WEBVTT

00:03.711 --> 00:06.671
‫آنچه در "گروه شکار" گذشت...

00:06.671 --> 00:08.371
‫بهش میگن گودال،
‫خونه خطرناک ترین

00:08.371 --> 00:09.681
‫و خشن ترین مجرمای تاریخ،

00:09.681 --> 00:11.551
‫کسایی که دنیا فکر میکنه مردن.

00:11.551 --> 00:15.681
‫یا حداقل تا قبل از
‫اون انفجار اینطوری بود.

00:15.681 --> 00:17.901
‫چند هفته پیش،
‫شین یه فایل صوتی بهم داد،

00:17.901 --> 00:20.081
‫پرسید میتونم صداش رو
‫با کسی مطابقت بدم یا نه.

00:20.081 --> 00:22.121
‫معلوم شد صدای سرهنگ لازاروسه.

00:22.121 --> 00:23.821
‫وقتی بهش گفتی، چی گفت؟

00:23.821 --> 00:25.131
‫بهش نگفتم.

00:25.131 --> 00:26.561
‫کار تو گودال رو شروع کردم

00:26.561 --> 00:28.221
‫چون دنبال یه زندانی اونجا میگشتم...

00:28.221 --> 00:29.831
‫مادر واقعیم.

00:29.831 --> 00:33.571
‫ببخشید، اون فایل صوتی
‫صدای مامانت بود؟

00:37.571 --> 00:40.581
‫ایمان چیز عجیبیه.

00:40.581 --> 00:43.931
‫همه به یه چیزی ایمان دارن،

00:43.931 --> 00:46.151
‫پول، موفقیت...

00:46.151 --> 00:47.151
‫برو.

00:47.151 --> 00:50.151
‫شهرت.

00:50.131 --> 00:53.031
‫ [ آرورا، ایلینوی 2015 ]

00:50.151 --> 00:52.111
‫اما یه زمانی
‫تو زندگی هر کسی میرسه

00:52.111 --> 00:55.811
‫که باید این سوال رو بپرسیم...

00:55.811 --> 00:58.771
‫من به چی باور دارم؟

00:58.771 --> 01:03.691
‫ایمان فقط یه کلمه است.
‫باور یه عمله.

01:03.691 --> 01:08.911
‫یه زمانی بود، باید اعتراف کنم،
‫که با ایمان بودم،

01:08.911 --> 01:13.261
‫اما باور نداشتم.

01:13.261 --> 01:16.091
‫داشتم از حقیقت فرار میکردم.

01:16.091 --> 01:18.401
‫و دقیقا مثل تک تک شماها...

01:18.401 --> 01:21.621
‫حقیقت من رو پیدا کرد.

01:21.621 --> 01:24.141
‫ما اینجا بیرون اقامتگاه نوآ سایرس ایستادیم،

01:24.141 --> 01:27.801
‫رهبر جنجالی
‫فرقه بدنام ساعت سیزدهم.

01:27.801 --> 01:29.971
‫همین الان که حرف میزنیم،
‫ده ها مامور فدرال

01:29.971 --> 01:31.191
‫دارن آماده میشن که برن تو.

01:31.191 --> 01:33.501
‫به ما گفتن که پیروانش،
‫که خیلی هاشون مسلح هستن،

01:33.501 --> 01:35.671
‫حاضر به تسلیم شدن نیستن.

01:35.681 --> 01:38.371
‫دوستای من، همه میدونستیم
‫این روز بالاخره میرسه.

01:38.371 --> 01:42.291
‫اما برادرا و خواهرا،
‫روح ما آماده است.

01:42.291 --> 01:44.471
‫و با اینکه دشمن هامون زیادن،

01:44.471 --> 01:48.951
‫هیچ کدوممون دیگه
‫تنها نخواهیم بود...

01:48.951 --> 01:50.431
‫دوباره.

01:50.431 --> 01:53.001
‫نوآ سایرس، این آخرین اخطارته.

01:53.001 --> 01:54.741
‫با دستای بالا بیا بیرون.

01:54.741 --> 01:57.171
‫بهشون گوش کنین!

01:57.181 --> 01:59.391
‫صدای ترس رو تو گلوشون بشنوین.

01:59.401 --> 02:02.401
‫مامورای بابل

02:02.401 --> 02:05.401
‫دارن سعی میکنن چیزی رو کنترل کنن
‫که از دستشون خارجه.

02:09.231 --> 02:12.281
‫ما قرار بود آزاد باشیم.

02:12.281 --> 02:15.111
‫و آزاد هم میشیم.

02:23.251 --> 02:25.381
‫نترس، پاپی.

02:27.551 --> 02:30.031
‫عشق من...

02:30.031 --> 02:32.601
‫گوش کن چی میگم.

02:32.601 --> 02:36.041
‫هیچ کس نمیتونه جلوی پیروزیِ
‫اونایی که باور دارن رو بگیره.

02:40.091 --> 02:43.091
‫این پایان کار نیست.

02:49.231 --> 02:50.841
‫هدف زده شد.

02:50.841 --> 02:53.271
‫- همین الان رو زمین.
‫- منطقه رو امن کنین.

02:53.281 --> 02:56.101
‫- دستا پشت سر.
‫- برگرد!

03:00.021 --> 03:07.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:07.051 --> 03:10.051
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

03:19.431 --> 03:22.331
‫[ گودال، سیلو 12 ]

03:22.391 --> 03:24.391
‫♪ تو اتاق سفید

03:24.391 --> 03:26.391
‫♪ با پرده های سیاه

03:26.401 --> 03:30.571
‫♪ نزدیک ایستگاه

03:30.571 --> 03:33.101
‫♪ تو ولایت سقف های سیاه

03:33.101 --> 03:35.271
‫♪ بدون پیاده روهای طلایی

03:35.271 --> 03:38.231
‫♪ سارهای خسته

03:40.321 --> 03:43.931
‫♪ همین جا منتظر میمونم

03:43.931 --> 03:48.201
‫♪ جایی که خورشید هیچ وقت نمی تابه...

03:50.591 --> 03:52.991
‫♪ تو این جا منتظر میمونم...

03:54.951 --> 03:58.511
‫♪ جایی که سایه ها
‫از خودشون فرار میکنن ♪

04:14.841 --> 04:18.241
‫[ شاین، وایومینگ ]

04:20.971 --> 04:22.321
‫مرسی.

04:22.321 --> 04:23.971
‫مطمئنی میخوای این کار رو کنی؟

04:23.971 --> 04:25.931
‫شین گفت تو گودال کار گرفته

04:25.931 --> 04:28.801
‫چون فهمیده بود مادر واقعیش اونجا زندانیه.

04:28.811 --> 04:32.291
‫ازم خواست یه فایل صوتی رو
‫تشخیص صدا بدم.

04:32.291 --> 04:34.071
‫معلوم شد صدای لازاروسه.

04:34.071 --> 04:36.641
‫اون موقع نمیدونستم که
‫دنبال مامانش میگرده،

04:36.641 --> 04:38.511
‫واسه همین پیش خودم نگهش داشتم.

04:38.511 --> 04:40.861
‫و مطمئنی که خودش
‫نمیدونه اون مامانشه؟

04:40.861 --> 04:42.301
‫نمیدونه.

04:42.301 --> 04:43.861
‫نمیدونستم چطوری بهش بگم.

04:43.861 --> 04:46.821
‫خب، شاید همون بهتر که ندونه.

04:46.821 --> 04:49.171
‫ببین، فعلا تنها چیزی که داریم

04:49.171 --> 04:51.001
‫یه مشت سوال در مورد سرهنگ لازاروسه.

04:51.001 --> 04:53.001
‫آره، مثلا اینکه چطور
‫یه قاتل زنجیره ای میره تو گودال

04:53.001 --> 04:54.311
‫و بعدش در قالب...

04:54.311 --> 04:56.401
‫در قالب یه سرهنگ ارتش
‫با یه اسم جدید میاد بیرون؟

04:56.401 --> 04:57.491
‫آره.

04:57.491 --> 05:00.581
‫درسته، همونطور که گفتم، سوال زیاده.

05:00.581 --> 05:03.141
‫تا وقتی جواب درست نداریم،
‫فعلا صداش رو درنیاریم.

05:03.141 --> 05:04.491
‫نه، نه. ببخشیدا.

05:04.491 --> 05:06.451
‫شین حقشه که حقیقت رو بدونه، خب؟

05:06.451 --> 05:08.671
‫باید بهش بگیم.

05:08.671 --> 05:10.671
‫آخه... چی میخوای بهش بگی؟

05:10.671 --> 05:12.461
‫مثلا: سلام، ما مامانِ
‫قاتل زنجیره ایت رو پیدا کردیم،

05:12.461 --> 05:14.021
‫تازه از قضا رئیسمون هم هست؟

05:14.021 --> 05:17.331
‫نمیدونم، ولی یه راهی پیدا میکنم که بهش بگم.

05:18.991 --> 05:20.381
‫بچه ها، یه لحظه.

05:23.511 --> 05:25.601
‫خب، چی داریم؟

05:25.601 --> 05:29.521
‫دوربین مداربسته تو یه آرایشگاه
‫اطراف آرورا در ایلینوی این رو ضبط کرده.

05:31.351 --> 05:33.221
‫این یارو خیلی آشنا میزنه.

05:33.221 --> 05:34.701
‫اسمش نوآ سایرسه.

05:34.701 --> 05:36.701
‫رهبر یه فرقه پایان دنیا تو شیکاگو بود

05:36.701 --> 05:38.441
‫به اسم ساعت سیزدهم.

05:38.441 --> 05:40.311
‫ادعا میکرد که یه جورایی پیامبره.

05:40.311 --> 05:42.441
‫میگفت از آخرالزمان خبر داره و یه دیدگاهی

05:42.441 --> 05:45.011
‫نسبت به دولت داشت که
‫ریشه تو الهیات آخرالزمانی داشت.

05:45.011 --> 05:48.231
‫یعنی اینکه دولت مسئولِ
‫تمام بدی های دنیاست.

05:48.231 --> 05:49.671
‫آهان، واسه همین یادم اومد.

05:49.671 --> 05:51.231
‫این همون یارو بود که
‫میخواست دادگاه رو بترکونه.

05:51.241 --> 05:53.111
‫آره، درسته... در واقع حتی

05:53.111 --> 05:55.241
‫تو رادار اف بی آی هم نبود
‫تا اینکه خودش و پیروانش

05:55.241 --> 05:56.721
‫شروع کردن به انبار کردن مواد منفجره.

05:56.721 --> 05:58.981
‫این منجر به یه درگیری مسلحانه
‫تو اقامتگاهش شد.

05:58.981 --> 06:00.721
‫آره، یادمه وقتی این اتفاق افتاد.

06:00.721 --> 06:03.551
‫یه چیزی حدود پانزده نفر از پیروهاش
‫چای سمی خوردن.

06:03.551 --> 06:04.941
‫چند نفری زنده موندن.

06:04.941 --> 06:07.251
‫- بازمانده ها الان کجان؟
‫- کلا پنج نفر بودن.

06:07.251 --> 06:08.731
‫دو نفرشون تو این سال ها مردن.

06:08.731 --> 06:10.211
‫و ما همین الان دستور بررسی وضعیتِ

06:10.211 --> 06:11.411
‫اون سه نفر دیگه رو دادیم تا اگه سایرس

06:11.431 --> 06:12.861
‫خواست دوباره باهاشون
‫ارتباط بگیره، بفهمیم.

06:12.871 --> 06:14.741
‫اوکی، ولی یه فرقی هست

06:14.741 --> 06:16.221
‫بین یه رهبر فرقه ی روانی

06:16.221 --> 06:18.261
‫و قاتل های زنجیره ای که تو گودال داریم.

06:18.261 --> 06:20.261
‫- چی باعث شده این یارو لایق گودال باشه؟
‫- این قضیه.

06:22.181 --> 06:25.621
‫بازرس ها حتی تا قبل از حمله
‫از وجود این جنازه ها خبر نداشتن.

06:25.621 --> 06:30.011
‫هر قربانی یه دونه گلوله
‫به پشت سرش خورده بود.

06:30.011 --> 06:32.711
‫ رهبرای فرقه ای مثل سایرس
‫دنبال ستایش همیشگی هستن

06:32.711 --> 06:34.151
‫تا خودشیفتگی شون رو ارضا کنن،

06:34.151 --> 06:36.111
‫اما وقتی این منبع توجه تهدید بشه،

06:36.111 --> 06:38.281
‫ یعنی کسی ترکشون کنه
‫یا بخواد قدرتشون رو زیر سوال ببره

06:38.281 --> 06:42.811
‫باعث یه فوران خشن میشه
‫یا تو مورد سایرس، دوازده تا قتل.

06:42.811 --> 06:44.771
‫بعد از آرایشگاه کجا رفت؟

06:44.771 --> 06:46.511
‫داریم روش کار میکنیم.

06:46.511 --> 06:48.811
‫پول نقد استفاده کرده که ردگیریش سخته.

06:48.811 --> 06:51.121
‫اینجا نوشته که حمله به اقامتگاهش

06:51.121 --> 06:53.341
‫دقیقا 10 سال پیش تو همین روز بوده.

06:53.341 --> 06:56.391
‫رهبرای فرقه عاشق نمادگرایی هستن.
‫ساعت مرگش کِی بود؟

06:56.391 --> 06:59.911
‫19:01 عصر.

06:59.911 --> 07:02.521
‫ فکر میکنی داره واسه یه جور
‫جشن سالگرد برنامه ریزی میکنه؟

07:02.521 --> 07:04.481
‫دو ماهه که فراریه.

07:04.481 --> 07:06.311
‫فکر نمیکنم اتفاقی باشه

07:06.311 --> 07:07.621
‫که دقیقا امروز پیداش شده.

07:07.621 --> 07:09.621
‫خب، کمتر از 6 ساعت وقت داریم

07:09.621 --> 07:11.141
‫تا بفهمیم میخواد چیکار کنه.

07:11.141 --> 07:14.621
‫راه بیفتین. هر چی پیدا کردیم
‫براتون میفرستیم.

07:14.621 --> 07:19.411
‫همون خبرا، یه روز دیگه.

07:15.151 --> 07:17.851
‫[ لیک فارست، ایلینوی ]

07:21.501 --> 07:23.411
‫درو باز میکنی؟

07:23.411 --> 07:26.421
‫احتمالا کارنه،
‫اومده راکت پیکل بالم رو پس بده.

07:26.421 --> 07:27.511
‫اوم.

07:36.081 --> 07:39.261
‫سلام، پاپی. من برگشتم.

07:43.131 --> 07:45.221
‫این غیرممکنه.

07:45.221 --> 07:48.221
‫بهت گفتم که اون روز، آخرِ کار نیست.

07:48.221 --> 07:50.141
‫یا شایدم باور نکردی؟

07:52.141 --> 07:55.181
‫سایرس، من...

07:55.191 --> 07:56.661
‫اصلا نمیفهمم.

07:56.671 --> 07:59.621
‫قرار نیست ما همه چیز رو کامل بفهمیم.

07:59.621 --> 08:01.891
‫فقط باید به ایمان اعتماد کرد...

08:01.891 --> 08:06.151
‫هیچ کس نمیتونه جلوی
‫پیروزیِ اونایی که باور دارن رو بگیره.

08:23.261 --> 08:25.561
‫این چیه؟

08:25.561 --> 08:27.041
‫میتونم توضیح بدم.

08:27.041 --> 08:31.351
‫بعد از اون همه اتفاقاتی که افتاد...

08:31.351 --> 08:33.571
‫اون مرد خوبیه.

08:37.011 --> 08:39.791
‫جهنم پر از مردای خوبه.

08:48.331 --> 08:51.151
‫یه مدتی طول کشید تا بیای.

08:51.151 --> 08:54.901
‫اوضاع با کارن رو به راهه؟

08:54.901 --> 08:57.421
‫عزیزم، چی شده؟

08:57.421 --> 08:59.641
‫دوستت دارم.

08:59.641 --> 09:03.861
‫عاشقتم.

09:18.491 --> 09:20.991
‫[ گروه شکار ]
‫فصل دوم، قسمت پنجم

09:24.711 --> 09:25.411
‫[ 8 هفته قبل ]

09:25.541 --> 09:29.061
‫خیلی خب.

09:29.061 --> 09:31.851
‫واقعا خوشحالم قبول کردی بیای، پسر.

09:31.851 --> 09:33.631
‫این قراره عالی باشه.

09:33.631 --> 09:35.501
‫آره، حالا میبینیم.

09:35.501 --> 09:38.551
‫ببین، میدونم تو این حرفا رو قبول نداری.

09:38.551 --> 09:42.071
‫و میدونم بعد از قضیه مامان،
‫اوضاع چقدر سخت شده.

09:42.071 --> 09:44.211
‫اما خودت همش میگی که چقدر گیر کردی.

09:44.211 --> 09:46.031
‫و اگه میخوای اوضاع عوض بشه،

09:46.041 --> 09:47.951
‫خودت باید اون تغییر باشی، مگه نه؟

09:47.951 --> 09:49.341
‫آره، این رو همون یارو بهت گفته؟

09:49.341 --> 09:51.211
‫خب، اون خیلی بیشتر از اینا بهم گفته.

09:51.211 --> 09:53.221
‫مخت سوت میکشه، داداش.

09:53.221 --> 09:56.701
‫هی، چرا اسمشو بهم نمیگی؟

09:56.701 --> 09:58.921
‫ازم قول گرفته.

09:58.921 --> 10:01.401
‫اگه یه نفر میخواست من رو متقاعد کنه

10:01.401 --> 10:03.661
‫که هر چی باور دارم دروغه،

10:03.661 --> 10:06.491
‫خب، فکر میکردم

10:06.491 --> 10:08.581
‫که اون...

10:08.581 --> 10:10.711
‫در بهترین حالت، دیوونه است.

10:10.711 --> 10:15.631
‫یا در بدترین حالت، میخواد کلاه سرم بذاره،
‫حالا هر چقدر هم خوشتیپ باشه.

10:18.241 --> 10:20.901
‫اما اگه بخوام با خودم صادق باشم،

10:20.901 --> 10:23.461
‫باید اعتراف کنم...

10:23.461 --> 10:28.251
‫که وحشت کرده بودم که
‫نکنه حرفاش راست باشه.

10:28.251 --> 10:30.911
‫چون اصل قضیه همینه، مگه نه؟

10:30.911 --> 10:32.731
‫حقیقت آدم ها رو میترسونه.

10:32.731 --> 10:37.961
‫میدونم اولین باری که
‫باهاش روبرو شدم ترسیده بودم...

10:37.961 --> 10:40.041
‫چون حقیقت قدرتمنده.

10:40.051 --> 10:44.751
‫ما کل زندگی مون رو
‫با باور کردن کلی دروغ میگذرونیم،

10:44.751 --> 10:46.621
‫و خیلی چیزها رو قبول میکنیم...

10:46.621 --> 10:51.361
‫روایت هایی که جوری طراحی شدن
‫که نذارن سرمون رو بالا بگیریم،

10:51.361 --> 10:53.621
‫که همیشه تشنه بمونیم،

10:53.621 --> 10:57.061
‫که باور کنیم رستگاری...

10:59.111 --> 11:02.761
‫یه جور...

11:02.761 --> 11:05.641
‫ماشین چمن زنی مدل جدید و شیکه.

11:08.421 --> 11:10.951
‫در حالی که تنها چیزی که لازمه

11:10.951 --> 11:13.601
‫همین جاست...

11:13.601 --> 11:15.121
‫همین الان.

11:15.121 --> 11:17.261
‫تک تک ما کامل هستیم.

11:17.261 --> 11:20.691
‫تک تک ما الهی هستیم...

11:20.701 --> 11:22.221
‫حتی تو.

11:24.441 --> 11:26.311
‫تو باید نورم باشی، برادر جک.

11:28.311 --> 11:30.791
‫بهت گفتم که میارمش.

11:30.791 --> 11:32.401
‫خوش اومدی.

11:32.401 --> 11:35.971
‫اسم من نوآ سایرس هست.

11:35.971 --> 11:38.931
‫نوآ سایرس؟

11:38.931 --> 11:41.151
‫اما، خب...

11:41.151 --> 11:44.151
‫مثلا، تو که...
‫تو که... تو که مُرده بودی.

11:44.151 --> 11:47.291
‫اون فقط نصف داستانه.

11:47.291 --> 11:48.811
‫اگه دوست داری به ما ملحق بشی،

11:48.811 --> 11:51.641
‫خوشحال میشم
‫بقیش رو برات تعریف کنم.

11:51.641 --> 11:53.811
‫نوآ سایرس بچه با استعدادی بود.

11:53.821 --> 11:56.431
‫بعد از مرگ پدر و مادرش،

11:56.431 --> 11:58.951
‫یه مدتی رو
‫پیش خواهر مادرش گذروند.

11:58.951 --> 12:00.261
‫اما انگار بهش بی توجهی میشده.

12:00.261 --> 12:01.821
‫ظاهرا اون زن
‫محدودیت های شدیدی میذاشته

12:01.821 --> 12:03.391
‫روی اینکه چقدر میتونه
‫بیرون از اتاق خوابش وقت بگذرونه.

12:03.391 --> 12:04.651
‫چه آدم باحالی بوده.

12:04.651 --> 12:06.391
‫مثل بقیه قاتلای زنجیره ای،
‫سایرس هم نشونه هایی

12:06.391 --> 12:08.311
‫از سایکوپاتی پیچیده رو
‫تو اوایل نوجوونیش نشون داد.

12:08.311 --> 12:10.221
‫و بعدش سال دوم دبیرستان،

12:10.221 --> 12:13.011
‫به جرم قتل معلم علومش دستگیر شد.

12:13.011 --> 12:15.101
‫دستگیر شد ولی محکوم نشد.

12:15.101 --> 12:17.191
‫درسته، چون قبل از دادگاه،

12:17.191 --> 12:19.011
‫تشخیص دادن اسکیزوفرنی داره...

12:19.011 --> 12:21.841
‫تشخیصی که بعدها مشخصا رفت زیر سوال.

12:21.841 --> 12:24.151
‫فیلم بازی کردن تو این مورد
‫باید خیلی سخت باشه،

12:24.151 --> 12:26.801
‫- مخصوصا واسه یه بچه ۱۵ ساله.
‫- اون بچه باهوشی بود.

12:26.801 --> 12:28.891
‫در واقع فقط سه سال رو
‫تو بخش روانپزشکی جوونا گذروند،

12:28.891 --> 12:30.761
‫جایی که یه دوره فشرده دید

12:30.771 --> 12:32.681
‫واسه بازی دادنِ آدمایی که
‫از نظر عاطفی آسیب پذیرن.

12:32.681 --> 12:34.721
‫آره. پس به جای اینکه درمانش کنن،

12:34.731 --> 12:37.641
‫بهش یاد دادن چطوری از بقیه استفاده کنه
‫تا به چیزی که میخواد برسه.

12:37.641 --> 12:38.991
‫عالی شد.

12:38.991 --> 12:40.471
‫تقریبا میترسم بپرسم،

12:40.471 --> 12:42.431
‫اما واسه روند
‫درمان گودالِ این یارو چی داریم؟

12:42.431 --> 12:44.521
‫اینا آخرین جلسات درمانیِ ضبط شده هستن

12:44.521 --> 12:46.651
‫که مال بیشتر از چهار سال پیشه.

12:46.651 --> 12:48.741
‫و شما حقیقت اخلاقی رو
‫چطوری تعریف میکنین دکتر،

12:48.741 --> 12:51.611
‫اگه حضورِ یه قدرت برتر رو در نظر نگیرین؟

12:51.611 --> 12:55.051
‫بدون اون،
‫چیزی که باقی میمونه هرج و مرجه...

12:55.051 --> 12:57.141
‫و شانس.

12:57.141 --> 13:01.881
‫من و شما، که این طرف میز نشستیم،
‫همین بحثمون...

13:01.881 --> 13:06.231
‫بذار ازت بپرسم،
‫ به نظرت اینا فقط از روی شانسه؟

13:06.241 --> 13:08.281
‫پس همه چیز از قبل تعیین شده؟

13:08.281 --> 13:12.151
‫هر چی مقدر باشه همون میشه.
‫تو فقط باید نقشت رو بازی کنی.

13:12.151 --> 13:14.981
‫و اونایی که کشتی چی؟
‫ اونا چه نقشی داشتن؟

13:14.981 --> 13:16.461
‫جدا کردنِ گندم از کاه.

13:16.461 --> 13:18.681
‫میبینی، داری گوش میدی، ولی نمیشنوی.

13:18.681 --> 13:21.901
‫این دیوارها، این زندان
‫فقط یه توقفگاه تو مسیرمه،

13:21.901 --> 13:24.641
‫یه سنگریزه توی کفشم.

13:24.641 --> 13:27.911
‫اون کسی که توی بنده تویی، دکتر.

13:27.911 --> 13:30.781
‫و تا وقتی حقیقتی که جلوی روته رو قبول نکنی،

13:30.781 --> 13:35.611
‫توی همین بند باقی میمونی.

13:35.611 --> 13:38.401
‫الان دیگه میخوام برم تو اتاقم.

13:38.401 --> 13:40.491
‫بهت...

13:40.491 --> 13:43.271
‫یکم وقت میدم تا روی چیزایی که
‫امروز اینجا یاد گرفتی فکر کنی.

13:43.271 --> 13:44.621
‫پسر، حتی تو زندان هم،

13:44.621 --> 13:46.491
‫این یارو جوری رفتار میکنه
‫انگار صاحب اونجاست.

13:46.491 --> 13:48.671
‫پس من هیچ پروتکل درمانی ای نمیبینم،

13:48.671 --> 13:50.281
‫حتی شماره ی سلولی که
‫توش نگه داشته میشده هم نیست.

13:50.281 --> 13:52.111
‫تمام اون سال ها تو گودال
‫داشتن باهاش چیکار میکردن؟

13:52.111 --> 13:54.201
‫هر کاری بوده، خیلی با احتیاط انجامش دادن.

13:54.201 --> 13:55.851
‫این همه خط تیره ی سیاه رو میبینی؟

13:55.851 --> 13:58.461
‫یعنی قطعا داری کاری رو میکنی که نباید بکنی.

13:58.461 --> 13:59.851
‫بچه ها؟

13:59.851 --> 14:02.421
‫بن ردِ پول نقدی که سایرس
‫تو آرایشگاه استفاده کرده بود رو زد.

14:02.421 --> 14:03.811
‫شماره سریال های روی اسکناسا

14:03.811 --> 14:05.681
‫نشون میده که دیروز

14:05.691 --> 14:07.771
‫از یه حساب عابربانک
‫متعلق به تایلر میکس برداشت شدن،

14:07.771 --> 14:10.781
‫یه مدیر ساخت و ساز اهل الگین.

14:10.781 --> 14:12.261
‫پس سایرس از این یارو دزدی کرده؟

14:12.261 --> 14:14.391
‫نه. اون یه دزد خرده پا نبود،
‫ اون بقیه رو بازی میداد.

14:14.391 --> 14:16.961
‫احتمالش بیشتره که تایلر رو متقاعد کرده باشه
‫که خودش پول رو بهش بده.

14:16.961 --> 14:20.961
‫اگه سایرس یه پیروِ جدید پیدا کرده،
‫بهتره که آماده باشیم.

14:24.401 --> 14:25.971
‫اف بی آی! تکون نخور!

14:25.971 --> 14:27.271
‫گرفتمش!

14:27.271 --> 14:28.361
‫روی زمین.

14:28.361 --> 14:29.531
‫روی زمین!

14:29.541 --> 14:30.621
‫دستات! دستات رو بیار بالا ببینم!

14:36.061 --> 14:37.111
‫خوبی؟

14:37.111 --> 14:38.801
‫خوبم. تو خوبی؟

14:38.811 --> 14:41.681
‫ایست! تکون نخور!

14:41.681 --> 14:44.201
‫تایلر، فقط میخوام بدونم سایرس کجاست.

14:44.201 --> 14:45.901
‫این کار رو نکن.

14:45.901 --> 14:47.381
‫نچ.

14:47.381 --> 14:50.291
‫گلوی اون آدم فریبکار، یه قبرِ بازه!

14:52.251 --> 14:56.001
‫نمیدونم چرا اونجا به حرفم گوش ندادی، رفیق.

14:56.001 --> 14:57.351
‫تایلر تیر خورده...

14:57.351 --> 14:58.871
‫تیر از تو بازوش رد شده.

14:58.871 --> 15:01.221
‫حس خوبی نداشت، نه؟

15:01.221 --> 15:03.531
‫نه.

15:03.531 --> 15:06.401
‫اسم من مامور ویژه ربکا هندرسون هست.

15:06.401 --> 15:08.881
‫- بهم شلیک کردی.
‫- آره، کردم.

15:08.881 --> 15:11.321
‫فکر کنم زنده بمونی ولی.

15:11.321 --> 15:13.231
‫سایرس کجاست؟

15:13.231 --> 15:15.621
‫در ساعت سیزدهم،
‫دیگه خبری از دروغ نخواهد بود،

15:15.631 --> 15:17.021
‫فقط رستگاری.

15:17.021 --> 15:18.321
‫هی، تایلر.

15:18.321 --> 15:19.891
‫سایرس اهمیتی به تو نمیده، باشه؟

15:19.891 --> 15:21.761
‫میدونم فکر میکنی میده، ولی نمیده.

15:21.761 --> 15:23.851
‫اون آخرش فقط به فکر خودشه،

15:23.851 --> 15:28.291
‫واسه همینه که تو الان
‫اینجا بسته شدی و اون بیرونه.

15:28.291 --> 15:29.941
‫کجاست؟

15:29.941 --> 15:31.641
‫بذار کمکت کنم.

15:31.641 --> 15:35.081
‫تو اصلا واسه من تره هم
‫خرد نمیکنی، مامور ویژه.

15:35.081 --> 15:37.251
‫فقط میخوای جلوی چیزی که داره میاد رو بگیری.

15:42.481 --> 15:45.051
‫خیلی خب،
‫دو ساعت دیگه قراره چه اتفاقی بیفته؟

15:45.051 --> 15:46.921
‫خواهی دید.

15:46.921 --> 15:50.351
‫تایلر، تو که نمیخوای
‫ به آدمای بی گناه آسیب بزنی.

15:50.361 --> 15:54.361
‫بهم بگو کجاست.

15:54.361 --> 15:55.881
‫اون همین جاست.

15:55.881 --> 15:58.411
‫- اوه.
‫- اون با منه.

15:58.411 --> 16:02.761
‫و واسه همینه که من
‫ نجات پیدا میکنم و وارد ملکوت میشم

16:02.761 --> 16:04.721
‫و تو خواهی سوخت.

16:04.721 --> 16:06.811
‫- باشه. - بکس.

16:06.811 --> 16:09.811
‫یه چیزی طبقه پایین هست که باید ببینی.

16:09.811 --> 16:11.991
‫من حواسم به دوستمون هست. - مرسی.

16:11.991 --> 16:14.771
‫هیچ کس نمیتونه جلوی
‫پیروزیِ اونایی که باور دارن رو بگیره.

16:14.771 --> 16:18.081
‫اشتباه اومدی داداش. بیا بریم.

16:18.081 --> 16:20.121
‫هی. از یامون چیزی فهمیدی؟

16:20.121 --> 16:21.601
‫سایرس هر کاری که داره میکنه،

16:21.601 --> 16:23.261
‫تایلر جوری در موردش
‫حرف نمیزنه انگار یه پیامبره.

16:23.261 --> 16:24.951
‫جوری حرف میزنه انگار اون یه منجیه.

16:24.961 --> 16:26.741
‫خب، اون به نوعی از مرگ برگشته دیگه.

16:26.741 --> 16:28.741
‫اینجور شستشوی مغزی رو من تو فرقه ها دیدم،

16:28.741 --> 16:30.091
‫ولی سال ها طول میکشه.

16:30.091 --> 16:32.091
‫سایرس چطوری انقدر سریع جذبشون میکنه؟

16:32.091 --> 16:34.011
‫نمیدونم چطوری این کار رو میکنه،

16:34.011 --> 16:36.011
‫اما فکر کنم میدونم اون و پیرواش

16:36.011 --> 16:38.621
‫واسه جشن سالگردشون چه نقشه ای دارن.

16:38.621 --> 16:41.061
‫- چی پیدا کردی؟
‫- بیا اینجا.

16:47.061 --> 16:48.801
‫اون یه بمب ساخته.

16:48.811 --> 16:51.421
‫آره، مشکل بزرگتر اینه که...

16:51.421 --> 16:52.981
‫اینجا نیست.

17:01.911 --> 17:04.211
‫آدما ازم پرسیدن که مُردن چه حسی داشت.

17:02.231 --> 17:04.431
‫ [ شش هفته قبل ]

17:04.911 --> 17:09.261
‫آیا یه تونل دیدم؟ صداهایی شنیدم؟

17:09.261 --> 17:12.131
‫آیا کل زندگیم از جلوی چشمام رد شد؟

17:14.611 --> 17:17.921
‫من هیچی ندیدم...

17:17.921 --> 17:21.181
‫چون هیچی وجود نداشت.

17:21.191 --> 17:24.581
‫من تو اون خلاء تنها بودم.

17:24.581 --> 17:28.111
‫با این حال، یه حسِ فوق العاده
‫معجزه آسا بهم دست داد...

17:30.061 --> 17:32.071
‫حسِ رهایی.

17:32.071 --> 17:34.551
‫زندگی فقط یه توهم بود.

17:34.551 --> 17:36.771
‫مرگ دیگه وجود نداشت.

17:36.771 --> 17:40.771
‫و من از دروازه های جهنم بلند شدم
‫تا خودم رو همونجوری که هستم ببینم.

17:40.771 --> 17:42.951
‫من خودِ حقیقت هستم

17:42.951 --> 17:46.041
‫در معجزه آساترین شکلِ انسانیش.

17:48.731 --> 17:53.131
‫و همه ی شما اینجا هستین تا شاهد باشین...

17:53.131 --> 17:56.481
‫شاهدِ شروع یه دوران جدید.

17:56.481 --> 18:00.221
‫اما اول...

18:00.221 --> 18:02.271
‫باید دورانِ قبلی رو پاک کنیم.

18:04.101 --> 18:06.061
‫آماده ای، برادر؟

18:14.411 --> 18:15.891
‫سایرس؟

18:15.891 --> 18:19.981
‫اون طرف، تو پاک و منزه خواهی بود.

18:28.591 --> 18:30.991
‫ [ زمان حال ]

18:28.951 --> 18:31.171
‫شرکت ساختمانیِ تایلر،
‫یعنی "مسا کانستراکشن"،

18:31.171 --> 18:33.001
‫یه مجوز داره که بهش اجازه میده

18:33.001 --> 18:35.001
‫مواد منفجره ی تخریب بخره و جابجا کنه.

18:35.001 --> 18:36.781
‫پیداش کردم.

18:36.781 --> 18:38.391
‫هفت هفته پیش،

18:38.391 --> 18:40.871
‫شرکتِ "مسا کانستراکشن" ۲۰۰ پوند
‫آمونیوم نیترات تحویل گرفته

18:40.871 --> 18:43.091
‫همون چیزی که چند سال پیش باعثِ

18:43.091 --> 18:44.531
‫اون انفجار تو بیروت شد.

18:44.531 --> 18:46.661
‫با اون میتونه یه
‫محله کامل رو با خاک یکسان کنه.

18:46.661 --> 18:48.361
‫صبر کن، همش این نیست. این رو ببین.

18:48.361 --> 18:50.931
‫یه سفارشِ خرید دیگه هم مال همون روز هست.

18:50.931 --> 18:52.671
‫مصالح ساختمونی؟

18:52.671 --> 18:54.761
‫چند تن تخته سه لا،
‫یه سری اره، چسب چوب، رنگ.

18:54.761 --> 18:56.801
‫کسی با تخته سه لا بمب نمیسازه.

18:56.801 --> 18:58.241
‫داره چی میسازه؟

18:58.241 --> 18:59.851
‫فعلا، به همین که کجا
‫داره میسازه هم راضی ام.

18:59.851 --> 19:02.201
‫ سفارش به یه انبارِ خالی
‫تو مرکز شهرِ الگین تحویل داده شده

19:02.201 --> 19:04.071
‫ایول، دمت گرم.

19:04.071 --> 19:06.031
‫- اوهوم.
‫- بذار این رو بدم به تیم.

19:19.611 --> 19:21.091
‫برو.

19:36.541 --> 19:38.411
‫حسنی.

19:53.601 --> 19:55.511
‫این دیگه چیه؟

19:55.511 --> 19:58.861
‫- این یه اتاق سفیده.
‫- آره، داریم میبینیم.

19:58.861 --> 20:00.391
‫تو قبلا اینو دیدی.

20:00.391 --> 20:04.091
‫اینا به شدت غیرقانونی هستن؛
‫یعنی نقض حقوق بشرن.

20:04.091 --> 20:05.911
‫ایران اوایل دهه ۲۰۰۰ از اینا استفاده میکرد

20:05.921 --> 20:08.871
‫واسه شکنجه ی خبرنگارا و مهره های دشمن.

20:08.871 --> 20:10.401
‫ "شکنجه"؟

20:10.401 --> 20:13.271
‫محرومیتِ کاملِ حسی.

20:13.271 --> 20:17.191
‫نگه داشتنِ آدما تو این اتاقا
‫باعث حملات پانیک و توهم میشه.

20:17.191 --> 20:19.931
‫بعضی ها بدنشون پر از زخم میشه

20:19.931 --> 20:21.541
‫فقط به خاطر فشار و استرسِ زیاد.

20:21.541 --> 20:25.061
‫این اتاقا جوری طراحی شدن
‫که آدما رو از نظر روانی خرد کنن.

20:25.061 --> 20:26.721
‫خردشون میکنن...

20:26.721 --> 20:28.371
‫یا مغزشون رو شستشو میدن؟

20:28.371 --> 20:30.111
‫آره، سایرس همینجوری این کار رو کرده...

20:30.111 --> 20:31.681
‫واسه همینه که انقدر سریع
‫آدما رو جذب میکرد.

20:31.681 --> 20:33.721
‫سایرس از کجا درباره این میدونست؟

20:33.731 --> 20:35.471
‫گودال.

20:35.471 --> 20:37.601
‫سایرس سلولِ شماره دار نداشت.

20:37.601 --> 20:40.301
‫یه اتاق مثل همینجا سلولش بود.

20:40.301 --> 20:43.081
‫مجبورش کردن سال ها توی این زندگی کنه؟

20:43.081 --> 20:44.951
‫من کلا دو دقیقه هست اینجام،
‫دارم دیوونه میشم.

20:44.951 --> 20:46.221
‫آره، منم همینطور.

20:46.221 --> 20:48.391
‫هی مورالس، ازت میخوام یه سرچی بزنی

20:48.391 --> 20:50.131
‫درباره اتاق سفید توی پرونده گودال،

20:50.131 --> 20:51.221
‫ببین چیزی پیدا میکنی یا نه.

20:51.221 --> 20:52.311
‫باشه.

20:52.311 --> 20:54.311
‫و جهت اطلاعتون، همین الان خبر رسید

20:54.311 --> 20:56.311
‫که سه تا پیروِ قدیمیِ سایرس

20:56.311 --> 20:58.141
‫- همشون فعلا غیبشون زده.
‫- باشه، گرفتم.

20:58.141 --> 20:59.361
‫باید به تمام ساختمون های فدرال

20:59.361 --> 21:01.621
‫توی ایالت هشدار بدیم.

21:01.621 --> 21:03.361
‫بن، همین الان با "دی اچ اس" تماس بگیر.

21:03.361 --> 21:05.151
‫جزییات نگو، فقط بهشون بفهمون که ما

21:05.151 --> 21:06.501
‫- اطلاعات موثقی داریم، باشه؟
‫- ردیفه.

21:06.501 --> 21:09.151
‫- منم به فرماندار زنگ میزنم.
‫- بکس، یه چیزی پیدا کردم.

21:09.151 --> 21:11.071
‫یه اشاره ای شده به یه مطالعه مخفیانه

21:11.071 --> 21:13.291
‫که توی اون یه مریض رو توی وضعیت مداومِ

21:13.291 --> 21:14.851
‫محرومیت حسی نگه داشتن.

21:14.851 --> 21:16.991
‫سوژه دچار توهم های خودخدابینی شده.

21:16.991 --> 21:19.901
‫تلاش های جدید روی استفاده از
‫"درمان راجری" تمرکز میکنه

21:19.901 --> 21:21.861
‫تا حد و مرزِ بزرگ منشیِ انسان رو تست کنه.

21:21.861 --> 21:24.121
‫- اوه، پسر.
‫- درمان راجری دیگه چیه؟

21:24.121 --> 21:26.471
‫درمان راجری یه نوع درمانِ مریض محوره

21:26.471 --> 21:28.871
‫که روی تاییدِ مثبتِ بی قید و شرط تمرکز داره،

21:28.871 --> 21:32.391
‫یعنی مریض هر چی فکر کنه،
‫درمانگر تاییدش میکنه.

21:32.391 --> 21:34.481
‫حالا اگه مریض از قبل دچارِ

21:34.481 --> 21:36.401
‫- توهم های خودخدابینی باشه چی؟
‫- آره دیگه.

21:36.401 --> 21:38.701
‫اون وقت درمانگر میگه آره،
‫زدی تو خال، حق با توئه.

21:38.701 --> 21:41.531
‫ویدیو رو الان برات میفرستم.

21:41.531 --> 21:44.061
‫اتاق سفید بهم یاد داد که تنها چیز واقعی

21:44.061 --> 21:47.281
‫یگانگیِ وجودِ منه.

21:47.281 --> 21:49.671
‫این لحظه، همین الان... - فلورنس.

21:49.671 --> 21:51.721
‫اتاق سفید همون دنیای واقعیه.

21:51.721 --> 21:55.371
‫زندان مثلِ اون بازیِ مونوپولی میمونه

21:55.371 --> 21:58.421
‫که بیرون از اینجا مجبورمون میکنن بازی کنیم.

21:58.421 --> 22:02.811
‫من به این زمین فرستاده شدم
‫تا این پیام رو پخش کنم.

22:02.811 --> 22:04.471
‫نوآ، ما هم عقیده ایم.

22:04.471 --> 22:06.601
‫فکر میکنیم داری پیشرفتِ فوق العاده ای میکنی.

22:06.601 --> 22:10.261
‫من توی اون محوطه نمُردم
‫چون من نمیتونم بمیرم.

22:10.261 --> 22:11.611
‫درسته.

22:11.611 --> 22:13.521
‫من نمیتونستم اسمِ رهبر الهی خودم رو بدونم

22:13.521 --> 22:14.871
‫چون اون اسم، اسمِ خودم بود.

22:14.871 --> 22:17.391
‫درسته. اسمش رو بگو.

22:17.391 --> 22:19.921
‫من، نوآ سایرس.

22:19.921 --> 22:22.401
‫مژده تو چیه، ای رهبر الهی؟

22:22.401 --> 22:25.011
‫آخرالزمان، آتیشِ جهنم،

22:25.011 --> 22:28.801
‫قضاوت ابدی برای همه
‫کسایی که من رو نمیپرستن.

22:28.801 --> 22:30.711
‫درسته.

22:30.711 --> 22:33.371
‫من هر چقدر که بتونم رو نجات میدم.

22:33.371 --> 22:36.061
‫درسته.

22:36.071 --> 22:38.111
‫ستایش بر نوآ.

22:38.111 --> 22:39.891
‫این یارو رسما رد داده.

22:39.901 --> 22:42.591
‫این دیگه واقعا افتضاحه، حتی واسه گودال.

22:42.591 --> 22:44.551
‫خیلی خب، پس سایرس
‫از یه کلاهبردار میرسه به جایی

22:44.551 --> 22:46.731
‫که فکر میکنه پیامبرِ یه خدای آخرالزمانیه،

22:46.731 --> 22:49.251
‫بعد تیر میخوره، 10 سال تو گودال میمونه،

22:49.251 --> 22:51.781
‫و بعدش فکر میکنه خودش همون خداست؟

22:51.781 --> 22:54.081
‫خب یه خدایی که روی آرماگدون تمرکز کرده

22:54.081 --> 22:56.561
‫کجا میره واسه منفجر کردنِ یه بمب؟

22:56.561 --> 22:59.481
‫یه جایی که بتونه پیامش رو برسونه،

22:59.481 --> 23:01.441
‫یه جای نمادین.

23:01.441 --> 23:04.351
‫باید سایرس و بمب رو
‫قبل از ساعت ۷:۰۱ پیدا کنیم.

23:04.351 --> 23:06.831
‫اگه فکر میکنه خداست...

23:06.841 --> 23:09.491
‫این بمب، آتیشِ جهنمش میشه.

23:16.411 --> 23:19.281
‫خیلی خب، کمتر از یک ساعت وقت داریم
‫قبل از اینکه سایرس خودش رو

23:19.281 --> 23:21.281
‫به عنوانِ منجیِ از مرگ برگشته
‫به دنیا نشون بده،

23:21.281 --> 23:25.551
‫و اون میخواد از اون بمب
‫استفاده کنه تا قدرتش رو ثابت کنه.

23:25.551 --> 23:27.861
‫همش هم به لطفِ گوداله.

23:27.861 --> 23:29.991
‫قهوه هنوز داغه.

23:29.991 --> 23:31.771
‫خیلی با عجله از اینجا زدن بیرون.

23:31.771 --> 23:33.561
‫بعید میدونم اتفاقی باشه.

23:33.561 --> 23:35.821
‫هی بچه ها، یه تصویر داریم.

23:35.821 --> 23:37.601
‫بن یه عکسِ دوربینِ مداربسته پیدا کرده

23:37.611 --> 23:40.221
‫که سایرس رو سوار یه کامیون
‫در حال حرکت به سمتِ جنوبِ جاده ۲۵ نشون میده.

23:40.221 --> 23:42.091
‫گرفتم. ما راه افتادیم.

23:42.091 --> 23:45.091
‫هی بچه ها. بیسیم قطع شد.

23:49.571 --> 23:51.531
‫هی، بیسیمِ تو هم قطع شده؟

23:51.531 --> 23:53.321
‫هی، میتونی مسیرِ کامیون رو از انبار چک کنی،

23:53.321 --> 23:55.541
‫ببینی سایرس چه ساعتی راه افتاده؟

23:55.541 --> 23:56.751
‫دارم انجامش میدم.

23:56.751 --> 23:59.971
‫اوم، طبق محاسباتِ من،

23:59.981 --> 24:02.761
‫کامیون ساعت ۵:۵۳ عصر از اونجا رفته.

24:02.761 --> 24:05.111
‫۵:۵۳؟

24:05.111 --> 24:07.021
‫همین الان برو یه جای خلوت.

24:14.601 --> 24:16.031
‫بکس، چی شده؟

24:16.031 --> 24:17.991
‫سایرس دقیقا همون زمانی از انبار زد بیرون

24:17.991 --> 24:20.301
‫که ما از خونه تایلر به سمتِ انبار راه افتادیم.

24:20.301 --> 24:22.611
‫فکر میکنی به سایرس آمار دادن؟

24:22.611 --> 24:24.131
‫یا خیلی خرشانسه،

24:24.131 --> 24:26.701
‫یا سایرس توی تیمِ ما یه جاسوس داره.

24:26.701 --> 24:28.521
‫ببین، تا وقتی مطمئن نشدی که
‫میتونی بهشون اعتماد کنی،

24:28.531 --> 24:30.571
‫کسی رو در جریان نذار، باشه؟

24:30.571 --> 24:32.881
‫باشه.

24:40.101 --> 24:42.301
‫[ 4 هفته قبل ]

24:42.761 --> 24:44.371
‫سلام، نورم.

24:52.461 --> 24:54.771
‫تو...

24:54.771 --> 24:56.811
‫تو واقعی هستی؟

24:56.811 --> 24:59.511
‫به اندازه روزی که به دنیا اومدی واقعیم.

24:59.511 --> 25:01.691
‫من کیم؟

25:01.691 --> 25:03.471
‫تو سایرسی.

25:03.471 --> 25:05.431
‫اون اسممه.

25:05.431 --> 25:07.521
‫من کیم؟

25:11.261 --> 25:13.571
‫تو...

25:13.571 --> 25:16.531
‫تو خودِ حقیقتی.

25:16.531 --> 25:19.441
‫میدونی نورم، اتفاقی نبود
‫که ما همدیگه رو پیدا کردیم.

25:19.451 --> 25:21.321
‫- آره، برادرم...
‫- اون فقط یه وسیله بود.

25:21.321 --> 25:24.971
‫هر کدوم از ما یه نقشی داریم
‫که باید بازی کنیم.

25:24.971 --> 25:27.541
‫واسه نقشِ خودت آماده ای؟

25:34.461 --> 25:37.161
‫کامیونِ سایرس همین الان
‫جلوی یه دوربینِ ترافیکی

25:37.161 --> 25:38.641
‫توی مرکزِ شهرِ آرورا دیده شد.

25:38.641 --> 25:40.811
‫آرورا؟ خب، یعنی بعد از
‫این همه داستان، هیچی عوض نشده؟

25:40.821 --> 25:42.561
‫هنوزم قصد داره دادگاه رو منفجر کنه؟

25:42.561 --> 25:44.081
‫نه، این همش بخشی از یه نقشه بزرگتره.

25:44.081 --> 25:45.381
‫فقط ما هنوز نمیدونیم چیه.

25:45.381 --> 25:47.861
‫اگه چیز دیگه ای پیدا کردین بهمون خبر بدین.

25:47.871 --> 25:50.041
‫هی، میدونی مورالس کجاست؟

25:50.041 --> 25:52.351
‫آخرین بار که دیدمش،
‫رفت بیرون که یه تلفن جواب بده.

25:52.351 --> 25:53.571
‫چیزی شده؟

25:53.571 --> 25:56.181
‫هیچی. به کارت برس.

26:19.721 --> 26:22.421
‫بن، یه لحظه وقت داری؟

26:22.421 --> 26:24.901
‫هی. پک دنبالت میگشت.

26:27.691 --> 26:30.951
‫قضیه چیه؟

26:30.951 --> 26:33.871
‫سایرس ممکنه یه آدمِ نفوذی
‫توی مرکز فرماندهی داشته باشه.

26:35.911 --> 26:37.521
‫جدی میگی؟

26:37.521 --> 26:39.661
‫دیدی که چقدر سریع میتونه
‫ آدمارو جذبِ خودش کنه.

26:39.661 --> 26:41.701
‫من سوابقِ خودت رو خودم چک کردم،

26:41.701 --> 26:44.141
‫اما خیلیا اینجا هستن که
‫انقدر باهاشون آشنا نیستم.

26:44.141 --> 26:46.101
‫میخوای آمارِ کسی رو دربیارم؟

26:46.101 --> 26:47.451
‫همه رو... برو اتاق سرور،

26:47.451 --> 26:49.141
‫پرونده ی پرسنلیِ تک تکِ کسایی

26:49.141 --> 26:51.281
‫که از وقتی تیم دوباره
‫جمع شده استخدام شدن رو زیر و رو کن.

26:51.281 --> 26:54.711
‫سرگرد، باید این رو ببینی.

26:54.721 --> 26:56.451
‫یه شبکه ی تلویزیونی محلی همین الان

26:56.461 --> 26:58.941
‫از سیستم پخش اضطراری
‫استفاده کرد تا این رو پخش کنه.

26:58.941 --> 27:00.721
‫اسم من پاپی پرکینزه.

27:00.721 --> 27:02.851
‫- کیا دارن اینو میبینن؟
‫- کل ایالت.

27:02.851 --> 27:05.461
‫8 دقیقه دیگه، یعنی ساعت ۷:۰۱،

27:05.461 --> 27:09.341
‫بشریت دهمین سالگردِ

27:09.341 --> 27:12.121
‫قتل عام ساعت سیزدهم رو جشن میگیره.

27:12.121 --> 27:14.431
‫بچه ها، به مشکل خوردیم.

27:15.911 --> 27:18.001
‫مورالس، باید همین الان اون پخش رو قطع کنی.

27:18.001 --> 27:19.871
‫دارم سعی میکنم، ولی سیستم اضطراری

27:19.871 --> 27:21.651
‫جوری طراحی شده که نشه قطعش کرد.

27:21.661 --> 27:23.871
‫اگه بتونم به ایستگاه "پی ای پی"
‫دسترسی پیدا کنم، میتونم جلوش رو بگیرم.

27:23.871 --> 27:25.571
‫چقدر طول میکشه؟

27:25.571 --> 27:27.311
‫- 10 دقیقه.
‫- نه، خیلی زیاده.

27:27.311 --> 27:28.841
‫ساعت تقریبا ۷ شده.

27:28.841 --> 27:30.051
‫کلا دو بلوک فاصله داریم.

27:30.051 --> 27:31.451
‫باید با تمام قوا بریم تو.

27:43.371 --> 27:45.461
‫هی، باید بیای اینجا.

27:45.461 --> 27:49.161
‫اوم، باشه. فقط دارم یه کاری رو ردیف میکنم.

27:56.251 --> 27:58.651
‫تو نباید اینجا باشی.

28:00.781 --> 28:03.171
‫چرا مورالس میخواست
‫خصوصی باهات حرف بزنه؟

28:03.171 --> 28:05.091
‫منظورت چیه؟

28:08.571 --> 28:10.571
‫تکون نخور.

28:19.931 --> 28:22.111
‫من امشب اینجام تا بهتون بگم

28:22.111 --> 28:24.931
‫که داستانِ ساعت سیزدهم

28:24.941 --> 28:26.331
‫هنوز تموم نشده.

28:26.331 --> 28:30.291
‫این داستان امشب از نو شروع میشه.

28:30.291 --> 28:31.851
‫از طریقِ همین امواج،

28:31.861 --> 28:34.381
‫درباره اون روز بهتون دروغ گفته شد.

28:34.381 --> 28:35.991
‫و از طریقِ همین امواج،

28:35.991 --> 28:39.691
‫حقیقت مایه پیروزیِ ما خواهد بود.

28:39.691 --> 28:42.261
‫مامان، بابا، نوزاد، مامان، بابا، نوزاد.

28:43.741 --> 28:45.651
‫حقیقت ابدیه، و حقیقت یه اسم داره.

28:47.221 --> 28:50.571
‫نوآ سایرس زنده هست.

28:50.571 --> 28:54.311
‫تمام امروز یه جای کار می لنگید.

28:54.311 --> 28:56.311
‫سایرس از اولِ راه،
‫توی هر قدم از ما جلوتر بوده

28:56.311 --> 28:58.661
‫و الان فهمیدم چرا.

28:58.661 --> 29:01.451
‫فکر میکنی من نفوذیم؟

29:01.451 --> 29:03.711
‫از کی تا حالا اسلحه با خودت حمل میکنی؟

29:18.641 --> 29:20.251
‫اسلحه!

29:30.741 --> 29:32.651
‫- هوام رو داشته باش!
‫- نه، وایسا بکس!

29:36.311 --> 29:38.011
‫دارم میرم جلو. هوام رو داشته باش.

29:38.011 --> 29:39.921
‫برو.

29:39.921 --> 29:43.581
‫اسلحه رو بذار زمین! بذارش زمین!

29:43.581 --> 29:45.621
‫پرتش کن این طرف. پرتش کن سمتِ من.

29:45.621 --> 29:48.411
‫بخواب روی زمین. بخواب روی زمین.

29:48.411 --> 29:51.331
‫داستانِ اون روز

29:51.331 --> 29:54.891
‫فقط توسطِ کسایی گفته شده
‫که میخواستن کلامِ الهیِ

29:54.901 --> 29:56.901
‫رهبرِ باشکوهِ ما رو ساکت کنن،

29:56.901 --> 29:59.591
‫تا داستانِ ساعت سیزدهم رو تموم کنن

29:59.601 --> 30:02.641
‫قبل از اینکه واقعا بتونه شروع بشه.

30:02.641 --> 30:06.601
‫اما من اونجا بودم تا شاهدِ
‫اون لحظاتِ سرنوشت ساز باشم.

30:06.601 --> 30:09.211
‫هیش.

30:09.211 --> 30:12.781
‫اون از اعماقِ جهنم برگشته،

30:12.781 --> 30:16.611
‫در حالی که نه دیوها یا سایه ها،
‫بلکه آدما ازش محافظت میکردن...

30:16.611 --> 30:19.741
‫دکترا، سربازایی که دستشون توی دستِ...

30:19.751 --> 30:22.441
‫دست ها بالا، همین الان.

30:22.441 --> 30:25.141
‫اینو ببینین.

30:25.141 --> 30:29.231
‫شک ندارم که یه مامور مخفیِ دولتیه.

30:31.541 --> 30:32.801
‫یه سلامی بکن.

30:32.801 --> 30:34.411
‫اونو خاموش کن.

30:34.411 --> 30:36.761
‫فکر نمیکنی جلوی این همه

30:36.761 --> 30:38.941
‫بیننده وفادار، کشتن من
‫صورت خوشی نداشته باشه؟

30:38.941 --> 30:40.721
‫از جلوی دوربین برو کنار.

30:40.721 --> 30:42.721
‫تکون بخوری، شلیک میکنم.

30:42.731 --> 30:45.211
‫بگو ببینم مامور،

30:45.211 --> 30:47.821
‫دلت نمیخواد خودتو معرفی کنی؟

30:47.821 --> 30:49.691
‫این یه خواهش نیست.

30:49.691 --> 30:51.471
‫بدو، بدو دیگه.

30:51.471 --> 30:53.301
‫لعنتی.

30:53.301 --> 30:55.961
‫برق... یکی نقشه
‫شبکه برق رو بده به من!

30:55.961 --> 30:57.831
‫اسلحه ات رو بنداز، همین الان.

30:57.831 --> 31:00.181
‫وگرنه چی، بهم شلیک میکنی؟

31:00.181 --> 31:03.571
‫دفعه قبلی که زیاد خوب پیش نرفت،
‫مگه نه؟

31:03.571 --> 31:07.661
‫حتما خیلی خطرناکم که اینجوری میکنی.

31:07.661 --> 31:08.921
‫بکس، برق داره قطع میشه.

31:08.931 --> 31:10.361
‫تقریبا پنج ثانیه وقت داری

31:10.361 --> 31:11.971
‫تا ژنراتور اضطراری وارد مدار بشه.

31:11.971 --> 31:13.541
‫یا شاید بخاطر اینه که
‫من یه چیزی میدونم

31:13.541 --> 31:17.281
‫که دولتتون دوست نداره
‫مردم بفهمن؟

31:17.281 --> 31:19.281
‫حالا.

31:24.461 --> 31:26.681
‫سلیطه. بهم شلیک کردی.

31:26.681 --> 31:29.161
‫تکون نخور.

31:29.161 --> 31:31.691
‫بکس، پخش برنامه رو قطع کردیم.

31:33.691 --> 31:36.521
‫یالا بچه ها، با من حرف بزنین.

31:36.521 --> 31:38.741
‫بگین که اون بمب رو پیدا کردین.

31:38.741 --> 31:40.651
‫شین همین الان داره
‫کامیون رو چک میکنه.

31:47.361 --> 31:48.701
‫یه جنازه هست.

31:51.711 --> 31:54.841
‫بمب کجاست؟

31:54.841 --> 31:56.711
‫یه چیزی کمه، نه؟

31:56.711 --> 32:01.591
‫بمب کجاست؟

32:01.591 --> 32:03.371
‫بمب کجاست؟

32:08.161 --> 32:10.381
‫اسم طرف جک دیویسه.

32:10.381 --> 32:12.811
‫جک دیویس؟

32:12.821 --> 32:14.341
‫جک دیویس.

32:14.341 --> 32:18.251
‫من خود حقیقتی ام که فرستاده شده
‫تا خوابیده ها رو بیدار کنه.

32:18.261 --> 32:21.911
‫آتیش جهنم من این توده های بی حس رو
‫به خودش میاره

32:21.911 --> 32:24.911
‫و با هم، سرنوشتمون رو پس میگیریم

32:24.911 --> 32:29.661
‫و این دولت سرکوبگر رو
‫شکست میدیم.

32:29.661 --> 32:32.401
‫مورالس.

32:32.401 --> 32:33.921
‫مورالس، بمب...

32:33.921 --> 32:36.231
‫بمب توی همین مرکز فرماندهیه!

32:36.231 --> 32:38.231
‫دیویس.

32:38.231 --> 32:41.281
‫به مامور اندرسون بگو
‫سایرس رو آزاد کنه

32:41.281 --> 32:44.721
‫و پخش رو وصل کنه،
‫وگرنه هممون رو میکشم.

32:47.281 --> 32:49.421
‫هی! هی! بذارش زمین.

32:49.421 --> 32:52.161
‫- ولش کن، نورم!
‫- بکش عقب.

32:52.161 --> 32:53.381
‫بکش عقب.

32:57.861 --> 33:01.601
‫اگه دستم رو از روی این دکمه بردارم،
‫کل این ساختمون میاد پایین.

33:08.831 --> 33:10.831
‫[ دیروز ]

33:11.481 --> 33:14.311
‫هی داداش...

33:14.311 --> 33:16.401
‫کجا داری میری؟

33:16.401 --> 33:18.271
‫سایرس داره منو میفرسته سر کارم.

33:18.271 --> 33:20.931
‫ "سر کار" ؟ واسه اون عروسک خیمه شب بازیا؟

33:20.931 --> 33:23.231
‫ما در حدی نیستیم که
‫ازش سوال بپرسیم، جک.

33:23.231 --> 33:25.061
‫ولی حق با تو بود.

33:25.061 --> 33:27.801
‫سایرس همه چیز رو عوض کرده.

33:27.801 --> 33:29.411
‫ممنونم.

33:29.411 --> 33:32.851
‫هی، هی، هی، هی. چه خبره؟

33:48.781 --> 33:50.781
‫داری برادرم رو مجبور به چه کاری میکنی؟

33:50.781 --> 33:55.131
‫من نمیتونم کسی رو مجبور به
‫کاری بکنم، جک.

33:55.141 --> 33:57.701
‫برادرت ایمان قوی ای داره،

33:57.701 --> 34:00.141
‫دقیقا همونجوری که خودت گفتی.

34:00.141 --> 34:02.751
‫واسه همین بود که انقدر
‫تشنه دیدنش بودی.

34:02.751 --> 34:05.541
‫همه ما یه نقشی داریم که بازی کنیم.

34:05.541 --> 34:09.101
‫باید فداکاریش رو جشن بگیریم.

34:09.111 --> 34:11.501
‫عمرا.

34:11.501 --> 34:14.021
‫نمیذارم نورم همچین کاری بکنه.

34:16.161 --> 34:18.241
‫جک، وایسا.

34:26.641 --> 34:30.521
‫جک، میدونم که
‫برادرت رو دوست داری.

34:39.001 --> 34:40.831
‫یه بلایی سرش بیارین.

34:40.831 --> 34:43.181
‫نذارین بقیه چیزی ببینن.

34:43.181 --> 34:46.841
‫خیلی کوته فکری.

34:46.841 --> 34:49.281
‫این فقط بخش سرگرم کننده است،
‫یه نمایشه.

34:49.281 --> 34:51.931
‫پیام من باز هم منتقل میشه.

34:51.931 --> 34:53.411
‫هی!

34:53.411 --> 34:54.721
‫تکون نخور.

34:54.721 --> 34:56.891
‫نمیدونی اگه بهم شلیک کنی
‫چی میشه؟

34:56.891 --> 34:59.201
‫آروم باشین همگی.
‫اسلحه هاتون رو بیارین پایین.

35:02.461 --> 35:04.331
‫بمب کجاست، نورم؟

35:04.331 --> 35:06.251
‫فکر کردی من احمقم؟

35:06.251 --> 35:08.691
‫هیچوقت به موقع پیداش نمیکنین.

35:08.691 --> 35:10.471
‫هی، دلتون میخواد همتون بمیرین؟

35:10.471 --> 35:13.691
‫پخش برنامه رو وصل کنین، همین الان!

35:13.691 --> 35:15.911
‫این کار رو میکنم.
‫من... من انجامش میدم.

35:15.911 --> 35:17.521
‫سرگرد مورالس.

35:17.521 --> 35:19.741
‫حق با اونه.

35:19.741 --> 35:23.401
‫حقیقت تنها چیزیه
‫که میتونه نجاتمون بده.

35:23.401 --> 35:25.881
‫سایرس همش دنبال حقیقته، مگه نه؟

35:25.881 --> 35:28.311
‫- آره، سایرس خود حقیقته.
‫- هه.

35:28.321 --> 35:29.751
‫اگه سایرس حقیقته،

35:29.751 --> 35:32.881
‫بهت گفت چرا برادرت رو کشت؟

35:32.881 --> 35:34.891
‫حرفات رو... باور نمیکنم.

35:34.891 --> 35:36.021
‫امم.

35:36.021 --> 35:37.981
‫واقعیت داره.

35:37.981 --> 35:40.721
‫واقعا متاسفم، نورم.
‫سایرس برادرت رو کشت.

35:40.721 --> 35:43.331
‫کاش میشد اینو
‫از زبون خودش بشنوی.

35:43.331 --> 35:44.681
‫داری دروغ میگی.

35:44.681 --> 35:46.901
‫ادعا میکنی میخوای منجی باشی،

35:46.901 --> 35:49.991
‫ولی یه نفرو با خونسردی میکشی.

35:49.991 --> 35:51.901
‫گوش کن.

35:51.901 --> 35:55.211
‫ما جنازه جک دیویس رو
‫پشت کامیونت پیدا کردیم.

35:55.211 --> 35:56.521
‫چرا؟

35:56.521 --> 35:58.561
‫.تو برادرش رو به یه ماموریت مرگبار فرستادی

35:58.561 --> 36:01.001
‫چرا جک رو کشتی؟ - چون حقمه.

36:01.001 --> 36:03.571
‫چوپان گله خودش رو صدا میزنه.

36:03.571 --> 36:05.741
‫جک رو کشتم چون دلم خواست.

36:05.741 --> 36:08.661
‫ایمانم این قدرت رو بهم میده.

36:08.661 --> 36:10.491
‫اصلا خبر ندارین
‫چه چیزایی در راهه.

36:10.491 --> 36:11.921
‫نه.

36:26.461 --> 36:28.421
‫بکس...

36:28.421 --> 36:31.121
‫گرفتیمش. تموم شد.

36:31.121 --> 36:33.941
‫قدرت من با یه نمایش
‫نشون داده میشه...

36:33.951 --> 36:36.081
‫بسه دیگه. رفیقت نورم رو گرفتیم.

36:36.081 --> 36:39.431
‫امروز قرار نیست چیزی هوا بره.

36:46.781 --> 36:49.661
‫عجب روزی بودا، نه؟

36:51.621 --> 36:54.141
‫من، خب... همین الان تماسم
‫با آدمام تموم شد.

36:54.141 --> 36:57.141
‫پلیس میگه که یه شاخه ای
‫از گروه ساعت سیزدهم

36:57.141 --> 36:59.321
‫کنترل یه شبکه تلویزیونی

36:59.321 --> 37:01.411
‫توی آرورا رو گرفتن.

37:01.411 --> 37:04.321
‫ولی کسی باور نمیکنه که
‫پاپی داشته راست میگفته.

37:04.321 --> 37:06.931
‫فکر میکنن بازم از این
‫دیوونه بازیای اینترنتیه.

37:06.941 --> 37:09.631
‫فقط این دفعه، اشتباه نمیکردن.

37:15.551 --> 37:18.031
‫گوش کن...

37:18.031 --> 37:20.471
‫من بهت حق میدم که خودت
‫تصمیم بگیری

37:20.471 --> 37:24.081
‫که درباره سرهنگ لازاروس
‫به شین بگی یا نه.

37:24.081 --> 37:26.081
‫میخوام بهش بگم.

37:26.081 --> 37:28.831
‫فقط یه سوال از خودت بپرس.

37:28.831 --> 37:32.131
‫شین با دونستن حقیقت
‫خوشحال تر میشه؟

37:38.401 --> 37:40.271
‫هی.

37:40.271 --> 37:42.541
‫تیم خنثی سازی بمب رو پشت
‫وانت نورم پیدا کردن

37:42.541 --> 37:45.281
‫که دم ساختمون پارک شده بود.

37:45.281 --> 37:48.371
‫واو، واقعا میخواست
‫هممون رو بفرسته هوا.

37:48.371 --> 37:50.631
‫آره، ولی نتونست.

37:50.631 --> 37:53.371
‫بخاطر تو، جن.

37:53.371 --> 37:56.811
‫من نه خدمت کردم، نه قبلا
‫توی عملیات بودم.

37:56.811 --> 38:00.771
‫این اولین باری بود که
‫اسلحه کشیدم.

38:00.771 --> 38:03.161
‫کارت...

38:03.171 --> 38:04.781
‫تحسین برانگیز بود.

38:06.601 --> 38:08.431
‫ممنونم، قربان.

38:08.431 --> 38:10.561
‫راستی اسم من جانه.

38:10.561 --> 38:13.391
‫- جاناتان میچل پک...
‫- پرونده ات رو خوندم.

38:13.391 --> 38:14.871
‫درسته.

38:14.871 --> 38:16.571
‫شما یه افسر اطلاعاتی هستین.

38:16.571 --> 38:18.701
‫اوهوم.

38:18.701 --> 38:20.091
‫منم مال شما رو خوندم.

38:20.101 --> 38:23.711
‫امم، باید مذاکره کننده بحران رو
‫به رزومه ات اضافه کنی.

38:25.451 --> 38:27.671
‫خلاصه، فردا میبینمت.

38:34.541 --> 38:36.071
‫فکر کنم گردنم رگ به رگ شد.

38:36.071 --> 38:37.851
‫آره، بهت گفتم که نباید اونجوری

38:37.851 --> 38:39.071
‫توی هواپیما بخوابی.

38:39.071 --> 38:40.941
‫عین این اسباب بازیا ولو میشی.

38:40.941 --> 38:43.201
‫ببین، من این طراوت جوونی رو
‫با بی خوابی کشیدن

38:43.211 --> 38:44.811
‫به دست نیاوردم، باشه؟

38:44.821 --> 38:46.601
‫ "طراوت جوونی" ؟ اسمشو
‫این گذاشتی؟

38:46.601 --> 38:48.171
‫این عرقای روی صورتت رو؟

38:48.171 --> 38:50.431
‫فکر کنم باید دیگه با خودم
‫چشم بند بیارم.

38:50.431 --> 38:52.521
‫ای بابا.

38:52.521 --> 38:55.301
‫- هی، به سلامتی.
‫- امم، به سلامتی.

39:00.441 --> 39:02.751
‫پسر، امروز واقعا خر تو خر بودا، نه؟

39:02.751 --> 39:06.101
‫طرف انگار معلم دینی بود
‫که اسید زده باشه.

39:08.101 --> 39:10.581
‫میدونستی بابای من کشیش بود؟

39:10.581 --> 39:13.281
‫نه بابا. بهم گفتی کلانتر بوده.

39:13.281 --> 39:14.841
‫کشیش بود.

39:14.851 --> 39:17.591
‫اون، خب... بلافاصله بعد کالج
‫رفت مدرسه مذهبی،

39:17.591 --> 39:19.681
‫حتی توی شهر خودمون کلیسا داشت.

39:19.681 --> 39:21.371
‫بعد یه روز،

39:21.371 --> 39:23.331
‫به مامانم میگه که اونایی که
‫داره هدایتشون میکنه

39:23.331 --> 39:25.731
‫به اندازه آدمای بیرون بهش
‫نیاز ندارن.

39:25.731 --> 39:27.471
‫واسه همین تصمیم گرفت بره
‫توی نظام و پلیس بشه

39:27.471 --> 39:29.861
‫چون فکر میکرد اونجوری
‫تاثیر بیشتری میذاره.

39:29.861 --> 39:31.341
‫خب، فکر میکنی...

39:31.341 --> 39:33.601
‫فکر میکنی ایمانش به تو هم
‫سرایت کرده؟

39:35.781 --> 39:39.131
‫آره. آره، فکر کنم.

39:39.131 --> 39:42.571
‫میدونی، تو هیچوقت درباره
‫پدر و مادرت حرف نمیزنی.

39:42.571 --> 39:46.311
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

39:46.311 --> 39:49.311
‫آره، حق با توئه.

39:49.311 --> 39:51.661
‫ببین، داشتم...

39:51.671 --> 39:53.621
‫داشتم به اون حرفی که زدی
‫فکر میکردم،

39:53.621 --> 39:56.151
‫درباره پیدا کردنِ مادر واقعیت.

39:56.151 --> 39:58.061
‫خیلی بهش فکر کردم.

39:58.061 --> 40:00.151
‫نباید اینو از تو یا تیم
‫مخفی میکردم.

40:00.151 --> 40:01.761
‫میخوام به حسنی بگم. به مورالس هم میگم.

40:01.761 --> 40:03.721
‫و...

40:03.721 --> 40:07.641
‫میخوام بدونی که بعد اون،
‫دیگه دنبالش نمیگردم.

40:07.641 --> 40:09.991
‫نمیخوای مادرت رو پیدا کنی؟

40:09.991 --> 40:11.991
‫همیشه این بخش ناشناخته رو
‫توی خودم داشتم، خب؟

40:11.991 --> 40:13.861
‫که فکر میکردم فقط وقتی
‫میتونم درکش کنم

40:13.861 --> 40:17.301
‫که بفهمم از کجا اومدم،
‫بچه کی هستم.

40:19.261 --> 40:21.221
‫اما...

40:21.221 --> 40:23.221
‫الان دارم به این فکر میکنم
‫که شاید اونی که هستی،

40:23.221 --> 40:25.571
‫همون کاریه که توی دنیا میکنی،
‫و منم که اینو انتخاب میکنم.

40:25.571 --> 40:28.661
‫من خودم رو تعریف میکنم، نه اون.

40:30.661 --> 40:33.621
‫فکر کنم با این قضیه مشکلی ندارم.

40:33.621 --> 40:35.531
‫منطقیه.

40:40.241 --> 40:41.671
‫چیه؟

40:43.111 --> 40:46.201
‫دارم تو رو تصور میکنم که داری
‫واسه خودت چشم بند میخری.

40:46.201 --> 40:48.981
‫اوه، فکر کردی من کی ام؟

40:48.981 --> 40:50.771
‫مگه من بچه مایه دارم؟

40:52.021 --> 40:56.021
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

40:56.051 --> 41:01.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

41:01.051 --> 41:11.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
