016 --> 07:55.893
‫آره، یه اصطلاح لاتینـه

07:58.312 --> 08:02.942
‫بالأخره قراره آزادم کنید؟

08:04.985 --> 08:08.072
‫هوشی که تو داری...

08:08.155 --> 08:11.158
‫هم موهبتـه هم بدبختی

08:11.242 --> 08:16.163
‫برای تو، فقط همه چیزو
‫سخت تر می کنه

08:16.247 --> 08:18.249
‫منو دکتر هندریکس معتقدیم
‫ که تو دورآگاهی داری

08:18.332 --> 08:22.586
‫کاش داشته باشم، چون هرچی
‫ زودتر تموم کنم، زودتر میرم خونه

08:22.670 --> 08:23.963
‫مگه نه؟

08:25.381 --> 08:28.759
‫الان وقت خوبی برای دروغ گفتن نیست

08:28.842 --> 08:30.970
‫یادت باشه که تو
‫ این‌جایی تا خدمت کنی، لوک

08:31.053 --> 08:33.346
‫هم به دنیا و هم به کشور خودت

08:33.430 --> 08:37.059
‫به نظرت یکم اغراق نمی‌کنی؟

08:37.142 --> 08:39.728
‫اصلاً یعنی چی؟

08:39.812 --> 08:42.273
‫به دنیا خدمت کنم؟

08:42.355 --> 08:44.650
‫باید بهم اعتماد کنی

08:44.733 --> 08:46.777
‫اعتماد سخت به دست میاد

08:47.903 --> 08:49.196
‫قطعاً همینطوره

09:12.486 --> 09:15.021
‫« قتل یا خودکشی مشکوک
‫ در فالکون هایتس »

09:19.310 --> 09:22.021
‫بالأخره باید حقیقتو گفت

09:26.400 --> 09:29.153
‫چیکار کردی؟ کُشتیشون!

09:29.236 --> 09:31.905
‫- ولش کن!
‫- چرا همچین کاری کردی؟

09:31.989 --> 09:34.033
‫چیکارشون کردی؟

09:40.372 --> 09:42.416
‫ازت این کارت پشیمون میشی

09:42.499 --> 09:44.001
‫ولم کنید!

09:44.084 --> 09:46.920
‫ولم کنید!

09:47.004 --> 09:49.006
‫- جولیا
‫- وایسا یه لحظه

09:49.089 --> 09:50.007
‫ولم کنید!

09:50.090 --> 09:51.717
‫باید از این کارش درس بگیره

09:51.800 --> 09:56.347
‫جولیا، یه مشکلی پیش اومده

09:56.430 --> 09:57.848
‫ولم کنید!

09:57.931 --> 10:00.309
‫سیگسبی! سیگسبی!

10:05.522 --> 10:06.899
‫می‌تونم بهتون کمک کنم، جناب؟

10:06.982 --> 10:08.901
‫امیدوارم بتونید

10:08.984 --> 10:10.235
‫من گشت شب جدیدِ دنیسونم

10:10.319 --> 10:12.196
‫- چخبرا؟
‫- گشت شب جدید، ها؟

10:12.279 --> 10:13.864
‫تاحالا نشنیده بودم

10:13.947 --> 10:16.241
‫فقط یه نگهبانم که شبکاره

10:16.325 --> 10:19.328
‫گشت می‌زنم و میگم «ساعت دوئـه و
‫ همه‌چیز امن و امانـه»

10:19.411 --> 10:22.331
‫این همه راه از دنیسون اومدید اینجا

10:22.414 --> 10:24.249
‫تا مطمئن شید همه‌چیز امن و امانـه؟

10:24.333 --> 10:27.044
‫نه بابا، مطمئنم خودتون
‫ حواستون هست

10:27.127 --> 10:29.380
‫شیف بعدیم فردا عصر شروع میشه

10:29.463 --> 10:32.049
‫گفتم که، تازه اومدم اینجا

10:32.132 --> 10:34.051
‫گفتم هوا خوبه، بیام یکم
‫ تو طبیعت بچرخم

10:34.134 --> 10:37.304
‫ولی فکر کنم راه گم کردم

10:37.388 --> 10:40.391
‫یه مرد دم دره دیگه،
‫چیز خاصی نیست

10:40.474 --> 10:42.393
‫گشت شب جدید دنیسونـه

10:42.476 --> 10:43.936
‫همونی که راجع‌بهش بهت گفتم

10:44.019 --> 10:45.104
‫همونی که با اون زنِ
‫ دیوونه حرف می‌زد

10:45.187 --> 10:47.022
‫آره

10:47.106 --> 10:50.776
‫موسسه که میگن این‌جاست؟

10:50.859 --> 10:53.070
‫مردم یه جوری ازش حرف می‌زنن
‫ انگار کارخونه شکلات‌سازیـه

10:53.153 --> 10:55.447
‫اون تو چیکارا می‌کنن، داداش؟

10:55.531 --> 10:57.241
‫راجع‌به بیماری‌های
‫ عفونی تحقیق می‌کنن

10:57.324 --> 10:58.742
‫جدی؟

11:00.911 --> 11:04.081
‫تاحالا ندیده بودم داخل
‫ حصار سیم‌خاردار بکشن

11:04.164 --> 11:05.582
‫خب می‌دونی، این‌جا
‫ تست حیوانی دارن

11:05.666 --> 11:08.085
‫این روزا مردم بابت پروتکل‌های
‫ امنیتی، نشت آزمایشگاهی

11:08.168 --> 11:10.796
‫و این جور چیزا، خیلی حساس شدن

11:10.879 --> 11:12.923
‫باید همون موقع دخلِ
‫ اینو هم می‌آوردیم

11:13.006 --> 11:16.176
‫خودت گفتی مشکلی نیست
‫ مگه اینکه اون راجع‌به ما حرف بزنه

11:16.260 --> 11:19.388
‫می‌بینی که الان مشکل شده

11:19.471 --> 11:22.766
‫این همه نگهبان واسه
‫ یه آزمایشگاه عجیبـه

11:22.850 --> 11:23.976
‫روزگار عجیبی شده دیگه

11:24.059 --> 11:26.103
‫حصار می‌زنن، دیوار می‌کشن

11:26.186 --> 11:28.230
‫آدم خوبا، آدم بدا رو دور می‌کنن

11:30.232 --> 11:31.859
‫فکر می‌کنم که

11:31.942 --> 11:35.404
‫اینکه بفهمی کی به کیـه
‫ از همه‌ش سخت‌تر باشه

11:35.487 --> 11:37.406
‫یکم دیگه غیبش می‌زنه

11:37.489 --> 11:41.368
‫بعد پلیسا می‌فهمن که یه
‫ ولگرد استخدام کردی

11:41.452 --> 11:43.787
‫این هم واسه خود‌ش ول می‌چرخه

11:43.871 --> 11:44.913
‫جنازه‌ها جلب توجه می‌کنن

11:46.415 --> 11:48.125
‫تو خیلی عجولانه تصمیم می‌گیری

11:48.207 --> 11:49.835
‫- احتیاط شرط عقلـه
‫- دقیقاً

11:49.918 --> 11:52.463
‫- خب؟
‫- بهش می‌خوره نظامی باشه،

11:52.546 --> 11:54.548
‫به قدر کافی ورزیده‌ست

11:54.631 --> 11:55.924
‫به مشخصاتی که داریم می‌خوره

11:56.008 --> 11:57.426
‫می‌تونه هرچیزی باشه

11:57.509 --> 11:59.970
‫شاید یه روزنامه‌نگار تحقیقاتیـه

12:00.053 --> 12:02.389
‫یا مثلاً مأمور مخفی اف‌بی‌آیـه

12:02.473 --> 12:06.477
‫کشتنش واسمون خیلی
‫ مشکل‌ساز میشه

12:06.560 --> 12:11.273
‫شاید بالادستی‌ها فرستادنش
‫ تا امتحانمون کنن

12:11.356 --> 12:12.232
‫ای وای

12:14.067 --> 12:15.569
‫وسیله واسه برگشتن دارید، جناب؟

12:15.652 --> 12:17.321
‫آره، می‌دونید

12:17.404 --> 12:19.031
‫فکر کنم ماشینمو یکم
‫ پایین‌تر پارک کردم

12:19.114 --> 12:21.325
‫خیلی هم عالی. پس روزِ
‫خوبی داشته باشید، جناب

12:21.408 --> 12:23.243
‫خیلی‌خب

12:23.327 --> 12:24.786
‫شما هم همینطور

12:29.583 --> 12:31.335
‫باید بفهمیم واقعاً کیـه

12:31.418 --> 12:34.880
‫آره، بعدش می‌کشیمش

13:11.208 --> 13:13.126
‫اوستر بهمون گفت که با
‫مامان‌ بابات چیکار کردن

13:14.461 --> 13:16.296
‫واقعاً متأسفم، لوک

13:16.380 --> 13:18.131
‫من هم همینطور. خیلی بگاییـه

13:18.215 --> 13:19.925
‫بیا یکم از این بخور

13:20.008 --> 13:21.927
‫- نه
‫- بیا دیگه

13:30.561 --> 13:34.022
‫نمیشه بذاریم این آشغالا برنده شن، لوک

13:34.106 --> 13:36.900
‫همین الانش هم برنده‌ان، بازی تمومـه

13:36.984 --> 13:39.027
‫نه، ما هنوز هم می‌تونیم
‫از اینجا فرار کنیم

13:39.111 --> 13:41.238
‫فرار کنیم، کجا بریم؟

13:41.321 --> 13:44.074
‫من دیگه جایی ندارم

13:44.157 --> 13:45.909
‫تازه مثل هم شدیم، داداش

13:45.993 --> 13:47.202
‫من هیچوقت جایی رو نداشتم

13:47.286 --> 13:48.662
‫اما هر خراب‌شده‌ای
‫ بهتر از این‌جاست

13:48.745 --> 13:52.082
‫اصلاً چرا باید باهاشون مقابله کنیم
‫ وقتی می‌دونیم اونا برنده‌ان

13:52.165 --> 13:53.417
‫بعضی وقت‌ها پیروزی تو اینـه که

13:53.500 --> 13:55.043
‫بهشون نشون بدی
‫ هنوز آماده‌ی جنگی

13:55.127 --> 13:58.297
‫تا الان اینجوری فکر کردی،
‫چی گیرت اومد؟

13:58.380 --> 14:00.465
‫هنوز هم یه راهی هست،
‫ تو که نمی‌دونی چی میشه

14:00.549 --> 14:03.010
‫ما بهت نیاز داریم.
‫کالیشا بهت نیاز داره

14:03.093 --> 14:06.013
‫کمکی از من ساخته نیست.
‫ما فقط چندتا بچه‌ایم

14:06.096 --> 14:08.599
‫اصلاً نمی‌دونیم باید
‫ چه گوهی بخوریم

14:08.682 --> 14:10.976
‫باید یه جوری حالِ اون
‫سیگسبی جنده رو بگیریم، داداش

14:11.059 --> 14:12.603
‫و از بقیه آدمای اینجا انتقام بگیریم

14:12.686 --> 14:14.688
‫خواهش می‌کنم لوک

14:14.771 --> 14:16.398
‫ببین، من داشتم به
‫ حرفت در مورد اون

14:16.481 --> 14:18.108
‫دوربین‌های حرکتی توی
‫ راهرو فکر می‌کردم

14:18.191 --> 14:19.151
‫اینکه چطور می‌تونن
‫ حرارت بدنو تشخیص بدن...

14:19.234 --> 14:20.611
‫واسم مهم نیست، نیکی

14:20.694 --> 14:22.613
‫فهمیدم اگه بتونیم بریم
‫ تو محفظه‌ی تهویه

14:22.696 --> 14:24.573
‫شاید بتونیم یه طوری دما رو

14:24.656 --> 14:26.116
‫اونقدر بالا ببریم که...

14:26.199 --> 14:27.618
‫همین که خودت گفتی،
‫ بخاطر بخار دیدشون کور بشه

14:27.701 --> 14:29.661
‫داداش، نقشه‌ت بدرد نمی‌خوره

14:29.745 --> 14:31.288
‫اون محفظه‌ای که میگی

14:31.371 --> 14:34.207
‫قفل سنسوری الکتریکی روش گذاشتن

14:36.376 --> 14:38.462
‫از صد طرف دوربین روشـه،
‫نمیشه کاری کرد

14:41.131 --> 14:44.384
‫توجه! توجه!
‫بخش جلویی!

14:44.468 --> 14:49.514
‫لطفاً برای جشن فارغ‌التحصیلی نیکی
‫ در کافه تریا با ما همراه باشید

14:49.598 --> 14:51.600
‫هورا، جشن

14:51.683 --> 14:56.104
‫آشپز دوگ یه کیک هویجِ
‫ خاص واسه‌تون درست کرده

14:56.188 --> 14:58.106
‫شنیدیم نیکی کیک هویج
‫ دوست داره

15:01.234 --> 15:05.030
‫وقت رفتنـه

15:05.113 --> 15:06.281
‫نمیای؟

15:11.787 --> 15:13.413
‫بهتره بیای

15:15.165 --> 15:17.542
‫می‌خوام یه کاری کنم،
‫می‌دونم خوشت میاد

15:23.548 --> 15:26.051
‫♪ با بخش جلویی خدافظی کن ♪

15:26.134 --> 15:29.346
‫♪ با بخش جلویی خدافظی کن ♪

15:29.429 --> 15:32.766
‫♪ با بخش جلویی خدافظی کن، نیکی ♪

15:34.434 --> 15:38.063
‫♪ با بخش جلویی خدافظی کن ♪

15:53.161 --> 15:56.540
‫کیکش خیلی خوشمزه‌ست،
‫باید امتحانش کنی

15:56.623 --> 15:58.375
‫نمی‌خوام چیزی بخورم

16:01.503 --> 16:05.465
‫همش فکر می‌کنم خوابـه.
‫قراره یهویی بیدار شم

16:07.217 --> 16:09.469
‫لوک

16:09.553 --> 16:10.637
‫تو رو خدا اینجا نمیر

16:10.721 --> 16:14.182
‫تو بمیری، من هم اینجا می‌میرم.
‫ما هنوز خیلی جوونیم

16:18.854 --> 16:21.565
‫هم جوونیم، هم خوشگل، نه؟

16:21.648 --> 16:24.192
‫نمی‌خواستم بگمش

16:24.276 --> 16:27.195
‫خیلی‌خب

16:27.279 --> 16:30.073
‫تبریک میگم آقای ویلهام

16:31.491 --> 16:32.701
‫وقت رفتنـه

16:39.666 --> 16:41.835
‫چرا حقیقتو راجع‌به
‫ اینجا بهمون نگفتی؟

16:41.918 --> 16:44.087
‫چرا بهشون نگفتی که

16:44.171 --> 16:47.424
‫هیچکدوممون زنده نمی‌مونیم؟

16:48.842 --> 16:52.429
‫توطئه‌های نیکی تمومی نداره

16:52.512 --> 16:54.681
‫ما می‌دونم اون پشت کوره دارید

16:58.643 --> 17:02.314
‫می‌دونیم تو بخش پشتی چی می‌گذره

17:02.397 --> 17:04.608
‫تکون بخور

17:04.690 --> 17:07.861
‫کجا با این عجله؟
‫وایسا ببینم!

17:14.409 --> 17:16.703
‫کار تخمیتونو انجام بدید!

17:17.454 --> 17:19.289
‫ای عوضی!

17:25.212 --> 17:26.545
‫ولش کنید!

17:26.630 --> 17:28.465
‫نیکی!

17:28.548 --> 17:30.383
‫نه!

17:36.348 --> 17:39.518
‫بی‌خاصیتای بزدل! کون لق همه‌تون!

17:41.812 --> 17:43.230
‫بس کن دیگه!

17:43.313 --> 17:44.439
‫بسـه!

17:49.361 --> 17:53.490
‫این همه مرد گنده، نمی‌تونید جلوی
‫ یه بچه نوجوونو بگیرید؟

18:03.875 --> 18:07.295
‫اونقدرا هم عصبی نبود

18:07.379 --> 18:09.464
‫نیکی اونقدر عصبی نبود، مگه نه؟

18:15.762 --> 18:17.889
‫درست میگی. بخاطر تو اینجوری کرد

18:19.432 --> 18:22.435
‫و بخاطر جورج، بخاطر شا

19:02.309 --> 19:03.810
‫تو حالت خوبـه؟

19:03.894 --> 19:06.563
‫یکم دیگه منو هم
‫ می‌فرستن بخش پشتی

19:06.646 --> 19:08.815
‫فکر می‌کردم نتایج آزمایش
‫ دورآگاهیت هنوز قطعی نشدن

19:08.899 --> 19:10.734
‫مثل اینکه شده

19:10.817 --> 19:13.570
‫پس اگه می‌خوای
‫ کمکم کنی تا در برم

19:13.653 --> 19:15.238
‫الان وقتشـه

19:17.699 --> 19:22.913
‫می‌دونستی مامان و بابامو کشتن؟

19:22.996 --> 19:24.664
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

19:24.748 --> 19:27.375
‫فکر نمی‌کنم. خودم می‌دونم

19:27.459 --> 19:29.628
‫تو رو هن به اندازه‌ی
‫ کافی می‌شناسم، مورین

19:29.711 --> 19:31.630
‫تو بهتر از اینایی

19:31.713 --> 19:35.508
‫تو تنفر از اینا، دست کمی از ما نداری

19:35.592 --> 19:38.887
‫نمی‌تونم کاری کنم.
‫منو می‌کُشن

19:38.970 --> 19:41.765
‫فرض کن پسرت اینجا بود

19:41.848 --> 19:44.351
‫لوک، بس کن. خواهش می‌کنم

19:44.434 --> 19:46.311
‫اگه جیک اینجا بود هم دست
‫ رو دست می‌ذاشتی تا بمیره؟

20:13.964 --> 20:15.882
‫سلام

20:15.966 --> 20:17.884
‫چیزایی که ازت خواستمو گیر آوردی؟

20:17.968 --> 20:20.971
‫رفتی با ماشینم بنزین بزنی؟

20:21.054 --> 20:22.430
‫چی؟

20:22.514 --> 20:24.724
‫نه، ببخشید

20:26.893 --> 20:28.812
‫باز هم ممنون که
‫ بهم قرضش دادی

20:28.895 --> 20:30.981
‫خوشحالم که بهم اعتماد داری

20:31.064 --> 20:33.358
‫راستش هنوز کامل
‫ بهت اعتماد ندارم

20:33.441 --> 20:36.403
‫با این وجود، باز هم دارم بخاطر
‫ حدس‌و‌گمانِ تو ریسک می‌کنم

20:36.486 --> 20:38.905
‫می‌دونی اگه رئیس بفهمه
‫ اینارو برداشتم چیکار می‌کنه؟

20:38.989 --> 20:42.534
‫اسناد اتاق بایگانی نباید
‫ از اونجا خارج بشن

20:42.617 --> 20:46.079
‫می‌دونم... ممنون

20:46.162 --> 20:48.039
‫واقعاً ازت ممنونم

20:53.795 --> 20:57.007
‫بعد هم اینکه... حدس‌وگمان نیست

20:57.090 --> 20:59.592
‫مرگ اَنی واقعاً مشکوک می‌زنه

20:59.676 --> 21:01.344
‫و من باید بفهمم چی شده

21:01.428 --> 21:03.722
‫نمی‌خوام ادای رئیسو دربیارم،
‫ولی این، کارِ تو نیست

21:03.805 --> 21:05.390
‫یکی داره از زیرِ کاراش
‫ قسر در میره

21:05.473 --> 21:09.602
‫شاید فقط مرگ اَنی باشه،
‫شاید هم چیزهای مهمترین

21:09.686 --> 21:11.062
‫و من...

21:11.146 --> 21:14.524
‫ببین، مهم نیست که کارمـه یا نه...

21:14.607 --> 21:18.319
‫من آدمی نیستم که
‫ خودمو به اون راه بزنم

21:20.071 --> 21:22.532
‫حداقلش خودت، خودتو می‌شناسی

21:24.075 --> 21:26.119
‫بیشترشون مجوز ساختو سازن

21:26.202 --> 21:29.539
‫راستش فکر می‌کردم بیشتر از اینا باشه

21:29.622 --> 21:32.584
‫الان باید بهم بگی اینا
‫ به چه کارت میان

21:32.667 --> 21:34.377
‫چی دیدی اون بالا؟

21:34.461 --> 21:35.795
‫نوتر پَن

21:35.879 --> 21:38.506
‫عین همونی که تو سالنامه بود؟

21:40.008 --> 21:42.010
‫هیچکس نفهمید که زویی اسلان و

21:42.093 --> 21:43.720
‫بقیه‌ی بچه‌ها برای چی

21:43.803 --> 21:45.722
‫رفته بودن به پلکان سرخ، درستـه؟

21:45.805 --> 21:48.058
‫می‌دونستن که اونجا خطرناکـه دیگه

21:48.141 --> 21:50.393
‫می‌دونستن چقدر آدم اونجا غرق شده

21:50.477 --> 21:51.770
‫خب مست بودن

21:51.853 --> 21:53.063
‫ما گفتیم شاید
‫ جرئت حقیقتی، چیزی بوده

21:53.146 --> 21:55.482
‫اگه اون شب اصلاً
‫ اونجا نبوده باشن چی؟

21:55.565 --> 21:57.817
‫اگه اونجا نمرده باشن چی؟
‫‌شاید فقط...

21:58.818 --> 22:01.071
‫شاید فقط جنازشونو اونجا پیدا کردن

22:01.154 --> 22:03.698
‫کی فکرشو...

22:03.782 --> 22:06.951
‫کسی تاحالا رفته ببینه تو
‫موسسه واقعاً چیکار می‌کنن؟

22:07.035 --> 22:09.537
‫یعنی رئیس تاحالا نرفته؟
‫هیچ بازرسی نفرستادن؟

22:09.621 --> 22:11.790
‫فکر کنم کار فدرالـه،
‫ما صلاحیت بازرسی نداریم

22:16.169 --> 22:20.131
‫باشه. خیلی‌خب. اینجا رو ببین

22:20.215 --> 22:22.467
‫اینجا یه حصار قدیمیـه

22:22.550 --> 22:24.469
‫وقتی رفتم اونجا،
‫اطرافمو که نگاه کردم

22:24.552 --> 22:26.554
‫یه تابلوی «ورود ممنوع» بزرگ دیدم

22:26.638 --> 22:28.598
‫با یه سری حروف بهم ریخته

22:28.681 --> 22:29.682
‫فکر می‌کنی چی نوشته بود؟

22:29.766 --> 22:31.101
‫«نوتر پَن»؟

22:31.184 --> 22:33.436
‫یعنی فکر می‌کنی

22:33.520 --> 22:35.563
‫زویی اسلان و دوستاش
‫ اون شب اونجا بودن؟

22:35.647 --> 22:36.898
‫نمی‌دونم

22:36.981 --> 22:38.149
‫ولی...

22:40.276 --> 22:42.028
‫نمی‌دونم

22:42.112 --> 22:43.822
‫نمی‌فهمم

22:45.740 --> 22:47.826
‫نمی‌دونستم اینو باید
‫ بهت نشون بدم یا نه

22:49.244 --> 22:52.705
‫دو هفته بعد از این جریان پلکان سرخ،

22:52.789 --> 22:55.458
‫موسسه یه حصار جدید کشید
‫ اطراف محوطه‌ش

22:55.542 --> 22:57.627
‫فقط یه حصار جدید نبوده که،
‫کلاً یه جاده جدید ساختن

22:57.710 --> 22:59.212
‫قبل از اینکه این حصار جدیده رو بکشن

22:59.295 --> 23:02.048
‫کل محوطه‌ی اطراف
‫ موسسه رو پاکسازی کردن

23:02.132 --> 23:06.636
‫اینجا نوجوون بودن
‫ خیلی حوصله‌سربره

23:10.849 --> 23:12.976
‫گیریم که این حرفمون درست باشه

23:13.059 --> 23:15.186
‫ما مدرکی نداریم که ثابتش کنه، پس...

23:17.105 --> 23:19.607
‫ما دنبال مدرک نیستیم

23:21.067 --> 23:23.486
‫جدی؟ مگه پلیس‌های کلان‌شهرها،

23:23.570 --> 23:25.196
‫دنبال همچین چیزایی نیستن؟

23:26.906 --> 23:29.242
‫بعضی وقتا هستیم

23:29.325 --> 23:32.162
‫ولی بعضی وقتا انقدر
‫ پیش میریم تا تهش

23:32.245 --> 23:33.663
‫کنجکاویمون کار دستمون بده

23:35.206 --> 23:36.791
‫می‌خوای چیکار کنی؟

23:38.293 --> 23:40.503
‫فعلاً که امیدوارم تونسته باشم

23:40.587 --> 23:42.589
‫توجهشون رو جلب کنم

23:57.645 --> 24:01.524
‫بابت حرفای امروزم متأسفم مورین

24:01.608 --> 24:02.817
‫نباید ازت می‌خواستم کاری کنی

24:02.901 --> 24:04.944
‫چجوری می‌خوای از اینجا بزنی بیرون؟

24:05.028 --> 24:06.696
‫نقشه‌ای داری؟

24:09.324 --> 24:13.870
‫یه تیکه از حصار بخش پشتی هست،

24:13.953 --> 24:16.915
‫که کلاً از جاش کنده شده.
‫ از اونجا میرم

24:16.998 --> 24:19.500
‫ولی راهی ندارم که برسم بهش

24:21.336 --> 24:25.715
‫می‌تونی بدون اینکه کسی ببینتت
‫ بری تو لباسشویی؟

24:25.798 --> 24:29.010
‫برای اینکه برم تو آسانسور کارت لازم دارم

24:29.093 --> 24:31.596
‫اینو من حلش میکنم.
‫دوربینا رو چیکار می‌کنی؟

24:32.805 --> 24:35.558
‫راه واسه پیچوندنشون پیدا کردیم

24:35.642 --> 24:37.727
‫خیلی‌خب

24:37.810 --> 24:39.187
‫نمی‌تونم ببرمت پیش خودِ حصار

24:39.270 --> 24:41.231
‫ولی می‌تونم تا نزدیکاش باهات بیام

24:41.314 --> 24:43.900
‫رأس ١١ و نیم بیا تو لباسشویی.
‫یه دقیقه هم دیر نکن

24:43.983 --> 24:46.194
‫باشه، حلـه

24:49.405 --> 24:51.741
‫حتماً اینو بهم برگردون

24:51.824 --> 24:53.993
‫ببینن کارت نیست
‫ می‌زنه به سرشون

24:54.077 --> 24:55.787
‫همه‌جا رو قفل می‌کنن

24:59.165 --> 25:01.918
‫و این چی...

25:10.218 --> 25:13.763
‫ببخشید، فقط همین گیرم اومد

25:38.955 --> 25:39.914
‫بگید مورین بیاد اینجا

25:44.711 --> 25:47.005
‫بیا دیگه، بخور

25:47.088 --> 25:50.633
‫طالبیـه، از همونا که دوست داری

25:50.717 --> 25:52.343
‫آفرین، نوش جونت. آفرین

25:52.427 --> 25:55.388
‫تیم جیمیسون.
‫ذکر خیرت بود

25:55.471 --> 25:56.973
‫آقای هالیستر،
‫من امشب تعطیلم، پس فقط...

25:57.056 --> 25:58.850
‫این آقا اومدن دیدنتون

26:00.435 --> 26:02.687
‫ترور استک‌هاوس

26:04.230 --> 26:06.316
‫تیم جیم‌سون

26:06.399 --> 26:08.985
‫چه کاری از دستم ساخته‌ست، آقای استک‌هاوس؟

26:09.068 --> 26:11.154
‫بنده مسئول امنیت مکانی هستم که

26:11.237 --> 26:14.073
‫بعدازظهرِ امروز
‫دوروبرش می‌پلکیدید

26:14.157 --> 26:16.242
‫مؤسسه

26:16.326 --> 26:20.872
‫احسنت.
‫ممکنه خصوصی صحبت کنیم؟

26:35.261 --> 26:38.014
‫هی، چه مرگتـه؟
‫دارم نگاه می‌کنم ها

26:38.097 --> 26:40.975
‫- من می‌خوام کارتون نگاه کنم!
‫- صبر کن نوبتت بشه!

26:41.059 --> 26:43.770
‫من می‌خوام کارتون ببینم!

26:43.853 --> 26:45.897
‫آهای!

26:45.980 --> 26:48.983
‫من می‌خوام کارتون ببینم!

26:49.067 --> 26:52.320
‫هی! ولش کن ببینم! بدو!

26:52.403 --> 26:54.447
‫بسـه! میگم بسـه!

26:54.530 --> 26:56.741
‫- من می‌خوام کارتون ببینم!
‫- ولش کن!

26:56.824 --> 26:57.909
‫بس کنید!

26:57.992 --> 27:00.161
‫نه! کارتون!

27:00.244 --> 27:03.414
‫کارتون!

27:03.498 --> 27:05.375
‫- من می‌خوام کارتون ببینم!
‫- بس کنید!

27:14.133 --> 27:15.218
‫- کارتون!
‫- نوبت منـه خب!

27:15.301 --> 27:17.345
‫- بسـه!
‫- نوبت منـه کارتون ببینم!

27:20.223 --> 27:22.892
‫تمومش کنید!

27:33.194 --> 27:35.863
‫چند وقت توی اداره‌ی
‫پلیس بوستون مشغول بودید؟

27:37.824 --> 27:39.158
‫پونزده سال

27:39.242 --> 27:41.285
‫چه طولانی و پُربار

27:43.246 --> 27:46.040
‫چرا نخواستید 20 سالتون رو پُر کنید و

27:46.124 --> 27:48.167
‫تمام‌وکمال مستمری بهتون تعلق بگیره؟

27:48.251 --> 27:50.878
‫دیگه وقتِ تغییر بود

27:50.962 --> 27:52.755
‫بله

27:52.839 --> 27:57.301
‫یه سؤالی ذهنم رو درگیر کرده که
‫چطور آدمی مثل شما

27:57.385 --> 27:59.303
‫شده نگهبانِ همچین شهری؟

27:59.387 --> 28:01.264
‫خبر حادثه‌ی مرکز خرید وست‌فیلد رو خوندم

28:01.347 --> 28:04.267
‫حتم دارم خیلی با خودتون کلنجار رفتید که

28:04.350 --> 28:06.102
‫حاضر شدید به یه پسربچه شلیک کنید

28:08.855 --> 28:12.483
‫ظاهراً دست بالاتر با شماست

28:12.567 --> 28:16.779
‫به قول یکی از مربی‌های بنده:

28:16.863 --> 28:20.533
‫«همیشه ارزشمنده که تو طرف‌مقابلت رو
‫بیشتر از اون چیزی که اون می‌شناستت، بشناسی»

28:20.616 --> 28:22.285
‫مربی چی؟

28:22.368 --> 28:25.538
‫چطور شد که بعدازظهر
‫بیرون مؤسسه‌ی ما پیداتون شد؟

28:25.621 --> 28:27.874
‫مؤسسه‌ی شما؟

28:27.957 --> 28:29.167
‫خب، همونطور که به اون آقا گفتم، من مشغولِ...

28:29.250 --> 28:31.502
‫پیاده‌روی، بله

28:33.212 --> 28:34.797
‫محیط جدیدت رو بررسی می‌کردی

28:34.881 --> 28:36.466
‫درستـه

28:36.549 --> 28:40.386
‫ضمن اینکه داشتم
‫با تاریخ محلی اینجا آشنا می‌شدم

28:40.470 --> 28:42.889
‫احیاناً شما اون موقع که اون بچه‌ها

28:42.972 --> 28:45.141
‫توی سال ٢٠٠٨ غرق شدن،
‫اونجا کار نمی‌کردید؟

28:45.224 --> 28:46.976
‫چرا

28:48.311 --> 28:51.314
‫اتفاق ناگواری بود

28:51.397 --> 28:54.150
‫یکی از دوستانم یه نظریه‌ای داره که

28:54.233 --> 28:56.319
‫اون بچه‌ها اصلاً برای شنا اونجا نرفته بودن

28:56.402 --> 28:59.489
‫بلکه موقع ورود غیرقانونی
‫به مؤسسه‌تون گیر افتادن

28:59.572 --> 29:04.035
‫یه مُشت بچه‌ی علاف شهرستانی که
‫دنبال ماجراجویی بودن

29:04.118 --> 29:06.579
‫اون‌وقت دوستتون گفت
‫بعدش چی شد؟

29:06.662 --> 29:10.041
‫گوشم با شماست

29:10.124 --> 29:14.921
‫عادت دارید هر کسی که دم مؤسسه‌تون
‫پیداش میشه رو مؤاخذه کنید، آقای استک‌هاوس؟

29:15.004 --> 29:18.382
‫علی‌الخصوص اون دسته رو که
‫سابقه‌ی نظامی دارن

29:20.551 --> 29:25.014
‫به‌شدت از سمتِ نظریه‌پردازهای
‫توطئه زیر ذره‌بین هستیم

29:25.097 --> 29:27.183
‫قبلاً نادیده می‌گرفتیم‌شون،

29:27.266 --> 29:30.144
‫اما توی عصر شبکه‌های اجتماعی،
‫این فقط مسبب زیاد و زیادتر شدنشون میشه

29:30.228 --> 29:35.525
‫به این نتیجه رسیدیم که
‫بهتره باهاشون رودررو صحبت کنیم

29:35.608 --> 29:40.154
‫حالا که بحث به اینجا کشید،
‫خوشحال میشم با دوستتون صحبت کنم و

29:40.238 --> 29:42.907
‫چه‌بسا تونستم خیالشون رو راحت کنم

29:46.118 --> 29:49.539
‫خب، نمی‌تونید

29:49.622 --> 29:50.957
‫فوت شده

29:52.458 --> 29:55.211
‫چه حیف

29:55.294 --> 29:59.131
‫خب، آقای جیم‌سون، اگه در آینده

29:59.215 --> 30:02.385
‫سؤالی درباره‌ی عملیات ما داشتید،

30:02.468 --> 30:06.305
‫بدون لحظه‌ای تردید
‫با ما تماس بگیرید

30:06.389 --> 30:07.473
‫تشکر

30:12.478 --> 30:14.480
‫عمراً

30:17.316 --> 30:20.403
‫چه خبر؟

30:20.486 --> 30:22.029
‫خب، مشخصاً،

30:22.113 --> 30:25.199
‫هری و دوقلوها بقیه رو غافلگیر کردن و

30:25.283 --> 30:28.244
‫بعدش هم با رفتن نیکی،
‫اون جریانِ ناخوشایند...

30:28.327 --> 30:29.996
‫مورین، مورین!

30:30.079 --> 30:33.457
‫از لوک الیس چه خبر؟

30:33.541 --> 30:35.501
‫بعدِ فارغ‌التحصیلی نیکی،
‫یه چیزی بهت گفت که

30:35.585 --> 30:38.963
‫ناراحتت کرد،
‫تو هم گذاشتی رفتی...

30:41.465 --> 30:43.634
‫میگه ما پدرومادرش رو کشتیم

30:45.261 --> 30:48.139
‫فکر کردم از این کارها نمی‌کنیم

30:48.222 --> 30:53.060
‫سعی‌مون رو می‌کنیم. جدی میگم

30:53.144 --> 30:55.438
‫اما مادرش موقع دزدیدنش به‌هوش اومد،

30:55.521 --> 30:57.940
‫بنابراین...

30:58.024 --> 30:59.609
‫تلفات جانبی بوده

31:03.070 --> 31:05.281
‫نکنه بهش وابسته شدی؟

31:07.074 --> 31:10.202
‫معلومـه که نه

31:10.286 --> 31:11.537
‫شما چطور؟

31:11.621 --> 31:14.040
‫نه

31:15.750 --> 31:17.668
‫با افتخار میگم نه

31:17.752 --> 31:20.546
‫پروتکل وابستگی‌های بی‌جای اینجا رو که بلدی:

31:20.630 --> 31:25.343
‫تا لوک فارغ‌التحصیل نشد،
‫نزدیک بخش جلویی نشو و

31:25.426 --> 31:29.221
‫الان هم برو خونه

31:29.305 --> 31:33.476
‫ولی شب آتیش‌بازیـه و
‫قراره کمک کنم

31:33.559 --> 31:34.727
‫بعدش هم باید بخش پشتی رو...

31:34.810 --> 31:36.270
‫خیلی‌خب، شیفتت رو تموم کن

31:36.354 --> 31:38.314
‫ولی به لوک الیس نزدیک نشو

31:38.397 --> 31:40.024
‫چشم

32:20.231 --> 32:21.357
‫چیکار داری...

32:21.440 --> 32:24.026
‫بیست‌ودو گرم پروتئین

32:24.110 --> 32:26.070
‫به دردت می‌خوره

32:35.663 --> 32:38.541
‫خیلی‌خب، خانم‌ها و آقایون،
‫روال کار رو که می‌دونید

32:38.624 --> 32:40.084
‫لطفاً سر جاهاتون قرار بگیرید

32:50.177 --> 32:52.722
‫شبِ فیلمـه، ها؟

32:52.805 --> 32:55.141
‫همچین هم چنگی به دل نمی‌زنه

32:56.392 --> 32:58.102
‫بیخیال، رفیق

32:58.185 --> 33:00.229
‫در واقع، آقای ویلهام،

33:00.312 --> 33:01.731
‫شما این فرصت رو دارید که
‫توی یکی از شب‌های آتیش‌بازیِ ما

33:01.814 --> 33:04.150
‫حضور داشته باشید

33:04.233 --> 33:05.735
‫خیلی‌خب، چه فرقی داره حالا؟

33:05.818 --> 33:08.112
‫شب فیلم‌دیدن تمرینیـه. این واقعیـه

33:08.195 --> 33:11.157
‫به خاطر همینـه که الان اینجایی.
‫این مأموریتتـه.

33:11.240 --> 33:14.660
‫تموم قدم‌هایی که برمی‌دارید،
‫در راستای همین هدفـه

33:14.744 --> 33:16.495
‫عالیـه

33:16.579 --> 33:18.581
‫جای شکرش باقیـه که
‫همه چی الکی‌پلکی نیست

33:18.664 --> 33:21.083
‫راستش، تا حالا ندیده بودم
‫جز برای فارغ‌التحصیلی‌ها

33:21.167 --> 33:22.793
‫از دفترت بیای بیرون

33:22.877 --> 33:26.714
‫گفتم شاید نخوای ببینی
‫چه چیزهایی که پشت‌پرده نیست

33:28.466 --> 33:30.760
‫پس واقعاً هم شب بزرگیـه، نه؟

33:30.843 --> 33:33.345
‫با توجه به اینکه وقت درست‌وحسابی
‫برای وفق پیداکردن نداشتی،

33:33.429 --> 33:37.266
‫ازت انتظاری نمیره که
‫امشب بار زیادی رو به دوش بکشی

33:37.349 --> 33:42.605
‫عقب بشین و به‌قولی،
‫سوارِ موج شو

33:42.688 --> 33:45.274
‫مطمئنم خانم بنسون خوشحال میشه
‫برات توضیح بده

33:45.357 --> 33:46.817
‫نگرانش نباش

33:46.901 --> 33:48.652
‫یه‌جورایی فقط حس می‌کنی که...

33:48.736 --> 33:50.738
‫داری با بقیه‌ی ما کشیده میشی

33:50.821 --> 33:52.281
‫به کجا؟

33:52.364 --> 33:54.658
‫خانم استن‌هوپ راهنمای امشبِ ماست

33:54.742 --> 33:57.787
‫عینهو راهنمای توی قطار؟

33:57.870 --> 34:00.122
‫بله، یا راهنمای ارکستر

34:00.206 --> 34:03.501
‫یا شاید هم راهنمای یه سیم برق

34:03.584 --> 34:07.755
‫یعنی قرعه به نام من افتاده و
‫قراره هوشیار بمونم

34:07.838 --> 34:10.341
‫جان؟ هوشیار؟

34:10.424 --> 34:13.677
‫نه مثل خواب.
‫هرچند که آدم بیهوش میشه و

34:13.761 --> 34:17.181
‫بعدش هم حس بهتری داره.
‫سردردت هم کم‌کم آروم میشه.

34:17.264 --> 34:20.142
‫- یکمی
‫- مخلص کلام:

34:20.226 --> 34:21.643
‫با هم وداع کنید

34:21.727 --> 34:25.648
‫بعدِ امشب،
‫آیریس میره خونه

34:25.730 --> 34:26.816
‫بعدِ بازپروری

34:26.899 --> 34:31.862
‫البته. تبریک میگم

34:31.946 --> 34:33.239
‫من حاضرم

34:35.324 --> 34:36.784
‫هر چی شد شد،
‫فقط سردردها تموم شه

34:36.866 --> 34:39.870
‫همین که عایدت بشه،

34:39.953 --> 34:42.248
‫خودش کُلیـه

34:43.665 --> 34:44.792
‫خودش کُلیـه

34:58.722 --> 35:03.435
‫خانم‌ها و آقایون،
‫بریم که شروع کنیم

36:12.433 --> 36:16.170
‫اگه خیلی وقت پیش این مرد وفاداریش رو ثابت نمی‌کرد که
‫الان هیچ‌کدوممون اینجا نبودیم

36:17.442 --> 36:23.223
‫بعلاوه، خودش می‌دونه کسی با من در بیفته،
‫چه بلایی سرِ خودش و خانواده‌اش میاد

36:32.983 --> 36:35.319
‫برو که رفتیم

36:35.402 --> 36:36.946
‫خیلی‌خب، بچه‌ها.
‫خودتون روال کار رو بلدید.

36:37.029 --> 36:40.532
‫وقتشـه که خودتون رو رها کنید

36:40.616 --> 36:44.703
‫آقای ویلهام، این یعنی به زمزمه متکی باشید،

36:44.787 --> 36:46.956
‫نه چیز دیگه‌ای.
‫خودتون رو به اون بسپارید.

36:47.039 --> 36:50.709
‫راهنما تنها کسیـه که هوشیار می‌مونه

36:50.793 --> 36:53.629
‫من خیلی اهل رهاکردن نیستم

36:53.712 --> 36:56.632
‫خب، در این مورد،
‫بهت توصیه می‌کنم تجدیدنظر کنی،

36:56.715 --> 36:58.300
‫برای امنیت خودت

36:58.384 --> 36:59.677
‫فقط چشم‌هات رو ببند

37:18.781 --> 37:21.233
‫کجاتون درد می‌کنه؟

37:26.909 --> 37:31.753
‫اینجام. از پله یا سراشیبی که میرم پایین،
‫بدتر هم میشه

37:31.778 --> 37:36.011
‫آقای پوپوف گفتن پارسال بهتون
‫کورتون تزریق کردن. عوارضی که نداشت؟

37:37.176 --> 37:38.856
‫خیر، خیلی هم مفید بوده

37:39.356 --> 37:41.036
‫پس من هم براتون می‌زنم

37:41.677 --> 37:42.845
‫خانم استن‌هوپ،

37:42.928 --> 37:44.722
‫همچنان هوشیارید؟

37:46.890 --> 37:49.059
‫همه چی تحت کنترلـه؟

37:49.143 --> 37:51.603
‫فکر کنم، آره.
‫نفس‌کشیدنش رو حس می‌کنم.

37:51.687 --> 37:55.691
‫محلولی که دنبالشی،
‫روش نوشته فنتانیل سیترات

37:55.774 --> 37:57.735
‫روی همه‌ی محلول‌ها روسی نوشته

37:57.818 --> 38:01.113
‫وقتی دکتر می‌تونه بخونتشون،
‫پس تو هم باید بتونی

38:01.196 --> 38:03.657
‫باشه

38:11.790 --> 38:13.542
‫ایول

38:15.669 --> 38:19.590
‫تونی، تأیید می‌کنی که با جریان هم‌سو شدن؟

38:23.802 --> 38:25.763
‫تأیید می‌کنم

39:19.753 --> 39:22.267
‫خیلی‌خب، اصلاً حسش نمی‌کنید.
‫به نیش پشه‌ هم نمی‌رسه.

39:23.367 --> 39:33.374
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

39:38.253 --> 39:39.764
‫چی شده؟

39:39.789 --> 39:40.789
‫یه جای کار می‌لنگه!

39:51.118 --> 39:52.478
‫مارینا رو صدا کنید!

39:52.503 --> 39:54.521
‫مارینا! مارینا!

39:54.546 --> 39:57.349
‫عزیزم، چی شده؟
‫چه خبره اینجا؟

40:02.234 --> 40:03.569
‫کجایی؟

40:03.652 --> 40:06.822
‫پشت فرمونی؟

40:06.905 --> 40:08.031
‫می‌دونم گفتم فقط چند ساعت...

40:08.115 --> 40:09.491
‫دیگه عالی شد

40:09.575 --> 40:11.118
‫حالا ماشینم رو می‌دزدی؟

40:11.201 --> 40:12.828
‫- نه. لطفاً...
‫- به قول مامان که

40:12.911 --> 40:14.705
‫من عادت دارم جذب مردهای شیّاد بشم.
‫بابام رو مقصر می‌دونه.

40:14.788 --> 40:17.040
‫وندی، یه دقیقه گوش میدی؟

40:18.750 --> 40:20.502
‫ببین، می‌فهمم که

40:20.586 --> 40:23.505
‫چرا هنوز درباره‌ی همه چی دوبه‌شکی

40:23.589 --> 40:25.174
‫انی، پلکان سرخ و من

40:26.925 --> 40:28.635
‫اما شک ندارم همین‌ها انی رو کشتن

40:28.719 --> 40:31.471
‫ای خدا، چی شده باز؟

40:32.931 --> 40:34.766
‫یه بابایی اومد سراغم و

40:34.850 --> 40:36.518
‫می‌گفت مدیر حراستشونـه

40:36.602 --> 40:37.853
‫خب، چی می‌خواست؟

40:37.936 --> 40:39.646
‫ازم زهر چشم بگیره

40:41.148 --> 40:42.900
‫خب، چندان هم بد نیست ها

40:45.027 --> 40:46.653
‫آره، خب. شرمنده بابت ماشینت

40:46.737 --> 40:49.031
‫تا صبح میارمش برات

40:49.114 --> 40:50.824
‫قبلاً هم از این حرف‌ها زدی

40:50.908 --> 40:52.201
‫کجا داری میری؟

40:52.284 --> 40:54.912
‫پلکان سرخ، گمونم

40:54.995 --> 40:56.747
‫- برمی‌گردم نوتر پَن
‫- می‌دونی رئیس چیکار می‌کنه دیگه؟

40:56.830 --> 40:58.040
‫همینجوریش هم از دستت کُفریـه

40:58.123 --> 41:01.960
‫می‌فهمم، وندی.
‫تو نگران نباش، خب؟

41:02.044 --> 41:03.212
‫چیزیم نمیشه

41:03.295 --> 41:06.840
‫فقط مراقب خودت باش

41:06.924 --> 41:08.759
‫چشم

41:25.275 --> 41:26.568
‫آیریس

41:26.652 --> 41:29.071
‫آیریس؟

41:39.665 --> 41:42.876
‫پشمام، خوبـه تا حالا
‫صد مرتبه این وضعیت رو دیدی

41:48.257 --> 41:50.259
‫با تموم این کُس‌شعرها

41:50.342 --> 41:54.096
‫همچنان... چرخ قطار رو می‌چرخونیم

41:55.347 --> 41:57.182
‫به طریقی، نه

41:57.266 --> 41:59.017
‫تو

41:59.101 --> 42:01.061
‫بیخیال

42:01.144 --> 42:02.980
‫جدی میگم

42:03.063 --> 42:06.650
‫امیدوارم بالادستی‌ها قَدرت رو بدونن

42:11.947 --> 42:13.782
‫می‌دونم هنوز هم از دستم دلخوری و

42:13.865 --> 42:17.202
‫حق هم داری

42:17.286 --> 42:19.621
‫من فقط...

42:19.705 --> 42:21.957
‫ای کاش می‌شد
‫می‌تونستیم جشن بگیریم،

42:22.040 --> 42:24.668
‫مثل همیشه

42:34.720 --> 42:35.971
‫وضعیت تموم سربازها پایداره

42:36.054 --> 42:37.347
‫خیلی‌خب

42:37.431 --> 42:39.808
‫سر و وضع‌شون رو مرتب کنید و
‫ببریدشون توی رختخواب

42:39.891 --> 42:43.020
‫- همگی خسته نباشید
‫- آره

42:43.103 --> 42:45.147
‫انبارِ بخش جلویی

42:45.230 --> 42:46.815
‫ده دقیقه‌ی دیگه

42:51.486 --> 42:53.196
‫مامان‌بابات...

42:55.782 --> 42:58.243
‫انجیل می‌خوندن؟

42:58.327 --> 43:02.039
‫آره، خیلی هم زیاد.
‫ولی چیزهای دیگه‌ای رو هم

43:02.122 --> 43:04.666
‫حس می‌کردن

43:04.750 --> 43:07.794
‫چیزهایی که نباید حس می‌کردن

43:07.878 --> 43:09.671
‫می‌دونی سامسون کی بود؟

43:09.755 --> 43:11.173
‫آره، همون موبلنده؟

43:11.256 --> 43:13.258
‫فلسطینی‌ها دوست‌دخترش رو خریدن تا
‫موهاش رو کوتاه کنه

43:13.342 --> 43:15.135
‫بلکه قدرتش رو از دست بده

43:15.218 --> 43:17.012
‫آفرین

43:17.095 --> 43:21.183
‫بعد اینکه فلسطینی‌ها اسیرش کردن،

43:21.266 --> 43:24.353
‫سامسون برای اولین بار توی زندگیش...

43:24.436 --> 43:26.188
‫دست به دعا شد

43:28.482 --> 43:32.444
‫دعا کرد بتونه به‌قدری قدرتش رو
‫به دست بیاره که

43:32.527 --> 43:34.946
‫بتونه انتقامش رو بگیره

43:36.448 --> 43:38.950
‫بعدش هم که بردنش توی معبد تا

43:39.034 --> 43:43.789
‫نشونش بدن شکست خورده،

43:43.872 --> 43:46.208
‫کل اون معبد رو روی سرشون خراب کرد

43:46.291 --> 43:49.461
‫خودش هم اون لحظه توی معبد بود؟

43:49.544 --> 43:53.173
‫آره، ولی...

43:53.256 --> 43:54.674
‫موفق شد

43:57.969 --> 43:59.888
‫«گاهی‌وقت‌ها فقط با

43:59.971 --> 44:02.099
‫نشون‌دادنِ اینکه هنوز جا نزدی،
‫پیروزِ میدون میشی»

44:04.976 --> 44:06.478
‫ما به همین بسنده نمی‌کنیم

44:06.561 --> 44:09.940
‫قراره اینجا رو کن‌فیکون کنیم

44:12.442 --> 44:13.860
‫دیگه چیزی نمونده

44:19.574 --> 44:20.909
‫ایشالا که به اندازه‌ی کافی گرم شده

45:35.525 --> 45:38.153
‫خیلی‌خب، مورین داره برمی‌گرده

45:38.236 --> 45:41.114
‫سیگسبی و استک‌هاوس
‫دارن میرن انبار

45:41.198 --> 45:43.867
‫دشمن بسترِ شکست خودش رو
‫فراهم می‌کنه، درستـه؟

45:43.950 --> 45:45.577
‫نمی‌دونم یعنی چی

45:45.660 --> 45:47.871
‫یعنی...

45:47.954 --> 45:50.957
‫باید از نقاط قوت‌شون
‫علیه خودشون استفاده کنیم

45:53.627 --> 45:55.003
‫خیلی‌خب

45:56.588 --> 45:58.006
‫خیلی‌خب

46:00.091 --> 46:01.259
‫وقتشـه. بیا انجامش بدیم

46:10.310 --> 46:11.520
‫آفرین

46:20.695 --> 46:22.864
‫بجنب

46:22.948 --> 46:24.616
‫وای خدا، خدایا

46:24.699 --> 46:26.368
‫هی

46:26.451 --> 46:28.286
‫من لاله‌ی گوشم رو می‌کشم پایین

46:28.370 --> 46:31.206
‫تو قیچی رو باز کن و
‫کار رو در بیار

46:33.708 --> 46:35.210
‫خدایا

46:35.293 --> 46:36.503
‫دست بجنبون، ایوری

46:36.586 --> 46:39.589
‫آخه... من...

46:39.673 --> 46:41.216
‫- نمی‌تونم
‫- ایوری، تو رو خدا

46:41.299 --> 46:42.884
‫تو رو خدا. منو ببخش.
‫هیچ‌جوره نمی‌تونم.

46:42.968 --> 46:44.344
‫خیلی‌خب، الان وقتِ این کارها نیست

46:45.595 --> 46:46.846
‫نه

46:49.516 --> 46:51.226
‫وای خدا، خدایا

46:51.309 --> 46:52.394
‫ای خدا

47:01.653 --> 47:03.405
‫بیا

47:03.488 --> 47:06.032
‫ای خدا، خدایا

47:32.142 --> 47:35.020
‫ای کاش من رو هم با خودت می‌بردی.
‫ای کاش می‌شد.

47:35.103 --> 47:37.480
‫واقعاً ای کاش

47:38.690 --> 47:40.567
‫من رو یادت نره ها

47:40.650 --> 47:42.986
‫محالـه

47:44.362 --> 47:46.531
‫خیلی‌خب. خدایا

47:50.535 --> 47:52.621
‫پاشو، خانم سیگسبی

47:59.044 --> 48:01.463
‫از عشق‌وحال عقب نمونی

48:10.180 --> 48:11.514
‫خب، بعد اون روز،
‫می‌ترسیدم که نکنه...

48:13.558 --> 48:15.226
‫بگذریم...

48:15.310 --> 48:18.313
‫خوشحالم که تونستیم
‫کدورت‌ها رو کنار بذاریم

48:18.396 --> 48:20.982
‫عجله نکن. صرفاً اومدیم اینجا که

48:21.066 --> 48:23.526
‫استک‌هاوس موقع دیدنِ دوربین‌ها،

48:23.610 --> 48:26.321
‫فکر کنه طبق روال پیش میریم

48:29.324 --> 48:30.408
‫آم، حالت خوبـه؟

48:30.492 --> 48:32.744
‫- یخ بیارم برات؟
‫- من خوبم

48:32.827 --> 48:35.997
‫لوک الیسِ دلبندت
‫این بلا رو سرم آورد

48:36.081 --> 48:38.166
‫فردا می‌فرستمش بره بخش پشتی گم شه

48:38.249 --> 48:41.461
‫نه، جولیا. هنوز باهاش کار دارم

48:50.261 --> 48:52.013
‫امن و امانـه

48:52.097 --> 48:53.348
‫موفق باشی، لوک

48:53.431 --> 48:56.017
‫ممنون، ایوستر. همچنین

49:08.446 --> 49:10.198
‫وایسا. یکی داره میاد

49:10.281 --> 49:11.574
‫برو عقب. گوشه‌ی راهرو قایم شو

49:22.794 --> 49:24.462
‫مرسی. نزدیک بود ها

49:24.546 --> 49:26.423
‫دو ثانیه صبر کن

49:31.803 --> 49:33.722
‫خیلی‌خب. توی سالن غذاخوریـه

49:51.364 --> 49:53.616
‫توی غذاخوری خبری نیست

49:56.411 --> 49:59.247
‫کجایی؟
‫نمی‌بینمت

49:59.330 --> 50:02.250
‫آره، وسط سالنم

50:02.333 --> 50:03.835
‫می‌تونی دستت رو
‫جلوی دوربین تکون بدی؟

50:03.918 --> 50:06.212
‫هیچی نشون نمیده

50:08.381 --> 50:09.758
‫این دوربین‌های وامونده باید سرویس بشن

50:09.841 --> 50:11.593
‫حرکت رو نمی‌گیرن

50:11.676 --> 50:12.844
‫حتماً به خاطر گرماست

50:12.927 --> 50:14.512
‫سوناست انگار

50:14.596 --> 50:16.347
‫همونجا وایسا

50:16.431 --> 50:18.433
‫بهت میگم کِی بری

50:19.851 --> 50:21.478
‫خیلی‌خب، حالا برو

50:34.532 --> 50:37.619
‫می‌دونی که ممکنه
‫چقدر روی برنامه تأثیر بذاره؟

50:37.702 --> 50:42.415
‫برنامه از دیشبه که سه‌تا نیروی جدید کم داره

50:42.499 --> 50:43.875
‫بخش پشتی نیرو لازم داره

50:43.958 --> 50:46.544
‫فعلاً جاه‌طلبی‌هات رو بذار کنار

50:46.628 --> 50:47.837
‫جولیا

51:08.274 --> 51:10.151
‫گمونم همین‌قدر بسـه

51:10.235 --> 51:12.237
‫اگه دقت کرده باشه،

51:12.320 --> 51:14.239
‫حتماً می‌دونه همچین آبی ازت گرم نمیشه

51:14.322 --> 51:16.241
‫وای، نه!

51:16.324 --> 51:18.326
‫نه، نه، نه!

51:20.870 --> 51:23.164
‫جولیا، وایسا

51:23.248 --> 51:25.166
‫چیزی که قبلاً درباره‌ی بالادستی‌ها زدم،

51:25.250 --> 51:26.334
‫همش حرف نبود

51:26.417 --> 51:29.838
‫واقعاً خوش‌شانسن که تو کنارشونی

51:29.921 --> 51:31.881
‫من فقط...

51:31.965 --> 51:34.175
‫یک و نیم دقیقه دیر کردی

51:34.259 --> 51:36.553
‫خب، من می‌خواستم...

51:36.636 --> 51:38.680
‫نه، اما...

51:38.763 --> 51:40.265
‫خیلی‌خب

51:40.348 --> 51:41.808
‫مسیرت تا رختشویی بازه

51:41.891 --> 51:43.643
‫مسیرت تا رختشویی بازه

52:10.378 --> 52:11.963
‫خانم سیگسبی

52:12.046 --> 52:13.798
‫مورین

52:13.882 --> 52:16.301
‫- همه چی مرتبـه؟
‫- بله، خانم

52:16.384 --> 52:17.552
‫خدا رو شکر

52:28.479 --> 52:29.814
‫- لوک؟
‫- مورین

52:31.649 --> 52:34.527
‫برو توی چرخ دستی.
‫خیلی وقت نداریم.

52:36.571 --> 52:38.448
‫برنامه‌ی من رو می‌دونن

53:00.845 --> 53:02.513
‫تمومی نداره، نه؟

53:02.597 --> 53:04.849
‫پشتی‌ها کثیف‌کاریشون زیاده

53:04.933 --> 53:07.018
‫آره، والا. میگما،

53:07.101 --> 53:09.270
‫یکی از این حوله‌ها برمی‌دارم.
‫باید قبل رفتن دوش بگیرم.

53:09.354 --> 53:11.022
‫برو رختشویی بردار

53:11.105 --> 53:12.732
‫بیخیال. عجله دارم

53:12.815 --> 53:14.275
‫من و زیک مرخصی داریم

53:14.359 --> 53:15.777
‫می‌خوایم بریم اون استراحتگاهِ بین‌راهی
‫توی جاده‌ی 116،

53:15.860 --> 53:19.530
‫دوتا دافی بلند کنیم

53:19.614 --> 53:21.491
‫همین‌جوریش هم کم داریم

53:21.574 --> 53:24.452
‫اگه سیگسبی بپرسه
‫چرا کمتر از اون چیزیـه که

53:24.535 --> 53:27.455
‫باید باشه،
‫حتماً بهش میگم چرا

53:27.538 --> 53:28.665
‫یه حوله‌ست دیگه حالا

53:30.375 --> 53:32.377
‫برو درِتو بذار، مورین

53:54.440 --> 53:56.025
‫خیلی‌خب، لوک. رسیدیم تهش

53:59.737 --> 54:00.989
‫بیا

54:01.072 --> 54:02.782
‫خیلی‌خب

54:02.865 --> 54:05.410
‫در رو برات باز کردم

54:05.493 --> 54:08.538
‫در بعدی هم قفل نیست

54:08.621 --> 54:09.872
‫از اونجا میری حیاط پشتی

54:09.956 --> 54:12.375
‫از حصار که رد شدی،

54:12.458 --> 54:14.669
‫سراشیبی رو مستقیم تا رودخونه برو

54:14.752 --> 54:16.838
‫باید از رودخونه رد بشی و

54:16.921 --> 54:19.340
‫بعد پایین دستِ رودخونه بری تا
‫به پلکان سرخ برسی

54:19.424 --> 54:20.842
‫اونجا فضای سبزه

54:20.925 --> 54:22.510
‫شیفتم که تموم شد،
‫میام دنبالت

54:22.593 --> 54:24.095
‫بعدش کجا میریم؟

54:24.178 --> 54:27.515
‫یه آشنای خبرنگار دارم

54:27.598 --> 54:30.810
‫داستانت رو پخش می‌کنن

54:36.899 --> 54:38.026
‫این چیـه؟

54:38.109 --> 54:39.569
‫به دنیا نشون بده که اینجا چه خبره

54:41.529 --> 54:42.864
‫قراره با هم نشونش بدیم

54:42.947 --> 54:44.490
‫نگران من نباش

54:47.744 --> 54:50.079
‫کاش هیچوقت اینجا رو نمی‌دیدم

54:52.123 --> 54:54.876
‫ممنونم، مورین. جدی میگم

54:54.959 --> 54:57.545
‫خیلی‌خب. موفق باشی، لوک

55:01.924 --> 55:04.719
‫خیلی‌خب

55:04.802 --> 55:06.929
‫خب دیگه، بهتره بری

55:25.031 --> 55:25.948
‫آیریس؟

55:31.704 --> 55:32.830
‫آیریس؟

55:34.082 --> 55:35.875
‫ای خدا

55:35.958 --> 55:39.504
‫هی، هی، هی، آیریس، چیزی نیست

55:39.587 --> 55:42.006
‫نه، نه، نه، نه.
‫از اینجا می‌بریمت بیرون.

55:42.090 --> 55:44.092
‫خب؟

55:44.175 --> 55:45.134
‫آیریس، تو رو خدا

55:55.853 --> 55:57.647
‫منو ببخش

55:59.171 --> 56:09.171
‫ترجمه از نیک و نهـال

56:33.953 --> 56:43.953
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

56:44.013 --> 56:54.013
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
