WEBVTT

00:02.025 --> 00:12.025
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:17.081 --> 00:20.081
‫آنچه گذشت...

00:20.081 --> 00:21.161
‫صدای چی بود؟

00:21.161 --> 00:23.081
‫هرازگاهی این صدا رو می‌شنویم

00:23.081 --> 00:25.201
‫قطعاً از بخش پشتی میاد

00:25.201 --> 00:28.461
‫خودم هم نمی‌تونم بگم اونجا چه‌خبره.
‫ارتباطی باهاش نداریم

00:28.461 --> 00:31.041
‫من فکر می‌کردم بخش‎‌ پشتی چیز خوبیه

00:31.041 --> 00:32.421
‫زودتر می‌ریم خونه

00:32.421 --> 00:34.721
‫همینطوریه... ظاهراً

00:34.721 --> 00:37.221
‫آی‌کیوی بالای پسر الیس

00:37.221 --> 00:40.001
‫می‌تونه اون رو یه مهره‌ی با ارزش بکنه

00:40.721 --> 00:43.731
‫نگران نباش.
‫میکروفن‌های این راهرو

00:43.731 --> 00:46.841
‫موقتاً دچار نقص فنی شدن

00:47.481 --> 00:49.681
‫حرومزاده

00:49.681 --> 00:52.841
‫فکر می‌کنم... با یه تهدید امنیتی احتمالی
‫طرفیم! اگه اجازه بدید...

00:52.841 --> 00:54.691
‫حرف‌های آقای استک‌هاوس

00:54.701 --> 00:56.581
‫درمورد شما رو باور نکردم

00:56.581 --> 01:01.101
‫طبیعتاً نمی‌تونم حرف‌های شما رو هم
‫درمورد اون باور کنم

01:01.101 --> 01:05.681
‫باعث شدن محاسباتِ خلبان به‌هم بریزه

01:05.681 --> 01:09.461
‫سناتور ایالت داکوتای شمالی، گوین رمزی،
‫به احتمال زیاد

01:09.461 --> 01:11.301
‫در پی سقوطِ ‫ یک هواپیمای کوچک، فوت شده

01:11.501 --> 01:13.601
‫از اون مرکز تحقیقاتی
‫تو جاده‌ی شماره ١٠...

01:13.601 --> 01:15.781
‫چی می‌دونی؟

01:15.781 --> 01:18.541
‫- موسسه؟
‫- این مرکز اصلاً چی هست؟

01:18.541 --> 01:21.311
‫توش چی کار می‌کنن؟

01:21.311 --> 01:24.941
‫تا اونجایی که من می‌دونم،
‫اون تو هیچ غلطی نمی‌کنن

01:26.441 --> 01:30.381
‫کاری که واقعاً باید بکنیم
‫استخدام یه نفوذیه

01:30.381 --> 01:35.281
‫وای، پسر. خیلی ناراحتـه و
‫می‌دونم که راز مهمش چیه

01:35.281 --> 01:39.531
‫هنوز هم دیر نشده، مورین

01:45.081 --> 01:47.041
‫تونستم به زمزمه وصل بشم

01:49.061 --> 01:51.131
‫«دیگه منو نمی‌بینید»

01:58.041 --> 01:59.341
‫گمش کردم

01:59.341 --> 02:03.011
‫اشکال نداره، پیداش می‌کنیم

02:03.011 --> 02:13.011
« ترجمه از محمدعلی sm و نــیــک »
 .:: mmli.sm & cnlttie ::.

02:15.861 --> 02:18.761
‫♪ فریاد می‌زنم، فریاد می‌زنم ♪

02:18.761 --> 02:20.841
‫♪ خودم رو خالی می‌کنم ♪

02:21.521 --> 02:25.971
‫♪ این‌ها چیزهایی‌ان که
‫می‌تونم بدون اون‌ها سر کنم ♪

02:26.161 --> 02:29.161
‫♪ آره ♪

02:29.161 --> 02:31.601
‫♪ دارم با تو حرف می‌زنم ♪

02:31.601 --> 02:33.791
‫♪ آره ♪

02:36.801 --> 02:41.121
‫♪ توی دوران سخت ♪

02:41.121 --> 02:45.981
‫♪ نباید روحت رو بفروشی ♪

02:47.481 --> 02:51.961
‫♪ توی خوشی و ناخوشی ♪

02:51.961 --> 02:57.261
‫♪ همه باید بدجوری بدونن ♪

02:59.061 --> 03:02.101
‫♪ فریاد می‌زنم، فریاد می‌زنم ♪

03:02.101 --> 03:04.801
‫♪ خودم رو خالی می‌کنم ♪

03:04.801 --> 03:09.321
‫♪ این‌ها چیزهایی‌ان که
‫می‌تونم بدون اون‌ها سر کنم ♪

03:09.321 --> 03:11.751
‫♪ آره ♪

03:12.221 --> 03:14.841
‫♪ دارم با تو حرف می‌زنم ♪

03:14.841 --> 03:17.051
‫♪ آره ♪

03:21.908 --> 03:26.201
‫« موسسه »

03:48.161 --> 03:50.861
‫دوست ندارم به همچین چیزهایی فکر کنی

03:51.441 --> 03:53.071
‫چه چیزهایی؟

03:53.621 --> 03:54.582
‫خودت می‌دونی

03:54.607 --> 03:56.521
‫خب یه راه‌حل آسون، ایوری

03:56.521 --> 03:59.361
‫تو مغز کوفتی من دخالت نکن

03:59.361 --> 04:01.941
‫از اینجا خیلی بدم میاد

04:01.941 --> 04:04.331
‫باشه ببخشید، فقط با خودم گفتم

04:04.341 --> 04:06.261
‫باید تا الان یه خبری ازش می‌شد

04:06.261 --> 04:09.131
‫باشه، فقط قول بده به این فکر نکنی که
‫شاید مُرده باشه

04:09.131 --> 04:11.321
‫باور کن دارم همه‌ی زورم رو می‌زنم

04:13.301 --> 04:16.811
‫باید به‌خاطر فاصله‌مون باشه، نه؟

04:16.811 --> 04:18.181
‫آخه اون خیلی ازمون دوره

04:18.181 --> 04:20.521
‫احتمالاً‌ همینطوری طراحیش کردن

04:20.521 --> 04:22.921
‫- همچین چیزی رو باور نداری
‫- خب دارم زورم رو می‌زنم

04:26.861 --> 04:32.071
‫باشه، من...
‫به این فکر نمی‌کنم که شاید مُرده باشه

04:32.071 --> 04:34.101
‫خب؟ بهت قول میدم

04:37.541 --> 04:40.911
‫وای خدا، چقدر انگشتات چسبناکن

04:40.911 --> 04:42.541
‫از قاشق خوشم نمیاد

04:55.781 --> 04:57.261
‫سلام

04:57.261 --> 05:02.101
‫اسم من لوکـه و این هم ایوریـه

05:02.101 --> 05:04.521
‫این‌ها هم جورج و نیکی‌ان و باور کنید...

05:04.521 --> 05:06.201
‫آخرین دوقلوهامون کیا بودن؟

05:06.201 --> 05:08.191
‫سال پیش بود؟

05:08.921 --> 05:10.321
‫خانواده دیویدسون

05:10.321 --> 05:13.041
‫دیویدسون. چه حافظه‌ی خوبی

05:13.041 --> 05:15.861
‫دکتر هندریکس، شما قبلاً یه نظریه نداشتید که

05:15.861 --> 05:20.331
‫می‌گفتید دوقلوها ممکنـه بتونن
‫توانایی‌های همدیگه رو بهبود ببخشن؟

05:20.331 --> 05:22.871
‫مطمئنم گفته بودم این نظریه
‫ارزش مطالعات بیشتر رو داره

05:22.871 --> 05:25.371
‫خصوصاً تو زمینه‌ی پساتعامل

05:25.581 --> 05:28.381
‫یادمه گفته بودید که...

05:29.741 --> 05:33.021
‫این امر باعث میشه فرد پیش‌آگاهی که
‫هوش درخشانی نداره هم

05:33.021 --> 05:34.621
‫بتونه پیشرفت کنه

05:34.621 --> 05:37.201
‫مطمئنم این مورد توی خانواده‌ی دیویدسون بود

05:37.201 --> 05:38.301
‫در هرصورت...

05:38.301 --> 05:42.681
‫توافق کرده بودیم که
‫این نوع تحقیق، عملی نیست

05:43.581 --> 05:44.961
‫بله، همینطوره

05:47.501 --> 05:50.521
‫درک می‌کنم که الان خیلی
‫تعجب کردید چون راستش...

05:50.521 --> 05:52.281
‫ما هم این مرحله رو گذروندیم

05:52.281 --> 05:54.521
‫من جیش کردم

05:56.621 --> 05:58.991
‫می‌گذره...

05:58.991 --> 06:00.501
‫بیشتر اوقات

06:02.061 --> 06:04.021
‫- اسم من گرداست
‫- من هم گرتام

06:04.021 --> 06:05.711
‫ما الان مُردیم؟

06:06.681 --> 06:08.501
‫یعنی چی؟

06:09.581 --> 06:12.441
‫اینجا کدوم گوریه؟
‫من تو کدوم قبرستونی‌ام؟

06:12.441 --> 06:14.041
‫موسسه. اسم من ایوریـه

06:14.041 --> 06:15.701
‫- گمشو ببینم!
‫- ولش کن!

06:15.701 --> 06:18.301
‫آروم باش رفیق.
‫شاید یکم گیج شده باشی اما

06:18.301 --> 06:20.011
‫بهتره روهمدیگه دست دراز نکنیم و

06:20.011 --> 06:20.961
‫توضیح بدیم که...

06:20.961 --> 06:22.601
‫نه، بذار ببینم چیکار می‌کنن؟

06:22.601 --> 06:24.321
‫اگه آسیب ببینن چی؟

06:24.321 --> 06:26.141
‫از این فرصت استفاده می‌کنیم تا

06:26.141 --> 06:28.441
‫واکنش به استرس‌شون رو بسنجیم

06:28.441 --> 06:30.261
‫می‌تونیم بهش بگیم ریسک حساب‌شده

06:30.261 --> 06:32.111
‫- شما دیگه کدوم خرایی هستید؟
‫- من نیک ویلهامم

06:32.111 --> 06:34.901
‫این لوک الیسـه، این جورج آیلز و

06:34.901 --> 06:36.661
‫این هم ایوریـه

06:36.661 --> 06:39.281
‫باید ازش معذرت‌خواهی کنی

06:39.281 --> 06:41.221
‫- چی؟
‫- ببین، همه‌مون درک می‌کنیم

06:41.221 --> 06:44.661
‫یادمونـه دفعه اولی که اینجا بیدار شدیم
‫چقدر ترسیده بودیم

06:44.661 --> 06:46.651
‫واسه همین هم سرش داد زدی دیگه؟

06:46.661 --> 06:47.841
‫چون ترسیدی...

06:47.841 --> 06:50.171
‫با این که شاید وزنش از
یه‌ پات هم کمتر باشه

06:50.171 --> 06:53.301
‫من نترسیدم. عذرخواهی هم نمی‌کنم

06:53.301 --> 06:55.091
‫این سری رو می‌کنی رئیس

06:55.091 --> 06:57.631
‫فقط بهش بگو که شرمنده‌ای تا

06:57.631 --> 07:00.051
‫ما هم تا اونجا که میشه
‫در جریان بذاریمت

07:00.051 --> 07:02.851
‫اگه نکنم چی میشه؟

07:03.421 --> 07:04.681
‫هان؟

07:04.681 --> 07:06.681
‫ببین، می‌دونم امروز روز اولتـه

07:08.601 --> 07:12.461
‫اما تجربه به من نشون داده که
‫باید خیلی زود جلوی قلدرها رو بگیری

07:12.461 --> 07:14.661
‫می‌خوام ببینم چطوری می‌خوای جلوم رو بگیری

07:16.501 --> 07:17.742
‫طوری نیست بچه‌ها.
‫من چیزم نیست

07:17.767 --> 07:19.541
‫ریدم بهت!

07:19.541 --> 07:21.141
‫ریدم به معذرت‌خواهی

07:21.141 --> 07:24.161
‫نمی‌دونم اینجا کجاس اما من قرار نیست بمونم

07:24.161 --> 07:25.261
‫حالا هم گمشو نبینمت

07:25.261 --> 07:26.701
‫نه من جایی میرم و نه تو

07:26.701 --> 07:29.041
‫قراره حالا حالاها اینجا بمونی رفیق، مثل ما

07:29.041 --> 07:30.501
‫آخرین هشداریـه که میدم

07:30.501 --> 07:32.751
‫برو کنار تا شل و پلت نکردم!

07:36.671 --> 07:38.601
‫- دهن‌تون رو سرویس می‌کنم!
‫- گوش کن!

07:38.601 --> 07:41.801
‫خیلی‌خب، ما مشکل تو نیستیم رفیق، باشه؟

07:41.801 --> 07:44.931
‫خیلی‌‌خب

07:47.731 --> 07:48.931
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

07:48.931 --> 07:50.271
‫بلند شو

07:51.841 --> 07:53.401
‫بکش عقب!

07:55.941 --> 07:57.941
‫- اینجا کجاست؟
‫- موسسه

07:57.941 --> 08:00.261
‫ایوری که داشت بهت می‌گفت

08:01.201 --> 08:03.081
‫من چطوری اومدم اینجا؟

08:03.081 --> 08:07.201
‫ببین، همونطور که گفتم،
‫جواب همه سوالات رو میدیم  اما

08:07.201 --> 08:09.791
‫باید این مسخره‌بازی‌ها رو تموم کنی

08:09.791 --> 08:12.301
‫چون اینجا همیجوریش هم بدبختی داریم

08:12.326 --> 08:13.331
‫دارم بالا میارم

08:13.331 --> 08:15.461
‫خیلی‌خب،‌ بیا اینجا.
‫لوک، یه کمک برسون

08:17.641 --> 08:19.481
‫دیگه می‌تونی بری

08:30.521 --> 08:33.271
‫- فکر کنم دارم بی‌هوش میشم
‫- نه، اشتباه می‌کنی

08:33.271 --> 08:35.781
‫هنوز هم یه معذرت‌خواهی به ایوری بدهکاری

08:37.921 --> 08:40.571
‫باشه حالا. ببخشید سرت داد زدم بچه

08:41.761 --> 08:43.081
‫هری

08:43.861 --> 08:47.121
‫خانم سیگسبی و دکتر هندریکس
‫مایلن ببیننت

08:47.121 --> 08:49.161
‫اونا دیگه کدوم خرایی‌ان؟
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

08:49.161 --> 08:50.861
‫اونا مسئولای اینجان

08:50.861 --> 08:53.421
‫صحبت با اون سلیطه‌ی اعظم خوش بگذره

08:53.421 --> 08:55.641
‫ببین، اون جواب همه‌ی سوالات رو میده

08:55.641 --> 08:57.881
‫به‌جز اون‌هایی که درواقع...
جواب‌شون رو نمیده

08:57.881 --> 08:59.361
‫- من هیچ‌جا نمیرم...
‫- هری

08:59.361 --> 09:00.881
‫یادته مربی فینلی

09:00.881 --> 09:04.521
‫قبل از نیمه‌نهایی مسابقات ایالتی توی
‫مونتگومری کاتولیک چی گفت؟

09:10.521 --> 09:11.771
‫راه بیفت

09:17.181 --> 09:19.981
‫تو از کجا فهمیدی داشت به فوتبال فکر می‌کنی؟

09:22.281 --> 09:23.491
‫تو دورآگاهی داری!

09:23.491 --> 09:26.321
‫هیس. صدات رو بیار پایین، خب؟

09:28.281 --> 09:31.081
‫اما هستی خب.
‫می‌تونم تو سرت ببینمش

09:31.081 --> 09:34.671
‫گفته بودم اینطوری میشه.
‫با اون آمپول‌های نقطه‌ای

09:36.291 --> 09:37.671
‫واسه چی بهمون نگفتی؟

09:37.671 --> 09:39.601
‫امیدوار بودم الکی باشه

09:39.601 --> 09:41.981
‫اما حالا باید یه راهی واسه
مخفی کردنش پیدا کنم

09:41.981 --> 09:44.381
‫اگه بفرستنت به بخش پشتی،
‫نقشه‌هامون به فنا میره

09:44.381 --> 09:47.751
‫آره. پس طوری ادامه میدیم که
‫انگار چیزی عوض نشده، خب؟

09:47.751 --> 09:49.381
‫آره، باشه

09:49.381 --> 09:51.281
‫- من هم دنبال شا می‌گردم
‫- باشه

09:52.721 --> 09:54.761
‫خب. فقط می‌خوام مطمئن شم که...

09:55.361 --> 09:57.431
‫البته رفیق. آره، می‌فهمم

09:57.431 --> 09:59.221
‫هی، مربی فینلی چی گفته بود؟

09:59.221 --> 10:01.221
‫«از کوره در نرو،

10:01.231 --> 10:03.501
‫مگه این که زمان از کوره در رفتن باشه»

10:06.901 --> 10:10.321
‫می‌دونم که همگی اَنی رو
خیلی بیشتر از من می‌شناختید

10:10.321 --> 10:12.901
‫اما اُوردوز؟ با چیزی که
من دیدم جور در نمیاد

10:12.901 --> 10:15.201
‫خب برای همه واضحـه که اون یه مشکلاتی داشت

10:15.201 --> 10:17.901
‫مطمئنم مردم به همچین
آدم‌هایی میگن «خل‌وضع»

10:17.901 --> 10:20.961
‫خب، دیوونگی اَنی از نظر خودش اونطوری نبود

10:20.961 --> 10:22.921
‫اون رو مثل ابرقدرتش می‌دید

10:22.921 --> 10:24.461
‫می‌خواست همه‌چیز رو حس کنه

10:24.461 --> 10:26.581
‫این هم می‌گفت که زمین تختـه

10:26.581 --> 10:28.201
‫وقتی بچه بود و توی جون‌اسپورت

10:28.201 --> 10:30.341
‫تو کشتی صید صدف کار می‌کرد،
‫سختی‌های زندگی رو چشید

10:30.341 --> 10:35.681
‫تنها سوال من اینـه که،
‫اینجا اُوردوز جور در میاد؟

10:36.051 --> 10:38.511
‫شما همه‌تون باهاش سر و کار داشتید

10:38.511 --> 10:40.261
‫تاحالا شده بود نشئه باشه؟

10:40.261 --> 10:42.351
‫تاحالا موقع دزدیدن مشروب
‫دستگیرش کردید یا...

10:42.351 --> 10:45.281
‫نه، نه. اما من متخصص مواد مخدر نیستم.
‫خداروشکر.

10:45.281 --> 10:47.981
‫اون به من گفت که مواد روانگردان

10:47.981 --> 10:49.771
‫اهمیت هدفش رو کم‌رنگ می‌کنن

10:49.771 --> 10:52.101
‫واسه همین داروی ضد روان‌پرییشی نمی‌خورد

10:52.101 --> 10:54.421
‫- پس چرا باید...
‫- با کمال احترام تیم...

10:54.421 --> 10:56.281
‫تو اَنی رو چقدر می‌شناختی؟ یه هفته؟

10:56.694 --> 10:57.676
‫آره

10:57.701 --> 10:59.276
‫اون ظاهر خوبی از خودش نشون داده اما

10:59.301 --> 11:01.369
‫خودت می‌دونی زندگی توی خیابون چطوریه،

11:01.394 --> 11:02.974
‫حتی اینجا

11:05.841 --> 11:07.841
‫آزمایش سم‌شناسی کی به‌ دست‌مون می‌رسه؟

11:08.121 --> 11:09.321
‫آزمایش سم‌شناسی؟

11:09.321 --> 11:10.841
‫آره

11:10.841 --> 11:13.341
‫گزارش سم‌شناسی بعد از مرگ

11:13.341 --> 11:16.601
‫این‌جور درخواست‌ها رو باید بفرستیم به
‫آزمایشگاه جرم‌شناسی ایالتی که

11:16.601 --> 11:18.281
‫توی آگوستاست

11:18.281 --> 11:21.041
‫که یعنی علاوه بر گذاشتن خرج ۳۷۰۰ دلاری رو

11:21.041 --> 11:24.071
‫دست این اداره که همچین پولی نداره،
‫تا حداقل ۳ هفته‌ی آینده

11:24.071 --> 11:27.321
‫نتایجش به دست‌مون نمی‌رسه

11:27.321 --> 11:29.781
‫شاید می‌تونستم این موضوع رو نادیده بگیرم

11:29.781 --> 11:32.801
‫شاید حتی اگه یه ذره باور داشتم که

11:32.801 --> 11:35.541
‫ممکنه نکته‌ی جدیدی توی مرگ اَنی پیدا کنیم

11:35.541 --> 11:38.421
‫اما اگه همچین زمان و پولی رو
‫روی گزارشی بذارم که

11:38.421 --> 11:40.221
‫خودم می‌دونم نتیجه‌ش چی میشه،

11:40.221 --> 11:41.881
‫هیچوقت نمی‌تونم خودم رو ببخشم

11:41.881 --> 11:43.521
‫این وضعیت رو دوست ندارم رئیس

11:43.521 --> 11:46.091
‫خب خوشبختانه من به هیچ‌جام نیست که

11:46.091 --> 11:48.621
‫تو چی دوست داری و چی دوست نداری

11:53.961 --> 11:56.681
‫می‌دونم که با توجه به سابقه‌ی خانوادگیت

11:56.681 --> 11:59.471
‫یه جورایی با این قضیه همزادپنداری می‌کنی

11:59.761 --> 12:01.641
‫...اما حرف من اینه که

12:01.651 --> 12:03.281
‫اما هیچ...

12:03.281 --> 12:05.541
‫مطلقاً هیچ‌چیزی وجود نداره

12:06.941 --> 12:09.951
‫می‌دونم شیفت شبانه با
ذهن آدم‌ها چیکار می‌تونه بکنه

12:09.951 --> 12:12.395
‫اد ویتلاک همیشه می‌گفت که

12:12.420 --> 12:15.470
‫موقع گشت‌نی، همه‌جور صحنه‌‌ی
ناخوشایندی رو دیده

12:16.741 --> 12:20.201
‫و من هم ناراحتی تو رو درک می‌کنم

12:20.211 --> 12:23.041
‫پس امشب رو مرخصی بگیر و
‫برو بخواب

12:23.461 --> 12:24.901
‫خوبم، ممنون

12:24.901 --> 12:27.061
‫پسر، بهت نمی‌خوره خوب باشی و
‫من هم ازت درخواست نکردم

12:27.061 --> 12:28.461
‫ممنون بابت نگرانی‌تون رئیس

12:28.461 --> 12:31.681
‫نگرانی من اینه که تو الان مامور پلیسی و
‫این حال رو داری

12:32.431 --> 12:35.601
‫وظیفه‌ی تو اینه که درها رو بزنی و
‫مطمئن بشی که قفلن

12:35.601 --> 12:38.971
‫و هرکسی هم داخلـه، صحیح و سالمـه

12:38.971 --> 12:41.521
‫همین. جز این چیز دیگه‌ای نیست

12:43.001 --> 12:44.101
‫واضحـه؟

12:44.101 --> 12:45.981
‫بله قربان

12:46.281 --> 12:48.481
‫ببخشید که وقت‌تون رو هدر دادم

13:03.721 --> 13:05.261
‫هی!

13:07.641 --> 13:08.641
‫چیه؟

13:09.081 --> 13:10.221
‫ببین، من معذرت می‌خوام

13:10.221 --> 13:13.061
‫رئیس وقتی شنید داشتی علت مرگ رو
‫می‌بردی زیر سوال، از کوره در رفت

13:13.061 --> 13:14.861
‫فکر کرد می‌خوای به دهاتی‌ها نشون بدی که

13:14.861 --> 13:16.971
‫پلیس‌های شهری چی‌کار بلدن

13:16.971 --> 13:20.011
‫گفتم اگه درمورد رابطه‌ی احساسیت با
‫پرونده خبردار بشه،

13:20.501 --> 13:22.891
‫آروم میشه

13:25.281 --> 13:28.161
‫گفتن این ماجرا به خودت مربوط بود و
‫من شرمندم

13:29.581 --> 13:33.311
‫اون اُوردوز نکرد، خب؟ نکرد

13:35.261 --> 13:37.001
‫من تاحالا ندیده بودم الکل بخوره

13:40.081 --> 13:41.881
‫راستش چادرش هنوز سر جاشه

13:41.881 --> 13:44.011
‫از شهداری دارن میان که ببرنش اما

13:44.011 --> 13:46.421
‫تا فردا نمی‌رسن اینجا

13:48.301 --> 13:49.681
‫ممنون

13:50.381 --> 13:52.311
‫بابت چی؟

14:05.491 --> 14:07.451
‫شب‌بخیر خانم سیگسبی

14:13.021 --> 14:14.109
‫شروع کن

14:14.134 --> 14:17.581
‫الیس رو بیار. طبقه‌ی بی می‌بینمت

14:17.581 --> 14:19.461
‫مفهومـه

14:47.061 --> 14:49.061
« احتیاط »
« محفظه رویا درحال استفاده می‌باشد »

14:59.541 --> 15:02.581
‫خوش اومدی لوک

15:02.581 --> 15:06.381
‫این قلب تپنده‌ی کاریـه که اینجا می‌کنیم

15:06.381 --> 15:09.051
‫دلیل اینجا بودنتـه

15:09.051 --> 15:11.631
‫باید هیجان‌زده باشی

15:11.641 --> 15:13.681
‫هستم، چه‌جورم

15:15.161 --> 15:17.581
‫فکر می‌کردم محفظه رویا قرار بود آخریش باشه

15:17.581 --> 15:19.771
‫واقعاً همچین فکری می‌کردی آقا زرنگه؟

15:20.281 --> 15:23.021
‫اما این یعنی تو همه‌چی رو نمی‌دونی

15:23.661 --> 15:26.321
‫بعضی‌اوقات توی یه موارد خاصی،
‫یه تغییراتی اعمال می‌کنیم،

15:26.321 --> 15:27.731
‫همه رو گوش به زنگ نگه می‌داریم

15:27.731 --> 15:29.601
‫درستـه. پس یه مورد خاصم؟

15:29.601 --> 15:30.951
‫نه، برای من نیستی

15:33.411 --> 15:36.201
‫مثل یه روز جمع‌آوری زباله بهش نگاه کن

15:36.201 --> 15:38.741
‫چندتا تصویر نشونت میدیم که

15:38.751 --> 15:40.251
‫بهت کمک می‌کنه تا...

15:40.251 --> 15:42.251
‫...خونه‌ رو تمیز کنی

15:42.251 --> 15:46.251
‫شاید متوجه شده باشی که درد جسمانی

15:46.251 --> 15:49.671
‫قدرت ذهنی رو فعال و تقویت می‌کنه

15:49.671 --> 15:51.671
‫مشکل ما اینه که برای پیوستن به زمزمه،

15:51.681 --> 15:54.051
‫باید از بدنت جدا بشی که

15:54.051 --> 15:56.721
‫این باعث میشه درد جسمانی زیان‌بخش هم باشه

15:56.721 --> 15:59.291
‫راه‌حل چیه؟ درد ذهنی

15:59.761 --> 16:01.521
‫این رو درنظر بگیر لوک

16:01.521 --> 16:03.981
‫به‌محض این که به زمزمه متصل شدی،

16:03.981 --> 16:06.321
‫تموم دردهات متوقف میشن

16:07.821 --> 16:09.941
‫این هم از این. خیلی‌خب

16:09.941 --> 16:11.241
‫خیلی‌خب

16:16.781 --> 16:19.041
‫- دیگه آمپول نزن. بسه
‫- هیس

16:19.041 --> 16:21.211
‫درد این یکی رو اصلاً حس نمی کنی

17:29.901 --> 17:31.731
‫تو رو خدا قطعش کن!
‫تو رو خدا!

17:50.421 --> 17:53.841
‫می‌دونی که درمورد دره‌ها چی میگن دیگه؟

17:53.841 --> 17:58.431
‫بهش که نگاه کنی، اون هم به تو نگاه می‌کنه

18:00.141 --> 18:02.351
‫مغز تو یه موهبتـه

18:02.351 --> 18:04.771
‫مغز تو و...

18:04.771 --> 18:07.391
‫توانایی‌هاش یه موهبتـه

18:45.667 --> 18:48.893
‫« غرق شدن نوجوانان، فصلی تازه در
‫تاریخچه‌ی مرگبار صخره‌های پلکانی سرخ »

19:27.274 --> 19:28.311
‫برو پی کارت!

19:28.311 --> 19:31.081
‫لوک! منم، ایوری!

19:31.081 --> 19:33.381
‫ایوری، میشه فردا حرف بزنیم؟

19:33.381 --> 19:34.701
‫تازه تو محفظه بودم

19:34.701 --> 19:36.821
‫پیداش کردم. کالیشا رو پیدا کردم

19:36.821 --> 19:40.111
‫چی؟ چی؟ منظورت چیه که پیداش کردی؟

19:40.111 --> 19:42.071
‫یعنی صداش رو می‌شنوی؟
‫همین حالا؟

19:42.071 --> 19:44.241
‫می‌تونم ببینمش. می‌خوای نشونت بدم؟

19:45.371 --> 19:48.501
‫- یعنی چی؟
‫- فکر کنم بتونم

19:48.501 --> 19:51.901
‫آمپول‌هایی که بهم زدن
خیلی حواسم رو قوی‌تر کردن

19:52.421 --> 19:55.131
‫نگران نباش. دستام رو شستم

20:00.011 --> 20:01.681
‫ولش نکن

20:34.161 --> 20:36.171
‫پشمام. جواب داد

20:40.671 --> 20:42.801
‫واقعاً اومدی

20:42.801 --> 20:44.931
‫آره، به‌گمونم اومدم

20:47.891 --> 20:50.891
‫وای خدا، چقدر خوبـه...

20:50.891 --> 20:52.771
‫واقعاً‌ خیالم راحت شد

20:52.771 --> 20:55.641
‫می‌دونم. خیال من هم همینطور

20:56.021 --> 20:59.861
‫ببینید، نمی‌دونم چقدر وقت دارم
‫اینجا پیش‌تون باشم اما...

20:59.861 --> 21:04.991
‫آره خب، ایوری به بدبختی تونست پیدات کنه

21:04.991 --> 21:06.661
‫آره

21:07.001 --> 21:09.961
‫فکر کنم از وقتی اومدم اینجا،
‫یکم گیج شدم

21:09.961 --> 21:14.371
‫اصلاً هرکسی که اینجاست یکم گیجه

21:14.371 --> 21:16.941
‫اما اولین تفاوت واضحش اینه که

21:16.941 --> 21:20.361
‫می‌تونیم از این سرهمی‌های
به‌شدت جذاب بپوشیم

21:22.531 --> 21:24.961
‫به‌نظرت واسه اینه که دارن
‫لباس‌هامون رو می‌شورت تا

21:24.961 --> 21:27.061
‫بتونیم تو راه خونه بپوشیم‌شون؟

21:29.221 --> 21:30.601
‫ممکنه

21:30.601 --> 21:34.001
‫آره، چون لباس فرم باعث همدلی میشه

21:34.221 --> 21:37.061
‫واسه همین بین‌ فاشیست‌ها و...

21:37.061 --> 21:38.961
‫کمونیست‌ها خیلی محبوبه

21:40.921 --> 21:44.241
‫- این سروصدا دیگه چیه؟
‫- وایسا ببینم، تو هم می‌شنویش؟

21:44.241 --> 21:46.701
‫کاش نمی‌شنیدم

21:46.701 --> 21:49.821
‫- لوک، تو هم می‌شنوی؟
‫- اصلاً

21:49.821 --> 21:52.451
‫همم، خوش به حالت. راستش وقتی میارنت اینجا

21:52.451 --> 21:55.621
‫تقریباً تنها چیزیـه که می‌تونی بشنوی

21:55.621 --> 21:57.681
‫فکر می‌کنم حتی نگهبان‌ها هم می‌شنون

21:59.241 --> 22:01.981
‫می‌دونم این شاید اینجا رو بد جلوه بده اما

22:02.141 --> 22:04.381
‫راستش از خیلی جهات

22:04.381 --> 22:06.021
‫قسمت پشتی خیلی از قسمت جلویی بهتره

22:06.021 --> 22:08.801
‫دیگه خبری از سکه‌ها نیست، برای همین...

22:08.801 --> 22:12.761
‫آب‌نبات، مشروب و سیگار همش مجانیـه

22:12.761 --> 22:16.431
‫دیگه خبری از آزمایش و مخزن شناور و

22:16.431 --> 22:18.141
‫اون محفظه رویای کوفتی نیست!

22:18.141 --> 22:21.401
‫آره، تقریباً تنها کارشون اینه که ما رو
‫واسه «شب‌های فیلم دیدن» جمع کنن،

22:21.401 --> 22:23.441
‫البته این اسمیـه که اونا روش گذاشتن

22:23.441 --> 22:26.781
‫بیشتر حس چیز به آدم میده...

22:26.781 --> 22:30.281
‫اون بازی‌های توییچ رو دیدی که
‫مردهای گنده بازیش می‌کنن...

22:30.281 --> 22:33.491
‫مثل «سرباز» یا همچین چیزیه؟

22:33.491 --> 22:34.991
‫بازی‌های تیراندازی اول‌شخص؟

22:35.521 --> 22:38.581
‫آره، فرقش اینه که تیراندازی نمی‌کنی و
‫فقط زندگی می‌کنی

22:38.581 --> 22:40.961
‫زندگی؟

22:41.681 --> 22:45.381
‫دیشب داشتیم مسواک می‌زدیم،
‫بعدش رانندگی کردیم

22:45.381 --> 22:47.671
‫بعدش هم داشیتم کارهای دکتری می‌کردیم

22:47.671 --> 22:49.721
‫مثلاً مریض‌ها رو معاینه می‌کردیم،

22:49.721 --> 22:52.931
‫بهشون آمپول می‌زدیم و از اینجور کارها

22:52.931 --> 22:55.561
‫و تموم این مدت داشتید
‫پرده رو نگاه می‌کردید؟

22:55.561 --> 22:57.231
‫نه

22:58.771 --> 23:01.691
‫راستش، فیلم رو پرده

23:01.691 --> 23:04.021
‫داشت از ته سالن امتحان پخش می‌شد

23:04.941 --> 23:06.651
‫مثل یه‌جور دوربین بود که

23:06.651 --> 23:08.651
‫داشت از داخل لباس یه‌نفر فیلم می‌گرفت

23:09.441 --> 23:11.021
‫وقتی چشمام رو بستم

23:11.021 --> 23:13.301
‫فقط می‌تونستم همه‌چیز رو از نگاه دکتر ببینم

23:18.871 --> 23:21.081
‫سلام. آیریس؟

23:25.701 --> 23:27.661
‫سلام شا

23:29.761 --> 23:33.101
‫- کی کنارت وایساده؟
‫- منظورت چیه؟

23:40.981 --> 23:44.101
‫ببخشید

23:44.111 --> 23:45.941
‫- فقط خسته‌م
‫- طوری نیست

23:45.941 --> 23:48.511
‫بعداً می‌بینمت

24:02.251 --> 24:04.251
‫مغزش ایراد پیدا کرده،

24:04.251 --> 24:06.421
‫بدجوری هم ایراد پیدا کرده

24:06.981 --> 24:08.981
‫شب‌های فیلم دیدن تاثیر بدی می‌ذارن

24:09.361 --> 24:10.941
‫اولش حس خوبی به آدم میدن

24:10.941 --> 24:13.881
‫مطمئنم همینطوری تونستم با
‫شما ارتباط برقرار کنم اما...

24:13.881 --> 24:15.011
‫سردردش...

24:15.011 --> 24:18.931
‫هردفعه هی بدتر میشه و

24:18.931 --> 24:23.441
‫فکر می‌کنم آیریس سردردهای بدی رو تجربه کرده

24:23.441 --> 24:25.681
‫قراره به‌زودی منتقلش کنن

24:25.681 --> 24:27.401
‫چی؟ یعنی... می‌فرستنش خونه؟

24:29.266 --> 24:31.586
« بازپروری »

24:31.611 --> 24:34.201
‫اول یه شب آتیش‌بازی رو بهش میدن و

24:34.201 --> 24:37.031
‫بعدش هم منتقلش می‌کنن به بخش «بازپروری»

24:37.661 --> 24:39.981
‫زمزمه از همونجا داره میاد

24:39.981 --> 24:41.791
‫آره، دقیقاً

24:42.281 --> 24:44.201
‫فکر کنم حتی من هم دارم می‌شنومش

24:45.461 --> 24:47.921
‫ایوری،‌ می‌تونی ببینی چی پشت اون دره؟

24:47.921 --> 24:49.461
‫نه، دلم نمی‌خواد

24:49.461 --> 24:51.421
‫ایوری، باید بفهمیم

24:51.421 --> 24:53.091
‫نه! نه!

25:01.501 --> 25:03.161
‫بستنی

25:37.341 --> 25:39.931
‫یعنی تو قسمت پشتی
هیچ محفظه رویایی نیست؟ کلاً؟

25:41.771 --> 25:43.221
‫نه، اینطور می‌گفت

25:43.221 --> 25:46.001
‫همم. پس اسم من رو همین حالا ثبت کنید

25:46.001 --> 25:49.231
‫مگه نشنیدی که می‌گفت آیریس تو
‫ظرف غذای کوفتیش خاکستر می‌ریخته؟

25:49.231 --> 25:52.581
‫خیلی‌خب، اونجا بودن رو آدم
‫تاثیر بذاری می‌ذاره، خب که چی؟

25:52.581 --> 25:54.361
‫می‌فرستنت بخش بازیابی و
‫بعد هم میری خونه

25:54.361 --> 25:57.111
‫وای، انگار بدجوری اصرار داری که

25:57.111 --> 25:58.561
‫مزخرفات‌شون رو باور کنی

25:58.561 --> 26:00.101
‫تو هم باهوشی و همه‌چی رو می‌دونی

26:00.101 --> 26:02.161
‫لوک می‌تونه همه‌چیز رو ببینه

26:02.161 --> 26:03.701
‫مگه نه؟ اون خبر داره

26:04.641 --> 26:05.751
‫آره جورجی

26:05.751 --> 26:08.001
‫هم‌خونه‌ی نابغه‌مون با کی موافقه؟

26:08.001 --> 26:09.291
‫خیلی‌خب

26:11.441 --> 26:14.491
‫واقعاً فکر می‌کنی که هیچ‌جوره
نمیشه بهشون اعتماد کرد؟

26:14.781 --> 26:16.121
‫به‌نظرم هنوز مشخص نیست

26:16.121 --> 26:17.841
‫- زر مفتـه
‫- خب، اگه موقع فرار از اینجا

26:17.841 --> 26:20.141
‫گیر بیفتی که همه‌چی میره رو هوا

26:20.141 --> 26:22.221
‫باید ببینیم چی پشت اون دره

26:25.681 --> 26:28.521
‫عجیب نیست که این‌قدر زود صمیمی شدن؟

26:28.521 --> 26:30.341
‫این هم یه مدرک موثق‌تر برای

26:30.341 --> 26:33.529
‫اثبات نظریه‌‌ی روابط موسسه‌ی جورج آیلزه

26:33.554 --> 26:36.974
‫خب، فقط امیدوارم بهشون دست‌درازی نکنه

26:38.741 --> 26:41.301
‫چیه؟ مامان‌بزرگ‌های شما مجبورتون نکردن
‫برنامه‌ی «دیتلاین» ببینید؟

26:42.031 --> 26:43.621
‫من اصلاً نمی‌دونم مامان‌بزرگ‌هام کی‌ان

26:43.722 --> 26:44.871
‫بابابزرگ‌هام هم نمی‌شناسم

26:47.581 --> 26:48.661
‫ایوز؟

26:51.291 --> 26:54.131
‫می‌تونی بفهمی نظرِ هری
‫درمورد دوقلوها چیـه؟

26:56.841 --> 26:59.341
‫مراقب باش

26:59.341 --> 27:01.801
‫هری تو خونه چندتا سگِ
‫ کاکر اسپانیل داشته

27:01.801 --> 27:03.641
‫درواقع سگای مامانش بودن

27:03.641 --> 27:06.811
‫بگذریم. این دخترا واسه‌ش...

27:06.811 --> 27:08.851
‫جای سگا رو گرفتن. آره

27:08.851 --> 27:11.021
‫نمی‌دونم هری با
‫ سگاش، چطوری بوده

27:11.021 --> 27:13.731
‫این دختر کوچولوها که
‫ اونو تو مشتشون گرفتن

27:16.191 --> 27:18.111
‫« رعدوبرق که زد، پناه بگیر »

27:18.111 --> 27:21.281
‫بریم که الان موش آبکشیده می‌شیم

27:21.281 --> 27:24.951
‫دو کلمه باهات حرف دارم، لوک

27:26.951 --> 27:29.121
‫با خودت تنها

27:29.121 --> 27:31.421
‫همه‌چیز خوبـه.
‫چیزی نیست.

27:45.181 --> 27:47.851
‫بهتر نیست بریم تو
‫دفترت حرف بزنیم؟

27:47.851 --> 27:52.311
‫آخه بارون گرفت،
‫ الان شدید ‌میشه

27:52.311 --> 27:54.981
‫نگو که از خیس شدن می‌ترسی

27:56.651 --> 27:58.231
‫می‌دونی، فکر کنم
‫یه‌جا خوندم که

27:58.231 --> 28:00.151
‫سیگار واسه سلامتی مضره،
‫مریض می‌شی

28:02.741 --> 28:04.531
‫مریض بودن هم عالمی داره

28:08.451 --> 28:10.581
‫متأسفانه یه مشکلی
‫ واسمون پیش اومده

28:12.331 --> 28:16.881
‫بعضی از نتایج آزمایش‌ها

28:16.881 --> 28:19.921
‫با پیشرفتی که داری
‫ همخونی ندارن

28:19.921 --> 28:22.631
‫به نظرت مشکل از کجاست؟

28:22.631 --> 28:24.301
‫دودِ سیگارت داره بوی
‫نم بارونو خراب می‌کنه

28:24.301 --> 28:26.511
‫گفتی نم بارون؟

28:26.511 --> 28:29.261
‫پس بگو چرا انقدر نتیجه‌ی
‫ آزمایشت خوب بوده

28:31.931 --> 28:33.521
‫یه بار یه شطرنج‌باز
‫ تو یه مصاحبه

28:33.521 --> 28:36.861
‫درست یادم نیست،
‫گمون کنم جاش ویتکینز بود

28:36.861 --> 28:40.191
‫هرکی، مهم نیست. گفته بود اولین
‫ چیزی که می‌خواد از حریفش بدونه،

28:40.191 --> 28:42.571
‫اینـه که اگه یهو بارون بگیره

28:42.571 --> 28:45.281
‫چیکار می‌کنه

28:45.281 --> 28:48.041
‫اگه حریفش می‌گفت
‫ میره پناه می‌گیره،

28:48.042 --> 28:51.041
‫بازی رو پرتنش و
‫ دیوونه‌وار پیش می‌برد

28:51.041 --> 28:53.541
‫این‌جوری، باختِ حریفش
‫ تضمینی بود

28:53.541 --> 28:55.831
‫من عاشق بارونم

28:55.831 --> 28:58.421
‫آره. بعد ببین،

28:58.421 --> 29:01.341
‫اگه حریفش می‌گفت
‫ زیر بارون می‌مونه

29:01.341 --> 29:03.511
‫می‌فهمید که حریفش از
‫ تنش خوشش میاد

29:03.511 --> 29:06.221
‫و بازی رو محتاطانه و
‫کنترل شده پیش می‌برد

29:06.221 --> 29:10.181
‫تا زمانی که صبر طرفِ مقابل
‫ تموم شـه و ببازه

29:10.181 --> 29:12.311
‫جواب سؤالمو ندادیا

29:12.311 --> 29:13.811
‫که چرا نتایج آزمایشم،

29:13.811 --> 29:15.521
‫اون طوری که تو می‌خوای نیستن؟

29:15.521 --> 29:18.561
‫نمی‌دونم، شاید بخاطر این‌که
‫این آزمایشا کسشعرن

29:18.561 --> 29:20.731
‫درست مثل مکانشون،
‫و خیلی معذرت می‌خوام

29:20.731 --> 29:22.691
‫درست عین خودت

29:24.951 --> 29:26.491
‫- من دشمنت نیستم، لوک
‫- عـه؟

29:26.491 --> 29:29.201
‫پس کیـه؟

29:29.201 --> 29:32.741
‫دکتر هندریکس دیشب تورو
‫برد به محفظه رویا

29:32.751 --> 29:35.041
‫این جمله‌ت خبری بود یا سؤالی؟

29:39.291 --> 29:42.051
‫فکر می‌کردم دکتر هندریکس
‫ همه‌چیزو می‌ذاره کف دستت

29:42.051 --> 29:44.051
‫درست فکر کردی

29:44.051 --> 29:48.131
‫احتمالاً متوجه شدی که توی اتاقِ
‫ آزمایشات، هیچ دوربینی کار نذاشتم

29:48.141 --> 29:49.841
‫خیلی هوشمندانه‌ست

29:49.851 --> 29:51.891
‫حتماً بخاطر اینـه که نمی‌خوای
‫فیلمی از اتفاقاتِ اون اتاق

29:51.891 --> 29:54.061
‫توی دادگاه جرایم جنگیت پخش بشه

29:54.061 --> 29:58.021
‫وقتی اون‌جا دوربینی نیست، یعنی باید
‫ به گفته‌های کارکنانم اعتماد کنم

30:00.771 --> 30:03.021
‫در حال حاضر که بعید می‌دونم

30:03.031 --> 30:05.861
‫اونقدر بهشون اعتماد داشته باشی

30:09.031 --> 30:11.491
‫چرا هندریکس باید پشتت حرف بزنه؟

30:13.201 --> 30:15.501
‫نکنه می‌خواد پیش بقیه خرابت کنه؟

30:15.501 --> 30:17.921
‫یا جایگزینت کنه

30:20.041 --> 30:22.171
‫اصلاً چرا این‌جا زیر بارون نشستیم

30:22.171 --> 30:25.461
‫و درباره همچین چیزی حرف می‌زنیم؟

30:25.461 --> 30:30.091
‫بخاطر این‌که تو دفترت
‫ صدامون شنود میشه؟

30:32.051 --> 30:33.601
‫تو فکر می‌کنی استک‌هاوس هم
‫ برعلیه‌ت کار می‌کنه

30:38.771 --> 30:40.481
‫انقدر با من نجنگ، لوک

30:40.481 --> 30:42.441
‫چرا؟ چون میگی دشمنم نیستی؟

30:42.441 --> 30:44.151
‫نه

30:44.151 --> 30:46.861
‫بخاطر این‌که نمی‌تونی منو بِبَری

31:13.801 --> 31:16.311
‫-سلام
‫- سلام

31:16.311 --> 31:18.891
‫امیدوارم از این‌که سرزده
‫ اومدم ناراحت نشی

31:20.061 --> 31:22.441
‫چرا ناراحت بشم؟

31:22.441 --> 31:24.111
‫بیا تو

31:33.781 --> 31:35.031
‫چش شده؟

31:35.031 --> 31:37.491
‫صدف گندیده خورده

31:37.491 --> 31:39.451
‫الان واقعاً حوصله کسشعراتو ندارم

31:39.461 --> 31:40.711
‫تونی، اون حالش بده

31:40.711 --> 31:43.251
‫تازه فهمیدی، دکتر؟

31:43.251 --> 31:46.091
‫عوارض آمپولا رو
‫هرکس متفاوتـه

31:46.091 --> 31:48.251
‫گندت بزنن!

31:48.261 --> 31:49.841
‫دیدی؟ باید ببریش پیش دکتر

31:49.841 --> 31:53.011
‫تو هم باید یاد بگیری تو
‫کارِ بقیه دخالت نکنی

31:53.011 --> 31:55.051
‫یکیو بفرستید این‌جارو تمیز کنه

31:55.051 --> 31:56.641
‫راهروی جنوبی
‫تو شرق ساختمون

31:57.851 --> 32:00.141
‫نکنه توی نابغه
‫ می‌خوای تمیزش کنی

32:01.441 --> 32:03.481
‫پاشو!

32:03.481 --> 32:05.021
‫هری

32:06.771 --> 32:07.861
‫بس کن

32:24.581 --> 32:27.461
‫نمی‌خواد پیش من بمونی، لوک

32:27.461 --> 32:29.461
‫می‌دونم این آزمایشا
‫چقدر برای بچه‌ها سختـه

32:29.461 --> 32:31.471
‫نمی‌خواد تظاهر کنی شوکه شدی

32:33.431 --> 32:34.431
‫لوک

32:34.431 --> 32:36.181
‫تو می‌دونی دارن این‌جا چیکار می‌کنن

33:05.541 --> 33:09.711
‫اگه خواستی حرفی بزنی که اونا نباید بشنون

33:09.711 --> 33:12.301
‫بیا این‌جا، کنار ماشین یخ‌ساز

33:12.301 --> 33:14.091
‫یا برو تو زمین بازی

33:14.091 --> 33:16.841
‫هرجایی جز این‌جاها صدات شنود میشه

33:16.841 --> 33:19.051
‫زیاد نمی‌تونیم حرف بزنیم

33:23.931 --> 33:26.271
‫هیچوقت نمی‌فهمی کی
‫ پشت دوربینا نشسته

33:26.271 --> 33:29.731
‫تنها کسی که یه‌کم از این‌کارا
‫ شرمش می‌گیره تویی، مورین

33:29.731 --> 33:31.691
‫فقط تو اینجوریی

33:33.741 --> 33:35.361
‫از من چی می‌خوای؟

33:35.361 --> 33:37.411
‫چرا لوشون نمیدی؟

33:37.411 --> 33:39.621
‫به کی لوشون بدم؟

33:39.621 --> 33:42.581
‫نمی‌دونی چه کارهایی از دستشون برمیاد

33:50.251 --> 33:52.001
‫اسمش چی بود؟

33:54.721 --> 33:56.301
‫پسرتو میگم

33:56.301 --> 33:58.551
‫اسم پسرت چی بود؟

34:02.641 --> 34:04.101
‫جیکوب

34:06.231 --> 34:08.851
‫اما می‌گفت جیک صداش کنن

34:08.851 --> 34:12.271
‫چون جیکوب اسم آدم بزرگ‌هاست

34:12.271 --> 34:13.861
‫و...

34:15.401 --> 34:16.941
‫اون یه بچه بود

34:16.951 --> 34:18.611
‫آره

34:18.611 --> 34:20.621
‫عین من

34:20.621 --> 34:24.621
‫یه بچه.
‫همه‌ی ما این‌جا یه بچه‌ایم

34:26.081 --> 34:27.831
‫کاری از من ساخته نیست

34:27.831 --> 34:29.921
‫ببین. من جیک نیستم

34:29.921 --> 34:32.841
‫خودم می‌دونم،
‫ولی ببین...

34:35.551 --> 34:37.381
‫می‌تونم باشم

34:39.301 --> 34:42.011
‫بقیه هم می‌تونن

34:42.011 --> 34:44.311
‫من نمی‌تونم کاری بکنم

34:45.811 --> 34:48.351
‫من فقط یه سرایدارم

34:49.941 --> 34:52.021
‫تو از چیزی که تصور می‌کنی
‫ قوی‌تری، مورین

35:03.701 --> 35:05.411
‫مردم میرن خونه یه نفر
‫ واسه‌ش شراب ‌میبرن

35:05.411 --> 35:07.541
‫ولی مثل این‌که
‫ سلیقه‌ات مثل خودمـه

35:07.541 --> 35:09.291
‫تازه اکثراً یه بطری پُر
‫ با خودشون می‌برن

35:09.291 --> 35:11.621
‫ولی مهم نیتـه دیگه

35:11.631 --> 35:13.081
‫اینو توی چادر اَنی پیدا کردم

35:13.091 --> 35:15.171
‫حداقل بنده‌خدا با آرامش مرد

35:15.171 --> 35:17.841
‫- یه لطفی بکن
‫- تا ببینم چی باشه

35:17.841 --> 35:20.511
‫بیا دقیق نگاش کن

35:20.511 --> 35:23.431
‫ببین چیزی دستگیرت میشه یا نه

35:26.061 --> 35:27.351
‫١١.٩٩ دلار

35:27.351 --> 35:29.391
‫اَنی جنسای خوبی می‌خورده‌ها

35:29.391 --> 35:34.311
‫تو خیلی وقتـه اَنی رو می‌شناسی،
‫حداقل بیشتر از من...

35:37.531 --> 35:39.531
‫ولی تاحالا دیدی رژلب...

35:39.531 --> 35:42.451
‫رژلب نزده باشه

35:42.451 --> 35:44.911
‫فکر نکنم.
‫همیشه رژلب زده بود

35:44.911 --> 35:46.951
‫آره، خب اگه دلیل این‌که جای
‫ رژلب روی بطری نیست

35:46.951 --> 35:50.251
‫این باشه که بطری اصلاً
‫ به لبش نخورده، چی؟

35:50.251 --> 35:53.001
‫اگه مثلاً... نمی‌دونم...

35:53.001 --> 35:55.131
‫اگه کسی مشروبو ریخته
‫ باشه تو حلقش چی؟

35:55.131 --> 35:57.671
‫خودت با گفتنش خنده‌ت نگرفت؟

35:57.671 --> 35:59.211
‫- نه
‫- کی همچین کاری می‌کنه؟ اصلاً چرا؟

35:59.211 --> 36:01.301
‫برای این‌که بدون
‫ جلب توجه، ساکتش کنه

36:01.301 --> 36:02.931
‫واسه چی ساکتش کنه؟

36:02.931 --> 36:04.391
‫ناسا اومده کُشتتش چون

36:04.391 --> 36:06.181
‫از جزئیات فرودشون
‫ روی ماه خبر داشته؟

36:06.181 --> 36:09.391
‫اون سناتور رو می‌شناسی؟
‫همینی که هواپیماش سقوط کرد

36:09.391 --> 36:11.431
‫آره. رمزی، داکوتای‌ شمالی.
‫بابام می‌گفت آدم جالبیـه

36:11.441 --> 36:12.981
‫آره، خب

36:12.981 --> 36:17.651
‫قبل از این‌که تو تلویزیون
‫اعلامش کنن، اَنی به من گفته بود

36:18.821 --> 36:19.901
‫بیخیال بابا

36:29.241 --> 36:32.251
‫درمورد فاجعه پلکان سرخـه؟

36:32.251 --> 36:35.251
‫این نقشه‌ایـه که
‫اَنی از اون منطقه کشیده

36:36.711 --> 36:38.251
‫یه‌کم فکر کن

36:38.251 --> 36:40.421
‫تو اون زمان این‌جا بودی.
‫چیزی ازش یادت نمیاد؟

36:42.551 --> 36:43.591
‫بذار

36:44.826 --> 36:54.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

36:55.441 --> 36:56.941
‫برو صفحه سه

37:02.281 --> 37:04.491
‫پس تو اونارو می‌شناختی

37:04.491 --> 37:06.071
‫نه زیاد

37:06.071 --> 37:07.951
‫اونا سال بالایی بودن،
‫من تازه وارد

37:13.041 --> 37:16.871
‫ببین، من فقط یه سال تو دبیرستان
‫ فرانسوی رو پاس کردم

37:16.881 --> 37:18.171
‫« نوتر پَن » خونده میشه

37:18.171 --> 37:19.841
‫معنیش میشه « نونِ ما »
‫درستـه؟

37:19.841 --> 37:22.421
‫آره. یه جوک بود که فقط
‫ خودشون می‌فهمیدن

37:22.421 --> 37:23.801
‫تهشم ما نفهمیدیم چیـه

37:27.011 --> 37:29.011
‫این‌جارو باش. فکر می‌کردم
‫ فقط خودم این‌شکلی عاشق میشم

37:29.011 --> 37:31.511
‫این هیچ ربطی به رد استپس نداره

37:31.521 --> 37:32.771
‫بیخیال، اذیتم نکن!

37:36.941 --> 37:39.861
‫- ساعت کاریت الانا شروع میشه
‫- آره، راست میگی

37:41.361 --> 37:43.191
‫باید برم شام بکشم

37:54.451 --> 37:57.161
‫کار دیگه‌ای ازم برمیاد؟

37:57.171 --> 37:59.711
‫آره، می‌خواستم بگم اگه میشه...

37:59.711 --> 38:03.091
‫می‌دونی... اگه اشکال نداره
‫ماشینتو قرض بگیرم

38:05.591 --> 38:07.171
‫مشکلی نیست

38:07.181 --> 38:08.551
‫ممنون

38:16.351 --> 38:18.771
‫بیا، هری

38:18.771 --> 38:20.271
‫یه چیزی بخور

38:20.271 --> 38:22.521
‫باید یه‌کم غذا بخوری

38:22.521 --> 38:24.611
‫خفه شید!

38:24.611 --> 38:27.031
‫گمشید بیرون!

38:27.031 --> 38:28.491
‫گمشید!

38:29.991 --> 38:31.741
‫هری!

38:31.741 --> 38:33.161
‫خفه شو!

38:42.091 --> 38:44.341
‫حراست! یکی کمک کنه!

38:44.341 --> 38:45.881
‫هری!

38:45.881 --> 38:47.631
‫هری! لطفاً درو باز کن!

38:47.631 --> 38:49.971
‫خفه شو، گمشو بیرون!

38:49.971 --> 38:51.891
‫هری!

38:51.891 --> 38:53.471
‫- چه مرگتـه تو؟
‫- دو قلوها تو اتاقشن

38:53.471 --> 38:56.601
‫باید کمکشون کنیم. خواهش می‌کنم.
‫هری! باز کن درو!

38:56.601 --> 38:58.561
‫- هری!
‫- خفه شو!

38:58.561 --> 39:00.521
‫- گرتا؟
‫- این دیگه چی بود؟

39:00.521 --> 39:02.271
‫گرتا!

39:02.271 --> 39:04.111
‫- وای! چیکار کردم!
‫- بیدار شو!

39:06.321 --> 39:07.651
‫هری نمی‌خواست بهت آسیبی بزنه!

39:09.241 --> 39:10.781
‫گرتا! توروخدا پاشو!

39:23.421 --> 39:25.461
‫چرا غذاتونو نمی‌خورید؟

39:27.211 --> 39:28.921
‫این مهمترین وعده‌ غذاییتونـه‌ها

39:35.261 --> 39:37.221
‫خیلی‌خب...

39:38.891 --> 39:42.851
‫می‌دونم که همه‌مون بخاطر
‫ اتفاقِ ناگوارِ دیشب...

39:42.851 --> 39:45.821
‫بین هری کراس و
‫ دوقلو‌های ویلکاکس

39:48.861 --> 39:52.321
‫ناراحتیم و اعصابمون بهم ریخته

39:53.741 --> 39:55.321
‫همون‌طور که می‌دونید

39:55.331 --> 39:59.161
‫بخاطر آزمایشاتِ
‫میدان و حدت بینایی

39:59.161 --> 40:03.211
‫که شما بهش میگید
‫تزریق آمپول نقطه‌ها

40:03.211 --> 40:05.421
‫هری...

40:05.421 --> 40:08.001
‫دچار یه تشنج شده بود

40:08.001 --> 40:10.011
‫که خداروشکر خفیف بود

40:10.011 --> 40:12.721
‫و وقتی گرتا سعی کرده
‫که بهش کمک کنه

40:12.721 --> 40:15.801
‫هری ناخواسته بهش ضربه زده

40:15.801 --> 40:19.811
‫که باعث شده گردنش
‫ یه‌کم رگ به رگ بشه و

40:19.811 --> 40:24.191
‫ضربه‌ی خفیفی هم
‫ به سرش خورده

40:24.191 --> 40:29.111
‫در حال حاضر هر سه نفر
‫در آسایش کامل به سر می‌برن

40:29.111 --> 40:31.991
‫و انتظار میره که به زودی
‫بهبودی کامل پیدا کنن

40:31.991 --> 40:35.871
‫و به هیچ وجه...

40:35.871 --> 40:39.201
‫این اتفاق،

40:39.201 --> 40:42.911
‫کار مهم ما رو
‫تحت تاثیر قرار نمیده

40:42.911 --> 40:46.501
‫و یا به خطر نمی‌اندازه

40:46.501 --> 40:50.841
‫اما من می‌خوام اینو بدونید که

40:53.681 --> 40:58.681
‫هری بخاطر آسیب زدن به دوستش
‫ احساس بدی داشت

40:58.681 --> 41:02.141
‫و گرتا بزرگواری کرد و
‫ عذرخواهیشو پذیرفت

41:02.141 --> 41:06.401
‫و با گفتنِ « اتفاقـه دیگه »
‫ ازش گذشت

41:06.401 --> 41:09.861
‫پس...

41:09.861 --> 41:15.321
‫بیاید جای خالیشونو پر کنیم

41:15.321 --> 41:18.321
‫و از درک و گذشتِ
‫ اونا درس بگیریم

41:18.331 --> 41:21.581
‫این یعنی رفاقت واقعی

41:21.581 --> 41:23.001
‫می‌تونیم ببینیمشون؟

41:23.001 --> 41:25.121
‫نه. اصلاً

41:31.501 --> 41:33.381
‫هرکسی که...

41:35.721 --> 41:39.011
‫حرف‌های منو رد
‫ کنه، دروغگوئـه

41:39.011 --> 41:40.681
‫و باید گزارش بشه

41:40.681 --> 41:43.221
‫متوجه شدید؟

41:43.231 --> 41:45.691
‫گرفتید چی میگم؟
‫همه فهمیدن؟

41:48.941 --> 41:52.321
‫اگه منظورمو فهمیدید
‫بگید « بله، خانم سیگسبی »

41:52.321 --> 41:54.861
‫بله، خانم سیگسبی

41:54.861 --> 41:57.151
‫انتظار داشتم بلندتر
‫ جواب بدید

41:57.161 --> 42:00.571
‫بله، خانم سیگسبی

42:00.581 --> 42:01.581
‫آفرین

42:04.411 --> 42:05.371
‫از صبحونه‌تون لذت ببرید

42:15.011 --> 42:16.301
‫دیشب گند زدم، داداش

42:16.301 --> 42:17.971
‫تو که خیلی شجاع بودی

42:17.971 --> 42:19.801
‫آره، ولی...

42:19.801 --> 42:22.141
‫چطور بهشون بگم که می‌دونستم
‫ توی اون اتاق چه خبره؟

42:22.141 --> 42:24.721
‫چندتا نگهبانی که اون‌جا بودن از
‫ من هم بهشون نزدیک‌تر بودن

42:24.721 --> 42:26.391
‫اونا هیچی نشنیدن

42:26.391 --> 42:27.891
‫می‌فهمن که تو دورآگاهی

42:27.891 --> 42:31.271
‫ببین، اگه منو
‫بفرستن به بخش پشتی

42:31.271 --> 42:33.981
‫شاید بتونم برم دنبال اون
‫زمین بازی قدیمی بگردم

42:33.981 --> 42:36.571
‫همونی که سگه دیده بود.
‫می‌دونی دیگه. حصار قدیمی داشت

42:36.571 --> 42:39.451
‫آره! شاید این خوب باشه

42:41.991 --> 42:45.541
‫نه. ما هنوز نمی‌دونیم
‫ اون پشت چخبره

42:45.541 --> 42:48.161
‫کالیشا هیچی درمورد حراستِ اون‌جا،

42:48.161 --> 42:49.871
‫دوربیناش و بازرسی
‫اتاقاش بهمون نگفته

42:49.871 --> 42:52.291
‫اگه قراره کاری بکنیم،

42:52.291 --> 42:55.171
‫باید اول توی همین بخشِ
‫ جلویی انجامش بدیم

42:55.171 --> 42:57.171
‫و باید هر چه سریعتر بریم تو کارش

43:00.091 --> 43:02.101
‫تاحالا...

43:04.011 --> 43:06.351
‫تاحالا شده یه چیزی رو

43:06.351 --> 43:08.641
‫قبل از اتفاق افتادنش ببینی؟

43:10.231 --> 43:12.191
‫فکر نکنم

43:12.191 --> 43:14.191
‫قبل از اتفاق افتادنش؟ چطور؟

43:14.191 --> 43:16.821
‫لوک

43:23.331 --> 43:24.831
‫باید باهام بیای

43:24.831 --> 43:26.951
‫فکر کردم وقت
‫ صبحونه‌ست و میشه...

43:26.951 --> 43:28.961
‫می‌خوای از راه سخت‌تر پیش برم؟

43:58.821 --> 44:01.951
‫جدای از آزمایش‌های عادی

44:01.951 --> 44:05.411
‫که این‌جا انجام میدیم، یه سری...

44:05.411 --> 44:09.661
‫چیزای خاص هست که برای
‫ بچه‌های خاص نگه می‌داریم

44:11.371 --> 44:13.871
‫مخصوصاً واسه اونایی که
‫باهامون روراست نیستن

44:13.881 --> 44:16.421
‫تو که همیشه باهامون روراستی،
‫درستـه، لوک؟

44:17.501 --> 44:19.171
‫آره

44:20.091 --> 44:22.721
‫خیلی‌‌خب، پس بیا ثابتش کن

44:22.721 --> 44:24.181
‫تو دورآگاهی؟

44:24.181 --> 44:25.761
‫نه

44:25.761 --> 44:27.811
‫نه، من قدرت دورجنبی‌ دارم

44:27.811 --> 44:29.521
‫- یادتونـه دیگه؟
‫- نه

44:29.521 --> 44:32.021
‫وقتی اومدی این‌جا دورجنبی داشتی

44:32.021 --> 44:36.401
‫تا الان باید توانایی دورآگاهیت هم
‫تقویت میشده

44:36.401 --> 44:39.231
‫این اتفاق زمانی میفته که تو
‫اون نقطه‌هارو می‌بینی

44:39.231 --> 44:41.821
‫شاید این روش رو همه
‫ جواب نده، شاید...

44:41.821 --> 44:43.781
‫ولی جواب میده

44:45.031 --> 44:47.951
‫رو هرکسی جواب میده

44:47.951 --> 44:50.991
‫چون این توانایی‌ها به هم وصلن

44:51.001 --> 44:54.421
‫وقتی یکیشو داشته باشی،
‫می‌تونی بقیه رو هم می‌تونی تقویت کنی

44:54.421 --> 44:57.041
‫من توی تیمی بودم که روی
‫ اثبات این مسئله کار می‌کرد

44:57.041 --> 44:59.501
‫خب شاید من هنوز
‫ نتونستم تقویتش کنم

44:59.501 --> 45:03.261
‫تو نقطه‌هارو دیدی.
‫علمـه دیگه.

45:06.301 --> 45:08.261
‫طی این چند سال فهمیدیم که

45:08.261 --> 45:12.851
‫اون واکنش‌های غریزی و
‫ترس‌های اولیه، یا بهتر بگم،

45:12.851 --> 45:15.851
‫واکنش‌های ترس گالوانیک
‫ یا همون ترس شدید

45:15.851 --> 45:18.651
‫خیلی توی رسیدن به نتایج واقعی

45:18.651 --> 45:23.191
‫بهمون کمک می‌کنن

45:24.571 --> 45:26.741
‫هنس

45:33.121 --> 45:34.501
‫برو توی مخزن

45:38.881 --> 45:40.751
‫منتظری من ببرمت اون تو؟

46:07.321 --> 46:08.861
‫لوک

46:08.871 --> 46:14.241
‫وقتی حس کردی ریه‌هات
‫ داره خالی میشه،

46:14.251 --> 46:17.161
‫شاید وسوسه شی که
‫ نفستو حبس کنی

46:17.171 --> 46:21.291
‫اما الان چون خطرِ
‫ پارگی وجود داره

46:21.291 --> 46:24.841
‫پیشنهاد می‌کنم که این‌کارو نکنی

46:24.841 --> 46:27.011
‫حالا...

46:27.011 --> 46:30.181
‫من دارم به یه حیوون فکر می‌کنم

46:30.181 --> 46:32.141
‫اون چه حیوونیـه

46:36.641 --> 46:38.061
‫نمی‌دونم

46:39.691 --> 46:41.061
‫باشه، رفیق

46:41.061 --> 46:42.771
‫هرطور که میلتـه

47:19.731 --> 47:21.691
‫این دفعه کلاً ١۵ ثانیه بود

47:21.691 --> 47:23.771
‫دفعه‌ی بعدی میشه ٣٠ ثانیه

47:25.571 --> 47:26.731
‫حالا

47:26.731 --> 47:30.201
‫بگو که دارم به چه
‫ حیوونی فکر می‌کنم

47:30.201 --> 47:32.741
‫جدی میگم، من نمی‌دونم

47:32.741 --> 47:35.411
‫بهتون که گفتم من دورآگاهی ندارم

47:35.411 --> 47:40.041
‫من دورجنبی دارم. حتی هنوز به
‫ دورجنبی مثبت هم نرسیدم

47:40.041 --> 47:43.081
‫باشه، رفیق.
‫بریم برای ٣٠ ثانیه

47:43.081 --> 47:46.301
‫- این‌طوری همه‌چیزو سخت‌تر می‌کنی
‫- نه

47:49.261 --> 47:51.131
‫نه، نه. نه

48:53.701 --> 48:58.081
‫الان دارم به یه تیم ورزشی فکر می‌کنم

48:58.081 --> 49:02.291
‫تیم ورزشی، بگو!

49:02.291 --> 49:04.501
‫من چه می‌دونم!

49:04.501 --> 49:06.921
‫صیادهای گوش‌ماهی آبالون می‌تونن
‫نفسشونو ٩ دقیقه حبس کنن

49:06.921 --> 49:09.291
‫حالا بگو

49:09.301 --> 49:11.921
‫داره به چه تیمی فکر می‌کنه؟

49:54.301 --> 49:56.131
‫ریدم تو هرچی تیم و حیوونـه

49:56.131 --> 50:00.221
‫فقط حقیقتو به ما بگو

50:00.221 --> 50:02.271
‫تو دورآگاهی داری، مگه نه؟

50:06.941 --> 50:08.481
‫بگو! بگو « من دورآگاهی دارم »

50:09.981 --> 50:12.521
‫تونی

50:12.531 --> 50:15.611
‫به مورین بگو ببرتش توی اتاقش

50:25.661 --> 50:29.171
‫دیدی؟ سر وقت رسیدم.
‫لازم نبود کسی یادآوریم کنه

50:29.171 --> 50:31.961
‫بیا یه‌کم آروم پیش بریم

50:33.381 --> 50:35.761
‫جولیا سیگسبی داره بهم
‫ میگه آروم پیش برم؟

50:35.761 --> 50:38.341
‫لابد بعدش میگی بیا حرف بزنیم

50:38.341 --> 50:41.141
‫آره، دقیقاً

50:41.141 --> 50:44.431
‫باشه فقط حواست باشه که

50:44.431 --> 50:46.061
‫من یه نیم ساعتیـه

50:46.061 --> 50:48.851
‫قرصمو خوردم، پس...

50:48.851 --> 50:50.811
‫داری با لوک الیس خارج از
‫برنامه کار می‌کنی

50:50.811 --> 50:53.771
‫این حتی فکرش هم مسخره‌ست

50:53.781 --> 50:56.941
‫دیشب محفظه رویا رو
‫ روش امتحان کردی

50:56.941 --> 50:59.281
‫درحالی که اون هنوز دو هفته‌ی دیگه
‫ زمان لازم داره تا واسه‌ش آماده بشه

50:59.281 --> 51:02.321
‫داری آزمایشات پیش‌آگاهی
‫ روش انجام میدی

51:02.331 --> 51:04.281
‫درست نمیگم؟

51:04.291 --> 51:06.871
‫خب...

51:06.871 --> 51:09.751
‫استک‌هاوس گفت انجامش بدم

51:09.751 --> 51:11.881
‫راستش، از اولش کار اون نبود

51:11.881 --> 51:14.381
‫اما اون بهم گفت که ادامه بدم

51:14.381 --> 51:15.921
‫اون هم بعد از این‌که
‫ من بهت گفتم ادامه ندی

51:15.921 --> 51:20.761
‫جولیا من واقعاً متأسفم

51:20.761 --> 51:23.391
‫بهشون... بهشون گفتی؟

51:23.391 --> 51:25.761
‫- نه هنوز
‫- ازت خواش می‌کنم...

51:25.771 --> 51:29.101
‫این بساطو جمع می‌کنم.
‫قول میدم

51:29.101 --> 51:32.481
‫دیگه نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته

51:32.481 --> 51:34.361
‫نمی‌دونی بعد از این‌که الیسو
‫ تبدیل به یه پیشگو کردی

51:34.361 --> 51:36.321
‫استک‌هاوس می‌خواد باهاش چیکار کنه؟

51:36.321 --> 51:38.741
‫می‌خواد بفروشتش

51:38.741 --> 51:40.241
‫شخص خاصی مد نظرشونه؟

51:40.241 --> 51:42.321
‫کسی که بالاترین قیمتو
‫ پیشنهاد رو بده

51:44.121 --> 51:47.041
‫- حالش چطوره؟
‫- لوکو میگی؟

51:47.041 --> 51:48.621
‫خب...

51:48.621 --> 51:52.171
‫آی‌کیوی بالایی داره، بهش خوشبینم

51:52.171 --> 51:54.711
‫ولی می‌دونی...

51:54.711 --> 51:58.381
‫فرایند تقویت پیش‌آگاهی
‫زمان زیادی می‌بره

51:58.381 --> 51:59.761
‫آره، خودم می‌دونم

51:59.761 --> 52:02.181
‫این یمی از دلایلیـه که
‫ پروژه رو متوقف کردیم

52:02.181 --> 52:04.261
‫میرم به استک‌هاوس
‫میگم کارمون تمومـه

52:04.261 --> 52:06.561
‫نمی‌خواد چیز اضافه‌ای
‫ به استک‌هاوس بگی

52:06.561 --> 52:09.981
‫فقط میری میگی اون مخزنِ
‫ شناور ثابت کرده که الیس

52:09.981 --> 52:13.561
‫قدرت دورجنبی داره و من اصرار
‫ دارم که بفرستیمش به بخش پشتی

52:13.561 --> 52:15.571
‫اما مخزن همچین چیزیو ثابت نکرد

52:17.401 --> 52:19.191
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

52:19.191 --> 52:21.861
‫تونی هفت بار هوای
‫ اون تو رو دستکاری کرد

52:21.861 --> 52:23.871
‫اون بچه هیچی نگفت

52:26.081 --> 52:29.491
‫هرچی. بفرستیدش تو
‫ بخش پشتی

52:29.501 --> 52:31.791
‫می‌دونم که خودت می‌دونی اگه

52:31.791 --> 52:35.171
‫قبل از فعال کردن قدرت دورآگاهیش

52:35.171 --> 52:37.381
‫به زمزمه وصلش کنیم چی میشه

52:37.381 --> 52:40.511
‫همین الان هم دورآگاهی داره.
‫فقط به روی خودش نمیاره

52:40.511 --> 52:42.681
‫ریسک بزرگیـه

52:44.681 --> 52:47.551
‫خیلی‌خب

52:47.561 --> 52:51.771
‫پس فعلاً به همین منوال ادامه میدیم

52:51.771 --> 52:54.941
‫چیز دیگه‌ای هم به استک‌هاوس نگو

52:54.941 --> 52:57.231
‫مرتیکه نفهم

52:59.231 --> 53:02.191
‫ممنون... ممنونم

53:06.071 --> 53:08.661
‫الیس چی میشه؟

53:08.661 --> 53:10.991
‫یعنی چی، چی میشه؟

53:11.001 --> 53:14.961
‫باید یه راهی پیدا کنیم که
‫ ثابت کنه اون دورآگاهی داره

53:14.961 --> 53:17.501
‫اونو بسپار به خودم

53:19.091 --> 53:20.801
‫لوک! لوک!

53:20.801 --> 53:22.261
‫می‌تونستم حست کنم

53:22.261 --> 53:23.721
‫داشتی می‌مردی.
‫خیلی ترسناک بود.

53:23.721 --> 53:24.801
‫هی

53:24.801 --> 53:26.511
‫نه، نمی‌مردم

53:26.511 --> 53:28.351
‫داشتن سر به سرم می‌ذاشتن

53:28.351 --> 53:30.141
‫یه‌کم استراحت کن، لوک

53:30.141 --> 53:33.021
‫- من باید برگردم سر کارم
‫- باشه

53:33.021 --> 53:34.641
‫ممنون، مورین

53:48.241 --> 53:50.531
‫خب دیگه، من رفتم

53:52.201 --> 53:53.701
‫لوک! لوک! نخواب!

53:53.701 --> 53:55.501
‫چیشد؟

53:55.501 --> 53:57.581
‫فهمیدم پشت اون دری که شا
‫ بهمون نشون داد چیـه

53:57.581 --> 53:59.591
‫الان تو ذهن مورین دیدمش

54:00.021 --> 54:10.021
‫« ترجمه از محمدعلی sm و نــیــک »
‫ .:: mmli.sm & cnlttie ::.

54:11.025 --> 54:21.025
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
